كشتي به گل نشسته - جان ماكسول

4 views
Skip to first unread message

Rahpoo.com Web site

unread,
Feb 29, 2012, 10:37:06 AM2/29/12
to

هر روز با تازه‌ها در
« جستارها و گفته‌ها »

کمبود عزت نفس
دیوید ریکلان

مضحک است که فکر کنیم انسان می‌تواند با تکرار یک‌سری جمله‌های تلقینی مثبت بر ضعف عزت‌ نفس غلبه کند....

[ 
ادامه‌ي جستار... ]
[07  اسفند  1390]

داستان‌ها و گفته‌ها

کشتی به گِل نشسته
جان ماکسول

یکی از روزها ناخدای یک کشتی و سرمهندس آن دراین‌باره بحث می‌کردند که در کار اداره و هدایت کشتی کدام‌یک نقش مهم‌تری دارند...

[ 
ادامه‌ي داستان... ]
[07  اسفند  1390]

چامه‌ها و گفته‌ها

شعر فردا
شمس لنگرودی

فردا که مرگ به ستایش‌مان برمی‌خیزد
و دنیا
همه‌ی آنچه را که می‌ماند
به عقربکان و مورچگان می‌بخشد،...

[ 
ادامه‌ي چامه... ]
[07  اسفند  1390]

 برگزيده‌ي امروز

کشتی به گِل نشسته
جان ماکسول

یکی از روزها ناخدای یک کشتی و سرمهندس آن دراین‌باره بحث می‌کردند که در کار اداره و هدایت کشتی کدام‌یک نقش مهم‌تری دارند. بحث به‌شدت بالا گرفت و ناخدا پیشنهاد کرد که یک روز جایشان را با هم عوض کنند. قرار گذاشتند که سرمهندس سکان کشتی را به‌دست گیرد و ناخدا به اتاق مهندس کشتی برود. هنوز چند ساعتی از جابه‌جایی نگذشته بود که ناخدا عرق‌ریزان با سر و وضعی کثیف و روغن‌مالی بالا آمد و گفت: «مهندس سری به موتورخانه بزن. هرقدر تلاش می‌کنم، کشتی حرکت نمی‌کند.» 
سرمهندس فریاد کشید: «البته که حرکت نمی‌کند، کشتی به گِل نشسته است!»


برگرفته از كتاب:
ماكسول، جان؛ 17 اصل كار تيمي (چه كار كنيم كه هر تيمي ما را بخواهد؟)؛ برگردان مهدي قراچه داغي؛ چاپ سوم؛ تهران: انتشارات تهران 1386.
 

 سخني از بزرگان

اگر سخن چون نقره است، خاموشي چون زر پربهاست. - لقمان

-----------------------------------------------------------
ره‌پو - بانك سخنان بزرگان

07
اسفند ماه
1390

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages