RE: اين هم يک تلويزيون ديگر حامی آمریکا بر علیه احمدی نژاد در کانادا / تلویزیون راه حل

0 views
Skip to first unread message

Bench

unread,
Sep 30, 2012, 4:27:17 PM9/30/12
to LMail, KMail

مهوش خانم عزيز،

باتشکر از مطلبی که ارسال فرموديد،

بايد تآکيد کنم که متآسفانه دزدی ويا بغارت گرفتن نتيجه تلاش ديگران هميشه بوده وهست

واتفاقآ خود من (درسطح ناچيز خود) نه تنها بارها طرف مظلوم اين نا جوانمردی قرار گرفته ام،

بلکه مکرر به ابعاد مخرب سياسی و اجتماعی آن اشاره کرده ام.

آخرين بار روز بيستم ويکم سپتامبر بود که د رحاشيه مقاله ای از سعيد حجاريان در جواب يکی از خوانندگان نوشتم (1):

"متآسفانه در همه زمينه ها تا بوده همين بوده و چه بسيار وجدانهای بيداری در مذهب واخلاق و ايدئولوژيهای گوناگون آمدند و فرياد برآوردند که هنوز هم انعکاس صدايشان را در اعماق تاريخ ميتوان شنيد ولی بمحض اينکه دار فانی را وداع گفتند بازهم اين توانگران بودند که مذهب و اخلاق و ايده ئولوژی آنها را بعنوان سرمايه بيشتر بکار گرفتند تا بر پشت  مردم بيشتری در هرم شيطانی خود سوار شوند"

با اين مقدمه، امروز صبح فرصت کردم تا تمامی اين کليپ چهل وپنج دقيقه ای را تماشا کنم.

متآسفانه با هيچکدام از طرفين اين مصاحبه آشنا نيستم وبهمين دليل نميتوانم درباره شخصيت ويا وابستگيهای ايشان اظهارنظر کنم.

ولی اثری از دزدی و شارلاتان بازی در متن مصاحبه نديدم،

برعکس آنچه بود پرسش وپاسخ ساده ای بود که بروال معمول مصاحبه گر مطلبی را بعنوان نظر خو دش مطرح ميکرد.

طرف مقابل هم يآ با آن موافق بود و يا با ديد ديگری آنرا تحليل ميکرد.

درحاليکه من وشما ويا هر بيننده ديگری ميتواند با عقيده آنها موافق ويا مخالف باشد،

والبته شما هم دلائل خود را داريد.

ولی اين مدرک برای اتهام سنگينی که وارد کرديد کافی نيست،

وهمانقدر عجولانه قضاوت کرديد که آقای شريعتمداری در بعضی از موارد در کيهان ميکند.

متآسفانه اين روش غلط چه بسيار ايران دوستان بالقوه را به دشمنان بالفعل تبديل ميکند.

و پيچ و مهره های بيشماری ميشوند در سيستم اختاپوسی نظام سلطه.

شايد بهتر باشد هر از گاهی يادی بکنيم از فرهنگ غنی خودمان که در اين مورد بخصوص آورده است:

لقمان را گقتند ادب از که آموختی، گفت از بی ادبان.

پس پرهيز کنيم ازهر چه کردند وخوشمان نيامد.

آشتی

محمد پورقوريان

1.      http://iranian.com/main/2012/sep-50

 


Subject: [Kamaal Msg# 2980] Digest for kam...@googlegroups.com - 1 Message in 1 Topic

 

Group: http://groups.google.com/group/kamaal/topics

§  این هم یک تلویزیون دیگر حامی آمریکا بر علیه احمدی نژاد در کانادا / تلویزیون راه حل [1 Update]

mahvash n <mahva...@gmail.com> Sep 29 08:20AM -0700  

دزدی انواع و اقسام دارد عده ای مبارز ، با تحمل مشقات مبارزه ای را جلو می
برند یک عده دزد می آیند سر سفره حاضر آماده می نشینند . در طول تاریخ تمام
انسانهای ارزشمند ، مبارز در زمان خودشان توسط همین انسانهای مزور و دروغگو
،از بین رفته اند به شکلها مختلف و بعد از آنها قهرمان ساختند و عده ای با
نقاب خود را پشت اسم آنها قایم کرده اند . مصدق یکی از کسانی است که در زمان
خودش همین افراد او را به زمین زدند و حال اسم او را بهانه کرده اند. چه کسی
است که نداند ملی شدن نفت توسط فاطمی به مصدق پیشنهاد شد و انگلیس و آمریکا
خوب میدانست که فاطمی اهل سازش نیست و خوب میدانست نقطه ضعف مصدق را که به
خاطر پایگاه طبقاتیش بالاخره کوتاه خواهد آمد که حدسشان هم درست بود وعلی رغم
نیت خوبی که مصق داشت نقطه ضعف او در مورد کم بهادادن به دشمن ، منجر به
کودتان آمریکائی ، انگلیسی شد. تمام کسانی که مدام به احمدی نژاد حمله می
کنند جوابگو نیستند که مصد ق که شازه بود با آمریکا هم خوب بود چرا آمریکا او
را از بین برد ؟ کراوات هم میزد فرانسه هم صحبت میکرد ..در همان زمان هم به
مصدق می گفتند کوتاه بیا و ماجراجوئی نکن .....زمانی که زن دکتر فاطمی
ارزشمندترین یادگار همسرش دکتر فاطمی را تقدیم احمدی نژاد کرد و گفت شما من
را به یاد همسرم می اندازید این دروغگویان طرفدار مصدق به روی خود نیاوردند
در صورتیکه اگر مغرض نبودند باید از خود می پرسیدن چرا همسر دکتر فاطمی این
کار را کرد ؟ جالب است که این دروغگویان مزور کنار مرتجعین ایران قرار گرفتند
ک به زن فاطمی و به خاطر اینکه دکتر احمدینژاد او را پذیرفته بود حملات شدید
کردند ....چه جالب است که دست دروغگویان با محک زدن رو میشود ....حالا همین
افراد معلوم الحال فکر میکنند با دوانتقاد از اسرائیل و کانادا می توانند با
زدن احمدی نژاد نیت آمریکا را به پیش ببرند. احمدی نژد یک تفکر است اگر
چه ضحاکان زمان بوسیله همین تکنولوژی در صدد خوردن مغزها هستند و امکانات مالی
خود رادر جهت اهداف سیستم ضد بشری سرمایه داری بکار می برند اما بدانید احمدی
نژاد تفکر است که از از بین رفتنی نیست اما شماها که مدام به خاطر چند صباحی
زندگی ننگین خود هر بار یک کراوات می زنید و می نشینید ادای روشنفکران را در
می آورید بدانید توده عظیم مردم در دنیا که به خوبی امپریالیزم آمریکا را می
شناسند تن به تحلیهای مغرضانه شما نخواهند داد . این مردک حقیر سلطان پور که
نه قدرت تجزیه تحلیل دارد نه سواد سیاسی بند می کند به شایعه "هیئت صدو بیست
نفری همراه دکتر احمدی نژاد " امثال سلطانپورها باید بداند که برای توده
زحمتکش مردم حرفهای شما خریدار ندارد و تنها می توانید افر اد مرفه و ترسو و
یا بی سوادان سیاسی را که فقط دو سایت را دنبال می کنند و وارد کار سیاست
میشوند را جذب کنید .
روشنفکرانی را که در طول تاریخ در در مکانهای گرم و راحت خود به تعریف جهان
می پردازند نه مثل احمدی نجات شجاع و انقلابی در بطن ماجرا شرکت کند ودر پی
تغییر جهان باشد.
شماها نمی توانید شجاعت انسانی مثل احمدی نژاد را درک کنید که از موقعیت خودش
از ایمان خودش به نفع محرومین جهان استفاده کرد. روحیه سازشکاانه و محافظه
کاره اتان آزادگی را نیز از امثال شماها گرفته است نه درکی از ایمان و اعتقاد
دارید نه درکی عمیق از پدیده ها.
امثال سلطان پور ها و حق گو ها و راه اندازان تلویزیون راه حل ، دوستانشان
همان دزدانی هستند که ثروت ملی را به کانادا آورده اند و احمدی نژاد با آنها
در حال مبارزه است همان کسانی که مشگلات عدیده ای در مورد ارز و احتکار اجناس
بوجود آورده اند و اتقاقا" درست مانند زمان مصدق کاری کردند تا او را از نظر
اقتصادی زمین زدند و شرایط کودتا را بوجود آوردند. مصدق از مردم خواست اوراق
قرضه بگیرند و فقط مردم عادی به مصدق کمک کردند نه این سرمایه داران وابسته
به بازار حالا دوباره همین وابستگان به سرمایه داری رانت خواری ، که می
خواهند دوباره ضربه به استقلال سیاسی اقتصادی ایران بزنند ، و نهایتا" وابسته
به تفکرات اقصادی عسگراولادی ها و رفسنجانی هاو رضائی ها هستند ، برای ما
نقاب زده ان و به اسم دفاع از ایران میخواهند دولت ملی و شجاع احمدی نژاد را
مورد حمله قرار دهند .
با تطبیق شرایط تاریخی که دقیقا" مانند زمان ظهور فاشیزم هیتلر در آن زمان
هستیم ، کسانی که دولت ملی ، شجاع و انقلابی احمدی نژآد را مورد حمله قرار
میدهند ، باید بدانند که ننگ تاریخ را بار دیگر برای خود خریده است . لااقل
اگر از مردانگی که به غلط صفتی است که به مردان داده شده است بوئی نبرده اید و
از وابستگی های حقارت وار مالی و ایدئولوژیکی خود نمی توانید بگذرید به
معنای واقعی کلمه خفه شوید و ساکت بمانید . ساکت ماندن در این شریط نیز نوعی
شرافت است که به نظر می رسد نه مردانگی نه شرافت در وجودتان میباشد و به این
وسیله فقط به شکل دیگری در پی اهداف امپریالیزم هستید .....
.این هم لینک تلویزیون" راه حل " با چهره ای متفاوت برای زدن دولت انقلابی .
این تلویزیون نیز سعی دارد راه حلی پیدا کند ..تا احمدی نژاد دیگری رئیس جمهور
نشود و اهداف اوباما برای تصرف ایران به شکل دیگری پیش رود.
م.ن
لینک مصاحبه
 
 
http://youtu.be/-Lw35gQviak
گفت وگوی سعید سلطانپور با جلیل مرتضوی روزنامه نگار - مدیر سایت
www.usiranaffairs.com در مورد سفر احمدی نژاد به سازمان ملل - ارتباط ایران
وامریکا - نقش لابی اسرائیل - ارتباط مجاهدین با لابی اسرائیل در این زمینه -
حمایت مجاهدین از رضا مریدی نماینده لیبرال ریچموند هیل و همکاری مریدی با
لابی اسرائیل در کانادا بر علیه جامعه ایرانی برنامه تلویزیونی راه حل - سپتا
مبر 27 -2012 *US _Iran affairs. *
*Ahmadi Nezhad Trip to UN-*
* Israeli Lobby relationship between MKO and Israeli Lobby- *
*support from Reza Moridi , LIB MPP, and Reza Moridi role for Israeli lobby
in **Canada** against Iranian Canadian community interests*

 

You received this message because you are subscribed to the Google Group kamaal.
You can post via email.
To unsubscribe from this group, send an empty message.
For more options, visit this group.

--
Please visit http://laal.org/Group/RGandTU.htm for a general description, guide, rules, and terms of use.
 
This is a mailing list for "Kamal Cultural Foundation, Inc." group
To join this group please visit http://tinyurl.com/kamaalgroup.
To post to this group, send email to kam...@googlegroups.com
To stop receiving email from this group, send email to
kamaa...@google.com
To visit the archive site of this group, please visit http://tinyurl.com/KamaalArch
To visit public site of Kamal Cultural Foundation, inc. (in Persian), please visit http://kamaal.us

Bench

unread,
Oct 1, 2012, 10:15:13 PM10/1/12
to LMail, KMail

مهوش خانم عزيز،

با سلام متقابل و اظهار تآسف از اينکه بنظر ميرسد مطلب آنطور که بايد وشايد مفهوم نشد.

شما يک مطلب بسيار مهم مطرح کرديد که منهم با اصل موضوع (نه اتهامتان) موافق بودم وهستم،

اختلاف ما در اين بود که شما برای اتهام خود يک کليپ ارائه فرموديد که برای من نوعی کافی نبود.

بهمين دليل با قيد اينکه من آنها را نميشناسم وشما هم دلائل خود را داريد،

يادآورشدم که اين مدرک برای آن اتهام سنگين کافی نيست.

وهنوزهم همينطور فکر ميکنم.

 

بياد دارم که پدرم در بچگی مطلبی را برايم گفت که بعدها آنرا به اشکال مختلف مطرح کرده ام.

آنچه ملکه ذهن من شد که لزومآ بيان او نيست در سه جمله زير خلاصه ميشود:

الف. هم آدمهای خوب کار بد ميکنند وهم آدمهای بد کار خوب.

ب. اگر آدم خوب کار بدی کرد آنرا بحساب اشتباهاتش بگذار.

ج. اگر آدم بدی کار خوب کرد، بهوش باش که امکان دارد نيت شومی در کار باشد.

مشکل اينجاست که چگونه آدم خوب را از بد تشخيص بدهيم.

در حاليکه من هنوز راه حل قاطعی برای اين تشخيص ندارم،

سيستم رسانه ای غرب براحتی از اين ضرب المثل انگليسی استفاده ميکند که:

اگر خواستی سگت را بکشی اول بدنامش کن.

متآسفانه بسياری از آدمهای خوب، اول سگ را ميکشند وبعد بيهوده تلاش ميکنند تا کار خود را توجيه کنند.

 

شما در اين جوابيه مطالب درستی را مطرح فرموديد،

ولی در رابطه با اتهامتان فقط ادعا ميکنيد آنها را خوب ميشناسيد،

وحتی يک نمونه قابل لمس از کار آنها را در اين باره ارائه نفرموديد.

درست مثل اينکه من کسی را متهم بقتل کنم وبعد بجای مدرک قثل خصوصيات قاتلان را تجزيه وتحليل کنم.

در اينصورت هر کسی ميتواند نسبت به تجزيه وتحليل من، موافق، مخالف ويا بيتفاوت باشد.

ولی شعور متعارف کمتر کسی اين تجزيه وتحليل را "بتنهائی" دليل قتل ميداند.

اگر خود احمدينژاد را الگو قرار دهيم، او بجای حاشيه رفتن دقيقآ اصل مطلب را بيان ميکند.

با اينحال او را متهم به چرت وپرت گفتن ميکنند.

حالا انصاف داشته باشيد، چگونه انتظاز داريد که خواننده بصرف ادعای شما،

و بحث اکادميک خالی از رابطه مستقيم آن با حداقل يک شاهد عينی مربوط به موضوع،

اتهامتان را باور کند؟

 

لطفآ دقت بفرمائيد، من با مطالب شما هيچ مخالفتی ندارم،

وبعنوان ابراز عقيده حتی اگر مخالف بودم، برای نظرتان احترام قائل بودم

موضوع اتهام به اشخاص حقيقی نسبتآ نا شناخته است که نبايد بسادگی از آن گذشت.

چرا که در غير اينصورت چه تفاوتی است بين ما و آنها که براحتی هر انگی را بديگران ميبندند؟

 

درپايان، شايد بهتر باشد برای نمونه موضوع شريتمداری را بررسی کنيم.

من شمارا با شريعتمداری مقايسه نکردم.

فقط اينکار "بخصوص" را با "بعضی" از کارهای شريعتمداری مقايسه کردم.

والا او از صراحت بيشتری برخوردار است وحد اقل مورد اتهام را به روشنی بيان ميکند.

مثلآ ادعا ميکند احمدينژاد اظهار تمايل کرده است که با آمريکا رابطه برقرار کند.

در اين حالت خواننده چه موافق باشد، چه مخالف، ميتواند تحقيق کند که آيا واقعآ اين اتفاق افتاده است يا خير.

در چنين مواردی شريعتمداری با احمدينژاد همطراز است فقط ديدگاه متفاوتی دارند.

اولی رابطه با آمريکا را بر خلاف مصالح ايران ميداند و دومی برعکس والبته با شرايطی.

ولی مسئله به اينجا ختم نميشود.

 

چرا که شريعتمداری وارد مطلبی ميشود که ميتواند يک تسويه حساب شخصی با احمدينژاد باشد،

بدين معنی که ادعا ميکند رئيس جمهور از حيطه اختيارات خود پارا فراتر گذاشته است.

اين ادعا بظاهر درست ولی در باطن مزورانه است.

چون در عرف بين الملل حتی وقتی رؤسای جمهوربه قرارداد قطعی برسند،

بايد اين قرار داد بتصويب حاکميت داخلی  مثل مجلس وغيره برسد تا قابل اجرا باشد.

و اگر قرار باشد رؤسای جمهور نتوانند در سطوح بين المللی خواسته ها وشرايط خود را مطرح کنند،

نه تنها درها برای هميشه بسته است وخواهی نخواهی عواقب نا خواسته ای را ببار ميآورد،

بلکه بطرف مقابل اجازه ميدهد که تنها به قاضی افکار عمومی برود وراضی برگردد.

 

با اينحال اين احتمال وجود دارد که مسئله کوته بينی سياسی باشد تا تسويه حساب شخصی!

از قرارمعلوم پيشنهاد احمدينژاد با سردی طرف مقابل مواجه ميشود وميتواند غرور شريعتمداری را خدشه دار کرده باشد.

پس ادعا ميکند آمريکا سی سال است که ميخواهد با ايران رابطه سياسی داشته باشد.

و به اين دليل ازاين پيشنهاد بگرمی استقبال نکرده است چون ميداند از حيطه اختيارات احمدينژاد خارج است.

وبعد رئيس جمهور را به باد انتقاد ميگيرد شايد به اين دليل که غرور ملی ما را خدشه دار کرده است!

 

در حاليکه تفاوت فاحشی است بين اتهام وانتقاد،

هر روزنامه نگاری ميتواند رئيس جمهور را چه بحق و چه ناحق بباد انتقاد بگيرد.

ولی بقول خود شريعتمداری آنچه آمريکا ميخواسته رابطه بر اساس احترام متقابل نبوده.

پس اين چيزی نيست که احمدينژاد مثل خاتمی در پشت درهای بسته مطرح کند تا منجر بنوعی ديگر از محور شيطانی شود.

علاوه برآن در محضر قضاوت افکارعمومی دنيا پيشنهاد احمدينژاد، آمريکا را در تنگنا قرار ميدهد، نه ايران را.

البته امکان سناريوهای ديگری هم وجود دارد.

ولی حداقل خواننده با ديدی واقع بينانه تر به مسئله پيچيده وحساس يکی از چندين وچند مشکلات جهان امروزنگاه ميکند،

نه فضای مجازی اتهاماتی که ميتوانند درست ويا بی محتوا باشند.

 

برگرديم به ويدئو کليپی که ارسال فرموديد،

ادعای شما اين است که هدف جلوگيری از ارتقای شعور سياسی و دانش علوم اجتماعی است.

آنچه که من دراين ويدئو ديدم خلاف آنرا ثابت ميکند.

بعنوان نمونه مصاحبه گر مطلب همراهان احمدينژاد را که رسانه های صهيونيستی بر عليه او نهادينه کرده اند مطرح ميکند.

و طرف مقابل مطلب را ميشکافد که احتمال دارد مذاکرات ديگری بين ايران و آمريکا ويا کشورهای ديگری در جريان باشد.

در آنصورت وجود کارشناسان مربوطه توجيه پذير است.

با همين توضيح ساده شنونده درست مثل خوردن نوشداروئی ازافيون بيخبری رها ميگردد که تنها "هزينه" همراهان مطرح نيست.

چه اين مطلب درست باشد و چه غلط، ابعاد شعور متعارف مخاطب وسعت بيشتری پيدا ميکند.

و شايد به اين نتيجه برسد که رسانه های صهيونيتی از جای ديگری ناراحتند که هزينه همراهان را بهانه کرده اند.

آشتی

محمد پورقوريان

 

From: mahvash n 
Sent: Sunday, September 30, 2012 22:53
Subject: Re: اين هم يک تلويزيون ديگر حامی آمریکا بر علیه احمدی نژاد در کانادا / تلویزیون راه حل

 

آقای پورقوریان سلام

شما خود اظهار داشته اید که این افراد را نمی شناسید اما من کاملا"  آنها را می شناسم که چگونه با شر ایط مختلف تغییر رنگ میدهند برای همین مثال دزدانی که سر سفره حاضر را می نشینند را آوردم  ...مبارزه را افراد دیگر می برند جلو این دزدان بی هویت مدعی دموکراسی و آزادی بلندگو ها را از انسانهای مترقی می گیرند ، تا حرف درست را به شکل ناقص ترویج دهند و همچنان جاده صاف کن امپریالیست ها باشند.

دلیل اختلاف نیز مشخص است  نیروهای  ضد امپریالیزم تفاوت دارند با نیروهایی که  صرفا" مخالف آمریکا هستند. . 

 

آقای پورغوریان برای ترویج تفکر جامعه شناسی عملی نه تنها  هیچ بلندگوئی وجود ندارد بلکه این مزوران با آگاهی بلندگو درست میکنند تا از بحثی که سطح شئور سیاسی و دانش علوم اجتماعی را بالا ببرد جلوگیری کنند. خوش خیالی است اگر تصور شود اینکارها بدون قصد و نظر است.  تمام این سرمایه داران و کسانی که دستشان به دهانشان میرسد همگی در خدمت طبقه خود هستند  من داستانها دارم از دروغگوئی این افراد که بر مبنای تجربه شخصی است در راه کار مبارزاتی.  دست اندرکاران تلویزیون راه حل دروغگویان مزوری هستند که در بوته آزمایش قرار گرفته اند اشگال در این نیست که این افراد از طبقه خود حمایت میکنند اشگال این است که دم از حمایت از طبقه محروم می کنند و آنوقت رئیس جمهوری را که از روز اول روی کار آمدنش به نفع طبقه محروم کار کرد به نفع ستمدیدگان جهان از بلندگوهای بین المللی صحبت کرد را مورد حمله قرار میدهند  به قول شریعتی " اگر نمی توانی به مردم خدمتی بکنی برو تا خیانتی نکنی " ایکاش این افراد هم می رفتند و درخانه ها می نشستند به جای اینکه تلویزیون بزنند و دم از وطن دوستی بزنند.

 احمدی نژاد  خاری شد در چشم مردانی که از مردانگی فقط یک کراوات زدن را بلد هستند و پشت بلندگو نشستن و اظهار فضل کردن و یا اگر دستشان برسد معامله کردن و اختلاس کردن

از قرار شجاعت  دیگر  مد روز نیست  و انسان شجاع میشه " ماجرا جو " اما.سازشکاری ، حرفهای روشنفکرانه بدون محتوی و غیر علمی زدن ، و رنگ عوض کردن مد روز است . مدی که امپریالیستها رواج داده اند .

. .   

  از طرف دیگر متاسفم که  بنده را با شریعتمداری مقایسه کرده اید !! و از قرار اصلا" متوجه عرایض بنده طی ایمیل های متعدد بر علیه این جناح نشده اید.  جناج شریعتمداری کنار مصباح و مداحان فحاش همان کسانی هستند که بر علیه احمدی نژاد شمشیر کشیده اند  باید پرسید چگونه است که مافیای لاریجانی و رفسنجانی و کسانی که اختلاس کرده اند  ، تلویزیونهای ماهواره ای حمایت شده از سوی سی آی ای ،  سلطنت طلب ها و مجاهدین معلوم الحال   همه با هم با وجود تضاد فاحشی که تمام این جناجها و گروه های مختلف دارند ، در یک مورد با هم هم عقیده هستند  و آن هم زدن  احمدی نژاد است و برعکس چگونه است که  نیروهای متری و انقلابی  دور احمدی نژاد جمع شده اند . باید از خود پرسید چرا این اتفاق افتاده است ؟

مبارزین ضد امپریالیسیت  جواب این سئوال را به خوبی میدانند و  شناخت افراد و  اهداف آنها کار مشگلی نیست  اگر چه نه یکبار بلکه صدها بار  آنها رنگ عوض کنند .لیبرالهایی که با " دم نرم و نازک خودشان " آمریکا را می زنند  می توانند خودشان را وانسانهای نا آگاه و یا کسانی که آگاهانه بر مبنای وابستگی های حقیرانه ایدئولوژی ، طبقاتی ، و یا تعصبات شخصی در طی سالها حاضر به تحقیق در مورد حقایق نیستند را همراه خود کنند ، اما انسانهای انقلابی و ضد امپریالیست مقابل آنها می ایستند.

 مطمئنا" انسانهای عدالتخواه که  ضد امپریالیست هستند  با لیبرالهایی که صرفا " " مخالف آمریکا " هستند اگر امثال این برنامه ها ی تلویزیونی  را  نگاه کنند ،  دو برداشت مخالف خواهند داشت . دشوار است با کسانی که پدیده امپریالیست را نمی شناسند یا نمی خواهند بشناسند بحث و گفتگو کرد. آنها تصمیم خود را گرفته اند و همسو با نظریه پردازان سیستم سرمایه داری به هر ایدئولوژی که نظام سرمایه داری و نهایتا" امپریالیزم را زیر سئوال ببردخیلی " متمدنانه "  فحاشی میکنند تا امپریالیستها دلگرم شوند و  مودبانه انسانها را بمباران کنند . گاهی به اسم کمونیست الان نیز به اسم تروریست اسلامی  قتل عام کنند.


اگر معنای ادب ، سکوت در مقابل مزوران و دروغگویان ا و سازش با آنها و عدم افشای آنهاست ، همان بهتر که بی ادب بود فعلا" که تمام مفاهیم عوض شده این هم یکی از آن موارد

م.ن

2012/9/30 Bench <laal....@gmail.com>

Bench

unread,
Oct 2, 2012, 3:11:51 PM10/2/12
to LMail, KMail

مهوش خانم عزيز،

اتفاقآ بنظر ميرسد اين منم که نتوانستم شما را قانع کنم.

 

همانطور که بارها تکرار کردم نه تنها مشکلی با بحث در مواضع سياسی و گرايشات مختلف نيست، بلکه قدردانی هم ميشود.

مشکل اتهام به افراد است که ميتواند درست باشد ولی بايد وتآکيد ميکنم "بايد" قانع کننده باشد.

و اگر من ويا شما ويا هر کس ديگری اتهامی به اشخاص حقيقی وارد کرديم ونتوانستيم دلائل قانع کننده بياوريم،

از ديد مردم در سطح همانهائی هستيم که با حيله وتزوير وتحريف از هيچگونه نارواگوئی و ترور شخصيت ابائی ندارند.

و از آن بدتر بطورغيرمستقيم معيار ارزشهای خود را  اگرنه در تزوير وريا حداقل در سطح مسخره وبچه گانه آنها پائين آورده ايم،

چون آنها هم بدون دليل و منطق ميتوانند دقيقآ و مو بمو حرف شما را تکرار کنند که:

" قصد قانع کردن کسی را ندارم و فکر میکنم توضیحات کافی داده ام... دروغگویانی  که مخاطب  من بودند خوب منظور من را فهمیدند"

و اين درست همانکاری است که قرنهاست ميکنند وکمتر آزاده ای در زمان خود از گزند آنها در امان بوده است.

و در دريای بيکران شعرو ادب فارسی هم هرکس و ناکسی ميتواند هم عرق جبين خود را بشويد و هم خون نا حقی را که ريخته است.

بعنوان مثال ترانه زيبای مرغ سحر از ملک الشعرای بهار را در نظر بگيريد که چه ناجوانمردانه برعليه مصالح ملی ما بکارگرفتند.

توگوئی جان صدها هزار جانباز که در چنگ تحميلی فدای اميال امپرياليستی آنها شد، پشيزی ارزش نداشت،

ولی جان دختری ديگر که آنهم با توطئه آنها قربانی شد، ناگهان سمبل "حقوق بشر" برای دايه های بهتر از مادر شد.

بايد تاريخ را ورق زد تا دريافت آنها که ابدی شدند درجنگ نابرابر قدرت معيارهای والای خود را فدای مصالح زودگذر نکردند.

 

اجازه بفرمائيد مطلب ديگری را که در همين چند روزه تجربه کردم، تجزيه و تحليل کنم.

بعد از موفقيت نسبی مصاحبه های احمدينژاد در تآثيرگذاری "اندکی" در افکار عمومی آمريکا،

مجله هزل وطنز وفکاهی انيون (پياز) مطلبی را بعنوان طنز منتشر ميکند که براساس آمار گالوپ محبوبيت احمدينژاد از اوباما بيشتر است!

انيون (پياز) در تلفظ انگليسی نزديکی جالبی به اپينيون (عقيده) دارد ونا خودآگاه به ياد اين دوبيت جالب از سعدی افتادم:

آنکه چون پسته ديدمش همه مغز

پوست بر پوست بود همچو پياز

پارسايان روی در مخلوق

پشت بر قبله ميکنند نماز  

بهرحال بخش انگليسی فارس نيوز مطلب طنزفوق را بدون ذکر مآخذ بعنوان يک واقعيت آماری منتشر ميکند!

بلافاصله خفاشان فرصت طلب رسانه های امپرياليستی طعمه چرب و نرم فارس نيوز را بر خوان گسترده خود ميآورند.

فارس نيوز در بهت غافلگيری بجای اعتراف به اشتباهش اصل مطلب را از سايت خود حذف ميکند!

دوستان خوب وصاحب نظر هر کدام با عقيده خود مطلب را با من درميان ميگذارند.

از آنجا که فارس نيوز در جواب انتشار رسانه های امپرياليستی بر عليه خود ساکت بود،

و از طرفی اصل مطلب در سايت فارس نيوز وجود نداشت، بحث داغی بين ما در چند جبهه خصوصی در گرفت.

در اين بحثهای چند جانبه وسابقه آشکار دروغ پردازی و تحريفهای بيشماررسانه های امپرياليستی،

به اين نتيجه رسيديم که اينهم نيرنگ ديگری برای منحرف کردن افکارعمومی و تحقير ايران است.

تنها يکی از دوستان خوب، لينکهای مختلفی ارائه ميداد از جمله اينکه ديگران هم اين فريب "پيازی" را خورده اند!

تا اينکه فارس نيوز بعد از چند روز به اشتباه خود اعتراف کرد که مثل ديگران فريب خورده است.

در حاليکه انسان جايزالخطاست وهرکس ومقامی درهرسطحی ميتواند اشتباه کند،

هميشه ومخصوصآ در دنيای اينترنتی امروز حذف صورت مسئله بمراتب بدتر از اصل اشتباه است.

فارس نيوز بايد بلافاصله بجای حذف مطلب با حروف درشت  درهمان قسمت قيد ميکرد که مطلب خلاف واقع است.

نه اينکه بعد از چندروز به توجيه اشتباه (ويا خدای ناکرده مردم فريبی) خود بپردازد که ديگران هم همينکار را کرده اند!

 

پس اگر هدف حمايت از محرومين است بايد به آنها کمک کرد تا دروغگويان را بشناسند،

نه اينکه خود را در چشم آنها بحق و يا نا حق همطراز نارواگويان کرد.

واگر مخاطب شما دروغگويانند، آنها خوب ميدانند چه هدفهائی دارند واز اينکه نتوانستيد محرومان را قانع کنيد شاد وخندانند.

پس توصيه دوستانه من بشما اين است که نه تنها مخاطب خود را بشناسيد، بلکه نتيجه کار خود را نيز تا حد ممکن پيش بينی کنيد.

و درغايت امر در مباحث سياسی و گرايشات مختلف انسانها حتی المقدور از اتهام به اشخاص حقيقی خود داری کنيد.

حتی اگر لازم بود در موردی خاص افشاگری کنيد، مطمئن شويد که دلائل کافی و محکمه پسند برای اتهام خود داريد.

در غيراينصورت "ناروائی" وانواع واقسام آنرا بطورکلی تجزيه و تحليل کنيد واجازه دهيد محرومان خود نارواگويان را بشناسند.

بقول غربیها بجای اينکه به آنها ماهی بدهيد، آنها را تربيت کنيد که چگونه ماهی بگيرند.

چون در مورد اول آنها را برای يک  ويا چندبار سير ميکنيد ولی در مورد دوم برای هميشه.

اجازه بفرمائيد اين بحث را در اينجا خاتمه دهيم.

البته من نسبت به سهم خود در انتشار اين مطلب از اشخاص حقيقی که مورد اتهام قرار گرفتند پوزش ميطلبم.

  

آشتی

محمد پورقوريان

 

From: mahvash n 
Sent: Monday, October 01, 2012 19:50
Subject: Re: اين هم يک تلويزيون ديگر حامی آمریکا بر علیه احمدی نژاد در کانادا / تلویزیون راه حل

 

با سلام مجدد آقای پورقوریان گرامی  

من ابدا" قصد قانع کردن کسی را ندارم و فکر میکنم توضیحات کافی داده ام . بحث بر سر افراد نیست بر سر مواضع سیاسی است و گرایشات مختلف انسانها بر مبنای مواضع طبقاتی آنها .  افراد یکی دو تا نیستند صدها رسانه صوتی و تصویری  و نوشتاری از دولتی حاکمیت دیکتاتوری سرمایه به اشگال مختلف فعالیت میکنند با شیوه ای متفاوت  و زبانهای مختلف از ترکی و کردی گرفته تا نوع مذهبی آن از تلویزیون اندیشه گرفته تا تلویزیون سلام و امام حسین همه در خدمت نظام سرمایه داری هستند و هدف مشخصی دارند. بنابراین فرهنگ سرمایه داری و محصولات فکری آن مشخص است  دروغگویانی  که مخاطب  من بودند خوب منظور من را فهمیدند و آنهایی که پایگاه طبقاتیشان حمایت از محرومین هستند بدون خواستن سند و مدرک متوجه شدند من چه می گویم بنابراین نیاز به توضیح بشتری نیست کسانی هم که هنوز خود را نشناخته اند و درگیر احساسات و تفکرات روشنفکرانه هستند نیز روزی تصمیم خود را خواهند گرفت که اولین اصل مبارزه این است که انسانها خود را بشناسند و اگر ادعای حمایت از محرومین جهان را دارند هر لحظه خود را به جای آنها بگذارند و آنوقت نظر بدهند اگر هم چنین ادعایی ندارند باز با شناخت خود بگویند که اولویتهایشان در زندگی چیست و برای چه تلاش میکنند .  

آنکس است اهل بشارت ک اشارت داند ....نکته ها هست بسی محرم اسرار کجاست

 

م.ن .  

2012/10/1 Bench <laal....@gmail.com>

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages