Group1-Topic8

15 views
Skip to first unread message

skardan

unread,
Dec 25, 2008, 12:58:16 PM12/25/08
to vaut_elearning
compare and contrast "behaviorism" and "constructivism" approaches in
learning.

مهدين ستوده

unread,
Dec 30, 2008, 12:09:34 AM12/30/08
to vaut_elearning
Behaviorism يا رفتارگرايي و Constructivism يا ساختارگرايي دو نوع طراحي
اموزشي هستند.
رفتارگرايي نظريه ايست كه بر مبناي ان يادگيري زماني اتفاق مي افتد كه
رفتارهاي جديد و يا تغييراتي در رفتارها، در نتيجه پاسخ يك شخص به يك
محرك ايجاد مي شوند.
در يك كلاس رفتارگرا معلم اهداف را بيان كرده انها را به مراحلي خرد مي
كند كه فراگيرنده را به سمت يك رفتار مطلوب هدايت مي كنند. رفتارگرايان
با يك مهارت سطح پايين آغاز مي كنند و مهارتهايي با سطوح بالاتر ايجاد مي
نمايند.اشكال اصلي اين نوع طراحي اموزشي اين است كه بيشتر دانشجويان
علاقمند به فرايند يادگيري نمي باشند و انرا فرايندي خسته كننده مي
دانند. دروس فقط بر مهارتهاي يادگيري متمركزند و افراد يا گروه ها خودشان
مسول يادگيري خود هستند و از اموزشهاي ايزوله و بي ارتباط با دنياي واقعي
و سپس ازمونهايي با سوالاتي با پاسخ هاي مورد انتظار استفاده مي شود.
اين روش در مواردي مفيد است كه حفظ كردن و به خاطر سپاري اطلاعات لازم و
مفيد است .
ساختار گرايي يا constructivism يادگيري ست كه در فرايندي اتفاق مي افتد
كه افراد در ان عقايد و مفاهيم جديدي را بر اساس دانش و تجربه قبلي شكل
مي دهند.
در يك كلاس ساختارگرا افراد به ايجاد دانش از طريق تلاش و كار براي حل
مسائل واقعي، و غالبا به روش مشاركتي و گروهي مي پردازند. معلمان مسايل
پيچيده و بامعني را در كلاس مطرح و راه حل را از دانشجو خواسته به بحث مي
گذارند.
تمركز بر روي تلاش و انگيزه فراگيرنده براي يادگيري و اعمال مطالب
اموخته شده در دنياي واقعي ست.
ساختارگرايان تلاش مي كنند روابط مطالبي را كه فراگيران مي اموزند به
انها نشان دهند و از انها خواسته مي شود تا خودشان سعي كنند دانش جديدي
ايجاد كنند نه اينكه همه چيز را از معلم دريافت نمايند.
نحوه ارزيابي در اين نوع اموزش بشكل تحقيق و توسعه، سوالات open-ended،
ارزيابي اثربخشي و .. بجاي روشهاي سنتي ارزيابي و ازمون است.
بسياري از اساتيد مزاياي ساختارگرايي را نسبت به رفتارگرايي برشمرده
معتقدند اين روش بدليل حفظ معاني و مفاهيم در ذهن فراگير و كاربرد ان در
حل مسائل مفيد تر است.
بنظر من يك محيط ايدال يادگيري محيطي ست كه در ان برخي الگوهاي كلاس
رفتارگرا با يادگيري اكتشافي كه در يادگيري ساختارگراست تركيب شوند.

Ginger Russell- Constructivist vs. Behaviorist -November 6, 2002


ayoob sadeghiani

unread,
Dec 30, 2008, 7:17:03 AM12/30/08
to vaut_el...@googlegroups.com

ساختارگرایی، نظریه‏ای است که دانش‏آموزان را به عنوان دانشمندان کوچک می‏بیند. ساختارگرایی به دانش‏آموزان اجازه می‏دهد در محیط سیر و گردش کنند، با آن تعامل کنند و از آن یاد بگیرند. آموزگار ساختارگرا نقش یک پشتیبان را ایفا می‏کند، و دانش‏آموزان در صورت نیاز از او کمک می‏گیرند. آموزگار در واقع نقش رهبری که دانش‏آموز از او پیروی کند را ندارد. ساختارگرایی همچنین تفاوت‏های دانش‏آموزان را می‏بیند و چیزهایی که آن‏ها از تعاملاتشان می‏آموزند را مد نظر قرار می‏دهد.. این که هر کسی هر چیزی را با یک نرخ خاص و با یک راحتی خاص نمی‏آموزد مد نظر قرار می‏گیرد.

رفتارگرایی در واقع نظریه‏ای است که معتقد است افراد با جریمه و پاداش، تدریس می‏شوند. این نظریه نسبت به نظریه‏ی دیگر تکرارشونده‏تر است به این دلیل که این نظریه اغلب درگیر استفاده از روش آموزش-و-تمرین(اصلی‏ترین روش آموزش) است. در رفتارگرایی معلم مرکز ثقل کلاس درس است و دانش‏آموزان باید دقیقاً از چیزهایی پیروی کنند که معلم به آن‏ها ارائه می‏کند.

با توجه به توضیحات فوق پرواضح است که آینده‏ی آموزش، خصوصاً آموزش مجازی، استفاده‏ی بیشتری از مکتب ساختارگرایی خواهد داشت.

mmkashani

unread,
Dec 30, 2008, 1:16:24 PM12/30/08
to vaut_elearning
رفتار گرایی ریشه در روان شناسی داشته و خیلی شبیه با تجارب کلاسیک مشهور
می باشد به طوریکه دانشجو در اثر تحریک خاصی تعلیم گرفته و به تواند پاسخ
مورد نظر را ارائه دهد. رفتارگرایی توصیف می کند که رفتارها مبتنی بر
تشویق و تنبیه هستند و فقط با محرک و پاسخ آن مرتبط می باشند. افکار,
احساسات یا رویدادهای غیرقابل مشاهده در تئوری رفتارگرایی, نامربوط
هستند. تاکنون رفتارگرایی در تضاد با دیگر تئوری ها بوده که عوامل فوق را
با ارزش می دانند. بنابراین امروزه نیاز می باشد تا در چرخه تعلیم و
تربیت, استاندارد حالت برای توقع یادگیرندگان فراهم شود. دومین شرط
یادگیری این است که دانشجویان نیاز دارند تا بدانند که چه می خواهند.
ساختارگرایی , تئوری یادگیری است که توسط انعکاس تجارب ما به اثبات می
رسد. در واقع ما درک و فهمیدن خود را می سازیم و در این فعالیت,
دانشجویان فراخوانده می شوند تا در باره چرخه های مختلف فکر کنند. آنها
نیاز دارند تا تجارب خود را منعکس کنند. در این تئوری, ابداعات و خلاقیت
مورد تشویق قرار می گیرد. ساختارگرایی با رفتارگرایی متفاوت بوده ولی می
تواند با تئوری شناختی شبیه باشد زیرا در هردو تئوری, از دانشجویان
خواسته می شود تا به تجارب قبلی خود متصل شوند.
Richard Parenti ,”Applying Multiple Learning Theories in a Single
Lesson”

zohrabi

unread,
Dec 30, 2008, 3:56:53 PM12/30/08
to vaut_elearning
يادگيري داراي دو تعريف است: يكي به تغيير رفتار نمايان و ديگري به
استعداد يا توانمندي در پاسخ دادن اختصاص مي‌يابد. اما روان‌شناسان
عصب‌گرا يادگيري را تغيير در ساختار فيزيولوژي اعصاب مي‌دانند كه از
توانمندي ابزار پاسخ پديد مي‌آيد.
در ابتدا، سيستمهاي يادگيري رايانه‌اي بر اساس رويكرد رفتارگرايان
(behaviorist) به يادگيري، طراحي مي‌شد. مكتب فكري رفتارگرايي، تحت تأثير
انديشه‌هاي ثرندايك، پاولوف، و اسكينر بود. در اين مكتب، يادگيري به
عنوان تغيير در رفتار قابل مشاهده كه به سبب محرك خارجي در محيط، تلقي
مي‌شود. رفتارگرايان مدعي‌اند كه اين رفتار قابل مشاهده است كه نشان‌
مي‌دهد كه آيا يادگيرنده چيزي را يادگرفته است يا خير، و نه آن چيزي در
سر او مي‌گذرد. در مقابل برخي مربيان آموزشي اظهار مي‌دارند كه همه
يادگيريها قابل مشاهده نيست و آنچه در رفتار مشاهده مي‌شود فقط يك بخش از
يادگيري است.
سعید ظهرابی 85231541

Babak Tavassoli

unread,
Jan 2, 2009, 5:46:21 AM1/2/09
to vaut_el...@googlegroups.com

موارد تشابه و تضاد رویکردهای «رفتارگرایی» و «ساختارگرایی» در آموزش چیست؟

نقطه اتحاد و تشابه تمامی فرم های ساختارگرا این نکته است که اشیا و واقعیت در آنها با طبیعتی محتوم و غیرقابل بازگشت دیده نمی شوند، بلکه اشیا با نوع ساخت آنها توسط انسان و فعالیت های انسانی معنا پیدا می کنند. ساختارگرایی اغلب در برابر رفتارگرایی (و حتی مدلهای "انتقالی" آموزش قرار میگیرد)، زیرا در این دو دیدگاه انسان گیرنده منفعل اطلاعات نشان داده می شود. گاهی این تضاد در قالب شناخت گرایی نیز توضیح داده شده است. پس از موضع رفتارگرایی، شناخت گرایی فطرت فعال انسان را در ارکان کاری خود دخیل نموده، و اجازه می دهد تا هویت ذهنی در تعریف و تعبیر فعالیت انسان وارد شود، و بدین وسیله افکار، مفاهیم، و برنامه ها در قالب اصطلاحات علوم اجتماعی و فرآیند آموزشی مطرح می گردند. اما نکته مهم این است که در این گرایش همچنان یادگیری انسان برگامهایی از پیش تعیین شده و مراحل نیمه-مکانیکی استوار بود. بر طبق این دسته بندی، ساختارگرایی یک قدم پیش تر رفته و تاکید خود را بر فطرت غیرقابل پیش بینی و آزاد فعالیت و یادگیری انسانی قرار داده است.

mahdi kereshteh

unread,
Jan 4, 2009, 3:19:41 PM1/4/09
to vaut_elearning
در قرن گذشته سه نظریه برای طراحی آموزشی ارائه شده است که به طور کلی با
هم متفاوت می باشند.
1- Behaviorism یا رفتارگرایی که تئوری های آن در ابتدای قرن بیستم توسط
B.F. Skinner, R.F. Mager, R. M. Gagne’, M.D. Merrill طرح شده و فلسفه ی
آن بر مبنای نگهداری معانی موجود در دنیای واقع بدون دخالت دادن تجربیات
شخصی در آن می باشد. در این نظریه هدف از یادگیری، دانستن موجودیت ها،
خواص، و ارتباطات دنیای واقعی می باشد.
موضوعات اصلی در این نظریه شامل موارد زیر است
الف- یک تعریف از شرایط مسئله
ب- تشریح وظایف یادگیرنده که از وی اجرای آن انتظار می رود
ج- دنباله ای از اعمال که یادگیرنده می بایست جهت نشان دادن یادگیری آنها
را انجام دهد.
د- وجود یک معیار موفقیت برای هر یک از انتظارات
استاد در این روند موظف به ارائه ی اطلاعات دسته بندی شده و ارزیابی
میزان دانش یادگیرندگان می باشد.
وظیفه ی یادگیرنده مشاهده ی اطلاعات و ارائه های قدم به قدم و استفاده ی
از آنها جهت ارائه ی نمایش هایی است که صحت مدل ذهنی وی را مشخص نماید.
فعالیت ها در این روند شامل خواندن، بازبینی، و تحلیل متون و مواد آموزشی
است. خبری از همکاری گروهی یا بحث نمی باشد.
ارزیابی ها توسط آزمون یکسان همراه با کمی تاکید بر روی نتیجه گیری و
کارایی می باشد.
2- Cognitivism شناخت گرایی که بر خلاف رفتارگرایی به جای رویدادهای
ایزوله و مجرد، به روندها و الگوها توجه می نماید. این نظریه توسط Jerome
Bruner و Lev Vygotsky در اواسط قرن بیستم مطرح گردید. (بحث در مورد این
نظریه موضوع سوال نمی باشد.)
3- Constructivism یا ساختارگرایی توسط J. Dewey و J. Piaget و Knowles
تئوری پردازی شده و از اواخر قرن بیستم مورد قبول مجامع آموزشی قرار
گرفته است. فلسفه ی این نظریه در تحمیل معانی توسط یادگیرنده به دنیای
واقعی و در نتیجه ساختن دانش شخصی و منحصربه فرد خویش نهفته است.
موضوعات کلیدی در این نظریه شامل این موارد است:
الف- یادگیرندگان نیاز به فرصت هایی برای تشریح و تجربه ی اهداف و مقاصد
دارند
ب- تمرکز بیشتر روی فرآیندها و تعاملات است و کمتر بر آنچه به عنوان
نتیجه حاصل می شود دقت می شود.
ج- خروجی ها بیشتر به عنوان یک دیدگاه متعارف جدید تشریح می گردند و نه
یک نتیجه ی فعالیت مشخص که فرد انجام داده است.
استاد در اینجا مسئول تهیه ی محیط آموزشی و همکاری با یادگیرندگان در جهت
تشویق آنها به همگرای نتایج و ایجاد همکاری بین آنها است. استاد یک تسهیل
کننده و معمار آموزشی است.
یادگیرندگان موظف به کاوش در محیط آموزشی با همگامی با دیگران و ساخت
معانی از نتایج تجربیات است.
فعالیتها بر بحث و مذاکره و همکاری گروهی یادگیرندگان تمرکز دارد. به
کاربردن اصول در بررسی های موردی و پروژه ها، سوالات ته-باز و مسائل با
شرایط و نیازمندیهای دنیای واقعی از دیگر فعالیت های در این روند آموزشی
است.
روند ارزیابی شامل گزارش دهی بر مبنای تجربیات معتبر و فعال، فعالیت های
عملی و پروژها، و تمرکز بر تعاملات، بازتاب ها، و همکاریهای گروهی
یادگیرندگان است. ارزیابی به جای محصولات نهایی با برنامه ی آموزشی
درآمیخته است.
Criterion-Referenced Instruction, Robert Mager www.hfni.gsehd.gwu.edu/~tip/mager.html
Critical Elements for Developing Electronic Courseware from the
Perspective of a Radical Behaviorist. John Ross,
www.music.vt.edu/students/jdross/RB/Behaviorism.html
An Electronic Textbook on Instructional Technology: Behaviorism. Irene
Chin. www.coe.uh.edu/~ichen/ebook/ET-IT/behavior.htm
Constuctivism. University of Colorado at Denver., http://
carbon.cudenver.edu/~mryder/itc data/constructivism.html
Essays on constructivism and education. Maryland Collaborative for
Teacher Preparation., www.inform.umd.edu/UMS+State/UMD-Projects/MCTP/WWW/Essays.html
An Electronic Textbook on Instructional Technology: Constructivism.
Irene Chin., www.coe.uh.edu/~ichen/ebook/ET-IT/cognitiv.htm

tct...@yahoo.com

unread,
Jan 7, 2009, 6:41:37 AM1/7/09
to vaut_elearning
مجید مزرعه

تئوری های آموزش Constructive ، آموزش و یادگیری را به عنوان فرایند ها
و قدم هایی که آموزش گیرنده در مقابل اطلاعات جدید طی می کند معرفی می
نمایند. هر آموزش گیرنده یک معنی و ساختار جدید در مقابل اطلاعاتی که در
یافت می کند می سازد. به عبارت دیگر دانشی که ارایه می گردد و دانشی که
در ذهن هر کدام از آموزش گیرندگان تولید می گردد متفاوت است .
برای پشتیبانی از راهبرد های مبتنی بر Constructivism و افزایش اثر دهی
آنها باید هنگام آموزش مجموعه آموزشی
(learning communities) ایجاد گردد. و در طی فرایند های همکاری آموزشی
collaborative learning آموزش گیرنده ها به نحوی هدایت شوند که آموزش را
از طریق گروه و با همکاری هم دریافت نمایند تا حتی الامکان دانش دریافت
شده توسط تک تک آموزش گیرندگان نزدیک به هم باشد. یکی از روشها سنتی
constructive همان مباحثه ساده استاد و دانشجو بوده که استاد موضوعی را
مطرح کرده و به تدریج آموزش گیرندگان را به بحث دعوت کرده و فرایند را به
گونه ای هدایت می کند که تنیجه حاصل بین همه دانشجویان شبیه به هم باشد.
Behaviorism
این متد ها مشخصا در مورد تغیرات رفتاری قابل اندازه گیری دانشجویان
تمرکز دارند و به سئوالاتی در مورد اثر محیط بر دانشجو ، فعال یا منفعل
بودن دانشجو و موارد رفتاری قابل اندازه گیری دانشجو در محیط آموزش و
هنگام دریافت آموزش می پردازند.
به نوعی تئوری Behaviorism اعتقاد دارد افراد را با روشهای تنبیه و
تشویق و اندازه گیری این روش های بر روی افراد می توان آموزش داد.


http://en.wikibooks.org/wiki/Blended_Learning_in_K-12/Pedagogical_Models-_blending_constructivism,_behaviorism_and_cognitivism
http://www.buzzle.com/articles/educational-approach-in-constructivism-and-behaviorism-.html

Babak Tavassoli

unread,
Jan 11, 2009, 2:49:06 PM1/11/09
to vaut_el...@googlegroups.com

-----Original Message-----
From: vaut_el...@googlegroups.com
[mailto:vaut_el...@googlegroups.com] On Behalf Of skardan
Sent: December-25-08 9:28 PM
To: vaut_elearning
Subject: [e-l]:118 Group1-Topic8

E-learning; discussion 08 (Group-1).pdf
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages