ooje khande ،داستان بسیار خنده دار “توهم”

0 views
Skip to first unread message

aa adf

unread,
May 25, 2011, 1:28:29 AM5/25/11
to
agar ba farsi khandan moshkel darid
be masi zir beravid:

View > Encoding > Unicode (Utf-8)

این داستان رو دوستم برام تعریف کرده و قسم می‌خورد که واقعیه:دوستم
تعریف می‌کرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل، جای
این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با
صفا تره و از وسط جنگل رد میشه! …

این‌طوری تعریف می‌کنه: من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو
خاکی، ٢٠ کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری
کردم روشن نمیشد.

ادامه این داستان خنده دار در :
http://www.peb30.mihanblog.com/post/162

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages