مسابقه‌ي بيسبال - استيو چندلر

10 views
Skip to first unread message

Rahpoo.com Web site

unread,
Mar 11, 2012, 8:56:57 AM3/11/12
to

هر روز با تازه‌ها در
« جستارها و گفته‌ها »

اشتیاق ناکام (پاره‌ی نخست)
آرتور شوپنهاور

صحنه‌هایی که در شعر توصیف شده‌اند در سپیده‌دم جوانی دربرابر دیدگانمان می‌درخشند و سپس، اشتیاق، ما را رنج می‌دهد تا تحقق آن صحنه‌ها را به چشم ببینیم....

[ 
ادامه‌ي جستار... ]
[21  اسفند  1390]

داستان‌ها و گفته‌ها

مسابقه‌ی بیسبال (داستان واقعی)
استیو چندلر

پرداختن به راه‌حل‌های سخت، مشکل اولیه را آسان و مفرح می‌کند....

[ 
ادامه‌ي داستان... ]
[21  اسفند  1390]

چامه‌ها و گفته‌ها

خنده‌ی کودک
الجرنون چارلز سوین‌بر [۱]

ممکن است همه‌ی زنگ‌های بهشت به صدا درآیند،
شاید همه‌ی پرندگان بهشت نغمه سر دهند،...

[ 
ادامه‌ي چامه... ]
[21  اسفند  1390]

 برگزيده‌ي امروز

مسابقه‌ی بیسبال (داستان واقعی)
استیو چندلر

سخنی از این داستان: «پرداختن به راه‌حل‌های سخت، مشکل اولیه را آسان و مفرح می‌کند.»
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
یکی از دوستان دوران کودکی‌ام به نام «رِت نیکلز»[۱] اولین کسی بود که توانست اصل «عمل کردن» را به من بیاموزد. هر دوی ما در یک تیم کوچک بیسبال بازی می‌کردیم و اغلب به خاطر پرتاب توپ مشکل داشتیم. توپ‌ پرت‌کن‌ها در طول بازی با سرعت وحشتناکی توپ را به طرف ما پرتاب می‌کردند و ما با هراس به طرف سکو می‌رفتیم. گرفتن توپ، یکی از مشکل‌ترین بخش‌های بازی بود که ما بدون اینکه خیلی هم احساس ناراحتی کنیم، انجام می‌دادیم. با این همه، یک روز ناگهان فکری به نظر «رِت» رسید و گفت اگر در مسابقه‌ی اصلی، توپ پرت‌کن‌ها نتوانند با این سرعت که ما تمرین می‌کنیم برایمان توپ بفرستند، چه باید بکنیم؟
من هم به فکر فرو رفتم؛ چراکه در آن مسابقه‌ی اصلی کسی را نمی‌شناختیم و نمی‌دانستیم که در آن‌جا هم می‌توانستند به همین سرعت برایمان توپ بفرستند یا نه. سرعت پرتاب توپ به آن کوچکی، در این بازی اهمیت حیاتی دارد. رت گفت حالا اگر این توپ، توپ بیسبال نباشد و توپ دیگری باشد، مگر اتفاقی می‌افتد؟ منظورش را نفهیمدم‍! سپس رت از داخل جیبش یک توپ پلاستیکی کوچک که مخصوص بازی گلف بود، بیرون آورد؛ همان توپی که پدرهای ما با آن گلف بازی می‌کردند.
رت گفت: «حالا چوب بازی را در دست بگیر!»
من چوب بیسبال را در دست گرفتم و به طرف پارکی که نزدیک خانه‌ی رت بود، به راه افتادیم. رت در جایگاهی که معمولاً توپ پرت‌کن‌ها می‌ایستادند، قرار گرفت. به محض آنکه من در سکوی بازی ایستادم، او توپ کوچک پلاستیکی را پرت کرد. توپ به سرعت به طرف من آمد و از من رد شد. رت با خوشحالی خندید. توپ کشف‌شده در این بازی سرعتی داشت که یک توپ معمولی نمی‌توانست داشته باشد. عالی شد.
ما با همین توپ کوچک عجیب و غریب به تمرین خود ادامه دادیم و متوجه شدیم علاوه بر سرعت، انعطافش هم نسبت به هدف بیشتر از توپ‌های دیگر است. در روز مسابقه چنین به نظر می‌رسید که توپ پرت‌کن‌ها آدم‌های تنبلی هستند. اما ما با استفاده از توپ پلاستیکی به سرعت توپ می‌زدیم و حریف را مستأصل کرده بودیم و با امتیازی چشم‌گیر برنده شدیم...
اکنون آموخته‌ام که در برخورد با مشکلات دشوار، بلافاصله به راه‌حل‌های دشوارتر متوسل شوم؛ زیرا پرداختن به راه‌حل‌های سخت، مشکل اولیه را آسان و مفرح می‌کند.
------------------------------------------
۱. Rett Nichols


برگرفته از كتاب:
چندلر، استيو؛ با يكصد روش زندگي خود را متحول كنيد؛ برگردان ناهيد كبيري؛ چاپ دوم؛ تهران: ثالث 1388.
 

 سخني از بزرگان

نمي توانيد درسي را بياموزيد، مگر اينكه از آن آگاه شويد. - شري كارتر اسكات

-----------------------------------------------------------
ره‌پو - بانك سخنان بزرگان

21
اسفند ماه
1390

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages