آیتاللهالعظمی دستغیب با انتقاد از حیف و میل شدن اموال عمومی و چپاول ذخایر عظیم نفتی، درباره قراردادهایی که آنها را “بدتر از ترکمانچای” و مایهی ذلیل کردن مردم توصیف کرد، هشدار داد و گفت: “نمیتوان در مقابل این قراردادها بیتفاوت بود. نمیتوان تحمل کرد که ذخایر بزرگ ثروت را عده قلیلی به یغما برند و به جای آنها سلاحهایی وارد مملکت کنند، برای سرکوب خود مردم!”
به گزارش کلمه، این همچنین مرجع تقلید با تاکید بر اینکه “اگر مملکت واقعاً اسلامی باشد و مردم را با رفتار و اعمال صحیح به سوی خدا دعوت کنند، نیازی به این همه سلاح مدرن نیست” ادامه داد: “مگر در زمان جنگ اسلحه ها ما را پیروز کردند؟ از خدا میخواهیم که آقایان رأسنشین را بیشتر متوجه احکام اسلام کند و طوری شود که به داد مردم بیچاره برسند. نیاید روزی که عذاب خدا نازل شود که عذاب، اگر نازل شود، فراگیر می شود. از خدا می خواهیم دل حاکمان را نرم کند تا این قبیل نصایح بر آنها تأثیر بگذارد و گمان نکنند امثال بنده در پی شهرت و آوازه هستیم.”
آیتالله دستغیب که در ادامهی جلسات تفسیر قرآن خود و در تفسیر آیهی ۸۹ سورهی غافر سخن میگفت، شکستن دل مؤمن را موجب توبیخ الهی و دروغ را عامل عقوبت الهی و رسوایی انسان دانست و نیز رفتارهای ناهنجار مردم یا عملکرد نادرست حاکمان را موجب نزول بلا دانست. ایشان با اشاره به نزول عذاب و بلایای آسمانی در دوران پیش از پیامبر اسلام، خاطرنشان کرد که پس از اسلام، بلا در قالب اختلاف و تفرقه بین مردم ظاهر میشود.
ایشان همچنین گفت: “اگر حاکمیت جامعه ای ظلم را پیشه خود سازد باید بداند که به زودی عقوبت آن دامنش را خواهد گرفت و هر چه آتش ظلمش افروخته تر باشد، زودتر و بیشتر در عقوبت الهی گرفتار می آید.”
این عضو مجلس خبرگان همچنین بار دیگر تاکید کرد که هیچکدام از فقهای دلسوز و عادل، وضع فعلی جامعه را تایید نمیکنند، و افزود: “منظور، آن دسته از فقیهانی هستند که وابسته به دنیا نیستند و ترسی از عناوین و القاب خویش ندارند و فروش رساله و آوردن خمس و زکات برایشان مهمتر از احکام خدا نیست و واهمه ای از ارعاب و تهدیدها ندارند. آیا این قبیل فقها وضع موجود را امضا می کنند؟ هرگز! الگو و مرجع امروز ما همن فقهای عدولند، نه فقهای مصلحتبین، لکن وقتی حکومت و قدرت در دست انسان می افتد معلوم است که مصالح خود را بر هر چیزی مقدّم می دارد اما بیشک حکم خدا این نیست.”
مشروح سخنان این مرجع تقلید در جلسه ۳۷ تفسیر سوره غافر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مسجد قبا در ادامه میآید:
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ وَ ما کانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَةٍ إلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِیَ بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ«۷۸»
ما پیش از تو رسولانی فرستادیم که سرگذشت بعضی را بر تو حکایت کردیم و برخی را نکردیم. هیچ پیامبری معجزه ای نیاورد جز به اذن خدا و چون فرمان خدا صادر شود، به حق داوری شود. در آن هنگام اهل باطل زیانکار خواهند بود.
پیامبران اسلام هم مورد آزار و اذیت قرار گرفت
قسمت اول آیه خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و در ادامه آیه قبل است. خداوند برای تسلّای خاطر رسول گرامی خویش اشاره ای به پیامبران گذشته می فرماید که همچون پیامبر اسلام مورد آزار و اذیت اقوام خویش قرار گرفتند.
در قرآن، نام و سرگذشت معدودی از پیامبران الهی ذکر شده، بعضی اشاره ای به احوالشان گشته و از بسیاری دیگر هیچ نام و نشانی به میان نیامده است. تفسیر مجمع البیان درباره تعداد پیامبران می نویسد: روایات و اخبار در عدد انبیا مختلف است. در بعضی از آنها عدد پیامبران صد و بیست هزار آمده و در بعضی دیگر هشت هزار نفر گفته شده که چهار هزار نفر از بنی اسرائیل و چهار هزار نفر از اقوام دیگر می باشند.(مجمع البیان، ذیل همین آیه)
منافاتی ندارد که تعداد پیامبران صد و بیست یا صد و بیست و چهار هزار نفر باشد و این هشت هزار نفر در میان آنان دارای برجستگی یا فضیلت خاصی بوده باشند.
خدای تعالی در قرآن کریم از ۲۶ پیامبر نام برده و از چند پیامبر دیگر مثل خضر و ارمیا و یوشع نامی برده نشده اما به احوالشان اشاره شده است. «اسباط» نیز عده ای از پیامبران بنی اسرائیل بودند که خداوند در سوره های بقره، آل عمران و نساء در کنار ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب، از آنها یاد کرده است.
ذکر احوال رسولان گذشته در کنار تمامی ویژگی هایی که برای پیامبران و مسلمین دارد، اسباب انسی برای رسول گرامی اسلام بود. این بدان معناست که ما نیز میتوانیم با مطالعه در احوال اولیای خدا و یاد بزرگان دین و مخصوصاً ائمه اطهارعلیهم السلام با پروردگار خویش مأنوس شویم؛
عِنْدَ ذِکْرِ الاولیاءِ یَنزِلُ الرَحْمَة:
یاد اولیا باعث نزول رحمت است.
نباید پیشرفتهای معنوی و حالات روحانی را اظهار کرد
ما کانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَةٍ إلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ؛ منظور از آیه در اینجا دو چیز است: اول؛ معجزات و نشانه هایی که دلیل رسالت و صداقت پیامبران بود و هیچ پیامبری بدون اجازه خداوند این معجزات را ظاهر نمی ساخت. خدای تعالی به حضرت عیسی می فرماید:
وَ إذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنی فَتَنْفُخُ فیها فَتَکُونُ طَیْراً بِإِذْنی وَ تُبْرِیُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنی وَ إذْ تُخْرِجُ الْمَوْتی بِإِذْنی
و هنگامی که به اذن من از گِل، چیزی شبیه پرنده می ساختی و در آن می دمیدی و به اذن من پرنده می شد و کور مادرزاد و مبتلا به پیسی را به اذن من شفا می دادی و مردگان را به اذن من زنده می کردی.(مائده/۱۱۰)
بنابراین اگر کسی پیشرفت های معنوی و حالات روحانی نصیبش شد باید کتمان کند و آنچه را که دارد، اظهار نکند مخصوصاً برای کسانی که در ابتدای راه هستند و هنوز چیزی از اذن خدا سر در نمی آورند.
دوم؛ عذابهای الهی که در اثر نفرین انبیا، بر سر اقوام کافر نازل می شد و آیات قهر الهی برای آنان بود؛ مانند آنچه بر قوم لوط و هود و صالح نازل شد البته این عذابها در مورد کفّار زمان پیامبر اسلام وجود نداشت و در عوض بعضی از آنها در جنگهایی که با مسلمین داشتند به درک واصل شدند.
توجّه به این نکته نیز لازم است که نفرین کردن کار صحیحی نیست، مخصوصاً نفرین پدر و مادر برای فرزند. نفرین، هیچ پیشرفتی برای انسان طالب ندارد و حتی گاهی موجب خسران هایی نیز می گردد و شخص نفرین کننده مورد مذمّت پروردگار قرار می گیرد مگر برای کسانی که یقین به رضای کامل پروردگار دارند که حصول چنین یقینی برای مردم عادی ممکن نیست. بله، نفرین کردن به دشمنان اهل بیت و کسانی که ائمه اطهارعلیهم السلام دستور به لعن و نفرینشان داده اند، اشکالی ندارد و نفرین کسانی که در قرآن بر آنها نفرین شده؛ اللّهمّ العن اول ظالم ظلم حق محمّد و آل محمّد و آخر تابع له علی ذلک…
نباید اختلاف سلیقههای سیاسی را به نفرین کشاند، مگر آنکه …
نفرین کردن در مباحث سیاسی نیز کاری ناپسند است و نباید جناحها و احزاب مختلف بخاطر اختلاف سلایق سیاسیشان یکدیگر را نفرین کنند بلکه هر گروه باید هدایت گروه دیگر را از خداوند بخواهد مگر آنکه ظلم و فساد یک طرف به حدّی زیاد شود که دیگر قابل هدایت نباشد و مردم از خدا طلب سرنگونی و شکست آن گروه را بکنند.
فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِیَ بِالْحَقِّ؛ با توجّه به سیاق آیات قبل، منظور از امر خدا در اینجا، توبیخ الهی و قهر پروردگار است که دارای دو بُعد فردی و اجتماعی می باشد.
عقوبت برخی گناهان، در همین دنیا دامنگیر میشود
عقوبت بعضی از گناهان – در صورت عدم توبه – در همین دنیا دامنگیر شخص گنهکار می شود. از جمله این گناهان، آزار و اذیّت به دیگران است که در مرتبه اول شامل آزار و اذیّت پدر و مادر و از آن بدتر، شکستن دل آنها می شود. مخصوصاً اگر منجر به آن شود که آنها لب به نفرین بگشایند. حکایات بسیاری درباره گیرایی نفرین پدر و مادر وجود دارد.
در مرتبه بعد سایر ارحام قرار دارند؛ برادران و خواهران نسبت به هم و سایر اقوام و خویشان، اگر موجبات آزردگی و دلشکستگی یکدیگر را فراهم آورند، باید منتظر عقوبت پروردگار باشند.
در مرتبه بعدتر سایر مؤمنین قرار دارند؛ شکستن دل هر مؤمن که موجب آه و نفرین او گردد، تأثیر فراوانی در زندگی انسان میگذارد. برادران و خواهران مؤمن بسیار باید مواظب باشند که با دست و زبان خود، همدیگر را آزار ندهند که این کار توبیخ الهی را در پی دارد.
گناه دیگری که موجب عقوبت الهی در دنیا می شود، دروغ است که انسان را رسوا می سازد و همچنین ظلم به جان و مال و ناموس دیگران.
حکومت ظلم باید منتظر عقوبت الهی باشد
گناهانی که در سطح اجتماع شیوع می یابند یا بواسطه رفتارهای ناهنجار مردم است یا بخاطر عملکرد نادرست حاکمان در میان ناهنجاریهای اجتماعی، هر گاه گناهانی چون زنا و لواط و ربا شیوع یابد باید منتظر نزول بلا بود. این وعده خداست که نسبت به اقوام پیشین نیز تحقّق یافت. البته تا پیش از ظهور پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، عذابها به صورت بلایای آسمانی نازل میشد اما پس از اسلام، بلا در قالب اختلاف و تفرقه بین مردم ظاهر می شود.
در حوزه حکومتی، اگر حاکمیت جامعه ای ظلم را پیشه خود سازد باید بداند که به زودی عقوبت آن دامنش را خواهد گرفت و هر چه آتش ظلمش افروخته تر باشد، زودتر و بیشتر در عقوبت الهی گرفتار می آید. آنچه بر سر آخرین پادشاه ایران آمد، تکرار همین وعده قطعی پروردگار و قضاوت حق او در دنیا بود و عذاب آخرت و چرک و خونهایی که در آن دست و پا می زند، وعده الهی برای پس از مرگش است.
مدعیان عمل به قرآن باید در عمل ثابت کنند
وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ؛ باطل؛ محدوده ای است که شامل مراتب مختلفی می شود؛ از جمله عقاید باطل، احکام باطل و کارهای باطل (لغویات).
کسانی که بر احکام دین خدا پا می گذارند، هر توجیهی که داشته باشند، در راه باطل سیر می کنند. کسی که به جای اعتنا به احکام قرآن، متناسب با منافع و مصالح خویش عمل می کند، در حقیقت بر قرآن پا گذاشته است و تفاوتی با مشرکان و کفّار ندارد بلکه از جهاتی بدتر از آنهاست چرا که به تعداد کسانی که تابعش هستند، قرآن را زیر پا گذاشته. کسانی که مدّعی عمل به قرآن هستند باید ادّعای خود را در عمل ثابت کنند و رفتارشان را شاهد گفتارشان بیاورند.
فقهای عادل و دلسوز هرگز وضع فعلی را تایید نمیکنند
از ابتدای غیبت صغری تا کنون فقهای عادل بی شماری آمدند و رفتند و امروز هم کم نیستند فقهای عدولی که فریب پول و منصب و وعده را نمی خورند و بی هیچ ترسی حقیقت قرآن و سنّت را بازگو می کنند. کدام یک از فقهای دلسوز امروز که همچون ائمه اطهار جان و آبرو و همه چیز خود را بر سر احکام قرآن گذاشتند، وضع جامعه و نحوه رفتار با مردم قانون خواه و مؤمن را تأیید می کنند؟ منظور از آن دسته از فقیهانی هستند که وابسته به دنیا نیستند و ترسی از عناوین و القاب خویش ندارند و فروش رساله و آوردن خمس و زکات برایشان مهمتر از احکام خدا نیست و واهمه ای از ارعاب و تهدیدها ندارند. آیا این قبیل فقها وضع موجود را امضا می کنند؟ هرگز! الگو و مرجع امروز ما همن فقهای عدولند، نه فقهای مصلحتبین، لکن وقتی حکومت و قدرت در دست انسان می افتد معلوم است که مصالح خود را بر هر چیزی مقدّم می دارد اما بیشک حکم خدا این نیست.
انتقاد از حیف و میل کردن بیت المال و قراردادهای بدتر از ترکمانچای
از جمله چیزهایی که عقوبت الهی را نازل می کند، حیف و میل کردن اموال عمومی مسلمین است. ذخایر عظیم نفتی، ارزشی فوق العاده از حیث تأمین رفاه دنیا و سعادت آخرت مردم ایران دارد به شرط آنکه این منابع ثروت در اختیار مردم قرار گیرد و منافع آن، طبق اصول صحیح، به دست مردم برسد اما متأسفانه غالب آنها چپاول می شود و به دست گروهی نااهل می افتد. قراردادهایی بسته می شود که بعضاً از قرارداد ترکمانچای هم بدتر است. واقعاً دارند مردم را ذلیل می کنند.
نمی توان در مقابل این قراردادها بی تفاوت بود. نمی توان تحمّل کرد که ذخایر بزرگ ثروت را عده قلیلی به یغما برند و به جای آنها سلاحهایی وارد مملکت کنند، برای سرکوب خود مردم! اگر مملکت واقعاً اسلامی باشد و مردم را با رفتار و اعمال صحیح به سوی خدا دعوت کنند، نیازی به این همه سلاح مدرن نیست. مگر در زمان جنگ اسلحه ها ما را پیروز کردند؟
از خدا می خواهیم که آقایان رأسنشین را بیشتر متوجّه احکام اسلام کند و طوری شود که به داد مردم بیچاره برسند. نیاید روزی که عذاب خدا نازل شود که عذاب، اگر نازل شود، فراگیر می شود. از خدا می خواهیم دل حاکمان را نرم کند تا این قبیل نصایح بر آنها تأثیر بگذارد و گمان نکنند امثال بنده در پی شهرت و آوازه هستیم.