نیای اوروِل در مقابل دنیای هاکسلی

10 views
Skip to first unread message

Ali Asghar Abdolkarimi

unread,
Jan 20, 2015, 7:22:10 AM1/20/15
to resanaf...@googlegroups.com



سلام

ماجرا درباره کتابیه که در حدود سال 1950 توسط هاکسلی نوشته شده و گویا به دنیای امروز شباهت های زیادی داشته و پیش بینی خیلی مسائل رو کرده... مقایسه این کتاب و کتاب 1984 اثر جرج اورول از نظر محتوایی و نوع نگاه به آینده جالبه...

دنیای اوروِلی در مقابل دنیایی که هاکسلی مجسم کرده بود

استیوارت مک‌میلان که یک هنرمند بسیار بااستعداد است در کمیک زیر، دو دنیای اورول و دنیایی که هاکسلی تجسم کرده بود را با هم مقایسه کرده است:
ultivating-knowledge-just-consuming-information
خب! به نظرتان دنیای کنونی ما به کدام یکی از دنیاهای ۱۹۸۴ یا دنیای قشنگ نو شبیه‌تر است؟
 دنیای کنونی ما بیشتر شبیه دنیای هاکسلی شده است و البته صفاتی از دنیای ۱۹۸۴ هم را هم به ارث برده است.
سخن قصاری از ری بردبری وجود دارد:
«برای سوزاندن یک کتاب بیش از یک راه وجود دارد…برای نابود کردن یک فرهنگ نیازی نیست کتابها را سوزاند. کافیست کاری کنید مردم آنها را نخوانند…»
و حالا باید قبول کنیم و اعتراف کنیم که بی‌علاقگی و گاه هراس مردم از کتاب، کم‌مایه شدن ذهن‌ها، ناآزموده بودن و خام‌دستی بسیاری از تحصیل‌کرده‌ها برای نوشتن چند جمله عادی، تبدیل به امورات روتینی شده‌اند.
تا مدتی بعد اینترنت ۳g البته به سبک ایرانی، عده بیشتری از ایرانی‌ها را آنلاین خواهد کرد، اما آیا اینترنت سریع‌تر با کیفیت بهتر، باعث دانش‌افزایی و تعقل بیشتری در ما خواهد شد؟
بسیار دردناک است که وقتی وارد شبکه‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌های پیام‌رسانی می‌شویم، می‌بینیم که عده کمی از دوستانمان قدرت آفرینندگی، لینک‌دهی هدفمند و به‌روزرسانی‌های هوشمندانه را دارند. ما به «مصرف‌کننده ي صرف» بودن عادت کرده‌ایم.
در اینترنت، لطیفه‌ها و تصاویر سرگرم‌کننده زیادی دست به دست می‌شوند و جالب است که بسیاری از کاربران تنها کپی‌پیست کننده این مطالب هستند. آنها نمی‌توانند حتی برای سرگرمی و مطرح‌کرده خودشان یک ویرایش ساده عکس انجام بدهند و مثلا عبارت متنی زیبایی را با فونت خوب روی یک عکس مرتبط درج کنند.

پ.ن: خیلی غمگینه که فکر کنی هر چیز خوبی که تو دنیا داری در راستای یه نقشه از پیش تعیین شده ست که تو سرت باهاش گرم باشه و یه عده دیگه به اهدافشون برشن:(








Seyed Mohammad Farzaneh

unread,
Jan 20, 2015, 9:36:20 AM1/20/15
to resanaf...@googlegroups.com
به نظرم هر دو دنیای اورول و هاکسلی یه مشکل اساسی دارن و اونم اینه که "تئوری توطئه" به صورت پیش فرض جزء جدانشدنی هر دنیاست. این که یه سری افراد با یه "نقشه از پیش تعیین شده" قراره که سر ما رو گرم کنن رو موافق نیستم.  
با این قسمت موافقم که مصرف کننده شدیم، تقصیر خود ماست. نه کسی دیگه. 


M. Farzaneh
Senior Student
Electrical Eng. Department
Sharif University of Technology


--
You received this message because you are subscribed to the Google Groups "رسانا فرهنگی‌" group.
To unsubscribe from this group and stop receiving emails from it, send an email to resanafarhang...@googlegroups.com.
For more options, visit https://groups.google.com/d/optout.

Mahdi Mohaveri

unread,
Jan 20, 2015, 4:44:57 PM1/20/15
to resanaf...@googlegroups.com
هر چند من از ایمیل های زنجیره ای خوشم نمی آد، ولی ذکر این نکته رو بد نمی دونم که این عکس ها یک نکته ی مهم رو در مورد دنیایی که هاکسلی به نمایش کشیده کلا در نظر نگرفتند، و اون اینه که کسایی که توی اون دنیا زندگی می کنن هیچ کنترل و اراده ای ندارند و در نهایت با زور ه که دارن از قوانین پیروی می کنن. البته نه زور مستیقیم، اون ها اول از زمان جنینی با کنترل کردن فرآیند رشد جنین ضریب هوشی هر شخص رو معین می کنن، و بعد بر اساس اون ضریب هوشی از خردسالی یک سری عقاید ثابت رو در گوش اون ها تکرار می کنن، این باعث می شه که فکر اون ها بسته شه و اصلا نتونن به چیزی به جز اون عقاید فکر کنن. در نهایت هر کسی که تونست به هر دلیلی از این چهارچوب فکری تعریف شده فرار کنه و چیزهایی خلاف سیستم رو فکر کنه، رسما حذف فیزیکی می شه (مثل کاری که در نهایت با دو قهرمان داستان شد، تبعید)

این خیلی خیلی متفاوت ه با فرآیندی که ما الان در جامعه طی می کنیم، شاید الان با پیشرفت تکنولوژی خیلی از چیزهایی که این کاریکاتورها گفتن درست باشه، ولی بر خلاف دنیای هاکسلی، اینجا هیچ کس مجبور نشده (نه به طور صریح، نه به طور غیر صریح) که از این روند پیروی کنه، هر کس اختیار داره که این روند رو پیش بگیره یا نه. 

این دید که تکنولوژی باعث تخریب جامعه می شه دید خطرناکی ه که با یک سویه نگاه کردن به تکنولوژی و نادیده گرفتن اثرات مثبت اش به وجود می آد. این دید این رو در نظر نمی گیره که شاید الان با به وجود اومدن اینترنت سیل ای از اطلاعات به سوی مردم سرازیر شده و اکثریت رو نسبت به اطلاعات بی اعتنا کرده، ولی پیش از اون دسترسی به اطلاعات اینقدر سخت بود که همین اکثریت هیچ وقت به خودش زحمت نمی داد بهش دسترسی پیدا کنه.

این دید به این نکته توجه نمی کنه که شاید افزایش دسترسی به اینترنت باعث بشه اکثر مردم سرگرم استفاده از محتواهای پوچ و بی فایده بشن، اما از طرف دیگه امکان دسترسی به اطلاعات رو از یک چیز لوکس که فقط برای اشخاصی با توانایی مالی بالا ممکن بود به یک چیز معمول تبدیل کرده، و این باعث می شه هر کسی با هر سطح مالی ای بتونه با استفاده از این اطلاعات زندگیش رو بهبود ببخشه، البته به شرطی که خودش بخواد.

شاید اکثریت مردم مسیری رو انتخاب کنن که داخل این عکس ها به تصویر کشیده شده (مثل دیدن فیلم های بی معنی، دنبال کردن سریال های پوچ، کتاب نخوندن و …) ولی نباید این رو فراموش کرد که قبل از این که دنیا با این تکنولوژی ها هم آشنا بشه، اکثریت مردم با روش های دیگه ای خودشون رو سرگرم می کردند.

نمی شه از همه ی مردم انتظار داشت که رفتار فرهیخته ای داشته باشن، همونطور که داخل کتاب دنیای قشنگ نو هم اشاره شده، نمی شه یک جامعه داشت که همه ی مردمش فرهیخته و با دانش باشند. هر جامعه ای به طیف کامل مردم نیاز داره، چون در جامعه ای که همه فرهیخته باشند کسی حاضر نیست کارهای ساده و پیش پا افتاده رو انجام بده و جامعه به هرج و مرج کشیده می شه.

این دید یک سویه به تکنولوژی و مخصوصا به مقوله ی دسترسی آزاد به اطلاعات ( که من حس می کنم این متن و عکس ها اون رو هدف قرار داده) دید خیلی خطرناکی هست، چون مردم رو تشویق می کنه که از منابع اطلاعاتی ای که آزاد اند و همه می تونن توش حرف خودشون رو بزنن فاصله بگیرند. این فاصله گرفتن فقط منجر به نا آگاهی می شه، و چه چیزی بهتر از مردمی نا آگاه برای کنترل کردن؟


ببخشید که طولانی شد.

--
با احترام
محمدمهدی محاوری
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages