http://groups.google.com/group/sedaayesokout
آنچه در این ایمیل می آید:
پرسش و پاسخ
آیا خداوندی که به رسولش دستور می دهد به بندگانش که در حق خود اسراف کرده اند بگوید که هرگز از رحمت خدا مأیوس نشوند زیرا خداوند همه عقب افتادگی ها و تأخیرات را مورد آمرزش خود قرار می دهد (زمر53) آیا به حقیقت بارگاه الهی و سؤال و جواب از بندگان این چنین است که خداوند بنده یی را عذاب کند که سرش را ناقص مسح کرده و پایش را کاملاً شسته است یا اصلاً نشسته است؟
سؤال : می خواستم نظر جنابعالی را در مورد مطلبی که می آورم و اشکالات وارد بر آن بدانم.
بررسی آیه وضو معطوف كردن " أَرْجُلَكُمْ " به " رُؤُوسِكُمْ " از نظر صرف و نحوي كاملاً غلط است. متآسفانه عده ای خیال می کنند وضو گرفتن باید با دست صورت گیرد و رساندن آب بر سر ، فقط با دست کشیدن است! و این تصور غلط باعث شده که مسح پاها را با دست کشیدن بر پشت پا کافی ببینند!
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ...»(مائده6)
در این آیات به وضوح از شستن صورت و دستان تا حدود مرافق نام برده است. و سپس از مسح سر به این صورت واضح سخن گفته است: وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُمْ به سر خود مسح ( آب ) بکشيد. در " بِرُؤُوسِكُمْ " آوردن حرف "ب" قبل از رُؤُوسِكُمْ رساندن مقدار کم آب به بخشی از سر را کافی مى كند و رساندن آب به تمام سر الزامى نيست. و اما یک سؤال اینجا مطرح است: آيا مسح نمودن فقط با كشيدن دستان خيس ممكن است و راه ديگری نیست؟ می توان تمام مراحل وضو را بدون بکارگرفتن دست نیز صحیح دانست. در اینجا تمام پاها (تا كعبين) مورد بحث است و نه مقداری یا قسمتی از آن. يعني ته پاها و بین انگشتان و پشت و رویش نیز بايد شسته و يا مسح شود و نمیتوان پا را با دست خیسی که بعد از کشاندن به موها خشک شده، با آب خيس كرد. "مسح آب" يعني رسيدن آب به موضع مورد نظر.. پس " مسح " به معنای نوعی پوشش است و فرقش با شستن در اینست که در شستن ، مقدار بیشتری آب مصرف میشود و در مسح آب، به کمترین مقدار اکتفا میشود و البته بايد اثر آن بماند. اینکه خداوند در این آیه حداقل حدود را نشان داده برای این است تا در سختترین حالت نیز امکان عمل بدان میسر باشد. و هرگز به این معنا نیست که بیشتر از آن حد مایه باطل شدن است. در شستن دستها " وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ " تا آرنجها به صورت جمع آمده است که طبیعی است زیرا دستها یعنی دستان مجموعه افراد که هر فرد دو آرنج دارد و در مجموع میشود : آرنجها ولی در شستن پاها " أَرْجُلَكُمْ " دیگر سخن از قوزکها نیست وگرنه بايد بدين ترتيب گفته ميشد: و أرجلكم إلى الكعاب ... و پاهایتان را تا قوزکها .. و به جایش آمده : و پاهایتان را تا دو قوزک ... الْكَعْبَيْنِ و همه میدانیم پاي هر فرد بيش از ۲ کعب ندارد. ولي در تفاسير و تراجم استخوان برجسته جلو پایشان را میگویند " الْكَعْبَيْنِ " !!! همانطور که هر دست یک "مرفق " داشت و خداوند " مرافق " را در کنار " ایدی " آورده بود. نكته ديگري كه حائز اهميت است هدف از انجام "وضو" است كه نتيجه اين عمل تميزي و طهارت است. " مسح آب " پاها نيز با همين هدف و كمترين حد مصرف آب تعيين شده است و بايد تميزي حاصل شود نه اينكه با دست خشك بر قسمت كوچكي از پا كشيده شود. و همگي ميدانيم كه چه بوي متعفني از فرش مساجد مناطق شيعهنشين متصاعد ميشود! نقص در وضو یعنی کم کردن حدود الهي. و ما اجازه نداریم حدود خداوند را کم و ناقص کنیم و آنچه شيعيان براي وضو انجام ميدهند كمتر از حد الهي بوده و موجب بطلان وضو در نتيجه آن نماز است.
پاسخ : به نظر حقیر و نیز بر اساس دأب و روش علامه حکیم آیت الله غروی مسلمانها نباید بر سر این مسائل اختلاف کنند. اینگونه مجادلات فقهی به اصل آیه کریمه إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ (انبیاء 92) آسیب جدی می زند همانگونه که در طول 1400 سال زده است و به همت و پشتکار قوم یهود مسلمانها نتوانسته اند بر اساسیات امت واحده اتفاق و اتحاد نمایند و پیوسته بر جزئیاتی اختلاف کرده اند که در قیامت بر سر عدم انجام آنها مأخوذ و مسؤول نخواهند بود. آیا خداوندی که به رسولش دستور می دهد به بندگانش که در حق خود اسراف کرده اند بگوید که هرگز از رحمت خدا مأیوس نشوند زیرا خداوند همه عقب افتادگی ها و تأخیرات را مورد آمرزش خود قرار می دهد (زمر53) آیا به حقیقت بارگاه الهی و سؤال و جواب از بندگان این چنین است که خداوند بنده یی را عذاب کند که سرش را ناقص مسح کرده و پایش را کاملاً شسته است یا اصلاً نشسته است؟ اینها مسائلی است که بر اساس گفته گهر بار رسول اکرم صلوات الله علیه که فرموده است: بُعِثتُ بالحَنیفِیةِ السَهلَةِ السَمحة، با تساهل و تسامح و تذکر و به روش پیشنهادی خدای تبارک و تعالی در کتاب مجیدش در چند آیه حل و فصل کرد. به آیات زیر توجه کنید
ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنه
وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ (نحل 125)
وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا (طه 132)
وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا (فرقان 72)
قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ (زمر10)
و چند آیه بعد از این آیه مورد التفات قرار گیرد. اساسیات هدایت الهی در قرآن کریم که سازندۀ جامعه یی مطلوب با اخلاق حسنه و کردار جمیل است، این آیات است و احکام عبادی و مقدمات و مؤخرات آنها باید در راستای تأسیس چنین امتی باشد.
وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ (اسراء 53)
بعد از این مقدمه، اگر به آگاهی بیشتری در خصوص آیه ششم سورۀ مائده نیاز دارید به متن کتاب فقه استدلالی در مسائل خلافی مراجعه فرمایید صص 45 تا 106. این کتاب بر روی سایت ارباب حکمت مندرج است.
و اما اشکالاتی که بر متن خود شما وارد است.
اولاً : سعی کنیم جهت محاجه و متقاعد کردن طرف مقابل به گونه یی که خطایش را بپزیرد، به مطالب غیر قطعی و یا فرعی متوسل نشویم.
ثانیاٌ : جهت دریافت مفاهیم لغات در قرآن کریم از دایره لغت و چارچوب عرفی آن که از طریق کتب لغت شناخته می شود، خارج نشویم. مثلاً مسح در لغت به معانی زیر آمده است:
پاک کردن، دست کشیدن، روغن مالی کردن، موی بلند زنی را شانه زدن، اگر با شمشیر بیاید، به وجه استعاره به معنای بریدن و قطع کردن است. و به معنای دروغ گفتن و نیرنگ بازی و به معنای مساحت کردن زمین.
در باب تفاعل یعنی تَمسُّح با کلمه ماء ترکیب شده است یعنی تَمَسَّحَ بالماء، و من الماء یعنی اغتَسل. در آیۀ مورد بحث، چون امر به غَسل را قبلاً آورده، بناءبراین فرمان به مسح در پی آن، می رساند که باید با آب پاک کرد.
ولی قطعاً غسل با مسح متفاوت است و خدای تبارک و تعالی علیم و حکیم است و هرگز در انتخاب لغت اشتباه نمی کند. آنچه ازآیه و عرف و روایت امام صادق علیه السلام بر می آید حتی گوشها جزو سر بحساب می آید. و می توان یا در بعضی موارد باید دستها را مجدداً تر نمود و با دو دست حتی تمام سر و گوشها را پاک کرد. در خصوص دو قوزک در هر پا نظر شما درست است. امید است بتوانید به متن کتاب فقه استدلالی مراجعه کنید و مشکل تا حدودی یا به طور کلی حل شود. اما همانطور که در آغاز گفتم اختلاف در این فروعات نباید موجب شکاف در میان امت اسلام شود.
مؤید به تأییدات حضرت حق باشید.
2- باردار شدن مریم (ع)
سؤال: درخواست توضیح در مورد باردار شدن مریم (ع) در مسیر نظام اسباب دارم. آیا دلیل خاصی برای تکرار این ماجرا در دو آیه با دو ضمیر مختلف می باشد. وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا (انبیاء91) وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا (التحریم12)
پاسخ: سنن الهی و نظامات عالم لایتغیرند « فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا» (فاطر43) از همین روی وقتی قرار است مریم توسط فرشتهیی باردار شود، آن فرشته باید به صورت آدمی در آید. « فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا »(مریم17)
در سوره آل عمران، در چند آیه (از 42 تا45) مریم مورد خطاب فرشتگان است، ولی در آیه 47، مریم پاسخش را به پروردگارش می دهد ونه به فرشتگان، دلیل مهم بر این رخداد این است که فرشتگان هم از جانب پروردگار سخن گفته وپیام آورده اند( در تفسیر سوره آل عمران توضیح داده ام- لوح فشرده آن موجود است) و در سورۀ اسراء وقتی کافران با لحنی اعتراض آمیز می پرسند که آیا بشری مثل خود ما می خواهد ما را هدایت کند، از حضرت باری پاسخ می شنوند که «قُل لَّوْ كَانَ فِي الأَرْضِ مَلآئِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاءِ مَلَكًا رَّسُولًا»(اسراء95). بگو ای پیامبر اگر چنانچه در زمین فرشتگانی بودند که به اطمینان (و استحکام) روی زمین راه می رفتند هر آینه ما نیز فرومی فرستادیم بر ایشان از آسمان فرشته یی که رسول (ایشان) باشد.
و این بدین معنی است که در روی زمین چنین فرشتگانی وجود ندارند و چون همه انسانند، رسول آنها هم از جنس انسان است. بناءبراین فرشته یی هم که بر مریم وارد می شود به صورت انسان است. یا فرشته یی است که به شکل انسان در آمده است و یا انسانی است که به اوج تعالی و کمال اخلاقی رسیده تا آنجا که می توان بر او فرشته اطلاق کرد.
و آیاتی از این دست متعدد است ( در بحث تحدی در قرآن به تبیین معجزات کتاب پرداخته ام (در دولوح فشرده گرد آوری شده)
نتیجه آنکه بر حسب آیات کتاب مجید، بارداری مریم در چهار چوب سنن موجود حاکم بر نظامات عالم تحقق یافته است. «إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ»(آل عمران59)، همانا مثل عیسی نزد خدا (یعنی در آفرینش) همانند مثل آدم است، بیافریدش از خاک سپس گفت باش پس بود.
واما در مورد دو آیه در سوره انبیاء و تحریم (91 و12) باید به عرض برسانم که هیچ یک از مفسران قدیم وجدید به نکته مورد سؤال شما اشارتی ندارند واصلاً مقایسه یی بین دو آیه نکرده اند. شاید دلیل آن وضوح آن بوده است.
کلمه فرج دو بار در همین دو آیه به صورت مفرد آمده و لفظی مذکر است. در پنج آیه هم به صیغۀ جمع آمده است. «وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ»(انبیاء91) مرجع ضمیر های مؤنث «ها» شخص مریم است و آیه از شخصیت وجودی و خصائل اخلاقی او سخن می گوید. بناءبراین نفخ روح الهی، همچنان که برای تمام آدمیان رخ می دهد، در وجود پاک و مطهر حضرت مریم علیها السلام متسجد می گردد. «فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ»(حجر29/ص72)
پس نفخ روح الهی در کالبد تمام آدمیان بالسویه و العدل از طرف حضرت باری صوت می پذیرد و اختصاص به مریم ندارد. و اما در آیه 12 سوره تحریم، نفخ الهی در فرج مریم است. از اینرو ضمیر (ه) در فیه به کلمه «فرج» راجع است.