اول از بابت قيام: شاهكار طلسم شكستگي ولايت خروش زندانياني است كه به
ظاهر بايد در سياهچالهاي نظام خاموش باشند و بترسند ولي مي بينيم كه يكي
پس از ديگري در آزاد كردن زندان ازدست ولي فقيه و از سلطه هارترين
دژخيمان البته با آمادگي كامل براي پرداخت قيمت، از يكديگر پيشي ميگيرند.
امري كه در تاريخ مبارزات ايران بي سابقه بوده. وقتي زندانيش اين طور است
مي شود فهميد كه دانشگاهش و خيابانهايش و كارگرانش چطورند. چون سقف زور
رژيم زندان است حالا زندانها را زندانياني كه فرزندان قيام يكساله مردم
ايرانند درهم مي شكنند. اعدام كه ابزار اصلي نظام بوده آن چنان روي سرش
خراب شده كه جرات نمي كند جنازه اعداميها را تحويل بدهد. وقتي زندانيان
اعدام نظام را به تمسخر مي گيرند و برايش داوطلب مي شوند اين يعني بن بست
مطلق نظام در سركوب. معلوم است كه ديگر دانشجويان براي تهديدات و حمله
وهجوم نيروي سركوب نظام سپاه است يا بسيج است يا نيروي انتظامي يا حراستي
تره خرد نمي كنند. معلوم است كه طرح عفاف و حجاب آن قدر مفتضح مي شود كه
با اين كه 20ارديبهشت خود خامنه اي پشتش آمده روز چهارم خرداد كامران
دانشجو وزير علوم در دولت احمدي نژاد صراحتا به بي تأثير بودن بگير و
ببند و اقدامات سركوبگرانة رژيم اعتراف مي كند و مي گويد: «اگر مىخواهيم
در درون دانشگاهها به يك وضعيت مطلوب دستيابيم، بايد داراى وحدت رويه
باشيم، بايد توجه داشت اين رويه بگير و ببند نيست، چرا كه اين موضوع
پاسخگو نمىباشد».اين حرف يعني تف سربالا كه به صورت ولي فقيه برمي گردد
يعني تا اين آدمها هستند نمي شود طرح را پيش برد. وحشت از قيام هم به حدي
است كه از همين الان اينترنت و گوگل را هم از ده روز مانده به سالروز
قيام مختل كرده اند و فيلتر كرده اند. علي القاعده اگر فيلم وعكسها به
نفع نظام بود كه فيلتر نمي كرد. از ترس در هم كوبيده شدن دم و دستگاهشان
حتي جرات نمي كنند حتي به موسوي كه مي گويد نمي خواهد نظام سرنگون شود مي
خواهد قانون اساسي اجرا شود هم مجوز راهپيمايي نمي دهند چون مي دانند كه
تجمع همان و دربداغان شدن نظام همان.بخصوص كه نقطه الان نظام حتي نقطه
عاشورا و 22بهمن و چهارشنبه سوري هم نيست و ضعيفتر و دربداغان تر از آن
روزهاست. شاهدش زندانيان و نامه هايشان از درون زندان. شاهدش اعتصاب غذاي
مجيد توكلي كه يك زنداني است و عقب نشيني نظام از ترس شلوغ شدن بيرون.
فاز نظام الان فاز بهانه ندادن و آرام نگهداشتن اوضاع است چرا؟چون مهار
از دستش در رفته.
- حالا برويم سراغ درون نظام ببينيم آنجا چه خبر ا ست؟ در داخل نظام ولي
فقيه در آخرين دور چنگ درچنگ شدن با رفسنجاني يعني مهمترين عنصر در راس
نظام ولايت است، نفس اين چنگ در چنگ شدن حاكي از اين است كه آخرين مرحله
از ظرفيت بقا در نظام به سرعت طي مي شود و پوسيدگي و گسست غير قابل
بازگشت و منهدم كننده در نظام ولايت به منتهي درجه خود رسيده است.
روزنامه جوان ارگان سپاه سوم خرداد حتي تا آن جا پيش رفت كه نه تنها به
قول خودش تقصيرات سران فتنه را به گردن رفسنجاني انداخت بلكه حتي عامل
رسوايي مك فارلن و داستان معامله سلاح با اسراييل در جنگ ايران و عراق در
زمان خميني را هم رفسنجاني دانست و گفت امام از اين مساله خبر نداشته
است. طرح موقوفه اعلام كردن اموال دانشگاه آزاد كه رفسنجاني همه كاره آن
است و حكم دستگيري پسرش مهدي و رفتن به خانه دخترش فائزه و تخريب اموال
داخل منزل همه نشاندهنده يك مرحله جديد در اضمحلال نظام است كه قابل
پيشگيري هم نيست. يعني به نفع بقاي نظام بود كه رفسنجاني را مثل قبل
داشته باشد چون ستون اصلي نظام است الان به جايي رسيده كه بايد او را هم
حذف كند اين مثل اين است كه كسي تنه خودش را از سرش جدا كند. رفسنجاني
نماينده يك جريان در درون نظام است اينها همه روبه روي ولي فقيه قرار مي
گيرند و به رويش چنگ مي كشند و چوب لاي چرخش مي گذارند همه جا هم هستند
در مراكز اقتصادي، در سپاه، در دانشگاهه. از سوي ديگر به دليل شكست نظام
در سركوب قيام و ناتواني در تامين خواسته نيروهاي خودش ريزشها در مهمترين
نيروي نگهدارنده نظام يعني سپاه و بسيج و نيروي انتظامي بالا گرفته ميزان
ريزش, اختلاف و نارضايتي در سپاه و بسيج به حدي رسيده كه به موضوعي طبيعي
و پذيرفته شده تبديل شده است. آخوند علي سعيدي در 16 اسفند 88 براي
تئوريزه كردن اين موضوع گفت: ”وقتي به تاريخ مراجعه ميكنيم ميبينيم كه
همواره اين ريزشها و رويشها وجود داشته و هرگاه در انقلابي رويشي بوده
ريزشي نيز بوده است.” نمونه هاي بسيار زيادي از كنار كشيدن بسيجيان از
سركوب وجود دارد مثلا بسياري از بسيجيان به صراحت به فرماندهان خود گفته
اند ما براي يك لقمه نان به بسيج آمده ايم. ما را براي درگيري نفرستيد يا
يكي از مسئولين بسيج گفته است هر كدام از بسيجيان دنبال منافع شخصي بوده
و هستند. يكي دنبال تائيديه، يكي دنبال پول، يكي دنبال كار و غيره. هر
وقت هم با آنها صحبت ميشود, ميگويند بودجه براي فعاليت به ما نميدهند.
ولي مشكل اينها اين است كه انگيزه ندارند و از انقلاب كنار كشيدند. بخصوص
از قيام عاشورا كه شعارها روي ولي فقيه متمركز شده ريزش در سپاه بالا
گرفته. براي حفظ نيروهاي بسيجي و سپاهي, طرحي بنام بصيرت در دستور آموزش
نيروها قرار گرفته است. طرح بصريت شامل آموزشهاي عقيدتي و ولايت فقيه,
توجيهات سياسي نسبت به جريانات سياسي , اصول دين از ديدگاه آخوندي
ميباشد. اگرچه اين طرح طي ساليان گذشته نيز اجرا ميشد, اما شركت كليه
نيروهاي سپاه و بسيج در سال 89 الزامي شده است. جابجايي در تمامي سطوح
سپاه بعنوان يك راه كار براي مقابله با ريزش در دستور كار سپاه قرار
گرفته است. تنها طي دو هفته 7 جابجايي در سطح فرمانده تيپ به بالا بوده
است. اين جابجايي ها تحت تاثير استمرار قيام و نياز سپاه براي افراد
”تازه نفس” ميباشد. در حال حاضر بسياري از فرماندهان سپاه نيز با سكوت و
عدم حمايت از خامنه اي با باند حاكم مخالفت ميورزند. اين مسئله به قدري
بالا گرفته است كه رحيم صفوي علنا اين موضوع را طرح كرده است.
نتيجه اين كه عليرغم تمامي امكاناتي كه سپاه در اختيار پرسنل خود قرار
داده است اما نتوانسته جلوي ريزش نيروهايش را بگيرد و نهايتا در برخي
سطوح فرماندهي ناچار به تعويض فرماندهان خود شده است.
اما به لحاظ بين المللي مهمترين نمونه انزوا و درماندگي نظام اعتراض بي
نظير و بي سابقه پارلمانترهاي اروپايي در سفر متكي وزير خارجه نظام به
پارلمان اروپا بود كه عكسهاي ندا شهيد قيام را در ورودي پارلمان بالا
بردند و بر سر او فرياد زدند تو نماينده يك دولت قاتل هستي ما نمي خواهيم
حرفهاي تو را بشنويم وجاي تو در اتحاديه اروپا نيست. در موضوع اتمي هم كه
آمريكا الان ديگر به جاي مذاكره توي سر نظام مي زند و دستك و دنبك مبادله
سوخت را هم نه تنها به پشيزي نگرفت بلكه به عكس قطعنامه تحريمهاي شوراي
امنيت را كه يك ماه بعد بايد رسيدگي مي شد براي سركوب نظام جلو انداخت و
روسيه وچين هم كه نظام آنهمه رويشان سرمايه گذاري كرده بود نه تنها راي
ممتنع حتي ندادند بلكه از تحريمها حمايت كردند و روسيه كه بوي الرحمن
نظام را فهميده گفت رژيم ايران كر است و با عوامفريبي مي خواهد كارش را
پيش ببرد كه نمي تواند. گزارش رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي نتيجه
گيري كرد كه ايران تهديد جامعه جهاني است
در قبال چنين وضعيتي وظيفه ما چيست؟ ما فقط يك وظيفه داريم فرصت طلايي بي
رمق شدن نظام را از دست ندهيم. هر تظاهرات سنگي است به سرو روي نظامي كه
به مرحله سرگيجه قبل از مرگ افتاده و قيام و ريختن در خيابانها جام زهر
اين نظام درهم شكسته است. هيچ كس در سطح جهاني جرات نميكند به نظام نزديك
شود و اين فقط نتيجه قيام است. از فرصت خرداد براي وارد كردن ضربات نهايي
به پيكره نظام در همه جا استفاده كنيم. همه چيز براي وارد كردن اين ضربه
در خدمت ماست وهمه چيز عليه نظام است. نظام با علائم احتضاري كه خارج از
توان او بروز كرده و ظاهر شده هيچ غلطي نمي تواند بكند. سرنگوني و آزادي
در دسترس ماست به شرط اين كه براي آن عزم جزم داشته باشيم و از پرداخت
قيمت آن نهراسيم. ما همه با هم هستيم و اين نظام جز سرنگوني چاره اي
ندارد.