درود
خواستم پیامک بزنم و نوروز رو تبریک بگم؛ اون قدر پیامک اومد که تصمیم گرفتم کار دیگری بکنم. ایده های کمی به ذهنم رسید ولی بالاخره یک ایده رو انتخاب کردم. تصمیم گرفتم چند شعر که قدری حال و هوای بهار داشته باشه رو انتخاب کنم و براتون بفرستم. قاعدتاً من که شیرازی هستم باید حافظ رو انتخاب می کردم؛ اما به همون دلیل شیرازی بودن خیام رو انتخاب کردم؛ چون گشتن تو رباعیات خیام و پیدا کردن شعرهای مرتبط راحت تره. گرچه روش جستجو توی وبسایت ها بهتره ولی یه کم سنتی برخورد کردم و نسخه کاغذی رباعیات رو برداشتم و شعرهایی که در ادامه میاد رو انتخاب کردم.
نمی دونم این پیام شادباش رو کی دریافت می کنین ولی من امروز یعنی یک فروردین براتون ارسال می کنم.
لحظه هاتان خیامی
ایوب صادقیانی
1
ساقی گل و سبزه بس طربناک شده ست
دریاب که هفته ای دگر خاک شده ست
می نوش و گلی بچین که تا در نگری
گل خاک شده ست و سبزه خاشاک شده ست.
2
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
برخیز و به جامِ باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروز تماشاگه توست
فردا همه از خاک تو بر خواهد رست.
3
روزی ست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد
ابر از رخ گلزار همی شوید گرد
بلبل به زبانِ حالِ خود با گلِ زرد
فریاد همی کند که می باید خورد.
4
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن.
5
در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
یک ساغر می دهد مرا بر لب کشت
هر چند به نزد عامه این باشد زشت
سگ به زِ من است اگر بَرَم نام بهشت.
6
بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دل افروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است.
7
چندان که نگاه می کنم هر سویی
در باغ روان است ز کوثر جویی
صحرا چو بهشت است ز کوثر کم گوی
بنشین به بهشت با بهشت رویی.
8
بنگر زصبا دامن گل چاک شده
بلبل ز جمال گل طربناک شده
در سایه ی گل بنشین که بسیار این گل
در خاک فرو ریزد و ما خاک شده.
9
از آمدن بهار و از رفتن دی
اوراقِ وجودِ ما همی گردد طی
می خور مخور اندوه که فرمود حکیم
غم های جهان چو زهر و تریاقش می.