Fwd: (((سرخوشان ایرونی))) کفشهایم کو؟

0 views
Skip to first unread message

maryam jabbari

unread,
Jul 20, 2011, 5:46:37 PM7/20/11
to


---------- Forwarded message ----------
From: baba kohi <babak...@gmail.com>
Date: 2011/7/20
Subject: (((سرخوشان ایرونی))) کفشهایم کو؟
To: sar-khos...@googlegroups.com


دانلود آهنگ


http://tarabestan.com/wp-content/uploads/2009/12/bayad-emshab-beravam.jpg

کفشهایم کو؟
چه کسی بود صدا زد سهراب؟
آشنا بود صدا؛ مثل هوا با تن برگ

مادرم در خواب است
و منوچهر و پروانه و شاید همهی مردم شهر
شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیهها میگذرد
و نسیمی خنک از حاشیهی سبز پتو خواب مرا میروبد

بوی هجرت میآید
بالش من پر آواز پر چلچلهها ست
صبح خواهد شد
و به این کاسهی آب
آسمان هجرت خواهد کرد

باید امشب بروم
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
هیچ چشمی،
عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
هیچ کس زاغچهای را سر یک مزرعه جدی نگرفت

من به اندازهی یک ابر دلم میگیرد
وقتی از پنجره میبینم حوری
-
دختر بالغ همسایه-
پای کمیابترین نارون روی زمین
فقه میخواند

چیزهایی هم هست؛
لحظه هایی پر اوج
مثلا شاعرهای را دیدم
آنچنان محو تماشای فضا بود که در چشمانش
آسمان تخم گذاشت *

و شبی از شبها
مردی از من پرسید
تا طلوع انگور چند ساعت راه است؟

باید امشب بروم!
باید امشب چمدانی را
که به اندازهی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست
رو به آن وسعت بیواژه که همواره مرا میخواند

یک نفر باز صدا زد: سهراب!
کفشهایم کو؟

سهراب سپهری

کتاب: حجم سبز
نام اصلی شعر «ندای آغاز» است.

 

--
.............................................
سر خوش تر از آنم که دلی بسته کنم
سر خوش تر از آنم که نگه تار کنم
سر خوش تر از آنم که غمی باز کنم
سر خوش تر از آنم که برم قهر کنم
سر خوش تر از آنم که در این دنیا نیست
و دلی بسته به هر چه سر و سر خوش دارم
..............................................

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages