http://groups.google.com/group/sedaayesokout
آنچه در این ایمیل می آید:
1- مصیبتی دیگر بر ارباب حکمت
2- زکات بر کلیه دستاوردها و اموال تعلق می گیرد (خواندنی)
3- آدم از نظر قرآن جلد اول (خواندنی)
1- مصیبتی دیگر بر ارباب حکمت
ارباب حکمت در خلال دو هفته سه هم اندیش خود را از دست داده است که هر یک در جایگاه خود، از انسانهای فرهیخته، پرهیزگار، صاحب اخلاق و فکر، خواهان آزادی، عدالت و امنیت و خلاصه تحقق مصالح ملی در همه عرصه ها بودند.
ارباب حکمت فقدان هر سه یار قدیمی و آخرین آنها هدی صابر را ضایعه اسفبار و غیر قابل جبران برای خود و ملت ایران می داند ، به ویژه آنان که در ساحت روشن فکری دینی و تمرکز بر قرآن نظر دارند. اینان در عرصه عمل و در راستای رضای خداوند چنان کرده اند که بی تردید امروز جایگاهشان ا«إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ» (حجر47) است. ما هرگز مجاهدتهای آنان را که در راه رهایی و آزادی ملت ایران تا نقطه اوج، یعنی شهادت فراموش نخواهیم کرد.
خدای بر ما رحم آورد که مانده ایم و هنوز در میدان حبط عمل. خدای رحمت و مغفرتش را، چنانکه روزی آنها ساخته نصیب ما هم گرداند. ارباب حکمت در این سوز جگر سوز با همسر مهربان و صبور هدی و دو فرزندش حنیف و شریف همدرد و هم اندوه است و از ذات باری پایداری بیشتر تا لحظۀ دیدارش مسألت دارد.
آمین یا رب العالمین
2- زکات بر کلیه دستاوردها و اموال تعلق می گیرد
اين مطلب كوتاه ، تبيين اين موضوع است كه زكات بر كليه دستاوردها و اموال انسان تعلق مي گيرد و منحصر در نه چيز نيست . براي توضيحات مفصل تر مي توانيد به كتاب شرح رساله (حواشي آيت الله غروي بر رساله توضيح المسائل آيت الله بروجردي) يا كتاب خورشيد معرفت (مجلد دوم) مراجعه نماييد .
تحقيق اين است که زکوه در جميع حبوبات از برنج و ارزن و لوبيا و ماش و عدس و کنجد و نخود و غير اينها واجب مي باشد و اخبار در اين باب بسيار و حمل بر استحباب شاهدي از اخبار ندارد و اخباري که محدود به نه چيز کرده موهون است و متون آنها دلالت بر وهنشان دارد از قبيل خبر طيار در صورتي که امام عليه السلام بايد بفرمايد « واجب نيست ولي مستحب است » نه آنکه در جواب سائل غضب کند و او را براند . و آيهء مبارکه : «يا ايها الذين أمنوا أنفقوا من طيبات ما کسبتم و مما أخرجنا لکم من الأرض و لا تيمموا الخبيث منه تنفقون» ، دلالت دارد بر وجوب انفاق از همه چيز و از آنچه از زمين بيرون مي آيد ، مگر چيزهايي که به نصوص قاطعه استثنا شده اند . پس محصولاتي مثل چغندر قند و مطلق چغندر ، شلغم ، سيب زميني ، چاي ، هويج، و نيز آذوغهء حيوانات ، مانند يونجه و شبدر که خشک مي کنند، هر يک وقتي به انصاب غلات برسد، خرج در رفته، دادن صدقه ( زکاه مصطلح ) از آنها واجب است . زيرا «امر» ، هر گاه قرينه يي بر استحباب يا معاني ديگر نداشته باشد ، دليل بر «وجوب» است ، مثل تمام آياتي که مشتمل بر امر است و قرينه يي بر استحباب آن در آيه نيست . و شرح آن در فقه بيان شده .
بناء براين توضيحا بايد گفت : آيات کتاب خدا بر وجوب زکات در آنچه از زمين و اشجار و اموال ديگر بدست مي آيد صراحت دارد . مثل آيهء قبل و آيات زير :
«خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکيهم بها» . از اموال مسلمين صدقه بگيريد تا ايشان را بوسيله آن پاک و پاکيزه گرداني .
در اين آيه ، «اموال » جمع است و شامل همهء انواع مالها مي شود، آنچه از زمين بيرون مي آيد و آنچه از خارج زمين بدست مي آيد . و در آيهء ديگر فرموده:
«يا ايها اذين آمنوا انفقوا مما رزقناکم».اي کساني که ايمان آورده اند، از هر آنچه که شما را روزي داده ايم انفاق کنيد .
وچنانکه آيهء قبل مفيد عموم بود، اين آيه نيز صريح در عموم اشياء است . و در اين آيهء اخير امر مي کند به اينکه از هر مالي که به شما روزي کرده ايم انفاق کنيد . و در آيهء اول تأکيد دارد که از هر چه از زمين برايتان بيرون آورده ايم انفاق کنيد .
ديگر آنکه «ما» ي موصوله از الفاظ عموم است در «مما اخرجنا » و « مما کسبتم » و « مما رزقناکم» . و هر گاه مراد برخي از اشياء بود، بايد در کتاب به آن تصريح مي شد . زيرا قرآن کامل و مبين و تفصيل است و بايد به اشياء که صدقات (زکات) بر آنها واجب مي شود تصريح نمايد . پس هر چه در زمان نبي ، در دسترس بوده ، امر به گرفتن زکات از آن کرده ، و اشيائي که عرب نداشته اند تکليفي بر آنها نبوده است . ولي عموم قرآن، براي کساني که داراي اشياء ديگرند تکليف را مشخص کرده است ، و اخبار هم در مورد چيزهايي که وقتي به حد نصاب رسيد بايد زکاتش را بدهند ، بسيار است .
و اما اخباري که زکات را منحصر به نه چيز کرده مجعول و منحول است ، و اخباري آحادي است که موجب علم نمي شوند و حجت نبوده مختص کتاب هم نيستند تا کتاب را از عموم بيندازند با اين حال ، فقهاء ، علاوه بر نفي عموم ، بدون برهان قاطع کتاب الهي را تخصيص زده اند. در صورتي که هر چه در قرآن ، با «مادهء امر» يا «صيغهء امر» آمده ، واجب و قطعي است .
مادهء امر مثل : ان الله يأمر کم / البقره، 67 – انساء ، 58 / و امر به صيغه مثل : اقيموا الصلوه و آتوا الزکوه و ارکعوا / البقره، 43.
ما از علماء سؤال مي کنيم : پس چرا علي رغم اين همه کتب اصولي که تأليف شده و دردسترس شماست ، و بسياري از مطالب آنها مسلم است و همه قبول کره ايد در مقام فتوي و عمل همه را ناديده گرفته برخلاف مسلمات و مقبولاتي که خوانده ايد ، نظر و فتوي مي دهيد ؟!
3- آدم از نظر قرآن جلد اول
بزرگواری و مَجد وعظمت انسان بیش از همۀ موجودات است. انسان، مرکز و محور و قطب و قلب عالَم است. انسان، وجود جامع وخلیفۀ ایزد متعال و مَظهر و مِرآت ذات و صفات او است. و اینها همه را، از عقل و فکر خود دارد و دیگر هیچ. عقلی که در راه کسب علم و دانش بکارگرفته می شود. زیرا انسانِ بی دانش همانند دیگر حیوانات است، بلکه بدتر و خطرناک تر. تنها انسان است که طوق بندگی برگردن ذرّات کائنات نهاده و با قوّه عقل و علم، موجودات گیتی را تحت سُلطه و سیطرۀ خود قرار داده است. و با زنجیر رِقِّیّت و بردگی، آنان را به هر جا که خواست می کشاند.
قرآن مجید برای انسان به درجه یی عظمت قائل است که نمی توان حدّ و اندازه یی برایش تصوّر نمود. و هر قدر تکامل و ترقّی مادّی، بلکه اخلاقی وی افزون شود، در جنب مقام شامخی که قرآن به او عطاء می کند، کم و ناچیز است.
قرآن مجید پایۀ بلند و مقام ارجمند انسان را محدود به حدّی نمی داند. و نه تنها ناموس طبیعت را مسخّره وی شمرده، بلکه عالم انسان را برتر و بالاتر از این می داند که فقط اَسرار کائنات سافِلَه را از جماد و نبات و حیوان کشف نماید و از آنها حدّاکثر استفاده را ببرد.
گرچه خدای متعال ارتقاء و تکامل مادّی انسان را نیز در اعلی درجۀ کمال خواسته است، ولی آن را هم مقدمه و وسیلۀ ارتقاء حقیقی وتعالی معنوی وی قرار می دهد، که عمدۀ آن خدا شناسی و خود شناسی و لوازم آنها است، تا در نتیجۀ این معارف، انسان، خود را از عموم خوهای ناپسند پاک و پیراسته سازد، و به زیور مَلَکات و اخلاق نیک مُتَحَلّی و آراسته نماید، و افعالش همه صالح و شایسته گردد، و بالاخره صفات خدایی از او بروز کند.
وقتی به این پایه رسید، یکی از آثارش این است که وجود او خیر مَحض می گردد، به طوری که هیچ شرّ و فَسادی از او صادر نمی شود، و مفاسد اجتماع و ویرانی جهان را از هر حیث و هر جهت، تبدیل به صلاح و آبادانی و عُمران می نماید، که بی شبهه و تردید این مقام، تنها مولود شناختن خدا و پی بردن به مرتبۀئ والای انسان، و علّت آفرینش وی و ثمرات نهایی وجود او است. بدین سبب قرآن کریم در بعضی سوره ها، این حقیقت را ضمن تصویر داستان آدم، به صورت بیان حال، مکشوف ساخته است.
ما به یاری خدا، در این خلاصه (کتاب آدم از نظر قرآن مجلد اول) این موضوع را روشن می نماییم تا یکی از حقایق قرآن آشکار، و از کشفِ آن ابواب دانش بر اهل بصیرت و بینش باز گردد.
از جمله آثار مرحوم حکیم علامه آیة الله غروی کتابی است تحت عنوان آدم از نظر قرآن که تا کنون سه مجلد آن به چاپ رسیده است.
برای دانلود فایل های پی دی اف به پیوست پیام مراجعه فرمایید.