واگویه های پریشانی

0 views
Skip to first unread message

mitra rezaei

unread,
Aug 10, 2009, 4:18:53 AM8/10/09
to se1-urmia
و باز شب
و دوباره
دوباره دیو سیاهی
به کوچه می رقصد
و بر نجابت مردان زخم خورده ی شهر
به نیش باز
به گستاخی همه ی تاریخ
...می خندد...!
و چنگ می زند از کین
به چهر غنچه ی نازی
که آب دادمش از خون دیده و دل ریش
به زلف بید
به رخسار سرخ لاله رسید
و سوخت سبزی باغی
که آرزوی شکفتن داشت
ز ابر تیره دل افسوس
لاف میشنوم !
و آب دزدک پستی
ردای شعله به دوش
برای مردم تشنه
نماز می خواند
نماز بارش ایمان !
از آسمان تسلا
نَمی نمی بارد
و هرم حادثه در کوچه ها روان شده است
و جارچی به صدای بلند می خواند :
<<آهای مردم آرام شهر خوشبختی!
ز امروز رنگ سپیده به رنگ ماست
ما خود بهار را
به شما
اعلام میکنیم
فرمان سایه ی یزدان دست
کز خاطرات نسیم خنک نیز
بروبید شهر را !>>
بیچاره مردمان!!
یا
بیچاره رفتگران!!!
نه
درمانده هردوان!!
آخر کدام سیب حرامی
کدام گندم خامی
کدام راز مشیت
کدام زشتی طینت
چنین هبوط خدایا
سزای ما میکرد
که خواب هند هم
دگر از مویه بر نیاشوبد ؟!!
کدام پنجره را طاقت چنین دردی است ؟
هزار پنجره دیدم
که دیده بر در داشت
و دل به مست
که شاید ..
نگار نور بر آرد
سر از بن برزن
دریغ و درد که گلهای شمعدانی نیز
کنار روزن شب زنده دارپژمردند
ز مهر و ماه بریدم دل،ولی افسوس
ستاره هم به نگاهی نمی کند یاری
به دشت تشنه ی قابیل،دشنه می روید
و دشنه های جگرخواره حمزه می جویند
کجاست زاغک بد نام نیک فرجامی
که داستان برادر کشی زنو گوید؟
ز بام دلهره صد موج فتنه خیز گذشت
ز کوی تازه عروسان بیوه ای بستان
سمند تندر و طوفان رستخیز گذشت
کجاست کشتی امنی
کجاست نوح صبوری
که بیم بنشاند
و کاهنان کج اندیش شرک باور مست
میان باغ پرستش
نهاده اند به پای هبل سر تزویر
کجاست مردیقین پروری دل آگاهی
تبر به دوش
سمندر سان
که آبرو ببرد ز آتش خسان
ز حسن یوسف داوودنغمه، چاه،آباد
و مصر گرگ خیز زلیخا نشان چه ویران است
صدای زوزه ی گرگ اینک
ز نای بره برآید
شبان کجاست
که این بره بس پریشان است
کجاست موسی گوساله کش
کجاست؟کجا؟
که سامری است به مسند نشسته بی پرئا
در این یهودیه ، وای من
چسان به سر کنم،این شب و سرما را
نگاه دیده ی یعقوب دل به ره خشکید
کجاست یار مسیحا دمی که باز آید
و از دو چشم فراخش
در کوچه های مرده ی این شهر پر غبار
نقل حیات و خنده بریزد؟
کجاست راه سپید؟
کجاست خانه ی نور ؟
کجاست مرهم دردی که سر نهیم به دوشش
کجاست مرهم رازی که لب نهیم به گوشش؟

--
----- M ------

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages