http://groups.google.com/group/sedaayesokout
آنچه در این ایمیل می آید:
2- سوالات مطرح شده پیرامون خمس و پاسخ آنها (خواندنی)
4- شهید کیست و شهادت چیست؟ (شنیدنی)
مع الاسف در ایران سایت اینترنتی ارباب حکمت فیلتر شده است. بدون هیچ قضاوتی در این باره، مفتخریم از طریق ایمیل صدای سکوت، خواهران و برادران عزیز را در جریان آخرین به روز رسانی های ارباب حکمت قرار دهیم. به امید فردایی آزاد برای میهن عزیزمان.
2- سوالات مطرح شده پیرامون خمس و پاسخ آنها
1- به نام خدا جناب آقای دکتر غروی سلام علیکم 1- نظر مرحوم والد و حضرتعالی در مورد تقسیم خمس به دو بخش سهم سادات و سهم امام چیست؟
حضرت والد در کتاب فقه استدلالی، یکصد صفحه تمام درباب خمس مطلب نوشتهاند، خدای متعال در کتاب مجیدش، دریافت کنندگان خمس را به شش گروه تقسیم کرده است، خدا، رسول، خویشان رسول، یتیمان، درماندگان، و به راه ماندگان.
2- اگر شخصی در نظر داشته باشد بلا واسطه خمس متعلقه خود را به افراد واجد شرایط بپردازد، آیا میتواند؟
هر شخص خود مکلف است حساب ارباح مکاسب و غنائم خود را کرده و رأساً اقدام به هزینه کردن در شش مورد فوق نماید. میتواند تمامی خمس را به یکی از موارد بالا یا چند مورد اختصاص دهد. اینکه صاحبان دین نزد علماء بروند و صورت اموالشان را در اختیار آنها بگذارند، و ایشان بگویند که به چه میزان مدیون هستند، کاری خلاف قرآن و سنت رسول خدا (ص) است. آن انفاقی نزد خدا مأجور است که شخص خود به حساب و کتاب مالش بپردازد و سهم شش گروه مذکور در آیه را از غنیمتی که سود برده، خود بپردازد.
3- آیا شرایط واجدان دریافت سهم سادات و سهم امام متفاوت است؟ یعنی سهم سادات به افراد خاص و سهم امام به افراد دیگری با شرایط خاص باید پرداخت شود؟ با سپاس
بناءبر آنچه بیان شد تقسیم خمس به سهم امام و سهم سادات نه تنها از متن آیه و سنت قطعیه استنباط نمیشود، بلکه کاملاً مغایر و مخالف آیه است.
4- با توجه به جنبههای تاریخی خمس گویا تا پایان حکومت حضرت علی اینگونه که الان متداول است نحوه استفاده و پرداخت آن متداول نبوده، مثلاً مصارفی که هم اکنون از آن میشود. با توجه به قران و برخی از شواهد، خمس در زمان پیامبر بوده و فقط به غنائم جنگی تعلق میگرفته نه چیز دیگر، اما اینکه بعد از خلافت حضرت علی، زمام خرج و مصرف آن به امام داده شد، و اینکه مردم بایستی بیست و پنج درصد مازاد مالشان را به عنوان خمس دهند سؤالی است که برای من مطرح است؟
خمس به نص صریح کتاب و سنت و اتفاق شیعه و اهل سنت ثابت است، چنانکه خدای تعالی در کتاب عزیزش فرموده:
«وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»(انفال41)
و بدانید آنچه را که به سود بدست آورید پس همانا برای خدا است یک پنجم آن و برای رسول و خویشان و یتیمان و درماندگان و رهگزران، اگر به خدا ایمان آوردهاید و به آنچه بر بندۀ خود نازل کردهایم.
و اما آنکه خمس بر چه چیزهای تعلق میگیرد، هفت مورد است که علامه حکیم آیت الله غروی در ابتداء بحث خمس در کتاب فقه استدلالی آن را بیان کردهاند. این مسأله قطعی است که علی علیه السلام در دوران حکومت خود خمس ارباح مکاسب و تجارت را دریات نفرمود. برای توضیح بیشتر میتوانید به مبحث هفتم از کتاب فقه استدلالی، بحث خمس «وضع خمس در عهد علی علیه السلام» مراجعه کنید.
5- حال فرض شود که بایستی خمس به امام معصوم داده شود در این زمان که امامی نیست خمس را باید به چه کسی داد ؟
تنها یک ششم از میزان خمس به رسول یا امام تعلق میگیرد و پنج ششم دیگر برای خدا، خویشان رسول، یتیمان، درماندگان و رهگزران است. و اینکه خمس باید به امام معصوم داده شود، مبنایی ندارد! و شخص اگر خود در خویشان و اطرافیان، محتاج و نیازمند سراغ داشته باشد میتواند تمام خمس را به آنها دهد و یا میتواند تمام را در راه تبلیغ دین خدا خرج کند، آنگاه همه را در راه خدا و رسول هزینه کرده است. پس ضرورت ندارد که شخص خمس خود را برای تقسیم کردن و صرف آن به امام یا شخص دیگری دهد. «ما موظفیم بدون تصرف در مفاهیم و الفاظ به متن آیۀ خمس عمل نماییم. سهم خدا را به مصارف عام المنفعه برسانیم، مثل، ساختن بیمارستان، مدرسه، راه و پل، توسعه فرهنگ و تأمین درمان و دارو و مانند اینها. و سهم رسول را صرف فقراء مسلمین و ازدواجها و دیون مقروضین و معالجعه بیماران کنیم، و به طور کلی به مصرف اموری برسانیم که سیرۀ رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده. سهم ذوی القربی هم که مخصوص بنیهاشم است، و سهم ایتام و مساکین و ابن سبیل را هم ابتداء به سادات بنی هاشم بدهیم، و هرگاه در بین آنها محتاجی باقی نماند، به فقراء و ایتام و غرباء نیازمند برسانیم. پس خمس در انحصار کسی نیست. وقتی بدین نحو عمل شود، مطابق و موافق آیه شریفه خواهد بود، و به کلام علی علیه السلام، که اهل تسنن نیز روایت کردهاند، رفتار خواهد شد و در نتیجه به عموم قرآن عمل شده است.» (مبحث نهم، «مصرف خمس»، کتاب فقه استدلالی)
6- از یک منبع موثق خبر دارم که امروزه در حوزه به دانش آموختگانشان گفته میشود که در زمان ما عملاً زکات وجود ندارد و تنها خمس است که قابل پرداخت میباشد! آیا این درست است؟
علامه غروی در مبحث پنجم از بحث خمس «فرق بین خمس و زکات» به تفاوت حکم در خمس و زکات پرداختهاند. حکم خمس و زکات قابل مقایسه با یکدیگر نیستند.
7- اهل تسنن بر خلاف ما بسیار به زکات ارج مینهند و اگر اشتباه نکنم گویا خمس ندارند به نحوی که آنها سالیانه دو و نیم درصد مازاد مالشان را باید زکات دهند ولی ما بیست درصد! و اینکه در قرآن بسیار به زکات اشاره شده تا خمس به نظر شما در این زمانه کدام از اهمیت بالاتری برخوردار هستند و آیا اصلاً قابل مقایسه هستند؟
عقیده عامه در مورد خمس نیز در مبحث چهارم «برخی از کلمات فقهاء عامه در منابع خمس» آمده است. بناءبراین اهل سنت هم به خمس به عنوان ارباح مکاسب و نه قفط غنائم جنگی معتقد میباشند. نتیجه آنکه خمس و محل درآمد و هزینه آن با زکات (صدقات مذکور در قرآن) کاملاً متفاوت است. بناءبراین یک شخص از یک منبع درآمد باید خمس خود را بپردازد و از یک منبع دیگر زکاتش را. مثلاً مالک یک کارخانه تولید پارچه، از محصول روزانه خود یک دهم را زکات میدهد که مستحقان آن در آیه 60 سوره توبه مذکورند. اما این کالا، چون مشتری ندارد، در انبار کارخانه میماند، بعد از مدتی پارچههای انبار شده مشتری پیدا میکند و دو یا چند برابر قیمت به فروش میرسد. این سودی که هیچ زحمتی برای آن کشیده نشده ارباح مکاسب محسوب است و باید خمس آن را فقط برای یک بار پرداخت کند.
بناءبراین هر شخصی که خود را مدیون به پرداخت خمس میداند باید شخصاً اقدام کرده و در موارد مذکور در آیه 41 سوره انفال صرف نماید.
8- در ارتباط با اینکه اهل سنت بالاخص شافعی، مسأله خمس را فقط برای زمان جنگ میدانند، از طریق منابع آنها تقریباً شک مان برطرف شد، آنها در غیر این مورد به هیچ وجه مسئلهیی به نام خمس ندارند، سؤالی که برای دوستمان مطرح است آن است که چگونه اهل سنت از قرآن به این استنتاج رسیدهاند و ما ( شیعه) به چنین استدلالی؟
اول بگویم که رسول گرامی و عظیم الشأن اسلام صلوات الله علیه نه شیعه بود، نه سنی، نه دوازده امامی بود و نه شافعی، نه هفت امامی بود نه حنبلی، نه شش امامی بود نه حنفی و نه زیدی بود نه مالکی. او رسول خدا بود. در خصوص خمس، در زمان پیامبر اکرم غنیمتی بدست نیامد جز در برخی از غزوات که به شکل مذکور در آیه تقسیم میشد. پس از رسول خدا مسلمانها بر اساس خودخواهیهای خود دچار تفرقه شدند و بر سر میراث معنوی رسول خدا (ص) به جدال و کشمکش پرداختند. شما همین امروز، علیرغم این همه توسعه در ابزارهای رسانهیی، نمیتوانید به کُنه یک خبر و درستی آن پی ببرید.
برای شناختن عمل رسول باید به متن قرآن رجوع کنیم. آیات قرآن ابدی است و باید همیشه اجراء شود. فقرزدایی از جامعه امت اسلام از دستورات اکید خدای متعال است و شما در قرآن میبینید که مصارف خمس با زکات متفاوت است. آیه 41 سوره انفال را با آیه 60 سوره توبه مقایسه کنید. امیرالمؤمنین از کسی خمس نگرفت به دلائل سیاسی که مجال توضیح آن در این مختصر هم نیست. ولی با عنایت به تفاوت دو موضوع، خمس از اساسیات فقرزدایی و توسعه اقتصادی و تعدیل ثروت بین مسلمانها است.
9- در عرف اینطور جا افتاده است که وقتی فردی میخواهد به مکه رود یک شخص روحانی میآورد، و حال نمیدانم طبق چه قانون و اصلی، او خمس شخص را محاسبه کرده، و اصطلاحاً مال آنها را پاک میکند تا شاید حج آنها درست باشد. شخص من اصلاً به چنین کاری عقیده ندارم و به نظر من این یک نوع کلاه شرعی است. و اینکه شاید دو مسئله حج و قبول آن از یک طرف و خمس و دادن یا ندادن آن از طرف دیگر به چنین شکلی، ربطی به هم ندارد، اگر لطف بفرمایید در این ارتباط و شبهاتی که وجود دارد توضیح دهید ممنون میشوم.
و اما محاسبه خمس توسط یک روحانی امری من در آوردی است و هر کس سودی بیرنج نصیبش شد، خودش باید طبق آیه به شش گروه مذکور در آیه، یا به یکی از آنها بپردازد، که خویشان پیامبر اگر باشند و فقیر هم باشند یک دسته از آن 6 گروه میباشند. بناءبراین تقسیم خمس به سهم سادات و سهم امام و پرداخت آن به یک روحانی خلاف صریح قرآن است.
10- امروزه در میان برخی از جامعهشناسان اجتماعی این عقیده وجود دارد که دین بایستی به ظرف زمان درآید، به این معنا که در هر زمان دین بایستی با توجه به تکنولوژی و طرز فکر آن زمان، البته ملهم از اصول اولیه و الهی خودش، ارائه گردد! در این راستا چند سوال از شما داشتم:
آیا نبایستی در ارتباط با دو مسئلۀ خمس و زکات و مواردی که شامل هر یک از این دو میشود قوانین جدیدی متناسب با دورۀ امروزی وضع گردد؟! در زمان پیامبر عصر کشاورزی بود و کشاورزان جزء اغنیاء، بناءبراین بایستی خمس میدادند، ولی امروزه و در عصر فرا مدرن چطور؟ نظر من هم این است که بایستی دین را به ظرف زمان درآورد که البته این کار اشخاصی چون من نیست و افرادی مانند شما بایستی در این ارتباط تصمیم بگیرند. نظر شما در این باره چیست؟ اگر لطف بفرمایید توضیحات مبسوط را بدهید، ممنون میشوم؟
من در رسالهها و تفسیرهای ترتیبی و موضوعی، مبسوطاً به این مسأله پرداختهام و چون مفصل است در اینجا نمیتوانم پاسخگو باشم. برخی از این مسائل در سایت آمده است. در خصوص عصری کردن دین از جمله خمس و زکوت، قرآن نمیخواهد همۀ امور مردم در دست دولت باشد، بلکه اکثر کارها را به خود مردم واگزار میکند تا دولتها نتوانند شؤونات مردم را در اختیار بگیرند و آزادیهای مادی و معنوی آنها را سلب نمایند.
11- درصورتیکه مالی رابه ارث برده باشم و از آن بخواهم برای خرید خانه یا ادامه تحصیل استفاده کنم، ولی تا آن موقع اوراق بانکی بخرم و با سودش هم اوراق بیشتر، آیا سود این اوراق خمس دارد؟
خود آن مال را اگر ارث دهنده خمسش را نداده باشد، بر ارث برنده واجب است، قبل از تقسیم یا بعد از آن، از سهم خود، خمس آن را خارج و اداء نماید. و بعد اینکه اگر این مال را مدتی نمیخواهد، بهتر است در یک امر اقتصادی و تولیدی بکار اندازد. اما اگر برایش به طور قطع مقدور نمیباشد، خرید اوراق بهادار بلامانع است ولی بر سود آنها حتماً خمس تعلق میگیرد.
12- باسلام - چرا با اینکه در جای جای قرآن دربارۀ عدم دریافت اجر و مزد رسالت صحبت شده، در تعیین خمس، قسمتی از آن به رسول اختصاص یافته است؟
برای تبلیغ دین خدا، هیچ رسولی مجاز نبوده است از مردم وجهی دریافت کند به گونه یی که این عمل شغل درآمدزا برای او محسوب گردد. یعنی شغلی که در قبال انجام کار مزد دریافت میکند.
اما این بدان معنی نیست که اهل ایمان، جهت توسعۀ دین خدا چیزی هزینه نکنند. مثلاً اگر پیامبر سلاح یا ذرهیی میخواهد، و خود توان تهیه آن را ندارد، آیا بر سایر ایمان آوردگان واجب نیست از مال خود در این راه هزینه کنند؟! حال اگر رسول به سبب رسیدگی به امور مردم و پاسخگویی به آنها و فرماندهی در غزوات محتاج لباس و غذاء شد، وظیفۀ اهل ایمان چیست؟! باید بگویند لازم نیست به امورات مردم و شؤونات جامعه رسیدگی کنی! برو کاری را برای خودت دست و پا کن تا به ما محتاج نباشی، چون خدا گفته است نباید در قبال تبلیغ دین مزدی بگیری! ولی توجه کنیم که مزد نخواستن فقط در قبال تبلیغ است و این پیش گیری است از اینکه این کار شغل نشود و ایجاد طبقه ویژه در جامعه نکند. از اینرو در آیات دیگر این موضوع را روشن ساخته است. در همان زمان هم مردمانی معترض بودند که: مگر رسول راه میرود و غذاء میخورد؟ و خدای تعالی در پاسخ آنها میفرماید: رسول در این مسائل مثل شما است. آنها میگویند: «وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا»، این چه رسولی است که غذاء میخورد و در بازارها راه میرود، چرا بر او فرشتهیی نازل نگشته است تا همراه او بیم دهنده باشد؟ در ادامه اعتراض خود میگویند «أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا» یا اینکه گنجی بر او افکنده شود، یا مر او را باغی باشد که از آن بخورد؟ (فرقان 7و8). در آیه 20 همین سوره خدا پاسخ میدهد: «وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ»، پیش از تو نیز ما رسولانی نفرستادیم جز آنکه غذاء میخورند و در بازارها راه میروند. و در آیه 103 توبه به پیامبر دستور میدهد برای تزکیه و تطهیر مردم از آنان صدقه بگیرد، «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا». ولی این یک اصل کلی است که برای تربیت و تعلیم باید هزینه کرد اما باید مبادی، مبانی، اصول و خروجی های آن تعیین شده باشد.
3- کلام بی دلیل
فهم عمیقی که آیات قرآن در عین سادگی بیان به تو می دهند و شناخت وسیع که از طریق آن از مردم، جامعه، جهان هستی و خویشتن خویش تو را حاصل می گردد همان اعجاز بی بدیل کلام الهی است.
بیان ساده، صادقانه و عالمانۀ یک مفسر می تواند چراغ راهنمای خوبی برای تو باشد
به تفسیر آیات 19و 20 سوره توبه توجه کنید.
4- شهید کیست و شهادت چیست؟
آنچه که تا کنون از شهید و شهادت گفته و شنیده شده جز آن است که اکنون می شنوید. آن هنگام که تو را فضلی و عنایتی از سوی محبوب افتد و بر سرِ چشمه یی آرد که بتوانی حقیقت حقه را دریابی، برای عمر کوتاهی که در این دنیا داری شاید تو را بسنده کند.
شهادت آن است که ببینیم آن حقیقت حقه را و نوری را که از آن ساطع است که اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
و شهید که نه تنها نور را می بیند! در درون آن نور غوطه ور است و بدان راه می یابد و می پیماید، «وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ»، برای او نوری قرار دادیم که با آن نور در میان مردم در حرکت است!
«يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم»، وقتی که مؤمن به این درجه برسد که نور او پیشاپیش او دوان باشد، به شهادت رسیده و در مقام شهید قرار دارد.
شهادت فرآیندی است که آن حقیقت حقه را به وضوح ببینی و آن قدر عاشق آن شوی که همچون حسین برای او که اکنون محبوب تو است جان فشانی کنی.
گفتاری که می شنوید گزیده هایی است از سخنرانی های دکتر سید علی اصغر غروی تحت عنوان شهید کیست و شهادت چیست؟