Fw: [nehzat_06] کم‌کاری غیرطبیعی دستگاه دیپلماسی در جنگ غزه؛ مواضع دو پهلو، محافظه‌کارانه و حتی غیردیپلماتیک

3 views
Skip to first unread message

mehdi saeidfar

unread,
Sep 16, 2014, 2:55:45 PM9/16/14
to tab...@googlegroups.com

گزارشی مستند از مواضع و عملکرد دولت در جنگ اخیر غزه

کم‌کاری غیرطبیعی دستگاه دیپلماسی در جنگ غزه؛ مواضع دو پهلو، محافظه‌کارانه و حتی غیردیپلماتیک

www.1-20.ir- در دولت جدید از آنجا که مذاکرات هسته‌ای اساسا ذیل راهبرد کلی‌تر «رابطه با آمریکا» و «اعتمادسازی نسبت به غرب» دنبال می‌شده است، همواره غیر از موضوع هسته‌ای مسائل دیگری نیز در «حاشیه مذاکرات» مطرح بوده است (+ و +). از طرفی مسائل منطقه و حمایت جمهوری اسلامی از گروه‌های مقاومت یکی از اصلی‌ترین نکات مورد دغدغه‌ی آمریکایی‌ها بوده است که از آغاز مذاکرات همواره مطرح کرده‌اند (+). این دغدغه‌ای است که دولت هم نسبت به آن بی‌تمایل نیست. آقای ظریف در پیام ویدئویی قبل از سفر به وین ۶ بر این نکته تاکید کرده است که باید پرونده هسته‌ای زودتر حل شود تا به دغدغه‌های مشترک در منطقه از جمله عراق برسیم (+).
در همین زمینه طی گزارش مستندی به بررسی نسبت مذاکرات هسته‌ای و حمایت از گروه‌های مقاومت پرداخته شده است. در این گزارش با ارائه شواهد و گزاره‌های خود آمریکایی‌ها نشان داده شده است که برای غربی‌ها «کنار آمدن با اسرائیل» مقصد مهم مذاکرات هسته‌ای است. و به همین علت علاوه بر اعلام صریح و رسانه‌ای خواست آمریکایی در وین ۶ مبنی بر دست کشیدن ایران از حمایت از گروه‌های مقاومت، لغو تحریم‌ها را مشروط به آن و کنار گذاشتن برنامه‌ی موشکی کرده‌اند.
در همین راستا مواضع یکساله دولت یازدهم پیرامون رژیم صهیونیستی تا قبل از جنگ اخیر غزه  به صورت کامل بررسی شده است. تک تک مواضع و عملکرد تیم دیپلماسیِ حاکم بر دولت، پیرامون مسائل منطقه و رژیم صهیونیستی در دو محور «معاملات پنهانی درباره گروه‌های مقاومت» و «سکوت در برابر اسرائیل، برای اعتماد سازی» با ارائه مستندات و شواهد کافی بررسی شده است.
در این مطلب نیز به بررسی مواضع و عملکرد دولت یازدهم پیرامون جنگ غزه در همان چهارچوب کلی مناسبات دولت یازدهم و غربی‌ها و نگاه حاکم بر دولت در سیاست خارجی می‌پردازیم.


 جنگ اخیر غزه؛ کم‌کاری ”غیرطبیعی“ دستگاه دیپلماسی ایران

به گزارش «یک بیست»، جنگ اخیر غزه، از جهات مختلفی حائز اهمیت بود. جنایات وحشیانه و گسترده‌ی اسرائیلی‌ها، حمایت‌های گسترده جهانی از مردم غزه، رونمایی از روش‌های جدید و کارا در مبارزه، پیروزی‌ها و مقاومت جانانه و آسیب‌های فراوان نیروهای فلسطینی به اسرائیل، بیداری عمومی برای دفاع از حقوق مردم فلسطین بین مردم جهان و…، از جمله‌ی این جهات متمایز بود. اما نکته‌ی مهمی که در این جنگ به چشم می‌خورد، و باعث افسوس می‌شود، کم‌تحرکی دستگاه دیپلماسی و وزارت خارجه برای پیگیری حقوق ملت مظلوم غزه بود.
۱۱ تیر تا ۲۷ تیر ماه ۹۳ مذاکرات وین ۶ برگزار شد. آقای ظریف​ تنها وزیر خارجه‌ای بود که در مدت مذاکرات ایران و ۱+۵ حضوری تمام وقت در وین داشت. این در حالی است که تعدادی از وزرای خارجه ۱+۵ اصلا به وین نیامدند. جز چند روز ابتدایی، باقی زمان مذاکرات در وین ۶، جنگ در غزه در جریان بود. در حالی که انتظار این بود که فعالیت‌های دیپلماتیک از سوی آقای ظریف پیگیری شود اما در تمام این روزها با کارشناسان رده پایین ۱+۵ در وین ساکن بود. ‌تماس تلفنی با وزیر خارجه مصر (+) و ترکیه (+)و​ نامه به دبیر کل سازمان ملل (+) تنها کارهای آقای وزیر در حین مذاکرات وین ۶ بود.
در نقطه مقابل در همان مدت آمریکا علاوه بر حمایت‌های مالی، نظامی و سیاسی سنگین از اسرائیل (+ و +)، تمام توان دستگاه دیپلماسی خود را به کار گرفت. در کنار اقدامات وزارت خارجه آمریکا و تلاش‌های نمایندگان دیپلماسی آمریکا در سازمان‌های مختلف و همچنین فعالیت‌های سفارت‌های آمریکا در کشورهای مختلف برای حمایت از اسرائیل در جنگ اخیر، شخص وزیر امور خارجه آمریکا همزمان با مذاکرات وین ۶ در موضوع حمایت از اسرائیل با جدیت وارد شده بود. و علاوه بر مواضع محکم و شدید در دفاع از اسرائیل، تمام تلاش خود را برای همراه کردن کشورهای دیگر با اسرائیل به کار برد (+).
پس از پایان مذاکرات وین ۶ نیز تغییر خاصی در رویه بی‌نشاط دولت درباره غزه ایجاد نشد. تا جایی که افخم تماس تلفنی وزیر امورخارجه با نماینده حماس و جهاد اسلامی را به عنوان یک کار دیپلماتیک خیلی جدی مطرح می‌کند! (+). پاسخ وی به این پرسش که وزارت خارجه چه اقدامات عملی را برای پیگیری مساله غزه انجام داده یا خواهد داد، اوج فعالیت عملی وزارت خارجه برای پیگیری امور غزه را نشان می‌دهد (+):
امروز همبستگی کشورها و ملت‌های مختلف با مردم فلسطین بیش از گذشته شده است و افکار عمومی جهانی دروغ‌های رژیم صهیونیستی را دیگر باور ندارند. امروز ملت‌های مسلمان و غیر مسلمان نسبت به وضعیت غزه واکنش‌های جدی نشان می‌دهند.
در موضعی مشابه که سخن از عدم اراده برای انجام کاری در دفاع از مردم غزه داشت، الهام امین‌زاده، معاون حقوقی رئیس جمهور در پاسخ به سوال از اقدامات حقوقی ایران در دفاع از غزه بعد از ۲۶ روز از آغاز جنگ غزه گفت (+):
فقط آن کشوری که به نوعی از جنایت‌های رژیم صهیونیستی در غزه متضرر می‌شود می‌تواند اقدام منسجم حقوقی انجام دهد… ایران عضو دیوان کیفری نیست… ایران به تنهایی نمی‌تواند کاری انجام دهد.
در شرایطی این ادعاها می‌شود که اگر وزارت خارجه می‌خواست برای دفاع از مردم غزه اقداماتی انجام دهد، از مدت‌ها قبل از شروع جنگ که نشانه‌های وقوع جنگ جدی شده بود، می‌توانست به فعالیت بپردازد. تیم دیپلماسی دولت می‌توانست راه‌های بسیار بیشتری از کارهای متعارف (ظرفیت‌هایی چون ریاست جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامی، روابط با کشورهای آمریکای لاتین -که در جنگ اخیر هم مواضع خوبی گرفتند-، فعال‌کردن ظرفیت‌های اجلاس‌های منطقه‌ای – اسلامی و…) را هم انتخاب کنند. یکی از مهمترین موارد مورد غفلت دولت، «دیپلماسی عمومی» و همراه کردن مردم جهان با منطق انقلاب اسلامی و حمایت از مردم غزه بود. حداقل کار در این عرصه مصاحبه با رسانه‌های کشورهای مختلف می‌بود که انجام نشد. اما سوال این است که چرا همان کارهای متعارف انجام نشد؟
کار به جایی رسید که حتی رئیس جمهور با تماس تلفنی به وین از وزیر خارجه درخواست فعال کردن نشست جنبش عدم تعهد برای یاری مردم غزه را کردند(+). و البته رسانه‌های دولت این تماس تلفنی و درخواست حداقلی را به عنوان «دستور ویژه» و فعالیت‌ خیلی زیاد دولت در ماجرای غزه مطرح کردند! و کسی نمی‌پرسد که چرا رئیس جمهور به بهانه‌ی نداشتن وقت از سخنرانی در روز قدس خودداری ورزید. کاری که جزء حداقل اقدامات دولت برای حمایت از مظلومیت مردم فلسطین به شمار می‌آید (+)! هر چند همین درخواست حداقلی رئیس جمهور از وزیر خارجه نیز پس از ۲۲ روز، در سطحی اندک (وزیران امور خارجه کمیته فلسطین) و نه حتی همه وزیران خارجه در تهران برگزار گردید (+). این نشست علی‌رغم ظرفیت‌های فراوان جنبش عدم تعهد برای فشار بین‌المللی، به صورتی کاملا فرمایشی، بی‌تحرک و بدون دستاورد خاصی برگزار شد(+):
اما برخلاف روند پیش‌بینی شده، هر قدر که به ساعت ناهار نزدیک‌تر می‌شدیم، تعداد اعضای دیپلماتیک کشورهای مدعو که از سر بی‌حوصلگی اتاق سخنرانی‌ها را ترک کرده و در حال گشت‌زنی در فضای هتل بودند بیشتر می‌شد! جالب آنکه این مقامات، حتی حاضر به مصاحبه نیز نبودند، بلکه صرفا زمان خود را با عکاسی از در و دیوار هتل و صرف چای و قهوه می‌گذراندند!
تا جایی که عصر همان روز خبرنگار شبکه العربیه جمله‌ای را نوشت که شاید توصیفی تلخ اما تا حدی نزدیک به واقعیت (به دلیل نوع عملکرد بسیار ضعیف دولت) از آنچه در روز ۱۳ مرداد در هتل آزادی تهران گذشت بود (+): «احساس می‌کنم تهران دیگر تمایل چندانی به دفاع از فلسطین ندارد».
این بی‌تحرکی، ضعف و اولویت قرار ندادن بحث غزه توسط وزارت امور خارجه بسیار مورد انتقاد واقع شد (+ و + و +). دامنه اعتراض‌ها به آنجا رسید که صادق خرازی از معاونین سابق وزارت خارجه در دولت آقای خاتمی نیز از کم تحرکی دولت انتقاد کرد (+):
دیپلماسی ایران باید فعالتر از گذشته به آینده نگاه کرده و از ظرفیتهای موجود خود استفاده کند. دنیای اسلام، کنفرانس اسلامی و جنبش عدم تعهد سازوکارهای بودند که به دلیل بی توجهی مورد غفلت قرار گرفتند.
محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نیز با توجه به رکود فعالیت دستگاه دیپلماسی در نامه‌ای رسانه‌ای و علنی به رئیس جمهور پیشنهادی جهت اقدام دیپلماتیک ارائه می‌دهد (+):
مناسبترین اقدام بین المللی درشرایط فعلی جهان، خلع سلاح هسته ای و شیمیایی اسرائیل جنایتکار است که این مهم ، میتواند از طریق صدور قطعنامه توسط شورای امنیت یا سازمان ملل و یا از طریق اقدامات قانونی از سوی سازمان کنفرانس اسلامی ، اجلاسیه غیر متعهد ها و سایر مجامع بین المللی عملی گردد . علاوه بر این مناسب است یک منشور بین المللیٍ مقابله با تروریسم به شرح ذیل تنظیم و به امضای داوطلبانه کشور ها برسد.
کم کاری وزارت خارجه و دولت در دشمنی با اسرائیل و دفاع از مردم غزه، صدای نمایندگان مجلس را نیز در آورد. علاء بروجردی که یکی از حامیان دیپلماسی دولت و مخالف «دلواپسی» (+) بوده است نیز نسبت به این رویه انتقاد کرد (+). علیرضا زاکانی نیز دیگر نماینده مجلس شورای اسلامی نیز نسبت به کم‌کاری‌ها انتقاداتی وارد کرد (+).
خبرگزاری دولتی ایسنا برای کاهش فشارهای انتقاد از کم‌کاری و بی‌تحرکی دستگاه دیپلماسی، اقدام به انتشار لیستی از اقدامات برای دفاع از غزه کرد (+). نکات جالب این فهرست که اکثر آن تماس‌های تلفنی بوده، این است که تمام کارهای نهادهای دیگرغیر از دولت (برگزاری روز قدس، سخنان رهبر انقلاب، فعالیت‌های مجلس شورای اسلامی، پیگیری‌های بین‌المللی قوه قضاییه، بسیج پزشکان و…) را نیز به حساب دستگاه دیپلماسی گذاشته است. کم مانده بود که اقدامات دانشجویی – مردمی که در این مدت علی‌رغم کارشکنی‌های دولت (از جمله عدم صدور مجوز برای تجمع جریانات مردمی و دانشجویی مثلا مقابل سفارت فرانسه) انجام شده است را به حساب فعالیت‌های دیپلماتیک دولت بگذارند.
از دولت جدید انتظار اقدامات جدی برای فلسطین و ضدیت با مستکبرین نداشتیم اما کاش تیم دیپلماسی حداقل مقابل دوربین‌ها و چشم مادران داغدار فلسطینی با جان کری ( که شریک اصلی جنایات رژیم صهیونیستی‌ است) نمی‌خندیدند (+). و دولت می‌توانست در همان زمان مذاکرات وین ۶ که جنگ غزه در اوج خود بود تصاویر جنایات صهیونیست‌ها را بر روی میز بگذارد و به خانم اشتون و آقای کری بگوید «تا این وحشی گری زیر سایه و نام شما متوقف نشود، مذاکرات متوقف می‌شود» و به جای آن به لبنان و دمشق سایر کشورها سفر شود و تلاش‌های دیپلماتیک جدی گرفته شود (+).


 مواضع محافظه‌کارانه‌تر و نرم‌تر از باقی کشورها حتی انگلیس و اردن

فارغ از حجم و شدت فعالیت‌های دولت و دستگاه دیپلماسی در مبارزه با صهیونیست‌ها و حمایت از مردم مظلوم غزه، محتوای همان اندک مواضع‌شان نیز حاوی نکات قابل تاملی است:
سخنگوی وزارت امور خارجه (+):‌
کشورهای اسلامی و عربی و نهادهای طرفدار حقوق بشر… در مقابل جنایات و اقدامات ضدبشری رژیم صهیونیستی واکنش فوری و موثر نشان دهند.
رئیس جمهور در پیامی به روسای کشورهای اسلامی (+):
کمک به مردم مظلوم فلسطین و جلوگیری از اقدامات تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی، مسئولیت مشترک همه نهادهای بین المللی و کشورهای آزادیخواه جهان است… لازم است جهان اسلام همه توان خود را برای لغو فوری و کامل محاصره نوار غزه و کمک به مردم فلسطین بویژه با توجه به قرار داشتن در ماه پرفیض و برکت رمضان، بکار گیرد .
محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل متحد، ارسال کرد (+):
بی شک محکومیت آشکار جنایات رژیم صهیونیستی علیه مناطق فلسطینی و جلوگیری از ادامه حملات این رژیم، مسئولیت همه نهادها و مجامع منطقه ای و بین المللی است. لذا از جنابعالی درخواست می نمایم در راستای انجام وظایف قانونی و انسانی خود، مساعی خود را برای جلوگیری از اقدامات تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی و کشتار مردم مظلوم فلسطین بکار بندید.
در چند نمونه‌ای که از مواضع نه چندان زیاد دولت آورده شد، می‌توان دید خطی که توسط آنها دنبال می‌شود شامل چند نکته است: درخواست از دیگران برای حل مساله (اکثرا از سازمان ملل) بدون اعتراض جدی به وحشی‌گری‌های صهیونیست‌ها، سکوت در برابر اصلی‌ترین حامی اسرائیل یعنی آمریکا و در لایه بعد انگلیس، فرانسه و آلمان،‌ تاکید بر آتش بس بدون تاکید بر احقاق حقوق و مجازات بانیان.
این مواضع آرام، محافظه‌کارانه و بی‌دردسر تیم دیپلماسی که متاسفانه به صورت غلو‌آمیزی توسط رسانه‌های حامی دولت حتی صدا و سیما، به صورت مواضع خاص و انقلابی نشان داده می‌شود، مواضعی است که تقریبا همه سران کشورهای دیگر هم می‌گیرند. و حتی در ظاهر تندتر از مواضع دولتمردان ایران.
پادشاه عربستان که یکی از نزدیک‌ترین افراد به آمریکا و اسرائیل است نامه‌ای انتقادی منتشر کرد (+):
آنچه در غزه رخ می‌دهد، جنایت‌ جنگی علیه بشریت است… فلسطینیان در مقابل چشم و گوش جامعه جهانی کشته می‌شوند در حالیکه جامعه جهانی سکوت کرده و تنها بر حوادث منطقه نظارت دارد. هیچ توجیه و بهانه‌ای برای چنین سکوتی وجود ندارد… جامعه جهانی به پیشنهاد ما برای ایجاد یک مرکز مبارزه با تروریسم توجهی نکرد.
یا نگاهی به موضع وزیر امور خارجه اردن بیندازید (+):
خواستار توقف فوری جنایت‌های صهیونیست ها شده و بر ضرورت اعلام آتش بس و بازگشت به میز مذاکرات برای تأسیس حکومت مستقل فلسطینی با مرکزیت قدس تأکید کرد.
ملکه جوان اردن نیز در نامه‌ای ادبی، از جنایات در غزه شکایت می‌کند (+). نخست وزیر اردن هم سخن از «عدم کوتاهی اردن در قبال آرمان مردم غزه» می‌گوید (+).
ترکیه که علاوه بر روابط اقتصادی و سیاسی با رژیم صهیونیستی، روابط نظامی هم دارد (+)، توسط مقامات مختلف به انتقادات تند از رژیم صهیونیستی پرداختند (+ و + و + و + و+ و + و +). اردوغان -بر خلاف مقامات ایران- آمریکا را هم از دایره انتقادات خود خارج نکرد (+).
حتی کشورهای اروپایی نیز در این میان دست به کار می‌شوند. دولت آلمان ادعا می‌کند ۹ میلیون دلار کمک دارویی و غذایی به غزه فرستاده است (+). وزیر خارجه ایتالیا برای برقراری آتش بس به مصر می‌رود (+). و مضحک‌تر آنکه سریعتر از وزیر خارجه ایران(+)، معاون نخست وزیر انگلیس چند روز پس از شروع جنگ می‌گوید (+): «حملات هوایی تلافی جویانه اسرائیل به غزه مجازاتی دسته جمعی ضد همه مردم این منطقه است. من اکنون واقعا از رژیم اسرائیل می خواهم تا این اقدامات را متوقف کند». و معاون وزیر خارجه انگلیس در اعتراض به سیاست‌های انگلیس نسبت به غزه استعفا می‌دهد (+): «رویکرد و زبان انگلیس در طول بحران غزه نه از نظر اخلاقی و نه از نظر منافع ملی غیر قابل دفاع است و تاثیر بدی بر روی شهرت جهانی و ملی ما می‌گذارد». انگلیسی که خود در تشکیل اسرائیل و حمایت مداوم از آن جزء مقصران اصلی است، با توجه به موج جهانی نفرت از اسرائیل حتی به جهت تبلیغات مجبور می‌شود، چنین موضعی بگیرد و به آتش بس و درخواست از سازمان ملل بسنده نکند.
مشاهده می‌شود که موضع ضعیف دولت در قبال غزه بدون محکومیتِ صریح و جدیِ اسرائیل و حامیانش به ویژه آمریکا، موضعی است که پس از خشم جهانی مردمِ در کشورهای مختلف جهان علیه جنایت‌های اسرائیل، توسط سایر کشورها و حتی همدستان اسرائیل گرفته شده است. و متاسفانه اکثر این کشورها مواضعی محکم‌تر و جدی‌تری علیه اسرائیل گرفتند.


 تاکید بر «آتش بس» به جای مطالبه «عدالت»

متاسفانه موضع محوری دولت در جنگ اخیر غزه، همچون محور اصلی شعارهای تبلیغاتی‌شان، دوری از افراط و تندروی است. در جنگ غزه نیز دستگاه دیپلماسی دولت با همین موضع اقدام به محکوم‌کردن جنایات کردند. هسته‌ی اصلی حرف این است که تندروی خوب نیست. و جنایات نتیجه تندروی از هر دو طرف است. با چنین رویکردی، طبیعی است که تنها تاکید بر آتش بس بشود و سخنی از تحقق عدالت (مجازات صهیونیست‌ها و حامیان‌شان به ویژه آمریکا، پرداخت غرامت کامل، تحقق آتش بس به صورتی عادلانه و شروط واقعی) به میان نمی‌آید.


 برای اولین بار درخواست مذاکره فلسطینیان و اسرائیلی‌ها از سوی روحانی

اتخاذ مواضع میانه و نرم تا آنجا پیش رفت که در میانه جنگ غزه خبری منتشر شد که آقای حسن روحانی در تماس با رئیس جمهور روسیه خواستار آتش بس و «ادامه مذاکرات بین فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها» می‌شود. این خبر که توسط رسانه‌های رسمی روسیه منتشر شد، بر خلاف جنجال فراوانی که در رسانه‌های خارجی داشت، در داخل به دلیل همراهی قریب به اتفاق رسانه‌ها با دولت، مورد توجه واقع نشد. رسانه‌های خارجی از آن به عنوان «تغییر موضع» تعبیر شد (+). این ماجرا با انکار تلویحی محمدرضا صادق مشاور آقای روحانی مواجه شد (+): «این خبر صحت ندارد. همانگونه که قبلا نیز به کرات اعلام کردیم اخبار و برنامه‌ها، مواضع و دیدگاه‌های جناب آقای دکتر روحانی رئیس جمهور محترم که از طریق پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری منعکس می‌شود معتبر است».  این گونه انکار تلویحی حائز نکات مهمی است. اینکه هیچ شخص مهم دولت و لااقل مرتبط با دیپلماسی دولت واکنشی نشان نداد. اینکه اصل مطلب مورد مناقشه قرار نمی‌گیرد تنها مدعی می‌شود که باید مطالب پایگاه ریاست‌جمهوری معتبر شناخته شود.و این سخن واضحی است که ربطی به ماجرای مطرح شده ندارد. شیوه انکار تلویحی و سپس اشاره‌های جزئی به واقعیت آن، که در دولت فعلی مسبوق به سابقه است (+) این نگرانی را ایجاد کرد که این اتفاق چگونه رخ داده است و چه تبعاتی در پی دارد؟


 «مجازات» دسته جمعی به چه جرمی؟

اما اکتفا به درخواست آتش بس با گرفتن مواضعی چون مذاکره فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها، تنها مواضع نامتعارف از سوی تیم دیپلماسی دولت یازدهم نبود. ۳۱ تیر ماه در آستانه‌ی روز قدس محمد جواد ظریف در گفتگوی تلویزیونی با شبکه خبر گفت (+ و +):
امروز ما شاهد مجازات جمعی هستیم این‌ها نیاز به محکومیت بین المللی دارد و باید از مردم فلسطین حمایت شود.
کلید واژه «مجازات جمعی»، چند روز قبل از آقای ظریف، توسط معاون نخست وزیر انگلستان استفاده شده بود (+). محمود عباس عنصر سازشکار فلسطینی درباره حملات اخیر رژیم صهیونیستی به نوار غزه نیز از همین کلیدواژه استفاده کرد و معنای واقعی آنرا مشخص کرد (+):
[حملات اسرائیل] نه تنها یک مجازات دسته جمعی بلکه کشتار دسته جمعی فلسطینیان است. جنایت‌های اسرائیل هیچ توجیهی ندارد. حمله به غزه تنها جنگ علیه حماس یا یک گروه فلسطینی نیست بلکه جنگ علیه ملت فلسطین است.
وی در این سخن مجازات را برخورد اسرائیل با حماس می‌داند. و مدعی است که اگر این برخورد مجازاتی شایسته جرم حماس باشد، اما نباید علیه همه ملت فلسطین صورت بگیرد.
رژیم صهیونیستی همواره مدعی بوده است که دلیل آغاز جنگ گروه‌های مقاومت فلسطینی بوده‌اند. و جنگ خود را مجازات خاطیان معرفی می‌کند. حال از آقای ظریف باید پرسید آیا ایشان که به ادعای آقای روحانی از بهترین دیپلمات‌های دنیا هستند، متوجه معنای واژه مجازات نیستند؟ اساسا ملت فلسطین چه جرمی مرتکب شده‌اند که باید مجازات شوند؟ آیا ایشان در جریان نیستند که رسانه‌های صهیونیستی با چه واژگانی جنگ اخیر را بازتاب می‌دادند؟ (+)


 موضع حقوق‌بشری سکولار و همراهی با شعار «هم غزه – هم اسرائیل»

ادبیات تیم دیپلماسی دولت در موضع‌گیری پیرامون حقوق مردم فلسطین، ادبیاتی مبتنی بر کلیدواژه‌های دوران مدرنیته و ادبیات آمریکایی‌هاست. یعنی تاکید بر حقوق بشر، محکومیت تندروی و خشونت، اخلاق‌گرایی (با موضعی سکولار +) است. اگر اتخاذ این ادبیات به دلیل هم‌زبانی با جامعه غربی و دفاع از ملت فلسطین باشد، موضع قابل درکی است. اما انحصار ادبیات به این ادبیات سکولار و استفاده نکردن از ادبیات اصیل دینی، خطر فراموش شدن آرمان‌های انقلاب و اشتباه گرفته شدن مواضع را دارد. به ویژه آنکه وقتی جریان فرهنگی سکولار و ضد دین داخلی نیز دقیقا با همین ادبیات علی‌رغم میل باطنی مجبور به موضع‌گیری درباره جنگ ظالمانه علیه غزه می‌شوند، این نگرانی که همزمانی و هماهنگی اتفاقی نبوده باشد بیش از پیش افزایش می‌یابد.
با توجه به شدت وخامت اوضاع در غزه و گستردگی واکنش‌های مردمی جهانی، بسیاری از فوتبالیست‌ها، خوانندگان و هنرپیشه‌های مشهور جهان (حتی چند فیلمساز اسرائیلی +) نیز به حمایت از غزه پرداخته و نسبت به جنایات اسرائیل اعتراض کردند (+). که این اعتراض‌ها برای عده‌ای از آنها هزینه‌هایی از سوی لابی صهیونیست‌ها و سلطه آنها در سینما، در بر داشت (+). جریان‌های فرهنگی-هنری سکولار داخل ایران نیز به تبع این موج جهانی، بعد از گذشت یک ماه مجبور به موضع‌گیری و خروج از سکوت یا موضع حمایتی از اسرائیل شده‌اند. اما این جریان که در سال ۸۸ با شعار «نه غزه نه لبنان» به جنگ آرمان‌های انقلاب اسلامی آمده بودند، این بار با انتخاب ایده «هم غزه هم اسرائیل»، خط «محکومیت تندروی» و «آتش بس بدون عدالت» را دنبال کرده‌اند. این حرکت با سردمداری اصغر فرهادی و نسرین ستوده (از محکومین امنیتی فتنه) با شعار «کشتن هم‌نوعان خود را متوقف کنید» آغاز شد. با چنین شعار چندپهلو و محافظه‌کارانه‌ای در واقع علاوه بر مقصر دانستن نیروهای حماس و مقاومت، خط حمایت ضمنی از صهیونیست‌ها را آغاز کردند (+).
در حالی که هنرمندان خارجی با دادن هزینه مواضع محکم‌تری علیه اسرائیل گرفته بودند، این فعالیت با اتخاذ مواضع آرام نتوانستند چهره‌های زیادی را با خود همراه کنند که اتفاقا مورد اعتراض نیز واقع شدند. روزنامه غیر سیاسی هفت صبح نوشت (+):
آدم ناخودآگاه فکر می‌کند دوستان حتی در انتشار تصاویر معترضشان فکر رویارویی با مأمور روادید در فرودگاه جان اف‌کندی نیویورک را هم در سر داشته‌اند! برای همین به چنین متن خنثی و بی‌اثری اکتفا کرده‌اندکه اوج بی سلیقگی در یک کنش سیاسی است. اوج احتیاط و ملاحظه‌کاری با حفظ مبانی زیبایی‌شناسانه مورد علاقه دوستان(!) که با یک حرکت سیاسی اصلا تطابق ندارد. یادم افتاد که ریحانا خواننده نه چندان خوشنام آمریکایی در یک پست توئیتر که البته فقط ۷ دقیقه دوام داشته با کلماتی صریح خواستار آزادی فلسطین شده بود. کاش دوستان حداقل اندازه ۷ دقیقه صراحت امثال ریحانا را داشتند. اگر این جا صراحت نداشته باشند پس کجا خواهند داشت؟
مریلا زارعی نیز در انتقاد از این حرکت نوشت (+):
باید بگویم که شعارها در این کمپین کلی است و به طور مشخص به حوادث اخیر مربوط نمی‌شود. مشمول تمام اقدامات غیرانسانی، جنگ و خونریزی در جهان امروز است. این جمله شامل کشته‌شدگان اتوبوس اسکانیا، حادثه سقوط هواپیمای مالزی و… هم می‌شود… من از همکارانم در این کمپین درخواست می‌کنم که به حرکت مثبت‌شان ادامه بدهند و به‌طور مشخص از جنایاتی که در حق مردم بی‌دفاع غزه شده هم نامی ببرند. وقتی رژیم صهیونیستی با شعار «یک تیر، ‌دو نشان» جنایات خود را با افتخار انجام می‌دهد و به زنان حامله هم رحم نمی‌کند، باید مستقیم وارد عمل شد و با صدای بلند به جهانیان گفت که آنها به عمل غیرانسانی دست می‌زنند. بنابراین نگران واکنش‌های جهانی از عملکردمان و از اینکه ممکن است در جشنواره‌های جهانی مورد هجمه قرار‌گیریم، ‌نباشیم.
بعد از این انتقادات بود که هنرمندان بیشتری در برنامه‌ی اهدای خون به مردم غزه شرکت کردند. اما این تنها کاری نیست که هنرمندان نسبت به مظلومیت مردم فلسطین و ظلمی که روا شده است، می‌توانند انجام دهند. در برابر هزاران فیلمی که هالیوود می‌سازد، ساخت آثار مرتبط حداقل اقدامی است که باید از هنرمندان در دفاع از انسانیت انتظار داشت(+).

 جمع‌بندی

دولت از ابتدا سیاست اصلی خود در برابر اسرائیل را عدم انتقاد جدی، سکوت و بی‌توجهی به این ظلم تاریخی، گرفتن مواضع دو پهلو و تایید ادعاهای صهیونیست‌ها (مثلا هولوکاست و بحث مذاکره فلسطینیان با اسرائیل)، قرار داد. فعالیت‌ها حمایتی خود از مردم مظلوم فلسطین را نیز به حداقل ممکن کاهش داد. حتی در موضع‌گیری‌های رسانه‌ای نیز مواضعی بی‌دردسر و محافظه‌کارانه و حتی ضعیف‌تر از سران سایر کشورها اتخاذ کردند.
به نظر می‌رسد این رویه‌ی خطرناک ناشی از راهبرد اساسی «دوری از تنش» و «اعتمادسازی» نسبت به غربی‌ها و به ویژه آمریکایی‌هاست. دولتی که به جای توجه به ظرفیت درونی و تکیه به ملت ایران، راه حل تمام مشکلات را در راضی‌کردن «کدخدا» می‌جوید، مشخص است که از انجام کوچکترین کاری که آمریکا را ناراحت کند می‌ترسد. و این ترس با عدم فهم، ناکارآمدی و نابلدی تیم فعلی همراه می‌شود و متوجه نیستند که هر قدمی که عقب بروند، نه تنها آمریکایی‌ها به هیچ تعهد خود عمل نخواهند کرد (+) بلکه توقعات بیشتری هم خواهند داشت. توقعاتی که «خلع سلاح گروه‌های مقاومت» و «کنار آمدن با اسرائیل» جزء مهم آن است (و در وین ۶ صراحتا اعلام کرده‌ و رسانه‌ای شده است +). این نگرانی وقتی افزایش می‌یابد که تیم فعلی به دلیل عدم رعایت بدیهیات عرصه دیپلماسی تمام امتیازات و برگ‌های برنده خود در عرصه‌ی هسته‌ای را به صورت کامل در همان مرحله اول واگذار کرده است و برای مذاکرات آینده خود پیشنهادی بر روی میز مذاکرات باقی نگذاشته است. لذا به نظر می‌رسد مجبور است از داشته‌های دیگر ملت ایران و انقلاب اسلامی در عرصه‌های غیر هسته‌ای (مثلا صنایع نظامی و گروه‌های مقاومت)  برای جلب اعتماد راضی کردن استکبار جهانی خرج کند.
این در حالی است که موضع اساسی امام خمینی (ره) و رهبر عزیز انقلاب همواره ناظر به «نابودی و محو اسرائیل» بوده است (+ و +). آیت الله خامنه‌ای در سال‌های اخیر همواره در قبال اسرائیل مواضع محکم و صریحی اتخاذ کرده‌اند و همواره صراحت آن بیشتر شده است تا آنجا که سخن از مسلح کردن کرانه باختری می‌گویند (+ و +). و همین چند ماه پیش تاکیدات مهمی مبنی بر صراحت داشتن در اعلام موضع داشتند(+):
امام بزرگوار (ره) بدون هیچ پرده پوشی نظام سلطه را که همان نظام بین المللی معتقد به تقسیم دنیا به «سلطه پذیر و سلطه گر»، است، رد کردند و صریح و شفاف در مقابل تجلی واقعی این نظام سلطه یعنی دولت امریکا، موضع گرفتند… به هیچ وجه نباید این صراحت و شفافیت را دربرابر دوستان و دشمنان ملت ایران از دست داد و مواضع جمهوری اسلامی ایران باید شفاف و صریح بیان شود.
ایشان در دیدار با سفرا نیز فرمودند (+):
نهراسیدن از قدرت‌های سلطه‌گر، بعد از انقلاب، به خصوصیت بارز سیاست خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شده که این ویژگی هم در دل ملت‌ها جاذبه ایجاد کرده و هم سیاست‌مداران دنیا را چه بگویند و چه پنهان کنند به تعظیم و تجلیل وا داشته است.
دفاع صریح، قاطع و واقعی از مظلوم از دیگر ویژگی‌های دیپلماسی ایرانی است. این خصوصیت در تمام سال‌های بعد از انقلاب، در دفاع از ملت و مبارزین فلسطینی و لبنانی و موارد مشابه دیگر، جلوه داشته است… مخالفت جدی با نظام سلطه از خصوصیات آشکار سیاست خارجی جمهوری اسلامی است.
رهبر عزیز انقلاب با فاصله‌ای کوتاه در دیدار با هیئت دولت دوباره بر موضع گیری صریح و قاطع در مسئل منطقه و بین‌المللی توسط دولت تاکید می‌فرمایند (+):
موضع گیری صریح و قاطع در مسائلی همچون فلسطین، رژیم صهیونیستی، غزه، سوریه، عراق، تکفیری ها و دخالت های امریکا، به نفع نظام جمهوری اسلامی است و منافاتی هم با زبان دیپلماسی و مذاکره ندارد. موضع گیری صریح و شفاف درخصوص این مسائل شاکله کلی نظام اسلامی و عقبه راهبردی نظام در میان ملتها را حفظ خواهد کرد.
_._,_.___












.._,___


Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages