رهبر باشید نه
مدیر
"اندیشه های بزرگ را دریابید , پرورشش دهید و با سرعت
آن را در سراسر سازمان به گستردگی بپراکنید".
فصل 1:
از دگرگونیها ها نهراسید , بلکه به پیشواز آنها بروید
"دگرگونیها با چنان سرعتی رخ داد ,
که کسب و کار ها توان واکنش دادن به آن را نداشتند".
بسیاری از مدیران از تغییر در هراسند. بسیاری از مدیران ترجیح می دهند
که آرام بنشینند و شاهد کارها باشند.-شاید بدلیل اینک بی خطرترین کار
است.-
جک ولش ترس از دگرگونی را بی معنی می داند.
این پدیده از نظر او هیجان انگیز , دل دهنده و ابتکار آفرین است.
جک ولش از تغییر هراسی ندارد , او در دهه 1980 ساختار شرکت (جنرال
الکتریک) را زیر و رو کرد و در دهه 1990 نهضت کیفیت گرایی را راه انداخت.
ولش همواره همکاران را تشویق می کند تا هیچوقت از فکر به دگرگون سازی
دست نکشند. همینطور به کارکنان خط مقدم کارخانه هم می گوید که اگر کاری
را درست می پندارند , ساکت نشینند. دگرگونی را نمایند و رئیس را مجبور
به تغییر نمایند.
از دگرگونی مهراسید - نگذارید رییستان از آن بگذرد
ولش از همه در شرکت جنرال الکتریک می خواهد که هر روز پیوسته در دستور
کار خود بازبینی کنند تا هر بامداد با واقعیت ها رو به رو شوند. آنچه مهم
بوده , شاید دیگر امروز اهمیت نداشته باشد. مک نرنی(یکی از رهباران جنرال
الکتریک) می گوید: گاهی ناچاریم تا درباره آنچه دیروز پذیرفته ایم ,
تجدید نظر کنیم : زیرا فضای کار در بیست و چهار ساعت گذشته دگرگون شده
است.
ولش میل به دگرگون سازی را نوعی توانمندی می داند , حتی اگر مدتی بخشی
از سازمان را دچار سردرگمی کند. او با تمام وجود می گوید: "با واقعیت
های امروز رو به رو شوید". این روش مدیریتی انسان را ناچار به پذیرفتن
دگرگونی پذیری می سازد.چشم انتظار دگرگونیها بودن هم شادی بخش است و هم
سرگرم کننده.
نخستین اقدام جک ولش در جنرال الکتریک کاری انقلابی بود. هنگامیکه او در
سال 1980 این شرکت غول اسا را بدست گرفت , کارها بخوبی پیش می رفت. فروش
سالانه 5/2 میلیارد دلار و با سود 5/1 میلیارد دلاری الگوی خوبی برا ی
کتاب های مدیریتی می نمود.
ولش معتقد است بدون دست زدن به پاره ای از تغییرات , شرکت با دردسری
بزرگ رو به رو می شود. به باور وی تنها راه همراه شدن با محیط , پذیرش
نیازهای زمان و جور شدن با وضع تازه است.
در نزد بسیاری از مردم ساختار شکنی در شرکت بزرگی مثل جنرال الکتریک
بسیار بی معنی تلقی می شود ولی جک ولش چنین نمی اندیشید.
بی تردید شرکتهای جهانی دارای فناوریهای پیشرفته به چالش با جنرال
الکتریک و ربودن سهم بازار آن پرداخته بودند.
جک ولش دانست که از دگرگونیها گریزی نیست , پس او با آغوشی باز به
دگرگونیهای وسیعی پرداخت و شرکت تازه ای را بوجود آورد.
وی دست دریافت که چاره کار دست زدن به بهسازی های کوچک نیست , بلکه
دگرگونیهای گسترده ای لازم است که تاکنون هیچ شرکت بزرگ آمریکایی تن به
آن نداده است.
تکیه جک ولش در توضیح اوضاع زمان آغاز کار خود بر دو محور بود: تورم
بالای بازمانده از دهه 1970 و مبارزه تولیدکنندگان آسیایی با همه فراورده
های ساخت جنرال الکتریکی.
پایان قسمت اول خلاصه کتاب