مدیریت هفته نامه زندگی دوم به مناسبت راه اندازی مجدد آن تصمیم به پذیرش آگهی رایگان به مدت محدود گرفته است، برای کسب اطلاعات بیشتر به www.slife.ir/ads مراجعه بفرمائید و یا به آدرس slif...@gmail.com پیغام بفرستید
با وجودی که ممکن است خشم اینترنتی به خودی خود برای سلامتی افراد مضر نباشد اما می تواند به آزار اینترنتی و حتی به خشونت بینجامد. هنگامی که پشت رایانه نشسته اید و بر روی صفحه کلید تایپ می کنید، فقط انگشتان و چشمان شما کار نمی کنند بلکه تمام اندام های بدن شما در حال فعالیت هستند.
امّا متأسفانه، علی رغم این واقعیت، این کار شما ورزش محسوب نمی شود؛ گسترش روزافزون خدمات اینترنتی و زمان زیادی که افراد به طور روزانه در فضای مجازی می گذرانند، مشکلات و بیماری های متعدد جسمی و روانی به همراه داشته است که در زیر به معرفی ۱۰ نمونه از شایع ترین آنها می پردازیم:
۱ خستگی چشم
هنگامی که از چشمانتان زیاد استفاده می کنید، خسته می شوند؛ بنابراین جای
تعجبی نیست که هنگامی که برای ساعت های طولانی به صفحة نمایشگر رایانه خیره
می مانید، دچار سوزش و درد چشم شوید.
به گفته پزشکان مایو کلینیک، «با وجودی که خستگی چشم آزار دهنده است اما
معمولاً مشکل حادی نیست و پس از استراحت دادن به چشم ها برطرف می شود.»
۲ اضطراب سلامتی/فاجعه سازی از درد
بعضی افراد مایلند علائم درد در بدنشان را به طور مبالغه آمیزی تفسیر کنند؛
روانشناسان به این تمایل، «فاجعه سازی از درد» می گویند؛ یعنی تمایل به در
نظر گرفتن بدترین احتمالات به هنگام حس درد؛ منظور از اضطراب سلامتی نیز
این است که فرد حس کند مشکل جدی سلامتی دارد و این اضطراب با نتایج طبیعی
آزمایش های پزشکی و اطمینان بخشی پزشک متخصص از بین نرود.
۱۰ بیماری شایع اینترنتی
اینترنت به دلیل وجود حجم زیاد اطلاعات نادرست، تأیید نشده و غیرعلمی و این
باور در مردم که هرچه در اینترنت هست قابل اطمینان است، می تواند باعث
تشدید اختلال روانی «خود بیمار انگاری» شود.
۳ سردرد
سه نوع سردرد در ارتباط با اینترنت وجود دارد:
سردردهای تنشی، این نام ممکن است گمراه کننده باشد؛ این نوع سردردها به
دلیل استرس به وجود نمی آیند بلکه غالباً به دلیل کشیدگی عضله گردن یا چشم
درد حادث می شوند؛ به گفته پزشکان مایوکلینیک، سردردهای تنشی از ۳۰ دقیقه
تا یک هفته ممکن است باقی بمانند.
سردردهای مزمن روزانه، اغلب افراد گاه به گاه دچار سردرد می شوند؛ اما به
گفته پزشکان مایو کلینیک چنانچه تعداد روزهایی که فرد، سردرد دارد بیشتر از
تعداد روزهایی باشد که سردرد ندارد، احتمالاً دچار این سردرد است؛ ماهیت
متوالی این نوع سردرد، آن را در بین بدترین سردردهای ناتوان ساز قرار می
دهد.
سردردهای استرسی، پیدایش سردرد به استرس خیلی زیادی نیاز ندارد؛ استرس ناشی
از به انتظار دریافت اطلاعات ماندن از اینترنت، کندی بار شدن صفحات، خرابی
رایانه و امثال آنها می تواند باعث این نوع سردرد شود.
۴ درد پشت
نشستن نادرست پشت رایانه، به ویژه اگر با چاقی، کمبود ورزش و تحرک، و سیگار
کشیدن همراه باشد به درد پشت می انجامد؛ منشأ این درد معمولاً عضلات،
اعصاب، استخوان ها و مفاصل در ستون فقرات است؛ نشستن نادرست و برای ساعت
های طولانی پشت رایانه، این درد را تشدید می کند.
آشپزی اگرچه برای برخی از مردم یک هنر والا و البته تمامعیار تلقی میشود اما برای عموم آدمها صرفا عادتی است روزانه که برای رفع گرسنگی جدی گرفته میشود. هر چند اکثر آشپزهای بزرگ دنیا معتقدند باید به آشپزی عشق ورزید و با عشق آشپزی کرد اما در قاموس زندگی روزمره مردم کمتر توجه اینچنینی به مقوله آشپزی میشود. شاید دقیقا به همین دلیل است که برای آشپزهای بزرگ دنیا فوت و فنهای طبخ غذا آنقدر مورد توجه قرار میگیرد که دستپخت آنها را از دیگران کاملا متمایز میکند. باید باور کنید که بعضی ریزهکاریها در آشپزی میتواند شما را هم به آشپزی متبحر تبدیل کند. آنوقت است که میبینید دستپختتان خوب شده و در نتیجه به آشپزی عشق میورزید و دیگر به آن به چشم یک برنامه روتین زندگی نگاه نمیکنید. همه اینها مقدمهای بود برای گوشزد کردن برخی اشتباهات رایج در آشپزی که معمولا بین قریب به اتفاق مردم مشترک است. بهتر است این مطلب را با دقت مطالعه کنید و از تکرار این اشتباهات بپرهیزید. این عادتها را ترک کنید. ترک عادت همیشه هم موجب مرض نیست!
۱٫ داغ کردن بیش از حد روغن!
بیشتر دستورهای غذایی با داغ کردن روغن داخل تابه شروع میشود. وقتی تابه
را روی اجاق میگذارید معمولا زمان کوتاهی طول میکشد تا تابه شما داغ شود.
سپس ما روغن را داخل تابه میریزیم و بعد خودمان را سرگرم کار دیگری
میکنیم تا روغن داخل تابه داغ شود. قبل از اینکه متوجه شوید چه خبر است
ناگهان به خودتان میآیید و انبوهی از دود را میبینید که اطراف تابه را
فرا گرفته است. این اتفاق برای خیلیها یک معنا میدهد، آن هم اینکه تابه
داغ شده و آماده آشپزی است! اگر این شگرد شما برای شروع آشپزی است باید
بدانید که سخت در اشتباه هستید. بهتر است بدانید که داغ شدن بیش از حد روغن
تا جایی که دود از آن بلند شود نهتنها مزه روغن را بد میکند بلکه بسیار
هم مضر خواهد بود و در واقع روغن را خراب میکند طوری که دیگر قابل استفاده
برای طبخ غذا نخواهد بود. این اتفاق نهتنها آنتیاکسیدانهای موجود در
روغن را از بین میبرد بلکه از آن ترکیب مضری برای سلامت میسازد. با این
اوصاف بهتر است به محض اینکه کوچکترین صدای جلز و ولزی از روغن شنیدید
آشپزی را آغاز کنید. قرار نیست روغن شما بیش از حد داغ شود فقط کافی است آن
را کمی داغ کنید و بعد کارتان را شروع کنید.
۲٫ غذا را بیش از حد هم نزنید!
این طبیعی است که شما برای جلوگیری از سوختن غذا آن را مرتب هم بزنید اما
در عین حال باید بدانید هم زدن بیش از حد غذا اتفاق بدی است که در آشپزی
شما میافتد. در واقع هم زدن بیش از حد غذا مانع از رنگ گرفتن آن میشود
چون شما پیشتر انواع ادویههای خوشطعم و خوشرنگ را به غذا اضافه
کردهاید و باید به این ادویهها فرصت بدهید تا در زمانی که مواد غذایی داغ
هستند به خورد آنها برود و رنگ و لعابی را که انتظار دارید به غذا بدهد
اما اگر مرتب غذا را هم بزنید مواد غذایی مختلف را از هم جدا کردهاید و
مانع از ترکیب درست و حسابی آنها با یکدیگر شدهاید و نتیجهاش هم این است
که غذای شما لعاب نمیاندازد و شل میشود بنابراین برای همزدن غذا اصرار
بیش از حد نداشته باشید مگر اینکه در دستور غذایی خاص به شما تاکید شده
باشد که هم زدن باید دائم صورت بگیرد.
در تاریخ سینما نقشها و فیلمهای افسانهای زیادی وجود دارند. آثاری که به دلایل مختلف جای خود را در ذهن بخش عظیمی از علاقهمندان سینما تثبیت کردند. دانستن این که برخی از این نقشهای به یاد ماندنی در ابتدا به چه کسانی پیشنهاد شده بود، میتواند جالب باشد.
۱) ویل اسمیت (نئو در فیلم ماتریکس)

۲) مت دیمن (آواتار و شوالیه تاریکی)

۳) جک نیکلسون (مایکل کورلئونه در فیلم پدرخوانده)

۴) کوین کاستنر (اندی در فیلم رهایی از شاوشنک)

۵) آل پاچینو (کلی فیلم مطرح!)

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.
ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد : مواظب باش ، مواظب باش ، یه کم بیشتر کره توش بریز….
وای خدای من ، خیلی زیاد درست کردی … حالا برش گردون … زود باش
باید بیشتر کره بریزی … وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم ؟؟ دارن
میسوزن مواظب باش ، گفتم مواظب باش ! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من
گوش نمیکنی … هیچ وقت!! برشون گردون ! زود باش ! دیوونه شدی ؟؟؟؟ عقلتو از
دست دادی ؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی … نمک بزن … نمک …
زن به او زل زده و ناگهان گفت : خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده ؟! فکر میکنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟
شوهر به آرامی گفت : فقط میخواستم بدونی وقتی دارم رانندگی میکنم، چه بلائی سر من میاری!
من حسرت دیدار تو دارم به که گویم
از بهر تو من ابر بهارم به که گویم
غیر از تو کسی را به خدا دوست ندارم
از نرگس چشم تو خمارم به که گویم
به سلامتی هرکس که دلش از یکی خونه!
به سلامتی هرکس که دلش از یکی دوره!
به سلامتی اون کسی که دردامو میدونه!
به سلامتی اون کسی که میدونه ولی همیشه ساکت می مونه!
آیینه های اتاق به شوق در آغوش کشیدن تو قد کشیده اند،حق دارند!
که تصویر من ِ بی تو را هر بار پیرتر از پیش به رُخم می کشند…
آهای همیشگی ترینم
تمام فعلهای ماضیم را ببر
چه در گذر باشی چه نباشی
برای من
استمراری خواهی بود
….من هر لحظه تو را صرف میکنم..
برایت آرزو میکنم بهترین هایی را که هیچ کس برایم آرزو نکرد
__________________خندیدن، خوب است . قهقهه، عالی است
گریستن، آدم را آرام می کند
اما…
لعنت بر بغض
چو کَس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم
چیزیم نیست خرد و خمیرم فقط همین
کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین
از هرچه هست و نیست گذشتم ولی هنوز
در عمق چشمهای تو گیرم فقط همین
از چهار راه قلبم عبور کردی و هیچ به چراغ قلبم توجه نکردی
اما بدان پلیس قلبم تو را تعقیب خواهد کرد
و برگه ی دوستت دارم را زیر برف پاکن دلت خواهد گذاشت !
کابوس نبودی که رهایت بکنم
از خاطره عشق جدایت بکنم
آنقدر عزیزی که دلم می خواهد
هر چیز که دارم فدایت بکنم
من زنم!
طبعيت مرا انسان
دنيا مرا زن
و مذهب مرا فرمانبردار خواند.
خداوند مرا آفريد
تا دنيای ناتكمیلش را
كامل گردانم
و مرد را همراه باشم .
صاحب تقدیر مرا
گاهي دختر
و گاه مادر
خواهر و همسر
در هر قالب مرا آزمود
در هر رنگ مرا ناتوان خوانند
خواستم درب ستم را بشکنم
دستم را شکستند
چرا من از گوری به گوری فرستاده میشوم؟
آری من زن ذرهء
که در گردباد خود خواهی مردان فنا گردیدم
مرا کم مخوانید
من خدای دوم این کائناتم
تو ای مرد زادهء من!
تو در دامانم پرورش یافتی
تو شیرهء بدنم را مکیدی
تو بار اول مرا صدا زدی
آری مادر
گاهی پای گهواره ات بیدار ماندم
گاهی ترا قدم گذاردن آموختم
بعد همین تو
مرا چون موری زبون زیر باران شلاق داغان کردی
همین تو!
مرا شکار هوسهای ناپاکت کردی.
من ترا بار ها زندگی بخشیدم
تو مرا ذلت و خواری
ترا با خودت آشنا کردم
در بدل، تو هویت مرا پامال کردی
باری قبول قبول قبول گفته در پناهء تو آمدم
چون گنجشک معصوم در پناهء بته
چون قطرهء در امواج تو شامل گشتم
بی هراس از تلاطم امواجت
با لفظی طلاق طلاق طلاق،
تو مرا در دست طوفان زندگی پرت کردی
هنوز هم نمیدانم
چی است مهفوم وجودم؟!
من کی هستم؟!
غلام؟
عروسک؟
یا مولودی تو؟!
ولی من
یک زنم
گم در ویرانه های زندگی
آری من زنم!
