جنبش راه سبز - خبرنامه

34 views
Skip to first unread message

جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها : متن خلاصه

unread,
May 18, 2011, 1:05:30 PM5/18/11
to polic...@gmail.com

جنبش راه سبز - خبرنامه


مصاحبه با فاطمه الوندی - آخرین وضعیت مهدی محمودیان

Posted: 18 May 2011 05:55 AM PDT

داوود سلیمانی به مرخصی آمد

Posted: 18 May 2011 06:20 AM PDT

جرس: داوود سلیمانی پس از بیست و سه ماه حبس برای دومین بار به مرخصی آمد.



به گزارش رسیده به جرس، داوود سلیمانی که در اولین روزهای پس از انتخابات مهندسی شده بازداشت شد، در طول بیست و سه ماه گذشته تنها دو روز مرخصی داشته  و این بار گفته می شود برای پنج روز به مرخصی آمده است

داوود سلیمانی در بیستم و سه ماه از بازداشت غیرقانونی اش از حداقل امکانات رفاهی برای یک زندانی محروم بوده است. 


دکتر داوود سلیمانی، زندانی سیاسی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و استاد دانشگاه تهران، چندی پیش در نامه ای سرگشاده خطاب به همسر و فرزندان خود، نسبت به ظلم ها و قانون شکنی هایی که در دو سال اخیر بر وی رفته پرده برداشته و خاطر نشان کرده است که "هیچگاه نخواسته ام حقیقت را فدای مصلحتی نمایم که در آن مصلحت دون شرافت و اخلاق و عقیده بوده است. پس می گویم راضی ام به رضای خدا و شما نیز- می دانم که برایتان مشکل است- ولی راضی به رضای او باشید."


به گزارش منابع خبری جرس از زندان رجایی شهر، این اصلاح طلب دربند  که از مدتها پیش از حق تماس تلفنی محروم شده بود، اینک حتی از امکان هوا خوری هم نیز بی بهره است.

این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و استاد دانشگاه که خرداد ماه
۱۳۸۸ ودر جریان حوادث بعد از انتخابات بازداشت شده بود، توسط شعبه ١۵ دادگاه انقلاب تهران به شش سال حبس و ده سال محرومیت از فعالیت در احزاب و‎ ‎مطبوعات محکوم گردید، که شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان، محکومیت وی را‏‎ ‎از شش سال به سه سال کاهش داد‏.


سلیمانی خردادماه امسال بعد از انتشار نامه سرگشاده‌ای به رهبر جمهوری اسلامی، همراه با عیسی سحرخیز و رسول بداغی، از زندان فردیس به زندان رجایی‌شهر منتقل گردید.
سلیمانی در نامه سرگشاده‌ خود به رهبری، با شرح آن‌چه در زمان بازجویی بر وی رفته بود، خواستار اعزام گروهی از سوی رهبری برای رسیدگی به امور زندانیان شده بود.

این فعال اصلاح طلب از هرگونه امکان مرخصی تاکنون بی بهره بوده و به رغم وعده های داده شده و قرار وثیقه، حتی به یک مرخصی کوتاه هم نیامده بود.


داوود سلیمانی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و استاد دانشگاه و عضو كمیسیون فرهنگی مجلس و معاون دانشجویی دانشگاه تهران در دوره اصلاحات (زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی) بود.

وی در سال 78 و در زمان حمله‌ لباس‌شخصی‌ها به کوی دانشگاه تهران نقش مؤثری در افشای جنایت‌های لباس‌شخصی‌ها و عوامل سرکوبگر نیروی انتظامی در حمله به کوی دانشگاه داشت.

 گفتنی است چندی پیش داوود سلیمانی بدنبال ناراحتی قلبی دربهداری زندان رجایی شهر بستری شده بود


 

 

ضارب میثم عبادی آزاد شده است

Posted: 18 May 2011 05:44 AM PDT

جرس: همان زمان که میثم کشته شد یک بسیجی را به عنوان ضاربش دستگیر کردند و هفت هشت ماهی هم زندان بود اما آزادش کردند. وقتی قاتل را آزاد می کنند، دیگر چه انتظاری می توانیم داشته باشیم .


با وجود گذشت نزدیک به دوسال از شهادت میثم عبادی، جوانترین شهید جنبش سبز که ۲۴ خرداد ماه سال ۸۸ در یکی از تجمع های اعتراضی پس از انتخابات به شهادت رسید، هنوز خانواده وی درباره پرونده کشته شدن او به هیچ نتیجه ای نرسیده اند . هربار پرونده این شهید به شعبه جدیدی از دادسرای جنایی منتقل می شود اما مسوولان تاکنون برای رسیدگی قضایی به این پرونده و معرفی ضارب او هیچ اقدامی نکرده اند .


 کلمه درباره آخرین وضعیت پرونده این شهید جنبش سبز با اصغر عبادی، پدر میثم گفتگویی در خانه کوچک شان در شهرک کیانشهر تهران انجام داده .خانه ای که در هر گوشه اش عکس میثم به دیوار است . نوجوانی ۱۶ ساله که در عکسهایش حتی کمتر از این سن به نظر می رسد میثم عبادی، ۲۴ خرداد ماه سال ۸۸ مورد اصابت گلوله قرار گرفت ،میثم کارگری بود که برای کمک به خانواده اش از چهارده سالگی در یک کارگاه خیاطی کار می کرد، این روزها و بعد از گذشت دو سال هنوز خانواده میثم با لباس مشکی بر تن ناباورانه به سوگ این جوان نشسته اند.


آقای عبادی ! از آخرین پی گیریهایتان بگویید؟ آیا ضارب یا ضاربان میثم سرانجام معرفی و مجازات شدند ؟

هیمن چند روز پیش برای پی گیری پرونده به دادگاه جنایی مراجعه کردم. پرونده کشته شدن میثم بازهم به شعبه جدیدی منتقل شده است. این بار گفتند پرونده را به شعبه سه دادگاه جنایی فرستاده اند ، یعنی شعبه سوم بازپرسی ویژه قتل .

مسوولان این شعبه درباره آخرین وضع پرونده به شما چه گفتند ؟

راستش هیچی. من متوجه شده ام که آنها نمی خواهند قاتل را مجازات یا معرفی کنند. همان زمان که میثم کشته شد یک بسیجی را به عنوان ضاربش دستگیر کردند و هفت هشت ماهی هم زندان بود اما آزادش کردند. وقتی قاتل را آزاد می کنند، دیگر چه انتظاری می توانیم داشته باشیم .الان به من می گویند پرونده پسرتان را آگاهی به ما ارجاع نمی دهد و گفتند خودت برو و پرونده را بیاور. وقتی به آنجا هم مراجعه کردم گفتند پرونده را به شما نمی دهیم قاضی خودش باید پرونده را بخواهد ،.یعنی مدام ما را به جاهای مختلف می فرستند این بار حتی در دادگاه داد و فریاد کردم و خواستم پاسخم را بدهند ولی الان دیگر می دانم قصد رسیدگی به این پرونده ها را ندارند .

آقای عبادی شما چه خواسته ای از مسوولان قضایی دارید ؟

ما فقط یک درخواست داریم بفهمیم قاتل پسرم کیست؟ باید آنها قاتل را به ما معرفی کنند ما باید بالاخره بدانیم چه کسی این بچه را کشته است بسیج ، سپاه ما به عنوان خانواده این حق را نداریم یعنی ؟ اما فعلا که ما را مدام سر می دوانند .

ضمن صحبت هایتان گفتید ابتدای شهادت میثم کسی را به عنوان قاتلش دستگیر و بعد آزاد کردند این فرد چه کسی بود ؟

به ما گفتند که یک بسیجی را به نام محمد دستگیر کرده اند و او ضارب میثم است و گلوله را مستقیم به شکم پسرم شلیک کرده ، چند ماهی هم نگهش داشتند اما بعد رهایش کردند .ما هیچ وقت نفهمیدیم چرا آزادش کردند و اصلا چه شد؟ آن موقع ها پرونده در شعبه یک بازپرسی بود و قاضی پرونده هم کسی به نام شاملو بود و انصافا قاضی خوبی هم بود اما او از آنجا رفت یا نمی دانم برکنارش کردند بعد هم که همان محمد بیسجی را آزاد کردند .این قاضی چند بار به من گفت وقتی که پسر ۱۵ ساله اینجا به من دستور می دهد چه کنم ؟ منظورش همین بسیجی ها بودند .به هر جا می روم به من می گویند دولت باید بخواهد به این مساله رسیدگی کند چون دولت مقصر بوده است. پسر من در خیابان گلوله خورده و این دستور توسط دولت صادر شده است .

وکیل پرونده تان چه اقدام هایی دراین زمینه کرده است ؟

وکیل مان خانم نسرین ستوده هم ماه هاست بازداشت شده و در زندان است. یک ماهی می شد که وکالت این پرونده را پذیرفته بودند که دستگیر و زندانی شدند. ایشان پی گیری پرونده میثم را آغاز کرده بودند که بازداشت شان مانع انجام فعالیتهای بیشتر شد .ما الان نگران ایشان هم هستیم .می دانیم همین فعالیت برای ما و امثال ما موجب بازداشت ایشان شده است و اکنون فرزندان کوچک شان ماه هاست مادرشان را ندیده اند از این بابت هم واقعا ناراحتیم . ولی مگر پسر ۱۶ ساله من چه گناهی کرده بود ؟ فعلا هم که وکیلی نداریم .

آقای عبادی هنوز بعد از گذشت دو سال سیاه پوشیده اید و داغدارید در این مدت بر شما چه گذشته است ؟

باور کنید ما هنوز بعد از دو سال داغداریم و این داغ برایمان تازه است. اصلا نمی توانم نحوه کشته شدن پسرم را فراموش کنم، پسر من به خیابان رفت و به خاطر اعتراض به یک بسیجی که مردم را کتک می زد کشته شد. من و مادرش چطور می توانیم این مساله را قبول کنیم .هنوز وقتی به بهشت زهرا می رویم ناباورانه به قبرش خیره می شویم و می پرسیم آخر چرا ؟ کسی هم نیست که پاسخ ما را بدهد ؟

میثم در کدام قطعه به خاک سپرده شده است ؟

قطعه ۲۵۶ ردیف ۱۳۱ شماره ۳۱ هر هفته هنوز به بهشت زهرا می رویم .

از نهادهای دولتی کسی به سراغ شما نیامده است ؟

خیر همان ابتدا یک بار از هلال احمر آمدند و یک بار هم از بنیاد شهید و کارت خانواده شهید به ما دادند. کارتی که نمی دانم باید با آن چه کنم، پسر من کشته شده است و من می خواهم قاتلش را به ما معرفی کنند پسر من به درد خدا نرفته بلکه در خیابان و در روز روشن گلوله خورده است .

نماینده رهبری در کیهان: می گویند  اگر مي خواهيد ازامام زمان بهره واقعي ببريد دور فقاهت را خط بکشید

Posted: 18 May 2011 05:24 AM PDT

جرس: مدير مسئول روزنامه كيهان مدعی است تا وقتي كه در جمهوري اسلامي ايران ولي فقيه هست، هيچ حركتي براي مقابله با اين نظام موثر نيست.


 

به گزارش خبرگزاري فارس، حسين شريعتمداري مدير مسئول روزنامه كيهان در همايش سالانه كاركنان عقيدتي سياسي وزارت دفاع با تکرار ادعای غیرواقعی در مورد نظرات فوکویاما اظهار نظرکرد: در جريان فتنه سال 88 پروژه‌‌اي به صحنه آمده بود كه به آن مهندسي معكوس مي‌گفتند و اين مهندسي معكوس طرح پروژه‌اي بود كه آقاي فوكوياما استراتژيست آمريكايي ژاپني‌تبار و صاحب دكترين تاريخ طراحي كرده بود. 

شريعتمداري ادامه داد: دشمن دست از سر ما بر نمي‌دارد و درگيري ما با دشمنان‌مان ريشه در ماهيت طرفين دارد يعني ما بر اسلام و دشمن بر خوي استكباري تاكيد دارد و اين دو با هم درگير هستند. 

وي با ادعای اينكه دشمن از حمله نظامي نااميد است، گفت: امروزه كينه و عداوت دشمن بسيار بيشتر است زيرا انقلاب‌هاي اسلامي را در خاورميانه مي‌بيند بنابراين سعي مي‌كند از كانال‌هاي ديگر وارد شود. 

وي ادامه داد: اگر به برخي معيارها توجه داشته باشيم مي‌توانيم فتنه را هنگام شكل‌گيري بشناسيم بنابراين هرگاه مشاهده كرديد كه كساني معيارهاي اسلامي را از ميدان‌هاي قابل ارزيابي به ميدان‌هاي غيرقابل ارزيابي مي‌كشانند اگر شك كنيد و اگر ادامه پيدا كرد يقين كنيد فتنه‌اي در كار است.

مديرمسئول روزنامه كيهان در ادامه سخنانش اظهار داشت: در يكي از كتاب هاي افرادي كه چند وقت پيش دستگير شده است نوشته بود "انتفاع از حضرت بقيه الله الاعظم (عج) در زمان غيبت دو گونه است يكي انتفاع عام و ديگري انتفاع خاص و يك نوع از آن گرفتن معلومات مانند احاديث و اخبار است و نوع ديگر گرفتن معرفت است و آناني كه معلومات مي گيرند معرفت چنداني ندارند و از آنانكه معرفت مي گيرند مانند زراره، عبدالعظيم حسني و شيخ مفيد نبايد انتظار معلومات داشت ". 

وي افزود: اين جملات بر اين مبناست كه اگر شما مي خواهيد از حضرت صاحب‌الزمان بهره واقعي ببريد دور فقاهت را خط بكشيد و اگر اين معيارها در اختيار باشد بسيار راحت مي‌توان فتنه را شناخت. 

مديرمسئول روزنامه كيهان با اشاره به جنگ تابوها گفت: هرگاه شما ديديد جرياناتي تابلوهايي برافراشته‌اند و با يكديگر درگيرند بايد ببينيد آيا در ماهيت با هم درگير هستند يا فقط تابلوهايشان با هم اختلاف دارند به عنوان نمونه كسي كه به صراحت تقليد كردن را كار ميمون مي‌داند و با فلان شخص رابطه دارد نبايد ترديد كرد كه هر دو از يك دسته هستند. 

وي در ادامه تصريح كرد: هر وقت ديديد جريانات و گروه‌هايي با ديدگاه‌هاي متفاوت با يكديگر ائتلاف كردند؛ نسبت به تابلوهاي ائتلاف ساده انديشي نكنيد. 

حسين فدایی: جریان انحرافی برای ارتباط با آمریکا و سرویس‌های جاسوسی برنامه دارد

Posted: 18 May 2011 03:24 AM PDT

جــرس: در ادامه چالش های میان اصولگرایان و حلقۀ دولتی ها، دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی با بیان اینکه جریان انحرافی ارتباط با آمریکا و سرویسهای جاسوسی را در برنامه خود دارد گفت: این جریان برای تصاحب اکثریت مجلس تلاش می‌کند تا پست‌های کلیدی در عرصه اقتصاد را تصرف کند و هر کسی را که مطیع نباشد تغییر دهد.

این فعال اصولگرا، با گذشت نزدیک به دوسال از انتخابات ریاست جمهوری دهم، تلویحا به نکته ای اشاره کرد و گفت "جریان انحرافی دولت ها، هزینه کردن از بیت المال را جایز و حذف رقبا را به هر دلیل بدون مشکل می‌داند."


به گزارش باشگاه خبرنگاران، وابسته به صدا و سیما، حسین فدایی در همایش سراسری هیئت رزمندگان شهر مشهد، با اشاره به اتفاقات اخیر کشور و اقدامات جریان حامی و نزدیک به دولت، آنها را "جریان انحرافی" نامیده و گفت: امروز ما باید هوشیار باشیم چرا که دشمنان ناکام مانده اسلام از فتنه های اخیر، به دنبال راهی جدید جهت دستیابی به اهداف منافقانه خود هستند و براین اساس باید به گونه ای عمل کنیم تا موجب سوء استفاده دشمنان این نظام نشود."

وی تصریح کرد: پیروان اومانیسم و انسانگرایی آینده را از آن انسانیت می دانند، به خدا و به مکتب اسلام و خدا محوری توجهی ندارند و عصر حاضر را عصر حضور می دانند نه ظهور.


فدایی با اشاره به یکی دیگر از شاخصه های این جریان که بیداری انسانی را جایگزین بیداری اسلامی می دانند و منش اشرافیت و اسلام منهای روحانیت را تبلیغ می کنند، گفت: این جریان در عمل آرایش سیاسی جامعه را با مشی تضادگرایی تحلیل کرده و دروغ و تهمت را جایز می داند.


فدایی اظهار عقیده کرد: این گروه در بعد عقیدتی در بطن خود مفاهیم و ارزش های فرقه های شیطان پرستی را ترویج و از ابزار پیشگویی استفاده می کند و با توجه به مرام لیبرالیستی خود در عرصه فرهنگ اختلاط زن و مرد را بدون اشکال دانسته و تسامح و تساهل در عرصه فرهنگی را دامن می زنند.

طی روزهای اخیر نیز، یکی از رسانه های وابست به سپاه، پس از انتشار گزارش‌هایی در رابطه با "جاسوسی" پریوش سطوتی (همسر دکتر فاطمی) برای بریتانیا٬ از رابطه عباس غفاری جن‌گیر مخصوص احمدی‌نژاد با اسرائیل خبر داد.


دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی نشانه دیگر این جریان را عدم قبول وقوع خیزش های اسلامی در منطقه عنوان کرد و گفت: جریان انحرافی هزینه کردن از بیت المال را جایز و حذف رقبا را به هر دلیل بدون مشکل می‌داند.


گفتنی است اظهارات این فعال اصولگرا مبنی بر "حذف رقبا را به هر دلیل" توسط جریان انحرافیِ دولتی ها، مصداقی از دخالت و تقلب در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ٨٨ و تاکیدِ مردم و رهبران جنبش سبز بر وقوع چنین امری می باشد.


این فعال اصولگرا همچنین خاطرنشان کرد: نفرات مرتبط با این جریان ارتباط با آمریکا و سرویسهای جاسوسی را در برنامه خود دارند، تلاش برای تصرف پستهای کلیدی در عرصه اقتصاد را دنبال می کنند و هر کسی را که مطیع نباشد تغییر می دهند.


فدایی از تلاش های این جریان (انحرافیون دولتی) برای شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی با استفاده از ظرفیت های عمومی و بدون ضابطه خبر داد.


در همین رابطه نیز، سخنگوی شورای نگهبان با اشاره به شکل گیری جریان انحرافی در کشور گفته است "چنانچه مصلحت ایجاد نماید در چارچوب سیاست های کلی نظام و فرامین رهبری، با هر جریان و موضوعی که نظام را با شکل جدیدی مواجه سازد مقابله خواهد شد. "

http://khabaronline.ir/App_Themes/style/images/bulletSmallRed.gif); background-position: 100% 6px; background-repeat: no-repeat no-repeat; ">مصلحت ایجاد کند با هر جریان که نظام را با مشکل جدیدی مواجه سازد مقابله خواهد شد

به گزارش همین منبع خبری، عباسعلی کدخدائی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران با بیان اینکه ولایت فقیه پشتیبان نظام است، اظهارداشت: مهمترین مسئله در خصوص انحراف و اشکالی که در روند رشد کشور به وجود می آید این است که مطیع ولایت فقیه باشیم تا در جریان انحرافات به وجود آمده در کشور غرق و شناور نشویم.


سخنگوی شورای نگهبان آگاهی بخشی به مردم و بررسی جریان های سیاسی را بهترین راهکار برای مقابله با جریان انحرافی دانست و افزود:در قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه و ارزش های اعتقادی انقلابی تدوین شده لذا تمسک به ولایت فقیه بهترین راهکار مقابله با جریانات انحرافی است.


وی با بیان اینکه در صورت لزوم بر اساس اختیاراتی که در قانون اساسی آمده با جریان انحرافی مقابله خواهد شد خاطر نشان کرد:چنانچه مصلحت ایجاد نماید در چارچوب سیاست های کلان کشور و فرامین رهبری با هر جریان و یا عاملی که مشکل جدیدی برای نظام به وجود آورد مقابله خواهد شد.


در جریان چالش های اخیر، بالغ بر بیست تن از نزدیکان و مرتبطین به مقامات ارشد دولت، مورد تعقیب و بازداشت قرار گرفته و متهم به جاسوسی و انحراف از خط رهبری شده اند.

 

علما و مراجع در مقابل احمدی نژاد موضع دارند و بشدت منتقدند

Posted: 18 May 2011 04:14 AM PDT

عضو شورای عالی حوزه
جرس: سید محمد غروی عضو شورای عالی حوزه علمیه قم با انتقاد از عدم توجه دولت به توصیه های مراجع و علما تصریح کرد: برخی از مراجع بزرگ ما هم اکنون مقابل دولت موضع دارند که لااقل در دوره قبل از انتخابات بر اساس موضع گیری ها و شعارهایی که داده می شد و تعریف دیگران، هم خودشان به دولت رای داده بودند و هم توصیه کرده بودند که به آقای احمدی نژاد رای بدهند.

 

به گزارش خبر آنلاین، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه «برخی مراجع اجازه ملاقات به احمدی نژاد را ندادند» گفت: تا جایی که من خبر دارم در این خصوص واسطه های قوی نیز وجود داشت که برخی شان از علمای قوی و بلند مرتبه قم بودند. این ها با مراجع تماس گرفتند و برخی هم حضورا تشریف بردند ولی این مراجع گفتند خیر. چرا که نقطه نظراتی را مطرح کردند ولی از سوی دولت عمل نشد.

وی با اشاره به عدم توجه دولت به توصیه علما و مراجع تقلید گفت: در عین حال اینکه مرجعی اجازه ملاقات ندهد برای دولت اهمیت ندارد که جای انتقاد وجود دارد.


غروی افزود: الان برخی علمایی که همان موقع حمایت هایی از احمدی نژاد کردند و هزینه شدند دیگر نه تنها دفاع نمی کنند بلکه نقد جدی دارند. این مسئله نه مصلحت دولت و نه مصلحت هر دولتی در نظام اسلامی است و نه اثرات خوبی دارد.

عضو شورای عالی حوزه با بیان اینکه «مرجعیت نهادی با قدمتی بیش از هزار سال است» تصریح کرد: نهاد مرجعیت امتحان داده است، وقتی مردم ببینند مرجعی به دولت نظر مثبت ندارد، دلگیر و دلنگران است، آنان نیز دلنگران می شوند. اگر ما می خواهیم مردم متدین حامی دولت باشند که این ها حامی دولت بودند و هستند و خواهند بود باید احترام مراجع را نگه داریم.

این استاد حوزه و دانشگاه در واکنش به سکوت مراجع مقابل اقدامات دولت گفت: دلیل سکوت مراجع یا این است که جمع بندی شان این است که سکوت کنند یا اینکه به خاطر عدم تضعیف نظام جمهوری اسلامی از اظهارنظر راجع به عملکرد دولت خودداری می کنند.


گفتنی است سفر احمدی نژاد به قم که قرار بود هفته اول اردیبهشت ماه انجام گیرد نیز لغو شده بود. 

واکنش معاون حقوقی رئیس دولت به بازداشت یکی از مسئولان ارشد نهاد ریاست جمهوری: از من نپرسید

Posted: 18 May 2011 03:07 AM PDT

جــرس: در پی بازداشت كاظم كياپاشا، رئيس ستاد اقامه نماز سازمان ميراث فرهنگی و از مسئولان ارشد نهاد ریاست جمهوری، معاون حقوقی رئیس‌ دولت درباره دستگیری این مقام نزدیک به اسفندیار رحیم مشایی گفت: در این زمینه مطلبی به من ابلاغ نشده و بهتر است موضوع را از سرپرست نهاد جویا شوید که در جریان وضعیت نیروهای انسانی خود هستند.


بنا به گزارش منابع خبری جریان اصولگرا، كاظم كياپاشا، رئيس ستاد اقامه نماز سازمان ميراث فرهنگی و از مسئولان ارشد نهاد ریاست جمهوری، كه از دوستان بیست ساله اسفندیار رحیم‌مشایی بوده، شامگاه سه شنبه بازداشت شده و بر اساس اخبار كسب شده یکی از دلایل بازداشت وی، ارتباط با تولید سی‌دی مستند انحرافی "ظهور بسیار نزدیك است" می باشد.


در همین زمینه فاطمه بداغی، معاون حقوقی محمود احمدی نژاد، با ابراز بی اطلاعی از دستگیری فرد مزبور، از خبرنگاران خواست این موضوع را از سرپرست نهاد جویا شوند که در جریان وضعیت نیروهای انسانی مجموعه است.


به گزارش فارس، وی که در حاشیه جلسه روز چهارشنبه هیئت وزیران با خبرنگاران گفت‌وگو می کرد، در پاسخ به سؤالی درباره دستگیری یکی از مقامات ارشد نهاد ریاست جمهوری گفت: در این زمینه مطلبی به من ابلاغ نشده و بهتر است موضوع را از سرپرست نهاد جویا شوید که در جریان وضعیت نیروهای انسانی خود هستند.

 

 

سایت نزدیک به مشایی: اگر احمدی نژاد زمین بخورد، خیلی ها زمین خواهند خورد

Posted: 18 May 2011 03:58 AM PDT

د ا

 جرس: سایت نزدیک به مشایی به اصولگرایان هشدار داد:  مطمئن باشید که با زمين خوردن دولت احمدي نژاد خيلي چيزهاي ديگر هم زمين مي خورد.


سایت محرمانه نیوز با انتقاد از اصولگرایانی که تا دیروز از احمدی نژاد و دولتش تقدیر می کردند و اینک در انتقاد از او ازهم سبقت می گیرند پرسید: ما يک سوال وآن اينکه معرفي افراد مورد اعتماد دولتي که بارها به خاطر پرکاري واستکبار ستيزي وپاک دستي اش مورد تفقد وتحسين ولايت قرار گرفته بعنوان دولتي خرافي و مرتبط با اجنه وحجتيه...چه کساني را خوشحال مي کند؟


این سایت نزدیک به مشایی هشدار داد: دوستان اصولگرايي که اين روزها فوران عصبانيت را مي شود در نوع رفتارشان ديد مطمئن باشند که با زمين خوردن دولت احمدي نژاد خيلي چيزهاي ديگر هم زمين مي خورد که شايد اولين آن اعتبار و آبرويي باشد که اين دولت با ايستادن براصول وآرمانهاي امام وانقلاب ، به کشور بازگرداند...بگذريم .


در همین حال محمد جعفر بهداد، معاون سیاسی دفتر احمدی‌نژاد به حامیان علی خامنه‌ای هشدار داد چنانچه بخواهند رئیس دولت دهم را «منحرف» بخوانند٬ باید در انتظار «خسارت و شکست بزرگ و سرنوشت‌سازی» باشند.

رفیق دوست: دولت اقتصاد را رها کند

Posted: 18 May 2011 02:46 AM PDT

جــرس: یکی از سرداران سابق سپاه و رییس اسبق بنیاد مستضعفان، با اشاره به وضعیت اقتصادی کشور در جریان اجرای طرح هدفمندی یارانه ها، معتقد است "عدالت این نیست که در جامعه یارانه نقدی توزیع کنیم."


این فعال اقتصادی همچنین گفت "برای رسیدن به اهداف اقتصادی تنها یک راه وجود دارد و آن این است که دولت اقتصاد را رها کند."


به گزارش خبرآنلاین، محسن رفیق دوست عصر سه شنبه ٢٧ اردیبهشت ماه، با حضور در نشست کارگروه جهاد اقتصادی که در محل اتاق تهران برگزار شد، به سیاست های اقتصادی دولت تاخت و با تأکید بر اینکه نباید از مردم بترسیم، بلکه باید به آنها اعتماد کنیم، گفت "به جای آنکه پول بدهیم باید از مردم پول بگیریم که در قالب مالیات امکان پذیر است. نباید از مردم بترسیم و باید به آنها اعتماد داشته باشیم. عدالت نیز این نیست که در جامعه یارانه نقدی توزیع کنیم."


رفیق دوست با انتقاد از حضور شبه دولتی ها در اقتصاد کشور، خاطرنشان کرد که برای رسیدن به اهداف اقتصادی تنها یک راه وجود دارد و آن این است که دولت اقتصاد را رها کند.


رفیق دوست در ادامه به مقوله "جهاد اقتصادی" اشاره و تأکید کرد : "جهاد نشاط می خواهد و نشاط نیز در اقتصاد دولتی امکان ندارد. از این رو، جهاد اقتصادی فقط توسط بخش خصوصی با نشاط که به امکانات دسترسی داشته باشد محقق می شود."


رفیق دوست در سخنان کوتاهی که در این نشست داشت، تأکید کرد که اگر خواستار این هستیم که جهاد اقتصادی نیز به سرنوشت دیگر محورهای کلیدی دچار نشود، تنها یک راه پیش رو داریم و آن اینکه "جهاد اقتصادی فقط با اعتماد به بخش خصوصی محقق می شود.
 

فرمانده کل نیروی انتظامی از اخراج ۱۵۰۰ نفر از پرسنل فحاش و متخلف آن نیرو خبر داد

Posted: 18 May 2011 02:46 AM PDT

جــرس: فرمانده کل نیروی انتظامی با ادعای اینکه جرایم سازمانی در نیروی انتظامی نسبت به پنج سال گذشته پنجاه درصد کاهش یافته است، از اخراج ۱۵۰۰ نفر از پرسنل متخلف آن نیرو خبر داد و گفت "کارکنانی که فحش و ناسزا به ارباب رجوع بدهند باید از سازمان اخراج شوند. "


به گزارش ایسنا، سردار پاسدار اسماعیل احمدی‌مقدم صبح چهارشنبه ٢٨ اردیبهشت، در حاشیه همایش نگهداشت نیروی انسانی ناجا اظهار کرد: اگربخواهیم به الگوی پلیس شایسته و تحقق عدالت در جامعه دست پیدا کنیم قطعا نباید فساد درون سازمانی همچون نیروی انتظامی وجود داشته باشد.

وی ادامه داد: گاهی شعارهایی علیه فساد می‌دهیم که این شعارها قابل اندازه‌گیری نیست اما برنامه پلیس این است که به صورت عملیاتی شاخصه‌ها را در نظر بگیرد. به طور مثال میزان تخلفات در نیروی انتظامی بطور میانگین سالانه ده درصد کاهش یافته است.


وی ادامه داد: امروز جرایم در نیروی انتظامی نسبت به پنج سال گذشته پنجاه درصد کاهش یافته است. این در حالیست که کیفیت جرایم هم در این مدت تغییر یافته به طوری که در گذشته ممکن بود جرایم ما همکاری با باند قاچاق موادمخدر بوده باشد اما امروز این جرایم فرار از خدمت است. یعنی یکی از کارکنان به مرخصی می‌رود و اگر پس از پانزده روز مراجعه نکند به عنوان فرار از خدمت محسوب می‌شود و برای رسیدگی به دادسرا معرفی خواهد شد.


فرمانده نیروی انتظامی توجه به آموزش‌های رفتاری و حرفه‌ای و افزایش امید در بین کارکنان را در راستای کاهش فساد در این سازمان مهم توصیف کرد و افزود: همچنین موضوع تنبیه و شدت عمل در برابر متخلفان هم مدنظر قرار دارد. به طوری که اگر فردی در نیروی انتظامی ده هزار تومان رشوه بگیرد باید از این سازمان جدا شود. البته اثبات این موضوع هم بسیار سخت است و اگر برای ما هم محرز باشد دادگاه ادله ما را نپذیرد و این فرد تبرئه شود اما فردی که در درون سازمان به چهره بدی تبدیل شده است در کمیسیون انضباطی عذراش را می‌خواهیم.


فرمانده نیروی انتظامی بدون اشاره به فحاشی ها و بی حرمتی های نیروی انتظامی در جریان سرکوب معترضان در دو سال اخیر مدعی شد "اخیرا اعلام کرده‌ایم که اگر فردی به ارباب رجوع فحش و ناسزا داد، این فرد را از سازمان بیرون می‌کنیم. چون پلیس باید الگوی اخلاق برای جامعه باشد و اگر کسی می‌خواهد به فرزند خود ادب و شئونات یاد دهد باید پلیس را به عنوان الگو معرفی کند و فردی که در سازمان فحش و ناسزای رکیک می‌دهد حتما باید از سازمان اخراج شود. "


احمدی مقدم خاطرنشان کرد: با توجه به تنگ‌تر شدن حلقه نظارتی به چنین موضوعاتی در ابتدا سالانه ۲هزار و ۵۰۰ نفر از سازمان اخراج می‌شدند و این آمار در سال گذشته به یکهزار و ۵۰۰ نفر رسیده است و در برنامه پنجم این آمار کاهش خواهد یافت و اگر مسئولی در این رابطه مسئولیت خود را انجام نداده باشد برکنار می‌شود چون پلیس در رابطه با این موضوع بسیار جدی است.


وی اضافه کرد: اگر فردی در سازمان نظر ناموسی نسبت به خانمی را داشت باید از سازمان اخراج شود که البته اثبات چنین موضوعاتی بسیار سخت است. هر چند ما با چنین موضوعاتی از زاویه تخلف با این فرد برخورد می‌کنیم.


احمدی مقدم درباره برنامه ناجا در حوزه موسوم به "امنیت اخلاقی" از اواخر اردیبهشت ماه گفت: از اول اردیبهشت اقدامات پلیس در این رابطه آغاز شده است البته از اوایل خردادماه به دلیل آن که موج سفرها و مراجعه مردم به فضاهای سبز، پارک‌ها و تفرجگاه‌ها افزایش خواهد یافت توجه به مسایل ترافیکی، تقویت حضور پلیس در پارک‌ها و گردشگاه‌ها، کوه و تفرجگاه‌ها مدنظر قرار گرفته است.
 

You are subscribed to email updates from جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها : متن خلاصه
To stop receiving these emails, you may unsubscribe now.
Email delivery powered by Google
Google Inc., 20 West Kinzie, Chicago IL USA 60610

جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها : متن خلاصه

unread,
May 19, 2011, 1:08:09 PM5/19/11
to polic...@gmail.com

شنیداری - صحبتهای مهندس سحابی در مورد کنفرانس برلین

Posted: 19 May 2011 06:49 AM PDT

  جرس: در فروردین سال هفتاد و نه، بعد از پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس ششم کنفرانسی با نام " ایران بعد از انتخابات" به دعوت بنیاد هاینریش بل در خانه فرهنگ های جهان در برلین با هدف بررسی پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس و از سوی دیگر برقراری گفتگو میان شخصیت های ایرانی و آلمانی جهت ترمیم و بهبود وضع افکار عمومی آلمانی ها نسبت به ایران و افزایش روابط اقتصادی و صنعتی دو کشور، برگزار گردید.اما این کنفرانس از یک سو مورد مخالفت و اعتراض برخی گروههای اپوزیسیون خارج از کشور از جمله حزب کمونیست کارگری ،و دیگر گروههای افراطی چپ و سلطنت طلبان و در داخل با واکنش برخی جریانها و روزنامه های جریان ساز مواجه گردید که از آن بعنوان حربه ای برای سرکوب دولت اصلاحات و خارج کردن چهره های تاثیرگذار از صحنه سیاسی استفاده کردند. در پی آن، هفده نفر از روشنفکران و چهره های سیاسی ایرانی بعنوان مدعوین این کنفرانس، همگی بعد از بازگشت، حکم احضار از طرف دستگاه قضایی گرفتند و به "اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام" بازجویی و تفهیم اتهام شدند. مهندس عزت الله سحابی نیز بعنوان یکی از شرکت کنندگان محاکمه شد و مدتی به جرم تلاش برای براندازی نظام در زندان بود. عزت الله سحابی یکروز پیش از بازگشت به ایران در خصوص کنفرانس برلین و اهداف آن و همچنین علت شرکت خود در این کنفرانس صحبت نمود. امروز با گذشت یازده سال از ماجرای این کنفرانس و حواشی پس از آن، به صحبت های این چهره آزادیخواه که هم اکنون در بستر بیماری است و اختصاصا در اختیار جرس قرار گرفته، گوش فرا می دهیم، موضوعی که پس ازگذشت سالها عملا جزو تاریخ این کشور ثبت شده است.      

قسمت اول

 

 

قسمت دوم

محمود احمدی نژاد: غربی ها ابرها را دستکاری کرده اند تا باران به ایران نبارد

Posted: 19 May 2011 05:13 AM PDT

جــرس: محمود احمدی نژاد امروز پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ماه، در مراسم افتتاح سد كمال صالح در استان مركزی ادعا کرد "طی چند سال اخیر غربی ها به گونه ای عمل كرده اند كه ابرها دستکاری و تخلیه شده و ابرهای بارش زا به كشوری های منطقه از جمله ایران نمی رسد."


وی همچنین اظهار عقیده کرد "كشورهای غربی برای ایجاد خشكسالی در برخی مناطق جهان از جمله ایران طرحی را در دست اقدام دارند. "


به گزارش ایرنا، رئیس دولت دهم كه برای افتتاح سد و سامانه انتقال آب كمال صالح به اراك سفر كرده است، با اشاره به مقاله یك سیاستمدار غربی كه از بحران آب در سی سال آینده خبر داده و در آن از خشك شدن مناطقی از كره زمین از سمت تركیه و ایران تا شرق آسیا سخن گفته است، افزود: محدوده ترسیم شده در مقاله این سیاستمدار غربی بخش هایی را شامل می شود كه آن ها از تمدن سازی و فرهنگ آفرینی كشورهای این محدوده درهراسند.


احمدی نژاد با بررسی وضعیت بارش و تغییرات آب و هوایی در یك سال اخیر در منطقه آسیا و اروپا تصریح كرد: بر اساس اخباری كه صحت آن در مورد وضعیت آب و هوا مورد تایید قرار گرفته است، كشورهای اروپایی با استفاده از تجهیزاتی خاص، به گونه ای عمل كرده اند كه ابرها تخلیه شده و ابرهای بارش زا به كشوری های منطقه از جمله ایران نرسد.


رئیس دولت با بیان اینكه این یك حادثه طراحی شده است، گفت: این موضوع از طریق مراجع حقوقی كشورمان پیگیری خواهد شد و این كار زشت نباید ادامه پیدا كند.


وی هدف كشورهای اروپایی را از انجام این اقدامات، ایجاد تنش و تخاصم در آب های مرزی كشورها عنوان كرد و افزود: اعتقاد دارم همان طور كه پیش از این نیز اعلام شده بود، جنگ آینده جنگ آب است.

رئیس قوه قضاییه: بزرگان کشورپیغام داده اند با انحرافات فعلی برخورد جدی شود

Posted: 19 May 2011 04:49 AM PDT

جــرس: رییس قوه قضاییه با هشدار نسبت به برخی "گروه ها و افکار انحرافی در دوران کنونی" بیان داشت: متاسفانه در دوره ما گروه های انحرافی پیدا شده‌اند که ترویج جن گیری و رمالی اقدام می کنند که این گونه مسائل هیچ نسبتی با مبانی دینی ما ندارد.


به گزارش خبرآنلاین، صادق آملی لاریجانی، روز پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت، در نخستین کنگره علامه سعید العلما و ملامحمد اشرفی که در بابل برگزار شد، مقابله با انحرافات را یکی از ویژگی های علما در طول تاریخ برشمرد و خاطر نشان کرد: علمای اسلام از قرن‌های اولیه اسلام دائما از سوی منحرفان مورد تعرض قرار می گرفتند؛ اما بزرگان دین همواره در برابر این انحراف ها از اندیشه های اسلامی دفاع می کردند.


رییس قوه قضاییه با اشاره به اینکه نسل جوان جامعه نیز باید به دنبال تفقه در دین برود گفت: فرزندان این سرزمین که دل به دین بسته اند باید برنامه ای برای زندگی معنوی خود داشته باشند که باید برای رسیدن به این مساله دین را بفهمند.


صادق لاریجانی با اشاره به اینکه فقه به معنای بصیرت و فقیه نیز صاحب بصیرت است، مدعی شد "رهبر در فتنه پس از انتخابات سال ٨٨ به مساله بصیرت تاکید ویژه ای داشتند و بصیرت تنها فهم نیست بلکه یک فهم خاصی است به همراه برخی خصوصیات که ممکن است برای همه حاصل نشود."


رییس قوه قضاییه با بیان اینکه متاسفانه حوزه های علمیه گاهی در شناساندن علمای بزرگ و علم معارف در اختیار آنها به جامعه کوتاهی می کنند تصریح کرد: امروز ما مجموعه عظیمی از ذخائر علمی در کشور داریم که گاهی سربسته می ماند که وظیفه حوزه های علمیه شناساندن این ذخائر به جامعه است.


وی با بیان اینکه علم اصول امروز تنها از زوایای حوزه های علمیه تدریس و تعلیم می شود افزود: تحقیقاتی که امروز برخی از دانشمندان غربی در بحث اصول انجام می دهند علمای ما صدها سال قبل به آن مسائل پرداختند.


رئیس دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، کمرنگ جلوه دادن اثر روحانیت و ترویج سکولاریسم را از جمله تلاش دشمنان برای انحراف در مسیر علما دانست و مدعی شد: متاسفانه در دوران اصلاحات مطبوعات کشور به ترویج سکولاریسم و پلورالیزم دینی می پرداختند.


صادق لاریجانی همچنین ترویج عرفان های کاذب را یکی دیگر از "مسائل انحرافی در دولت اصلاحات" دانست و ادعا کرد "مجموعه ای از بدترین کتاب ها با محتوای عرفان های کاذب در دوران دولت اصلاحات چاپ و توزیع شد."


وی همچنین با هشدار نسبت به برخی گروه ها و افکار انحرافی در دوران کنونی بیان داشت: متاسفانه در دوره ما نیز گروه های انحرافی پیدا شدند که ترویج جن گیری و رمالی اقدام می کنند که این گونه مسائل هیچ نسبتی با مبانی دینی ما ندارد.


رئیس قوه قضاییه با تاکید بر اینکه برخی از بزرگان کشور پیغام دادند که با این گونه انحرافات برخورد جدی شود تصریح کرد: قوه قضاییه نیز در حد وظایف قانونی خود نسبت به این مسائل عمل خواهد کرد.


لاریجانی با انتقاد از تولید و توزیع مستند ظهور نزدیک است این لوح فشرده را کذب و دورغ خواند و افزود: روایات مطرح شده در این مستند همه زعاف و نسبت های داده شده نیز در آن خلاف است و بسیاری از علما و بزرگان با پیغام های خود خواستار برخورد با این شیوه کار شدند.


وی همچنین با انتقاد از ترویج ملیت گرایی افراطی و ایرانی گری از سوی برخی گروه های انحرافی در کشور، اظهار عقیده کرد: "این گروه های انحرافی در کنار ترویج معیارهای دینی و تفقه در دین به ترویج کوروش و هخامنش می پردازند؛ اما باید توجه کنیم ما اول مسلمان دین محمد هستیم ."
 

عسگراولادی: گروه انحرافی وابسته به نیروهای اطلاعاتی و ارتباطات خارجی است

Posted: 19 May 2011 04:29 AM PDT

جــرس: دبیرکل تشکل موسوم به «جبهه پیروان خط امام و رهبری»، در ادامه حملات اصولگرایان به دولتی ها، آنها را "جریان انحرافی" و شمه ای دیگر از "تحرکات دشمن در نبرد نرم علیه انقلاب" نامید و مدعی شد "پس از ختم غائلۀ فرقۀ سبز طی دو سال گذشته و مهار و کنترل خطرات آنها، جریان انحرافی نیز سر و صدایی از همان جنس است که باید با ذکاوت و تیزبینی به مقابله با آن پرداخت."


این فعال اصولگرا همچنین از ارتباط جریان انحرافی حاشیه دولت با دیگر جریان های انحرافی و همگرایی و ائتلاف با آنها در آینده ای نزدیک خبر داد.


به گزارش تارنمای «باشگاه خبرنگاران»، وابسته به صدا و سیمای جمهوری اسلامی، حبیب الله عسگراولادی در گفتگو با این تارنما در خصوص "جریان انحرافی شکل گرفته در حاشیه دولت" اظهارداشت: علمای اسلام، مراجع عالیقدر، امام بزرگوار امت و همچنین رهبری از باب روشنگری همواره موضوع انحراف از مسیر حرکت انقلاب اسلامی را مورد بازخوانی قرارداده و بیشتر از پرداختن به منحرف در خصوص اصل انحراف سخن گفته تا مردم نسبت به مصادیق آگاهی پیدا کنند.


وی اظهار عقیده کرد "برخورد حکیمانه رهبری با جریان انحرافی نشان می دهد که می شود با عقلانیت آن را مدیریت کرده و با کمترین آسیب از آن عبور کرد."


وی به تلاش جریان انحرافی برای از بین بردن وحدت و همگرایی بین اصولگرایان اشاره کرد و افزود:این جریان سعی دارد فاصله بین قوا و رئیس جمهور با رهبری را طوری تنظیم کند که یکی از اهداف نبرد نرم علیه ملت و نظام عملیاتی شده لذا هرگامی برای همگرایی برداشته شود این عده بر ضد آن عمل می کنند.


عسگراولادی "حاشیه سازی" را از دیگر ویژگی جریان انحرافی عنوان کرد و گفت: جریان انحرافی با حاشیه پردازی در صدد ایجاد غفلت از تحولات منطقه در داخل کشورند تا جمهوری اسلامی نتواند نقش خود را در هدایت و مدیریت انقلاب اسلامی در منطقه ایفا کند.


وی با اشاره به اینکه جریان انحرافی سعی در آتش کشاندن و زدن تیر خلاص به گفتمان اصولگرایی دارد، گفت: "جریان انحرافی با اصالت دادن به ایران در برابر اسلام و ترویج باستان گرایی و جعل عنوان مکتب ایرانی درصدد اخلال در گفتمان انقلاب اسلامی است."


عسگراولادی فعل و قول سیاسی جریان انحرافی را فاقد عقلانیت سیاسی دانست و ادامه داد:گفتمان این افراد عمدتا براساس پیش بینی و پیشگوئی کسانی صورت می گیرد که با عقلانیت اسلامی فاصله داشته و مشکوک به وابسته بودن به نیروهای اطلاعاتی و ارتباطات خارجی است.


وی همچنین از ارتباط جریان انحرافی حاشیه دولت با دیگر جریان های انحرافی و همگرایی و ائتلاف با آنها در آینده ای نزدیک خبر داد.


عسگراولادی به تضاد و تقابل جریان انحرافی با حاکمیت و مهندسی القای بن بست سیاسی اشاره و تصریح کرد: جریان انحرافی اعتقادی به قانوان بعنوان فصل الخطاب و رهبری بعنوان کسی که بن بست را با سرانگشت تدبیر، علم و عدالت می گشاید ندارند لذا در مسیر حریم شکنی اقتدار ملت و رهبری حرکت می کنند.


وی با اشاره به آلودگی مالی و مفاسد اقتصادی برخی از اعضای جریان انحرافی ابراز امیدواری کرد:مراکز اطلاعاتی و قضایی و نهادهای نظارتی با ادله کافی مفاسد مالی این افراد را با حکم قانونی بیان خواهند کرد.


اظهارات این فعال جریان اصولگرا و چهره ها و رسانه های این جریان پیرامون "فساد مالی" و "آلودگی اقتصادی" دولتی ها، سالهاست توسط شخصیت ها و رسانه های اصلاح طلب و همچنین فعالان جنبش مورد تاکید واقع شده، اما محافظه کاران و حامیان رهبر جمهوری اسلامی، در برابر تمام شواهد و مستنداتِ راجع به این مسئله، سکوت همراه با همراهی اختیار کرده بودند.


عسگراولادی تأکید کرد: ما باید به دشمن نشان دهیم علیرغم شرارت گروه انحرافی، شکافی بین اصولگرایان، دولت با ملت، رئیس جمهور با رهبری و قوای سه گانه وجود ندارد، چرا که با مدیریت و کنترل رهبری کشور از بحران آفرینی جریان انحرافی عبور کرده و دست منحرفان برای همه رو شده است.


وی در خاتمه گفت: موضوع فتنه و جنگ نرم دشمن علیه ما حالت های متفاوتی دارد، که با حرکت در مسیر اطاعت از ولی فقیه باید آمادگی خود را برای حضور در میدان های گوناگون نبرد نرم حفظ کنیم.
 

مبارزه پرسود جمهوری اسلامی با قاچاق مواد مخدر

Posted: 19 May 2011 05:24 AM PDT

 جرس: ماهنامه آمریکایی «کامنتری» که به انعکاس دیدگاه‌های کار‌شناسان و سیاستمداران متمایل به جناح «نو – محافظه‌کار» شهرت دارد، در تحلیلی پیرامون ایران و قاچاق مواد مخدر مدعی شده است که ادعاهای جمهوری اسلامی در مبارزه با این تجارت سودآور نباید غرب را گمراه کند و در حقیقت شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد عواملی در حکومت ایران خود در این تجارت دست دارند.


به گزارش رادیو فردا، این ماهنامه در آغاز مطلب خود به سخنان اخیر محمدجواد لاریجانی، رئیس شورای عالی حقوق بشر ایران، اشاره می‌کند که در واکنش به تعداد بسیار زیاد اجرای مجازات اعدام در ایران و از جمله بالا‌ترین رقم اعدام افراد زیر هجده سال در جهان تهدید کرد که ایران راه انتقال هرویین به کشورهای اروپایی را خواهد گشود.

آقای لاریجانی گفت: «کشورهای غربی باید در مبارزه با مواد مخدر با ایران همکاری کنند. در غیر این صورت ما فکر دیگری خواهیم کرد و برای مثال راه را برای انتقال مواد مخدر از خاک ایران به سمت کشورهای اروپایی خواهیم گشود.»

آقای لاریجانی در بخش دیگری از سخنان خود گفت که ۷۴ درصد از مجازات‌های اعدام در ایران مربوط به قاچاق مواد مخدر است و اگر غرب در مبارزه با مواد مخدر به ایران کمک کند رقم اعدام‌ها ۷۴ درصد کاهش خواهد یافت.

ماهنامه «کامنتری» می‌افزاید که اگر پرونده ایران در زمینه اجرای مجازات اعدام تا این حد هولناک نبود، تهدید آقای لاریجانی خنده‌دار می‌‌نمود. به نظر می‌رسد که ۲۶ درصد دیگر از موارد اجرای حکم اعدام شامل تبهکاران، ولی در عین حال مخالفان سیاسی حکومت ایران و اعضای اقلیت‌های قومی و مذهبی است که جمهوری اسلامی به شدت آن‌ها را سرکوب می‌کند.

با توجه به فقدان موازین عادلانه و روش‌های غیرانسانی حاکم بر دستگاه قضایی ایران به جرات می‌توان گفت که نه تنها مخالفان سیاسی یا اعضای اقلیت‌های قومی و مذهبی، بلکه در بسیاری از موارد حتی خلافکاران و تبهکارانی که اعدام می‌شوند از اجرای درست عدالت محروم‌اند و حکم اعدام در مورد آن‌ها به شکلی ناعادلانه صادر می‌شود.

نکته دیگر این است که نمی‌توان آمار‌ها و ارقام حکومت اسلامی را باور کرد. سازمان‌های طرفدار حقوق بشر، وکلا و خانواده‌های زندانیان اعدام شده در مواردی ثابت کرده‌اند که تعدادی از اعدامی‌ها مخالف حکومت بوده‌اند. دستگاه قضایی ایران با جعل اتهامات و ساختن پرونده مواد مخدر برای این افراد آن‌ها را تحت عنوان قاچاقچی اعدام می‌کند.

ماهنامه «کامنتری» سپس خاطرنشان می‌کند که متاسفانه تهدیدهایی نظیر سخنان اخیر محمدجواد لاریجانی از سوی غرب جدی تلقی می‌شوند. حکومت ایران همواره مدعی شده است که به تنهایی و با هزینه بسیار زیادی با قاچاق مواد مخدر از افغانستان مبارزه می‌کند و تاکید دارد که اروپا باید در این زمینه با جمهوری اسلامی همکاری کند.

برخی از رهبران کشورهای اروپایی نیز به این ادعای ایران اعتبار بخشیده‌اند. برای مثال، در سال ۲۰۰۹ فرانکو فراتینی، وزیر خارجه ایتالیا، در آستانه برگزاری اجلاس کشورهای گروه هشت خواستار دعوت ایران به مذاکرات مربوط به افغانستان شد. وی گفت که جمهوری اسلامی می‌تواند در عرصه مبارزه با مواد مخدر که از منابع مالی شورشیان است با غرب همکاری کند. خوشبختانه این دیدگاه مورد استقبال قرار نگرفت، ولی این تصور نادرست مبنی بر این که ایران می‌تواند در مبارزه با مواد مخدر با غرب همکاری کند هنوز وجود دارد.

ماهنامه «کامنتری» همچنین یادآوری می‌کند که به این خاطر ایران از کمک‌های غرب در مبارزه با مواد مخدر بهره‌مند شده است. نمونه آن فروش تجهیزات نظامی پیشرفته به ایران به توصیه «دفتر مبارزه با جرائم و مواد مخدر سازمان ملل متحد» است که با وجود تحریم صادرات تسلیحات به ایران عملی شده است. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد جمهوری اسلامی از ساده‌لوحی کشورهای اروپایی در این زمینه سوء‌استفاده می‌کند.

برای مثال، در سال ۲۰۰۵ یک شرکت اسلحه‌سازی اتریشی در چهارچوب همین مصوبه حدود هشتصد قبضه تفنگ پیشرفته و دوربرد به ایران فروخت. جمهوری اسلامی این تسلیحات را در زمینه‌های دیگری غیر از مبارزه با مواد مخدر به کار گرفته و حتی بعد‌ها نمونه‌هایی از این تفنگ‌ها را که در ایران ساخته شده بود به شورشیان شیعه عراق یا حزب‌الله لبنان داد.

علاوه بر این طبق پیام‌های محرمانه و دیپلماتیک آمریکا که توسط وب‌سایت «ویکی‌لیکس» برملا شده است، جمهوری اسلامی ایران مستقیما از قاچاق مواد مخدر سود می‌برد. در یکی از این پیام‌ها که در سال ۲۰۰۹ توسط مقامات سفارت آمریکا در باکو تنظیم شده تاکید می‌شود که به احتمال زیاد دولت ایران مسئول افزایش چشمگیر ورود هرویین از ایران به خاک جمهوری آذربایجان است.

در این اسناد مقامات آمریکایی به شواهدی اشاره می‌کنند حاکی از آن که عوامل یا بخش‌هایی از نیروهای امنیتی و انتظامی ایران در شبکه تولید و توزیع مواد مخدر مشارکت داشته و به قاچاق این مواد از طریق مرزهای شمالی ایران کمک می‌کنند.

مصباح یزدی: می خواهد روحانیت را کنار بزند و رئیس جمهور شود

Posted: 19 May 2011 04:55 AM PDT

جرس: مصباح یزدی از حامیان اصلی محمود احمدی نژاد، نزدیکان رئیس دولت را منحرف، شیطان و ضدروحانیت نامید و ادعا کرد:هدف این تفکر انحرافی آن است که در آینده این تصور القا شود که تمام فعالیت‌ها، طرح‌ها و خدمات‌ انجام‌شده در این چند سال از جانب یک نفر منحرف بوده و او بزرگ‌ترین استراتژیست عالم است، و هر کاری که انجام داده‌ایم از او الهام گرفته‌ایم و بنابراین او باید رئیس‌جمهور آینده شود و کشور را اداره کند.


رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) تصریح کرد: در چند سال اخیر، چنین احساسی پیش آمده که خطری پیچیده نسبت به اساس فکری جامعه در حال شکل‌گرفتن است و شیطان تمام تجربیات وحیله‌های خود را به کار گرفته تا طرز فکری انحرافی را در جامعه القاء کند.


به گزارش رسا، محمدتقی مصباح یزدی در دیدار با سردار رحیم صفوی و جمعی از سرداران سپاه پاسداران، درباره نگرش اسلام نسبت به جهان گفت:‌ بینش اسلام این نکته را الهام می‌کند که مسیرهای پر پیچ و خم و پرفراز و نشیبی برای افراد و گروه‌ها و جوامع وجود دارد که برای رسیدن به سر منزل مقصود و قرب الهی، باید از این مسیرها با سلامت عبور کرد. و به همین دلیل است که حوادث پیش‌بینی نشده و غافل‌گیر کننده اتفاق می‌افتد و شیطان در صدد است در این موقعیت‌ها، هم افراد و هم جامعه را به انحرافات خطرناک سوق دهد.

مصباح تأکید کرد:‌ هر چه سطح کمال افراد واجتماع بالاتر رود، امتحانات سنگین‌تر و پیچیده‌تر می‌شود و سختی امتحان دلیل رشد جامعه است تا پاداش بالاتری به دست آید.


رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی دو اصل کلی مرتبط با جامعه اسلامی را مورد توجه قرار داد و گفت: باورها، اعتقادات و بینش‌های ما نسبت به خود، جامعه و جهان هستی و هم‌چنین گرایش‌ها از عواملی است که باید مراقب آنها بود و محتاطانه عمل کرد، و از باورهای غلط و گرایش‌های انحرافی که انسان را از اهداف اصیل دور و سرگرم لذت‌های زودگذر می‌کنند پرهیز کرد.

عضو خبرگان رهبری با اشاره به گذشت بیش از چهارده قرن از ظهور اسلام، یادآور شد: استفاده از تجربیات دوران طولانی، ملت ما را آماده کرده تا از بسیاری از امتحانات سربلند بیرون بیاید و توطئه‌های شیطانی را خنثی کند؛ زیرا سختی‌هایی که از سوی بیگانگان و مزدوران داخلی بر ملت ما تحمیل شده، ‌موجب شده تا مردم در راه حفظ نظام اسلامی فداکاری کنند و چه بسا دلیل این‌که امام خمینی (ره) این ملت را از مسلمانان صدر اسلام بهتر معرفی کردند همین باشد.


وی اضافه کرد: در مقابل این فتنه‌های پیچیده، بسیاری از افراد زیرک و با فراست هم فریب می‌خورند و باید برای نجات از این فتنه‌ها به فضل الهی و توسل به اهل‌بیت (ع) امید داشت. 

مصباح یزدی ادامه داد: استفاده از همین تجربیات اخیر هم، نیاز به تدبر و عبرت‌گیری دارد، چرا که هر گاه مردم احساس مسئولیت را رها کردند و خود را نسبت به حوادث بی‌تفاوت نشان دادند، شیطان بر آن‌ها مسلط می‌شود. بنابراین باید خیلی هشیار باشیم، حساسیت نشان داده، وظیفه خود را به درستی انجام دهیم. 

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) بیان داشت:‌ از طرف دیگر شیطان با این تجربیات طولانی که از فریب انسان‌های مختلف به دست آورده، می‌داند از کجا شروع کند. او از نقطه‌ای بسیار کم‌رنگ شروع می‌کند وتدریجا پیش می‌رود به طوری که حساسیتی ایجاد نشود و بعضی‌ها هم به خاطر صداقت و صفا و اندکی سادگی، حساسیتی نشان نمی‌دهند؛ یا توجیه می‌کنند و یا گمان می‌کنند که مبارزه با این انحرافات به هزینه‌هایش نمی‌ارزد. 

وی خاطرنشان کرد: بعضی‌ها نسبت به خطر اطلاع دارند ولی آن را ساده می‌انگارند و مسامحه می‌کنند، بعضی هم که عمق خطر را بیشتر درک می‌کنند، ‌به خاطر تعلق به گروه خاص، واکنش به خطر را به مصلحت گروه خود نمی‌بینند و عکس‌العملی نشان نمی‌دهند. 


عضو مجلس خبرگان اضافه کرد: ‌تنها افراد اندکی هستند که چشم تیزبینی دارند، خطر را می‌بینند، آینده‌اش را درک و ارزیابی می‌کنند و طبعا حساسیت نشان می‌دهند، اما غالبا با چنین افرادی رفتارهای نامهربانانه می‌شود، و این نامهربانی‌ها نه تنها از سوی دشمنان بلکه گاهی اوقات از طرف دوستان نیز دیده می‌شود که جای تعجب دارد. 

مصباح ادامه داد:‌ ما باید به این هشدارها توجه کنیم، مخصوصا اگر تجربه مثبتی نسبت به این هشدارها در گذشته وجود داشته باشد.

وی اظهار داشت:‌ در چند سال اخیر، چنین احساسی پیش آمده که خطری پیچیده نسبت به اساس فکری جامعه در حال شکل‌گرفتن است و شیطان تمام تجربیات وحیله‌های خود را به کار گرفته تا طرز فکری انحرافی را در جامعه القاء کند. 

وی به نقطه شروع این تفکر اشاره کرد وگفت: ظهور یک رهبر دینی و نفوذ فوق‌العاده او در توده‌ مردم، ‌دشمنان را نسبت به روحانیت حساس کرد بنابراین کوشیدند از این محبوبیت ونفوذ جلوگیری کنند و تفکر ضد روحانیت را در میان اقشار جامعه رواج دهند. 

وی ادامه داد: استراتژی قطعی شیطان این است که بتواند مرتبه و قداست روحانیت شیعه را تضعیف کند چون تنها راه تضعیف اقتدار اسلام و دور کردن جامعه از خداوند، تضعیف روحانیت است.


رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی با اشاره به چند نمونه از این اقدامات بعد از پیروزی انقلاب اسلامی خاطر نشان کرد:‌ قدم اول در القای این تفکر، سعی در کاستن از محبوبیت روحانیت با بزرگ جلوه دادن نقاط ضعف برخی روحانیان و حتی لغزش‌های ایشان در تکلم و پوشش، و قدم دوم مطرح کردن اسلام منهای روحانیت بود.

مصباح اضافه کرد: این استراتژی تمام نشده و امروز هم با الگو قرار دادن اروپا در کنار زدن کلیسا، تلاش می‌کنند تا روحانیت را مانع پیشرفت ایران جلوه دهند و با این ایده، درصدد کنار گذاشتن روحانیت و القای تفکر ضد روحانیت در جامعه هستند.

عضو مجلس خبرگان رهبری یادآور شد:‌ امام خمینی (ره) ایران را برای اسلام می‌خواست، اما این گروه اسلام را فدای ایران می‌کنند. 

وی تأکید کرد:‌ کمال استادی این شیاطین در اینجا ظاهر می‌شود که با القای این فکر که امام زمان (عج) کشور را اداره می‌کند، سعی در تضعیف جایگاه ولی‌فقیه دارند و نیاز به وجود ولی‌فقیه را زیر سؤال می‌برند. 

وی اظهار داشت:‌ این طرز فکر به سمتی در حال حرکت است که می‌گوید ما با رابطه‌ای معنوی می‌توانیم خواسته امام زمان (عج) را به دست آوریم و کشور را بی‌واسطه و بدون نیاز به متخصصان اسلام‌شناس اداره کنیم. 


وی تأکید کرد:‌ هدف این تفکر انحرافی آن است که در آینده این تصور القا شود که تمام فعالیت‌ها، طرح‌ها و خدمات‌ انجام‌شده در این چند سال از جانب یک نفر منحرف بوده و او بزرگ‌ترین استراتژیست عالم است، و هر کاری که انجام داده‌ایم از او الهام گرفته‌ایم و بنابراین او باید رئیس‌جمهور آینده شود و کشور را اداره کند. 

مصباح تصریح کرد: این خطر بزرگی است که به نام اسلام، با استفاده از خون شهیدان و بعد از تحمل این همه سختی‌ها بگویند انتخاب شدن چنین کسی که نه شناخت درستی از اسلام دارد و نه سوابق روشنی در انقلاب، مرتبه‌ای از ظهور است! بدین ترتیب شیطان وسایلی فراهم کرده که در دل یک کشور اسلامی با شعارهای دینی، نطفه یک حرکت ضد اسلامی منعقد گردد. 

وی افزود: اکنون اگر احتمال ضعیفی هم بدهیم که شیطان چنین نقشه‌ای کشیده است، باید حواسمان جمع باشد، احتیاط کنیم و نسبت به حوادث و فتنه‌ها حساسیت وعکس العمل مناسب انجام دهیم.

اگر با فریاد آیت‌الله منتظری همراهی می شد، امروز شاهد این همه ظلم و شکنجه نبودیم

Posted: 19 May 2011 03:52 AM PDT

احمد منتظری در پاسخ به هاشمی رفسنجانی
جــرس: در پی اظهارات هاشمی رفسنجانی در جریان مصاحبه با سایت آینده، و بیان مواردی از ده سال اول انقلاب، احمد منتظری با ارسال جوابیه ای به این اظهارات، خطاب به رئیس مجلس وقت ایران خاطرنشان کرد "اگر هنگامی که آیت‌الله منتظری مسأله شکنجه در زندان‌ها را مطرح می‌کرد، به جای بایکوت کردن و حبس اطرافیان و وابستگان و در نهایت حصر خود ایشان، با متجاوزین به حقوق مردم برخورد می‌شد، آیا امروز شاهد شکنجه‌های قرون وسطایی در زندان‌ها بودیم؟! "


به گزارش سایت دفتر مرحوم آیت الله منتظری، پسر این مرجع تقلید در پاسخ به برخی اظهارات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خطاب به او یادآور شده است "اگر آن روز که آیت‌الله منتظری پس از فتح خرمشهر و در زمان اقتدار رزمندگان عزیز پیشنهاد اتمام جنگ را مطرح نمود، پذیرفته می‌شد، آیا شاهد این همه خسارات جانی و مالی بودیم و آیا لازم می‌شد جام زهری نوشیده شود؟!


متن جوابیۀ احمد منتظری به هاشمی رفسنجانی به شرح زیر است:


آقای هاشمی رفسنجانی زید عزّه
پس از عرض سلام و آرزوی سلامتی برای شما و خانواده محترم
مصاحبه اخیر جنابعالی با سایت آینده از این نظر که خواسته‌اید ناگفته‌هایی را بیان نمایید قابل تقدیر است اما چون به حافظه خود اعتماد نموده‌اید، مشتمل بر مطالب خلاف واقع نیز هست که چه بسا تاکنون خوانندگان تذکر داده‌اند.


همچنین لازم است این نکته را یادآوری نمایم که ذکر خاطرات شخصی و تکرار کلمات عامیانه، که در یک جوّ دوستانه و صمیمی و زمان خاصی مطرح شده، باعث شده است بسیاری از دوستان تلقی توهین نمایند و با حالتی ناباورانه مطالب مصاحبه حضرتعالی را بیان می‌نمایند. البته اینجانب یقین دارم چنین قصدی نبوده ولی لازم دانستم جنابعالی را به این نکته آگاه نمایم.


اختلاف در دیدگاه‌ها و راهکارها امری بسیار طبیعی است. به عنوان مثال محرم دانستن مردم به عنوان صاحبان اصلی مملکت و شفاف بودن با آنان و انتقاد علنی از مسئولین، که شیوه مرحوم آیت‌الله العظمی منتظری بود، برای شما قابل قبول نبود؛ ولی آیا هنوز هم بر این نظر خود پابرجا هستید؟


ملاقات کنندگان با آیت الله منتظری – علاوه بر مردم عادی- مقامات و شخصیت‌ها از قبیل وزرا و نمایندگان مجلس و مسئولین قضایی و ائمه جمعه و روحانیونی بودند که هر کدام گزارش ها و اطلاعات مستندی را به ایشان منتقل می‌کردند که موجب احساس تکلیف برای معظم‌له می‌شد.


در مورد وضع زندان‌ها و اعدام‌ها منابع خبری و مستندات ایشان علاوه بر موارد فوق، گزارش های هیئت عفو امام و نیز نمایندگان ایشان در زندان‌ها بودند و منابع اطلاعات ایشان در مورد جبهه‌ها، فرماندهان و رزمندگانی بودند که در صحنه جنگ حضور داشتند.


آیا سزاوار است اعتماد کردن به گزارش های مستند را "زود قضاوت کردن" و "شنیده‌ها را مطرح کردن" نامید؟


اگر هنگامی که آیت‌الله منتظری فریاد دفاع از جان و مال و آبروی دگراندیشان و مخالفین را سرمی‌داد، جنابعالی و دوستان نیز همراهی می‌‌نمودید و این ارزش‌های والای انسانی را ارج می‌نهادید، آیا امروز شاهد این همه بی حرمتی به فعالان سیاسی و منتقدین و حتی مراجع تقلید و عالمان و دانشمندان بودیم؟!


اگر هنگامی که آیت‌الله منتظری مسأله شکنجه در زندان‌ها را مطرح می‌کرد، به جای بایکوت کردن و حبس اطرافیان و وابستگان و در نهایت حصر خود ایشان، با متجاوزین به حقوق مردم برخورد می‌شد، آیا امروز شاهد شکنجه‌های قرون وسطایی در زندان‌ها بودیم؟!


اگر آن روز که آیت‌الله منتظری پس از فتح خرمشهر و در زمان اقتدار رزمندگان عزیز پیشنهاد اتمام جنگ را مطرح نمود، پذیرفته می‌شد، آیا شاهد این همه خسارات جانی و مالی بودیم و آیا لازم می‌شد جام زهری نوشیده شود؟!


اگر آن روز که آیت‌الله منتظری فریاد می‌زد که نظام ما وقتی ارزشمند است که قائم به شخص یا اشخاص نبوده و جمهوریت و اسلامیت آن باید اصل و پابرجا باشد، او را همراهی می‌کردید، آیا این همه ضربه به جمهوریت و اسلامیت نظام وارد می شد؟!


اگر آن روز که...


اگر ...
امیدوارم جنابعالی و همه دوستان واقعی نظام و کشور با همدلی و اتحاد و گذشت در جهت اصلاح امور گام برداشته و در راه خدمت به مردم موفق باشید.


احمد منتظری
بیست و نهم اردیبهشت ماه ۱٣٩۰

 


گفتنی است اخیرا هاشمی رفسنجانی در گفت و گویی مطالبی در مورد برکناری آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری ایراد کرده بود.
 

وضعیت وخیم جسمانی کبری امیرخیزی، زندانی سیاسی محبوس در زندان ورامین

Posted: 19 May 2011 03:52 AM PDT

جــرس: بنا به گزارش منابع حقوق بشری، زندانی سیاسی كبری امیرخیزی بدلیل عدم درمان به موقع ازبابت بینایی و چشم دچار مشكلات جدیدی شده است .


به گزارش كانون حمایت از خانواده جان باختگان و بازداشتی ها، کبری بنازاده امیرخیزی که کماکان همراه با گروه دیگری از زنان زندانی سیاسی، در زندان قرچك ورامین محبوس می باشد، بدلیل بیماریها و عدم امكان درمان و معالجه در زندان، از بابت بینایی و چشم دچار مشكلات جدیدی شده است .


گزارش ها حاكی از آن است كه پزشكان متخصص گفته اند بدلیل عدم درمان به موقع , جریان درمان وی نیاز به یك زمان طولانی با نظارت پزشك متخصص امكان پذیر می باشد .
لازم به یاد آوری است كه پزشک قانونی نامه عدم تحمل کیفری در رابطه با ایشان داده است نزدیک به پنج ماه این نامه به دادستانی داده شده است در پاسخ پیگیریها ازدادن پاسخ مشخص و تعیین تکلیف نامه پزشک قانونی خودداری کرده اند وبا مرخصی استعلاجی وی موافقت نكرده اند.


کبری بنازاده امیرخیزی ۵۶ ساله، در شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب تهران، به حکم  پنج سال زندان و تبعید به زندان گوهردشت کرج محکوم شده بود.


این منبع خبری همچنین اعلام کرد که زندانی سیاسی محمد بنازاده امیر خیزی، هشت ماه پس از گرفتن حكم، همچنان در انفرادی بند ٢۰٩ زندان اوین بلاتكلیف می باشد .


بر اساس این گزارش، بنازاده امیر خیزی که در چهارم مهر ماه ٨٩ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به پنج سال حبس محکوم شده بود، پس از گذشت هشت ماه، همچنان در سلول انفرادی بند امنیتی ٢۰٩ زندان اوین نگهداری می شود.


همچنین از دادگاه تجدید نظر وی نیز خبری منتشر نشده است و تنها در این مدت یكبار خبر از دادگاه تجدید نظر او اعلام شد، كه آنهم به دلایل نامعلومی لغو گردید.
 

استاندار فارس، معاون رئیس دولت و رئیس سازمان میراث فرهنگی شد

Posted: 19 May 2011 03:24 AM PDT

جــرس: محمود احمدی نژاد، طی حكمی روح‌الله احمد‌زاده كرمانی را به‎سمت رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری منصوب كرد.


به گزارش خبرگزاری وابسته به سازمان میراث فرهنگی (میراث آریا)، طی حكمی از سوی رییس‌ دولت، روح‌الله احمدزاده به سمت معاون رییس‌جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌ دستی و گردشگری منصوب شد.


گفته می شود روح‌الله احمدزاده کرمانی که تاکنون استاندار فارس بوده است، مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه امام صادق دارد.


پیش از این خبرهایی از انتصاب بهبهانی، وزیر سابق راه به ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری منتشر شده و حتی خبر رسیده بود که او دیدارهایی از سازمان میراث فرهنگی داشته است.


از وی به عنوان اصلی ترین برنامه ریز و مجری جشنهای نوروز در فارس یاد می شود. هر چند عدم برگزاری جشن نوروز که قرار بود با حضور سران کشورهای مختلف جهان در شیراز برگزار شود، نشان از تاثیر فشارهای اصولگرایان به دولت دهم بود، ولی گویا باعث نشد احمدی نژاد برای جایگزینی وی با بقایی، تعلل کند.


برخی اقدامات روح الله احمد زاده کرمانی از زمان تصدی خود بر استانداری فارس در آبان ۱۳۸۸، با اعتراض روحانیون ارشد استان فارس و حتی احمد جنتی دبیر شورای نگهبان مواجه شده و از این رو ارتقای وی در دولت امورد توجه برخی رسانه های محافظه کار قرار گرفته است.


او در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری جایگزین حمید بقایی خواهد شد که بیستم فروردین ماه گذشته، از سوی احمدی نژاد به عنوان معاون امور اجرایی رئیس دولت و سرپرست نهاد ریاست جمهوری منصوب شده بود.
پیش از بقایی مسئولیت سازمان میراث فرهنگی، که از معاونت های ریاست جمهوری به حساب می آید، با اسفندیار رحیم مشایی بود که سپس، به عنوان رئیس دفتر محمود احمدی نژاد به چهره ای تعیین کننده در دولت او تبدیل شد.


در آذر ماه سال گذشته احمد جنتی خطیب جمعه تهران، در مراسم نمازجمعه به انتقاد از "به کارگیری یک نیروی جوان و کم تجربه به عنوان استاندار منطقه ای که دارای مسائل اقتصادی و اختلافی مهم است" پرداخته و پرسیده بود: "چگونه می توان چنین فردی را بدون هیچ تجربه مدیریتی به عنوان استاندار این منطقه مهم منصوب کرد؟"


در پی انتقادات جنتی، که در بخشی از آن تلویحا این استاندار "کم تجربه" مورد حمایت اسفندیار رحیم مشایی معرفی شده بود، بسیاری از سایت های محافظه کار فرد مورد انتقاد دبیر شورای نگهبان را روح الله احمدزاده کرمانی معرفی کردند.


استاندار فارس، همچنین از برنامه ریزان اصلی مراسم "جشن جهانی نوروز" در تخت جمشید بود که برگزاری آن توسط آقای مشایی پی گیری می شد و در اسفند ماه گذشته، به خاطر مخالفت شدید محافظه کاران منتقد دولت لغو شد.


نام روح الله احمدزاده کرمانی در اواسط اسفند ماه، به دلیلی دیگر نیز بر سر زبان ها افتاد و آن، اعتراض شدید تعدادی از روحانیون به گنجاندن اجرای زنده موسیقی در مراسم تدارک دیده شده توسط استانداری فارس بود.


در آن زمان در میانه برگزاری "جشنواره صنعت و معدن" در شیراز، که با حضور محمود احمدی نژاد در حال برگزاری بود، نماینده ولی فقیه در استان فارس و سه نفر دیگر از روحانیون ارشد این استان، این مراسم را در اعتراض به اجرای زنده موسیقی ترک کردند.


از دیگر اقدامات احمدزاده کرمانی، دو نوبت خودداری از استقبال ازعلی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در هنگام سفر به فارس بود که آخرین نوبت آن، در نیمه اردیبهشت ماه و در جریان سفر لاریجانی به شیراز برای شرکت در کنگره "سرداران شهید استان فارس" به وقوع پیوست.


سوابق روح الله احمدزاده
روح الله احمدزاده کرمانی، فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق، در گذشته پست هایی چون مشاور وزیر، ریاست مرکز مطالعات، تحقیقات و آموزش وزارتخانه، نمایندگی وزیر در هیأت امنای دانشگاه علوم انتظامی و ریاست کمیته راهبردی آموزش و ریاست شورای پژوهشی را در وزارت کشور ایران بر عهده داشته است.


وی همچنین در مقاطعی دبیر هیأت امنا و رئیس دانشکده خبر، عضو کمیسیون رسانه مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری و عضو کمیسیون فرهنگی و اجتماعی مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری بوده است.
تعدادی از نشریات وابسته به جریان اصولگرا، روح الله احمدزاده کرمانی را از مدیران مورد حمایت اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی دانسته اند.


احمدزاده جوانترین استانداران فعلی ایران بود و طبق آخرین خبرها، هنوز استاندار جدید فارس مشخص نشده است.

محکومیت سیامک سهرابی، فعال دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف، به ۵ سال حبس تعلیقی

Posted: 19 May 2011 02:52 AM PDT

جــرس: بنا به گزارش منابع حقوق بشری و دانشجویی، سیامک سهرابی، فعال دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف طی حکمی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی به ۵ سال حبس محکوم شد. مطابق حکم صادره، مدت محکومیت وی به مدت ۵ سال به حالت تعلیق در خواهد آمد.


به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، سیامک سهرابی چهارشنبه ۲۴ فروردین ۹۰ با گذشت ۴۵ روز از زمان بازداشت و با تامین قرار کفالت از زندان اوین آزاد شد. دادگاه این عضو انجمن اسلامی دانشجویان ۵ اردیبهشت ماه جاری با حضور وکلای وی یوسف مولایی و صالح نیکبخت در شعبه‌ ۲۶ دادسرای عمومی و انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی تشکیل شد. وی نخستین فرد از دانشجویان بازداشت شده در جریان تجمع ۲۵ بهمن ۸۹ دانشگاه شریف است که در دادگاه محاکمه و محکوم می‌شود.


سیامک سهرابی رئیس هیئت رئیسه شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان، نماینده انجمن اسلامی در شورای فرهنگی دانشگاه و دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی عمران روز دوشنبه ۹ اسفند ۸۹ توسط مٱموران امنیتی هنگام خروج از دانشگاه بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود.


وی که پیش از این عضو شورای صنفی دانشکده مهندسی عمران و شورای صنفی دانشگاه نیز بوده است، پیش از بازداشت در نامه‌ای خطاب به رضا روستا آزاد، سرپرست موقت دانشگاه شریف از عملکرد وی در برخورد و اعمال فشار بر دانشجویان انتقاد کرده و خواهان تلاش وی برای آزادی دانشجویان بازداشتی شریف شده بود.


لازم به یادآوری است در پی تجمع ۲۵ بهمن ۸۹ در دانشگاه صنعتی شریف ۱۸ تن از دانشجویان این دانشگاه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. از این عده هم‌اکنون تنها علی‌اکبر محمدزاده، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه با گذشت بیش از سه ماه از زمان دستگیری در بازداشت بسر می‌برد. وی طی هفته‌های گذشته پس از تحمل قریب به دو ماه سلول انفرادی ابتدا به سوئیتی چند نفره در بند ۲۰۹ و سپس به بند امنیتی ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.
 

جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها : متن خلاصه

unread,
May 20, 2011, 1:07:14 PM5/20/11
to polic...@gmail.com

نماهنگی به مناسبت تولد مجید توکلی دانشجوی دربند

Posted: 20 May 2011 08:57 AM PDT

شورای نگهبان سرپرستی محمود احمدی نژاد بر وزارت نفت را خلاف قانون اعلام کرد

Posted: 20 May 2011 02:34 AM PDT

جــرس: در پی اخراج وزیر نفت از گردونه دولت و اعلام سرپرستیِ محمود احمدی نژاد بر آن وزارتخانه، شوراى نگهبان، سرپرستى وی بر وزارت نفت را خلاف قانون اساسى دانست.


محمود احمدی نژاد، طی نامه‌هایی که صبح شنبه ٢۴ اردیبهشت ٩۰ به صادق محصولی، علی اکبر محرابیان و مسعود میرکاظمی ارسال کرد، از پایان دوران مسئولیت این سه وزیرِ رفاه، صنایع و نفت خبر داده و بلافاصله خود سرپرستی وزارت نفت را بر هفته گرفته بود.


به گزارش خبرگزارى فارس، شورای نگهبان، سرپرستی رییس دولت بر وزارت نفت را خلاف اصل ۱۳۵ قانون اساسى تشخيص داده است.


بر اساس اصل ۱۳۵ قانون اساسى ، وزرا، تا زمانى‏ كه‏ عزل‏ نشده‏ اند يا بر اثر استيضاح‏ يا درخواست‏ راى‏ اعتماد، مجلس‏ به‏ آنها راى‏ عدم‏ اعتماد نداده‏ است،‏ در سمت‏ خود باقى‏ مى‏ مانند و رييس‏ جمهوری می تواند براى‏ وزارتخانه‏ هايى‏ كه‏ وزير ندارند حداكثر ظرف‏ سه‏ ماه‏ سرپرست‏ تعيين‏ کند.


به گزارش خبرگزاری فارس، شوراى نگهبان تاكنون این تفسیر را منتشر نكرده است.


احمد توکلی، رئیس مرکز پژوهش های مجلس به خبرگزاری مهر گفته است:شورای نگهبان احتمالا روز شنبه این تفسیر خود را اعلام خواهد کرد.


گفتنی است در پی چالش های پیش آمده میان دولت و مجلس بر سر ادغام چهار وزارتخانه کشور در یکدیگر و تاسیس وزارتخانه های جدیدی تحت عنوان «راه و مسکن»، «نیرو و نفت»، «صنایع و معادن و بازرگانی» و «رفاه و کار و امور اجتماعی»، هفته گذشته نیز، دبیر شورای نگهبان نیز با ارسال نامه‌ای به رئیس مجلس، نظر آن نهاد را درباره ادغام وزارتخانه‌ها به مجلس اعلام و تاکید کرد "هرگونه تغییر در وظایف و اختیارات قانونی و نیز ادغام دو یا چند وزارتخانه باید به تصویب مجلس برسد و تا قبل از تصویب مجلس، تغییری در مسئولیت و اختیارات وزیران و وزارتخانه‌های قبلی به وجود نخواهد آمد."

این دستور در حالی صادر شد که محمود احمدی نژاد به صورت یک طرفه سه وزیر را عزل کرد و خود سرپرستی وزارت نفت، که وزیر آن باید در اجلاس اوپک شرکت داشته باشد را بر عهده گرفته است.

 

سفیر لیبی در آلمان، به اردوگاه مخالفان معمر قذافی پیوست

Posted: 20 May 2011 02:16 AM PDT

افشای صدور اسلحه توسط روسیه و چین برای حکومت لیبی

جرس: بعد از خروج وزیر خارجه لیبی از مجموعه حکومت آن کشور و در ادامه ملحق شدن گروهی از دولتمردان آن کشور به اردوگاه مخالفان، سفیر لیبی در آلمان عدم تعهد خود را به دولت قذافی اعلام کرد .


همزمان گزارش ها از اوج گیری درگیری میان نیروهای حکومت معمر قذافی و نیروهای ناتو خبر داده و اخباری نیز پیرامون ارسال مقدادیر متنابهی اسلحه از سوی روسیه و چین و بلاروس برای حکومت لیبی منتشر شده است.


به گزارش اشپیگل، جمال علی عبد البراق، سفیر لیبی در برلین، طی مصاحبه ای با این نشریه، حکومت معمر قذافی را سرکوبگر خواند و گفت این رژیم دیر یا زود متلاشی خواهد شد، زیرا برعلیه ملت خود می جنگد.+


براق می گوید : من مدت هاست که از رژیم قذافی جدا شده ام، اما به توصیه عبدالرحمان شلغم، نماینده سابق لیبی در سازمان ملل در پست خود ماندم تا به امور هفتصد دانشجویان لیبی در آلمان رسیدگی کنم.


گفتنی است عبدالرحمان شلغم، نماینده سابق لیبی در سازمان ملل جزء اولین کسانی بود که به جبهه مخالفان قذافی پیوست.


بر اساس گزارش فوق، براق در این مصاحبه می گوید که بودجه فعلی ما در آلمان تا اوایل تابستان کفایت می کند و بانک فرانکفورت دیگر حاضر به واریز کردن پول به حساب ما نیست.


لازم به ذکر است دراوایل ماه آوریل، دولت آلمان پنج دیپلمات لیبیایی را به اتهام جاسوسی علیه مخالفان قذافی، از آلمان اخراج کرد.


سفیر لیبی در آلمان همچنین تاکید می کند که من از اعمال رژیم قذافی متنفرم و دیگر حاضر به پذیرش آن نیستم.


نبردها ادامه دارد
همزمان و به گزارش خبرگزاری آلمان، نیروهای ناتو در حملات هوایی تازه‌ خود، هشت کشتی جنگی نیروی دریایی معمر قذافی را در سواحل تریپولی، الخمس و سرت غرق کردند.


بر اساس این گزارش، جنگنده‌های ناتو شامگاه پنجشنبه (۱۹ مه/۲۹ اردیبهشت) به کشتی‌های جنگی نیروی دریایی لیبی در آب‌های این کشور حمله و هشت کشتی را غرق کردند. دریاسالار راس هاردینگ اعلام کرد که با توجه به افزایش فعالیت‌های جنگی نیروی دریایی لیبی، نیروهای ناتو انتخابی دیگر نداشتند، جز این‌که با اقدامی قاطعانه، از جان غیرنظامیان لیبی محافظت کنند.


به گفته‌ی وی، همه‌ هدف‌های ناتو در سواحل لیبی نظامی بوده‌اند و در رابطه‌ی مستقیم با حملات مستقیم نیروهای قذافی به مردم لیبی قرار داشته‌اند. وی تاکید کرد که همه‌ی کشتی‌های غرق شده نظامی بوده‌اند.


به گفته‌ی ناتو، نیروی دریایی لیبی در هفته‌های گذشته مین‌های دریایی کار گذاشته و به قهر نظامی متوسل شده است.

این امر کار کمک‌رسانی بشردوستانه به مردم لیبی و نیز نیروهای ناتو را به مخاطره افکنده است.


گزارشگر خبرگزاری فرانسه نیز، شامگاه پنجشنبه از یک کشتی مشتعل در سواحل طرابلس خبر داد. در ساعات بامدادی امروز جمعه (۲۰ مه) نیز از پایتخت لیبی صدای انفجار به گوش می‌رسیده است. طرابلس تقریبا هر روز آماج حملات هوایی ناتوست.


ارسال تسلیحات برای رژیم قذافی
از سوی دیگر، به گزارش رسانه‌ها، امر ارسال مهمات و تجهیزات جنگی برای رژیم قذافی دچار وقفه نشده و همچنان در جریان است. به گزارش روزنامه‌ی آلمانی «زود دویچه»، صادرکنندگان تجهیزات نظامی به لیبی، در حال حاضر کشورهای روسیه، روسیه‌ی سفید، اوکرائين، صربستان و چین هستند.


روزنامه‌ یاد شده این خبر را به نقل از محافل آگاه در پاریس منتشر کرده است. این گزارش می‌افزاید که قذافی از کشورهای شرق اروپا و یوگسلاوی سابق صدها مزدور و متخصص فنی را به خدمت گرفته و به آنان دستمزدهای خوبی می‌دهد. این افراد بدون اطلاع دولت‌های متبوع خود به استخدام قذافی درآمده‌اند و در واحدهای ویژه و جدا از ارتش منظم لیبی خدمت می‌کنند.


چینی‌ها نیز تجهیزات خود را عمدتا از طریق کشورهای آفریقا در اختیار رژیم قذافی می‌گذارند. آنان همچنین اطلاعاتی را که از طریق تجسسات الکترونیکی خود از عملیات ناتو به دست می‌آورند، به رژیم قذافی می‌رسانند.


هنوز از تایید یا تکذیب گزارش های فوق، خبری منتشر نشده است.
 

طرح مجلس شورای اسلامی برای بررسی صلاحیت روزنامه‌نگاران کشور

Posted: 20 May 2011 01:58 AM PDT

جــرس: مشاور کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی از تدوین طرح قانون جامع رسانه‌ها از سوی کمیسیون فرهنگی مجلس خبر داد، تا به موجب آن طرح، اجازه فعالیت‌رسانه‌ای فقط برای کسانی صادر شود که صلاحیت‌شان در "هیئت صدور پروانه رسانه‌نگاری" تایید شده باشد.


به گزارش مهر، جلال فیاضی این طرح را شبیه نظام پزشکی یا نظام مهندسی کشور اعلام کرد.


بر اساس این گزارش، جلال فیاضی، مشاور کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم شورای اسلامی، از تدوین طرح قانون جامع رسانه‌ها از سوی کمیسیون فرهنگی مجلس خبر داده و گفته است "پس از تصویب این قانون، هیات صدور پروانه روزنامه‌نگاری تشکیل می‌شود تا صلاحیت افراد متقاضی را بررسی کند و پروانه رسانه‌نگاری را به افراد تایید شده بدهد."


این نماینده اصولگرا ادعا کرد "سازمان نظام رسانه‌ای بناست سازمانی شبیه نظام پزشکی یا نظام مهندسی باشد که فعالیت‌های مربوط به صدور مجوز، نظارت و رسیدگی به تخلفات صنفی رسانه‌ها را زیر پوشش بگیرد."


مشاور کمیسیون فرهنگی مجلس یاد‌آور شده که امروزه هر فردی با هر رشته تحصیلی و تخصص و تجربه می‌تواند به عرصه فعالیت رسانه‌ای وارد شود و افزوده که با قانون جدید، ورود به عرصه روزنامه‌نگاری، ضابطه‌مند و بسامان خواهد شد.


جلال فیاضی هم‌چنین از منشور اخلاقی رسانه‌ها در "قانون جامع رسانه‌ها" نیز خبر داده و گفته که طبق قانون جدید، تخلف رسانه‌ای از جرم رسانه‌ای متفاوت و جدا خواهد شد. او تاکید کرده که پس از این، هر متخلف رسانه‌ای که از قوانین عادی جاری کشور تخلف کند، مجرم رسانه‌ای شناخته شده و برای جرم او پرونده قضایی تشکیل خواهد شد. فیاضی افزوده که تخلفات رسانه‌ای تنها در قالب هیئت رسیدگی به تخلفات بررسی و پیگیری خواهند شد.


بر اساس این گزارش، جمعی از نمایندگان قوای سه‌گانه، نهادهای موثر در عرصه مطبوعات کشور و هم‌چنین نمایندگان منتخب رسانه‌ها از مدیران و روزنامه‌نگاران در این هیئت شرکت خواهند داشت.


این نماینده مجلش هشتم همچنین افزود "قانون جامع رسانه‌ها به گونه‌ای است که رسانه‌های جدید الکترونیکی و مجازی را نیز تحت پوشش قرار می‌دهد و امکان ثبت و دریافت مجوز برای رسانه‌های جدید را نیز به منظور قانونی بودن و ضابطه‌مند بودن آنها فراهم می‌کند."


در همین زمینه کامبیز نوروزی وکیل دادگستری، طی یادداشتی در روزنامه «روزگار»، در باره این طرح گفت "موضوع مورد طرح، به‌طور کلی با آزادی بیان مغایرت دارد" و خاطرنشان کرد "ما نمی‌توانیم اجرای حق آزادی بیان توسط شهروندان را موکول به اخذ پروانه یا چیزی شبیه آن کنیم."


نوروزی روزنامه‌نگاری را شغلی دانسته که از حق آزادی بیان شاخه می‌گیرد و حق آزادی بیان نیز با هیچ بند، تبصره و صدور پروانه‌ای خدشه‌پذیر نیست" و مشروط کردن حرفه روزنامه‌نگاری به صدور پروانه از سوی دولت، بدون شک نمایشی از اعمال قدرت دولت بر روزنامه‌نگار خواهد بود و استقلال حرفه‌ای روزنامه‌نگار را به‌طور جدی به مخاطره خواهد انداخت."

 

احمد توکلی: اصلی‌ترین افراد دور احمدی نژاد یا منحرفند یا متهم به فساد مالی یا هردو

Posted: 20 May 2011 01:35 AM PDT

جرس: رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی معتقد است "طی چند سال اخیر برخی نیز به دلیل تایید رهبری، فكر می كردند كه اگر ملاحظۀ دولت را كنند مناسبتر است. نتیجه این رفتارها این شد كه احمدی نژاد تصور كرد هر كاری را كه درست می داند می تواند انجام دهد. اما شرایط امروز تغییر كرده است؛ چرا كه هم احمدی نژاد دیگر آن احمدی نژاد سابق نیست و هم كشور بیش از این تحمل برخی قانون شكنی ها را ندارد."


در ادامه واکنش ها نسبت به اقدامات دولت، همچنین عزل وزرای وزارتخانه های ادغام شده توسط رئیس دولت، رییس مركز پژوهش های مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه "این كار خلاف مصلحت بوده"، تاکید می کند"موضع مجلس در برابر رئیس دولت دیگر همانند گذشته نیست و حلم گذشته مجلس در برابر قانون شكنی‌ها تكرار نخواهد شد."


وی در عین حال با برخی دیگر هم عقیده است كه احتمالاً عزل سه وزیر نفت، صنایع و رفاه به دلیل مساله داشتن آنها با فرد معلوم‌الحال كنار محمود احمدی نژاد (اسفندیار رحیم مشایی) بوده است.


احمد توکلی با تصریح بر اینكه اكنون با دولت اختلاف مبنایی دارد، چون اصلی‌ترین افراد دور احمدی نژاد "یا منحرفند یا متهم به فساد مالی یا هردو"، برای اولین بار دلیل اضطرار خود برای رای دادن به احمدی نژاد در انتخابات سال ٨٨ را فاش می كند.


به گزارش فارس، احمد توكلی نماینده اصولگرای تهران در دوره های هفتم و هشتم مجلس، طی گفتگویی به برخی سوالات از جمله در خصوص ادغام وزارتخانه ها و انتقاداتی كه نسبت به مواضع او وارد می شود پاسخ گفته و ضمن بیان ریشه های اختلاف دولت و مجلس در این قضیه، دلایل خلاف مصلحت بودن عزل وزرا را شرح می دهد.


عزل سه وزیر با استناد به ماده 53 برنامه پنجم تعجب‌آور است
با وجود آن كه شورای نگهبان در خصوص ادغام وزارتخانه ها نظر خود را اعلام كرده است، اما باز هم شاهد برخی اختلاف نظرها میان دولت و مجلس هستیم. این اختلاف نظرها بر سر چیست؟

- فكر می كنم علت این موضوع به اصرار احمدی نژاد به روشی كه از ابتدا درست می دانست، بازمی گردد و می خواهد این روش را بازسازی كند. به عنوان مثال هنگامی كه وی در حكم عزل وزیران صنایع و معادن، نفت و رفاه به ماده پنجاه و سوم قانون برنامه پنجم استناد می كند و در حكم سرپرستی غضنفری و شیخ الاسلامی همین جمله را تكرار می كند، واقعا تعجب آور است. چرا كه عزل یك وزیر یا سرپرستی یك وزیر دیگر بر یك وزارتخانه از لوازم ماده 53 برنامه پنجم نیست.


برداشت رئیس جمهور از ماده 53 برنامه پنجم از ابتدا اشتباه بود
یعنی بر اساس قانون وزرای جدید باید بعد از تصویب شرح وظایف به مجلس معرفی شوند؟

- اگر شما شرح وظایف یك وزارتخانه را ندانید، می توانید وزیر پیشنهادی را ارزیابی كنید؟ هنگامی كه شما به كسی گواهینامه پایه 2 می دهید و او می تواند از ماشین سه چرخ تا خاور پنج تن را براند، آیا برای آن كه یك تریلی را به او بدهید دوباره او را آزمایش نمی كنید؟ آیا ارزیابی نمی كنید كه این شخص می تواند گواهینامه پایه یكم بگیرد یا نه؟ این مثال را از آن جهت مطرح كردم كه به روشنی نشان می دهد كه اگر مجلس به فردی مانند نامجو برای وزارت نیرو رای اعتماد داد، دلیل بر این نمی شود كه اگر وزارتخانه های نفت و نیرو با یكدیگر ادغام شوند و وزارت انرژی تشكیل شود، توانایی اداره آن را نیز دارد؛ بلكه باید دوباره ارزیابی و رای اعتماد داده شود. بنابراین ما مسئولیت ها را مشخص می كنیم و بر حسب مسئولیت، توانایی فرد معرفی شده را می سنجیم.


استدلال احمدی نژاد در گفت وگوی ویژه تلویزیونی هفته گذشته این بود كه چون این فرآیند طولانی است، نمی توان 8 ماه یك وزارتخانه را سرگردان كرد و كار آن را لق كرد. اما چون مشخص نیست كه كدام وزارتخانه ها در یكدیگر ادغام می شوند، تمام وزارتخانه ها سست می شوند. سوال من این است كه اگر مسیری قانونی شد، آیا باید عمل كنید یا عمل نكنید؟ و اگر مسیری منطقی شد باید به آن عمل كرد یا نه؟ اگر ایشان می خواهد وزارتخانه ها را در یكدیگر ادغام كند، باید كار مطالعاتی انجام دهد و همانطور كه شرح داده شد، در آن مسیر طی طریق كند.


احمدی‌نژاد می‌خواهد مجلس را در برابر عمل انجام شده قرار دهد
همان طور كه شورای نگهبان اعلام كرده وزارتخانه ها باید بر اساس قانون به كار خود ادامه دهند و اگر قرار است وزارتخانه ای منحل شود، باید قانون اجازه دهد. ایشان با این كار در حقیقت می خواهد مجلس را در برابر عمل انجام شده قرار دهد؛ در حالی كه ممكن است مجلس چنین كاری را به مصلحت نداند. وزارتخانه ها باید كار خود را ادامه دهند.
وی مدعی است كه اگر قرار بر ادغام باشد، چون وزیر نمی داند كه در كابینه باقی خواهد ماند یا نه، در كار انجام وظایف خود سست می شود.


عزل همزمان سه وزیر خلاف مصالح ملی بود
شما و برخی نمایندگان در اظهارنظرهای خود اعلام كردید كه عزل وزرا غیرقانونی است. چه مستندات و استدلالاتی برای این صحبت شما و برخی نمایندگان وجود دارد؟

- من نگفتم كه عزل وزرا غیرقانونی است؛ بلكه تصریح كردم كه عزل وزرا قانونی است اما با مصالح ملی مغایرت دارد. علتش هم روشن است. در حالی كه ما از سوی كشورهای بیگانه به وسیله تحریم و فشارهای سیاسی و تبلیغاتی تحت فشار هستیم، در داخل با مشكلات اقتصادی جدی دست و پنجه نرم می كنیم، رییس جمهور به یكباره 3 وزیر اقتصادی - اجتماعی را عزل می كند. پیام این كار برای جامعه و خارج از كشور چیست؟ آن هم وزیر نفت كه یك وزیر كاملا اقتصادی، سیاسی و فنی است. از این لحاظ سیاسی است كه ما در بازار تمام سیاسی نفت نقش داریم و پس از 38 سال نقش جدیدی را كه حق ما بود و باید به ما می دادند، بعد از سال ها به ما واگذار كرده اند و آن هم ریاست اوپك است.


هم‌نشینی با وزرا یا معاونان وزرای اوپك در شان رئیس جمهور ایران نیست
در این شرایط می بینیم كه رییس جمهور سرپرستی وزارت نفت را بر عهده می گیرد؛ آیا در شان رییس جمهوری اسلامی ایران هست كه با وزرای كشورهایی كه هم سطح او نیستند یا با قائم مقام وزرای اوپك در یك جلسه بنشیند؟ معنای این كار رییس جمهور این است كه ما در واقع نمی توانیم ریاست اوپك را به خوبی بر عهده داشته باشیم. كدام مصلحت ملی اقتضا می كرد كه ایشان وزیر نفت را عزل كند؟ آیا اشكالی داشت كه وزیر نفت وزارت خود را ادامه دهد و اگر روزی مجلس پذیرفت كه وزارت نفت با وزارت نیرو ادغام شود، در این صورت رییس جمهور نامجو یا هر كس دیگری را كه مد نظرش بود به مجلس معرفی می كرد و مجلس هم اگر صلاح می دید به وزیر پیشنهادی رای اعتماد می داد.

از سوی دیگر آیا درست است كه وزیر صنایع كه برای مذاكرات سیاسی - اقتصادی عازم سفر چین بود، عزل شود و ما در برابر طرف خارجی كه ارتباطات زیادی با آن داریم، كوچك بشویم؟ چه لزومی داشت؟ همان طور كه رییس جمهور اعلام كرد، وزیر صنایع از دوستان احمدی نژاد بود؛ حالا اگر دو - سه ماه دیگر ایشان در وزارت صنایع می ماند این وزارتخانه بهتر اداره می شد یا سرپرستی غضنفری كه همزمان مسئولیت سنگین وزارت بازرگانی را نیز برعهده دارد؟ كدامیك به مصلحت نزدیكتر بود؟ البته من به محرابیان برای وزارت صنایع رای ندادم اما حالا كه وزیر شده، عزل او را در این وضعیت به مصلحت نمی دانستم. چرا ما فردی را كه در ابتدا چندان كاردان نبود و با افت و خیز تجربه اندوخته، عزل می كنیم و فرد دیگری را كه مسئولیت سنگین دیگری بر عهده دارد را جایگزین او می كنیم؟


حلم گذشته مجلس در برابر قانون شكنی‌ها تكرار نخواهد شد
شما اخیرا در اظهارنظرهای خود اعلام كردید كه برخورد مجلس از این پس تغییر خواهد كرد و دیگر شاهد رفتار گذشته مجلس در برابر دولت نخواهیم بود. بر این اساس شاهد چه تحولاتی در روند تعاملات دولت و مجلس در آینده و در 2 سال باقی مانده از عمر دولت خواهیم بود؟

- من فكر می كنم كه مجلس به اندازه كافی حلم به خرج داده است. از اعتراضات سنگینی كه ما در فضای مجلس به طور خصوصی می شنویم، برداشت من این است كه مجلس مانند گذشته رفتار نخواهد كرد. بعد از حوادثی كه در یكی دو ماه اخیر در خصوص وزارت اطلاعات رخ داد و آزمایش هایی كه افراد پس دادند، مجلس دیگر دلیلی نمی بیند كه حلم گذشته را به خرج دهد.


این كه رهبری در این شرایط بر اجرای قانون تاكید می كنند پیام روشنی دارد و مجلس نیز اصرار دارد كه دیگر مسیر گذشته تكرار نشود. در سالهای پیش قانون شكنی هایی صورت گرفته است كه مجلس حلم به خرج داد و به تعبیر برخی دیگر از خود ضعف نشان داد كه شاید هر یك از این تعابیر به نحوی درست باشد.


دلیل حمایت مجلس از دولت امید به اصلاحاتی بود كه توان آن را در احمدی‌نژاد می‌دید
چرا مجلس اصولگرا كه در شش سال اخیر همواره این رفتار را در پیش گرفته بود، اكنون در پی تغییر رویه است؟ آیا سكوت مجلس در برابر برخی اقدامات دولت دلیل خاصی داشت؟

- این رفتار مجلس علل مختلفی داشت. یكی از دلایل، امید به اصلاحاتی بود كه توان آن را در آقای احمدی نژاد می دیدند؛ نمایندگان سخت گیری را لازم نمی دیدند و فكر می كردند كه اگر از ایشان پشتیبانی شود بهتر است. عده ای نیز با اعمال نفوذ دولت، همراهی بیش از حد نشان می دادند. برخی نیز به دلیل تایید رهبری و تشخیص موضوع، فكر می كردند كه اگر ملاحظه كنند مناسبتر است. نتیجه این رفتارها این شد كه احمدی نژاد تصور كرد هر كاری را كه درست می داند می تواند انجام دهد. اما شرایط امروز تغییر كرده است؛ چرا كه هم احمدی نژاد دیگر آن احمدی نژاد سابق نیست و هم كشور بیش از این تحمل برخی قانون شكنی ها را ندارد.


جزئیات تازه‌ای از نشست لاریجانی و احمدی‌نژاد در حضور رهبری
لاریجانی اخیرا اعلام كرد كه وی و احمدی نژاد در حضور رهبری در خصوص ادغام وزارتخانه ها صحبت كرده اند. در این جلسه چه مباحثی مطرح شده است؟

- آنچه كه من می دانم این است كه نظر شورای نگهبان با صراحت مطرح شد و رهبری از نظر شورا دفاع حقوقی كرد. وی تصریح کرد كه وقتی شورای نگهبان نظری می دهد همه باید اطاعت كنند و من هم باید اطاعت كنم. اینگونه نیست كه شما وزارتخانه ها را ادغام كنید و سپس شرح وظایف را ارائه كنید.

اما می بینیم كه احمدی نژاد از طرق به ظاهر قانونی دارد آن حركت قبلی خود را شبیه سازی می كند؛ یعنی عزل وزرا را انجام داد و از عبارت "پایان ماموریت " كه در قانون اساسی جایگاه حقوقی ندارد استفاده كرد. در سرپرستی وزارتخانه ها نیز مانند گذشته عمل كرد و اكنون پس از انجام تمام این كارها می خواهد شرح وظایف را به مجلس ارائه دهد.


تشكیل كمیته مشترك برای وزارت ورزش وقت تلف كردن است

در خصوص وزارت ورزش نیز در این جلسه صحبت شده است؟
- بله؛ درباره تشكیل وزارت ورزش رهبری صراحتا و قاطعانه اعلام كرد كه باید وزیر پیشنهادی به مجلس معرفی شود و اگر ابهامی نیز وجود دارد با همكاری مجلس این ابهامات را برطرف كنید. احمدی نژاد در صحبت های هفته گذشته خود خبر دادند كه كمیته مشتركی مسئول این كار شده است كه البته من اطلاعی از آن ندارم. اما به نظرم تشكیل این كمیته نیز وقت تلف كردن است؛ باید وزیر به مجلس معرفی شود و خود وزیر به مجلس بیاید .


حدس می‌زنم 3 وزیر عزل شده با فرد معلوم‌الحال كنار آقای احمدی نژاد مساله داشتند
عده ای بر این عقیده اند كه احمدی نژاد در خصوص وزارتخانه هایی كه تمایلی به ادامه همكاری با وزرای آنها را نداشتند، این طرح را اجرا كردند و وزارتخانه هایی همچون ارتباطات و تعاون را كه پیش از این بحث ادغام آنها مطرح بود را از این طرح مستثنی كردند. شما چنین نظری را قبول دارید؟

- من هم حدس می زنم كه همین طور باشد. به دلیل این كه عزل وزیران با آن حكم اول كه قانونی هم نبود و موجب اعتراض نمایندگان شد، این تصور را پیش آورد كه چرا چنین كاری انجام شده است. یكی از فرضها كه فكر نمی كنم چندان اشتباه باشد و من هم اجمالا به درست بودنش اعتقاد دارم این است كه این 3 وزیر با فرد معلوم الحالی كه كنار احمدی نژاد است مساله داشتند و به همین دلیل از صحنه حذف شدند.


تجربه ادغامهای گذشته خلاف رویه كنونی را ثابت می‌كند
ما در دولتهای گذشته نیز شاهد ادغام برخی وزارتخانه ها بودیم. آیا در آن زمان نیز چنین بحث ها و اختلافاتی میان دولت و مجلس وجود داشت؟

- خیر! هرگز چنین اختلافاتی نبود. من 3 وزارتخانه را كه رییس جمهور 2 تای آنها را مثال زد و متاسفانه اطلاعات اشتباه به ایشان داده بودند یا تعمدا تغافل صورت گرفت، برای شما مثال می زنم. در دولت محمد خاتمی، مطالعات در خصوص وزارت جهاد كشاورزی كه قرار بود از ادغام وزارتخانه های جهاد سازندگی و كشاورزی ایجاد شود، انجام شد؛ لایحه تشكیل وزارتخانه تقدیم مجلس شد و مجلس پس از بررسی در سال 79 به آن رای داد. تشكیل این وزارتخانه متكی به ماده 2 برنامه سوم بود كه دولت را ملزم می كرد در حوزه كشاورزی و عمران روستایی یك وزارتخانه داشته باشد. در خرداد 79 یعنی هفت، هشت ماه بعد از تصویب برنامه سوم، دكتر عارف معاون اول رییس جمهور وقت لایحه تشكیل این وزارتخانه را به مجلس برد.


همین اتفاق در خصوص وزارت صنایع و معادن نیز رخ داد. محلوجی وزیر معادن و فلزات و نعمت زاده وزیر صنایع بودند اما خاتمی برای وزارتخانه جدید نعمت زاده را برای تصدی وزارت صنایع و معادن به مجلس معرفی كرد.


در خصوص وزارت صنایع و وزارت صنایع سنگین كه در سال 73 بر اساس برنامه دوم با یكدیگر ادغام شدند نیز همین سیر طی شد. آن زمان دو نفر وزیر صنایع و صنایع سنگین بودند اما پس از ادغام شخص سوم، یعنی آقای اسحاق جهانگیری به عنوان وزیر انتخاب شد. ابتدا براساس قانون وزارتخانه تاسیس شد، سپس زیر پیشنهادی به مجلس معرفی شد. نه عزلی در كار بود ونه ادغامی پیش از تصویب مجلس.


پاسخ به منتقدانی كه می‌گویند توكلی نسبت به تمام اقدامات دولت گارد منفی می‌گیرد
اجازه می خواهم كه خارج از این بحث در خصوص برخی مسائلی كه در خصوص مواضع شما مطرح می شود سوال كنم. عده ای این انتقاد را نسبت به مواضع شما مطرح می كنند كه نسبت به تمام اقدامات و سیاست های دولت گارد منفی می گیرید. پاسخ شما به این منتقدان چیست؟

- اگر همین مصاحبه را یك بار دیگر مرور كنید، متوجه می شوید كه این انتقاد وارد نیست...من با مطلق انگاری مسئولان حكومتی مخالفم چرا كه اسلام با این كار مخالف است. ما افرادی غیر معصوم هستیم كه گاهی اوقات كارهای خوب ما با كارهای بد آمیخته است و در مقابل كارهای بدی از ما سر می زند كه وجوه خوبی در آن ها دیده می شود. این مساله در باره من، شما و احمدی نژاد نیز صدق می كند.


علت اضطرار توكلی در رای دادن به احمدی‌نژاد فاش شد
انتقاد دیگری كه نسبت به شما مطرح می كنند این است كه احمدی نژاد در انتخابات سال 84 و 88 همان شعارهای توكلی را در انتخابات 72 و 80 مطرح كرد و توكلی با وجود حمایت از احمدی نژاد در مرحله دوم انتخابات نهم و انتخابات ریاست جمهوری دهم، باز هم با سیاست های رییس جمهور و دولت مخالفت می كنند. آیا انتقادات شما نسبت به سیاست های دولت است یا این كه با گفتمان دولت و رییس جمهور مشكل دارید؟

- ابتدا باید سوال شما را تصحیح كنم. در انتخابات سال 84 همان طور كه اشاره كردید، من در دور دوم از احمدی نژاد در مقابل آقای هاشمی رفسنجانی حمایت كردم؛ چرا كه در آن زمان رویكردهای احمدی نژاد بسیار قابل دفاع بود و امید می رفت كه كاركردهایش هم درست باشد. اما در انتخابات سال 88 من به هیچ وجه از ایشان دفاع نكردم و به بزرگان كشور نیز اعلام كردم كه حمایت از ایشان را بر خودم حرام می دانم. در عین حال اعلام كردم كه اضطرارا به ایشان رای می دهم؛ علت این رای اضطراری را آن زمان اعلام نكردم اما الان برای اولین بار در شكل رسانه ای می گویم.

آن روزها به مسئولان ستادهای سابقم در استانها و دوستانم كه هنوز رابطه ای با هم داریم، گفتم كه آقای موسوی دارای پایگاه اجتماعی‌ای است كه ولو نخواهد، قدرت ایجاد تحریك اجتماعی در برابر رهبری را دارد و احمدی نژاد دارای پایگاه اجتماعی است كه ولو بخواهد، قدرت تحریك اجتماعی در برابر رهبری را ندارد. به همین دلیل گفتم كه چون رهبری را ركن ركین كشور می دانم و هم از نظر اعتقادی و هم از نظر سیاسی اعتقاد دارم كه باید از ایشان تبعیت كنیم و ایشان با قدرت جامعه را هدایت كنند، چون مقابله با رهبری را سم مهلكی برای جامعه می دانم، اضطرارا به كسی كه حتی اگر بخواهد نمی تواند كاری كند رای می دهم و به كسی كه می تواند این تحرك را ایجاد كند ولو نخواهد رای نمی دهم گرچه مزیتی برای احمدی نژاد بر موسوی قائل نیستم به همین دلیل اضطرارا به احمدی نژاد رای می دهم.


حوادث بعد از انتخابات و حوادث اطراف موضوع وزیر اطلاعات، صحت این عرض من را نشان داد كه متاسفانه اولی خواست و كرد ولی ناكام ماند و ظاهرا دومی هم خواست و چنان كه پیش‌بینی می شد بحمدالله، نشد. بنابراین اینگونه نیست كه من در انتخابات دهم از احمدی نژاد حمایت كرده باشم... اخیرا هم انحرافات فكری در اطراف ایشان زیاد شده و من از این كه در سال 88 از ایشان حمایت نكردم، پشیمان نیستم.


اكنون اختلاف ما با دولت مبنایی است
پس می توانیم نتیجه بگیریم كه مشكل اصلی شما با سیاست های دولت است و نسبت به گفتمان دولت انتقادی ندارید...

- چرا! در همین مسائلی كه اشاره كردم اختلاف مبنایی هم هست. من معتقدم كسی كه اعتقاد شیعه را تضعیف می كند با او اختلاف مبنایی پیدا می كنم. كسانی كه ما به حق آنان را معصوم می دانیم، مانند علی بن ابی طالب وقتی می خواستند حكومت كنند، از مغیبات در اداره جامعه داخل نمی كردند چه رسد به مدعیان معناگرایی دروغینی كه بخواهند در اداره جامعه به ما خط بدهند. بنابراین اختلاف ما با دولت مبنایی است. چرا كه من این نوع برخورد را یك "برخورد سكولار " می دانم. عقلانیت نیز كه از حجت های شرعی ماست، كنار گذاشته شده و به مغیبات متوسل میشوند.


اصلی‌ترین افراد دور دكتر احمدی نژاد یا منحرفند یا متهم به فساد مالی یا هردو
شما می گویید كه با دولت اختلاف مبنایی دارید، اما شعار اصلی این دولت عدالت است؛ آیا شما از عدالتخواهی كوتاه آمده اید؟

- نخیر! هرگز كوتاه نیامده ام. "شعار " دولت عدالت است اما عدالت را یك عدالت توزیعی مساله دار تعریف می كند. در حالی كه من این تعریف را قبول ندارم. در واگذاری قدرت نیز عدالت مطرح است و فقط نباید عدالت را در توزیع ثروت دید. الان اصلی ترین افراد دور احمدی نژاد را نگاه كنید، یا منحرفند یا متهم به فساد مالی یا هردو. این عدالت در توزیع قدرت است؟


در توزیع ثروت نیز كار و اكرام انسان ها به عدالت نزدیكتر است تا اعانه پرداخت كردن. طرح سهام عدالت كه من در سال 84 قبل از آقای احمدی نژاد و دیگران مطرح كردم، اصلا اینگونه نبود. اهدافی داشت كه مشاركت مردم را در تشكیل سرمایه بالا ببرد و منبع كسب درآمد را با این مشاركت برای اكثریت ملت ایران متنوع سازد تا كارایی و عدالت با هم تعقیب شود. در حالی كه هم اكنون این شیوه احمدی نژاد ضد كارآیی عمل می كند و با ایجاد درآمد بدون مشاركت در بلند مدت ضد عدالت نیز خواهد شد.
وقتی می گویم رویكردها با كاركردها سازگار نیست یكی از مصادیقش همین است. وقتی تولید نابود شود و منابع نفتی ابزار توزیع قدرت مصرف گردد این كه عدالت نیست. این نه تنها در نگاه بلندمدت كه در نگاه میان مدت نیز فاجعه آفرین است. من از شعارهایم دست نكشیده ام بلكه افتخار می كنم كه از تفكر عدالتخواهانه اسلام دفاع كرده ام و می كنم؛ اما پیچیدگی های تحقق این شعارها به گونه ای است كه ساده سازی آن در حد توزیع قدرت خرید به تنهایی نمی تواند موجب تحقق عدالت شود.
 

عدالت آن نیست که ماهيانه چيزى به مردم بدهند و دهان آنها را ببندند

Posted: 20 May 2011 01:05 AM PDT

جرس: آیت الله دستغیب در جریان دروس هفته اخیر خود خاطرنشان کرد "جامعه بايد شاهد عدالت علوى باشد يا در مسير آن حركت كند، نه آنكه ماهيانه چيزى به مردم بدهند و دهان آنها را ببندند. امروزه توليد و اشتغال به عنوان اساسى‏ترين شرط پيشرفت در تمام دنيا پذيرفته شده. اگر حكومتى خواهان پيشرفت است نمى‏تواند كارخانجات را تعطيل كند، كشاورزى را از رونق بيندازد و توليد را متوقّف سازد و تبديل به كشورى صرفاً مصرف‏كننده كالاهاى خارجى، آن هم با مصرف منابع اصلى ثروت و سرمايه شود."


به گزارش تارنمای «حدیث سرو»، این مرجع تقلید مردمی، در ادامۀ دروس هفتگی خود که در شیراز برگزار می شود، در تایید مالکیت خصوصی تصریح کرد: "ثروت و مال به خودى خود به هيچ وجه بد نيست و قرآن آن را «خير» قلمداد مى‏كند لكن استمرار خوبى آن يا بدشدنش بستگى به صاحب مال دارد. اگر كسى مال و ثروت را در جهتى غير از خشنودى پروردگار به كار انداخت يا آن را انباشته كرد و به تكاثر پرداخت، مذموم است و آن مال برايش هيچ خيرى ندارد اما اگر كسى دل به مال نبست و محبّت ثروت در قلبش وارد نشد و توانست آن را در آنجا كه خدا راضى است به كار اندازد؛ يعنى حقوق واجبى كه به گردن دارد ادا كند و انفاقات مستحب نيز بپردازد، ممكن است حتى در شمار اولياى خدا وارد شود."


آیت الله دستغیب در مورد مقام نیز خاطرنشان کرد "در مورد مقام نيز همين قاعده جارى است؛ يعنى مقام و منصب به خودى خود بد نيست اما مهم اين است كه چه كسى رئيس مى‏شود. "


اموال عمومى‏
این مرجع تقلید منتقد حکومت، همچنین با بیان اینکه "اموال عمومى يا بيت‏المال بر دو قسم است: اول آنها كه در دست افراد است و دوم آنها كه در دست شخص خاصّى نيست و متعلق به همه مسلمين است و انفال نام دارد"، در مورد گروه دوم تصریح کرد:
"اگر اين ثروتها به تصرّف عده خاصى درآيد مسلّماً سايرين از آنها بى‏بهره مى‏مانند و معاش عده زيادى از مردم و بالتبع اقتصاد كل جامعه با مشكل مواجه مى‏شود لذا بر عهده حكومت است كه اين ثروتها را به شكل عادلانه ميان همه مردم تقسيم كند. اما اين شكل عادلانه چگونه است؟ در ابتداى پيروزى انقلاب اسلامى عده‏اى از بزرگان مثل بهشتى، باهنر و تعدادى ديگر از مسؤولين، به راهنمايى امام خمينى‏، پس از مشورتهاى مختلف به اين نتيجه رسيدند كه براى تقسيم عادلانه بيت‏المال بين مردم، گروهى را به عنوان متعهّد تربيت كنند تا آنها راهكارهاى كارشناسى شده و عادلانه ارائه دهند. دقّت كنيد، صحبت از آوردن جوانها به ميدان نيست، صحبت از تربيت نيروهاى متخصّص و كاردان و در عين حال مؤمن و متعهّد است."

 دستغیب پیرامون وضعیت فعلی اقتصاد کشور خاطرنشان کرد "شرط مهمّ تحقّق يك اقتصاد صحيح و اسلامى اين است كه صاحب منصبان اين عرصه، مهذّب و از حبّ دنيا خالى باشند و در پى اندوختن ثروت نباشند... و جامعه اسلامى بايد شاهد عدالت علوى باشد يا در مسير آن حركت كند، نه آنكه ماهيانه چيزى به مردم بدهند و دهان آنها را ببندند. امروزه توليد و اشتغال به عنوان اساسى‏ترين شرط پيشرفت در تمام دنيا پذيرفته شده. اگر حكومتى خواهان پيشرفت است نمى‏تواند كارخانجات را تعطيل كند، كشاورزى را از رونق بيندازد و توليد را متوقّف سازد و تبديل به كشورى صرفاً مصرف‏كننده كالاهاى خارجى، آن هم با مصرف منابع اصلى ثروت و سرمايه شود! در زمان شاه نفت را مى‏فروختند و به جاى آن كالاهاى مصرفى وارد مى‏كردند و به مردم مى‏گفتند: ما اين نفت بدبو و كثيف را مى‏فروشيم و به جاى آن يخچال و تلويزيون و اتومبيل وارد مى‏كنيم و با اين كار خارجيها را به نوكرى خود مى‏گيريم!!
اين رويه علاوه بر همه مفاسدش، مردم را اسرافكار بار مى‏آورد و با تبليغات رنگارنگ آنها رابه مصرف بيشتر وا مى‏دارد. همچنين موجب ترويج فرهنگ تبليغ در مهمترين ركن سياست يعنى انتخابات مى‏شود و اين به هيچ وجه بر مبناى اقتصاد اسلامى نيست. اينكه عده خاصى مثل ارتش يا سپاه يا ديگران از جهت اقتصادى همه امكانات را در دست گيرند و ساير مردم نوكرى آنها را بكنند چيزى نيست كه ملّت به دنبالش بودند!"

 

شنیداری - سخنرانی مهندس بازرگان در سال  1340- قسمت اول

Posted: 19 May 2011 11:40 PM PDT

این مجموعه سه قسمت میباشد

متن سخنرانی مرحوم آقای مهندس مهدی بازرگان در روز تاسیس نهضت آزادی در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۰، خوانده شده دقیقا در همان روز پنجاه سال بعد، به مناسبت گرامیداشت آن انسان بزرگ

 

قسمت اول

 

 

 

قسمت دوم

 

خاتمی چه گفت؟

Posted: 19 May 2011 10:44 PM PDT

رضا رییسی
خاتمی با نگاهی معقولانه به واقعیت‌های ایران می کوشد تا گام اول را برای تغییر فضای انسدادی موجود بردارد.

 

سخنان اخیر سیدمحمد خاتمی با واکنشهای مختلف و متفاوتی روبرو شده است، از تایید و تعریف این سخنان تا نفی و ایراد بر آن. در این میانه کسی بر ضرورت نقد و نقادی بعنوان یکی از اصول بدیهی جامعه مدنی ایرادی ندارد و طرفداران آقای خاتمی هم همچون خود او به گفتمان سازنده و تعاملی با مخالفین و منتقدین التزام دارند و نقد را نفی نمی کنند. اساسا یکی از پایه های فکری خاتمی اهتمام به گفتمان میان اندیشه ها و راهبردها است و هر کسی که او را بری از نقد بداند نمی تواند مدعای همراهی و همدلی با او را داشته باشد؛ اما کیست که نداند فاصله میان نقد منصفانه و مستدل با نقد تخریبی و تخطئه مدارانه بسیار است.
 
متاسفانه برخی از مخالفان ایشان از هر فرصتی بهره می جویند تا بر شخصیت خاتمی حمله و هجمه وارد کنند. برای آنان اصل کلام و مرام او اهمیتی ندارد؛ آنان منتظرند تا فرصتی بیابند و او را آماج حملات خود قرار دهند. البته نگارنده معتقد است اکثر منتقدین سخنان اخیر آقای خاتمی از این دست نبوده و خیرخواهانه به نقد نشسته اند اما در یک اشتباه راهبردی بدون توجه به متن سخنان ایشان با التفات به بازتاب رسانه ای سخنان وی موضع گیری نموده اند و در دام مغالطه نخواسته افتاده اند. آنچه را که دوستان از آن مستفاد می فرمایند بلاموضوع بوده و جای ایراد فراوان دارد. در هجمه احساسی که نسبت به سخنان خاتمی صورت گرفته بسیاری از منتقدان عزیز آنچه در سخنان ایشان گفته شده است را موشکافی ننموده و با استنتاجی احساسی و ملهم از شانتاژ رسانه ای به آن پرداخته اند.
 
اولین مولفه برای یک نقد متعارف و معقولانه اهتمام به ساختار جمله ای است که می خواهیم آنرا به نقد بکشیم. باید بدانیم خاتمی چه گفت تا آنگاه بتوانیم سخن او را با پرسشگری و نقد به چالش بکشیم و نظرات خود را در قبال آن بیان کنیم. البته در نقد سخنان یکی از شروط لازم برای انتقاد توجه به جایگاه و منش رفتاری گوینده و توجه به الزامات و قیود پیرامونی اوست. در صورت عدم توجه به این مهم نقد نمی تواند دربرگیرنده تمامی جوانب باشد و می توان بر ساختار آن ایراد داشت. در این نوشتار برآنم که با ارجاع به متن سخنرانی ایشان در وهله اول ببینیم ایشان چه گفت و سپس از منظر خود چرائی سخن ایشان در این برهه زمانی را تحلیل نموده و پاسخی به منتقدان ارائه نمایم:
 
اول: جدای از اکثریت قریب به اتفاق سخنان پیشروانه خاتمی (نسبت به موضع گیری های قبل) که صراحتا با بیانی مستند و مستدل نقد خود را به وضعیت موجود ارائه نمود و بسیاری از دوستان آنرا نادیده گرفتند آن بخش از سخنان ایشان مورد انتقاد است که با ارائه پیشنهادی خیرخواهانه دو طیف درگیر منازعه در سپهر سیاسی ایران را دعوت به عفو و چشم پوشی می نماید. متاسفانه این بخش از سخنان خاتمی هم مورد تحریف در برداشت قرار گرفته و با متن سخن او همخوانی ندارد. عزیزان منتقد واقف اند که جدا سازی یک پاراگراف از سخنان ایشان و مانور بر روی آن عملی حرفه ای و اخلاقی نیست برای دست یافتن به یک تحلیل درست باید قبل و بعد این سخن را هم لحاظ نمود تا به یک برداشت صحیح از این سخنان دست یافت.
 
خاتمی پس از تشریح وضعیت و تاکید بر شروطی که بارها آنرا مطرح نموده از جمله: گشایش در فضای سیاسی و آزادی عملکرد برای احزاب و گروه ها، آزادی زندانیان سیاسی که در حق آنها اجحاف های مضاعف صورت پذیرفته، تضمین برای سازو کار انتخاباتی سالم، و... می گوید: "اگر ظلمی شده است که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و اگر به نظام و رهبری ظلم شده است به نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت هم از ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است می گذرد و آن وقت همه به آینده بهتر رو خواهیم آورد."
 این سخن چند گزاره قطعی را به همراه خود دارد: ظلم بر مردم در آن قطعی دانسته شده است. مردم و نظام به عنوان دو گزینه متفاوت هر کدام از دو رویکرد واجد تعامل هستند؛ مردم در اینجا باید عفو کنند و حاکمیت هم اگر (این گزینه شرطی است و با اثباتی آن تفاوت اساسی و مبنائی دارد) می پندارد مورد ظلم قرار گرفته از این موضع خود چشم پوشی کند.
 
متاسفانه دوستان با خلط مبحث اولا جمله شرطی را قطعی گرفته اند و بر اساس آن تحلیلها و نقدهائی را وارد می سازند که بر اساس شرطی بودن جمله فاقد وجاهت است؛ و در ثانی بسیار فرق است میان عفو مردم تا چشم پوشی نظام. هر کدام از این دو گزینه در پیش فرض و راهبرد خود واکنشی برآمده از یک کنش متفاوت صورت پذیرفته هستند. در بسیاری از نقدها و هجمه ها جای این دو جمله با هم عوض شده و دوستان طوری مطرح می کنند که گوئی خاتمی گفته است زندانیان و یا دیگر کنشگران مرتکب جرمی شده اند که باید مورد عفو از سوی حاکمیت قرار بگیرند در حالیکه این حق عفو برای مردم بیان شده است و نه بر عکس آن.
 
دوم: پیشنهاد خاتمی برای برون رفت از وضعیت موجود را می توان از دو منظر تحلیل نمود:
الف- رویکرد او را مبتنی بر توصیه اخلاقی دانست چرا که او بعنوان یک مصلح اجتماعی و ناظر بر وضعیت موجود دغدغه تلطیف فضای پر از مخاصمه را دارد و می خواهد برای جلوگیری از گسست موجود که به انشقاق و شکاف اجتماعی منجر خواهد شد راه حلی ارائه بدهد و دو طیف ماجرا را ترغیب به چشم پوشی بر گذشته و نگاه به آینده می کند. از این دیدگاه، سخن او ناظر به دغدغه ای است که اغلب جامعه شناسان و خیرخواهان داشته اند و به انحاء مختلف ادامه این روند را خسران آور و فرصت سوز دانسته اند و برای برون رفت از این وضعیت ارائه راهکار واقع گرایانه را خواستار بوده اند. شخصیت و عملکرد خاتمی او را واجد شرایط ترین شخص برای بیان این دغدغه و ارائه دهنده راهکار برای برون رفت از این وضعیت بغرنج قرار داده است. بی شک خود خاتمی هم زیرک تر از آنست که نداند بیان چنین موضع حساسیت برانگیزی تبعات و واکنشهای تندی را برخواهد انگیخت؛ اما او که سالها عمر خود را برای اعتلای این آب و خاک مصروف داشته ابائی ندارد تا خود را آماج حملات تندروان هر دو طیف قرار دهد؛ شاید که طرح این دغدغه عقلای دو طیف را به بازنگری در رفتارگزینی خود وادارد و فرجی حاصل گردد. او با همه محدودیت ها و اجحاف هائی که در حق وی صورت پذیرفته آنچه در بضاعت دارد را برای اصلاح وضعیت بیان می کند.  این رویکرد اخلاقی خاتمی شایسته ستایش و تامل است نه آنکه او را به اتهام های بی اساسی چون خیانت به مردم و چشم پوشی بر ظلم ها متهم کنیم و در جاهائی به هتاکی و گستاخی دست یازیم. اتفاقا واکنش های صورت پذیرفته در قبال این سخنان نشان می دهد سپهر سیاسی جامعه ما تا چه حد گرفتار بی اخلاقی و بی ملاحظه گری است و نگاه امثال خاتمی گمشده این روزهای عرصه سیاست ورزی ماست.
 
ب- اگر رویکرد این سخنان را تاکتیکی در چهارچوب زمینه سازی برای مذاکره هم بدانیم موضع او واجد گزاره سیاست ورزی معقولانه و کارآمد است. او بعنوان یک سیاستمدار عمل‌گرا با لحاظ محدودیت‌ها و پیامدهای مختلف گریبانگیر کنش سیاسی واقف است که برای برون رفت از این وضعیت باید راهکاری اندیشید. انفعال و سکوت و یا بیان شعارهای ایده آلیستی جوابگوی مطالبات مردم نیست. اهتمام به کنش سیاسی اصلاح‌طلبانه در وضعیت موجود قواعد و ضوابطی دارد که نمی توان آنرا از از نظر دور داشت.
برای برون رفت از وضعیت انسدادی موجود دو راهکار در روبروی ما است: یا اینکه کنش اصلاحی و حرکت در چهارچوب های موجود را بپذیرم و یا اینکه از اساس در پی تغییر و دگرگونی باشیم. به نظر می رسد که نگاه اول واقع بینانه و کاربردی است، و نگاه دوم در فضائی انتزاعی و متوهمانه و به دور از واقعیات اجتماعی ایران سیر می کند. ضمن اینکه همگان میدانیم اصلاح تنها راه کم هزینه و ماندگار است که می تواند منفعت آوری عمومی را به همراه داشته باشد.
با نگاه به ساز و کارهای موجود و اوضاع اجتماعی و سیاسی پیرامون جامعه هرگونه تندروی و اصطکاک فزاینده جز وضعی نامعلوم و مغشوش را رقم نخواهد زد. در این روند کلیت جامعه اولین قربانی خواهد بود. باید توجه داشت که ما یگانه تصمیم گیرنده و کنش کننده نیستیم. عرصه سیاسی ایران دو طیف بازیگر دارد و نمی شود آنچه خودمان مطلوب می دانیم را یک‌سویه و یک‌طرفه مصداق عمل قرار دهیم و بدون توجه به طرف مقابل ارائه راهکار کنیم، که اگر این شود، به نظر می رسد دچار شعارزدگی مفرط گردیده و درگیر در فضای فانتزی خواهیم شد و راه بجای نخواهیم برد.
خاتمی با نگاهی معقولانه به این واقعیت ها می کوشد تا گام اول را برای تغییر فضای انسدادی موجود بردارد. او بدون عدول از مواضع راهبردی خود از موضع یک اصلاح طلب به مذاکره متقابل در فضای می اندیشد که شرط اولیه آن اهتمام حاکمیت به احقاق حقوق مردم و تحقق خواسته هائی آنان است؛ خواسته هائی که در شروط خاتمی به صراحت بیان شده است. عجیب است که دوستان منتقد، خاتمی را به خیانت و عدول از مواضع متهم می کنند اما تصریح او بر این شروط را نمی بینند. متاسفانه در فرهنگ ما هرگونه مذاکره به مثابه خیانت و اهمال دیده می شود؛ تابوئی که باید شکسته شود و خاتمی در این راه پیشقدم شده است.
 
در پایان و برای دوری از اطاله کلام باید گفت: خاتمی به عنوان یک سیاستمدار محبوب و اخلاق مدار از منظر خود به تحلیل اوضاع پرداخته و راهکارهائی را ارائه داده است. دوستان منتقد به جای اینکه ایشان را بخاطر بیان مواضعش مورد انتقاد قرار بدهند و حق بدیهی او را بعنوان یک سیاستمدار و فراتر یک انسان در بیان نظراتش نادیده بگیرند بهتر است از موضع انتقاد سازنده ایرادات شکلی و راهبردی چنین سخنانی را بیان نمایند. اتهام زنی های بی مورد نه شایسته است و نه مورد قبول مردم قرار می گیرد. کاش توصیه خیرخواهان را بشنویم و سرمایه هائی چون خاتمی را با هیجان زدگی های بی مورد آماج حملات و نقدهای غیر منصفانه قرار ندهیم. در هیچ جامعه ای با خیرخواهان و اندیشمندان اینگونه برخورد نمی کنند که ما بی محابا و بدون تامل بر آنان می تازیم.
 
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

پیام خانم شیرین عبادی برای مراسم یادبود سیامک پورزند

Posted: 19 May 2011 10:15 PM PDT

گر مسلماني از اين است كه حافظ دارد!؟...

Posted: 19 May 2011 10:10 PM PDT

جهانسوز مهربخش

 

" ... اگر ظلمی شده است که شده است همه بیاییم عفو کنیم و به آینده نگاه کنیم و" اگر" به نظام و رهبری ظلم شده استبه نفع آینده از آن چشم پوشی شود و ملت هماز" ظلمی که بر او و فرزندانش رفته است"می گذرد و آن وقت همه به آینده بهتر رو خواهیم آورد. البته همه بکوشیم برای آینده روی فضای سالم و امن و آزاد و تأمین حقوق مردم همراه و زمینه ساز شویم... " –  سيد محمد خاتمي
 
 من  از سخنان اخیر آقای سید محمد خاتمی که موجب جار و جنجال شده است، خبری نداشتم. و به همین خاطر گمان بردم فاجعه ای رخ داده است و این سید اهل تساهل دست به اقدامی خیانت بار و نابخشودنی زده که از او بعید بوده است.  و واقعاً متأسف شدم. من همیشه فکر می کردم که محمد خاتمی  شخصیتی ماندگار همچون دکتر محمد مصدق و چهره های ملی و آزاده ی دیگر در تاریخ ایران خواهد بود. اما با این یقه دارنی ها و وامصیبتایی که به راه افتاده است،  چنین به نظرم آمد که برخلاف تصور و برداشت من، اين سید خوشرو در زنده بودنش، دست به خودکشی  سياسي زده، و نام نیکش را با دست خویش از فهرست مبازان جنبش دموکراسی خواهی ایران پاک کرده است.!
 
 رفتم و سخنانش را یافتم و خواندم. از خواندن سخنانش واقعاً متعجب شدم!.. اما... نه از آنچه که خاتمی گفته بود. بلکه از اینهمه قشقرقی که برپا شده است!.. از عربده های دموکراسی خواهانه ای که به خاطر "ابراز نظر شخصی" این رئیس جمهوری اصلاحات، آسمان ها را به لرزه در آورده است ( رئيس جمهور منتخب مردم، ) و از دود پستانهای چسبیده به تنور عشق به دموکراسی ، که تمام فضای سبز جنبش ایران سیاه کرده است.  واز بوی کز جگرهای سوخته از عشق ملت که مشام کروبیان را نیزمی آزارد!
 
من در سخنان جناب آقای خاتمی هیچ چیز دور از انتظاری نیافتم!.. خاتمی سخنان " سید محمد خاتمی" را بیان کرده است. سخنان همان رئیس جمهوری را که همچون میرحسین موسوی خودمان به او رأی دادیم و من گمان می کردم همه ما می شناسیمش و بي شك فريب نخورده ايم ...
 
بیان این سخنان از سوی خاتمی اصلاً عجیب نبود... أن هنگام عجیب بود که آقاي خاتمي : سخنان بن لادن و شیخ محمود حلبی را بر زبان می آورد، که حرفهای مسعود رجوی و رضا پهلوی را بیان می کرد، که گفته هایش برگرفته از آموزه های رژی دبره  و مائو و تروتسکی بود. که کلام مارکس و انگلس و لنین را بر زبان جاری می ساخت!..
 
آقایان سوپر دموکرات!..
یعنی این آقا، نه به عنوان رئیس جمهور اصلاحات که 22 میلون رأی خالص و بی تقلب این ملت را پشتوانه داشته است ، نه به عنوان تنها مقام رسمی جمهوري اسلامي در فاصله ي سال 57 تا سال 75 ، که در برابرجریان های به اصطلاح "خودسر" ایستاد و جنایات زنجیره ای را افشا کرد،  نه به عنوان کسی که هنوز هم بسياري از مردم این مرز و بوم و نیروهای سیاسی دموکراسی خواه گوناگون او را در جبهه ی خود می دانند، بلکه به عنوان یک انسان عادی و یک شهروند معمولي ایرانی، و به اتکاء اعتقاد و بینش سیاسی خویش، آيا حق ندارد صادقانه نظرش را باز گو کند!؟
 
متأسفانه اغلب اعتراض ها و حنجره دریدن ها به استناد سخنان خاتمی نیست، بلکه برمبنای تحریف و تفسیرهای غیراخلاقی و غیرمنصفانه از سخنان اوست. خاتمی براساس دیدگاه سیاسی روشن خود، با جملاتی" مشروط" در مورد ظلم به نظام و رهبری، و"موکد" در مورد ظلم به ملت و فرزندانش، همگی را به گذشت و عفو متقابل دعوت کرده است.
 
من به عنوان نگارنده این سطور با دیدگاه آقای خاتمی موافق نیستم.  من دعوت خاتمی به سازش را، دعوت به محال مي دانم. و فكر مي كنم كار ايشان، همچون تلاش پزشکی است که سعی در پیوند زدن عضوی، به بیماری نیازمند دارد، بدون توجه به گروه خونی دهنده و گيرنده ي عضو... اما بیش از سخنان آقای خاتمی، با دیدگاه هایی مخالفم که جز نگرش و اندیشه ی خود هیچ اندیشه ی دیگری را بر نمی تابند. در حالی که خود اسیر اختناق اند، در کنار گود خارج از کشور نشسته و فضای ابراز نظر را برای کسانی که در داخل گودند مختنق تر از آنچه که هست می خواهند.
 
بي ترديد، اگرخاتمي حرفش را به صورت "مرده باد فلان و زنده باد بهمان" مي گفت، آنوقت دوستان مرده پرست و امت قهرمان پرور و نيز دشمنان خشك مغزجنبش دموكراسي خواهي، كه هم اينك نيز به خاطر تنش پيش آمده، با دمشان گردو مي شكنند ، همگي خوشحال مي شدند. چرا كه اينان پيراهني براي بر سر نيزه كردن. و آنان آماجي براي تيرهاي زهرآلود خود يافته بودند!
 
آقایان ماوراء انقلابي!
 
توصیه می کنم تشریف ببرید وبه فكر برنامه ریزی برای انشعابات آینده ی خود باشيد!.. و به اين بيانديشيد که روزی تنها خودتان خواهید ماند و آینه ی شکسته ای که شما را به داشتن همراهانی همچون خودتان امیدوار سازد!
 
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها : متن خلاصه

unread,
May 21, 2011, 1:05:21 PM5/21/11
to polic...@gmail.com

فراخوان حامیان و فعالان جنبش سبز برای ندای شامگاهی و اعتراضی الله اکبر

Posted: 21 May 2011 05:44 AM PDT

جــرس: به مناسبت صدمین روز از حصر خانگی راهبران جنبش سبز و در آستانه خرداد ماه، جمعی از فعالان و حامیان جنبش سبز، با اعلام فراخوانی خواستار سردادن ندای "الله اکبر" در شامگاه یکم خرداد شدند.


بنا به گزارش رسیده به جرس، این فعالان فراخوان طنین بانگ الله اکبر جنبش سبز را در حمایت از میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی و فاطمه کروبی، راهبران جنبش سبز اعلام کرده اند.


زمان این فراخوان، شامگاه یکشنبه، یک خرداد و ساعت ۱۰ شب اعلام شده است.


طی دو سال اخیر، ندای شامگاهی و اعتراضیِ الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور، از شعارهای جنبش سبز بوده است.


 

ناصر حجازی به کما رفت

Posted: 21 May 2011 04:44 AM PDT

درخواست خانواده و پزشک حجازی برای نیایش
جــرس: در حالیکه ناصر حجازی، از پیشکسوتان فوتبال ایران و منتقدین دولت، ساعتهاست در حالت کما و بخش مراقبت های ویژه به سر می برد، خانواده حجازی مانند ماههای اخیر، از عموم مردم و فوتبال دوستان تقاضا کردند تا برای سلامتی این مرد دوست داشتنی و عافیت او دست به دعا بردارند.


به گزارش خبرآنلاین، ناصر حجازی دیروز جمعه سی ام اردیبهشت ماه، در حالیکه در حالت بیمار و بسیار سخت، در حال تماشای بازی استقلال و پاس همدان بود، ناگهان دچار حمله تنفسی شد و با وجود انتقال به بخش مراقبت های ویژۀ بیمارستان کسری تهران، این بار درصد هوشیاری وی - برخلاف دفعات پیش- بسیار پایین قرار گرفت و به حالت کما فرو رفت.


گزارش شفاف نیوز نیز آورده است که وضعیت جسمی حجازی این بار بسیار وخیم تر از اتفاقی است که دو هفته قبل برایش رخ داد و پزشکان تنها درباره اش می گویند نیاز به دعای خیر مردم دارد.


بر اساس این گزارش، پزشک معالج ناصر حجازی در مورد آخرین وضعیت پیشکسوت استقلال گفت: "در حال حاضر به او از طریق یک لوله غذا داده می شود. ناصر حجازی در وضعیت بدی به‌سر می برد و فقط دعای مردم است که می تواند حالش را بهتر کند."


گزارش منابع خبری حاکی است که امروز گریه های همسر و فرزند حجازی در بیمارستان همه را متأثر کرده بود.


این ورزشکار مردمی، چندی پیش در مصاحبه ای جنجالی، سیاست ها و اقدامات دولت را مورد حمله قرار داده و خواستار رسیدگی فوری به وضع مردم توسط دولت یا کناره گیری از قدرت شده بود.
 

وزارت اطلاعات از شناسایی و بازداشت ٣۰جاسوس آمریکا در ایران خبر داد

Posted: 21 May 2011 04:13 AM PDT

در پوشش اخذ ویزای تحصیلی و کاریابی

جــرس: دو روز پس از هشدار رئیس جمهور آمریکا و یک روز بعد از آنکه وزیر خارجه آن کشور از "تسهیلات ویزا برای دانشجویان ایرانی" خبر داد، روابط عمومی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، از "کشف و انهدام یک شبکه جاسوسی وابسته به آمریکا، که با استفاده از پوشش‌ ارائه‌ ویزا، وعده‌ اقامت، اشتغال و تحصیل در خارج از كشور و كاریابی، در صدد فریب شهروندان، تخلیه‌ اطلاعاتی و به جاسوسی واداشتن آنها بودند"، خبر داد.


به گزارش فارس، روابط عمومی وزارت اطلاعات روز شنبه ٣۱ اردیبهشت ماه، با صدور اطلاعیه ای اعلام كرد: "با عنایت الهی و در پی اقدامات گسترده‌ اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان در داخل و خارج از كشور، شبكه‌ پیچیده‌ جاسوسی و خرابكاری وابسته به سازمان جاسوسی آمریكا شناسایی و متلاشی شد".


وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی همچنین اعلام کرد "این شبكه كه توسط تعداد قابل توجهی از برجسته‌ترین افسران اطلاعاتی - عملیاتی سازمان سیا در چند كشور جهان راه‌اندازی شده بود و با استفاده از پوشش‌ها و دام‌های گوناگون از قبیل ارائه‌ ویزا، وعده‌ اقامت، اشتغال و تحصیل در خارج از كشور و نیز با پوشش مراكز كاریابی در صدد فریب عده‌ای از شهروندان، تخلیه‌ اطلاعاتی و به جاسوسی واداشتن آنها بود، با تلاش هوشمندانه و مخلصانه فرزندان فداكار شما، طی سلسله عملیات گسترده‌ تعقیب و مراقبت (در داخل و خارج از كشور)، نفوذ، فریب و دوبل سازی، شناسایی و منهدم شد."


این اطلاعیه که یک روز پس از اظهارات هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا، مبنی بر "ایجاد تسهیلات و رفع سخت گیری جهت صدور ویزای دانشجویی برای ایرانیان" صادر شده، در ادامه خاطرنشان کرد "از انبوه اطلاعات حاصل از شبكه‌ مذكور، مشخص شد كه افسران سازمان سیا با بهره‌گیری از پایگاه‌های متعدد و متنوع اطلاعاتی و نیز با استفاده از سفارتخانه‌ها و كنسولگری‌های آمریكا در چندین كشور (به ویژه امارات متحده عربی، مالزی و تركیه) ضمن تعقیب هدف جمع‌آوری اطلاعات از مراكز علمی، تحقیقاتی و دانشگاهی كشور و از حوزه‌های انرژی هسته‌ای، صنایع هوایی و دفاعی و بیوتكنولوژی در عین حال گردآوری اطلاعات بسیار ریز پیرامون لوله‌های نفت و گاز، شبكه‌های برق و مخابرات كشور، فرودگاه‌ها و گمركات كشور، امنیت شبكه‌های ارتباطی و بانكی و مواردی از این قبیل را نیز به عنوان دیگر اهداف اطلاعاتی به عوامل خود ابلاغ كرده بودند كه جمع‌آوری اطلاعات ریز پیش گفته دقیقا در راستای عملیاتی و خرابكارانه سازمان سیا بوده و بدیهی است كه این اقدام خصمانه از حافظه وزارت اطلاعات زدوده نخواهد شد."


روابط عمومی وزارت اطلاعات در بخش دیگری از اطلاعیه خود آورده است: "نیروهای زبده و مومن وزارت اطلاعات در رویارویی جانانه خود با عوامل سازمان سیا، ضمن اقدامات متعدد و متنوع اطلاعاتی، ضد اطلاعاتی و عملیاتی، تعداد ۳۰ نفر از جاسوسان آمریكا را بازداشت كردند. همچنین برای كسب اطلاع از سایر اهداف و اقدامات حریف و به منظور ارسال اطلاعات فریب برای آن سرویس، طی عملیات معكوس اطلاعاتی اقدام به دوبل نمودن تعدادی از جاسوسانی كه به استخدام سازمان سیا درآمده بودند، شد اما پیرامون عواملی كه ناخواسته و ناآگاهانه به دام جاسوسان آمریكایی افتاده بودند، ضمن فراخوانی و مطلع كردن آنها نسبت به خطرات پیش‌رو، ارتباط آنان با حریف قطع گردید."


اطلاعیۀ وزارت اطلاعات ایران همچنین مدعی شد "نه تنها تهاجم سنگین اطلاعاتی سازمان مركزی جاسوسی آمریكا خنثی شد، بلكه تعداد ۴۲ نفر از افسران اطلاعاتی عملیاتی آن سازمان در كشورهای مختلف نیز مورد شناسایی دقایق دستگاه اطلاعاتی كشور قرار گرفتند."


دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی، از همگان خواست تا به خبرچینی برای این نهاد اقدام کرده و موارد مشكوك را به ستاد خبری این وزارتخانه به شماره‌ ۱۱۳ گزارش كنند و همزمان نسبت به تماس‌ها و ارتباطات مشكوكی كه در پوشش دعوت به تحصیل، اشتغال یا اقامت در خارج از كشور، اخذ ویزا و نیز نظرسنجی‌های تلفنی فاقد منشاء معتبر، نهایت دقت را به عمل آورند.


 

علوی تبار: اصلاح طلبان می خواهند بدون ایجاد گسست به نیازهای جامعه پاسخ دهند

Posted: 21 May 2011 04:55 AM PDT

استقبال از پیشنهاد سید محمد خاتمی
جرس: علیرضا علوی تبار با عقلانی خواندن پیشنهادات اخیر سیدمحمد خاتمی اظهار کرده است: هیچ حكومتی نمی تواند منتقدان مسئول و اصیلی چون خاتمی و اصلاح طلبان را پیدا كند. حكومتگران باید قدر نسلی را كه با آنها گفت وگو می كند و می خواهد بدون ایجاد گسست در جامعه به نیازهای فزاینده آن پاسخ دهد، بدانند.


این تحلیل گر سیاسی در بخشی از یادداشت خود آورده است:  اگر دهان این نسل دوخته شود، مخالفت از میان نخواهد رفت بلكه زبان و روش آن عوض خواهد شد. فرصتها را دریابیم. ایران در موقعیت خطی با به رسمیت شناختن مخالفان و منتقدان ملتزم به مسالمت و فرآیندهای قانونی زندگی توام با همزیستی و تفاوت را برای مردمان فراهم كنیم. آیا گوش شنوایی هست؟


وی با انتقاد از اقتدارگرایان می نویسد: محافظه كاران در جامعه ما اكثریت هستند اما همه قدرت را در اختیار دارند. طرفداران مردم سالاری به دنبال حذف محافظه كاران در عرصه اجتماع نیستند. تنها به آنها یادآوری می كنند كه به اندازه پایگاه اجتماعی تان قدرت بخواهید و در تصمیم گیری ها نقش ایفا كنید.


در این یادداشت که در روزنامه روزگار منتشر شده است وی سخنان اخیر سیدمحمد خاتمی رییس جمهور پیشین کشور و واکنش هایی که نسبت به آن صورت گرفته را دستمایه کرده و نوشته سیاست ورزی سخت با عواطف و احساسات گره خورده است. همین در آمیخته بودن با عواطف است که سیاست ورزی را هم جذاب می کند و هم خطرناک. جذابیتش روشن است چون با برآورده ساختن تمایلات عاطفی ما سر و کار دارد. اما به همین دلیل گاه از صورت یک اقدام عقلایی خارج می شود و خطرناک می شود.


وی سپس در بخش دیگری از این مقاله نوشته دعوای مردم سالاری خواهی دعوا با اشخاص نیست بلکه دعوا با روندها و خط و مشی هاست و در نهایت با تغییر ساختار مردم سالاری تحقق می یابد نه با حذف فیزیکی اقتدارگرایان. بخش غالب مردم سالاری طلبان داخلی علاقه خود را به گذار به مردم سالاری از طریق مراوده اعلام کرده اند، ضروری است که پیامدهای گرایش های خود به این شیوه ها را نیز بپذیرند، حتی اگر این پذیرش به وجه اجتماعی آنها لطمه بزند و موجب برچسب هایی چون سازشکار و ترسو شود.

 


متن کامل این یادداشت به شرح زیر است: 


سخنان اخیر سیدمحمد خاتمی خطاب به جمعی از ایرانیان پرورده شده در جریان جنگ و انقلاب [كه در سایت های خبری منعكس شد] نوعی هشدار و پیام بیدارباش بود، هم به حكومت و هم به مخالفان و منتقدان. این سخنان برای خود من كه این روزها با خشم به عرصه سیاسی ایران نگاه میكنم، یادآوری برخی از مبانی فراموش شده بود. به این امید كه پیام او همه ما را به تامل وادارد، به برخی از اصول یادآوری شده در این سخنان اشاره می كنم.

 

  

یكم: سیاست ورزی سخت با عواطف و احساسات گره خورده است. همین درآمیخته بودن با عواطف است كه سیاست ورزی را هم جذاب می كند و هم خطرناك. جذابیتش روشن است چون با برآورده ساختن تمایلات عاطفی ما سر و كار دارد. اما به همین دلیل گاه از صورت یك اقدام عقلانی خارج میشود و خطرناك می شود. در اقدام عقلانی ما به دنبال تناسب میان "هدف" و "وسیله" می گردیم.

می كوشیم روشها و وسایل مورد استفاده ما با هدفی كه درصدد تحقق آن هستیم، جور باشد. به علاوه هم در انتخاب هدف و هم در انتخاب روش و وسیله واقع بین هستیم و امكانات و توانایی ها را در نظر میگیریم. برخوردهای تلخ و دردناكی كه با دوستان و یاران صدیق ما می شود، اغلب در ما خشمی برمی انگیزد كه واقع بینی [درك امكانات و توانایی ها] را از ما می گیرد. حقوق فراموش شده و پایمال شده بسیار است اما آیا در شرایط كنونی می توان احقاق همه آنها را درخواست و جستوجو كرد؟ در مسابقه ابراز خشم، عقلا حاشیه نشین می شوند و افرادی كه صدای بلندتری دارند، پرچمدار و پیشرو می شوند. لازم است هر از چندگاهی كسی به همه ما یادآوری كند كه "خون را نباید با خون شست" و برای حفظ همبستگی بلندمدت جامعه باید آماده بخشیدن بود. مگر حفظ همبستگی در كنار آزادی و برابری از آرمان های مدرن منتقدان نیست؟

 

دوم: حرف اصلی طرفداران مردم سالاری در ایران این بوده است كه هر جریانی باید به اندازه سهم اجتماعی اش از قدرت سهم داشته باشد. اقتدارگرایی مگر معنایی جز این دارد كه جمعی كه درصد كوچكی از جامعه هستند، بیشتر قدرت سیاسی را در اختیار داشته باشند؟ حكمرانی اكثریت در مردم سالاری به معنای نادیده گرفتن حقوق اقلیت نیست. محافظه كاران در جامعه ما اكثریت هستند اما همه قدرت را در اختیار دارند. طرفداران مردم سالاری به دنبال حذف محافظه كاران در عرصه اجتماع نیستند. تنها به آنها یادآوری می كنند كه به اندازه پایگاه اجتماعی تان قدرت بخواهید و در تصمیم گیری ها نقش ایفا كنید.

 

حال اگر آنچه گفته شد درست باشد پس نباید شعارهایی را طرح كرد كه به معنای پاك كردن محافظه كاران از صحنه اجتماعی و در نتیجه سیاست باشد. همانطور كه طرفداران مردم سالاری انتظار دارند محافظه كاران واقعیت آنها را به رسمیت بشناسند و به همزیستی مسالمت آمیز به آنها تن دهند، باید این توانایی را در میان خودشان تقویت كنند كه وجود محافظه كاران را به رسمیت بشناسند و امكان بهره گیری از قدرت متناسب با وزن اجتماعی را برای آنها فراهم كنند.

 

اگر اینگونه به قضایا بنگریم، محافظه كاران را خطاب قرار دادن و از همزیستی با آنها سخن گفتن، چندان برایمان ناخوشایند نخواهد بود. ما در سیاست تابع اصولی هستیم و رفتارهای ناخوشایند طرف مقابل نباید ما را به فراموش كردن این اصول بلغزاند. سوم: مطالعه تجربه كشورهای مختلف نشان می دهد برای گذار به مردم سالاری راه های گوناگونی وجود دارد. گذر ایران به مردم سالاری واقعه ای اجتناب ناپذیر است و دیر یا زود اتفاق خواهد افتاد. اینكه این گذار چگونه رخ خواهد داد، چندان قابل پیش بینی نیست. ما نمی توانیم به دقت بگوییم كه در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد اما می توانیم بگوییم كه دوست داریم چه اتفاقی بیفتد. می دانیم كه كم هزینه ترین شیوه گذار به مردم سالاری شیوه "مراوده" كه هم مسالمت آمیز است و هم سریع تر از گزینه های دیگر به نتیجه می رسد. در گذار به گونه مراوده گذار به مردم سالاری به گونه ای طرح می شود كه همراهی بخش هایی از حكومت را نیز میطلبد و خود را با نفی آنها تعریف نمی كند. به بیان دیگر مردم سالاری در تقابل با اقتدارگرایی تعریف می شود نه اقتدارگراها.

 


دعوای مردم سالاری خواهی، دعوا با اشخاص نیست بلكه دعوا با روندها و خط مشی هاست و در نهایت با تغییر ساختار مردم سالاری تحقق می یابد نه با حذف فیزیكی اقتدارگرایان. بخش غالب مردم سالاری طلبان داخلی علاقه خود را به گذار به مردم سالاری از طریق مراوده اعلام كرده اند. ضروری است كه پی امدهای گرایش خود به این شیوه ها را نیز بپذیرند، حتی اگر این پذیرش به وجهه اجتماعی آنها لطمه بزند و موجب برچسب هایی چون سازشكار و ترسو شود. حكومت نیز نباید با سپردن بلندگوهای خود به دشمنان "صلح اجتماعی" و "گفت وگو" در شرایط تنوع و تكثر به تضعیف طرفداران مراوده و ارتباط و گفتوگو بپردازد. هیچ حكومتی نمی تواند منتقدان مسوول و اصیلی چون خاتمی و اصلاح طلبان را پیدا كند. حكومتگران باید قدر نسلی را كه با آنها گفت وگو می كند و می خواهد بدون ایجاد گسست در جامعه به نیازهای فزاینده آن پاسخ دهد، بدانند.

 

اگر دهان این نسل دوخته شود، مخالفت از میان نخواهد رفت بلكه زبان و روش آن عوض خواهد شد. فرصتها را دریابیم. ایران در موقعیت خطی با به رسمیت شناختن مخالفان و منتقدان ملتزم به مسالمت و فرآیندهای قانونی زندگی توام با همزیستی و تفاوت را برای مردمان فراهم كنیم. آیا گوش شنوایی هست؟

سیرتاریخ آزادی انسان از جباریت حاکمان خودکامه است

Posted: 21 May 2011 03:47 AM PDT

افتتاح کنگره سازمان سازمان عدالت و آزادی با پیام محمد خاتمی
جــرس: سید محمد خاتمی در پیامی به کنگره سالانه تشکل اصلاح طلبِ سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی، تصریح کرد که انسان در تاریخ و با تاریخ زندگی می کند و سیر تاریخ به مشیت حضرت پروردگار سیر به سوی آزادی است، آزادی انسان از چیرگی هوای نفس از درون، و جباریت هوس حاکمان خودکامه از بیرون.


به گزارش رسیده به جرس، در بخشی از این پیام  سیدمحمد خاتمی "سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی" را فراهم آمده از ایمان، روشن بینی و همت فرهیختگان درد آشنا به خصوص جوانان عزیز دانست و خاطر نشان ساخت: این سازمان می تواند و باید کانونی باشد برای رسیدن به هدف های بلندی که اسلام، انقلاب اسلامی و ملت شریف ایران داشته است.


متن کامل این پیام که در اختیار جرس قرار گرفت به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

 

انسان در تاریخ و با تاریخ زندگی می کند و سیر تاریخ به مشیت حضرت پروردگار سیر به سوی آزادی است، آزادی انسان از چیرگی هوای نفس از درون، و جباریت هوس حاکمان خودکامه از بیرون.

عدالت، مطلوبی که در همه ادیان الهی به ویژه اسلام و بالاخص تشیع به آن وعده داده شده است به چیزی جز رهایی آدمی از همه قیود زمین گیر کننده و تحقق روشن بندگی خدا که عین آزادگی است و نیز برخورداری همه انسانها از حقوق و حرمت و کرامت انسانی و تامین زندگی مطلوب فکری، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیست.

می خواستیم و می خواهیم که "جمهوری اسلامی" که حاصل انقلاب عظیم ملت شریف و سرافراز ایران است، روزنه ای باشد به همان فضای عطرآگین و پاک و بازی که وعده آن از سوی خداوند و پیامبران او داده شده است.

با هم بودن، با هم اندیشیدن، با هم درد انسان را درک کردن و با هم برای والایی جان آدمیان و نیرومند کردن ایمان و برقرار کردن اخلاق و عدالت و پایدار کردن آزادی های اساسی مردم و در یک کلام سرافرازی ملت شریف، امری مقدس است که شرط تحقق جامعه مدنی عینی درست آن نیز هست.

"سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی" که فراهم آمده از ایمان، روشن بینی و همت فرهیختگان درد آشنا به خصوص جوانان عزیز است، می تواند و باید کانونی باشد برای رسیدن به هدف های بلندی که اسلام، انقلاب اسلامی و ملت شریف ایران داشته است.

برگزاری هم آیش سالانه سازمان را به همه اعضاء و علاقمندان آن تبریک عرض می کنم و برای یکایک دوستان عزیز از خداوند منان درخواست کامروایی دارم.

سید محمد خاتمی

30/2/1390




در بخشی از این پیام سیدمحمد خاتمی سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی را فراهم آمده از ایمان، روشن بینی و همت فرهیختگان درد آشنا به خصوص جوانان عزیز دانست و خاطر نشان ساخت: این سازمان می تواند و باید کانونی باشد برای رسیدن به هدف های بلندی که اسلام، انقلاب و ملت شریف ایران داشته است. 

 

بر اساس این گزارش، مهدی مقدری، دبیرکل سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی نیز، در متن سخنرانی افتتاحیه کنگره این حزب با بیان این نکته که بسیاری از آنچه که زمانی بر زبان و قلم اصلاح طلبان در نقد اقدامات دولت محترم جاری می شد، اینک از درون اردوگاه اصولگرایان با لحنی حتی تندتر بیان می شود، خاطرنشان کرد "این خود مدرک آشکار بصیرت اصلاح طلبان است. "


وی در بخشی دیگر از سخنان خود گفت "از 22 خرداد 1388 به این سو، صحنه سیاسی ایران شاهد تحولات عمیق و جا به جایی های گسترده ای بوده است که همگان کم و بیش از کم و کیف آن آگاهند. آنچه اکنون اهمیت دارد راه برون رفت از این بحرانِ دامنه دار سیاسی است. به نظر می رسد همان طور که رهبران اصلاح طلب بارها از سر دلسوزی و اعتقاد به آینده ایرانی آباد و آزاد اعلام داشتند، اجرای بدون تنازل قانون اساسی به عنوان کف خواسته های اصلاح طلبانه می تواند راهکار مناسبی برای خروج از بن بست کنونی باشد.


از این رو، آزادی زندانیان حوادث پس از انتخابات، اجازه فعالیت آزادانه به همه احزاب منتقد، آزادی مطبوعات و گردش اطلاعات، دلجویی از قربانیان حوادث پس از انتخابات و تلاش برای تبیین راهکاری مطمئن جهت برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه می تواند مهمترین گامهای حاکمیت در جهت حل مشکلات کنونی و باز شدن این گره باشد... حرکت فضای سیاسی کشور به سوی دو قطبی سیاه و سپید و رواج هتاکی، افترا و بداخلاقی سیاسی یکی از مهمترین عوارض دور شدن گروههای سیاسی از مدار خِرد و انصاف است. به کارگیری ادبیات موهن نسبت به مخالفان و رقبای سیاسی، اکنون سکه رایج بازار سیاست در ایران است. کار به جایی رسیده که حتی دولت کنونی که خود مروج این ادبیات غیر مدنی بود قربانی آن شده و ابعاد این پدیده نامیمون دامان رئیس دولت و اطرافیان او را هم گرفته است. از این رو، بازگشت به مدار خِرد، انصاف و اخلاق نکته ایست که برای تلطیف فضای سیاسی کشور لازم و ضروری می نماید. این، اما وظیفه ایست که سنگینی آن بیشتر بر گردن آن گروههای خواهد بود که سهم بیشتری از قدرت دارند و مجال فعالیت آزادانه برای آنها فراهم است... در پایان اعلام می دارم سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی به عنوان حزبی که خود را مقید به چارچوب قوانین موضوعه کشور و قانون اساسی می داند، به سهم خود در راه بازگشت علم و خرد به عرصه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور می کوشد و دیگران را نیز به این کوشش مقدس فرا می خواند."


بر اساس این گزارش، در کنگره سالانه سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی اعضای جدید شورای مرکزی و دبیرکل حزب برای یک دوره دوساله انتخاب شدند.


در یکی از مهمترین دستورکارهای کنگره سالانه سازمان، انتخابات اعضای شورای مرکزی و دبیر کل سازمان بود که بر اساس آرای ماخوذه افراد زیر به عنوان شورای مرکزی سازمان برای یک دوره دوساله انتخاب شدند:


به گزارش بارانريال آدینه.احمد، اشرفی.حمید، باطنی.امان الله، بزمشاهی.محمدرضا، بهشتی.بهراد، خسروی.کورش، سهرابی.سعید، شبستری.امیرعلی، صادقیان.علیرضا، صفری.ایمان، صفوی.سعید،طاهری.امیر، فرزانه خو .علیرضا، مقدری.مهدی، وکیلی.سمیه (اسامی به ترتیب حروف الفبا منتشر شده است).


پس از انتخاب اعضای شورای مرکزی، اعضای این شورا برای انتخاب دبیرکل آینده سازمان چهار نفر را به کنگره معرفی کردند و در نتیجه مهدی مقدری با رای اکثریت کنگره برای یک دوره دو ساله دیگر به دبیرکلی این حزب انتخاب شد.


گفتنی است کنگره سازمان جمعه سی اردیبهشت ماه در اصفهان( محل دفتر مرکزی حزب) برگزار شد.
 

رئیس جمهور یمن وعده خود مبنی بر کناره گیری فوری از قدرت را رد کرد

Posted: 21 May 2011 03:45 AM PDT

جــرس: با وجود اینکه در پی فشارهای داخلی و بین المللی، دولت یمن ماه گذشته طرح پیشنهادی شورای همکاری خلیج فارس برای کناره‌گیری علی عبدالله صالح از قدرت پذیرفته و اعلام کرده بود که بر پایه این پیشنهاد، رئیس جمهور در عرض ۳۰ روز قدرت را به معاونش واگذار می‌کند و در عوض از مصونیت سیاسی در قبال محاکم دادگستری و رسیدگی به شکایات برخوردار خواهد بود، وی در نهایت وعدۀ خود و نظر این شورا مبنی بر کناره‌گیری از قدرت را رد کرد اما پیشنهاد داد که انتخابات پیش از موعد در یمن برگزار شود.


به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، وی که روز جمعه در صنعا، پایتخت یمن، در برابر گروهی از هوادارانش سخن می‌گفت، پیشنهاد داد که انتخابات ریاست‌جمهوری زودهنگام در یمن انجام شود، اما مجددا با دادنِ وعده، در مورد زمان انجام چنین انتخاباتی توضیحی نداد.


سخنرانی وی در حالی انجام شد که همزمان، صدها هزار تن از مخالفانش با تجمع در در میدانی نزدیک به محل سخنرانی او، خواستار برکناری فوری وی از قدرت شدند.


پیشنهاد شش عضو شورای همکاری خلیج فارس برای حل بحران یمن که از حمایت آمریکا نیزبرخوردار است، دربرگیرنده تشکیل دولت وحدت ملی، واگذاری قدرت علی عبدالله صالح به معاونش و پایان اعتراض‌های خونین این کشور بود.


برپایه این پیشنهاد دو ماه پس از واگذاری قدرت به معاون علی عبدالله صالح، برای انتخاب رئیس‌ جمهوری جدید رأی‌گیری می‌شود.


اما علی عبدالله صالح، روز جمعه امیدها برای موفقیت این طرح را با یأس روبه‌رو کرد و گفت: "به منظور متوقف ساختن خونریزی‌ها و برای این‌که سنت‌ها به طریقی دموکراتیک و آرام حفظ شود، خواستار آنیم تا یک انتخابات ریاست‌جمهوری زودهنگام برگزار شود."


محمد الصبری، سخنگوی اپوزیسیون یمن، در واکنش به این درخواست علی عبدالله صالح این درخواست وی را رد کرد و گفت که مخالفان هم‌چنان خواستار عزل فوری صالح هستند.


محمد الصبری افزود: "حرفی که رئیس جمهور زد راهی است برای مانور دادن و گریختن از بحران."


حدود یک ماه پیش تلویزیون دولتی یمن اعلام کرد که دولت یمن طرح پیشنهادی شورای همکاری خلیج فارس را پذیرفته و وزیر خارجه این کشور پاسخ مثبت دولت این کشور را به اطلاع شورای همکاری خلیج فارس رسانده‌‌است.


اما از آن زمان به این‌سو علی عبدالله صالح هم‌چنان از امضای این طرح سر باز زده‌است و سخنگویان مخالفان وی می‌گویند که وی قصد دارد در گفت‌وگو با دولت‌های میانجی‌گر، نخست آینده‌ای سیاسی به عنوان رهبر حزب را برای خود تضمین کند و سپس اقدام به امضای این پیشنهاد نماید.


علی عبدالله صالح، اکنون نزدیک به ۳۳ سال است که بر کشور یمن حکومت می‌کند. مخالفان وی اعلام کرده‌اند تا کناره‌گیری کامل او از قدرت در خیابان‌ها باقی خواهند ماند.


در جریان سرکوب اعتراضات مردمی علیه حکومت صالح، جمع زیادی از معترضین کشته و زخمی و بازداشت شده اند.
 

دیدارعبدالله نوری با داود سلیمانی

Posted: 21 May 2011 03:08 AM PDT

جــرس: عبدالله نوری، وزیر کشور دولت اول اصلاحات و از حامیان جریان اصلاحات، با داود سلیمانی، زندانی سیاسی که اخیر برای استعلاج به مرخصی چند روزه آمده، دیدار و از او عیادت کرد.


بنا به گزارش های رسیده به جرس، عبدالله نوری در این دیدار، مقاومت و استقامت داود سلیمانی و دیگر زندانیان که تنها به جرم عقائد خود در زندان هستند را ستود وبرای صحت و سلامت آنها و خانواده ی آنها دعا کرد.

داوود سلیمانی که در اولین روزهای پس از انتخابات سال ٨٨ بازداشت و در طول بیست و سه ماه گذشته تنها دو روز مرخصی داشته، هفته گذشته برای پنج روز به مرخصی آمده است.


این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، دراولین روزهای پس از انتخابات پر جنجال ریاست جمهوری سال ٨٨ بازداشت شد و با گذراندن دورانی بسیارسخت درزندان های اوین و رجائی شهر کرج، استوار و مصمم همچنان بر مواضع خود با محوریت دفاع از خواست اکثریت ملت ایران پافشاری می کند و به همراه گروهی از زندانیان دیگر چون احمد زیدآبادی، عیسی سحرخیز، مسعود باستانی و .... ، در شرایطی بسیار سخت به مقاومت ادامه می دهند.


 

وزیر نفت حذف شده توسط رئیس دولت، به قرارگاه خاتم الانبیاء رفت

Posted: 21 May 2011 02:33 AM PDT

جــرس: در پی حذف مسعود میرکاظمی از وزارت نفت، وی کار خود را در قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء آغاز کرد.


به گزارش تارنمای فردا نیوز، میرکاظمی هفته گذشته در دفتر این قرارگاهِ وابسته به سپاه واقع در شهرک غرب تهران مستقر گردید و گفته می شود مسوولیت یکی از پروژه های این قرارگاه را بر عهده گرفته است.


بر اساس گزارش ها، میرکاظمی تقریبا یک هفته ای است به بهانه ادغام وزارت نفت در نیرو – اما به نظر کارشناسان به دلیل اختلاف با رئیس دولت- از سمت خود برکنار شده است.


محمود احمدی نژاد، طی نامه‌هایی که صبح شنبه ٢۴ اردیبهشت ٩۰ به صادق محصولی، علی اکبر محرابیان و مسعود میرکاظمی ارسال کرده بود، از پایان دوران مسئولیت این سه وزیرِ رفاه، صنایع و نفت خبر داده و بلافاصله خود سرپرستی وزارت نفت را بر هفته گرفته بود. طی این مدت وی اقدام به تغییر برخی از مدیران کرده است. 


در حال حاضر نیز وزارت نفت بدون حضور وزیر مدیریت می شود و احمدی نژاد مسوولیت سرپرستی این وزارتخانه حساس کشور را برعهده گرفته است، که بنا به نظر نمایندگان مجلس و شورای نگهبان، این امر خلاف قانون می باشد.


در پی اخراج وزیر نفت از گردونه دولت و اعلام سرپرستیِ محمود احمدی نژاد بر آن وزارتخانه، شوراى نگهبان، سرپرستى وی بر وزارت نفت را خلاف قانون اساسى دانست.

به گزارش خبرگزارى فارس، شورای نگهبان، سرپرستی رییس دولت بر وزارت نفت را خلاف اصل ۱۳۵ قانون اساسى تشخيص داده است.


این امردر شرایطی است که به اذعان کارشناسان نفتی در حال حاضر صنعت نفت کشور بحرانی ترین وضعیت خود طی صد سال گذشته را سپری می کند. به گفته این کارشناسان در صورت آنکه سرمایه گذاری لازم در این بخش صورت نگیرد ظرف دوسال آینده صنعت نفت ایران در بحرانی قرارخواهد گرفت که رفع آن با مشکلات زیادی همراه خواهد بود.این در حالی است که در شرایط فعلی تولید نفت ایران با ٧٣۰ هزار بشکه کاهش روبه رو بوده اگرچه این رقم مورد تاکید بهارستانی هاست و دولتی ها رقم ٢۵۰ هزار بشکه ای را مورد تاکید قرارمی دهند.


اما ادامه روند کاهش روزانه تولید نفت ایران می تواند در پایان امسال خبر صقوط ایران از پله دومین صادرکننده و تولید کننده نفت اوپک را به همراه داشته باشد.


 

ادعای سردار نقدی: گروههای تروریستی در صدد ایجاد شکاف و اختلاف بین مسئولان هستند

Posted: 21 May 2011 03:28 AM PDT

جرس: در پی افشاگری های حامیان سابق احمدی نژاد، رئيس سازمان بسيج مستضعفين ادعا کرد: جرياني كه امروز با عنوان انحرافي از آن ياد مي‌شود سعي مي‌كند با كاناليزه كردن مسئولين و دادن اطلاعات غلط، مردم و مسئولين را به انحراف بكشد و ما در ماه‌هاي آينده اطلاعات مفصل‌تري از اين جريان را به مردم ارائه مي‌دهيم.


 

به گزارش فارس، سردار محمدرضا نقدي رئيس سازمان بسيج مستضعفين در نشست خبري كه صبح امروز شنبه به منظور تشريح برنامه‌هاي ستاد بزرگداشت شهداي مبارزه با نفاق در مركز بسيج سازمان صدا و سيما برگزار شد، مدعی شد: گروهك‌هاي تروريستي و منافقين پس از اقدامات تروريستي خود و انجام ترورها مشاهده كردند كه اين كارها نتيجه عكس دارد و ملت ايران را با يكديگر متحدتر مي‌كند. به همين منظور اقدام به اختلاف‌افكني و ايجاد شكاف بين مسئولان نظام و سرد كردن مردم نسبت به مسئولين و نظام كردند. 

وي که از حامیان جدی احمدی نژاد بود، افزود: جرياناتي كه امروز با عنوان انحرافي ياد مي‌شود دنباله‌هاي همان گروه‌ها هستند و سعي مي‌كنند با كاناليزه كردن مسئولين و دادن اطلاعات غلط، مردم و مسئولين را به انحراف بكشند و ما در ماه‌هاي آينده اطلاعات مفصل‌تري از اين جريان را به مردم ارائه مي‌دهيم. 

نقدي در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه امكان نفوذ جريان انحرافي در بسيج چه ميزان است، گفت: خطر لغزش براي همه انسانها تا زماني كه از دنيا نروند وجود دارد منتهي بسيج خصوصيتي دارد و آن اين است كه پيونددهنده‌اش با مردم ولايت است و ولايت را يكپارچه و يكجا پذيرفته است. 

رئيس سازمان بسيج مستضعفين ادعا كرد: گروهي كه نخ تسبيحشان ولايت است منحرف نمي‌شوند و ما در بسيج احساس خطر نمي‌كنيم و بسيجيان هيچ گاه در دل خود به جاي ولايت، مكتب‌هاي پوشالي را راه نمي‌دهند. 

مصلحی:  مساله من و احمدی نژاد داخلی بود

Posted: 21 May 2011 02:08 AM PDT

جــرس: وزیر اطلاعات با بیان اینکه مقابله با جریان های انحرافی در دستور کار وزارت اطلاعات است گفت: وزارت اطلاعات به وسیله اقدامات اطلاعاتی با گروه های منحرف در کشور برخورد می کند.


به گزارش مهر، حیدر مصلحی وزیر اطلاعات پیش از ظهر شنبه ٣۱ اردیبهشت ماه، در حاشیه مراسم رونمایی از کتابی تحت عنوان دایره المعارف شهدای ترور، در پاسخ به اینکه اقدامات وزارت اطلاعات برای مقابله با جریان انحرافی (طیف نزدیکان رئیس دولت) چیست، گفت: اساسا یکی از کارهای وزارت اطلاعات این است که با جریان های انحرافی که در مجموعه کشور تحت عنوان گروه های منحرف فعالیت می کنند به وسیله کارهای اطلاعاتی مقابله کند.


مصلحی  در پاسخ به این پرسش كه "مسأله‌ میان شما و احمدی‌نژاد به كجا كشید؟"، گفت: این مسأله قهر و آشتی نبود بلكه مسأله داخلی بود كه حل شد.


گفتنی است طی هفته های اخیر برکناریِ استعفاگونۀ حیدر مصلحی از وزارت اطلاعات، و دخالت رهبری در ابقای وی، سبب چالش های زیادی شده بود.


وی همچنین در رابطه با ادامه حضور مجاهدین خلق در پادگان اشرف نیز عنوان کرد "این حرکتی است که آمریکا و حامیان آن دنبال می کنند تا این گروه تروریستی را حفظ کنند اما باید بدانند که زمان آنها تمام شده و دیگر جایی برای ماندن ندارند."


وزیر اطلاعات همچنین در خصوص انتشار خبر مرگ مسعود رجوی رهبری مجاهدین خلق گفت: هنوز ما به این جمع بندی نرسیده ایم که وی کشته شده است.

 

جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها : متن خلاصه

unread,
May 22, 2011, 1:04:13 PM5/22/11
to polic...@gmail.com

تابش: باید به فکر برون رفت از بن بست باشیم

Posted: 22 May 2011 05:47 AM PDT

جرس: محمدرضا تابش با اشاره به جایگاه اجتماعی سیدمحمد خاتمی می گوید: به واسطه پشتوانه اجتماعي بسيار وسيعي كه جبهه اصلاحات و طبيعتاً آقاي خاتمي در ميان مردم دارند، اين حرف‌ها بر دل كساني كه قصد اصلاح دارند، مي‌نشيند و ان‌شاءالله مفري شود براي نجات كشور و برون‌رفت از اين بن‌بست.

 
وی در گفت و گو با روزنامه روزگار نو به اظهارنظر اخیر خاتمی پرداخته و می افزاید:  بايد راه مصالحه بر مبنا و مدار قانون را در پيش بگيريم و البته بايد همواره اتكا به راي مردم داشته باشيم. حاكميت بايد كاري كند كه راي و اراده مردم تجلي داشته باشد.

متن کامل این گفت و گو به شرح زیر است
:


صحبت‌هاي اخير آقاي خاتمي با واكنش‌هاي متفاوتي از طرف جناح‌هاي مختلف سياسي مواجه شده. نظر شما در مورد اين صحبت‌ها چيست؟

بنده چند بار صحبت‌هاي ايشان را مرور كردم و هيچ نقص و ضعفي در آنها نديدم. اين صحبت‌ها مبتني بر عقلانيت و واقع‌گرايي بود و براي برون‌رفت از وضعيتي كه عرصه سياسي كشور با آن مواجه است، عمل به اين توصيه‌ها از سوي هر دو طرف مي‌تواند گره‌گشا باشد لذا عقيده دارم صحبت‌هاي ايشان كاملاً درست و منطقي بود.

اكثر اصلاح‌طلبان در روزهاي اخير از اين گفته‌ها استقبال كرده‌اند ولي در عين حال برخي افراد هم نسبت به بخشي از اين صحبت‌ها واكنش منفي نشان دادند. در مورد اين موضع‌گيري‌ها چه نظري داريد؟

بايد توجه داشت كه بسياري از سران اصلاحات به واسطه پايبندي به اصول انقلاب و حفظ و رعايت حقوق شهروندي، در تمام اين سال‌ها فعاليت كرده‌اند و بعضاً در اين راه تحقير شده‌اند و هزينه داده‌اند. البته من قصد تخطئه افراد خارج از كشور را ندارم چرا كه آنها هم بعضاً هزينه داده‌اند و به خاطر برخي محدوديت‌ها مجبور به ترك وطن شده‌اند اما خواهش من اين است كه با توجه به فضاي درون كشور و واقعيت‌هاي موجود در عرصه سياسي اظهارنظر كنند چون اين نوع واكنش‌ها در تفكر اصلاح‌طلبي دور از انتظار است. ضمن اينكه به واسطه پشتوانه اجتماعي بسيار وسيعي كه جبهه اصلاحات و طبيعتاً آقاي خاتمي در ميان مردم دارند، اين حرف‌ها بر دل كساني كه قصد اصلاح دارند، مي‌نشيند و ان‌شاءالله مفري شود براي نجات كشور و برون‌رفت از اين بن‌بست.

 

فكر نمي‌كنيد برخي تندروي‌ها باعث شده افراد يا گروه‌ها‌يي به اين نتيجه برسند كه نظام ظرفيت اصلاح ندارد و بر اين اساس از موضع اصلاح‌طلبانه آقاي خاتمي استقبال نمي‌كنند؟

ممكن است برخي‌ها اين تفكر را داشته باشند ولي ما هنوز به اين موضع نرسيده‌ايم. ما معتقديم هنوز در چارچوب همين قانون اساسي كه البته مكانيسم تغيير هم در آن پيش‌بيني شده، مي‌توانيم حركت‌هايمان را سامان بدهيم. همين قانون اساسي اگر به نحو صحيح اجرا شود، دستاوردهاي بسيار عظيمي براي ملت خواهد داشت. در هر صورت نمي‌توانيم بگوييم چون ما اين‌گونه مي‌خواهيم پس نقش ديگران را ناديده بگيريم و بخواهيم افكار و عقايد خود را به كرسي بنشانيم. كشور ما پهنه‌اي گسترده از اقوام مختلف است و در ساختار حاكميت هم يك فكر و سليقه و نظر حاكم نيست. بنابراين با توجه به تنوع آرا و افكار فكر مي‌كنم بهترين راه همين حركت بر مدار عقلانيت است تا بتوانيم دل‌ها و قلب‌ها را به هم نزديك كنيم و از تماميت ارضي كشورمان كه در اين مقطع حساس مورد تهديد است و از دين و اعتقادات‌مان حفاظت كنيم.

آقاي خاتمي در صحبت‌هاي خود به اتفاقاتي كه در اين دو سال افتاد، اشاره كرده بودند و پيشنهاد گذشت داده بودند. اين گذشت از كجا بايد شروع شود؟

فكر مي‌كنم پيشنهاد آقاي خاتمي بسيار خوب است. در هر صورت «اگر» ظلمي به حاكميت شده، حاكميت بايد از ظلم‌هايي كه به زعم آقايان بر آنها شده است، بگذرد و بعد از آن در اين طرف هم ملت ما در هر صورت همواره بر مدار تساهل و تسامح امور خود را پيش برده و مي‌تواند بگذرد تا بتوانيم به يك نقطه مشترك برسيم و آن وقت حرف‌هايمان را بزنيم.

 

اين نقطه مشترك كجاست كه اگر به آن برسيم مي‌توانيم حرف‌هايمان را بزنيم؟

براي اينكه در آينده بتوانيم مشاركت جدي داشته باشيم، اولين مرحله انتخابات است. انتخابات مي‌تواند تجلي وحدت مردم باشد «اگر» درست و عادلانه برگزار شود. اگر گروه‌ها و دسته‌هاي مختلف بتوانند در آن حضور داشته باشند و محدوديت‌هاي خودساخته مانع مشاركت آنها نشود. اگر نهادهاي حاكميتي ما مانند قواي سه‌گانه از ابتدا به نحو موثري عمل مي‌كردند و از بعضي جاها به آنها سفارش نمي‌شد كه اينجا را شل بياييد و آنجا را سفت بياييد، اين وضعيت در كشور ايجاد نمي‌شد.


شما خود عضو  يكي از قواي سه‌گانه هستيد. با اين تعريف شما عملكرد قوه مقننه هم مورد سوال قرار مي‌گيرد. مجلس چه نقشي در رسيدن امور به اين وضعيت داشته؟

به عنوان نمونه من يك موضوع را شرح مي‌دهم. بعد از جريان انتخابات كه بحث «تقلب» مطرح شده بود، من شخصاً اعتقادي به نحوه بيان مساله نداشتم. اما اعتقاد داشتم گردش مالي و پولي وسيع، تاثير بسيار زيادي در روند انتخابات داشته است. به همين دليل ما بلافاصله طرح «تحقيق و تفحص از چگونگي واگذاري سهام عدالت» را داديم. اما جو در آن زمان آنقدر سنگين بود كه اجازه طرح اين مساله در مجلس داده نشد. در همين مجلس شوراي اسلامي كه خاستگاه راي و اراده و نظر مردم است، اين طرح تحقيق و تفحص با تعلل مواجه شد و به ما فشار آوردند كه طرح را پس بگيريد و در نهايت از دستور كار خارج شد. حالا امروز كه اين مشاجرات شكل ديگري پيدا كرده، بعد از دو سال مي‌گويند مي‌خواهيم آن تحقيق و تفحص را به جريان بيندازيم. اگر مجلس آن روز توانسته بود كاركرد واقعي خودش را داشته باشد، ما امروز با اين مسائل و مشكلات در عرصه مديريتي و اجرايي كشور مواجه نمي‌شديم. من نمي‌گويم حتماً‌ تخلفي انجام شده ولي اگر آن مساله رسيدگي مي‌شد و نمايندگان مردم تحقيق و تفحص مي‌كردند و نتيجه آن را به مردم گزارش مي‌دادند يا ده‌ها موضوع ديگري كه مجلس و قوه قضائيه مي‌توانستند پيگيري كنند يا حتي قوه مجريه متناسب با اختياراتي كه دارد، كارهايي كه بايد را انجام مي‌داد و به طور كلي اگر كاركرد صحيح و مطلوب نهادهاي حاكميتي را داشتيم، كمتر شاهد بروز و تجلي اين مسائل و مشكلات در كشور بوديم. اميدواريم وقايعي كه اتفاق افتاد، مجموعه حاكميت را به اين نتيجه برساند كه آن حق و گذشتي كه آقاي خاتمي گفتند به جاي خود،‌ ولي به نقطه‌اي برسند كه محور اصلي، قانون اساسي باشد و نهادهاي حاكميتي هم بتوانند متناسب با شرح وظايفي كه در قانون براي آنها پيش‌بيني شده، بدون اغماض مسووليت‌ها و كاركردشان را در جهت ايفاي حقوق مردم داشته باشند.

شما حرف‌هايي زديد كه تاكنون بارها گفته شده. سوال من اين بود كه شروع اين حركت از كجا بايد باشد؟

قبل از اين حرف‌هايي بود كه زده مي‌شد و هشدارهايي بود كه داده مي‌شد ولي جدي گرفته نمي‌شد اما الان اتفاقاتي افتاده و تجربه‌هايي شده است. ما الان داريم در مورد واقعيت‌هايي كه تجربه شده، حرف مي‌زنيم. الان فكر مي‌كنم ديگر بر همه واضح و مبرهن شده باشد كه اتكا به قانون و عملكرد دستگاه‌ها بر مدار قانون يك ضرورت بسيار محرز است كه بايد به آن توجه كنيم و به آن پايبند باشيم.

لازمه اين كار اين است كه هر دو طرف به اين صحبت‌ها روي خوش نشان دهند. الان در چنين وضعي هستيم؟

بعد از اين همه وقايع و اتفاقات تلخ و ناگوار و اين همه هزينه‌هايي كه ملت هم به لحاظ مادي و هم به لحاظ معنوي پرداخته، اگر كساني هنوز به اين نقطه نرسيده باشند بايد خدمت‌شان عرض كنم «اين ره كه تو مي‌روي به تركستان است».

يعني معتقديد جناح مقابل نيز الان به برخي اشتباهات خود پي برده و قصد جبران دارد؟

من نمي‌خواهم روي اين مساله جوري تاكيد كنم كه باعث شود جناح مقابل هم روي مواضع خود پافشاري كند. همان بحث عفو و اغماض و گذشت در باطن امر حتي اگر در ظاهر نخواهند به زبان بياورند اما بايد در عمل نشان دهند كه قبول دارند اشتباهاتي صورت گرفته. اما پافشاري روي اينكه ما اشتباه كرديم يا شما اشتباه كرديد، ضرورتي ندارد. مسائل گذشته در حافظه ملت و تاريخ كشور خواهد ماند. اينكه چه گذشت و چه كسي برحق بود و چه كسي ناحق بود و چه مظالمي اتفاق افتاد، در حافظه ملت خواهد ماند. چيزي كه مهم است، وحدت در كشورمان است كه امروز آماج تهديدهاست و ايران عزيز را تهديدهاي مختلفي مورد هجمه قرار داده است. لزوم اين يكپارچكي و وحدت براي حفظ انقلاب و اسلام و ايران باعث مي‌شود ديگر به دنبال گروكشي نباشيم. بايد راه مصالحه بر مبنا و مدار قانون را در پيش بگيريم و البته بايد همواره اتكا به راي مردم داشته باشيم. حاكميت بايد كاري كند كه راي و اراده مردم تجلي داشته باشد.

*ما قبلاً هم سابقه اتكا به راي مردم را داشته‌ايم ولي به وضعيت كنوني رسيده‌ايم بنابراين همه چيز در راي مردم خلاصه نمي‌شود. براي رسيدن به نقطه مطلوب كه مد نظر شماست، چه راهي را بايد در پيش بگيريم؟

با توجه به اينكه در آستانه دوم خرداد قرار داريم، به همين روز اشاره مي‌كنم. دوم خرداد يك «نقطه عطف» در تاريخ ايران است كه در آن مردم آمدند و با تمام وجود در صحنه حضور پيدا كردند و آنچه را خواسته قلبي‌شان بود و اعتراضاتي را كه داشتند با انتخاب فردي كه روي آن شناخت زيادي نداشتند، به منصه ظهور رساندند. حتي اگر در انتخابات‌‌هاي بعدي، تعداد شركت‌كنندگان بيشتر هم بوده است، به هيچ وجه نمي‌توانيم آنها را نقطه عطف بخوانيم. تمام انتخابات‌هاي بعدي در هر صورت مهندسي شده بود به اين معنا كه از طرف مردم يا از طرف جناح‌ها و گروه‌هاي سياسي يا از طرف مجموعه حاكميت زمينه‌هاي حضور گسترده مردم فراهم شده بود ولي دوم خرداد تنها نقطه عطفي بود كه ملت ايران بعد از انقلاب در مسير انتخابات به وجود آورد. اگر ما در همان زمان به راي و نظر و اراده مردم تمكين كرده بوديم و خواسته‌ها و مطالبات‌شان را مورد نظر قرار داده بوديم، مملكت بسيار خوب اداره مي‌شد و دلبستگي مردم به نظام و انقلاب اسلامي بيشتر مي‌شد. مطالبات و خواسته‌هاي مردم به خصوص جوانان را كه امروز در كشورهاي ديگر به صورت انقلاب‌هاي مردمي تجلي پيدا مي‌كند، ما با كمترين هزينه متجلي كرده بوديم. اگر به خواسته‌هايشان احترام گذاشته بوديم و در جامعه ما هم شرع و دين و هم خواسته‌هاي رايج در يك جامعه مدني نظير حقوق شهروندي مراعات شده بود، مي‌توانست با كمترين هزينه، بيشترين دستاورد را براي ما داشته باشد. ولي از جايي كه به راي و خواسته مردم تمكين نشد و مساله را جور ديگري تلقي كردند، به اينجا رسيديم كه تبعات سوء آن، گريبانگير كشور شده و به اين سادگي‌ها هم نمي‌شود جمع و جورش كرد اما باز هم معتقدم حركت بر مدار عقلانيت و دين و علم و در پيش گرفتن راه تساهل و تسامح و گذشت و صبوري از طرف مردم مي‌تواند ايران عزيز را در اين مقطع حساس از آسيب‌ها مصون نگه دارد. اميدواريم اين كار انجام شود و بازگشتي باشد به اصل انقلاب اسلامي و شعارها و آرمان‌هاي امام و مردم كه براي آن آرمان‌ها قيام كردند و جان خود را فدا كردند.

نکاتی از اتفاقات پس از فتح خرمشهر از زبان آیت الله هاشمی رفسنجانی

Posted: 22 May 2011 05:21 AM PDT

آیت الله هاشمی رفسنجانی با اشاره به نقاط كلیدی تصمیم گیری درباره جنگ ایران و عراق، برخی نكات كه حتی بعد از بیان خاطراتش مبهم مانده را رمزگشایی می كند.

 

آیت الله هاشمی رفسنجانی در ادامه گفت و گو با «آینده»، با اشاره به جلسه سرنوشت ساز پس از فتح خرمشهر می گوید: پس از فتح خرمشهر یك بار جلسه شورای عالی دفاع در خدمت امام تشكیل شد كه برای ادامه جنگ چه كار كنیم؟ امام در آن جلسه روی ادامه جنگ تأكید داشتند و كسی مخالف ادامه جنگ نبود. 

در ادامه جلسه، بحث شد كه اگر قرار است جنگ را ادامه دهیم، باید وارد خاك عراق شویم. چون در آن مقطع حالت تهاجمی داشتیم. امام مخالف ورود به خاك عراق بودند. ...
فرماندهان نظامی پس از اینكه امام مخالفت خودشان را از ورود به خاك عراق در آن جلسه اعلام كردند، گفتند: این نمی‌شود. چون اگر عراق مطمئن شود ما وارد خاكش نمی‌شویم، احساس امنیت می‌كند و لشكریانش را بازسازی، نیروهایش را آماده و تجهیزاتش را قوی می‌كند. الان هم نیروهایش آسیب دیده اند و هم استحكاماتش ضعیف است. اگر وارد نشویم، عراق دوباره كارهایش را شروع می‌كند.


متن کامل این گفت و گو به شرح زیر است: 

○  مصاحبه‌ای در دهه فجر سال 67 یعنی حدود شش ماه پس از پایان جنگ داشتید كه مصاحبه كننده از شما می‌پرسد: «اگر تجریه این 10 سال انقلاب و مدیریت 10 ساله كشور را داشتید و به آن دوران برمی گشتید، چگونه عمل می‌كردید؟ آیا در تصمیمات و عملكرد خود تغییراتی می‌دادید؟» شما در پاسخ می‌فرمایید: «اگر تجربه امروز را داشتیم و می‌دانستیم دشمن می‌خواهد جنگی را به ما تحمیل كند، تدابیری اتخاذ می‌كردیم تا جلوی شروع جنگ علیه كشور را بگیریم.»
به عنوان سؤال اول و بحث آغاز جنگ، آیا واقعاً از نظر شما این امكان وجود داشت كه با اتخاذ تدابیری جلوی آغاز جنگ گرفته شود؟ اگر این امكان وجود داشت، چه كسانی بیشتر ظرفیت داشتند كه جلوی این اتفاق ناگوار برای كشور را بگیرند؟

  پیش از آغاز جنگ، مخصوصاً چند ماه قبل از شروع این حرف همیشه مطرح بود كه سناریوی بعدی آمریكایی‌ها، بعد از شكست در طبس یك جنگ است. این تصور برای خیلی‌ها بود و گاهی می‌توانستیم از حرف‌های آنها بفهمیم كه توطئه بعدی آنها یك نوع خاص است كه نمی‌توان جلوی آن را گرفت.
یك طرف درگیری ما عراق بود. نظر ما به عراق خوب نبود. چون معتقد بودیم كه رژیم بعث ستم‌های زیادی در حق مردم عراق می‌كند. آوارگان زیادی به ایران آمده بودند. امام(ره) به خاطر سالها اقامت در عراق، بعثی‌ها را خیلی خوب می‌شناختند. مظلومیت اكثریت مردم عراق را كه شیعه هستند، از نزدیك لمس كرده بودند. خشن بودن حزب بعث برای همه روشن بود. دل كسی نمی‌خواست كه حاكمان بعث به حكومت خود ادامه دهند. اما اینكه راه حل چیست، از بحث‌هایی بود كه مطرح می‌شد.
البته ایران در آن شرایط اصلاً آماده جنگ نبود. ارتش ما در حال تصفیه بود. سپاه یك نیروی جوان و در حدّ تأمین امنیت داخلی و نهایتاً در بعضی از مناطق مرزی بود. نیرویی نداشتیم كه بخواهیم بجنگیم. باید عقلاً چنین فكر می‌كردیم و اگر مطمئن بودیم كه جنگ شروع می‌شود، می‌بایست اقداماتی می‌كردیم. چون از كینه عراق و اربابان عراق خبر داشتیم.
البته یك فرصت سیاسی هم پیش آمده بود كه استفاده نكردیم. یك مركز تصمیم‌گیری ساختاری نداشتیم. بنی‌صدر، رئیس جمهور بود و ما هم در مجلس بودیم. بین مجلس و دولت و حزب جمهوری اسلامی و احزاب ملی‌گرا اختلاف بود. تمركزی روی برنامه‌ها نبود، ولی هر چه كه امام می‌گفتند، همه عمل می‌كردند.
شورای انقلاب هم قبل از تشكیل مجلس تصمیم‌گیری می‌كرد، ولی دوره آن با آغاز كار مجلس تمام شد. فرصتی كه می‌گویم، ابراز تمایل رؤسای عراق برای سفر به ایران بود. این بحث در محافل ما مطرح شد. اینكه چه كسانی مخالفت و چه كسانی موافقت كردند، بحث دیگری است و نمی‌خواهم وارد آن شوم. نهایتاً تصمیم این شد كه نپذیریم.
نمی‌دانم اگر می‌آمدند، وضع چگونه بود و چه می‌شد. فرصتی بود كه آنها می‌خواستند بیایند و ما نمی‌خواستیم. شاید همان موقع هم می‌توانستیم كار سیاسی و دیپلماسی كنیم تا با كسانی كه عراق را تحریك می‌كردند، مذاكره شود. عراق قبلاً در یك جمع از كشورهای عربی حضور یافته كه در آن جمع چنین تصمیماتی گرفته شده بود. در غرب هم كسانی بودند كه تمایل داشتند با ایران همكاری كنند. چنین فرصت‌هایی بود كه در جهت استفاده از آنها اقدام نكردیم.
اینكه گفتم اگر تجربه فعلی را داشتیم، آن موقع اقدامات جدی می‌كردیم، قاعدتاً همین بود. البته ما اقدامی نكردیم كه عامل جنگ شود و عراق را برای شروع حمله تحریك كند. تقریباً از 6 ماه اول سال 1359 تجاوزات مرزی عراق شروع شده بود. همان موقع وزارت خارجه ما حدود 600 نامه اعتراضی به خاطر اقدامات مرزی به مسئولان عراقی نوشت. از كارهای ایذایی عراق در مرز به سازمان ملل شكایت كرده بودند.
شاید اقدامات آنها شناسایی برای رزم بود و یا می خواستند ما را عصبانی كنند كه اقدامی بكنیم تا آنها شروع كننده جنگ نباشند و اقدام ما را بهانه‌ای برای آغاز حملات خود قرار دهند. آنها در آن شرایط، یعنی در اهداف مهم خود دو سه نكته را دنبال می‌كردند. شاید فكر می‌كردند كه بدون جنگ نمی‌توانند آن نكات را به دست آورند. یكی قرارداد 1975 الجزایر بود كه می‌خواستند بر هم بزنند. مورد دیگر ادعای آنها در مورد خوزستان بود كه به خرمشهر، آبادان و به خصوص سوسنگرد نظر داشتند. مورد سوم هم مسائلی درباره اروند بود كه این موضوع هم براساس قرارداد الجزایر بود.
شاید انگیزه بسیار مهم آنها كه فكر می‌كردند حتماً به دست می‌آورند، این اهداف بود. البته باید در اسنادی كه اخیراً از عراق به دست آمده، تحقیق شود. صحبت‌های آن موقع ما در حدّ حدس و گمان بود.
نظرم به مجموعه این مسائل بود كه در آن مصاحبه گفتم اگر تجربه الان را داشتیم، شاید می‌توانستیم جلوی جنگ را بگیریم.

○ بحث دیگر درباره فرماندهی جنگ است. در سال پایانی جنگ یك حكم رسمی از رادیو و تلویزیون قرائت شد كه شما با پیشنهاد آیت‌الله خامنه‌ای از طرف امام به عنوان جانشین فرمانده كل قوا و فرمانده جنگ منصوب شدید. ولی در متن خاطراتی كه از جنابعالی منتشر شده، مطالبی است كه نشان می‌دهد تقریباً از 1 سال و نیم پس از آغاز جنگ، خیلی از تصمیمات كلیدی توسط شما مدیریت می‌شود. فرماندهان عالی رتبه ارتش و سپاه در تهران و قرارگاه‌ها باشما جلسه می‌گذارند و تصمیمات مهم را با آنها می‌گیرید.
اما آقای محسن رضایی در یك مصاحبه گفتند: فرماندهی جنگ در مقاطع مختلف متفاوت بود. در مقطعی من، در مقطعی آیت‌الله خامنه‌ای و در مقطعی آقای هاشمی فرمانده جنگ بودیم و این‌گونه نبود كه فرماندهی جنگ در اختیار یك فرد باشد.
از طرف دیگر هم وقتی وقایع بررسی می‌شود، می‌بینیم آیت‌الله خامنه‌ای با توجه به ناراحتی جسمی كه به خاطر ترور پیدا كرده بودند و علی رغم منع امام، همیشه به جبهه‌ها می‌رفتند. آیا امام نظری داشتند كه موضوع جنگ از طریق شما حلّ و فصل شود؟ به نظر شما ساختار جنگ چگونه بود؟ در چه مقاطعی تغییر كرد؟ این تغییرات چه بود؟ علت تأكید امام مبنی بر اینكه مسائل جنگ از طریق شما پیگیری شود، چه بود؟ حتی می‌بینیم كه آیت‌الله خامنه‌ای پیشنهاد فرماندهی شما در جنگ را به امام می‌دهند. لطفاً این موضوع را كمی باز بفرمایید.

 همان‌گونه كه گفتید، فرماندهی جنگ از آغاز تا پایان مراحلی داشت. در مرحله اول فرماندهی جنگ با آقای بنی‌صدر بود. تا زمانی كه ایشان رئیس جمهور و در ایران بود، از طرف امام جانشین فرماندهی كل قوا بود و جنگ را اداره می‌كرد. رفقای ما مانند دكتر بهشتی به امام پیشنهاد كردند حالا كه جنگ شد و رئیس جمهور هم اختیارات زیادی دارد، بهتر است فرماندهی جنگ هم با ایشان باشد. قبل از آن هم وقتی بنی‌صدر به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد، آقای بهشتی كه رئیس شورای انقلاب بود، خودش پیشنهاد كرد كه بهتر است بنی‌صدر باشد تا مسائل بهتر پیش رود. چون آن موقع شورای انقلاب هم اجرایی و هم قانون گذاری بود. لذا فرماندهی ایشان در جنگ هم با پیشنهاد جمع ما بود.

من در همان دوره هم در جریان اخبار جنگ بودم. اولاً وقتی جنگ شروع شد، امام گروهی را تعیین كردند كه عضو شورای دفاع یا شورای عالی دفاع باشند. من هم به عنوان رئیس مجلس عضو آن شورا بودم. طبعاً به خاطر عضویت در آن شورا از اول در جریان فراز و نشیب‌های اتفاقات جنگ بودم. ثانیاً چون بعدها مدتی نماینده امام در شورا بودم، دائماً سیاست‌های جنگ را از امام می‌گرفتم و به اعضای شورای می‌رساندم و اخبار محرمانه را هم از شورا می‌گرفتم و به امام می‌رساندم. البته امام مدتی دو نماینده دیگر هم داشتند كه آیت‌الله خامنه‌ای و دكتر چمران بودند. آیت‌الله خامنه‌ای از اول انقلاب و بیش از من در جریان مسائل نظامی بودند. فكر می‌كنم ایشان همزمان با عضویت در شورای انقلاب، معاون وزیر دفاع بود. حتی در ستاد مشترك ارتش دفتر داشت.

 

○ قبل از مجلس اول؟

 از اول انقلاب ایشان در مسائل نظامی بودند. بعد كه جنگ شروع شد، ایشان و آقای چمران بیشتر از ما به جبهه می‌رفتند و غالباً نیروهای مردمی را سازماندهی می‌كردند. یك گروه جنگ‌های نامنظم بود كه آیت‌الله خامنه‌ای و دكتر چمران فرماندهی می‌كردند. من آن موقع بیشتر در تشكیل سپاه مؤثر بودم. چون گروه‌هایی كه سپاه را تشكیل داده بودند، نوعاً كسانی بودند كه در دوران مبارزه اكثراً با من سروكار داشتند. آن گروه در جمشیدیه جمع شدند و من از طرف شورای انقلاب مأمور شدم و به آنجا رفتم و تشكیلات آنها را درست كردم. رابط بودم و اگر كاری بود، به آنها می‌گفتم تا به مرور زمان شكل گرفت. وقت من برای امور نظامی بیشتر صرف این كار می‌شد. به ارتش و نیروهای دیگر كاری نداشتم. در دست آیت‌الله خامنه‌ای بود.
وقتی جنگ شروع شد، آیت‌الله خامنه‌ای به خاطر حضور در گروه جنگ‌های نامنظم بیشتر از من در جبهه بودند. در سفرهایی كه برای جنگ به جنوب و غرب می‌رفتم، مسائل مربوط به جبهه‌ها را رسیدگی می‌كردم.
سومین علت برای آگاهی كامل من از اخبار جنگ، عنوان سخنگویی شورای عالی دفاع بود. شاید به خاطر اخباری كه من با این مسئولیت از جنگ به مردم می‌دادم، در جامعه این تلقی درست شد كه تصمیم‌گیری‌ها با من است. در حالی كه تصمیمات جنگ با شورا بود. تا زمانی كه بنی‌صدر بود، فرماندهی با ایشان بود. وقتی او رفت، فرماندهی كل برای همه قوای نظامی نداشتیم. سپاه و ارتش برای خودشان فرمانده داشتند و با هم كار می‌كردند. ما هم كمك می‌كردیم كه اینها با هم باشند و هماهنگ می‌كردیم.
حتی زمانی كه بنی‌صدر بود، با اینكه شهید صیاد شیرازی در ارتش بود، ارتباط زیادی با سپاه داشت. شهید كلاهدوز، یك افسر ارتش بود كه عضو سپاه شد و به نیروها آموزش می‌داد. ارتباط حزب‌اللهی‌های ارتش با سپاه خوب بود. گاهی كه سپاه نیازهایی داشت و بنی‌صدر نمی‌داد، فرماندهان ارتش خودشان از انبارها می‌دادند. مشكلی در فرماندهی جنگ نداشتیم. چون خودشان اداره می‌كردند. ولی فرماندهی كل نداشتند. فرماندهی با امام(ره) بود كه نائب خودشان و برای میدان هم كسی را تعیین نكرده بودند.

 

○ كی؟

 بعد از بنی‌صدر. ارتش و سپاه تا مقطعی با هم خوب بودند. از مقطعی اختلاف آنها شروع شد. فكر می‌كنم نقطه آغاز اختلاف آنها، عملیات رمضان بود كه هماهنگی نداشتند و توفیقات آن عملیات هم كم بود.

○ آقای محسن رضایی می‌گویند قبل از عملیات رمضان ایشان فرمانده جنگ بود.

 یادم نیست. اگر هم بود، شاید بین خودشان و به صورت داخلی بود. تا جایی كه به ما مربوط می‌شد، می‌دیدیم عملیات آنها شروع شد. صیاد و ایشان دوست هم بودند.
به هر حال عملیات رمضان تمام شد و پس از آن، عملیات والفجر مقدماتی شروع شد. واقعاً عملیات ناموفقی بود و خسارت و تلفات زیادی دادیم. اول والفجر یك بود كه وقتی ناموفق شد، گفتند والفجر مقدماتی است. بعد از آن، اختلافات بروز كرد.
تا آن موقع در حد عضویت در شورای عالی دفاع و سخنگویی آن و نمایندگی امام(ره) كار می‌كردم. اختلافات به گونه‌ای شده كه قابل تحمل نبود. عملیات خیبر كه طراحی شد، از نوع عملیاتی بود كه ارتش نمی‌پسندیدند و سپاه می‌پسندید.
علت اصلی اینكه برای عملیات خیبر و رمضان آن منطقه را انتخاب كرده بودیم، این بود كه پس از فتح خرمشهر یك بار جلسه شورای عالی دفاع در خدمت امام تشكیل شد كه برای ادامه جنگ چكار كنیم؟ امام در آن جلسه روی ادامه جنگ تأكید داشتند و كسی مخالف ادامه جنگ نبود. 
در ادامه جلسه، بحث شد كه اگر قرار است جنگ را ادامه دهیم، باید وارد خاك عراق شویم. چون در آن مقطع حالت تهاجمی داشتیم. امام مخالف ورود به خاك عراق بودند. من و آیت‌الله خامنه‌ای هم در آن جلسه بودیم، اما وقتی بحث تخصصی شد، بیشتر فرماندهان نظامی صحبت می‌كردند. نتیجه بحث آنها قانع شدن امام بود.
فرماندهان نظامی پس از اینكه امام مخالفت خودشان را از ورود به خاك عراق در آن جلسه اعلام كردند، گفتند: این نمی‌شود. چون اگر عراق مطمئن شود ما وارد خاكش نمی‌شویم، احساس امنیت می‌كند و لشكریانش را بازسازی، نیروهایش را آماده و تجهیزاتش را قوی می‌كند. الان هم نیروهایش آسیب دیده اند و هم استحكاماتش ضعیف است. اگر وارد نشویم، عراق دوباره كارهایش را شروع می‌كند.

 

○ ارتش و سپاه موضع مشترك داشتند؟

 بله، ما، یعنی من و آیت‌الله خامنه‌ای هم قبول داشتیم، ولی در بحث شركت نكردیم. بالاخره امام منطق نظامیان را پذیرفتند كه باید وارد خاك عراق شویم. البته استدلالات امام قوی بود، ولی با منطق نظامیان ناسازگار بود. بحث شد كه چه كار كنیم؟ اینكه جنگ را ادامه دهیم و وارد خاك عراق نشویم، نمی‌شود. این كار ما دادن مهلت به دشمن است كه دوباره خود را تجهیز كند.

 

○ استدلالات امام چه بود؟

 سه چهار دلیل داشتند:
1-    الان مردم عراق موافق جنگ نیستند و با صدام همراهی نمی‌كنند. اگر وارد خاك عراق شویم، مردم هم با حس وطن‌دوستی حمایت می‌كنند كه حرف درستی بود.
2-    دنیا تحمل نمی‌كند ما عراق را اشغال كنیم. جهان بین‌الملل و كشورهای عربی نمی‌خواهند توازن سیاسی منطقه به نفع جمهوری اسلامی باشد. تا آن موقع و از زمان رژیم پهلوی بین ایران و عراق تعادل بود. اگر ما عراق را می‌گرفتیم، جغرافیای سیاسی منطقه عوض می‌شد. نفت، خلیج فارس، قدرت ایران و همسایگی خاكی با كشورهای جنوب خلیج فارس، از مسائلی بود كه اتفاقات سیاسی را به نفع ایران می‌كرد. امام می‌گفتند: عرب‌ها و ابرقدرت‌ها تحمل نمی‌كنند.

3-    اگر جنگ را به خاك عراق ببریم، مردم عراق آسیب می‌بینند. الان مردم عراق، به خصوص در جنوب عراق كه شیعه نشین و منطقه جنگی بود، بالقوه با ما هستند. چگونه می‌توانیم در شهری مثل بصره بجنگیم و مردم آسیب نبینند؟! این استدلال ایشان با هدف جنگ ما سازگار بود و تا آخر هم به این منطق خویش پایبند بودند. واقعاً در طول دفاع تا جایی كه می‌توانستیم، به جز در مواردی كه برای مقابله به مثل مجبور بودیم، سعی می‌كردیم به مردم عراق آسیب نرسانیم.

فرماندهان نظامی پس از شنیدن استدلالات امام گفتند: با این شرایطی كه می‌فرمایید، نمی‌توانیم بجنگیم. هنوز حدود بیش از هزار كیلومتر از خاك ایران، آن هم ارتفاعات سوق‌الجیشی مهم كه جزو امتیازات مرزی ماست، در دست عراق بود. با آن ارتفاعات، داخل عراق را كنترل می‌كردیم كه در آن مقطع برعكس شده و در دست عراق بود. در طول مرز ما این‌گونه بود و می‌توانستیم برای بازپس‌گیری آنها بجنگیم، ولی نمی‌توانستیم حالت تهاجم وسیع خود را ادامه دهیم. این هم جزو مباحث آن جلسه بود.

به هر حال امام(ره) گفتند: «در جاهایی وارد شوید كه مردم آسیب نبینند» این اصلی‌ترین نتیجه آن جلسه بود. لذا از آن موقع به بعد، سیاست جنگ این شد كه در جاهایی وارد شویم كه مردم كمتر آسیب ببینند. البته جنگ بود و نمی‌توانیم بگوییم مردم آسیب نمی‌دیدند. ولی در مناطقی وارد خاك عراق می‌شدیم كه تخلیه آن منطقه برای مردم آسان باشد.

با همین سیاست ما، عملیات بعدی در هور و دجله بود كه سپاه انجام داد. قرار ما به عنوان هدف اصلی عملیات این بود كه از هور عبور كنیم و اراضی خشكی بین دجله و هور را بگیریم و كنار دجله باشیم و راه بصره- بغداد را تصرف كنیم. یعنی از صالح‌آباد به پایین را بگیریم كه عملاً بصره از عراق جدا می‌شد. البته راهی از ناصریه به بصره داشتند كه خیلی مهم بود. ولی فكر می‌كردیم اگر لب دجله باشیم، آن منطقه هم زیر آتش ماست. البته آن طرف دجله منطقه هور بود كه بیشتر باتلاق بود. نیازی به لشكركشی نداشت، می‌توانستیم با نیروهای جنگ نامنظم از باتلاق‌ها عبور كنیم و آن جاده را هم ببندیم یا ناامن كنیم كه رابطه عراق با دریا و جنوب به كلی قطع می‌شد.

 

○ آن سؤال را كه ابتدای مصاحبه مطرح كردیم، اینجا بپرسیم كه پس از فتح خرمشهر موازنه قوا به نفع ایران به هم خورده بود. اگر امروز به آن موقع نگاه كنیم، به نظر شما امكان نداشت با راه حل‌های سیاسی- یعنی با همان كارهایی كه در سال 67 كردیم- جنگ را تمام كنیم؟ درست است كه قطعنامه 598 را نداشتیم، ولی آیا نمی‌توانستیم همین نتیجه را برای ایران مهیا كنیم؟ یا فكر می‌كردیم با توانمندی‌های خود می‌توانیم صدام را سرنگون كنیم؟

 گفتم اولاً هنوز جاهای حساس ما در كنترل دشمن بود. ثانیاً حداقل كاری كه می‌بایست در سازمان‌های بین‌المللی می‌شد، مشخص شدن متجاوز و تعیین میزان خسارت به ایران بود. تا آن موقع كه شكی روی متجاوز بودن عراق نبود. خواست امام هم همین بود. می‌گفتند: «باید صدام را محاكمه كنید و غرامت ما را بپردازید.»
از جمله شروطی كه برای پایان جنگ اعلام كردیم، اینها بود. گروه‌هایی كه برای میانجی گری و وساطت می‌آمدند، مثل ده نفر از سران كنفرانس اسلامی و دیگران، جواب ما این بود كه تضمین كنید غرامت ما را می‌دهند و صدام را محاكمه می‌كنند.
از سازمان ملل هم گروه‌هایی می‌آمدند و همین حرف را می‌گفتیم. اما به نظرم هدف امام(ره) این بود كه مردم عراق را از شرّ صدام و حزب بعث آزاد كنند. این جمله را گاهی در حرف‌های خویش می‌گفتند، اما هیچ وقت به عنوان هدف جنگ معرفی نمی‌شد. 
زمینه‌ای هم بود. اكثر مردم عراق حاضر بودند. هدف مقدسی بود كه اگر می‌شد، نه تنها غرامت جنگ نمی‌خواستیم، بلكه كمك می‌كردیم تا عراق مشكلاتش را حل كند. ولی هم شرق و هم غرب نمی‌خواستند صدام سرنگون شود. واقعاً در آن شرایط مایل نبودند، چون می‌دانستند اگر این پیروزی اسلامی در عراق به دست بیاید، ادامه می‌یابد و متوقف نمی‌شود و دومینوی سقوط دولت‌های وابسته پیش می‌آید.

 

○ اگر این موضوع را جزو اهداف خود در نظر نمی‌گرفتیم و در پیش شرط‌ها، كمی انعطاف داشتیم كه مثلاً اول آتش بس برقرار و پس آن متجاوز مشخص شود، امكانش بود یا جنگ دوباره شروع می‌شد؟

 دو سه مسئله است. اولاً با آن پیروزی‌های پی در پی ما و شكست‌های عراق و تبلیغاتی كه شده بود مبنی بر اینكه عمده ارتش عراق منهدم شد، هیچ زمینه‌ای در رزمندگان، مردم و سیاسیون نبود كه بگوییم جنگ تمام شود. مگر گروه‌هایی مثل نهضت آزادی كه چیزهایی می‌گفتند. به نظرم واقعاً زمینه نداشت. ثانیاً در ذهن امام(ره) هم قابل قبول نبود كه جنگ را تمام كنیم. در ذهن ما هم نبود. حتی در آن جلسه كه در خدمت امام بود، درباره پایان جنگ بحث نشد. نظامیان می‌گفتند: اگر می‌خواهیم جنگ تمام شود، باید وارد شویم. حتی كسانی كه بعدها مدعی شدند كه آن روزها به ما گفتند، در آن جلسه چیزی نگفته بودند.
در همان مقطع شایعه‌ای پخش شده بود كه هنوز سندی پیدا نشد. می‌گفتند: كشورهای عربی اعلام آمادگی كردند كه 50 میلیارد دلار به عنوان غرامت جنگ می‌پردازیم. با اینكه امام و مسئولان نظام به هیچ وجه قبول نمی‌كردند كه در قبال دریافت پول، جنگ را تمام كنند، ولی شایعه سازان مطرح كردند. حتی نماینده نجف‌آباد در مجلس به من گفت كه آیت‌الله منتظری می‌گویند: كسانی می‌خواهند جنگ را متوقف كنند كه بوی دلار به مشامشان خورده. حتی این زمزمه از آقای منتظری به گوش می‌رسید كه ظاهراً حرف ایشان بود، چون هیچ وقت تكذیب نكردند. ما هم نمی‌خواستیم این حرف را پخش كنیم و هیچ وقت مطرح نكردیم.
به نظر من شرایط و وضع به‌گونه‌ای بود كه بحث پایان جنگ هیچ زمینه‌ای نداشت و هیچ كس نمی‌توانست صحبت از آتش‌بس كند. خیلی طبیعی بود كه برنامه‌ریزی می‌كردیم تا جنگ را به آن صورتی كه امام می‌خواستند، ادامه بدهیم.

مشاور سابق احمدی نژاد خبر داد: دو سال آخر دولت،  زمان ساختار شكنی است

Posted: 22 May 2011 04:40 AM PDT

جرس: سقای بی ریا مشاورسابق احمدی نژاد در امور روحانیت بیان داشت: آنهایی که از جریان انحراف حمایت کردند باید جبران کنند، نه اینکه بتازند و جلو بروند و به کار خود ادامه دهند.


به گزارش مرکز خبر حوزه،  وی با بیان ناگفته هایی از نقشه ها و طرح های جریان انحرافی افزود: این جريان انحرافي 6 سال اول برنامه خود را مدارا با نظام و دو سال آخر را ساختار شكني قرار داده است، اگر اين درست باشد و بنا باشد ساختارشكني کنند و با خلاف قانون نظام را دچار چالش نمایند و نظام را بشكنند، باید خیلی مراقب باشیم، آنها آرام آرام منويات خود را نشان می‌دهند و رو در روي آقا می ایستند! بعيد نيست این کارها صورت بگیرد، بايد مراقب باشيم؛ حوزه بايد چشم بيدار و ذهن هوشيار نظام باشد.وی افزود: حوزه های علمیه و روحانیت باید در این شرایط چشم بیدار و ذهن هوشیار نظام باشند، تحولات را رصد کنند و ساده از کنار آن نگذرند و نقش خود را در روشنگری و هدایت مردم و جامعه به درستی ایفا کنند.

رییس مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم با اشاره به اصلاح طلبان مدعی شد: ، فكر مي كنند با این اتفاقات جايگاهی پيدا كردند، اينها مي خواستند اسلام را پاي مدرنيته ذبح كنند، ولی حافظه ملت اين خيانت ها را از ياد نبرده است، چگونه مي خواهند وارد عرصه شوند با مظلوم نمايي نمي شود، ملت و نظام آنان را نمي بخشد.

وی بیان داشت: اینها کور خوانده‌اند، حافظه قوی ملت ایران خیانت های اینها (اصلاح طلبان) نسبت به نظام را فراموش نمی کند، دست اینها به خون برخی از جوانان تا مرفق آغشته است چطور می خواهند به صحنه برگردند و با طرح آشتی جلو بیایند.

رفع حصر ها و حبس ها و تأمین آزادی های اساسی  شرط برگزاری انتخابات سالم

Posted: 22 May 2011 04:40 AM PDT

سیدمحمد خاتمی در دیدار با جوانان اصلاح طلب
جرس: در آستانه دوم خرداد، سید محمد خاتمی در دیدار با جمعی از جوانان اصلاح طلب با اشاره به پیوند اصلاحات و انقلاب اسلامی گفت: در فضای بسته و آشفته زمینه ضربه زدن به نظام و انقلاب و کشور برای دشمنانی که در بیرون کمین کرده اند آسان تر و کم هزینه تر می شود. وی بار دیگر تاکید کرد که رفع حصر ها و حبس ها به وِیژه در مورد زنان به میمنت ولادت حضرت زهرا و تأمین آزادی های اساسی و مدنی شرط برگزاری انتخابات آزاد است. 


به گزارش سایت سید محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق ایران در این دیدار با تبریک زادروز حضرت فاطمه زهرا علیها السلام به همه رهروان راه سعادت و خواستاران فضیلت و آزادگی و سربلندی و نیز به ملت شریف ایران بخصوص زنان بزرگوار، سالروز آزادی خرمشهر، نماد مقاومت و ایمان و دینداری و وطن خواهی ملت ایران را گرامی داشته، به روان پاک شهیدان درود فرستاد.

 متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در این دیدار صمیمانه در پی می آید:

خوشوقتم که امروز در جمع شما جوانان عزیز که نمونه ای از نسلی سرافرازید هستم؛ نسلی که بیش از 70 درصد جمعیت رو به آینده ما را تشکیل می دهد و خوش آمد می گویم به شما که در میان همه راههای رسیدن به هدفهای والای الهی و انسانی زندگی، اصلاح طلبی را برگزیده اند. بهره مندی از نظرات شما برای من غنیمت است.
در باب "دوم خرداد" کم و بیش گفته ایم و گفته اند، از جمله در سال 1388 در جمع انبوه بزرگوارانی که شور انتخابات و امید به آینده بهتر آنان را پر نشاط گرد هم آورده بود مطالبی را عرض کردم که مراجعه به آن را برایتان مفید می دانم.

 دوم خرداد 1376 یکی از سی و چند روزی است که به برکت انقلاب اسلامی که هدفش حاکمیت انسان ایرانی بر سرنوشت خود بود انتخاباتی صورت گرفت که صرف نظر از نتیجه آن آنچه مهم بود و در همه انتخابات مهم است حضور مردم و اعمال اراده آزاد آنان است. امری که اگر بود و مردم بتوانند آزادانه رأی و نظر خود را ابراز و مبنای عمل اجتماعی قرار دهند و معتمدان خود را به عنوان نمایندگان خود در جایگاه مسؤولیت بنشانند. "مردم سالاری" که خواسته مردم روزگار و نیز مورد نظر انقلاب اسلامی و امام ما بوده است تحقق یافته است. گرچه استقرار مردم سالاری امری است و پاسداری از آن تا مورد تحریف و انحراف قرار نگیرد امری دیگر است. اما اهمیت دوم خرداد را در این می دانم که واقعه ای که در آن روز اتفاق افتاد نماد روح تاریخی ملت است که همواره در جستجوی عدالت و آزادی بوده است. 

دوم خرداد نیز خود نمادی دارد که در آیینه آن باید واقعه را دید و شناخت و آن را پاس داشت.
بعد از دوم خرداد دو اصطلاح بیش از پیش رایج شد که در واقع نماد دوم خرداد است. یکی اصلاحات و دیگری گفت و گوی تمدن ها.
درباره دومی که در واقع ارائه دهنده سرمشق رابطه میان انسان ها و ملت ها در جهان به هم پیوسته امروز بوده و هست در جای دیگر سخن گفته ام و باز هم خواهم گفت و امروز بیشتر به عنوان اول یعنی "اصلاحات" می پردازم که آن را روح دوم خرداد می دانم که متأسفانه در عرصه رسمی مورد بی وفایی های فراوان قرار گرفته است و امروز هم می بینید که در تبلیغات رسمی و محافل خاص چه تهاجمی به اصلاحات و اصلاح طلبان می شود. البته از نظر دور نداریم که به نام اصلاحات هم کج فهمی و کژتابی و احیاناً جفا کم نبوده است.

اصلاحات در مرحله اخیر تاریخ ما هنگامی مطرح می شود و رواج می یابد که در ادبیات رایج سیاسی و فکری امروز، "عنوان" اصلاحات با معانی و مفهوم های گوناگون و پیشینه ای متفاوت از آنچه در جامعه ما است مطرح است و اگر دقت نشود ممکن است موجب پاره ای سوء تفاهم ها هم بشود. گرچه اصلاحات در هر جا که باشد و به هر عنوان مشابهتهایی میان آنها هست ولی عین یکدیگر نیستند.
همه می دانیم که اصطلاح "رفرم" و "اصلاح دینی" در غرب مدرن جایگاه مهمی دارد که به نظر بسیاری از جامعه شناسان و فیلسوفان اجتماعی منشاء اصلی دنیای جدید یا دست کم از مهم ترین عوامل پیدایش آن است.
و این واقعه متعلق به تاریخ و جامعه غربی است و سرایت دادن آن به جوامعی با پیشینه و خصوصیات دیگر ممکن نیست و اگر باشد مطلوب نیست.
از سوی دیگر اصلاح و اصلاحات در برابر واژه "انقلاب" مطرح می شود و مراد از آن دگرگونی های تدریجی و به تعبیر مارکسیستی روبنایی است که البته هم در مفهوم انقلاب و هم مصداقهای روبنا و زیربنا آنگونه که مارکسیست ها می گویند حرف و حدیث و چون و چرای فراوان وجود دارد.
ولی به هر حال اصلاح و انقلاب به این معانی مفهوم جدیدی است که در ظرف تحولات غربی معنی پیدا می کند.
همچنین در تحلیل ها و بحث های جدید نوعاً این تلقی از انقلاب وجود دارد که همراه با خشونت است، در حالی که اصلاح، با خشونت بیگانه است.

در حوزه فرهنگی، فکری و سیاسی جامعه خودمان نیز اصطلاحات اصلاح و احیاء اندیشه و اندیشه دینی اصطلاحاتی آشنا است که می توان در آثار دویست سال گذشته از بزرگانی سراغ گرفت که پیشگامان یا رهروان جریان اصلاح و احیاء بوده اند.
اصلاحاتی که در دوره اخیر در اینجا مطرح شده است گرچه می تواند با همه این موارد از جهاتی مشابهت و همسویی داشته باشد ولی عین آنها نیست.
اصلاحات در ایران به نو اندیشی دینی می اندیشد و دین را پایه اصلی فرهنگ و هویت تاریخی ملت می داند با این تذکر که اندیشه دینی امری بشری است و مراد از نواندیشی دینی و نوسازی آن دگرگون کردن و تحریف گوهر دین که امری حقانی و قدسی است نیست، بلکه تلاشی است برای نزدیک تر شدن به آن گوهر که همواره دیدار می نماید و پرهیز می کند و نیز روزآمد شدن و کارآمدتر شدن موازین دینی برای رفع نیازهای بشری و پاسخگویی به پرسش هایی که در این زمان و حتی فردا برای بشر امروز و فردا پیش می آید و دین که جاودانه است باید بتواند به آن نیازها و پرسش ها پاسخ دهد و در مصاف به پاسخهای دیگر جذاب تر و کارآمدتر باشد. البته اصلاح و نوسازی اندیشه دینی با بوالهوسی میسر نمی شود و نیازمند اندیشه های نوی است که هم در سنت و میراث دینی ریشه دارند و هم جهان امروز و نیازها و پرسش های روزگار را می شناسند.

اصلاحات با انقلاب اسلامی نیز پیوندی استوار دارد و برخلاف اصطلاح رایج حتی انقلاب اسلامی را نیز صورتی از اصلاحات می داند، همچنانکه نهضت مشروطیت نیز یک حرکت اصلاحی است و ایرانی در سایه این دو نهضت بخصوص انقلاب اسلامی توانسته است خواست تاریخی خود را با هویت تاریخی اش که بنیاناً دینی است همسو کند.
و جنبش اصلاحی جنبش ضد خشونت است که جز به شیوه های مدنی برای رسیدن به خواستهای خود نمی اندیشد، همچنانکه انقلاب اسلامی فارغ از خشونت بود، بلکه در برابر رژیمی صورت گرفت که ابزاری جز خشونت و سرکوب و تحقیر ملت نداشت و اگر احیاناً خشونتی در جریان انقلاب رخ داده است امری عرضی است و خشونتگران با این انقلاب همسویی و همراهی نداشته اند و اگر ادعای وابستگی به انقلاب کنند ادعای باطلی است. رهبر بزرگ انقلاب نیز هیچ گاه حرکت های خشونت گرا و قهرآمیزی که پیش از انقلاب بود روی خوش نشان ندادند و مردم را به خشونت ترغیب نکردند و نتیجه اینکه انقلاب ما انقلاب کلام در برابر سلاح و گل در برابر گلوله بود.

 آنچه در خور یادآوری است اینکه آنچه به نام اصلاحات طرح و جاری شده است به اصطلاح یک "پروژه" و یک برنامه تنظیم و دیکته شده از یک فرد و یک مرکز نیست. اصلاحات را آنگونه که من می فهمم و به آن پای بندم استنباطی است از روح تاریخی ملت ما و جهتی که حرکت این ملت در یکی دو قرن اخیر داشته است و چون در عمق وجدان اکثریت جامعه ما و بخصوص فرهیختگان و نسل جوان و نو جو ریشه دارد و همسو با این پدیده تاریخی است ماندگار است و با حذف اصلاح طلبان هرگز از صحنه خارج نخواهد شد. هر چند که ایستادن در برابر اصلاح طلبان و تلاش برای خارج کردن آنان از صحنه سرنوشت در کوتاه مدت دو اثر منفی را به بار خواهد آورد.

اولاً: در غیاب اصلاحات و پرهیز از انتخابات آزاد و مطلوب و فراگیر و با محدود کردن اصلاح طلبان واقعی چه بسا که دروغ و ناکارآمدی و هدر رفتن سرمایه های ملی و نادیده انگاشتن حقوق اساسی مردم و بی اعتبار شدن قانون، بخصوص قانون اساسی و مهجور ماندن بخشهایی که به حقوق ملت مربوط است رایج شود و موجب دلسردی و حتی بدبینی بخشهای مهمی از جامعه بخصوص فرهیختگان نسبت به نظام و حاکمیت شود.

ثانیاً: موجب نوعی یأس و ناامیدی از کارآمدی اصلاحات گردد و زمینه رشد بینش ها و گرایش هایی را فراهم آورد که راه کار را قهر انقلابی می دانند و گرایش هایی که به تغییر نظام می اندیشند و تجربه نشان داده است که این گرایش ها اگر غلبه پیدا کنند بر نا امنی می افزایند و هزینه های فراوانی را به جامعه تحمیل می کنند و خود نیز در صورت غلبه به قدرتهای جباری مبدل می شوند که عرصه را بر جامعه تنگ می کنند.

به هرحال در فضای بسته و آشفته زمینه ضربه زدن به نظام و انقلاب و کشور برای دشمنانی که در بیرون کمین کرده اند آسان تر و کم هزینه تر می شود.
البته معتقد نیستم که جریان اصلاحات از عیب و کاستی خالی بوده است، چه در دورانی که بخشی از حکومت را در دست داشته و چه پیش و پس از آن و با همه ناروایی ها و جفاهایی که بر ما می رود هیچگاه باب نقد را بر خود نمی بندیم و اصلاحات را نیز امری می دانیم که از اصلاح مداوم بی نیاز نیست.
باری؛ اصلاحات پای بندی به اسلام و متکی به چهره رحمانی دین خداست که چهره غالب آن است و مگر نه اینکه خداوند سبحان از میان همه اسماء و صفات خود طلیعه سوره های کتابش را با صفت رحمان و رحیم متبرک کرده است نه با اسم جبار و قهار و منتقم.

اصلاحات به انقلاب اسلامی وفادار است و آن را مهم ترین رخداد تاریخی معاصر ایران می داند و نقطه عطف درخشانی برای گذر از دوران خودکامگی و فساد و وابستگی و بداخلاقی به فضایی که در آن انسان آزاد با تکیه بر اخلاق و معنویت و همت والا برای پیشرفت همه جانبه کشور و جامعه حضوری چشم گیر دارد و باید داشته باشد. اصلاحات خواستار جامعه ای است آزاد و پیشرو که اساس رابطه میان مردم با مردم و مردم با حکومت در آن عدالت، اخلاق و حرمت نهادن به یکدیگر و پاسداشت حقوق متقابل است.

اصلاحات اگر در حرکت مردم ایران ریشه دارد و آیینه آن است نمی تواند نسبت به خواست بنیادین و تاریخی این مردم بی تفاوت باشد. همچنانکه انقلاب اسلامی در جهت تحقق این خواستها رخ داد و چنانکه بارها گفته ام این خواست از جنبه سلبی آن عبارت است از نفی استبداد با هر شکل و هر توجیه و نفی وابستگی در هر صورت آن و نفی عقب ماندگی که با حاکمیت استبداد وابسته به استعمار تعمیق هم شده بود و طبعاً در جنبه ایجابی عبارت است از آزادی خواهی و طلب حق حاکمیت بر سرنوشت و استقلال طلبی و پیشرفت جویی.
تا در سایه حکومتی برآمده از اراده مردم و مسؤول در برابر آنان و معطر شدن فضای آزادی با معنویت و اخلاق، ملت ایران نه تنها آرمانهای خود را تحقق یافته ببینند بلکه الگویی باشد برای کشورهای تحت ستم، به خصوص در منطقه و جهان اسلام.

و اگر درد بزرگ تاریخی ما استبداد زدگی است اصلاحات نیز همواره این دغدغه را داشته است که مبادا در اثر غفلت دوباره حاکمان و مردم در طاس لغزنده استبدادزدگی که مزمن و عمیق است سقوط کنند. از این جهت است که اصلاحات همواره بر تعمیق و گسترش فرهنگ مردم سالاری و بالابردن دامنه تحمل یکدیگر و همکاری و احترام به حقوق فرد و جامعه تأکید داشته و دارد.
و در اینجا به نکته پایانی این بحث برسم و آن اینکه اگر هیچ حرکتی جز بر پایه خواستهای اصیل یک جامعه و تأمین آنها به نتیجه نمی رسد و اگر هدف اصلی مردم در حرکت دو قرنه خود استقرار مردم سالاری سازگار با دین و اخلاق و عدالت بوده است، پافشاری بر امر انتخابات آزاد و سالم و فراگیر را دقیقاً مسؤولیت شرعی، قانونی و انقلابی و ملی خود می دانیم و معتقدیم که هیچ نیرویی با هیچ توجیهی حق ندارد که ملت و بخش های مهمی از آنان را از حقی که خدا و انقلاب به آنان داده است محروم و یا زمینه اعمال آن را محدود کند. و این امر نه به منظور رسیدن به قدرت، بلکه به عنوان یک وظیفه الهی و ملی است که بر آن تأکید می شود.

و انتخابات مطلوب و سالم در هر مقطعی آن است که به بهانه احراز صلاحیت بخشهای مهمی از جامعه و آنان که به هر حال با سلیقه ای متفاوت هستند و برای بهبود وضع مملکت و در جهت تأمین مصلحت و خواست های ملت دارای نظر، انتقاد و اعتراض هستند از حضور در عرصه منع و محدود نشوند و نیز باید جلوی دخالت نیروها و نهادهایی که شرعا و قانونا در امور سیاسی و بخصوص انتخابات منع شده اند، نظیر نیروهای نظامی و امنیتی جلوگیری به عمل آید و برگزار کننده انتخابات همانگونه که در قانون آمده است معتمدان واقعی مردم متشکل از همه طیف ها و گرایش ها باشند و نمایندگان نامزدهای مختلف در همه مراحل انتخابات قبل از انجام تا مرحله شمارش و اعلام نتایج انتخابات حضور فعال و مؤثر داشته باشند و امید آنکه چنین شود و طبعاً ایجاد فضای امن و آزاد و گذر از فضای امنیتی به فضای سالم سیاسی و تأمین آزادی های مشروع و در طلیعه آن آزادی زندانیان سیاسی و فضای پرنشاط و پرامیدی را فراهم خواهد آورد که بیشترین بهره آن را خود نظام خواهد برد.
امیدوارم به عنوان گام اول به سوی رفع حصر ها و حبس ها و ایجاد و تأمین آزادی های اساسی و مدنی به میمنت ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها شاهد آزادی همه زنان زندانی باشیم که زندگی آنان و بستگان و خانواده هایشان با این وضع تلخ تر از دیگران است.

در آغاز این دیدار چند تن از حاضران از خاطرات خود از دوم خرداد 1376 و تأثیری که در زندگی اجتماعی، فکری و سیاسی آنان داشته و نیز بیم ها و امیدهای جوانان امروز سخن گفتند و یاد عزیزانی را که در حصر و حبس به سر می برند گرامی داشته، اظهار امیدواری کردند که هر چه زودتر شاهدی آزادی آنان و ایجاد فضای مناسبی باشیم که در آن هم حقوق مردم و آزادی های اساسی پاس داشته شود و هم مصالح کشور و نظام تأمین گردد.
همچنین از رنجهای فراوانی که خانواده های زندانیان سیاسی متحمل می شوند سخن به میان آمد و در عین حال از رشد عمیق آگاهی و بیداری در جامعه و بخصوص زنان و نیز پافشاری بر راههای مسالمت جویانه با حفظ اصول و آرمانها و خواستهای اساسی تأکید شد.

در این نشست جوانان مخالفت خود را با هرگونه خشونت ابراز نموده، اصلاحات و جنبش سبز را در ذات خود حرکتی در چارچوب قانون و براساس شیوه های مدنی دانستند.
همچنین بر لزوم نقد اصلاحات و جنبش و نقد خویشتن به عنوان یک اصل مهم دینی، انقلابی و اصلاحی در همه حال و همه جا تأکید نمودند.

صفارهرندی:  احمدی نژاد نماینده تفکر ولایی است

Posted: 22 May 2011 04:19 AM PDT

 جرس: محمد حسین صفار هرندی از منتقدان جدی رحیم مشایی، احمدی نژاد را نماینده تفکر ولایی خواند و مدعی شد او کسی است که خجالت نمی کشد بگوید که مدافع نظران رهبری است. 


 اظهارات این مقام سپاه  و مقاله نویس کیهان در حالی صورت می گیرد که حامیان رهبری طی روزهای اخیر حملات گسترده ای را به دولت احمدی نژاد وارد کرده و او را تهدید به عدم کفایت سیاسی نیز کرده اند.

مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: چند سال عده ای به رهبری می گفتند چرا اینقدر از دولت حمایت می کنید و ایشان می فرمودند چون این دولت خجالت نمی کشد بگوید مدافع اسلام و نظرات امام و رهبری است حال کار به جایی رسیده که عده ای در دولت به جای نهج البلاغه منشور کوروش بلند می کنند.

به گزارش مهر، محمد حسین صفار هرندی در همایش سراسری هیئت رزمندگان اسلام در مشهد مقدس سخنانی را با موضوع بررسی شرایط سیاسی و اجتماعی با توجه انتخابات سال 90 ایراد کرد.

وی آفت غفلت و بی خبری از وضع زمانه را بزرگترین آفت تشکلها دانست و گفت: از تاریخچه حوادث اخیر نباید غفلت کرد.

صفار هرندی با شبیه سازی افزود: مشابه اتفاقاتی که در این دوره ریاست جمهوری افتاد در تمام دولتهای پیشین نیز افتاده بود و نباید فراموش کنیم که در اوایل سال 74 هنوز 3 روز از سیاستهای اقتصادی دولت نگذشته بود که قیمتها به شدت افزایش یافت در حالیکه برنامه های تعدیل اقتصادی و هدفمندسازی در این دولت بصورت خردمندانه ای انجام شد.

صفار منشاء  ادعا کرد که فاصله طبقاتی و ریشه تهاجم فرهنگی  در دوران دولت ششم و هفتم  شکل گرفت و  اظهار نظر کرد که اصلاح طلبان سعی می کردند این تفکر را در جامعه رواج دهند که مردم از انقلاب خسته شده اند.

وی بدون اشاره به تبعیض ها، فساد اقتصادی گسترده و اقدامات غیرقانونی دولت، مدعی شد: در همان دوره مفاهیم و ارزشهای عدالت، مبارزه با فساد، زاویه گرفتن با افراد بیگانه از انقلاب، بازگشت به دوران ابتدایی انقلاب شعارهایی بود که حضرت آقا هوشمندانه بعنوان معیار و ملاک دولتها فرمودند و هنر جریان اصولگرا و رئیس جمهور فعلی این بود که بر مقدرات سیاسی جامعه به درستی سوار شد و آن شعار ها را توانست به درستی در ذهن مردم جا بیندازد.

مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه داد: چند سال عده ای به  رهبری مدام می گفتند که چرا اینقدر از دولت فعلی حمایت می کنید و آقا فرمودند چون این دولت خجالت نمی کشد که بگوید مدافع اسلام و نظرات امام و رهبری هستم حال متأسفانه کار به جایی رسیده است که عده ای در دولت به جای نهج البلاغه، منشور کوروش بلند می کنند.

وی احمدی نژاد را نماینده تفکر ولایی دانست و گفت: به همین دلیل است که الان هم با وجود بسیاری از اتفاقات ناراحت کننده در دولت می گوییم اینها عارضه است و از جایی رسوخ کرده و جوهره نیست.

برداشت غیرقانونی ۵ هزار میلیارد تومان از بانک مرکزی برای یارانه های نقدی

Posted: 22 May 2011 04:03 AM PDT

 جرس: رئیس کمیسیون ویژه مجلس شورای اسلامی از تخلف دولت در برداشت پنج هزار میلیارد تومان از منابع داخلی بانک مرکزی برای پرداخت یارانه های نقدی خبر داد و گفت:‌ این مبلغ تحت عنوان تنخواه برداشت شده است.

به گزارش مهر ، غلامرضا مصباحی مقدم در حاشیه جلسه علنی امروز مجلس در جمع خبرنگاران بااعلام این خبر گفت: این اقدام دولت تخلف از قانون است و در گزارش دیوان محاسبات به مجلس به آن اشاره شده است.

مصباحی مقدم یادآور شد: دیوان محاسبات از طریق مستشاران و قضات خود موضوع تخلف دولت از هدفمندی یارانه ها را همچنان پیگیری می‌کند.

در همین حال ثروتی عضو کمیسیون برنامه و بودجه با اعلام اینکه دخل و تصرف مالی دستگاههای دولتی از امروز ممنوع است، گفت: احمدی نژاد باید قانون را برای اجرا به دستگاه‌های دولتی هرچه سریع‌تر ابلاغ کند و گرنه طبق قانون با منقضی شدن دو ماه از تنخواه 20 هزار میلیارد تومانی مجلس برای دخل و خرج دوماهه، دولت نمی‌تواند هیچ‌گونه دخل و تصرفی در بودجه کشور انجام دهد. 

واکنش رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس به اظهارات اوباما: حرفهایش بی ربط بود

Posted: 22 May 2011 02:47 AM PDT

جــرس: در ادامه واکنش های مقامات جمهوری اسلامی به اعلام مواضع و استراتژی دولت ایالات متحده توسط باراک اوباما و بیان مطالب در خصوص قیام های منطقه و ایران، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی نیز، اظهارات اخیر رئیس جمهور آمریکا علیه جمهوری اسلامی را "بی ربط" و "با هدف فرا فکنی افکار عمومی" نسبت به معیار دوگانه آمریکا در برابر انقلابهای منطقه خواند و گفت: "ما کشور بازی هستیم که مردم از اقشار مختلف به خارج از کشور تردد دارند. بنابراین آمریکایی ها تلاش می کنند با هر وسیله ای از جمله دادن ویزا افراد موثر را در کشور بکارگیرند."


به گزارش مهر، علاء الدین بروجردی در حاشیه برگزاری جلسه علنی روز یکشنبه اول خرداد ماه، در گفتگو با خبرنگاران پارلمانی، در پاسخ به اینکه ارزیابی شما از پیش بینی رهبری مبنی بر گسترش تحولات منطقه به اروپا چیست؟ ادعا کرد: این پیش بینی تکرار همان پیش بینی های امام درباره تحولات سیاسی زمان خود است که فرمود فروپاشی کمونیسم نزدیک است.


وی گفت: این پیش بینی نیز بر اساس چنین جایگاه والایی است که رهبری از آن برخوردارند و این پیش بینی زمانی اعلام می شود که برای بسیاری علامت سئوال بود که چگونه تحولات شمال آفریقا و منطقه در اروپا گسترش می یابد اما تحولات اسپانیا و پرتغال نشان از دید ژرف الهی رهبری از تحولات است، این اتفاقی است که در بخشی از اروپا واقع شده به لحاظ سیاسی حائز اهمیت است.


رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در خصوص نقض حقوق بشر در بحرین نیز گفت: باید به اوباما که دم از حقوق بشر می زند و مدعی سردمداری دفاع از حقوق انسان است گفت که آیا نمی بیند در یکی از کوچکترین کشورهای دنیا باز به کشوری که مردم آن حداقل امکانات دفاعی دارند، لشکر کشی شده است و چگونه حقوق بشر درباره زنان، پزشکان، اساتید و کودکان در آنجا نقض می شود.


وی بدون اشاره به اظهارات اوباما در مورد هشدار به مقامات بحرین، ادامه داد: آمریکایی ها در قبال این اتفاقات یا سکوت می کنند یا به نوعی تایید می کنند اما در هر صورت این اقدامات به شدت محکوم است با توجه به اقامه دعوی لاهه توسط حقوقدانان بحرینی، حاکمان بحرینی باید پاسخگوی این نقض حقوق باشند.


بروجردی همچنین در پاسخ به سئوالی که نظر وی را درباره اظهارات اخیر اوباما علیه جمهوری اسلامی جویا شد، گفت: "... اوباما چشم هایش را بر واقعیت باز کند این اظهارات در جهت توجیه نادرست عملکرد آمریکایی ها است که در مقابل حوادث منطقه سکوت کرده و یا تایید می کنند، این فرافکنی است و آمریکا افکار عمومی را با این اظهارات به انحراف می کشد. "


گفتنی است در پی ماه‌ها ناآرامی در کشور‌های خاورمیانه و شمال آفریقا، باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا پنجشنبه گذشته، سیاست‌های دولتش را درباره خاورمیانه و جهان عرب اعلام کرد و گفت که مردم ایران مستحق برخورداری حقوقی مساوی با دیگر مردم جهان هستند و دولت این کشور نباید مانع دستیابی آرزوهای مردم ایران باشد.


در همین رابطه، دبیر شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی به این اظهارات واکنش تندی نشان داده و گفته بود "استیصال، تناقض و فریب به روشنی در صحبت‌های باراک اوباما مشهود است و اظهارات وی ماهیت نژادپرستی سیاست‌های آمریکا را نشان داده است."


به گزارش مهر، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، در ادامه اظهارات روز یکشنبه خود در برابر خبرنگاران، همچنین درباره اظهارات اخیر وزیر خارجه آمریکا پیرامون برقراری تسهیلات ویزای دانشجویی برای ایرانیان و همزمان خبر دستگیری جاسوسان توسط وزارت اطلاعات نیز ادعا کرد: "ما کشور بازی هستیم که مردم از اقشار مختلف به خارج از کشور تردد دارند. بنابراین آمریکایی ها تلاش می کنند با هر وسیله ای از جمله دادن ویزا افراد موثر را در کشور بکارگیرند، یک فرد ممکن است مسئولیت رسمی دولتی نداشته باشد اما آنها برای تاسیس شبکه جاسوسی از این افراد استفاده می کنند، غافل از اینکه چشم بینای دستگاه اطلاعاتی بر تحرکات آمریکا مسلط است."


وی مدعی شد: بسیاری از توطئه ها شناسایی و خنثی می شود اما اعلام نمی شود این بخشی از قدرت نمایی جمهوری اسلامی در برابر طراحی گسترده بسیاری از سازمان های اطلاعاتی قدرتمند دنیاست.


گفتنی است دو روز پس از هشداری رئیس جمهور آمریکا و یک روز بعد از آنکه وزیر خارجه آن کشور از "تسهیلات ویزا برای دانشجویان ایرانی" خبر داد، روابط عمومی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با صدور اطلاعیه ای، از "کشف و انهدام یک شبکه جاسوسی وابسته به آمریکا و بازداشت سی نفر که با استفاده از پوشش‌ ارائه‌ ویزا، وعده‌ اقامت، اشتغال و تحصیل در خارج از كشور و كاریابی، در صدد فریب شهروندان، تخلیه‌ اطلاعاتی و به جاسوسی واداشتن آنها بودند"، خبر داد.

 

جانشین فرمانده ناجا: نیروهای انتظامی برای جمع‌آوری ماهواره وارد منازل می شوند

Posted: 22 May 2011 03:23 AM PDT

جرس: در ادامه طرح جمع آوری ماهواره، سردار احمدرضا رادان گفت: قانون به پلیس اجازه می‌دهد برای جمع‌آوری ماهواره ورود به منازل هم داشته باشد اما فعلا تنها به مکان‌هایی که دیش ماهواره نمایان است ورود داریم.


به گزارش خبر آنلاین، به گفته جانشین فرمانده نیروی انتظامی پلیس برای ورود به مشاعات مجوز قانونی گرفته است و ورود نیروهای پلیس به پشت‌بام‌ها و مراکزی که تجهیزات دریافت ماهواره به صورت آشکار در آنها وجود دارد با اخذ مجوز قضایی و توأم با اخلاق صورت می‌گیرد. 


این در حالی است که طی روزهای اخیر بیش از دو هزار دیش ماهواره ای در غرب تهران جمع آوری شده است. 


رادان در حاشیه همایش «پلیس ملی زن و مواد مخدر» گفت: اولویت پلیس جمع‌آوری دیش‌های آشکار است و پس از آن سایر دیش‌ها را جمع‌آوری خواهد کرد و فکر می‌کنم مردم نیز اجرای قانون را از پلیس می‌خواهند و پلیس نیز هیچ تردیدی در اجرای قانون نخواهد داشت. 

به گفته رادان جمع‌آوری تجهیزات ماهواره مربوط به منطقه خاصی نیست، او همچنین در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا ماموران پلیس می‌توانند در صورت نبودن صاحب‌خانه وارد پشت‌بام یا غیره برای جمع‌آوری این تجهیزات شوند، گفت: پلیس برای ورود به مشاعات هم مجوز قانونی گرفته است و ورود نیروهای پلیس به پشت‌بام‌ها و مراکزی که تجهیزات دریافت ماهواره به صورت آشکار در آنها وجود دارد با اخذ مجوز قضایی و توأم با اخلاق صورت می‌گیرد. 

برخورد با رمالان خانگی 

 رادان در خصوص رمالها و فال بین ها،  گفت: برخورد با فالگیرها، رمال‌ها و موضوعاتی از این قبیل به صورت جدی در دستور کار پلیس آگاهی و پلیس امنیت قرار دارد که خوشبختانه در این رابطه باندهای بزرگی متلاشی شده است. یکی از ماموریت‌های پلیس برخورد با افرادی است که اقدام به رمالی، فالگیری و غیره می‌کنند و این موضوع پیگیری می‌شود البته یکسری گروه‌ها در این ‌رابطه شناسایی و دستگیر شدند و گروه‌های دیگر که به عنوان گروه‌های خانگی محسوب می‌شوند، شناسایی شده و در آینده بسیار نزدیک دستگیر خواهند شد. 

رادان در هشداری به شهروندان گفت: اینگونه افراد که در قالب فالگیر، پیشگو و غیره افراد را تسخیر می‌کنند در واقع شیادانی هستند که هیچ‌گونه دانسته‌ علمی را در چنته ندارند و اقدام به فریب دادن افراد عادی و حتی صلاحیت‌دار می‌کنند. 

 با بدپوششی برخورد می‌کنیم 

رادان همچنین درباره برخود با مساله بد حجابی گفت: طرح زمانی تشدید می‌شود که سرریز‌هایی را در بعضی از نقاط کشور شاهد باشیم و طبیعتا اقدامات پلیس هم با توجه به وضعیت جامعه صورت می‌گیرد که در این رابطه احساس مردم و مسئولان آن است که یک مقدار سرریز در حوزه امنیت اخلاقی داشته‌ایم و گشت‌های پلیس آماده‌باش هستند و با مقوله بدپوششی و بدحجابی برخورد خواهند کرد. 

کلانتری زنان، فعلا منتفی شد 

جانشین فرمانده نیروی انتظامی درباره راه‌اندازی کلانتری زن هم گفت: وجود یک کلانتری که بخواهد امور مربوط به زنان را در پایتخت انجام دهد هیچ چیزی را به دنبال نمی‌آورد چون موضوع جغرافیا و جابه‌جایی نفرات بسیار سخت و دشوار خواهد بود در نتیجه راه‌اندازی یک پلیس و کلانتری زن از اولویت‌های ما نیست اما در تمام کلانتری‌های تهران و برخی کلانتری‌های کلانشهرها از نیروهای زن استفاده می‌شود. البته یکی از مطالبات به حق مردم در نیروی انتظامی وجود نیروی زن در ماموریت‌های اخیر بوده است که با حضور پلیس زن ماموریت‌های مختلف از جمله موضوعات خدماتی، امنیتی، مراقبتی، مقابله، پیشگیری و غیره انجام شد.

همسر دکتر فاطمی آزاد شد

Posted: 22 May 2011 03:23 AM PDT

 جرس:  پریوش سطوتی همسر دکتر فاطمی، چندی قبل به علت اتهامات امنیتی دستگیر شده بود. 


به گزارش خبر آنلاین، سطوتی به درخواست اسفندیار رحیم‌مشایی از فروردین سال 1388 به تهران بازگشته و تا زمان دستگیری در هتل لاله اقامت داشته است. 


دادستان تهران چندی قبل در پی دستگیری سطوتی اظهار کرده بود: وی بازداشت است. گزارشات بسیاری در مورد وی به ما واصل شده است. در خصوص اقداماتی که در رابطه با اموال برخی ایرانی‌ها، ‌ملاقات‌هایی که انجام داده و طلاهایی که به همراه داشته تحقیقات مفصلی صورت گرفته و تحقیقات ما همچنان ادامه دارد.


در خبرها آمده بود وی جاسوس انگلیس است. 

خودکشی عباس امیری فر، امام جماعت نهاد ریاست جمهوری در زندان

Posted: 22 May 2011 02:52 AM PDT

 جرس: عباس امیری فر یكی از بازداشت شدگان اخیر كه مرتبط با رحیم مشایی بوده،  اقدام به خودكشی نافرجام كرده است. 


سایت جوان نزدیک به سپاه پاسداران نوشت: «ع.تبر» كه از اعضای حلقه یك جریان انحرافی بوده و وظیفه انشقاق در برخی تشكل‌های ارزشی را برعهده داشت چندی پیش به اتهاماتی چند دستگیر شده بود كه اخیرا در زندان پارچ پلاستیكی را به صورت چاقو درآورده و اقدام به خودكشی كرده بود كه باهوشیاری ماموران نجات پیدا كرده است. 

گفته می‌شود دلیل این اقدام وی، عملی نشدن وعده‌های عناصر موثر جریان انحرافی برای آزادی وی بوده است.

بر اساس اطلاعات منتشر شده در فیس بوک نزدیکان این زندانی،  این فرد عباس امیری فر امام جماعت مسجد نهاد ریاست جمهور است. 

 در ادامه اختلافات اصولگرایان، دوازده اردیبهشت ماه، عباس امیری فر از نزدیکان رحیم مشایی و امام جماعت نهاد ریاست جمهوری به جرم همدستی در تهیه سی دی ظهور نزدیک است بازداشت شد.

جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها : متن خلاصه

unread,
May 23, 2011, 1:10:11 PM5/23/11
to polic...@gmail.com

زبان دیگر

Posted: 23 May 2011 07:43 AM PDT

فریاد آشنا
تقدیم به شاعر آزاده ی دربند استاد مصطفی بادکوبه ای

دل من گرفت از اکنون، و نه از زمان دیگر
که دهان من ببستند و بسی دهان دیگر
به قفس اسیر کردند امید شعر ما را
و نمانده بر دل زار، امید جان دیگر
بشنید دوش، گوشم ز زبان شیخ کاسب
که چنین سخن بگفتا به در دکان دیگر
تو مگو اذان که حمدش نتوان بلند خواندن
اصبر کن چاوش آیین، که شود اذان دیگر
به سکوت شب نوایت برسد به گوش آنان
که خدای خود بدانند نه حق، همان دیگر
چو حدیث عشق نتوان به زبان حال گفتن
نزدم حرف دلم را مگر از زبان دیگر
تن و قلب و سینه چاکست و بعید نیست آن دم
که رسد خنجر این غصه به استخوان دیگر
اگر آیین من اکنون نشود چراغ راهم
نبود چراغ روشن، به یکی جهان دیگر
شب امتحان نخفتم من از ابتدای عمرم
هله؛ بیدار شو فریاد، شد امتحان دیگر...

*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

ای آدمک حرفی!

Posted: 23 May 2011 07:41 AM PDT

کامروز حسنی

ای آدمک حرفی

و مظهر پرحرفی ،

بودن و نبودن ،

مثل برف است در آسمان سرد زور مندان ،

تا گرما نیست ، تو هستی !

آنگاه که گرمای وهم کش آمد ، برف های زمینت در هوا بخارند ،

ای آدمک حرفی!

پنداشتی برف هایت یگانه برف این زمینند!

ولی تو یگانه برف این آسمان زورمندان نبودی و نیستی ،

آنچه بودی ، آدمکی بود برفی !

 

ای آدمک حرفی

گمان بردی قدرت در ،

در خانه تو خوابیده است!

آنگاه که بیدارش کردی ، دیدی آن قدرت نیست !

هرچه هست ، وهم توست آدمک حرفی!

 

ای آدمک حرفی

حرفهایت برفیست ، در زمستان مستان قدرت ،

آنگاه که در آسمان وهم تو

گرمای سوزان زور مندان پدیدار شد ، تو بودی و تنهایی و

وهم برف نبودن،

در زمین برفستان زورمندان .

*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

دادستان کشور: گزارشها درمورد زندان قرچک کذب است، دستور دادم شیر آب و فضای هواخوری اضافه کنند

Posted: 23 May 2011 05:18 AM PDT

جــرس: سخنگوی قوه قضاییه و دادستان کل کشور، طی نشست خبری روز دوشنبه (دوم خرداد) خود خاطرنشان کرد "مفاسد اقتصادی جریان انحرافی (طیف دولتی ها) دارای ابعاد پیچیده ای است و قوه قضائیه برای این موضوع، پرونده هایی را تشکیل داده است."


به گزارش ایسنا، غلامحسین محسنی اژه ای با بیان اینکه "در حال حاضر ابعاد و میزان این مفاسد مشخص نیست و باید منتظر ماند تا تحقیقات پرونده تکمیل شود"، گفت "انحراف از نقطه ای شروع می شود و هر چه جلوتر می رود، مفاسد بیشتری به دنبال می آورد. دیده شده افراد انحرافی در ادامه راه به مفاسد اقتصادی هم رسیده اند. مفساد اقتصادی جریان انحرافی در حال رسیدگی است ..."


اظهارات این مقام ارشد قضایی در حالیست که طی چند سال اخیر، مواردی صریح از فساد و اختلاس و زد و بند و جعلِ نفر دوم دولت و همچنین موارد مشابه، مورد افشا و تاکید نمایندگان مجلس و همچنین قوه قضاییه قرار گرفته بود، اما نهادها و مقامات فراقانونی، مانع از رسیدگی به این پرونده ها می شدند، تا اینکه اخیرا و در جریان اختلافات جریان اصولگرا یا طیف دولتی ها، این موضوعات مورد اشاره و مرور قرار گرفته است.


به گزارش ایسنا، اژه ای در ادامه سخنان خود، با بیان اینكه كسانی كه یك نوع انحراف پیدا می‌كنند در ادامه راه به مسائل دیگری هم آلوده می‌شوند"، افزود: در مورد این جریان نیز مفاسد اقتصادی مطرح است و در حال رسیدگی است ولی در بیان جزییات و ابعاد آن اكنون نمی‌توان قضاوتی داشت باید تا پایان رسیدگی به پرونده منتظر ماند.


زندان قرچک خوب است
دادستان کل کشور در کنفرانس مطبوعاتی خود، بدون توجه به وضعیت نگران کننده و غیرانسانی زندان قرچک ورامین، مدعی شد "زندان قرچک، تنها مخصوص زندانیان زن است و این زندانیان از زندان رجایی شهر کرج و برخی ندامتگاه های تهران به این زندان آمده اند."


محسنی اژه ای ادعا کرد: "به خاطر وظیفه ذاتی نظارتی و همچنین مسایلی که اخیرا درباره این زندان منتشر شده، پنجشنبه گذشته برای بازدید از این زندان رفتم و متوجه شدم همه زندانیان وکادر این زندان، زن هستند. این مسئله حسن بزرگی دارد. چون همه در آنجا زن هستند."


این مقام قضایی مدعی شد: "همه مواردی که در سایتهای ضد انقلاب بود، بررسی کردم. این زندان، مرغداری نبوده، بلکه متعلق به بهزیستی بوده و از سال ٨۱ در اختیار قوه قضائیه بوده و تاکنون سه بار بازسازی در آن صورت گرفته است."


دادستان کل کشور توضیح داد: "مواردی که سایتهای ضدانقلاب منتشر کرده اند، خلاف واقع است و نباید به آنها توجه کرد. ضد انقلاب از قول کسی که تاکنون در این زندان نبوده، مطالب کذبی را نوشته، این زندان فروشگاه دارد و لوازمی در آن به فروش می رسد که تنها به درد خانمها می خورد. به تمام سالنها و بندها رفتم و در چند ساعتی که آنجا بودم با دویست نفر از زنان زندانی صحبت کردم."

اژه ای گفت: "مطرح شده بود اینجا هواخوری نیست و ساعتهای متمادی آب قطع است، اینها کذب است، هر سالن دارای هواخوری است و قطعی آب در آن صحت ندارد."


دادستان کل کشور ادعا کرد: در این زندان ٣٩ سرویس بهداشتی و ٣٩ دوش حمام وجود دارد. مع ذلک به نظر می رسد خانمها بیشتر از مردها آب مصرف می کنند، دستور دادم در فضای باز و هواخوری، شیر آب و ظرف مناسب شستشو اضافه کنند تا برای شستشوی زنان زندانی استفاده شود."


ادعاهای اژه ای در حالی صورت می گیرد که زندانیان این زندان در نامه ای از مقامات قضایی خواستار رسیدگی به وضعیت نابسامان این زندان شده بودند. در نامه زندانیان سیاسی آمده بود:  در هر کدام از این سوله ها بیش از 200 زندانی نگهداری می شوند. عدم وجود کوچک ترین سیستم، برای تهویه هوا، وضعیت اسف بار بهداشتی به نحوی که بوی فاضلاب و شدت گازهای ناشی از آن برای بسیاری از زندانیان ناراحتی های تنفسی جدی به وجود آورده است. دو سرویس بهداشتی برای بیش از 200 نفر، دو اتاقک حمام برای همین تعداد از زندانیان در نظر گرفته شده. محدودیت های به وجود آمده به خاطر سرویس های بهداشتی، عملا باعث شده است تا بسیاری از زندانیان از محیط سوله و مابین تخت ها به عنوان "سرویس بهداشتی" استفاده کنند. لازم به ذکر است که به دلیل نبود حتی یک شیر آب جداگانه زندانیان برای شستشوی لباس و ظروف خود باید از همین حمام و سرویس بهداشتی استفاده کنند. 


در رابطه با محیط هواخوری مورد ادعای دادستان، زندانیان نوشته بودند:  محیط هواخوری زندان نیز فضایی ست که در حالت ایده آل ظرفیت چند ده نفر را داراست که همیشه به عنوان محل هواخوری بیش از 400 نفر استفاده می شود. محیطی با دیوار های سیمانی بلند که هیچ شباهتی با هواخوری زندان هایی همچون اوین و رجایی شهر ندارد.


شکایت مجلس از دولت بیشتر بوده است
دادستان کل کشور می گوید شکایات مجلس از دولت بیش از یک فقره بوده و برای رسیدگی به بخشهای مختلف این دستگاه ارجاع شده است.


محسنی اژه ای در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه " آیا دیوان عالی کشور برای رسیدگی به تخلفات ریاست جمهوری مطابق قانون اساسی، اقدامی کرده یا خیر؟ چنین توضیح داد: "تخلفات دولت که به صورت نامه شکوائیه از سوی مجلس به قوه قضائیه رسیده، در بخشهای مختلف در حال رسیدگی است."


سخنگوی قوه قضائیه درباره جزئیات رسیدگی به تخلفات قانونی دولت، در دیوان عالی کشور توضیحی ارائه نکرد.


لازم به ذکر است مطابق اصل ۱۱۰ قانون اساسی، دیوان عالی کشور به تخلفات قانونی رئیس جمهور رسیدگی می کند و در صورت درخواست این دیوان از رهبری و قبول ایشان، رئیس جمهور از کار برکنار خواهد شد.


تایید بازداشت و آزادی پرویش سطوتی
محسنی اژه ای همچنین گفت: همسر دکتر حسین فاطمی در اختیار ضابطان دادگستری بود و پس از انجام مراحل تحقیقاتی و صدور قرار مناسب، آزاد شده است.

بنا به گفته سخنگوی قوه قضائیه، این فرد، مدتی در اختیار دادستانی بوده و دادستانی نمی تواند به دلیل عذر قانونی نسبت به اعلام جزئیات اتهام و پرونده وی اظهار نظر کند.

گفته می شود سطوتی، در حلقه نزدیکان مسئول دفتر رئیس دولت قرار دارد که این روزها به عنوان "جریان انحرافی" مطرح می شود و در جریان اختلاف با اصولگرایان، بیش از بیست نفر از آنان بازداشت شده اند.


مسئله دیه قابل حل باید باشد
سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به سوالی درباره صحت افزایش نرخ دیه امسال به نود میلیون تومان گفت: استحضار دارید دیه حقی برای مردم است و در موازین شرعی و قانونی دیه نفس یا اعضاء مشخص شده و اگر چنانچه كسی كه باید این دیه در حق او پرداخت شود آن را مطالبه كند دستگاه قضایی موظف است رسیدگی كند و دیه را پرداخت كند و اگر پرداخت نكند می‌توان از اموال او برداشت و به ذی‌حق پرداخت كرد یا اینكه ذی‌حق می‌تواند كل یا بخشی از آن را ببخشد.


دادستان کل کشور افزود: با توجه به زمانه امروز كه بسیاری از مسائل به صورت ماشینی درآمده گاهی دیه به كسانی تعلق می‌گیرد كه جرم از ناحیه آنها نیست مثلا فردی تصادف می‌كند و منجر به جراحتی كه موجب دیه شود، می‌شود خوب است كسی كه ذی‌حق است تا جایی كه مقدور و ممكن است دیه را ببخشد. البته وقتی ثابت شد دیه بر گردن كسی است او باید دیه را پرداخت كند وظیفه‌ای كه قانون بر عهده قوه قضاییه گذاشته تعیین قیمت روز دیه براساس شرع و قانون است.


محسنی اژه ای در مورد به تعویق افتادن حکم قصاص چشم درماجرای محکوم پرونده اسید پاشی آمنه نیز، "فراهم نبودن تمهیدات پزشکی" را دلیل تاخیر اعلام کرد و توضیح داد: " در قصاص اعضا، چون بیم سرایت صدمه به سایر اعضا می رود، باید تمهیدات پزشکی اندیشیده شود که در لحظه اجرای این حکم قطعی، شرایط فراهم نبوده. این حکم قطعی است و حتما اجرا خواهد شد."
سخنگوی قوه قضائیه توضیح داد: "این خانم ۱٨ بار زیر تیغ جراحی رفته و بارها به خارج از کشور برای معالجه رفته و حق دارد به ما انتقاد کند. لذا متاسفانه این حکم عقب افتاده به محض فراهم شدن شرایط قصاص، حکم را اجرا می کنیم."


لایحه کودک آزاری همچنان در دولت مانده است
محسنی‌اژه‌ای در پاسخ به سوال خبرنگار دیگری كه درباره كودك‌آزاری از سوی والدین و دلایل آن پرسید گفت: "یك دادگاه اطفال داشتیم كه اصلاحاتی در آن از نظر شكلی و ماهوی در آیین دادرسی اطفال صورت گرفت و این قانون در مجلس تصویب شد و مراحل نهایی خود را در شورای نگهبان طی می‌كند. در مورد كودكان لایحه‌ای نیز در كمیسیون قضایی مجلس در حال بررسی بود و یك لایحه را نیز قوه قضاییه تهیه كرده و به دولت فرستاده است كه البته هنوز در دولت مانده است. البته ما در خصوص اطفال بی‌اشكال نیستیم ."


 

بازگشت دکتر بهزادیان نژاد به اوین

Posted: 23 May 2011 05:48 AM PDT

جرس:  دکتر قربان بهزادیان نژاد، رییس ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی امروز به زندان اوین بازگردانده شد. 

به گزارش خبرنگار کلمه ماموران امنیتی در تماس با بهزادیان نژاد وی را به زندان فراخوانده  و امروز این استاد دانشگاه  به زندان بازگشت.

بهزادیان نژاد در جریان وقایع پس از  انتخابات مهندسی شده بازداشت  و پس از تحمل چند ماه انفرادی و زندان آزاد شده بود.  وی به ۵ سال حبس محکوم شده است. این استاد دانشگاه و مشاور میر حسین موسوی  در همین مدت از همه حقوق دانشگاهی‌اش محروم شد‌ و حق تدریس در دانشگاه ندارد.

دکتر قربان بهزادیان‌نژاد، استاد میکروبیولوژی در دانشگاه تربیت مدرس بود که در سال‌های اخیر فعالیت‌های فرهنگی زیادی داشته است. بهزادیان‌نژاد معاونت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت سیدمحمد خاتمی و مشاور وزیر بهداشت در انتخاب رؤسای دانشگاه‌های علوم پزشکی را در کارنامه مسئولیت‌های خود جای داده است.

سردار نقدی: سپاه و بسيج حامي دولت احمدي نژاد هستند

Posted: 23 May 2011 05:25 AM PDT

 جرس:  در پی اظهار نظر اخیر نقدی در محکومیت مردان احمدی نژاد، وی ادعا کرد که هيچ اختلافی وجود ندارد و سپاه و بسيج هميشه حامی دولت احمدی‌نژاد هستند. 


به گزارش ایرنا، سردار محمدرضا نقدی رييس سازمان بسيج مستضعفين روز دوشنبه در حاشيه يادواره شهيد پيچک با رد شايعات درخصوص اختلاف سپاه و بسيج با دولت اظهار داشت: سپاه جايگاه قانونی خود را دارد و هميشه حامی دولت‌ها در انجام وظايف بوده است. 

سردار نقدی افزود: طبيعتا اين دولت كه بيشتر از دولت‌های گذشته به ارزش‌ها پايبندی نشان داده و از ظرفيت‌های بسيج و سپاه برای پيشبرد امور كشور استفاده كرده است مورد توجه سپاه است. 

وی افزود: شايعه اختلاف بسيج و سپاه با دولت خواست دشمنان است تا اتحاد مردم را به هم بزنند. 

سردار نقدی اضافه كرد: دولت امروز ما كارنامه‌اش از لحاظ حفظ ارزش‌ها و پيشرفت عمرانی و صنعتی و علمی نسبت به ساير دولت‌ها روشن‌تر است و عملكرد بهتری دارد.

گفتنی است طی روزهای اخیر فرماندهان سپاه با شدیدترین لحنی دولت احمدی نژاد را مورد انتقاد قرار داده اند. 

پنج مقام جمهوری اسلامی و ۱۰۰ شرکت تجاری مشمول تحریم های اتحادیه اروپا شدند

Posted: 23 May 2011 04:18 AM PDT

جــرس: منابع خبری بین المللی روز دوشنبه بیست و سوم ماه مه اعلام کردند که با تصویب گسترش تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی، اتحادیه اروپا پنج مسئول ایرانی و ۱۰۰ شرکت تجاری را در فهرست سیاه تحریم ها قرار داد.


همزمان گزارش رسید که مجلس شورای اسلامی نیز تصمیم دارد ۲۶ مقام آمریکایی را مشمول تحریم قرار دهد.


به گزارش خبرگزاری فرانسه، وزیران خارجه اتحادیه اروپا روز دوشنبه (۲۳ مه/ ۲ خرداد) در اجلاس خود در بروکسل علیه چندین کشور، از جمله ایران تحریم‌هایی را به تصویب رسانند.


تشدید طرح‌های تحریمی علیه کشورهای روسیه، لیبی و روسیه سفید نیز در دستور کار وزیران خارجه‌ اتحادیه اروپا خواهد بود، که به دخالت و کمک در سرکوب قیام های مردمی متهم هستند.


بر اساس این گزارش، اتحدیه اروپا نام حدود ۱۰۰ شرکت ایرانی و پنج فرد مسئول در صنایع اتمی و موشکی جمهوری اسلامی ایران را در فهرست تحریمی خود قرار داده است.

هنوز فهرست کامل این افراد و شرکت ها منتشر نشده است.


عدم تحویل سوخت به هواپیماهای ایران ایر
از اواخر ماه آوریل سال جاری بدین سو، شرکت هواپیمایی ایران ایر اجازه سوختگیری در فرودگاه ژنو در سوئیس را نداشته است.


شرکت‌های نفتی از دادن سوخت به هواپیماهای ایرانی امتناع می‌کنند. علت این امر عبارت‌پردازی‌های مبهم در متن تحریم‌های کشورهای غربی علیه ایران است.


پروازهای هفتگی میان تهران و ژنو لغو نخواهند شد، ولی ایران ایر ناچار است برای سوختگیری در کشورهای همجوار مانند صربستان به زمین بنشیند.


شرکت ارائه خدمات سوخت «جینوا فیولینگ سرویسز» در فرودگاه ژنو با تأیید این مسئله گفت که از اواخر ماه آوریل رابطه تجاری با ایران ایر وجود ندارد.


به گزارش روزنامه‌ سوئیسی «ناخریشتن»، شرکت نفتی و تأمین سوخت از دولت سوئیس خواسته‌اند متن تحریم‌های بین‌المللی را دقیق‌تر تشریح کند.


در همین زمینه خبرگزاری رویترز گزارش داد که برخی فرودگاه‌های آلمان و یکی از کشورهای حاشیه‌ خلیج فارس نیز از دادن خدمات سوختگیری به هواپیماهای شرکت دولتی ایران ایر امتناع می‌کنند.


گفتنی است ایران مدتهاست در قبال رویکرد کشورهای غربی، از دادن سوخت به شماری شرکت‌های هواپیمایی غربی امتناع می‌ورزد.


طرح تحریم ۲۶ مقام آمریکایی در مجلس شورای اسلامی
همزمان گروهی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران قصد دارند طرحی را به مجلس ارائه دهند که طبق آن ۲۶ مقام آمریکایی هدف "تحریم" جمهوری اسلامی قرار خواهند گرفت.


به گزارش فارس، فاطمه آلیا، عضو کمیسیون ملی و سیاست خارجی مجلس گفته است که این طرح روز سه‌شنبه (۲۴ مه/۳ خرداد) نهایی و به هیأت رئیسه‌ی مجلس ارائه خواهد شد.


این نماینده مجلس افزود که طبق این طرح، افراد تحریم‌‌شده "تحت هیچ شرایطی حق ورود به خاک جمهوری اسلامی ایران را نخواهند داشت."

از نظر این نماینده مجلس، در پی تصویب این طرح، دولت احمدی‌نژاد موظف خواهد بود "تمامی قراردادهایی را که در طرف مقابل این ۲۶ مقام سهمی داشته باشند را ملغی کند".


وی افزود که "برخی شرکت‌های اروپایی با شرکت‌های ایرانی روابط اقتصادی دارند که در شرکت‌های طرف اروپایی برخی مقام‌های آمریکایی که نامشان در لیست تحریم گنجانده شده است سهام‌دار هستند."

فاطمه آلیا با بیان این‌که ۲۶ مقام آمریکایی از "جنایتکاران مشهور بین‌المللی" هستند، گفت که نام آنها به زودی به طور رسمی اعلام خواهد شد.

 

فراخوان کمیته اطلاع رسانی جنبش سبز – شاخه کردستان خطاب به جناح ها و گروههای سیاسی

Posted: 23 May 2011 03:00 AM PDT

به مناسبت دوم خرداد

جــرس: به مناسبت فرا رسیدن دوم خرداد و یادآوری خیزش آرای بیست میلیونی مردم ایران در سال ٧۶ و پیروزی محمد خاتمی، کمیته اطلاع رسانی جنبش سبز – شاخه کردستان، با انتشار بیانیه ای در این خصوص، ضمن گرامیداشت این روز، از تمامی جناحها و گروههای سیاسی که راه گفتگو و مصالحه را بر خشونت و انتقام ترجیح می-دهند، دعوت به همکاری نمود.


بنا به گزارش جرس،
متن این بیانیه به شرح زیر است:

از سال ها پیش که آرای بیست میلیونی، از تصمیم بی بازگشت مردم برای ایجاد تغییرات دموکراتیک در کشور خبر داد، خرداد ماه، به مهم ترین ماه در عرصه تحولات سیاسی ایران تبدیل شده است. دو سال پیش، بار دیگر، گفتمان اصلاحات با اقبال اکثریت مردم روبرو شد و روند مسالمت آمیز و قانونی ایجاد تغییرات گسترده، مورد تأیید آنان قرار گرفت. گر چه رئیس جمهور منتخب، حاکمیت را به پیروی از قانون و تمکین در برابر خواست ملت فراخواند، اما، حبس و حصر، آخرین و تنها پاسخی بود که جابران در برابر کلام حق یافتند. چماق داران راه خشونت را بر گفتگو ترجیح دادند، اما، پاسخ مردم، تشکیل کیلومترها زنجیره انسانی سبز بود، خس و خاشاک نامیده شدند، اما، با راهپیمایی میلیونی سکوت، به آن پاسخ دادند و تنها راهی که متقلبان و مدافعان شان برای پاسخ یافتند داغدار کردن مادران اختر زندها، غنیان ها، آقاسلطان ها، سهرابی ها، هاشم زاده ها، ... بود. راه ما، اما، راه دیگری است و پاسخ سبزها، گفتگو بر سر خواسته ها و مطالبات مردم است.
اگر چه بر موضع خود ایستاده ایم و این دولت نامشروع را به رسمیت نمی شناسیم، اما، پیش شرط های گفتگو را نیز نادیده نمی گیریم. این بیعت با شیطان نیست و پیش شرط تأمین حداقل آزادی های سیاسی و اجتماعی، راهگشای رایزنی بر سر اختلافات عمیق موجود است. اکنون که شیدایی بی حساب و نفرت فزاینده، سبب برملا شدن هر چه بیش تر ناگفته های نظام شده و در رقابت بر سر قدرت، اخلاق و باورهای دینی و انسانی به دست فراموشی سپرده شده است، جنبش سبز رساتر از قبل، شعار آشتی ملی سر می دهد.


به همین مناسبت، کمیته اطلاع رسانی جنبش سبز – شاخه کردستان، ضمن گرامیداشت این ماه و شهدای آن، از تمامی جناح ها و گروه های سیاسی که راه گفتگو و مصالحه را بر خشونت و انتقام ترجیح می دهند دعوت به همکاری می نماید. با توجه به این که پس از گذشت سال ها، راهکار جنبش سبز و اصلاحات، محتوم به پیروزی است و متأسفانه، عواقب کشمکش های تشنگان قدرت، به زندگی مردم ستمدیده بازخواهد گشت از تمامی نیروهای داخل و خارج، که خود را معتقد به مسیر جنبش سبز می دانند می خواهد بر سر اتخاذ استراتژی و مواضع مشترک، جهت رویارویی با روزها و حوادث آینده کشور به اجماع برسیم تا بتوانیم با مطالبات روشن و خواست های مشخص، نماینده واقعی تمامی مردم ایران باشیم.

کمیته اطلاع رسانی جنبش سبز – شاخه کردستان
دوم خرداد نود
 

ابطحی: ملت و دولتی که اصلاحات را نپذیرد باید به روشهای خشونت آمیز تن دهد

Posted: 23 May 2011 03:31 AM PDT

جرس: محمدعلی ابطحی بر این باور است که اصلاحات در همان عمر کوتاه هشت ساله اش خیلی سریعتر و عمیقتر از این مدت زمانی در موارد مشابه در سایر کشورها توفیق داشته است. بسیاری از روشها و ظرفیتهائی که امروز در جمعه وجود دارد و مخالفان سنتی اصلاح طلبی به آن تن داده اند، نتیجه آگاهی و تاثیری است که جنبش اصلاحات به جامعه تزریق کرد.


در این نوشته که در وبلاگ شخصی او منتشر شده، آمده است: دوم خرداد به طور سمبلیک ونمادین آغاز دوران اصلاحات در تاریخ سیاسی کشور است. آن را نمادین خواندم به خاطر آن که در آن روز که آقای خاتمی با رای بهت آور و بدون شائبه انتخاب شد، بحث اصلاحات را هنوز مطرح نکرده بود. اما در نهایت، 8 سال ریاست جمهوری ایشان به عنوان دوران اصلاحات نام گرفت. اکنون که 6 سال از پایان آن دوران طی شده است و به خصوص در یکساله گذشته بیش ازهمیشه، به اندازه دائره المعارفهای بزرگ جهان نسبت به این جریان نقد و اتهام و فحاشی صورت گرفته است، میشود از سر واقع بینی نگاهی به امر اصلاحات در ایران معاصر انداخت.


وی در این نوشته تصریح کرده است: 
  
ملت و دولتی که روش اصلاحات را نپذیرد یا باید به روشهای خشونت آمیز روی اورد که واقعیت کشورهائی که به این روش رو اورده اند در برابر دیدگان ما است و نتیجه ای جز آسیب دیدن بیشتر مردم را در بر نداشته است و صد البته اگر نسلی تصمیم به روی آردن به روشهای خشونت امیز و تغییر های ساختاری داشته باشد، حق آنها است ولی نمیتوان انان را در مجموعه جریان اصلاح طلبی جای داد. این دو روش به صورت جوهری و مبنائی با یکدیگر متفاوت است. در مقابل اگر حاکمیت هم تن به اصلاح از درون خود ندهد وبر روشهای ناصحیح و یا کهنه که به تناسب تغییرات باید نو شود رضایت ندهد، ان حاکمیت، باید در برابر خواست های منطقی جامعه اش بایستد ودر نتیجه فاقد مشروعیت و مقبولیت میشود. والبته فضا را برای خشونت خواهان و یا خواستاران تغییرات و اصلاحات ساختاری باز میکند. گمان نمیکنم اگر از دو سوی جامعه و حاکمیت به این مسئله توجه شود، هیچ منطقی وجود داشته باشد که اصل اصلاحات را در دنیای پویای معاصر نپذیرد.


ابطحی در این نوشته به عوامل عدم موفقیت اصلاح پرداخته و افزده است: 
  در نگاه واقع بینانه و نقادانه به دوره اصلاحات و بررسی راز عدم موفقیت نسبی آن باید به سه نکته مهم توجه داشت. یکی مربوط به کسانی است که زیر تابلوی اصلاحات قرار داشتند و به جای آنکه به اصلاحات رفتاری توجه کنند، شعارهای اصلاحات ساختاری و یا شعارهائی که عملا منجر به تغییر حاکمیت می شد را دادند. این کار باعث شد تا بعضی دلسوزان احساس نگرانی کنند و بعضی از مخالفان سیاسی اصلاحات آن را بهانه برخورد با اصلاحات نمایند. این نگرانی به خصوص در حوزه مسائل دینی بیشتر قابل توجه و ملاحظه بود. بی تردید در فهم این نگرانی و رفع آنها و مشخص کردن مرز بین اصلاحات و تغییر حاکمیت و یا مبانی آن باید پرچمداران اصلاحات حساسیت بیشتری نشان میدادند. انصافا در این جهت شخص آقای خاتمی واقع بینانه بیش از بدنه اصلاحات موضع های به جا گرفت و حساسیت نشان داد. شاید امروز بیش از هر زمان این روش وی مورد تقدیر دلسوزان قرار داشته باشد.


وی در ادامه می نویسد: دلیل دوم عدم موفقیت نسبی اصلاحات در این بود که کسانی در دل حاکمیت که ظرفیت اصلاح نداشتند احساس نگرانی سیاسی از دست دادن قدرت را داشتند، و به شکل بیرحمانه و غیر منصفانه با چاشنی دروغ و تهمت و صرف مخارج زیاد به نگرانی های بیجا و با جا دامن زدند و از امکانات رسانه ای خود هم بهره گرفتند و اصل اصلاحات را در جامعه مورد حمله قرار دادند وتلاش کردند جریان اصلاحی رفتاری را دچار یاس و خستگی کنند و اصلاح طلبی را چنان پر هزینه نمایند که جامعه دچار انفعال شود و البته موفق هم شدند.


ابطحی در خصوص تاثیرات دوم خرداد می افزاید: آشنا شدن مردم با حقوق خود و حرمت گذاری به آنان و احترام به آزادیهای فردی بر اساس قرائت رحمانی از اسلام وتزریق غرور و شخصیت ملی و دینی و شریک کردن مردم در امر حاکمیت و دهها اصل دیگر که مردم امروز آنها را حق خود میدانند جزئی از تاثیرات مثبت دوران اصلاحات است که کشور باید آن را غنیمت بشمارد و هر کس که قدرت را به دست میگیرد، به پیشرفت آن بکوشند.


این اصلاح طلب در خاتمه می نویسد: 
بی شک بنا به انچه که گفته شد، اصلاحات یک پروسه چاری در همه زمان هاست و همیشه نیاز  به آن بر اساس واقعیت های اجتماعی حس میشود. البته که پایه گذاران آن نقش مهمتری دارند ولی پایه های اساسی آن بر دوش جامعه و حاکمیت است که با کمک یکدیگر باید این پروسه را در جامعه جاری کنند. طبعا در پروسه های عمیقی مثل اصلاحات، فکر و اندیشه اصلاحی مهمتر از افراد هستند. پروژه های مقطعی به صورت کلی با پروسه ای مثل اصلاحات متفاوت است و مرزهای جدی دارد. یکی از مرزهای آن این است که جریان اصلاحی میتواند و باید در چارچوب قانون اساسی مطالبات خود را دنبال کند


 

مشاور محمود احمدی نژاد: ٢٢ برابر بیشتر از زمان اصلاحات به حوزهای علمیه بودجه داده ایم

Posted: 23 May 2011 02:18 AM PDT

جــرس: مشاور محمود احمدی نژاد و مدیر عامل خبرگزاری و همچنین ارگان رسمی دولت، ضمن اشاره به چالش های اخیر میان اصولگرایان و دولتی ها، اظهار عقیده کرد "بودجه‌ای که دولت دهم و امسال برای حمایت مالی از حوزه‌های علمیه و مراکز دینی اختصاص داده، به رقم خیره‌کننده ٧۶۰ میلیارد تومان افزایش یافته است که حاکی از بیست و دو برابر شدن آن در مقایسه با دولت اصلاحات است. چگونه می‌توان رئیس جمهور و دولتی را به ضدیت با روحانیت متهم کرد؟ مسئولیت جلوگیری از تکرار اینگونه شبهه‌افکنی‌ها و اتهامات بی‌اساس با کیست؟"


به گزارش روزنامه ایران، علی اکبر جوانفکر، مشاور رئیس دولت و مدیر مسئول این روزنامه، طی سرمقاله خود با عنوان "نسبت‌های ناروا"، مدعی شده است "تقابل با روحانیت از جمله نسبت‌های خلاف واقع و ناروایی است که این روزها، از سوی مدعیان تمامیت‌خواه علیه دولت ولایی، مردمی و خدمتگزار احمدی‌نژاد، مطرح می‌شود. "


وی همچنین می گوید "هیچکس القائات ناصواب مبنی بر تضاد دولت ارزشگرا، انقلابی و مردمی احمدی‌نژاد با روحانیت معظم را باور نمی‌کند. اصرار برخی از جریانات و افراد بر ضدیت دولت و رئیس‌جمهور با روحانیت، یک جریان کاملاً انحرافی است. احمدی‌نژاد و اعضای دولت او، بیشترین دیدارها را با مراجع و علمای برجسته داشته و همواره بر تکریم و تعظیم شخصیت‌های والامقام حوزه‌های علمیه تصریح و تأکید کرده‌اند. "


جوانفکر که طی هفته های اخیر، به دلیل عملکرد خبرگزاری تحت امرش (ایرنا) در عدم انعکاس کامل و به موقع اظهارات و دستورات رهبری، مورد حمله اصولگرایان و شکایت آنها به مراجع قضایی، مورد حمله و انتقاد واقع شده، همچنین نوشت "رویکرد و عملکرد شش‌ساله احمدی‌نژاد مؤید آن است که دولت مکتبی وی علاوه بر بستر‌سازی برای پیشرفت جهشی و آبادانی کشور در همه زمینه‌ها، همواره در جهت برنامه‌ریزی برای ترویج فرهنگ قرآنی، آبادانی مساجد، بهسازی و توسعه حوزه‌های علمیه و مراکز نماز جمعه به عنوان کانون فعالیت روحانیت اصیل گام برداشته است. آمار و ارقام ثبت شده در لوایح بودجه رسمی کشور طی سنوات گذشته گویای آن است که دولت احمدی‌نژاد با چه وسواس و دقتی به سرمایه‌گذاری در جهت خدمت مؤثر و ماندگار به اسلام عزیز اهتمام ورزیده است. "


مشاور محمود احمدی نژاد ادامه داد "بودجه‌ای که دولت وقت (اصلاحات) در سال ٨٣ برای حمایت مالی از حوزه‌های علمیه و مراکز دینی اختصاص داده بود از ٣۵ میلیارد تومان فراتر نرفت اما با دقت و توجه ویژه رئیس‌جمهور محترم، این مبلغ در سال‌جاری به رقم خیره‌کننده ٧۶۰ میلیارد تومان افزایش یافته است که حاکی از ٢٢ برابر شدن آن است. چگونه می‌توان رئیس جمهور و دولتی که دارای چنین گرایش و نگرشی به مراکز علوم دینی است، به ضدیت با روحانیت متهم کرد؟ مسئولیت جلوگیری از تکرار اینگونه شبهه‌افکنی‌ها و اتهامات بی‌اساس با کیست؟

مساجد و مصلاهای محل اقامه نمازهای جمعه از مراکز اصلی فعالیت روحانیت معزز محسوب می‌شوند. بودجه اختصاص یافته برای عمران و آبادانی این مراکز از پنج میلیارد تومان در سال ٨٣ به ٣٩۰ میلیارد تومان در سال نود افزایش یافته است. مدعیان تمامیت خواه باید به این سؤال پاسخ دهند که چگونه به خود جرأت داده‌اند، دولتی با این جهت‌گیریهای ارزشی و کارنامه درخشان عملکردی را در حوزه دین و روحانیت به تضاد با روحانیت متهم کنند؟"
 

عبدالله صالح از قدرت کناره گیری می کند

Posted: 23 May 2011 01:45 AM PDT

در پی فشارهای داخلی و بین المللی
جــرس: در حالیکه روز شنبه گزارش رسیده بود که علی عبدالله صالح، رئیس جمهور یمن، وعده خود مبنی بر طرح پیشنهادی شورای همکاری خلیج فارس برای کناره‌گیری خود از قدرت را نپذیرفته، امروز منابع بین المللی اعلام کردند که وی به طور ناگهانی و تحت فشارهای داخلی و خارجی اعلام کرد که طرح خلع ید خود از قدرت را امضا خواهد کرد، اما در عین حال این طرح را "یک کودتا" لقب داد و آن را محکوم کرد.


به گزارش خبرگزاری فرانسه، وی با اعلام کناره گیری از قدرت، همزمان به ایالات متحده و اروپا هشدار داد که با رفتن او "درها به روی القاعده برای کنترل یمن" باز خواهد شد.


گفتنی است طرح پیشنهادی که صالح قول امضا کردن آن را داده‌ و آنرا "کودتا" علیه خود نامیده، از سوی شش عضو «شورای همکاری خلیج فارس» برای حل بحران یمن تهیه شده و از حمایت آمریکا نیز برخوردار بود.


برپایه این طرح، علی عبدالله صالح ظرف ۳۰ روز قدرت را به معاونش می‌سپارد، و در مقابل، وی و مشاورانش از پیگرد قانونی مصون خواهند بود و دولت وحدت ملی به نخست‌وزیری مخالفان تشکیل و انتخابات، دو ماه بعد برگزار می‌شود.


این گزارش می افزاید کمیسیونی مرکب از نمایندگان دو جناح و هم‌چنین ایالات متحده، اتحادیه اروپا و سازمان ملل بر اجرای این طرح نظارت خواهند داشت.


احزاب مخالف علی عبدالله صالح، روز شنبه طرح شورای همکاری خلیج فارس را امضا کردند و ایالات متحده نیز از علی عبدالله صالح خواسته‌است روز یک‌شنبه به وعده‌اش در کناره‌گیری از قدرت عمل کند.


گفتنی است علی عبدالله صالح اخیراً دو بار در آخرین دقایق از پذیرش توافقات در مورد استعفای خود سرباز زده‌است.

گزارش‌ها حاکی است که چند صد تن از هواداران صالح، از یک‌شنبه (بیست و دوم ماه مه) در اعتراض به طرح پیشنهادی شورای همکاری خلیج فارس، جاده‌های اصلی صنعا، پایتخت یمن، را مسدود کرده‌اند و با در دست داشتن باتوم و پوسترهای علی عبدالله صالح اقدام به بستن خیابان‌های منتهی به کاخ ریاست‌جمهوری و فرودگاه صنعا کرده‌اند.


از چند ماه پیش اعتراضات گسترده‌ای در یمن علیه دولت صالح آغاز شده بود و فعالان سیاسی مخالف دولت یمن می‌گویند طی چهار ماه اخیر، در جریان سرکوب معترضان توسط قوای حکومتی، بیش از ۱۵۰ تن کشته شده‌اند.


علی عبدالله صالح که نزدیک به ۳۳ سال بود بر کشور یمن حکومت می‌کرد، بعد از متحد شدن یمن شمالی و جنوبی و محو بخش کمونیستی این کشور، به ریاست جمهوری رسیده بود.
 

جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها : متن خلاصه

unread,
May 24, 2011, 1:04:16 PM5/24/11
to polic...@gmail.com

مجلس نسبت به عدم افتتاح بخش منفجر شده پالایشگاه آبادان هشدار داده بود

Posted: 24 May 2011 06:43 AM PDT

عدم حضور رئیس پالایشگاه در جریان حضور رئیس دولت
جــرس: در پی انفجار و آتش سوزی مرگبار روز سه شنبه در پالایشگاه آبادان، نمایندگان مجلس خاطرنشان کردند نسبت به عدم افتتاح زودهنگام این بخش از پالایشگاه هشدار داده بودند، اما دولت این افتتاح را در برنامه سفر محمود احمدی نژاد قرارداده بود که به گفته سخنگوی کمیسیون انرژی با وجود تمام این هشدارها، هنوز قصد دولت از این افتتاح زودهنگام مشخص نیست.


منابع موثق خبری همچنین گزارش داده اند که انفجار امروز در حالی صورت گرفت که رئیس پالایشگاه آبادان به دلیل مخالفت با این افتتاح در مراسم حضور رئیس دولت شرکت نکرده بود.


خبرگزاری ها عصر سه شنبه اعلام کرده اند با حضور نیروهای امنیتی بررسی دلایل ایجاد این حادثه آغاز شده، اما با توجه به نامشخص بودن دلایل انفجار، احتمال آتش سوزی و انفجار مجدد در این پالایشگاه قدیمی وجود دارد.


به گزارش خبرآنلاین، در شرایطی که نمایندگان مجلس بالاخص اعضای کمیسیون انرژی مجلس از احتمال حادثه در پالایشگاه آبادان هشدار داده بودند و خواستار عدم افتتاح زودهنگام این پالایشگاه شده بودند اما این پالایشگاه، امروز سه شنبه سوم خرداد ماه، با بی اعتنایی به نظر مجلس و توسط احمدی نژاد افتتاح شد که نتیجه این افتتاح غیرکارشناسانه انفجار و ازدست دادن گروهی از کارکنان و مصدومیت جمع زیادی از دست اندرکاران صنعت نفت شد.


بر اساس گزارش مهر، عماد حسینی سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس با اشاره بر اینکه رئیس کمیسیون انرژی مجلس و دیگر اعضای این کمیسیون نسبت به عدم افتتاح رسمی این پروژه ملی هشدار داده بودند اما دولت به دلایلی نامعلوم افتتاح زودهنگام پالایشگاه آبادان را در برنامه قرارداد تاکید کرد: همین امر امروز باعث حادثه ای شد که بهره برداری از این پروژه ملی را با تاخیر چندماهه مواجه خواهد کرد.


این در حالی است که شنیده ها حاکی از آن است که امروز به دلیل مخالفت با این افتتاح رئیس پالایشگاه آبادان در این مراسم شرکت نکرده بود.


در عین حال بر اساس اظهارات سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس در گفت وگو با خبرآنلاین، تا کنون قصد دولت از این افتتاح زودهنگام که پیش از این نسبت به آن هشدار داده شده بود مشخص نیست و همین امر باعث شده در حال حاضر بهارستانی ها (نمایندگان مجلس) به شدت نگران توسعه این اقدامات عجولانه دولت شود. به گفته حسینی خیلی از تست های مهم برروی تجهیزات این طرح توسعه صورت نگرفته تا هرچه زودتر این پالایشگاه وارد مدارشود.


وی در پاسخ به این سوال که آیا افتتاح زودهنگام این پالایشگاه به دلیل کمبود بنزین بوده است، متذکرشد: بالاخره همه ما می دانیم که به افزایش تولید بنزین نیاز داریم اما این دلیل این اقدام عجولانه دولت نیست هر چند که مقصود دولتمردان برای این اقدام عجولانه هنوز برای ما هم روشن نیست.


براساس اظهارات سید عماد حسینی، پیش از این کارشناسان و بهارستانی ها می دانستند که افتتاح زودهنگام این پالایشگاه عواقب ناخوشایندی به همراه خواهد داشت و هشدار آن به دولت داده شده بود.


این در حالی است که گفته می شود پس از مهار آتش سوزی در نهایت احمدی نژاد چند دقیقه ای از وقت خود را صرف بازدید از محل حادثه دیده کرده و سریعا از این پالایشگاه خارج شده است.


در حال حاضر براساس گفته های عبدالرضا مهربان مدیرعامل شرکت پالایش نفت آبادان، این پالایشگاه با کاهش ظرفیت چهارصد هزار بشکه ای مواجه خواهد شد.


لازم به یادآوری است قراربود پالایشگاه در روز آزادی خرمشهر (سوم خرداد) با حضور محمود احمدی نژاد افتتاح شود اما در روزهای آخر این سیاست تغییرکرد، تا اینکه در جریان برگزاری مراسم افتتاح طرح بنزین سازی در پالایشگاه آبادان توسط وی، انفجاری در پالایشگاه روی داد که به آتش سوزی، پخش گازهای سمی و کشته و زخمی شدن تعدادی از کارکنان منجر شد.


امکان انفجار مجدد
خبرگزاری مهر عصر سه شنبه در آخرین خبر نوشت "با حضور نیروهای امنیتی بررسی دلایل ایجاد این حادثه آتش سوزی در سطح پالایشگاه آغاز شده، اما با توجه به نامشخص بودن دلایل انفجار، احتمال آتش سوزی و انفجار مجدد در این پالایشگاه قدیمی وجود دارد و در حال حاضر تمامی نیروهای امدادی و آتش نشانی برای مهار هر گونه آتش سوزی و انفجار احتمالی در پالایشگاه آبادان در آمادگی کامل به سر می برند."


 

دعوت  شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم برای شرکت در مراسم ناصر حجازی

Posted: 24 May 2011 05:39 AM PDT

جرس: شورای هماهنگی راه سبز امید با انتشار اطلاعیه ای ضمن تسلیت درگذشت ناصرحجازی، از مردم  ایران دعوت کرد با شرکت در آیین های بزرگداشت وی، مراتب قدردانی ملت از قهرمانان خود را ابراز دارند.  

به گزارش جرس، متن کامل این اطلاعیه بشرح زیر است:


انا لله و انا الیه راجعون


قهرمانان ملی و مردمی بخشی از هویت هر ملتی را تشکیل می دهند و بزرگداشت آنها وظیفه ای همگانی است.


شورای هماهنگی راه سبز امید درگذشت قهرمان ملی و مردمی ناصر حجازی را به مردم ایران، جامعه ورزشی و بویژه خانواده و بازماندگان آن مرحوم تسلیت عرض می کند و از مردم شریف ایران دعوت می نماید با شرکت در آیین های بزرگداشت این عزیز، مراتب قدردانی ملت از قهرمانان خود را ابراز دارند.
۳ خرداد ۱۳۹۰
 

مصباح یزدی:  طرفداران سقوط به سمت حیوانیت، دانشگاه‌ها را هدف قرار داده اند

Posted: 24 May 2011 05:17 AM PDT

جــرس: عضو مجلس خبرگان و رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی موسوم به امام خمینی، با بیان اینکه "در حال حاضر دنیا به دو جبهه طرفدار سقوط به سمت ارزش‌های حیوانی" و در مقابل طرفدار صعود به ارزش‌های والای معنوی و تکامل بشری تقسیم شده"، ادعا کرد "البته کانون حمله جبهه طرفدار حیوانیت به ارزش‌های انسانی و معنوی دانشگاه‌ها هستند."


محمدتقی مصباح یزدی همچنین گفت: شناخت دشمنان قسم‌خورده خارجی و شناسایی مزدوران داخلی و در نهایت آشنایی با شگردهای قدرت‌های استعمارگر در فریب ملت‌ها، مهم‌ترین راه مبارزه با ظلم و استبداد امروز است.


به گزارش ایسنا، مصباح یزدی در دیدار مهمانان دومین کنفرانس بین‌المللی علوم انسانی گفت "خداوند را شاکریم؛ چراکه در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که ملت‌های ستمدیده در راستای جستجوی حقوق انسانی خود بیدار شده‌اند."


وی تنها راه مقابله با این نوع ظلم را شناخت دشمنان قسم‌خورده خارجی، شناسایی مزدوران داخلی آنها و در نهایت آشنایی با نقشه‌ها و شگردهای قدرت‌های استعمارگر در فریب ملت‌ها عنوان کرد و افزود: در خصوص ظهور چنین ظلم‌هایی تا حدودی خود ملت‌ها به دلیل سستی و تنبلی بر اثر راحت‌طلبی و رفاه طلبی مقصر بوده‌اند.


مصباح‌یزدی مدعی شد: در حال حاضر دنیا به دو جبهه "طرفدار سقوط به سمت ارزش‌های حیوانی" و در مقابل آن جبهه "طرفدار صعود به ارزش‌های والای معنوی و تکامل بشری" تقسیم شده و کانون حمله جبهه طرفدار حیوانیت به ارزش‌های انسانی و معنوی دانشگاه‌ها هستند، بنابراین باید برای مقابله با این هجمه بر روی دانشگاه‌ها متمرکز شد؛ چراکه آینده‌سازان اصلی هر جامعه تحصیل‌کردگان دانشگاهی آن هستند.


طی چند سال اخیر، هجمه های فراوانی از سوی محافظه کاران سنتی و جریان اصولگرا، علیه دانشگاهها و مراکز آکادمیک به خصوص رشته های علوم انسانی صورت گرفته و به بهانه های مختلف، خواستار "تغییر مفاد درسی"، بازنشستگی استادان، اخراج و محرومیت از تحصیل دانشجویان و همچنین تشدید کنترل و محدودیت بر فضای دانشگاهها شده اند.


در همین رابطه عماد افروغ، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسایل سیاسی و اجتماعی، چندی پیش گفته بود: دانشگاه برای عمل به رسالت خود باید از آزادی‌های مختلف برخوردار باشد تا بدین ترتیب شاهد شکل‌گیری اندیشه‌های نوظهور در دانشگاه‌ها باشیم.


وی با انتقاد نسبت به شرایط فعلی دانشگاه‌ها برای داشتن آزادی‌های لازم، به اهمیت دانشجویان در پر کردن خلاء نهادهای مدنی اشاره کرد و نسبت به نتایج برخی رفتارها از جمله "مدیریت متمرکز دانشگاه‌ها" هشدار داد و گفت "همواره یکی از پایگاه‌های اصلی روشنگری و آگاهی‌بخشی مردم از طریق دانشجویان، دانشگاه‌ها بوده‌اند و نمی‌توان از نقش بی‌بدیل دانشگاه در روشنفکری دینی و انقلابی غافل شد و کسانی که این نقش را نادیده می‌گیرند، خودشان به دست خود، یک نگاه ابزاری و شتابزده را تقویت می‌کنند. اگر دانشگاه و دانشجویان ما متناسب با جایگاه تاریخی خود و نیاز هر شهروند، افکار خود را داشته باشند، در بروز افکار خود آزاد باشند و اندیشه‌های مطلوب خود را به بحث بگذارند و دنبال کنند، آن وقت به راحتی و به صورت شتابان و احساسی جذب احزاب سیاسی نمی‌شوند و خیلی راحت می‌توانند سره از ناسره کنند ... دانشگاه محل دانش و محل تعامل و تضارب افکار است و باید اجازه دهیم که دانشجو رشد کند. به هر حال باید فرقی بین دانشجو و یک شهروند عادی وجود داشته باشد. شاید یک شهروند عادی چنین فرصتی را در اختیار نداشته باشد و از او زیاد توقع نداشته باشیم که برخورد احساسی نکند و در عوض برخورد فکری و معرفتی داشته باشد ولی توقع دیگری از دانشجو داریم. ما از دانشجو توقع داریم که با توجه به جایگاه تاریخی خود، علاوه بر مباحث آموزشی و درسی خود، به این مسائل هم توجه داشته باشد."
 

عکسهای زیبا از روزهای انتخابات - سری دوم

Posted: 24 May 2011 04:32 AM PDT

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صبح چهارشنبه؛ آخرین وداع با اسطوره فوتبال ایران

Posted: 24 May 2011 04:30 AM PDT

شصت دستگاه اتوبوس برای انتقال مردم به ورزشگاه آزادی
جــرس: در حالیکه در دومین روز از درگذشت ناصر حجازی، کماکان گروه زیادی از مردم و علاقمندان به این قهرمان ملی، در برابر منزل وی تجمع کرده و در سوگ به سر می برند، پسر آن مرحوم برنامه قطعی مراسم تشییع و خاکسپاری پیكر وی را اعلام کرد .


به گزارش ایسنا، آتیلا حجازی درباره تصمیم قطعی خانواده مرحوم حجازی جهت برگزاری مراسم تدفین اسطوره فوتبال ایران گفت "بر اساس برنامه تنظیم شده قرار است این مراسم از ساعت هشت و نیم صبح چهارشنبه در ورزشگاه صد هزار نفری آزادی برگزار شود."


گفتنی است مقامات امنیتی با برگزاری مراسم تشییع پیكر مرحوم حجازی در ورزشگاه سی هزار نفره شیرودی (امجدیه) به بهانه کمبود جا مخالفت کرده و آنرا به ورزشگاه صد هزار نفرۀ آزادی منتقل کرده اند.


بر اساس این گزارش، مراسم فوق از ساعت هفت صبح روز چهارشنبه چهارم خرداد در مقابل بیمارستان كسری تهران آغاز و پس از آن پیكر مرحوم حجازی به ورزشگاه آزادی برده می شود تا با بدرقه‌ آحاد جامعه، پیكر این اسطوره فوتبال ایران، به بهشت زهرا و قطعه نام‌آوران بهشت زهرا منتقل و خاکسپاری شود.


خانواده مرحوم حجازی جهت سهولت در رفت و آمد اهالی فوتبال در ورزشگاه آزادی و همچنین بهشت‌ زهرا، شصت دستگاه اتوبوس تدارك دیده‌اند كه این اتوبوس‌ها در اطراف بیمارستان كسری آماده‌ سرویس‌دهی به مردم خواهند بود.


پیش از این قرار بود با توجه به خواسته خانواده حجازی، پیكر او در امامزاده پنج تن لویزان به خاك سپرده شود اما در نهایت با تصمیمی كه اتخاذ شد مقرر گردید كه پیكر حجازی در بهشت زهرا دفن شود.


به گفته آتیلا حجازی قرار است نماز میت این اسطوره فوتبال ایران توسط سید حسن خمینی خوانده شود.


تجمع هواداران و مردم
طبق آخرین گزارش ها، هواداران و دوستداران ناصر حجازی صبح سه شنبه نیز، کماکان به تجمع مقابل منزل آن مرحوم ادامه داده و به سوگواری پرداختند.


به گزارش آفتاب، در حالی که قرار است مراسم تشییع پیکر مرحوم ناصر حجازی صبح فردا چهارشنبه از مقابل بیمارستان کسری و سپس ورزشگاه آزادی برگزار شود، تعداد زیادی از دوستداران و هواداران پیشکسوت فوتبال ایران مقابل منزل وی تجمع کرده‌اند و به سوگواری می‌پردازند.


این گزارش می افزاید این هواداران که در دو روز گذشته نیز مقابل بیمارستان کسری و منزل وی تجمع کرده بودند با چشمانی اشک‌بار در غم فراغ مرد دوست‌داشتی فوتبال ایران به عزاداری می‌پردازند و صدای هق هق گریه‌هایشان فضا را پرکرده است.


برنامه نود و ناگفته ها
در همین رابطه، شامگاه دوشنبه دوم خرداد، رکورد پیامک‌های برنامه نود که سوال آن در مورد ناصرحجازی بود در برنامه دیشب شکسته شد.


گفتنی است این برنامه، شامگاه دوشنبه حال و هوای خاص دیگری داشت و عادل فردوسی‌پور که در برنامه هفته قبلش آیتمی از ناصر حجازی را روی آنتن فرستاده بود، در روزی که آن مرحوم به دیار باقی شتافت، سوال پیامک برنامه‌اش را به این اسطوره ورزشی و اجتماعی کشور اختصاص داد و از مردم خواست تا به احترام حجازی عدد یک را به شماره پیامک برنامه ارسال کنند، که بالغ بر چهارم میلیون و پانصد هزار نفر ، اس ام اس های حمایتی به برنامه نود پیامک فرستادند، تا با این تعداد پیامک، هم برنامه نود رکورد زد و هم اینکه مشخص شد ناصر حجازی چقدر در بین مردم محبوب بوده است.


در گزارش ویژه این برنامه، همچنین بخشی از مصاحبه های حجازی پخش شد و تلویحا آزار های سیستم ورزش حکومتی که منجر به کنار گذاشته شدن او از فوتبال در دهه شصت شد، مورد اشاره قرار گرفت.

این مجری مردمی، در حین برنامه، ناگهان به اظهارات و منش حجازی اشاره کرد و گفت "مسؤلین بدانند کسی که دروغ نمی گوید و حرف دل مردم رو می زند، همیشه عزیز می ماند... حجازی کرنش نکرد و دولا راست نشد تا چیزی گیرش بیاید..."


شورای شهر و طرف دو فوریتی
در خبری دیگر در همین رابطه، خبرگزاری ایسنا نوشت "طرح دو فوریتی نامگذاری یك ورزشگاه در تهران به نام ناصر حجازی امروز از سوی علیرضا دبیر مطرح شده و با تائید و امضای اعضای شورا، به ریاست شورای شهر تحویل شده است."


علیرضا دبیر، عضو شورای شهر تهران، با اشاره به محبوبیت مرحوم «ناصر حجازی» در میان ملت ایران، یادآور شد: وی دومین دروازه‌بان برتر تاریخ آسیا شناخته شده و همواره در كنار ملت ایران زیسته است و لازم است ورزشگاهی بنام وی نامگذاری شود.


 

اولین اطلاعیه ستاد انتخابات کشور: داوطلبان محروم نمایندگی مجلس نهم

Posted: 24 May 2011 03:29 AM PDT

جــرس: اولین اطلاعیه ستاد انتخابات کشور برای انتخابات مجلس شورای اسلامی صادر شد و طی آن اشخاصی که از داوطلب شدن در حوزه های انتخابیه سراسر کشور محروم می باشند را اعلام کرد.


به گزارش خبرآنلاین، در این اطلاعیه که پیرامون انتخابات اسفند ماه امسال منتشر شده، آمده است: به آگاهی هم میهنان عزیز می رساند با توکل به خداوند متعال و عنایات حضرت ولی عصر انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در سراسر کشور با موافقت شورای محترم نگهبان در تاریخ 12/12/ 1390 برگزار می شود و زمان ثبت نام از داوطلبان نمایندگی از تاریخ 3 /10/ 1390 به مدت یک هفته تعیین گردیده است .


در اجرای تبصره 6 ماده 29 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی مراتب زیر اعلام می گردد: با استناد به ماده 29 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی اشخاص زیر به واسطه مقام و شغل خود از داوطلب شدن محرومند :


الف اشخاص زیر از داوطلب شدن در حوزه های انتخابیه سراسر کشور محرومند مگر اینکه حداقل شش ماه قبل از ثبت نام از سمت خود استعفاء نموده و به هیچ وجه در آن پست شاغل نباشند :
1- رئیس جمهور و معاونین و مشاورین وی .
2- دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و معاونین وی .
3- مشاورین معاونین رئیس جمهور .
4- رؤسای دفاتر سران سه قوه .
5- وزرا و سرپرستان وزارتخانه ها .
6- معاونین و مشاورین وزرا .
7- مدیران کل و سرپرستان ادارات کل وزارتخانه ها و مدیران کل حوزه وزارتی و رؤسای دفاتر وزرا .
8- اعضای شورای نگهبان و هیأت مرکزی نظارت بر انتخابات .
9- رئیس قوه قضائیه و معاونین و مشاورین وی .
10- رئیس دیوان عالی کشور و معاونین و مشاورین وی .
11- دادستان کل کشور و معاونین و مشاورین وی .
12- رئیس دیوان عدالت اداری و معاونین و مشاورین وی .
13- رئیس سازمان بازرسی کل کشور و معاونین و مشاورین وی .
14- رؤسا و سرپرستان سازمان ها و ادارات کل و ادارات عقیدتی سیاسی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و جانشینان و معاونین آنان در سراسر کشور .
15- رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و معاونین وی .
16- رئیس جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران و معاونین وی .
17- استانداران .
18- معاونین و مشاورین استانداران .
19- فرمانداران .
20- بخشداران .
21- شهرداران و رؤسای مناطق شهرداری .
22- رؤسا و سرپرستان سازمان های دولتی .
23- رئیس دانشگاه آزاد اسلامی .
24-اعضای هیأت مدیره و مدیران عامل بانکها .
25- اعضای هیأت مدیره و مدیران عامل شرکت های دولتی و وابسته به دولت که حیطه وظایف و اختیارات آنها به کل کشور تسری دارد .
26- رئیس کل بانک مرکزی ایران و معاونین و مشاورین وی .
27- رؤسا و سرپرستان بنیادهای ( مستضعفان ، شهید ، 15 خرداد ، مسکن ) ، کمیته امداد امام خمینی(ره) ، نهضت سواد آموزی ، سازمان تبلیغات اسلامی ، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم و رئیس سازمان تعزیرات حکومتی و رؤسای اتاقهای بازرگانی و صنایع و معادن و تعاون ، معاونین و مشاورین آنان .
28- شاغلین در نیروهای مسلح و وزارت اطلاعات .


ب اشخاص زیر از داوطلب شدن در حوزه های انتخابیه قلمرو مأموریت خود محرومند مگر اینکه شش ماه قبل از ثبت نام از سمت خود استعفا نموده و به هیچ وجه در آن پست شاغل نباشند :
1- ائمه جمعه دائمی .
2- قضات شاغل در امر قضاء و رؤسای دادگستری شهرستانها و استانها .
3- مدیران کل و سرپرستان دفاتر و ادارات کل استانها و معاونین آنان .
4- مدیران کل و سرپرستان دفاتر و ادارات کل استانداریها و معاونین آنان .
5- رؤسا و سرپرستان ادارات و سازمانه ای دولتی و وابسته به دولت و معاونین آنان در استان و شهرستان .
6- رؤسا و سرپرستان دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی اعم از دولتی و غیر دولتی و رؤسا و سرپرستان واحدها و شعب آنها .
7- اعضای هیأت مدیره و مدیران عامل شرکتهای دولتی و وابسته به دولت در استان و شهرستان .
8- سرپرستان مناطق و رؤسای شعب بانکها در استان و شهرستان .
9- سرپرستان دفاتر سازمان تبلیغات اسلامی در مرکز استان و شهرستان .
10- مدیران مراکز صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران .
11- اعضاء شوراهای اسلامی شهر و روستا .


ج اعضای هیأت های اجرائی و ناظرین شورای نگهبان در حوزه انتخابیه تحت مسئولیت خود .
به موجب تبصره یک این ماده کلیه مقامات دارای عناوین همطراز با عناوین مذکور در بندهای « الف وب » مشمول این ماده می باشند که تشخیص همطرازی با معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور می باشد.
براساس تبصره 2 ماده 29 کسانی که طبق قوانین استخدامی و یا تعهد خدمت ، استعفای آنان منوط به پذیرش آن از سوی مسئولین مربوطه باشد ، قبول استعفا شرط است . همچنین استعفای پرسنل نیروهای مسلح منوط به قبول فرماندهی کل قوا می باشد .


همچنین کلیه اشخاصی که داوطلب نمایندگی مجلس شورای اسلامی بوده و مشمول موضوع این ماده و تبصره 5 آن می باشند، می بایست بر اساس تبصره 3 ماده فوق از تاریخ 3/ 3/ 1390 حداکثر به مدت یک ماه گواهی رسمی مبنی بر قبول استعفا و عدم اشتغال خود در پست و مقام و مشاغل یاد شده در بندهای « الف و ب » ماده 29 را از مراجع مربوطه دریافت نمایند.

مطابق تبصره 4 ، جایگزین فرد مستعفی باید از سوی مرجع ذی صلاح بالاتر حداکثر به مدت یک ماه به طور رسمی معرفی شود و فرد مستعفی در آن حوزه مسئولیتی نداشته باشد .


در پایان یادآور می شود که داوطلبان به هنگام مراجعه برای ثبت نام می بایست گواهی رسمی مبنی بر قبول استعفا و عدم اشتغال در پست و مقام و مشاغل یاد شده را که در تاریخ مقرر اخذ نموده اند ارائه نمایند و قبول استعفا بعد از مدت تعیین شده جهت ثبت نام و اعلام داوطلبی انتخابات مجلس شورای اسلامی مورد پذیرش مراکز ثبت نام نمی باشد.


اولین اطلاعیه ستاد انتخابات کشور برای انتخابات مجلس شورای اسلامی در حالی صادر می شود، که پروندۀ انتخابات ریاست جمهوری دو سال پیش کماکان باز بوده و صحت و سقم آن مورد تایید مراجع بیطرف و منصف واقع نشده است.
 

توصیه مهمانپرست به امریکا: در کنار اقلیت ناچیز قرار نگیرید

Posted: 24 May 2011 03:29 AM PDT

جــرس: سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، اقدام اخیر اتحادیه اروپا مبنی بر افزایش تحریم ها علیه جمهوری اسلامی و در لیست قرار گرفتن برخی مقامات و شرکت های ایرانی را محکوم کرد و اظهارات اخیر مقامات آمریکایی در مورد ایران را نیز مورد حمله قرار داد.


به گزارش مهر، رامین مهمانپرست در نشست خبری صبح سه شنبه، سوم خرداد ماه خود با رسانه ها، پیرامون اظهارات اخیر وزیر خارجه آمریکا مبنی بر تصمیم دولت آمریکا برای تسهیل روادید تحصیلی برای دانشجویان ایرانی و اظهاراتی پس از آن، ادعا کرد: "بهتر است دولت آمریکا در کنار اکثریت ملت قرار گیرد نه یک بخش کوچکی که حتی جزو اقلیت کشور ما به حساب نمی آیند. کسانی که می خواهند با آشوب و آتش کشیدن ساختمان ها اهداف خودشان را پیش ببرند. اگر بخواهند از این گروه ها حمایت کنند سیاست به دور از هوش و درایت خواهند بود. مردم در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند و طبیعی بود که برخی به کاندیداهای مختلف رای دهند ولی بعد از انتخابات وقتی احساس کردند که برخی می خواهند از این فرصت سوء اسفتاده کنند بارها و در مراسم های مختلف همبستگی و پیروی خود از نظام و رهبری و کشور خودشان اعلام کردند. "


وی ادامه داد: توصیه می کنیم اگر مقامات کشور آمریکا می خواهند سیاست غلط گذشته خودشان را جبران کنند بهتر است در کنار اکثریت جامعه ایران قرار گیرند و گر نه سیاست های اشتباه گذشته را ادامه خواهند داد. تصمیم اخیر این کشور مبنی بر تسهیل ویزا و روادید دانشجویان ایرانی نشان می دهد که نسبت به جوانان کشورهای ما تبعیض آمیز عمل می کردند. آن ها به خاطر اهداف سیاسی هر اقدامی را توجیح می کنند.


آنان که ما می شناسیم کوهنورد نیستند
وی در پاسخ به خبرنگاری که گفت: "چرا بعد از بیانیه مادر دو کوهنورد آمریکایی، وزارت خارجه و بخش کنسولی ایران اجازه مکالمه تلفنی به این دو آمریکایی با خانواده های شان داد؟"، ابتدا به تعبیر "کوهنورد" که از سوی خبرنگار برای این دو آمریکایی استفاده شد، اعتراض کرد و افزود: آنان که ما می شناسیم کوهنورد نیستند. آن ها دو نفر بودند که به مناطق حساس مرزی ایران وارد شدند؛ البته سه نفر هستند. این سه نفر از نظر ما کوهنورد نیستند. اصرار مقامات آمریکایی مبنی بر کوهنور اعلام کردن شان به هیچ وجه قابل قبول نیست. بکارگیری تعبیر کوهنورد شوخی است.


تخلفات این سه نفر در حال رسیدگی است و باید مسیر قانونی خود را دنبال کند و هر شیوه ای که بخواهد دستگاه قضایی را تحت فشار قرار دهد قابل قبول نیست. دوستانی که نگران حقوق انسان ها هستند باید متوجه باشند که تعداد زیادی از اتباع ایرانی توسط آمریکا ربوده و دستگیر شدند. اجازه روابط کنسولی به آن ها داده نشده است. اتهامات آنان روشن نیست و تا کنون نسبت به رسیدگی اقدامی انجام نشده است. این یکی از مواردی است که ادعاهای حقوق بشری آمریکایی ها درست نیست.


مسئله جاسوسان را از طریق وزارت اطلاعات پیگیری نمایید
مهمانپرست در واکنش به سوالی که به اقدامات حقوقی وزارت خارجه مبنی بر دست داشتن تعدادی آمریکایی در شبکه جاسوسی وابسته به سیا که اخیرا وزارت اطلاعات اعلام کرد گفت: جزییات دستگیری و کشف این شبکه را باید از سوی مقامات وزارت اطلاعات دنبال کنید. هر گاه فعالیتی که برای خنثی سازی شبکه وابسته آمریکایی در حال انجام است، به نتیجه رسید دستگاه سیاست خارجی به وظیفه خود عمل می کند.


احمدی نژاد به اجلاس اوپک نمی رود
سخنگوی وزارت خارجه ایران در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا احمدی نژاد در اجلاس اوپک شرکت خواهد کرد یا مسئول دیگری؟ گفت: آن طور که از طرف مقامات وزارت نفت اعلام شده است ظاهرا یکی از وزرا در اجلاس اوپک شرکت خواهد کرد و بعدا اطلاعات دقیق آن اعلام خواهد شد.


اقدام متقابل ایران در برابر فرودگاه های اروپایی
سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی در پاسخ به سوال خبرنگاری که پرسید موضع ایران مقابل پیوستن سوئیس به کشورهای تحریم کننده سوخت به هواپیماهای مسافربر ایرانی چیست و ایران چه اقدامی علیه این کشورها انجام داد، گفت: در رابطه با تحویل سوخت به هواپیماهای مسافربری قبلا هم اشاره کردیم که هر نوع خلل و مانع در کار ایجاد شود خلاف تعهدات بین المللی است. متاسفانه برخی کشورهای غربی به دنبال سیاست های غلط آمریکا، خارج از تعهداتی که بین شرکت های هواپیمایی وجود دارد، دست به این اقدام کردند. برخی از این شرکت ها اذعان دارند که تحت فشار سیاسی اقدام به این عمل می کنند. چنانچه این اقدام ادامه پیدا کند با هر کشور و شرکتی اقدام متقابل انجام می شود که جزییات آن را مسئولان هواپیمایی می توانند اعلام کنند.


مهمانپرست گفت: در زمانی که مطالبات مردمی در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا اوج می گیرد و این مطالبات به قلب اروپا تسری می یابد به نظر می رسد این کشورها باید به مطالبات مردم خودشان بپردازند.


اوباما فرافکنی می کند
وی همچنین در پاسخ به خبرنگاری به اظهارات اخیر اوباما واکنش نشان داد و گفت: "اظهارات وی نسبت به فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران دامن زدن به تبلیغات تحت عنوان ایران هراسی از سوی اسرائیل در منطقه از قبل دنبال می شده است. بعد از سیاست های جدید آمریکا نسبت به منطقه و طرفداری یک جانبه نسبت به اسرائیل شاهد عدم توفیق حتی اظهارات ظاهری ایشان حتی راجع به منطقه و فلسطین هستیم به خاطر اینکه این ناکامی ها و سیاست های مقامات آمریکایی جبران شود مجددا به سمت اتهام زدن به ما حرکت کردند و فعالیت های صلح آمیزمان به سمت فعالیت های نظامی تعبیر کردن و خودشان بهتر می دانند که این اظهارات درست نیست."


اتحادیه اروپا و پیروی کورکورانه از سیاست های آمریکایی
مهمانپرست راجع به تصمیم اتحادیه اروپا مبنی بر تحریم بشار اسد و برخی از مقامات و شرکت های ایرانی خاطرنشان کرد: تحریم هایی که جدیدا اتحادیه اروپا چه در رابطه با مقامات کشور سوریه و چه در رابطه با مقامات ایرانی و شرکت های ایران به نظرمی رسد با توجه به بحران های سیاسی و اقتصادی که در اروپا وجود دارد و این بحران ها بنیان اروپا را به خطر افکنده تنها این تحریم ها نوعی فرافکنی تلقی می شود. فکر می کنیم کشورهای اروپایی باید فعالیت های خود را متمرکز بر منافع مردم خودشان بگذارند. بهتر است دولت های اروپایی بیشتر به دنبال کسب منافع مردم خودشان باشند و به دنبال پیروی کورکورانه سیاست های سایر کشورها نباشند و هزینه سیاست های غلط دیگران را نپردازند. متاسفانه اقدامات اتحادیه اروپا و آمریکا در جهت هداف سیاسی تحریم های خاصی به صورت گزینشی انجام می شود و هیچ منطقی پشت این سیاست ها وجود ندارد.


بازگشت سفیر کویت به ایران نتیجه رایزنی های اخیر
سخنگوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی، در خصوص نتیجه رایزنی های سفر اخیر صالحی به کویت و نیز خبر بازگشت سفیر کویت به ایران گفت: درباره خبر بازگشت سفرای ایران و کویت به محل ماموریت این خبر درست است؛ سفیر ما فعالیت خود را شروع کرده است و این هفته منتظر هستیم سفیر کویت به ایران باز گردد و این تاثیر مثبت سفر صالحی به کویت و رایزنی و تبادل نظرهایی که طول این سفر انجام گرفت را نشان می دهد


مهمانپرست در خصوص تصمیم دولت کویت مبنی بر عدم اجازه ورود به ایرانی ها گفت: تصمیم بر این است برای استفاده از ظرفیت های دو کشور رایزنی هایی شود که در حال پیگیری است. خبری که منتشر شد مبنی بر این که تابعیت یا اقامت برای برخی از کشورهای خاص در کویت مورد بررسی قرار گرفته است تنها مربوط به ایران نیست و این تصمیمی است که تنها راجع به تابعیت و اقامات گرفته شده است. نوع انتشار این اخبار با اهداف خاص صورت می گیرد تا رایزنی های اخیر ایران و کویت را زیر سوال ببرد.


تناقض در گفتار رییس جمهور آمریکا
سخنگوی وزارت خارجه ایران، در پاسخ به خبرنگاری در خصوص اظهارات اوباما راجع به تحولات منطقه گفت: "این اظهارات به ویژه اشاره ای که وی به سیاست های کشور ما داشت و آن را دوگانه معرفی کرد برای مردم ما و منطقه جای سوال باقی می گذارد. آیا سیاست های ما دو گانه و ریاکارانه بود یا سیاست های آمریکا؟ چه کسی این دیکتاتورهای منطقه روی کار آورد و حمایت می کرد؟ چه کسی از جنایات اسرائیل حمایت می کرد و می کند؟ و حتی مجبور می شوند مقابل زیاده طلبی های اسرائیل اظهارات ظاهری خود در خصوص حقوق مردم فلسطین را پس گرفته و عقب نشینی کنند. چطور می شود برخی از کشورها را متمرکز می شوند تا جلوه ای دگرگون از واقعیت های آن ها داشته باشند ولی در کنار این کشورها ظلم هایی که در بحرین و ... صورت می گیرند سکوت می کنند. کدام یک از این سیاست ها ریاکارانه است. اوباما کشور ما متهم به حمایت به تروریست می کند. آیا کشور ما که قربانی تروریسم است و برای مبارزه با تروریسم تمام تلاش خودش را می کند باید این تهام را بپذیرد یا اینکه آمریکا که حمایت هایش از تروریست ها روشن است. آن ها مطمئن باشند تنفر متل ها به سیاست های دولت مردانشان کاهش پیدا نخواهد کرد."


تجلیل از اقدام مجلس
خبرنگاری پرسید موضع وزارت خارجه در خصوص دستور کار مجلس مبنی بر تحریم برخی چهره های آمریکایی چیست؟ که مهمانپرست گفت: نمایندگان مجلس شورای اسلامی نمایندگان ملت ما هستند. آن ها نسبت به تخلفاتی که توسط سایر کشورها صورت می گیرد ساکت نمی نشینند. طرح تحریم برخی مقاماتی که مستقیما در جنایات دست داشتند طرح مهمی است و چنانچه در مجلس تصویب و به قانون تبدیل شود ما خود را متعهد به اجرای آن می دانیم.


مهمانپرست در پاسخ به سوالی که به تحریم های اتحادیه اروپا علیه ایران اشاره داشت و پرسید آیا قرار نیست ایران در سیاست های خود در قبال اتحادیه اروپا تجدید نظر کند، گفت: کشورهای اتحادیه اروپا نباید خودشان را از ظرفیت کشورهای مستقل محروم کنند. هر قدر از تامین منافع خود دور شده و از سیاست های یکجانبه کشورهای دیگر به ویژه آمریکا پیروی داشته باشند این خسران متوجه ملت و شرکت های اروپایی خواهد شد. موج بیداری مردمی وارد منطقه اروپا شده است و اگر مردم در سیاست های دولت مردان تضادی با منافع خودشان احساس کنند حتما سکوت نخواهند کرد.


وی در واکنش به طرح استقلال فلسطین گفت: سیاست کشور ما دفاع از حقوق ملت فلسطین خواهد بود ولی تا دسترسی به حقوق حقه ملت فلسطین راه درازی در پیش خواهد بود .


مذاکرات ایران و مصر در حاشیه اجلاس اندونزی
سخنگوی وزارت خارجه ایران، در پاسخ به سوال خبرنگار رسانه ای ژاپنی که به مذاکرات ایران و مصر اشاره داشت گفت: شانزدهمین اجلاس وزارت خارجه جنبش عدم تعهد شروع شده است و از دوم تا پنجم خرداد در سطح کارشناسی و وزرای خارجه انجام می شود. طبق توافقی که از قبل انجام شده بود نشستی بین وزرای خارجه ایران ومصر انجام خواهد شد. ما هم به عنوان اعضای ترویکای جنبش تعهد موضوعاتی برای بحث داریم و هم فرصت خوبی است راجع به موضوعات دو جانبه و منطقه انجام گیرد.


هیچ قراردادی با بحرین نداشتیم
سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی در واکنش به اینکه بحرین برخی از قراردادهای خود با ایران را متوقف کرده است، تاکید کرد: بحث ها و مذاکراتی در زمینه همکاری گازی بین ایران و بحرین وجود داشته ولی هیچ قرار دادی تا کنون منعقد نشده است. چیزی نبوده به توافق رسیده باشد که الان متوقف شده باشد. چنانچه شرایط اقتصادی و فنی وجود داشته باشد می تواند بحث ها در زمینه های فنی ادامه داشته باشد.


وی همچنین در خصوص مذاکرات ایران و 1+5 خاطرنشان کرد: در رابطه با مذاکرات ایران و 1+5 هیچ اتفاق جدیدی نیفتاده است. ما آمادگی خود را برای از سر گیری مذاکرات اعلام کردیم. اشاره مستقیمی از طرف مقابل که نشان دهد این مذاکرات به بن بست رسیده است دریافت نکردیم.
 

آخرین وضعیت مهندس سحابی در گفتگو با فرزند وی

Posted: 24 May 2011 03:13 AM PDT

ایران فروهر
جرس: حامد سحابی در مورد شایعات مطرح شده پیرامون وضعیت مهندس سحابی می گوید:" هیچ نظر قطعی در عالم احتمالات نمی توان داد..."

مهندس عزت الله سحابی، رییس شورای فعالان ملی مذهبی از اوایل اردیبهشت ماه در بیمارستان بستری شده است.او دیرپایی بود که از بیماری کمبود هموگلوبین و پلاکت در خون رنج می برد تا اینکه به دلیل شکستگی پا از ناحیه لگن خاصره تحت جراحی قرار گرفت و پس از آن دچار خونریزی مغزی شد. او در یازدهم اردیبهشت مورد عمل جراحی از این ناحیه قرار گرفت و از این زمان تاکنون در ای سی یو بیمارستان پارسیان به سر می برد. دخترش هاله سحابی که در حوادث پس از انتخابات بازداشت شده بود، هم اکنون در مرخصی از زندان به سر می برد و بر بالین پدر به امید هوشیاریش شب و روز می گذراند.

 

جرس با حامد سحابی، پسر بزرگمرد سیاست ایران درباره آخرین وضعیت عزت الله سحابی صحبت کرده، که در پی می خوانید:



لطفا در مورد آخرین اطلاعاتی که در مورد وضعیت جسمی پدرتان دارید، توضیح دهید.


تغییر عمده ای در وضعیت ایشان حاصل نشده است. هنوز هوشیاری که انتظار می رفته بدست نیامده است.


یعنی حالشان کماکان مثل گذشته است؟


نه مانند گذشته نیست. با توجه به سن شان و اینکه ماندن در ای سی یو عوارض دارد، در وضعیت ایشان تغییری ایجاد نشده و حتی بیماری های جانبی هم ایجاد شده است و به نظر می رسد که وضعیت ایشان بدتر هم شده .


حرفهای شما بدین معنی است که حال اقای مهندس روز به روز رو به وخامت است؟


از نظر پزشکان برای این این سن و سال این عوارض طبیعی است. این عوارض خطرناک نیستند.


عوارضی که می گویید چیست؟


به هر حال ایشان علاوه بر بیماری های گذشته دچار زخم بستر و عفونت هم شده اند که هم اکنون با تجویز دارویی امیدواریم بر طرف شود.


ببخشید صریح می گویم برخی از شایعات حاکی از این است که دکترها از پدرتان قطع امید کرده اند و گفته اند که تنها چهل و هشت ساعت دیگر زنده می مانند؟ چقدر این بحث جدی است؟


نه مسلم بدانید که کذب محض است. ممکن است که مرگ برای او هر موقعی اتفاق بیفتد زودتر یا دیرتر... ممکن است که در همین وضعیت چندین سال بمانند . این یک احتمال است و هیچ نظر قطعی در عالم احتمالات نمی توان داد. به هر حال احتمال اینکه خوب شوند یا فوت کنند ، هست.


فکر می کنید چرا یک بار خبر فوت را سایت های خبری می زنند یک بار دیگر خبر ضرب الاعجل تعیین کردن برای مرگ را شایعه می کنند؟


ممکن است یک کلاغ چهل کلاغ باشد...ممکن است هم شیطنتی در کار باشد.
 

گفته بودید که هاله به مرخصی آمده، وضعیت روحی او چطور است؟


هاله روحیه اش خوب است و همواره در کنار بستر پدر است.

 

اگر نکته ای باقی مانده بفرمایید.



دعا برای شفای بیماران یادتان نرود.



امیدوارم که از مهندس و از تمام بیماران رفع کسالت شود..ممنون از وقتی که در اختیار جرس قرار دادید

راهکارهای دبیرکل فراکسیون خط امام مجلس برای خروج از بحران

Posted: 24 May 2011 03:34 AM PDT

 جرس: محمدرضا تابش دبیرکل فراکسیون خط امام مجلس شورای اسلامی در نطق میان دستور امروز خود به تحلیل فضای کشور و ارایه پیشنهاداتی برای عبور از وضعیت بحرانی کنونی پرداخت و گفت: باید از فضای دو قطبی و تقابلی که در یک سوی آن توهم و خود شیفتگی و در سوی دیگر آن نفرت و سوء‌ظن است، کاست و فضیلت‌های اخلاقی را به جای دروغ و تظاهر و تنگ نظری و خرافات نشاند.


به گزارش پارلمان نیوز، وی با تاکید بر این واقعیت که اصلاحات اگر چه پدیده تاریخی است اما جریانی زنده است که بیش از دیروز، نگاه به امروز و آینده دارد تصریح کرد: امروز همه آنان که به اعتلای نام اسلام و ایران می اندیشند نگران آینده‌اند. رشد اقتصادی ایران به پائین ترین حد سال‌های اخیر رسیده است. نرخ تورم رو به بالا و نرخ اشتغال پایدار رو به پائین است. تولید در همه عرصه‌ها لطمه فراوان دیده است. فضای سیاسی و فرهنگی کشور روز به روز مسموم تر می شود. جامعه از آسیب‌های اجتماعی فراوان رنج می‌برد و موقعیت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی ایران در معرض تهدیدهای مختلف است.
 

متن کامل سخنان تابش که پیش از ظهر امروز در مجلس قرایت شد به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اِنَّا اَعْطَینَاک الکوثَرَ* فَصَلِّ لِرَبِّک وَ انْحَرْ* اِنَّ شانِئَک هُوَ الاَبْتَرْ

میلاد مبارک فاطمه زهرا (س) که برای جهان انسانی افزایندة هرگونه خیر و خوبی و برای جهان زنان سرمشق هر سطحی از زندگی است، بر همگان به ویژه، زنان آگاه این سرزمین خجسته باد.

خرداد امسال در پرتو نام درخشنده حضرت زهرا (س) و روز زن ما را به تامل در تاریخ فرا می خواند:

امروز سوم خرداد است، روز آزادی خرمشهر و نماد پایداری و سرافرازی ملت ایران در ۸ سال دفاع مقدس. و دیروز دوم خرداد بود، روز حماسه پرشکوه مردم‌سالاری و تجلّی اصلاحات به عنوان خواست عمیق و گسترده مردم.

خرداد البته نیمه‌ای هم دارد که با اندیشه و نام و یاد امام خمینی‌(ره) همراه است. ۱۵ خرداد سرفصلی از مبارزات ضد دیکتاتوری و ضد استعماری مردمی است که امام را در متن عواطف و ادراکات خود قرار دادند و در آستانه نیمه خردادی دیگر با او وداعی به بزرگی تاریخ کردند.

در خرداد اصلاحات و انقلاب اسلامی پیوندها و معانی مشترک خود را به خوبی نمایان می‌سازند و نشان می‌دهند که نیل به آزادی و عدالت و پیشرفت بر پایه دین، بخش مهمی از خواست تاریخی ملت ماست که عمدتاً مضمون و صورتی مرد‌م‌سالارانه و مدنی داشته است.

انقلاب و اصلاحات دو مقوله به تاریخ سپرده شده نیستند، بلکه دو وجه یک حرکت مدنی در جامعه زنده ما هستند. اصلاحات اگر چه پدیده تاریخی است اما جریانی زنده است که بیش از دیروز، نگاه به امروز و آینده دارد.

ما هیچ‌گاه اصلاحات را جریانی خالی از عیب و نقص نداسته و نمی‌دانیم و باب نقد را بر آن نبسته و نمی بندیم. اساساً آن را متکی به چهره جهانی دین مبین اسلام، وفادار به انقلاب اسلامی، حساس نسبت به منزلت و موقعیت ایران، منعطف در برابر خواسته‌های مردم‌سالارانه جامعه، متواضع در برابر عقلانیت و قانون و علم و تجربه بشری می‌دانیم و بر این باوریم که اصلاحات می‌تواند از بار مشکلات و مسائل مردم بکاهد و به ایران و ایرانی در این دوران اعتبار و توانمندی برای پیشرفت همه‌جانبه ببخشد.


باید به درستی نسبت به آسیب‌ها و تهدیدهای مختلفی که جامعه ما با آنها روبرو است، حساس بود. کشور ما علیرغم شعارها و آمارهای بعضاً غیر واقعی متاسفانه با مسائل گوناگون اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی روبروست و در اتلاف سرمایه‌های طبیعی، انسانی و اجتماعی با مخاطره‌های جدی مواجه است. باید با نگاه به آینده راهی برای خروج از این بحران‌ها یافت.

سرمایه اصلی ما برای فراهم آوردن این ظرفیت با تکیه بر حقوق اساسی و دستاوردهای تاریخی مردم است. باید قانون اساسی را چارچوب عمل قرار دهیم و همان حقوقی که در قانون اساسی به ملت داده شده است را پی بگیریم. در قانون اساسی ما اصل مهمی وجود دارد (اصل ۵۶) که نه تنها حق حاکمیت انسانی بر سرنوشت خویش را به رسمیت شناخته است، بلکه بالاتر از حق طبیعی، آن را «حق الهی» به حساب آورده است. این همان محتوایی است که امروز محور تمامی تحولات در خاورمیانه نیز هست.


اکنون «حاکمیت بر سرنوشت»، «انتخابات آزاد»، «آزادی احزاب و رسانه‌ها و تشکل‌ها» و «گریز از استبداد» خواسته فراگیر مردم آگاه و مسلمان خاورمیانه و شمال آفریقاست. ما هم به عنوان مسلمان و هم به عنوان ایرانی باید بتوانیم آرمان‌های والای انقلاب اسلامی را در عمل متجلی سازیم.

در این چشم انداز، امروز دلسوزان واقعی کشور چارچوب‌های روشنی را برای برون شد از بحران عرضه داشته‌اند.

ما می‌گوئیم: باید فضای سیاسی کشور به جِدّ تلطیف و تعدیل گردد و کشور را به درستی اداره نمائیم و به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی «مشترکاتمان را که بیشتر از موجبات مفرّق است تقویت کنیم و اینها را جلوی چشم نگه داریم.»

باید از فضای دو قطبی و تقابلی که در یک سوی آن توهم و خودشیفتگی و در سوی دیگر آن نفرت و سو‌ءظن است، کاست و فضیلتهای اخلاقی را به جای دروغ و تظاهر و تنگ نظری و خرافات نشاند.

امروز همه آنان که به اعتلای نام اسلام و ایران می اندیشند نگران آینده اند. رشد اقتصادی ایران به پائین ترین حد سال‌های اخیر رسیده است. نرخ تورم رو به بالا و نرخ اشتغال پایدار رو به پائین است. تولید در همه عرصه‌ها لطمه فراوان دیده است. فضای سیاسی و فرهنگی کشور روز به روز مسموم‌تر می‌شود. جامعه از آسیب‌های اجتماعی فراوان رنج می برد و موقعیتهای منطقه‌ای و بین‌المللی ایران در معرض تهدیدهای مختلف است.

در این شرایط و برای خروج از وضعیت کنونی:
 

۱٫ باید قانون اساسی و حقوق اساسی ملت (که در آن مصرح است)، معیار کار اداره کشور قرار گیرد.

۲٫ فضا برای فعالیت‌های قانونی احزاب، مطبوعات و نهادهای مدنی باز شود.

۳٫ با آزادی زندانیان سیاسی فضای موجود جامعه را ترمیم و تلطیف نمود.

۴٫ با فراهم آوردن ساز و کارهای برگزاری یک انتخابات آزاد، پایه‌های مردم‌سالاری، اداره بهتر امور و جلوگیری از تبعیض‌ها و تخلفات را گرفت.
 

به هر حال باید فرصت‌ها را امروز بهتر دریابیم و از تهدیدهای پیرامون خود بیشتر بکاهیم تا خداوند درهای رحمت و نعمت خود را همچنان به روی ما مفتوح نگاه دارد.

امیدوارم در چنین فضایی ملی من نیز بتوانم بعنوان خدمتگزاری کوچک نسبت به برآورده نمودن خواسته‌های ملت شریف ایران، بکوشم و در توسعه منطقه خود، خدمت به مردم مومن و با کفایت استان یزد و شهروندان آگاه اردکان قدم‌های موثری بردارم.

صفار هرندی: دولت سازندگی وعده داده بود تا ده سال دیگر اثری از ولایت فقیه باقی نمی ماند

Posted: 24 May 2011 02:31 AM PDT

جــرس: صفارهرندي به زعم خود در شرح مقاطع زماني بعد از انقلاب می گوید "عده‌ای تازه به دوران رسیده به سرعت ثروت‌های باد آورده از بیت‌المال به دست آوردند و به اسم واگذاری كارخانه ها و سیاست تعدیل شرایط را به گونه‌ای رقم زدند كه مسیر را به انحراف بكشند. "


به گزارش فارس، محمدحسین صفارهرندی وزیر ارشاد دولت اول احمدی‌نژاد، طی مصاحبه ای با این خبرگزاری، یه زعم خود به شرح "شاخص‌های خط امام و نگاه دولت‌های پس از انقلاب از آغاز تاكنون" پرداخته و دوران موسوم به سازندگی را، به زعم خود "سرآغاز انحرافات برخی افراد در مسیر انقلاب" می داند.


اجرای شریعت یك كد مستقل است
صفارهرندی پیرامون مقاطع مختلف بعد از انقلاب می گوید "باید سه مقطع زمانی كشور را تحلیل و بررسی كنیم، یكی مقطع پس از جنگ، ‌دیگری مقطع دوم خرداد و در نهایت مقطع بعد از سال 84 را باید مورد بازخوانی قراردهیم."

وی می افزاید "میشل فوكو پیش از پیروزی انقلاب دوبار با پوشش خبرنگار به ایران سفر كرد، چرا كه وقایع ایران به حدی برایش جذاب بود كه تصمیم گرفت از نزدیك آن وقایع را رصد كند. این فرد كه در سطح فلاسفه غرب بود، پوشش خبرنگار را برای خود انتخاب می‌كند تا به متن جامعه ایران وارد شود، توصیف فوكو از وضعیت آن روز مردم به این گونه است كه مردم ایران هرچند برای تغییردر وضع موجود در جنبه‌های سیاسی، اقتصادی و تحقیرشدگی از سوی حاكمان دست به انقلاب زده‌اند، ولی این جنبه‌ها در جاهای دیگر نیز یافت می‌شود، اما چیز دیگری در میان این مردم وجود دارد كه كمتر در جاهای دیگر دیده شده است و آن اینكه این مردم برای تغییر خود حركت كرده‌اند كه این از همه جنبه‌های دیگر مهمتر است. برای فوكو جزئیات این تغییر از درون ملت ایران مفهوم نیست لذا اگر او مطالعات شرق‌شناسانه بیشتری درباره مردم ایران داشت می‌توانست بازگشت به خویشتن خویش را در زندگی مصلحین معاصرشرق از جمله سید جمال‌الدین اسدآبادی، اقبال لاهوری و ... تا شهید مطهری و اوج آن حضرت امام را بیابد."


امروز بعضی ها جدایی جمهوریت و اسلامیت را مطرح می‌كنند
صفار هرندی پیرامون این مسئله که "آیا ما توانسته‌ایم" تا به امروز به سمت تحقق آرمانهای رهبر فقید جمهوری اسلامی حركت مطلوبی داشته باشیم؟، گفت "حكومت دینی و اسلامی یك محتوا ست، یعنی می‌گوئیم قرار است قالب امور را به چیزی بدهیم و چه چیزی را اجرا و عمل كنیم، اما كارهایی كه باید به آن عمل شود ظرفی می‌خواهد كه در آن شكل این محتوا جا بگیرد. بنابراین حكومت اسلامی محتوا و كلانی است و می‌توانست در ظرف‌های و شكل‌های مختلف نمایان شود مثلا در دوره‌ای به شكل مشروطه خود را بروز داد كه علمای آن دوران علیه بیداد قیام كردند.
امروز برخی‌ها مشغول یك نوع ترفندی هستند كه جای شكل و محتوا را عوض می‌كنند و جدایی جمهوریت و اسلامیت را مطرح می‌كنند. در حالیكه جمهوری یك شكل بود كه به عنوان یك مدل ظرف خوب و مناسب برای عملیاتی شدن حاكمیت خداوند در زمین توسط خلیفه خود یعنی انسان و مردم است كه این به خوبی نیز در كشور ما جواب داد."


اقدام به ایجاد شبهه در مسیر انقلاب كردند
وی در پاسخ به این پرسش خبرگزاری فارس که "در ادامه حركت انقلاب شاهد انحراف برخی از شخصیت‌ها از مسیر و آرمان امام بودیم، علت و بهانه حركت متفاوت برخی افراد در مسیر انقلاب چه بود؟"، گفت "زمانی كه جنگ به پایان رسید، وسوسه‌ای از مدت‌ها قبل در دل‌های برخی افراد آغاز شده بود، و در مقطعی اقدام به ایجاد شبهه در مسیر انقلاب كردند و در رسانه‌های خود در آن زمان این سؤالات را مطرح می‌كردند كه آیا مسیر پیموده شده در انقلاب تاكنون انتخاب صحیحی بوده است و یا اینكه ما اشتباه كرده‌ایم و باید بازگشت كنیم؟ این در زمان حیات امام بود. "
به عنوان مثال شما را به مطالبی كه در نشریه وابسته به ستاد فجر انقلاب در سال 67 منتشر شد ارجاع می‌دهم؛ ویژه‌نامه‌‌ای را تهیه كرده بودند كه در حاشیه وزارت ارشاد وقت و زمانی كه خاتمی مسئول آن بود، فردی از نزدیكان او یعنی جواد مظفر مسئول این كار بود، او هم اكنون از كسانی است كه از همه باورهای پیشین خود فاصله گرفته است. در آن نشریه از سران وقت كشور از جمله منتظری (قائم مقام وقت رهبری)، رئیس مجلس وقت (هاشمی رفسنجانی) و موسوی اردبیلی (بالاترین مقام قضائی آن روز) سؤالات هدفمندی را انتخاب و از این مسئولان می‌پرسند. من وارد جزئیات پاسخ افراد نمی‌شوم، مردم می‌توانند مراجعه كنند و ببینند كه این افراد چه تزلزلی در دل دارند كه با مضامین اصلی انقلاب همخوانی نداشت و چگونه در دل‌هایشان زبانه می‌كشید، اما تنها كسی كه پاسخش بسیار محكم و با صلابت است و به صراحت می‌گوید كه اگر به قبل برگردیم هیچ یك از اصول رفتارهایی را كه كرده‌ایم تغییر نخواهیم داد شخص آیت‌الله خامنه‌ای است. "


صفار هرندی ادعا می کند البته آقای خامنه ای گفتند یكسری كمبود تجربیاتی را داشتیم كه آنها را به كار خواهیم بست، اما هیچگونه عقب‌نشینی و تجدیدنظرطلبی در آن نخواهیم داشت. اما در افراد دیگر از‌جمله ( آیت الله) "منتظری " یك نوع خودباختگی و تزلزل و به نوعی اظهار ندامت و پشیمانی در راه پیموده شده دیده می‌شود و در درجه‌ای پائین‌تر یك شخص دیگر نیز دچار این وضع است كه اسم نمی‌برم. "


هشدار امام در مورد لیبرال ها...
صفار هرندی در توضیح ادعای خود می افزاید "به هر مقدار كه حاشیه‌نشینان و اطرافیان ناسالم و ناصالح و منحرف از اندیشه‌های اسلامی ناب در گرد این افراد جمع بودند، تزلزل و انحراف در این افراد بیشتر نمود داشت. به حدی كه امام به صراحت از نفوذ منافقان و لیبرال‌ها در بیوت و اطراف آنها سخن می‌گویند و هشدار جدی می‌دهند. وقتی كسانی با نفوذ كردن به اطراف بزرگان حرف‌های خود را از زبان آنها می‌زنند باید بگوئیم در این مسیر انحراف‌ها آشكار می‌شود؛ خود امام در یكی از آخرین پیام‌هایش در زمان حیاتشان فرمودند، به سمت ساختن ایران مبتنی بر شرایط جدید بروید."

وی افزود "این تغییر و تحول بهانه‌ای شد برای كسانی كه بگویند چون مقتضیات زمان جنگ با بعد از آن متفاوت است، ما باید تحول اساسی به خود بدهیم و این تحول را به ساحت مضامین اصلی انقلاب اسلامی و اندیشه‌های امام بردند و انحراف از این نقطه شروع شد. این انحراف در ریشه‌‌ها و دل‌های این افراد از قبل بود و در قبل از آن هم هر زمان زبان باز می‌كردند در خلوت‌ها و محافل خاص به زبانشان جاری می‌كردند. "


اینها اعتقادی محكم به حاكمیت الهی و ولایت فقیه نداشتند
صفار هرندی در مورد وقایع بعد از درگذشت آیت الله خمینی گفت "كسانی كه خود را ناكام در جریان حذف (آیت الله) منتظری دیده بودند و از آنجا كه اینها زیر پرچم مدل چپ اسلامی متاثر از تفكرات شبه سوسیالیستی فعالیت می‌كردند، با فرو ریختن شوروی دلشان خالی شد. اینها اعتقادی محكم به حاكمیت الهی و ولایت فقه نداشتند و بصورت یك تاكتیك موقت و ظاهری این حاكمیت را پذیرفته بودند و سعی می‌كردند در حاشیه و اطراف امام اندیشه‌های خود را به جلو ببرند كه گاهی امام به دلیل خطاها به اینها تشر می‌زدند. یعنی هم به افرادی كه متاثر از لیبرالیسم و سوسیالیسم داشتند به صراحت می‌گفتند اسلام فراتر از سوسیالیم و لیبرالیسم است و به برخی سیاست‌های دولت آن زمان كه موسوی نخست‌وزیر آن بود انتقاد می‌كردند و از آنجا كه مشرب اكثر افراد این دولت نگاه چپ بود، اقدام به پیاده كردن سیاست‌های اقتصادی دولتی و بسته می‌كرد. این افراد چپ بعدها حتی به اندیشه‌های خود وفادار نماندند و با گذشت زمان تبدیل به لیبرال شدند و با افراطی گری تبدیل به پدر جد همین لیبرال‌ها شدند و خود را آویزان آن‌ها كردند. "


مشاور فرمانده کل سپاه افزود "اینها سعی كردند سرنوشت كشور را با آن طرف گره بزنند، لذا عناصر معتقد به این تفكر ناسالم با حضورشان در دولت سازندگی و حاشیه‌نشینی دولت هاشمی رفسنجانی عملاً مسیر گردش امور كشور را به سمتی بردند كه وقتی ما به سال 75 رسیدیم، با مرور كارنامه این دولت می‌بینیم كه شكاف طبقاتی به شدت در كشور ایجاد شده است. "


تازه به دوران رسیده ها
صفار هرندی افزود "عده‌ای تازه به دوران رسیده به سرعت ثروت‌های باد آورده از بیت‌المال به دست آوردند و به اسم واگذاری كارخانه ها و سیاست تعدیل شرایط را به گونه‌ای رقم زدند كه مسیر را از آرمان‌های انقلاب كه توسط امام فریاد زده شد و توسط رهبری اجرا می‌شد، به انحراف بكشند. ما نمی‌خواهیم كل ماجرا را تخطئه كنیم، یكسری خدمات نیز توسط این دولت مانند ساختن خرابی‌های ناشی از جنگ و ... انجام شد، لذا ما از این خدمات به طور كلی دفاع می‌كنیم اما معتقدیم دلیلی نداشت كه این خدمات حتماً با ایجاد مشكلاتی باشد كه آثار آن تا به امروز گریبان كشور را بگیرد. نباید بهای سازندگی منجر به خراب كردن چارچوب‌های اصلی انقلاب اسلامی مانند استقلال كشور و وابستگی به دیگران و از بین رفتن برخی از ارزش‌های انقلاب می‌شد.
آن موقع از كشور ما می‌خواستند كه رفتارمان را تغییر بدهیم، یعنی از ادعای حكومت دینی دست برداریم چون با دموكراسی مورد ادعای غرب سازگار نیست و یا اینكه دین شما با داشتن جهاد و قصاص با حقوق بشر ما سازگار نیست و باید آنرا تغییر دهید. همچنین می‌گفتند شما به نهضت‌های آزادی بخش جهان چه كار دارید؟ شما به فلسطین و لبنان چه كار دارید؟ شما نباید دخالت كنید..."


وعده داده بودند که هیچ خبری از ولایت فقیه و حكومت به سبك امروزی در ایران نخواهد بود
این فعال اصولگرا همچنین به برخی مذاکرات زمان دولت هاشمی با غرب اشاره کرد و گفت "متاسفانه برخی از این مذاكره‌كنندگان به طرف مقابل گفته بودند كه تا 10سال دیگر هیچ خبری از ولایت فقیه و حكومت به سبك امروزی در ایران نخواهد بود؛ این یعنی اینكه این افراد دچار یك تزلزل عمیق باطنی بودند كه جرأت می‌كردند این حرف‌ها را بگویند اما شرایط آن روز اقتضا نمی‌كرد كه این تجدیدنظرطلبی خود را آشكار كنند، بنابراین باید زمینه‌چینی اجتماعی برای بهره‌برداری در آینده می‌كردند.
بخشی از زمینه‌چینی‌هایی كه در اواخر دولت هاشمی انجام می‌شود بر اساس همین تفكر است، یعنی كارگزارانی در اطراف هاشمی رفنسجانی و در عرصه مدیریت كشور ظاهر شدند كه رسماً اعلام كردند اوضاع فرهنگی كشور باید با گذشته به كلی متفاوت شود و برای آن نمادهای جدید منطبق بر اهداف شوم خود ایجاد كردند. "


فرهنگسراها در مقابل مساجد علم شد
عضو شورای نویسندگان روزنامه کیهان مدعی شد" با ایجاد فرهنگسرا سعی كردند آن را در مقابل ساختارهای اصیل كشور ما یعنی مساجد قرار دهند و پایگاه‌های اجتماعی دین را كساد كنند، هرچند ما همین‌ها را یك ظرف می‌دانیم و از همان ظرف امروز در جهت تقویت بنیه اعتقادی جوانان كشور استفاده می‌كنیم، اما آنروز این ظرف را در خدمت تفكر منحرف قرار دادند. با شعارهای فریبنده، اقدام به ایجاد نشریات و روزنامه‌های خاص كردند، در حالیكه هدف اصلی آنها تغییر در ذائقه مبنایی و ایدئولوژی فكری مردم بود، چرا كه در این روزنامه به صراحت اقدام به تخریب پایه‌های اعتقادی، مبانی اسلام و انقلاب از جمله ولایت فقیه، شریعت، نبوت، و ... كردند."
 

جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها : متن خلاصه

unread,
May 25, 2011, 1:10:22 PM5/25/11
to polic...@gmail.com

مراسم برای ناصر حجازی

Posted: 25 May 2011 07:15 AM PDT

وضعیت وخیم جانبازان، سی سال بعد از فتح خرمشهر

Posted: 25 May 2011 07:01 AM PDT

مهدوی کنی: وظیفه خبرگان حراست از رهبریست نه اشکال گرفتن

Posted: 25 May 2011 05:48 AM PDT

 جرس: رئیس مجلس خبرگان نقش خبرگان رهبری را حراست از رهبری می داند و بر این باور است که نظارت به اين معنا نيست كه ما بخواهيم از رهبري اشكال بگيريم.

 


به گزارش  فارس، مهدوي كني رئيس مجلس خبرگان رهبري در نشستي كه ظهر امروز (چهارشنبه ) در محل دفتر رياست خبرگان رهبري برگزار شد به یررسی ولایت فقیه در دیدگاه آیت الله خمینی پرداخت و اظهار کرد که  انتخاب آقای خامنه ای دشمنان نظام را مایوس کرد. 
 
مهدوي كني با اشاره به جریان موسوم به انحرافی گفت: چندي پيش خبرنگاري از من سؤال كرد كه جامعه روحانيت مبارزه در برابر جريان انحرافي چه اقدامي انجام خواهد داد و بنده در پاسخ گفتم كه جريان انحرافي كارهاي اجرايي انجام مي‌دهد و موفق نخواهد شد؛ علت اينكه مي‌گويم كه جريان انحرافي موفق نخواهد شد اين است كه امام خميني (ره) 2 نكته را به ما گوشزد كردند اول اينكه انقلاب جاي خودش را باز كرده است و دوم اينكه دشمن كاري نمي‌تواند بكند، مشروط به اينكه وحدت در كشور وجود داشته باشد. 

رئيس مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه انقلاب اسلامي يك فرهنگ بوده است، نه نظام كودتايي كه بخواهد سقوط كند، به جوانان و روحانيون توصيه كرد كه وحدت خود را حفظ كنند. 

وي با اشاره به انتخابات آتي مجلس شوراي اسلامي گفت: حزب‌اللهي‌ها و روحانيون بايد وحدت را حفظ كنند و اگر كسي احساس مي‌كند كس ديگري بهتر از او مي‌تواند نمايندگي مردم را به جاي آورد اجازه بدهد فرد بهتر براي انتخابات نامزد شود؛ اصولگرايان و غيراصولگراياني كه انقلاب را قبول دارند به ميدان بيايند. من به اين خاطر واژه تفويض را براي انتخايات هيئت رئيسه مجلس خبرگان انتخاب كردم كه بگويم اينكه افراد بايد به شيوه درست جا به جا شوند فرهنگ و سنت ما است. 

رئيس مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه  رهبري قائل به عصمت براي خودشان نيستند و مجلس خبرگان نيز قائل به برای رهبري نيست، گفت: وظيفه مجلس خبرگان رهبري دو چيزي است اول تعيين رهبري به معناي كشف رهبري است و دوم نظارت بر رهبري است. 

مهدوي كني با بيان اينكه نظارت بر رهبري به معناي حراست از رهبري است، گفت: نظارت به اين معنا نيست كه ما بخواهيم از رهبري اشكال بگيريم. نظارت ما همان نظارت حراستي است كه در دعاي عهد آمده است، البته ما نمي‌گوييم اشتباه وجود ندارد اما معتقديم كه نظارت بر رهبري همان حراست از رهبري است. 

وی به آخرين انتخابات هيئت رئيسه مجلس خبرگان رهبري اشاره كرد و گفت: برخي‌ها فكر مي‌كردند كه بنده براي رياست مجلس خبرگان رهبري با آقاي هاشمي دعوا مي‌كنم اما بنده و آقاي هاشمي با تمامي اختلاف سليقه‌هاي كه بود اين موضوع را حل كرديم؛ چرا بايد با يكديگر دعوا كنيم. 

برخورد نیروهای امنیتی با شعاردهندگان در مراسم تشییع پیکر ناصر حجازی

Posted: 25 May 2011 04:48 AM PDT

حجازی با غیرت، حرف تو حرف ملت
جــرس: بنا به گزارش های رسیده از سوی منابع خبری و شاهدان عینی، در جریان مراسم تشییع پیکر ناصر حجازی، اسطوره فوتبال ایران در استادیوم آزادی، که با حضور هزاران نفر از مردم برگزار شد، گروهی از حضار که شعارهای آزادیخواهانه سر می دادند، توسط نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها بازداشت و به محلهای نامعلوم منتقل شدند.


همزمان خبرگزاری ها گزارش دادند که پیکر مرحوم حجازی، در حالیکه هنوز خانواده وی به بهشت زهرا نرسیده بودند، توسط مقامات دفن شد.


 روز چهارشنبه مراسم تشییع پیکر اسطوره مردمیِ فوتبال ایران در حالی در ورزشگاه آزادی و دور از شهر برگزار شد، که نهادهای امنیتی با تحت فشار قرار دادن برگزار کنندگان مراسم، از برگزاری آن در ورزشگاه سی هزار نفرۀ امجدیه (شیرودی) تهران جلوگیری کرده و برای کنترل و سرکوب احتمالی جمعیتِ ناراضی، آنرا - به بهانه ظرفیت بیشتر- به جادۀ خارج از شهر انتقال داده بودند.


به گزارش رسیده به جرس "جو مراسم از آغاز امنیتی و با حضور گسترده نیروهای انتظامی همراه بود. در آغاز مراسم، بارها مردم نسبت به برخورد نیروهای امنیتی- انتظامی واکنش نشان داده و فریاد "خجالت خجالت" سر می دادند و حین مراسم نیز، با ورود صفایی فراهانی، از فعالان جنبش سبز، گروهی از آنان به تشویق وی و فریاد "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" سر دادند."


تصاویر و ویدئوهای ارسالی حاکی از آن است که در مبادی و نواحی مختلف ورزشگاه، سرود های "ای ایران" و "یار دبستانی" و همچنین شعارهای جنبش توسط جمعیت سر داده می شد.


بر اساس گزارشهای رسیده به جرس در حین مراسم، بارها شعارهایی در انتقاد از مقامات حکومتی و رسانه های وابسته – که سعی در سانسور و بایکوت حجازی داشته اند- سر داده شد... بر اساس گزارش شاهدان، در انتهای مراسم و در حال خروج نیز، بعد از سر دادن شعار "موسوی، کروبی، آزاد باید گردد" و "یا حسین میرحسین"، همچنین "حجازی با غیرت، حرف تو حرف ملت"، لباس شخصی ها که در حال فیلمبرداری از چهره ها نیز بودند، به مردم حمله ور شدند و حداقل سه نفر مرد و یک دختر جوان در خروجی پارکینگ سه، دو نفر در جایگاه ۱۶ و یک نفر در کنار جایگاه اصلی، مورد ربایش و بازداشت ماموران قرار گرفتند.


این گزارش می افزاید: از نکات قابل ذکر دیگر اینکه در مراسم امروز، لباس شخصی های زن، به صورت متحدالشکل حضور داشته و شدیدا با خانم ها برخورد می کردند.


دفن بدون حضور خانواده و مردم
سامانه خبری خبرآنلاین عصر چهارشنبه همچنین گزارش داد که در حالی که هنوز خانواده حجازی به بهشت زهرا نرسیده بودند، پیکر او دفن شد.

براساس این گزارش، پیکر مرحو ناصر حجازی ظهر امروز در غیاب خانواده و طرفداران او، در حالیکه همگی در ترافیک مسیر داخلی بهشت زهرا مانده بودند، توسط مقامات آن محل دفن گردید.


بایکوت خبری رسانه ملی
در کنار موارد فوق و در حالیکه طی ماههای گذشته و بعد از انتقادات تند مرحوم حجازی از شرایط فعلی کشور و هشدار به دولت در مورد تداوم وضع فعلی، وی از سوی رسانه ملی مورد بی مهری و بایکوت قرار گرفته بود، امروز آتیلا حجازی در صحبت های خود اظهار داشت: من از تمام مردم که در مراسم پدرم شرکت کردند، تشکر می کنم. واقعا سنگ تمام گذاشتند و اما گله دارم از صدا و سیما که در طول این چند روز، یک بار در برنامه های تلویزیونی اعلام نکردند که مراسم پدرم چه زمانی برگزار می شود. اگر زمان مراسم امروز اعلام می شد، جمعیت بیشتری به ورزشگاه آزادی می آمد و مراسم با شکوه بیشتری برگزار می شد.




 

بلاتکلیفی فریدون صیدی راد و محسن قلعی در بند ۳۵۰ اوین

Posted: 25 May 2011 05:07 AM PDT

 جرس: فریدون صیدی راد و محسن قلعی، دو نفر از حامیان جنبش سبز در اراک همچنان در بند ۳۵۰ زندان اوین بلاتکلیف هستند و بدون هیچ حکم قانونی در حبس به سر می برند.


به گزارش کلمه، این دو زندانی سیاسی با وجود اینکه در بند عمومی نگه داری می شود و دوره تحقیقات از آنها به پایان رسیده، اما همچنان برخی روزها برای بازجویی از این بندعمومی به بند دو الف سپاه منتقل می شوند و مورد بازجویی های دوباره و تکراری قرار می گیرند.

فریدون صیدی راد، یکی از بازداشت شدگان تجمع دهم اسفند در تهران که در حمایت از رهبران جنبش سبز، برگزار شده بود ، است .وی از اعضای ستاد مهدی کروبی در اراک بود.

محسن قلعی خبرنگار سیاسی هفته نامه عطر یاس نیز در چهاردهم اردیبهشت ماه امسال و بعد از مراجعه حضوری به دادسرای اوین بازداشت شد. ماموران امنیتی برای انتقال قلعی به تهران، به دفتر این هفته نامه در اراک یورش بردند و بدون هرگونه مجوزی، آن محل را تفتیش کردند.

تداوم اعدامهاي مخفيانه و دسته جمعي در زندان وكيل آباد مشهد؛ اعدام ٧۰ نفر طی دوماه و نيم اخير

Posted: 25 May 2011 03:50 AM PDT

جــرس: همزمان با انتشار گزارش سازمان عفو بین الملل پیرامون اعدام گروهی در جنوب غربی ایران، منابع حقوق بشری نیز از اعدام دهها تن در زندانهای شمال شرقی ایران طی هفته های اخیر خبر می دهند.


به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، با آنکه مقامات قضایی ایران در خصوص انجام اعدام زندانیان مرتبط با جرائم موادمخدری در زندان وکیل آباد مشهد همچنان سکوت کرده واز اعلام وقوع و تعداد چنین اعدام هایی سرباز می زنند، منابع موثق به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفتند که طی نیمه دوم اسفند ۸۹ و فروردین و اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ نزدیک به ۷۰ تن در این زندان اعدام شده اند. این اعدام ها به صورت هفتگی و به صورت دسته جمعی صورت گرفته است. علیرغم محدودیت های اطلاع رسانی از داخل زندان و منابع دیگر امکان تعیین دقیق تعداد زندانیان اعدام شده را دشوار می نماید منابع یاد شده تعداد ۷۰ زندانی را مورد تایید قرار داده اند.


به گفته منابع یاد شده اعدام های گسترده یاد شده به صورت دسته جمعی و پنهانی در زندان وکیل آباد مشهد صورت گرفته است. آخرین نوبت از اعدام های یاد شده در دو ماه گذشته مربوط می شود به تاریخ دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ماه که طی آن ۱۰ زندانی اعدام شده اند. اعدام های صورت گرفته در رابطه با مجرمانی بوده که در ابطه با حمل، نگهداری و خرید و فروش مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند. این اعدام ها نیز بدون اطلاع و حضور خانواده و وکلا محکومان به اعدام و حتی بدون اطلاع قبلی خود اعدام شدگان اجرا شده است.‏


منابع موثق یاد شده به کمپین گفتند که اعدام های گروهی یاد شده بدون ابلاغ تاییدیه حکم دادگاه تجدید نظر از سوی دیوان عالی کشور به وکلا ومتهمان اجرا شده است. به این ترتیب دادستان مشهد به تنهایی به اجرای احکام اعدام در این زندان مبادرت می کند. آخرین نوبت اعدام هایی که پیش از این کمپین از اجرای آنها در زندان وکیل آباد مشهد مطلع شده بود، اعدام ۱۰ زندانی در تاریخ یازدهم اسفند ماه ۱۳۸۹ می باشد.


سکوت مقامات قضایی ایران در حالی در خصوص اعدام های مخفیانه زندان وکیل آباد ادامه دارد که دبیرکل سازمان ملل در گزارش ماه مارس خود نوشت که در دیدارکارمندان کمیسیاری عالی حقوق بشر سازمان ملل با همتایان ایران آنها وقوع ۶۰ اعدام در این زندان را مورد تایید قرار داده اند. این درحالی است که همین مقامات تا کنون در مورد اعدام های صورت گرفته در این زندان آماری ارائه نکرده اند.


کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران بارها از مقامات ایرانی خواسته است که نسبت به اعدام های صورت گرفته در زندان های مختلف کشورشفاف و پاسخگو عمل کند. این نگرانی وجود دارد که مقامات قضایی ایران برای خالی کردن زندان ها از صدها نفری که طی سالهای گذشته احکام اعدام دریافت کرده اند به اجرای گسترده احکام اعدام اقدام می کند. این درحالی است که روندرسیدگی به اتهامات و مراحل قانونی و قضایی که منجر به اخذ حکم اعدام توسط متهمان می شود در بسیاری از موارد با مشکلات حقوقی بسیاری مواجه است. ایران از نظر تعداد اجرای حکم اعدام در جهان بعد از کشور چین مقام دوم را دارد ولی با در نظر گرفتن جمعیت دو کشور سرانه اعدام در کشور از چین هم پیشی می گیرد.‏


اعدام های دسته جمعی در راهروی منتهی به سالن ملاقات های زندان وکیل آباد مشهد اجرا می شود. محکومان به اعدام پس از جمع شدن از بند های مختلف، اغلب برای غسل پیش از اعدام و نوشتن وصیت نامه به سوئیت های بند ۶.۱ منتقل و از آنجا به راهرو اعدام منتقل میشوند. بیشترین تعداد زندانیان محکوم به اعدام در سالن های ۱۰۱ ، ۱۰۲ ، ۱۰۳ ، ۱۰۴ و ۱۰۵ بند ۵ زندان وکیل آباد مشهد نگهداری می شوند.‏


بر اساس گزارش کمپین، در برگه پزشکی قانونی مشهد علت مرگ اعدام شده ها "قتل قانونی" ذکر می شود. یکی از کارمندان دولتی که در جریان این اعدام ها حضور داشته است ، به کمپین گفته است: "برای تسریع در روند اداری، برگه وفات زندانی هایی که در زندان وکیل آباد اعدام میشوند ، ساعاتی قبل از اجرای حکم و در حالی که هنوز زندانی زنده است صادر می گردد."

صدور برگه وفات برای فردی که هنوز زنده است امری خلاف قانون است. خصوصا اینکه طبق قوانین فقهی و قانونی ایران در صورتی که یک فرد پس از مدتی زنده از چوبه دار پایین آورده شود ، کسی حق تعرض به وی را ندارد.‏


علی رغم انتشار اخبار اعدام های گسترده ، پنهانی و دسته جمعی در زندان وکیل آباد مشهد و اعتراض های جهانی نسبت به این اعدام ها ، تا کنون مقامات دولتی و قضایی ایران در این باره سکوت کرده اند.


به جز منابع کمپین که از داخل نهادهای قضایی، دولتی و زندان وکیل آباد مشهد ((زندان مرکزی مشهد) از این اعدام ها خبر میدهند تا کنون شاهدان بسیاری در رابطه با این اعدام ها سخن گفته اند. احمد قابل ، پژوهشگر دینی و از شاگردان آیة الله منتظری در دو دوره مختلف که در زندان وکیل آباد زندانی بوده است از وجود اعدام های گسترده و اعلام نشده در این زندان خبر داده است.


قابل در گفتگو با کمپین از اعدام ۵۰ زندانی متهم به جرایم مربوط به مواد مخدر در چند نوبت در دروه اول نگهداری اش در زندان وکیل آباد در بازه اسفند ماه سال هشتاد و هشت تا اردیبهشت سال هشتاد و نه خبر داده بود . همچنین این پژوهشگر دینی در نوبت دوم زندانی بودنش در وکیل آباد در پاییز سال هشتاد ونه نیز از ادامه اعدام های دسته جمعی و پنهانی در این زندان خبر داده است. این پژوهشگر دینی در گفتگو با رسانه ها از اعدام قریب ۶۰ زندانی دیگر در چند نوبت در پاییز سال هشتاد و نه خبر داده است.‏


هاشم خواستار دیگر زندانی عقیدتی در زندان وکیل آباد مشهد نیز در نامه ای به رئیس قوه قضائیه از وجود اعدام های گسترده ، اعلام نشده و پنهانی در این زندان گفته است. آقای خواستار به عنوان نمونه به اعدام ۶۳ نفر تنها در یک روز در تاریخ نوزده مرداد سال هشتاد و نه اشاره کرده است.‏


برادرزاده یکی از اعدام شده ها در تاریخ بیست و هفت مرداد ماه سال هشتاد و نه در گفتگو با کمپین از اعدام دسته جمعی ۶۷ زندانی تنها در یک روزخبر داده است. وی مدعی شده بود که روند دادرسی پرونده عمویش عادلانه نبوده است و ۳۰۰ گرم مواد مخدری که عموی وی به خاطر آن اعدام شده بود ، متعلق به یکی از دوستان فرد اعدام شده بوده است و نه خود وی.‏


برخی زندانیان مربوط به جرایم مواد مخدری گفته اند که از حق دادرسی عادلانه محروم بوده اند و در بسیاری از موارد احکام اعدام توسط قضات دادگاه انقلاب مشهد بدون مستندات کافی و تنها مبتنی بر اقرارهای اخذ شده از متهم تحت فشار و شکنجه، صادر شده است.‏


کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران به صورت کلی مخالف با اجرای اعدام به دلیل طبیعت غیرقابل بازگشت بودن آن است و معتقد است که اعدام های صورت گرفته ای که توسط مقامات رسمی اعلام نمی شود در سایر زندان های کشور نیز جریان دارد و از مقامات ایرانی بار دیگر می خواهد نسبت به اجرای احکام یاد شده پاسخگو وشفاف باشد.‏


گفتنی است اوایل هفته جاری نیز، سازمان غیر دولتی و بین المللیِ عفو بین الملل، در واکنش به برخی رخدادهای بوقوع پیوسته طی هفته های اخیر در ایران، بیانیه ای صادر کرده و ضمن شرح و توصیف گوشه ای از موارد نقض حقوق بشر و شهروندی، از اعدام گروهی از شهروندان در خوزستان خبر داده بود.
 

موسوی و کروبی آزاد باید گردند

Posted: 25 May 2011 04:39 AM PDT

شعارهای مردم هنگام خروج از ورزشگاه آزادی
 جرس: صبح امروز در جریان برگزاری مراسم تشییع ناصر حجازی مردم  هنگام خروج از ورزشگاه آزادی شعارهای "یا حسین میرحسین"، "موسوی کروبی آزاد باید گردند"  سردادند. همچین عده ای از شرکت کنندگاه سرود یار دبستانی را بصورت دسته جمعی اجرا کردند. 

سه کاندیدای نهایی گزارشگر اعزامی حقوق بشر به ایران

Posted: 25 May 2011 03:21 AM PDT

جــرس: با گذشت دو ماه از تصمیم سازمان ملل متحد جهت اعزام گزارشگر ویژه حقوق بشر به ایران، منابع حقوق بشری گزارش دادند که سه نامزد جهانی برای این موضوع به مرحله نهایی راه یافته اند که این سه تن، احمد شهید، وزیر خارجه سابق مالدیو، روبرتو توسکانو، سفیر سابق ایتالیا در ایران و امین مدنی، وکیل حقوق بشر سودانی می باشند.


به گزارش تارنای «عدالت برای ایران»، این سه تن با رای اعضای شورای مشورتی شواری حقوق بشر سازمان ملل به عنوان کاندیداهای احراز سمت گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران به مرحله نهایی راه یافتند.


گفتنی است در روز ۲۴ مارس سال جاری، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو با صدور قطعنامه ای به تعیین گزارشگر ویژه‌ای برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران رأی داد. با روشن شدن اسامی کاندیداها، این شورا در روزهای ۱۶ و ۱۷ ژوئن یکی از این سه نفر را به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل برای وضعیت حقوق بشر در ایران انتخاب خواهد کرد.


بر اساس گزارش مذکور، گروه مشورتی متشکل از نمایندگان کشورهای عضو شورای حقوق بشر از کشورهای هند، فنلاند، رومانی، زامبیا و پاناما بودند که طی ۶ نشست رسمی به بررسی کاندیداهای پیشنهادی نشسته و از بین آنان افرادی را که با ملزومات عمومی و همچنین ویژگی های کشور مورد نظر خوانایی داشته باشند را انتخاب کردند.


این شش نشست با حضور کلیه اعضای این گروه و در تاریخ های ۲۰ آوریل، ۴و۵ ماه مه و ۱۱ و ۲۰ و ماه مه ۲۳ برگزار شد. در میان کاندیداهای احراز پست گزارشگری ویژه سازمان ملل، نام نسرین مصفا، رییس مرکز حقوق بشر دانشگاه تهران و حسن ضیایی فر، رییس مرکز حقوق بشر اسلامی که هر دو از سوی جمهوری اسلامی نامزد شده اند به چشم می خورد. همچنین نام پیام اخوان، استاد حقوق بین الملل دانشگاه مک گیل کانادا نیز در بین کاندیداها ذکر شده است.


به گزارش عدالت برای ایران، در تمام این روزها بحث بر سر اینکه آیا دولت ایران اصولا گزارشگر ویژه را خواهد پذیرفت یا نه، یکی از بحث های کلیدی بوده است. بحث دیگر برای اینکه بتوانند دولت ایران را آماده پذیرش و همکاری در این رابطه کنند، حول این دور می زده است که گزارشگر ویژه اصولا چه ویژگی هایی باید داشته باشد، تا برای عدم همکاری دولت ایران بهانه ای به دستشان داده نشود. در واقع به جای طرح کیفیت های فرد مناسب برای دفاع از حقوق بشر و جسارت در کنکاش در زندانها و در بین قربانیان نقض حقوق بشر، بحث بیشتر بر سر متقاعد کردن دولت ایران بوده است. از همین زاویه نیز مشخصه مرد بودن، مسلمان بودن و غیر غربی بودن به یکی از خصوصیات لازم چنین گزارشگری بدل گشت؛ هرچند در آخرین روزها، روبرتو توسکانوی ایتالیایی نیز به فهرست کاندیداها راه یافت.


امروز اسامی سه نامزدی که از سوی گروه کاری برای احراز سمت گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران انتخاب شده بودند، اعلام شد. این سه نفر، هر سه مرد هستند و دو نفر از آنها، از کشورهای مسلمان می آیند.


احمد شهید، اکنون مشاور نخست وزیر مالدیو در سیاست خارجی است. وی از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ وزیر امرو خارجه مالدیو بوده است. او از کوشندگان امضای ۹ تعهد بین المللی مربوط به حقوق بشر بوده است و برای اجرای این تعهدات در قوانین داخلی نیز تلاش کرده است.


روبرتو توسکانو در حال حاضر در مرکز تحقیقاتی “وودرو ویلسون” مشغول تحقیق بر روی ایران است وی مدتی هم سفیر ایتالیا در ایران و هند بوده است. او در دانشگاه پیزا و دانشگاه لوییز روم نیز مدرس حقوق بشر بوده است.


امین مدنی یک وکیل مدافع حقوق بشر است و در حال حاضر به عنوان وکیل در خارطوم در یک موسسه حقوقی مشغول به کار است. او در عین حال مشاوره نمایندگان عراق و افغانستان را نیز در سازمان ملل عهده دار است.


با توجه به اینکه اعضای گروه مشورتی، همگی در مورد احمد شهید متفق القول بوده اند، به نظر می رسد او بخت بیشتری نسبت به دو کاندیدای دیگر برای احراز این سمت داشته باشد.


چندی پیش در ادامه واکنش ها نسبت به محکومیت نقض حقوق بشر در ایران و تصمیم جامعه جهانی مبنی بر اعزام گزارشگر و بازرس ویژه حقوق بشر به ایران، آخرین گزارشگر اعزامی حقوق بشر به ایران گفته بود "يکی از ويژگی های فردی که عهده دار اين مقام می شود اين است که بايد پوست کلفتی داشته باشد. چرا که بدون شک و به طور مستمر توسط حکومت ها، و در اين مورد مشخص از سوی حکومت ايران، مورد حمله قرار خواهد گرفت."


موريس کاپيتورن پیرامون چالش‌هايی که گزارشگر جديد با آن روبرو خواهد بود، طی مصاحبه ای خاطرنشان کرده بودکه "این گزارشگر اعزامی به ایران، بايد تمامی حملات شخصی و حرفه ای را تحمل کند و ناديده بگیرد. چون وظيفه و تمرکز اصلی اين فرد بايد تنظيم گزارش باشد. تحمل حملات حکومت و انواع و اقسام توجيه ها و حيله های آن، بخشی از وظايف اين مقام است."
 

واکنش علی لاریجانی به اقدامات دولت: در صورت تداوم تعلل، مجلس طرح ادغام را تدوین خواهد کرد

Posted: 25 May 2011 03:21 AM PDT

جــرس: در ادامه چالش ها میان دولت احمدی نژاد و مجلس هشتم شورای اسلامی پیرامون ادغام وزارتخانه ها و همچنین عدم تشکیل دو وزارتخانۀ جدید توسط دولت، رئیس مجلس هشدار داده است که در صورت لزوم، مجلس خود راسا طرحی را در مورد ادغام وزارتخانه ها تدوین خواهد کرد.


به گزارش سایت خانه ملت، ارگان رسمی مجلس، روز چهارشنبه، ۴ خرداد (۲۵ مه)، علی لاریجانی، رئیس مجلس که برای چهارمین سال پیاپی به ریاست رسیده، خواستار اقدام سریع دولت برای تقدیم لایحه ادغام وزارتخانه ها شد و هشدار داد: "چنانچه لایحه لازم در این باره ارائه نشود، مجلس می تواند خود طرحی در این خصوص تدوین کند."


همچنین در جلسه روز چهارشنبه، علی اصغر یوسف زاده، سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس، به عنوان تذکر شفاهی در مورد عدم اقدام دولت در تقدیم لایحه ای برای ادغام وزارتخانه ها، گفت: "هم اکنون در نظام اداری کشور تزلزلی به وجود آمده و لازم است این موضوع را در جلسه غیرعلنی بررسی کنیم."


وی در مورد لزوم غیرعلنی بودن جلسه مربوط به رسیدگی به موضوع ادغام وزارتخانه ها توضیحی نداد اما گفت که تا زمانی که ساختار اداری وزارتخانه های جدید تعیین و مشخص نشود، مجلس نمی تواند وارد بررسی لوایح و طرح ها شود.


گفتنی است اکثر طرح ها و لوایح مربوط به عملیات دستگاه های دولتی لزوما با توجه به حوزه مسئولیت وزارتخانه ها و سایر سازمان های دولتی مجری آنها مورد بررسی قرار می گیرد و به تصویب می رسد و طی هفته های اخیر نیز، ادغام شماری از وزارتخانه ها در هفته های اخیر به اختلاف نظر بین دولت محمود احمدی نژاد و مجلس منجر شده و تلاش هایی از جمله با مداخله رهبری برای حل و فصل این اختلاف صورت گرفته است.


در ادامه گزارش روز چهارشنبه آمده است لاریجانی در پاسخ به تذکر سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس گفت: "با توجه به اینکه زمان کافی نداریم، دولت باید هر چه زودتر ساختار تشکیلاتی وزارتخانه های جدید را مشخص کند و در صورتی که دولت در این زمینه عمل نکند، کمیسیون بررسی ادغام وزارتخانه ها می تواند طرحی را در این زمینه تدوین و به صحن مجلس ارائه کند."


به گزارش خانه ملت - سایت خبررسانی مجلس – لاریجانی همچنین روز چهارشنبه طی بازدیدی از نمایشگاه عکس سالروز سوم خرداد و آزادسازی خرمشهر در جنگ ایران و عراق، نسبت به موضوع سرپرستی وزارت نفت نیز اظهار نظر کرد و گفت که تفسیر رسمی شورای نگهبان در این مورد روز گذشته به دست او رسیده که براساس آن، لازم است برای وزارت نفت سرپرست مشخصی تعیین شود.


اشاره وی به اظهارات احمدی نژاد بعد از برکناری وزیر نفت و تصمیم بر تصدی سرپرستی این وزارتخانه توسط خود بود.


گفتنی است پس از اعلام تصمیم احمدی نژاد در مورد در دست گرفتن سرپرستی وزارت نفت و مخالفت مجلس با آن، موضوع به شورای نگهبان ارجاع شد و این شورا تصدی همزمان احمدی نژاد بر سمت های ریاست جمهوری و وزارت نفت را رد کرد.


به گزارش خانه ملت، علی لاریجانی یادآور شد که "برخی سایت های خارجی نوشته بودند که تصمیم احمدی نژاد برای سرپرستی وزارت نفت و شرکت در نشست وزیران نفت اوپک، اقدامی سیاسی بوده و به منظور تقابل سیاسی با عربستان سعودی اتخاذ شده است اما تحلیل این سایت ها را خیلی نیاز نداریم."

 

 

پرداخت سهام عدالت به ۹ میلیون نفر در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸

Posted: 25 May 2011 02:20 AM PDT

جــرس: بعد از آنکه اعلام شد نمايندگان مجلس شوراي اسلامي قرار است گزارش كميسيون برنامه و بودجه در مورد تقاضاي تحقيق و تفحص از واگذاري و پرداخت سود سهام عدالت را در صحن علني مجلس بررسي کنند، امروز چهارشنبه چهارم خرداد ماه، نمایندگان مجلس تقاضای تحقیق و تفحص از واگذاری و پرداخت سود سهام عدالت را با ۱٧۶ رای موافق، ۱٩ رای مخالف، ٧ رای ممتنع از مجموع ٢٣۰ نماینده حاضر در مجلس به تصویب رساندند.


به گزارش مهر، در جلسه مذکور، محمد مهدی مفتح سخنگوی کمیسیون برنامه و بودجه با اشاره به اینکه تقاضای تحقیق و تفحص در کمیسیون برنامه و بودجه به تصویب رسیده است، خواستار تصویب این تقاضا در صحن علنی مجلس شد.


وی گفت: مبنای قانونی واگذاری هام عدالت به شش دهک خانوارهای جامعه احکام مندرج در فصل ششم قانون اصلاح موادی از قانون برنامه پنجم توسعه و اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ قانون اساسی است.


در ادامه جلسه، محمد اولیا طراح این تحقیق و تفحص اظهار داشت: در آستانه انتخابات عملکرد دولت در واگذاری سهام عدالت به ویژه توزیع سهام مربوط به سال ٨۶ به شدت ابهام آمیز بود. پرداخت سود سهام عدالت همزمان با انتخابات ریاست جمهوری به شدت شبهه بهره برداری دولت در جلب آرای مشمولان دریافت سود سهام (پرداخت هشتاد هزار تومان به حدود نه میلیون نفر از واجدین شرایط) را ایجاد و تقویت کرد.

 
وی افزود "با توجه به اینکه هنوز قانون سهام عدالت در مجلس به تصویب نرسیده بود، دولت بدون طی مراحل خرید سهام از طرف دو دهک پایینی و چهار دهک بعدی اقدام به توزیع سود سهام نمود. لذا جمعی از نمایندگان مجلس خواستار تحقیق و تفحص از روند پرداخت سود سهام عدالت و واگذاری این سهام شدند."

 

جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها : متن خلاصه

unread,
May 26, 2011, 1:09:22 PM5/26/11
to polic...@gmail.com

ویدیو - انفجار در پالایشگاه آبادان

Posted: 26 May 2011 07:11 AM PDT

حضور احمدی نژاد بدون استقبال مردمی در پنجاه کیلومتری قـــم

Posted: 26 May 2011 05:11 AM PDT

جــرس: محمود احمدی نژاد در آخرین سفر از دور سوم سفرهای استانی خود به قم، در حالیکه از همراهیِ هیئت دولت، استقبال و حضور مردمی و همچنین سخنرانی عمومی خبری نبود، در جمع گروهی از مدیران استانی، قم را "مرکز انقلاب و ایران" دانست و با وعده های مجدد در مورد بهبود قریب الوقوع مردم قم، مدعی شد "این شیوه زندگی در خانه‌های ۴۰، ۵۰ و ٨۰ متری با فروش یک عمر زندگی، مطلوب انقلاب و اسلام نیست و طرح‌های جدید شهرسازی دولت به سرعت در حال آماده شدن است. امیدواریم قبل از دولت دهم در کل کشور کلید بخورد."


رئیس دولت با بیان اینکه "از دیگر برنامه‌های دولت، رفع فقر و اجرای عدالت در توزیع ثروت است"، پیرامون هدفمندی یارانه ها و چشم انداز آن گفت "هدفمند کردن یارانه‌ها قدم بلندی در جهت اجرای عدالت است که اگر ده سال همین طور ادامه پیدا کند بسیاری از مشکلات و فاصله طبقاتی رفع می‌شود."


سخنرانی در پنجاه کیلومتری قـــم
به گزارش خبرآنلاین آخرین سفر استانی محمود احمدی نژاد، روز پنجشنبه پنجم خرداد، بدون استقبال مردمی و سخنرانی عمومی برگزار شد و پس از افتتاح جاده گرمسار- قم و فاز اول کارخانه فولاد قم، طی سخنانی در مراسم افتتاح طرح‌ عظیم انتقال آب قم در تصفیه خانه آب قم که در پنجاه کیلومتری قم قرار دارد سخنرانی کرد.


وی با بیان اینکه خداوند را سپاسگذارم که این آرزوی تاریخی مردم و علمای قم برآورده شد، اظهار داشت: قم از جهات گوناگون برای ملت ایران دارای اهمیت است.


احمدی نژاد قم را مرکز پایه‌گذاری عظیم‌ترین حرکت اسلامی و انسانی بعد از صدر اسلام دانست و اظهار داشت: بدون تردید انقلاب اسلامی بزرگترین حرکتی است که برای نجات بشر و برپایی توحید و عدالت آغاز شده است و نقطه اصلی شکل‌گیری این حرکت که امروز شاخ و برگ آن عالم را در بر گرفته، قم است.


احمدی‌نژاد قم را مرکز انقلاب و ایران دانست و گفت که قم باید آبادترین، زیباترین، بانشاط‌ترین و الهام‌بخش ترین شهر ایران عزیز باشد. وی با بیان اینکه قم به لحاظ شهرسازی باید الگو باشد، اظهار عقیده کرد: از آنجا که امروز ملت ایران باید به عنوان الگویی برای بشریت معرفی شود، این موضوع نیازمند است در صحنه عمل و زندگی جاری شده و الگویی ارائه دهیم.


نگاه به قم باید نگاه مکتبی باشد
احمدی‌نژاد همچنین خدمت به قم را خدمت به انقلاب،‌ آرمان‌های امام و پیگیری اندیشه اسلام ناب محمدی عنوان و بدون ذکر نام رهبری، خاطرنشان کرد: خداوند را سپاسگذارم که به همت خادمان و پشتیبانی مردم قم و علما، امروز طرح‌های عظیمی در این استان در دست اجرا است که از مهمترین آنها توسعه حرم مطهر حضرت معصومه را می‌توان نام برد بنابراین باید حرم به قدری گسترش یابد که همه ایرانی‌ها بتوانند سالی یکبار آمده و از امکانات آن بهره‌مند شوند. وی افزود: نگاه به قم نباید نگاهی فردی،‌ موضعی، گروهی و حتی قشری، بلکه باید نگاه مکتبی باشد.


امروز اگر ۵ – ۶ هزار طلبه فاضل و عالم برای سفر به کشورهای دیگر آماده باشند، دنیا پذیرای آنهاست
احمدی نژاد با بیان اینکه نگاه‌ها باید از تمرکز نقطه‌ای به افق‌های جهانی برسد، خاطرنشان کرد: هر گوشه‌ای از دنیا که می‌رویم از ما می‌خواهند که اندیشمندانمان را بفرستیم تا مکتب اسلام را از سرچشمه اصلی آن معرفی کنند بنابراین همین امروز اگر پنج - شش هزار طلبه فاضل و عالم برای سفر به کشورهای دیگر آماده باشند، دنیا پذیرای آنهاست و دولت نیز آماده است از حرکت علمی و فرهنگی آنها حمایت کند.


رئیس دولت گفت: باید به نیازهای دنیا جواب دهیم در حالی که هنوز در پاسخگویی به برخی نیازهای کشورمان عقب هستیم که این موضوع نیازمند تلاش و کوشش است.


زمانی که ما همه چیز داشتیم آنها (غربی‌ها) نظافت نداشتند
وی ادامه سخنان خود را به لزوم ساختن ایران اختصاص داده و بدون اشاره به اینکه در دوران ریاست جمهوری خود، بسیاری از طرح های تولیدی و اقتصادی کشور به رکود و توقف و شکست منتهی شده، مدعی شد "طرح‌های مهمی در دستور کار دولت است که یکی از مهمترین آنها سازماندهی تولید در کشور است چرا که باید به سرعت به جایی برسیم که کالای ایرانی در بازار جهانی حرف اول را بزند و این شدنی است . و به جای اینکه یک مشت بی‌فرهنگ به ما فخرفروشی کرده و بگویند تحریم هستیم باید به نقطه‌ای برسیم که آنها پشت درهای کارخانه ما صف کشیده و درخواست کالای ایرانی بکنند. زمانی که ما همه چیز داشتیم آنها (غربی‌ها) نظافت نداشتند و این سرزمین به برکت اهل بیت سرزمین علم و دانش و پیشرفت بود ".


طرح اصلی دولت درباره مسکن در راه است
رئیس دولت ادامه داد:‌ طرح مسکن مهر طرحی ضربتی و مسکن (آرامبخش) برای خنثی کردن فشارها بود و طرح اصلی دولت در راه است.
احمدی‌نژاد بدون اشاره به وضعیت نامساعد مسکن و عدم امکان دستیابی جوانان به مسکن عادلانه و منصفانه، مانند سالیان گذشته ادعا کرد "سرزمین وسیع ایران این اجازه را می‌دهد که هر ایرانی در یک ساختمان مستقل و با فضای مناسب زندگی کند."


زندگی در خانه های۴۰ و ۵۰ متری با این وضع مطلوب انقلاب و اسلام نیست
به گفته رئیس دولت، این شیوه زندگی در خانه‌های ۴۰، ۵۰ و ٨۰ متری با فروش یک عمر زندگی مطلوب انقلاب و اسلام نیست.
وی با بیان اینکه می‌توانیم بهتر و ارزانتر از این زندگی کنیم، خاطرنشان کرد: طرح‌های جدید شهرسازی دولت به سرعت در حال آماده شدن است. امیدواریم قبل از دولت دهم در کل کشور کلید بخورد.


هدفمندی یارانه ها ده سال بعد نتیجه اش مشخص می شود
احمدی نژاد همچنین بدون اشاره به نتایج اولیۀ اجرای طرح حذف سوبسیدها و افزایش قیمت کالاها و خدمات اساسی مردم، مدعی شد "هدفمند کردن یارانه‌ها قدم بلندی در جهت اجرای عدالت است که اگر ده سال همین طور ادامه پیدا کند بسیاری از مشکلات و فاصله طبقاتی رفع می‌شود. "


برخی مسئولین از مردم می‌خواهند با هدفمندی یارانه‌ها همکاری نکنند
رئیس دولت اجرای عدالت را دارای پیچیدگی‌های فراوانی دانست و گفت: با اجرای عدالت سر و صداها بلند می‌شود و در همین بحث اجرای هدفمندی یارانه‌ها دیدیم چه کردند و چه می‌کند فردی که مسئول است و باید همراهی کند پشت تریبون با هزار توجیه از مستمعین خود دعوت می‌کند همکاری نکنند. چرا این گونه است؟‌


احمدی‌نژاد افزود: وقتی در گوشه‌ای از اجرای هدفمندی خللی ایجاد می‌شود به این طرح عظیم حمله می‌کنند، که همه اینها به خاطر اجرای عدالت است.

وی مدعی شد "هر مقدار در مسیر عدالت جلو برویم، جوسازی‌ها بیشتر خواهد شد و ‌مستکبران نیز از اینکه نوری در ایران درخشیده و راه جدیدی در برابر بشریت باز شده، خشمگین هستند.


اوباما سرافکنده‌تر از بوش به قعر تاریخ خواهد رفت
رئیس دولت هدف اصلی دولت آمریکا را نجات اسرائیل و محدود کردن امواج انقلاب اسلامی دانست و خطاب به مستکبران گفت: به لطف خدا با بیداری ملت‌ها و حرکت عمومی خداخواهانه ملت‌ها این بار هم تیر مستکبران به سنگ خواهد خورد و خلف بوش سرافکنده‌تر و ذلیل‌تر از خود بوش به قعر تاریخ خواهد پیوست.


احمدی‌نژادتاکید کرد: ‌همه باید مراقب باشند مبادا عناصر حقیر در برابر مستکبران با تمایل دیگری وارد شوند بنابر این همه مراقب باشند از چاله به چاه نیفتند چرا که دشمن با نقاب تزویر آمده و شعار مسالمت‌آمیز سر داده است.


رئیس دولت ایران در پایان خاطرنشان کرد: "بوش به جهنم پیوست و رئیس جمهور فعلی آمریکایی به زودی با شکست ذلت‌باری به تاریخ خواهد پیوست."

 

عده‌ای از داوطلبان کارشناسی ارشد به سازمان سنجش فراخوانده شدند

Posted: 26 May 2011 04:29 AM PDT

جرس:  تعدادی از داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد پس از  اعلام نتایج این کنکور، به بهانه نقص در پرونده از دریافت کارنامه محروم و به سازمان سنجش فراخوانده شدند.


به گزارش رسیده به جرس، در روز اعلام نتایج کنکور ارشناسی ارشد امسال، عده ای از داوطلبان که برای دریافت کارنامه به سایت سازمان سنجش مراجعه کردند، به جای دسترسی به نتایج خود با این جمله مواجه شدند:‌" داوطلب گرامي به علت نقص پرونده در صورت تمايل در روز سه شنبه مورخ 3
/3/90 به سازمان سنجش آموزش کشور واقع در ميدان هفت تير - خيابان کريم خان زند - پلاک 204 - طبقه دوم مراجعه نماييد."

اخبار رسیده حکایت از آن دارد همانند شش سال گذشته داوطلبان زیادی که اغلب از فعالان سیاسی یا صنفی دانشجویی بوده اند برای ادامه تحصیل خود در مقطع کارشناسی ارشد با مشکل مواجه شدند. یکی از این دانشجویان در گفتگو با جرس اعلام کرد: "نعیمایی"، نماینده گزینش سازمان سنجش اعلام کرده که دانشجویانی که دچار این مشکل شده‌اند بر اساس گزارش‌های حراست و کمیته انضباطی دانشگاه و همچنین وزارت اطلاعات فراخوانده می‌شوند.

وی گفت دانشجویان پس از احضار وادار به پر کردن مجدد فرم صلاحیت‌های عمومی می‌شوند و از آنها خواسته می‌شود ضمن پرهیز از هرگونه اقدامی در این مورد در جلسه با ماموران وزارت اطلاعات در محل سازمان سنجش حاضر شوند.

در سال‌های گذشته نیز عده ی زیادی از دانشجویان پس از جلسات مشابهی ستاره دار شده و از ادامه تحصیل محروم شدند و عده کمی هم بعد از تعهدهای گوناگون مبنی بر عدم انجام هیچ گونه فعالیت در دانشگاه اجازه ادامه مشروط تحصیل را یافتند.

از سال ۱۳۸۵ هر ساله عده زیادی از دانشحویان به عناوین مختلف از تحصیل محروم می شوند و به دلیل ستاره هایی که در سال ۸۵ در کارنامه کنکور ارشد آنها درج شده بود به دانشحویان ستاره دار مشهور شده اند.

شایان ذکر است، سازمان سنجش، وزارت علوم و شخص احمدی نژاد همواره محرومیت از تحصیل به دلایل سیاسی را تکذیب کرده اند، در حالی که پس از انتخابات سال 88 عده زیادی از اعضای شورای دفاع از حق تحصیل، که پیگیر امور مربوط به دانشحویان محروم از تحصیل است، بازداشت و ضیا نبوی، مهدیه گلرو و مجید دری به اتهام فعالیت در این شورا به احکام سنگین حبس محکوم شدند و همچنان در زندان به سر می برند.

لحظه پرواز؛ تاریخ شفاهی جنبش سبز

Posted: 26 May 2011 04:53 AM PDT

جرس: کتاب لحظه پرواز، جلد اول ازمجموعه تاریخ شفاهی جنبش سبز منتشر شد.

 
دو سال از انتخابات دهم ریاست جمهوری می گذرد. در دوسال گذشته همواره علاقه مندان به جنبش سبز تلاش کردند تا با تولیدات فرهنگی خود همچون نقالان، پرده به پرده وقایع را مصور کنند .نقاشی ها، کلیپ ها و موزیک های متعددی که در این مدت ساخته شده شاهد این مدعاست . 

به گزارش امروز، در آخرین تلاش به همت "سولماز" یکی از سبزهای فعال کتابی با نام لحظه های پرواز منتشر شده که در آن اطلاعات جامعی از دستگیر شدگان پس از انتخابات درج شده است.
 در مقدمه این کتاب آمده است«این کتاب می توانست به تک تک فعالین جنبش سبز تقدیم شود ، یا به کسانی که درشرایط ناامن امروز ایران خطر همکاري با ما را به جان خریدند و خاطرات شان را با ما درمیان گذاشتند. شاید باید به دو عزیز بزرگواري تقدیم می شد که خودشان ادعاي رهبريجنبش سبز را ندارند اما براي ما ، فعالین جنبش سبز، حبل المتین آزادي خواهی بودند وهستند. یا می شد به پدر و مادرم تقدیم شود که هر روز بعد از کودتاي سال 88 را دراضطراب دستگیري ام گذراندند اما می خواهم این مجموعه را به عزیزي تقدیم کنم که به شرافت و بزرگی باورش دارم. بهمن. عزیزي که همواره معلم و راهنمایم بود و این روزهارا ان سوي دیوار هاي بلند اوین آزادگی می کند. »

این نویسنده با توجه به شرایط موجود در ایران و عدم امکان نشر آن تصمیم گرفته تا از طریق اینترنت نسخه پی دی اف آن را در اختیار علاقه مندان بگذارد . نسخه پی دی اف این کتاب را می توانید ازاینجادانلود کنید

مصباح یزدی در پاسخ به رهبری: شامه گربه ها تیز است

Posted: 26 May 2011 04:33 AM PDT

 جرس: محمود نبویان، عضو موسسه «امام خمینی» متعلق به مصباح یزدی می گوید که احمدی‌نژاد مثل رحیم‌مشایی به دوستی با مردم اسرائیل اعتقاد دارد٬ اما به خاطر رهبری از طرح آن خودداری کرده است.


به گزارش دیگر بان؛  نبویان این اظهارات را در زمانی که احمدی‌نژاد در اعتراض به ابقای وزیر اطلاعات از سوی خامنه‌ای در خانه نشسته بود٬ در جمع گروهی از مردم قم ایراد کرده است.

این روحانی نزدیک به مصباح یزدی در سخنرانی خود حملات تندی به احمدی‌نژاد و رحیم‌مشایی کرده است.


وی می گوید: به خدا قسم تازه داریم می‌فهمیم تیم احمدی نژاد یک ذره باور به ولایت فقیه ندارند. به اسم امام زمان نائب امام زمان رو دارن حذف می‌کنند. تیم آقای مشایی خیلی خطرناک است.  

این شاگرد مصباح در ادامه گفت: انحراف بسیار جدی است، باید هوشیار و بیدار بود.  کار را تا آن‌جا پیش بردند که مجسمه‌ کوروش را در کاسه‌ احمدی‌نژاد گذاشتند و احمدی‌نژاد چفیه‌ بسیجی را گردن آن مجسمه انداخت.


وی با اشاره به هزینه هایی که مشایی برای رهبری ایجاد کرده می افزاید: رحیم‌مشایی از وقتی که وارد دولت شده، برای رهبری هزینه درست می‌کند و رهبری مجبور می شود به نوعی در کار‌ها دخالت نمایند.


نبویان مدعی است: مشایی و تیره و تبارش و گروهش و فکرش با اصلاح‌طلبان یکی‌اند. گول نخورید.


وی در ادامه ادعا کرد که همه پیش بینی های مصباح درست است و به نقل خاطره ای وی پرداخت و گفت:  آقای مصباح می‌گفت رفتم پیش  رهبری، آقا به من گفت: «هرچی گفتی درست درآمده.» گفتم: «بله؛ گربه‌ها شامه‌های تیزی دارند.»

 

علی شکوری راد:  جنبش سبز پیروزی‌اش را در حذف طرف مقابل تعریف نکرده است

Posted: 26 May 2011 03:15 AM PDT

جــرس: علی شکوری راد، نماینده اصلاح طلب مجلس ششم و عضو جبهه مشارکت، در تحلیلی پیرامون دوران مجلس و دولت اصلاحات، نیم نگاهی به شرایط امروز داشته و معتقد است "امروز مسیر قهقرایی بسیار بدی را طی می‌کنیم. پیام دوم خرداد را هر دو جناح درست دریافت نکردند.این طرف اکثریت مردمی داشت، آن طرف هم قدرت حکومتی.

جــرس: علی شکوری راد، نماینده اصلاح طلب مجلس ششم و عضو جبهه مشارکت، در تحلیلی پیرامون دوران مجلس و دولت اصلاحات، نیم نگاهی به شرایط امروز داشته و معتقد است "امروز مسیر قهقرایی بسیار بدی را طی می‌کنیم. پیام دوم خرداد را هر دو جناح درست دریافت نکردند... این طرف اکثریت مردمی داشت، آن طرف هم قدرت حکومتی. آن زمان عده‌ای که با رای مردم سر کار آمده ‌بودند می‌گفتند این رای مردم پیامی دارد که باید این پیام را بفهمیم و نظرات مردم را پیش ببریم. طرف مقابل هم می‌گفتند این رای مردم پیامی ندارد و یک اتفاق انتخاباتی بوده، فضاسازی بوده مردم اشتباه کرده‌اند و یک نفر را انتخاب کرده‌اند... در نهایت هر کدام فضا را رادیکالیزه کردند. فضای رادیکال هم همیشه منجر به سرخوردگی می‌شود. چون در فضای رادیکال خواسته‌هایی که قابل وصول نیست مطرح می‌شود و چون حاصل نمی‌شود سرخوردگی ایجاد می‌شود. اصلاحات در اواخر دچار سرخوردگی شد."


این استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران، که بعد از دستگیریش با وساطت یکی از مراجع عظام در آزادی بسر می برد، پیرامون نامه سرگشاده و انتقادی ۱٣۵ تن از نمایندگان مجلس ششم به رهبری نوشتند نیز می گوید "نامه به دلیل این بود که دیگر راهی باقی نمانده بود. اگر یک روی خوشی از طرف رهبری نشان داده می‌شد شاید کار به نوشتن نامه‌ی ۱٣۵ نفر نمی‌کشید... در حقیقت آن نامه فضا را رادیکال نکرد واقعیت‌های موجود را بر ملا کرد. ما این مساله را در جاهای دیگر هم می بینیم. مثلا بعد از دوم خرداد می‌گفتند دوم خرداد جوان‌ها را بی‌دین کرد. ما می‌گفتیم بی‌دینی زیاد نشده، واقعیت ها فرصت ابراز پیدا کرده اند. شما! تازه دارید واقعیت‌های جامعه را می‌بینید."


علی شکوری راد پیرامون چالش و درگیریِ میان طیف دولتی ها و حامیان رهبری نیز، با بیان اینکه "از نظر ما، متهم اصلی همان طیف نیروهای احمدی‌نژاد هستند. البته اصولگراهای سنتی هم شریک جرم آنها هستند، قلیلی در سکوتشان و کثیری در همراهی‌شان. بنابراین از نظر ما وقتی می‎گوییم تفاوتی میان اصولگراها نمی‌بینیم یعنی اینکه ما نمی‌آییم با یکی از اینها ائتلاف کنیم در مقابل دیگری."


وی سکوت فعلی اصلاح طلبان را نیز اینگونه تحلیل و ارزیابی می کند "ما نمی‌توانیم دوره‌ی سکوتمان را طولانی کنیم. نباید هم طولانی شود. چون وقتی از جانب ما پیامی به مردم نرسد ممکن است مردم به پیام‌های دیگر که ممکن است خام یا انحرافی باشند گوش کنند. این خطر وجود دارد. باید تحلیل‌های جامع نسبت به ماهیت دعوا و طرفین دعوا (و نه ورود به دعوا) از طرف نیروهای تحلیل گر اصلاح‌طلب به هواداران خودشان عرضه بشود. نیروهای ما تشکیلاتی ندارند که بشود تحلیل های درون تشکیلاتی به آنها رساند. ولی خب این هم هست که اگر ما خیلی ساکت بنشینیم ممکن است مردم جذب دعوای آنها بشوند، چون در این دعوا هر یک از مردم که جانب یک طرف را بگیرد در حقیقت جذب مجموعۀ آنها شده است و این به نفع آنهاست. این جنگ بنظر نمی رسد زرگری باشد ولی می تواند خاصیت جنگ زرگری را برای آنها داشته باشد. ما باید در این مورد پیام‌های هشدار دهنده به مردم بدهیم."


گفتگوئی که در پی می آید، در نشریه دانشجوئی "صدای تغییر" منتشر شده است.


متن کامل آن که در تارنمای شخصی علی شکوری راد منتشر شده، به شرح زیر است:


بررسی عملکرد سیاسی جریان اصلاحات

کارنامه‌ خدمات مجلس ششم آنقدر پربار است که در نظر نگرفتن آن غیر ممکن است. اما در این مصاحبه قصد، نقد مجلس ششم است و قصد تعریف و تمجید مجدد از آن را نداریم.

جناب‌عالی تأثیر انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶، وقایع پس از آن و پیش از انتخابات مجلس ششم را بر انتخابات مجلس ششم و پیروزی اصلاح‌طلبان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
حرکت اصلاحات از ابتدا با این عنوان شروع نشد و کسی از اول با ادعای راه‌اندازی جنبش اصلاحات شروع نکرد. این عنوان بعدها در ادبیات سیاسی به این حرکت داده شد. یک خواسته‌هایی وجود داشت و مطرح شد. همه چیز در چارچوب نظام تعریف شده بود. قرار بود کسانی بر سر کار بیایند که دوست دارند قانون مبنای عمل قرار گرفته و کرامت انسانی پاس داشته شود. پیروزی دوم خرداد غیر منتظره بود چون تا دو هفته مانده به انتخابات گمان بر این بود که انتخابات به مرحله‌ی دوم برود و گفته می شد در این صورت حتی اگر در دور دوم شکست هم بخوریم باز پیروزیم. چرا که همان سرمایه‌ای می شد برای تشکیل یک حزب. پیروزی در انتخابات دوم خرداد یک جنبۀ اثباتی داشت و بخشی هم دارای جنبۀ سلبی بود. رفتارهایی که در مقابل آقای خاتمی کردند موجب انزجار و واکنش شد. کلا مردم ما رفتارهای سلبی‌شان غلبه دارد البته به لحاظ سیاسی. بعد از دوم خرداد هم حوادثی در تقابل با نظر و رأی مردم رخ داد که انزجار را تداوم بخشید، انزجار نسبت به یک مجموعه‌ای که سعی می‌کردند به زور حرفشان را به کرسی بنشانند و از روش‌های مردم‌پسند برای اثبات حرف‌هایشان استفاده نمی‌کردند. مثلا قتل‌های زنجیره‌ای و حمله به کوی دانشگاه که اتفاقاتی پر سر و صدا بود پیش آمد تاثیر گذاشت بر اینکه فضای جامعه بیشتر به سمت اصلاح‌طلبان برود که با این روش‌ها مخالف بودند.


اولین نکته قابل توجه درمورد مجلس ششم انتخاب آقای کروبی به ریاست مجلس است. لطفاً بفرمایید که چرا با وجود اینکه ایشان جزء آخرین نفرات برگزیده‌ی انتخابات تهران بودند و جبهه‌ی مشارکت تعداد زیادی از کرسی‌های مجلس را کسب کرده بود، ایشان به ریاست مجلس انتخاب شدند؟
در مجلس ششم از ٢٩۰ نفر ٢۱۵ نفر اصلاح‌طلب بودند که یک تعدادی هم تحت تاثیر جو در زمره‌ی فراکسیون دوم خرداد مجلس قرار گرفتند. حدود ۱٣۵ تا ۱۵۰ نفر عضو فراکسیون مشارکت بودند. اگرچه این احتمال وجود داشت که اگر جبهه مشارکت کاندیدای مستقل خودش را بدهد رأی بیاورد ولی این احتمال خیلی متقن نبود. آقای کروبی بین آن هفتاد نفری که فاصله هست پایگاه داشت. ایشان پیش از آنکه بخواهد بحث در فراکسیون دوم خرداد مطرح بشود اعلام کرده بودند برای ریاست مجلس کاندیدا می‌شوند. اگر در فراکسیون موضوع مورد بحث قرار می‌گرفت جبهه مشارکت اکثریت مطلق داشت و حتما کاندیدای منتخب مطابق بود با رای جبهه مشارکت ولی آقای کروبی به این کار تن نداد. دو عامل باعث شد که جبهه مشارکت به نفع آقای کروبی، کاندیدای دیگری برای ریاست ندهد: یکی اینکه ممکن بود اگر ما کاندیدا بدهیم نماینده‌های جناح راست بروند پشت سر آقای کروبی و عملا ائتلافی را شکل بدهند که می‌توانست برای آیندۀ کاری مجلس دردسر درست بکند. چون در این حالت احتمال داشت آقای کروبی رای بیاورد اما در مقابل جبهۀ مشارکت قرار بگیرد. دوم اینکه آقای خاتمی خیلی مصر بود که جبهه مشارکت ریاست آقای کروبی را بپذیرد. ایشان احساس می‌کرد که در مجمع روحانیون مبارز دو دستگی پیش خواهد آمد اگر جبهه‌ی مشارکت در مقابل آقای کروبی صف‌آرایی کند. به نظر می‌رسد که همان که انجام شد به صلاح بود. اگر این اتفاق نمی‌افتاد آن هماهنگی که درون جبهه دوم خرداد لازم بود از دست می‌رفت.


علت اصرار آقای کروبی برای اینکه موضوع در فراکسیون دوم خرداد مطرح نشود چه بود؟
اصلا آقای کروبی هیچ وقت عضو فراکسیون دوم خرداد نشد که بخواهد به نظرات آن فراکسیون تمکین کند. اگرچه فراکسیون مجمع روحانیون جزء فراکسیون دوم خرداد بود ولی هیچ وقت آنها اعضایشان را مشخص نکردند. تا آخر مجلس هم مشخص نشد فراکسیون مجمع روحانیون چند نفرند در حالی که جبهۀ مشارکت فهرست اسامی‌اش مشخص بود. فراکسیون‌های دیگر هم تقریبا تا آخر مجلس مشخص نشد. این هم به خاطر این بود که تجربه‌ی فراکسیونی به این شکلی که در مجلس ششم شکل گرفت قبلا سابقه نداشت و برخی افراد هم خودشان را فراتر از تشکیلات می‌دانستند. مثلا آقای کروبی در آن زمان خودش را فراتر از تشکیلات قلمداد می‌کرد و التزام تشکیلاتی به فراکسیون نداشت. نه اینکه بی‌توجه باشد اما خودش را در یک موقعیتی می‌دید که به تنهایی تصمیم بگیرد و عمل بکند. اگر ما می‌ایستادیم و درگیر می‌شدیم در ابتدای مجلس می‌توانست خیلی مخرب باشد و ما از آن اجتناب کردیم.


در طول مجلس ششم اتفاق نادری افتاد که مصونیت قضایی نمایندگان سلب شد و در طول عمر مجلس ششم، نزدیک به شصت تن از نمایندگان مجلس به دادگاه فراخوانده شدند که برای چهار نفر آنان حکم قطعی صادر شد و شاهد ِ به اجرا گذاشته شدن حکم ۱۰ ماه زندان جناب آقای لقمانیان نماینده محترم مردم همدان بودیم که با آبستراکسیون (خروج از مجلس) شصت نماینده مجلس و تهدید به خروج از مجلس آقای کروبی، با درخواست آقای شاهرودی و موافقت رهبری، آقای لقمانیان آزاد شدند. لطفاً در این موارد توضیح بفرمایید.
آقای جنتی یکبار در صحبت‌هایش گفت ما زمانی که اصلاح‌طلبان بر سر کار بودند هر شب تنمان می‌لرزید که اینها فردا می‌خواهند چه کار کنند. مجلس ششم خیلی قوی تشکیل شد. در تشکیل مجلس ششم نقش رهبری نقش مثبتی بود و انتخابات نسبتا آزاد برگزار شد و علی‌رغم اینکه شورای نگهبان به ناحق قصد ابطال انتخابات تهران را داشت و سه ماه هم اعلام نتیجۀ آن را به تأخیر انداخت، اما نهایتا با دخالت و توصیه رهبری ناگزیر به تأیید آن شد. نقش رهبری در انتخابات مجلس ششم نقش شایسته‌ی رهبری بود. یعنی وارد عرصه‌ی رقابت انتخاباتی نشد. تا زمانیکه انتخابات برگزار شد این بود ولی بعد از اینکه آن اکثریت رقم خورد این باعث بیم و واهمه در جناح مقابل شد و از همان ابتدا شورای نگهبان شمشیر را از رو بست. می‌خواست انتخابات تهران را ابطال بکند و آخرش هم هفتصد هزار رای تهران را باطل کرد تا بتواند یک جابه‌جایی به وجود بیاورد. علیرضا رجایی را از لیست خارج کرد و آقای حداد عادل را وارد لیست کرد. حداد عادل به عنوان سرلیست جناح مقابل وارد انتخابات شده بود و به همین دلیل آنها خیلی برایشان مهم بود که حداد عادل رای بیاورد. وقتی رای نیاورد برایشان خیلی ثقیل بود. وقتی هم که دیدند نمی‌توانند انتخابات را ابطال بکنند حداقل، این کار را انجام دادند. که به نظر من اولین تقلب سیستماتیک به معنی دست بردن در نتیجه انتخابات آنجا شکل گرفت. منتهی چون شورای نگهبان دارای جایگاهی بود که بالاتر از آن کسی نمی‌توانست نظارتی بکند به میل خودشان آن کار را انجام دادند. این رویکرد در تمام طول عمر مجلس ششم باقی ماند. یعنی شورای نگهبان در مقابل مجلس بود نه در کنار مجلس. هر رگه‌ای از اصلاح‌طلبی که در قوانین وجود داشته با مخالفت شورای نگهبان مواجه می شد. تا آنجا که حتی وقتی مجلس ششم می‌خواست قانون حقوق شهروندی را تصویب کند ناگزیر شد که عین متن بخشنامه‌ی آقای شاهرودی را تصویب کند و حتی وارد تعیین میزان مجازات‌ها نشد. چون شورای نگهبان رد می‌کرد. قوانین مربوط به اصلاح انتخابات، اختیارات ریاست جمهوری و قوانین دیگری که در این سیاق در مجلس ششم مطرح شد همه با سد شورای نگهبان مواجه شد. به طور غیرقانونی و غیرمستدل با مصوبات مجلس برخورد میکردند. از طرف دیگر قوه‌ی‌ قضائیه هم همین روش را در پیش گرفت. دولت و مجلس در اختیار اصلاح‌طلبان بود ولی قوه قضائیه و شورای نگهبان کاملاً در مقابل آنها قرار گرفتند. حتی نیروی انتظامی هم در دولت اصلاحات ابتدا به وزارت کشور واگذار نشد، نه اینکه واگذار نشد، بر سر تعیین فرمانده اختلاف نظر پیش آمد و این کار صورت نگرفت. اولین اقدامی که بعد از انتخابات مجلس ششم صورت گرفت ترور آقای حجاریان بود. و دومین اقدام مهم که قبل از شروع به کار و بعد از انتخابات مجلس ششم اتفاق افتاد تعطیلی فله‌ای مطبوعات بود که یک شب ۱۵ روزنامه را توقیف کردند. عملاً در فاصله‌ی بین انتخابات تا شروع به کار مجلس تمام روزنامه‌های اصلی اصلاح‌طلب توقیف شدند و عملاً مجلس ششم در یک فضای متشنج شروع به کار کرد یعنی نهادهای غیرانتخابی کاملاً در مقابل مجلس صف‌آرایی کردند که طبیعتاً منجر به انتقاد می‌شد. این انتقادها در نطق‌های پیش از دستور نمایندگان متجلی می‌شد و آنها هم برخورد می‌کردند. مثلاً آقای لقمانیان در یکی از نطق‌هایش دادگاه‌ها را گفته بود بیدادگاه‌ها و این باعث شد که با ایشان آن رفتار را بکنند. ولی خب رهبری احساس کردند که بیش از حد فضا دارد متشنج می‌شود و حریم نمایندگی مردم خیلی دارد از طرف قوه قضائیه مورد تعرض قرار می‌گیرد. این بود که جلوی آن روند را گرفتند و نگذاشتند در طول زمان مجلس ششم نماینده‌ها به زندان بروند و آقای لقمانیان هم آزاد شد.


بالاخره برای همه و برای مجلس ششم روشن شده‌بود که آنها شمشیر را از رو بسته‌اند و قرار نیست که کوتاه بیایند. برایشان سخت گذشته بود که با چنین شدتی در انتخابات شکست خوردند. این قابل درک بود که چنین جماعتی که طاقتشان طاق شده از هر قدرتی استفاده کنند تا عرصه را بر شما تنگ کنند. آیا هیچ راه‌حل مداراجویانه‌ای وجود نداشت که بشود به آنها فهماند که این کار برای خودشان هم مضر است؟
چرا حالا که به گذشته نگاه می‌کنیم اگر کارهایی انجام می‌شد برای کشور و برای هر دو جناح بهتر بود. الان در شرایطی که کشور دچار خیلی خسارت‌ها و بحران‌ها شده آدم غصه‌اش می‌شود که مملکتی با این همه امکانات این‌گونه باشد. مسیر قهقرایی بسیار بدی را طی می‌کنیم. اگر پیام دوم خرداد را هر دو جناح درست دریافت می‌کردند... آن زمان عده‌ای که با رای مردم سر کار آمده ‌بودند می‌گفتند این رای مردم پیامی دارد که باید این پیام را بفهمیم و نظرات مردم را پیش ببریم. طرف مقابل هم می‌گفتند این رای مردم پیامی ندارد و یک اتفاق انتخاباتی بوده، فضاسازی بوده، مردم اشتباه کرده‌اند و یک نفر را انتخاب کرده‌اند. این طرف هم بعضی بیش از آنچه نیت مردم بود و می‌شد به مردم نسبت داد تلقی کردند و می گفتند پیام آن انتخابات "نه" به نظام بود. طبیعتا نمی‌توانیم از مردم سوال کنیم که نظرتان چه بوده. من فکر می‌کنم در دریافت پیام مردم بعضاً افراط و تفریط صورت گرفت. اگر رهبران جامعه، آقای خاتمی که منتخب مردم بودند و رهبری که اگر چه در آن انتخابات خودشان را مقابل انتخابات قرار ندادند ولی تلقی می‌شد که این رای مطابق نظر ایشان نیست، یکی توافق حداقلی می‌کردند که مردم یک اصلاحاتی می‌خواهند که حقوقشان استیفا بشود، قانون رعایت بشود و امثال اینها و آقای خاتمی رهبری جنبش اصلاحات را قبول می‌کرد (چون آنها پیام را به رسمیت نشناختند، آقای خاتمی هم به رهبری اصلاحات را بعهده نگرفت. حالا کسی هم ممکن است مدعی بشود که چون آقای خاتمی به عهده نگرفت آنها به رسمیت نشناختند.) و به هر حال آنها هم اگر پیام دوم خرداد را به رسمیت می‌شناختند، می‌شد در یک تعامل بهتر و شفاف‌تری با رهبری نظام تحولات مورد نظر مردم را پیش برد، بدون اینکه عوارضش این مقدار زیاد بشود. پس از آن که فضا یک مرتبه باز شد و در حالی که سرپرستی و متولی خاصی وجود نداشت، هرکسی از ظن خود شد یار اصلاحات، هر کسی هر چه خواست به اصلاحات نسبت داد، به خصوص وقتی که مطبوعات گسترش پیدا کرد یک طیف وسیعی از نیروهای تازه‌کار وارد عرصه‌ی مطبوعات شدند که شروع کردند به استفاده بی‌رویه از آزادی. این استفاده‌ی بی‌رویه باعث ایجاد حساسیت در بخشهای سنتی‌تر جامعه شد. این بخشهای سنتی، هم درون اصلاح‌طلبان بودند هم درون طیف مقابل. وقتی حساسیت زیاد شد کار رسید به مقابله. این طرف اکثریت مردمی داشت، آن طرف هم قدرت حکومتی. و هر کدام بی‌رویه از این امکانی که در اختیارشان بود استفاده کردند و فضا را رادیکالیزه کردند. فضای رادیکال هم همیشه منجر به سرخوردگی می‌شود. چون در فضای رادیکال خواسته‌هایی که قابل وصول نیست مطرح می‌شود و چون حاصل نمی‌شود سرخوردگی ایجاد می‌شود. اصلاحات در اواخر دچار سرخوردگی شد.


فارغ از اینکه ادعای اصلاح‌طلبان در مجلس حق بوده یا نه، شاید یک خواسته‌ی حقی فرجام نیکی نداشته باشد، اگر تا حدی که امکانش بود به صورت منطقی پا پس می‌کشیدیم شاید از مقابله کم می‌شد. نقدی به روند اصلاحات هست و آن اینکه که به این تقابل دامن زده‌است.
اشکال همین است. من می‌گویم اگر آقای خاتمی رهبری اصلاحات را برعهده می‌گرفت می‌شد تصمیم هم گرفته شود. کسی در روند اصلاحات تصمیم نمی‌گرفت و حرکت خود بخودی شده بود. مثلا در مجلس ششم مواجه بودیم با یک سری طرح‌هایی که از طرف تعداد کمی از نمایندگان مطرح می‌شد. ولی چون در جهت اهداف اصلاح‌طلبانه بود با اینکه آنها را به موقع نمی‌دانستیم، اما نمی‌توانستیم با آنها مخالفت کنیم. چون اینکار ما را هم ‌موضع می‌کرد با کسانی که مخالف اصلاحات بودند. ما اگر تشکیلاتی داشتیم و یک سرپرستی درستی روی اصلاحات اعمال می‌شد می‌توانستیم تصمیم بگیریم که چه کار بکنیم و چه کار نکنیم. ما به عنوان جبهه مشارکت سعی می‌کردیم حداکثر هماهنگی را با آقای خاتمی داشته باشیم. بعضی از تشکل‌های دیگری که بودند هم چنین تلاشی می‌کردند. ولی به‌خصوص طیفی از روزنامه‌نگاران اینگونه نبودند. طیف روزنامه نگاران خیلی وسیع بود. فرق روزنامه‌نگار با سیاست‌مدار این است که روزنامه‌نگار حرف‌های درست و قشنگ می‌زند، کاری ندارد که نتیجه چه می‌شود. ولی سیاست‌مدار حرف را ناظر بر نتیجه می‌زند. ما در دوره اصلاحات غلبۀ هژمونی ژورنالیست ها بر سیاست‌مداران را داشتیم. آنها بودند که فضا را شکل می‌دادند و سیاست‌مدارها مجبور بودند که در آن فضا حرکت کنند. این اشتباه بود و اگر چه در ابتدا به حرکت شتاب داد ولی همین شتاب بعدها بیشترین ضربه را به اصلاحات وارد کرد. البته انکار نمی کنم که حمایت همین مطبوعات اصلاح طلب از فهرست انتخاباتی جبهۀ مشارکت سهم مهمی در پیروزی آن فهرست داشت. همین‌طورهم در مورد دانشجوها. در میان دانشجوها هم همین فضا به صورت جدی‌تر و شدیدتری وجود داشت. ما در دوره‌ی اصلاحات یک هژمونی دانشجویی داشتیم. دانشجویان به خاطر نقشی که در شکل‌گیری دوم خرداد داشتند ارتقا منزلت پیدا کردند. این منزلت صرف پیشبرد هژمونی آنها که بخصوص پس از حمله به کوی دانشگاه رادیکال شده بود شد. ژورنالیست‌ها هم فضای شکل یافته‌ای نداشتند. هر کدام حرف تندتری، هرکدام حرف جذاب‌تری می‌زد فضا را به دست می‌گرفت. به عنوان نمونه یک زمانی آقای گنجی می‌شود محور همه‌ی این بحث‌ها. در حالیکه او یک فرد بود و حرکتش فردی بود. هیچ گروهی او را تایید نمی‌کرد. ولی او فرصت پیدا می‌کرد که فضا بسازد. فضایی که او می‌ساخت بر ما هم سایه می‌افکند. مثلا عده‌ای می‌گویند مشارکت با آقای هاشمی بد برخورد کرد. مشارکت بد برخورد نکرد بخشی از ژورنالیست‌ها بد برخورد کردند. مشارکت اصلا مصوبه داشت که با آقای هاشمی برخورد نکند. فضایی که دانشجوها و ژورنالیست‌ها می‌ساختند احزاب را وادار می‌کرد که در آن فضا حرکت کنند. به‌خصوص اینکه احزاب خودشان را موظف به هماهنگی با آقای خاتمی می‌دانستند ولی ژورنالیست‌ها و دانشجوها، نه. موقعی که احساس کردند آقای خاتمی به مطالبات آنها پاسخ نمی‌دهد شعار عبور از خاتمی را مطرح کردند که اینها باعث شد اعتدال رفتاری جبهۀ اصلاحات به هم بخورد.


مثلا همان نامه‌ ۱٣۵ نفر به رهبری، ممکن است حقایقی در آن بوده باشد ولی حواشی زیادی برای جریان اصلاحات داشت که البته ناحق بود ولی هزینه شد برای جریان اصلاحات. هدف آن نامه چه بود و چه انتظاری از آن می‌رفت؟
آن نامه در ادامه‌ی یک روند چندساله بود که با رهبری طی شده بود. اولین نامه‌ای که طیف نیروهای دوم خردادی به رهبری نوشتند در فاصله‌ی بین دوم خرداد تا شروع به کار دولت بود. یک نامه‌ی خیلی ولایت‌مدارانه‌ای بود که گفتند بالاخره این رای مردم چنین مطالباتی را دارد و خوب است که به آن توجه بشود. بعد از آن هم نامه‌های متعددی نوشته شد به صورت خصوصی. زمانیکه مجلس ششم احساس قفل‌شدگی کرد یعنی از یک طرف شورای نگهبان همه مصوبات را بر می‌گرداند، قوه قضائیه انواع و اقسام تضییقات را ایجاد می‌کرد، نامه‌هایی که خصوصی به رهبری نوشته شد مشکل را حل نکرد. آن گاه نامۀ سر گشاده نوشته شد. اساسا در مجلس، اصلاح‌طلبان اعتقاد داشتند همه چیز باید از مجرای قانونی پیش برود و نباید هر مشکلی را پیش رهبری ببریم. جایی که قفل شد و دیدند نمی‌توانند کاری بکنند ابتدا بطور خصوصی به رهبری نامه نوشتند که آقا این نهاد شورای نگهبان و قوه‌ی قضائیه اینجوری قفل کرده اند همه چیز را. رهبری از این نامه‌ها خوششان نیامد. از طرف بیت با تعدادی تماس می‌گرفتند که اسم شما که زیر نامه است آیا شما امضا کرده‌اید یا نه؟ مثلا فضایی که دیگر کسی جرات نکند نامه بنویسد. نامه‌ی بعد که نوشته شد رهبری صراحتا در جواب نوشتند دیگر به من نامه ننویسید. دولتمردها چون زیر نظر آقای خاتمی بودند، نامه‌های خصوصی را امضا می‌کردند، ولی وقتی قرار شد نامه سرگشاده باشد، دیگر آنها نیامدند پای امضا، چون آقای خاتمی منعشان کرد. ولی نماینده‌ها چون کسی بالای سر آنها نبود که منعشان کند حاضر شدند امضا کنند. نامه به دلیل این بود که دیگر راهی باقی نمانده بود. اگر یک روی خوشی از طرف رهبری نشان داده می‌شد شاید کار به نوشتن نامه‌ی ۱٣۵ نفر نمی‌کشید. الان که شما می‌گویید، بله، این انتقاد وارد است که آن نامه فضا را رادیکال کرد، ولی در حقیقت آن نامه فضا را رادیکال نکرد واقعیت‌های موجود را بر ملا کرد. ما این مساله را در جاهای دیگر هم می بینیم. مثلا بعد از دوم خرداد می‌گفتند دوم خرداد جوان‌ها را بی‌دین کرد. ما می‌گفتیم بی‌دینی زیاد نشده، واقعیت ها فرصت ابراز پیدا کرده اند. شما! تازه دارید واقعیت‌های جامعه را می‌بینید.


در مورد تحصن آیا واقعا انتظار بوده که جواب بدهد یا اینکه فقط قرار بوده حقایقی را بیان بکند؟ و اینکه شاید اگر همان زمان باقیمانده را صرف یک راه تعاملی می‌کردید نمی‌شد به نتایج بهتری رسید؟
بله، مثلا شما نگاه کنید، لوایح دوقلوی آقای خاتمی که البته آنها اسمش را گذاشتند دوقلو، یکی قانون اصلاح انتخابات، یکی هم قانون اختیارات ریاست جمهوری. آقای خاتمی وقتی اینها را داد که احساس کرد دیگر قفل شده. وقتی هم که اینها را داد گفت اگر این لوایح رای نیاورد ممکن است من دیگر نتوانم باقی بمانم. آقای خاتمی علی‌رغم اینکه لوایح توسط شورای نگهبان رد شد استعفا نداد. به همین دلیلی که شما می‌گویید. فکر کرد که اگر استعفا بدهد فضا خیلی تند می‌شود. انصراف خاتمی از استعفا بازتابش بخصوص در بدنه‌ی دانشجویی و روزنامه نگاران خیلی منفی بود، و شروع کردند به تخطئه‌ی آقای خاتمی. شورای نگهبان و قوه‌ی قضائیه از یک طرف ما را قفل کرده بودند، از طرف بدنه‌ی اجتماعی هم به ما انتقاد می‌کردند که شما چرا هیچ کاری نمی‌کنید. یعنی اگر نمایندگان هیچ اقدامی نمی‌کردند وقتی دوره‌ی مجلس ششم به پایان می‌رسید، توسط همان کسانی که اینها را انتخاب کرده بودند هو می‌شدند. نه اینکه از هو شدن بترسند، نتیجه‌ی این هو شدن چیز مثبتی نبود. مثبت نبود که ارتباط نیروهای رهبری‌کننده‌ی اصلاحات با بدنه قطع بشود. خب این می‌شود شکست اصلاحات. این بود که نماینده‌های مجلس تشخیص دادند حرکتی بکنند. دیگر از این بدتر کسی نمی‌تواند خنجر بکشد و به گردن اصلاحات بگذارد. به گردن گوسفند هم چاقو بکشند دوتا دست و پا می‌زند. این تحصن را شما باید بگذارید به حساب دست و پا زدنی که آن آخر باید انجام می‌شد. یعنی از باب ناچاری بود، نه اینکه یک حرکت طراحی‌شده باشد و اینکه به پیامدها و نتایجش چشم امیدی وجود داشته باشد. در حقیقت تحصن و استعفای نمایندگان اقدامی از سر ناچاری بود. یعنی اقدامی بود که در واپسین لحظات حیات می‌توانست کسی برای اثبات حقانیتش انجام بدهد.


چقدر این فضای ژورنالیستی و فضای جامعه‌ی دانشجویانی که دلشان می‌خواسته آوانگارد باشند را مصداق خواسته‌ی عامه‌ی مردم می‌دانستید؟
مردم یک مجموعه‌ای هستند. مثلا اگر صد درصد جامعه را در نظر بگیرید کنشگران سیاسی یا نیروهای سیاسی فعال، دو تا "۱۰ درصد" یا "۱۵ درصد" هستند در دو سر طیف مردم. ٧۰ تا ٨۰ درصد مردم سیاسی نیستند ولی می‌تواند مطالباتی درونشان شکل بگیرد و گرایش سیاسی پیدا کنند. مطالباتشان ابتدا سیاسی نیست. معیشتشان، رفاهشان، آینده‌شان، جوانانشان، آزادی های اجتماعی و این چیزهاست. بنابراین کنش سیاسی در آن چند درصد رقیب است که هر کدام درست‌تر عمل بکنند می‌توانند مردم را بیشتر جذب بکنند. به عنوان مثال ما در انتخابات ریاست جمهوری یک نوع فضا داریم، در انتخابات مجلس یک فضا. در مجلس، خیلی جاها انتخاب‌ها محلی و طایفه‌ای است. به اصطلاح مطالبات منطقه‌ای سوار می‌شود بر انتخاب مردم. ولی در ریاست جمهوری سیاسی می‌شود. مطالبات مردم نمودش در دوم خرداد تحول‌خواهی بود. شما مطالبات مردم را باید در یک چارچوبی تحلیل بکنید. مردم به شما نمی‌گویند که مطالباتشان چه هست. نمی‌شود هم درآورد. در دوره‌ی اصلاحات هم وقتی می‌رفتی مطالبات مردم را با یک نظرسنجی استخراج می‌کردی با آنچه پشت تریبون‌ها گفته می‌شد یا در روزنامه‌ها نوشته می‌شد فرق داشت. منتها همان چند درصدی که کنش سیاسی دارند می‌شوند زبان آن جمعیت خاموش و شما مجبورید که با زبان اینها عمل کنید چون اینها روی آنها اثر دارند و بالعکس. احمدی‌نژاد کاری که کرد، اینها را دور زد و سعی کرد مستقیما از مردم رای جمع کند. این کار را هم به صورت‌هایی انجام داد. یک مقدار شیوه‌ی تبلیغاتی‌اش بود، یک مقدار با توزیع پول و اینها، با برخی نحوه‌ی گفتگوها، واژه‌هایی که استفاده می‌کرد، نحوه‌ی استدلال، نحوه‌ی موضع‌گیری در مقابل دیگران رفت از بدنه‌ی مردم رأی جمع کرد. یک پوپولیسم خیلی یکدستی بود. روش‌ها ناسالم بود ولی بالاخره با همان روش ها مقداری رأی جمع کرد.


در زمانیکه اصلاح‌طلبان از دو طرف تحت فشار بودند هم از طرف نهادهای قدرت و هم از طرف ژورنالیست‌ها و دانشجویان تندرو، به نظر می‌رسد به گروه دوم تن دادند. آیا راهی برای خروج از این فشار و در عین حال تن ندادن به هیچ طرفی وجود نداشت؟
من معتقدم فضایی که ژورنالیست‌ها ساختند سایه انداخت روی اصلاح‌طلب‌ها، و این اشتباهی بود که اتفاق افتاد و اصلاح‌طلب‌ها از زیر این سایه بیرون نیامدند. در رابطه با جنبش دانشجویی من به سهم خودم تلاش کردم ولی بسیار فحش خوردم. به‌خاطر این که به دانشجوها می‌گفتم که چرا می‌گویید تحریم. البته ژورنالیست‌ها هم بودند. اما بخش اصلی دانشجوها بودند. گفتمان تحریم در آن زمان خود زنی بود. گفتمان تحریم را زمانی در جامعه مطرح کردند و پیش بردند که دموکراتیک‌ترین انتخابات را پیش رو داشتیم. یعنی انتخابات شورای شهر دوم که حقیقتاً دموکراتیک‌ترین انتخابات طول تاریخ جمهوری اسلامی بود. اینها مردم را از آمدن پای صندوق‌های رای بازداشتند و ما نتیجه را تقدیم کردیم به طیف نیروهای اطراف آقای احمدی‌نژاد. بر عکس، آنها به ما می‌گفتند شما چرا اصلا کاندیدا دادید. بخش‌هایی از طیف روشن‌فکری روزهای آخر به خودشان آمدند ولی خیلی دیر بود. در انتخابات شورای شهر دوم، ما در نتیجۀ کمترین مشارکت مردم، انتخابات را به رقیب باختیم که بعضا با 50 هزار رای در تهران به شورا راه پیدا کردند.


داخل پرانتز یک سوالی بپرسم. در مورد انتخابات شورای شهر دوم یک درصدی از قضیه به خاطر مشارکت مردم بود ولی اصلاح‌طلب‌ها پیرو دعواهایی که در شورای شهر اول صورت گرفت و اینکه انتخابات شورای شهر دوم را وزن‌کشی گروه‌های دوم خردادی قلم‌داد کردند، با گسستگی زیاد در انتخابات شرکت کردند. در حالیکه آن طرف فقط یک لیست وجود داشت.
شاید درست نباشد که کل ماجرای شکست شورای شهر دوم را به خاطر عدم مشارکت مردم قلمداد کنیم.
اصلش همان عدم مشارکت بود. چون عدم مشارکت آمار دارد. البته نقش منفی شورای اول انکارناپذیر است. ولی مگر چقدر دعواهای شورای شهر در توده‌ی مردم تاثیر داشت. منتها جناح مقابل بهره‌برداری تبلیغاتی خیلی زیادی کرد. اما این خیلی مهم نبود. گفتمان مشارکت که برگ برنده‌ی اصلاحات در انتخابات بود را خودمان سوزاندیم. وقتی مشارکت به حداقل می‌رسد چه ائتلاف بکنی چه نکنی بازنده‌ای.


فرضا مردم با درگیری‌های داخل شورای شهر مواجه نبودند اما در عرصه انتخابات این را می‌دیدند که جریان اصلاحات دیگر یک لیست نیست.
چرا، تقریبا یک لیست بود. اگرچه ممکن است تنوعی در لیست‌ها بوده ولی تبلیغاتی وجود نداشت که به دست مردم برسد. آن لیستی که تبلیغ شده بود لیست مشارکت بود. وقتی مردم نمی‌آیند پای صندوق دیگر مشکل انتخاب هم ندارند. البته ما در بستن لیستمان هم اشتباه کردیم. احساس کردیم در شورا فضا زیادی سیاسی شده، آدم‌های غیرسیاسی معرفی کردیم. آدم‌هایی که سابقه‌ای نداشتند، عضو تشکیلات ما هم نبودند، ولی به درد شورای شهر می‌خوردند، ولی رای جمع‌کن نبودند، بر خلاف تصور ما اتفاقا نیروهای سیاسی‌مان بیشتر رای آوردند.


اگر بپذیریم که اصلاح‌طلبان در آن دوران اشتباه کردند و از زیر سایه ژورنالیسم و دانشجویان تندرو خارج نشدند در شرایطی که الان بعد از انتخابات ٨٨ پیش آمده چکار باید کرد که سیاست‌مدارها باز زیر سایه‌ی کسانی که تندتر از عامه‌ی مردم حرکت می‌کنند گرفتار نشوند و دوباره آن نتایج نامطلوب تکرار نشود.
من نمی‌توانم تضمین بدهم که نشود ولی می‌توانم بگویم اکثر نیروهای سیاسی عمل‌کننده از آن موقع درس گرفته اند شما ببینید یکی از مزیت‌های جنبش سبز حفظ انسجام درونی‌اش بوده. گستردگی طیفی که در جنبش سبز است به مراتب بیشتر از دوره‌ی اصلاحات است، ولی انسجامش هنوز بیشتر است. اگرچه درونش خیلی تفاوت آرا می‌بینید ولی مزاحمت آنها برای یکدیگر خیلی کم است. درحالیکه اواخر دوره اصلاحات، اصلاح‌طلبان با خودشان درگیر می‌شدند. چند چیز بالاخره درس گرفته‌شده است. شعارهای رادیکال دیگر خیلی پرمشتری نیست. درحالیکه در دوره‌ی اصلاحات شعار هرچه تندتر بود مشتری‌اش بیشتر بود. اینکه آقای مهندس موسوی می‌گوید اجرای بدون تنازل قانون اساسی و طیف‌های مختلف جنبش سبز هم به این تن دادند که این شعار محوری باشد. اینکه خشونت نباشد. یا اینکه الان به کسی مثل آقای هاشمی به عنوان یک فرصت نگاه می‌شود در حالیکه در دوره‌ی اصلاحات اینطور نبود. این نشان‌دهنده‌ رشد، بلوغ و عقلانیت است. به ایشان به عنوان کسی که در تفاهم با جناح مقابل می‌تواند به اهداف جنبش سبز کمک کند نگاه می‌شود. یعنی جنبش سبز پیروزی‌اش را در حذف طرف مقابل تعریف نکرده است، در تعامل با طرف مقابل برای دستیابی به یک حداقل‌هایی تعریف کرده است. اینها امید می‌دهد که جنبش به پیروزی برسد. اگر جنبش به سمت رادیکالیسم سوق پیدا کند احتمال شکستش هم افزایش پیدا می‌کند.


به دلیل مضیقه‌ای که برای جنبش سبز وجود دارد و رسانه‌ای فراگیر در داخل مملکت در اختیار ندارد، برخلاف آن چیزی که شما می‌گویید رسانه‌هایی که جنبش سبز را تغذیه می‌کنند چه شبکه‌های ماهواره‌ای و چه سایت‌ها، کمابیش دیگر از التزام به قانون اساسی حرف نمی‌زنند و از این مسیر خارج شده‌اند. اصلاح‌طلب‌ها چه باید کنند تا این جو رسانه‌ای که دست خودشان نیست ولی ادعا می‌کند که حرف آنها را می‌زند غالب و منجر به شکست اصلاح‌طلب‌ها نشود؟
این واقعیت وجود دارد که فضای رسانه‌ای بیشتر دست رادیکال‌هاست و بیشتر دست کسانی است که خارج هستند و در داخل کسی نمی‌تواند به راحتی اظهار نظر و یا اعلام موضع کند. جناح افراطی طیف مقابل هم به همین دلیل فضای داخل را می‏بندد تا صدای خارج‌نشین‌ها بلندتر بشود و رادیکالیسم سیطره پیدا کند. یک ائتلاف نانوشته بین افراطیون دو طیف برای به شکست رساندن جنبش وجود دارد ولی عقلانیتی که درون جنبش وجود دارد اسیر این فضا نشده است. نمونه‌ی بارز آن وقتی است که آقای خاتمی چندماه پیش شروطی برای شرکت در انتخابات مطرح کرد. یک هجمه‌ی شدید رسانه‌ای علیه آقای خاتمی شکل گرفت ولی خیلی زود خاموش شد. به خاطر اینکه بازتابی در بدنه‌ی جنبش ایجاد نکرد و همه فهمیدند که این شروط، شروط معقولی است. اگر سران جنبش و نیروهای عمل‌کننده‌ی سیاسی داخل کشور اسیر این فضا نشوند نگرانی چندانی وجود ندارد. به خاطر اینکه این گفتمان رادیکال توسط رادیکال‌ها خوانده می‌شود و توسط بدنه‌ی اجتماعی جنبش خیلی مورد اعتنا قرار نمی‌گیرد. البته رسانه‌هایی مثل VOA و BBC هستند که متعلق به جنبش نیستند، مال قدرتهای بیگانه هستند که آنها بر اساس گردش آزاد اطلاعات و یا بر اساس سیاست‌گذاری‌های خودشان به انتشار اخبار می‌پردازند. ولی آنها هم ناگزیر هستند برای حفظ اعتبار خودشان به واقعیت ها اعتنا بکنند و نه فقط به سیاست های دولت های تابعۀ خود، دستشان باز نیست که یکه‌تازی بکنند ولی به هر حال اثرگذاری مهمی دارند. آنها هم بعضا رادیکالیسم را ممکن است تزریق بکنند. من فکر می کنم پیوند و ارتباطی که بین بدنه و رهبران جنبش برقرار شده در نهایت اجازه نمی‌دهد که رسانه‌های رادیکال بتوانند مردم را به هر سمتی می‌خواهند ببرند. امکانات رسانه ای پیوسته به رهبران جنبش محدود است ولی اثرگذار است. صدای این رسانه ها چندان بلند نیست اما گوش بدنه جنبش به پیام آنها حساس است و آن را دریافت می کند. البته جنبش متکثر است و رسانه های آنهم متکثر است.


اخیرا در مصاحبه با روزنامه‌ی شرق گفتید که » در مجموع برای اصلاح‌طلبان هیچ فرقی بین گروه‌های اصول‌گرا وجود ندارد«. که برداشت‌های زیادی از آن مطرح شد. منظور شما چه بوده؟ دیگر اینکه در شرایطی که الان پیش آمده و اختلافی در حاکمیت پدیدار شده است اصلاح‌طلب‌هایی که در قدرت نیستند چه کاری از دستشان برمی‌آید که به نفع مردم تمام شود؟

دعوایی که بین اصول‌گراها شکل گرفته ناظر بر خیر مردم نیست، ناظربر تنازعات درونی خودشان و جنگ قدرت است. این هم که من می‌گویم فرقی بین آنها قائل نیستم به دلیل این است که عده‌ای از اصول‌گراهای سنتی اتهام زده اند که طیف اصلاح‌طلب‌ها دارند به طیف مشائی و اینها نزدیک می شوند. در حالی که آنچه در انتخابات 88 مورد اعتراض و انتقاد ما قرار گرفت، همه‌اش توسط همین طیف صورت گرفته است، ولی اینها از یکی دو سال پیش شروع کرده‌اند به حرف‌هایی که بتوانند از بدنه‌ی جنبش سبز نیرو جذب کنند. آن‌ها دیدند که جنبش سبز یک طیفی از نیروهاست که از مرز اصول‌گراها شروع می‌شود و تا بعضی طیف های اپوزیسیون را در برمی‌گیرد. نه اینکه اینها با هم ائتلاف کرده باشند، اینها مجموعه ای هستند که خودشان را وصل می‌کنند به جنبش سبز. طبیعی است که نیروهای اصلی جنبش سبز همان نیروهایی هستند که در چارچوب منشور جنبش سبز آقای موسوی و کروبی حرکت می‌کنند.

جریان مشایی، که هسته مرکزی نیروهای احمدی نژادی هستند، با خود حساب کردند که کسی را از نیروهای وفادار به منشور جنبش سبز نمی‌توانند جدا کرده و جذب کنند. سرمایه‌گذاری کردند روی طیف اپوزیسیون ضد نظام، نیروهایی که خیلی هم تعلق خاطری به جنبش سبز ندارند و اتحادشان اتحاد تاکتیکی است تا از امکانی که دارد بهره‌مند بشوند. طیف مشایی دارند به اپوزیسیون ضد نظام نزدیک می‌شوند. آنهایی که می‌گویند که هیچ کسی مثل احمدی‌نژاد نمی‌تواند جمهوری اسلامی را ساقط بکند. می‌گویند احمدی‌نژاد اگرچه خودش را تابع ولایت فقیه و اصولگرا می‌داند ولی ضرباتی که تا به حال به جمهوری اسلامی زده از همه شدیدتر بوده است. بنابراین یک اتحاد تاکتیکی بین اپوزیسیون ضد نظام و طیف نیروهای نزدیک به احمدی‌نژاد برقرار شده است. منتها طیف نیروهای اصولگرا می‌خواهند از این اتحاد به نفع خود بهره بگیرند و می‌گویند بین جنبش سبز و طیف نیروهای نزدیک به احمدی نژاد اتحاد برقرار شده است، در حالیکه از نظر ما، متهم اصلی همان طیف نیروهای احمدی‌نژاد هستند. البته اصولگراهای سنتی هم شریک جرم آنها هستند، قلیلی در سکوتشان و کثیری در همراهی‌شان. بنابراین از نظر ما وقتی می‎گوییم تفاوتی میان اصولگراها نمی‌بینیم یعنی اینکه ما نمی‌آییم با یکی از اینها ائتلاف کنیم در مقابل دیگری. ولی این به این معنا نیست که هیچ تفاوتی با هم ندارند.


در این دعوایی که پیش آمده اصلاح‌طلب‌ها چه کار می‌توانند بکنند؟
موضعی که اصلاح‌طلب‌ها گرفتند در مجموع موضع درستی است. آنها وارد این دعواها و اختلافات نشدند و سعی کردند نظاره‌گر باشند. چون ورود در این اختلافات یعنی به نفع یکی عمل کردن، در حالیکه ما هرگز نمی‌خواهیم به نفع یکی از این طیف‌ها اقدامی انجام بدهیم. نه اینکه بی‌اعتنا باشیم، نظاره‌گر هستیم، ارزیابی می‌کنیم ولی وارد این دعواها نشده و نمی‌شویم و خود را آلودۀ آنها نمی کنیم.


اگر جریان اصلاحات منفعل بماند تاثیری بر فروکش کردن آتش این دعوا به سود مردم نخواهد داشت. اگر با این دقت و مراقبت که وارد جریان شدن مصداق تمایل به یک طرف نباشد، شاید در حکم کسی که مردم را آگاه می‌کند، آیا اصلاح‌طلب‌ها اقدام کنند بهتر از این نیست که بنشینند و ببینند آن دو جریان چه کار می‌کنند؟
اگر نیروهای جنبش سبز مخاطب ما هستند که اینها می‌دانند. اگر هم هواداران آنها هست که با ورود ما سعی می‌کنند دعوایشان را زودتر جمع کنند، هم سرانشان و هم هوادارانشان. بنابراین ورود ما در این دعواها در جهت خلاف آگاهی‌بخشی است و فضا را مشتبه می کند. ما می‌گذاریم حقیقت هر چه هست، خودش، خودش را نشان بدهد.


در مورد نیروهای جنبش سبز به نظر ژورنالیسم هر دو طیف رادیکال می‌تواند خطرناک باشد.
بله، یعنی ما نمی‌توانیم دوره‌ی سکوتمان را طولانی کنیم. نباید هم طولانی شود. چون وقتی از جانب ما پیامی به مردم نرسد ممکن است مردم به پیام‌های دیگر که ممکن است خام یا انحرافی باشند گوش کنند. این خطر وجود دارد. باید تحلیل‌های جامع نسبت به ماهیت دعوا و طرفین دعوا (و نه ورود به دعوا) از طرف نیروهای تحلیل گر اصلاح‌طلب به هواداران خودشان عرضه بشود. نیروهای ما تشکیلاتی ندارند که بشود تحلیل های درون تشکیلاتی به آنها رساند. ولی خب این هم هست که اگر ما خیلی ساکت بنشینیم ممکن است مردم جذب دعوای آنها بشوند، چون در این دعوا هر یک از مردم که جانب یک طرف را بگیرد در حقیقت جذب مجموعۀ آنها شده است و این به نفع آنهاست. این جنگ بنظر نمی رسد زرگری باشد ولی می تواند خاصیت جنگ زرگری را برای آنها داشته باشد. ما باید در این مورد پیام‌های هشدار دهنده به مردم بدهیم.


با تشکر و سپاس فراوان از اینکه فرصت مصاحبه را در اختیار ما قرار دادید.
 

اتهام رضا صفری عضو انجمن اسلامی معلمان اصفهان: شرکت در جلسات قران پژوهی

Posted: 26 May 2011 03:41 AM PDT

 جرس: رضا صفری، معلم و استاد دانشگاه که در سالروز دوم خرداد در اصفهان طی یورشی در منزلش بازداشت شد در سلول انفرادی در زندان دستگرد اصفهان نگهداری می شود.


به گزارش کلمه، از اتهامات وی شرکت در جلسات قران پژوهی انجمن اسلامی معلمان و توهین به مقامات نظام عنوان شده است .

این عضو ستاد مهندس موسوی در ایام انتخابات از بسیاری از حقوی زندانیان عادی محروم و حتی تا کنون اجازه هیچ تماسی با خانواده اش را تا نداده و اعتراض های خانواده وی در این زمینه نیز به نتیجه ای نرسیده است.

شایان ذکر است رضا صفری از اعضا ستاد مهدس موسوی و فعال صنفی انجمن اسلامی معلمان بوده که ۴ روز پیش با یورش ماموران امنیتی در منزل خود بازداشت و هم اکنون در بند وزارت اطلاعات زندان دستگرد اصفهان نگهداری می شود.

انتقاد رئیس سابق سازمان اسناد و کتابخانه ملی از وضعیت نشر

Posted: 26 May 2011 02:17 AM PDT

جــرس: رئیس سابق سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، از ماجرای جداییاش از دولت دهم، ممیزی کتاب در ایران و ضعف مدیریت فرهنگی سخن گفته و خاطرنشان می سازد "الان وضعیت خاصی حاکم است، هر مدیری با هر شخصی که کار می کند یک انگی به او میزند. یک روز می گویند فلانی این طرفی است که دارد با فلان گروه کار می کند، گر برود جای دیگر کار کند انگ دیگری به او می‌زنند..."


به گزارش خبرآنلاین، علی اکبر اشعری پیرامون وضعیت کتابخوانی در کشور و فقر مطالعه در کشور می گوید "قضیه کتاب و کتابخوانی در کشور ما دغدغه خیلی‌هاست... ممکن است برای تبلیغات بین‌المللی یکسری آمارها را جمع و جور کرده و اعلام کنیم؛ مثلا کتاب خوندان و دعا خواندن و هر متنی مانند قرآن و مفاتیح خواندن و روزنامه خواندن یا اینترنت نگاه کردن را برآورد کرده و یک عددی اعلام کرده و به عنوان یکی از شاخص‌های توسعه به آن اشاره کنیم. این موضوع در عرصه بین‌المللی یک بحث است، ولی وقتی داخل خودمان می‌آییم می‌بینیم که مساله کتاب و کتابخوانی از نواحی مختلفی مشکل دارد و رنج می‌برد. با آن‌که در دوره‌های مختلف همه وزرا و معاونین فرهنگی ارشاد به این مساله اشاره کرد‌ه‌اند، اما هیچ‌کس کار اساسی و زیرساختی انجام نداده است."


معاون سابق مطبوعاتی وزارت ارشاد با بیان اینکه "ممکن است نمایشگاه‌های استانی توسعه داده شده باشد، اما این موضوع مثل داروهای پزشکان است که برای بیماران تجویز می‌شود و ممکن است دردی را کاهش دهد، اما منشاء درد را از بین نمیبرد. نمایشگاه استانی از جهتی خوب است، اما از سوی دیگر به اقتصاد نشر آسیب جدی زده است."


او درباره آسیب‌های نمایشگاهی استانی گفته است "یکی از آسیب‌های نمایشگاه‌های استانی این است که به فروشگاه‌های کتاب در شهرستان‌ها آسیب زده است؛ زیرا وقتی مردم می‌دانند که قرار است که نمایشگاهی برگزار شود، دیگر نمی‌روند از فروشگاه‌ها خرید کنند و عملا ما با این کار کتابفروشی‌ها را فلج می‌کنیم یا برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب، از عید تا آخر تابستان جلوی دانشگاه تهران که باتوق کتاب است، عملا خلوت می‌شود. ممکن است برای ناشر فرقی نداشته باشد، اما برای کتابفروش فرق می‌کند. ناشر چه در کتابفروشی چه در نمایشگاه بفروشد؛ برایش تفاوتی ندارد."


اشعری در ادامه به بحث‌ خرید کتاب از سوی وزارت ارشاد و نهادهای دولتی از ناشران اشاره کرد و این موضوع را یکی دیگر از آسیب‌های نشر کشور دانست و متذکر شد: "به دلایل مختلف، خیلی از ناشران منتظر فروش دولتی هستند؛ یعنی منتظرند تا وزارت ارشاد، نهاد کتابخانه‌ها، سپاه و کتابخانه‌های بزرگ کتاب‌هایشان را بخرند. این پنج هزار جلد کتاب، کتاب‌هایی نیست که مردم بروند دانه دانه از کتابفروشی‌ها بخرند. به نظرم کتابی ارزش دارد که مردم دانه دانه بخرند. این موضوع از چند ناحیه نشات می‌گیرد، ما نگاه‌مان به نشر نگاهی حرفه‌ای نیست اگر کسی بخواهد رانندگی کند تا آموزشی نبیند اجازه ندارد پشت فرمان بنشیند. اما هر کسی اجازه دارد کار فرهنگی از جمله انتشاراتی کند؛ صرف نظر از این‌که با مقوله نشر و کتاب و فرهنگ جامعه آشنا هست یا نه؟"

معاون سابق مطبوعاتی وزارت ارشاد یکی از نکات مهم در رونق اقتصاد نشر را رابطه دولت و ناشران ذکر کرد و درباره واگذار کردن اختیارات به ناشران توضیح داد: "الان آن زمان گذشته است که ناشران مثل دانش‌آموزان دبستانی دایم بیایند جلوی ارشاد و بگویند آقا اجازه هست که این کتاب را چاپ کنیم یا نه؟ دولت باید روشی را به کار بگیرد که جامعه انتشاراتی ما رشد کند. چطور ما در مورد مطبوعات تا حدی این کار را کردیم و پاسخ مثبت گرفتیم، در مورد نشر هم همین‌کار را بکنیم. همه می‌دانیم که هر کتابی که بخواهد در کشور منتشر شود، باید برود از ارشاد مجوز بگیرد. چه بسا ممکن است دانش کسی که کتاب را بررسی می‌کند از نویسنده کمتر باشد. یادم هستم به یکی از کتاب‌های دکتر شهیدی ایراد محتوایی گرفته بودند. چه کسی می‌تواند به کتاب دکتر شهیدی ایراد بگیرد؟"


اشعری که درباره ممیزی کتاب به شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهادی را داده بود و بخشی از آن هم تصویب شده معتقد است: "گروهی در خارج از وزارت ارشاد باید سیاستگذاری ممیزی کتاب را انجام دهند و بی‌خودی دولت درگیر چالش با ناشران نشود. همان‌طور که در کشور کارشناس رسمی دادگستری و یا تاسیسات ساختمانی داریم که از طرف دولت نظارت می‌کنند، می‌توانیم کارشناس کتاب را هم تعریف کنیم و ناشران کتاب‌ها را برای بررسی به آن‌ها بدهند. ای بسا ناشری این صلاحیت را داشته باشد که کتاب را خودش از طرف دولت بررسی و چاپ کند. باید این کار را کرد و به ناشران اجازه رشد داد. به جای این که کتاب را به کارمندان دولت واگذار کنیم، نخبگانی را که در حوزه‌های مختلف صاحب نظر هستند معرفی کنیم و اگر آن‌ها کتابی را تایید کردند، برای دولت قابل قبول باشد و اگر هم خطایی صورت گرفت، دولت با ناشر طرف نباشد، با همان کارشناس طرف باشد. دولت باید نقش پدر را در جامعه ایفا کند نه نقش رقیب. البته اگر به شرایطی برسیم که ناشران ما به بلوغی رسیده و از طرف دولت نظارت کنند، ایده‌ال‌ترین شکل است."


او اعتقاد دارد این‌که به ناشر می‌گوییم که ما به شما اعتماد نداریم آسیب‌هایی را در پی دارد. ابراز بی‌اعتمادی در کار فرهنگی خودش سم مهلکی است که نباید اتفاق بیفتد.


معاون سابق مطبوعاتی وزارت ارشاد، یکی دیگر از آسیب‌های بی‌اعتمادی در کار فرهنگی را فرصت سوزی می‌داند و بر این باور است: "وقتی یک اثر می‌خواهد منتشر شود، باید با توجه به اقتضائات زمان خود منتشر شود، نه این‌که اثری برود شش ماه تا یکسال در ارشاد بماند و وقت انتشار تازگی و طراوتش را از دست بدهد. به نظرم ما در کوتاه مدت می‌توانیم از کارشناس کتاب بهره بگیریم و در دراز مدت به جایی برسیم که از خود ناشران کمک بگیریم تا خودشان نقش دولت را ایفا کنند."


شورای نظارت اشتباه وزارت ارشاد را تکرار نکند
او در ادامه با اشاره به هیات نظارت بر کتاب که به تازگی معرفی‌ شده‌اند و تاثیر این هیات‌ها بر تسریع روند صدور ممیزی کتاب توضیح داد: "اگر این‌ها بیایند اشتباه وزارت ارشاد را تکرار کنند و از آدم‌های مختلف صرف نظر از این‌که صلاحیت علمی خاصی دارند یا نه کمک بگیرند و کار را دولتی بیبنند، دوباره شکست خواهیم خورد. اما اگر نظامی طراحی کنند که خبرگان بیایند و نظر دهند و یا اگر ناشرانی این ظرفیت‌ها را دارند کار آن‌ها را رها کنند، حرکت رو به جلویی است. قبلا هم در دولت‌های ششم و هفتم و هشتم این طور بود. هر دولتی بنا به سیاست خود، اگر تشخیص می‌داد ناشری ظرفیت کارشناسی را دارد با او کاری نداشتند و نیاز به ممیزی آثارش نبود.


مدیران دچار خود سانسوری هستند
او همچنین درباره مشکل کتابخوانی در کشور و ارتباط این موضوع با ضعف مدیران فرهنگی که در طول سال‌ها نتوانسته‌اند این مشکل را حل کنند گفت: "فکر می‌کنم در حوزه فرهنگی قدری نگران هستیم که اگر کاری کنیم، مورد انتقاد نیروهای تاثیرگذار جامعه قرار بگیریم. این باعث می‌شود که خیلی از کارها را انجام نداده و گرفتار خود سانسوری شویم... درست تصمیم گرفتن فقط این نیست که ما لابلای کتاب‌ها بگردیم و کلمات خاصی را عوض کنیم. مثل کسی که گفته بود؛ اسم کتاب «نان و شراب» خوب نیست باید ان را تغییر دهیم و بکنیم «نان و نوشیدنی» یا باز کسانی ایراد گرفته بودند که حافظ و مولانا حرف‌های رکیک زیاد دارند، بایدفکری برای این حرف‌ها بکنیم. نگاه جزمی و جزیی‌نگر ما را در حوزه فرهنگ به جایی نمی‌رساند، بلکه یک نگاه وسیع همراه با بصیرت لازم است که ما را به جایی برساند. این که سال‌ها کاری نکرده‌ایم ناشی از این بود که اگر تغییری دهیم در معرض هجوم این افکار قرار بگیریم و مدیریت دولتی ریسک‌پذیری لازم را نداشته است."


گفتنی است علی اکبر اشعری یکی از مدیران فرهنگی ایران است که تا به حال سمتهای مختلفی را عهده دار بود و آخرین سمت دولتی او ریاست بر سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران بود.
 

درگیری شدید میان معترضان و پلیس ضد شورش در گرجستان

Posted: 26 May 2011 02:17 AM PDT

موج ناآرامی ها به قفقاز رسید

جــرس: بنا به گزارش منابع خبری بین المللی، پلیس در شهر تفلیس، پایتخت گرجستان، صبح روز پنجشنبه ٢۶ ماه مه، برای پراکنده کردن صدها تظاهرکنندۀ خشمگین به زور و خشونت متوسل شد.


به گزارش یورو نیوز، پلیس ضد شورش گرجستان برای مقابله با تظاهرکنندگان ضمن حمله با باتوم به معترضان، اقدام به شلیک گاز اشک آور به میان آنها کرد.

به گفتۀ مقامات دولتی، یک پلیس در این درگیری ها کشته شد و نوزده نفر دیگر که حال بیشتر آنها وخیم گزارش می شود، در بیمارستان بستری شده اند.

مقامات امنیتی گرجستان می گویند این پلیس توسط کاروان اتومبیل هایی را که رهبر مخالفان نیز از سرنشینان آنها بوده، به زیر گرفته و کشته شده است.

تظاهرات مخالفان در کیف از پنج روز پیش و به دعوت حزب “اتحاد ملی” آغاز شده است. مخالفان خواستار کناره گیری میخاییل ساکاشوویلی، رییس جمهوری این کشور هستند.

بسیاری از احزاب مخالف دولت از همراهی با حزب اتحاد ملی برای شرکت در این تظاهرات امتناع کرده و حتی حزب “گرجستانی ها” از هواداران خود خواسته بود در تظاهرات روز چهارشنبه که به روز خشم نامگذاری شده بود، شرکت نکنند.

میخاییل ساکاشوویلی از سال 2003 و در پی یک اعتراضاتی که به انقلاب رز معروف شد، به عنوان رییس جمهوری گرجستان هدایت این کشور را به عهده گرفت. مخالفان میخاییل ساکاشوویلی را که در سیاست های خود به کشورهای غربی بویژه آمریکا گرایش دارد، به سوءاستفاده از اختیارات خود به عنوان رییس جمهوری گرجستان متهم می کنند.


گفتنی است بعد از اعتراضات مردمی در شمال آفریقا و خاورمیانه، از چند هفته پیش موجی از اعتراضات در آسیای مرکزی از جمله در آذربایجان آغاز شد، که منجر به سرکوب و بازداشت گروهی از مردم شد.
 

آزادی موقت حسن یونسی، فرزند وزیر اطلاعات دولت خاتمی

Posted: 26 May 2011 01:56 AM PDT

جــرس: بنا به گزارش منابع خبری، حسن یونسی فرزند علی یونسی وزیر دولت محمد خاتمی و معاون حقوقی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت، که در تجمع اعتراضی زمستان سال گذشته بازداشت شده بود شامگاه چهارشنبه چهارم خرداد ماه، با قید وثیقه آزاد شد .


به گزارش تارنمای «ایران گلوبال»، این وکیل دادگستری اصلاح طلب، طی سال‌های اخیر چندین بار با حضور در دادگاه انقلاب تهران، برای دفاع از برخی زندانیان سیاسی اعلام آمادگی نموده بود.


حسن یونسی پیش از این دادگاه‌های جمهوری اسلامی را "نمایشی" معرفی نموده که حقوق متهمان در آن رعایت نمی‌شود و گفته بود "از آنجا که اینجانب به عنوان وکیل دادگستری چندین بار با حضور در دادگاه انقلاب برای دفاع از برخی از متهمین سیاسی اعلام آمادگی نمودم ولی به اشکال مختلف برای انجام وظیفه با سنگ اندازی و بهانه گیری مواجه شدم ناچار از ارائه این نوشته هستم[...]این دادگاه بیشتر از دادگاه به نمایشی شبیه است که بر اساس یک سناریو نوشته شده سناریویی که از توهمات و برنامه ریزیهای نویسندگان آن ناشی می شود..."


گفتنی است وی که در دادگاه بدوی به ۳ سال حبس تعزیری و ۵سال محرومیت از وکالت محکوم شده بود، با تودیع وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شد و منتظر حکم دادگاه تجدیدنظر می باشد.
 

جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها : متن خلاصه

unread,
May 27, 2011, 1:07:23 PM5/27/11
to polic...@gmail.com

گزارش تصویری - مجلس ترحیم زنده یاد ناصر حجازی

Posted: 27 May 2011 08:37 AM PDT

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

افزایش فشارها بر زندانیان سیاسی شکایت کننده از سپاه و وزارت اطلاعات

Posted: 27 May 2011 08:09 AM PDT

جرس: مقامات امنیتی و قضایی با احضار برخی از زندانیان سیاسی و خانواده های آنها که نامه اخیر ۲۶ امضایی را منتشر کردند، آنها را به تبعید و عدم ارایه ملاقات حضوری و مرخصی تا پایان دوره محکومیت تهدید کردند.

 

به گزارش کلمه، مقامات قضایی با فشار بر خانواده ها از آنها خواسته اند تا نامه تکذیبیه از عزیزان زندانی شان گرفته و منتشر کنند وگرنه با عواقب سختی مواجه خواهند شد.

زندانی سیاسی در نامه خود نوشته بودند که غالب بازداشتها با اعمال خشونت، توهین و تحقیر همراه بوده به طوری که برخی از متهمان هنگام دستگیری به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.
 

این زندانیان همچنین اظهار داشته بودند:«ما امضا کنندگان این شکواییه تحت شکنجه قرار گرفته ایم. یکی از متداول ترین شکنجه ها نگهداری ما در سلول های انفرادی بسیار کوچک بوده است . روشی که به اذعان همه مسوولان عالی کشور شکنجه تلقی می شود و بازجویان و زندان بانها نیز تایید می کنند که متهم پس از چند هفته نگهداری در سلول انفرادی دچار اختلالات جسمی و روحی شدید می شد .
شکنجه های شدیدتر از جمله فرو کردن سر متهم در توالت، خوراندن کاغذ بازجویی به متهم و مواردی امثال نیز علیه برخی از ما اعمال شده ، که برخی از شاکیان و زندانیان در گزارشهای جداگانه جزییات آن را منتشر کرده اند.»
 

امضا کنندگان این شکواییه همچنین نوشته بودند که ما بدون استثنا با رفتار غیر اخلاقی و غیر اسلامی بازجویان مواجه بوده ایم . شکنجه های روحی و فیزیکی فحاشی های شرم آور نسبت به متهم و خانواده و عزیزان او و طرح اکاذیبی چون روابط غیر اخلاقی در غالب بازجویی ها به کرات انجام شده است . رفتاری که باعث فشار روحی زیاد به متهمان نیز بوده است.


نویسندگان این نامه گفته اند که که آنچه در این نامه آمده عمق عملکرد فاجعه آمیز نسبت به متهمان و محکومان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ را مشخص نمی کند.

امضا کنندگان این بیانیه محسن امین زاده ، محسن میر دامادی، بهمن احمدی امویی، عبدااله مومنی، میلاد اسدی، عبدالله رمضان زده، عماد بهاور، مصطفی تاج زاده، مجتبی تهرانی، علی جمالی، محمد حسین خوربک ، محمد داوری، امیر خسرو دلیر ثانی، کیوان صمیمی، اسماعیل صحابه، محمد فرید طاهری قزوینی، فیض الله عرب سرخی،بهزاد نبوی، ابولفضل قدیانی ،مجید دری ،ضیا نبوی، مهدی کریمیان اقبال، محمد رضا مقیسه، علی ملیحی، محمد جواد مظفر و حسن اسدی زید آبادی، هستند.

 
http://kaleme-dev.s3.amazonaws.com/ver2/images/27.gif); background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-color: initial; z-index: 5; background-position: 0% 0%; background-repeat: no-repeat no-repeat; ">
 
 
 
 

احمد خاتمی: مردمسالاری به معنای واقعی آن در هیچ كجای جهان به جز ایران وجود ندارد

Posted: 27 May 2011 05:23 AM PDT

جــرس: امام جمعه موقت تهران با بیان اینكه همه مسئولان در نظام جمهوری اسلامی بدون استثنا یا بدون واسطه و یا با واسطه توسط مردم انتخاب می شوند، مدعی شد "مردمسالاری به معنای واقعی آن در هیچ كجای جهان به جز ایران اسلامی وجود ندارد."


به گزارش ایرنا، احمد خاتمی همچنین كارنامه مجلس هشتم را "درخشان" توصیف كرد و با اشاره به غیبت های مکرر نمایندگان این مجلس گفت "نمایندگان با نظم و انضباط بیشتری رفتار كنند تا دیگر شاهد خالی بودن صندلی های مجلس نباشیم و اعلام نشود كه جلسه ای به دلیل غیبت و یا تاخیر نمایندگان با تاخیر آغاز می شود."


وی ضمن ابراز امیدواری برای تعامل بیشتر میان مجلس با قوه مجریه و قضاییه تاكید كرد: نمایندگان باید با پرهیز از بخشی نگری، كلان نگر باشند .


خاتمی همچنین به زعم خود به تحلیل "جریان های انحرافی را از ابتدای انقلاب" پرداخت و آنرا دارای پنج ویژگی مختلف دانست و گفت: "كم رنگ كردن دین در جامعه اولین ویژگی جریان های انحرافی از ابتدای انقلاب بوده است. فتنه گران سال ٨٨ با طرح سكولاریسم، دین زدایی را دنبال می كردند و برخی دیگر نیز با بها دادن به عناصر دیگر و بزرگ كردن عناوین كهنه مانند مكتب ایرانی و ایرانیت. "


خاتمی با بیان اینكه "بت كردن ایران و طرح ایران منهای اسلامی خیانت به انقلاب اسلامی است"، به اظهارات ادعایی یكی از سفرای كشورهای اسلامی در مصر كه گفت "ایرانی ها بدنبال احیای امپراطوری پارسی هستند و دنبال اسلام نیستند" اشاره کرد و با حمله به اسفندیار رحیم مشایی و دولتی ها اظهار داشت: "کسانی كه صحبت از مكتب ایرانی و ایران منهای اسلام می كنند، حرف و سخنشان ربطی به نظام و انقلاب ندارند و سلیقه شخصی خود را مطرح می كنند."

 وی استفاده ابزاری از مقدسات را دومین ویژگی جریان های انحرافی از ابتدای انقلاب اسلامی تاكنون عنوان كرد و مدعی شد "شاهد بودیم كه جریان فتنه ٨٨چگونه در پشت نام امام سنگر گرفته و نظام ولایت فقیه را هدف گرفته بودند."


خطیب نماز جمعه تهران مقابله با عالمان دین و به ویژه روحانیت با بصیرت را سومین مشخصه بارز جریان های انحرافی اعلام كرد و گفت: همه جریان های انحرافی از ابتدای انقلاب به تخریب عالمان دین و روحانیت با بصیرت پرداخته اند.


امام جمعه موقت تهران با بیان اینكه مقابله با ولایت فقیه چهارمین ویژگی جریان های انحرافی است، خاطرنشان كرد: همه جریان های انحرافی از ابتدای انقلاب به مقابله با اصل ولایت فقیه پرداخته اند، حال یا مانند منافقین شمشیر را از رو بسته اند و یا مانند برخی از جریان های دیگر در نهان با آن به مقابله می پردازند.


خاتمی اظهار داشت: ترویج اباهه گری و ابتذال مشخصه پنجم جریان های انحرافی است و نقشه اعلام شده دشمن نیز ترویج بی حجابی، بد حجابی و اندلس سازی كشورهای اسلامی است.


خطیب نماز جمعه تهران در بخشی از سخنان خود با اشاره به ادعای دستگیری و شناسایی شبكه جاسوسی آمریکا توسط وزارت اطلاعات، گفت "از اهدافی كه این شبكه دنبال می كرد، ایجاد نارضایتی میان مردم بود تا فریاد ملت علیه نظام بلند شود.


اظهارات این عضو خبرگان درحالیست که وزارت اطلاعات طی بیانیه ای رسمی، اقدامات و عملکرد این شبکه را، "اخذ ویزای تحصیلی، امور مهاجرتی و کاریابی" اعلام کرده بود.


احمد خاتمی مجددا جنبش های آزادی خواهانه مردم منطقه را "بيداري اسلامي" نامید و بدون اشاره به کشتار مردم سوریه توسط حکومت متحد جمهوری اسلامی، خاطرنشان کرد "منطقه همچنان در آتش زياده طلبي هاي آمريكا مي سوزد و آمریكا، آل سعود و آل خلیفه، بحرین را به یك زندان بزرگ با اعمال شاقه تبدیل كرده اند."


وی با اشاره به شكنجه گسترده معترضین بحرینی در زندان های آل خلیفه تصریح كرد: در زندان های این كشور شكنجه های قرون وسطایی با مدیریت آمریكا صورت می گیرد و پای فردی را با مته سوراخ كرده و بدن فرد دیگری را سوزانده اند.


خطیب نماز جمعه تهران مدیریت شكنجه معترضین در بحرین را با عوامل انگلیس و صهیونیسم دانست و مجری آن را نیز نیروهای بعثی حامی صدام حسین و صهیونیست ها خواند.


خاتمی با اشاره به سفر اخیر نخست وزیر اسرائیل به آمریكا اظهار داشت: اوباما حرفی آبكی در رابطه با تشكیل كشور مستقل فلسطینی در پشت مرزهای 1967 زد اما از همان حرف هم تحت فشار صهیونیست ها برگشت.


وی با بیان اینكه نمایندگان كنگره آمریكا نتانیاهو را حتی بیش از اوباما تحویل گرفتند، تصریح كرد: این امر میخی بر تابوت بی حیثیتی آمریكا بود و نشان داد كه آنها تا چه اندازه در نوكری صهیونیست ها بی اختیار هستند.


خطیب نماز جمعه این هفته تهران در پایان با اشاره به روز هفت خرداد سالروز افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی در سال ۵٩ اظهار داشت: مجلس به تعبیر امام در راس امور است زیرا در نظام اسلامی و در چارچوب مقررات مردم در راس هستند و زمام امور در دست آنهاست.

 

آیت الله بیات زنجانی: مهمترین وظیفه روحانیت جدا کردن حساب خود از متملقان و جاعلان است

Posted: 27 May 2011 04:20 AM PDT

جــرس: آیت الله بیات زنجانی با انتشار یادداشتی پیرامون اقدامات محمد خاتمی در دوران ریاست جمهوریش ضمن تقدیر از تلاش های وی در "عینیت بخشیدن به مردمسالاری دینی"، همزمان از حضور موثرش در شکستن حصر وقتِ مرحوم آیت الله العظمی منتظری به نیکی یاد کرد و خاطرنشان ساخت "اگرچه وی با جریان تلخ حصر فقیه عالیقدر آیت الله العظمی منتظری مواجه گردید و شدیداً از آن رنج می برد، ولی برای شکستن این حصر کوشش فراوان از خود نشان داد و به اعتقاد من، بدون تردید اگر شخص خاتمی در جایگاه ریاست جمهوری نبود، وضعیت حصر نیز مشخص نبود به کجا منتهی می شد."


به گزارش تارنمای رسمیِ این مرجع تقلید، وی در پاسخ به سؤالات تعدادی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف پیرامون دولت اصلاحات و تعامل آن با علما و مراجع، حصر مرحوم منتظری در آن دوره و نیز نقش مراجع و علما در رخدادهای سیاسی- اجتماعی، طی یادداشتی کوتاه چنین پاسخ گفت:


بسم الله الرّحمن الرّحیم
پس از سلام و تحیت؛ برای پاسخ به پرسش های ارسالی، به نکته هائی اشاره می کنم که در بردارندۀ پاسخ عمدۀ سئوالات خواهد بود.
انقلاب اسلامی ایران پس از پیروزی، تا سال ٧۶ آثار و برکات زیادی را برای مردم مسلمان ما داشت و این برکات نیز، دارای ابعاد گوناگونی بود که مهمترین آنها، بازگشت امت اسلامی ایران، به هویت ایرانی- اسلامی بود که نتایجی همچون اعتماد به نفس را در بین عامۀ مردم، به ارمغان آورد. با شروع دوره اصلاحات و روی کار آمدن جناب حجة الاسلام والمسلمین خاتمی، حرکت انقلاب اسلامی و نیز مردم، وارد مرحله دیگری از حیات سیاسی و فرهنگی و مدیریتی گردید و وضعیت به شکلی درآمد که این اعتماد به نفس بوجود آمده، فرصتی را برای طرح شدن در سطح بین المللی بدست آورد و ملت ایران توانستند در صحنه های گوناگون آنگونه که متناسب گذشته روشنشان بود، خود را نشان داده و معرفی کنند.


ریاست جمهوری این فرزند فاضل امام، با مدیریت های متناسب، انقلاب اسلامی را بسوی اهداف بلند خود هدایت کرده و مردم سالاری دینی و جمهوری اسلامی را از حیث شکل و محتوا، در حد توان بصورت قابل دفاع عرضه کرده و عینیت بخشید و برای دوران معاصر، حکومت دینی را بصورت زیبا و مطلوب ارائه داد. در کنار موفقیت های عظیم در عرصه های بین الملل، یکی از ارزشمندترین فعالیت های این دولت، تلاش برای ارتباط و تعامل مستمر با زعمای حوزه های علمیه و بالخصوص مراجع عظام تقلید بود که به اعتقاد بنده در این جهت موفقیت های زیادی هم بدست آورد و شاهد آن، استفاده از نظرات زعمای حوزه های علمیه، در عرصه های مختلف بود.


بنده معتقدم که در دوران اصلاحات، تلاش های فراوانی برای آشتی میان دین و مفاهیم دینی با سیاست مردمی و مردم سالارانه شد، کمااینکه رسیدن به هدف متعالی تلایم میان عقلانیت و وحیانیت به صورت مستمر پیگیری شد؛ از طرفی دیگر سعه صدر کامل و انبساط خاطر، به کنترل و هدایت کشور در زمینه های مختلف، در آن دوره کمک کرد و برای مثال، اگرچه با جریان تلخ حصر فقیه عالیقدر و مجاهد نستوه حضرت آیت الله العظمی منتظری مواجه گردید و شدیداً از آن رنج می برد ولی برای شکستن این حصر کوشش فراوان از خود نشان داد به صورتی که به اعتقاد من، بدون تردید اگر شخص جناب آقای خاتمی در جایگاه ریاست جمهوری نبود، وضعیت حصر نیز مشخص نبود به کجا منتهی می شد.


در پایان لازم می دانم متذکر گردم که امروز مهمترین وظایف روحانیت این است که در برابر این تهاجمات خرافه گرایی و قلب حقایق و وارونه کردن مفاهیم دینی و ارائه حکومت دینی بصورت نامطلوب، قد علم کرده و مفاهیم دینی را صحیح و علمی بیان کرده و مرز میان این دو را با دقت مشخص سازند.


مراجع بزرگوار تقلید و نیز علما، در طول تاریخ به این دلیل که امینان رسولان خداوند بر حلال و حرام الهی بوده اند، با حفظ استقلال در برابر نهادهای حکومتی، در برابر تهاجمات به اصل دین و دینداری، ایستادگی کرده و با آنها مقابله کنند و مانند همیشه تاریخ، در کنار مردم ایستاده و مامن آنان باشند چراکه بیت مراجع و روحانیت همیشه برای مردم و از آن مردم بوده است.


در عین حال لازم به تاکید است که در کنار موارد مطرح شده، روحانیت اصیل و مردمی باید حساب خودشان را از یک عده مداح و متملق و جاعل مطالب سست و بی مبنا جدا کنند، که این موضوع نیز باید به عنوان یک اصل مهم، مورد توجه قرار گیرد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
 

برگزاری مراسم بزرگداشت ناصر حجازی تحت تدابیرامنیتی

Posted: 27 May 2011 03:56 AM PDT

جــرس: بعد از حضور گسترده مردم و علاقمندان به ناصر حجازی در مراسم تشییع و خاکسپاری وی، روز جمعه ششم خرداد ماه نیز، جمع کثیری از آنها، با حضور در مراسم بزرگداشت این اسطورۀ ورزشی و قهرمان ملی، همدردی خود را با خانواده آن مرحوم و همچنین ادای احترام به صداقت و مردمی بودن وی ابراز داشتند.


به گزارش رسیده به جرس، مراسم ترحیم ناصر حجازی، بنا به اعلام قبلی و دعوت خانواده آن مرحوم، از ساعت ده صبح تا دوازده ظهر امروز جمعه (ششم خرداد ماه) در مسجد جامع شهرک غرب در شرایطی برگزار شد که جو سنگین امنیتی در خیابانهای منتهی به مسجد جامع شهرک غرب بسیار نمایان و چشمگیر بود.


گزارش ها همچنین خاطرنشان می کند نیروهای یگان ویژه پاسداران و لباس شخصیهای امنیتی، با آرایش نظامی و همچنین ایجاد ارعاب، از ساعتها قبل از آغاز مراسم در منطقه شهرک غرب مستقر شده بودند .


بر اساس گزارش شاهدان عینی، علیرغم برقراری جو امنیتی – پادگانی، چندین هزار نفر از مردم بی اعتنا به شرایط موجود در مراسم بزرگداشت اسطوره ورزش و شخصیت دردآشنای کشور شرکت کردند به گونه ای که نه تنها امکان ورود مردم به داخل مسجد نبود، بلکه شرایط طوری شد که افراد جدید و چهره های برجسته ورزشی نیز نمی توانستند به داخل مسجد وارد شوند.


در ادامه آمده است "از مهمانان اصلی نیز که برای شرکت در ختم آمده بودند خواسته شد تا بیشتر از پنج دقیقه در مسجد حضور نداشته باشند تا بقیه مهمانان هم بتوانند در مراسم شرکت کنند."


بر اساس گزارشی دیگر، حضور پر تعداد هواداران در شهرک غرب باعث شده بود تا ترافیک سنگینی در اتوبان شیخ فضل الله و میدان صنعت ایجاد شود.

روبروی در مسجد عکس بزرگی از اسطوره فوتبال نصب شده بود و همچنین دوستداران او پارچه ‌نوشته‌های را به عنوان پیام تسلیت روی دیواره‌های مسجد نصب کرده بودند.


همچنین علاقمندان به حجازی همچنین با چسباندن اعلامیه و تصاویر او به شیشه اتومبیل هایشان در خیابان های اطراف در تردد بودند و در پایان این مراسم نیز مجری برنامه از طرف خانواده حجازی از تمامی مردم و نیروی انتظامی تشکر کرد.


گزارش های دیگر از شهرستانها نیز حاکی از آن است که بعد از ممانعت و برخورد خشن ماموران و مقامات امنیتی شهر رشت با برگزاری مراسم بزرگداشت آن مرحوم در روز پنجشنبه، که قرار بود در مسجد چینیچیان این شهر صورت گیرد، امروز (جمعه) در شهر لاهیجان هم مقرر شده تا مراسمی از سوی کسبه شهر برگزار شود .


به گزارش تارنمای رسمی «ناصر حجازی»، خانوادۀ آن زنده یاد، ضمن سپاسگزاری و قدردانی از حضور باشکوه مردم در مراسم "وداع آخر"، در پیام خود که با امضای آتیلا حجازی، فرزند بزرگ وی منتشر شده، خاطرنشان ساخته بودند: "بی شک پدرمان دیروز خوشحال و همراهمان بود و تا همیشه با ما می ماند. با ما فرزندانش و با شما مردم عزیز کشورمان که همیشه دوستش داشتید و دوستتان داشت. ما خانواده حجازی تا همیشه حضور گرمتان را در یاد خواهیم داشت و سپاسگزاریم."


گفتنی است در جریان مراسم روز چهارشنبۀ تشییع و خاکسپاریِ این قهرمان ملی، درحالیکه مردم به تاسی آن مرحوم، رک گویی و شفافیت پیشه کرده و زبان به انتقاد از شرایط فعلی و آزادی زندانیان گشوده بودند، گروه زیادی بازداشت و روانه محل های نامعلوم شده اند، که خبری از آنها در دست نمی باشد.

 

ادای دین به دروازه بان شرافت

Posted: 27 May 2011 03:10 AM PDT

نادر مرزبان
جرس: طنین شعارهای سبز ده ها هزار شهروندی که در مراسم تدفین "ناصر حجازی" اسطوره فوتبال ایران حاضر شده بودند شوکی تازه به حکومت وارد کرد. حجازی دوشنبه هفته گذشته پس از تحمل دو سال بیماری چشم از جهان فروبست و در حلقه عزادارانش هزار هزار مردمی گردآمدند که شرافت او برای تن ندادن به مناسبات ناسالم ورزشی- سیاسی و صراحت لهجه اش در پاسداری از حقوق مردم را تحسین می کردند.  

 

حکومتی که از سوگواری ترسید

خاکسپاری ناصر حجازی توسط انبوه شهروندان سیاه پوش با بغضی در گلو و اشکی بر گونه ها آغاز شد. ساعت 9 صبح ورزشگاه آزادی تهران در یک روز غیر تعطیل بیش از 15 هزار نفر جمعیت را به خود می دید که برای خداحافظی با یکی از اسطوره های فوتبال ایران آمده بودند. وداع با مردی که محبوبیت اش را نه فقط به خاطر پاسبانی از دروزاه تیم ملی فوتبال ایران بلکه به دلیل پاسداری از شرافت در روزگار زد و بندهای لجام گسیخته به دست آورده بود. خانواده حجازی خواهان آن بودند که مراسم تدفین وی از ورزشگاه شهید شیرودی واقع در خیابان مفتح تهران آغاز شود اما شورای تامین استان تهران با این درخواست مخالفت کرد. مخالفتی که مبنای آن چیزی جز آگاهی از سرازیر شدن سیل جمعیت به این مکان نبود. آنها مراسم را به ورزشگاه آزادی منتقل کردند اما باز از ترس این که مبادا قادر به مهار جمعیت در این مکان نباشند از اعلام ساعت و زمان برگزاری آن در رسانه های حکومتی خودداری شد. صدا و سیما در هیچ بخش خبری خود اشاره ای به زمان برگزاری مراسم نکرد و این سکوت نشانه ای از تلاش برای مصادره مراسم سوگواری حجازی بود. پیکر او در ورزشگاه آزادی در حالی که هوادارانش در جایگاه تماشاگران نشسته بودند بر دوش گروهی از نیروهای نظامی در اوج بی نظمی تشییع شد و ساعتی بعد تدفین او در بهشت زهرا در شرایطی انجام گرفت که خانواده اش هنوز به آن محل نرسیده بودند. این عجله برای تدفین و پایان دادن به مراسم، محصول مستقیم نگرانی از شعارهایی بودند که عزاداران وی در وزرشگاه آزادی تهران و بهشت زهرا سر می دادند.


شهروندانی که باز سبز شدند
 

حجازی حدود یک ماه پیش در اوج بیماری طی مصاحبه ای به انتقاد صریح از عملکرد سیاسی و اقتصادی حکومت پرداخته بود. او در آن مصاحبه گفت :" من ناصر حجازی هستم‌، سرد و گرم روزگار را چشیده‌ام‌. عمری از من گذشته است. هیچ ابایی هم ندارم که اگر من را ببرید و با شلیک دو تیر به زندگی‌ام خاتمه دهید. حرف‌هایم از سر دل‌سوزیست. کمی مراعات مردم را کنید. مردم را دوست داشته باشید تا آن‌ها هم شما را دوست داشته باشند. مردم معنای خدمت را می‌دانند و اگر آن را احساس نمایند پا به پای دولت می‌ایستند و اگر نمی‌توانید رفاه مردم را فراهم سازید‌، بروید‌."

 

برخی پایگاه های خبری حکومت پس از انتشار این مصاحبه به حجازی هشدار داده بودند که پا از حد خود فراتر نگذارد. پایگاه خبری رجانیوز در یادداشتی مدعی شده بود که حجازی شاخصه های لازم برای اظهار نظر در خصوص مباحث کلیدی را ندارد "پس باید او را به سکوت دعوت کرد چرا که اگر غیر از این باشد جامعه درباره او فکرهای بدی خواهد کرد." بطلان ادعای رسانه های حکومت را هزاران هزار شهروندی برملا کردند که با شعار " حجازی با غیرت، زدی تو حرف ملت" در سوگ او حاضر شدند. شعارهای مردم آرام آرام صریح تر شد. در ورزشگاه آزادی طنین " اسطوره مردمی همینه همینه"، به " زندانی سیاسی آزاد باید گردد" گره خورد و ساعتی بعد قطعه نام آوران بهشت زهرا مملو از هزاران نفر شهروندی بود که شعار " ناصر ما نمرده، این دولتِ که مرده " را به " ننگ ما ننگ ما صدا و سیمای ما " پیوند زدند. شاهدان عینی گزارش داده اند که با سیاسی شدن شعارها، ماموران امنیتی به سمت عزاداران حمله کرده و گروهی را مورد ضرب و شتم قرار دادند اما این به منزله جرقه ای بود برای " یا حسین – میرحسین " گفتن و " تشبیه نیروی انتظامی به پلیس آل سعود " و شعار" موسوی و کروبی آزاد باید گردند" که در نهایت به " مبارک بن علی نوبت سید علی" و یار دبستانی خواندن و سرود ای ایران ختم شد.


فریاد بی قراری یک ملت


در مراسم خاکسپاری ناصر حجازی حرکت خودجوش و هماهنگ مردمی قابل مشاهده بود که شیوه های ابراز اعتراض را طی دو سال گذشته به خوبی فرا گرفته اند. شعارهای سبز در این مراسم یکی از جلوه های مهم اعتراض بعد از راهپیمایی سراسری 25 بهمن ماه سال گذشته محسوب می شد. یکی از حاضران در مراسم در گفت وگو با "جرس" به این نکته اشاره می کند که شهروندان در مراسم ختم حجازی از یک هارمونی و نظم درخور تحسین برخوردار بودند. او می گوید:" مردم همدیگر را پیدا می کردند. برای طرح شعارها بی گدار به آب نمی زدند. شعارهای سیاسی زمانی سرداده شد که مردم نسبت به هویت افراد همجوار خود اطمینان پیدا کردند. برای مثال فریاد " یا حسین- میرحسین " و " موسوی و کروبی آزاد باید گردند" زمانی سرداده شد که حاضران در مراسم مطمئن شده بودند جمعیت نسبتا یکدستی را تشکیل می دهند. " یکی از تحلیلگران مسایل اجتماعی هم به نکاتی درباره اهمیت مراسم ختم حجازی اشاره می کند که از نظر وی نشان دهنده تثبیت موقعیت و مطالبات جنبش سبز است. او به جرس می گوید:" در این مراسم نفوذ اجتماعی جنبش سبز را به خوبی می شد احساس کرد. جمعیتی که گردآمده بودند نه متعلق به یک طبقه اجتماعی و نه متعلق به یک گرایش فکری بودند. این جمعیتی بود که در آن علاقه مندان به فوتبال در حاشیه شهر، طبقه متوسط شهری و بخشی از گروه های پیشرو در اعترض ها نظیر دانشجویان و فعالان مدنی را شامل می شد. با این حال در جمعیت یک همصدایی کم نظیر بود. گویی که مردم برای ابراز اعتراض بی تابی می کنند و مترصد فرصتی هستند تا فریاد خود را بر سر حکومت بلند کنند. تبلور این بی تابی را می شد در شعار" حجازی بلند شو، ایرانی بی قراره " مشاهده شد. " به گفته این جامعه شناس، از مفهوم بی قراری نباید به سادگی گذشت. مردمی که این شعار را سرمی دهند واقعا برای اعتراض بی قرار هستند.
 

نشانه های اندوهبار یک خاکسپاری
 

یکی از جلوه های معنا دار مراسم خاکسپاری حجازی حضور زنانی بود که بر خلاف همیشه امکان نشستن بر سکوی وزرشگاه آزادی را پیدا کردند. در عین این که تفکیک جنسیتی برای نشستن زنان و مردان روی سکوهای ورزشگاه اعمال شده بود، این ورزشگاه یک اتفاق بی سابقه را بعد از انقلاب اسلامی تجربه کرد. مردان در سویی از ورزشگاه بخشی از شعار را می دادند و زنان در سویی دیگر شعار را تکمیل می کردند. این اتفاق ممکن است تا مدتها دیگر تکرار نشود اما در همین حد هم نشان دهنده بلوغ اجتماعی زنان و مردانی است که حکومت مدعی است اگر با هم به استادیوم ها بیایند هنجارهای اجتماعی را خدشه دار خواهند کرد. برخی از دخترانی که در مراسم دیروز حضور پیدا کرده بودند در شبکه های اجتماعی مجازی از حس غریب خود هنگام نشستن روی سکوهای استادیوم آزادی نوشته و به این نکته ظریف اشاره کرده بودند که حکومت تنها برای عزاداری زنان را مجاز به ورود به استادیوم کرده است. یکی از دختران حاضر در وزرشگاه آزادی در صفحه فیس بوک خود نوشته بود:" با تمام وجود فریاد می زدم . اشک بی اختیار می آمد. زمانی که همسر ناصرخان چمن جلوی دروازه را به نشانه ادای احترام به همسرش بوسید بی اختیار به این فکر افتادم که او این همه سال از تماشای هنرنمایی همسرش محروم بوده است. حالا که ناصر رفته است او را به ورزشگاه راه داده اند."


حلقه های زنجیر آرمان آزادی


اسطوره فوتبال ایران حالا در قطعه نام آوران بهشت زهرا خفته است و از ابراز احساست مردم می توان دریافت که نام او بلند آوازه خواهد ماند. 250 فعال سیاسی در پیامی به مناسبت درگذشت حجازی او را با "غلامرضا تختی" مقایسه کرده اند که زیر بار زور سر خم نکرد. در پیام فعالان سیاسی آمده است:" سالها پيش از اين، تختي، نماد مليت‌خواهي و زبان آرزوهاي مردم ايران براي آزادي و عدالت بود و ناصر حجازي نيز در واپسين روزهاي زندگي، همان بانگي را برآورد که از فراسوي روزگاران شنيده مي‌شود: " سربلندي و احترام شايسته همه‌ي مردم ايران است." "محمد خاتمی" رییس جمهوری پیشین ایران نیز در پیامی به مناسبت درگذشت حجازی از او به عنوان فردی یاد کرده که علاوه بر پاسداری از دروازه فوتبال، "شرافت و آزادگی و والا منشی را نیز دروازه بانی امین و توانا بوده است. از دید ناظران این منزلت و احترام برای یک قهرمان ورزشی که پیوند خود را با دردهای هموطنانش از دست نداد نشان دهنده روح قدر شناسی جامعه است. جامعه ای که برای تحقق آرمانهایش خود را متعهد به پشتیبانی از همه کسانی می بیند که در مقابل زور استقامت کردند. شاید از همین رو مراسم خاکسپاری حجازی به صحنه ای برای حمایت از رهبران جنبش سبز و سایر زندانیان سیاسی نیز تبدیل شد. گویی که این ها حلقه هایی از یک زنجیرند.

 

هاشمی رفسنجانی: آمار و ادعای دروغ و بیت‌المال را به غارت بردن برای خرید چند رای دیگر جواب نمی‌دهد

Posted: 27 May 2011 03:00 AM PDT

جــرس: رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان این که "فریبکاری ها موقتی خواهد بود"، به عملکرد دولتی ها طی سالهای اخیر اشاره کرده و می گوید "آمار دروغ دادن، ادعای دروغ کردن، پول بیخودی مصرف کردن که مردم می‌فهمند یک بازی است و بیت‌المال را به غارت بردن برای خرید چند رای و امثال این چیزها دیگر در مردم جواب نمی‌دهد. حتی اگر مردم نیاز داشته باشند این پول را می‌گیرند، ولی لعنت‌شان هم می‌کنند."

 


آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت : فریبکاری‌ها موقت است آمار دروغ دادن، ادعای دروغ کردن، پول بیخودی مصرف کردن که مردم می‌فهمند یک بازی است و بیت‌المال را به غارت بردن برای خرید چند رای و امثال این چیزها دیگر در مردم جواب نمی‌دهد حتی اگر مردم نیاز داشته باشند این پول را می‌گیرند ولی لعنت‌شان هم می‌کنند.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی ؛ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مراسم بزرگداشت حماسه‌سازان جامعه پزشکی در دوران جنگ تحمیلی که  شامگاه پنج شنبه در سالن همایش‌های روزنامه اطلاعات برگزار شد، با بیان اینکه خداوند در هشت سال جنگ تحمیلی به وعده خود عمل کرد و می توان امروز نصرت خداوند را از آنچه بر سر حزب بعث عراق، صدام، نظامیان مقصر عراقی و منافقان جاسوس آمده را دید تاکید کرد : باید به اعتماد، عشق مردم به نظام و مدیریت بی‌نظیر امام(ره) که حقیقتا الگوی بسیار موفق رهبری و فرماندهی در تاریخ اسلام بودند، بالید. خداوند این هدیه را با رهبری امام(ره) به ما داد که ما توانستیم مقاومت کنیم و مردم نیز فداکاری کنند.
 

 متن کامل سخنرانی آیت الله هاشمی رفسنجانی بدین شرح است :

 

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام  شرایط جامعه را بر وضعیت اعتماد مردم موثر دانست و بر ضرورت حضور مردم درصحنه بیش از گذشته تاکید کرد و افزود : فداکاری‌های مردم در دوران جنگ ناشی از اعتماد آن‌ها به نظام بود که با عشق و اعتماد به قتلگاه رفتند. ما از این سرمایه و اعتماد در همه مبارزات استفاده کردیم و تا این اواخر از آن استفاده می‌نمودیم. 

 

آیت الله هاشمی رفسنجانی تاکید کرد: اگر بخواهیم امروز یک حرف درستی بزنیم و نصیحتی انجام بدهیم آن است که نظام و به طور کلی همه باید تلاش کنیم که اگر اعتماد بخشی از مردم از بین رفته و به تردید افتاده‌اند اعتماد آن‌ها را برگردانیم و صفای بین دولت و مردم، نظام و مردم و حکومت و مردم را ایجاد کنیم. این کار آسان‌تری است چون مردم آگاه آسان‌تر برمی‌گردند و لجبازی نمی‌کنند بشرط آن‌که واقعیت را ببینند. 

وی خاطرنشان کرد: ان‌شاءالله آن‌قدر احساس وظیفه در بین مسوولان باشد تا سرمایه مهمی که ما ۵۰ سال به آن تکیه می‌کنیم و در میدان مانده‌ایم را حفظ و تقویت کنند. بدانید که امروز دشمنان ما چهار چشمی ما را نگاه می‌کنند و دنبال رخنه می‌گردند تا حضور بیشتری پیدا کنند. این چیز روشنی است و همه می‌توانند آن را بفهمند. خدا کند که ما هم این چشم باز را داشته باشیم. 


هاشمی در بخشی از سخنان خود با اشاره به اوضاع منطقه و با بیان این‌که «در حال حاضر دنیا عوض شده است» یادآور شد: می‌توان منطقه را دید که مردم هوشیار، آگاه، مجاهد و مبارز شده‌اند. مردم یمن ماه‌هاست در خیابان هستند و شهید می‌دهند. در لیبی نیز مردم می‌جنگند و کشته می‌دهند. در سوریه نیز مردم مقاومت می‌کنند. در بحرین که یک مظلمه‌ای است و هیچ پناهی نیز در این دنیا ندارند. در مقابل مردم در مصر موفق شدند و در جاهای دیگر حرکت آغاز شده و این‌گونه حرکات ادامه دارد، چون مردم آگاه شده‌اند و حاضر نیستند که استبداد و وابستگی به استعمار را بپذیرند. 

وی در ادامه افزود : مردم با علم وارد شده و تحصیل‌کرده‌ها نیز مردم را روشن‌تر می‌کنند. در این بین کانال‌های فراوان رادیو و تلویزیونی و سرعت انتشار اخبار اینترنتی و وب‌ها همه در اختیار مردم است. اگر حادثه‌ای در هر گوشه از دنیا اتفاق افتد همه مردم در همه جای دنیا می‌توانند آن را ببینند و تحلیل کنند. این‌چنین مردم آگاه دیگر زیر بار استبداد و استکبار نمی‌روند و فقط می‌توان با خدمت درست و با صداقت اعتمادشان را به دست آورد. 
 

 رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنان خود با تاکید بر این‌که جنگ تحمیل شده به ایران اهداف بسیار شومی داشت، گفت: دشمنان ما پیش از به راه انداختن جنگ تلاش کردند از راه‌های بسیاری همچون کودتا، شورش مسلحانه و تحریم‌های مختلف انقلاب را از بین ببرند که به دلیل آنکه نتوانستند از این راه‌ها بجایی برسند شرق، غرب، ارتجاع عرب و دولت بعثی عراق با متحد شدن تصمیم گرفتند، علیه ایران جنگ کنند. 

ایشان خاطر نشان کرد : البته پس از پیروزی انقلاب شیعیان عراقی با الهام از انقلاب ایران می‌خواستند نهضت خود را شروع کنند که بعثی‌ها آنها را تار و مار نموده و عده بسیاری را شهید و زندانی نمودند. با وجودی که شعله‌های قیام مردم عراق را خاموش کردند، اما تصمیم گرفتند که با جنگ علیه ایران بجای این‌که ایران الگوی جهاد مردمی در تاریخ باشد آن را عبرت تاریخی کنند. 
 

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام  تصریح کرد : هدف اولیه آنها از جنگ انهدام انقلاب و پس از آن تصرف خوزستان بود. یعنی این هدف را برای خود تعیین کرده بودند که اگر نتوانند انقلاب را انهدام نمایند خوزستان را تصرف کنند؛ چرا که باورشان این بود با تصرف خوزستان بسیاری از منابع مالی ایران از بین می‌رود و دیگر نمی‌توان کشور را اداره کرد. آخرین قطعه از پازل‌شان نیز گرفتن خرمشهر و آبادان بود که با این هدف جنگ را شروع کردند. 

هاشمی  افزود: شرایط داخلی آن روز ایران وضعیتی بحرانی و دارای اختلاف بود. در آن دوران اختلافات بسیار جدی بنی‌صدر و تاخت و تازهای منافقان وجود داشت و می‌خواستند چند منطقه همچون خوزستان، بلوچستان و ترکمن صحرا و بخش‌هایی از آذربایجان را تجزیه نمایند. این اختلاف بسیار در داخل کشور و شرایط ارتش آن زمان ایران که در حال تصفیه بود و سران و فرماندهان ارتش دستگیر شده یا فرار کرده بودند و از سوی دیگر سپاه تازه در حال شکل‌گیری بود، در مجموع شرایطی را به وجود می‌آورد که بعثی‌ها تصور می‌کردند می‌توانند حمله موفقی را داشته باشند. 
 

وی افزود: البته عراقی‌ها شش ماه قبل از آغاز جنگ با انجام حدود ششصد عملیات به ایران تجاوز کردند که در همه عملیات‌ها ایران اعتراض خود را انجام داده است. بالاخره عراق به بهانه قرارداد الجزایر جنگ را شروع کرد. آنها فکر می‌کردند در روز اول با انهدام پایگاه‌های دفاعی هوایی ما را زمین‌گیر می‌کنند و دیگر نمی‌توانیم پرواز کنیم. 

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به حضور عرفات در ایران، گفت: در آن دوران مرحوم عرفات به ایران آمد و به خود بنده گفت که در اطاق جنگ عراق دیده است که هدف فوری آنها گرفتن بهبهان و مسجدسلیمان و بدست گرفتن همه خوزستان بود. منتهی قبل از این‌که ایشان چنین حرفی را بزنند ما عراقی‌ها را در پشت جاده اندیشمک و آبادان متوقف کردیم. 

هاشمی رفسنجانی با اشاره به ادعای صدام مبنی بر گرفتن یک هفته‌ای تهران پس از شروع جنگ، گفت: صدام با پشتوانه پولی و تبلیغاتی آمریکا، اروپا، روسیه، چین و ارتجاع عرب وارد جنگ علیه ایران شد و به همین دلیل ما به حق نام آن را دفاع مقدس گذاشتیم. چون ما فقط در این جنگ دفاع می‌کردیم و حداکثر خواسته‌مان نجات مردم عراق از دست بعثی‌ها بود. 
 

وی با بیان این‌که نکته اساسی و مهم آن دوران اعتماد مردم به انقلاب بود، گفت: بعد از عزل بنی‌صدر وحدتی در جامعه بوجود آمد، بطوری که مردم با اعتماد و عشق به نظام و با دست خالی و امکانات کم در صحنه حضور داشتند. حضور مردم در صحنه ضعف ارتش و کمبود سپاه را حل کرد و مردم بسیج عمومی را تشکیل دادند و نیروهای مردمی در جبهه‌ها حاضر شدند. در واقع نقطه قوت ما در جنگ داوطلبان دفاع بود. 

هاشمی گفت: باید به اعتماد، عشق مردم به نظام و مدیریت بی‌نظیر امام(ره) که حقیقتا الگوی بسیار موفق رهبری و فرماندهی در تاریخ اسلام بودند، بالید. خداوند این هدیه را با رهبری امام(ره) به ما داد که ما توانستیم مقاومت کنیم و مردم نیز فداکاری کنند. 
 

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه با اشاره به آمار ارایه شده در مورد شهدا، گفت: شنیده می‌شود که از تعداد شهدا ارقام نجومی بیان می‌شود که این موضوع صحت ندارد. مجموع شهدا از ابتدای قیام در سال ۴۰ به بعد تا دوران جنگ و بعد از آن و بمباران و همه حواشی آن به ۲۰۰ هزار نفر شهید نمی‌رسد که بیشتر آنها در بمباران و قبل از انقلاب شهید شدند. بنابراین صحبت از میلیون‌ها شهید در این دوران درست نیست. 

هاشمی رفسنجانی همچنین تاکید کرد: تلفات ما در دوران جنگ بسیار کمتر از تلفات رانندگی در جاده‌هاست. به گونه‌ای که سالانه ۲۵ هزار نفر به صورت مستقیم در تصادفات می‌میرند که این میزان دو برابر تلفات جنگ است. جنگ هشت ساله‌ای که مردم با دست خالی در برابر ابرقدرت‌ها و ابرثروت‌ها جنگیدند و چنین نتیجه مهمی را بدست آوردند. 
 

وی با تاکید بر این‌که خداوند در هشت سال جنگ تحمیلی به وعده خود عمل کرد، گفت: چه کسی باور می‌کرد که ایران در سازمان ملل بتواند عراق را محکوم کند. اکثر کشورها در سازمان ملل با ما موافق نبودند، ولی به دلیل قدرتی که ما در جنگ نشان دادیم و با مقاومت‌هایی که در مقابل حملات آمریکایی‌ها و حملات وسیع عراق انجام می‌دادیم، نشان می‌دادیم که قدرت دفاعی‌مان بسیار است و به همین دلیل سازمان ملل پذیرفت که عراق یک متجاوز بوده و ما را ذیحق برای گرفتن غرامت دانست. با وجودی که هنوز این غرامت پرداخت نشده، ولی در سازمان ملل به تصویب رسید. 

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، افزود: البته دبیر کل وقت سازمان ملل فردی شجاع و منصف بود که برای تهیه قطعنامه‌ای برای متوقف کردن جنگ تلاش می‌کرد. البته ما در آن دوران توانستیم امام(ره) را برای متوقف کردن جنگ قانع کنیم، بطوری که در یک جلسه با حضور پنج نفر از سران خدمت امام(ره) رفتیم و وضع را تشریح کردیم. امام(ره) نیز خیلی سریع فهمیدند و آن نامه عجیب و تاریخی را نوشتند و خودشان مسئله را حل کردند. 
 

وی افزود: البته می‌توان اینگونه به جنگ نیز نگاه کرد که اگر عراق شهرهای مهم چون تبریز، کرمانشاه و حتی تهران را همچون حلبچه بمباران شیمیایی می‌کرد، چه بر سر مردم می‌آمد؟ همان موقع بمباران شیمیایی تهران برای عراق با داشتن هواپیماهای بلندپرواز روسیه کار آسانی بود. اگر بمباران شیمیایی می‌کردند شاید ده‌ها هزار نفر شهید شیمیایی داشتیم و اکنون به اینجاها نمی‌توانستیم برسیم. 

هاشمی رفسنجانی همچنین تاکید کرد: نصرت خداوند را می‌توان دید از آنچه بر سر حزب بعث عراق، صدام، نظامیان مقصر عراقی و منافقان جاسوس آمده است. دیگر وعده نصرت خدا بهتر از این نمی‌شد. 
 

وی در ادامه با مرور خاطر‌اتی از عملیات کربلای ۴ به بیان خاطره‌ای از عملیات حلبچه در خاک عراق پرداخت و گفت: هنگامی که نیروهای ایرانی حلبچه را تصرف کردند عراقی‌ها بسیار عصبانی و دیوانه شدند و مردم خود را بمباران شیمیایی نمودند. این برای من بدترین صحنه جنگ بود. عراقی‌ها با داشتن پیشرفته‌ترین سلاح شیمیایی که حتی در جنگ جهانی دوم نیز بکار برده نشده بود، مردمان‌شان را تنها به این دلیل که با نیروهای ایرانی نجنگیدند، بمباران شیمیایی نمودند. 

هاشمی افزود: در آن دوران پنج هزار نفر از مردمان عراق در حلبچه شهید شدند و ما همه مصدومان‌شان را برای معالجه به ایران آوردیم. آن وقت بود که دنیا قدرت پزشک ما را فهمیدند و پزشکان این مردمان را همچون بقیه رزمندگانمان معالجه کرده و نجات دادند که با بهبودی‌شان بسیاری از آنها به عراق بازگشتند. 
 

 رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنانش گفت: بسیار از این فرصت پیش آمده برای حضور در بین پزشکانی که در جنگ حضور داشتند خوشحالم. شما پزشکان در یک دوره‌ای بهترین خدمت‌ها را به اسلام و انقلاب کرده‌اید که بنده تاکنون این توفیق را پیدا نکرده بودم که دست جمعی از شما تشکر کنم. من به عنوان مسوول جنگ تشکر بسیار جدی‌ای را به شما پزشکان بدهکارم،ا گر چه شما برای تشکر در جنگ نبودید. شما با تشخیص وظیفه در هشت سال جنگ تحمیلی در کنار رزمندگان حضور داشتید. 
 

وی با اشاره به مطالب مطرح شده در این همایش و خاطره‌های برخی پزشکان، گفت: مطالب امروز شما برای من جالب و آموزنده بود. اظهارات خاطره‌گونه و مسائل جدی‌ای را مطرح کردید که می‌توان به اظهارات دکتر ظفرقندی، دکتر خزعلی، دکتر معصومی، دکتر فاضل، دکتر علیزاده و ... اشاره کرد. 

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام  خطاب به پزشکان حاضر در جلسه، گفت: تقاضا دارم تا خاطره‌های پزشکان حاضر در جنگ را جمع‌آوری کنید. مطمئنا مجموعه خاطرات‌تان می‌تواند دائره‌المعارف عالمانه‌ای برای متخصصین باشد. 
 

هاشمی رفسنجانی با بیان این‌که پزشکان در طول جنگ کار بزرگی را انجام دادند، افزود: نباید رزمندگان خط مقدم را فراموش کرد و گفت که کار شما پزشکان از آنها مهمتر است، ولی با این وجود تاثیر کار شما بسیار سودمند بود. بطوری که نگرانی ما در عملیات‌های بزرگ از مجروحان و آسیب‌دیده‌ها بود که شما در آن دوران بخوبی این موارد را اداره می‌کردید. 
 

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در تشریح وضعیت آن دوران، گفت: در دوران جنگ بسیاری از پزشکان حاذق از کشور رفته بودند و تعداد باقیمانده نیز همچون این روزها متخصص نبودند، ولی با این وجود همین افراد در جبهه‌ها، بیمارستان‌ها را با پرستاران و تیم‌های پزشکی‌شان اداره می‌کردند و از این رهگذر به دانش خود اضافه می‌نمودند. بطوری که پزشکان در دوران جنگ رشد و تجربه بی‌نظیری کسب کردند. 
 

وی با بیان این‌که پزشکان در دوران جنگ تجربه‌های بسیاری را کسب کردند، گفت: می‌توانیم تجارب خود را دائره‌المعارف دنیا ثبت کنیم تا مورد استفاده بشریت قرار گیرد. شما در آن دوران کار بزرگی کردید، اما به نظر می‌رسد که این کار شما کمتر در حال فراموشی است. وظیفه شما در این برهه آن است که اتفاقات رخ داده و کارهای پزشکان را در دوران جنگ به مردم بگویید. این کار با جمع‌آوری خاطرات از همه پزشکان میسر می‌شود. 

هاشمی رفسنجانی با بیان این‌که تاکنون مراسمی برای تجلیل از پزشکان دوران جنگ برگزار نشده است، گفت: مراسم‌های گوناگونی در شهرها و استان‌ها برای تجلیل از بخش‌های مختلف درگیر در جنگ همچون دانشگاهیان، علما، طلبه‌ها و بانوان برگزار شده که بسیار بجا نیز بوده است. پزشکان نیز باید اینگونه مراسم‌ها را بصورت عمومی‌تر برای مردم برگزار کنند تا اینگونه کارهای بسیار مهم در تاریخ ثبت شود. 
 

شایان ذکر است پیش از سخنان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور دکتر ظفرقندی، دکتر فاضل، دکتر فرهادی و حجت‌الاسلام دعایی از خانواده شهید دکتر کاظمیان، جانباز حبیب حاج‌میرآقا، آزاده دکتر رضا یوسفیان و ایثارگر زرین‌تاج کیهانی‌دوست از ایثارگران جامعه پزشکی با ارایه لوحی تقدیر شد. 

درشگفتم که تو در بند باشی

Posted: 27 May 2011 02:26 AM PDT

نامه نوری زاد به موسوی
جــرس: محمد نوری زاد، مستند ساز و وبلاگ نویس که اخیرا از زندان آزاد شده، با ارسال و انتشار نامه ای خطاب به میرحسین موسوی، ضمن بر شمردن و یادآوری آنچه وی طی دو سال اخیر مدام بر زبان آورده و نسبت به آن هشدار داده بود، خطاب به این راهبر جنبش سبز که در صدمین روز حصر خانگی به سر می برد، خاطرنشان می کند "من از این در شگفتم که تو و همسرت در بند باشی و آنانی که شیر نفت بی زبان ملت ما را به جیب مبارکشان متصل کرده اند و قربته الی الله مشغول بالا کشیدن سرمایه های بی بازگشت این مردم اند، آزادانه برسر مسندهای این کشور حسرت زده جولان بدهند و در خلوت خود به ریش ما بخندند. عجبا که ما تو را به جرم های احمقانه ای متهم کردیم و در دادگاههای تشکیل نشده محکومت کردیم و به اجرای حکم خود فرموده خودمان نیز اقدام کردیم ."


در این نامه که در سایت رسمی نوری زاد منتشر شده، وی خطاب به میرحسین موسوی، ضمن بیان این نکته که "زمان با شتاب، به نفع تو و سلامت تو و سلامت راه تو سپری می شود و تو قطعا سرفراز فردایی هستی که جهان هستی، برای تو تدارک دیده است"، از رهبر جمهوری اسلامی خواستار آزادی فوری وی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد شد.


متن کامل این نامه به شرح زیر است:


سید سلام ،
چه خوب که می شود بدون هیچ دخل و تصرف در اوزان آسمانی آدمیان ، تو را با همین مختصر خطاب کرد :

” سید ، سلام” !
به ما بگو حال و احوال هم بندی ات چگونه است ؟ امید که به همین زودی ، بند از دست و پای تو و هم بندی ات بگسلد ، وما شما را مثل سابق ، در کنار مردم دربندخود ببینیم. و باز به امید روزی که بند از دست و پای مردم ما نیز بگسلد، و راه برای رشد مردمی که سالها از رشد ، باز داشته شده اند ، هموار گردد.
تو، سید عزیز، باید، آری باید، طعم بند را می چشیدی. و با رگ و پی ات ، با درد و داغ مردم دربند، می آمیختی .
از این پس ، هم تو ، و هم همسرت ، هرکجا اگر سخن از آزادی بگویید، و یا هرکجا از حقوق فردی و جمعی مردم سخن به میان آورید ، حتما به سمت و سویی اشاره می کنید که همانجا کانون آسیب ها و کاستی های مکرر ماست . جایی که مردم ما ، دراین سالهای پس از انقلاب ، مرتب بدان انگشت می نهاده اند و برآن تاکید می ورزیده اند و نگاه ما و شما و جهانیان را بدان سو می خوانده اند و ما و شما ، درک درستی از آن نداشته ایم . و یا بنا به مصالحی که تمامی نداشت ، از تماشای فاجعه ها رو می گردانیده ایم .

تو اما ، سیدعزیز، مگر چه می گفتی و یا چه می خواستی که از چهار اطراف ، برتو و براطرافیان تو سنگ باریدند ؟ وحضور تو را درکانون قدرت برنتافتند؟


تو می گفتی:
با رمالی و کف بینی و هاله ی نور و اوهامی چون مدیریت برجهان نمی شود کشور را اداره کرد. روزی که در “بند دو الف ” زندان اوین ، سرکرده ی رمالان دولت را به بند مجاور من منتقل کردند، من از غربت سیادت تو به گریه افتادم . تو ، افق هایی را نشان ما می دادی که از چشم ما پنهان بود .


تو می گفتی :
یک بار و برای همیشه باید از رویه ی جاری و متداول پرونده سازی ، و ورود به حوزه های خصوصی مردم دست شست . من خود شخصا در زندان اوین ، دریافتم که خندیدن به حریم خصوصی مردم ، و ورود هماره و بی دلیل و غیرقانونی به این حریم ، زنگ تفریحی است که جماعتی از ما بدان معتاد شده ایم و در آن هوا حتی تنفس می کنیم .


تو می گفتی :
دست دزدان را باید از کیسه ی مردم بیرون کشید .


تو می گفتی :
نمی شود دست یک دزد بی نشان را به ساطور قانون سپرد و دست دزدان صاحب نامی چون رییس جمهور و معاون اول او را واگشود. درزندان بودم که نامه ی آقای توکلی به رییس قوه ی قضاییه مبنی بر دزدی های کلان معاون اول رییس جمهور را دریکی از روزنامه های رسمی کشور خواندم . مگر خود من چیزی غیر از این به رییس قوه ی قضاییه نوشته بودم که من اکنون در زندان باشم و آقای توکلی درمجلس؟ این دوگانه نگری به قانون درامتداد همان یک بام و دوهوایی است که خود ما ردش را در آژانس انرژی هسته ای نشان مردم دنیا می دهیم و ناله سرمی دهیم . که : ای مردم جهان ، می بینید آمریکای جهانخوار به انرژی هسته ای ما و انرژی هسته ای اسراییل چگونه با دو رویکرد مغایر می نگرد ؟


تو می گفتی :
ورود سپاهیان ونظامیان ، طبق قانون به عرصه های سیاسی و اقتصادی ممنوع است . درست همان عرصه ای که امروزه در تعلق محوری دوستان ما بوده و هست . عقل جمعی ، درست تشخیص می داده است که اسلحه بدستان اگر به هر عرصه ای ورود کنند ، بدیهی ست که دیگران از آن عرصه ها گریز خواهند کرد . که در این ورود مسلحانه و گریز هراس ناکانه ، نه سلامتی برای رفتار سیاسی ما باقی خواهد ماند و نه سلامتی در حوزه های اقتصادی ، و نه هیچ سلامتی در هیچ حوزه ای . در دوسال گذشته ، درست پیش چشم مردمان دنیا ، همین خود ما نشان همه دادیم که چگونه می شود پوست از تن قانون درید و همان پوست دریده شده را برتن هر کودن دلخواه کرد .


تو می گفتی :
وقتی با اشاره به تاریخ ، و حکومت امام علی ، رقیبان خود را بی هیچ تخفیفی در صف خوارج نهروان جا می دهیم و با همین تطبیق هردمبیل، دنیا را برسر رقیب خود آوار می کنیم ، ابتدا باید علی بودن خود را ثابت کنیم . وگرنه هرکسی می تواند بدین ریسمان آویخته از تاریخ دست ببرد و با اشاره به خوارج نهروان ، سرضرب ، جایگاه علی را برای خود بلوکه کند .


تو می گفتی :
همه در برابر قانون یکسان اند . و روی کلمه ی “همه” ، تاکید می کردی . که یعنی بدون استثنا ! ویعنی : قانون ، به رهبر و رییس جمهور و همه ی رییس ها از یک طرف ، ویک روستایی از طرف دیگر ، به یک چشم می نگرد . درست همان نگرش امام علی . و درست همان نگرشی که در قانون اساسی ما هست و ما از اساس بیرونش کشیده ایم و به قهقرایی دور و نا پیدا پرتابش کرده ایم تا کسی سراغش را نگیرد . ما با غرور بر منبرها از امام علی و آن یهودی گمشده در تاریخ یاد می کنیم که به قاضی القضات خود امام علی مراجعه می کنند و امام علی – شکست خورده – از آن محکمه خارج می شود . و در این زمان ، آنچنان هیبتی از عدالت افراخته ایم که : حتی تجسم طرح شکایت یک روستایی بی نشان و آسیب دیده ، از رهبرمان یا از رییس جمهور، یا از هر رییس صاحب نام ، خنده دار یا : کفرآمیز تلقی می شود .


تو می گفتی :
باید غبار غلیظ نشسته بر چهره ی قانون را زدود و قانون را از زیر پای مجریان قانون بدر کشید و سرجای بایسته اش نشاند .


تو می گفتی :
چهره ی مخوفی که ما و بزرگان و حکومتیان از دین پرداخته ایم ، هیچ ربطی به ذات دین ندارد . که دین ، هرچه دارد ، جز زیبایی نیست و زشتی های نشسته به چهره ی آن ، فضولاتی است که خود ما به آن افزوده ایم .


تو می گفتی :
درپیشگاه قانون ، اقلیت سنی و مسیحی و زردشتی و یهودی و حتی کافران کمونیست، همان حقوقی را دارند که اکثریت شیعه . این وعده ها را ما ، در روزهای آغازین این نظام ، به مردم خود دادیم و رای آری آنان را ربودیم و بلافاصله بعد از کسب رای ، بنای ناسازگاری با مردم خود را پی نهادیم.


تو می گفتی :
باید به روی ایرانیان آواره و قهر کرده و عبوس و عصبانی آغوش گشود و نازشان را کشید و بخاطر سالها بد اخلاقی ، از آنان دلجویی کرد و به میهن بازشان آورد . تو می گفتی : نخبگان فراوانی که به هر دلیل به ما پشت کرده اند و راهی هر کجا غیر از وطن خود شده اند ، حراج ظالمانه ی استعداد ها و سرمایه های این سرزمین بحران زده اند .


تو می گفتی :
ادبیات هتاکانه و بی شرمانه و وقیحانه و دهشتناک رسانه های ملی و حکومتی را باید روفت ، و به جای آن : ادب انسانی را برکشید .


تو می گفتی :
اگر ریسمان دزدانی چون معاون اول رییس جمهور را بگیریم و بکشیم، بزرگان و صاحب منصبانی به صحنه آورده می شوند که هم اکنون برمسندهای بظاهر زوال ناپذیر خویش آرمیده اند و سردر اموال مردم فرو برده اند . و می گفتی : به محض افشای دزدی های آنان ، بزرگان مخفی شده ، مفتضحانه از اریکه های دروغین شان به زیر می غلتند.


تو می گفتی :
عنوان و درشتی عنوان آدمها، نباید برای آنان مصونیت ایجاد کند . و می گفتی : آدمها هرچه از پله های یک مسندبالاتر می روند ، پاسخگویی و شفافیت عملکردشان باید بیشتر باشد .


خلاصه سید عزیز،
تو ازهمین ها می گفتی که طرف مقابل ، تو را برنتافت . چرا که طرف مقابل ، اتفاقا بنا برهمین ویژه خواری ها و ویژه سالاری ها داشته و دارد .از همان ابتدا هم معلوم بود که مواضع مته گون تو، و حضور نامحرم تو در خلوت غارتگری آنان، تحمل شدنی نیست.


تو می گفتی :
اگر یک شهروند بی نشان ، تقاضای حسابرسی از خلوتگاه مالی شهرداری و ادارات و وزارتخانه ها و ریاست جمهوری و آستان قدس رضوی و بنیاد مستضعفان را داشت ، نباید آن شهروند بی نشان را ، و زن و بچه و خویشاوندان او را ” پودر” کرد.


تو می گفتی :
طبق آیه های قرآن ، کشتن یک نفر بی گناه ، بمثابه کشتن همه ی مردم روی زمین است . و می گفتی : ما با قتلهای زنجیره ای ، و قتلهای بی سرو صدای دیگر، هزاران بار ، بشریت را به اسم اسلام ازپا درآورده ایم . و می گفتی : یک چنین خوی و خصلتی اگر از هر کشور و تمدنی برآید ، از ما که به شوق شهد دین خدا کام گشوده ایم ، پذیرفتنی که نیست، بخشودنی نیز نیست .


سید عزیز ، می گفتی : ما با قتلهای زنجیره ای ، و قتلهای بی سرو صدای دیگر، هزاران بار ، بشریت را به اسم اسلام ازپا درآورده ایم . و می گفتی : یک چنین خوی و خصلتی اگر از هر کشور و تمدنی برآید ، از ما که به شوق شهد دین خدا کام گشوده ایم ، پذیرفتنی که نیست، بخشودنی نیز نیست .


سیدعزیز ، گذران شب ها و روزهای حصاری را که در آن گرفتاری شماره کن و انگشت بر روزی بگذار که سرفراز ، از میان بندهای گسسته ، پای بیرون می گذاری .


سنگینی دیو سیرتی رسانه های وقیح حکومتی را برشانه های خودشان وابگذار، که آنان در ابراز فهمی که لابد از دین خدا برداشته اند ، عکس سربرهنه ی همسر تو را برصفحه ی اصلی پرده ی نقالی خود گذاردند . ما اما ، از آبشار آسمان فهم، آموخته ایم که سربرهنگی را بر: برهنگی فهم ، و بر: بی فهمی و جهلی که چهره ی کریه خود را بزک کرده ، شرف و برتری بدهیم . ما ، با خزیدن به سایه ی سلامت و درستی ایمان همسرتو ، خود را در پناه پاکی ها و شایستگی ها می بینیم . درست همان سلامتی که بسیاری از مدعیان امروزین دین از او بی نصیب و بی بهره اند .


سید عزیز،
زمان ، مرگ پدر شریف تو را به تعویق انداخت . او می توانست سه سال پیش از دنیا برود . او زنده ماند تا تو را درحصار کسانی ببیند که خود ، آنان را درسالهای تلخ و تاریک پهلوی پناه داده بود .


سرت سلامت سید،
به خودت ، به همسرت، و به مردمی که چشم به راه تو اند ، نیک بنگر! جماعتی ، به زعم خود، آبروی تو را زیر پا نهادند و برآن پای کوفتند. آنان ، نابینا تر از آنند که برکشیده شدن تو را و آبروی تو را ببینند و باور کنند .


سید عزیز،
چشم به راه توایم . همپای روزگار. که او نیز با بازی های پنهان و آشکارخود ، چشم به راه توست.
تا ده سال دیگر ، بیست سال دیگر ، بسیاری از کسانی که با فهم تو گلاویز شدند ، همچون خود تو به دیار باقی خواهند شتافت . و دنیارا ، با همه ی اطوارش ، برای آیندگان باقی خواهند گذارد . آیندگانی که بنا ندارند سربه انبان فریب فرو برند و از آن سیر بخورند . آیندگانی که برباورهای درست خانه خواهند ساخت. و بسیاری از فضولات فکری و اعتقادی امروز ما را دور خواهند ریخت . و به ناب فهم و عقل و عشق ، دست خواهند برد .


بدا به حال من ، که از همین امروز، در رکاب فهم و عقل و عشق نباشم.
من، همینجا، از موضع یک کوچک تر ناپیدا ، از رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران، تقاضا می کنم به یمن خاطره های خوب و صادقانه ای که از تو و پدرشریف تو دارند ، تو را ، همسرت را ، و جناب کروبی را ، از حصار بدرآورند.


فرمان آزادی شما توسط ایشان ، قطعا برمقبولیت ایشان خواهد افزود و فضا را برای گشایش هرچه بیشتر خواهد گشود. ما با هر تعدادی که داریم ، سیزده ملیون ، کمتر یا بیشتر ، مصرانه این تقاضا را به آستان رهبرمان تقدیم می داریم و ابراز بزرگواری ایشان را انتظار داریم . چرا که اصرار برتداوم حبس و حصار شمایان ، هرگز به نفع نظامی که ضرورت بقایش را شعار می دهیم نیست . انتظار ما از رهبر عزیزمان مدیریت بر بحرانی است که چون سیل به سمت ما هجوم می آورد . بحرانی که اگر صبوری اش سرآید ، نه اسلحه خواهد شناخت و نه چیزی به اسم اسلام . و قطعا همه ی ما را خواهد روفت و به دره ای بی انتها در خواهد انداخت . بحرانی که زنگ هشدارش در کشورهای منطقه به صدا در آمده است و ما متعمدانه اما نابخردانه ، با رویگردانی از عبرت پذیری ، خود را از مسیر آن بدر می بریم .


سید عزیز ،
پنجشنبه ی هفته ی گذشته ، با هزار مکافات ، و البته با همراهی و همکاری و تصویربرداری لحظه به لحظه ی حراست بیمارستان مدرس ، به دیدن مردی رفتم که سالها ، در آن رژیم و در این رژیم ، زندانی بوده است . مردی که اکنون ، نفس های پایانی عمر پرفراز وفرود خود را فرو می برد و برمی آورد .


مردی که غریبانه ، چشم بردنیای پرفریب، و فریب کاری امثال من، بسته است تا همان چشم را چند روز دیگر ، به محشری از آسمان خدا بگشاید. عزت الله سحابی ، اکنون، با نفس های پایانی عمرخود، میزان فهم ما را ، میزان شعور ما را، ومیزان درستی دین و انسانیت و آزادگی ما را به احتجاج آورده است .


این روزها ، چه خوب که اخبار بیماری و درگذشت یک فوتبالیست در رسانه های ما تاب خورده و همه حساسیت ها و حیثیت رسانه ای و مملکتی ما را متاثرساخته است و چه بد ، که عزت الله سحابی ، بی سرو صدا، رخت از این دنیا بر می بندد، تا دنیا را ، با همه وسعتش ، برای ما باقی گذارد. او اگر بجای سیاست در آن دوران تاریک ، می رفت و به کار دیگری روی می برد ، با استعدادی که داشت ، امروز رسانه ها ، اخبار ضربان قلب ثانیه به ثانیه او را رصد می کردند . ما اما با اطلاق جاسوسی و وطن فروشی ، او را و دیگرانی چون او را فرو کوفتیم تا خود بر فراز آییم . بر بالین او ، به چهره ی رنجور و فرسوده و بیمار و چشمان بی فروغ او که نگریستم، این چند جمله را از او دریافتم :
ای همه ی دنیا خواهان،
دنیا به کامتان!
من راه خویش برگزیده ام ،
و در کشاکش این راه،
بندها را ،
با مرگ خود، بریده و رفتم .
دنیا برای شما.
سیراز آن بخورید.
سخت که سیر شدید،
حالا کمی بیاندیشید.
کار سختی ست ، نه؟
به این بیاندیشید که :
مرگ شما نیز در راه است .


سید عزیز ،
زمان با شتاب ، به نفع تو و سلامت تو و سلامت راه تو سپری می شود . تو قطعا ، سرفراز فردایی هستی که : جهان هستی ، برای تو تدارک دیده است . من از این در شگفتم که : تو ، و همسرت ، در بند باشی ، و آنانی که شیر نفت بی زبان ملت ما را به جیب مبارکشان متصل کرده اند و قربته الی الله مشغول بالا کشیدن سرمایه های بی بازگشت این مردم اند ، آزادانه برسر مسندهای این کشور حسرت زده جولان بدهند و در خلوت خود به ریش ما بخندند . عجبا که ما تو را به جرم های احمقانه ای متهم کردیم و در دادگاههای تشکیل نشده محکومت کردیم و به اجرای حکم خود فرموده ی خود مان نیز اقدام کردیم . باورم براین است که سید عزیز ، بسیاری از بزرگان صاحب نام و انقلابی ما و نمایندگان ما و دستگاه قضایی ما ، در نسبت با تو و همسرت و آقایان خاتمی و کروبی و حرکت معترضانه ی مردم ، و خون هایی که به ناحق در این دوسال ریخته شد ، به آنچنان آزمونی از آزمونهای الهی در افتادند که جز روسیاهی برای آنان نمانده است . در فردایی که همین نزدیکی هاست ، ما و تاریخ و جهانیان ، تماشاگر این روسیاهی دسته جمعی خواهیم بود . و البته تماشاگر رو سپیدی شمایان . صبور باش دوست ما . صبور .


من از این در شگفتم که : تو ، و همسرت ، در بند باشی ، و آنانی که شیر نفت بی زبان ملت ما را به جیب مبارکشان متصل کرده اند و قربته الی الله مشغول بالا کشیدن سرمایه های بی بازگشت این مردم اند ، آزادانه برسر مسندهای این کشور حسرت زده جولان بدهند و در خلوت خود به ریش ما بخندند . عجبا که ما تو را به جرم های احمقانه ای متهم کردیم و در دادگاههای تشکیل نشده محکومت کردیم و به اجرای حکم خود فرموده ی خود مان نیز اقدام کردیم .

سید ، سرت سلامت و آسیب از تو دور . ما و همه ی مردم ، چشم به بیت رهبرمان می دوزیم تا به یک اشاره ی حضرت ایشان ، راه آزادی بر شمایان گشوده شود . گرچه چشم ما ، پیشتر به آسمان خداوند است . تا مگر ما را از بارش برکاتش متنعم سازد . که سرزمین فلک زده ی ما ، امروز، بیش از هر زمان دیگر، به این برکات محتاج است . آیا رهبر گرامی ما صدای ما را می شنوند؟ این ما ییم و فریاد تقاضامندی ما . ما مگر چند نفریم ؟ حداقل سیزده ملیون نفر. و جمعیتی به کثرت تاریخ . و آرزوهایی که برای برآورده شدن پای می کوبند . آیا ما همین امروزها خبر خوبی از بیت ایشان خواهیم شنید؟


 

روحیه عالی نسرین ستوده هنگام ملاقات با فرزندانش

Posted: 27 May 2011 02:03 AM PDT

جــرس: در پی دیدار هفته اخیر تعدادی از زندانیان سیاسی زن که به مناسبت «روز مادر در ایران» انجام شد، رضا خندان، همسر نسرین ستوده، از قول همسرش از برگزاری کلاس‌های تخصصی و تدریس "حقوق شهروندی" توسط وی به زندانیان خبر داده است.

همزمان منابع حقوق بشری خاطرنشان کرده اند "ستوده با وجود تحمل مدتها اعتصاب غذا و فشارهای داخل زندان و علیرغم اینكه بلحاظ جسمانی ضعیف شده و به شدت وزن كم كرده بود، اما همانند همیشه چابك و بردبار و از روحیه سرشار و عالی برخوردار بوده و در نهایت اشتیاق با خانواده و فرزندانش دیدار داشته است."


روز سه‌شنبه سوم خرداد به مناسبت روز مادر در ایران به ۱۲ زندانی سیاسی زن اجازه داده شد تا با خانواده‌هایشان ملاقات حضوری داشته باشند. نسرین ستوده، بهاره هدایت و مهدیه گلرو از جمله این زندانیان بودند.

به گزارش خبرگزاری آلمان، رضا خندان همسر نسرین ستوده درباره این دیدار گفته است: "۹ ماه بود که نتوانسته بودم جز در برخی جلسات دادگاه و به طور اتفاقی نسرین را حضورا ملاقات کنم. بالاخره بعد از ۹ ماه توانستم او را از نزدیک ببینم. در حال حاضر ۳۲ زندانی سیاسی و عقیدتی زن در سالنی ۴۰ تا ۵۰ متری در بند قرنطینه اوین نگهداری می‌شوند. رضا خندان به نقل از نسرین ستوده می‌گوید، پس از انتقال هشت زندانی سیاسی از قرچک ورامین به این بند، فضا بسیار تنگ‌تر شده به طوری که برخی از زندانیان "کف خواب" هستند یعنی مجبورند روی زمین بخوابند.

به نقل از وی، نسرین ستوده همچنین از برگزاری کلاس‌های تخصصی برای دیگر زندانیان گفته و خاطرنشان می کند "خانمها به تناسب تخصصی که در رشته‌های مختلف دارند به عنوان استاد در رشته خودشان تدریس می‌کنند و نسرین در زمینه حقوق شهروندی کلاس‌ها‌یی را برای سایر زندانیان برگزار می‌کند که می‌گفت با استقبال خوبی مواجه شده است."


همزمان کانون «حمایت ازخانواده جان باختگان و بازداشتی ها» نیز گزارش داده است "طی ملاقات نیم ساعته فوق الذکر، فرزندان خانم ستوده بی تابی زیادی داشتند و ایشان نیز بایستی در نهایت دقت با فرزندان خود تنظیم میكرد، نیما پسر خردسال خانم ستوده با احتیاط كامل به مادرش نزدیك شد و گویا خوب به یادداشت و فهمیده بود كه نزدیكی اش به مادر زندانی، بی قید و شرط و بی نهایت نیست و محتاطانه این كار را كرد و حس می كرد كه می بایستی بعد از دقایقی مجددا از مادرش جدا شود.
خانم ستوده طی این مدت بر اثر فشارهای داخل زندان و اعتراضاتش نسبت به اعمال غیر قانونی مأموران در داخل زندان به مدت پنج دوره دست به اعتصاب غذا زده بود كه دو نوبت آن، اعتصاب خشك بوده است. علیرغم اینكه وی بلحاظ جسمانی ضعیف شده و به شدت وزن كم كرده بود، اما همانند همیشه چابك و بردبار و ازروحیه سرشار و عالی برخوردار بوده و در نهایت اشتیاق با خانواده و فرزندانش دیدار داشته است. نسرین ستوده این وكیل انساندوست و مردمی كه وكالت تعداد زیادی از زنان و كودكان را بعهده داشت، در نهایت دقت و ریزبینی و حساسیت با دو فرزندش طی این نیم ساعت، ملاقات نمود كه هیچكدام از آنان در دنیای خود احساس كمبود ننمایند. وی هم اكنون در بند زندانیان سیاسی زن در اوین معروف به بند متادن محبوس می باشد."

 

 

انتقال مصطفی تاج زاده  به بیمارستان

Posted: 27 May 2011 02:03 AM PDT

جــرس: پس از پی گیری های مکرر خانواده سید مصطفی تاجزاده، ماموران زندان اوین او را روز دوشنبه برای انجام مراحل «ام ار آی» و «سی تی اسکن» در ناحیه گردن که با وجود توصیه پزشکان تا بحال با آن موافقت نشده بود، به بیمارستان انتقال دادند.


به گزارش تحول سبز، در بخش رادیولوژی بیمارستان نیز، پس از معاینه پزشک متخصص مغز و اعصاب اقدام به انجام ام آر آی و سی تی اسکن شد که تشخیص پزشک، مبنی بر آرتروز شدید بود که بر روی نخاع فشار وارد می آورد.


دستورات پزشک مبنی بر استفاده شبانه روزی از گردن بند طبی، استفاده از تشک و بالش طبی، رفتن به استخر و استفاده کافی از نور آفتاب و نیز انجام حداقل ده جلسه فیزیو تراپی نشانگر آن است که تاجزاده باید بتواند از مرخصی برای معالجات خود استفاده کند که در این زمینه هنوز اقدامی نشده است.


همچنین تاجزاده به محض ورود به بیمارستان از دندان درد شدید که مدتی‌ است او را آزار می دهد هم شکایت داشت که چون بخش دندان پزشکی در بیمارستان نبود، ماموران به دلیل نداشتن حکم قضایی حاضر به بردن او به دندان پزشکی نشدند.


لازم به ذکر است این خروج از زندان و انتقال به بیمارستان و استفاده از امکانات پزشکی، با تلاش و هماهنگی خانواده و همچنین هزینه شخصی خود وی صورت گرفته و برای تحقق این امر نیز ماه ها پی گیری انجام شد.


بر اساس گزارش مذکور، خانواده تاجزاده به نیت سلامت وی و دیگر زندانیان سیاسی، قصد برگزاری مراسم ختم قرآن و دعا در روز ولادت دختر پیامبر در منزل پسرعموی شهید مصطفی را داشتند، که متاسفانه با ایجاد مزاحمت از سوی ماموران امنیتی مواجه شد و ماموران که در ابتدا مانع حضور تعدادی از میهمانان از اقوام و بستگان و آشنایان در منزل آن شهید شده و مهمانان را بازگردانده بودند، ساعاتی بعد با هماهنگی های به عمل آمده با نهادهای دیگر امنیتی اعلام کردند که مشکلی برای برگزاری نیست و این مراسم معنوی در نهایت با در آرامش کامل برگزار شد.


حضور نیروهای امنیتی و انتظامی در مقابل منزل شهید و تمام منطقه حاشیه ای آن موجب بهت و حیرت همسایگان، کسبه و عابران شده بود. این در حالی‌ بود که در تمام این مدت یکی‌ از مأمورین مشغول فیلم برداری از چهره شرکت کنندگان در مراسم بود.
 

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages