´ شعر-احمدشاملو-دراین بن بست

2 views
Skip to first unread message

Masoud Fallah

unread,
Jan 17, 2011, 4:20:28 PM1/17/11
to `
 
دراین بن بست

دهانت را می بویند
مبادا که گفته باشی دوستت می دارم.
دلت را می بویند،
روزگار غریبی ست، نازنین
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند.

عشق را درپستوی خانه نهان بایدکرد

دراین بن بست کج وپیچ سرما
آتش را
به سوخت بار سرود و شعر
فروزان می دارند.
به اندیشیدن خطر مکن،
روزگار غریبی است، نازنین
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است.

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک قصابان اند
بر گذرگاه ها مستقر
با کنده و ساتوری خون آلود
روزگار غریبی ست، نازنین
و تبسم را بر دهان ها جراحی می کنند
وترانه را بر دهان.

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

کباب قناری
بر آتش سوسن و یاس
روزگار غریبی ست، نازنین
ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است.

خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد.

احمد شاملو- مجموعه ی ترانه های کوچک غربت


                                                 
 
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages