Ginger Russell- Constructivist vs. Behaviorist -November 6, 2002
ساختارگرایی، نظریهای است که دانشآموزان را به عنوان دانشمندان کوچک میبیند. ساختارگرایی به دانشآموزان اجازه میدهد در محیط سیر و گردش کنند، با آن تعامل کنند و از آن یاد بگیرند. آموزگار ساختارگرا نقش یک پشتیبان را ایفا میکند، و دانشآموزان در صورت نیاز از او کمک میگیرند. آموزگار در واقع نقش رهبری که دانشآموز از او پیروی کند را ندارد. ساختارگرایی همچنین تفاوتهای دانشآموزان را میبیند و چیزهایی که آنها از تعاملاتشان میآموزند را مد نظر قرار میدهد.. این که هر کسی هر چیزی را با یک نرخ خاص و با یک راحتی خاص نمیآموزد مد نظر قرار میگیرد.
رفتارگرایی در واقع نظریهای است که معتقد است افراد با جریمه و پاداش، تدریس میشوند. این نظریه نسبت به نظریهی دیگر تکرارشوندهتر است به این دلیل که این نظریه اغلب درگیر استفاده از روش آموزش-و-تمرین(اصلیترین روش آموزش) است. در رفتارگرایی معلم مرکز ثقل کلاس درس است و دانشآموزان باید دقیقاً از چیزهایی پیروی کنند که معلم به آنها ارائه میکند.
با توجه به توضیحات فوق پرواضح است که آیندهی آموزش، خصوصاً آموزش مجازی، استفادهی بیشتری از مکتب ساختارگرایی خواهد داشت.
موارد تشابه و تضاد رویکردهای «رفتارگرایی» و «ساختارگرایی» در آموزش چیست؟
نقطه اتحاد و تشابه تمامی فرم های ساختارگرا این نکته است که اشیا و واقعیت در آنها با طبیعتی محتوم و غیرقابل بازگشت دیده نمی شوند، بلکه اشیا با نوع ساخت آنها توسط انسان و فعالیت های انسانی معنا پیدا می کنند. ساختارگرایی اغلب در برابر رفتارگرایی (و حتی مدلهای "انتقالی" آموزش قرار میگیرد)، زیرا در این دو دیدگاه انسان گیرنده منفعل اطلاعات نشان داده می شود. گاهی این تضاد در قالب شناخت گرایی نیز توضیح داده شده است. پس از موضع رفتارگرایی، شناخت گرایی فطرت فعال انسان را در ارکان کاری خود دخیل نموده، و اجازه می دهد تا هویت ذهنی در تعریف و تعبیر فعالیت انسان وارد شود، و بدین وسیله افکار، مفاهیم، و برنامه ها در قالب اصطلاحات علوم اجتماعی و فرآیند آموزشی مطرح می گردند. اما نکته مهم این است که در این گرایش همچنان یادگیری انسان برگامهایی از پیش تعیین شده و مراحل نیمه-مکانیکی استوار بود. بر طبق این دسته بندی، ساختارگرایی یک قدم پیش تر رفته و تاکید خود را بر فطرت غیرقابل پیش بینی و آزاد فعالیت و یادگیری انسانی قرار داده است.
تئوری های آموزش Constructive ، آموزش و یادگیری را به عنوان فرایند ها
و قدم هایی که آموزش گیرنده در مقابل اطلاعات جدید طی می کند معرفی می
نمایند. هر آموزش گیرنده یک معنی و ساختار جدید در مقابل اطلاعاتی که در
یافت می کند می سازد. به عبارت دیگر دانشی که ارایه می گردد و دانشی که
در ذهن هر کدام از آموزش گیرندگان تولید می گردد متفاوت است .
برای پشتیبانی از راهبرد های مبتنی بر Constructivism و افزایش اثر دهی
آنها باید هنگام آموزش مجموعه آموزشی
(learning communities) ایجاد گردد. و در طی فرایند های همکاری آموزشی
collaborative learning آموزش گیرنده ها به نحوی هدایت شوند که آموزش را
از طریق گروه و با همکاری هم دریافت نمایند تا حتی الامکان دانش دریافت
شده توسط تک تک آموزش گیرندگان نزدیک به هم باشد. یکی از روشها سنتی
constructive همان مباحثه ساده استاد و دانشجو بوده که استاد موضوعی را
مطرح کرده و به تدریج آموزش گیرندگان را به بحث دعوت کرده و فرایند را به
گونه ای هدایت می کند که تنیجه حاصل بین همه دانشجویان شبیه به هم باشد.
Behaviorism
این متد ها مشخصا در مورد تغیرات رفتاری قابل اندازه گیری دانشجویان
تمرکز دارند و به سئوالاتی در مورد اثر محیط بر دانشجو ، فعال یا منفعل
بودن دانشجو و موارد رفتاری قابل اندازه گیری دانشجو در محیط آموزش و
هنگام دریافت آموزش می پردازند.
به نوعی تئوری Behaviorism اعتقاد دارد افراد را با روشهای تنبیه و
تشویق و اندازه گیری این روش های بر روی افراد می توان آموزش داد.
http://en.wikibooks.org/wiki/Blended_Learning_in_K-12/Pedagogical_Models-_blending_constructivism,_behaviorism_and_cognitivism
http://www.buzzle.com/articles/educational-approach-in-constructivism-and-behaviorism-.html
-----Original Message-----
From: vaut_el...@googlegroups.com
[mailto:vaut_el...@googlegroups.com] On Behalf Of skardan
Sent: December-25-08 9:28 PM
To: vaut_elearning
Subject: [e-l]:118 Group1-Topic8