هر چند من از ایمیل های زنجیره ای خوشم نمی آد، ولی ذکر این نکته رو بد نمی دونم که این عکس ها یک نکته ی مهم رو در مورد دنیایی که هاکسلی به نمایش کشیده کلا در نظر نگرفتند، و اون اینه که کسایی که توی اون دنیا زندگی می کنن هیچ کنترل و اراده ای ندارند و در نهایت با زور ه که دارن از قوانین پیروی می کنن. البته نه زور مستیقیم، اون ها اول از زمان جنینی با کنترل کردن فرآیند رشد جنین ضریب هوشی هر شخص رو معین می کنن، و بعد بر اساس اون ضریب هوشی از خردسالی یک سری عقاید ثابت رو در گوش اون ها تکرار می کنن، این باعث می شه که فکر اون ها بسته شه و اصلا نتونن به چیزی به جز اون عقاید فکر کنن. در نهایت هر کسی که تونست به هر دلیلی از این چهارچوب فکری تعریف شده فرار کنه و چیزهایی خلاف سیستم رو فکر کنه، رسما حذف فیزیکی می شه (مثل کاری که در نهایت با دو قهرمان داستان شد، تبعید)
این خیلی خیلی متفاوت ه با فرآیندی که ما الان در جامعه طی می کنیم، شاید الان با پیشرفت تکنولوژی خیلی از چیزهایی که این کاریکاتورها گفتن درست باشه، ولی بر خلاف دنیای هاکسلی، اینجا هیچ کس مجبور نشده (نه به طور صریح، نه به طور غیر صریح) که از این روند پیروی کنه، هر کس اختیار داره که این روند رو پیش بگیره یا نه.
این دید که تکنولوژی باعث تخریب جامعه می شه دید خطرناکی ه که با یک سویه نگاه کردن به تکنولوژی و نادیده گرفتن اثرات مثبت اش به وجود می آد. این دید این رو در نظر نمی گیره که شاید الان با به وجود اومدن اینترنت سیل ای از اطلاعات به سوی مردم سرازیر شده و اکثریت رو نسبت به اطلاعات بی اعتنا کرده، ولی پیش از اون دسترسی به اطلاعات اینقدر سخت بود که همین اکثریت هیچ وقت به خودش زحمت نمی داد بهش دسترسی پیدا کنه.
این دید به این نکته توجه نمی کنه که شاید افزایش دسترسی به اینترنت باعث بشه اکثر مردم سرگرم استفاده از محتواهای پوچ و بی فایده بشن، اما از طرف دیگه امکان دسترسی به اطلاعات رو از یک چیز لوکس که فقط برای اشخاصی با توانایی مالی بالا ممکن بود به یک چیز معمول تبدیل کرده، و این باعث می شه هر کسی با هر سطح مالی ای بتونه با استفاده از این اطلاعات زندگیش رو بهبود ببخشه، البته به شرطی که خودش بخواد.
شاید اکثریت مردم مسیری رو انتخاب کنن که داخل این عکس ها به تصویر کشیده شده (مثل دیدن فیلم های بی معنی، دنبال کردن سریال های پوچ، کتاب نخوندن و …) ولی نباید این رو فراموش کرد که قبل از این که دنیا با این تکنولوژی ها هم آشنا بشه، اکثریت مردم با روش های دیگه ای خودشون رو سرگرم می کردند.
نمی شه از همه ی مردم انتظار داشت که رفتار فرهیخته ای داشته باشن، همونطور که داخل کتاب دنیای قشنگ نو هم اشاره شده، نمی شه یک جامعه داشت که همه ی مردمش فرهیخته و با دانش باشند. هر جامعه ای به طیف کامل مردم نیاز داره، چون در جامعه ای که همه فرهیخته باشند کسی حاضر نیست کارهای ساده و پیش پا افتاده رو انجام بده و جامعه به هرج و مرج کشیده می شه.
این دید یک سویه به تکنولوژی و مخصوصا به مقوله ی دسترسی آزاد به اطلاعات ( که من حس می کنم این متن و عکس ها اون رو هدف قرار داده) دید خیلی خطرناکی هست، چون مردم رو تشویق می کنه که از منابع اطلاعاتی ای که آزاد اند و همه می تونن توش حرف خودشون رو بزنن فاصله بگیرند. این فاصله گرفتن فقط منجر به نا آگاهی می شه، و چه چیزی بهتر از مردمی نا آگاه برای کنترل کردن؟
ببخشید که طولانی شد.
--
با احترام
محمدمهدی محاوری