یا حلیم
ترور و شهادت امام باقر(عليه السلام)
امام ابوجعفر محمّد باقر(عليه السلام) به مرگ طبيعى از دنيا نرفت، بلكه ايادى پليد بنى اميّه که هيچ ايمانى به خدا و روز قيامت نداشتند آن حضرت را به وسيله سم ترورنموده و به شهادت رساندند. البتّه تاريخ نويسان درباره نام جنايتكارى که به اين عمل اقدام نموده است اختلاف دارند. گروهى از تاريخ نويسان به اين نكته قائل هستند که آن کس که امام باقر(عليه السلام) را به شهادت رسانده و براى شهادت آن حضرت سمّ ارسال نمود، هشام بن عبدالملك مى باشد. {...}البتّه از ميان تاريخ نويسان گروهى معتقدند، آن کس که اقدام به مسموم کردن امام. (٥٣٦) باقر(عليه السلام) کرد ابراهيم بن وليد بوده است. امّا نظر سيّد بن طاووس اين است که ابراهيم بن وليد تنها در ريختن خون امام باقر(عليه السلام) شرکت داشته است و اين بدان معنا است که ابراهيم در امر ترور امام. (٥٣٧) باقر(عليه السلام) تنها نبوده و کسان ديگرى نيز با او همدست بوده اند
مشهور در ميان روات آن است که عمر آن حضرت در هنگام وفات پنجاه و هشت سال بوده است.
٥٣٦. اخبار الدول/ ١١١.
.٢١٦ / ٤٦ بحارالانوار .٥٣٧
انگيزه هاى ترور امام باقر(عليه السلام)
انگيزه هائى که سبب شد تا امويان دست به ترور امام باقر(عليه السلام) بزنند رامى توان در اين چند مورد خلاصه نمود:
١. شخصيّت والاى امام باقر(عليه السلام): امام ابوجعفر محمّد باقر(عليه السلام) بالاترين شخصيّت در جهان اسلام بود. همه مسلمانان در بزرگداشت آن حضرت و اعتراف به فضل و آمال آن حضرت باهم اتّفاق نظر داشتند. آن حضرت مقصود و مراد همه علماى اسلام از همه شهرهاى سرزمين اسلام بوده است.
از آنجا که امام باقر(عليه السلام) {..}عواطف مردم را با خود داشته و همواره مورد تقدير و بزرگداشت آنان بوده و اين پايگاه بزرگ اجتماعىِ آن حضرت خشم و غضب امويان و کينه آنان را نسبت به آن حضرت برمى انگيخت تا جايى که بر قتل آن حضرت اتّفاق نظر پيدا نمودند.
٢. رويدادهايى که در دمشق به وقوع پيوست
محقّقان و تاريخ نويسان بعيد نمى دانند، حوادثى که در دمشق به وقوع پيوست يكى از سبب هايى باشد که امويان را بر آن داشت تا امام باقر(عليه السلام)را ترور نمايند. شرح اين قضيّه بدين صورت است:
الف ـ چنان که قبلا گفتيم، هنگامى که امام باقر(عليه السلام) به نزد هشام بن عبدالملك احضار گرديد و در دربار او وارد شد، هشام به اين گمان که امام باقر(عليه السلام) درتيراندازى دچار مشكل خواهد شد و نمى تواند تيرها را به هدف بزند و اين مسأله باعث استهزاء و مسخره آردن آن حضرت و پايين آوردن مقام آن حضرت در نزد شاميان مى گردد، آن حضرت را امر به تيراندازى نمود، ولى آن هنگام که امام(عليه السلام) تيراندازى کرده و چندين بار به صورتى اعجاب انگيز که در دنياى تيراندازى بى سابقه بوده است هدف را مورد اصابت قرار دادند، هشام درمانده شد و آنچنان غيظ و غضب بر او غلبه کرد که زمين با همه گستردگى بر او تنگ آمد. گروهى از تاريخ نويسان معتقدند که هشام از اين زمان تصميم بر آشتن امام باقر(عليه السلام) گرفته است
٥٣٨. نور الابصار/ ١٣١، ابن طولون، الائمّة الاثنى عشر/ ٢٨١.
ب ـ گروهى نيز معتقدند پس از اين که امام باقر(عليه السلام) در همان مجلس در رابطه با مسأله امامت با هشام به مناظره پرداخته و بر او غلبه پيدا کردند و آثار عجز ودرماندگى در صورت هشام نمايان گرديد، و از سر کينه تصميم به قتل آن حضرت گرفت.
ج ـ گروهى ديگر نيز معتقدند که مناظره آردن امام باقر(عليه السلام) با عالم مسيحى وغلبه آن حضرت بر او ـ تا جايى که خود عالم مسيحى در برابر گروه آثيرى از مردم شام اعتراف به عجز و ناتوانى خود در مقابله با امام باقر(عليه السلام)نمود، و اهميت اين موضوع به حدّى بود که برترى علمى امام باقر(عليه السلام)در ميان امّت پيامبر اآرم(صلى ـ، (٥٣٩) االله عليه وآله)در ميان توده مردم شام با همه طول و تفصيل دهان به دهان مى گشت باعث شد تا همين شهرت علمى خود يكى از عوامل آينه هشام بن عبدالملك نسبت به امام شود و نقشه قتل امام باقر(عليه السلام) را براى رها شدن از دست اين امام بزرگوار در سربپروراند.
منبع: کتاب پیشوایان هدایت
دو تا از کلام نور:

