مردم ایران زامبی شده‌اند

15 views
Skip to first unread message

Hamed Valipour

unread,
Feb 28, 2013, 3:04:18 AM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com

مردم ایران زامبی شده‌اند
فرورتیش رضوانیه (روزنامه نگار و طنز نویس)
Inline image 2

یک چراغ جادو را مقابل مردم دنیا بگیرید و به آنها بگویید که غول داخل آن یک آرزویشان را برآورده می‌کند. هر فردی از هر کشوری آرزوی متفاوت خواهد داشت. یکی بوگاتی می‌خواهد و دیگری کشتی تفریحی دوست دارد، یکی می‌گوید هواپیمای شخصی و یکی کاخی بزرگ را طلب می‌کند و یکی هم می‌خواهد صاحب یک سایت مانند فیس‌بوک باشد و شاید کسی هم می‌خواهد نخستین فضانوردی باشد که قدم روی مریخ گذاشته است.
حالا همان چراغ جادو را مقابل مردم ایران بگیر. نفر نخست پول زیاد می‌خواهد، آن یکی پول فراوان می‌خواهد، یکی دیگر پول هنگفت می‌خواهد، آن یکی 3000 میلیارد طلب می‌کند و یکی دیگر می‌گوید می‌خواهد بین فامیل پولدارترین باشد و هرگز ثروت کسی از او بالاتر نرود.

بیشتر مردم ایران، آرزویی ندارند. آنها می‌خواهند هر مشکلی را با پول حل کنند و هر چیزی را با سرمایه‌گذاری مستقیم مالی به دست بیاورند. آنها حتی اگر سلامتی یکی از اعضای خانواده‌شان را می‌خواهند، با خدا و بزرگان معامله مالی می‌کنند: «اگر شفا پیدا کند، 500 تومن می‌گذارم کنار…». تعریف خیلی از آنها از «نذر کردن»، ارائه پیشنهاد مالی به آسمان است. کسی نذر نمی‌کند که اگر مشکلش حل شد، بعد از آن تا جایی که می‌تواند دروغ‌گویی یا غیبت کردن را کنار بگذارد. آنها برای ادای نذر خود گوسفند می‌کشند و گوشت آن را میان چند خانواده پولدارتر از خودشان تقسیم می‌کنند و کله‌پاچه‌اش را هم صبح نخستین روز تعطیل با خوشحالی و سنگک تازه میل می‌کنند.
اگر می‌خواهند بقیه دوست‌شان داشته باشند، خودشان را پولدار جلوه می‌دهند و اتومبیل‌های مدل بالا سوار می‌شوند تا دیگران عاشق‌شان شوند. آنها می‌دانند اگر دوست و فامیل احساس کنند که وضع‌شان مناسب نیست، طردشان می‌کنند؛ پس وانمود می‌کنند که دغدغه مالی ندارند. وقتی توی میهمانی می‌نشینند، درباره قیمت جدید خودروها می‌پرسند و می‌گویند که قصد دارند یکی بخرند، اما این در حالی است که هرگز پولی برای این کار ندارند. آنها چنان در پی چشم‌وهم‌چشمی هستند که یک کارگر ساده کارخانه خانه پدری خود را می‌فروشد و به اجاره‌نشینی روی می‌آورد تا همسرش بتواند به فامیل خود بگوید که سانتافه سوار می‌شوند.
بیشتر مردم ایران تاجران خانگی هستند. آنها طلای اندوخته دارند، دلار و یورو خریده‌اند یا در پی افزایش سود حساب بانکی خود هستند، پس هر روز در سه نوبت صبح، ظهر و عصر، قیمت ارز و سکه را پیگیری می‌کنند و با شنیدن آن سوت می‌کشند و نچ‌نچ می‌کنند، چون نگران سرمایه خود هستند.
مردم ایران آرامش ندارند. آنها به این اعتقاد ندارند که هر کسی باید هماهنگ با درآمد خود زندگی کند. آنها ابتدا یخچال سایدبای ساید را نمادی از ثروت می‌دانستند و سپس به تلویزیون‌های تخت روی آوردند.
بسیاری از مردم ایران ماهانه قسط خانه و اتومبیل و وسایل الکترونیکی را می‌پردازند که به آن نیازی ندارند. آنها پارکینگ ندارند، اما اتومبیل گران‌قیمت می‌خرند و نیمه‌شب با شنیدن صدای آژیر دزدگیر از خواب می‌پرند و با عجله خودشان را به پشت پنجره می‌رسانند و پایین را نگاه می‌کنند.
مردم ایران، ثروتمندترین ملت جهان هستند، اما همیشه ناله می‌کنند که پول ندارند. آن‌ها خودروهای مدرن را به دو برابر قیمت آن در جهان می‌خرند و جدیدترین گوشی‌های موبایل و تبلت‌ها را به دست می‌گیرند. در عسلویه، گوشی‌های کارگران از موبایل مهندسان جدیدتر و گران‌تر است.
مردم ایران مانند زامبی‌ها زندگی می‌کنند. زامبی، انسانی است که هدف و آرزو ندارد و فقط صبح را به شب می‌رساند و شب خود را به صبح روز بعد پیوند می‌زند. زامبی، معنای عشق و دوست داشتن را نمی‌فهمد. همان زامبی‌ها پشت میز می‌نشینند تا برای دیگران تصمیم بگیرند.
چیزی که مردم ایران آن را «زندگی» معنی کرده‌اند، زندگی نیست. آنها یکدیگر را دوست ندارد. بیشتر آنها زامبی هستند. زامبی‌ها، پول‌پرست‌هایی هستند که روی هر چیزی قیمت می‌گذارند و زندگی را فقط از زیر گلو تا سر زانوهایشان می‌بینند.
فقط زامبی‌ها هستند که در استادیوم و پارک به تماشای اعدام می‌نشینند. زامبی‌ها هستند که وقتی پشت فرمان اتومبیل می‌نشینند وحشی می‌شوند و با خوی حیوانی خود رانندگی می‌کنند. تنها زامبی‌ها هستند که کارخانه تاسیس می‌کنند و آب کاه را داخل شیشه می‌ریزند و به جای آبلیمو روانه بازار می‌کنند. زامبی‌ها هستند که پراید را تولید می‌کنند و می‌خرند و سوار می‌شوند و خودشان و دیگران را می‌کشند. زامبی‌ها، کودکان را نمی‌بینند و نمی‌خواهند به این اهمیت بدهند که فکر و شعور و استعداد فرزندان‌شان چطور رشد خواهد کرد.
بعد از 14 سال خبرنگاری، از کشتن بزرگسالان زامبی خسته شده‌ام. می‌خواهم تلاش کنم تا کودکان امروز، زامبی‌های آینده نباشند. به همین دلیل از 23 بهمن‌ماه شغلم را تغییر می‌دهم تا بتوانم با تمام توان و انرژی که دارم، برای بچه‌ها وقت بگذارم. تمام تجربیاتی که در این سال‌ها کسب کردم را در این راه به کار می‌گیرم تا کودکان زامبی نشوند.
می‌دانم که زامبی‌ها مقابل من ایستادگی خواهند کرد، اما شات‌گان برای همین مواقع ساخته شده است.
Inline image 5



















image.jpeg
image.png
image.jpeg
image.png

Mohammad Ghaderi

unread,
Feb 28, 2013, 4:18:03 AM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com
سلام به همه،
من از دیدن این محتوای این ایمیل واقعن ناراحت شدم... چون دیدم نتیجه احمقانه ای با تحلیل های بسیار احمقانه تر بدست اومده...

من فکر می کنم مردم ایران هیچ تفاوت اساسی با مردم هیچ جای دیگه دنیا به لحاظ تصمیم گیری و زندگی کردن بر اساس اهدافشون ندارن... شاید بین مردم ما سنتهایی وجود داشته باشه (مثه نذر کردن، تعارفای الکی، چشم و هم چشمی و...) که چندان دوست داشتنی یا عقلانی نیستن، اما خوبه بدونیم همه جای دنیا آسمون همین رنگه... همه جا سنتها هستن و سنتها هیچ وقت و هیچ کجا لزومن عقلانی نیستن... اما این رو هم باید دونست که ناگزیر این سنتها وجود دارن و با وجود همینهاست که باید انسانها رو دوست داشت و بهشون نگفت زامبی...
همه جای دنیا پول و پولدارها رو بیشتر می خوان و دوست دارن، چون موقعیتهای بیشتری با پول برای آدمها ایجاد میشه... همه جای دنیا مردم با نگاه به پولشون و داراییشون ماشین میخرن بین گزینه ها (حتی اگر پراید باشه) چون باید برن سر کارشون، باید با خانواده شون برن مسافرت و گردش... و گزینه های دیگه از این گزینه هم بدترن... همه آدمهای عاقل پول رو دوست دارن... این حرفها مزخرفه که مردم چیزی رو که نیاز ندارن می خرن... کیه که بهتر از خود یه نفر آدم (و نه حتی یه نفر، هزاران نفر آدم) تشخیص بده چی در تمام خریدهاش براش (براشون) ضروریه و چی نیست؟ اونوقت ملاک این تشخیص نیاز یا عدم نیاز چی بوده؟ اگه کسی این فکر رو می کنه که توان چنین تشخیصی رو داره، نشون دهنده عدم درک صحیحش از جایگاه و اندازه فهمشه... (اونهایی که از همه بهتر نیازهای مردم و در کل چیزهای درست رو می فهمن... فکرهاشون شما رو یاد چجور اشخاصی میندازه؟ من یاد هیتلر و استالین و... می افتم) اگه مردم تلویزیون تخت می خرن و پولش رو میدن یعنی بیش از سایر چیزها نیازش دارن... اگه مردم دلار یا طلا می خرن به این خاطره که نگران آینده شونن وقتی واحد پولشون داره سقوط می کنه... فقط احمقها هستن که نگران آینده شون نیستن... مردم ما اگر عیبی داشته باشن اینه که چون سالها به گوششون خونده شده سودجویی بده و آدمهای سودجو در حد قاتل و جنایتکار معرفی شدن، این سنت تا حدی توشون جا افتاده که سودجویی یا نگران منافع بودن چیز خوبی نیست... آدم می تونه خیلی خوب و انسانی باشه و به این منظور باید در اولین قدم خودش و آینده ش رو دوست داشته باشه و در دومین قدم به انسانهای اطرافش و انتخابهاشون احترام بزاره (و بنابراین در یک گزاره کلی تمام رفتارهای 70 میلیون آدم رو نقد نکنه و تهش به حتی به طنز به چشم زامبی نگاهشون نکنه...)
امیدوارم هیچ وقت هیچ بچه ای شبیه نویسنده این متن فکر نکنه...

خوش باشید،

2013/2/28 Hamed Valipour <hamed...@yahoo.com>

--
You received this message because you are subscribed to the Google Groups "رسانا فرهنگی‌" group.
To unsubscribe from this group and stop receiving emails from it, send an email to resanafarhang...@googlegroups.com.
For more options, visit https://groups.google.com/groups/opt_out.
 
 

image.png
image.jpeg
image.jpeg
image.png

Kousha Kalantari

unread,
Feb 28, 2013, 6:07:41 AM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com
نظر بنده به نظر‌آقای قادری نزدیکتر هست! به گفتن همین اکتفا می کنم
On Feb 28, 2013, at 12:48 PM, Mohammad Ghaderi <moha.g...@gmail.com> wrote:

سلام به همه،
من از دیدن این محتوای این ایمیل واقعن ناراحت شدم... چون دیدم نتیجه احمقانه ای با تحلیل های بسیار احمقانه تر بدست اومده...

من فکر می کنم مردم ایران هیچ تفاوت اساسی با مردم هیچ جای دیگه دنیا به لحاظ تصمیم گیری و زندگی کردن بر اساس اهدافشون ندارن... شاید بین مردم ما سنتهایی وجود داشته باشه (مثه نذر کردن، تعارفای الکی، چشم و هم چشمی و...) که چندان دوست داشتنی یا عقلانی نیستن، اما خوبه بدونیم همه جای دنیا آسمون همین رنگه... همه جا سنتها هستن و سنتها هیچ وقت و هیچ کجا لزومن عقلانی نیستن... اما این رو هم باید دونست که ناگزیر این سنتها وجود دارن و با وجود همینهاست که باید انسانها رو دوست داشت و بهشون نگفت زامبی...
همه جای دنیا پول و پولدارها رو بیشتر می خوان و دوست دارن، چون موقعیتهای بیشتری با پول برای آدمها ایجاد میشه... همه جای دنیا مردم با نگاه به پولشون و داراییشون ماشین میخرن بین گزینه ها (حتی اگر پراید باشه) چون باید برن سر کارشون، باید با خانواده شون برن مسافرت و گردش... و گزینه های دیگه از این گزینه هم بدترن... همه آدمهای عاقل پول رو دوست دارن... این حرفها مزخرفه که مردم چیزی رو که نیاز ندارن می خرن... کیه که بهتر از خود یه نفر آدم (و نه حتی یه نفر، هزاران نفر آدم) تشخیص بده چی در تمام خریدهاش براش (براشون) ضروریه و چی نیست؟ اونوقت ملاک این تشخیص نیاز یا عدم نیاز چی بوده؟ اگه کسی این فکر رو می کنه که توان چنین تشخیصی رو داره، نشون دهنده عدم درک صحیحش از جایگاه و اندازه فهمشه... (اونهایی که از همه بهتر نیازهای مردم و در کل چیزهای درست رو می فهمن... فکرهاشون شما رو یاد چجور اشخاصی میندازه؟ من یاد هیتلر و استالین و... می افتم) اگه مردم تلویزیون تخت می خرن و پولش رو میدن یعنی بیش از سایر چیزها نیازش دارن... اگه مردم دلار یا طلا می خرن به این خاطره که نگران آینده شونن وقتی واحد پولشون داره سقوط می کنه... فقط احمقها هستن که نگران آینده شون نیستن... مردم ما اگر عیبی داشته باشن اینه که چون سالها به گوششون خونده شده سودجویی بده و آدمهای سودجو در حد قاتل و جنایتکار معرفی شدن، این سنت تا حدی توشون جا افتاده که سودجویی یا نگران منافع بودن چیز خوبی نیست... آدم می تونه خیلی خوب و انسانی باشه و به این منظور باید در اولین قدم خودش و آینده ش رو دوست داشته باشه و در دومین قدم به انسانهای اطرافش و انتخابهاشون احترام بزاره (و بنابراین در یک گزاره کلی تمام رفتارهای 70 میلیون آدم رو نقد نکنه و تهش به حتی به طنز به چشم زامبی نگاهشون نکنه...)
امیدوارم هیچ وقت هیچ بچه ای شبیه نویسنده این متن فکر نکنه...

خوش باشید،

2013/2/28 Hamed Valipour <hamed...@yahoo.com>

مردم ایران زامبی شده‌اند
فرورتیش رضوانیه (روزنامه نگار و طنز نویس)
<image.jpeg>

یک چراغ جادو را مقابل مردم دنیا بگیرید و به آنها بگویید که غول داخل آن یک آرزویشان را برآورده می‌کند. هر فردی از هر کشوری آرزوی متفاوت خواهد داشت. یکی بوگاتی می‌خواهد و دیگری کشتی تفریحی دوست دارد، یکی می‌گوید هواپیمای شخصی و یکی کاخی بزرگ را طلب می‌کند و یکی هم می‌خواهد صاحب یک سایت مانند فیس‌بوک باشد و شاید کسی هم می‌خواهد نخستین فضانوردی باشد که قدم روی مریخ گذاشته است.
حالا همان چراغ جادو را مقابل مردم ایران بگیر. نفر نخست پول زیاد می‌خواهد، آن یکی پول فراوان می‌خواهد، یکی دیگر پول هنگفت می‌خواهد، آن یکی 3000 میلیارد طلب می‌کند و یکی دیگر می‌گوید می‌خواهد بین فامیل پولدارترین باشد و هرگز ثروت کسی از او بالاتر نرود.

بیشتر مردم ایران، آرزویی ندارند. آنها می‌خواهند هر مشکلی را با پول حل کنند و هر چیزی را با سرمایه‌گذاری مستقیم مالی به دست بیاورند. آنها حتی اگر سلامتی یکی از اعضای خانواده‌شان را می‌خواهند، با خدا و بزرگان معامله مالی می‌کنند: «اگر شفا پیدا کند، 500 تومن می‌گذارم کنار…». تعریف خیلی از آنها از «نذر کردن»، ارائه پیشنهاد مالی به آسمان است. کسی نذر نمی‌کند که اگر مشکلش حل شد، بعد از آن تا جایی که می‌تواند دروغ‌گویی یا غیبت کردن را کنار بگذارد. آنها برای ادای نذر خود گوسفند می‌کشند و گوشت آن را میان چند خانواده پولدارتر از خودشان تقسیم می‌کنند و کله‌پاچه‌اش را هم صبح نخستین روز تعطیل با خوشحالی و سنگک تازه میل می‌کنند.
اگر می‌خواهند بقیه دوست‌شان داشته باشند، خودشان را پولدار جلوه می‌دهند و اتومبیل‌های مدل بالا سوار می‌شوند تا دیگران عاشق‌شان شوند. آنها می‌دانند اگر دوست و فامیل احساس کنند که وضع‌شان مناسب نیست، طردشان می‌کنند؛ پس وانمود می‌کنند که دغدغه مالی ندارند. وقتی توی میهمانی می‌نشینند، درباره قیمت جدید خودروها می‌پرسند و می‌گویند که قصد دارند یکی بخرند، اما این در حالی است که هرگز پولی برای این کار ندارند. آنها چنان در پی چشم‌وهم‌چشمی هستند که یک کارگر ساده کارخانه خانه پدری خود را می‌فروشد و به اجاره‌نشینی روی می‌آورد تا همسرش بتواند به فامیل خود بگوید که سانتافه سوار می‌شوند.
بیشتر مردم ایران تاجران خانگی هستند. آنها طلای اندوخته دارند، دلار و یورو خریده‌اند یا در پی افزایش سود حساب بانکی خود هستند، پس هر روز در سه نوبت صبح، ظهر و عصر، قیمت ارز و سکه را پیگیری می‌کنند و با شنیدن آن سوت می‌کشند و نچ‌نچ می‌کنند، چون نگران سرمایه خود هستند.
مردم ایران آرامش ندارند. آنها به این اعتقاد ندارند که هر کسی باید هماهنگ با درآمد خود زندگی کند. آنها ابتدا یخچال سایدبای ساید را نمادی از ثروت می‌دانستند و سپس به تلویزیون‌های تخت روی آوردند.
بسیاری از مردم ایران ماهانه قسط خانه و اتومبیل و وسایل الکترونیکی را می‌پردازند که به آن نیازی ندارند. آنها پارکینگ ندارند، اما اتومبیل گران‌قیمت می‌خرند و نیمه‌شب با شنیدن صدای آژیر دزدگیر از خواب می‌پرند و با عجله خودشان را به پشت پنجره می‌رسانند و پایین را نگاه می‌کنند.
مردم ایران، ثروتمندترین ملت جهان هستند، اما همیشه ناله می‌کنند که پول ندارند. آن‌ها خودروهای مدرن را به دو برابر قیمت آن در جهان می‌خرند و جدیدترین گوشی‌های موبایل و تبلت‌ها را به دست می‌گیرند. در عسلویه، گوشی‌های کارگران از موبایل مهندسان جدیدتر و گران‌تر است.
مردم ایران مانند زامبی‌ها زندگی می‌کنند. زامبی، انسانی است که هدف و آرزو ندارد و فقط صبح را به شب می‌رساند و شب خود را به صبح روز بعد پیوند می‌زند. زامبی، معنای عشق و دوست داشتن را نمی‌فهمد. همان زامبی‌ها پشت میز می‌نشینند تا برای دیگران تصمیم بگیرند.
چیزی که مردم ایران آن را «زندگی» معنی کرده‌اند، زندگی نیست. آنها یکدیگر را دوست ندارد. بیشتر آنها زامبی هستند. زامبی‌ها، پول‌پرست‌هایی هستند که روی هر چیزی قیمت می‌گذارند و زندگی را فقط از زیر گلو تا سر زانوهایشان می‌بینند.
فقط زامبی‌ها هستند که در استادیوم و پارک به تماشای اعدام می‌نشینند. زامبی‌ها هستند که وقتی پشت فرمان اتومبیل می‌نشینند وحشی می‌شوند و با خوی حیوانی خود رانندگی می‌کنند. تنها زامبی‌ها هستند که کارخانه تاسیس می‌کنند و آب کاه را داخل شیشه می‌ریزند و به جای آبلیمو روانه بازار می‌کنند. زامبی‌ها هستند که پراید را تولید می‌کنند و می‌خرند و سوار می‌شوند و خودشان و دیگران را می‌کشند. زامبی‌ها، کودکان را نمی‌بینند و نمی‌خواهند به این اهمیت بدهند که فکر و شعور و استعداد فرزندان‌شان چطور رشد خواهد کرد.
بعد از 14 سال خبرنگاری، از کشتن بزرگسالان زامبی خسته شده‌ام. می‌خواهم تلاش کنم تا کودکان امروز، زامبی‌های آینده نباشند. به همین دلیل از 23 بهمن‌ماه شغلم را تغییر می‌دهم تا بتوانم با تمام توان و انرژی که دارم، برای بچه‌ها وقت بگذارم. تمام تجربیاتی که در این سال‌ها کسب کردم را در این راه به کار می‌گیرم تا کودکان زامبی نشوند.
می‌دانم که زامبی‌ها مقابل من ایستادگی خواهند کرد، اما شات‌گان برای همین مواقع ساخته شده است.
<image.png>















<image.jpeg><image.png>




--
You received this message because you are subscribed to the Google Groups "رسانا فرهنگی‌" group.
To unsubscribe from this group and stop receiving emails from it, send an email to resanafarhang...@googlegroups.com.
For more options, visit https://groups.google.com/groups/opt_out.
 
 

Hamed Valipour

unread,
Feb 28, 2013, 6:19:48 AM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com
سلام
اولا که من و شما مطمئنا نمی تونیم در مورد تفاوت مردم ایران ما با سایر کشورها صحبت کنیم. چون مردمی غیر از مردم خودمون ندیدیم. ولی من با دیدن همین جامعه ی کوچیک هم میتونم نتیجه بگیرم که ما یه مشکلی داریم. یه مشکلی که فقط به خاطر اقتصاد داغونمون نیست. این واقعا درسته که مردم ایران پول براشون هدفه نه وسیله. خیلی ها رو میشناسم که حداقل دو تا خونه دارن و بعضی هاشون هم چندتایی ویلا دارن ولی باز هم هدفشون در زندگی پوله. چون پول براشون هدفه نه یه وسیله که باهاش خوش بگذرونن. این افراد مثل زامبی هستند. از نظر من توی این قضیه هیچ شکی نیست. حالا از بقیه ی مردم بگذریم که هر لحظه دارن به پول فکر میکنن. هر ماشینی که تو خیابون می بینن اولین چیزی که توی ذهنشون میگذره اینه که این ماشین چقدر می ارزه. این هیچ ربطی به سنت نداره. البته شاید بشه دلیل این رفتارها رو شیوه ی رفتار نظام دونست چون چیزهایی که من از رفتار مردم در قبل از انقلاب شنیدم خیلی با الان متفاوت بوده. اما مطمئن باشین. یه مشکلی وجود داره که به احتمال زیاد در خیلی جاهای دیگه ی دنیا وجود نداره. البته این حرفها دلیل نمیشه که با کل متن پایین موافق باشم و حتی محمد جان حاضرم سر این موضوعات باهات بحث کنم





From: Mohammad Ghaderi <moha.g...@gmail.com>
To: resanaf...@googlegroups.com
Sent: Thursday, February 28, 2013 12:48 PM
Subject: Re: مردم ایران زامبی شده‌اند
image.jpeg
image.png
image.jpeg
image.png

Seyed Mohammad Farzaneh

unread,
Feb 28, 2013, 6:50:21 AM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com
درسته ما فرهنگ کاملا درستی نداریم و یه عده زندگیشون فقط پوله و ما دور و برمون میبینمشون ولی دلیل نمیشه تعمیم بدیم به همه مردم. 
تکه هایی از متن: 
مردم ایران آرامش ندارند! - مردم ایران، ثروتمندترین ملت جهان هستند! - مردم ایران مانند زامبی‌ها زندگی می‌کنند!
کدوم خبرنگاریه که 14 سال سابقه کار داره و یه متن ناشیانه ای مثل این مینویسه! احتمال زیاد اسمش هم جعلی باشه،
این متن هم یکی از هزارها اسپم ایه که هر روز تو ایمیل های مردم ایران! جابه جا میشه! 
به نظرم ارزش بحث نداره و بهتره نادیده بگیریمشون.

Saba Mohammadi

unread,
Feb 28, 2013, 7:10:05 AM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com
چرا یه جوری میگین مردم ایران انگار خودمون مردم مریخ ایم؟! اینایی که
داریم ازشون حرف میزنیم خودمونیم
به نظر من هم این قضیه در مورد هر ملت با قومی که به نیازهای اساسی شون
مثل امنیت یا شادی پاسخ درست داده نشه پیش میاد و مختص مردم ایران نیست.
این انتظار بیجایی هست که مثلا یه مهندس یا یه کارگر بخواد در تصمیم
گیریهای اقتصادیش تا این حد عرفانی فکر کنه که آیا داشتن یه ماشین مدل
بالا به من خوشبختی واقعی میده یا نه. این وضعیت جامعه است که به فکر
مردم جهت میده. اینکه میگین 40 سال پیش شاید مردم عادتهایی مثل چشم و هم
چشمی رو کمتر داشتن اولا مطمئن نیستم درست باشه ثانیا به این خاطر بوده
که اون موقع خیالشون از آینده مالیشون تا حد زیادی راحت بوده. امروز که
خیلیامون حتی خرج خوراک یا پوشاک برامون مسئله شده (یا به زودی میشه) به
نظرم خیلی شعارگونه اس که بگیم ما ایرانیا خیلی پستیم که به مقوله پول
به عنوان هدف نگاه میکنیم!
یه چیز دیگه که منو نگران میکنه اینه که حتی اگر مشکل ذاتی داریم این
شیوه مطرح کردنش بیشتر از اون که ما رو به فکر واداره همون ته مونده عزت
نفس و حرمتی که پیش خومون به عنوان ایرانی داریم رو هم از بین ببره.
>>>>یک چراغ جادو را مقابل مردم دنیا بگیرید و به آنها بگویید که غول داخل آن یک
>>>> آرزویشان را برآورده می‌کند. هر فردی از هر کشوری آرزوی متفاوت خواهد داشت.
>>>> یکی بوگاتی می‌خواهد و دیگری کشتی تفریحی دوست دارد، یکی می‌گوید هواپیمای
>>>> شخصی و یکی کاخی بزرگ را طلب می‌کند و یکی هم می‌خواهد صاحب یک سایت مانند
>>>> فیس‌بوک باشد و شاید کسی هم می‌خواهد نخستین فضانوردی باشد که قدم روی مریخ
>>>> گذاشته است.
>>>>حالا همان چراغ جادو را مقابل مردم ایران بگیر. نفر نخست پول زیاد می‌خواهد،
>>>> آن یکی پول فراوان می‌خواهد، یکی دیگر پول هنگفت می‌خواهد، آن یکی 3000
>>>> میلیارد طلب می‌کند و یکی دیگر می‌گوید می‌خواهد بین فامیل پولدارترین باشد
>>>> و هرگز ثروت کسی از او بالاتر نرود.
>>>>
>>>>
>>>>بیشتر مردم ایران، آرزویی ندارند. آنها می‌خواهند هر مشکلی را با پول حل
>>>> کنند و هر چیزی را با سرمایه‌گذاری مستقیم مالی به دست بیاورند. آنها حتی
>>>> اگر سلامتی یکی از اعضای خانواده‌شان را می‌خواهند، با خدا و بزرگان معامله
>>>> مالی می‌کنند: «اگر شفا پیدا کند، 500 تومن می‌گذارم کنار…». تعریف خیلی از
>>>> آنها از «نذر کردن»،ارائه پیشنهاد مالی به آسمان است.کسی نذر نمی‌کند که
>>>> جدیدترین گوشی‌های موبایل و تبلت‌ها را به دست می‌گیرند.در عسلویه،
>>>> گوشی‌های کارگران از موبایل مهندسان جدیدتر و گران‌تر است.
>>>>مردم ایران مانند زامبی‌ها زندگی می‌کنند. زامبی، انسانی است که هدف و آرزو
>>>> ندارد و فقط صبح را به شب می‌رساند و شب خود را به صبح روز بعد پیوند
>>>> می‌زند. زامبی، معنای عشق و دوست داشتن را نمی‌فهمد. همان زامبی‌ها پشت میز
>>>> می‌نشینند تا برای دیگران تصمیم بگیرند.
>>>>چیزی که مردم ایران آن را «زندگی» معنی کرده‌اند، زندگی نیست. آنها یکدیگر
>>>> را دوست ندارد. بیشتر آنها زامبی هستند. زامبی‌ها، پول‌پرست‌هایی هستند که
>>>> روی هر چیزی قیمت می‌گذارند و زندگی را فقط از زیر گلو تا سر زانوهایشان
>>>> می‌بینند.
>>>>فقط زامبی‌ها هستند که در استادیوم و پارک به تماشای اعدام می‌نشینند.
>>>> زامبی‌ها هستند که وقتی پشت فرمان اتومبیل می‌نشینند وحشی می‌شوند و با خوی
>>>> حیوانی خود رانندگی می‌کنند. تنها زامبی‌ها هستند که کارخانه تاسیس می‌کنند
>>>> و آب کاه را داخل شیشه می‌ریزند و به جای آبلیمو روانه بازار می‌کنند.
>>>> زامبی‌ها هستند که پراید را تولید می‌کنند و می‌خرند و سوار می‌شوند و
>>>> خودشان و دیگران را می‌کشند. زامبی‌ها، کودکان را نمی‌بینند و نمی‌خواهند
>>>> به این اهمیت بدهند که فکر و شعور و استعداد فرزندان‌شان چطور رشد خواهد
>>>> کرد.
>>>>بعد از 14 سال خبرنگاری، از کشتن بزرگسالان زامبی خسته شده‌ام. می‌خواهم
>>>> تلاش کنم تا کودکان امروز، زامبی‌های آینده نباشند. به همین دلیل از 23
>>>> بهمن‌ماه شغلم را تغییر می‌دهم تا بتوانم با تمام توان و انرژی که دارم،
>>>> برای بچه‌ها وقت بگذارم. تمام تجربیاتی که در این سال‌ها کسب کردم را در
>>>> این راه به کار می‌گیرم تا کودکان زامبی نشوند.
>>>>می‌دانم که زامبی‌ها مقابل من ایستادگی خواهند کرد، اما شات‌گان برای همین
>>>> مواقع ساخته شده است.
>>>>
>>>>
>>>>
>>>>
>>>>
>>>>
>>>>
>>>>
>>>>
>>>>
>>>>
>>>
>>>
>>>
>>
>>
>>
>>
>>
>>
>>

Hamed Valipour

unread,
Feb 28, 2013, 9:15:06 AM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com

کلا قبول دارم تند رفتم و منم با کل متن موافق نیستم .
این حرفت رو قبول دارم که ما مردم ایران ( *:) happy) اینقدرها هم ذاتمون خراب نیست و خیلی از این خصلت ها به قول شما مربوط به شرایطه و میتونه برای مردم دیگه ای هم اتفاق بیفته و اینکه در گذشته این خصوصیات کمتر بوده فک کنم به این مربوط میشده که مردم بلد بودن چطوری تفریح کنن و به قول شما به این نیازشون درست پاسخ داده شده بوده. اما در این مورد باهات هم عقیده نیستم که وقتی یه نفر میخواد یه ماشین مدل بالا بخره به این فکر نکنه که چرا باید فلان قدر ماهی قسط بدم. یا اینکه یه کم کمتر قسط بدم و ماشین مدل پایین تری سوار شم.
در کل هم اگر این متن رو قبل از این قضیه ی گرون شدن دلار در سال قبل میخوندیم شاید ارتباط بهتری باهاش برقرار میکردیم.

 





From: Saba Mohammadi <saba...@gmail.com>
To: resanaf...@googlegroups.com
Sent: Thursday, February 28, 2013 3:40 PM
>> email to resanafarhangi+unsub...@googlegroups.com.

>>For more options, visit https://groups.google.com/groups/opt_out.
>>
>>
>>
>
> --
> You received this message because you are subscribed to the Google Groups
> "رسانا فرهنگی‌" group.
> To unsubscribe from this group and stop receiving emails from it, send an
> email to resanafarhangi+unsub...@googlegroups.com.

> For more options, visit https://groups.google.com/groups/opt_out.
>
> --
> You received this message because you are subscribed to the Google Groups
> "رسانا فرهنگی‌" group.
> To unsubscribe from this group and stop receiving emails from it, send an
> email to resanafarhangi+unsub...@googlegroups.com.

> For more options, visit https://groups.google.com/groups/opt_out.
>
>
>

--
You received this message because you are subscribed to the Google Groups "رسانا فرهنگی‌" group.
To unsubscribe from this group and stop receiving emails from it, send an email to resanafarhangi+unsub...@googlegroups.com.

Kousha Kalantari

unread,
Feb 28, 2013, 9:23:18 AM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com
بله حامد ۱۸۰ درجه تغییر جهت میدهد :دی و البته ما هم از این بابت خوشحالیم! مرسی سبا! :دی
To unsubscribe from this group and stop receiving emails from it, send an email to resanafarhang...@googlegroups.com.

farzam hejazi

unread,
Feb 28, 2013, 9:39:19 AM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com
 مردم ایران با مردم تمام دنیا فرق دارند نه به دلیل ماهیت انسانیت شان ، بل بیشتر به خاطر تاریخ و موقعیت جعفرافیایی این مرز و بوم
باید قبول کرد که تاریخ به این قوم کهن سخت گرفته است  و این سختی تاریخی، خلق این مردم را بسی پیچیده کرده است 
مقایسه کنید ایران را با کشوری مثل انگلیس، آیا انگلوساکسون ها هم مانند ایرانیان این چنین مورد هجوم اقوام مختلف ، از رومی و عرب، تا ترک و مغول بوده اند  ؟ ایرانی مجبور بوده است در هر دوره ای از زمان به رنگ یکی از غارتگران خانه اش در بیاید تا زنده بماند و این تلخی تاریخی است که این قوم را چنین پیچیده، غیر پیش بینی پذیرو بدبین کرده است این جبر تاریخی باعث شده است که ایرانی دمی را ، آن هم فقط دم خودش را؛ غنیمت بداند 
بله در معرض تحلیلی که این فرهنگ آغشته به تاریخ را به صورت عارضی بررسی کند این رفتار عجیب و بعضا غیر انسانی است

2013/2/28 Kousha Kalantari <kous...@gmail.com>

Moein Khazraee

unread,
Feb 28, 2013, 9:59:54 AM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com
حامد یه مقاله جالب خونده بود فرستاد، بچه ها هم انتقادهایی کردن. بحث این نیست که این مقاله کاملا غلطه یا کاملا درست، طبیعتا یه جاهاییش درسته، من جمله اینکه بالاخره یه مشکلی وجود داره، وبعضی جاها رو تند رفته. قرار نیست یه نفر کلا برعکس بگه یا توجیه شه، فقط نظر دادیم. 

پی اس: متاسفانه این جور مقاله ها برخورد بدی توی گروه ها پیدا می کنه، حالا گروه ما که خیلی دوستانس، ولی توی گروپ 7 ای ها یه بار سر انتخابات و اینا  یه همچین میلی اومد و 1 ماه رسما دعوا بود توی گروه و بعدش هم دیگه اصلا به گروه میلی مثل قبل که پر کار بود زده نمی شد. خواهشا از این میل ها تو این گروپ نزنین ... خواستین گروه دیگه ای اصلا درست کنیم به این منظور، ولی هدف اولیه این گروه احساس می کنم این نبوده


2013/2/28 farzam hejazi <farzam...@gmail.com>

Hamed Valipour

unread,
Feb 28, 2013, 10:02:11 AM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com
نخیر آقا کوشا نظر بنده 180 درجه تغییر نکرده. هنوز قبول دارم که ماها اکثرا پول پرستیم. چون دور و برم می بینم این آدم ها رو. اما توی دلیل این رفتارها نظرم یه کم تعدیل شد البته و در کل به این نتیجه رسیدم که یه ایمیل جدی که کاملا باهاش موافق نیستم رو به گروپ نزنم :دی
 



From: Kousha Kalantari <kous...@gmail.com>
To: resanaf...@googlegroups.com
Sent: Thursday, February 28, 2013 5:53 PM

Ramin Forouzandeh

unread,
Feb 28, 2013, 1:26:58 PM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com
مچ نگیرید دوستان. هدف یک بحث این نیست که یه طرف ببره و طرف دیگه ضایع شه، حداقل اگر بحث درست بخواد پیش بره هدفش این نیست. حالا این وسط یا یکی نظرش عوض میشه یا نمیشه.
در جواب معین بگم که فکر می کنم این گروپ یه فرقی با گروپ هفتیا داشته باشه، این که اسمش "فرهنگیه". اگه چهار تا آدم که توی همچین گروپی عضو میشن نتونن سر چنین مسائل کوچکی منطقی بحث کنن باید درشو تخته کرد بره(البته با اجازه مدیران گروپ!!) اگر هم قراره جایی باشه که کسی درست بحث کردن رو یاد بگیره قاعدتاً جایی شبیه همین باید باشه. تازه کسی مث من که هر دفعه به دلیل یه کاری نمیتونه جلسات رو بیاد، دیدن چنین ایمیلایی خوبه. بزنید آقا از این ایمیلا، بزنید!


2013/2/28 Hamed Valipour <hamed...@yahoo.com>



--
Best Regards,
Ramin Forouzandeh

Ramin Forouzandeh

unread,
Feb 28, 2013, 1:28:21 PM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com
یه "برای" توی ایمیل آخر جا افتاده بود!

2013/2/28 Ramin Forouzandeh <forouzan...@gmail.com>

Niusha Navidi

unread,
Feb 28, 2013, 1:31:59 PM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com
شايد بهتر باشه به جاي اينكه صورت مسئله رو پاك كنيم رفتارمونو تعديل كنيم در برابر متني كه يكي ميفرسته، نيازي نيست بكوبيم همو انقد صفات و لغات حدي به كار ببريم و حكم كلي بديم. وقتي از مقاله به خاطر اغراقش ناراضي هستين خودتون نياين نظر بدين كه مثلاً من كاملاً مخالفم، خيلي چرته، خيلي بيخوده. اين نظراتم اغراق آميزه. من خودم خيلي نظر مطلق ميدم ولي الان حس ميكنم فرستادن اين متن واسم مفيد بود چون وقتي اغراق متنو ديدم تمرين كردم يه كم ملايمتر از هميشه بهش نگاه كنم حالا نميدونم چقد تونستم.
به نظر من يه مشكلاتي تو جامعه ي ما وجود داره در اين مورد و نميشه موضع جامعه رو نسبت به اين مورد كاملاً نرمال ارزيابي كرد. ولي خيلي از اين مشكلات به خاطر پول پرستي مردم نيست. يه دليلش ميتونه ميزان تورم باشه كه نسبت به خيلي از كشورا تو ايران بيشتره. طبيعيه كه اين آدما رو نگران كنه وقتي ميبينن هرسال يه سري نيازايي كه سالهاي پيش ميتونستن رو ديگه نميتونن برآورده كنن. درنتيجه چه از رو ضرورت چه از رو طمع تلاششون رو براي به دست آوردن پول بيشتر ميكنن. يا مثلاً يه مشكل ديگه اي كه وجود داره اينه كه بيشتر دوست داريم يا به اين جهت هدايت ميشيم كه راههاي از پيش تعيين شده رو طي كنيم. نمودهايي از اين قضيه هم اينه كه قديما پسرا حرفه ي پدرو ادامه ميدادن (تو سمفوني مردگانم كلي به اين قضيه اشاره شده) يا مثلاً الانا اينطوريه كه آدما درس ميخونن كه رتبه شون طوري بشه كه بتونن رشته يي كه درآينده پول بيشتري توشه رو مستقل از علاقه شون بخونن. آدم وقتي به اين قضايا نگاه ميكنه به نظرش ميرسه كه فقط پول بوده كه اين جرياناتو هدايت ميكرده و آدما به خاطر پول رشته و حرفه ايو انتخاب كردن كه ازش لذت نميبرن درحاليكه تو كشوراي ديگه اينطوري نيست. ولي شايد دليل اين قضيه اين باشه كه كسي كه رياضي محض ميخونه تو يه كشور ديگه اونقد از كسي كه برق ميخونه بدبخت تر نيست. يا شايد دليلش اين باشه كه محيط بعضي كشورا بيشتر پذيراي كاراي جديده، آدما فقط يه راه واسه گذران زندگيشون ندارن و انتخاباي بيشتري دارن كه ميتونن اوني كه بيشتر بهشون نزديكه رو ادامه بدن. شايدم واقعاً اگه بخوايم بسترش هست و اين به خاطر ترسو بودن و ريسك ناپذير بودنمونه، نميدونم..
كلاً اين مسئله خيلي جاي نقد داره و كلي بايد تحليل اقتصادي و اجتماعي بشه و راحت نميشه درموردش نظر داد. اون متن هم به نظرم يه مشكلي كه داشت كه اين واكنشارو ايجاد كرد اين بود كه انگار به قلم يه نويسنده بود نه خبرنگار. انگار كه اون شخص ميخواسته با كلمات رو مخاطبش تأثير بذاره نه با تحليل..

--

Niusha Navidi

unread,
Feb 28, 2013, 1:34:20 PM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com
با آقاي فروزنده موافقم!


On Thursday, February 28, 2013, Ramin Forouzandeh wrote:
یه "برای" توی ایمیل آخر جا افتاده بود!

2013/2/28 Ramin Forouzandeh <forouzan...@gmail.com>
مچ نگیرید دوستان. هدف یک بحث این نیست که یه طرف ببره و طرف دیگه ضایع شه، حداقل اگر بحث درست بخواد پیش بره هدفش این نیست. حالا این وسط یا یکی نظرش عوض میشه یا نمیشه.
در جواب معین بگم که فکر می کنم این گروپ یه فرقی با گروپ هفتیا داشته باشه، این که اسمش "فرهنگیه". اگه چهار تا آدم که توی همچین گروپی عضو میشن نتونن سر چنین مسائل کوچکی منطقی بحث کنن باید درشو تخته کرد بره(البته با اجازه مدیران گروپ!!) اگر هم قراره جایی باشه که کسی درست بحث کردن رو یاد بگیره قاعدتاً جایی شبیه همین باید باشه. تازه کسی مث من که هر دفعه به دلیل یه کاری نمیتونه جلسات رو بیاد، دیدن چنین ایمیلایی خوبه. بزنید آقا از این ایمیلا، بزنید!


2013/2/28 Hamed Valipour <hamed...@yahoo.com>
نخیر آقا کوشا نظر بنده 180 درجه تغییر نکرده. هنوز قبول دارم که ماها اکثرا پول پرستیم. چون دور و برم می بینم این آدم ها رو. اما توی دلیل این رفتارها نظرم یه کم تعدیل شد البته و در کل به این نتیجه رسیدم که یه ایمیل جدی که کاملا باهاش موافق نیستم رو به گروپ نزنم :دی
 



From: Kousha Kalantari <kous...@gmail.com>
To: resanaf...@googlegroups.com
Sent: Thursday, February 28, 2013 5:53 PM

Subject: Re: مردم ایران زامبی شده‌اند

بله حامد ۱۸۰ درجه تغییر جهت میدهد :دی و البته ما هم از این بابت خوشحالیم! مرسی سبا! :دی
On Feb 28, 2013, at 5:45 PM, Hamed Valipour <hamed...@yahoo.com> wrote:


کلا قبول دارم تند رفتم و منم با کل متن موافق نیستم .
این حرفت رو قبول دارم که ما مردم ایران ( *:) happy) اینقدرها هم ذاتمون خراب نیست و خیلی از این خصلت ها به قول شما مربوط به شرایطه و میتونه برای مردم دیگه ای هم اتفاق بیفته و اینکه در گذشته این خصوصیات کمتر بوده فک کنم به این مربوط میشده که مردم بلد بودن چطوری تفریح کنن و به قول شما به این نیازشون درست پاسخ داده شده بوده. اما در این مورد باهات هم عقیده نیستم که وقتی یه نفر میخواد یه ماشین مدل بالا بخره به این فکر نکنه که چرا باید فلان قدر ماهی قسط بدم. یا اینکه یه کم کمتر قسط بدم و ماشین مدل پایین تری سوار شم.
در کل هم اگر این متن رو قبل از این قضیه ی گرون شدن دلار در سال قبل میخوندیم شاید ارتباط بهتری باهاش برقرار میکردیم.

--

Hossein Rafipoor

unread,
Feb 28, 2013, 2:07:28 PM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com

من که از جامعه شناسی و این حرفا سر در نمیارم، علاقه ی چندانی هم ندارم، در نتیجه ترجیح میدم در این بحث فقط خواننده باشم، اما موافقم که بحث باشه، منتها بدون الفاظی مثل متاسفم و بدبختانه و شرم آوره و اینا، تقریبا همون چیزی که رامین گفت!
پ.ن. از تبلیغ بسیار غیرمستقیم و زیر پوستی خانم نویدی راجع به سمفونی مردگان و جلسه ی نقد کتاب هم تقدیر میشه!

Moein Khazraee

unread,
Feb 28, 2013, 2:09:20 PM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com
منم هیچ جا نگفتم از این بحثا نکنید! گفتم میخواین یه گروپ مجزا برای اینکار، یا اگه همین گروه میخواین باشه، یه سری قواعد کلی بذارید! مثلا مستقیم توهین نشه و اینجور چیزا! (رامین چرا می زنی، بلوتوث که تموم شد ;) )


2013/2/28 Niusha Navidi <niusha...@gmail.com>

Moein Khazraee

unread,
Feb 28, 2013, 2:16:58 PM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com
ایمیل حسین وقتی رسید که داشتم میلو میزدم، ندیدم، همین خلاصه! (حسین لایک کردم میلتو، اگه اف بی بود ....)
پی اس: زیرپوستی رو خوب اومدی


2013/2/28 Moein Khazraee <moein.k...@gmail.com>

Mostafa Kazemi

unread,
Feb 28, 2013, 8:57:27 PM2/28/13
to resanaf...@googlegroups.com

این ایمیل شروعش با یه سفسطه ی خیلی زیرکانه ی قدیمی هستش که انصافن باید قلم نویسندشو به خاطر انتخاب این سفسطه بوسید. اونم اینه که مطلع بحثش توی یه مقولست و نتیجه گیریش توی یه مقوله ی دیگه.با بیان اینکه "اگر یه چراغ جادو رو ..." فضای بحث رو منعطف میکنه و امکان تخیل پردازی رو به ذهن خوننده میده. تو این شرایط تخیلی دیگه ذهن دنبال چراهای علمی گونه که در فضای تخیل بی معنی هستند نمیگرده. بعدش گزاره ی علمیشو بیان میکنه که "اکثرشون درخواستهای مالی دارند". شاید اگه بخش اول حذف میشد خیلی از ماها درجا میپرسیدیم که مبنای علمی این حرف که قطعا باید یه تحقیق آماری باشه چیه؟ ولی بخش اول اجازه پرسیدن این سوالو نمیده. این بحث برام جالب جلوه کرد تا اونجا که شروع کردم از اطرافیانم همین سوالو پرسیدن و جالب بود که از 8 نفری که ازشون سوال پرسیدم فقط 2 تا درخواست های مالی داشتن و بقیه آرزوشون هیچ ربطی به مال و منال نداشت(تاکید میکنم که نه تنها اسم پولو نیاوردند بلکه آرزوشون هیچ جوره به پول مربوط هم نمیشد جالبه که بدونید بیشتر تریپای عشق و عاشقی بودش). نمیدونم شاید جامعه آماری من کوچیک بوده و هزارتای شاید دیگه ولی این چیزا رفع اتهام از سفسطه اول ایمیل نمیکنه

 نصف شبی حس گوگلم نبود اگه شد چند نمونه تاریخی از این سفسطه رو میفرستم 

2013/2/28 Moein Khazraee <moein.k...@gmail.com>

Meysam Sharify

unread,
Mar 1, 2013, 12:22:57 AM3/1/13
to resanaf...@googlegroups.com
منم اعلام می کنم که بحث خوبی بود(مخصوصا حرفای آقای قادری)...باشد که ادامه داشته باشه این بحثا...
 ضمنا این اخلاق  ضایع کردن بقیه تو ایرانیا خیلی  دیده میشه ایشالا که تو این گروپ نباشه
اغراق اولیه رو هم به فال نیک میگیرم شاید اگه انقد شارپ نبود این همه نظر نمی دیدیم و کمتر چیز یاد می گرفتیم :) 

2013/3/1 Mostafa Kazemi <ms.ka...@gmail.com>

Saba Mohammadi

unread,
Mar 1, 2013, 4:57:20 AM3/1/13
to resanaf...@googlegroups.com
آقای کاظمی اگه حالش رو داشتین بعدا تو جلسات یه کم هم درباره خود سفسطه
برامون توضیح بدین
من به شخصه وقتی شما یه اصطلاحی رو به کار میبرید که زیاد درباره اش
نمیدونم اذیت میشم
مثل "اگزیستانسیالیسم" دفعه قبل :دی
یه جورایی احساس میکنم چون اطلاعات کافی ندارم اگر(صرفا اگر!) خود این
تحلیل شما که متن رو با یک کلمه ی از نظر من نامانوس مثل "سفسطه" متهم
میکنید، خودش یه جور مغالطه باشه من متوجه نمیشم
ممنون میشم اگر در این زمینه منبع خوبی بهم معرفی کنید
راستی: به عنوان مسئول این گروه فرهنگی از حامد ولی پور و همه کسانی که
در این بحث شرکت کردند ممنونم
( ضمن درک نگرانی معین ، مطمئنم که ما جنبه لازم برای چنین بحثی رو داریم )
>>>>>> ------------------------------
>>>>>> *From:* Kousha Kalantari <kous...@gmail.com>
>>>>>> *To:* resanaf...@googlegroups.com
>>>>>> *Sent:* Thursday, February 28, 2013 5:53 PM
>>>>>>
>>>>>> *Subject:* Re: مردم ایران زامبی شده‌اند

Niusha Navidi

unread,
Mar 1, 2013, 5:27:40 AM3/1/13
to resanaf...@googlegroups.com
تبليغ زيرپوستي عالي بود :دي
تو موارد مشابه نظر سبا رو تائيد ميكنم ولي فكر كنم اينجا سفسطه دنبالش معرفي شده كه حداقل تو اين مثال خاص منظور چيه، يعني آدم اگه معني لغوي سفسطه رو ندونه هم منظور نويسنده رو باتوجه به توضيحات بعدي ميفهمه. حالا شايدم اصلاً من اشتباه فهميدم ولي فكر كنم منظور از سفسطه همين بود كه فضاي شروع با فضاي نتيجه گيري فرق داره مثلاً. ولي منم وقتي كلمه ي گنده (گنده واسه خودم :دي) تو يه متن ميبينم حتي وقتي معنيشم در ادامه اش اومده يه كم اذيت ميشم و ارتباطم با متن كم ميشه!
>>>>>> 2013/2/28 Hamed Valipour <>>>>>>   ------------------------------

Mostafa Kazemi

unread,
Mar 1, 2013, 7:51:45 AM3/1/13
to resanaf...@googlegroups.com

ممنون ازتون که گوشزد کردید. راستش همونطور که خانم نویدی گفت حسم این بود که ادامه مطلبم بیان کننده موضوع سفسطه هستش که گویا خیلی نبوده و عذر خواهی میکنم از جهت  این قصور.
باس ببخشید که از موضوع بحث داریم منحرف میشیم ولی من باب یه توضیح کلی برا فهم ایمیل قبلیم: تاریخ سفسطه و ریشه و ایناش با یه گوگول کردن کوچولو میفهمید که بر میگرده به قرن 5 و 4 قبل از میلاد تو یونان. دو دوره داشته قدیم و جدید که قدیمش مال قرن 5 بوده و جدیدش مال قرن 4. سفسطه این بحث از نوع قرن 5 ق.م هستش. ابداع کننده هاش سوفسطائیان بودند که به نوعی پدران تفکر اگزیستانسیالیست(عذر خواهی مجدد) شناخته میشند. تفکرشون این بوده که هر چیزی رو صرفا با بحث و مجادله میشه قبولوند(نه اثبات کرد) حتی بعضا توی تاریخ این گروه افتخاراتی همچون سیاه جلوه دادن سفید در نظر مردم دیده شده. شیوه های بیان و مجادله خیلی جالبی دارند و از فنون سخنوری به طرز عجیبی استفاده میکردند. همزمان با دوره سیاست ورزی یونان شکل میگیره که اتفاقا سنای اون زمان هم از این شیوه بسیار بهره جسته(اینو شنیدم منبع ندارم)
سفسطه یا به قول خانم رئیس(:دی) مغالطه این ایمیل از نوع آماری هستش که تو سیاست خودمون کم نمیبینمش. شیوه کارش اینجوریه که با حاکم کردن یه فضای اعتماد یا دوگانه در بحث به آماری استناد میشه که بدون منبع هستش و خود به خود ذهن شنونده یا خوننده جلوی پرسش و درخواست منبع رو میگیره چرا که ذهن تو فضای اعتماد یا یه فضای دیگه هست. دقیقا مثل مناظرات انتخابات قبلی که به کرات شاهد استفاده از این روش بودیم.

دو تا پی دی اف پیوست کردم یکیش کمه و برا یه نگاه سرسری مناسبه که کلن این فضای مباحثات رو ترسیم میکنه(مقاله دکتر معصوم از پژوهشگاه علوم انسانی) دومی ترجمه فصل 6 کتاب The Art of Reasoning with Symbolic Logic هستش که مفصل داره انواع مغالطات رو بیان میکنه.(اگه کسی کل کتابو داره من در به در دنبالشم)
بازم عذر میخوام اگه از موضوع بحث خیلی فاصله گرفتم
 
2013/3/1 Niusha Navidi <niusha...@gmail.com>
20100830153841-mfhvm_dyalktyk_dr_flsfh_aflatvn.pdf
mghaltat.pdf

Moein Khazraee

unread,
Mar 1, 2013, 9:22:37 AM3/1/13
to resanaf...@googlegroups.com
بحث خیلی فنی و خوب و منطقی داره می شه ... اتفاقا باید ادامه بدیم ... تو گروپ 7 ایا رسما فحشی بود که داده می شد ... با یه سری حرفای بی پشتوانه تعصبی ... ولی اینجا خیلی خوب بود 
فقط توصیه می کنم تو جلسه بعدی یه کلیات برای این جور ایمیلها در نظر بگیریم ... خیلی ساده، در این حد که فحش ندیم و اینا! :دی


2013/3/1 Mostafa Kazemi <ms.ka...@gmail.com>
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages