You do not have permission to delete messages in this group
Copy link
Report message
Show original message
Either email addresses are anonymous for this group or you need the view member email addresses permission to view the original message
to شبكه مديريت محتواي اسلامي, گروه وبلاگ نويسان ارزشي, ahmad...@gmail.com, ahad....@yahoo.com, mobasheraane zohoor
--
به نام خدا- سلام
به نام حضرت دوست قلم مي زنم ، شماي رفيق هم به نام حضرت مونس بخوانيد ، توي اين شب هاي اشك ، كه مقدرات ما ها را كاسه كاسه تقسيم مي كنند ، بعضي ها ، قابلمه قابلمه مقدرات مي برند حالا بگذريم از اينكه بعضي ديگ ديگ بار وانت مي كنند ؟!! و ما مي مانيمو نگاه حسرت به حضرت آن ها ، خب تقصير خودمان است بايد از پيش صاحب اين بقالي را دوست مي گرفتيم ، يا حداقل با واسطه ي آشنايي مي آمديم تا شايد قدري بيشتر گيرمان بيايد ، عيبي ندارد ، باز هم غنيمتي است ، اگر چه كوتاهي ، از جانب ما سنگين بوده ، ولي خب همين قدر خوب است ، فرصت است براي شخص شماوو منه ظاهرا عاشق ، كه وابسته ي موجود زمينيه دو پايي شده ايم ، تا حزب الله درونمان را مجهز كنيم به موشك هاي هايكروز هوا به زمين اميرالمومنين و بكوبيم وسط اراضي اشغال شده ي قلبمان و رها كنيم تمام فلسطين درونمان را ؟! گفتم فلسطين ، ساعاتي چند نمانده ، اگر چه بعضي از شما رفقاي من ، اين انقلاب را دوست نمي داريد ، ولي خب شايد نشود بچه هاي كوچك بي خانه را دوست نداشت ، شايد نشود مادر آواره را دوست نداشت ، شايد نشود گرسنگي را تحمل كرد ، شايد نشود درخت هاي زيتون ، اين طعام اندك ملت فلسطين را نديد ، كه چگونه بلدوزور هاي وحشي باغ وحش اسرائيل ، دروشان مي كنند ! شايد اگر قدري تامل كنيم ، اشك جاري شود به حال مادري با فرزندي نصف شده در مقابل ، شايد دلمان بسوزد شايد بفهميم كودك سرچهارراه مثلا سعدي گرسنه هم كه باشد فرق دارد با خردسال ترسيده وو بي مادر و دارووو با يك گرگ گرسنه ي صهيونيست در مقابل ! ساعاتي چند نمانده بياوو اميد باش توي دل خيل مادرانو كودكان سرزمين اشك ، بلند شو حتي اگر مسلمان نبودي ، حتي اگر رهبرم را قبول نداشتي ، هر كه هستي ، چند ساعتي با هم قدم مي زنيم ، همين ! بهمين سادگي انرژي هسته اي مي شويم توي قلب يك كودك ، اميد مي شويم ، آينده مي شويم ، انتخاب با شماست ؟! اگر آمدي ، اگر دوست داشتي ؟ اگر ضرورت داشت ؟! چند هزاري پول بياور ، دستت هم اگر تنگ بود يك هزاري بياندازتوي صندوق ! مي داني يك ميليون هزار تومني مي شود يك ميليارد ، چهل ميليون راي دهنده ي هجده سال به بالا مي شود چهل ميليارد ! مي شود نخو سوزن ، مي دوزدو سرهم مي كند گوشه اي از زخم عميق پاكستان را ، مي شود پتو گرم مي كند كودك را ، مي شود دارو زنده مي كند مرده را ، شب قدر هم گذشته باشد ، قدر.ت بيشتر مي شود ، قول مي نويسم ، انگشت هم مي زنم پايش !!! آي بعضي هاي بالادست كه چند سطري بالاتر تايپ شديد ، ما را دعا كنيد كه سخت محتاجيم به دعاي مستجاب شما ! بالاتر نثر كردم واسطه ، ما واسطه آورده بوديمو مي آوريم آنهم چهارده خورشيدو يك مصحف خدانوشت را ، اما ، نه از براي قدر بيشتر ، آورديم براي آنكه به آبروي عزيز حضرات نور جلوي چشم چشم اينهمه خلايق به صف ايستاده ، با دست هاي خاليو صورت زردو شرمسار برنگرديم ! نوشته ام كه تمام شد زنگ خانه را به صدا درآوردندو اين تصوير را دادند دستم ، دستتان درد نكند ، قبول باشد من يك قابلمه مي خواهم ؟! اين را كه نوشتم دوباره زنگ زدند و اين يكي تصوير را دادند خيلي ممنون ، اجرتان با خدا ، من يك قابلمه مي خواهم لطفا ؟!