.......

4 views
Skip to first unread message

Al Pacino

unread,
Sep 6, 2010, 4:41:27 PM9/6/10
to گروه فیزیک دانشگاه تربیت معلم تهران87
هوالحق

با سلام به بچه ها قبل از خوندنه این داستان عذر خواهی می کنم چون این
داستان هیچ ربطی به فیزیک نداره اما میشه درسه خوبی ازش گرفت باید فهمید:


لئوناردو داوینچی هنگام كشیدن تابلوی شام آخر دچار مشكل بزرگی شد؛
می‌بایست نیكی را به شكل عیسی و بدی را به شكل یهودا، از یاران مسیح كه
هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت كند، تصویر می‌كرد. كار را نیمه تمام
رها كرد تا مدل‌های آرمانیش را پیدا كند.

روزی در یك مراسم همسرایی، تصویر كامل مسیح را در چهره یكی از آن جوانان
همسرا یافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره‌اش اتودها و طرح‌هایی
برداشت.

لئوناردو داوینچی هنگام كشیدن تابلوی شام آخر دچار مشكل بزرگی شد؛
می‌بایست نیكی را به شكل عیسی و بدی را به شكل یهودا، از یاران مسیح كه
هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت كند، تصویر می‌كرد. كار را نیمه تمام
رها كرد تا مدل‌های آرمانیش را پیدا كند.

روزی در یك مراسم همسرایی، تصویر كامل مسیح را در چهره یكی از آن جوانان
همسرا یافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره‌اش اتودها و طرح‌هایی
برداشت.

سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریبأ تمام شده بود؛ اما داوینچی هنوز برای
یهودا مدل مناسبی پیدا نكرده بود. كاردینال مسئول كلیسا كم كم به او فشار
می‌آورد كه نقاشی دیواری را زودتر تمام كند.

نقاش پس از روزها جستجو، جوان شكسته و ژنده‌پوش و مستی را در جوی آبی
یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا كلیسا بیاورند، چون دیگر
فرصتی برای طرح برداشتن نداشت.

گدا را كه درست نمی‌فهمید چه خبر است، به كلیسا آوردند؛ دستیاران سرپا
نگه‌اش داشتند و در همان وضع، داوینچی از خطوط بی‌تقوایی، گناه و
خودپرستی كه به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری كرد.

وقتی كارش تمام شد، گدا، كه دیگر مستی كمی از سرش پریده بود، چشم‌هایش را
باز كرد و نقاشی پیش رویش را دید و با آمیزه‌ای از شگفتی و اندوه گفت: "
من این تابلو را قبلأ دیده‌ام!"

داوینچی با تعجب پرسید: "كی؟"

- سه سال قبل، پیش از آنكه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی كه در یك گروه
همسرایی آواز می‌خواندم، زندگی پر رویایی داشتم و هنرمندی از من دعوت كرد
تا مدل نقاشی چهره عیسی شوم !!!!


javad seifi

unread,
Sep 12, 2010, 3:13:53 PM9/12/10
to tmuphys...@googlegroups.com
اميد جان داستان قشنگي بود اما حيف كه كنار سيمرغ ها ي توي ميدون يكي قبلا تعريف كرده بودش!!!!


From: Al Pacino <omidal...@gmail.com>
To: گروه فیزیک دانشگاه تربیت معلم تهران87 <tmuphys...@googlegroups.com>
Sent: Tue, September 7, 2010 12:11:27 AM
Subject: .......
--
شما به این دلیل این پیام را دریافت کرده اید که در گروه Google Groups "گروه فیزیک دانشگاه تربیت معلم تهران87" مشترک شده اید.
جهت پست کردن مطلب به این گروه، ایمیلی به tmuphys...@googlegroups.com ارسال کنید.
جهت لغو اشتراک از این گروه، ایمیلی به tmuphysicgroup+unsub...@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینه های دیگر، از این گروه در http://groups.google.com/group/tmuphysicgroup?hl=fa دیدن کنید.


Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages