Group1-Topic5

8 views
Skip to first unread message

skardan

unread,
Nov 15, 2008, 11:02:42 AM11/15/08
to vaut_elearning
5.1 What are the “cognitive tools”? How do they simplify the learning
process?

مهدين ستوده

unread,
Nov 18, 2008, 12:55:10 AM11/18/08
to vaut_elearning
ابزارهاي ادراكي ابزارهايي هستند كه بمنظور تسهيل فرايند ادراك و فهم
مفاهيم بكار مي روند.
(Kommers, Jonassen, & Mayes, 1992). به بياني ديگر ابزارهاي ادراكي
ابزارهاي كامپيوتري و محيط هاي يادگيري هستند كه كه بعنوان همراهي هوشمند
براي فراگير طراحي شده اند تا او را به يادگيري موثر و مفهومي تشويق كرده
به او كمك كنند.
انواع بازي هاي كامپيوتري كه بمنظور ايجاد دانش و اگاهي طراحي شده اند،
ابزارهاي شبيه سازي و ... از نمونه هاي بارز اين ابزارها مي باشند.
اين ابزارها به يادگيرنده از طريق فعاليت هاي اموزشي و يادگيري پيچيده و
مهم كمك كرده و بنوعي قابل كنترل توسط يادگيرنده مي باشند چراكه
يادگيرنده بجاي حفظ كردم مطالب دانش اش را خودش توسط اين ابزارها ايجاد
مي كند. در اين فضا كامپيوتر ها شركايي هستند كه به يادگيرنده در استفاده
حداكثر از توانايي و ادراكي اش كمك مي كنند و او را به بكارگيري تفكر و
تجربه اش براي يادگيري بيشتر و بهتر تشويق مي نمايند.
بر اساس نظر Shim and Lee (2006), Lajoie (1993, p. 261) ابزارهاي ادراكي
به روش هاي زير به يادگيرنده در فرايند يادگيري كمك مي نمايند:
از فرايند هاي يادگيري مانند به ذهن سپاري و .. حمايت مي كنند
به بادگيرندگان اجازه مشاركت در فعاليت هاي يادگيري و اموزش را مي دهند
به يادگيرندگان امكان توليد و تست نظريه ها را در محيط حل مساله مي دهند
اين ابزارها ميتوانند براي پشتيباني از تفكر همراه با بازتاب و فيدبك كه
لازمه يادگيري مفهومي ست بكار روند
امكان ايجاد يادگيري همراه با چالش در مقابل يادگيري منفعل و بدون تلاش
را ايجاد مي كنند
كاربرد ابزارهاي چند رسانه اي بعنوان ابزارهاي ادراكي برانگيزنده بسياري
از تخصص ها و استعداد ها از قبيل مديريت پروژه، مهارتهاي تحقيقاتي، مهارت
هاي ارائه مطالب، و مهارتهاي عكس العملي در يادگيرندگان است
از جمله ابزارهاي ادراكي كه معلم مي تواند در كلاس درس خود مورد استفاده
قرار دهد مي توان به موارد زير اشاره نمود:
ديتابيس ها: براي ذخيره و بازيابي دانش در قالبي ساخت يافته كه به
يادگيرنده در مديريت اموخته ها و انچه قرار است بياموزند كمك مي كند-
مثال: Database management systems (DBMSs)
نقشه هاي مفهومي (concept map): براي بازنمايي فضايي مفاهيم بكار رفته و
به شبيه سازي ساختارهاي دانش كه افراد در مغز خود ايجاد مي كنند كمك مي
نمايد- مثال : Inspiration
صفحات گسترده (Spreadsheets): براي پشتيباني از تصميم گيري و حل مساله و
تحليل هاي what-if بكار مي روند- مثال : Excel
ابزارهاي شبيه سازي : براي تجسم مفاهيم و فعال سازي بيشتر سيستم هاي
ادراكي و حسي يادگيرنده ، افزايش كارايي در پروژه هاي تحقيقاتي و درك و
بيان بهتر عقايدي كه به روشهاي ديگر قابل توصيف نمي باشند – مثال :
MacSpartan
كنفرانس هاي كامپيوتري (ويدئو و وب كنفرانس) : مي توانند بشكل همزمان و
ناهمزمان انجام شوند – مثال: email، discussion boar...

http://projects.coe.uga.edu/epltt/index.php?title=Cognitive_Tools_in_the_classroom
http://edutechwiki.unige.ch/en/Cognitive_tool


ayoob sadeghiani

unread,
Nov 18, 2008, 2:51:50 AM11/18/08
to vaut_el...@googlegroups.com

انسان از آغاز آفرینش همواره به دنبال ابزارهایی بوده است که با کمک آن راحت‏تر زندگی کند. در بیشتر مواقع این ابزارها اول اختراع شده اند و بعداً قابلیت‏هایش کشف شده، یا این که انسان بعداً یادگرفته است بهتر از آن استفاده کند.

از دیگر سو، انسان همواره با نمادها و قرارداهای فرهنگی اجتماعی مواجه است که به صورت انباری در مغزش ذخیره شده است. وقتی که انسان با موضوعی برخورد می‏کند به این انبار مراجعه می‏کند و ابزارهای لازم را از این انبار برمی‏دارد و به تحلیل، حل مسأله، تعامل و ... می‏پردازد. ما می‏توانیم این انبار را جعبه ابزار مغز انسان بدانیم.

مغز اگر با فضای بیرون در ارتباط نباشد، چیزی به نام حافظه(جعبه ابزار) نخواهد داشت. در واقع مغز با تعامل با فرهنگ و جامعه، نمادها و قراردادهای(ابزارها) مختلفی را می‏شناسد و یاد می‏گیرد که چگونه از آن‏ها استفاده کند. هر چه تعداد این ابزارها بیشتر باشد و هر چه این جعبه ابزار به روزتر باشد، انسان راحت تر و حرفه‏ای تر زندگی می‏کند.

آموزش در واقع فرآیند به روزآوری و غنی کردن جعبه ابزار مغز است. با تعریف ساده‏ای می‏توان گفت ابزارهای ادراک(Cognitive Tools)، در واقع همین ابزارهای جعبه ابزار مغز هستند. گرچه آموزش خود یک فرآیند است که به غنی کردن ابزارهای ادراکی کمک می‏کند، انسان در فرآیند آموزش برای درک مطالب ارائه شده نیاز به ابزارهایی دارد که مطالب طرح شده را با جعبه ابزار مغز خود پیوند دهد. به عنوان مثال، پاورپوینت ابزاری است که با استفاده از نمادها و قراردهای مختلفی مثل پویانمایی و ... کمک می‏کند که فرآیند غنی شدن جعبه ابزار مغز سریع‏تر شود. در واقع ما از خود جعبه ابزار مغز(نمادها و قراردادهای حافظه)، در ابزاری به اسم پاورپوینت استفاده می‏کنیم و از این طریق ضمن تسریع فرآیند یادگیری راه را برای آموزش موضوعات پیچیده تر هموار می‏کنیم. پاورپوینت که یک ابزار است، دارای نسخه های مختلف بوده است. در نسخه های اولیه قابلیت هایی کمتری داشته است یا به دیگر سخن به راحتی نسخه‏های کنونی نمی‏توانسته نمادها و ابزارهای جعبه ابزار مغز را فراخوانی کند. در نسخه های اخیر انواع پویانمایی‏ها، فیلم ها و ... باعث شده که داده‏های مغز زودتر فراخوانی و همچنین زودتر غنی یا روزآمد شود.
در واقع آموزش فرآیند استفاد از ابزارهای ادراکی است برای غنی کردن ابزارهای ادراکی جعبه ابزار مغز!

mmkashani

unread,
Nov 20, 2008, 7:14:32 AM11/20/08
to vaut_elearning
ابزارهای شناختی( وابسته به دانش) را می توان مجموعه ای از ابزارها دانست
که یادگیرنده به منظور کارآموزی شناختی و مفاهیم به کار می برد.( البته
کارآموزی های شناختی با کارآموزی های متداول فرق می کنند ). این ابزارها
چارچوب تمامی فرایندهای مهم طرز بیان و بازتاب اندیشه را که بنیاد های
ساختمان دانش هستند را تشکیل می دهند. آنها یادگیرنده ها را قادر می
سازد تا با معنی تر فکر کنند و فرض کنند که مالک دانش خود هستند تا اینکه
دانش معلم را دوباره تولید کنند. مشکل عمده این است که اگر ما مفهوم این
فناوری ها را به پذیریم , پس تکلیف تمامی طراحان آموزشی و تعلیمی چه می
شود؟
برای مثال, فناوری های رایانه ای به عنوان ابزارهای شناختی, تغییر مهمی
از مفاهیم رایج فناوری ها را ارائه می دهند. در ابزارهای شناختی, اطلاعات
و هوشمندی, در ارتباطات آموزشی که برای انتقال موثر دانش به یادگیرنده ها
طراحی شده اند, انکود نمی شوند. با این ابزارها, طراحی رایج و فرایندهای
توسعه حدف می شوند. بنابراین, متخصصان ارتباطات آموزش با استفاده از این
فناوری ها فرایندهای یادگیری یادگیرندگان را از طریق ارتباطات و تعاملات
تجویز شده مجبور می کنند. در نتیجه فناوری ها از متخصصین گرفته شده و به
یادگیرنده ها داده می شود تا آن را به عنوان رسانه ها برای نمایش و بیان
آن چیزی که فهمیده اند استفاده کنند. وظیفه یادگیرنده ها همانند طراحان ,
استفاده از فناوری به عنوان ابزارهایی برای تجزیه و تحلیل دنیا, دستیابی
به اطلاعات, تفسیر و سازماندهی دانش شخصی خویش و آنچیزی را که دانسته اند
به دیگران ارائه کنند.

http://it.coe.uga.edu/itforum/paper1/paper1.html

Babak Tavassoli

unread,
Nov 22, 2008, 12:42:22 AM11/22/08
to vaut_el...@googlegroups.com

ابزار شناختی چیست و چگونه فرآیند یادگیری را ساده می نماید؟

برخلاف نظریه «یادگیری از طریق فناوری»، ابزار شناختی به «یادگیری همگام با فناوری» اشاره دارد: یعنی فناوری می تواند ابزاری تاثیرگزار با چشم انداز (رویکرد) بوم شناسانه در تفکر و یادگیری باشد. موضوع اصلی در این مبحث استفاده کاربردی از فناوری (و بطور مشخص کامپیوترها) به عنوان ابزار یادگیری شناختی (و نه صرفا در نقش رسانه آموزشی) است. در گذشته طراحان آموزشی از این ابزار با هدف طراحی مواد آموزشی استفاده می کردند، و این امر فقط کار یادگیرندگان را سخت تر می کرد، و تنها کسانی که از این روند طراحی سود می بردند خود طراحان آموزشی بودند (و نه یادگیرندگان).

به دلایل زیر فناوری میتواند علاوه بر رسانه آموزشی به عنوان ابزار شناختی نقش موثرتری در روند آموزش ایفا نماید:

1.       بسیاری از نتایج ارزشمند آموزشی زمانی بدست می آیند که دانشجو درصدد ارائه آنچه میداند (و یا یاد گرفته است) بر می آید. یادگیری بستر نیازمندی های کاربردی و وظایف ابزار شناختی است.

2.       محیط آموزشی و ابزار شناختی راهبردهای یادگیری شناختی و تفکر تاثیرگزار را در فرد یادگیرنده فعال می سازد. کسب و تعمیم دانش فرآیندی سازنده است، بنابراین با بکارگیری ابزار شناختی دانشجویان بجای تکرار دانسته ها در فرآیند ایجاد/ساخت دانش درگیر و سهیم می شوند و ساختار فکرشان از نوع انعکاسی به نوع تجربی تغییر می یابد.

با توجه به موارد بالا، ابزار شناختی فرآیندهای اساسی «ابراز و انعکاس» (که از اصول ساخت دانش محسوب می شوند) را تقویت نموده و یادگیرنده را قادر می سازد تا هدفمندتر فکر کند و به نوعی نسبت به دانش کسب کرده خود احساس تملک کند.

zohrabi

unread,
Nov 22, 2008, 5:41:21 PM11/22/08
to vaut_elearning
طبق دسته بندی بلوم یادگیری به سه صورت شناختی ، روانی و حرکتی می باشد.
در محدوده شناخت یادگیری دارای سطوح زیر است:
۱) دانش
۲) فهم
۳) کاربرد
۴) تحلیل
۵) ترکیب
۶) ارزیابی
در صورت رسیدن به سطوح بالاتر، یادگیری کامل تر ، ماندگارتر و مفیدتر
خواهد بود. هر نوع شیوه ای که برای آموزش بکار گرفته شود ، باید بتواند
حتی الامکان دستیابی سطوح بالای یادگیری را فراهم کند.
پیروان نظریه شناختی معتقدند که در یادگیری امور پیچیده باید به فرآیند
های شناختی توجه کرد . این نظریه پردازان می گویند هنگامی که یک فرد با
یک پدیده یا آموختنی روبرو می شود ف یک ساخت شناختی از آن در ذهن خود
تشکیل می دهد ، و آن را در حافظه خود ساخت و نگهداری می کند . سپس هرگاه
به پدیده مشابهی برخورد نمود با مرور و پردازش اطلاعات قبلی و مقایسه
آنها ف پاسخ مناسب را در برابر مسئله ظاهر می سازد .یکی از مظاهر این نوع
یادگیری، یادگیری نهفته است ، نوعی یادگیری که بر اثر مشاهده صورت می
گیرد و تا زمانی که فرد انگیزه ای نداشته باشد و یا با آزمونی مشابه
روبرو نشود ، آشکار نمی گردد . مردم خیلی از این مهارتها را به این شکل
می آموزند .

هر سیستم آموزشی دارای دو جنبه زیر است :
▪ محتوای آموزشی
منظور از محتوا ، مواد آموزشی و هر چیزی است که مطلب و مفهومی را به دانش
آموز منتقل کند و دانش آموز با دیدن ، شنیدن و یا خواندن آن چیزی
فراگیرد.و این همان مفهومی است که به آن اصطلاح Material (محتوای آموزشی)
داده شده می شود. در طراحی و تهیه مواد آموزشی باید توجه داشت :
ـ به قدر کافی جالب باشد تا دانش آموز بخواهد که آنرا یاد بگیرد. (Want
to learn)
ـ فعالیت های کافی برای کمک به یادگیری وجود داشته باشد(Learn by doing)
ـ فراهم کردن کانال های مختلف برای فیدبک به دانش آموز(giving feedback)
ـ دادن امکان هضم مطالب به دانش آموز و قدرت ارتباط دادن آن با دنیای
واقع (digst and relate)
▪ محیط آموزشی
منظور از محیط آموزشی ،فراهم کردن محیطی مجازی برای ارائه محتوای آموزشی
به دانش آموز و در حالت پیشرفته محیطی جهت ارتباط معلم با دانش آموز ،
دانش آموز با دانش آموز و معلم با معلم است و نیز امکان ایجاد محتوای
آموزشی و قرار دادن آن در دسترس دانش آموز ، می باشد. در طراحی چنین
محیطی باید به تمام جوانب آموزشی ، نکات مهم در افزایش سطح یادگیری و
استاندارد های تحصیلی توجه کرد. به طور کلی یک محیط آموزشی از جهات زیر
قابل ارزیابی می باشد:
۱) امکان تولید راحت محتوای آموزشی
۲) قابلیت انعطاف بالا در بکارگیری روش های آموزشی
۳) توانایی مدیریت دوره های آموزشی
۴) ابزارهایی برای فراهم کردن سطوح بالای یادگیری
۵) پشتیبانی از آزمون ها و مدیریت کارنامه
۶) فراهم کردن ارتباطات همزمان بین دانش آموزان و معلم و فضاهای کار
گروهی
۷) کیفیت بالای رابط کاربر و متناسب با سن و سلیقه دانش آموز
۸) سازگاری با دوره های تحصیلی موجود
۹) ابزار های گزارشگیری
۱۰) دسترس پذیری و قیمت پایین

mahdi kereshteh

unread,
Nov 24, 2008, 4:41:32 PM11/24/08
to vaut_elearning
ابزارهای شناسنده (Cognitive tools) به آموزش بوسیله ی فناوری اشاره
دارد. ابزارهای شناسنده، ابزارهای کامپیوتری به تسهیل فرآیند شناخت منجر
میشود.[1]
این ابزارها معمولا به مجموعه ای از ابزار گفته می شوند که به
یادگیرندگان در آموزش و شناخت خدمت رسانی می نماید [2]. آنها همه ی
فرآیندهای مهم طرز گفتار و بازتاب آن که اساس سازمان دانش است را چهارچوب
گذاری می نمایند. همچنین به یادگیرندگان قدرت میدهند تا معنادارتر فکر
کنند و حس مالکیت بر دانش خود را داشته باشند به جای آنکه دانش استاد را
کپی برداری نمایند. [3]
ابزارهای شناسنده به یادگیرندگان در درک مسائل آموزشی دشوار و تفکرات
حساس و سنگین کمک می نمایند. این ابزارها در اختیار یادگیرندگان هستند،
تا آنها دانش را بوسیله ی این تجهیزات، در ذهن خود بسازند و نیازی به حفظ
کردن اطلاعات در حافظه ی خویش نداشته باشند. پس در این دیدگاه سیستم های
کامپیوتری همکاری برای تحریک یادگیرندگان در استفاده از حداکثر توان
یادگیری می باشند. [4]
ابزارهای شناسنده، در چهار جهت به یادگیرنده (و یاددهنده) یاری می
رسانند:
1- جستجوی اطلاعات: ابزارها به دانشجویان در استخراج اطلاعاتی که برای
یادگیری نیاز به آن دارند کمک می نماید. ازجمله مثالهای این مورد،
پایگاه های داده و موتورهای جستجو می باشد.[5]
2- ارائه ی اطلاعات: ابزارها در ارائه ی موثر و معنادارتر مطالب کمک
شایانی می نمایند. به طور مثال می توان از سازمانده های گرافیکی و نقشه
های مفهومی نام برد. مثال کاربردی این دسته می تواند Powerpoint و
Microsoft Word باشد.[6]
3- سازماندهی دانش: این نوع از خدمات به دانشجویان از طریق در اختیار
گذاشتن ابزارهایی، برای ایجاد ارتباط بین اطلاعات ارائه شده و سازماندهی
و مرتب سازی آنها یاری می رساند. میتوان از صفحات گسترده (Spreadsheet) و
ابزارهای یادداشت برداری (Microsoft OneNote) به عنوان مثال نام برد.[7]
4- یکپارچه سازی دانش: این چنین ابزارها به دانشجویان امکان اتصال
اطلاعات جدید به دانش گذشته به منظور ساخت زنجیره ی بزرگتری از اطلاعات
را می دهند. مثال هایی از این خدمت میتواند ابزارهای اتصال و همچنین شبیه
سازی ها باشد. مثالهای عینی این دسته مباحثه ی برخط، کنفرانس الکترونیکی
و ویدیویی و پادکست است. [7]
[1]: http://edutechwiki.unige.ch
[2]: cognitive apprenticeships are different from regular
apprenticeships; see Collins, Brown, & Newman, 1989
[3]: David H. Jonassen,Technology as Cognitive Tools: Learners as
Designers, Pennsylvania State University
[4]: Jonassen, 1994
[5]: Kommers, P. A. M., Jonassen, D. H. & Mayes, T. M. (Eds.). (1992).
Cognitive Tools for Learning. (Vol. 81)
[6]: Brent Robertson, Laura Elliot, Donna Washington, Department of
Educational Psychology and Instructional Technology, University of
Georgia, 2007
[7]: Iiyoshi, T., Hannifin, M. J., & Wang, F. (2005). Cognitive tools
and student-centered learning:Rethinking tools, functions, and
applications. Educational Media International, 42, 281-296. Retrieved
February 19, 2007

On Nov 15, 7:02 pm, skardan <s.kar...@gmail.com> wrote:

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages