|
به نام خدا- سلام خداحافظ رمضه !
بدجوري دست قشنگت را تكان مي دهي رمضه ، دلم مي گيرد ها ،يك وقت ديدي باران شدم مسير رفتنت را خيس كردم اينطوري آب هم لازم نيست جاري كنم پشت پاي فراق شما ! ، نكند دوست داري خاطره ي اشك كوله كني بياويزي روي هلال نازك خداحافظيت ، بي وفا وقت رفتن كه رو نمي گيرند از محارم ، چه شده صورت ماهت را قايم كرده اي ، حالا ديگر روبنده مي اندازي توي مجلس ما ناقلا ، نكند هنوز باور نداري انگشتري داديم به هم ! ، به گمانم به وفايم شك داشته باشي ماه پاره ! نه ؟ ،خب ديگر برو قطار زمان دارد فرار مي كند ، از گذرگاه قلب قرانيم عبور كن همينو بس ! برو ! ، خدا نگهدار من باشد تا بار ديگر كه بياييو من باشمو شماوو خداوو يك اتاق ! ، حالا كه مي روي چشم هايم را وصله مي زنم روي كلون در تا آمدنت نگراني پاك مي كنم توي سيني براي خودم ! ، شب قدرت اگر نوشته باشي توي دفترچه ام ، خيلي زود ، دور هم ، سر يك سفره افطار مي كنيم ، شما گل مي كني توي گلدان سفره ي ما ، ما هم گلاب مي نوشيم از وجود شما ! اينم عيدي !
|