انسان از آغاز آفرینش همواره به دنبال ابزارهایی بوده است که با کمک آن راحتتر زندگی کند. در بیشتر مواقع این ابزارها اول اختراع شده اند و بعداً قابلیتهایش کشف شده، یا این که انسان بعداً یادگرفته است بهتر از آن استفاده کند.
از دیگر سو، انسان همواره با نمادها و قرارداهای فرهنگی اجتماعی مواجه است که به صورت انباری در مغزش ذخیره شده است. وقتی که انسان با موضوعی برخورد میکند به این انبار مراجعه میکند و ابزارهای لازم را از این انبار برمیدارد و به تحلیل، حل مسأله، تعامل و ... میپردازد. ما میتوانیم این انبار را جعبه ابزار مغز انسان بدانیم.
مغز اگر با فضای بیرون در ارتباط نباشد، چیزی به نام حافظه(جعبه ابزار) نخواهد داشت. در واقع مغز با تعامل با فرهنگ و جامعه، نمادها و قراردادهای(ابزارها) مختلفی را میشناسد و یاد میگیرد که چگونه از آنها استفاده کند. هر چه تعداد این ابزارها بیشتر باشد و هر چه این جعبه ابزار به روزتر باشد، انسان راحت تر و حرفهای تر زندگی میکند.
http://it.coe.uga.edu/itforum/paper1/paper1.html
ابزار شناختی چیست و چگونه فرآیند یادگیری را ساده می نماید؟
برخلاف نظریه «یادگیری از طریق فناوری»، ابزار شناختی به «یادگیری همگام با فناوری» اشاره دارد: یعنی فناوری می تواند ابزاری تاثیرگزار با چشم انداز (رویکرد) بوم شناسانه در تفکر و یادگیری باشد. موضوع اصلی در این مبحث استفاده کاربردی از فناوری (و بطور مشخص کامپیوترها) به عنوان ابزار یادگیری شناختی (و نه صرفا در نقش رسانه آموزشی) است. در گذشته طراحان آموزشی از این ابزار با هدف طراحی مواد آموزشی استفاده می کردند، و این امر فقط کار یادگیرندگان را سخت تر می کرد، و تنها کسانی که از این روند طراحی سود می بردند خود طراحان آموزشی بودند (و نه یادگیرندگان).
به دلایل زیر فناوری میتواند علاوه بر رسانه آموزشی به عنوان ابزار شناختی نقش موثرتری در روند آموزش ایفا نماید:
1. بسیاری از نتایج ارزشمند آموزشی زمانی بدست می آیند که دانشجو درصدد ارائه آنچه میداند (و یا یاد گرفته است) بر می آید. یادگیری بستر نیازمندی های کاربردی و وظایف ابزار شناختی است.
2. محیط آموزشی و ابزار شناختی راهبردهای یادگیری شناختی و تفکر تاثیرگزار را در فرد یادگیرنده فعال می سازد. کسب و تعمیم دانش فرآیندی سازنده است، بنابراین با بکارگیری ابزار شناختی دانشجویان بجای تکرار دانسته ها در فرآیند ایجاد/ساخت دانش درگیر و سهیم می شوند و ساختار فکرشان از نوع انعکاسی به نوع تجربی تغییر می یابد.
با توجه به موارد بالا، ابزار شناختی فرآیندهای اساسی «ابراز و انعکاس» (که از اصول ساخت دانش محسوب می شوند) را تقویت نموده و یادگیرنده را قادر می سازد تا هدفمندتر فکر کند و به نوعی نسبت به دانش کسب کرده خود احساس تملک کند.
هر سیستم آموزشی دارای دو جنبه زیر است :
▪ محتوای آموزشی
منظور از محتوا ، مواد آموزشی و هر چیزی است که مطلب و مفهومی را به دانش
آموز منتقل کند و دانش آموز با دیدن ، شنیدن و یا خواندن آن چیزی
فراگیرد.و این همان مفهومی است که به آن اصطلاح Material (محتوای آموزشی)
داده شده می شود. در طراحی و تهیه مواد آموزشی باید توجه داشت :
ـ به قدر کافی جالب باشد تا دانش آموز بخواهد که آنرا یاد بگیرد. (Want
to learn)
ـ فعالیت های کافی برای کمک به یادگیری وجود داشته باشد(Learn by doing)
ـ فراهم کردن کانال های مختلف برای فیدبک به دانش آموز(giving feedback)
ـ دادن امکان هضم مطالب به دانش آموز و قدرت ارتباط دادن آن با دنیای
واقع (digst and relate)
▪ محیط آموزشی
منظور از محیط آموزشی ،فراهم کردن محیطی مجازی برای ارائه محتوای آموزشی
به دانش آموز و در حالت پیشرفته محیطی جهت ارتباط معلم با دانش آموز ،
دانش آموز با دانش آموز و معلم با معلم است و نیز امکان ایجاد محتوای
آموزشی و قرار دادن آن در دسترس دانش آموز ، می باشد. در طراحی چنین
محیطی باید به تمام جوانب آموزشی ، نکات مهم در افزایش سطح یادگیری و
استاندارد های تحصیلی توجه کرد. به طور کلی یک محیط آموزشی از جهات زیر
قابل ارزیابی می باشد:
۱) امکان تولید راحت محتوای آموزشی
۲) قابلیت انعطاف بالا در بکارگیری روش های آموزشی
۳) توانایی مدیریت دوره های آموزشی
۴) ابزارهایی برای فراهم کردن سطوح بالای یادگیری
۵) پشتیبانی از آزمون ها و مدیریت کارنامه
۶) فراهم کردن ارتباطات همزمان بین دانش آموزان و معلم و فضاهای کار
گروهی
۷) کیفیت بالای رابط کاربر و متناسب با سن و سلیقه دانش آموز
۸) سازگاری با دوره های تحصیلی موجود
۹) ابزار های گزارشگیری
۱۰) دسترس پذیری و قیمت پایین
On Nov 15, 7:02 pm, skardan <s.kar...@gmail.com> wrote: