میدانیم که در
آیین ما، جواب ِسلام، شرعا واجب
است.
و ترک آن حرام است.
و این حکم نیز حکمی اجتماعی است.
سوال اینجاست،
آیا حکومت دینی، موظف است دین را
تمام و کمال اجرا کند
و ضامن اجرای تمامی احکام دین
باشد؟
آیا دین به ما میگوید که که
همچنان که «گشت ارشاد» راه انداختهایم،
خوب است که «گشت جواب ِ سلام»
بگذاریم
و در خیابانها هر کسی را که جوب
سلام را نداد، خِفتش کنیم؟
*
من کاملا متوجه
هستم که جنس این دو فرق دارد و قیاس ِصحیح و
کاملی نیست.
ولی با آوردن این مثال کمیک و
اغراق شده، میخواهم این سوال اساسی را
بپرسم،
«که مرز دخالت حکومتی ِ دین ِ
حکومتگر تا به کجاست؟»
ما تا به کجا حق
داریم دخالت سخت افزاری بکنیم؟
یعنی دینداران حکومتگر یا
حاکمیت دینی،
تا چه حد موظف به پیاده سازی ِ-ولو
سخت افزاری- عناصر فرهنگی/دینی -و عمدتا نرم
افزاری- خود هستند؟
*
سوال من نیز کاملا
درون دینی است.
کاری به حقوق بشر و حق انتخاب و
آزادی و این حرفها ندارم.
میخواهم بدانم که شارع مقدس،
اگر به ما مشروعت تصدی حکومت را داد،
تا چه میزان از ما انتظار دارد که
احکام را پیاده کنیم و به چه نحوی و تا چه
حدی
و به چه قیمتی؟
*
یک جور دیگر بپرسم.
آیا پیغمبر و علی
عقلشان نمیرسید که چماقدار بگذارند
و «گشت ارشاد» بگذارند و «گشت
جواب ِ سلام» بگذارند و ...
یا زورش را نداشتند و قدرتش را؛
یا زورشان و عقلشان میرسید
ولی اِعمال سخت افزاری ِ این
عناصر ِنرم را درست نمیدانستند
و جزو شرع نمیدانستند؟
کاش کسی از اهل فن
باشد که ما را روشن کند.