http://groups.google.com/group/sedaayesokout
آنچه در این ایمیل می آید:
1- ارباب حکمت کیانند (خواندنی)
2- رجم، یکی دیگر از منسوخات قرآن (خواندنی)
1- ارباب حکمت کیانند
«ارباب حکمت» ، حکايت جرياني است که قرنها در محاق تکفير مفتيان فرومانده و به چوب تبعيد حاکمان رانده شده ، زيرا هر کس که انديشه پويايي دارد به ناچار با محيط و روزگار خويش ، درگير مي شود ، از زمان و زمانه خويش در مي گذرد و به فراسوي زمان خود مي رود ، و چنين است که خفتگان درکش نمي کنند ، او را مي آزارند و از خويش مي رانند ؛ و اگر بدانند که او سواي ساختن چيزي نو بر آن است تا کهنه ها را در هم بکوبد ، آنگاه مرگ اورا طلب مي کنند.
آري ؛ «زماني که با زمانه خويش نساختي و با مسند نشينان و امر بران ايشان کنار نيامدي و آنچه را جاهلان مي گويند ، جاهلانه باز نگفتي ، لاجرم به تبعيد ابدي گرفتار خواهي شد. حتي اگر جسمت در کنج منزلي در شهري ساکن باشد ؛ و اگر بر نپذيرفتن پاي فشردي ، آواره ات خواهند کرد ، به زندانت خواهند افکند و به دارت خواهند کشيد ... »(«مردي در تبعيد ابدي» اثر نادر ابراهيمی)
اين سرگذشتي است که در طول تاريخ بشر بر تمامي اربابان انديشه رفته است ، اما در اين ميان ، آنان که کمر همت به زدودن پيرايه هايي بسته اند که دامان دين خداوندي را آلوده است ، با مخالفت شديدتري روبرو شده اند . چون «حکمت» ، دکان تقليد عوامانه را برمي چيند و بازار دين داري جاهلانه را آشفته مي سازد. ازينرو ارباب زور و اصحاب تزوير که جلوي رويش انديشه را نمي توانند بگيرند ، دست در دست يکديگر ، به تکفير و تبعيد احياءگران روي مي آورند ، احياء گراني که تنها گناهشان اين است که مي کوشند کلام استوار خداوند و دين راستين پيامبر را از لابلاي خروارها جهل و خرافه رها سازند .
اين نمايشي است که چهارده قرن بر تاريخ «دين خاتم» حاکم بوده و در تمامي اين دوران، انديشه هايي چنين احياء گرانه پيوسته حضور دارد. اما به طور خاص ، از زمان ملاصدرا ، حوزه اصفهان، بستر حضور حاملان اين جريان گرديد که تا به امروز ، چراغ جاودانه حکمت و خرد را در بطن تحولات انديشه ديني ، افروخته نگاه داشته اند . جرياني که از ملاصدرا آغاز گشته و در طول اين سالها سلسله وار ادامه يافته تا به انديشمنداني رسيده است که هم عصر ما زيسته اند : ملا محمد کاشي ، حکيم آيت الله حاج آقا رحيم ارباب و حکيم آيت الله محمد جواد غروي.
البته بزرگ مردان ديگري نيز در اين طريق گام برداشته اند و استوار و ثابت قدم ، پيرايه ها و زنگارها را از گوهر دين زدوده اند، اما «ارباب حکمت» تنها تلاش کوچکي است در هويدا ساختن مباني انديشه همين جريان خاص ؛ جرياني که با کنار هم نشاندن «عرفان» ، «استدلال» و «شريعت»، در نزاع ميان خردورزي و دينداري هيچ يک را قرباني ديگري نکرد و پيوسته «کلام راستين خدا» و «خرد رهاي انسان» را مبناي تشخيص حقيقت دانست ؛ جرياني که دانش خود را نه مرده وار از مردگان ، بلکه خردمندانه از کلام زنده يي مي گرفت که او را موتي نيست ؛ جرياني که چون علم و دين و شرف و انسانيت را اسير سود و سوداي هيچ کس نمي نمود ، دل سپردگان به عزت و شوکت اين جهان را به وحشت مي انداخت ، چه ملاياني که به واسطه جهل عاميان ، به علم شهره مي شدند و چه حاکماني که به خاطر همان جهل ، بر سرير قدرت تکيه مي زدند . البته در بينش و روش حاملان همين جريان نيز تفاوت هايي وجود دارد اما تمامي اينان ، از منظر حکمت به پرسش هاي زمانه خويش نگريسته اند و نسل به نسل بر غناي انديشه شان افزوده و مي افزايند.
ارباب حکمت» بر معرفي انديشه هاي متاخر اين جريان تاکيد بيشتري مي ورزد چون
اولا ؛ حجم مباحث پيرامون دين و دينداري در سال هاي اخير چندين برابر گشته و سوالات جديدي ذهن ها را به چالش خوانده .
ثانيا ؛ از انديشه هاي اربابان ديرينه حکمت سخن بسيار به ميان آمده است .
«ارباب حکمت» در اين تکاپوي خويش ، از نظر تمامي دانشوران و نويسندگان استقبال مي نمايد. باشد که در اين دنياي مجازي که انديشه ها بي ترس حذف و تحريف به ميان مي آيند و بدون دغدغه به نقد کشيده مي شوند از لابلاي اين مباحث ، قبله يقين را بازيابيم ، راه حقيقت را بشناسيم و جانانه بپيماييم .
هين روان کن اي امام المتقين
اين خيال انديشگان را تا يقين
2- رجم، یکی دیگر از منسوخات قرآن
برای دانلود فایل پی دی اف به پیوست پیام مراجعه فرمایید.