آيا جايي براي ترديد در كشف حقيقت وجود دارد!
چه زمانهاي است اين دوران
و چه آزموني است بزرگ براي تمامي انسانها
شايد زماني نه چندان دور، بر سر مسايل سياسي و مذهبي و ديدگاههاي مختلف و گاهي متضاد جناحهاي سياسي و حتي علما و مجتهدين، من نيز دچار ترديد و شك ميشدم كه حق با كدامين گروه ميباشد؟
در اين شك و ترديدها، با خود تامل ميكردم و به خود ميگفتم كه اين اختلافات بر سر ديدگاهها و نوع نگاه آدمها به مسايل مختلف ميباشد و اصلا بديهي و طبيعي است كه بايد اين اختلافات وجود داشته باشد و هيچ گاه بر سر حقانيت و انسانيت اين گروهها و مراجع و علما دچار ترديد نشده بودم!
غافل از آن بودم كه اين حكومت و قدرت است كه با ابزار قراردادن مذهب به خود قدرت بيشتر ميبخشد و ازآن به عنوان ابزاري براي مشروعيت به كارهاي نادرست خود استفاده ميكند.
و چقدر چرخش فلك زيباست و چگونه ميشود كه به يكباره و با يك چشم به هم زدن حق و باطل پوشش خود را آشكار ميكنند و به چنين روشني مقابل هم به صفآرايي ميپردازند.
جابجايي راي 20 ميليون نفر و واژگون نشان دادن آن
ملت فهيم و آزاده ايران را بردگاني براي صاحبان قدرت تصور كردن و ارايه اكاذيب، تهمت و افترا به شخصيتها
برعكس نشان دادن واقعيتها
هتك حرمت و تجاوز به آزاديخواهان در بند كه تنها سلاح آنها اعتقاد و باورشان هست
خشونت و كشتار مردم بيدفاع
ديگر اختلاف بر سر شيوه اداره امور يا نوع نگرش و تفكر نيست،
اختلاف بر سر اصول و ارزشهاي انساني است.
موضوع بر سر مذهب نيست.
موضوع بر سر انسانيت و حقانيت هست
واي بر ما
چه نشانههايي واضحتر و روشنتر از اين موارد براي كشف حقيقت و واقعيت براي هر انساني لازم است!
و چگونه ميشود كه افرادي بر اين نشانهها و واقعيتها چشم و گوش خود را بستهاند و در عجبم كه تا چد حد مال و قدرت و جان ميتواند نافذ و سحرآميز باشد.
و چيست نقش من و تو در اين اتفاق و حماسه بزرگ
عناد، بيتفاوتي، سكوت يا
حركت و تلاش در جهت بيدارنمودن ميل به حقيقتيابي و آزاديخواهي
و تا كي اين همه استعداد و نعمتهاي بيكران الهي كه در سرايمان ايران وجود دارد، بايد تحت تسلط و چپاول مستكبرين خارجي يا بدتر و متاسفتر از آن، مستكبرين داخلي باشد!!
بر خيز، برخيز
براي طلوعي ديگر