با عرض پوزش از دوستان عزیز بخاطر ارسال دیرهنگام:: یک پرتره چاپی فوق العاده آسان در فوتوشاپ
:: عرضه صفحهکلیدی با ۱۹ کلید اختصاصی برای فیسبوک!
:: تصاویر: امحای انواع مواد مخدر
:: تصاویر دیدنی از کمیاب ترین پرندگان دنیا
:: ۱۰ روش برای عکاسی بهتر با دوربین تلفن همراه
:: رزومه داوینچی برای استخدام نزد دوک
:: بازی آنلاین Scrolls بزرگترین انقلاب در سبک بازی های انلاین کارتی
:: ۵ ویروس مرگبار برتر در ۵ سال گذشته
:: لپ تاپ جدید سونی ۱۵ ساعت شارژ نگه می دارد
:: ارتباط تغییرات هورمونی زنان با اضطراب و حملات وحشت
:: نرم افزار PDF سازی آسان و رایگان!
:: غیرعادی ترین ملاقات جهان/ رویاهای هاوکینگ و بازآلدرین برای آینده بشر
:: 6 نکته و اصل اساسی طراحی که هر طراح وب باید بداند - قسمت دوم

هفت شهر عشق را عطّار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
«مولانا»
در این مورد حرف بسیار است شرح و توضیح آن در این مختصر نمی گنجد. نخست فهرست وار از چند کتاب که درباره هفت نگاشته شده است نام میبریم و سپس به توضیح عدد هفت و جلوه های آن که در ادب پارسی فراوان آمده است اشاره میشود.
1. تحلیل هفت پیکر نظامی
2. هفت بند محتشم کاشانی
3. هفت حصار خواجه عبدالله انصاری
4. هفت اورنگ جامی
5. هفت وادی در منطق الطّیر
6. هفت آتشکده
7. هفت آسیا
8. هفت سیّاره منظومه شمسی
9. هفت خواهران
10. هفت قلم آرایش
11. هفت گردون
12. هفت اختر
13. هفت منزل
14. هفت اقلیم
15. خاتون هفت قلعه
16. هفت نای
17. کوچه هفت پیچ
18. مجالس سبعه مولوی
19. هفت سال در زندان
20. هفت داستان
21. هفت قصیده یا سبعه معلّقه و...
نظامی گنجوی

هفت پیکر: نظامی گنجوی از شعرای اواخر قرن ششم است و بهترین اثر نظامی پنج گنج یا خمسه نظامی است هفت پیکر یا بهرامنامه چهارمین مثنوی ا زخمسه نظامی است. این منظومه ازسرگذشت بهرام پنجم ساسانی معروف به بهرام گور است و بنیاد آن بر شماره هفت است. بهرام با هفت دختر هفت پادشاه هفت اقلیم ازدواج میکند و آنان را در هفت گنبد به هفت رنگ جای میدهد. بهرام هر روز هفته را با یک دختر در یک گنبد به سر میبرد و هریک از دختران داستانی میسراید. نظامی جمعا هفت داستان از قول آنان روایت میکند که به نام هفت پیکر نامیده شده است که از شاهکارهای شعر فارسی است. اینک چند بیت به عنوان نمونه ذکر میشود:
ما که جزئی ز سبع گردونیم با تو بیرون هفت بیرونیم
در چنان بیستون هفت ستون هفت گنبد کشید برگردون
هفت گنبد درون آن باره کرده بر طبع هفت سیّاره
برکشیده بر این صفت پیکر هفت گنبدبه طبع هفت اختر
هفت کشور تمام در عهدش دختر هفت شاه در مهدش
چون که بهرام شد نشاط پرست دیده درنقش هفت پیکر بست
هفت رنگ است زیرهفت اورنگ نیست بالاتر از سیاهی رنگ
هفت گنبد بر آسمان بگذاشت اوره گنبـد دگر برداشـت
هفت مؤبد بخواند موبد زاد هفت گنبد به هفت موبد داد
تصوّف در مشرق زمین بالاترین اوج و عظمت را به ادبیّات ایران بخشیده و شعر را به اوج قدرت و عظمت رسانیده است.
شیخ عطّار

شیخ عطّار شخصیّتی است که مولانا در حقّ او گوید:
هفت شهر عشق را عطّار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
آنچه گفتم در حقیقت ای عزیز آن شنیـدستم من از عـطّار نیز
من آن مولای رومی ام که از نطقم شکر ریزد ولیکن در سخن گفتن غلام شیخ عطّارم
از میان مثنویهای عرفانی عطّار منطق الطّیر از همه مثنویهایش پر شکوه و
مشهورتر است و منظومهای است که از زبان پرندگان گفته شده است. مرغان در
این مرحله تلاش دارند. خود را به سیمرغ برسانند ولی لازم است از هفت وادی
عبور کنند تا به کعبه مقصود برسند که کنایه است از وابستگی های انسان به
جهان مادیّات که چگونه میتوان از علایق دنیوی رهائی یافت و به هدف غائی
رسید در این مرحله هفت وادی صعب و سخت وجود دارد که مراحل سلوک نامیده
میشود و عبارتند از:
1. طلب
2. عشق
3. معرفت
4. استغناء
5. توحید
6. حیرت
7. فقر و فنا
هست وادی طلب آغاز کار وادی عشق است از این پس بیکنار
پس سیم وادی از آن معرفت هست چارم وادی استغنا صغت
هست پنجم وادی توحید پاک پس ششم وادی حیرت صعبناک
هفتمین وادی فقر است و فنا بعد از این وادی روش نبود ترا
عرفای هند به جای کلمه «فنافی الله» اصطلاح جاویدان «نیروانا» یا آرامش مطلق را به کار برده انددر تعقیب عدد هقت در منطق الطّیر ابیات زیر به چشم میخورد:
گفت ما را هفت وادی در ره است چون گذشتی هفت وادی درگه است
هفت دریا یک شمر اینجا بود هفت اختر یک شـــرر اینجا بود
هفت سال القصّه بس آشفته بود باسـگان در کوی دختر خفتـه بود
کودکش گفت ای امیـر پر هنــر هفت طفلیم این زمان ما بی پــدر
خوش شد از گفتار او شاه جهان هفـت بار دیگــرش شــد میهمــان
هفت گردون را بر آرم زیر پر گر فرود آری بدین سرگشته سر
گفت اگر دوزخ شود همراه من هفت دوزخ سوزد از یک آه من
هفت کنگرۀ عرش الهی
ترا ز کنگرۀ عرش می زنند صفیر ندانمت که در این دامگه چه افتاده است
«حافظ»
به طوری که از مفاد کتب اکثر عرفای بزرگ از قبیل مولانا جلال الدّین رومی
صاحب کتاب مثنوی معنوی در مبحث معراج مفهوم می گردد به طور خلاصه و فشرده
هفت کنگره عرش و هفت ملکی که موکّل بر آن هستند کنایه از مراحل ثبوتی و
ارتباط معنوی و سرّی هر انسان به سوی مبدأ پروردگار عالمیان است.
در گرشاسب نامه این عنوان آمده است: درختی که هفت گونه بارش بود
درختی گشن رسته در پیش تخت که دادی بر از هفت سان آن درخت
زانگور و انجیر و نارنج و سیب ز نـار و تـرنج و بــه دلفــریـب
استاد نورالدّین ابوالبرکات عبدالرّحمن بن نظام الدّین احمد بن شمسالدّین محمدحنفی جامی از شعرا و نویسندگان فاضل خراسان در سده نهم هجری است وبزرگترین استاد سخن و عارف و نویسنده و دانشمند بزرگ پارسی گوی است لقب اصلی عمادالدّین و لقب مشهورش نورالدّین است و تخلّص او در شعر«جامی» است و او خود گفته است که این تخلّص را به دو سبب برگزیده است نخست ا زآن روی که مولد او «جام» بود دیگر آنکه رشحات قلمش از جرعه جام شیخ الاسلام احمدجام معروف به ژنده پیل سرچشمه میگرفت.
مولودم جام و رشحۀ قلمم جرعۀ جام شیخ الاسلامی است
لا جرم در جریدۀ اشعار به دو معنی تخلّصم جامی است
میلاد جامی در بیست و سوم ماه شعبان سال817 هجری قمری اتّفاق افتاده است او در شمار صوفیان زمان خود بوده و از سلسله نقشبندی است.

جامی بعد از چند سفر که در بلاد خراسان و یا بین النّهرین کرده بود مهمترین سفرش در سال877 هجری قمری به حجاز بود. در این سفرها از بغداد آزرده خاطر شد ودر غزلی گوید:
از ناکسان وفا و مروّت طمع مدار وز طبع دیو خاصیت آدمی مجوی
جامی در هرات روز جمعه هیجدهم محرم هنگام اذان صبح از سال898 هجری در هشتاد و یک سالگی بدرود حیات گفت...
دریغا که بی ما بسی روزگار بروید گــل و بشکفـد نو بــهار
بسی تیر و دیماه و اردیبهشت بیاید که ما خاک باشیم و خشت
جامی نه تنها شاعر بزرگ بود بلکه در فنون علوم دین و ادب و تاریخ نیز مهارتی به سزا داشت امیر علیشیر نوائی که خود از فضلای عصر بود در وصف کمالات جامی گفته است:
عاجز از تعداد اوصاف کمال اوست عقل انجم گردون شمردن کی طریق اعور است؟
آثار جامی ازنظم و نثر بسیار است تمام آثارش را 99 گفتهاند لکن آن مقدار که معلوم و در دست است حدود پنجاه اثر و به قولی مجموع تألیفاتش از نظم و نثر به موافق شماره حروف تخلّص او «جامی» پنجاه و چهار دفتر و رساله است.
در مرثیه جانگداز پسرش صفیالدّین چنین گوید:
زیر گل تنگدل ای غنچه رعنا چونی ؟ بی تو ما غرقه به خونیم تو بی ما چونی
سلک جمعیّت ما بی تو گسسته است زهم ما که جمعیـم چنینیـم تو تنـها چــونـی
بی تو در روی زمین تنگ شده بر من جای تو که در زیر زمین ساخته ای جاچونی
هفت اورنگ جامی که از زبده ترین آثار او تشکیل میشود :
این هفت سفینه در سخن یک رنگ اند وین هفت خزینه در گهر همسنگ اند
چون هفت برادرند بر این چرخ بلنـــــد نامی شده بر زمین به هفت اورنگ اند
شامل این مثنوی ها است :
1. سلسله الذّهب «زنجیر طلا» : مانند حدیقه سنایی ، بر وزن «فاعلاتن
مفاعلن فعلن» سروده شده، در ذکر حقایق عرفانی و مباحث فلسفی و دینی و
اخلاقی است، و ضمناً اعتراضاتـی است که بر شیعیان جهان روا داشته است روی
این اصل از بغداد رانده شد. وی در این مورد گوید :
از ناکسان وفا و مروّت طمع مدار وز طبــــع دیو خاصیت آدمی مجوی
و شاه اسماعیل صفوی پس از تسخیر هرات قبر او را منهدم ساخته و خرابش کرده است.
2. سلامان و ابسال : یکی دیگر از هفت مثنوی، بر وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» سروده شده است، داستانی است که اصل آن یونانی بوده و جامی آن را به نام یعقوب بیک پسر اوزون حسن آققویونلو به نظم در آورده است. سلامان فرزند ارمانوس پادشاه روم بود زنی هیجده ساله به نام ابسال دایگی او را به عهده گرفته بود. سلامان عاشق ابسال میشود پدرش همین که از عشق آنها مطلع می شود شروع به نصیحت و موعظه پسر می نماید ولی موثر واقع نمی شود پسر از ترس پدر با معشوقه اش فرار میکنند و به غربت میافتند و سختیها میبینند و دست به هم داده خود را به دریا میزنند، ابسال میمیرد ولی سلامان زنده میماند اصل حکایت فوق در زبان یونانی بوده و خواجه نصیرالدّین طوسی آن قصّه را در شرح اشارات آورده است و جامی آن را به پارسی منظوم نقل می نماید. همچنین ابن سینا در کتاب «الاشارات و التّبنیهات» بدان اشاره دارد. این مثنوی حاوی اشارات عرفانی و اخلاقی همراه با حکایات و تمثیلات است.
چیست آن ابسال در صحبت قریب وآن سلامان ماندن از وی با شکیب
3. تحفة الاحرار: منظومه ای است به بحر سریع «مفتعلن مفتعلن فاعلن» در وعظ و تربیت همراه با حکایات و تمثیلات بسیار در بیست مقاله.
این مثنوی به شیوه مخزن الاســـرار نظامی و مطلع الانــوار امیر خسرو
دهلـــوی است و دلیل نام گذاریش به تحفه الاحرار آن است که به نام خواجه
ناصرالدّین عبیدالله نقشبندی شیخ سلوک آن عصر که معروف به «خواجه احرار»
بوده و به سال 885 سروده شده است.
تحفه الاحرار لقب دادمش تحفه به احرار فرستادمش
4. سبحة الابرار: منظومه ای است، بر وزن رمل مسدّس «فاعلاتن فعلاتن فعلن»
در ذکر مقامات سلوک ، تربیت ، تهذیب ، اصول عرفانی و اخلاقی که شاعر آن را
در چهل «عِقد» تنظیم کرده که عبارتند از: در کشف حقیقت دل- در شرح سخن و
سخنوری- در گفتار موزون- درشرح معنوی تصوّف و اغراض آن- در کشف راز
پرهیزگاری- در امید و رجا و درجات آن- در محبّت و مهرورزی- در آزادگی و
حرّیّت- در جوانمردی و فتوّت در بردباری و حلم تا چهل عِقد.
این منظومه حکایتی است شیرین که با این بیت شروع می شود:
چارده ساله مهی بر لب بام چون مه چارده در حُسن تمام
5. یوسف و زلیخا: قصّه در بحر هزج مسدّس «مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل» اصل
قصّه و داستان از عربی به فارس نقل شده است ولی تعبیرات و تشبیهاتی که
ایرانی ها بر آن اضافه کرده اند رنگ دیگری به خود گرفته است.
این قصّه معروف مشروحاً در تورات و قرآن کریم ذکر شده است. در قرآن سوره
12 بنام یوسف است. که 111 آیه دارد و در سال یازدهم بعثت در مکه پس از سوره
هود نازل شده ، سرگذشت عبرت آمیز یوسف پسر یعقوب پیامبر می باشد اما اسم
زلیخا در تورات و قرآن کریم نیامده و معلوم نیست عنوان مزبور را از کجا اخذ
و نقل کرده اند. جامی این منظومه عالی داستانی و عشق را برای نظیره سازی
با خسرو شیرین نظامی آفریده است.
6. لیلی و مجنون: عشق نامه ای است به پیروی از لیلی و مجنون نظامی گنجوی در سال889 هجری سروده شده که دارای 3860 بیت میباشد.
چنانکه خود گوید:
کوتـاهـی این بلنــد بنیــاد در هشتصـد و نه فتـاد و هشتاد
ورتو به شمار آن بری دست باشد سه هزار و هشتصد و شصت
اصل این داستان از عربی به پارسی راه یافته و مجنون که اسمش قیس بنی عامر است پسر عموی لیلی بوده است.
لیلی و مجنون جامی، توسط شزیchezy به فرانسه و هارتمنHartman به آلمانی ترجمه شده است.
7. خردنامه اسکندری: به بحر متقارب «فعولن فعولن فعولن فعول » می باشد. این کتاب یک مجموعه اخلاقی و ادبی است که با این بیت شروع می شود:
الهی کمال الهی تـــراست جمال جهان پادشاهی تراست
خردنامه اسکندری به شیوۀ اسکندرنامه نظامی گنجوی در ذکر حِکم و مواعظ ، از زبان فیلسوفان یونان که هر یک را به عنوان خردنامه نامیده است مانند خردنامه ارسطاطالیس و خردنامه سقراط یا فیثاغورث یا افلاطون. این منظومه در سال890 هجری به نام سلطان حسین بایقرا منظوم شده.
جامی یک مثنوی هم در مناسک حجّ منظوم ساخته که آن نیز مانند تحفة الاحرار به بحر سریع «مفتعلن مفتعلن فاعلن» است.
ای ز گلت تـــــــازه سر حب دل ماند ز حب وطنت پا به گل
خیز که شد پرده کش و پرده ساز مطرب عشاق به راه حجـــاز
از جمله منظومه های جامی یکی هم تجنیس اللغات است.
جامی در فنّ معمّا هم چهار کتاب به عناوین «کبیر» ، « متوسط» ، «صغیر» و « اصغر» تالیف کرده است.
تألیفات منثور جامی نیز 7 کتاب به شرح زیر است:
1- نفحات الانس من حضرات القدس: این کتاب در سال883 هجری تألیف یافته و آن شرح حال614 تن از فضلا و علما و مشایخ صوفیّه را حاوی است. اصل این کتاب عربی بوده موسوم به «طبقات الصوفیّه» است که بعدها خواجه عبدالله انصاری آن را به زبان هروی تقریر و توسیع نموده سپس جامی به حسب دستور امیر علیشیر نوائی آن را به فارسی ادبی در آورده و شرح حال مشایخ تا زمان خود را برآن افزوده است.
2. لوایح: رساله است در سیر و سلوک صوفیّه به نظم و نثر فارسی مشتمل بر سی
و سه لایحه و یک خاتمه هر لایحه شامل موضوعی از مراحل توحید ربّانی و سیر و
سلوک عرفانی این رساله دارای عباراتی موجز و مختصر و مفید است که نکته های
بدیع عرفانی را با رباعیّات نغز و دلنشین بیان میکند یکی از لایحه ها
چنین آغاز میشود: آدمی اگر چه به سبب جسمانیّت در غایت کثافت است امّا به
حسب روحانیّت در نهایت لطافت است، به هر چه توجّه کند رنگ آن پذیرد:
گر در دل تـو گل گذرد گل باشــی ور بلبل بی قــرار بلبــل باشی
تو جزوی و حق گل است اگر روزی چند اندیشه گل پیشه کنی گل باشی
3. کتاب لوامع فی شرح الخمریّه: اصل خمریه قصیده ای است عربی در توحید و
سلوک ناظمش عمربن ابی الحسن حموی شهیر به «ابن فارص» بوده است. این قصیده
به عربی و فارسی شروحی دارد که از آن جمله شرح جامی است به نام «لوامع» و
در سال 875 تحریر شده است.
4. شواهدالنبّوه: در حقیقت تتمیم کتاب نفحات الانس است.
5. اشعة اللّمعات: به نثر فارسی در سلوک، شرح کتاب لمعات «فخرالدّین عراقی همدانی» به درخواست وزیر امیرعلیشیرنوائی نوشته و مشتمل است بر مقدّمهای و 28 لمعه.
6. بهارستان: کتابی است به شیوه و سبک گلستان سعدی دارای نظم و نثر اخلاقی به نام فرزندش ضیاء الدّین یوسف تألیف کرده به سال892 هجری چنانکه گوید:
تکاپوی خامه در این طرفه نامه که جامی برآن کرد طبع آزمائی
به وقتی شد آخرکه تاریخ هجرت شود نهصد ار هشت بروی فزائی
بهارستان جامی در هفت روضه است و آن را «روضة الاخیار و تحفة الابرار» هم مینامند شرح حالی از شعرا در روضه هفتم دارد.
7. نقدالنصوص فی شرح نقش الفصوص: در تصوّف و اصطلاح اهل سلوک به فارسی در
حکمت و عرفان و در شرح وتفسیر عقاید شیخ محی الدّین عربی «متوفی 628 هجری
قمری» مولّف فصوص الحکم و مختصر آن یعنی نقش الفصوص است در این کتاب جامی
اقوال مفسّرین دیگر خاصّه عقاید شیخ صدرالدّین محمد قونیوی را نیز داشته
است. تألیف آن به سال863 بوده است. در مورد جامی از تحقیقات ارزشمند استاد
بزرگوار جناب آقای کاظم خوش خبر استفاده شده و جای تشکّر است.
هفت قصیده یا سبعه معلّقه «مونث معلق» زنی که شوهرش گم شده زنی که نه شوهر
حاضر دارد و نه میتواند شوهر دیگر اختیار کند ضمناً مطلّقه هر یک از
معلّقات را گویند و آن نام هفت قصیده منسوب به هفت تن از شاعران دوره
جاهلیّت عرب است که در نوع خود بی نظیر بودند. گویند این قصائد را به خاطر
بلاغت و فصاحتی که داشته است از دیوار خانه کعبه آویخته بودند و اثر طبع
مردانی چون:
1ـ اِمْرَؤالقیسْ
2ـ طَرفه بن عَبد
3ـ زُهیر بن ابی سلمی
4ـ از ابوعقیل لبیدبن ربیعة العامری
5ـ عمر و بن کلثوم بن مالک
6ـ عنتره بن شداد
7ـ الحارث بن حلزه.
هفت اورنگ: در صورت فلکی به هفت اورنگ موسوم است:
1- هفت اورنگ کهین یا دبّ اصغر یا بنات النعش صغری که به شکل «خرس»
نمایانده شده است و روبروی بنات النعش کبری قرار دارد وآن را خرس کوچک نیز
نامند.
2- هفت اورنگ مهین یا دبّ اکبر یا بنات النعش که هفت خواهران و هفت برادران نیز نامیده اند و آن را خرس بزرگ نیز گویند.
هفت گنج خسرو پرویز نام داستانی است از جمله360داستان باربد که در
فرهنگهای فارسی آمده و نظامی در خسرو شیرین آن را به نظم درآورده است و این
داستان در وصف ثروت خسرو پرویز است که آن هفت گنج نام دارد:
1-گنج عروس 2-گنج باد آورد 3-گنج افراسیاب 4-گنج سوخته 5-گنج خضراء 6-گنج شاد آورد 7-گنج بار
فردوسی هم هفت گنج را بنام هفت گنج دیبۀ خسروی نگاشته است.
شاهنامه سلطنت خسرو پرویز، گفتار اندر بزرگی خسرو:
نخستین که بنهاد گنج عروس زچین و ز بُر طاس و از هند و روس
دگر گنج باد آورش خواندند شمــارش بکــردند و در مـانـدنــد
دگر آنکه نامش همی بشنوی تو خـوانــی و را دیـبــه خســــروی
دگر نامـور گنـج افراسیـاب که کس را نبود آن به خشکی و آب
دگر گنج کش خواندی سوخته کز آن گنـج بُد کشــور افروختــه
دگر گنج کز در خوشاب بود که بالاش یک تیـــــر پرتاب بـــود
که خضرا نهادند نامــش روان همـــان نـــامور کاردان بخــــردان
دگر آنکه بد شاد ورد بزرگ که گویند رامشگران ستـــرگ
زالو دارای ۱۱ معده و ۳ دهان می باشد و هر دهان داری ۱۰۰ عدد دندان می باشد، جالب است این را هم بدانید که یک وعده خون مکیدن میتواند زالو را ۱ سال زنده نگه دارد
قدیمیترین گونه جانوری Triops با قدمت ۲۲۰ میلیون سال که به آن فسیل زنده میگویند
حس چشایی نوعی پروانه ی بزرگ ۱۳ هزار برابر دقیق تر از انسان است
در طول ۳۵۰۰ سال تاریخ بشر فقط ۲۵۰ سال جنگ نداشته ایم
کسانی که قرمز میپوشند از اعتماد بیشتری نسبت به خود بر خوردارند