آقای علایی سپس احتمال می دهد که شاه، نویسنده کتاب “پاسخ به تاریخ”، پس از خروج کشور، با این سوالات دست و پنجه نرم می کرده است:
۱-اگر
در واکنش به حضور مردم در مجالس ترحیم فرزند امام خمینی سعه صدر به خرج می دادم و با مقاله توهینآمیز که نویسنده آن داریوش همایون وزیر اطلاعاتم با اسم مستعار بود، مردم را تحریک نمی کردم، بهتر نبود؟
۲- اگر پس از انتشار مقاله در روزنامه حکومتی، اجازه پاسخ به آن مقاله را در همان روزنامه می دادم حکومتم دوام بیشتری نمی یافت؟
۳- اگر
به مردم معترض اجازه راهپیمایی مسالمتآمیز را می دادم و آنها را متهم به اردوکشی و زورآزمایی خیابانی نمی کردم، مساله خاتمه نمی یافت؟
۴- اگر به مأموران دستور می دادم که به تظاهر کنندگان تیراندازی نکنند و هوشمندانه و با تدبیر آنها را آرام کنند، نتیجه بهتری نمی گرفتم؟
۵- آیا اگر به جای حصر کردن بعضی از بزرگان در خانههایشان و
تبعید تعدادی دیگر به سایر شهرهای دوردست و زندانی کردن فعالان سیاسی، باب گفتگو و مراوده با آنها را باز می کردم، کار به فرار من از کشور می انجامید؟
۶- اگر به جای اتهام زدن به مردم که خارجیها عامل تحریک شما هستند، به شعور جمعی آنها توهین نمی کردم حالا خودم مجبور بودم به خارجیها پناه ببرم؟
۷- آیا اگر به جای متهم کردن مخالفان خودم
به اقدام علیه امنیت کشور، وجود مخالف را می پذیرفتم و حتی آن را قانونی تلقی می کردم و برای آنها حق قائل بودم نمی توانستم بیشتر برمسند قدرت باقی بمانم؟
فوق العاده است ! شباهت های شاه به فلانی