بازاریابی و تبلیغات
امروز دیگر باید نوعی از روابط عمومی را طراحی كرد كه توانایی پاسخگویی
به نیازهای مشتریان را در یك سازمان تجاری داشته باشد، چرا كه در یك نگرش
سنتی در بازار، حرف اصلی را پول می زد و هر كس كه پول نداشت نمی توانست
بخرد ، ولی اكنوند زمان تغییر كرده است و در سازمان های مشتری مدار،
احترام حرف اول را می زند
حال تقسیم بندی ای داریم از انواع سازمان های مشتری مدار
اول مشتری گرایی: در این سازمان ها، حق با سازمان است و سازمان از حرف و
از زاویه خود كوتاه نمی آید و همه حقوق را متعلق به خود می داند و در
مواضع خویش عقب نشینی نمی نماید
دوم ، مشتری مدار: یك نوع وضعیت مقایسه و سبك و سنگین كردن حرف ها و
ادعاها بین سازمان و مشتری ها وجود دارد، البته در این نوع از سازمان ها،
غلظت ادعاها و مواضع سازمان مانند گزینه قبل نیست، ولی سازمان به حق و
حقوق خود و ذینفعان خویش هم اهمیت و ادعاهای آنان را مورد توجه قرار می
دهد و با ادعاهای مشتری می سنجد و قیاس می كند
سوم، مشتری محور: تز این سازمان ها این است كه حق با مشتری است و از این
جهت نهایت احترام را در حق مشتری روا می دارند و به او حداكثر امتیازات
را می دهند، چرا كه آنان اینگونه فكر می كنند كه اگر مشتری نباشد،
سازمانی هم به تبع آن وجود نخواهد داشت و كلیه این دم و دستگاهها بدون
توجه مشتری ها هیچ ارزشی نخواهند داشت و بنابراین مشتری در اینگونه از
سازمان ها همیشه مورد استقبال و توجه است
در سازمان های تجاری كه از منش نوع سوم بهره می برند، به حق مشتری احترام
گذاشته می شود و به وی این اجازه داده می شود كه حرف بزند و مواضع خو را
مطرح نماید و سوی دوم یك ارتباط دوسویه و متقابل باشد
تفاوت های تبلیغات تجاری و روابط عمومی تجاری
تبلیغات تجاری یك سویه است، به افزایش خریداران توجه می نماید، گسترش
دامنه سوالات در آن مطرح است، تبلیغات در مقام مثل همچون باد است كه می
خواهد به زور پول را از داخل جیب مردم در بیاورد و همچنین خودمحور، گران
و عامه پسند است
در حالی كه روابط عمومی تجاری دوسویه است و جریان اطلاعاتی در آن در رفت
و برگشت است،به رضایت مندی مشتریان توجه می شود، گسترش دامنه پاسخ ها در
آن مطرح است، تبلیغات در آن در مقام خورشید است كه مردم را با میل و رغبت
وادار به انجام عمل و خرج كردن پول می كند و همچنین دیگر محور، ارزان و
جدی است
نوع تبلیغات در تبلیغات تجاری با روابط عمومی تجاری هم تفاوت می كند، چرا
كه تبلیغات تجاری شهرت شما را افزایش می دهد، در حالی كه روابط عمومی
تجاری، اعتبار شما را افزایش می دهد وشما را محبوب تر می نماید؛ از طرفی
تبلیغات ، حامی حال و لحظه ای كه در آن به سر می برید می باشد، ولی روابط
عمومی حامی آینده شماست و لحظه هایی كه می آیند و در یك نگاه كلی،
تبلیغات تجاری در گذر زمان می میرد و روابط عمومی تجاری زنده می ماند و
حیات دارد و سبب زنده ماندن جریان تجاری شما نیز می شود
در دنیای كنونی، مشتری مداری، فلسفه روابط عمومی تجاری است، چرا كه قبلا
سازمان ها و روابط عمومی ها به عامه مردم پاسخ می دادند و صرفا به این
گروه كلی اكتفا می كردند، ولی الان روابط عمومی تجاری، فقط به مشتری های
خود پاسخ می دهد و آنانی كه مستقیما با آن سازمان طرف هستند و برخورد
دارند و از كالاها و خدماتشان استفاده می نمایند را مورد توجه قرار می
دهند
تبلیغات ، جریانی یك سویه است و روابط عمومی دو سویه و اطلاعرسانی در حد
واسط این دو جریان قرار دارد و نهایت تبلیغ هم كه ترغیب و سپس اقناع است
در روابط عمومی تجاری حادث می شود و به دست می آید تا در تبلیغات تجاری
می توان حتی روابط عمومی تجاری را با روابط عمومی سیاسی نیز مورد مقایسه
قرار داد تا از این رهگذر ، ابعاد دیگر روابط عمومی تجاری نیز مشخص گردد
از جمله آنها می توان اشاره كرد كه روابط عمومی سیاسی، ایدئولوژیك،
دولتی، مخاطب گرا، یك سویه و متكی بر ارتباطات رسانه ای است، در حالی كه
روابط عمومی تجاری، قانونی، خصوصی، مشتری مدار و دوسویه است و تكیه
برارتباطات انسانی دارد
چگونه می توان روابط عمومی های سنتی را اصلاح كرد؟
برای رسیدن به یك روابط عمومی تجاری آرمانی كه بتواند در این دوره و
زمانه از عهده وظایف سنگینی كه بر دوش او گذاشته می شود بر آید، باید یك
فرآیند سه مرحله ای را طی كرد
اول آنكه باید در هر شرایطی پاسخگوی مشتریان بود و به خواست ها و سوال
های آنان توجه نمود و هرگز سوال یا خواسته ای را از سوی یك قشر یا عموم
مشتریان سازمان بی پاسخ نگذاشت، در مرحله دوم باید فرهنگ سازمانی را
اصلاح نمود و همراه با آن در بخش سوم، مهندسی مجدد كاركنان را انجام داد
در این بخش باید به نیروهای خط مقدم برخورد با مشتری ها و مخاطبین همچون
نگهبان و حراست دقت كرد و اجازه نداد كه خشن ترین و كم سطح ترین كاركنان
در مراحل ابتدایی یعنی جلوی در یا پشت در اتاق رییس یا كارشناس مربوطه با
افراد به تندی و بدون لطافت برخورد نمایند
نتیجه گیری آنكه برای سازمان های مالی اقتصادی آینده، مشتری مداری لازم،
بلكه واجب است. اینگونه سازمان ها باید از استخدام نیروهایی كه درونگرا
هستند و ارتباطات خوبی با مشتری برقرار نمی كنند خودداری نمایند و تلاش
نمایند كه نیروهای جذب شده را از میان كسانی انتخاب نمایند كه توانایی
برقراری ارتباطات خوب و عالی را با ارباب رجوع داشته باشند
گاهی اوقات می توان این كار را با جابجایی كاركنان نیز انجام داد، چرا كه
بعضی از كاركنان در بعضی مشاغل كه نیازمند ارتباطات بیشتر و منسجم تر است
شاید نتوانند كه خودی نشان بدهند و توانایی های خویش را بروز بدهند ، در
حالی كه همان ها در محیطی كه سكوت بیشتری بر آن حاكم است و جریانات
ارتباطی كمتری بر آن حكمفرماست به خوبی از عهده انجام كارهایی كه به
ایشان محول می شود بر می آیند
در مجموع همه سیستم ها باید ارتباطات انسانی را ببینند ، یعنی به آن توجه
نمایند و آن را هم در مجموعه داخلی خودشان و هم در ارتباطات با غیر ، مد
نظر قرار بدهند و راههای برخورد صحیح با یكدیگررا یاد بگیرند.اگر یك مدیر
بتواند كه كارمندان خود را راضی نماید ، كارمندان هم در امتداد این رضایت
در جهت برآورده كردن نیازهای مشتریان و خشنود نمودن آنان تلاش می نمایند
و بدینگونه سیستم ، بر مبنای توجه به ارتباطات صحیح انسانی به رشد و نمو
خود ادامه خواهد داد
اشاره می شود كه از سال 2005 به بعد، بیش از 50 كتاب مدیریت منتشر شده
است كه وقتی آنها مورد بررسی قرار گرفتند عصاره شان بر این موضوع بود كه
مدیر، باید در فاكتورهای مدیریتی خویش، علاوه بر مثبت نگر بودن ، به
ارتباطات انسانی توجه كند و از آن غافل نشود تا بتواند مدیریتی كارآمد و
توانا از خود به نمایش بگذارد