درآمد و پرستیژ یا علاقه ؟

42 views
Skip to first unread message

Elham Etedali

unread,
Aug 3, 2014, 10:45:06 AM8/3/14
to TheBes...@googlegroups.com

  • ·         به نظر خودت برای موفق شدن، چقدر و چرا مهم هست بدونی واقعا چه علایقی داری؟
  • ·         آیا فکر می­کنید گاهی لازم است از علایق خود دست بکشید و به دنبال علایق اطرافیان خود بروید؟
  • ·         به نظرتان علاقه به شغل بعد از انتخاب آن می­تواند ایجاد شود ؟

 

[][]][][][][][][][][][][][][][]

 


آیا برای ­شما هم پیش آمده؟

به نظر می­آید شغل خوبی دارد، با این حال راضی نیست. احساس خستگی می­کند و دنبال پیدا کردن راه و بهانه ای برای عدم حضور در کار می­گردد. می­گوید کارش بسیار خسته­کننده و طاقت­فرسا است. از او می­پرسم اگر به گذشته برگردد آیا دوباره حاضر است این شغل را در موسسه­ای دیگر انتخاب کند؟ سکوت می­کند. وقتی درباره دلایل انتخاب این شغلش می­پرسم از درآمد و مزایا، نیاز به کار، فشار و نگاه اطرافیان و جالب به­نظر رسیدن شغل از دید دیگران می­گوید اما از علاقه خود هیچ حرفی نمی­زند. می­گوید گاهی فکر می­کند شغل­ش عمرش را هدر می­دهد .


 

یک مثال ملموس !

می­خواهم مثالی بزنم تا با طرز فکر و تجربیات خودتان به پاسخ برسیم !

  • تا حالا شده است کسی را دوست داشته باشید؟ اگر بخواهی به او (مثلأ همسرتان یا پدر و مادرتان)، هدیه­ای دهی برای او چه می­خرید یا آماده می­کنید؟
  • اگر به فردی که نسبت به او بی­تفاوت هستید قرار باشد هدیه­ای دهید چه خواهید داد؟
  • اگر کسی از روی عشق و علاقه­اش به شما هدیه­ای دهد هرچند فقط یک شاخه گل باشد، چه احساسی خواهید داشت؟ انرژی خواهید گرفت؟
  • حالا تصور کنید اگر فردی  که دوست دارید و انتظار دارید او شما را دوست داشته باشد، هدیه ای را به شما، از سر بی­تفاوتی و اجبار، دهد چه احساسی خواهید داشت؟ انرژی می­گیرید؟ یا حس می­کنید انرژی­تان را با هدیه­اش گرفته است؟ توان و انرژی ، امید و انگیزه می­گیرید؟ یا توان باقیمانده­تان هم با هدیه­اش می­گیرد؟

در دنیا چه کسی بیشتر از همه می­تواند ما را دوست داشته باشد، درک کند و همیشه همراه­مان باشد؟ بعد از خدا، کسی به غیر از خودمان را سراغ دارید ؟

بهترین کسی که در دنیا می­تواند شما را دوست داشته باشد و درک کند و آرزوی سعادت شما را داشته باشد بعد از خدا، خود شما هستید. بهترین کسی که شایسته عشق شما است و می­تواند آن را درک کند و عزیز می­بیند، بعد از خدا، خود شمایید.

وقتی فکر می­کنیم علاقه در شغل ما اهمیت دارد، این شغل هدیه­ای می­شود که بهترین دوست­دار ما از سر عشق و علاقه به ما می­دهد. اثرات­ش آرام آرام هم که شده باعث دلگرمی و انرژی می­شود. زندگی را یک صبح تکراری "وای دوباره کار!" نمی­کند. مشکلات کاری را برای­مان دیو شاخ­دار نمی­کند، برای تصمیمگیری فرار بر قرار ترجیح داده نمی­شود. وقتی با مسئله­ای مواجه شدیم با روی گشاده­تر برای حل کردن­ش فکر می­کنیم. وقتی کار سخت شد، به­خاطر پاداش درونی که از رضایت انجام کار داریم، سرزندگی را آسان­تر باز میابیم.


 

حد نیاز به علاقه

به نظرت تا چه حد مهم است به شغلی که قسمت مهمی از عمرت را پرمی­کند علاقه داشته باشی ؟ علاقه، به بهترین­شدن در شغلت چه کمکی می­کند ؟


 

درآمد و پرستیژ شغل یا علاقه ؟

 

مقدمه اول

این سؤال مرا یاد سؤال " ثروت بهتر است یا علم " می­اندازد. آن روزها به­نظرم هردو مهم بودند؛ علم مفهوم گسترده و نه کتابی و دانشگاهی دارد، با همین تعریف اگر علم نباشد، حفظ و استفاده درست از ثروت ممکن نیست و اگر ثروت نباشد، کارامدی علم زیرسؤال می­رود و امکان علم­اندوزی، بهره مؤثر از آن و انتشار آن سخت می­شود. بااین­حال برای کسب ثروت حدی را کافی می­دانم اما برای علم نه. همینطور در مورد سؤال علاقه یا درامد و پرستیژ.

 

مقدمه دوم

تعریف می­کرد شغل خود را برای درامد خوبش برگزیده امّا از جایی به بعد احساس افسردگی می­کرد، انگار یک چیزی را کم داشت. دیگر شغل­ش حس رضایتی به او نمی­داد.

 

مقدمه سوم

کتابی تحت عنوان " نه تنبیه ، نه تشویق " - از جالب­ترین کتاب­هایی که خوانده­ام - ، چنین موضوعی را مطرح کرده بود که گاهی می­خواهیم با پاداش­های بیرونی فرد را متقاعد به انجام کاری کنیم که نتیجه آن این می­شود که فرد به پاداش­های درونی بی­توجه می­شود و مادامی آن فعالیت را انجام می­دهد که پاداش بیرونی وجود داشته باشد. آزمایشاتی نیز برای این فرضیه خود انجام داد. یکی از آزمایشات او به این صورت بود که بچه­ها را به دو گروه تقسیم کرد. با این تفاوت که به گروه دوم قول پاداشی را دادند که اگر این بازی را انجام دهد، آن را به آن­ها خواهند داد. نتیجه این شد که بچه­های گروه دوم بعد از انجام بازی، دیگر اشتیاقی برای ادامه آن نداشتند و به انتظار آوردن جایزه دست از تلاش کشیدند، گروه دوم با لذت درونی خود، بعد از آن هم به بازی ادامه دادند و از انجام آن احساس لذت بیشتری داشتند.

طبق پژوهش­های این کتاب، علاقه به پاداش­های بیرونی، لذت پاداش­های درونی را کم­رنگ می­کند.

 

 

 

مقدمه چهارم

پاداش­های بیرونی عناصر مطلوبی هستند که حصول آن­ها بستگی به شرایط و محیط دارد، یعنی محیط می­تواند آن­ها را به ما بدهد یا دریغ کند. مثل درآمد، مثل شهرت، مثل پرستیژ اجتماعی، مثل مقام، مثل تأیید دیگران، در گرو دستان دیگران و شرایط است.

پاداش­های درونی، به طرز تفکر، باور، نگرش، حس قدردانی و رضایت خود ما بستگی دارد، درحقیقت جز خود ما، کسی نمی­تواند آن را از ما دریغ کند و البته کسی جز خود ما، نمی­تواند آن را به ما هدیه دهد.

 

 

 

مقدمه پنجم

برای شناخت بهتر خود، لازم است تجربه کسب کنیم. برای انتخاب شغل مناسب باید خود را بهتر شناخت. پس قبل از انتخاب شغلی که می­توانیم در آن بهترین باشیم باید تجربه­های کافی و مناسب داشت.

 

آخرین مقدمه

وقتی نوجوانان و جوانان می­خواهند تجربه کاری جدید کسب کنند، کارفرمایان هستند که ریسک می­پذیرند. ریسک تجربه نداشتن و احتمال بالای کیفیت و کمیت پایین کاری که آن­ها انتظار دارند. بهره این ریسک، درآمد پایین کارآموزان کم تجربه خواهد شد.


 

نتیجه اول

پس آیا بهتر نیست شغلی را انتخاب کنیم که علاقه­ی واقعی به آن داریم؟ تا اگر پاداش بیرونی آن دست­خوش پستی-بلندی شد، بر روحیه، توان و انگیزه ما تأثیر سوء نگذارد. و اگر پاداش بیرونی دریافت شد یا نشد، لذت درونی را از ما دریغ نکند ؟

 

نتیجه دوم

آیا بهتر نیست در دوران دانش­آموزی و دانشجویی در کنار تحصیل حتمأ به کسب تجربه و انجام فعالیت­های گوناگون هرچند با درآمدهای کم پرداخت تا پس از فارغ­التحصیلی بتوان انتظار درامدی مناسب داشت ؟

 

نتیجه سوم

آیا بهتر است در آغاز به شغل­هایی با درآمد متعارف بیشتر پرداخت و دلایل علاقه به آن­ها را پیدا کرد و با درآمد و تجربه­های حاصل، راه شغلی که بیشترین علاقه و قابلیت را در آن داریم هموار ساخت ؟

 

 


 

از دید شما علاقه در شغل چه تأثیری دارد؟

  • نسبت به خود و زندگی احساس رضایت بیشتر داریم.
  • به علایق خودمون احترام گذاشته ایم.
  • تحمل سختی­های مسیر را آسان­تر است.
  • انرژی بیشتری برای بهبود خود و شرایط پیرامون خود داریم.
  • نتیجه بهتری و درنتیجه علاقه بیشتر...
  • قدرت تصمیم­گیری بیشتر .
  • احتمال پیشرفت را بیشتر و درنتیجه درامد بیشتر ..

 

 

رغبت­های شغلی یکی از قوی­ترین و پایدارترین بخش تفاوت­های فردی و معمول­ترین وسیله برای تطبیق فرد و محیط می­باشند (هوگان 1996، به نقل از تریسی 2002).

اختلاف در رغبت­ها و یا فقدان آن­ها ممکن است به دودلی و یا بی­ثباتی در شغل منجر گردد (باراک و میر 1974، استرانگ 1954، به نقل از باراک 1981).

تحقیقاتی که اهمیت رغبت­ها را در شغل یا انتخاب رشته مطالعه می­کنند، نشان می­دهند برخلاف متغیرهای روان­شناختی دیگر مثل توانایی­ها و شخصیت، به رغبت توجه بیشتری مبذول شده است (بردای 1955، هالند 1964، شارف 1970، پیرسون 1962، به نقل از باراک 1981)

لنت و همکاران (1994، به نقل از ناتا و همکاران، 2002) رغبت­های شغلی را این­گونه تعریف کرده­اند " رغبت­های شغلی به الگوهای دوست داشتن، بی­علاقه بودن و بی­تفاوتی نسبت به فعالیت­های حرفه­ای و مشاغل مختتلف گفته می­شود. " از نظر استرانگ رغبت­های شغلی کارهایی هستند که ما به آن­ها علاقه داریم و یا از آن­ها متنفریم و آن چیزی است که ما به­سوی آن می­رویم یا از آن دوری می­کنیم. براساس رغبت­هاست که ما حداقل وضعیت موجود را دامه می­دهیم یا متوقف می­کنیم. به علاوه آن­ها ممکن است بر دیگر رغبت­ها ارجحیت پیدا کنند یا نکنند (کایتز 1999، ساویکاس 1999)


 

وقت عمل

آیا زمان آن نرسیده به علایقت فکر کنی و آن­ها را مهم بشماری ؟ اگر آری ...

·      چه شغل­ها، چه فعالیت­هایی را بیشتر دوست داری؟ چرا؟

·      آیا باوجود پیش آمدن مشکلات باز به آن علاقه داشتی؟

·      چه کاری بوده که همیشه از انجام آن لذت بردی؟

·      از انجام چه کارهایی حس خوبی پیدا می­کنی؟

حرف از راحت­تر انجام دادن نمی­زنم که استعدادت باشد. حرف از فعالیت­هایی می­زنم که از انجام آن حس خوبی داری. اعتقاد شخصی من این است که بعد از شناخت مجموعه فعالیت­هایی که در آن استعداد داریم بهتر است از بین این مجموعه مشخص­تر، مجموعه­ای کوچک­تر پیدا کنیم که به آنها علاقه پایدار بیشتری داریم .


 

سوالی دارید ؟

امیدوارم این باور را بیشتر قبول کرده باشید که علاقه­ی شما در موفق شدن شما سهم مهمی بازی می­کند.

اگر شما به این باور رسیده­اید، خدا را شکر می­کنم چون هدف تدوین این محتوا، دقیقأ همین بوده است !

در فایل­های بعد، سعی بر پاسخ دادن این سؤال­ها داریم:

·         از کجا بفهمیم علایق­مان واقعی است نه به خاطر حرف­های دیگران و نه بخاطر علاقه­ای زودگر، یا حتی صرفأ ذهنیت­مان از درآمد و پرستیژ آن ؟

·         وقتی شرایط جامعه به گونه ای است که دشوار است دنبال علاقه خود برویم، چه کنیم ؟

·         وقتی اطرافیان از انتخاب کاری که در آن علاقه نداریم حمایت نمی­کنند چه کنیم ؟

·         اگر به کاری که استعداد چندانی نداریم علاقه بیشتری داشتیم تا کاری که در آن استعداد داریم، چطور ؟

·         آیا ممکن است حتی در شغلی که استعداد و علاقه داریم، وقتی در جریان واقعی کار قرار می­گیریم بی­علاقه شویم ؟



Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages