داستان حالگیری از معلم

5 views
Skip to first unread message

Muhammad Talebi

unread,
Oct 8, 2010, 9:45:56 AM10/8/10
to talebiha
>
>
>
>
>Subject: Fw: داستان حالگیری از معلم
>
>
>
>
>
>>
>>داستان حالگیری از معلم:
>>>
>>>خانم معلم ریاضی از بچه ها سر کلاس ميپرسه شش تا گنجشک روي سيم نشستن،
>>>اگر به يکيشون تير بزنيم چند تا مي مونن؟
>>>حسن دست بالا ميکنه ميگه هيچي، چون همشون ميپرن .
>>>خانم معلم ميگه: از فکرت خوشم اومد، ولي جواب پنج تاست.
>>>
>>>حسن ميپرسه: خانم، سه تا زن تو پارک دارن بستني ميخورن،
>>>يکي بستني رو گاز ميزنه،
>>>يکي ليس ميزنه،
>>>يکي ميکنه تو دهنش در مياره.
>>>کدوم ازدواج کرده؟
>>>خانم معلم سرخ ميشه، ميگه اونکه ميکنه تو دهنش در مياره.
>>>حسن ميگه: خانم، از فکرتون خوشم اومد، ولي جواب اونيکه حلقه دستش داره!!!
>>>
>>
>>
>
>


--
ای آنکه طلب کنی خدا را به خودآ
وز خود بطلب کز تو جدا نیست خدا
اول به خودآ گر به خودآیی به خدا
اقرار نمایی به خدایی خدا

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages