8 views
Skip to first unread message

Abolfazl Zarrabi fard

unread,
Sep 5, 2012, 12:11:47 AM9/5/12
to a_gil...@yahoo.com, ad...@nipcomposite.com, samaneh babaee, babakmoh...@yahoo.com, Mohammad Dehpour, Bahareh eghlimi, everfa...@yahoo.com, farzaneh ahmadi, maina g, hoom...@ymail.com, Setayesh M, m_nae...@yahoo.com, mehrango...@yahoo.com, farnaz mirzaee, Homayon Mortazavi, MohammadReza Nayebi, omidfa...@gmail.com, seyd ziya razavi, mohamad rezai, nasim, salam...@googlegroups.com, Siavash Salimi, salimi....@gmail.com, sha...@yahoo.com, shirin....@gmail.com, atiyeh talaee, v_mah...@yahoo.com, مسعود آقامسیحی, محمد اکبری, نويد انوري, پژمان پورنخعي‎
بــــرای یـک کیــــلو مـــرغ ۴۳۲۵ لیـــتر آب نیــــاز است !


چهار هزار لیتر مصرف آبی که دیده نمی‌شود

بیش از ۷۰ درصد از سطح کره زمین پوشیده از آب است که تنها ۳ درصد آن آشامیدنی است. مصرف سرانه آب در هند حدود ۲۰ لیتر، در آمریکا ۲۹۵ لیتر و در دوبی ۵۰۰ لیتر است. اما بخش اعظم مصرف آب مربوط به تولید مواد غذایی است. ۴ هزار لیتر آب در تولید مواد غذایی مصرفی نهفته است که به چشم نمی‌آید.


۱۲۲۲ لیتر آب برای یک کیلو ذرت

ذرت، برنج و گندم، مهم‌ترین عناصر غذایی هستند. سالانه ۸۴۵ میلیون تن ذرت در جهان برداشت می‌شود که بخش اعظم آن در آمریکا تولید می‌شود. در آمریکا برای تولید هر کیلو ذرت ۷۶۰ لیتر آب مصرف می‌شود، در هند اما بخاطر وضعیت جغرافیایی آن به ۲۴۵۰ لیتر آب نیاز است. ذرت بخشی از غذای دامپروری صنعتی نیز هست.


۲۵۰۰ لیتر آب برای یک کیلو برنج

برنج غذای اصلی بیش از نیمی از ساکنان کره زمین است. سالانه بیش از ۶۷۲ میلیون تن برنج کاشت می‌شود. هرچند برای هر کیلو برنج تا هنگام برداشت ۱۶۷۰ لیتر آب مصرف می‌شود. اما با جدا شدن پوست برنج (شالی) یک سوم وزن آن کاهش پیدا می‌کند که میزان آب مصرفی برای تولید هرکیلو برنج را به ۲۵۰۰ لیتر می‌رساند.


۱۳۰۰ لیتر آب برای هر کیلو گندم

گندم جزو سه غذای اصلی انسان‌هاست. سالانه ۶۵۰ میلیون تن گندم تولید می‌شود که بخش اعظم آن توسط انسان به مصرف می‌رسد. برای تولید این گندم ۷۹۰ میلیارد متر مکعب آب مصرف می‌شود. مصرف این آب در مناطق مختلف یکسان نیست. در اسلواکی برای هر کیلو گندم ۴۶۵ لیتر آب نیاز است. این در حالی است که در سومالی گندم برای به عمل آمدن به ۱۸ هزار لیتر آب نیاز دارد.


هزار لیتر آب برای یک لیتر شیر

سالانه ۶۰۰ میلیون تن شیر در سراسر جهان تولید می‌شود. اما قبل از این که یک گاو به شیر دهی برسد و دوشیده شود، به هزار لیتر آب برای تولید غذای این حیوان نیاز است. برای تولید شیر خشک به پنج برابر این میزان آب نیاز است. از یک لیتر شیر می‌توان ۲۰۰ گرم شیر خشک تولید کرد.


ده هزار لیتر آب برای یک کیلو پنیر

برای تولید هر کیلو پنیر به ۱۰ کیلو شیر نیاز است. هرچه پنیر سفت‌تر باشد، میزان شیر مصرف شده در آن نیز بیشتر است. برای تولید پنیر "پارمزان" به ۱۶ لیتر شیر نیاز است که تقریبا دو سال تاریخ مصرف دارد.


سه هزار و ۳۰۰ لیتر آب برای یک کیلو تخم‌مرغ

برای تولید هر تخم مرغ به ۲۰۰ لیتر آب نیاز است. مرغ‌ها اکنون دیگر خود در جستجوی غذا نیستند بلکه در قفس‌ مرغداری‌ها نگهداری می‌شوند و باید به آنها غذا داد. بخشی از غذای آنها از گندم و ذرت تشکیل شده است.


۴۳۲۵ لیتر آب برای تولید یک کیلو گوشت مرغ

هر مرغ ۳۸ روز در مرغداری غذا و آب دریافت می‌کند. هرچند پرورش مرغ با روش نگهداری انبوه در مصرف "جا" و آب صرفه‌جویی می‌کند، اما تمیز نگاه‌داشتن محل زندگی و زدودن فضله مرغ با آب، باعث آلودگی منابع آبی می‌شود.



۱۵ هزار و ۴۰۰ لیتر آب برای یک کیلو گوشت گاو

گوشت گاو هم به لحاظ قیمت و هم به لحاظ میزان مصرف آب برای تولید آن کالایی لوکس است. بطور متوسط بیش از ۱۵ هزار لیتر آب برای تولید هر کیلو گوشت نیاز است. در صورتی که دامپروری‌ها از ذرت وارداتی نیز استفاده کنند، این میزان افزایش می‌یابد. گاوهایی که در مراتع نگهداری می‌شوند نیاز به آب کمتری دارند.


۲۵۴۰ لیتر آب برای یک سیخ کباب

کباب یکی از غذاهای ملی ایرانیان است. در بسیاری از مناطق از گوشت چرخ شده مخلوط گاو و گوسفند استفاده می‌شود. برای تولید هر کیلو گوشت گوسفند ۱۰ هزار لیتر و هر کیلو گوشت گاو ۱۵ هزار و ۴۰۰ لیتر آب مصرف می‌شود. اگر برای هر سیخ کباب(بدون احتساب پیاز) ۱۰۰ گرم گوشت درنظر گرفته شود، با این حساب ۲۵۴۰ لیتر برای تولید این گوشت آب مصرف شده است.


۱۸ هزار و ۹۰۰ لیتر آب برای تولید یک کیلو قهوه

قهوه در بسیاری از کشورها، همچون چای برای ایرانیان، نوشیدنی اول محسوب می‌شود. برای تولید آن مقدار دانه‌های قهوه که بتوان با آن یک فنجان قهوه درست کرد، ۱۸۰ لیتر آب نیاز است. برای تولید قهوه، سالانه در سراسر جهان ۸۵ میلیارد متر مکعب آب مصرف می‌شود.


منابع محدود آب

بین ۷۰ تا ۸۰ درصد از منابع آب شیرین موجود در جهان برای تولیدات کشاورزی و دامپروری به مصرف می‌رسند. برای صرفه‌جویی در مصرف آب می‌توان محصولاتی را که نیاز به آب بیشتر دارند، در مناطقی تولید کرد که از منابع آبی بالایی برخوردار هستند. این درحالی است که بسیاری از محصولات برای صدور به بازارهای جهانی در مناطقی کشت می‌شوند که دارای کمبود آب هستند.

montazer

unread,
Sep 6, 2012, 2:28:48 AM9/6/12
to

1- القَناعَةُ مالٌ لا يَنفَدُ

قناعت ثروتى است پايان‌ناپذير - حكمت 57

2- المال مادّةُ الشّهواتِ

ثروت، ريشه‌ى شهوت‌هاست - حكمت 58

3- مَنْ حَذَّرَكَ كَمَنْ بَشَّرَكَ

آن‌كه تو را هشدار داد چون كسى است كه مژده داد - حكمت 59

4- نَفَسُ المَرءِ خُطاهُ إلى أجَلِهِ

انسان با نفسى كه مى‌كشد قدمى به‌سوى مرگ برمى‌دارد - حكمت 74

5- قيمةُ كُلِّ امرِئٍ ما يُحسِنُهُ

ارزش هركس به‌مقدار دانايى و تخصص اوست - حكمت 81

6- إضاعَةُ الفرصةِ غُصَّةٌ

از دست دان فرصت اندوهبار است - حكمت 118

7- إستَنزِلوا الرِّزقَ بالصَّدَقَة

روزى را با صدقه دادن فرود آوريد - حكمت 137

8- مَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِيَّةِ

آن که پاداش الهى را باور دارد، در بخشش سخاوتمند است - حكمت 138

9- مَا عَالَ مَنِ اقْتَصَدَ

آن که ميانه روى کند تهيدست نخواهد شد - حكمت 140

10- التَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ

دوستى کردن نيمى از خردمندى است - حكمت 142

11- الْهَمُّ نِصْفُ الْهَرَمِ

اندوه خوردن، نيمى از پيرى است - حكمت 143

12- الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ

انسان زير زبان خود پنهان است - حكمت 148

13- هَلَكَ امْرُؤٌ لَمْ يَعْرِفْ قَدْرَهُ

نابود شد کسى که ارزش خود را ندانست - حكمت 149

14- مَنْ كَتَمَ سِرَّهُ كَانَتِ الْخِيَرَةُ بِيَدِه

آن کس که راز خود را پنهان دارد، اختيار آن در دست اوست - حكمت 162

15- الْإِعْجَابُ يَمْنَعُ الِازْدِيَادَ

خود پسندى مانع فزونى است - حكمت 167

16- النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا

مردم دشمن چيزهايى هستند که نمى‏دانند - حكمت 172

17- اللَّجَاجَةُ تَسُلُّ الرَّأْيَ

لجاجت تدبير را سست مى‏کند - حكمت 179

18- الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ

طمع ورزى، بردگى هميشگى است - حكمت 180

19- الْخِلَافُ يَهْدِمُ الرَّأْيَ

اختلاف نابود کننده انديشه است - حكمت 215

20- حَسَدُ الصَّدِيقِ مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّةِ

حسادت بر دوست، از آفات دوستى است - حكمت 218

21- الطَّامِعُ فِي وِثَاقِ الذُّلِّ

طمعکار همواره زبون و خوار است - حكمت 226

22- إِذَا كَثُرَتِ الْمَقْدُرَةِ قَلَّتِ الشَّهْوَةُ

هنگامى که توانايى فزونى يابد، شهوت کاستى گيرد - حكمت 245

23- الْكَرَمُ أَعْطَفُ مِنَ الرَّحِمِ

بخشش بيش از خويشاوندى محبّت آورد - حكمت 247

24- قَطَعَ الْعِلْمُ عُذْرَ الْمُتَعَلِّلِينَ

دانش، راه عذر تراشى را بر بهانه جويان بسته است - حكمت 284

25- إِذَا أَرْذَلَ اللَّهُ عَبْداً حَظَرَ عَلَيْهِ الْعِلْمَ

هر گاه خدا بخواهد بنده‏اى را خوار کند، دانش را از او دور سازد - حكمت 288

26- مَا أَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَارَ

عبرت‏ها چقدر فراوانند و عبرت پذيران چه اندک - حكمت 297

27- اتَّقُوا مَعَاصِيَ اللَّهِ فِي الْخَلَوَاتِ- فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِمُ

از نافرمانى خدا در خلوت‏ها بپرهيزيد، زيرا همان که گواه است، داورى کند - حكمت 324

28- مَنْ ضَنَّ بِعِرْضِهِ فَلْيَدْعِ الْمِرَاءَ

هر کس که از آبروى خود بيمناک است از جدال بپرهيزد - حكمت 362

29- التُّقى رَئيسُ الاخلاق

تقوا در رأس همه‌ى ارزش‌هاى اخلاقى است - حكمت 401

30- الْغِيبَةُ جُهْدُ الْعَاجِزِ

غيبت کردن تلاش ناتوان است - حكمت 461

31- الدُّنْيَا خُلِقَتْ لِغَيْرِهَا وَ لَمْ تُخْلَقْ لِنَفْسِهَا

دنيا براى رسيدن به آخرت آفريده شده، نه براى رسيدن به خود - حكمت 463

32- اذْكُرُوا انْقِطَاعَ اللَّذَّاتِ وَ بَقَاءَ التَّبِعَاتِ

پايان لذّت‏ها، و بر جاى ماندن تلخى‏ها را به ياد آوريد - حكمت 433

33- مَنْهُومَانِ لَا يَشْبَعَانِ: طَالِبُ عِلْمٍ وَ طَالِبُ دُنْيَا

دو گرسنه هرگز سير نشوند: جويندة علم و جوينده مال - حكمت 457

34- قَلِيلٌ مَدُومٌ عَلَيْهِ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ مَمْلُولٍ مِنْهُ

چيز اندک که با اشتياق تداوم يابد، بهتر از فراوانى است که رنج آور باشد - حكمت 444

35- تَرْكُ الذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْمَعُونَةِ

ترک گناه آسان‏تر از در خواست توبه است - حكمت 170

36- إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْكَلَامُ

چون عقل کامل گردد، سخن اندک شود - حكمت 71

37- عَجِبْتُ لِمَنْ يَقْنَطُ وَ مَعَهُ الِاسْتِغْفَارُ

در شگفتم از کسى که مى‏تواند استغفار کند و نااميد است - حكمت 87

38- قَلْبُ الْأَحْمَقِ فِي فَمِهِ وَ لِسَانُ الْعَاقِلِ فِي قَلْبِهِ

قلب احمق در دهان او، و زبان عاقل در قلب او قرار دارد - حكمت 41

39- أَقَلُّ مَا يَلْزَمُكُمْ لِلَّهِ أَلَّا تَسْتَعِينُوا بِنِعَمِهِ عَلَى مَعَاصِيهِ

کمترين حق خدا بر عهده شما اينکه از نعمت‏هاى الهى در گناهان يارى نگيريد - حكمت 330

40- أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ

سخت‏ترين گناه، آن که گناهکار آن را کوچک بشمارد - حكمت 348

41- كُن في الفتنةِ كابنِ اللبونِ لا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ و لا ضَرعٌ فَيُحلَبَ

در فتنه‌ها، چونان شتر دوساله باش، نه پشتي دارد كه سواري دهد و نه پستاني كه او را بدوشند – حكمت 1

42- مَن ضَيَّعَهُ الأقْرَبُ أُتيِحَ لَهُ الأبْعَدُ

كسي را كه نزديكانش واگذارند، بيگانه او را پذيرا مي‌گردد. - حكمت 14

43- مِنْ كَفَّارات الذُّنوبِ الْعِظامِ إغاثَةُ الْمَلْهوفِ و التَّنفيسُ عَنِ الْمَكْروبِ

از كفاره گناهان بزرگ به فرياد مردم رسيدن و آرام‌كردن مصيبت‌ديدگان است - حكمت 24

44- أفْضَلُ الزُّهْدِ إخْفاءُ الزُّهدِ

برترين زهد، پنهان داشتن زهد است - حكمت 28

45- فاعِلُ الخَيرِ خَيرٌ مِنهُ وَ فاعِلُ الشَرِّ شَرٌّ مِنهُ

نيكوكار از كار نيك بهتر و بدكار از كار بد بدتر است - حكمت 32

46-كُنْ سَمَحاً وَ لا تكُنْ مُبَذِّراً وَ كُنْ مُقَدِّراً وَ لا تَكُن مُقَتِّراً

بخشنده باش اما زياده‌روي نكن و در زندگي حسابگر باش، اما سختگير مباش - حكمت 33

47- أشْرَفُ الْغِنيَ تَركُ الْمُنىَ

بهترين بي‌نيازي ترك آرزوهاست - حكمت 34

48- لا قُربَةَ بِالنَّوافِلِ إذا أضَرَّتْ بِالْفَرائِضِ

عمل مستحب انسان را به خدا نزديك نمي‌گرداند، اگر به واجب زيان رساند - حكمت 39

49- لِسَانُ الْعَاقِلِ وَراءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسانِهِ

زبان عاقل در پشت قلب اوست و قلب احمق درپشت زبانش قرار دارد - حكمت 40

50- سَيِّئَةٌ تَسُوءَكَ خَيْرٌ عِندَ اللهِ مِنْ حَسَنَةٍ تُعجِبُكَ

گناهي كه تو را پشيمان كند بهتر از كار نيكي است كه تو را به خودپسندي وادارد - حكمت 46

51- عَيْبُكَ مَسْتُورٌ مَا أسْعَدَكَ جَدُّكَ

عيب تو تا آن‌گاه كه روزگار با تو هماهنگ باشد پنهان است - حكمت 51

52- السَّخَاءُ ما كانَ ابْتِداءً فَأمَّا مَا كانَ عَنْ مَسْألَةِ فَحَياءٌ وَ تَذَمُّمٌ

سخاوت آن است كه تو آغاز كني زيرا آن‌چه با درخواست داده شود يا از روي شرم و يا از بيم شنيدن سخن ناپسند است - حكمت 53

53- اللِّسانُ سَبْعٌ إن خُلِّيَ عَنهُ عَقَرَ

زبان تربيت‌نشده درنده‌اي است كه اگر رهايش كني مي‌گزد - حكمت 60

54- فَقْدُ الأحَبَّةِ غَُرْبَة

از دست دادن دوستان غربت است - حكمت 65

55- فَوْتُ الْحَاجَةِ أهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إلى غَيْرِ أهْلِهَا

از دست دادن حاجت بهتر از درخواست كردن از نا‌اهل است - حكمت 66

56- العَفافُ زِينَةُ الْفَقرِ وَ الشُكْرُ زِينَةُ الْغِنىَ

عفت ورزيدن زينت فقر و شكرگزاري زينت بي‌نيازي است - حكمت 68

57- إذا لَمْ يَكُن مَا تُريدُ فَلَا تُبَل مَا كُنتَ

اگر به آن‌چه كه مي‌خواستي نرسيدي، از آن‌چه هستي نگران مباش - حكمت 69

58- لا تَرَى الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً

نادان را يا تندرو يا کند رو مى‏بينى - حكمت 70

59- مَنْ تَرَكَ قَوْلَ لَا أَدْرِي أُصِيبَتْ مَقَاتِلُهُ

کسى که از گفتن «نمى‏دانم» روى گردان است، به هلاکت و نابودى مى‏رسد - حكمت 85

60- تَنْزِلُ الْمَعُونَةُ عَلَى قَدْرِ الْمَئُونَةِ

کمک الهى به اندازه نياز فرود مى‏آيد - حكمت 139

61- قِلَّةُ الْعِيَالِ أَحَدُ الْيَسَارَيْنِ

اندک بودن تعداد زن و فرزند يکى از دو آسايش است - حكمت 141

62- سُوسُوا إِيمَانَكُمْ بِالصَّدَقَةِ وَ حَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ بِالزَّكَاةِ- وَ ادْفَعُوا أَمْوَاجَ الْبَلَاءِ بِالدُّعَاءِ

ايمان خود را با صدقه دادن، و اموالتان را با زکات دادن نگاه‏داريد، و امواج بلا را با دعا از خود برانيد - حكمت 146

63- لِكُلِّ امْرِئٍ عَاقِبَةٌ حُلْوَةٌ أَوْ مُرَّةٌ

هر کس را پايانى است، تلخ يا شيرين - حكمت 151

64- لَا يَعْدَمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ وَ إِنْ طَالَ بِهِ الزَّمَانُ

انسان شکيبا، پيروزى را از دست نمى‏دهد، هر چند زمان آن طولانى شود - حكمت 153

65- اعْتَصِمُوا بِالذِّمَمِ فِي أَوْتَادِهَا

عهد و پيمان‏ها را پاس داريد به خصوص با وفاداران - حكمت 155

66- مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَةِ- فَلَا يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّنَّ

کسى که خود را در جايگاه تهمت قرار داد، نبايد جز خود را نکوهش کند - حكمت 159

67- مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ- وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا

هر کس خود رأى شد به هلاکت رسيد، و هر کس با ديگران مشورت کرد، در عقل‏هاى آنان شريک شد - حكمت 161

68- آلَةُ الرِّيَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْرِ

بردبارى و تحمّل سختى‏ها، ابزار رياست است - حكمت 176

69- ازْجُرِ الْمُسِي‏ءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ

بدکار را با پاداش دادن به نيکوکار آزار ده - حكمت 177

70- احْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَيْرِكَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِكَ

بدى را از سينه ديگران، با کندن آن از سينه خود، ريشه کن نما - حكمت 178

71- ثَمَرَةُ التَّفْرِيطِ النَّدَامَةُ وَ ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلَامَةُ

حاصل کوتاهى، پشيمانى، و حاصل دورانديشى، سلامت است - حكمت 181

72- لِلظَّالِمِ الْبَادِي غَداً بِكَفِّهِ عَضَّة

آغاز کننده ستم، در قيامت انگشت به دندان مى‏گزد - حكمت 186

73- َمنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ

هر کس که با حق در آويزد نابود مى‏گردد - حكمت 188

74- عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِهِ

خودپسندى يکى از حسودان عقل است - حكمت 212

75- مَنْ لَانَ عُودُهُ كَثُفَتْ أَغْصَانُهُ

کسى که درخت شخصيّت او نرم و بى‏عيب باشد، شاخ و برگش فراوان است - حكمت 214

76- بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَادِ

بدترين توشه براى قيامت، ستم بر بندگان است - حكمت 221

77- مِنْ أَشْرَفِ أَعْمَالِ الْكَرِيمِ غَفْلَتُهُ عَمَّا يَعْلَمُ

خود را به بى‏خبرى نماياندن از بهترين کارهاى بزرگواران است - حكمت 222

78- مَنْ كَسَاهُ الْحَيَاءُ ثَوْبَهُ لَمْ يَرَ النَّاسُ عَيْبَهُ

آن کس که لباس حياء بپوشد، کسى عيب او را نبيند - حكمت 223

79- الْإِيمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ- وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْكَانِ

ايمان، بر شناخت با قلب، اقرار با زبان، و عمل با اعضاء و جوارح استوار است - حكمت 227

80- الْعَدْلُ: الْإِنْصَافُ وَ الْإِحْسَانُ: التَّفَضُّلُ

عدل، همان انصاف، و احسان، همان بخشش است - حكمت 231

81- َأفْضَلُ الْأَعْمَالِ مَا أَكْرَهْتَ نَفْسَكَ عَلَيْهِ

بهترين کارها آن است که با ناخشنودى در انجام آن بکوشى - حكمت 249

82- مَرَارَةُ الدُّنْيَا حَلَاوَةُ الْآخِرَةِ- وَ حَلَاوَةُ الدُّنْيَا مَرَارَةُ الْآخِرَةِ

تلخکامى دنيا، شيرينى آخرت، و شيرينى دنياى حرام، تلخى آخرت است - حكمت 251

83- صِحَّةُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّةِ الْحَسَدِ

سلامت تن در دورى از حسادت است - حكمت 256

84- إِنَّ كَلَامَ الْحُكَمَاءِ إِذَا كَانَ صَوَاباً كَانَ دَوَاءً- وَ إِذَا كَانَ خَطَأً كَانَ دَاءً

گفتار حکيمان اگر درست باشد درمان«»، و اگر نادرست، درد جان است - حكمت 265

85- إِذَا أَضَرَّتِ النَّوَافِلُ بِالْفَرَائِضِ فَارْفُضُوهَا

هر گاه مستحبات به واجبات زيان رساند آن را ترک کنيد - حكمت 279

86- لِكُلِّ امْرِئٍ فِي مَالِهِ شَرِيكَانِ: الْوَارِثُ وَ الْحَوَادِثُ

براى هر کسى در مال او دو شريک است: وارث، و حوادث - حكمت 335

87- الدَّاعِي بِلَا عَمَلٍ كَالرَّامِي بِلَا وَتَرٍ

دعوت کننده بى‏عمل، چون تير انداز بدون کمان است - حكمت 337

88- الْعَفَافُ زِينَةُ الْفَقْرِ وَ الشُّكْرُ زِينَةُ الْغِنَى

پاکدامنى زيور تهيدستى، و شکرگزارى زيور بى‏نيازى است - حكمت 340

89- الْغِنَى الْأَكْبَرُ الْيَأْسُ عَمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ

برترين بى‏نيازى و دارايى، نوميدى است از آنچه در دست مردم است - حكمت 342

90- أَكْبَرُ الْعَيْبِ أَنْ تَعِيبَ مَا فِيكَ مِثْلُهُ

بزرگ‏ترين عيب آن که چيزى را که در خود دارى، بر ديگران عيب بشمارى - حكمت 353

91- إِنَّ الْحَقَّ ثَقِيلٌ مَرِي‏ءٌ وَ إِنَّ الْبَاطِلَ خَفِيفٌ وَبِي‏ءٌ

حق سنگين امّا گواراست، و باطل، سبک امّا کشنده - حكمت 376

92- مَنْ عَظَّمَ صِغَارَ الْمَصَائِبِ ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِكِبَارِهَا

کسى که مصيبت‏هاى کوچک را بزرگ شمارد خدا او را به مصيبت‏هاى بزرگ مبتلا خواهد کرد - حكمت 448

93- مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَيْهِ شَهَوَاتُهُ

کسى که خود را گرامى دارد، هوا و هوس را خوار شمارد - حكمت 449

94- الْحِلْمُ وَ الْأَنَاةُ تَوْأَمَانِ يُنْتِجُهُمَا عُلُوُّ الْهِمَّةِ

بردبارى و درنگ هم آهنگند و نتيجه آن بلند همّتى است - حكمت 460

95- شَرُّ الْإِخْوَانِ مَنْ تُكُلِّفَ لَهُ

بدترين دوست آن که براى او به رنج و زحمت افتى - حكمت 479

96- الدُّنْيَا خُلِقَتْ لِغَيْرِهَا وَ لَمْ تُخْلَقْ لِنَفْسِهَا

دنيا براى رسيدن به آخرت آفريده شد، نه براى رسيدن به خود - حكمت 463

97- مَا مَزَحَ امْرُؤٌ مَزْحَةً إِلَّا مَجَّ مِنْ عَقْلِهِ مَجَّةً

هيچ کس شوخى بيجا نکند جز آن که مقدارى از عقل خويش را از دست بدهد - حكمت 450

98- كَفَاكَ مِنْ عَقْلِكَ مَا أَوْضَحَ لَكَ سُبُلَ غَيِّكَ مِنْ رُشْدِكَ

عقل تو را کفايت کند که راه گمراهى را از رستگارى نشانت دهد - حكمت 421

99- لَا تَجْعَلَنَّ ذَرَبَ لِسَانِكَ عَلَى مَنْ أَنْطَقَكَ- وَ بَلَاغَةَ قَوْلِكَ عَلَى مَنْ سَدَّدَكَ

با آن کس که تو را سخن آموختن به درشتى سخن مگو، و با کسى که راه نيکو سخن گفتن، به تو آموخت لاف بلاغت مزن - حكمت 411

100- كَفَاكَ أَدَباً لِنَفْسِكَ اجْتِنَابُ مَا تَكْرَهُهُ مِنْ غَيْرِكَ

در تربيت خويش تو را بس که از آنچه بر ديگران نمى‏پسندى دورى کنى - حكمت 412

101- مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ خَذَلَتْهُ الْحِيَلُ

کسى که به کارهاى گوناگون پردازد، خوار شده، پيروز نمى‏گردد - حكمت 403

102- مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ يُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ

آن کس که کردارش او را به جايى نرساند، بزرگى خاندانش، او را به پيش نخواهد راند - حكمت 389

103- ازْهَدْ فِي الدُّنْيَا يُبَصِّرْكَ اللَّهُ عَوْرَاتِهَا

از حرام دنيا چشم پوش، تا خدا زشتى‏هاى آن را به تو نماياند - حكمت 391

104- رُبَّ قَوْلٍ أَنْفَذُ مِنْ صَوْلٍ

بسا سخن که از حمله مسلّحانه کارگرتر است - حكمت 394

105- مَنْ طَلَبَ شَيْئاً نَالَهُ أَوْ بَعْضَهُ

جوينده چيزى يا به آن يا به برخى از آن، خواهد رسيد - حكمت 386

106- الْبُخْلُ جَامِعٌ لِمَسَاوِئِ الْعُيُوبِ- وَ هُوَ زِمَامٌ يُقَادُ بِهِ إِلَى كُلِّ سُوءٍ

بخل ورزيدن کانون تمام عيب‏ها، و مهارى است که انسان را به سوى هر بدى مى‏کشاند - حكمت 378

107- مِنَ الْعِصْمَةِ تَعَذُّرُ الْمَعَاصِي

دست نيافتن به گناه نوعى عصمت است - حكمت 345

108- قَدْرُ الرَّجُلِ عَلى قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَ صِدْقُهُ عَلى قَدْرِ مُرُوْءَتِهِ، وَ شَجاعَتُهُ عَلى قَدْرِ اءَنَفَتِهِ، وَ عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَيْرَتِهِ

مقام و مرتبت هركس به قدر همت اوست و صدق او به قدر جوانمردى اوست و شجاعتش به قدر حميّت اوست و عفّت او به قدر غيرت اوست - حكمت 47

109- لا غِنى كَالْعَقْلِ، وَ لا فَقْرَ كَالْجَهْلِ، وَ لا مِيراثَ كَالْاءَدَبِ، وَ لا ظَهِيرَ كَالْمُشَاوَرَةِ

هيچ بى نيازيى چون عقل و هيچ بينوايى چون جهل و هيچ ميراثى چون ادب و هيچ پشتيبانى چون راءى زدن با ديگران نباشد - حكمت 54

110- مَنْ اءَصْلَحَ ما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ اءَصْلَحَ اللَّهُ ما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ، وَ مَنْ اءَصْلَحَ اءَمْرَ آخِرَتِهِ اءَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ اءَمْرَ دُنْياهُ، وَ مَنْ كانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ كانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حافِظٌ

هر كه رابطه ميان خود و خدا را نيكو سازد، خداوند نيز، رابطه او را با مردم نيكو سازد. و هر كه كار آخرت خود را به صلاح آورد، خداوند، كار دنيايش را به صلاح آورد و هر كه اندرز دهنده خود باشد از سوى خدا براى او نگهبانى بود - حكمت



--

با آرزوی توفیقات الهی
 
 

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages