|
به نام خدا- سلام گفتم كه روي خوبت از ما چرا نهان است ؟ دو هفته اي مي شه گليم پهن كردم براي حضورتون ، جمعه خانه زدم براي قدم هاتون ، شايد بشه هر جمعه يه دلنوشت قسمت كنيد برام ، اما هر چي كه زور زدم نشد كه نشد ، قلم روي برگ سفيد شلنگ تخته انداختو نافرموني كرد ، چند لحظه پيش تر بود ، دو قرونيم افتاد كه من محمد محسن نمي تونم صرف نوشتن براي شماي شمس طالعه قلم بزنم ، براي حضور گل القابتون توي اين وبلاگ درپيت هوس كافي نيست ! ، محبت راس راستكي مي خواد مثله وقتي كه تمام طول هفته وو ماه و سال پيش پاي حبيبه اي سحر خيز بودي ، هيچ بويي از حضورش ، هيج مكاني از احتمال نگاهش رو از دست نمي دادي ، مثل همان دوران شيشه اي كه اول بار لمس كرديو دچار آبي بيكران شدي ! ، مثل اون دوران ها بايد كوشيد خيلي سخت خيلي پابندو خيلي منتظرو خيلي نگران كه چرا امروز آبي مدرسه ايه من دير كرد ! ، آخه محمد محسن ، مگه وقتي مي خواي نماز بخوني بي وضو بي جا نمازو عطر و بي تسبيح و صلوات ، بدو مياي تكبير مي گيو ركعت متر مي كني كه حالا براي نوشتن از صاحب نماز ها ، اين چيزها لازم نباشه ، آخه نادون فك كرده بودي همونطور كه برا خودت مي نويسي ، صفحه جديد وبلاگو باز مي كني تايپ مي كنيو مي بندي ! ، همين !؟؟ ، نه اخبي ، هر كه طاووس خواهد جور هنوستان كشد ، حالا شما كه ادعاي دوستي طاووس اهالي بهشت رو داري ! مي دوني كه المهدي طاووس اهل الجنه ! نه ! نوشته ي صاحب ثانيه ها بايد يه هفته توي ورد باز باشه ، صاحب اثرش يه هفته هي كامنت بزاره برا امامش تا شايد اواخر هفته جواب كامنتاش از سرور شلوغو قدرتمند ولي خدا بياد ، نه جونم اينجا از الكي نيست ، يه هفته كه چكش بزني توي سر نفست ، قاشق سرخ كني توي آتيش جهادت ، جيگرداغ كني دل سياه شيطونو هيچ باج ندي به خودشو رفقاش ، آره اونوقته كه سرور از حالت No Servis مياد بيرون ، شايد شدو آنلاين چت هم كرديم ، چه آرزويي كه اگر بشود ؟؟ ! با تشكر_محمد محسن
|