قالَ الصّادِقُ عليه السلام: الدُنْيا بِمَنْزِلَةِ صورَةٍ: رأْسُها الْكِبْرُ، وَ عَيْنُها الْحِرصُ، وَ اذُنُهَا الطَّمَعُ، وَ لِسانُهَا الرِّياءُ، وَ يَدُها الشّهْوَةُ، و رِجْلُهَا الْعُجْبُ، وَ قَلْبُهَا الغَفْلَةُ، وَ كَوْنُها الفَناءُ، و حاصِلُهَا الزَّوالُ. فَمَنْ احَبَّها، اوْرَثَتْهُ الْكِبْرَ؛ وَ مَنْ اسْتَحْسَنَها، اوْرَثَتْهُ الْحِرْصَ؛ وَ مَنْ طَلَبَها، اوْرَدَتْهُ الَى الطَّمَعِ؛ وَ مَنْ مَدَحَها، الْبَسَتْهُ الرِّياء؛ وَ مَنْ ارادَها، مَكَّنَتْهُ مِن الْعُجْبِ؛ وَ مَنْ اطْمَانَّ [خ ل ركن ]الَيْها، اوْلَتْهُ الَغْفَلَةَ؛ وَ مَنْ اعْجَبَهُ مَتاعُها، افْنَتْهُ؛ وَ مَنْ جَمَعَها وَ بَخِلَ بِها، رَدَّتْهُ الى مُسْتَقَرِّها وَ هِىَ النّار
امام صادق علیه السلام فرمودند: دنيا بسان اندامى است كه سر آن كبر، چشم آن آز، گوش آن ولع، زبان آن ريا و خودنمايى، دست آن شهوت، پاى آن عجب، قلب آن غفلت و بي خبرى، بودش نيستى و ثمرهاش زوال است. پس هر كس آن را دوست گيرد، كبر و خودبينى به او دهد؛ و به هر كه آن را نيكو پندارد، حرص و ولع ارزانى كند؛ و كسى را كه دنیا را بخواهد، به آز و طمع در اندازد؛ و بر كسى كه آن را بستايد جامه ی ريا پوشاند؛ و كسى را كه اراده ی آن كند، گرفتار عجب و خودبينى كند؛ و كسى راكه به آن اعتماد كند غافل سازد؛ و كسى را كه کالای دنیا، به شگفتی درآوردش، نابود سازد؛ و كسى را که کالاهای دنيوى جمع كند و به آن ها بخل بورزد به جايگاه و قرارگاهش، یعنی آتش، روانه كند.
مصباح الشريعه، باب 32