چند
سال پیش، همین موقع ها که نه، چند روز عقبتر که جواب کنکور نیامده بود و
من استرسی سرسام آور داشتم، نوشته ای از دوستی قوت قلبی به من داد. گرچه
اون دوست چیزی را تضمین نکرده بود که اگر دانشگاه نرفتی بهتر است یا بدتر.
ولی از ناگفته هایی پرده برداشته بود که شاید در این عرصه ای که دانشگاه
مساوی بود با سواد و فرهنگ، آینده ای مرفَح و ایده آل، جای خالی اش حس
میشد. قبلتر از آن این شبیه این حرفها را در مقدمه ی کتابهای مبتکران
(اندیشه سازان سابق) خانده بودم و به دلم چسبیده بود. چرا که من از سینه
سوخته ی کنکور بودم. و نیاز داشتم کسی به من این حرفها را بزند.
گرچه
من خودم رو نسل سوخته کنکور نمیدانم، چرا که با رتبه 56هزار وارد دانشگاه
شدم. و فکر نمیکنم کسی هم امروز همچون گذشته داغ دیده آن باشد. ولی بهرحال
سبک فکری عوض نشده که شاید بدتر نیز شده است.
این نوشته، که شاید
کوتاه تر از آنی باشد که رضای دلم باشد، تنها بدلیل آرامش خاطر به کنکوریان
نیست، بیانگر ظلمی است که یک بازمانده ی دیگر از نسل کشی جوانان باید به
دیوار بزند و خودش را خالی کند.
اولین چالش و گریبان گری من با کنکور
زمانی آغاز شد که بخاطر برادرانم در خانه هلاک بازی های ویدیویی میشدم، و
صبرمیکردم تا آن روز کذایی فرا رسد، بعد از آن هم برادرانم در کما میرفتند
تا روز نتیجه. گرچه آنها کم و بیش موفق شدند از این پل صراط نازک تر از مو
بگذرد. ولی واقعا این کنکور چی بود ؟ اصلا چه معنی ای میداد. هیچ معلمی
نمیدانست ! تازه فهمیدم که واژه ای فرانسویست (concours) ! دوس دارم اسم
این فرایند را بزارم استعمار و توطئه ی غربی.
به هر صورت خودم به آن
رسیدم و از آن به سختی گذشتم. بحث من این خاطره تعریف کردن نیست. میخاهم
الان به عنوان کسی که از این سد گذشته و از بالا به ماجرا نگاه میکنه و
وارد بازار کار شده، کمی حرف بزنم.
امروز شاید حالت خراب باشد، که
دانشگاه معتبری که همه به رفتن به آن مینازند با هیچ معجزه ای برای تو میسر
نشود. شاید فکر عاقلانه یک سال دیگر صبر است. بقول برادرم، حال که میخاهم
40سالگی پولدار باشم، بزار بشه 41 سالگی. با بالا و پایین کردن اعداد خودش و
من را گول میزد !. شاید هم نه، شاید راه درست گفتن یک "نه"ِ بزرگ به تمام
نظام آموزشی و کشیدن خط بطلانی به تمام قواعدی که سودجویان نوشته اند،
باشد.
حقیقت این است دانشگاه چیزی برای یاد دادن ندارد. ولی قطعا 4 سال
زندگی در هرجایی برای آن هم یک جوان، تجربه های زیادی داشته باشد. این
تجارب را اصلا نباید دست آورد دانشگاه دانست.
حقیقت دیگر آن است که در
اکثریت آگهی های بازارکار واژه داشتن لیسانس موجود است. حال در جاهایی که
کباده یِ سوادشان بیشتر است، مدارک معتبرتر از دانشگاه های معتبر میخاهند.
چراکه خودشان سینه سوخته این نظام هستند، و غرور احمقانه اشان به آنها
دستور میدهد که به عمری که تلف شده است، با چشم خوشبینی بنگرند که سوزش اش
کمتر باشد. گرچه اینها حقایق هستند، ولی تمام واقعیت ها نیستند.
من به
شخصه در بازار کار دیدم که اهمیت مدرک تحصیلی در رده فرعیات است. مثلا
برتری شخصی با مدرک از شریف، با شخصی با مدرک از پیام نور، که شرایط
دیگرشون برابر است، مثل برتری کسی است که زبان ترکی هم بلده.
4 سال شما
در دانشگاه دختران و پسران رنگارنگ را تماشا خاهید کرد. سیگار میکشید،
احتمالا مواد مخدر سبک رو تجربه میکنید. اگر 4 ساله بتوانید تمام کنید که
بعید است، و پسر باشید 2 سال دیگر را هم باید خرج سربازی کنید، و اگر 2ساله
بتوانید تمام کنید که کار سختی است، بعد از 6 سال باید وارد بازار کار
شوید. حالا یک آگهی بازارکار رو ببینیم :
Requirements
1. Good knowledge of WAN and LAN administration, troubleshooting and network designing.
2. Having a deep knowledge of TCP/UDP packets and routing.
3. Familiar with Cisco, Microtik and Wireless backhaul devices.
4. Having a CCNP education could be advantage.
5. Having skill in security tools, methods and design related to WAN, Server farm.
6. Experienced with HP and IBM Storage.
7. Familiar with VM Ware or other virtualization platforms.
8. Solid base of knowing Data Center Infrastructures.
9. Experienced with monitoring softwares.
10. Familiar with Microsoft solutions in LAN environments could be advantage.
11. Experience in similar position is an advantage.
آگهی جدید است، اگر خاستید CV بفرستید !
در هیچکدوم از این 11 بند اشاره ای به مدرک تحصیلی نشده ! ولی از آن بدتر
اینکه هیچکدوم از این 11 بند در دانشگاه آموزش داده نمیشود. بعد از 6 سال،
وضعتان اسفناک ناک است. شما مهندس کامپیوتر و آیتی هستید(بطورمثال)، اما
عملا توانایی هیچکار فنی ای را ندارید !
یا دوباره تصمیم میگیرید که از واقعیت فرار کنید و بازهم بالاتر بروید، یا تصمیم میگیرید 6 سال صرف یادگیری این 11 بند بالا شوید!
شما حتا قادر به نوشتن رزومه برای پرتاب تیری در تاریکی ندارید، چون این
کار اصول خودش را دارد، حتا نمیتوانید یک نامه اداری بدهید. و بدتر از آن
نمیدانید که از کی باید ناراحت باشید.
بعد از این سالها، شما احتمالا حتا نظام آموزشی نخاهید گفت، میگویید رژیم آموزشی !!
به درو دیوار فُش میدهید. فُش دادن بد نیست، اما جلوی آیینه لذتی دو چندان
دارد. چراکه حداقل یکبار شنیده بودید که در قرن حاضر بیسواد کسی نیست که
درس نخانده باشد، کسی نیست که زبان انگیلیسی بلد نباشد، کسی نیست که
استفاده از کامپیوتر و اینترنت را نداد، بیسواد کسی است که "خودآموز"
نباشد. حداقل الان یکبار شنیدی.
چون به چشم دیدم، قول میدهم همینجا هم اگر 11 بند بالا را داشته باشی، و مدرک نداشته باشی روی چشمشان میزارند.
شاید اگر حرفامو قبول کرده باشی، الان اونقدرها هم ناراحت نمره کنکورت
نباشی. این عذابیست که تنها دوایش بی توجهی است. من به چشم آدم هایی رو
دیدم که بدون خوندن حتا یک کلمه به دانشگاه رفتن. مطمئن باش، اگر بخاهی
دلخوش فقط به دانشگاه باشی، شریف هم بروی، با اون آشنای من فرقی نخاهی داشت
بعد از 4 سال.
غصه کنکور نخور، پسته بخور.
--
بهترین راه پیش بینی آینده ، ساختن آن است .
دوست عزیز ، شما این ایمیل را به علت عضویت در گروه پویا دریافت کرده اید .
برای بازدید از صفحه گروه به این آدرس مراجعه کنید :
https://groups.google.com/d/forum/pooyaitc?hl=fa
برای لغو اشتراک به آدرس زیر ایمیل ارسال کنید :
pooyaitc+u...@googlegroups.com
---
این پیام را به خاطر این دریافت کردید که برای مبحثی در گروه «کانون فناوری اطلاعات پویا» در Google Group ثبتنام شدهاید.
جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به pooyaitc+u...@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینههای بیشتر از https://groups.google.com/d/optout بازدید کنید.