آخرین اخبار سایت کلمه

53 views
Skip to first unread message

سایت خبری تحلیلی کلمه

unread,
Nov 4, 2011, 2:24:16 AM11/4/11
to polic...@gmail.com

آخرین اخبار سایت کلمه

Link to سایت خبری تحلیلی کلمه

تفرعن، نفاق و نارکارآمدی کشور را دچار بحران خطرناکی کرده است

Posted: 03 Nov 2011 09:16 AM PDT

دکتر اردشیر امیر ارجمند، حقوق دان و استاد دانشگاه، در یادداشتی با یادآوری هشدارهای میرحسین موسوی درباره تلاش اقتدارگرایان برای تحمیل سبک جدیدی از زندگی سیاسی به تشریح ویژگی های این سبک زندگی تحمیلی  که مشخص تر از قبل نمود پیدا کرده است پرداخت.

مشاور ارشد میرحسین موسوی با تشریح جامعه ای بسته که عالی ترین مقامات رسمی آن از مردم و تجلی رای و اراده آنان وحشت دارند و دیکتاتوری ویرانگری را تحت عنوان دین به مردم تحمیل می کنند، آورده است: [در چنین جامعه ای] شرط لازم احراز مقامات کلیدی، افراط در چاپلوسی و سبقت در اثبات مراتب عبودیت می گردد. مقامات رسمی کشور عملا مروج فرهنگ نفاق و دروغ و دزدی و فساد مقامات عالی در جامعه می شوند. مخالفان نجیب و البته شجاع خویش را در شوهای تلویزیونی و رسانه ای به انواع اتهامات ناصواب که هرگز دلیلی برای آن عرضه نمی کنند متهم می کنند ولی شفاف سازی دزدی چند هزار میلیاردی یاوران خود را مخالف مصالح نظام می دانند.

متن کامل یادداشت سخنگوی شورای راه سبز امید که در اختیار کلمه قرار گرفته  به شرح زیر است:

مهندس میرحسین موسوی دو سال پیش هشدار دارد که مسئله فقط تحمیل یک دولت غیر منتخب به مردم نیست بلکه گروهی می خواهند سبک جدیدی از زندگی سیاسی را به مردم تحمیل کنند. امروز ویژگی های این سبک زندگی تحمیلی مشخص تر شده است. جامعه ای بسته که عالی ترین مقامات رسمی آن از مردم و تجلی رای و اراده آنان وحشت دارند و دیکتاتوری ویرانگری را تحت عنوان دین به مردم تحمیل می کنند؛ در حالی یکسره دم از عدالت و دیانت می زنند، حکومت خود را بر تبعیض و ظلم آشکار استوار می‌کنند و دیانت را بازیچه حرص و طمع خویش می سازند. از قانون فقط در سرکوب ظالمانه، تضییع حقوق مردم، زندان، اعدام و سانسور کردن صحبت می شود. به مانند فراعنه و همه حکومت های شخصی نیات و فرمان خود را عین قانون می دانند که همه باید تابع و خاضع آن باشند؛ و نوکرانی که غاصبانه ردای نمایندگی مردم بر تن کرده اند منتظر ابلاغ آن می مانند از ترس اینکه مبدا مصوباتشان با منویات عالی کاملا هماهنگ نباشد. با وجود این همه اصرار عملی بر استقرار نظام تجمیع قوا، ابا ندارند و در کلام و البته فقط در کلام از تفکیک قوا صحبت می کنند. شرط لازم احراز مقامات کلیدی افراط در چاپلوسی و سبقت در اثبات مراتب عبودیت می گردد. مقامات رسمی کشور عملا مروج فرهنگ نفاق و دروغ و دزدی و فساد مقامات عالی در جامعه می شوند. تصویر خشن و ناکارامد از دین رحمانی و عدالت پرور اسلام عرضه می کنند و مخالفان نجیب و البته شجاع خویش را در شوهای تلویزیونی و رسانه ای به انواع اتهامات ناصواب که هرگز دلیلی برای آن عرضه نمی کنند متهم می کنند ولی شفاف سازی دزدی چند هزار میلیاردی یاوران خود را مخالف مصالح نظام می دانند. صم بکم عمی فهم لا یرجعون.

قانون اساسی ما قطعا داری اشکالات مهمی است هم در حوزه توزیع متوازن قدرت، هم در برقراری رابطه نظامند و شفاف بین نهادها، هم در عرصه استقلال و بی طرفی نهادهای حل اختلاف و به‌ویژه در تضمین حقوق بنیادین شهروندان. به نظر من این مسئله ای نیست که از دید افراد هوشمندی مانند آقای موسوی و آقای کروبی و دیگرانی که در عرصه سیاسی کشور و بویژه در دهه اول انقلاب مسوولیت داشته اند نادیده مانده باشد و یا آنهایی که با مطالعات حقوقی آشنا هستند آن را ندانند. اگر از جانب رهبران جنبش بر اجرای قانون اساسی بویژه اصول مربوط به حقوق مردم تاکید می شد ناشی از این نگرانی بود که حاکمان در عمل قانون اساسی جدیدی را بنویسند و هنگامی که کلیه مجاری قدرت را در انحصار خود قرار دهند مبادرت به اصلاح قانون اساسی با هدف حذف تتمه اصول و نهادهای دموکراتیک آن کنند و به نظام کودتا و دیکتاتوری صورت قانونی بدهند. این در واقع اخرین بخش از طرح بزرگ توطئه آمیزی است که با رد صلاحیت غیر قانونی در انتخابات مجلس ششم عریان تر شد و با تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دنبال شد. طرح نظارت بر نمایندگان مجلس هم، که شمشیر عزل را بر سر آنها افراشته نگه می دارد و مجلس را به نهادی کاملا فرمایشی تبدیل می‌کند، بخشی از این طرح بزرگ است. هدف این نقشه ایجاد نظامی مثل عراق زمان صدام یا سوریه کنونی در ایران است. اقتدارگرایان با قانون، محدویت قدرت، حق حاکمیت مردم و پاسخ گویی به ملت سر سازگاری ندارند. با مشاهده وقایع دو سال اخیر به یقین می رسیم که قرار است گام آخر در تبدیل نظامی که به دنبال مردم سالاری دینی بود به نظامی که رای مردم در آن یا نباشد یا زینتی باشد و قدرت نامحدود و غیر پاسخگوی یک فرد بتواند در آن حرف اخر را بزند برداشته شود. آقایان آشکارا منافقانه و ریاکارانه رفتار می کنند و آدرس غلط می دهند. فرافکنی می کنند و مسئولیتهای خود در فجایع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به گردن سیستم می اندازند همان سیستمی که تا دیروز هر انتقاد کوچک از آن کفر تلقی می شود و منتقد ضد انقلاب محسوب می شد. اما واقعیت آن است که آقایان متفرعنانه رفتار کردند، خود را عقل کل دانستند و نصیحت هیچ کس را قبول نکردند و حالا در بن بست قرار گرفته اند. در واقع آنان نمی خواهند کسی مشروعیت مردمی مستقل داشته باشد. به مردمی که آگاه شده اند اعتماد ندارند از آنها می ترسند و  انتخابات ریاست جمهوری را برای خود چالش جدی تلقی می کنند.

ارزیابی آنها درباره تحولات جاری و بقا و پایداری جنبش سبز این است که حتی با پادگانی کردن کشور و سپردن دوباره انتخابات به نیروهای امنیتی و اطلاعاتی نیز دیگر نمی توانند به هدف برسند. باید پرسید آیا مشکل کنونی حکمرانی در کشور مشکل نظام ریاستی یا پارلمانی است؟ قوه مقننه یک رکنی یا دو رکنی است؟ آیا هدف شما محدود کردن بیشتر قدرت و آزادی بیشتر برای مردم و مشارکت فعال و موثر آنها در تعیین سرنوشت خویش است و حالا می خواهید ببینید کدام سیستم بهتر جواب می دهد!؟ آیا قانون گریزی و عدم پاسخگویی رئیس دولت نامشروع کنونی بخاطر ضعف سیستم ریاستی و انتخاب رییس جمهور با رای مستقیم مردم بوده است؟ باید از آنان پرسید، خودتان دستور تقلب در انتخابات را صادر کرده اید و  حالا مدعی شده اید؟ آیا این اختیار را قانون اساسی به شما داده است یا این هم مثل خیلی چیزهای دیگر از مصادیق اختیارات ویژه و استثنایی است؟ کسی که اساس قدرتش غیر قانونی و بر اساس تقلب است آیا الزامی دارد قانون را رعایت کند؟ آیا مجلس با همین قانون اساسی صلاحیت استیضاح رییس جمهور متخلف را ندارد؟ آیا اصلا مجلسی که اکثریت آن برای خود شانیت نمایندگی واقعی قائل نیست، مستقل نیست میتواند بر صاحبان واقعی قدرت نظارت کند؟ چه رییس جمهور باشد چه نخست وزیر باشد چه سیستم ریاستی باشد چه پارلمانی چه پادشاهی؟ آیا قانون اساسی به شما حکم کرده است تا قوه قضاییه را اسیر نیروهای اطلاعاتی و امنیتی کنید؟ آیا قانون اساسی به شما اجازه استقرار عملی دولت اضطراری مستمر را داده است؟

همانطور که در ویرایش دوم منشور سبز آمده است: “قوانین کشوری و از جمله قانون اساسی، متونی همیشگی و تغییرناپذیر نیستند. هر ملتی این حق را دارد که با بازخوانی تجربه خود و تصحیح سیر حرکت خویش، به اصلاح قوانین جاری اقدام کند. اما باید توجه داشت که تنها تغییر و اصلاحی در قانون اساسی واقعی و مورد پذیرش است که در فضایی امن و آزاد و در فرایند مذاکره و گفتگوی اجتماعی و با مشارکت همة اقشار و گروه های اجتماعی و با پرهیز از تصلب و انحصارگرایی و زورگویی صورت پذیرد.” اصلاح قانون اساسی امری طبیعی و بلکه در طول زمان ضروری است. اما همانگونه که رهبران جنبش سبز تاکید کرده اند این اصلاح باید حاصل یک گفتگوی ملی فراگیر با مشارکت همه دیدگاه ها و اقشار، حقوقدانان و کارشناسان مستقل، احزاب، مطوعات ازاد و حضور رهبران سیاسی مردم در محیطی امن و آزاد صورت گیرد.

آیا چنین شرایطی فراهم است؟ مگر اصلاح قانون اساسی نباید به رفراندم و رای مردم گذاشته شود؟ این چه جور اصلاح قانون اساسی است که باید در شرایطی صورت گیرد که کشور در شرایط امنیتی کامل است، فعالین سیاسی در زندان هستند، احزاب بسته شده اند، مطبوعات تعطیل شده است و کسی جرات مخالفت ندارد مگر به قیمت زندان و شکنجه؟ آیا شرایط انتخابات آزاد فراهم است؟ مطالبه و خواست اولیه مردم تحقق انتخابات آزاد است. با این ترفندها نمی توانید افکار عمومی مردم را از مشکلات اساسی که فساد عمیق در عالی ترین سطوح کشوری، بحران اقتصادی و انتخابات آزاد است منحرف کنید. اگر شرایط لازم برای انتخابات آزاد که با شرایط لازم برای طرح و بحث اصلاح قانون اساسی اشتراک کامل دارد تحقق یابد و همه اقشار و گروهای اجتماعی بدون تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی، بی بصیرت و با بصیرت فرصت اظهار نظر و مشارکت پیدا کنند، شاید آقایان به صورت جدی غافلگیر شوند و مشاهده کنند اولویت اکثریت قاطع نه تبدیل نظام ریاستی به پارلمانی بلکه ملاحظاتی بس بنیادین تر معطوف به تحکیم نهادهای دموکراتیک و تضمین حقوق بنیادین شهروندان است. غیر منتظره نخواهد بود که کف مطالبات بخش مهمی از مردم محدودیت بی چون و چرا و غیر قابل تفسیر قدرت همه نهادها و افراد از جمله رهبر به قانون و اراده مردم، محدویت دوره رهبری، بازنگری در اختیارات شورای نگهبان برای نفی هر گونه نظارت استصوابی، ممنوعیت صریح مداخله سپاه و نیروهای شبه نظامی در امور سیاسی و اقتصادی، تضمین بیطرفی صدا وسیما و خروج ان از انحصار دولت، تضمین استقلال نمایندگان مجلس و قضات، رفع تبیض از زنان و تضمین حقوق قانونی اقوام و اقلیتها و غیره باشد. بهتر است آقایان چشم، گوش و ذهن خود را باز کنند. از تفرعن و نفاق دست بردارند. از تجربه امروز دیگران در منطقه درس عبرت بگیرند. فهم کنند که خیلی زود دیر خواهد شد. به آغوش مردم برگردند. به اراده مردم گردن نهند. با برگزاری انتخابات آزاد سالم و منصفانه زمینه اصلاحات اساسی و سازنده در کشور را ایجاد کنند. این تنها راه خروج شرافتمندانه و مطابق با منافع ملی از بحران و حفظ امنیت، منافع ملی، ارزشها و توسعه و ترقی کشور است.

مادر علی اکبر محمدزاده: بر اساس اعتراف گیری از دیگران ۶ سال حکم علیه فرزندم صادر کرده اند

Posted: 03 Nov 2011 07:21 AM PDT

حکم ۶ سال حبس صادر شده برای علی اکبر محمد‌زاده فعال دانشجویی ۲۲ ساله دانشگاه صنعتی شریف به اتهام تجمع و تبانی و تبلیغ علیه نظام به استناد ماد‌ی ۵۱۰ و ۶۰۰ قانون مجازات اسلامی، تایید شد.

مادر علی اکبر محمدزاده در گفتگو با خبرنگار کلمه با تایید این خبر گفت: همه ی شش سالی را که قاضی صادر کرده بود بدون هیچ تغییری تایید کردند .

خانم محمدزاده با بیان اینکه پسرش هنوز از رای دادگاه تجدید نظر اطلاعی ندارد تاکید کرد: اصلا اجازه ندادند که پرونده را بخواند. من نمی دانم چه کرده اند که اینقدر سریع حکم را صادر و تایید کردند.

علی اکبر محمد زاده، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، در روز دوشنبه ٢۶ بهمن ٨٩ به هنگام خروج از درب آزادی دانشگاه صنعتی شریف، توسط ماموران امنیتی تحت تعقیب قرار گرفته و پس از ضرب و شتم در میدان آزادی دستگیر شد.

جلسه دادگاه بدوی این فعال دانشجویی در سوم مرداد در شعبه ١۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار شده بود. بر اساس این گزارش این حکم متشکل از ۵ سال به اتهام تجمع و تبانی و ۱ سال به اتهام تبلیغ علیه نظام بوده است.

مادر این فعال دانشجویی با بیان اینکه در دادگاه رفتار غیر منصفانه و غیر عادلانه داشتند گفت: آدم چه می تواند بگوید. آن از دادگاه بدوی که هر کاری دلشان خواست کردند. در دادگاه تجدید نظر هم امیدوار بودم منصفانه و بدون اعمال نفوذ پرونده را مطالعه کنند.

وی همچنین با تاکید بر اینکه ما مستندات و مدارک زیادی داشتیم پرسید: در کجای دنیا به کسی که علیه خودش هیچ اعتراف دروغی نکرده، تنها با اعتراف گیری از همبندانش ۶ سال حکم صادر میکنند؟ نمی دانم صدایمان را باید به کجا برسانیم.

مادر علی اکبر محمدزاده افزود: پسر ما هیچ جرمی نداشت. خدا شاهد است یک مصداق جرم برای پسر من نداشتند. اگر چیزی وجود داشت دلم نمی سوخت. واقعا ما را از دیروز تا حالا آتش زدند. امیدوار بودیم دادگاه تجدید نظر حداقل رحم و مروت داشته باشد روی این پرونده.

علی اکبر محمد زاده، بدون برخورداری از حق مرخصی از زمان بازداشت، هم اکنون در بند ٣۵٠ زندان اوین می باشد.

چندی پیش هدی محمدزاده، خواهر این دانشجوی بازداشتی در نامه ای درباره ی برادر خود خاطرنشان ساخت «هدف از نوشتن این نامه اعلام و اعتراض به وضعیت برادرم و باقی زندانیان سیاسی است که در وضعیت مشابهی قرار دارند و هیچ راه قانونی ای برای پی گیری وضعیت ایشان وجود ندارد زیرا طبق گفته‌ی بازجویان، آنها حاضر به هم‌کاری نیستند.»

این فعال دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف پنجشنبه، یکم اردیبهشت‌ماه جاری در زندان اوین با خانوده‌ی خود ملاقات کرده و در این ملاقات به خانواده‌ی خود اطلاع داده بود که از ابتدای هفته جاری پس از دو ماه تحمل سلول انفرادی در بند ۲۴۰ به یک سوئیت چهار نفره در بند ۲۰۹ انتقال یافته است.

از سوی دیگر مادر علی اکبر محمد زاده، دانشجوی زندانی، که برای پیگیری وضعیت پسرش در روز تولد وی به دادگاه انقلاب مراجعه کرده بود، برای چند ساعت بازداشت شده بود.

بر اساس گزارشات پیشین دانشجونیوز، جمعی از دوستان علی اکبر محمد زاده که به مناسبت سالروز تولد وی در روز ٢٩ شهریور ماه به منزل ایشان رفته بودند، پس از پیگیری علت نبود پدر و مادر این دانشجوی زندانی در منزل، از بازداشت موقت مادرعلی اکبر محمد زاده در دادگاه انقلاب آگاه می شوند.

مادر علی اکبر محمد زاده که صبح روز تولد پسرش برای پیگیری وضعیت پرونده وی به دادگاه انقلاب مراجعه کرده بود، با برخورد شدید ماموران مواجه و برای چند ساعت بازداشت شده بود.

علی اکبر محمدزاده، دانشجوی نخبه دانشگاه شریف همچنین مهرماه سال جاری به دلیل وخامت وضعیت جسمی اش از زندان اوین به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شده بود و پس از چند روز مداوا از بیمارستان مرخص و دوباره به زندان اوین منتقل شد.

۸۰ درصد از ایرانیان سوء تغذیه دارند

Posted: 03 Nov 2011 06:57 AM PDT

سیدضیاءالدین مظهری اظهار داشت: امنیت غذا برای افراد بسیار ضروری است؛ غذاهای آماده از ارزش غذایی زیادی برخوردار نبوده و مواد اولیه بکار رفته برای تهیه آنها سرشار از افزودنی‌هاست و نیاز بدن افراد را از نظر پروتئین و مواد معدنی برطرف نمی‌کند.

به گزارش فارس، وی ادامه داد: در صورتی که هر گونه عدم تعادل در تغذیه افراد ایجاد شود، به این صورت که افراد مواد غذایی را بیش از حد نیاز استفاده کنند یا کمتر از نیازشان مصرف کنند، سوء تغذیه تلقی می‌شود.

مظهری افزود: سوء‌تغذیه در ایران بسیار گسترده است و ۸۰ درصد از ایرانیان دارای شکم سیر ولی دچار گرسنگی سلولی هستند. گرسنگی سلولی در افراد مرفه جامعه همچنین در افرادی که توان مالی پایینی دارند، وجود دارد؛ سوءتغذیه بسیار خطرناک است و موجب بروز بیماری‌های مزمن می‌شود.

وی در ادامه بیان داشت: فشار خون، نقرس، آرتریت‌ها، چربی خون و بیماری‌های مفصلی از جمله بیماری‌هایی است که سوءتغذیه موجب بروز آنها می‌شود.

این متخصص تغذیه اضافه کرد: افراد باید توجه داشته باشند که در بدن‌شان میلیون‌ها سلول وجود دارد و باید غذایی مصرف کنند که تک‌تک این سلول‌ها نیازشان تأمین شود چرا که کمبود مواد غذایی، تمام ارگان‌های بدن را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

مروری بر بیانیه‌های هجده‌گانه‌ی میرحسین موسوی – باب دوم: استقلال جنبش و تمامیت ارضی و هویت ملی‌ به مثابه یک اصل

Posted: 03 Nov 2011 05:49 AM PDT

کلمه – فرشاد مصطفوی: در نوشتار قبلی‌ به اختصار جنبش سبز تعریف شد و از نقش‌های مختلفی‌ که گروه‌های مختلف برای رهبران آن به‌خصوص میرحسین موسوی قائل می‌شوند نام برده شد. در ادامه اختصاصاً به بررسی جنبش سبزی پرداخته شد که این عزیزان رهبران آن محسوب می‌شوند و سعی‌ شد با بررسی مجموعه بیانیه‌ها و نوشته‌های مکتوبی که مابین کودتای بزرگ حادث شده تا حصری که از طرف حاکمیت تحمیل شد، تعریف مشخصی از مختصات و ویژگی‌‌های این جنبش ارائه شود و به نقشی‌ که مطالبه قانون و اصرار بر قانون اساسی‌ در این نوشته‌ها بازی کرد به عنوان پایه ای‌ترین سنگ بنای آن پرداخته شد. این قسمت با توجه به شرایط روز، به منشأ فکری و خاستگاه فاعلان این جنبش از نظر جغرافیایی پرداخته خواهد شد و رابطه‌اش با باقی‌ کشور‌های تاثیرگذار منطقه و جهان مورد بررسی قرار خواهد گرفت، جنبشی که از روز اول پیدایش همیشه از طرف مخالفان خود مورد اتهام صریح وابستگی به کشور‌های غربی بود و هست.

ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی. تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است…” اینها بخش‌هایی‌ از بیانیه ۱۷ میرحسین موسوی است، بیانیه‌ای که پس از حوادث عاشورا نگاشته شد و به تفصیل به مختصات جنبش و خواست‌های آن پرداخته شد. قسمت‌هایی‌ که به صراحت به بیان تعریفی‌ از جنبش سبز، بررسی سیر تحولی‌ آن و ماهیت ایجاد و بالش آن و رابطه آن با بقیه کشور‌های منطقه پرداخت. تاکید‌هایی‌ که به همین صراحت در باقی‌ بیانیه‌ها و سایر نوشته‌های مکتوب میرحسین انجام شد. ولی‌ چیست لزوم این تاکید و چرا باید چنین صراحتی بکار رود؟

یک بررسی گذرا بر محتوی بیانیه‌های مکتوب میرحسین صریحا نشان می‌دهد که قانون و قانون مداری یک همزاد موکد دیگر نیز دارد: “استقلال” یکی‌ دیگر از سنگ بناهای جنبشی سبزی است که میرحسین سعی‌ کرد در بیانیه‌های مکتوب آن به دقت به آن بپردازد و مفصل بر آن تاکید کند. استقلال به عنوان شعاری محوری برای انقلابی که میرحسین خود را فرزند و ثمره و جنبش سبز را ادامه آن می‌داند، استقلال به عنوان اصلی‌ غیر قابل خدشه برای کشوری که با ناکارائی‌ها و کاهلی‌های یک دولت معیوب و بی‌ اخلاق و از مردم بریده و نا مشروع در خطر از بین رفتن قرار گرفته و در نهایت استقلال برای جنبش سبزی که خود را تنها ثمره و نتیجه خواست مردمی می‌داند که با تاکید بر قدرت خود، حرکت خود را مبرا از هرگونه وابستگی به باقی‌ قدرت‌ها می‌داند.

میرحسین صریح در بیانیه ۱۷ می‌نویسد “بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم … ” و در دفاع از این استقلال در بیانیه یازده از کسانی‌ نام می‌برد که به دروغ جنبش سبز اغتشاشگر و وابسته به بیگانه معرفی‌ می‌کنند، در عین اینکه خود “…عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور؛ تضعیف نظام و منافع بیگانگان است …“. در ادامه همین بیانیه میرحسین می‌نویسد که “دشمن خارجی با همراهی یاران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست که مطالبات این حرکت عظیم خودجوش را به خوارج بیرون از نظام نسبت دهد و حتی الله اکبرهای از دل برآمده شما را چون قرآنهای سر نیزه معرفی کند” در مقابل راه مقابله با آن اینگونه معرفی‌ می‌کند که “بر ماست که با رفتار و گفتار خود این توطئه شوم را خنثی نماییم” و در جای دیگر، در بیانیه نهم با تاکید بر خاستگاه کاملا داخلی‌ داخلی‌ این جنبش هشدار می‌دهد که “ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد“.

از دید میرحسین یکی‌ از نتایج محتوم و ناگزیر استبداد و بریدن از مردم، وابستگی است. اینکه دولتی و حکومتی بر سرِ کار باشد که محل مشروعیت خود را مردم نداند ناگزیر است تن به مطامع بیگانگان دهد، بیگانگانی که بر طبق اصل منافع ملی‌ خود حاضرند پای هرگونه معامله بنشینند و هر اصلی‌ را قربانی کنند، منافع ملی‌ که در طرف مقابل و از طرف دولت مستبد فراموش می‌شود و از همین رهگذر است که اقتصاد کشور به قهقرا میرود و صنعت کشور نابود می‌شود و فساد همه گیر می‌شود.

در بیانیه ۹ که پس از تایید انتخابات توسط شورای نگهبان نگاشته شد، میرحسین در توصیف این دولت جدید می‌نویسد “از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم” و در جایی‌ دیگر در توصیف شرح دولتمردان فعلی در سیاست خارجی می‌نگارد “دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند“.

ولی‌ میرحسینی که چنین تمام قامت و به کرات و و با چنین صراحتی در مقابل هرگونه شائبه وابستگی جنبش و چشمداشت آن به فراسوی مرزها می‌ایستد، چگونه شرایط و چگونه رابطه‌ای را مطلوب ارزش‌های این جنبش می‌داند؟ ابتدا به امر این باید تاکید شود که چرا می‌بایست به میان میدان آمد؟ چه دغدغه‌هایی‌ در میان است که باید بر اساس آنها به عمل دست زد؟ در بیان این دغدغه ها، در بیانیه ۹ میرحسین از سه دغدغه نام می‌برد “حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی” و بر این اساس که جنبش سبز وظیفه دارد تا عمل کند و در مقابل تمامیت خواهی‌ بخشی از حاکمیت که سود‌شان در بحران زایی است بایستد. اما این استقلال چگونه حاصل می‌شود؟ میرحسین در سخنرانی‌ که در میان دانشجویان در سالگرد ۲۲ بهمن سال ۸۸ داشت تاکید کرد که استقلال واقعی‌ تنها زمانی‌ دست یافتنی است که کشوری قوی و پیشرفته داشته باشیم و در ادامه در بیان نوع تامل مطلوب جنبش باز تاکید می‌کند که “جنبش سبز با این شعار به وجود آمده که خواهان تعاملی سازنده با دنیا هستیم” و تنها در این صورت است که منافع دیگر کشور‌ها تعیین کننده حرکت ما نخواهد شد.

آنچه که به نظر می‌رسد، این است که از دیدگاه میرحسین، جنبش سبز یک حرکت ملی‌ و مذهبی‌ است که علاوه بر ریشه داشتن در باورهای مذهبی‌ مردم، در هویت ملی‌ مردمی هم ریشه دارد که از هزاره‌های مختلف تاریخ عبور کرده اند، ملتی که حفظ کرامت‌شان و تجدید شانیت‌شان اولین ارزش جنبش سبز است (بیانیه ۱۸). در بینش میرحسین کرامت این ملت در گرو داشتن حاکمیت و دولتی است که سر تسلیم در مقابل ملت خود داشته باشد و قدرت خود را از آنها کسب کند، نه آنکه از طرفی‌ در سیاست خارجی‌ پرخاشگو و هیجان زده، از طرفی‌ دیگر حتا در امتیاز دادن افراط گر باشد. صریح و مکرر، میرحسین آینده‌ی یک دولت سر به فرمان منافع دیگر کشور‌ها را تصویر می‌کند که چون مشروعیت داخلی‌ ندارند، پس ناچارند به تلافی امتیاز دهند.

از طرف دیگر میرحسین موسوی در قالب توصیف جنبش آن را مستقل از هرگونه قدرت خارجی‌ دانست که حفظ تمامیت ارضی در آن نه فقط یک ارزش که یک وظیفه است، که دفاع از هویت ملی‌ در آن نه مطلوب که یک ویژگی‌ بنیادین است. در چنین جنبشی اگر عملی‌ صورت می‌گیرد و فعلی انجام می‌شود، انگیزه آن خواست مردم و ملت داخل است و فاعل آن هم همان مردم، مستقل. چنین جنبش سبزی سر به اطاعت هیچ قدرت خارجی‌ ندارد که اصلا یکی‌ از بنیادی‌ترین علل آمدنش حفظ استقلال است، این جنبش مدعی داشتن باکری‌ها و همّت‌ها در صفوف خود است، مدعی داشتن پاک‌ترین عزیزانی است که در هنگامه جنگ از نثار جان و مال ابائی نکردند، چگونه می‌توان متهمش کرد که چشم به فراسوی مرزها دارد؟ آن‌هم از سوی حاکمیتی که خود متهم به سرسپردگی و امتیازدهی‌‌های بی‌‌شمار است.

ادامه دارد

مرگ یک دانشجو بر اثر برق‌گرفتگی در یکی از خوابگاه‌های ایرانشهر

Posted: 03 Nov 2011 04:48 AM PDT

رئیس دانشکده پرستاری و مامایی ایرانشهر گفت: یکی از دانشجویان ساکن در خوابگاهی در ایرانشهر بر اثر برق‌گرفتگی توسط کولر آبی جان باخت.

به گزارش مهر، محمدعلی رضایی اظهار داشت: محمد جفاله دانشجوی ۲۲ ساله ترم سه رشته پرستاری در این دانشکده بود که شب گذشته بر اثر برق‌گرفتگی توسط کولر آبی درگذشت.

وی گفت: تمام وسائل برقی خوابگاه همزمان با شروع سال تحصیلی کنترل و از صحت عملکرد آنها اطمینان حاصل شده است و بروز هرگونه مشکل در عملکرد این دستگاه‌ها قبل از موعد کنترل بعدی باید توسط دانشجویان ساکن در خوابگاه به سرپرستی گزارش شود.

وی افزود: بی‌احتیاطی دانشجو در تماس با وسیله برقی به هنگام روشن بودن، موجب بروز این حادثه شده است.

عزیزالله امیریان رئیس بیمارستان خاتم الانبیاء‌(ع) ایرانشهر نیز در این زمینه بیان داشت: مرحوم محمد جفاله پس از انتقال توسط مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی به این بیمارستان، به مدت ۴۵ دقیقه مورد احیاء قلبی – ریوی قرار گرفت که متاسفانه موفقیت‌آمیز نبود.

همچنین به گزارش اداره هواشناسی دمای هوای ایرانشهر شب گذشته ۲۰ درجه سانتیگراد بالای صفر بوده است.

حسن فائزی، در انفرادی بند ۲۰۹ اوین

Posted: 03 Nov 2011 04:36 AM PDT

عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در اختیار وزارت اطلاعات و در بند ۲۰۹ محبوس است.

بر اساس خبرهای رسیده به کلمه، پس از حدود یکماه بی خبری از وضعیت حسن فائزی از اعضا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، وی در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری و در اختیار وزارت اطلاعات می باشد.

حدود یکماه پیش حسن فائزی عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و کارمند وزارت کشور در منزل خود در تهران بازداشت و تا کنون هیچ یک از نهادهای امنیتی مسولیت بازداشت وی را نپذیرفته بودند.

گزارش کلمه از گشتهای ارشاد در تهران

Posted: 03 Nov 2011 04:19 AM PDT

کلمه-سارا پردیس: این روزها ون های گشت ارشاد در خیابان های شهر تهران حضور پررنگی دارند و سرد شدن هوا هم مانع فعالیت شان نشده است. هر چند فرمانده نیروی انتظامی چند روز پیش اعلام کرد که در زمستان به گفته او بدحجابی کاهش می یابد اما گشتهای ارشاد این روزها تقریبا همه جای شهر دیده می شوند.

میدان های اصلی شهر تهران، پاساژهای شلوغ و پر رفت و آمد، مقابل سینما ها و مراکز تفریحی و ایستگاه های مترو محل اصلی استقرار این گشتهاست.

گشتهای ارشاد چهره ثابت شهرهای بزرگ در چند سال اخیر

چند سالی است که شهروندن تهرانی و شهروندان سایر شهرهای بزرگ با گشتهای ویژه ای در شهرشان به عنوان گشت ارشاد ،گشت امنیت اخلاقی و … مواجهند ، ماموران ویژه ای که در قالب این گشتها از سوی نیروی انتظامی ماموریت برخورد با زنانی را دارند که مطابق میل وسلیقه آنان لباس نمی پوشند.

این گشتها در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد فعالیت خود را آغاز کردند . این طرح در قالب طرح کلی‌تر ارتقای امنیت اجتماعی یکی از برنامه های اجرایی نیروی انتظامی بود. این طرح پس از تصویب در شورای عالی انقلاب فرهنگی و تائید رهبری، به عهده محمود احمدی نژاد گذاشته شد و از سوی او نیز به نیروی انتظامی ابلاغ شد.

این گشت ها سالهای گذشته در تعیین مصادیق برخورد با بدحجابی به جایی رسیدند که دخترانی را که در فصل زمستان چکمه های بلند می پوشیدند دستگیر می کردند. از تابستان امسال در حالی دوباره این گشتها فعالیت خود را آغاز کردند که بر خلاف سالهای گذشته خبری از اعلام مصادیق از سوی آنان نیست و ماموران زن و مرد مستقر در خیابان های شهر به صورت کاملا سلیقه ای زنان و دختران را بازداشت می کنند. بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم مدتی این گشتها از خیابان های شهر حذف شدند اما بعد از سرکوب شدید جنبش سبز و دستگیری و زندانی کردن هزاران  نفر از مردم  از سال گذشته این گشتها دوباره چند ماهی است به خیابان های شهر بازگشته اند.

یک نماینده مجلس سال گذشته در همین باره اظهار نگرانی کرده و گفته بود : «اگر ما مدتی است خودداری می کنیم، به خاطر این است که می گفتیم فتنه گران خفه شوند و از این فضا خارج شویم. الان روند بدحجابی به گونه ای شده که تبدیل به بی حجابی کامل شده است.» او همچنین تاکید کرده بود که مبارزه با آنچه که بدحجابی می خواند به عهده دولت است.

چند نما از گشت ارشاد در شهر تهران

ماموران گشت ارشاد در میدان ونک معمولا در ضلع جنوبی و یا شمالی آن می ایستند چند مامور زن و مرد نیز خارج از اتومبیل های ون که با آن به ماموریت آمده اند سر تا پای عابران پیاده را ورانداز می کنند تا جایی که اگر از کشوری دیگربه تهران آمده باشی از نگاه های زل زده این ماموران متعجب می شوی و ترس همه وجودت را می گیرد، اما دختران وزنان تهرانی به این نگاه ها عادت کرده اند و نحوه فرار از دست این ماموران را نیز آموخته اند. زنان و دخترانی که معمولا مانتوی کوتاهی به تن دارند و یا فکر می کنند که ظاهرشان مورد تایید ماموران نیست معمولا قبل از عبور از خیابان خوب همه جا را بررسی می کنند و از جایی عبور می کنند که این ماموران در آنجا نایستاده اند.

در روزهای آغازین این هفته، نیروهای گشت ارشاد درست مقابل یک فروشگاه معروف چرم فروشی در میدان ونک ایستاده بودند و مشتری های این فروشگاه را غافلگیر می کردند.

دختری که مانتوی قرمز رنگی بر تن داشت بلافاصله با برخورد ماموران زن مواجه شد.

«خانم !شما چند لحظه ای بیایید؟ ».

دختر ابتدا خود را به نشنیدن زد و به راه خود ادامه داد، اما مامور زن خیلی زود راه را بر او بست.

دختر جوان گفت : «ولی من که ظاهرم ایرادی ندارد مانتو بلندی هم برتن دارم».

مامور گشت ارشاد در حالی که سر تا پای دختر را وارسی می کرد، گفت:« ناخنهایت هم که لاک قرمز دارند ، مانتوی بلند پوشیده ای اما ظاهرت جلف و توی چشم است.»

دختر با زور ماموران زن به ماشین ون فرستاده می شود، ونی که باید ساعتها در آن گوشه بایستد تا پر شود و ماموران تصمیم بگیرند دختران را به خیابان وزرا ببرند جایی که پلیس امنیت اجتماعی معروف به اداره مبارزه با مفاسد اجتماعی در آن قرار دارد. در همین جاست که برای دختران بازداشت شده عکس و پرونده قضایی تهیه می شود و بعد از مدتی نصحیت، از دستگیر شدگان خواسته می شود که خانواده هایشان برای شان لباس مناسبتری بیاورند تا بتوانند آزاد شوند. لباس مناسبتر را سلیقه ماموران نیروی انتظامی تعیین می کند و معمولا مانتویی بلند و ساده و یا چادر مشکی.

خیلی وقتها هنگامی که از خیابان وزرا می گذری زنان و دخترانی را می بینی که با لباسهای چند سایز بزرگتر از خودشان از بازداشتگاه خارج می شوند، آنها چند ساعت بعد لباسهایی که معمولا مال خودشان نیست را به کناری می گذراند و بار دیگر هنگام خروج از خانه سعی می کنند در خیابان های شهر بیشتر دور وبر شان را زیر نظر بگیرند تا دوباره گیر ماموران گشت ارشاد نیفتند.

مهسا، ۳۰ ساله یکی از کسانی است که تابستان امسال مقابل سینما قدس واقع در میدان ولی عصر تهران توسط ماموران گشت ارشاد دستگیر شد :«با یکی از دوستانم آنجا قرار داشتم به همین خاطر با اینکه می دانستم ماموران گشت ارشاد مقابل سینما ایستاده اند، از مقابلشان رد شدم. خیلی زود به خاطر شال رنگی ام دستگیرم کردند، ساعتها در اتومبیل ون از گرما عرق ریختم تا عاقبت ون را پر کردند و مرا به وزرا بردند، ماموران گشت ارشاد مثل مسافرکشها باید با خودروی پر حرکت کنند. تا آنجا که از چند ساعت حضورم در اداره وزرا فهمیدم آنها هر روز باید گزارش کاری بدهند یعنی اگر روزی به قول خودشان بدحجاب به پستشان نخورد هر زن و دختر بیچاره ای را به خاطر آمار کارشان بازداشت می کنند.»

مهسا تعریف می کند که آن روز همه تلاش خود را می کند که با خانواده اش برای آوردن یک شال مناسب تماس نگیرد: «می دانید خانواده من شهرستان زندگی می کنند و من سالهاست در تهران زندگی می کنم و فقط یک خواهر دارم که هزار گرفتاری دارد. تا ساعت ده شب بلاتکلیف بودم تا اینکه یکی از ماموران مرد در گوشم گفت اگر می خواهی سالم از اینجا بیرون بروی به یکی از اعضای خانواده ات زنگ بزن چون معلوم نیست شب اینجا چه اتفاقی می افتد . انقدر حرفهای او برایم تکان دهنده بود که به خواهرم زنگ زدم و شبانه از آنجا خارج شدم .»

عابران پیاده چه نظری درباره گشتهای ارشاد دارند؟

خانم چادری که مقابل سینما آزادی ایستاده و سعی می کند مانع از دستگیری دختر جوانی شود که مانتوی کوتاهی برتن دارد روبه مامور زن می گوید: «باور کنید با این کار من را هم از این چادرم شرمنده کرده اید از وقتی برخوردهای این گونه با دختران جوان داشته اید آنها نسبت به من و چادر من هم بدبین شده اند .مگر حجاب داشتن با اجبار و زور سر نیزه است؟»

هر چند استدلالهای خانم جوان جز نگاه های پر از تعجب مامور گشت ارشاد را به دنبال ندارد. او کشان کشان دختر جوان را به ونی که همان نزدیکیها ایستاده هدایت می کند.

او برایم تعریف می کند که بارها موقع برخورد ماموران گشت ارشاد با زنان و دختران در خیابان سعی کرده مانع شان شود اما معمولا استدلال های او هیچ فایده ای نداشته است او معتقد است که برخوردهای پلیسی این گونه با دختران و زنان تنها نتیجه عکس دارد و این زنان و دختران را بیشتر از حجاب و دین دور می کند.

یک خانم ۳۵ ساله هم که مانتوی بلندی بر تن دارد می گوید: «بارها شاهد بوده ام که ماموران گشت ارشاد با زنان و دخترانی برخورد کرده اند که هیچ مشکلی در پوشش نداشته اند، من نگاه پر از نفرت این زنان را به این مامورها می بینم آیا آنها خود شاهد این نگاه ها نیستند و نمی فهمند که هر روز بیشتر از سوی جامعه مورد تحقیرواقع می شوند؟ هیچ زن و دختری را ندیده ام که با اصطلاح ارشاد آنان تغییری در ظاهرش رخ داده باشد و احتمالا با این برخوردها تنها از حجاب دورتر می شوند.»

پسر جوانی که با تذکر یک مامور گشت ارشاد به خاطر مدل مویش مواجه شده می گوید: «گاهی به ما پسرها هم گیر می دهند اما برای ما بیشتر در حد تذکر است اما دختران را زود بازداشت می کنند.»

او با با اشاره به صحبتهای احمدی مقدم که گفته در زمستان بدحجابی کاهش می یابد با خنده می گوید: « بد نیست مدام فصل زمستان را تمدید کنند تا حجاب همیشه خوب باشد این ها با این کارها راه به جایی نمی برند.»

فرمانده نیروی انتظامی چند روزپیش گفت: «در زمستان پوشیدگی بیشتر و رفت و آمد در خیابان‌ها کم‌تر است. سفر و دریا و… نیز افت پیدا می‌کند و بسترهای بدحجابی کاهش می‌یابد.»

 گشت ارشاد و  همراهان  زندانی جنبش سبز

در روزهای قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم یکی از شعارهای جوانان شهرهای بزرگ این بود : «دولت گشت ارشاد نمی خواهیم! نمی خواهیم.»

این شعارها و نارضایتی جوانان و مردم از این گشتها آنچنان زیاد بود که خیلی زود این مساله به یکی از چالش های جدی کاندیداهای ریاست جمهوری هم تبدیل شد.

میر حسین موسوی و مهدی کروبی هر کدام با انتقاد از گشت های ارشاد اعلام کردند که در صورت پیروزی در انتخابات این گشتها را جمع می کنند.

میر حسین موسوی، در اولین نشست خود با خبرنگاران پس از اعلام رسمی کاندیداتوری اش با بیان اینکه “مسائل اجتماعی باید با تکیه بر مزیت های اجتماعی بر اعتقادات و اعتماد به مردم حل و فصل شود و برخوردهای خشن اثر مثبتی ندارد” اعلام کرد که در صورت تصدی پست ریاست جمهوری “مساله امنیت اجتماعی و گشت های ارشاد” را جمع می کند.

این انتقادها به گشت های ارشاد که لبه اصلی اش متوجه دولت احمدی نژاد بود خیلی زود موجب شد که او هم در مناظره ها و بحث های انتخاباتی در این باره واکنش نشان دهد و بگوید که استقرار این گشتها بدون هماهنگی با دولت او صورت گرفته و او خود نیز با برخوردهای انتظامی در حوزه حجاب مخالف است . این حرفها خیلی زود موضع گیری اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی را به دنبال داشت که اعلام می کرد این گشت ها با موافقت شخص رییس جمهور در خیابانها مستقر و به تایید او رسیده اند.

میر حسین موسوی در یکی از برنامه های انتخاباتی خود نیز تاکید کرد که متاسفانه مشکلات در ریشه اش حل نشده و تا حدی که در حیطه اختیارات اش است با مساله گشت‌های ارشاد مخالف است.او تاکید کرد که وجود گشتهای ارشاد حتی اگر همه خیابانهای شهر را پر کنند مشکلی را حل نخواهند کرد.

در اینجا باید از مسوولان پرسید که با سالها استقرار گشت ارشاد و پلیس امنیت اخلاقی در خیابانهای شهر آیا مشکلی از مشکلات جامعه حل شده است و آیا به راستی مشکلی که آنان به آن نام بدحجابی داده اند با وجود این گشتها ریشه کن شده است؟

سیزدهم آبان؛ میعادی تا به یاد آوریم در میان ما مردم رهبرانند

Posted: 03 Nov 2011 04:18 AM PDT



کلمه-گروه سیاسی:

«سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.
»

این سخنان میرحسین موسوی در اولین آبان پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری است. او با یادآوری رشادت دانشجویان خط امام، تبعید امام خمینی و روز دانش آموز، این روز را “سبزترین” روز سال می داند و بر این باور است که:‌

مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.

میردر بند خیلی پیشتر پیش بینی اوضاعی را کرده بود که دولتمردان با خیره سری و نادیده گرفتن منافع و امنیت ملی، کشورهای دیگر را برای تعدی به سرزمینمان بسیج کنند.

آنجا که با انذار از افراط بشارت داده بود:

مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.

اینک همزمان با سالروز سیزدهم آبان، سوء سیاستهای دولتمردانی که منافع خود را بر منافع عالی کشور و مردم ترجیح می دهند کشور را با بحران های امنیتی مواجه کرده است. 

بر دولتمردان مدعی است تا آتش  فتنه های خودساخته را با بها دادن به حق حاکمیت مردم و ایجاد اعتماد عمومی با آزادی تمام زندانیان سیاسی و رفع حصر از  دلسوزان کشور خاموش کنند و بیش از این اجازه ندهند، اقتدارطلبی و تک تازی های آنان بیش از این کیان امنیت ملی کشور را با خطر رو به رو کند که  تنها راه باقی مانده بازگشت ب سخن نخست وزیر دوران  دفاع مقدس است که “مردم ولی نعمتان ما هستند” و بدانند که ” سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. ”

در آستانه هشتمین ماه زندان خانگی همراهان جنبش سبز، بیانیه شماره چهارده میرحسین موسوی به مناسبت سالروز ۱۳ آبان را بازخوانی می کنیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»

دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.

درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.

آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.

حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.

این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.

آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.

راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟

دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.

چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.

تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.

بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.

البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

میر حسین موسوی

 

فایل صوتی نامه ی نهم محمد نوری زاد به رهبری

Posted: 03 Nov 2011 03:59 AM PDT

جهت دریافت فایل صوتی اینجا کلیک نمایید.

متن کامل نامه محمد نوری زاد را اینجا بخوانید.

چنانچه در دریافت فایل مشکل دارید ابتدا بر روی لینک دانلود کلیک راست نمایید و از منوی باز شده گزینه “Save Link as” در مرورگر های فایرفاکس و کروم و “Save as target” در اینترنت اکسپلورر را انتخاب کنید.

سکه طرح قدیم ۶۱۰ هزار تومان

Posted: 03 Nov 2011 02:33 AM PDT

قیمت هر قطعه سکه تمام بهار آزادی طرح قدیم امروز پنج شنبه به ۶۱۰ هزار تومان رسید، با این حال هر دلار در بازار آزاد ۱۳۴۰ تومان و در بانک حدود ۱۰۸۷ تومان فروخته می شود.

به گزارش خبرنگار مهر، قیمت هر قطعه سکه تمام بهار آزادی طرح قدیم امروز پنج شنبه در بازار به ۶۱۰ هزار تومان رسید و قیمت هر قطعه سکه تمام بهار آزادی طرح جدید نیز ۵۹۴ هزار و ۵۰۰ تومان است.

بر پایه این گزارش، هر قطعه نیم سکه بهار آزادی نیز امروز ۲۸۵ هزار تومان و هر ربع سکه نیز ۱۴۸ هزار تومان فروخته می شود.

قیمت هر قطعه سکه گرمی نیز ۷۷ هزار تومان است، با این حال قیمت بانکی این سکه ۷۴ هزار و ۸۸۰ تومان اعلام شده است. هر گرم طلای ۱۸ عیار نیز امروز به ۵۵ هزار و ۴۰ تومان رسید.

همچنین قیمت بانکی هر قطعه سکه تمام بهار آزادی طرح جدید نیز طی روز جاری ۵۸۸ هزار و ۶۴۰ تومان تعیین و هر نیم سکه نیز ۲۷۹ هزار و ۷۶۰ تومان اعلام شد.

این گزارش حاکی است، قیمت هر ربع سکه بهار آزادی نیز امروز پنج شنبه در بانک ۱۴۵ هزار و ۶۰۰ تومان است. همچنین قیمت هر اونس طلا نیز در بازارهای جهانی ۱۷۳۰ دلار است.

بررسی وضعیت قیمت انواع ارزهای معتبر نیز نشان می دهد که هم اکنون هر دلار در بازار آزاد ۱۳۳۲ تومان خریداری و ۱۳۴۰ تومان فروخته می شود در حالی که قیمت بانکی آن برای خرید ۱۰۸۳ تومان و برای فروش حدود ۱۰۸۷ تومان تعیین شد.

هر یورو نیز در بازار آزاد ۱۸۳۰ تومان خریداری و ۱۸۴۰ تومان فروخته می شود. قیمت بانکی خرید یورو حدود ۱۴۸۳ تومان است و حدود ۱۴۷۹ تومان نیز فروخته می شود.

پوند نیز طی امروز در بازار آزاد ۲۱۳۰ تومان خریداری و ۲۱۵۵ تومان فروخته می شود. قیمت بانکی خرید هر پوند ۱۷۲۶ تومان و فروش آن نیز ۱۷۳۲ تومان است.

سخنی با آن ۱۴۱ نماینده؛ این تذهبون؟

Posted: 03 Nov 2011 02:30 AM PDT

امیر توحید فاضل در یادداشتی پیرامون رای اعتماد به وزیر اقتصاد نوشت: جلسه علنی مجلس شورای اسلامی در عصر سه‌شنبه دهم آبان ۱۳۹۰ شاهد تصمیم‌گیری عجیبی بود.

از آن جهت تاریخ این روز را بیان می‌کنم که معتقدم به طور قطع این تصمیم نمایندگان در تاریخ ماندگار خواهد شد و آیندگان سوالات بسیاری را در رابطه با رای مجلسیان مطرح می‌کنند.

ای کاش مجلس برگه‌های رای نمایندگان را هم برای ثبت در تاریخ حفظ کنند، تا حداقل آیندگان پاسخ برخی از سوالات خود را بیابند. نخستین سوال این است، آن ۱۴۱ نماینده‌ای که به وزیر اقتصاد با توجه به فساد مالی بزرگ اعتماد کردند، چه کسانی بودند؟

به طور قطع با انتشار این چند خط سیاهه بلافاصله قوانین ریز و درشتی را ردیف کرده و مدعی می‌شوند که رای نمایندگان مخفی است. اما این بهانه‌ها به طور قطع نافی مسئولیت نمایندگان در قبال موکلانشان نخواهد بود.

مردم امروز می‌خواهند بدانند چه کسانی به آقای حسینی اعتماد کرده و مجدداً وی را بر صندلی عالی‌ترین مقام اقتصادی کشور نشاندند. اگر این رای درست، منطقی، کارشناسی شده، صحیح و بر اساس رعایت مصالح ملت و جامعه بوده، پس چه باک از اینکه وکلای حاضر در خانه ملت فاش بگویند چه رایی در سبد انداخته‌اند؟

سوال بعدی این است که آقایان محترم مجلس‌نشین چگونه به این اعتماد رسیدند؟

در اینجا کافی است فقط چند جمله از بیانات آقای وزیر در جلسه رای اعتماد بیان شود. ایشان به صراحت در این جلسه قبول کرد که در انجام وظایفش قصور داشته است، اما در عین حال قاطعانه تاکید کرد استعفا نمی‌دهد تا جبران کند.

آیا اعتماد مجدد به کسی که با قصورش عامل اصلی بروز بزرگترین تخلف مالی در طول تاریخ ایران شده، منطقی است؟

در مورد عدم استعفا و یا برکناری نیز باید گفت با این استدلال دیگر هیچ یک از مدیران متخلف را نباید تغییر داد و از سوی دیگر باید تا ابد به آنها فرصتی داده شود تا جبران کنند. البته مدیران که جای خود دارند، ما باید از این پس قوه قضاییه را با این استدلال‌ها تعطیل کرده و به جای عدالتخوانه، دستگاه فرصت دهی به متخلفان راه‌اندازی و هر کس تخلف و یا قصوری انجام داد به او فرصت جبران بدهیم.

سوال بعدی در رابطه با میزان اطلاعات نمایندگان از قصور آقای وزیر است. آیا آنها به درستی می‌دانند که ایشان در دوران مسئولیت خود چگونه تصمیم‌گیری کرده است؟ فقط به یک نمونه اشاره می‌کنم.

ایشان در جمع نمایندگان گفته است که از دو تابعیتی بودن خاوری و تخلفات وی اطلاعی نداشته. این در حالی است که پنج ماه قبل در گفتگو با نشریه “مدیران و روسا” به تعریف و تمجید از خاوری پرداخته و درباره وی گفته است: “عملکرد دو ساله دکتر خاوری نشان داد که انتخاب ایشان که در نهایت دقت و وسواس و مبتنی بر شناخت دقیق از عملکرد قبلی وی صورت گرفته بود، سبب ارتقای جایگاه بانک ملی و ارائه خدمات چشم‌گیری به کشور شد و ایشان به عنوان فردی عالم، باتقوا، با تجربه و کارشناس با عملکرد خود مهر تأییدی بر این حسن انتخاب زد. ”

در باره این “حسن انتخاب” (البته امروز هیچ کس مسئولیت انتصاب خاوری فراری را گردن نمی‌گیرد) و “ارتقای جایگاه بانک ملی” کافی است به نظرات مردمی که شما را انتخاب کردند، مراجعه کنید.

و همچنین اگر بر فرض، کل سخنان آقای حسینی را صحیح تلقی کنیم، این سوال مطرح می‌شود که ۱۴۱ نماینده محترم مجلس چگونه به فردی که تا این حد در تصمیم‌گیری‌هایش اشتباه داشته اعتماد مجدد کردند؟

آقای وزیر، فردی را با تقوا تشخیص داده که در مقابل پرچم یک کشور غربی زانو زده و سوگند وفاداری به ملکه خورده است.

آقای وزیر، عملکرد فردی را “خدمات چشم‌گیری به کشور” توصیف می‌کند که در همان زمان مشغول خرید خانه سه میلیارد تومانی در ینگه دنیا و تدارک فرار از کشور در صورت افشای تخلفاتش بوده است. در نتیجه خدمات چشم‌گیر ایشان بیشتر برای خودش بوده تا کشور.

جمهوری اسلامی: رای اعتماد به وزیر اقتصاد امید برخورد با دانه درشت ها را از بین برد

Posted: 03 Nov 2011 02:26 AM PDT

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود نوشت:

استیضاح وزیر امور اقتصادی و دارائی توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی در روز سه شنبه این هفته اقدام درستی بود که در جهت مقابله با فساد بزرگ مالی و بانکی صورت گرفت ولی بدون نتیجه باقی ماند. هر چند رأی دادن یا ندادن به ابقاء یک وزیر از اختیارات و حقوق نمایندگان مجلس است، لکن ابقاء وزیری که در مجموعه نظارتی وزارتخانه او فساد عظیم و بهت آوری همچون اختلاس سه هزار میلیارد تومانی صورت گرفته، برای مردمی که از وقوع چنین فسادی بهت زده شده‌اند، کاملاً غیرمنتظره بود. با اینکه کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، تعدادی از مقامات وزارت اقتصاد را در این فساد مقصر دانست و نمایندگان استیضاح کننده نیز بر این نکته تأکید کردند که با توجه به جریان داشتن ماجرای اختلاس در مدت سه سال، عدم برخورد با آن نشانه عدم کفایت وزیر است و او باید استعفا بدهد و برود، ۱۴۱ نفر از نمایندگان مجلس به ابقاء وزیر رأی دادند و در نتیجه وی در رأس وزارتخانه‌ای که مسئول مستقیم این رسوائی بزرگ مالی است باقی ماند!

 

این واقعه، قطعاً برای مجلس هشتم یک عملکرد غیرمنطقی است و نمره‌ای منفی را در کارنامه مجلس به ثبت می‌رساند. مهمتر آنکه با رأی اعتماد مجدد مجلس به وزیر اقتصاد، از این پس امیدی به برخورد جدی و قاطعانه با دانه‌درشت‌ها وجود نخواهد داشت درحالی که برخورد قاطعانه با دانه درشت هاست که می‌تواند نظام را از فساد حفظ کند و راه انواع سوءاستفاده‌ها را در رده‌های مختلف سد نماید.

ادعای گاردین درباره برنامه ‌ریزی برای حمله به ایران

Posted: 03 Nov 2011 02:14 AM PDT

بی بی سی نوشت: روزنامه گاردین چاپ بریتانیا در مطلبی به قلم نیک هاپکینز از برنامه ریزی آمریکا و بریتانیا برای حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران خبر داده است.

به نوشته گاردین آمریکا ممکن است ظرف یک سال آینده تاسیسات هسته ای ایران را از هوا و دریا مورد حمله قرار دهد.

به نوشته این روزنامه دولت بریتانیا هم معتقد است که در صورت چنین حمله ای به تاسیسات ایران، بریتانیا نیز باید از اقدام آمریکا حمایت کرده و حتی در آن مشارکت کند.

به نوشته گاردین مقامات دولتی بریتانیا می گویند با آنکه آمریکا توانایی اقدام نظامی علیه ایران به تنهایی را دارد، اما بریتانیا خود را برای کمک به این حمله آماده می کند، هرچند در میان جناح های دولت ائتلافی دیوید کامرون، نخست وزیر، نگاه های متضادی در این رابطه وجود دارد.

گاردین در مقاله خود آورده که گفت و گوهایی با شماری از مقامات سیاسی و نظامی در وایت هال، مقر دولت بریتانیا، انجام داده است چرا که پس از تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه و لیبی، بار دیگر ایران و برنامه هسته ای اش در مرکز توجهات قرار گرفته است.

یک مقام وایت هال به گاردین گفته ایران “به شکل شگفت آوری” در مقابل فشارهای تحریمی و دیگر فشارها مقاومت کرده است. این مقام گفته ایران مجددا رویکرد تهاجمی در پیش گرفته است هرچند وی علت این موضوع را درک نمی کند.

وی که نامش فاش نشده به سه مورد از طرح های ترور در خارج از خاک ایران اشاره کرده که به ادعای وی سازمان های اطلاعاتی غربی دست عناصری در ایران را در پشت آنها فعال دیده اند.

 ضربه استاکس نت و اقدامات ایران

گاردین بر اساس مصاحبه هایی که انجام داده می نویسد که ایران توانسته حمله ویروس استاکس نت به برنامه هسته ای اش را محدود و سپس جبران کند. سرویس های اطلاعاتی غربی به این جمع بندی رسیده اند که ایران ظرفیت برنامه غنی سازی اورانیوم خود را به طور کامل احیا کرده است.

پیشتر تصور می شد که حمله ویروس استاکس نت توانسته بود تا حدود نیمی از سانتریفوژهای غنی کننده اورانیوم ایران را یا از کار بیندازد یا ادامه کارشان را نامطمئن کند. گاردین نوشته این ویروس ظاهرا توسط آمریکا و اسرائیل برای متوقف کردن برنامه غنی سازی اورانیوم توسط ایران طراحی و بکار گرفته شده است.

به نوشته گاردین اکنون چنین بنظر می رسد که ایران از صدمات استاکس نت عبور کرده و برداشت آژانس بین المللی انرژی اتمی سازمان ملل متحد هم این احتمال را تقویت کرده که ایران حتی توانسته بر ظرفیت برنامه غنی سازی خود بیفزاید.

ظاهرا این موضوع باعث شده تا آمریکا، اسرائیل و بریتانیا به این نقطه برسند که قبل از آنکه دیر شود باید دست به اقدامی بزنند.

به نوشته گاردین، سازمان های اطلاعاتی غربی معتقدند که ایران با جابجایی امکانات هسته ای اش و فعال تر کردن مرکز هسته ای فردو در نزدیکی استان قم به شدت بر اقدامات حفاظتی از تاسیسات خود افزوده است.

یک مقام دیگر دولتی بریتانیا که نام او هم فاش نشده به گاردین گفته است این احتمال وجود دارد که ایران ظرف دوازده ماه آینده بتواند تمامی اجزای حساس برنامه هسته ای خود را زیر زمینی کند چنان که به گفته این مقام مسئول دیگر اطمینانی وجود نخواهد داشت که “موشک های ما بتوانند به تاسیسات آنها دسترسی داشته باشند. از همین رو پنجره فرصت در حال بسته شدن است و بریتانیا باید دست به برنامه ریزی بزند”.

این مقام بریتانیایی به گاردین گفته است: “ما فکر می کردیم این حمله تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری پیش روی آمریکا اتفاق نخواهد افتاد اما اکنون مطمئن نیستیم. پرزیدنت اوباما باید تصمیم بزرگی بگیرد چون وی نمی خواهد در آستانه انتخابات دست به چنین اقدامی بزند”.

گاردین نوشته وزارت دفاع بریتانیا تیم ویژه ای برای بررسی حمله به ایران دارد. به گاردین گفته شده که هرگونه حمله به ایران، اقدامی عمدتا هوایی خواهد بود که نیروی دریایی هم با استفاده از موشک های تاماهاوک با برد ۸۰۰ مایلی تا اندازه ای در آن دخیل خواهد بود. به نوشته گاردین، برنامه ریزان چنین حمله ای معتقدند ممکن است “شمار کوچکی از نیروهای ویژه” هم در این عملیات شرکت کنند اما برنامه ای برای حمله زمینی در نظر گرفته نشده است.

در این اقدام، نیروی هوایی بریتانیا هم می تواند در میان سایر گزینه ها، در زمینه سوخت گیری هوایی و عملیات تجسس موثر باشد.

یک مقام وزارت دفاع بریتانیا به گاردین گفته است “دولت بریتانیا معتقد به پیگیری رویکردی دوگانه است که استراتژی اعمال فشار و دیپلماسی را با هم داشته باشد. ما خواهان یک راه حل مبتنی بر مذاکره (با ایران) هستیم، اما تمامی گزینه ها باید روی میز باشند”.

 فشار اسرائیل برای حمله به ایران

به نوشته گاردین اسرائیل به آمریکا هشدار داده است که اقدام نظامی علیه ایران نباید آنقدر به تاخیر بیفتد تا دیر شده و زمان از دست برود. بر این اساس اسرائیلی ها می خواهند مطمئن باشند که می توانند برنامه هسته ای ایران را از کار بیندازند. آنها می خواهند در صورتی که نتوانند به این هدف برسند، آمریکایی ها وارد عمل شوند.

به نوشته گاردین کارشناسان معتقدند احتمالا دو سال دیگر طول خواهد کشید تا ایران به یک سیستم موشکی بالستیک دست یابد که بتواند کلاهک هسته ای خود را علیه اهداف مورد نظرش بکار بگیرد.

بازداشت محمد توسلی، عضو ارشد نهضت آزادی

Posted: 03 Nov 2011 12:57 AM PDT

محمد توسلی از اعضای ارشد نهضت آزادی ایران بازداشت شد.

بنا به گزارش های رسیده به کلمه، مهندس محمد توسلی صبح امروز در منزل خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

محمد توسلی از اعضای فعال انجمن اسلامی دانشجویان و شهردار تهران در ابتدای انقلاب در پی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ در ۲۶ خرداد در محل کار خود بازداشت و پس از طی کردن ۴۳ روز بازداشت در سلول انفرادی در ششم مرداد آزاد شد.

افزایش فشارها بر اعضای نهضت آزادی هم چنان ادامه دارد، هم اکنون محسن محققی، امیر خرم، فرید طاهری و عماد بهاور که همگی از اعضای نهضت آزادی ایران هستند، در بند ۳۵۰ زندان اوین مشغول گذراندن احکام حبس قطعی خود هستند.

کمیته مجلس نمایندگان آمریکا، طرح افزایش تحریم‌های ایران را تصویب کرد

Posted: 03 Nov 2011 12:50 AM PDT

کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا روز چهارشنبه طرح افزایش تحریم‌های ایران از جمله گسترده کردن دامنه شرکت‌هایی که با تهران همکاری دارند و نیز اقداماتی برای پیش بردن طرح تحریم بانک مرکزی ایران را تصویب کرد.

به گزارش آسوشیتد‌پرس، کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان دو طرح را بررسی کرده و تایید کرد.

همچنین خبرگزاری فرانسه خبر داده که دو طرح یادشده تحریم‌ها بر بخش مالی و انرژی دولت ایران را افزایش می‌دهد. در این طرح پیشنهاد شده که صدور روادید آمریکا برای تمامی افرادمرتبط با صنایع نفت و گاز و انرژی ایران ممنوع شود.

بر اساس این گزارش آقای برمن طرحی را پیش‌نویس و ارائه کرده که طی آن ارتباط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با نهادهای تجاری و مالی جهانی قطع و ممنوع شود.

طرح یاد شده توسط اکثریت اعضای دموکرات و جمهوریخواه کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا تصویب و تایید شد.

این طرح باید از تصویب مجلس نمایندگان و سنای آمریکا هم بگذرد تا پس از امضای باراک اوباما رییس‌جمهوری آمریکا، به صورت قانون درآمده و به اجرا گذاشته شود.

دولت ایران می‌گوید فعالیت‌های هسته‌ای را با اهداف صلح‌آمیز و برای تولید برق دنبال می‌کند. همچنین تمامی اتهامات مرتبط با طرح موسوم به توطئه ترور سفیر عربستان در واشینگتن را رد کرده و آن‌ها را «ادعاهایی واهی و مضحک» خوانده است.

مخالفت با مرخصی سیامک قادری، روزنامه نگار زندانی

Posted: 02 Nov 2011 10:54 PM PDT

دادستان تهران با مرخصی سیامک قادری، روزنامه نگار زندانی که بیش از ۱۶ ماه است در زندان اوین به سر می برد مخالفت کرد.

به گزارش خبرنگار کلمه، پسر نوجوان این روزنامه نگار زندانی که با شنیدن خبر امکان دریافت مرخصی پدرش بعد از بیش از یک سال و نیم به شدت خوشحال شده بود نماز حاجت به جا آورده بود. این پسر نوجوانان مدتهاست که پدر خورد را حتی به صورت حضوری هم ملاقات نکرده است.

کارمندان دادستانی تهران چند روز پیش به همسر این روزنامه نگار زندانی اعلام کردند که دادستان تهران قبل از سفرش با مرخصی قادری مخالفت کرده است.

هم اکنون جعفری دولت آبادی، دادستان تهران برای سفر حج عازم خانه خدا شده است. این در حالی است که وی پیش از سفر ده ها زندانی سیاسی را از حق مرخصی و ملاقات حضوری با خانواده شان محروم کرده است.

این روزنامه نگار مرداد ماه سال ۸۹ بازداشت شد و این روزها در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می شود.

علی تنها فرزند قادری ۱۴ سال دارد و به جز او و همسرش سایر اعضای خانواده اش در شهرستان زندگی می کنند.

سیامک قادری به اتهام تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

یکی از اتهامات اصلی این روزنامه نگار اداره کردن وبلاگ” ایرنای ما “بوده است . وبلاگی که او در آن به برخی عملکردها و اقدامات مسوولان خبرگزاری دولتی ایرنا انتقاد کرده و همچنین درباره جنبش سبز و رهبرانش مطالبی را در این وبلاگ نوشته بود.

خبرگزاری ایرنا شاکی اصلی پرونده آقای قادری بود، او همچنین بعد از ۱۸ سال کار دراین خبرگزاری از آن اخراج و راهی زندان اوین شد.

بی توجهی به وضعیت نامناسب جسمانی کیوان صمیمی روزنامه نگار زندانی

Posted: 02 Nov 2011 10:48 PM PDT

تداوم وضعیت نامناسب جسمانی کیوان صمیمی، روزنامه نگار زندانی و بی توجهی مسوولان زندان رجایی شهر به این وضعیت موجب نگرانی فرزندان این روزنامه نگار دربند شده است.

طبق خبرهای رسیده به کلمه، وضعیت جسمانی کیوان صمیمی در زندان بسیار نامناسب است . چندی پیش فرزندان صمیمی اعلام کردند که طبق گفته پزشکان زندان، غده ای در کبد پدرشان دیده شده و او باید هر چه زودتر تحت عمل جراحی و مراقبت های ویژه قرار گیرد اما تاکنون مسوولان هیچ توجهی به این موضوع نشان نداده اند.

خانواده صمیمی خواستار آن هستند که این زندانی سیاسی هر چه زودتر برای درمان به بیمارستان منتقل شود.آنها حتی خواستار مرخصی برای پدرشان هم نیستند و تنها می خواهند او درمان شود چرا که معتقدند این وضعیت نامناسب جسمی می تواند سلامتی وی را تهدید کند. چندی پیش مهدی محمودیان دیگر روزنامه نگار زندانی زندان رجایی شهر برای درمان به یکی از بیمارستان های شهر تهران منتقل شد.

فرزندان صمیمی چندی پیش در نامه ای به رییس قوه قضاییه خواستار اعطای مرخصی به پدر زندانی و بیمار خود شدند اما آنها تاکنون هیچ پاسخی به این درخواست نداده اند.

کیوان صمیمی، روزنامه نگار زندانی، هشتم آذر ماه سال ۸۹ از زندان اوین به زندان رجایی شهر منتقل شد. او تاکنون در طول مدت بازداشتش بارها دست به اعتصاب غذا زده است. او یک بار آن هم در بهار سال ۸۹ از مرخصی استفاده کرد، اما بعد از آن از هرگونه مرخصی محروم بوده است.

کیوان صمیمی، مدیرمسئول روزنامه توقیف شده ی نامه و عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات است. او همچنین عضویت در کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه و دفاع از حق تحصیل را در پرونده کاری خود دارد . او از زندانیان سیاسی در دوران نظام شاهنشاهی بوده است.

You are subscribed to email updates from سایت خبری تحلیلی کلمه
To stop receiving these emails, you may unsubscribe now.
Email delivery powered by Google
Google Inc., 20 West Kinzie, Chicago IL USA 60610

سایت خبری تحلیلی کلمه

unread,
Nov 5, 2011, 2:29:48 AM11/5/11
to polic...@gmail.com

منتشر کنید/ روزنامه کلمه؛ ۱۴ آبان

Posted: 04 Nov 2011 09:36 PM PDT

چنانچه در دریافت فایل مشکل دارید ابتدا بر روی لینک دانلود کلیک راست نمایید و از منوی باز شده گزینه “Save Link as” در مرورگر های فایرفاکس و کروم و “Save as target” در اینترنت اکسپلورر را انتخاب کنید.

تظاهرات جمعه‌ی «الله اکبر» در سوریه/ بشار اسد به‌رغم توافقات، خشونت‌ها را متوقف نکرد

Posted: 04 Nov 2011 02:49 PM PDT

تنها سه روز پس از آنکه اعلام شد حکومت سوریه با اتحادیه عرب توافق کرده که خشونت ها علیه معترضان را متوقف کند، تظاهرات جمعه ای دیگر با خشونت هرچه تمامتر سرکوب شد و دهها تن در شهر حمص کشته شدند.

به گزارش کلمه به نقل از منابع بین المللی، امروز هم در یک جمعه اعتراضی جدید که از سوی مخالفان حکومت، جمعه ی “الله اکبر” نام گرفته بود، معترضان به خیابان ها آمدند و تصاویر بزرگ دیکتاتور این کشور را پاره کردند و به آتش کشیدند.

شهر حمص که همانند روزهای گذشته، امروز هم مرکز تظاهرات مخالفان حکومت در سوریه اعلام شده، شاهد سرکوب خونین مردم به دست نیروهای امنیتی وابسته به بشار اسد بود. گزارش شده که امروز دهها تن در این شهر هدف گلوله نیروهای ارتش قرار گرفتند و کشته شدند. همچنین به گفته مخالفان، نیروهای دولتی با مسلسل‌هایی که روی تانک‌هایشان نصب شده بود، به سوی مخالفان دولت سوریه شلیک می کردند.

اما اعتراضات امروز به حمص محدود نبود و در حما، لاذقیه و چند شهر دیگر هم تظاهرات و سرکوب خونین در جریان بود. گزارش هایی از بازداشت دهها تن در یک مسجد در دمشق پایتخت سوریه هم منتشر شده است.

بی بی سی به نقل از مقامات یک بیمارستان در شهر حمص گزارش داد که طی چهل و هشت ساعت گذشته، اجساد بیش از یکصد نفر به این بیمارستان تحویل شده است. خداقل آمار کشته های امروز هم ۲۰ تن اعلام شده است که احتمالا در ساعات آینده افزایش یابد.

العربیه هم خبر داد که نیروهای امنیتی سوریه تعدادی از معترضان را که در تظاهرات امروز زخمی شده بودند، از بیمارستان حی الحمراء در شهر حمص ربوده اند. یک نهاد حقوق بشری سوری هم گفته است که دو شهروند سوری که در صدد فرار به اردن بودند، در نزدیکی شهر درعا به ضرب گلوله نظامیان کشته شده اند.

حکومت سوریه چند روز قبل به اتحادیه عرب وعده داده بود که خشونت علیه معترضان را متوقف سازد، ارتش را از شهرها خارج کند، روند آزادی زندانیان سیاسی را آغاز کند و سپس وارد گفت و گو با مخالفان شود.

رفتار امروز حکومت سوریه که در تناقض آشکار با توافق مذکور بود، واکنش مخالفان را برانگیخت و آنها امروز در شعارهایشان بشار اسد را “کذاب” نامیدند. آنها حکومت را متهم می کنند که می خواهد با خریدن زمان، از از موضعگیری اتحادیه عرب علیه حکومت سوریه و انزوای بیشتر آن جلوگیری کند.

دولت سوریه امروز اعلام کرده بود که مخالفان “به شرط تحویل اسلحه” مورد عفو قرار می گیرند؛ شرطی که خود نشان دهنده اصرار حکومت بر ادعاهای پیشین خود درباره شورشی بودن معترضان است. شرط دیگر این عفو عمومی، مرتکب نشدن جرم و جنایت از سوی افراد است؛ شرط دیگری که باز قابل تفسیر است و می تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد.

حکومت بشار اسد سعی دارد از فرصت دو هفته ای که از اتحادیه عرب گرفته، برای پایان یافته نشان دادن بحران و تضعیف مخالفان استفاده کند، اما معترضان معتقدند چیزی تمام نشده و اعتراضات خیابانی امروز نشانه ی آن است. آنها همچنین بازداشت شبانه دهها نفر در دمشق را نیز نشانه ای دیگر از نگرانی حکومت از گسترش اعتراضات در صورت باز شدن نسبی فضا ارزیابی می کنند.

واکنش آیت‌الله موسوی اردبیلی به اختلاس بزرگ: درست نبود با استیضاح ظاهری و معذرت‌خواهی سر و ته ماجرا را هم بیاورند

Posted: 04 Nov 2011 01:06 PM PDT

آیت‌الله‌العظمی موسوی اردبیلی با انتقاد از رفتار مجلس در استیضاح وزیر اقتصاد که به علت رسوایی اختلاس سه هزار میلیاردی صورت گرفت، ضمن ظاهری خواندن این استیضاح، خواستار اعتماد به مردم شد و تصریح کرد که: درست نبود با یک معذرت خواهی سر و ته ماجرا را هم بیاورند.

ایشان همچنین با تاکید بر اینکه تغییر نظام ریاستی به پارلمانی موجب کاهش مشارکت مردم می‌شود، این موضوع را غیر جدی دانست و همچنین با تکذیب شایعات منتشر شده درباره تماس‌های انتخاباتی خود، تاکید کرد که برنامه‌ای برای انتخابات آتی مجلس ندارد.

بر اساس گزارشی که در ایلنا منتشر شده، این مرجع تقلید در دیدار با مدیرمسئول و شورای سردبیری روزنامه فرهنگ آشتی، در خصوص تغییر نظام ریاستی به پارلمانی گفته است: تغییر نظام ریاستی به پارلمانی و انتخاب رئیس جمهور توسط پارلمان موجب کاهش سطح مشارکت مردم می‌شود اما تصورم این نیست که به این زودی‌ها سیستم پارلمانی برقرار شود و فکر می‌کنم این امر یک تصمیم جدی از نظر مقام رهبری نباشد و اتخاذ این تصمیم و اجرای آن نیازمند مدت زمان زیادی است.

ایشان افزوده است: انتخاب رئیس جمهور توسط مردم موجب تقویت حضور مردم در عرصه سیاسی و مشارکت حداکثری می‌شود حال چطور می‌شود که این تغییر اتفاق بیفتد؟ به نظر من این مساله خیلی جدی به نظر نمی‌رسد. آیا مردم اشتباه می‌کنند و مجلس اشتباه نمی‌کند؟ و آیا مجلس از هرگونه اشتباه و خطایی مبراست و مردم درست تصمیم نمی‌گیرند؟

آیت‌الله موسوی اردبیلی همچنین با انتقاد از عملکرد مجلس در دادن رای اعتماد مجدد به وزیر اقتصاد گفته است: اقدام مجلس در رای دوباره به وزیر اقتصاد یک امر ظاهری و یک استیضاح ظاهری بود. درست نبود با یک معذرت خواهی سر و ته ماجرا را هم بیاورند ولی به طور کلی تمام صحبت من این است که ما باید به مردم اعتماد کنیم و عدم اعتماد به مردم هیچ نفعی برای ما نخواهد داشت.

این مرجع تقلید خاطرنشان کرده است: از من سوال می‌کنند درباره پارلمانی شدن نظام سیاسی، اما باید دید موافقان و مخالفان چه کسانی هستند و چه افرادی در این ماجرا نفع می‌برند و صلاح مملکت در این میان چیست؟

وی ادامه داده است: از قدیم مرسوم بوده که مردم از رئیس جمهور نالان بودند من این را نمی‌دانم و فکر هم نمی‌کنم طرح تغییر جدی باشد چرا که این طرح مخالفان زیادی دارد و برای من مخالفان و موافقان این طرح و استدلالشان روشن نیست همچنین تاکنون نشنیدم کسی به طور جدی پیگیر این مساله باشد. و این مسئله به طور جدی هم اکنون مطرح نیست.

آیت الله موسوی اردبیلی درباره برخی شایعات انتخاباتی اخیر نیز تصریح کرده است: اخیرا صحبت‌هایی از طرف من در خصوص انتخابات گذشته نقل شده و به گوش من رسیده که مطلقا صحت ندارد و من بنا هم ندارم در این شرایط صحبتی بکنم تمام ادعاهای مطرح شده کذب و دروغ است و اظهارات قبلی هم دروغ است اخیرا هم رسانه‌ها مطلبی منتشر کردند که برنامه‌ای برای انتخابات داریم اما من نه به کسی زنگ زدم و نه کسی به من زنگ زده است و این مسئله هم کذب است و بیان این مسایل در شرایط حال اصلا لزومی ندارد.

وی ادامه داده است: مساله دیگر اینکه اگر بنا باشد در خصوص مساله‌ای اطلاع رسانی کنم و یا مواضعی اتخاذ کنم حتما از طریق دفترم به اطلاع عموم خواهم رساند اما الان طوری شده که هر کی هر چه می‌خواهد می‌گوید و بعد هم به این موضوع می‌خندند و باید بگویم که این مسله اصلا درست نیست.

ایشان همچنین در مورد استفاده ابزاری از دین اسلام نیز هشدار داده و گفته است: ما نباید هر کاری را انجام داده و کلمه اسلام را به گوشه کارمان بیفزاییم چون این مورد که ما از اسلام برای رسیدن به اهداف شخصی استفاده کنیم اصلا جایز نیست و این موضوع می‌تواند باعث وارد کردن ضرباتی به اسلام باشد.

این مرجع تقلید همچنین به فعالان رسانه‌ای حاضر در جمع توصیه کرده است که در روزنامه خود بیشتر از مطالب اسلامی استفاده کنند که نزد خداوند دارای اجر و ثواب خواهد بود.

آقای محسنی اژه‌ای! می‌دانید پاسداران چقدر برده‌اند؟

Posted: 04 Nov 2011 12:50 PM PDT

سعیده منتظری، دختر مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری، در وبلاگ خود نوشت:

 

در مرور اخبار حال، همه جا سخن از اختلاسهای مالی و فساد اقتصادی و غارت بیت المال است، و افشاگریهای مربوط به آن.

و در مرور خاطرات گذشته، بارها حمله به بیت و دفتر و حسینیه پدر، و ضبط و غارت آنچه موجود بوده را می بینم. و این خاطره تا چه اندازه جلب توجه می کند: تابستان ۱۳۸۰ است. نزدیک به ۴ سال است که پدر در حصری غیرقانونی به سر می برد. دفتر ایشان در اشغال سپاه پاسداران است. برادر اتاقی از خانه خود را به حل و فصل امور مقلدین و علاقه مندان پدر اختصاص داده است. آن را هم برنمی تابند و در تیر ماه ۱۳۸۰ آنچه را در آن اتاق است نیز تصرف، و درب اتاق را پلمب و مسدود می نمایند. برادر دیگرم سعید چند ماهی است که بازداشت شده است. اطلاع می دهند که خانواده می توانند با ایشان ملاقات داشته باشند. قبل از ملاقات، در اتاقی دیگر آقای محسنی اژه ای (رئیس دادگاه ویژه روحانیت) را می بینیم. برادرم احمد از ضبط اموال و اشیاء آن اتاق با ایشان سخن می گوید و این که پدر بسیار ناراحت است که چرا دیگر وجوهات شرعی را برده اند و دفتر ثبت وجوهات شرعی و نیز نماز و روزه استیجاری مردم را؛ می گوید: آقای محسنی، حتما شما اطلاع ندارید که حتی وجوه شرعی و دفتر ثبت نماز و روزه استیجاری را هم برده اند! و ایشان چه با افتخار پاسخ داد: ما اطلاع داریم؛ از تمامی آنچه تصرف شده اطلاع داریم.

من دانش آموخته زبان و ادبیات فارسی هستم. پس از مرور اخبار حال و خاطرات گذشته، سری هم به مجموعه اشعار بزرگان دیرین می زنم. سروده شاعر شیرین سخن خانم پروین اعتصامی حسن ختامی بر این نوشتار من می شود:

«برد دزدی را سوی قاضی عسس       خلق بسیاری روان از پیش و پس
گفت قاضی کاین خطاکاری چه بود؟       دزد گفت: از مردم آزاری چه سود
گفت: بدکردار را بد کیفر است       گفت: بدکار از منافق بهتر است
گفت: هان برگوی شغل خویشتن       گفت: هستم همچو قاضی راهزن
گفت: آن زرها که بردستی کجاست؟       گفت: در همیان تلبیس شماست
گفت: آن لعل بدخشانی چه شد؟       گفت: می دانیم و می دانی چه شد
گفت: پیش کیست آن روشن نگین؟       گفت: بیرون آر دست از آستین
دزدی پنهان و پیدا کار توست       مال دزدی جمله در انبار توست
تو قلم بر حکم داور می بری       من ز دیوار و تو از در می بری
حد به گردن داری و حد می زنی       گر یکی باید زدن، صد می زنی
می زنم گر من ره خلق، ای رفیق       در ره شرعی تو قطاع الطریق
می برم من جامه درویش عور       تو ربا و رشوه می گیری به زور
دست من بستی برای یک گلیم       خود گرفتی خانه از دست یتیم
من ربودم موزه و طشت و نمد       تو سیهدل مدرک و حکم و سند
دزد جاهل، گر یکی ابریق برد       دزد عارف، دفتر تحقیق برد
دیده های عقل گر بینا شوند       خودفروشان زودتر رسوا شوند
دزد زر بستند و دزد دین رهید       شحنه ما را دید و قاضی را ندید
من به راه خود ندیدم چاه را       تو بدیدی کج نکردی راه را
می زدی خود پشت پا بر راستی       راستی از دیگران می خواستی
دیگر ای گندم نمای جو فروش       با ردای عجب، عیب خود مپوش
چیره دستان می ربایند آنچه هست       می برند آنگه ز دزد کاه، دست
در دل ما حرص، آلایش فزود       نیت پاکان چرا آلوده بود
دزد اگر شب، گرم یغما کردن است       دزدی حکام، روز روشن است
حاجت ار ما را ز راه راست برد       دیو، قاضی را به هر جا خواست برد»

 

امید این که مرور حال و گذشته و دیرین پندی باشد برای همگان.

و امید این که پوینده راه حق و حقیقت باشیم.

بزرگداشت ۱۳ آبان در حرم امام(ره) با حضور دانشجویان پیرو خط امام و فعالان اصلاح طلب

Posted: 04 Nov 2011 12:43 PM PDT

تعدادی از دانشجویان پیرو خط امام (ره) امروز به مناسبت ۱۳ آبان با حضور در مرقد امام خمینی و نثار تاج گل، با آرمانهای عدالت‌طلبانه انقلاب تجدید میثاق کردند. آنها به همراه تعدادی از شخصیت ها و جوانان اصلاح طلب و نیز برخی از اعضای خانواده شهدای دانشجویان پیرو خط امام در مرقد امام حضور یافته بودند.

بر اساس گزارش رسیده به کلمه،‌ معصومه ابتکار عضو شورای شهر تهران و از دانشجویان پیرو خط امام در این مراسم با اشاره به سالگرد تسخیر سفارت و آرمانهای عدالت طلبانه دانشجویان در ۱۳ آبان ۵۸، از طرف سید حسن خمینی تولیت حرم مطهر امام (ره) از حاضران قدردانی کرد و با اشاره به عدم حضور تعدادی از چهره های شاخص در میان جمع گفت:” شایسته است یاد همه عزیزان این جمع مخصوصا شهدایی که الان در میان ما نیستند را گرامی بداریم و همچنین یاد عزیزانی که به هر دلیل امروز نتوانستند ما را همراهی کنند و یا کسانی که در حبس و محدودیت هایی هستند که امکان حضورشون فراهم نشده است”

الهه مجردی همسر دکتر محسن میردامادی دیگر سخنران این مراسم بود که با اشاره به شعارهای ابتدای انقلاب و حال و هوای آن روزها گفت:” وقتی وارد مرقد امام شدم یاد شعارهای انقلاب افتادم،در شعار استقلال ،ازادی، جمهوری اسلامی، شعار ازادی قبل از شعار جمهوری اسلامی بود، شعار زیبایی که نسل ما در پیام های امام می شنید و امام را رهبر ازادگان و عدالت طلبان می شناخت، شعارها و پیام هایی که نسل ما زندگی و اهداف خود را بر اساس ان تنظیم کرد. وقتی پسر شهید هادی پور از دانشجویان فعال پیرو خط امام را دیدم واقعا متاثر شدم، باورم نمی شد روزی برسد که با وجود تمام فداکاری های این ملت و خون های ریخته جوانان عزیز افراد نالایقی در مصدر امور قرار بگیرند و جلوی چشم و گوش همه مملکت را به ورطه نابودی سوق دهند و از دست کسی کاری بر نیاید، باورم نمی شد روزی برسد امثال محسن میردامادی به جهت انتقاد از دولتی که اکنون برای همه نالایقی ان روشن شده است در زندان به سر برد انتقادات و تذکراتی که دهها برابر آن را حامیان دیروز انان با شدت بیشتری مطرح می کنند و اتفاقی نمی افتد.”

مجردی در حالی که عکس دکتر میردامادی را به همراه داشت افزود :” زمانه سختی است و فرصت ها به سرعت می گذرد، امیدوارم زمان کافی برای جبران اشتباهات فاحشی که کشور را هر روز به ورطه هرج و مرج می کشاند و مردم را در سختی و فشار قرار می دهد داشته باشیم و بتوانیم شعار ها و آرمانهای واقعی ابتدای انقلاب را احیا و به آن عمل کنیم. جمع دانشجویان خط امام لطمات زیادی را متحمل شدند نظیر از دست دادن رحمان دادمان و رضا اخیانی که متاسفانه در حوادث هوایی به رحمت الهی پیوستند و چندین نفر از دانشجویان خط امام که در جنگ و دفاع از میهن شهید شدند که ضمن گرامیداشت یاد آنها از صمیم قلب امیدواریم مقاومتها و سختی ها نتیجه بدهد و روزهای بهتری برای کشورمان فرا برسد.”

مهندس حبیب ا… بی طرف دیگر سخنران این مراسم بود که ضمن تسلیت شهادت امام محمد باقر(ع) ، ۱۳ آبان ماه را یادآور اتفاقات سه گانه بزرگی در تاریخ انقلاب دانست و اظهار داشت: ” تبعید حضرت امام،کشتار دانش اموزان در سال ۵۷ و حادثه تصرف لانه جاسوسی امریکا سه اتفاق بزرگی هستند که هر سه از اهمیت به سزایی در انقلاب ما برخوردارند. اما حادثه تصرف لانه جاسوسی امریکا که در زمان خودش با استقبال عظیم ملی روبرو و از بازتاب بین المللی زیادی برخوردار شد که سرنوشت انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را تداوم بخشید. همه ما می دانستیم که اگر در آن شرایط دست های امریکا قطع نشود ممکن است حوادثی پیش بیاید که نظام جمهوری اسلامی عملا در چالشهای شدیدی قرار بگیرد و در عمل دیدیم که امام با درک عمیق و بینش وسیعی که داشت این حرکت را انقلاب دوم نامید. هیچ یک از ما باور نمی کردیم که حادثه تا این اندازه مهم باشد اما درک امام بود که ابعاد این حادثه را یک حادثه جهانی و یک حادثه تاریخی در تاریخ معاصر ایران قرار داد. ”

بیطرف با اشاره به عدم دخالت و مشارکت دانشجویان تسخیر کننده سفارت در برگزاری مراسم سالانه ۱۳ آبان ، افزود:” امیدوار بودیم طی سال های بعد ۵۸ هم این حادثه مثل همان روزهای اول گرامی داشته شود و در قبال کسانی که بدون هیچ چشم داشت، فقط به خاطر انقلاب اسلامی ،عشق به امام و عشق به استقلال و آزادی این مملکت عزیز این حرکت رو انجام دادند ،حداقل اندیشه ها و نگاهشان در سال های بعد منعکس شود و تداوم داشته باشد اما متاسفانه این روزها شاهد هستیم که طور دیگری از آن روزها یاد می شود و دانشجویان خط امام عملا نقش و رنگی در برگذاری یادبود ۱۳ آبان ندارند.”

وی در پایان گفت: ” این حرکتی که دوستان جهت جمع شدن انجام دادند و توانستیم در سالگرد ۱۳ آبان حداقل دیدار و پیمانی با امام ، مرادمان ، پیر دیرمان و رهبرمان داشته باشیم کار خیلی ارزشمندی بود که باید از کسانی که مسبب آن هستند تشکر کرد و یاد عزیزانی رو که در میان ما نیستند را گرایم داشت چه آنهایی که در حوادث بعدی شهید شدند و چه کسانی که متاسفانه هم اکنون اسیر هستند و در زندان ها به سر می برند و امکان حضور در این جمع را نداشتند.”

در پایان این مراسم مهندس محمد نعیمی پور دیگر عضو داشنجویان پیرو خط امام ضمن تشکر از تولیت حرم امام(ره) و حاضران در مراسم گفت: ” امروز شرایط به گونه ای پیش رفته که توجیه و توضیح خیلی از مسائل برای جوانان سخت تر شده است اما فکر می کنم آنچه مشخص است نیت های پاکی است در پس این حرکت وجود داشت. امیدواریم با همین نشاطی که داریم بر سحتی ها غلبه کنیم و در سالگرد بعدی ۱۳ آبان شرایط بهتری برای برگزاری پرشکوه تر این مراسم داشته باشیم.”

 

روایت آیت‌الله موسوی خوئینی‌ها از حادثه ۱۳ آبان، ادعاهای بی‌اساس سردار مشفق و رفتار متناقض سپاه

Posted: 04 Nov 2011 09:11 AM PDT

آیت‌الله موسوی خوئینی‌ها در پاسخ به سؤال یکی از کاربران وب‌سایت خود درباره نقش وی در حادثه ۱۳ آبان، نوشت:

بنده لیدر «دانشجویان مسلمان پیرو خطّ امام» نبوده و نیستم، دانشجویان خود تصمیم بر انجام این کار گرفته بودند این موضوع را با من در میان گذاشتند تا بنده به اطلاع حضرت امام برسانم و نظر ایشان را جویا شوم؛ من ضمن اینکه اصل این تصمیم را تایید کردم، مطرح کردن آن را با امام کار صحیحی ندانستم و توضیح دادم که اگر امام موافق باشند به خاطر جایگاهی که دارند نمی‌توانند بگویند که من موافقم و بروید سفارتخانه یک کشور خارجی (حتی اگر سفارتخانه آمریکا باشد) را اشغال کنید. پس شما کار خود را انجام دهید اگر حضرت امام موافق بودند که مشکلی ندارید و اگر مخالفت کردند شما بلافاصله اعلام می‌کنید به خاطر اطاعت از امام ما محل سفارت را ترک می‌کنیم و…، دانشجویان هم قانع شدند و در روز موعود این تصمیم عملی شد.

من در سال گذشته در یک جمع دانشجوئی بیش از دو ساعت به شرح و توضیح زمینه‌های سیاسی بعضی از اقدامات آمریکا در ایران از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا سال ۵۷ و پس از پیروزی انقلاب تا آبان ۵۸ پرداخته‌ام و نیز بخشی از پیامدهای إشغال لانه را توضیح داده‌ام و اگر فیلم آن آماده شود و خدا بخواهد در روزهای آینده بر روی این سایت خواهم گذاشت.

در زمانی که این واقعه رخ داد اولین کسی که آن را تأیید کرد حصرت امام بود و از مقامات رسمی دوّمین نفر مرحوم آیت الله شهید دکتر بهشتی بود که در جلسه رسمی مجلس خبرگان قانون اساسی (نوبت بعد از ظهر) به عنوان نطق پیش از دستور به طور قاطع از این اقدام حمایت کرد و اکثر شخصیّت های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و… و اکثریّت قاطع مردم در سراسر کشور و تمام گروهها و احزاب و سازمانهای سیاسی حمایت کردند و در حزب نهضت آزادی ایران اختلاف رخ داد و عده‌ای از اعضاء از نهضت آزادی جدا شدند و در سراسر ایران نه یک گروه سیاسی و نه یک شخصیّت معتبر در کشور این اقدام را نه به آمریکا نسبت داد و نه به شوروی و هیچ کس تردید نداشت که این واقعه یک اقدام صد در صد خالص داخلی است و دانشجویان اقدام کننده هم بیرون از همه گروهها و احزاب سیاسی چپ و راست هستند، و از آن روز تا امروز به ویژه پس از رحلت حضرت امام رضوان الله تعالی علیه شنیده نشده است آیت الله خامنه ای چه در جایگاه رهبری و چه در جایگاه فرمانده کل قوا این اقدام را تخطئه کرده یا مشکوک خوانده باشند و آنچه شنیده شده است تأیید آن و بیان دستاوردهای آن بوده است.

اکنون سؤال من این است که آن فرد سپاهی که خود را سردار مشفق معرفی کرده است بر اساس کدام اطلاعات ادّعا کرده است که این اقدام یک طرح آمریکائی بوده است؟ و مدّعی شده است که اینگونه اقدامها در دانشکده‌های آمریکا تدریس می‌شود؟ سؤال دیگر من این است که چه کسی – سی دی – سخنرانی این سردار را که بر خلاف نظر و تحلیل صریح فرمانده کل قوا است در تیراژ وسیع در سراسر کشور پخش کرد؟ و چه کسی بودجه آن را تأمین کرده است؟ سؤال سوّم اینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چه بر خوردی با این قضیّه کرده است؟ آیا مقررات درون نیروی های مسلّح اجازه می‌دهد یک فرد نظامی و موظف، بر خلاف نظر حضرت امام – ره – و بر خلاف نظر فرمانده کل قوا راجع به یکی از قلّه های بلند انقلاب در میان جمعی بزرگ سخنرانی کند؟

آیا تعجب آور نیست که سپاه در پاسخ به کسانی که می‌گویند چرا سپاه در انتخابات که از امور مهم سیاسی است دخالت می‌کند، می‌گوید یکی از وظائف سپاه حفظ دستاوردهای انقلاب است ولی دراین مورد چرا هیچ واکنشی از خود نشان نداد تا حداقل دامن خود را از مخالفت صریح این سردار با نظر اکثریّت قاطع ملت ایران و با نظر حضرت امام و با نظر فرمانده کل قوا مبرّا سازد؟ و مگر تسخیر لانه جاسوسی آمریکا از دستاوردهای انقلاب نیست؟ و مگر حضرت امام آن را انقلاب دوم و انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نخواندند؟ (البتّه در همین جا بگویم که من هرگز وظیفه حفظ دستاوردهای انقلاب را که درقانون اساسی آمده است جز آنچه در قوانین مجلس شورای اسلامی تبیین شده است برای سپاه روا نمی‌دانم). سؤال من اما بر اساس تفسیری است که مورد قبول سپاه است.

من به خود حق می‌دادم که از سپاه انتظار داشته باشم و سؤال کنم که وقتی آن جوان نادان تحت فشار پول و تشویق فردی خاص، از اباطیل نشریّات غربی به ویژه آمریکائی، کتابی ساخت که محصول آن این بود که واقعه تسخیر سفارت آمریکا نقشه شوروی‌ها بوده است و این نقشه را توسط فردی که عضو کا-گ-ب بوده ودانشجویان را همراهی کرده، پیاده شده است چرا سپاه که دفاع از انقلاب رابدون محدودیّت به قوانین عادی وظیفه خود می‌داند در این مورد برای دفاع از این دستاورد انقلاب عکس العملی از خود نشان نداد؟ ولی وقتی که دیدم سپاه از قضیّه آن سردار با سکوت گذر کرد متوجه شدم که بیهوده آن انتظار را داشته ام.

حقوق شهروندی در سیره معصومان(ع)

Posted: 04 Nov 2011 08:58 AM PDT

سید جواد ورعی *

«حقوق شهروندی» که در دانش حقوق از «حقوق اساسی» شمرده می شود و در کنار «حقوق دولت» مطرح می گردد، در سیره و سنّت رسول خدا (ص) و ائمّه هدی (ع) سابقه دارد. هر چند بیش از همه در سیره پیامبر و امام علی که فرصت و مجال کشورداری پیدا کردند، به چشم می خورد و به طور طبیعی در این نوشته کوتاه بیش از سیره ائمّه دیگر مورد استناد قرار می گیرد.

قبل از بررسی «حقوق شهروندی در سیره پیشوایان معصوم» توجه به دو نکته بسیار مهم، «عظمت، اهمیت و جایگاه حقوق شهروندی» را نزد آنان نشان می دهد.

نکته اول، پیشوایان معصوم نخستین منادیان «حقوق شهروندی»

رسول اکرم (ص) و جانشینان معصوم آن حضرت در زمانی که از «حقوق شهروندی» مردم در برابر حکومت ها و حاکمان سخن می گفتند و در عمل نیز آن را رعایت می کردند، در هیچ یک از حکومت ها و مکتب های مختلف آن زمان، سخنی از «حقوق شهروندی» مطرح نبود. اگر چنین آموزه هایی وجود داشت، قاعدتا باید در جوامع پیشرفته و متمدن آن روز یعنی ایران و روم می بود، ولی مراجعه به قوانین و مقررات این دو سرزمین نشان می دهد که چیزی به عنوان حقوق شهروندی وجود نداشت. «حق» تنها از آن حاکمان بود و بس؛ مردم نیز موظف به اطاعت از آنان بودند.

روسو از قول حکیم یونانی اسکندرانی نقل می کند که امپراطور رم می گفته: «همان قسمی که چوپان بر گله های خود برتری دارد، رهبران قوم نیز جنسا بر مرئوسین خود تفوّق دارند.» و از استدلال خود نتیجه می گرفته که «آن ها نظیر خدایان و رعایا نظیر چهارپایان می باشند.» [۱]

نه تنها در زمان ظهور اسلام در میان اقوام و ملل دیگر سخنی از حقوق شهروندی نبود بلکه پس از سپری شدن قرن ها، ارباب کلیسا، فیلسوفان و سیاستمداران در اروپا مردم را بردگان و خدمتکارانی برای آسایش قدرتمندان می دانستند. بر این باور بودند که حاکمیت شاه یا پدر روحانی بر قدرت الهی تکیه دارد و حاکم تنها در برابر خدا مسئول است ، نه در برابر مردم. [۲]

برخی از فیلسوفان قرن ۱۶ مردم را بدون شاه جسدی بی سر توصیف کرده و معتقد بودند: «دولت مانند پیکری جاندار است که روحانیان در حکم مغز آن، شاه در حکم سر آن ، مجلس پیران (سنا) قلب ، و دیگر مردم معده و اعضای دیگرند. حاکمان ولایت ها چشم و گوش و زبان پیکر اجتماع و سپاهیان و مأموران دون پایه ، دست آن و کشاورزان و پیشه وران ، پای آن بشمار می روند.» [۳]

روسو در همین باره از گرسیوس، سیاستمدار و مورخ هلندی که در قرن ۱۷ می زیسته، نقل می کند که «قدرت روسا برای آسایش مرئوسین نیست و شاهدش آن است که بندگان و بردگان برای راحتی اربابان آفریده شده اند، نه اربابان برای راحتی بندگان.» [۴]

در حالی که پیشوایان معصوم قرن ها پیش از آن حاکم را «پدری مهربان» [۵] ، «برادر» و «معلم» [۶] ، «ولیّ» و «والی» [۷] به معنای سرپرست، «حافظ» [۸] و «راعی» [۹] به معنای نگاهبان حقوق و امنیت مردم، «امین» [۱۰] و «امام» [۱۱] می شمردند. رسول خدا و امیر مومنان بنی امیه را به خاطر آن که مردم را به چشم «بردگان» و حتی «حیوانات و گیاهان» که برای راحتی و منفعت آنان به عنوان ارباب و صاحب اختیار آفریده شده اند، سرزنش می کردند [۱۲] و دست اندازی آنان را به قدرت سیاسی برنمی تافتند. پیامبر خلافت را بر ایشان حرام می دانست. [۱۳]

پیامبر خدا به هنگام اعزام معاذ بن جبل به فرمانداری یمن در نامه ای به مردم با صراحت نوشتند:

«من معاذ را به عنوان ربّ و صاحب اختیار شما نفرستادم، بلکه او را برادر و معلم و به منظور اجرای اوامر الهی و شخص مطیعی که در انجام امور مسئولیت دارد، فرستادم.» [۱۴]

به هنگام اعزام عمرو بن حزم به قبیله بنی الحارث، در نامه ای ضمن توصیه های گوناگون، از او خواست مردم را با حقوق و وظائفشان آشنا سازد، با آنان به نرمی رفتار کند و در برابر ظلم به دیگران شدت عمل به خرج دهد. [۱۵]

علی (ع) هم مالک اشتر را از این که «خود را حاکمی معرفی کند که فرمان می دهد و باید اطاعت شود»، برحذر می دارد. چرا که قلب انسان را فاسد و دینش را ضعیف و تباه می سازد. [۱۶]

نکته دوم،سخن از حقوق شهروندی در زمان اقتدار

پیامبر (ص) و امیر مومنان (ع) در زمان «حاکمیت و قدرت» از حقوق شهروندی در برابر حکومت سخن گفتند، نه در زمانی که خود در شمار یکی از شهروندان بودند. غیر از این که در سخنرانی های خود مردم را با حقوقشان آشنا می کردند، در نامه ها و دستورالعمل هایی که به کارگزارانشان می نوشتند، «حقوق مردم» و «وظائف کارگزاران» را گوشزد می نمودند. حتی «پیروی از دستورات حکومتی» از جانب مردم را منوط به «انجام وظائف» حاکمان و دولتمردان می کردند تا دولتمردان بدانند اگر حقوق شهروندان را ادا نکنند، نباید انتظار اطاعت از آنان را داشته باشند.

امام علی (ع) در طول ۲۵ سال حاکمیت خلفای بعد از پیامبر و انزوای خود از «حقوق شهروندان» سخن نمی گفت تا تصور شود چون به او ستم شده و از حق مسلّمش محروم گشته، و به خاطر مخالفت با حاکمان غاصب دم از حقوق مردم می زند، بلکه در اوج قدرت از «حقوق مردم در برابر حکومت» سخن گفت. بیشتر سخنرانی ها و نامه های حضرت در این زمینه مربوط به دوران خلافت اوست.

به چند نمونه تاریخی از پیامبر و امیر مومنان در این زمینه توجه کنید:

رسول خدا (ص) به هنگام اعزام علاء بن حضرمی به بحرین، در نامه ای خطاب به مردم فرمود:

«علاء بن حضرمی را به سوی شما اعزام کردم و به او امر کردم که از خدای یکتا پروا کند و….؛ شما را نیز به پیروی از او فراخواندم. اگر او این گونه رفتار کرد، به عدالت حکم راند و به عدالت تقسیم کرد و در برابر طلب رحمت دیگران رحم نمود، شما نیز به سخنانش گوش فرا دهید و پیروی اش کنید و به نیکی یاری اش دهید.» [۱۷]

امام علی (ع) نیز در یکی از خطبه های خود پس از بیان وظائف خویش به عنوان حاکم، فرمود:

«چنان چه من وظائفم را انجام دادم، بر خداوند است که نعمتش را بر شما تمام کند؛ و وظیفه شما نسبت به من اطاعت است و این که از فرمان حق رو برمگردانید و در کاری که صلاح دانستم، کوتاهی نکنید.» [۱۸]

ایشان در جمله دیگری در باره «وظائف متقابل مردم و حکومت» فرمود:

«بر امام لازم است بر طبق قوانین الهی حکم کند و امانت را ادا نماید و اگر چنین کرد، بر مردم واجب است به سخنانش گوش فرا داده و از او پیروی کنند و هر گاه آنان را فرا خواند، اجابتش نمایند.» [۱۹]

در این جملات نکته مهم دیگری هم جلب نظر می کند و آن این که مردم در صورتی موظف به اطاعت از حاکمان اند که آنان به وظائف خویش در قبال مردم عمل کنند و حقوق شهروندان را رعایت نمایند.

امام علی (ع) در یک سخنرانی طولانی در صفین از «حقوق متقابل حاکم و شهروندان» سخن گفته و فرمود:

«خداوند به سبب ولایتی که من بر شما دارم، برای من بر شما حقّی قرار داده و برای شما نیز همانند حقّ من بر شما، حقّی بر من قرار داده است…به کسی حقّی داده نشده جز این که تکلیفی بر عهده اش نهاده شده، و تکلیفی بر عهده اش نهاده نشده جز این که حقّی داده شده است.» [۲۰]

این سیره بر خلاف سیرة صاحبان قدرت است که معمولا به هنگام برخورداری از «قدرت و حاکمیت» دم از حقوق مردم نمی زنند. چرا که از نظر آنان مردم در این زمینه هر چه کمتر بدانند و بشنوند، بهتر است، و متقابلا وقتی از قدرت کنار زده شده و منزوی گشتند، از «حقوق شهروندی» سخن می گویند تا مردم را بر علیه رقبای سیاسی خود تحریک کنند و آنان را در تنگنا بگذارند. دلشان به حال مردم و حقوق آنان نسوخته بلکه در فکر بازگشت به قدرت اند. ارباب قدرت اطلاع و آگاهی مردم را دردسر ساز می دانند. از این رو، اگر در مسیر «جهل و نادانی و بی اطلاعی» مردم هم حرکت نکنند، نسبت به «ارتقاء دانش و آگاهی شهروندان» هم دغدغه و حساسیتی ندارند.

با وجود چنین فرهنگی در میان حاکمان و دولتمردان، پیشوایان معصوم کاملا بر عکس عمل می کردند. علی (ع) «رشد علمی و آگاهی های اجتماعی» را یکی از حقوق شهروندان شمرده [۲۱] و به مردم اعلام می کند که جز اسرار نظامی را از آنان نمی پوشاند. [۲۲]

چون فلسفه حکومت از دیدگاه آنان «تأمین حقوق مردم» و گرفتن حقوق ضعیفان از قدرتمندان است. از نقطه نظر فقهی «اعطای ولایت» و «واگذاری تصدّی امور حسبیه به افرادی خاص» جز به منظور احقاق حقوق مردم نبوده است. [۲۳] بدیهی است که این هدف جز با علم و اطلاع مردم از حقوقشان امکان پذیر نیست.

حقوق شهروندی

اینک نوبت آن است که از «حقوق شهروندی در سیره معصومان» گفته شود. پیامبر خدا و جانشینان معصوم ایشان کم و بیش از حقوق شهروندی در برابر حکومت سخن گفته و بر تأمین آن پای فشرده اند. چه در زمان «بسط ید» و برخورداری از قدرت و چه در زمان «قبض ید» و محرومیت از قدرت. هر چند آنچه در رسول خدا و امیر مومنان در زمان بسط ید گفته اند، بیش از آن مقداری است که در زمان «قبض ید» گفته شده است. در یک مقاله شمارش همه حقوق شهروندی همراه با مستندات آن امکان پذیر نیست، ولی به میزان گنجایش این نوشته مواردی از حقوق شهروندی را بر می شماریم.

   ۱ .  برابری با دولتمردان

پیامبران برای برقراری عدالت توسط مردم برانگیخته شدند. مهم ترین اصلی که در سیره رسول خدا و ائمه هدی مشهود است، تلاش برای «برقراری عدالت» در عرصه های گوناگون آن است. اصولا شعار پیامبر اکرم «نفی تبعیض در همه شئون آن» و «عدالت و مساوات» به ویژه میان شهروندان و دولتمردان، بود و حکومت را ضامن اجرای این شعار و آرمان می دانست.

یکی از جاذبه های دعوت پیامبر «حمایت او از حقوق ضعیفان و محرومان» بود که از سوی «قدرتمندان و ثروتمندان» پایمال شده بود. چنان که از عوامل مهم پیشرفت اسلام در میان اقوام و ملل دیگر که تبعیض و بی عدالتی در میانشان فرهنگی پذیرفته شده بود، «نفی فرهنگ تبعیض و بی عدالتی» بود.

سیره پیامبر در حشر و نشر با محرومان و مستضعفان و بردگان و سخن گفتن از حقوق آنان در برابر صاحبان قدرت، در جامعه ای که اقشار یاد شده از کمترین حقّی برخوردار نبودند، پیام روشنی در دفاع از حقوق شهروندان داشت. مقاومت قدرتمندان و سلطه گران در برابر این آموزه اسلام نشان از جدّیت پیامبر در دفاع از حقوق شهروندان داشت، دفاعی که منافع آنان را به خطر می انداخت.

سخن گفتن از «برابری حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی» در شرایطی که حتی در جوامع متمدن آن روز «برتری ثروتمندان بر فقرا» ، «قدرتمندان بر ضعفا» ، «مالکان بر بردگان» و «مردان بر زنان» امری پذیرفته شده و مخالفت با آن دیوانگی تلقی می شد، حاکی از «راهبردی بودن سیاست دفاع از حقوق شهروندی» در سیره رسول خدا بود.

رسول خدا در برابر متجاوزان به حقوق مردم عکس العمل نشان می داد. داستان سمره بن جندب و مزاحمت هایش برای یکی از مردم مدینه معروف است. روزی یکی از اهالی مدینه نزد حضرت آمد و از سمره شکایت کرد که بی خبر وارد منزل من می شود تا به درختی که در حیاط منزل من دارد، سرکشی کند و بدین وسیله مزاحم زن و فرزند من می شود. پیامبر از راه های مختلف برای راضی کردن سمره وارد شد ، حتی در برابر صرفنظر کردن او از این درخت وعده درختی در بهشت به او داد. ولی راضی نشد و بر رفتار نادرست و مزاحمت خویش اصرار ورزید. در این مرحله حضرت به مرد انصاری که شاکی بود، فرمود: برو درختش را از ریشه بکن و به کوچه بینداز.» سپس فرمود: «لاضرر و لا ضرار فی الاسلام» [۲۴]

رسول خدا در موارد دیگر نیز با استناد به همین قانون اسلامی به استیفای حقوق مردم پرداخته است. فقها از این جمله قاعده «لاضرر» را به دست آورده اند که در سراسر فقه کارائی دارد و مورد استناد قرار می گیرد. این دسنور حضرت در ماجرای سمره بن جندب بر خلاف احکام اولیه اسلام، مبنی بر این که بدون رضایت مالک نمی توان در مال او تصرف کرد، حکایت از اهمیت و جایگاه حقوق مردم در حکومت نبوی دارد و برای آن می توان از «حکم اولیّه اسلام» نیز چشم پوشید و اختیارات مردم را محدود نمود.

آن بزرگوار کوچکترین امتیازی برای خود و فرزندان و خویشانش قائل نبود. مورخان نمونه های متعددی را در این زمینه نقل کرده اند:

ـ بعد از جنگ بدر دختر رسول خدا زیور به ارث رسیده از مادرش، خدیجه را برای آزادی شوهرش از اسارت مسلمانان به مدینه فرستاد، و رسول خدا با دیدن آن به یاد فداکاری های خدیجه افتاد. با دریافت این فدیه ابوالعاص آزاد شد، مسلمانان که احساس کردند پیامبر مایل نیست این زیور را به عنوان فدیه از دخترش دریافت کند، ولی سهم مسلمانان در این زیور مانع است، همگی سهم خود را از آن به رسول خدا بخشیدند تا آن حضرت توانست زیور را به دخترش برگرداند. [۲۵]

ـ در جنگ بدر عباس عموی پیامبر و عقیل پسر عموی آن حضرت که به اجبار به جنگ آورده شده بودند، اسیر شدند. مسلمانان بدون هیچ تبعیضی آن دو را نیز به اسارت گرفته و حتی دستانشان را هم بستند. [۲۶]

ـ رسول خدا در اواخر عمر شریفش با حال مرض از مردم خواست اگر حقّی بر او دارند، بگویند و استیفا کنند. سواده بن قیس اظهار داشت که در بازگشت از یکی از سفرها تازیانه یا عصای حضرت به کتف او خورده، می خواهد قصاص کند. رسول خدا فرستاد تا تازیانه یا عصای او را از منزل بیاورند و خود را آماده قصاص نمود. حتی وقتی او ادعا کرد که وقت اصابت کتفش برهنه بوده، پیامبر کتف خود را برهنه ساخت. سواده با مشاهده کتف مبارک حضرت بوسه ای بر آن زد و از قصاص گذشت. [۲۷]

ـ نمونه دیگری که در منابع اهل سنت نقل شده آن است که روزی اسامه بن زید در باره زنی که دزدی کرده بود، شفاعت نمود. رسول خدا فرمود: آیا برای تعطیلی حکم خدا شفاعت می کنی؟! سپس برخاست و خطاب به مردم فرمود:

«ای مردم! کسانی قبل از شما هلاک شدند برای آن که هرگاه صاحب منصبی دزدی می کرد، او را رها می کردند و هر گاه شخص ضعیفی دزدی می کرد، بر او حدّ جاری می کردند.»

سپس فرمود:

«وایم الله لو انّ فاطمه بنت محمد سرقت، لقطع محمد یدها؛ به خدا سوگند اگر فاطمه دختر محمد هم دزدی کند، محمد دست او را قطع می کند.» [۲۸]

به راستی در سیره کدام رهبر و رئیس دولتی می توان این مقدار دغدغه را نسبت به رعایت عدالت و مساوات میان مردم و دولتمردان مشاهده کرد؟!

چنان که امیر مومنان علی (ع) در برابر متجاوزان به حقوق مردم می ایستاد. تحقق عدالت به معنای رسیدن هر کسی به حق خود، حقّی که خداوند برای بندگانش مقرّر نموده، دغدغه اصلی آنان بود. ایستادگی آنان در برابر قدرتمندان و زیاده طلبان به خاطر حقوق ضعیفان و محرومان بود، کسانی که قدرت و توانی برای استیفای حقوق مسلّم خود نداشتند.

امیر مومنان علی (ع) اساسا قبول خلافت را به خاطر «تعهّدی» می دانست که «خداوند از علما گرفته که در برابر شکم خوارگی ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان سکوت نکنند» والا دنیا و مظاهر آن که یکی هم حکومت بر مردم بود، از نظر امام «بی ارزش تر از آب بینی یک گوسفند است». [۲۹]

امام اصلی را به کارگزارانش توصیه می کرد و می فرمود:

«اَحِبَّ لِعَامَّةِ رَعِیَّتِکَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِکَ وَ أَهْلِ بَیْتِکَ وَ اکْرَهْ لَهُمْ مَا تَکْرَهُ لِنَفْسِکَ وَ أَهْلِ بَیْتِکَ؛ [۳۰] آن چه را برای خود و خانواده ات می پسندی ، برای شهروندان هم بپسند، و آن چه را برای خود و خانواده ات نمی پسندی، برای شهروندان هم مپسند.»

اهتمام امام به برقراری عدالت و ایستادگی در برابر زیاده خواهان و متجاوزان به حقوق مردم و رعایت اصل مساوات و برابری مردم و حاکمان روشن تر از آن است که نیازمند حتی ذکر نمونه باشد. آن حضرت برای «نهادینه کردن عدالت» و ارائه نمونه و الگوئی از عدالت ورزی حکومت و مساوات مردم با حاکمان به بشریت رنج های بسیاری تحمل کرد، دوستان و نزدیکانش از او رنجیدند. حتی «دوام» حکومتش را فدای «پافشاری بر عدالت» نمود. هرگز از مجازات صاحبان نفوذ و قدرت به بهانه های مختلف صرفنظر نکرد.

. امام سجاد (ع) هم در رساله حقوق خود از «حقوق رعیت بر سلطان» یاد کرده و می فرماید:

«بدان که قدرت تو و ضعف رعیت تو سبب شده تا آنان رعیت تو شوند، پس واجب است که در حق آنان عدالت بورزی و برای آنان مانند پدر مهربان باشی و نادانی شان را بر آنان ببخشی و در مجازاتشان عجله نکنی و خداوند را به خاطر قدرتی که به تو داده، سپاس گوئی.» [۳۱]

امام باقر (ع) در پاسخ به سوال از «حقوق مردم بر حاکمان» فرمود: «تقسیم مساوی بیت المال و عدالت ورزی در حق آنان» [۳۲]

محمد باقر مجلسی معتقد است که منظور امام «تقسیم مساوی بین افراد شریف و پست است، و این سنت رسول خدا (ص) بود که بعد از ایشان توسط خلفا به خاطر جلب رضایت اشراف تغییر دادند و مردم را به خود جلب نمودند. زمانی که امیر مومنان (ع) به ولایت رسید، سنت پیامبر را تجدید کرد و سیره او را برپا نمود. ولی مردم که به باطل عادت کرده و سیره و سنت رسول خدا را فراموش کرده بودند، برنتافتند.»[۳۳]

محدث شهیر ، فیض کاشانی معتقد است که سیره آن بزرگواران در برخورد با مردم چنین بود که عدالت را «حق مردم بر عهده خویش» می دانستند.[۳۴]

     ۲ . حق نظارت بر حاکمان

   یکی از حقوق شهروندان در زمان بسط ید پیشوایان معصوم «حق نظارت آنان بر حاکمان و دولتمردان»، به خصوص کارگزارانی که از سوی آنان نصب می شدند.

  همین که رسول خدا به هنگام اعزام نماینده ای به یک شهر یا منطقه به مردم می فرمود: «اگر چنین و چنان کرد، به عدالت رفتار کرد و به عدالت تقسیم نمود، اطاعتش کنید…» نشان می دهد که مردم بر رفتار حاکمان و چگونگی عمل به وظایفشان نظارت دارند؛ چرا که بی نظارت نمی توان عدالت ورزی و عمل به وظایف حکومتی را از سوی آنان احراز کرد تا متقابلا از ایشان پیروی نمود.

  وظیفه عمومی «امر به معروف و نهی از منکر» که بر عهده آحاد مردم نهاده شده، دلیل روشنی بر «حق»، بلکه «وظیفه» نظارت بر دولتمردان است و کسی نمی تواند این حق را سلب کند یا مانع انجام وظیفه آنان شود. اتفاقا یکی از موارد امر به معروف و نهی از منکر که در روایات مورد تأکید قرار گرفته، امر و نهی صاحبان قدرت است که بیش از دیگران محتاج مراقبت و ارشاد و امر و نهی اند.[۱]

  دلیل دیگری که نظارت شهروندان بر دولتمردان را توجیه می کند، نظارت بر مصرف صحیح مالیاتی است که مردم به دولت می پردازند.[۲] چون مالیات های مختلفی که در شرع معین شده و مردم موظف به پرداخت آن هستند، مصارف معیّن و مشخّصی دارد. برای اطمینان از مصرف صحیح مالیات یا اموال عمومی که در اختیار دولت است، غیر از «لزوم سپردن اموال عمومی به افراد امین»، لازم است ناظرانی هم گماشته شوند تا از حقوق مالی مردم حراست نمایند. همان گونه که در شرع مقدس برای موقوفات، افزون بر متولّی، تعیین ناظر هم ضرورت دارد. سیرة پیشوایان معصوم نیز بر این بود که بر کارگزاران خویش ناظرانی آشکار یا پنهان می گماشتند تا گزارش عملکرد آنان را در زمینه های مختلف، از جمله مصرف بیت المال به آنان ارائه کنند. مردم را هم به گونه ای تربیت نموده بودند که نظارت بر حاکمان را حق و وظیفه خود می دانستند. موارد متعدد اعتراض های اصحاب پیغمبر و عموم مردم به رفتار خلفای بعد از رسول خدا گواه روشنی بر این واقعیت است.

  در عهد دو خلیفه اول، خلفا در چنین مواردی خود را موظف به پاسخگویی و اقناع مردم می دانستند. به عنوان نمونه، در یک مورد که خلیفه دوم لباسی به تن کرده بود که بیش از سهم دیگران از غنائم می نمود، مورد اعتراض مردم قرار گرفت که چرا سهم خلیفه از ما بیشتر است؟        خلیفه به مردم نگفت: «به شما چه ربطی دارد، من وظیفه ندارم به شما توضیح دهم.» بلکه به مردم توضیح داد که فرزندش عبدالله سهم خود را به پدر بخشیده و او توانسته از سهم خود و پسرش پیراهنی بدوزد و بدین وسیله مردم را قانع کرد.[۳]

  از این ماجرا و موارد مشابه دیگر بر می آید که در صدر اسلام خلفا حق نظارت بر رفتار خویش را برای مردم قائل بودند و تا وقتی که حکومت اسلامی توسط امویان به سلطنت استبدادی تبدیل نشده بود، «حق نظارت مردم بر دولتمردان» امری عادی و پذیرفته شده بود.

   در زمان خلیفه سوم هم که خلیفه در برابر نظارت مردم و اعتراض های آن ها درشتی کرد و بر روش نادرست خود در سپردن منصب های دولتی به نالایقان و حیف و میل بیت المال اصرار ورزید، مردم صبرشان لبریز شده و شورش کرده و او را به قتل رساندند. این که آیا قتل خلیفه صحیح و به مصلحت امت اسلامی بود یا نه؟ خارج از حریم این بحث است، امّا تردیدی در «حق اعتراض و شورش مردم» بر علیه خلیفه ای که روش نادرستی در پیش گرفته و بدعت در دین گذاشته و به نصایح اصحاب پیغمبر اعتنایی نمی کرد، وجود ندارد.

   ۳ . آزادی های اجتماعی ـ سیاسی

    یکی دیگر از حقوق شهروندی که در سیره پیشوایان معصوم به چشم می خورد، «آزادی های اجتماعی» است. حقوق و آزادی هایی که آن بزرگواران در گفتار و رفتار خود از آن حراست می کردند، عبارتند از :

  • ·         حق تفکر و اندیشه

  یکی از حقوقی که در سیره رسول خدا و ائمّه هدی برای مردم به رسمیت شناخته شده، «آزادی تفکر و اندیشه» است. آنان نه تنها مردم را از تفکر و اندیشیدن در مسائل گوناگون برحذر نمی داشتند، بلکه تشویق هم می کردند. این که تقلید در اصول دین ناروا بوده و تأمل در امور اعتقادی سفارش شده، از جمله دلائل آزادی تفکر و اندیشه در اسلام است. چون محور مقاله سیره رسول خدا و جانشینان معصوم اوست، از ذکر آیات قرآن در این زمینه صرفنظر می شود.

  در سیره آن بزرگواران نمونه های فراوانی از تشویق به تفکر و تأمل وجود دارد که تنها به بعضی از آن ها اشاره می شود.

   از رسول خدا (ص) نقل شده که یکی از موارد نه گانه ای که عذاب از امّت من برداشته شده، وسوسه ای است که بر اثر «تفکر در خلقت» در دل انسان پیدا می شود. انسان ممکن است در اثر تفکر در باره آفرینش، خدا و جهان هستی تردیدهایی در دلش پیدا شود. به مقتضای این حدیث در دوران تحقیق و تأمل اثری بر این تردید مترتب نمی شود، که یکی از آن ها می تواند عذاب اخروی باشد.

  شاهد بر این تفسیر ماجرای مرد عربی است که سراسیمه به محضر رسول خدا آمد و اظهار داشت: «ای رسول خدا ! هلاک شدم.»

   حضرت متوجه مشکل او شد و فرمود:

   «لابد شیطان به سراغت آمده و پرسیده: «من خلقک؟؛ چه کسی تو را آفریده؟» و تو جواب دادی: خدا. بار دیگر از تو پرسیده: «خدا را چه کسی آفریده؟» و تو نتوانستی جوابش را بدهی و نگرانی که ایمانت را از کف داده باشی.»

  عرض کرد : بله، ای رسول خدا، همین طور است.

  حضرت فرمود: «ذلک محض الایمان؛ نگران مباش، این عین ایمان است.»[۴]

  متفکر شهید استاد مطهری با نقل این ماجرای تاریخی نتیجه می گیرد که شک منزل بدی است، ولی معبر و گذرگاه خوبی است. اگر این شخص در حال شک و تردید باقی می ماند و در جستجوی پاسخ پرسشی که برایش پیش آمده، بر نمی آمد البته هلاک می شد؛ ولی چون به محضر رسول خدا آمد تا نگرانی اش را به حضرت منتقل کند و شبهه خود را برطرف نماید، پیامبر به او فرمود: این عین ایمان است. چون آغازی است برای معرفت بیشتر. این است آزادی تفکّر.[۵]

   امیر مومنان علی (ع) هم مردم را به پرسش از خود تشویق می کرد و در برابر بی ادبی های افراد نادان به هنگام پرسش طاقت از کف نمی داد و یارانش را از تعرض به بی ادبان برحذر می داشت.

  در یکی از مواردی که امام فرمود: «سلونی قبل ان تفقدونی؛ قبل از آن که مرا از دست بدهید، بپرسید.» مرد نادانی که قیافه اش به مسلمانان شباهتی نداشت، رو به حضرت کرده و با جسارت گفت: «ای مدّعی (نعوذ بالله) نادان و کسی که نفهمیده حرف می زنی! من می پرسم، تو جواب بده»

یاران حضرت برخاستند تا با او به خاطر اهانتش برخورد کنند. امام مانع ایشان شده و فرمود:

    «حجج خداوند بر ناراحتی  و عصبانیّت استوار نمی شود و براهین الهی با آن آشکار نمی گردد.»

  سپس امام از او خواست هر سئوالی دارد بپرسد. وقتی امام به همه سئوالات او پاسخ داد، ناگهان ندا سر داد: «اشهد ان لا اله الا الله، و انّ محمدا رسول الله»[۶]

  در زندگی امامان دیگر نیز کم و بیش از این موارد مشاهده می شود. احتجاجاتی که از آنان نقل شده، شاهدی بر برخورد منطقی و ارشاد گونه آنان با کسانی است که دارای مشکل اعتقادی و مانند آن بودند.[۷]

  • ·         حق اظهار نظر در حوزه امور عمومی

   رسول خدا(ص) و ائمه اطهار (ع) «اظهار نظر در حوزه امور عمومی» را حق مردم می دانستند. از این رو، با آنان مشورت کرده و «نظرخواهی از مردم» را حقّ آنان شمرده و در ادای این حق پیشقدم بودند. رسول خدا در موقعیت های گوناگون با مردم مشورت می کرد و بدین وسیله ضمن این که به آنان شخصیت می داد و میانشان الفت ایجاد می کرد و راه و رسم تعامل با یکدیگر را می آموخت،[۸] «احساس مسئولیت» نسبت به مسائل اجتماعی را درآنان بر می انگیخت. گرچه تصمیم گیری نهایی با پیامبر بود اما  مشورت با دیگران را ترک نمی کرد. هرگز از اظهار نظر مردم در مسائل مربوط به آنان ناراحت نمی شد و ایشان را از بیان نظراتشان برحذر نمی داشت.

   استاد شهید مطهری معتقد است:

                  «برای هیچ کس مثل رسول خدا زمینه استبداد و دیکتاتوری فراهم نبود ولی هرگز استبداد در امور اجتماعی نمی ورزید و کوشش می کرد مردم را به دموکراسی عادت دهد. داستان ها از مشورت های رسول خدا هست. رأی و نظر و فکر و عقیده مردم را محترم می شمرد، با آن ها تبادل نظر می کرد، با این که با عالم وحی متصل بود.»[۹]

  این سیره در میان امامان نیز رواج داشت. جملات امیر مومنان در این زمینه شگفت آور است. ایشان در یک سخنرانی که از حقوق و تکالیف شهروندان و دولتمردان سخن می گفت، فرمود:

                    «در باره من گمان مبرید که اگر سخن حقّی گفته شود، بر من گران می آید و یا مرا به بزرگی تعظیم نمایید، زیرا کسی که گفتن حق یا شنیدن پیشنهادی عادلانه بر او دشوار آید، عمل به آن دو برای وی دشوارتر است. پس از حق گویی یا مشورت به عدل خودداری نکنید.»[۱۰]

  گاهی افراد عادی از این که امام معصوم از آنان نظر می خواهد، شگفت زده می شدند. ولی امام روحیه اعتماد به نفس را در آنان دمیده و بر اظهار نظر پافشاری می کرد.

  • حقّ سئوال، انتقاد، اعتراض و شکایت

  یکی از حقوق شهروندان در برابر حکومت «حق سئوال، انتقاد و اعتراض» بود. در فر هنگ اسلامی و سیره پیشوایان معصوم مردم در برابر حاکمان حق سئوال، انتقاد، اعتراض و حتی شکایت دارند. و متقابلا دولتمردان «مسئول و موظف به پاسخگوئی»اند. وقتی امام معصوم خود را مقیّد بداند که به سئوالات، انتقادات و اعتراض ها و حتی شکایات مردم پاسخ دهد و خود را فوق سئوال و اعتراض و شکایت نداند، حاکمان غیر معصوم به طریق اولی چنین وظیفه و مسئولیتی دارند. در گفتار و سیره معصومان هرگز «پاسخگویی» در برابر خداوند «رافع مسئولیت پاسخگویی» در برابر مردم نبوده است.

  رسول خدا به نظرات مردم و سئوال، انتقاد و اعتراض های آنان در امور مربوط به خودشان پاسخ می داد و مردم را به خاطر آن تخطئه نمی کرد.

  ـ در صلح حدیبیّه، به رغم اعتراض بعضی از اصحاب نسبت به اصل صلح یا برخی از موادّ آن، شنیده نشده که رسول خدا با معترضان برخورد کرده باشد.[۱۱]

  ـ در جنگ که رسول خدا بر خلاف معمول غنائم را بین مهاجران تقسیم کرد، عده ای از انصار اعتراض کردند. حضرت آنان را به خاطر اعتراضشان سرزنش نکرد، بلکه فقط به ایشان فرمود:

                     «آیا راضی نمی شوید که به جای مال دنیا رسول خدا از آن شما باشد؟!»

  امیر مومنان علی (ع) با استناد به جمله ای از رسول خدا (ص) مبنی بر این که «هرگز امتی که در آن حق ضعیفان از زورمندان با صراحت و بی لکنت زبان ستانده نشود، روی سعادت نمی بیند»، به کارگزارانش توصیه می کرد که وقتی را برای شکایات و درد دل کردن مردم با خود، بدون حضور  نیروهای مسلح اختصاص دهید تا بتوانند بدون لکنت زبان با تو سخن بگویند.[۱۳]

   ـ حضور ایشان در دادگاهی که قاضی اش منصوب خود حضرت و شاکی اش مردی یهودی بود که در پناه دولت اسلامی زندگی می کرد، و قبول حکم به ناحق قاضی که بر اساس ظواهر حکم کرده بود[۱۴]، نمونه ای بی نظیر از «پای بندی به عدالت» و «به رسمیت شناختن حقوق شهروندان (حتی اهل ذمّه) در دادخواهی از حاکمان جامعه» در تاریخ بشریت است.

   در برابر تندروی های بعضی از یاران و اطرافیانشان نسبت به کسانی که احیانا دچار شبهه شده و لب به انتقاد و اعتراض می گشودند، می ایستادند. حتی اجازه تعرض به مخالفانی که دچار نفاق بوده و به دنبال کارشکنی و عیب جویی بودند، نمی دادند. نمونه های فراوانی از این دست در تاریخ اسلام وجود دارد که برخی از آن ها را در همین نوشته ملاحظه می کنید.

   در سیره معصومان به موارد متعددی برمی خوریم که نه تنها از اعتراض و شکایت مردم از کارگزاران حکومتی ناراحت نمی شدند، بلکه به آن ترتیب اثر می دادند که خود نشانگر آن است که این حق را برای مردم قائل بودند. بسیاری از مواردی که امیر مومنان  کارگزارانش را توبیخ کرده، با استناد به گزارش های مردم بود. اگر حضرت چنین حقی برای مردم قائل نبود، گزارش های اعتراضی آنان را مبنای برخورد با کارگزارانش قرار نمی داد. حتی امام به اعتراض های اهل کتاب که در پناه حکومت اسلامی زندگی می کردند، ترتیب اثر می داد.

  ـ حضرت در نامه ای به قرظه بن کعب انصاری نوشت:

   «برخی از مردان اهل ذمّة ناحیه ولایت تو از نهری خبر می دهند که در زمین هایشان جاری بوده و اینک مسدود شده و آبادانی آن ناحیه را با مشکل روبرو کرده؛ با آنان وارد مذاکره شو و به احیای نهر اقدام کن. به جانم سوگند اگر ایشان به آبادانی بپردازند بهتر از آن است که کوچ کنند.»[۱۵]

  این نامه به تنهایی کافی است تا اهتمام امام را به تأمین رضایت شهروندان، حتی ذمّیان نشان دهد.

   ۴ . برخورداری از جامعه  سالم و عاری از فساد

  اگر ادعا شود  یکی از حقوق شهروندان که پیامبر و جانشینان معصوم آن حضرت دغدغه آن را داشتند، «برخورداری از فضای سالم و به دور از فساد و آلودگی» بود، سخن گزافی نباشد. مواعظ و نصایح آنان به صاحبان قدرت و ثروت و دارندگان موقعیت های اجتماعی  و عموم مردم مبنی بر ترک گناه و معصیت خداوند ، افزون بر آن که از جنبه «تزکیه نفوس افراد» حائز اهمیت است، از جنبه «اجتماعی و سالم سازی محیط زندگی» هم قابل توجه است. سخنان رسول خدا  در موقعیت های مختلف و برحذر داشتن مردم از عادات  دوران جاهلیت و آلودگی های عقیدتی و اخلاقی، و اظهار تأسف امیر مومنان علی (ع) از بازگرداندن مردم به عادات عصر جاهلی بعد از رحلت پیامبر، مبارزه ایشان با بدعت ها و انحراف ها و برخورد با منحرفان فکری، عقیدتی و اخلاقی و بدعت گذاران در همین راستا قابل ارزیابی است.

  برخی از تصمیمات حکومتی امام علی (ع) در محدود کردن افراد مثل: جلوگیری از نشستن مردان در معابر عمومی،[۱۶] اخراج قصه سرایان از مسجد،[۱۷] شکستن نمادهای یهودیان،[۱۸] اخراج صوفی گران از مسجد،[۱۹] و ….. همگی برای سالم سازی جامعه انجام می گرفت.

   نوع برخورد آنان با گنهکارانی که به ایشان مراجعه کرده و خواهان اجرای حد بودند تا در روز قیامت گرفتار عذاب الهی نشوند، نمونه دیگری از اهتمام  آن بزرگواران بر«جلوگیری از آلوده شدن فضای جامعه» و البته «شکسته نشدن حرمت محرمات الهی» و «بقای قبح ارتکاب گناه» در جامعه اسلامی بود. جامعه ای که در آن قبح جرم و گناه از بین برود و فضای جامعه آلوده باشد، نمی توان انتظار داشت عموم مردم که از ایمان متوسط و ضعیف برخوردارند، به گناه آلوده نشوند. فلسفه «حرمت اشاعه فحشا» نیز چیزی جز این نیست.

   «پیشگیری از وقوع جرم»  همیشه یکی از راه های کاهش جرائم بوده و امروزه نیز از جمله وظائف اساسی دولت ها بشمار می رود. جلوگیری از علنی شدن جرم و گناه، ب‍ه وی‍‍ژه گناهانی که جنبه حق اللهی دارند، و تشویق گنهکاران به توبه و جبران آن، به جای مراجعه به محکمه به نوعی جلوگیری از هتک حرمت قوانین الهی و پیشگیری از وقوع جرم توسط دیگران است.

   تنها به نقل یک نمونه از این موارد اکتفا می کنیم:

   کلینی در «کافی» نقل کرده که روزی زنی خدمت امیر المومنین علی (ع) رسید و عرض کرد: من زنا کرده ام، مرا پاک کن. مجازات دنیا آسان تر از عذاب طولانی آخرت است

   حضرت فرمود: از چه پاک کنم؟

   گفت زنا کرده ام . پاکم کن.

   فرمود: زمانی که مرتکب این عمل شدی همسر داشتی؟

   گفت: آری.

   فرمود: همسرت حاضر بود یا غایب؟( احتمالا منظور این است که همسرت در سفر بود یا در وطن و در دسترس تو؟)

    گفت: حاضر بود.

   فرمود: برو فرزندت را به دنیا بیاور و بعدا مراجعه کن.

زن رفت و پس از وضع حمل آمد و بار دیگر گفت: یا امیر المومنین! من زنا کرده ام ، مرا پاک کن.

   حضرت گوئی او را نمی شناسد. همان سوالات را تکرار کرد و در نهایت فرمود: برو دو سال فرزندت را شیر بده و برگرد.

   رفت و دو سال بعد بازگشت و همان خواسته را تکرار کرد.

   حضرت گوئی او را نمی شناسد، بار دیگر همان سوالات را پرسید. سپس فرمود: برو فرزندت را بزرگ کن تا بتواند خودش بخورد و بیاشامد و از بام نیفتد و به چاه سقوط نکند. زن این بار ناراحت شد و گریه کرد و با ناراحتی محضر امام را ترک کرد.

   به هنگام بازگشت، با عمرو بن حریث مخزومی روبرو شد . عمرو به زن گفت : تو را در آمد و شد به محضر امیر مومنان می بینم. چرا گریه می کنی؟ ماجرا را تعریف کرد و افزود: می ترسم پاک نشده بمیرم و در قیامت گرفتار عذاب الهی شوم. گفت: من حاضرم کفالت فرزندت را به عهده بگیرم . نگران فرزندت مباش.[۲۰]

  غیر از موارد فوق، شهروندان در سیره معصومان (ع) دارای حقوق دیگری هم هستند که به فرصت دیگری موکول می شود.

جمع بندی و نتیجه گیری

  پیشوایان معصوم گذشته از این که در طرح «حقوق شهروندی» در برابر قدرتمندان و صاحب منصبان پیشتاز بوده اند، در سخن گفتن از «حقوق شهروندی» و سعی در آگاهانیدن مردم به هنگام برخورداری از قدرت نیز بی سابقه عمل کرده اند؛ به گونه ای که در میان ملل و اقوام نمی توان رئیس و رهبری را یافت که در رأس قدرت از حقوق شهروندی که به معنای سخن گفتن از تکالیف خویش است، دم زده باشد.

  دفاع از یکایک «حقوق شهروندی» در برابر متجاوزان به این حقوق، به ویژه «حقوق محرومان و مستضعفان» را می توان در سیره و سنت آنان به وضوح مشاهده کرد. «بهره مندی از عدالت و برابری با حاکمان»، «نظارت بر دولتمردان»، «آزادی های اجتماعی و سیاسی» مانند: آزادی تفکر و اندیشه، آزادی اظهار نظر در حوزه امور عمومی عمومی، آزادی سئوال، انتقاد، اعتراض و قضاوت، و «برخورداری از جامعه سالم و عاری از فساد» از جمله حقوق یاد شده است.

پی نوشت ها

[۱]. ژان ژاک روسو ، قرارداد اجتماعی، ص ۳۷٫

[۲]. محمد حسین ساکت، نگرشی تاریخی به فلسفه حقوق، ص ۷۵٫

[۳].  عبدالرحمن عالم، تاریخ فلسفه سیاسی غرب از آغاز تا پایان سده های میانه، ص ۲۶۴٫

[۴]. ژان ژاک روسو، پیشین، ص ۳۸٫

[۵]. یعقوب کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۳۵۵٫ «کالوالد الرحیم»

[۶].  علی احمدی میانجی، مکاتیب الرسول، ج۲،ص ۵۹۵٫

[۷]. کلینی، پیشین، ج۲، ص ۹۲؛ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج۹، ص ۵۲۵؛ ج۱۸، ص۴۳۷٫

[۸].  شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص ۲۵۳٫

[۹].  محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۵، ص۸۳٫

.[۱۰] نهج البلاغه، نامه ۵ «ان عملک لیس لک بطعمه ولکنّه فی عنقک امانة»

[۱۱]. کلینی، پیشین، ج۱، ص۳۸۶٫

[۱۲]. محمد باقر مجلسی، پیشین، ج۲۲، ص۳۹۸٫ «اذا بلغ بنو ابی العاص ثلاثین رجلا، اتّخذوا دین الله دخلا و عبادالله خولا و مال الله دولا.» «خول» را بردگان ( طریحی ، مجمع البحرین، ماده خول)، مواشی و نعم (فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۳، ص۳۷۲) تفسیر کرده اند ؛ نهج البلاغه، خ ۹۳٫«وایم الله لتجدنّ بنی امیّه لکم ارباب سوء بعدی.»

[۱۳]. محمد باقر مجلسی، پیشین، ج ۴۴، ص ۳۱۰٫ «انّ الخلافه محرّمه علی ولد ابی سفیان.»

[۱۴]. احمدی میانجی، پیشین، ج۲، ص۵۹۵٫«انی لم ابعث علیکم معاذا ربّا و انما بعثته اخا و معلّما و منفّذا لامرالله و مطیعا الذی علیه من الحق ممّا فعل.»

[۱۵].ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص ۵۹۵٫ « أن یبشّر الناس بالخیر، و یأمرهم به، و یعلّم الناس القرآن، و یفقّههم فیه، و ینهى الناس، فلا یمسّ القرآن إنسان إلا و هو طاهر، و یخبر الناس بالذی لهم، و الّذی علیهم، و یلین للنّاس فی الحقّ، و یشتدّ علیهم فی الظلم»

[۱۶]. نهج البلاغه، نامه ۵۳٫ « ولاتقولنّ انّی مومّر آمر فاطاع، فانّ ذلک ادغال فی القلب و منهکة فی الدین»

[۱۷]. احمدی میانجی، پیشین ، ص ۶۱۹٫

[۱۸]. نهج البلاغه، نامه ۵۰ «….فاذا فعلت ذلک وجبت لله علیکم النعمه و لی علیکم الطاعه و لاتنکصوا عن دعوة و لاتفرطوا فی صلاح»

[۱۹]. علاءالدین علی بن حسام الدین هندی، کنزالعمّال، ج۵، ص ۷۶۲٫

[۲۰]. نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶٫ «أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ جَعَلَ اللَّهُ تَعَالَى لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً بِوَلَایَةِ أَمْرِکُمْ وَ لَکُمْ عَلَیَّ مِنَ الْحَقِّ مِثْلُ الَّذِی لِی عَلَیْکُمْ و …..لَا یَجْرِی لِأَحَدٍ إِلَّا جَرَى عَلَیْهِ وَ لَا یَجْرِی عَلَیْهِ إِلَّا جَرَى لَهُ»

[۲۱]. همان، خطبه ۳۴ « أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً وَ لَکُمْ عَلَیَّ حَقٌّ فَأَمَّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ …. تَعْلِیمُکُمْ کَیْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِیبُکُمْ کَیْمَا تَعَلَمُوا ….»

[۲۲]. همان، نامه ۵۰ «فَإِنَّ حَقّاً عَلَى الْوَالِی‏ ….أَلَا وَ إِنَّ لَکُمْ عِنْدِی أَلَّا أَحْتَجِزَ دُونَکُمْ سِرّاً إِلَّا فِی حَرْب»

[۲۳]. سید عبدالاعلی سبزواری، مهذّب الاحکام، ج۱۱، ص ۴۴٫

[۲۴]. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۵، ص۴۳۸ .

[۲۵]. طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص ۱۶۲٫

[۲۶]. ابن اثیر، الکامل، ج ۱، ص ۵۳۴ ـ ۵۳۷٫

[۲۷]. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۲، ص۵۰۸٫

[۲۸]. مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، با شرح نووی، ج ۶، ص ۱۵۵٫

[۲۹]. نهج البلاغه، خ ۳٫ « لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلما ان لایقارّوا علی کظّه ظالم و لا سغب مظلوم، لالقیت حبلها علی غاربها و لسقیت آخرها بکأس اولها و لالفیتم دنیاکم هذه ازهد من عطفه عنز»

[۳۰]. محمد باقر مجلسی، پیشین، ج ۱۰۱، ص ۲۷۷٫

[۳۱]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص ۶۴۱٫ «  أَمَّا حَقُّ رَعِیَّتِکَ بِالسُّلْطَانِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُمْ صَارُوا رَعِیَّتَکَ لِضَعْفِهِمْ وَ قُوَّتِکَ فَیَجِبُ أَنْ تَعْدِلَ فِیهِمْ وَ تَکُونَ لَهُمْ کَالْوَالِدِ الرَّحِیمِ وَ تَغْفِرَ لَهُمْ جَهْلَهُمْ وَ لَا تُعَاجِلَهُمْ بِالْعُقُوبَةِ وَ تَشْکُرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى مَا آتَاکَ مِنَ الْقُوَّةِ عَلَیْهِم‏»

[۳۲]. کلینی، پیشین، ج۲، ص ۳۴۲٫

[۳۳]. محمد باقر مجلسی، مرأه العقول، ج۴، ص ۳۳۵٫

[۳۴]. فیض کاشانی، الوافی ، ج ۱۰، ص ۲۳۴٫

[۱]. رک: حرّ عاملی، پیشین، ج ۱۶، کتاب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر.

[۲]. محمد حسین نائینی، تنبیه المّه و تنزیه الملّه، تحقیق سید جواد ورعی، ص ۱۱۲ «نظر به شورویه بودن اصل سلطنت اسلامیّه، عموم ملت از این جهت و هم از جهت مالیاتی که از برای اقامه مصالح لازمه می دهند، حق مراقبت و نظارت دارند، و هم از باب منع از تجاوزات در باب نهی از منکر مندرج، و به هر وسیله ای که ممکن شود واجب … است.»

[۳] . رک : ابن الجوزی، سیره ابن الخطّاب، ص ۱۲۷٫

[۴} کلینی، پیشین ، ج۲، ص ۳۵۴٫ « فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) ذَاکَ وَ اللَّهِ مَحْضُ الْإِیمَانِ»

[۵]. مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج ۲۴، صص ۳۹۴ ـ ۳۹۵٫

[۶]. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵۴، ص ۲۳۱٫« فَقَالَ لَهُمْ دَعُوهُ وَ لَا تَعْجَلُوهُ فَإِنَّ الطَّیْشَ لَا تَقُومُ بِهِ حُجَجُ اللَّهِ وَ لَا بِهِ تَظْهَرُ بَرَاهِینُ اللَّه»

[۷]. رک: طبرسی، الاحتجاج. 

[۸]. شیخ مفید، الفصول المختاره، ص ۳۲٫

[۹] . یادداشت های استاد مطهری، ج ۹، ص ۱۳۹٫

[۱۰]. نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶٫« لَا تَظُنُّوا بِی اسْتِثْقَالًا فِی حَقٍّ قِیلَ لِی وَ لَا الْتِمَاسَ إِعْظَامٍ لِنَفْسِی، فَإِنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ أَنْ یُقَالَ لَهُ أَوِ الْعَدْلَ أَنْ یُعْرَضَ عَلَیْهِ کَانَ الْعَمَلُ بِهِمَا أَثْقَلَ عَلَیْهِ ،فَلَا تَکُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْل»

[۱۱].  ابن هشام، السیره النبویّه، ج۲، ص ۳۰۸٫

[۱۳}. نهج البلاغه، نامه ۵۳٫ «تُقْعِدُ عَنْهُمْ جُنْدَکَ وَ أَعْوَانَکَ مِنْ أَحْرَاسِکَ وَ شُرَطِکَ حَتَّى یُکَلِّمَکَ مُتَکَلِّمُهُمْ غَیْرَ مُتَعْتِع»

[۱۴]. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۵۶٫

[۱۵] . محمودی، نهج السعاده، ج۵ ، ص ۲۵٫ 

[۱۶]. جعفر مرتضی عاملی، السوق فی ظلّ الدوله الاسلامیه، ص۶۷٫

[۱۷]. شیخ طوسی، تهذیب، ج۱۰، ص ۱۴۹٫

[۱۸]. شیخ صدوق، پیشین، ج۱، ص ۱۵۳٫

[۱۹].الکتانی، التراتیب الاداریّه، ج۲، ص ۲۷۲٫

[۲۰]. کلینی، پیشین، ج ۱۴، ص ۴۴٫

 

این مقاله در همایش حقوق شهروندی در ایران ۱۴۰۴ از سلسله همایش های تخصص چشم انداز در ۴ آبان سال جاری در محل دانشگاه آزاد اسلامی ـ تهران مرکزی ارائه شده بود و به نقل از وب‌سایت سید جواد ورعی منتشر شده است.

کوبایی‌ها بعد از ۵۰ سال از حق خرید و فروش خانه برخوردار شدند

Posted: 04 Nov 2011 08:39 AM PDT

شهروندان کوبا برای نخستین بار در ۵۰ سال گذشته می‌توانند ملک خرید و فروش کنند.

به گزارش بی‌بی‌سی، بر اساس قانون جدیدی که از هفته آینده – دهم ماه نوامبر – اجرا می‌شود، کوبایی‌ها می‌توانند در ازای فروش خانه‌های خود پول دریافت کنند. پیش از این، مردم کوبا می‌توانستند خانه‌های خود را تعویض کنند ولی اجازه فروش خانه‌هایشان را در ازای دریافت پول نداشتند.

قانون جدید بخشی از اصلاحات اقتصادی است که با هدف ایجاد تحرک در اقتصاد کوبا و حل مشکل کمبود مسکن به اجرا گذاشته شده است. حق مالکیت خصوصی شهروندان در کوبا از زمان روی کار آمدن کمونیست‌ها در سال ۱۹۵۹ میلادی بسیار محدود بوده است.

گزارش آژانس درباره ایران چهارشنبه منتشر می‌شود/ دبیرکل ناتو: برنامه‌ای برای مداخله نظامی نداریم

Posted: 04 Nov 2011 08:30 AM PDT

در حالی که گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره برنامه هسته‌ای ایران قرار است چهارشنبه هفته جاری منتشر شود، دبیرکل ناتو اعلام کرد که این اتحادیه نظامی از تلاش‌های دیپلماتیک برای حل‌وفصل منازعه هسته‌ای با ایران حمایت می‌کند و تصمیمی برای مداخله نظامی ندارد.

به گزارش آسوشیتدپرس، آندرس فو راسموسن، دیروز – ۱۲ آبان‌ماه – با تاکید بر اینکه ناتو «به هیچ‌وجه قصد مداخله در ایران» ندارد، خواستار رعایت قطعنامه‌های سازمان‌ملل و توقف برنامه‌های غنی‌سازی اورانیوم در ایران شد.

این در حالی است که به تازگی گزارش‌هایی درباره آمادگی اسرائیل برای تحرک نظامی علیه ایران منتشر شده است. روزنامه گاردین هم ادعا کرده بود که بریتانیا برای حمایت از آمریکا در حمله احتمالی مبتنی بر عملیات هوایی و دریایی به ایران برای مهار برنامه هسته‌ای این کشور آماده می‌شود.

همانند دبیرکل ناتو، یکی از سخنگویان کاخ سفید هم روز چهارشنبه بر حل‌وفصل مسئله هسته‌ای ایران از راه دیپلماسی تاکید کرده و گفته بود که ایالات‌متحده اعمال تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران را موفقیت‌آمیز می‌داند.

اما واکنش مقامات رسمی ایران به تهدیدهای اخیر نیز نسبتا تند بود. علی‌اکبر صالحی وزیر امور خارجه ایران در بنغازی پایتخت لیبی گفت که جمهوری اسلامی برای «بد‌ترین وضعیت» آماده شده و نسبت به رویارویی آمریکا با این ایران هشدار داد. او گفت که آمریکا «عقلانیت» خود را از دست داده است اما «ما امیدواریم که آن‌ها قبل از آن که خود را در مواجه با ایران قرار دهند، دوباره فکر کنند».

گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره برنامه هسته‌ای ایران چهارشنبه هفته جاری (۹ نوامبر) منتشر می‌شود. گزارشی که گفته می‌شود لحن تندتری نسبت به قبل علیه ایران دارد.

پیش از این “جیانگ یو” سخنگوی وزارت خارجه چین در مورد گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره ایران اعلام کرده بود که چین از تلاش‌های آژانس حمایت می‌کند و اخیراً این کشور و روسیه پیشنهادهایی را درباره حل موضوع هسته‌ای ایران به یوکیا آمانو مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تسلیم کرده‌اند.

روایت نحوه انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری از زبان کروبی، امشب در تلویزیون رسا

Posted: 04 Nov 2011 08:21 AM PDT

تلویزیون رسا امشب، قسمت دوم از گفت و گوی منتشر نشده خود با مهدی کروبی را پخش خواهد کرد. این برنامه مانند هفته گذشته ساعت ۹:۳۰ (نه و نیم) شب به وقت تهران و پس از برنامه پژواک پخش خواهد شد. آقای کروبی در این قسمت از گفت و گو، به نکات جالب توجهی از انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری جمهوری اسلامی می پردازد.

در قسمت پیشین گفت و گو که هفته گذشته پخش شد، آقای کروبی نقش جامعه روحانیت و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در وقایع دهه اول انقلاب را مرود بررسی قرار داد و این دو تشکل را کانون اقتدارگرایی معرفی کرد.

این گفت و گو پیش از حصر کروبی ضبط شده است و آقای کروبی در این گفت و گوی دیدنی، جمهوری اسلامی را در سه مقطع پیش از تشکیل، از پیروزی تا رحلت امام و از رحلت امام تا کنون مورد بررسی قرار داده و می گوید: برای من مقطع سوم از همه مهم تر است زیرا انحرافاتی در این مقطع رخ داده که منجر به اتفاقات این چند سال شده و عده زیادی از نیروهای اصیل انقلاب حذف شده اند. او از خاطرات انتخابات مجالس اول دوم و سوم می گوید و درباره استعفای آیت الله منتظری و کنار گذاشتن ایشان نکات قابل توجهی را مطرح می کند.

در قسمت اول این گفت و گو که پخش شد، کروبی تاکید کرد: انحراف در انقلاب و نظام اسلامی بعد از رحلت امام آغاز شد و وضعیت فعلی را به وجو آورد که عده زیادی از نیروهای اصیل انقلاب یا حذف شدند و یا در زندان به سر می برند.. با این حال آقای کروبی با ذکر خاطراتی از دوره مجلس دوم و بعد از آن می گوید افرادی که پس از فوت امام خمینی در قدرت قرار گرفتند و انحرافات موجود را به وجود آوردند، از همان دوره اقدامات حذفی و گرایش به محدود کردن دیگران را آغاز کرده بودند.

دبیرکل حزب اعتماد ملی با یادآوری فضای آزاد انتخابات مجلس اول که همه گروه ها و گرایشات سیاسی اجازه حضور در صحنه انتخابات را داشتند، می گوید: در خلال انتخابات مجلس دوم و بعد از آن متاسفانه همین تفکری که بعد از رحلت امام وضعیت فعلی را به وجود آورد تلاش می کرد از فرصت استفاده کرده و پایه های قدرت خود را تثبیت کند. این افراد شروع کردند به ایجاد محدودیت بر سر راه دیگران که در انتخابات شرکت نکنند.

کروبی کانون این اقدامات حذفی را جامعه روحانیت مبارز تهران و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ذکر کرد و با یادآوری مخالفت های امام با اقدامات حذفی این جناح گفت که علت انشعاب مجمع روحانیون از درون جامعه روحانیت نیز مبارزه با همین اقدامات بوده است.

وی از ماجرای نود و نه نفر نماینده مخالف میرحسین موسوی در مجلس و نیز ابطال صندوق های رای در برخی شهرها مانند اصفهان و شیراز به عنوان بخشی از اقدامات این جناح تمامیت خواه نام برد و گفت،این افراد با ادامه نخست وزیری میرحسین موسوی مشکل داشتند.

کروبی همچنین با اشاره به انشعاب از جامعه روحانیت و تشکیل مجمع روحانیون گفت تنها تشکلی که برای تاسیس و فعالیت اجازه کتبی از امام دارد مجمع روحانیون است که پس از تشکیل در انتخابات مجلس سوم اکثریت را از آن خود کرد اما درست یکسال بعد از تشکیل مجلس سوم امام رحلت کرد.

در قسمت بعدی این گفت و گو که امشب از تلویزیون رسا پخش خواهد شد، آقای کروبی به ذکر انحرافات نظام بعد از رحلت امام خواهد پرداخت.

صدا به صدا نمی‌رسد؟

Posted: 04 Nov 2011 08:14 AM PDT

غلامعلی رجایی

این روزها حال و وضع خوبی ندارم. خواندن فرازهای تکان دهنده ای از شکوایه ها و درد دلها و تظلم خواهی های سید مصطفی تاجزاده و محمد نوری زاد در نامه هایی که به رهبری نوشتند و خوشبختانه یا متاسفانه آنها را برای اطلاع عموم منتشر کردند مرا بسیار متاثرتر از قبل کرد.

به گمان من این نامه ها و مقاله های از سرخیر خواهی و تظلم های بعضی که ستمی بر آنان رفته است به مثابه هشدارهایی هستند که قبل از وقوع زلزله باید جدی گرفته شوند. از این روشنتر نمی شود اعلام خطر کرد که راهی که می رویم و باید نرویم این نیست.

پیشتر هم گفته بودم احساس می کنم که چون حرفها زده شده و گفتنی ها گفته شده اند و در عین حال باز بعضی معتقدند همه چیز در کشور بر وفق مراد است! دیگر از دست این کلمات هم کاری ساخته نیست. مگر خدا عنایتی کند.

در مقاله قبل در چند سطر کوتاه با اشاره به حاکمیت فضای به شدت امنیتی کشور برای نمونه به این خبر- تکان دهنده – اشاره کرده و نوشتم:

سایت فرهنگ لغت نامه دهخدا که چند دهه مورد رجوع محققین داخل و خارج کشور است توسط مبادی ذی ربط فیلتر شده است.

اما به جای اینکه بعضی که مسبب، بانی و مجری این روشها هستند با دیدن این مطلب از خجالت و شرم آب شوند آب از آب تکان نخورد.

نظامی که لغتنامه دهخدا را مضر به حال جامعه می داند نمی تواند اسلامی باشد.

آیا وقت آن نرسیده کسانی که همه خوبیهای عالم را بخود بر می گردانند و داعیه آن را دارند که بیداری اسلامی یا بهار عربی و احتمالا جنبش وال استریت! و… از انقلاب شان سرچشمه گرفته سوگند به آنچه اعتقاد دارند که من نمی دانم، چرا نمی دانم! چیست! به خود آیند و از این روشها دست بردارند و بگذارند این باقی مانده آبرو برای نظامشان باقی بماند؟

الآن که این سطور را می نویسم چهره مظلومانه دانشجوی شهید عظیم اسدی مشکال که در نخستین روزهای فروردین ۵۷ در کنار من در اثر شدت شکنجه هایی که ماموران شاه به من و او وارد کردند با اینکه از درد به خود می پیچید ولی با غرور مقدسی که داشت حتی آه نگفت و به شهادت رسید در پیش رویم مجسم شده است.

چرا بعضی از من می خواهند دم فرو بندم و خون عظیم را نادیده بگیرم؟ عظیمی که فقط ۱۹ بهار را مهمان این خاک بود. این خونها برای چه به زمین ریخته شد؟ برای اینکه انتقاد از حاکم و حاکمیت سزای زندان داشته باشد؟ بعضی که بر اسب سرکش قدرت سوارند خود را بدون عیب و نقص بدانند؟ منتقدین خود را فتنه گر و وابسته و برانداز بخوانند و به زندان بیندازند؟ دادخواهی بیگناهان را نشنوند؟ یاران امام و انقلاب را به حاشیه برانند و خانه نشین کنند؟ به تاخت و تاز و ریشخند کسانی که در قضیه کهریزک در مجرمیتشان تردیدی باقی نمانده است رضا بدهند؟ راه و رسم و سیره امام را که بر سر سفره او نشسته اند نادیده بگیرند؟

ترس و رعب و تعقیب و تهدید و شنود و پرونده بازی و سند سازی و… را چنان در همه جا حاکم کنند تا بعضی که به حکم عقل و قانون وشرع انور و حتی اصول مسلم انسانی در نادرستی وضع موجود تردیدی ندارند با مشاهده عاقبت آنچه بر سر دیگر منتقدان رفته و می رود تنها امید به فرج الهی داشته باشند و صلاح و مصلحت را در دم فروبستنی ذلیلانه بدانند و ببینند؟

اینان از چه غافلند؟ قدرت خدا را دست کم گرفته اند یا از بازیهای روزگار خود را در امان می بینند که برای آه مظلومان هیچ ارزشی قائل نیستند؟

اینان مصداق همانند که شاعر در وصفشان گفته است:

چندین چراغ دارد و بی راهه می رود
بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش!

خدایا،

ما وجدان مان را مدتهاست از دست داده ایم. به ظلم بر دیگران چون به مانیست رضا داده ایم. با پذیرش وتمکین دربرابر ستمهایی که بر بندگانت رفته و می رود و بر خلاف مشیت توست بسیار پست شده ایم. بر ما مپسند این پستی و خواری را

تو می توانی ما را اصلاح کنی. دراین هنگامه ای که صدا به صدا نمی رسد تو صدای ما را برسان! ببین و شاهد باش که من اگر تمام نمی شوم اما کلمات من تمام شده اند!

اختلال در اینترنت شرق کشور

Posted: 04 Nov 2011 03:48 AM PDT

طی هفته‌های گذشته اختلال اینترنت در برخی سرورها در شرق کشور موجب شده است کاربران برای استفاده از سرورهای گوناگون به کافی‌نت‌ها مراجعه کنند که درنهایت موجب صرف وقت، پول و زمان برای آن‌ها می‌شود و در این میان کاربران حرفه‌یی اینترنت با بیش‌ترین مشکل مواجه هستند.

به گزارش ایسنا بنا بر اعلام کاربران، ادامه اختلال در اینترنت شرق کشور در شرایطی است که در هیچ یک از این استان‌ها مسوولان مربوطه درباره دلایل بروز این اختلالات پاسخگو نبودند و به‌صورت غیررسمی مشکل را به شرکت‍‌های ارائه دهنده خدمات مربوط می‌دانند و شرکت‌ها نیز مشکل را به عدم تناسب زیرساخت در این استان‌ها با میزان کاربران مرتبط می‌دانند.

معاون دفتر راوبط عمومی و امور بین‌الملل شرکت زیرساخت اختلالات اخیر در اینترنت کشور را به توسعه شبکه فیبر نوری مربوط دانسته بود، اما با گذشت روزها از آغاز این مشکلات در شبکه هم‌چنان کاربران شرق کشور در انتظار توسعه فیبر نوری مانده‌اند و قطعی مکرر و کاهش شدید سرعت شبکه، چندین نوبت در روز برای کاربران به امری عادی مبدل شده و این درحالی است که استفاده از دایل‌آپ به دلیل افت شدید در اکثر ساعات روز تقریبا به امری غیرممکن تبدیل شده است و تنها راه استفاده از خطوط پرسرعت، یا کافی‌نت‌ها است که آن‌ها نیز از مشکلات اخیر بی‌بهره نمانده‌اند.

منطقه خراسان، هرچند مشکلات و کندی اینترنت در استان خراسان رضوی در گذشته نیز وجود است اما کاربران در هفته‌های اخیر شاهد حکایت جدیدی از قصه کندی اینترنت در استان در برخی سرورها هستند این درحالی است برخی مسوولان توسعه فیبر نوری مسیر مشهد – تهران را دلیل این مشکلات دانسته‌اند.

زائرپذیر بودن و جمعیت بالای این استان موقعیتی استراتژیک را ایجاد کرده است که اینترنت را به یکی از مهمترین زیرساخت‌های مسائل مختلف استان که اکثر مردم استان‌های دیگر کشور نیز با آن درگیراند، تبدیل کرده اما کاربران در خراسان رضوی نیز هم‌چنان با کندی اینترنت دست و پنجه نرم می‌کنند و هم‌چنان امیدوارند وعده‌های مسوولان برای بهبود وضعیت کنونی عملی شود.

قطعی اینترنت و اختلال در شبکه اینترنت دامنگیر ادارت دولتی خراسان رضوی هم شد، تا جایی که آمنه قیامی – کارشناس یکی از ادارات کل دولتی در خراسان رضوی – به خبرنگار ایسنا گفت: بخشی که فعالیت می‌کنم دارای بیش‌ترین ارباب رجوع بوده و بیش‌تر کارهای آنان نیز با اینترنت است اما به دلیل اختلالات اینترنتی چند روز گذشته در مشهد پاسخگویی به ارباب رجوع مشکل شده است.

اما مدیر کل مهندسی عملیات شبکه دیتای شرکت ارتباطات زیرساخت در این باره و در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایسنا تاکید کرد: پهنای باند سرویس‌های دیتا به سمت استان‌های خراسان و استان‌های همجوار آن مثل خراسان شمالی و جنوبی در طول یک ماه به میزان ۴۰۰ درصد افزایش یافته است.

حسن کریمی اظهار کرد: در این مسیر یک STM16 با خراسان رضوی داشتیم که این میزان استان‌های همجوار را هم پوشش می‌داد که هر STM16 به میزان ۵/۲ گیگابیت بر ثانیه ظرفیت دارد؛ ما یک مسیر ۱۰ گیگابیت بر ثانیه نیز به آن اضافه کردیم و در حال حاضر این ظرفیت به ۵/۱۲ گیگابیت بر ثانیه افزایش یافته است.

کریمی ادامه داد: ما در آن منطقه در پیک ترافیک چیزی در حدود ۵/۳ گیگابیت بیش‌تر مصرف نداریم و اگر چه قراردادی هم که با استان‌های منطقه آنجا یعنی خراسان رضوی، خراسان شمالی و جنوبی بسته‌ایم، مجموعا ۱۱ STM16 درخواست کرده‌اند.

مدیر کل مهندسی عملیات شبکه دیتای شرکت ارتباطات زیرساخت گفت: بنابراین در حال حاضر پهنای باندی که شرکت ارتباطات زیرساخت در منطقه دارد، چیزی فراتر از‌ آن چیزی است که استان‌ها با ما منعقد کرده‌اند و از طرفی بیش‌تر از آن چیزی است که آن‌ها مصرف دارند و می‌توان گفت کمبودی در این منطقه از طرف شرکت ارتباطات زیرساخت وجود ندارد.

همسر ابوالفضل قدیانی: زندان همسرم ماه دیگر تمام می شود و حالا دادگاهی جدید برایش تشکیل داده اند

Posted: 04 Nov 2011 03:37 AM PDT

کلمه-زهرا صدر: ابوالفضل قدیانی یکی از مسن ترین زندانیان سیاسی امروز، در دادگاهی جدید که به اتهامی تازه تشکیل شد نرفت و اعتراض خود را برای چندمین بار به روند غیر قانونی قضایی در کشور اعلام کرد.

وی که به تازگی عمل جراحی قلب خود را پشت سر گذاشته و دوران نقاهتش را در بند ۳۵۰ اوین میگذراند باز هم متهم شده است که به رهبری و رییس دولت توهین کرده است. توهینی که وی و خانواده ی همراهش هرگز قبول نداشته و آن را نقدی در جهت اصلاح کشور و نظام می دانند.

ابوالفضل قدیانی عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مبارز دوران ستمشاهی در مصاحبه ای قبل از بازگشت به زندان به کلمه گفته بود: احمدی نژاد دروغگو، ریاکار، مستبد، قانون گریز و قانون ستیز است و اینها صفات حقیقی اوست. اینها را در دفاعیه ام و در دادگاه گفتم. من به احمدی نژاد فحش ندادم فقط صفات های او را برشمردم و مواردی که من گفتم توهین نبوده انتقاد بوده است.

زهرا رحیمی همسر این فعال اصلاح طلب می گوید: انتقاد حق تک تک افراد جامعه است. افراد حقشان است که انتقاد کنند به عملکرد حاکمیت و جلوی رفتار های بد ناصحیح را بگیرند. اگر مسیر انتقاد باز می ماند به هیچ وجه امروز چنین وضعیتی نداشتیم و هر روز شاید یک خبر در رسانه نبودیم. ۳۰۰۰ میلیارد یک طرف و ۱۰۰۰ میلیارد اختلاس تامین اجتماعی!

و حالا این فعال سیاسی و یکی از ۱۲ اعتصاب کننده ی غذای معترض به شهادت هدی صابر و هاله سحابی با پرونده ای جدید روبه روست تا ماه دیگر فرصت آزادی را پیدا نکند. پرونده ای تازه با دادگاهی غیر قانونی که وی به آن اعتراض دارد و با عدم شرکت در آن رسمی نبود آن را اعلام می کند.

متن مصاحبه ی کلمه با همسر این مبارز سیاسی را با هم میخوانیم:

دادگاه آقای قدیانی قرار بود در هفته ای که گذشت دادگاه داشته باشند، آیا این دادگاه برگزار شد؟

بله دادگاه برگزار شد ولی آقای قدیانی در آن حضور نداشتند.

به چه دلیل؟

زمان تشکیل دادگاه که شد به وکیلشان اعلام شده که آقای قدیانی نمی آیند. همسرم لایحه ای داده بودند، که در آن تصریح شده بود که طبق اصل ۱۶۸ قانون اساسی باید دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه برگزار شود. پس چون برگزاری این دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه نیست فعلی مجرمانه صورت گرفته و برگزار کنندگان آن مجرمند. بنابر این این دادگاه غیر قانونی است و ایشان در آن شرکت نمی کنند. همچنین طبق اصول ۱۵۹، ۱۷۲ و ۱۷۳ دادگاه های انقلاب در حال حاضر غیر قانونی هستند چون تا یک زمان مشخصی اجازه ی فعالیت داشته اند و در واقع الان دادگاه های انقلاب غیر قانونی هستند.

آقای قدیانی لایحه را به وکیل ارائه دادند؟

هنوز که نه. وکیل ایشان از قاضی شعبه ۱۵ قاضی صلواتی که به ایشان نگفته بودند که علت عدم حضور آقای قدیانی چیست نامه ای برای ملاقات گرفته بودند. در زندان یک صورت جلسه ای نوشته شده و اعلام شده که ایشان حاضر نیست در دادگاه شرکت کند. این خبر را هم آقای قدیانی از زندان زنگ زدند به وکیلشان گفته اند.

پس به طور کلی ایشان به وکیلشان دسترسی دارند.

نخیر دسترسی ندارند. این بار هم چون به دادگاه نرفته اند قاضی نامه داده که بروند و ببینند چرا نیامده اند. بعد هم گفته اند که تاریخ دیگری را برای دادگاه انتخاب کرده اند که ۱۲ دی ماه است یعنی ۲ ماه دیگر. البته ما خبر نداشتیم و اصلا نمی دانستیم که جریان چیست.

آیا دلیل تشکیل این دادگاه و اتهام ایشان مشخص است؟

تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری.

با چه مصداقی؟

مصداقش دفاعیه ایشان هست و مصاحبه هایی که داشتند. من که شخصا فکر می کنم مشکل دفاعیه ی ایشان است و مصاحبه ای که قبل از بازگشت به زندان داشتند. یک محکومیت یکساله برای تبلیغ عیله نظام و توهین به رییس جمهوری که البته سنگ تمام گذاشتند و حداکثر مجازاتی را که برای این حکم وجود دارد، داده اند. ایشان ۴ آذر باید آزاد شوند ولی ۵ روز هم به خاطر توهین به احمدی نژاد جریمه دارند که ایشان می گویند جریمه را پرداخت نمی کنم و می مانم. پس می شود ۹ آذر. الان با این وضعیت نمی دانیم که چگونه می شود، با توجه به اینکه آقای قاضی وثیقه ای هم که وکیل گفته بودند نپذیرفتند.

وضعیت جسمی ایشان چطور است؟

در حال مصرف دارو هستند. البته برای چک آپ دوبار با پیگیری هایی که شده آمده اند. وضعیت جسمی شان ظاهرا خوب است. گرچه ایشان به طور کلی هم خیلی اهل گلایه نیستند اما ظاهرا وضع جسمی شان خوب است.

خانم قدیانی، با توجه به سن آقای قدیانی و بیماری هایی که با آن دست و پنجه نرم میکنند و در این یک سال حبس هم بدتر شده و این که ایشان در دوره ی قبل از انقلاب هم سال ها در زندان و تحت شکنجه بوده اند، شما به عنوان همسر ایشان تصمیم پیشنهاد نمی کنید که در حال حاضر سکوت کنند تا این دوران را در خانه به استراحت بپردازند و مجددا به حبس دیگری محکوم نشوند؟

ایشان یک شخصیت آزاد هستند و انگیزه شان هم اصلاح است و ظلم ستیزی. بنابر این به نظر من هیچ کس نباید جلوی ایده ای که یک فرد دارد آن هم چنین آرمان الهی ای که حرکت اصلاحی جامعه برای همه مردم است را بگیرد. دوست داشتن همه مردم و به اصطلاح اصلاح حاکمیت و رشد زندگی مردم برای چنین افرادی اصل است، هیچ کس نباید جلوی ان را بگیرد و من هم به خودم این اجازه را نمی دهم و پشتیانی کامل هم می کنم. من که خود زمان رژیم گذشته مبارز بودم و علیه حاکمیت شاه مبارزه میکردم و سالها هم در زندان بودم، چطور می توانم به خودم این اجازه را بدهم که جلوی ایشان را بگیرم هرچند که می دانم که از نظر جسمی مشکل دارند. خود حاکمیت هم میداند که ایشان مشکل دارند. به تازگی از بیمارستان با گرفتگی ۹۹ درصد رگ اصلی به زندان بازگشتند. می دانند که وضعیت زندان، غذای زندان، شرایط زندان و همه چیزهایی که در زندان هست به ضرر ایشان است. من هم این را می دانم اما به هیچ وجه حاضر نیستم جلوی حرکت مثبتی که ایشان دارد را بگیرم.

نکته خاصی دارید که خوانندگان کلمه را در جریان آن قرار دهید؟

من به عنوان همسر ایشان و همچنین به عنوان عضوی از خانواده زندانیان سیاسی که می دانم که کاری که آقای قدیانی کردند نقد و انتقادی به جا بوده است به حاکمیت، اعلام می کنم که به هیچ عنوان در هیچ کدام از مطالب همسرم توهینی وجود نداشته است. توهین به حرف زشت و زننده میگویند و ایشان هیچ حرف زشت و زننده ای به کار نبرده و فقط انتقاد کرده اند. انتقاد حق تک تک افراد جامعه است. افراد حقشان است که انتقاد کنند به عملکرد حاکمیت و جلوی رفتار های بد ناصحیح را بگیرند. اگر مسیر انتقاد باز می ماند به هیچ وجه امروز چنین وضعیتی نداشتیم و هر روز شاید یک خبر در رسانه نبودیم. ۳۰۰۰ میلیارد یک طرف و ۱۰۰۰ میلیارد اختلاس تامین اجتماعی!

ایشان یک شخصیت آزاد هستند و انگیزه شان هم اصلاح است و ظلم ستیزی. بنابر این به نظر من هیچ کس نباید جلوی ایده ای که یک فرد دارد آن هم چنین آرمان الهی ای که حرکت اصلاحی جامعه برای همه مردم است را بگیرد. دوست داشتن همه مردم و به اصطلاح اصلاح حاکمیت و رشد زندگی مردم برای چنین افرادی اصل است، هیچ کس نباید جلوی ان را بگیرد و من هم به خودم این اجازه را نمی دهم و پشتیانی کامل هم می کنم.

مبلغ عیدی کارکنان دولت در بودجه ۹۱ اعلام شد

Posted: 04 Nov 2011 03:13 AM PDT

عیدی کارمندان دولت در بودجه سال آینده ۳۸۰ هزار تومان در نظر گرفته شده است. به گزارش ایسنا براساس آنچه در بخش‌نامه بودجه سال ۱۳۹۱ کل کشور آمده، مبلغ پاداش پایان سال یا عیدی کارمندان و بازنشستگان دولت ۳۸۰ هزار تومان در نظر گرفته شده است.

در بخش‌ ضوابط مالی ناظر بر تهیه و تنظیم بودجه سال آینده کل کشور که به عنوان جزئی بخش‌نامه بودجه توسط معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور ابلاغ شده، عیدی به ازای هر نفر کارمند و بازنشسته در بودجه سال ۱۳۹۱ رقمی معادل سه میلیون و ۸۰۰ هزار ریال منظور شده است.

در این بخش‌نامه تاکید شده که مبلغ قطعی پاداش پایان سال به تصویب هیات وزیران خواهد رسید.

 

محرومیت بیست ماهه دو زندانی حامی جنبش سبز از مرخصی و ملاقات حضوری: بهمن احمدی امویی و عبدالله مومنی

Posted: 04 Nov 2011 12:59 AM PDT

بهمن احمدی امویی و عبدالله مومنی، دو زندانی سیاسی حامی جنبش سبز و محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین، بیست ماه است که از حق مرخصی و ملاقات حضوری با خانواده هایشان محروم شده اند.

دو سال و نیم از بازداشت بهمن احمدی امویی روزنامه‌نگار و عبدالله مومنی فعال دانشجویی می گذرد، اما آنها از جزئی‌ترین حقوق یک زندانی نیز محروم هستند. این دو زندانی سیاسی از بازداشت شدگان بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم هستند. آنها هر دو در روز ۳۰ خردادماه سال ۸۸ بازداشت شده اند.

به گزارش خبرنگار کلمه، ماهها از آخرین ملاقات حضوری این دو زندانی با همسر و خانواده شان می گذرد اما دادستان تهران هر بار با درخواست ملاقات بیست دقیقه حضوری آنها مخالفت می کند. زندانیان سیاسی تنها هفته ای یک بار می توانند خانواده شان را به صورت کابینی ملاقات کنند و انجام ملاقات حضوری آنان با خانواده تنها با نامه کتبی دادستان تهران انجام می شود.

دادستان تهران ماه هاست بدون ذکر هرگونه دلیل مشخص، برخی زندانیان سیاسی از جمله بهمن احمدی امویی و عبدالله مومنی را از حق مرخصی و ملاقات حضوری با خانواده شان محروم کرده است و در این باره نیز هیچ توضیح مشخصی نمی دهد. بهمن احمدی امویی و عبدالله مومنی در طول بیست ماه گذشته تنها دو تا سه بار از حق ملاقات حضوری استفاده کرده اند و در تمامی اعیاد از جمله عید نوروز از مرخصی و ملاقات حضوری با خانواده محروم بوده اند.

گفته می شود مسوولان قضایی برای انتقام گیری از زندانیانی که بر مواضع خود پافشاری می کنند، معمولا آنها را از حقوق اولیه قانونی شان محروم می کنند.

این روزها رعایت حقوق زندانیان سیاسی کاملا سلیقه ای و از روی میل و خواست مسوولان قضایی است. همچنین این دو فعال سیاسی در طول دوران بازداشتشان فقط یک بار از حق مرخصی استفاده کرده اند و در موارد دیگر با درخواست مرخصی آنها مخالفت شده است.

خانواده این دو زندانی سیاسی نیز مانند بسیاری دیگر از خانواده های زندانیان بارها از دادستان تهران برای آنها درخواست مرخصی کرده اند اما تاکنون با این درخواست آنها مخالفت شده است. این در حالی است که احمدی امویی و مومنی هر کدام به ترتیب ۵۰۰ و ۷۰۰ میلیون تومان وثیقه نزد دادگاه انقلاب دارند.

بهمن احمدی امویی، شامگاه روز ۳۰ خرداد سال ۸۸ یعنی درست یک هفته پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری بازداشت و روانه زندان شد. او پس از انتقال به بند عمومی، از سوی قاضی پیرعباسی رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به هفت سال و ۴ ماه حبس تعزیری و ۳۴ ضربه شلاق محکوم شد که این حکم از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر به پنج سال و چهار ماه زندان قطعی تغییر یافت.

مهم ترین مصادیق اتهامی احمدی امویی، نگارش مقالات انتقادی درباره عملکرد اقتصادی دولت احمدی نژاد در روزنامه سرمایه و وب سایت شخصی اش و همچنین سردبیری وب سایت خرداد نو عنوان شده است.

عبدالله مؤمنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت) نیز همچون هم سلولی فعلی خود، احمدی امویی، در تاریخ سی ام خردادماه ۱۳۸۸ بازداشت و به مدت سه ماه در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ و ۲۴۰ محبوس و بازجویی شد. این فعال دانشجویی در دادگاههای نمایشی و محاکمه های غیرقانونی بعد از انتخابات به تحمل چهار سال و ۱۱ ماه حبس محکوم شد. اما این حکم غیرعادلانه هرگز باعث نشد که او از اعتقادات و مواضع خود دست بردارد و در شهریور ماه ۸۹ با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به رهبری با شرح شکنجه ها و شرایط اسف بار زندان های جمهوری اسلامی خواستار آن شد که کمیته حقیقت یاب برای بررسی رخدادهای صورت گرفته، تشکیل شود. اما به جای تشکیل کمیته حقیقت یاب، بار دیگر عبدالله مومنی احضار و با اتهام تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب روبه‌رو شد.

فتاح: اختلاس را نمی‌توان لایی رد کرد

Posted: 04 Nov 2011 12:34 AM PDT

وزیر نیروی دولت نهم با تاکید بر اینکه دولت نمی‌تواند موضوع اختلاس را لایی رد کند، گفت: نمی‌دانم چرا دولتمردان سختشان است که از مردم عذرخواهی داشته باشند و اظهار ندامت کنند.

پرویز فتاح در گفتگو با مهر در مورد اختلاس اخیر در نظام بانکی گفت: اختلاس ۳ هزار میلیارد تومانی یک اتفاق نادر در کشور به شمار می‌رود که حجم این اختلال مالی و اختلاس از اول انقلاب بی‌سابقه بوده و انصافا به عرصه اقتصادی، سرمایه‌ای و مالی کشور لطمه زده است.

وزیر سابق نیرو افزود: دامنه این اختلاس رفته رفته تا لایه‌های مردمی و کوچه‌بازار رفته که به نظر می‌رسد که عبور از این بحران به راحتی امکان‌پذیر نیست. بنابراین باید دولتمردان به مردم اعتماد کنند و اطلاع‌رسانی درستی را در این رابطه انجام دهند.

وی تصریح کرد: به اعتقاد بنده، دولتمردان خالصانه باید از مردم عذرخواهی می‌کردند؛ یعنی عذرخواهی اولین کاری بود که دولتمردان باید صورت می‌دادند و اعتراف می‌کردند که اختلال مالی در سیستم آنها صورت گرفته است.

فتاح گفت: نمی‌دانم چرا برخی‌ها سختشان است که معذرت‌خواهی کنند؛ در حالیکه معذرت‌خواهی و اقرار، فرد را بزرگ می‌کند و کوچک نمی‌شود. این تجربه در گذشته نیز صورت گرفته بود.

به اعتقاد وی، مردم اظهار ندامت و عذرخواهی را می‌پذیرند؛ بنابراین بنده نمی‌دانم دلیل این امر چیست که عذرخواهی به صورت رسمی صورت نمی‌گیرد.

رئیس بنیاد تعاون سپاه ابراز امیدواری کرد که با درایت قوه قضائیه و انجام هماهنگی با قوه مجریه، موضوع اختلاس به منطقی‌ترین روش حل و فصل شود.

وی تاکید کرد: به هرحال قوای سه‌گانه نمی‌توانند از کنار این موضوع به راحتی گذر کنند و نمی‌توان موضوع اختلاس را لایی رد کرد. این یک موضوع بزرگ است و کسی نباید فکر کند که به راحتی حل و فصل می‌شود.

فتاح با تاکید بر این ادعا که هیچ یک از نهادهای مالی بنیاد تعاون سپاه درگیر این اختلاس نبوده‌اند، گفت: البته این زیرمجموعه‌ها نیز از این اختلاس متاثر شده‌اند و اگرچه هیچیک از آنها در این موضوع ذره‌ای دخالت نداشته‌اند، ‌اما کارهای آنها نیز تحت تاثیر قرار گرفته است.

وزیر نیرو: فقط ۳۵ درصد جمعیت کشور از خدمات آب و فاضلاب بهره‌مند هستند

Posted: 04 Nov 2011 12:23 AM PDT

وزیر نیرو جمعیت بهره مند از خدمات آب و فاضلاب را تنها ۳۵ درصد جمعیت کشور عنوان کرد.

به گزارش مهر، مجید نامجو در مراسم آغاز عملیات اجرایی پنج پروژه جمع آوری، انتقال و تصفیه بهداشتی فاضلاب استان قم در سالن اجتماعات شرکت آب و فاضلاب استان اظهار داشت: ۳۵ درصد کل جمعیت کشور از خدمات آب و فاضلاب بهره‌مند هستند و برای توسعه خدمات نیازمند بهره‌گیری از منابع بانکی داخلی و خارجی و همچنین مشارکت مردمی هستیم.

نامجو با اشاره به اینکه ایران در فضای تهدید آمیز نیازمند وحدت کلمه است، اضافه کرد:‌ شرایط ایران در جهان امروز روز به روز در حال بهتر شدن است.

وی اظهار داشت: امروزه موج انقلاب اسلامی دنیا را فرا گرفته و روز به روز اثر آرمان‌های امام راحل بر آزادگان جهان و کشورهای اسلامی بیشتر می‌شود.

وزیر نیرو گفت: اگر انقلاب اسلامی نبود هیچ‌یک از اتفاقات اخیر در کشورهای اسلامی نیز رخ نمی‌داد بنابراین منشأ تمام این اتفاقات رخ داده در منطقه جمهوری اسلامی ایران است.

وی اظهار عقیده کرد: دشمنان بر موضوع تخلف بانکی اخیر رخ داده در کشور تبلیغات فراوانی کردند و برخی از افراد نیز خواسته و یا ناخواسته در زمین دشمن بازی کردند ولی احسنت به مجلس شورای اسلامی که با رأی دشمن شکن فضای کشور را به فضای عاقلانه بازگردانند.

برگزاری دادگاه دستگیر شدگان مراسم افطاری در تبریز

Posted: 03 Nov 2011 11:06 PM PDT

دادگاه ۱۲ تن فعالان آذری دستگیر شده در مراسم افطاری تبریز، روز پنجشنبه در شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی یوسفی برگزار شد.

به گزارش جرس، در جریان این دادگاه، دستگیر شدگان به تجمع و تبانی جهت برهم زدن امنیت کشور و عضویت در گروه های غیر قانونی و تشکیل گروههای غیر قانونی متهم شدند.

بر اساس این گزارش، آقایان موسی برزین، تقی سلحشور، مصطفی عوض پور، مهدی نوری و مهدی حمیدی با رد اتهامات وارده، به نحوه دستگیری و ادامه بازداشت، همچنین اعمال شکنجه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات اعتراض کردند.

این فعالان آذری، همچنین اتهام تجمع را رد کرده و اعلام داشتند برای همفکری جهت اقدام قانونی برای نجات دریاچه ارومیه، و مراجعه به نمایندگان مجلس و سایر مقامات قانونی استان جمع شده بودند و قصد هیچگونه عمل غیر قانونی را نداشتند.

این گزارش افزود به دلیل پایان یافتن وقت اداری، ادامه رسیدگی به اتهامات این فعالین بازداشتی، به ۲۲ آبان ماه موکول شد.

بر اساس گزارش مذکور، در حاشیه این دادگاه تعدادی زیادی از خانواده ها و نیز فعالین مدنی آذربایجان در محل دادگاه انقلاب تبریز حضور یافته بودند.

در پایان دادگاه و هنگام خروج این دوازده متهم، که به نفر کناری و زنجیره ای دستبند زده شده بودند، آنها در مقابل خانواده ها و سایر حاضرین در دادگاه تعظیم کردند که با تشویق ممتد آنان مواجه شدند و قاضی و حراست دادگاه شدیدا به این عمل خانواده ها و حضار اعتراض کرده و بنا بر شواهد، احتمال می رود در پی این رخداد از حضور خانوادها در جلسه بعدی دادگاه ممانعت گردد.

همزمان، حسن ارک، از بازداشت شدگان اعتراضات به وضعیت دریاچه ارومیه، با نامه ای به ریاست دادگاه مربوطه، به شرح ابعادی از وقایع و رخدادهای ماههای اخیر و دلایل اعتراضات پرداخته و پرونده سازی علیه خود و دیگر فعالان آذری را، امری سیاسی از طرف نهادهای امنیتی ذکر کرد.

در این نامه که به ریاست شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز نگاشته شده، آمده است: “براستی اگر مقامات به هشدارهای دلسوزان اهمیت داده و فاجعه زیست محیطی را جدی می‌گرفتند و تدابیر معقول را اتخاذ می‌کردند، آیا اینهمه مشکلات بروز می‌کرد؟ آیا قوه قضائیه به نقش کم‌کاری دولت در وقوع اعتراضات خیابانی اهمیت لازم را می‌دهد؟ ما نگران آن هستیم که انتقام بی‌توجهی دولت به مسأله، از بازداشت شدگان گرفته شود که قصد جلب توجه دولت به فاجعه را داشتند. آیا ما به عنوان شهروندان این کشور حق داریم از قوه قضائیه بخواهیم، مسئولینی را که در انجام وظائف خود کوتاهی کرده‌اند و اینهمه وقایع ناشی از همان قصور است را به پای میز محاکمه بکشد؟”

این فعال آذری بازداشتی، همچنین با رد اتهامات وارده، خطاب به مقام قضایی ذیربط آورده است: “در گزارش ها، مقامات ما را مخل امنیت ملی کشور معرفی کرده‌اند و برای حفظ امنیت خواستار مجازات ما شده‌اند. ولی واقعیت این است که با زندانی و محبوس کردن مدافعان محیط زیست، بر ضریب امنیت کشور افزوده نخواهد شد. امنیت کشور زمانی به خطر می‌افتد که نمک دریاچه بر روی زخمهای تاریخی ملت آذربایجان پاشیده شود، ما اگر به حمایت از دریاچه برخاستیم و در جستجوی راهی قانونی برای نجات دریاچه هستیم، در واقع جهت حفظ امنیت واقعی کوشیده‌ایم. در چنین حالتی محاکمه و مجازات ما به بهانه امنیت ملی به طنز تلخ و سیاهی می‌ماند که بسیار زشت و کریه جلوه می‌کند. با دقت در موارد ذکر شده شکی نیست که پرونده‌سازیهائی که بر علیه فعالین مدنی آذربایجان تشکیل شده است، ماهیتی سیاسی دارند، هرچند که مقامات مسئول شدیداً منکر این امر هستند و ما را در افکار عمومی بزه‌کار معرفی می کنند، ما نیز در جایگاهی نیستیم که بتوانیم از حق خود دفاع کرده و مقامات را مجاب به پذیرش این واقعیت کنیم. لاجرم در این مورد وجدان شما قاضی محترم پرونده را به یاری طلبیده و خواستار آن هستیم به گونه ای قضاوت نمائید که عدالت قربانی سیاست نشود.”

سایت خبری تحلیلی کلمه

unread,
Nov 10, 2011, 1:08:29 AM11/10/11
to polic...@gmail.com

میزان قاچاق پوشاک در دولت احمدی‌نژاد ۶ برابر شده است

Posted: 09 Nov 2011 09:49 AM PST

میزان قاچاق پوشاک در دولت احمدی‌نژاد ۶ برابر شده است.

به گزارش خبرآنلاین، تنها محموله های کشف شده پوشاک قاچاق در سال ۸۹ سه برابر کل حجم واردات قانونی این کالاها بوده است. افزایش محموله ای مکشوفه پوشاک قاچاق بنابر ارزیابی این مرکز نشان از رشد شدید قاچاق بوده است، مقایسه روند رو به رشد قاچاق پوشاک بر اساس برآورد مرکز پژوهشهای مجلس (بر اساس رشد محموله های مکشوفه) خبر از رشد ۵۰۰ درصدی قاچاق پوشاک طی سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ دارد.

در کنار این روند رو به رشد در این گزارش نمایی کلی از صنعت پوشاک کشور ارایه شده، در حال حاضر بیش از ۹۳۰۰ واحد تولیدی در بخش پوشاک کشور با رسمایه گذاری معادل ۴٫۱ هزار میلیارد تومان فعال هستند و بالغ بر ۲۵۰ هزار نفر نیروی کار در صنعت پوشاک فعالیت دارند و در صورتی که برای قاچاق پوشاک چاره ای اندیشیده نشود این بخش که از نظر تعداد نیروی کار و میزان سرمایه گذاری به ترتیب ۱۴ و ۸ درصد ار بخش صنعت کشور را شامل می شود، زمین خواهد خورد.

در ادامه این گزارش مرکز پژوهش های مجلس در زمینه دلایل رشد قاچاق پوشاک ضمن بر شمردن مشکلات تولید داخلی از جمله قیمت تمام شده بالا، کوچک و پراکنده بودن واحدهای تولیدی ایرانی، نداشتن برندهای مطرح و قابل اعتماد را مطرح کرده است و از جمله دلایل استقبال از قاچاق پوشاک را سود بالا و سهولت انجام آن ذکر شده است.

اما نکته جالبی که در این گزارش به آن اشاره شده است بحث قاچاق رسمی پوشاک است، در جمع بندی گزارش بررسی قاچاق پوشاک به کشور آمده است: بخش وسیعی از قاچاق کالا به کشور و به خصوص پوشاک در پوشش اقدامات قانونی صورت می گیرد.به بیان دیگر بخش از قاچاق کالا از سوی عناصر ذی نفوذ در نظام تصمیم گیری انجام می شود. این نوع قاچاق که تحت عنوان قاچاق قانونی از آن نام برده می شود به واسطه صدور مجوزهای خاص واردات و رانت و انحصار طلبی انجام می شود.

مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در نهایت برای مهار قاچاق پوشاک توصیه می کند برای اصلاح ساختار تولید داخلی و ساماندهی واردات خارجی باید به محورهایی مانند: ارایه معافیت های مالیاتی برای تولیدکنندگان داخلی در جهت نوسازی فناوری تولید،ایجاد فروشگاههای زنجیره ای و در نهایت تاکید بر برند سازی داخلی مورد توجه قرار گیرند.

در زمینه ساماندهی واردات نیز به مباحثی مانند منطقی کردن تعرفه واردات پوشاک، الزام فروشندگان پوشاک خارجی به درج ایران کد،کنترل بیشتر مبادی مرزی و معابر قاچاق و در نهایت منطقی کردن تعرفه واردات پارچه برای کاهش هزینه تولید داخلی پوشاک توصیه شده است.

سرمای ۱۸ درجه زیر صفر در اردبیل/ ۲۳۰ روستا در محاصره برف

Posted: 09 Nov 2011 09:46 AM PST

معاون راه‌های روستایی اداره کل راه و ترابری استان اردبیل گفت: به دلیل بارش سنگین برف بیش از ۲۳۰ روستا در استان اردبیل در محاصره برف هستند.

علی صبحی روز چهارشنبه اظهار کرد: راه ۱۵۰ روستا در اردبیل، ۲۰ روستا در نمین، ۱۵ روستا در نیر، ۱۰ روستا در مشگین شهر و ۳۵ روستا در خلخال مسدود است. وی از تلاش ۶۰ گروه راهداری با ۱۲۰ نیروی انسانی برای بازگشایی این راه‌ها به صورت شبانه روز خبر داد.

معاون راههای روستایی اداره کل راه و ترابری استان اردبیل علت تاخیر در بازگشایی راه این روستاها را کولاک شدید، عدم دید کافی و عدم امکان تردد نیروی امدادی عنوان کرد.

به گفته صبحی بیشتر امکانات اداره کل راه و ترابری استان برای بازگشایی راههای اصلی بسیج شده‌اند و تاکنون امکان بازگشایی ۳۰ درصد از روستاهای گرفتار برف فراهم شده است. وی ارتفاع برف در گردنه الماس و محور خلخال- اسالم را یک متر اعلام کرد و افزود: ۳۰ خودرو در راه مانده در گردنه الماس با تلاش نیروهای راهداری و جمعیت هلال احمر نجات یافتند.

او با بیان اینکه گردنه الماس در محور خلخال به گیلان بسته شده است، از رانندگان وسایط نقلیه خواست از مسافرت در این محور خودداری کنند. صبحی با بیان اینکه تلاش برای بازگشایی این مسیر نیز ادامه دارد، عنوان کرد: مهم‌ترین مشکل راهدار خانه‌های استان کمبود نیروی انسانی و سوخت است.

مردم اردبیل و خلخال دیشب را با ۱۸ درجه زیر صفر سپری کردند. دمای هوای مناطق مختلف استان اردبیل نسبت به ۳ روز پیش ۱۵ درجه سردتر شده است.

به گزارش اداره کل هواشناسی استان اردبیل، پارس آباد با ۵ درجه بالای صفر بیشترین دما را در میان شهرهای استان داشت. همچنین بارش برف که از یکشنبه آغاز شده بود دیشب قطع شد. آسمان اغلب مناطق استان اردبیل هم اکنون صاف و آفتابی است.

نظام ِ «نه ریاستی نه پارلمانی»

Posted: 09 Nov 2011 09:45 AM PST

سید محمد موسوی خوئینی

ایجاد تمرکز در قوه مجریه و اصلاح ساختار آن یکی از موضوعاتی بود که شورای بازنگری قانون اساسی موظف بود به دستور حضرت امام به آن رسیدگی کند. در آن زمان رئیس جمهور توسّط مردم انتخاب میشد، سپس رئیس جمهور فردی را برای نخست وزیری به مجلس معرفی میکرد. اداره امور اجرائی کشور در دست نخست وزیر بود و رئیس جمهور با اینکه عالیترین مقام بعد از رهبری بود و مستقیماً از مردم رأی میگرفت لیکن متناسب با این جایگاه اختیارات اجرائی نداشت. مردم از رئیس جمهور انتظاراتی داشتند ولی او مطابق قانون اختیارات لازم برای پاسخگوئی به این انتظارات را نداشت و نخست وزیر چون در برابر مجلس پاسخگو بود ناگزیر باید امور کشور را آنگونه اداره کند که بتواند از عملکرد خود در برابر نمایندگان دفاع کند. در نتیجه اختلاف سلیقه ها و اختلاف نظر در چگونگی تمشیت امور همواره در روابط بین رئیس‌جمهور و نخست وزیر سایه می‌افکند و مشکلاتی بوجود می‌آورد.

با توضیحی که دادم مشخص میشود سازوکار قوه مجریه ایران التقاطی بود از دو گونه سازوکار موجود در کشورها، با این توضیح: در کشورهائی که رئیس جمهور مستقیماً از مردم رأی میگیرد تمام اختیارات امور اجرائی در دست او است. اضافه کنم که در آن کشورها چون نهاد رهبری ندارند تمام یا اکثر اختیارات رهبری نیز در دست رئیس جمهور است، نام این روش از مدیریّت کشور را نظام ریاستی می‌گویند نظیر آن چیزی که در آمریکا برقرار است.

در کشورهائی که با نظام پارلمانی اداره میشود، نخست وزیر بالاترین قدرت اجرائی کشور است و رئیس جمهور دارای وظائف و طبعاً اختیارات کمتری است و نقشی تشریفاتی و سمبلیک دارد و شاید به همین جهت انتخاب او را بر عهده مجلس گذاشته‌اند و با رأی مستقیم مردم در یک انتخابات سراسری انتخاب نمی‌شود.

در نظامهای پارلمانی هر حزبی که در مجلس اکثر کرسیها رابه دست می آورد نخست وزیر هم از همان حزب خواهد بود و معمولاً دبیر کل همان حزب نخست وزیر میشود و تا زمانیکه اکثریّت مجلس در دست آن حزب هست نخست وزیر نیز در سمت خود باقی است و به این ترتیب دولت از ثبات زیادی برخوردار است. پس لازمه نظام پارلمانی وجود احزاب نیرومند و مستقل است و اضافه کنم که اصولاً اداره امور کشور رابه دست یک فرد بدون هرگونه وابستگی حزبی ( و صد البته احزاب معتبر و قابل اعتماد جامعه ) نمی‌دهند زیرا که بر روی یک فرد بدون پایگاه معتبر سیاسی-اجتماعی نمیشود حساب کرد. چنین فردی در دوران ریاستش هر اندازه خسارت به کشور وارد کند نگرانی از آینده خود ندارد او بیش از دو دوره نمیتواند در این مسند بماند و باید کاخ ریاست جمهوری را ترک کند. ولی هنگامی که یک حزب فردی را نامزد ریاست جمهوری میکند در حقیقت آینده حزبی خود را در گرو موفقیت آن فرد قرار میدهد.چنین فردی در دوران ریاستش نمیتواند به هر گونه تذکری که به او میدهند بی اعتنا باشد و افتخارش این باشد که من مدیون هیچ حزب وگروهی نیستم و به هیچ حزب و گروهی وابسته نیستم.

در رابطه با این نکته تفاوتی بین نظام پارلمانی ونظام ریاستی نیست. با توضیحاتی که دادم حتماً سؤالهائی برای خوانندگان در رابطه با رؤسای جمهور کشورمان پیش خواهد آمد که پاسخ های روشنی دارد و به فرصتی دیگر موکول میکنم و بعداً به آن خواهم پرداخت انشاء الله.

شورای بازنگری قانون اساسی دارای چند کمیسیون بود و از آن جمله کمیسیون امور اجرائی، بنده هم عضو این کمیسیون بودم. حضرت آیت الله خامنه ای( رئیس جمهور وقت ) و جناب آقای مهندس موسوی( نخست وزیر وقت) نیز عضو همان کمیسیون بودند و هر دو معتقد بودند که وضع موجود مطلوب نیست و با تمرکز وظائف و اختیارات، وضعیّت مطلوب خواهد شد و از دو نظام پارلمانی و ریاستی، دومی به تصویب شورای بازنگری رسید و پس از آن آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی هر یک هشت سال به عنوان رئیس جمهور، امور اجرائی کشور را اداره کردند و رئیس جمهور فعلی هنوز دور دوم را به پایان نبرده است که بحث تغییر ساختار قوه مجریه دوباره بر سر زبانها افتاده است و هنوز کسی توضیح نداده است که چه مشکلی در نظام ریاستی ایران بوجود آمده است که حل آن مشکل در گرو تغییر آن به نظام ریاستی است؟

پس از گذشت یک دهه از عمر جمهوری اسلامی ناسازگاری بین وظائف واختیارات رئیس جمهور و نخست وزیر به تمرکز تمام وظائف و اختیارات قوه مجریه در رئیس جمهور و در نتیجه حذف نخست وزیر کشیده شد.ولی امروز کدام ناسازگاری سبب طرح بحث تغییر نظام ریاستی است؟

واقعیّت این است که نظام اجرائی ایران نه در دهه‌ی اول و نه در دو دهه‌ی دوم و سوم هیچگاه نه ریاستی بوده است و نه پارلمانی. واقعّیت دیگر این است که ساختار جمهوری اسلامی ایران با تفسیر آیت الله جنّتی نه با نظام ریاستی و نه با نظام پارلمانی آنگونه که در مجامع علمی-سیاسی تعریف میشود سازگار نیست. سازوکار قوه مجریه ایران در درون ساختاری که آیت الله جنّتی تعریف میکنند مانند یک پیوند کلیهِ ناموفق است.

کشورهائی که با نظام ریاستی یا با نظام پارلمانی اداره میشوند دهه‌های طولانی بر آنها میگذرد و نیازی به تغییر ساختار نظام خود پیدا نکرده اند.

کسانی که مایلند در بحث تغییر ساختارها مشارکت کنند لازم است به این بحث نیز توجّه کنند که اساساً در نظامهائی که بنیان اداره کشور و تشکیل نهادها و انتخاب مسؤلان بر آراء مردم استوار است یکی از شرائط لازم برای قوام و ماندگاری چنین نظامهائی وجود احزاب آزاد و مستقل و نیرومند است و این نیز به سامان نمیرسد مگر باوجود رسانه های مستقل از قدرت حاکم. با فقدان چنین رسانه ها و چنین احزابی و… نظام اجرائی نه ریاستی خواهد شد ونه پارلمانی.

ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران با تفسیر آیت الله جنّتی اگر امری آسمانی و الاهی است و اگر این تفسیر تنها ساختار حکومت دینی است و اصلی است که هیچ تبصره و اصلاحی را بر نمی‌تابد پس باید نظامی اجرائی متناسب با آن طراحی شود و الگو گرفتن از نظامهای رایج امروز جهان محصولی جز یک نظام التقاطی ببار نخواهد آورد.

اگر نظام ریاستیِ ساخته‌ی دست شورای بازنگری( که من هم عضو آن بودم) دو دهه بیشتر دوام نیاورده است و کارآمدی آن مورد تردید است ، باید گفت کوتاهی عمر نظام پارلمانی از هم اکنون قابل پیش بینی است.

این نکته تکراری را در پایان این بحث ناتمام اضافه کنم که مدیریّت جامعه و اداره امور کشور به تبعِ تغییر و تحوّل جامعه و با لحاظ اصل خدشه‌ناپذیر دخالت دو عنصر زمان و مکان، تجربه پذیر و ناگزیر از تغییر و تحوّل است .

آیت الله جنّتی و دیگر عالمانی که مانند ایشان می‌اندیشند اگر امروز به تأملی دوباره در تفسیر خود نپردازند فردا دیر است.

منبع: آهنگ راه

آزادی کتایون شهابی و مهران زینت‌بخش، مستندسازان بازداشت‌شده

Posted: 09 Nov 2011 09:07 AM PST

کتایون شهابی و مهران زینت‌بخش، دو مستندسازی که شهریورماه امسال بازداشت شده بودند، آزاد شدند.

به گزارش ایسنا، کتایون شهابی و مهران زینت‌بخش، دو نفر از مستندسازانی که چندی پیش به اتهام همکاری با تلویزیون بی‌بی‌سی دستگیر شده بودند، عصر امروز – چهارشنبه ۱۸ آبان – با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شدند.

عطاءالله حیاتی، همسر کتایون شهابی در گفت‌و‌گو با خبرنگار حقوقی ایسنا این خبر را تایید کرده است.

گفته می‌شود مقامات قضائی ایران وعده داده‌اند که مجتبی میرطهماسب، آخرین مستندساز زندانی نیز در چند روز آینده آزاد خواهد شد.

این سه سینماگر به همراه هادی آفریده، ناصر صفاریان و محسن شهرنازدار سه مستندساز دیگر به اتهام مشترک بازداشت شدند که سه نفر اخیر چندی پیش از زندان آزاد شدند.

مهران زینت‌بخش کارگردان فیلم‌های مستندی چون “برف” (درباره فرهاد مهراد خواننده فقید)، “قریه من” (درباره زندگی و مرگ فریدون فروغی)، “ستاره خموش” (درباره حسین سرشار، بازیگر وخواننده اپرای مشهور ایران)؛ از سال ۱۳۷۳ ساخت فیلم کوتاه را شروع کرد و مدتی نیز به عکاسی و بازیگری مشغول بود. زینت‌بخش همچنین در عرصه فیلم‌نامه‌نویسی نیز فعالیت می‌کرد.

کتایون شهابی مدیر شرکت رسانه بین‌المللی شهرزاد و عضو هیأت مدیره انجمن تهیه‌کنندگان سینمای مستند ایران است و ۲۵ سال سابقه کار در مؤسسه فارابی و سینمای ایران دارد.

نامه اردشیر امیر‌ارجمند به احمد شهید و اعلام جدیدترین موارد نقض حقوق بشر در ایران

Posted: 09 Nov 2011 08:59 AM PST

اردشیر امیرارجمند، سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، در نامه‌ای به احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد، به اعلام جدیدترین موارد نقض حقوق بشر در ایران پرداخته و خواستار پیگیری جدی آنها شده است.

او در این نامه به احضار فعالان سیاسی و مدنی از جمله امضاکنندگان نامه ۱۴۳ فعال سیاسی به خاتمی درباره انتخابات، بازداشت محمد توسلی، علی رشیدی و آریا آرام‌نژاد، جلوگیری از برگزاری آیین عید قربان توسط اهل سنت و موارد دیگر اشاره کرده است.

متن کامل این نامه که نسخه‌ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضع حقوق بشر ایران
با سلام و احترام

نقض حقوق اساسی شهروندان ایران، به‌ویژه معترضان سیاسی همچنان ادامه دارد. در جدیدترین موارد، در پی انتشار نامهای سرگشاده توسط ۱۴۳ فعال سیاسی و کنشگر مدنی خطاب به آقای سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور پیشین ایران، در روزهای گذشته جمعی از امضاکنندگان این نامه توسط نهادهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی احضار شده، مورد بازجویی خشن و تهدید قرار گرفته‌اند. از احضارشدگان خواسته شده که امضای خود را پس بگیرند، محتوای این نامه را تکذیب کنند، و از فعالیت سیاسی پرهیز نمایند. درحالی که امضاکنندگان این نامه، تنها خواستار برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه شده، و وضع سیاسی کنونی را فاقد شرایط لازم برای چنین انتخاباتی ارزیابی کرده بودند.

یکی از امضاکنندگان، مهندس محمد توسلی، ۷۳ ساله، مسئول دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران، و نخستین شهردار تهران پس از پیروزی انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ است. آقای توسلی در ۱۲ آبان ۱۳۹۰ به شکل غیرقانونی، و برای چندمین بار در سالهای اخیر بازداشت و به سلول انفرادی زندان اوین منتقل شده است. دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل ۸۱ ساله نهضت آزادی نیز پس از احضار و تهدید، برخلاف تصریحات قانون اساسی، در دادگاه انقلاب به صورت غیرعلنی و بدون حضور هیات منصفه، محاکمه شده است. برخی دیگر از همفکران ایشان نیز احضار و تهدید شده اند؛ از جمله دکتر غفار فرزدی، استاد دانشگاه تبریز که مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفته است.

همچنین، جمعی از اعضای شورای فعالان ملی-مذهبی، جبهه مشارکت ایران اسلامی، و دیگر تشکل‌ها و فعالان سیاسی اصلاح طلب و معترض به طرق مختلف در رابطه با نامه به آقای خاتمی و مطالبه‌ی انتخابات آزاد، سالم و عادلانه در ایران مورد تهدید و فشار غیرقانونی نهادهای قضایی و امنیتی قرار گرفته‌اند.

در موردی مشابه، جمعی از اعضای جبهه ملی ایران در پی انتشار بیانیه انتقادی در مورد وضع اقتصادی ایران، احضار و مورد تهدید قرار گرفته و از فعالیت سیاسی تشکیلاتی منع شده‌اند. دکتر علی رشیدی، استاد دانشگاه در همین رابطه بازداشت شده است.

هم‌زمان در روزهای گذشته، آریا آرام‌نژاد، آهنگساز و خواننده‌ی حامی جنبش سبز مردم ایران، با هجوم نیروهای امنیتی بار دیگر در منزل مسکونی‌اش بازداشت شده است.

نقض حقوق بشر در ایران تنها متوجه فعالان سیاسی، کنشگران صنفی، روزنامه‌نگاران، نویسندگان و هنرمندان (به‌ویژه اهالی سینما) نبوده بلکه شامل شهروندان معمولی نیز شده است. چنانکه متاسفانه در رویدادی دیگر، نهادهای حکومتی از برگزاری آیین عید قربان توسط اهل سنت در پایتخت و برخی شهرهای بزرگ کشور (مانند اصفهان) جلوگیری کرده و بر نقض حقوق قانونی و شرعی آنان اصرار ورزیده‌اند.

رفتار غیرقانونی با شهروندان عادی، برخورد خشونت‌آمیز با معترضان و منتقدان وضع موجود در ایران و تهدید و منع آنان از فعالیت سیاسی، سرکوب فزاینده‌ای را متوجه جامعه مدنی کرده، و حقوق اساسی کنشگران سیاسی و مدنی، اقلیتهای مذهبی و حتی شهروندان عادی را برخلاف موازین جهانی حقوق بشر، اصول قانون اساسی و دیگر قوانین جمهوری اسلامی نادیده گرفته و نقض نموده است.

این شورا از جنابعالی انتظار دارد به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد وضع حقوق بشر در ایران، نسبت به پیگیری جدی جدیدترین موارد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی، توجهات لازم را مبذول فرمایید.

با سپاس
اردشیر امیرارجمند
سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید
۹ نوامبر ۲۰۱۱

پاسخ تند صادق لاریجانی به احمدی‌نژاد: زبان در کام بکشید وگرنه پرونده‌ها را بازگو می‌کنم

Posted: 09 Nov 2011 08:11 AM PST

ساعتی پس از آنکه علی لاریجانی رئیس مجلس تلویحا به انتقاد از سخنان اخیر احمدی‌نژاد پرداخت و او را به «لات بازی سیاسی» متهم کرد، صادق لاریجانی هم در جلسه مسئولان عالی قضایی با لحنی تند، اما بدون اشاره مستقیم به احمدی‌نژاد، به وی پاسخ گفت.

رئیس قوه قضاییه امروز در جمع مسئولان ارشد قضایی کشور با خطاب قرار دادن «برخی ناآگاهان که سعی دارند برای برخی اغراض سیاسی و انتخاباتی به تشویش اذهان و مسموم نمودن فضای سیاسی کشور بپردازند» تهدید کرد که اگر «زبان در کام نکشند»، محتوای برخی پرونده‌ها را «برای مردم شریف‌مان باز خواهم گفت تا بدانند چه کسانی مشغول طراحی‌های خاص هستند».

صادق لاریجانی همچنین گفت: «توجیه‌پذیر نیست که دائماً بگوییم چرا این را گرفتید آن را نگرفتید و یا چرا این را آزاد کردید، خصوصاً این کار از مسوولان پسندیده نیست. البته در بحث مفاسد اقتصادی اخیر بنا بر این بوده حسب وظیفه ذاتی دستگاه قضایی به تمام اضلاع این قضیه بپردازیم و تمام جوانب قضیه بررسی بشود چون ما هم عندالله عهد داریم و هم در نزد مردم این تعهد را داریم که باید به تمام تخلفات رسیدگی بشود و محدودیتی هم ندارد تا هر‌کجا و هرکس این روند ادامه می‌یابد و این وظیفه ماست.»

به نظر می‌رسد اشاره رئیس دستگاه قضایی به انتقاد احمدی‌نژاد از بازداشت پورمحمدی، قائم‌مقام رئیس کل بانک مرکزی، و همچنین موضع‌گیری پیشین او درباره خط قرمز خواندن کابینه‌اش باشد.

اما لاریجانی در سخنان امروز خود با «قبیله‌ای» خواندن رفتار احمدی‌نژاد، گفته است: «برای مردم ما قابل پذیرش نیست که ببینند در کشوری که شعارش اسلام و عدالت است و همه شهدا برای عدالت و اسلام خونشان را فدا کردند عده‌ای قبیله‌ای کار می کنند و حالا اگر به گوشه‌ای از قبیله‌مان اشاره‌ای بشود بیاییم پا در میدان بگذاریم و همه چیز را زیر سوال ببریم و آب به آسیاب دشمن بریزیم.»

وی با تاکید بر اینکه در حکمی که به محسنی اژه‌ای برای پیگیری پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی داده، تاکید کرده که «با هرکسی که در این مساله دخالت داشته» برخورد شود، افزوده است: «مردم از ما توقع دارند که ما به وظیفه خودمان عمل کنیم ولی پسندیده نیست‌ که ما دائماً این طرف و آن طرف صداهایی بلند کنیم و دستگاه قضایی کشور را تخریب کنیم و فضای ناسالم روانی ایجاد کنیم.»

وی همچنین گفته است: «البته بنده از روز اول می‌دانستم که وقتی این کار را شروع کنیم آنهایی که پا روی دم‌شان گذاشته ‌شود؛ حتماً صدای‌شان بلند می‌شود این امر واضح و روشنی بود… ما به این حرف‌ها هیچ اعتنایی نمی‌کنیم، به سر و صداهایی که بخواهد برای رسیدگی‌نکردن فضاسازی کند، توجهی نمی‌شود.»

صادق لاریجانی به صراحت گفته است: «من اخطار می‌کنم به اینها که زبان در کام بکشند و بیش از این رَطب و یابس نبافند، که رعایت مصالح تا جایی است که خود قربانی مصلحت اقوایی نشود. امروز برای حفظ مصالح کشور و نظام و در اطاعت از فرمایش مقام معظم رهبری باید وحدت را حفظ کنیم و همه در یک جبهه بجنگیم.»

اشاره‌ای آشکار به دستور رهبری با رؤسای سه قوه که چندی پیش علی لاریجانی رئیس مجلس فاش کرده بود. او گفته بود که رهبری به سه رئیس قوه دستور داده است اختلافات خود را علنی نکنند و در معرض دید رسانه‌ها و مردم از یکدیگر انتقاد نکنند.

رئیس قوه قضاییه در پایان اظهارات امروز خود علیه احمدی‌نژاد، همچنین سخنانی را بیان کرده که کاملا مشخص می‌کند هدف حملات او، رئیس دولت است. وی گفته است: «اگر کسی به دولت جمهوری اسلامی هم توهین بکند، آن هم اشتباه است هیچ فرقی نمی‌کند، ما حرف‌مان این است که مسئولان نظام باید یک حرف بزنند، همه باید از عدالت در عمل حمایت بکنند و با یک صدا مشغول کارشان باشند و به هرکس که به طرف فساد اقتصادی می‌رود همه باید تشر و سیلی بزنند و البته طبیعی است دستگاه قضایی در واقع نهادی است که به نحو رسمی این سیلی را می‌زند.»

غنوشی: نظامی که به مردم زور بگوید و حق تعیین سرنوشت و آزادی بیان را از مردمش بگیرد، اسلامی نیست

Posted: 09 Nov 2011 07:50 AM PST

“هر نظامی که به مردمش زور بگوید و مردمش حق تعیین سرنوشت، آزادی بیان، استقلال قوه قضائیه و حق حساب کشیدن از حکومت را نداشته باشند و حق نداشته باشند که بفهمند این پول از کجا آمده و به کجا رفته و حق تغییر حاکمان را نداشته باشند، من می گویم این نظام، غیراسلامی است.”

این بخشی از سخنان راشد غنوشی، رهبر حزب اسلامی نهضت در تونس است که با شعار اسلامگرایی معتدل و نوگرا، توانست برنده انتخابات مجلس مؤسسان شود. او از متفکران برجسته اسلامگرا در جهان عرب است و الگویی سیاسی در ذهن دارد که به گفته او، در کشوری چون تونس که از لحاظ اثرپذیری از فرهنگ اروپایی با لبنان پهلو می زند، می خواهد نظامی پیاده کند که هم با اسلام سازگار باشد و هم از در دشمنی با آزادیهای گسترده فرهنگی و اجتماعی درنیاید.

راشد غنوشی دانش آموخته فلسفه در دمشق و سوربن فرانسه است، بیش از سی سال سابقه فعالیت سیاسی دارد و در این راه دو بار زندانی شده و بیست و دو سال در تبعید زندگی کرده است. او اعتدال در اسلام و دموکراسی را شعار خود قرار داده و شرایط امروز ترکیه و مالزی را به عنوان مصداقی از تحقق این ایده مثال می‌زند.

او که سابقه دهه‌ها مبارزه با دیکتاتوری حاکم بر تونس را در کارنامه خود دارد، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی، از الگوی خود برای نظام اسلامگرای سازگار با دموکراسی و نوگرایی می‌گوید. وی معتقد است که آمریکا به خاطر منافع خود مجبور است از اسلامگرایان که هم اکنون دست بالا را دارند، پشتیبانی کند. وی همچنین برخی نظامهای عربی را هم که هنوز دستخوش انقلاب نشده اند محکوم به تغییر می داند.

غنوشی در ارزیابی موفقیت یا شکست الگوی حکومت اسلامی در ایران هم معتقد است که باید درباره موفقیت و شکست به طور نسبی نظر داد. وی ایستادگی در برابر تحریم‌های بین‌المللی را یک نمونه موفقیت جمهوری اسلامی می‌داند، اما معتقد است که انتخابات قبلی، یک نمونه از ناکامی‌های حکومت در ایران بوده؛ چرا که از سلامت برخوردار نبوده و نتوانسته اجماع ایجاد کند. غنوشی می‌گوید: «یکی از علامات سلامتی انتخابات این است که مخالفان، نتیجه اش را قبول داشته باشند وگرنه مشکلی وجود دارد.»

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

 

آقای غنوشی به نظر شما چه نوع نظام سیاسی با اسلام سازگار است؟

به گمان من، نظام اسلامی نظام شوراست و امروزه نزدیکترین نظام به آن، نظام دموکراتیک است که قدرت را در دست مردم قرار می دهد و حاکم بجز قدرتی که مردم به او می دهند قدرتی ندارد.

دموکراسی پارلمانی را ترجیح می دهید؟

به نظر من نظام پارلمانی به نظام شورایی نزدیکتر است چون دولت قدرت را مستقیماً از نمایندگان می گیرد و این نوع دموکراسی مانع از شکل‌گیری نظام فردگرا می شود.

اجرای حکم شرع چه می شود؟

شریعت قبل از هر چیز، قواعد کلی و عمومی قانونگذاری است مثل قاعده مصلحت و قاعده عدالت و ترجیح اکثریت و برابری بین مردم.

تفسیر اینکه مثلاً عدالت یعنی چه، به عهده خود مردم است که از طریق مشورت، قواعدی را که در کتاب و سنت آمده در قالب نظام سیاسی دربیاورند وگرنه در اسلام کلیسا نداریم که حکم قطعی بدهد و مفسر انحصاری قواعد باشد؛ تفسیر این قواعد هم در هر کشوری فرق می کند، امام شافعی هم وقتی از عراق به مصر رفت، دید که شرایط فرق می کند و فقه او در عراق با مصر فرق می کرد، در حالی که به همان قواعد و همان شریعت استناد می کرد.

در شرع اسلام احکامی مثل قصاص و حجاب هم هست، در این اسلام معتدل شما چطور می شود چنین احکامی را پیاده کرد؟

ابزارهای دموکراتیک این امکان را فراهم می کند چون شریعت خودش را به مردم تحمیل نمی کند بلکه این مردم هستند که باید شریعت را بخواهند.

اگر مردم خواهان اجرای احکام شرع باشند، این احکام بر اساس فهم و درک مردم و از طریق علما و نمایندگان اجرا می شود؛ ابزارهای دموکراتیک هم نشان می دهد که آیا مردم خواهان اجرای این احکامند یا احکام دیگری.

فرض کنیم که مردم مثلاً به حجاب رأی بدهند و به قصاص رأی ندهند؟ مگر می شود با اسلام، انتخابی رفتار کرد، فرد مسلمان چطور می تواند بخشی از اسلام را که دوست دارد بردارد و بخشی را که دوست ندارد رها کند؟

اصلش این است که یک مسلمان باید دین را تمام و کمال قبول کند اما چون شرایط زندگی و توانایی و آگاهی مردم با هم فرق می کند، مسلمانها در حد امکان و توانایی شان دین را به اجرا درمی آورند، خدا هم به کسی تکلیفی فراتر از توانایی اش نمی دهد.

احکام شرع برای کسی که از آن بدش بیاید اجرا نمی شود، برای کسانی اجرا می شود که خواهانش باشند چون دین اسلام اصلاً بر اساس آزادی شروع می شود: اشهد ان لا اله الله یعنی اینکه من تصمیم می گیرم که خدا را بپرستم و دستوراتش را اجرا کنم، حالا اگر فرد دیگری چنین تصمیمی نگرفت ما فقط می توانیم با او بحث و گفتگو کنیم نه اینکه اجبارش بکنیم، اگر اکثریت مردم گفتند که چنین چیزی نمی خواهند باز هم ما فقط می توانیم با آنها بحث و گفتگو کنیم تا قانع بشوند یا نشوند؛ مردم به خواست خودشان به بهشت می روند کسی را با زنجیر به بهشت نمی برند.

بین مردم این نگرانی وجود دارد و می گویند حزب نهضت ممکن است الآن شعارهای معتدل بدهد اما بعداً که به قدرت برسد ممکن است مواضعش عوض شود و به افراطی و تندروی رو بیاورد.

نهضت، حزب بزرگی است و حزب عده ای افراد نخبه و اندک نیست و رنگها و صداهای فراوانی در آن هست اما همه اعضای حزب بر سر مسائل اصلی با هم اتفاق نظر دارند.

هیچکس در حزب نهضت نیست که در اسلام شکی داشته باشد، اسلام مرجع ماست و هیچکس بر سرش اختلافی ندارد، هیچکس در نهضت در دموکراسی و در برابری زن و مرد شکی ندارد، هیچکس در نهضت نمی گوید فلان حزب کمونیستی است و با ما مخالف است و باید از میان برداشته شود اما درون این مجموعه بزرگ رنگهای مختلفی هست و بر سر مسائل فرعی اختلافاتی هم هست؛ من که غنوشی باشم گاهی خودم را در اقلیت می بینم و گاهی در اکثریت، چون این حزب یک نهاد است و نه یک طریقت صوفیه که من پیر و مرشدش باشم.

بین کشورهای اسلامی، هیچ الگویی برای نظام اسلامی سراغ دارید؟

هیچ الگوی ایده آلی وجود نداره، این کره خاکی اساسش بر ایده آلها نیست بلکه بر پایه نقص بنا شده، بنابراین نظام کامل پیدا نمی شود و همه چیز نسبی است؛ می توانیم بگوییم این نظام از آن نظام به اسلام نزدیکتر است، این نظام عادلانه تر است، این نظام بدیهایش کمتر است اما نمی توانیم بگوییم فلان نظام، نظام آرمانی اسلامی است.

از شما شنیده ایم که الگوی ترکیه را ترجیح می دهید.

اگر نسبی نگاه کنیم و بگوییم کدام نظام بدیهایش کمتر است من می توانم بگویم امروزه نظام ترکیه نمونه ای از اجرای اسلام است، نظام مالزی هم نمونه دیگری از نظام اسلامی است که دستاوردهایی برای مردمش داشته، برایشان آزادی آورده و بدون توسل به زور عزت و منزلت برایشان آورده است اما هر نظامی که به مردمش زور بگوید و مردمش حق تعیین سرنوشت، آزادی بیان، استقلال قوه قضائیه و حق حساب کشیدن از حکومت را نداشته باشند و حق نداشته باشند که بفهمند این پول از کجا آمده و به کجا رفته و حق تغییر حاکمان را نداشته باشند، من می گویم این نظام، غیراسلامی است.

همون طور که ابن قیّم [از علمای حنبلی مذهب شام در قرن هشتم هجری] حکیم مسلمان می گوید، اساس شریعت، عدالت است و شریعت تمامش عدالت و رحمت است و هر نظامی که عدالت را اجرا کند نظامی مبنی بر شریعت است حتی اگر اسم شریعت رویش نباشد و هر نظامی که عدالت را اجرا نکند مبنی بر شریعت نیست حتی اگر اسم شریعت رویش باشد.

خداوند برای انسان کرامت قائل شده، هر نظامی بر این اساس که چقدر این کرامت را رعایت کند به اسلام نزدیک می شود.

الگوی ترکیه، الگوی اسلامگراهای معتدل مثل شما شده …

من دائماً می گویم به صورت نسبی …

بله نسبی …

به صورت نسبی، مسلمانها آرزو دارند که نظامشان مثل ترکیه باشد و در کشورشان رجب طیب اردوغان داشته باشند نه علی عبدالله صالح و بشار اسد و اینها.

آیا ترکیه این الگو را برای گسترش نفوذش در منطقه به کار نمی‌برد؟

حق هر نظامی است که خودش را تبلیغ کند و در خارج، دامنه و تأثیر داشته باشد، شیوه اش است که مهم است، اگر بر اساس قوای نرم این کار را بکند، با عرضه خدمات و کمک و از راه هنر و ادبیات، خیلی هم خوب و مجاز است اما اگر به جنگ و سرکوب و اشغالگری متوسل شود، نه.

الآن ترکیه نمونه ای از اتکا بر قوای نرم به جای قوای سخت است.

الآن این طوری است، بعدهاً اگر شرایط عوض شود چه؟

انتظار می رود که نفوذ ترکیه در آینده در کل منطقه بیشتر شود چون به سطح بالایی از توسعه دست پیدا کرده و بعد از چین، دومین کشوری است که توانسته به نرخ رشد اقتصادی دوازده درصد برسد که خیلی بالاست.

اگر ترکیه ادامه بدهد با توجه به دلائل تاریخی و به دلیل موفقیت در همراه کردن توسعه سیاسی و توسعه اقتصادی و پرکردن شکاف بین نظام خودش و اسلام، نفوذ بیشتری در کل منطقه پیدا می کند.

کمالیسم در ترکیه بین اسلام و نوگرایی شکاف ایجاد کرد در حالی که رؤیای مردم ترکیه و تونس و مصر از قرن نوزدهم تا به حال، همراه کردن اسلام و نوگرایی بوده است.

نظام کمال آتاتورک اسلام و نوگرایی را رو در روی هم قرار دارد در حالی که نظام اربکان و اردوغان، اسلام و نوگرایی را به هم نزدیک می کند و آن سکولاریسم سخت و پرخاشگر آتاتورک را به سکولاریسم نسبی و نرمی تبدیل می کند که می تواند با اسلام همزیستی داشته باشد؛ این دستاورد بزرگی است.

همه مسلمانها آرزو دارند در جامعه ای نوگرا زندگی کنند که در آن پیشرفت اقتصادی و علمی باشد و در عین حال جایگاه اسلام هم حفظ شود در حالی که سکولارها در جهان عرب می گویند اگر نوگرایی و پیشرفت اقتصادی و علمی می‌خواهید دینتان را کنار بگذارید.

نظام ترکیه الگویی برای همزیستی اسلام و نوگرایی عرضه می کند و تمام منطقه هم دارد الآن به همین سمت می رود و می خواهد که اسلام را با نوگرایی و دموکراسی و پیشرفت همراه کند، در تونس و مصر هم همین طور شده، در حالی که الگوی غربی با مشکلات بزرگی مواجه است.

با توجه به پشتیبانی آمریکا از ترکیه، آیا ترکیه واسطه آمریکا با جهان اسلام شده؟

ترکیه سنگ خودش را به سینه می زند و نه سنگ آمریکا را، ترکیه واسطه یا عامل نیست بلکه دنبال مصالح خودش است، میهن پرستی و منافع ملت ترکیه در کار است، حالا این منافع ممکن است مدتی با منافع کشور دیگری همراستا باشد اما در نهایت هر دولتی برای منافع انتخاب کنندگانش کار می کند.

آمریکا هم سعی می کند با اسلامگراهای میانه رو رابطه برقرار کند.

آمریکا هم دنبال منافع خودش است و الآن هم شاهد اوجگیری بیداری اسلامی در منطقه است.

منافع آمریکا ربطی به سکولاریسم ندارد، آمریکا مثل کشورهای اروپایی نیست بلکه منطقی عملگرا دارد که ربطی به ایدئولوژی ندارد و می خواهد منافع خودش را تضمین کند، صرف نظر از اینکه چه ایدئولوژی در منطقه حاکم باشد.

آمریکا با ملی گراهای عرب کار کرد، با لیبرالها و حتی با سوسیالیستها کار کرد، چرا با اسلامگراها کار نکند؟ وقتی می بیند اسلام دست بالا را دارد و باید به وضع موجود اذعان کند.

از ترکیه زیاد حرف زدیم. عربستان سعودی چه؟ آنها جا ماندند؟

به هر حال عربستان سعودی هم به بعضی از این انقلابها کمک کرد: اگر به رسانه های سعودی نگاه کنیم می بینیم که از تغییر در لیبی پشتیبانی کردند.

جرقه ای که از تونس بلند شد به همین انقلابها محدود نمی شود بلکه نوری که از این آتش بر جهان عرب تابید همه نظامها را تغییر خواهد داد.

من معتقدم که این موج از مرزهای جهان عرب هم می گذرد و حتی به سیدنی و وال استریت هم می رسد، نظامهای عربی که هنوز دستخوش تغییر نشده اند در وضع حساسی قرار دارند: اگر رهبرانشان هوشمند و آینده نگر باشند باید دست به تغییرات عمیق و ریشه و گسترده ای در نظامهایشان بزنند و از حالت فردی به حالت دموکراتیک و شورایی برسند تا مردمانشان هم از تغییر به شیوه خشونت آمیز در امان بمانند.

مثلاً الآن در مراکش می بینیم که اقداماتی دارد انجام می گیرد و آرزو داریم که ادامه پیدا کند چون نظام دارد از داخل خودش تغییر می کند و اگر این تغییرات ادامه پیدا کند مراکش می تواند از رویاروییهای خشن و ماجراجوییها پرهیز کند اما نظامهای دیگر اگر خط سیر تاریخ را درک نکنند، همان چیزی که اینجا پیش آمده آنجا هم پیش می آید.

یا حاکمان هوشمند دست به اقدامی می زنند تا مردم چنان هزینه سنگینی ندهند یا اینکه امواج تغییر بر لب هیچ مرزی نخواهد ایستاد.

به نظر شما رشد سلفیها طرح سعودیها برای اثر گذاشتن بر انقلابهای عربی است؟

سلفی گری چیز یک شکل و واحدی نیست، سلفی گری مجموعه ای از افکار است که در بعضی چیزها با هم شباهت دارند مثل مبارزه با بدعت و خرافات و بازگشت به اصل دین در کتاب و سنت.

نه تنها سلفیها بلکه همه جنبشهای اسلامی در این چیزها با هم اشتراک دارند، جنبش اخوان المسلمین را هم به عنوان سلفی می شناختند چون جنبشی است که خواهان بازگشت اسلام به اصل خودش بود اما شیوه ها و نگرش به جهان است که بین سلفیها تفاوت ایجاد می کند.

سلفیهایی هستند که در خدمت بعضی نظامها هستند و سلفیهای جهادی که به دورترین و قدرتمندترین مکان در جهان حمله کردند، این هم نوعی سلفی گری است که با آن سلفی گری که هوادار برخی حکام است و مخالفت با حکام را حرام می داند، فرق دارد.

منظورم سلفیهای غیرسیاسی است که هیچ نقشی در انقلابهای عربی نداشتند ولی حالا سیاسی شده اند …

این حقشان است، طبیعی است که همه نیروها در صحنه سیاسی سعی می کنند از تغییرات استفاده کنند تا افکار و خط مشی شان را پیش بندازند اما آیا برنامه ها و سیاستهایشان بین مردم هوادار پیدا می کند و راه حلی برای مشکلات مردم در آنها پیدا می شود یا نه؟

مردم بر اساس ایدئولوژی قضاوت نمی کنند بلکه بر اساس دوایی که برای دردهایشان می دهی دست به قضاوت می زنند: اینکه این برنامه ها دردی را دوا می کند یا فقط شعاراست؟ از شعار هم گندم و کارخانه و دارو درنمی آید، مدتی شعارهایشان در دل مردم جا می گیرد اما در نهایت، نیازهای مردم است که باید پاسخ گفته شود، مردم بر اساس راه حلی که برای حل مشکلاتشان داده می شود قضاوت می کنند، اگر به شعارهایشان عمل نکنند بعداً دیگر به آنها رأی نمی دهند و ردشان می کنند، همون طور که جنبشهای سکولاری را رد کردند که شعارهای پرزرق و برقی درباره وحدت عربی و آزادی فلسطین و توسعه سر می دادند اما دیدیم که هیچ کدام از اینها را نتوانستند عملی کنند.

می خواهم از نظرتان درباره ایران بپرسم به عنوان کشوری که الگو و نظام اسلامی خاص خودش را دارد.

ایران شیوه خودش را برای حکومت اسلامی داره که از مذهب جعفری بیرون آمده که یکی از مذاهب اقلیت در جهان اسلام است.

آیا نزاع شیعه و سنی در جریان است؟

شکی نیست که نزاع شیعه و سنی در منطقه در جریان است اما نباید سطحی با مسائل برخورد کنیم: این طور نیست که شیعه ها همه یکی و سنیها همه یک جور باشند.

مثلاً در ایران هم اختلاف وجود دارد و حکومتی هست که بشار اسد را تأیید می کند و مخالفانی که با بشار اسد مخالفند.

بین اهل سنت هم همین طور، سنیها هم با همدیگر می جنگند و اختلاف دارند، این طور نیست که یک جبهه شیعه و یک جبهه سنی باشه که با هم در جنگ باشند، موضوع پیچیده تر از این حرفهاست، پیروان هر عقیده و مذهبی بین همدیگر هم اختلاف دارند، بر سر مسائلی مثل توزیع ثروت و توزیع قدرت و موضع در برابر نیروهای خارجی.

الگوی حکومت اسلامی در ایران آیا الگوی موفقی بوده یا شکست خورده.

نمی شود به این سادگی حکم داد، موفقیت و شکست دو امر نسبی اند، ایرانیها هم در چیزهایی موفق بودن و در چیزهایی نه، ایران توانسته در برابر تحریمها بایستد و فناوری اش را پیشرفت بدهد، بیش از سی سال پایداری در برابر تحریم پرفشار بین المللی چیز ساده ای نیست اما ایران ناکامیهایی هم داشته …

و نمونه ناکامیهاش؟

مثلاً انتخابات قبلی اولین انتخابات در تاریخ ایران بود که بر سرش اجماع وجود نداشت در حالی که همه انتخابات قبلی از زمان پیروزی انقلاب بر سرشان اجماع و توافق وجود داشته، یکی از علامات سلامتی انتخابات این است که مخالفان، نتیجه اش را قبول داشته باشند وگرنه مشکلی وجود دارد.

مانی حقیقی در مراسم تجلیل از سه نسل سینماگران، خواستار آزادی مستندسازان بازداشتی شد

Posted: 09 Nov 2011 06:38 AM PST

مانی حقیقی، کارگردان سینمای ایران، در مراسم رونمایی از مجموعه آثار سه نسل از سینماگران، خواستار آزادی مستندسازان بازداشتی شد.

به گزارش پارس توریسم، مانی حقیقی که در این مراسم به همراه ترانه علیدوستی برای فیلم «کنعان» به روی صحنه آمده بود، با تقدیر از عباسیان برای عرضه این مجموعه آثار گفت: ممنونم که فیلم من نیز انتخاب شد، از مصطفی شایسته برای قبول ساخت فیلم «کنعان» تشکر می‌کنم که در شرایطی این کار را کرد که چند تهیه کننده دیگر حاضر به انجام این کار نشده بودند.

وی با اشاره به مشکلاتی که برای تعدادی از مستندسازان اتفاق افتاده، اظهار کرد: آنها چند متر بالاتر از ما در زندان اوین هستند که امیدوارم هرچه زودتر شاهد آزادیشان باشیم.

ترانه علیدوستی هم عرضه این مجموعه آثار را غافلگیری خیلی خوبی عنوان کرد و گفت:‌ خود من علاقمند بودم چنین مجموعه‌ای را داشته باشیم. وی افزود: من از مانی حقیقی یاد گرفتم که باید به همکارانم اطمینان داشته باشم و ما بیشتر از احتیاج جهان به فیلم‌هایمان‌، به اطمینان احتیاج داریم.

قطع برق ۸ درصد از ساکنان تهران به علت حوادث ناشی از بارش برف

Posted: 09 Nov 2011 06:35 AM PST

در دو روز اخیر، برق ۸ درصد ساکنان تهران قطع شده است. شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ، علت بروز این وضعیت را حوادث ناشی از بارش برف اعلام کرده است.

در اطلاعیه شرکت توزیع برق تهران بزرگ، با اشاره به خاموشی های پراکنده در برخی از مناطق شهر تهران، آمده است: به دنبال بارش شدید برف که عمدتاً باعث شکستن درختان و سقوط بر روی شبکه های برق و همچنین بروز خاموشی های پراکنده در برخی از مناطق شهر تهران شده است، این شرکت با حساسیت و دقت کامل با تشکیل ستاد بحران برای هدایت نیروهای عملیاتی و کمک رسان با مشارکت سازمان های خدمات شهری از جمله شهرداری و آتش نشانی برای قطع شاخه های درختان اقدام کرده است.

شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ با اعلام اینکه دیروز و امروز ۸ درصد از مشترکان با قطع برق مواجه شده اند، از تلاش نیروهای اجرایی این شرکت برای رفع خاموشی های احتمالی خبر داده و از تمام شهروندان تهرانی درخواست کرده است: ضمن رعایت نکات ایمنی در هنگام برف روبی، از ریختن برف بر روی شبکه های برق رسانی و همچنین درختان خودداری کنند.

ادامه‌ی جست‌وجو برای یافتن جسد یک ایرانی و دو اوکراینی غرق شده در «کوشا یک»

Posted: 09 Nov 2011 06:31 AM PST

جست و جو برای یافتن جسد یک ایرانی و دو اوکراینی غرق شده در جریان سانحه شناور کوشا یک ادامه دارد.

یک عضو کمیته سوانح دریایی سازمان بنادر و دریانوردی در گفت و گو با سامانه خبری سازمان بنادر و دریانوردی گفت: متاسفانه هنوز جسد سه تن از قربانیان این حادثه پیدا نشده است ولی همچنان دو بالگرد و کشتی گشت به همراه یک تیم غواصی خبره جست‌وجوها را در منطقه رخداد حادثه ادامه می دهند.

قادری در تشریح اقدام های صورت گرفته برای نجات سرنشینان کوشا یک اظهار داشت: پس از وقوع حادثه، ۱۷ شناور به منطقه اعزام شدند که این شناورها در مرحله اول ۴۵ سرنشین این شناور غرق شده را نجات دادند.

وی یادآور شد: سازمان بنادر و دریانوردی کمیته ای برای بررسی علل وقوع این حاثه تشکیل داده است که نتیجه بررسی های آن به زودی اعلام خواهد شد.

مبانی قرآنی و روایی «منشور برادری»

Posted: 09 Nov 2011 06:23 AM PST

محمدعلی ایازی

مسئله‌ی اختلاف، ریشه در خود آفرینش انسان دارد، قرآن کریم می‌گوید «إنا جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا» شما را دسته دسته قرار دادیم و در ذات تکوّن شما چندگانگی و چندگونگی را نهادینه کردیم و قرار دادیم. بنابراین از سوی دیگر اگر این مسئله را در نظر بگیریم که انسان‌ها به لحاظ درجات فهم متفاوت هستند، همه در یک سطح نیستند، بگذریم از اینکه شرایط احوال اشخاص به دلیل ارتباطشان با مجامع مختلف و منابع مختلف، باعث تنوّع می‌شود و گوئی این را می‌توانیم از معارف قرآن کریم به دست بیاوریم که ظاهراً خداوند متعال یک فلسفه‌ای برای این تنوع فکری و اختلاف فکری در نظر داشته و آن مسئله‌ی تکامل است چون وقتی که اختلاف فکر باشد، نقد فکری باشد، این فکر با آن فکر نقد می‌شود و زمینه یک فکر جدید می‌شود، باز هم نقد می‌شود و باعث فکر ثالث می‌شود، همینطور توسعه پیدا می‌کند، یعنی اینکه می‌شود گفت یکی از عوامل توسعه و تحول علمی و فکری همین اختلاف انظار و افکار است.

بنابراین اینکه انسان‌ها دارای درجات ذهنی، فکری و علمی هستند خودش باعث این اختلاف فکر می‌شود. تا اینجای کار هم هیچ مشکلی وجود ندارد و این هم اختصاص به حوزه‌ی فقه و اصول ندارد. شما می‌بینید از اوّل تدوین علم فقه تا امروز فقهای بسیار بزرگی وجود داشتند، عده‌ای بودند که نظر مشهور را داشتند و تابع مشهور بودند و یک عده هم غیرمشهور است. ممکن است همین نظر فقهی نامغلوب امروز به دلایل و شرایط دیگر فقه غالب بشود، اما اینکه ما در فقه این تنوع را می‌بینیم اختصاص به فقه ندارد، بلکه در حوزه کلام و فلسفه و عرفان و … هم همینطور است، شما امروز در قرن چهاردهم و پانزدهم، شاید ده پانزده تا تفسیر شیعه در همین حوزه ی قم از علامه طباطبائی گرفته تا افراد دیگری مثل مرحوم ملکی که مقابل این فکر بودند نوشته شده، شما می‌بینید که اینها شیعه‌ی دوازده امامی هستند و در حوزه هم تحصیل کردند ولی افکار و عقایدشان با هم مختلف است، حتّی این اختلافات فقط در حوزه‌ی فروع از احکام و عقاید نیست، در اصول احکام هم اختلاف است، یعنی شما در توحید که مهم ترین اصل ما هست، توحیدی که یک محدّث دارد با توحیدی که یک متکلّم دارد، با یک توحیدی که عارف دارد اختلاف است!

این اختلاف و تنوّع فکری تا وقتی که تضارب فکری بشود هیچ اشکالی ندارد، امیرمؤمنان اتفاقاً در آن جمله‌ای که دارد «اضربوا بعض الرأی ببعض کمثل» می‌گوید تضارب رأی کنید مانند مشک، این مشک دوغ را که می‌زنند تا وقتی که چربی و کره‌اش بالا بیاید، می‌گوید رأی را اینطوری انجام بدهید، یعنی اینقدر بحث و تضارب فکر کنید تا اینکه زمینه‌های آن رأی احسن برایش فراهم بشود.

در قرآن کریم در سوره زمر می‌فرماید: فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه؛ بشارت باد به آن کسانی که حرفها را می‌شنوند و بهترینش را انتخاب می‌کنند. ‌حرفها را چه زمانی می‌شنوند؟ وقتی که این فرصت داده شود که حرفها گفته شود، اگر فرصت برای گفتن نباشد چه هست که زمینه این به وجود بیاید که این فکر مقایسه و تطبیق شود و سپس انتخاب گردد، اینها حاصل نمی‌شود!

بنابراین ما یکی بحث این را داریم که آزادی عقیده است و یکی آزادی اندیشه داریم و یکی هم آزادی بیان داریم، البته حالا بعد در باب قلمرو آن را عرض خواهیم کرد، ولی تا اینجا ما می‌فهمیم به اینکه کسانی که می‌خواهند انتخاب یک اندیشه را بکنند، حتماً باید بستر و زمینه‌ی شنیدن و طرح عقاید گوناگون فراهم شود، در ذیل آیه‌ی شریفه ۲۵۶ سوره بقره: لا إکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی مفسرین نقل کردند که یک کسی آمد و گفت یا رسول الله این بچه‌های من مسیحی شدند چکار کنم؟ هر کاری می‌کنم هر چه با ایشان صحبت می‌کنم هیچ تأثیری ندارد، اینجا بود که آیه نازل شد لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی ما مطلب را می‌گوئیم، ما مسئله را بیان می‌کنیم، هم حق را می‌گوئیم و هم باطل را، حالا دیگر آنها انتخاب کنند. فرق بین انسان و موجودات دیگر همین مسئله‌ی حق انتخاب و اراده است، درباره ملائکه، که از موجودات اعلای علیّین هستند، می‌گویند لا یعصون الله ما عملهم و هم یفعلون ما یعملون اینها گناه نمی کنند. ولی انسان می‌گوید فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر یعنی این مشیّت الهی است، یعنی در سوره یونس قرآن کریم خطاب به پیامبر می‌کند می‌گوید ولو شاء لآمنوا من فی الأرض کلهم جمیعا خیلی عجیب است! لآمنوا خودش به معنای عام است، کلّهم باز عام است و جمیعاً هم عام است، می‌گوید اگر خدا مشیّتش می‌خواست تعلّق بگیرد همه را مؤمن می‌کرد، مثل اینکه همه‌ی ملائکه را مؤمن کرده،‌ می‌گوید فأنت تکره الناس حتی یکون مؤمنون تو می‌خواهی مجبورشان کنی به یک عقیده و یک فکر …

پس بنابراین اگر ما نگاه کنیم، نه فقط در حوزه فقه، و فروعات احکام، بلکه در عقاید هم این مسئله هست، علّتش هم به تعبیر مرحوم مطهری می‌گوید: بحث عقیده بحث قلب است، در قلب نمی‌شود تصرف کرد، می‌شود دست یک کسی را گرفت، می‌شود یک جایی حبسش کرد ولی نمی‌شود قلبش را مجبور کنی که این را دوست داشته باش و یا این عقیده را داشته باش، ممکن است ریا و تظاهر کند، ولی تا او قانع نشود و تا آن جهت اعتقاد پیدا نکند نمی‌شود.

بنابراین اگر بخواهیم که همه فکر ما را داشته باشند این امکان‌پذیر نیست، آن آقا فکر کند به اینکه همه باید تابع فکر او باشند این هم عملی نیست،

پس بحث اختلاف فکر و اختلاف اندیشه و اینکه افراد دلشان می‌خواهد اعتقاد خود را بیان کنند، این یک امر طبیعی و فطری است. حالا در اینجا چه چیزی مهم است؟ اولین شرط مهم بودنش این است که انسان اگر خودش یک عقیده‌ای دارد که طبیعی است از عقیده خودش باید دفاع کند و باید استدلال کند و اگر به نظرش می‌آید عقیده‌ی مقابلش غیردرست است آن را ردّ کند، اما اجازه بدهد که او هم حرفش را بزند و آن هم اعتقاد خودش را ابراز کند، می‌دانید یک تفاوت اصلی که در معارف اهل بیت: برخلاف اینست، ما روایتی از امیرالمؤمنین داریم، از امام باقر و امام صادق داریم که از زشت‌ترین کارهایی را که مذمّت می‌کند تکفیر کردن است، می‌گوید که تکفیر کسی را نکنید! در آیه إذا جاءک المؤمنون قالوا … مضمون آیه این است که می‌گوید وقتی کسی نزد شما آمد گفت سلام و تسلیم کرد، شما به او نگوئید که مؤمن نیستید.

می‌گوید نگوئید که مؤمن نیستید، این حق را نداریم! حتی اجازه ندارید که او را به بی ایمانی متّهم کنید. پس اولین شرطش این است که ما همان فرصتی را که برای خودمان ایجاد شده که می‌خواهیم حرف بزنیم باید برای دیگری هم بگذاریم. یک دسته از روایات است از امیرالمؤمنین و ائمه، از پیامبر هم ظاهراً هست، و مهم‌ترینش و گویاترینش وصیتی است که امیرمؤمنان به فرزندشان امام حسن مجتبی می‌کنند، می‌گویند «یا حسن یا بنی اجعل نفسک میزاناً»، تو خودت را و نفست را ترازو قرار بده، آن چه که برای خودت دوست داری، برای دیگران دوست داشته باش و اگر چیزی را برای خودت مکروه می‌دانی و بد می‌دانی برای دیگران بد بدان.

فرض کنید اگر آن کسی که امکانات دارد و قدرت دارد، اگر جلوی او را بگیرند و نگذارند ابراز عقیده کنند، آیا راضی است! پس این را برای طرف مقابلش هم بخواهد. و به او اجازه دهد که بتواند از امکانات و فرصتها استفاده کند.

ویژگی این نامه رویکرد اخلاقی نامه‌ی امام است، بستر این قصه از این قرار است که امام به یک کسی در قدرت است، توصیه می‌کند که تو آن فکر مقابلت را تکفیر نکن. امام داوری نمی‌کند که آن فکر درست است یا نه؟ کاری به این جهت ندارد ولی می‌گوید توجه داشته باش که این اختلافی که در میان علمای بزرگ در مسائل مختلف اتفاق افتاده یک امر طبیعی است.

اگر این اختلاف طبیعی است پس بنابراین ما باید این فرصت را بگذاریم، حالا هر کسی هست! من کاری ندارم به اینکه امروز ممکن است این غالب و آن مغلوب باشد! فرقی نمی‌کند ما باید یک چنین فرصتی را برای همه فراهم کنیم که بتوانند حرفشان را بزنند و نظراتشان را بگویند و اگر هم حرفشان اشکال دارد ما می‌توانیم اشکالش را بیان کنیم، چون او هم حقّ دارد از اشکال شما دفاع کند و بگوید نه! اینطوری که شما فکر می‌کنید نیست.

آنچه که مهم است به نظر من این آیه ۱۲۵ سوره نحل است که مبنای گفتگو و تحمّل عقاید را از جهت اخلاقی مطرح می‌کند، می‌گوید ادع إلی سبیل ربّک بالحکمة و الموعظة الحسنة به پیامبر می‌گوید که اگر تو می‌خواهی مردم را به پروردگارت دعوت کنی، راهش این است که ادع إلی سبیل ربّک بالحکمة، حکمت یعنی منطق و دلیل، استدلال و برهان، والموعظة الحسنة گاهی هست که بحث دلیل و منطق نیست، بلکه بحث توجه دادن است، فذکّر إن الذکری تنفع المؤمنین یعنی آگاه کردن مخاطب است، اینطور که شما می‌گوئید درست نیست، یعنی این بحث استدلال نیست، اینکه شما توهین کنی به یک مؤمنی این درست نیست! اینکه شما آبرویش را بخواهی ببری درست نیست، اینکه شما تکفیر کنی درست نیست! می‌گوید حتی اگر یک کسی اهل جدل است، یعنی نه بحث استدلال است و نه بحث وعظ است، جدل می‌کند! می‌گوید اما تو هم اینطور نیستی که عمل متقابل کنی و بگویی منم باید جدل کنم، می‌گوید وجادلهم بالتی هی احسن تو اگر می‌خواهی جدل بکنی، جدلت هم احسن باشد کسی که اخلاق قرآنی دارد حتّی جدلش هم جدل احسن باشد.

با توجه به این نکته؛ شرط اخلاقی این نامه این است که اولاً ما باید این اختلاف را به رسمیّت بشناسیم و ثانیاً همانطور که برای خودمان حقوقی از نظر بحث و علم قائل هستیم برای آن فرد مقابل هم قائل باشیم. سوم اینکه ما اگر تابع فرهنگ قرآنیم، قرآن مشی برای این عقاید گوناگون را تعیین کرده و گفته است نوع گفتگویش باید اینطور باشد، پرخاشگری، تهمت زدن، تکفیر کردن، اصلاً در فرهنگ قرآنی نیست.

حالا دغدغه‌ای که در اینجا وجود دارد این است که اگر ما اجازه بدهیم که این افکار مختلف پیش بیاید، آیا ایجاد انحراف دیگران را نمی‌کند؟ به نظرم می‌آید که معمولاً اگر چیزی را مانع شویم از باب اینکه: «الانسان حریصٌ علی ما منع»، اتفاقاً او بیشتر رشد می‌کند، این یک.

ثانیاً وقتی که منطق در مقابل منطق قرار بگیرد هیچ مشکلی ایجاد نمی‌کند، آن وقتی اشکال به وجود می‌آورد که یکی بخواهد با تکفیر کردن برخورد کند و این طرفش درست نمی تواند حرف بزند و صحبت کند.

بعد از این مباحث شرط دیگری را باید در نظر گرفت که ما نباید این موضع و نظری که داریم منتهی به ایذاء فردی بشود، اذیت کردن هر کسی حتی کافر جایز نیست. البته اگر کسی کافر محارب باشد که می‌جنگد و شمشیر به دست می‌گیرد او حسابش جداست، ولی یک وقتی می‌گوید اگر یک کافری هم استجاره کرد فأجرها حتی یسمع کلام الله به او هم فرصت بدهید که حرف خدا را بشنود. این هم مبنای مهمی است که باید لحاظ شود.

به نظر من اگر کسی بخواهد راجع به این نامه صحبت کند، یکی از مسائلش بسترشناسی این صحبت است، بدون تعارف در آن زمان ما آن گروهی که غالب بودند، امام معلوم می‌شود که راضی نیست از این نوع برخوردشان، من بحث شخصی ندارم و قضاوت هم نمی‌کنم! ولی بالأخره اینکه امام از باب موضع پدرانه خواسته بگوید که شما هم خوب برخورد نمی‌کنید با طرف مقابل‌تان، آدم‌های محترم و بزرگی آنجا هستند که نظرشان با شما مخالف است، شما می‌آئید آنجا چکار می‌کنید؟ می‌آئید با اینها برخورد می‌کنید و صحبت‌های تند می‌کنید.

اتفاقاً امروز برعکس شده و قصه به این جا رسیده که آن طرف حالا می‌خواهد فرصت بدهد، حالا یک مقدارش مربوط به طبع ماست و یک مقداری هم مربوط به چیزهای مختلف است، حالا کار نداریم. در هر حال این نگرانی که امام برای انقلاب دارد این نیست که اختلاف بین افکار است، آنجایی که تسامح نیست و قدرت تحمّل عقاید مختلف نیست، این نگرانی است شما در تاریخ عالم اسلام نگاه کنید، هر دوره‌ای که زمینه‌ی رقابت فرهنگی و فکری بوده است رشد علمی بوده، از قرن چهارم و پنجم را می‌گویند عصر طلایی علم کلام، علتش این است که در بغداد، همان طوری که شیعه کرسی داشته که دیالمه بودند و قدرت شیعه دستشان بوده، سنی‌ها هم کرسی داشتند، حتّی مسیحی‌ها و یهودی‌ها هم در بغداد کرسی داشتند و به برکت این آزاداندیشی ما شخصیت‌های بزرگی مثل شیخ مفید، سید مرتضی، سید رضی، شیخ طوسی و دیگران در اینجا رشد پیدا کردند . دوره‌هایی بوده که واقعاً افول علم بوده و علّتش این است که جلوی همه‌ی اینها را گرفتند.

به نظر من امام در همه‌ی صحبتهایش رویکرد اخلاقی دارند، حتی رهبریشان هم با رویکرد اخلاقی است.

منبع: جماران

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی: جایی برای نظا‌م‌های بسته باقی نمانده/ ایستایی نظام‌های سیاسی موجب رکود، رخوت و در نهایت مرگ آنهاست

Posted: 09 Nov 2011 06:20 AM PST

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ضمن اشاره به اینکه قرآن و سنت پیامبر (ص) تکلیف ما را در مواجهه با خواسته های مردم روشن کرده، تصریح کرد: آگاهی روزافزون ملت‌ها در پناه گسترش دانش و وسایل ارتباط جمعی جدید، جایی برای نظام‌های بسته باقی نگذاشته و بهترین و درست‌ترین طریق اداره جوامع در حال حاضر، همراهی با مردم، نخبگان و منتقدان دلسوز است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی؛ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار جمعی از اعضای تشکّل‌های اسلامی دانشجویان و استادان دانشگاه آزاد اسلامی، ایستایی نظام‌های سیاسی را موجب رکود، رخوت و در نهایت مرگ آنها خواند و با اشاره به اینکه سیستم‌ها و نظام‌ها باید دائماً و مطابق با نیازهای روز جامعه و دنیا تحول بپذیرند، ضمن درخواست از مسئولان کشور و دانشگاه‌ها برای باز کردن فضای نقد و انتقاد سازنده؛ گفت: «فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه» تابلوی سیاسی و اجتماعی دین ماست که شرط آن البته «و جادلهم بالتی هی احسن» خواهد بود.

آیت الله هاشمی رفسنجانی در ادامه این دیدار؛ دوران جوانی و تحصیل را یکی از مراحل پربار زندگی قشر دانشجو خواند و با اشاره به آمار بالای دانشجویان و فارغ‌التحصیلان کشور گفت: در بین نیروهای جوان و تحصیلکرده ما، استعدادهای ممتاز و شایسته‌ای وجود دارند که اگر به میدان بیایند در تمام عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به خوبی خواهند درخشید.

وی همچنین نقش تشکّل‌های دانشجویی را در طراوت سیاسی و اجتماعی کشور بسیار ارزنده و کارگشا خواند و با تأکید بر لزوم قدردانی مضاعف از اعضای تشکّل‌های دانشجویی با سلایق گوناگون، افزود: می‌شود در محیط دانشگاه نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی بی‌تفاوت بود و تنها تحصیل کرد و به خدمت مشغول شد، اما کسانی که علاوه بر تحصیل دغدغه مشارکت در امور اجتماعی، سیاست و آینده کشور خود را دارند و بخشی از زمان مفید خود را به فکر کمک به حل مشکلات کشور و روشنگری جامعه و دانشگاه می‌گذرانند، نقشی مضاعف و مؤثرتر در جامعه ایفا می‌کنند.

رئیس هیأت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی، تشکّل‌های موجود در این مرکز بزرگ علمی جزو بالنده‌ترین تشکّل‌های موجود در کشور خواند و با اشاره به لزوم جریان داشتن نقد سازنده و منصفانه در جامعه و محیط‌های علمی، تصریح کرد: خواست ما همواره این بوده که میدان برای نقد سازنده باز باشد، چرا که در هیچ شرایطی، نقد درست و سالم تهدید برای جامعه به حساب نمی‌آید.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأکید بر اینکه همگان البته باید در نقد و روشنگری خود قانون، منافع ملی و مصالح کشور را مدنظر قرار دهند، تخریب، عبور از انتقاد مصلحانه و ایجاد درگیری در کشور را به ویژه در مراکز علمی، مضر به حال رشد محیط‌های علمی و پژوهشی خواند و گفت: اگر بپذیریم که در اقشار مختلف جامعه ممکن است از ما داناتر، فهمیده‌تر و کاردان‌تر هم وجود دارد، آنگاه از غرور و سختگیری نسبت به فکر و سلیقه دیگران خواهیم کاست.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به برخی موانع و مشکلات موجود بر سر راه فعالیت تشکّل‌های صنفی و سیاسی دانشجویی در دانشگاه آزاد اسلامی، هیأت‌های امنای استانی و مناطق را بهترین محل رسیدگی به این مشکلات خواند و گفت: به جهت اینکه اعضای هیأت‌های امنا از استادان و دانشمندان بومی و دردآشنای مناطق مختلف دانشگاه آزاد هستند، دانشجویان و استادان می‌توانند با همکاری مدیران و هیأت‌های امنا به خوبی مشکلات را برطرف کنند و نیازی به رجوع به مرکز نداشته باشند.

رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی با اشاره به توسعه کمّی و کیفی روزافزون این شبکه بزرگ علمی جهان اسلام، رشد دوبرابری کمّی و کیفی دانشگاه آزاد طی یک برنامه پنج ساله را برنامه تصویب شده این نهاد علمی و مردمی خواند و تصریح کرد: یکی از آرزوهای بنده و مدیران دانشگاه آزاد اسلامی این است که دانشجویان بتوانند به‌گونه‌ای وارد دانشگاه شوند که تمامی هزینه تحصیل خود را از وام تحصیلی تأمین و پس از اشتغال به کار به تدریج آن را تأدیه نمایند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، مشورت و مهربانی با مردم را دو سنت زیبای حضرت رسول(ص) خواند و یادآور شد: پس از جنگ احد که مسلمین ضربه سختی را متحمل و دچار یأس و هرمان شده بودند، پیامبر عظیم‌الشأن اسلام از خداوند فرمان می‌گیرد که با امت خود مهربان باش و با آنان مشورت کن تا با کمک خود آنان بر مشکلات غلبه نمایید و این باید درس و چراغ راه همیشگی همه ما باشد. «فَبِِما رَحمَهٍ مِنَ الله لِنتَ لَهُمْ و لَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاْعفُ عَنْهُم و اسْتَغْفِرْ لَهُمْ و شاوِرْهُمْ فِی الاَمْرِ…»

صفحه فیس بوک روزنامه کلمه

 

 

روزنامه کلمه - هجدهم آبان ماه - نسخه پی دی اف - PDF

چنانچه در دریافت فایل مشکل دارید ابتدا بر روی لینک دانلود کلیک راست نمایید و از منوی باز شده گزینه “Save Link as” در مرورگر های فایرفاکس و کروم و “Save as target” در اینترنت اکسپلورر را انتخاب کنید.

انتقاد علی لاریجانی از «لات‌بازی» و فرهیخته نبودن برخی سیاستمداران

Posted: 09 Nov 2011 03:45 AM PST

علی لاریجانی امروز به طور غیر مستقیم به سخنان اخیر احمدی نژاد واکنش نشان داد و ضمن «لات بازی سیاسی» توصیف کردن رفتار برخی سیاستمداران، گفت: «بسیاری از نابسامانی‌های ما در کشور مربوط به مواردی است که شخصیت‌ها پختگی و فرهیختگی لازم را ندارند؛ چرا که اگر این‌گونه باشد مجادلات آنها از سنخ دیگری خواهد بود.»

احمدی نژاد هفته قبل در یک نشست غیر عمومی با هواداران انتخاباتی اش، حملات شدیدی را علیه اصولگرایان آغاز کرده و گفته بود: «اگر این دولت نیم ساعت فرصت حرف زدن داشته باشد قیمت سوراخ موش بالا می رود.»

اما در مقابل، امروز علی لاریجانی در یک سخنرانی عمومی گفت: اگر شخصیت‌ها فرهیخته باشند با نزاکت عمل خواهند کرد. گاهی ما در حوزه‌ی سیاست دچار لات‌بازی سیاسی می‌شویم و این در شرایطی رخ می‌دهد که یک شخصیت سیاسی از فرهیختگی لازم برخوردار نباشد؛ در حالی که اگر این فرد فرهیخته باشد مشکلات را با تدبیر حل خواهد کرد.

وی افزود: به هر حال سیاستمداران، جامعه را باید به گونه‌ای آماده کنند که طوایف مختلف با آسایش زندگی کنند، نه این‌که دچار آشفتگی روح شوند.

رئیس مجلس هشتم که در افتتاحیه یک نمایشگاه کتاب در شهر تهران سخنرانی می‌کرد، همچنین گفت: کسانی که با کتاب انس دارند شخصیت فرهیخته‌ای پیدا می‌کنند؛ در حالی که بسیاری از نابسامانی‌های ما در کشور مربوط به مواردی است که شخصیت‌ها پختگی و فرهیختگی لازم را ندارند؛ چرا که اگر این‌گونه باشد مجادلات آنها از سنخ دیگری خواهد بود.

وی ادامه داد: مثلا اگر یک ورزشکار اهل کتاب باشد ممکن است خطا کند اما قطعا نوع اشتباه او از کسی که اهل ادب نیست متفاوت خواهد بود، در اقتصاد هم اگر کسی اهل کتاب باشد چپاول نمی‌کند، ما این روزها شاهد فجایعی در صحنه‌ی اقتصاد بودیم و ارقام نجومی در این‌باره مطرح می‌شد که قابل فهم نبود، اینها به خاطر پایه‌های سست افرادی است که پختگی لازم را ندارند.

تقدیر فعالان سیاسی تبریز از نطق نماینده مردم این شهر در مجلس

Posted: 09 Nov 2011 03:29 AM PST

نمایندگان طیف های مختلف سیاسی در تبریز با شکور اکبرنژاد نماینده مردم تبریز در مجلس دیدار و از نطق او در مجلس تقدیر کردند.

نماینده مردم تبریز در مجلس هشتم اخیرا یا ایراد نطقی خواستار پایان دادن به حصر غیر قانونی و غیر شرعی میر حسین موسوی و مهدی کروبی شده بود.

به گزارش ندای سبز آزادی، اعضای گروه های سیاسی در تبریز جهت اعلام همبستگی و تشکر با این نماینده مجلس دیدار کرده اند و مراتب امتنان خاطر خود را به اطلاعش رساندند.

در این دیدار که اعضای جبهه مشارکت ، نهضت آزادی ، گروه های ملی مذهبی ، انجمن اسلامی دانشگاه ها، و اعضای ستاد های انتخاباتی آقایان موسوی و کروبی حضور داشتند ، وضعیت سیاسی کشور بررسی شد و حاضران نسبت به وضعیت اسفناک اداره کشور ابراز نگرانی کردند.

در این دیدار شکور اکبر نژاد در پاسخ یکی از شرکت کنندگان که گفت اولویت برتر از حفظ نظام ، دغدغه سرنوشت ملتی است که در حاکمیت این نظام زندگی می کنند ، گفت : ” سعی ما نیز همین است و سخنان بنده نیز در همین راستا بود. “

ممنوعیت ورود زنان بدون همراهی سرپرست قانونی به پیست‌های اسکی

Posted: 09 Nov 2011 03:26 AM PST

«اعتدال» ادعا کرد: بانوانی که با آغاز بارش برف و فصل اسکی به برخی از پیست های اسکی حاشیه تهران مراجعه کرده اند، با ممنوعیت ورود از سوی ماموران انتظامات مستقر در این مکان ها روبرو شده اند.

به گزارش این سایت خبری، مامور انتظامات مستقر در یکی از پیست های اسکی شمال تهران در این زمینه مدعی شد: پلیس اماکن جمهوری اسلامی با ارسال دستور العملی به پیستهای اسکی اعلام نموده که ورود خانمها بدون سرپرست قانونی یا شوهر به پیستهای اسکی ممنوع است.

وی افزود: بنا بر این دستورالعمل ورود دختران زیر ۱۸ سال نیز بدون پدر و مادر ممنوع می باشد و دختران بالای ۱۸ سال تنها با سرپرست قانونی و زنان ازدواج کرده تنها به همراه شوهرشان مجاز به ورود به پیست اسکی هستند.

یکی از مسئولین این پیست اسکی نیز در پاسخ به درخواست خبرنگار ما برای مشاهده ابلاغیه ناجا، با امتناع از این امر گفت: این ممنوعیت با دستور فرماندهان انتظامی است و ان شاء الله شما هم با اجرای قوانین اسلامی در تلاش برای ساختن جامعه اسلامی ما را یاری کنید.

نیروی انتظامی تاکنون نسبت به انتساب محدودیت حضور مردم در برخی مکانها از جمله کویر مرنجاب و پیست های اسکی به این نیرو ، واکنش رسمی نشان نداده است.

اعتدال همچنین در ادامه خبر خود نوشته است: معضلات فرهنگی در پیستهای اسکی از دغدغه های مهم بسیاری از مردم در سالهای گذشته بوده است ، ولی آیا انجام برخورد سلبی با کلیه بانوان و انجام چنین روال توهین آمیزی در برخورد با آنها ، راه حل این مشکلات است ؟ آیا تمام مکان هایی مورد مراجعه مردم برای برف بازی و اسکی قابل حصر کشیدن و انجام چنین محدودیتهایی است؟ حل نابسامانی های موجود در مراکز تفریحی ، دغدغه تمام دلسوزان عرصه رسانه ایست ولی آیا صرف انجام چنین اقداماتی جز ارائه تصویر سیاه از کشور نتیجه ای دارد؟

قیمت امروز سکه طرح قدیم: ۶۲۰ هزار تومان/ طرح جدید: ۶۱۱ هزار تومان

Posted: 09 Nov 2011 03:22 AM PST

قیمت انواع سکه امروز در بازار افزایش یافت و نرخ سکه طرح قدیم ۶۲۰ هزار تومان و طرح جدید ۶۱۱ هزار تومان شد، همچنین نرخ دلار آزاد با افزایش به ۱۳۳۸ تومان رسید.

به گزارش مهر، قیمت انواع سکه امروز چهارشنبه در بازار افزایش یافت، به طوری که نرخ سکه تمام بهار طرح قدیم ۶۲۰ هزار تومان، طرح جدید ۶۱۱ هزار تومان، نیم سکه ۲۹۸ هزار تومان، ربع سکه ۱۵۲ هزار تومان و گرمی ۷۸ هزار تومان است. این نرخها دیروز به ترتیب ۶۱۵ هزار تومان، ۶۰۵ هزار تومان، ۲۹۲ هزار تومان، ۱۵۰ هزار تومان و ۷۸ هزار تومان بود.

بانک مرکزی نرخ برخی از سکه های بانکی را امروز افزایش داد و قیمت سکه طرح جدید را ۶۰۰ هزار و ۸۰۰ تومان، نیم سکه را ۲۸۸ هزار و ۸۰ تومان، ربع سکه را ۱۴۸ هزار و ۲۰۰ تومان و گرمی را ۷۶ هزار و ۴۴۰ تومان تعیین کرد. این نرخها دیروز به ترتیب ۵۹۸ هزار تومان، ۲۸۶ هزار تومان، ۱۴۷ هزار و ۶۸۰ تومان و ۷۶ هزار و ۴۴۰ تومان بود.

نرخ هر اونس طلا امروز در بازارهای جهانی ۱۷۸۲ تومان و هر گرم طلای زرد ۱۸ عیار در بازار داخلی ۵۶ هزار و ۷۶۰ تومان است.

صرافان قیمت هر دلار را امروز در بازار آزاد با روندی افزایشی ۱۳۳۸ تومان اعلام کردند، این نرخ دیروز ۱۳۲۵ تومان بود، قیمت هر یورو در بازار آزاد هم ۱۸۵۷ تومان است که نسبت به دیروز افزایش نشان می دهد. بانک مرکزی قیمت هر دلار را امروز با اندکی کاهش ۱۰۸۲ تومان و هر یورو را ۱۴۹۶ تومان اعلام کرد.

بیش از ۲۶۵۰۰ میلیارد تومان کسری بودجه کشور در سال ۸۹

Posted: 09 Nov 2011 03:20 AM PST

انتشار اعداد و ارقام تراز عملیاتی بودجه سال گذشته نشان می‌دهد دولت احمدی‌نژاد تنها در یازده ماه از سال ۱۳۸۹ بیش از ۲۶ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان کسری مواجه شده است.

به گزارش فارس، طی یازده ماهه نخست سال ۱۳۸۹ مجموع درآمدهای عمومی دولت ۲۹۷۵۱۱ میلیارد ریال بود که در آن سهم درآمدهای مالیاتی از ۶۷ درصد در سال قبل به ۸۰.۳ درصد افزایش یافت و به همین نسبت از سهم سایر درآمدها کاسته شد.

در این دوره از مجموع واگذاری دارایی های سرمایه ای، ۳۹۴۱۷۹ میلیارد ریال ( ۹۹.۷ درصد) از محل منابع حاصل از نفت و فرآورده‌های آن و ۱۱۵۷ میلیارد ریال از محل فروش اموال منقول و غیرمنقول بود.

واگذاری دارایی های مالی در این دوره ۴۱۱۶۸ میلیارد ریال بود که در مقایسه با رقم مصوب، ۷۹.۵ درصد عدم تحقق به دلیل محقق نشدن ۷۴.۶ درصد وصولی از محل واگذاری شرکت های دولتی و عدم تحقق ۱۰۰ درصدی استفاده از موجودی حساب ذخیره ارزی بود.

طی یازده ماهه ۱۳۸۹ ، پرداخت هزینه ای (جاری) دولت به ۵۴۷۳۰۵ میلیارد ریال رسید که نسبت به دوره مشابه سال قبل ۱۶.۳ درصد رشد و نسبت به رقم مصوب ۸۱.۱ درصد تحقق داشت.

پرداخت های عمرانی نسبت به دوره مشابه سال قبل با ۴.۶ درصد رشد ۱۵۶۱۲۹ میلیارد ریال رسید که ۴۶.۵ درصد نسبت به رقم مصوب عدم تحقق داشت.

از مجموع تملک داراییهای سرمایه ای (پرداختهای عمرانی) ۷۸.۷ درصد به صورت ملی و مابقی استانی پرداخت شده است. در این دوره رقم تملک دارایی های مالی براساس ارقام خزانه داری کل وزارت امور اقتصاد و دارایی معادل ۱۵۰۸۳میلیارد ریال بود که نسبت به دوره مشابه سال قبل ۷۵.۶ درصد کاهش یافت.

در نتیجه عملکرد بودجه عمومی دولت در پایان بهمن ۱۳۸۹ ، تراز عملیاتی دولت ۲۶۵۲۹۱ میلیارد ریال کسری داشت. با توجه به خالص واگذاری دارایی های سرمایه ای، مجموع تراز عملیاتی و سرمایه ای با ۲۶۰۸۵ میلیارد ریال کسری مواجه شد که در مقایسه با دوره مشابه سال قبل ۷۶ درصد کاهش نشان می دهد.

تعطیلی موزه فرش ایران به علت قطع برق ناشی از بدهی!

Posted: 09 Nov 2011 03:05 AM PST

موزه فرش ایران به دلیل بدهی به اداره برق تعطیل شد.

برق موزه فرش از ظهر روز یکشنبه به دلیل بدهی این موزه به اداره برق قطع شده و در حدود چهار روز است که درهای این موزه به روی بازدیدکنندگان بسته است.

به گزارش فارس، زمانی که بازدیدکنندگان برای دیدن فرش‌های نفیس موزه فرش به این موزه مراجعه می‌کنند به آن‌ها گفته می‌شود که موزه تعطیل است.

موزه فرش که یک موزه دولتی است از زیرمجموعه‌های اداره میراث فرهنگی و گردشگری تهران به شمار می‌آید.

موزه فرش ایران در ۲۲ بهمن ماه سال ۱۳۵۶ افتتاح شده و با ارزش‌ترین نمونه‌های قالی ایران، از قرن نهم هجری تا دوره معاصر در این موزه به نمایش گذاشته می شد. در کتابخانه این موزه نیز حدود ۳۵۰۰ جلد کتاب به زبان‌های فارسی‌، عربی‌، فرانسه‌، انگلیسی و آلمانی در اختیار هنردوستان و پژوهشگران قرار داشت.

هدفمند کردن یارانه ها علاوه بر فعالان اقتصادی، بسیاری از فعالان فرهنگی را نیز تحت فشارهای مضاعف قرار داده است.

چندی پیش سینماداران هشدار داده بودند که اگر برق یک سینما به علت بدهی قطع شود، کل سینماها را تعطیل خواهند کرد.

آیت‌الله دستغیب: اینکه فرعون همه را جیره‏‌خوار خود کرده بود، از گناه آنها که از باطل اطاعت کردند، کم نمی‌کند

Posted: 09 Nov 2011 02:58 AM PST

آیت‌الله‌العطمی دستغیب با اشاره به اینکه ظلم، هم شامل ظلم به خود و گناهان فردی می‌شود و هم شامل ظلم به دیگران و تجاوز به حقوق مردم؛ تصریح کرد: این ظلمها، مخصوصاً قسم دوم آن، انسان را به آنجا می‏ کشاند که از اقرار به حق سر باز می‏ زند و آن را دانسته انکار می ‏کند.

به گزارش کلمه، این مرجع تقلید مقیم شیراز افزود: از این حیث، رفتار بسیاری از ظالمان و ستمکاران تاریخ، مانند شیطان است که خدای خود را خوب می‏ شناسد اما مردم را وا می‏ دارد که انکارش کنند یا به رسالت پیامبران علم دارد اما با وسوسه‏ گری‏هایش اجازه نمی‏ دهد کسی به آنها ایمان بیاورد.

آیت الله دستغیب که در جلسه تفسیر قرآن خود، به ادامه تفسیر سوره نمل می‌پرداخت، با اشاره به داستان فرعون و موسی، تصریح کرد: اگر دنیا به انسان رو کند و مال و مقامی نصیبش شود، چنانچه مهذّب نشده باشد، در دام علوّ و گردن‏کشی می‏ افتد و حاضر به پذیرش حق نمی ‏شود. فرعون سالها ادعای خدایی می‏ کرد و فریاد «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلی‏» سر می‏ داد؛ همه مردم نیز بنده او بودند و در حد الوهیت، اطاعتش می‏ کردند. او با آنکه به یقین دریافت موسی در دعوی رسالت خود صادق است و از سوی خداوند آمده، بخاطر علوّی که داشت، تن دادن به موسی و اظهار بندگی پروردگار یکتا را کسر شأن خود می‏ دانست و بخاطر این گردن‏کشی به عقوبتی سخت در دنیا و آخرت گرفتار شد.

ایشان با اشاره به اینکه ستمکاران نیز اگر از کرده خود پشیمان شوند و توبه کنند و در صدد جبران مافات برآیند، خداوند را آمرزنده و مهربان می‏ یابند؛ خاطرنشان کرد: کسی چون فرعون با وجود آنکه خونهای بسیاری ریخت و جنایتهای بی‏شماری کرد و از سرآمدان ظالمین بود، اگر توبه می‏ کرد و ایمان می ‏آورد، تعداد بسیاری از مردم به تبع او ایمان می‏ آوردند و نجات می‏ یافتند و این امر جبران گذشته او می‏ شد اما نکرد و نشد!

آیت الله دستغیب در عین حال یادآور شد: البته تسلیم نشدن فرعون چیزی از گناه کسانی که به موسی ایمان نیاوردند کم نمی‏ کند. درست است که فرعون همه شریانهای زندگی مردم را در دست گرفته بود و همه را جیره‏ خوار و مطیع خود کرده بود اما نه ترس از فرعون و نه طمع به دنیا، هیچ کدام مجوز روی‏ گرداندن از ایمان و اطاعت کردن از فرعون نمی ‏شد، مخصوصاً آنکه بسیاری از مردم با فطرت و وجدان خود می‏ فهمیدند که حق با موسی است.

متن کامل سخنان ایشان در جلسه اخیر تفسیر قرآن خود که در سایت حدیث سرو منتشر شده، بدین شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یا مُوسی‏ إنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزیزُ الْحَکیمُ«۹» وَ أَلْقِ عَصاکَ فَلَمّا رَآها تَهْتَزُّ کَأَنَّها جَانُّ وَلَّی مُدْبِراً وَ لَمْ یُعَقِّبْ یا مُوسی‏ لا تَخَفْ إنّی لا یَخافُ لَدَیَّ الْمُرْسَلُونَ«۱۰» إلاَّ مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنّی غَفُورٌ رَحیمٌ«۱۱» وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فی تِسْعِ آیاتٍ إلی‏ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إنَّهُمْ کانُوا قَوْماً فاسِقینَ«۱۲» فَلَمّا جاءَتْهُمْ آیاتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبینٌ«۱۳» وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوّاً فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدینَ«۱۴»ای موسی! منم خداوند مقتدر فرزانه. عصایت را بینداز. چون دید که همانند ماری می‏جنبد، گریزان شد و باز نگشت. ای موسی! نترس که پیامبران در پیشگاه من نمی‏ترسند.

مگر کسی که ستم روا دارد و سپس بدیها را به نیکی تبدیل کند که من آمرزنده ‏ای مهربانم.و دست در گریبان خود کن تا چون بیرون آید سفید و درخشنده گردد، بی‏ آنکه عیبی درآن باشد. با نُه معجزه به سوی فرعون و قومش روانه شو که آنان قومی نافرمانند.و چون نشانه‏ های روشنگرانه ما به آنها رسید گفتند: این جادویی آشکار است. و از سر ظلم و گردن کشی و در حالی که به آن یقین داشتند، انکارش کردند. پس بنگر که عاقبت کار مفسدان چگونه است.

 

وجود زمینه در موسی‏

إنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزیزُ الْحَکیمُ؛ یقیناً جناب موسی در تمام مراحل زندگی، از طفولیت و دربار فرعون تا شاگردی در محضر شعیب، تحت نظر خاصّ پروردگار بود و خدای تعالی او را از جمیع جهات محفوظ نگاه داشت تا آنکه تمام زمینه‏ ها مهیّا گشت برای اینکه پرده کنار رود و چشم باطنی ‏اش باز شود و آنچه را که بدان التفات نداشت، دریابد. از این روی اگر فرمود: «إنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزیزُ الْحَکیمُ» از جانب موسی آمادگی و اهلیت چنین خطابی وجود داشت و قطعاً توحید پروردگار در وجود او در حدّی بود که زمینه این خطاب فراهم باشد. البته تکلّم با خداوند، ظهور و ثمره آن آمادگی و مرحله جدیدی در حیات معنوی جناب موسی بود.

همچنین آتشی را هم که دید، ظهور آنچه را که می‏ دانست بود و این دیدن اگر چه با چشم ظاهر صورت گرفت اما در واقع ظهور و باطن و شهودی معنوی بود چرا که دیگران آن را ندیدند و خود موسی هم، حتی اگر چشمش بسته بود باز آن را می‏ دید و می‏ فهمید! به هر روی اکنون در محضر پروردگار فرمان یافت که عصایش را بیندازد و بدین ترتیب اولین و بزرگترین معجزه موسی در مقابل چشمانش ظاهر گشت.

مقام امن‏

یا مُوسی‏ لا تَخَفْ؛ به همراه این امر پروردگار، فعلیت نیز هست؛ یعنی آن ترسی که طبق قاعده بشری بر او غالب گشت، با این فرمان از میان رفت.

لا یَخافُ لَدَیَّ الْمُرْسَلُونَ؛ جناب موسی در نزد پروردگار و در حیطه حفظ و توجه خاصّ او وارد شد و در ارتباط تنگاتنگ با او قرار گرفت. درست است که همه مؤمنین و تمام افراد بشر در حفظ خدای تعالی هستند اما این مقام برای موسی مقام خاصّی است که او را هم در اینجا و هم در هر کجا که به اضطرار افتد، در مقام امن قرار می‏ دهد.

عمومیت مقام امن و استثنای آن‏

إلاَّ مَنْ ظَلَمَ؛ شاید سؤال شود که آیا تنها مرسلین از هر ترسی ایمن و در مقام امن پروردگار قرار دارند یا دیگران نیز در این محدوده جای می‏ گیرند؟ خدای تعالی در پاسخ به این سؤال مقدر، جوابی مقدر می ‏دهد که همگان در امنیت اویند و سپس به صراحت بیان می‏ فرماید که «مگر ستمکاران». کسانی که مرتکب ظلم شدند، هر آن ممکن است به مکافات ظلمشان گرفتار مصائب گوناگون گردند.

راه نجات‏

ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنّی غَفُورٌ رَحیمٌ؛ البته همان ستمکاران نیز اگر از کرده خود پشیمان شوند و توبه کنند و در صدد جبران مافات برآیند، خداوند را آمرزنده و مهربان می‏ یابند. پس کسی چون فرعون با وجود آنکه خونهای بسیاری ریخت و جنایتهای بی‏شماری کرد و از سرآمدان ظالمین بود، اگر توبه می‏ کرد و ایمان می ‏آورد، تعداد بسیاری از مردم به تبع او ایمان می‏ آوردند و نجات می‏ یافتند و این امر جبران گذشته او می‏ شد اما نکرد و نشد!

البته تسلیم نشدن فرعون چیزی از گناه کسانی که به موسی ایمان نیاوردند کم نمی‏ کند. درست است که فرعون همه شریانهای زندگی مردم را در دست گرفته بود و همه را جیره‏ خوار و مطیع خود کرده بود اما نه ترس از فرعون و نه طمع به دنیا، هیچ کدام مجوز روی‏ گرداندن از ایمان و اطاعت کردن از فرعون نمی ‏شد، مخصوصاً آنکه بسیاری از مردم با فطرت و وجدان خود می‏ فهمیدند که حق با موسی است و آنچه او آورده سحر و جادو نیست.

معجزات دیگر

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ؛ دومین معجزه موسی «ید بیضا» بود. خداوند به او فرمود: دستت را در زیر بغلت ببر و آن را بیرون بیاور، آن را سفید و درخشنده خواهی دید، بدون آن که این سفیدی ناشی از بیماری «بَرَص» باشد.

فی تِسْعِ آیاتٍ؛ این دو معجزه (عصا و ید بیضا) بخشی از معجزات نُه‏ گانه موسی بود که دلایل رسالت او به شمار می‏ آمد. هفت معجزه دیگر عبارت بودند از: طوفان، شپش، ملخ، قورباغه، خون، خشکسالی و قحطی. اینها همه هشدارهایی از جانب پروردگار بود که مردم را به سوی خود می‏ خواند تا بلکه ایمان آورند اما چه سود که آنها قومی فاسق بودند و در جاده دین جایی نداشند؛ إنَّهُمْ کانُوا قَوْماً فاسِقینَ.

کوری مردم فاسق‏

فَلَمّا جاءَتْهُمْ آیاتُنا مُبْصِرَةً؛ «مُبصِرَة» یعنی «بیناکننده». هر کس بنای فهمیدن داشت، می‏ توانست از آیات روشن پروردگار، حقیقت را دریابد، آیاتی که هر کدام از آنها برای کشف واقعیت و اتمام حجّت کافی بود. بی‏ تردید اگر موسی، ساحری توانگر و چیره ‏دست بود، باز هم نمی‏ توانست قریب چهل سال مردم را بفریبد و قطعاً دستش رو می‏شد و خداوند رسوایش می‏کرد.

قالُوا هذا سِحْرٌ مُبینٌ؛ اما فرعونیان اصلاً طالب هدایت و شناخت حق نبودند و نمی‏ خواستند قدم در راه ایمان بگذارند لذا آن همه معجزات بزرگ و دلایل متقن را سحر و جادو قلمداد می‏ کردند.

 

انکار حق با وجود یقین به آن‏

وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ؛ عصای موسی در مقابل چشم همه مردم تبدیل به اژدها شد و ریسمانهای ساحران را بلعید و همه را به وحشت انداخت، به نحوی که همگان فهمیدند این اژدها، سحر یا خیال نیست و حقیقت محض است اما باز هم حقیقت را انکار کردند و ایمان نیاوردند.

پیش از آغاز مبارزه موسی با ساحران، ساحران گرد هم جمع شدند تا تدابیر خود را روی هم بریزند و درباره مبارزه خود، همفکری کنند. در ابتدا تصمیم گرفتند میزان حقّانیت موسی را بسنجند و راست و دروغ ادعایش را دریابند لذا با روشهایی که می‏ شناختند از بزرگ خود که از دنیا رفته بود درباره موسی سؤال کردند. شب او را در خواب دیدند که به آنها گفت: اگر می‏ خواهید سحر یا معجزه بودن عصای موسی را دریابید، هنگامی که او در خواب است به سراغش روید و عصایش را بردارید، اگر معجزه باشد، همان دم اژدها می‏ شود اما اگر نباشد، تبدیل به اژدها نخواهد شد چرا که سحر جادوگران در زمان خواب آنها باطل می‏ شود. آنها همین کار را کردند اما همین که به عصا نزدیک شدند، عصا تبدیل به اژدها شد و به دنبالشان گذاشت. اگر موسی بیدار نشده بود چه بسا آنها را می‏ بلعید!

ریشه انکار حق‏

ظُلْماً وَ عُلُوّاً؛ بسیار پیش می ‏آید که انسانها حقیقتی را به روشنی درمی یابند اما خود را به نافهمی می‏ زنند و بر علم خود پا می‏ گذارند. ریشه این کار به فرموده خدای تعالی دو چیز است: ظلم و علوّ (گردن فرازی).

ظلم‏

ظلم، هم شامل ظلم به نفس؛ یعنی انجام معاصی فردی می‏شود و هم شامل ظلم به دیگران و تجاوز به حقوق مردم. این ظلمها، مخصوصاً قسم دوم آن، انسان را به آنجا می‏ کشاند که از اقرار به حق سر باز می‏ زند و آن را دانسته انکار می ‏کند. از این حیث رفتار بسیاری از ظالمان و ستمکاران تاریخ، مانند شیطان است که خدای خود را خوب می‏ شناسد اما مردم را وا می‏ دارد که انکارش کنند یا به رسالت پیامبران علم دارد اما با وسوسه‏ گری‏هایش اجازه نمی‏ دهد کسی به آنها ایمان بیاورد.

 

علوّ

اگر دنیا به انسان رو کند و مال و مقامی نصیبش شود، چنانچه مهذّب نشده باشد، در دام علوّ و گردن‏کشی می‏ افتد و حاضر به پذیرش حق نمی ‏شود.

فرعون سالها ادعای خدایی می‏ کرد و فریاد «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلی‏» سر می‏ داد؛ همه مردم نیز بنده او بودند و در حد الوهیت، اطاعتش می‏ کردند. او با آنکه به یقین دریافت موسی در دعوی رسالت خود صادق است و از سوی خداوند آمده، بخاطر علوّی که داشت، تن دادن به موسی و اظهار بندگی پروردگار یکتا را کسر شأن خود می‏ دانست و بخاطر این گردن‏کشی به عقوبتی سخت در دنیا و آخرت گرفتار شد؛ فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدینَ.

هشداری برای همه‏

هر کس که در میان مردم صاحب وجه ه‏ای می‏ شود و مورد توجه دیگران قرار می‏ گیرد، باید مواظب باشد و از خدا بخواهد که در دام منیّت گرفتار نشود و در این میان هیچ تفاوتی میان هیچکس نیست.

حضرت آیت اللَّه انصاری همدانی‏ رحمه الله می‏ فرمود: در مسجد بودم که دیدم یک نفر دهاتی وارد مسجد شد. از سر و وضعش پیدا بود که بی‏ سواد است اما نورانیت عجیبی داشت و خودش هم متوجه نبود. در طرف مقابل، حضرت آیت اللَّه نجابت‏ رحمه الله درباره شخصی که حافظ قرآن بود و ادعای فقاهت داشت فرمود: او به اندازه یک شمع هم نورانیت ندارد. تفاوت این دو نفر، نه در بی ‏سواد یا فقیه بودن آنها بلکه در بیرون کردن منیت از قلبشان بود که اولی توانسته بود و دومی، خیر!

وجوه کفر

ابو عمرو زبیری گوید: به حضرت صادق‏علیه السلام عرض کردم: مرا آگاه فرما به اینکه کفر در کتاب خدای عزّ و جل (قرآن) به چند وجه است؟ فرمود: کفر در کتاب خدا بر پنج وجه است:

کفر جحود (انکار ربوبیت) و آن بر دو قسم است، و کفر به ترک کردن آنچه خداوند به آن فرمان داده، و کفر برائت (بیزاری جستن) و کفر نعمتها.

اما کفر جحود پس همان انکار ربوبیت است، و آن گفتار کسی است که می‏ گوید: نه پروردگاری است و نه بهشتی و نه دوزخی، و اینها دو دسته از زندیقان هستند که به ایشان دهریه گویند، و آنهایند کسانی که گویند: «و هلاک نکند ما را جز دهر» (و خداوند گفتارشان را در قرآن مجید در سوره جاثیه آیه ۲۴ حکایت کند) و آن دینی است که برای خدای به سلیقه و نظر خودشان ساخته ‏اند، بدون اینکه بررسی و تحقیق و کاوشی در اطراف آنچه می ‏گویند بکنند، خدای عزّ و جل دنبال آن فرماید: «نیستند جز اینکه پندار کنند» (یعنی پندارند) مطلب همان طور است که آنها گویند، و نیز فرماید: «همانا آنان که کافرند یکسان است بر ایشان بترسانیشان یا نترسانیشان ایمان نیاورند» (سوره بقره آیه ۶) یعنی به توحید خداوند (کافر شدند) پس این یکی از وجوه کفر.

و اما وجه دیگر آن انکار با معرفت است، و آن اینست که منکر با اینکه می‏ داند مطلب حق است انکار کند با اینکه مطلب نزد او ثابت شده خدای عزّ و جل در این باره فرموده است: «و انکار کردند آنها را در حالی که یقین بدانها داشت دلهای ایشان، از روی ستمگری و سرکشی» (سوره نمل آیه ۱۴) و نیز خدای عزّ و جل فرموده است: «و بودند (یهود مدینه) که از پیش (از آمدن پیغمبرصلی الله علیه وآله پیروزی می‏ جستند بر آنان که کفر ورزیدند، و چون آمد ایشان را آنچه شناخته بودند، بدان کافر شدند، پس لعنت خدا بر کافرین باد» (سوره بقره آیه ۸۹) این بود تفسیر دو وجه (کفر) جحود و انکار.

و وجه سوم کفر به نعمت (یعنی کفران نعمت) است و اینست گفتار خدای تعالی که از سلیمان حکایت کند که (فرمود): «این از فضل پروردگارم باشد تا مرا بیازماید که آیا شکر می‏ کنم یا کفران ورزم، و آنکه شکر کند جز این نیست که برای خویشتن سپاس گزارد، و آنکه کفران کند همانا پروردگار من بی‏ نیاز و گرامی است» (سوره نمل آیه ۴۰) و نیز فرماید: «اگر شکرگزارید بیفزایم شما را و اگر کفر ورزید همانا عذاب من سخت است» (سوره ابراهیم آیه ۷) و نیز فرماید: «پس یاد کنید مرا تا یاد کنم شما را و مرا شکر کنید و کفر نورزید» (سوره بقره آیه ۱۵۲).

و وجه چهارم ترک آن چیز است که خدای عزّ و جل بدان فرمان داده، و اینست گفتار خدای عزّ و جل «و هنگامی که گرفتیم پیمان شما را که نریزید خونهای خود را و بیرون نکنید همدیگر را از دیار خویش پس اقرار کردید و شما بر آن گواه بودید، سپس اینکه شمائید که می‏ کشید همدیگر را و بیرون می‏ کنید گروهی را از خانه‏ هاشان پشتیبانی جوئید بر ایشان به گناه و ستم و اگر با سیری آنها را نزد شما آورند فدیه از ایشان دهید در حالی که حرام است بر شما بیرون راندن ایشان آیا ایمان آورید به بعضی از کتاب (تورات) و کافر شوید به بعضی از آن؟ چیست کیفر آنکه از شما این کار را بکند؟» (سوره بقره آیه ۸۴ و ۸۵) پس خداوند اینها را به سبب ترک آنچه به او فرمان داده کافر دانسته، و نسبت ایمان به آنها داده ولی از آنها نپذیرفته و آن ایمان نزد خداوند برای ایشان سودی ندهد، پس فرموده: «پس چیست کیفر آنکه از شما این کار را بکند جز خواری در زندگانی دنیا و روز رستاخیز برگردانده شود به سوی سخت ‏ترین عذاب و خدا غافل نیست از آنچه شما می‏ کنید».

وجه پنجم کفر (به معنای) بیزاری است، و اینست گفتار خدای عزّ و جل که (در سوره ممتحنه آیه ۴) از حضرت ابراهیم حکایت کند (به قوم خود فرمود): «ما کفر ورزیدیم به شما و پدیدار شد میان ما و شما دشمنی و کینه برای همیشه تا آنگاه که شما ایمان بخدای یگانه آورید» یعنی ما از شما بیزاریم، و خداوند در آنجا که (داستان) شیطان و بیزاری جستن او را از دوستانش از آدمیزاده در قیامت یاد می‏ کند فرماید: «من همانا کفر ورزیدم بدان چه مرا شریک گردانیدید از پیش» (سوره ابراهیم آیه ۲۲) و فرماید: «جز این نیست که شما برگرفتید بتانی را بجز خدا به دوستی میان خویش در زندگانی دنیا پس روز قیامت کفر ورزد برخی از شما به برخی و لعن کند برخی از شما برخی را» (سوره عنکبوت آیه ۲۵) یعنی بیزاری جوید برخی از شما از برخی. (اصول کافی جلد دوم، صفحه ۳۸۹، باب وجوه کفر)

امید به آینده، صدای اعتراض ما و بقای هویت ما

Posted: 09 Nov 2011 02:00 AM PST

کلمه – بیتا موحد:

از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.

تیر ماه ۸۸ وقتی شورای نگهبان به رغم هم اعتراضهای مردمی نتایج انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری را تایید کرد، میرحسین موسوی در نهمین بیانیه ی خود نکاتی را مورد اشاره قرار داد که می تواند همیشه در دستور کار مردمان سبز اندیش قرار گیرد.

برای آنان که فضای سنگین و امنیتی آن روزها را هنوز از خاطر نبرده اند، در حالی که خونهایی به زمین ریخته شده و عزیزانی به بند رفته بودند، میرحسین موسوی دورنمای این جنبش و خیزش مردمی را ترسیم کرد و چراغ راه را برای حرکت مردم ایران برافروخت. او با زیباترین واژه “اعتراض” را فریاد کرد و گفت: “امید به آینده رساترین اعتراض ماست.” وی به درستی بر این نکته انگشت گذاشت که “اعتبار واقعی” این دولت به میزان “امید” ما بستگی دارد و همه تلاشها برای این است که مردم را از ثمربخش بودن “اعتراضات قانونی” خود نا امید کنند. نکته ای که اقتدارگرایان از فهم آن عاجز بودند و با متهم کردن حرکت اعتراضی مردم به ساختار شکنی سعی داشتند این حرکت اصیل را از محتوا خالی کنند. نخست وزیر دوران دفاع مقدس نسبت به بزرگی خطری که در پیش بود، هشدار داده و گفته بود:

“نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است.”

وی راهکار خروج از بحران را در همان زمانی که تنها چند هفته از انتخابات و اعتراضات مردمی گذشته بود، ارائه کرد و پرسید: “چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند؟!”

موسوی بر این باور است که آرمانهایی که از انقلاب به ما رسید آنقدر “خواستنی” و نزدیک به حقیقت اسلام و هویت ملی ماست که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. وی بر مقاومت و ایستادگی برای رسیدن به این آرمانها تاکید دارد و می گوید:

ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سال‌ها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.”

“شعله امید را حفظ کنید، امید بذر هویت ماست”

هر چند میرحسین موسوی هیچگاه داعیه داری رهبری جنبش سبز مردم ایران را ندارد و خود را عضوی از این حرکت برخاسته از متن جامعه می داند، اما همچون “راهبری خردمند” در همان بحبوبه “آتش و خون” قلم به دست گرفت و هر آنچه شرط بلاغ بود مکتوب کرد تا همیشه بتوان با تاسی به آن “نقشه راه” را ترسیم کرد و در کوره راهها به بیراهه نرفت. وی با نگاهی به تاریخ گذشته و سابقه دیرینه تمدن ایران زمین، این حرکت را بخشی از تجربه بشریت می داند که در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت است. جاده ای که چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. وی نوید می دهد: “آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است.”

میرحسین موسوی در نهمین بیانیه خود برای چندمین بار ازحرکت اعتراضی مردم به رای گمشده خود تقدیر می کند و می گوید: مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. وی جوانان را خطاب قرار می دهد و از آنان می خواهد که ایرانی بمانند و از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنند، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.

میر در بند با امید به لطف و فضل الهی اطمینان خاطر می دهد که غیر ممکن است که لطف خداوند، مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.

خدا با ماست

وی بهانه “قید و بند” ها برای بستن فرجه اعتراض را نمی پذیرد و بر این باور است که ” این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند.” موسوی با تکیه به باورهای دینی و ایمان به رحمت الهی معتقد است: کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.

خانه هایمان قبله ماست

نخست وزیر محبوب امام در توصیف این امید به آینده برای داشتن ایرانی آباد تاکید می کند که امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله.

شهروند محوری؛ هسته اولیه جامعه مدنی

در واقع میرحسین موسوی در این بیانیه به اصلی ترین عنصر شکل گیری تحولات اجتماعی و نقش مهم شبکه های اجتماعی مردمی در این روند تاکید دارد و با بیان این ضرورت که باید “به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید” می گوید: این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظر تشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.

وی هسته اولیه “جامعه مدنی” را با ساده ترین زبان بیان می کند و می گوید که نباید منتظر کسی بود و بر اساس آموزه دینی “کلکم راع و کلکم مسئول” می افزاید: مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود.

شعارهای ساختارشکنانه؛ هرگز

میرحسین موسوی هر چند معتقد است شهروندان مسئولیت محوری را در این جنبش اجتماعی دارند اما تصریح دارد که نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌ است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. وی همچون همیشه به قابلیتهای مغفول مانده در قانون اساسی اشاره دارد و می افزاید: اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.

بار دیگر هشدار

نخست وزیر دوران دفاع مقدس بار دیگر نسبت به بستن مجاری اصلاحات هشدار می دهد که مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.

اختلاف خانوادگی است؛ کسی دخالت نکند

میرحسین موسوی با انتقاد از تفسیر حاکمیت از اسلام اظهار می دارد که اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.

وی به رغم همه انتقادهایی که به کجرویی ها دارد تاکید چندباره دارد که ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.

حرکت اندیشیده، کارآمد و قانونی

میر حسین با احترام به حقوق همه انسانها و ارزش “جان و نفس” آنان تصریح دارد که در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.این در حالی است که اقتدارگرایان بدون هیچ استنادی حرکت اعتراضی مردم ایران را متهم به خشونت و اقدامات غیر قانونی می کنند. اگر بپذیریم که الگوی حرکت اعتراضی در بیانیه ها و رهنمودهای رهبران جنبش سبز ترسیم و تبیین شده است، می تواند کذب این ادعاها را ثابت کرد و به همگان اعلام نمود که حرکت اعتراضی مردم ایران، حرکتی مبتنی بر عقلانیت، آرامش و قانونی بوده و هست و تا رسیدن به اهداف و آرمانهای ترسیم شده ادامه خواهد یافت.

قانون؛ راهکار حل مشکلات

قانون و بازگشت به آن “شاه بیت” همه سخنان و بیانیه های میرحسین موسوی است، او از هر فرصتی بهره می جوید تا بگوید قانون هرچند “معیوب” و “ناقص” بهتر از بی قانونی است ، وی می گوید: ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است.

درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! پشت قانون سنگر گرفته اند. نخست وزیر محبوب امام با پرداختن به اهمیت نقش قانون در مناسبات اجتماعی و تبیین سوئ استفاده هایی که از این قانون می شود، ماهیت “مخالفان حرکت مردم” را افشا می کند و می گوید: متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. وی بر این باور است که حتی باید به “جسد قانون” هم احترام گذاشت و تاکید می کند تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.

اهل فضیلت و کرامت

این سیاستمدار اخلاق مدار با تاکید بر ضرورت وحدت و پرهیز از خشونت، حتی نسبت به کسانی که به مردم تعرض کردند می گوید: پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.

برجمهوریت و اسلامیت ایستادگی می کنیم

در حالی که در غیاب رهبران جنبش سبز و عدم دسترسی آنان به تریبونهای عمومی، اقتدارگرایان یکه تاز میدان شده و به هر بهانه ای رهبران جنبش را به لجبازی و تاکید بر اقدام غیرقانونی متهم می کنند، در جای جای سخنان موسوی و کروبی تبعیت از قانون و حرکت در چارچوب قانونی تاکید شده و اگر در خصوص مساله انتخابات این نخست وزیر محبوب امام عقب نشینی نکرد، برای “حفظ جمهوریت و اسلامیت نظام” بود. نظامی که بدست مدعیان و حاکمان در حال فروپاشی است. میرحسین می خواهد که این نظام که ثمره سالها مجاهده ملت ایران است براساس دو محور “اسلامیت” و ” جمهوریت” برقرار باشد. این کلمات که گویی پاسخی است به توهمات امروز اقتدار گرایان نشان می دهد که این رهبر جنبش سبز بر سر “حقوق و آرای در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبه‌رو نباشیم.

راهکار برون از بحران

و آنچه امروز از زبان سایر مصلحان شنیده می شود، همانی است که میر دربند در خشت خام دیده و گفته بود برای تحقق آن می کوشد:

- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی

- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند

- رعایت اصل ۲۷ قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات

- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها

- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل

- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر

- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور

- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور

- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی

- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی

و این خواسته ها که میرحسین موسوی دو سال و سه ماه پیش برشمرد، امروز خواسته همه کسانی که قلبشان برای این سرزمین می تپد. امروز همه کسانی که به ایرانی آباد و آزاد باور دارند شاه بیت همه سرودهایی که برای آزادی سر می دهند، همانی است که نخست وزیر محبوب دوران دفاع مقدس با دقت و هوشیاری از آن سخن گفته بود.

میرحسین هر چند در حصر و حبس است اما خیلی پیشترها، راهکار خروج از بحران را برای اقتدارگرایان وا گفته است و امروز همه چشم به راهند تا ببینید ای به خواب رفتگان کی برخاسته و گردن به رای مردم می نهند.

باید بازگردیم

و چه زیبا گفت میرحسین موسوی که باید باز گردیم. او که حتی در یک دیدار چند دقیقه ای اش امید می دهد و دعوت به صبوری می کند و بر این باور است که هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد. او باور دارد که برای حفظ این مردم و نظام

باید به اسلام باز گردیم،

به صداقت بازگردیم. به خرد بازگردیم.

به قانون بازگردیم؛

به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.

سرمقاله/ بی‌تدبیری‌ها و شرایط خفقان‌آمیز، سخن گفتن از حمله نظامی به ایران را عادی کرده است

Posted: 09 Nov 2011 01:25 AM PST

کلمه – علی شکوهی:

این روزها در باره نحوه مقابله با دشمن و خطرات احتمالی اقدامات دشمنان علیه انقلاب مطالب متعددی نگاشته‌ام زیرا به گمان بنده، تهدیدهای خارجی علیه کلیت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، ابعاد تازه و گسترده‌ای پیدا کرده است. علت این دشمنی را حتما باید در تعارض ذاتی میان منافع درازمدت آمریکا و جمهوری اسلامی دانست اما در عین حال، در تشدید این وضعیت و ایجاد شرایط جدید، حتما شرایط داخلی کشور و بی‌تدبیری‌های مسئولان بسیار موثر بوده است.

در داخل کشور جریانی در حاکمیت با یک تحلیل غلط، در صدد حذف یک جریان بزرگ از نیروهای انقلاب برآمده و آنها را مورد هجمه قرار داده است و جمعی را محصور و تعدادی را زندانی کرده و برای بقیه هم یک فضای بسته و شرایط خفقان‌آمیز فراهم ساخته است و گمان می‌کند با حذف این جریان بزرگ از نیروهای انقلاب، قادر است هم کشور را بهتر اداره کند و هم مسیر انقلاب را در صراط اولیه‌اش مستقیم نگه دارد در حالی که همین نگرش و همین اقدامات، بزرگترین انحراف در مسیر حرکت انقلاب است و نتیجه آن هم جز تضعیف نظام و غلبه استبداد و از دست رفتن پایگاه مردمی انقلاب و طمع کردن دشمنان برای پیگیری برنامه‌های براندازانه‌شان نیست.

بی‌تدبیری‌های مسئولان در حوزه سیاست خارجی نیز کاملا محرز است به گونه‌ای که حاصل آن، تشدید فشارهای بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی بوده است. در نتیجه توسل به سیاستهای غلط و طرح اهداف شعاری و با مدعای مدیریت جهانی از سوی کسانی که امروز ثابت شد از مدیریت امور معمولی داخل کشور عاجزند، کار به جایی رسیده که دشمنی با انقلاب در سطح جهانی، بسیار ارزان و کم‌هزینه شده و ایجاد تفاهم علیه جمهوری اسلامی به آسانی اتفاق می‌افتد و به همین دلیل چندین قطعنامه جهانی علیه ایران تصویب شده است. امروز سیاستمداران غربی، سخن گفتن از حمله نظامی علیه جمهوری اسلامی را به یک امر عادی مبدل کرده‌اند و افکار عمومی کشورهای خود را مهیای اموری می‌کنند که قبلا در برخی از کشورها، تجربه کرده‌اند.

در این میان اهمیت عملکرد و مواضع مخالفان و منتقدان، کمتر از نوع برخورد مسئولان جمهوری اسلامی نیست زیرا آمریکا واقف است که دخالت مستقیم نظامی این کشور علیه یک حکومت، اگر با کمک مخالفان آن حکومت همراه نباشد هیچ ثمری ندارد و به همین دلیل آمریکا، تاکنون صرفا علیه حکومتی وارد جنگ و دخالت نظامی شده است که با جریان بزرگی از مخالفان آن حکومت که نماینده بخشی از مردم هستند، متحد شده باشد. البته در میان مخالفان جمهوری اسلامی، جریانهایی مانند منافقین و سلطنت‌طلب درخواست اتحاد با آمریکاییان را دارند اما اینان به دلیل نداشتن پایگاه اجتماعی در داخل کشور، انگیزه اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی را در سیاستمداران آمریکایی ایجاد نمی‌کنند. در مقابل، آمریکا امیدوار است حوادث انتخابات سال ۸۸ و پیامدهای آن، متحدانی تازه را برای این کشور به همراه داشته باشد که دارای پایگاه اجتماعی و مردمی باشند تا به توسل به آنها، امکان مداخله در اوضاع ایران و سرنگونی جمهوری اسلامی فراهم شود. به همین دلیل نوع موضع‌گیری مخالفان و منتقدان داخلی نظام در این مقطع بسیار مهم است.

بنده خودم را خادم جریانی می‌دانم که تعارض خودش با نظام و مسئولان را عمده و اصلی تلقی نمی‌کند و در درون مرزهای اعتقادی و سیاسی و جغرافیایی ایران، در پی دستیابی به حقوق مصرح در قانون اساسی است. این جریان هرگز در مقابل انحرافات حکومت و قدرت‌طلبی مسئولان و زیرپاگذاشتن قانون اساسی و مداخله نظامیان در امور سیاسی و امنیتی و اقتصادی و دستگیری‌ و زندانی کردن افراد بی‌گناه و حصر چهره‌های خدومی مانند موسوی و کروبی، و … کوتاه نمی‌آید و به همه طرق قانونی و با استفاده از ارزشها و حقوق انسانی و اسلامی، در صدد اصلاح روند انحرافی حاکم بر کشور است اما در عین حال، مرز روشنی با جریانهای ضدانقلاب و دولتهای مداخله‌گر و متجاوز دارد و حاضر نیست برای رسیدن به اهداف خود، دست کمک به سوی دشمنان این ملت دراز کند و با آنان همراه و همداستان شود. در واقع، اینان در صدد کسب حقوق اولیه انسانی و قانونی خود بوده و تلاش می‌کنند علیرغم همه ناگواری‌هایی که شاهدش هستند، استقلال خود را حفظ کنند و در درون جبهه بزرگ انقلاب باقی بمانند و هرگز بسترساز مداخله بیگانگان نشوند.

به خاطر دارم که در سالهای قبل از انقلاب، روشنفکران دینی با همین نگرش در مقابل بدفهمی‌های دینی روحانیت می‌ایستادند و به روشنگری می‌پرداختند و تلقی آنان از مناقشات سیاسی و فکری روحانیت و روشنفکران دینی، تلقی یک اختلاف درون خانواده بود. من نمی‌خواهم مدعی شوم که وضعیت کنونی ما با آن مناقشه مشابه است و حاکمان در قدرت و مجری اقدامات مستبدانه و ناقض اصول روشن قانون اساسی، باید با همان روشی مورد نقد قرار بگیرند که در گذشته و در حالی که خارج از قدرت و حکومت بودند، مورد نقادی قرار می‌گرفتند. سخن من این است که به هر حال ما با همین حاکمان با تمامی اختلافات فکری، سیاسی و عملکردی که داریم، قرابت بیشتری داریم تا دشمنان انقلاب که تنها به نابودی کل انقلاب و تمام موجودیت ما می‌اندیشند. بر همین اساس معتقدیم که ما نباید در مسائل پیش آمده میان ما و آنان، به سراغ دشمنان برویم و بدون مرزبندی با آنان عمل کنیم و آنان را در توسل به روشهای مداخله‌جویانه، امیدوار کنیم.

می‌دانم این سخن بنده بر بسیاری از افراد که از سر احساسات با مسائل کشور مواجه می‌شوند یا اساس انقلاب اسلامی را قبول ندارند، دشوار می‌آید اما طبعا کسی که به فعالیت در درون نظام اعتقاد دارد و انقلاب و دستاوردهای آن را از آن خود می‌داند و تمام گذشته خود را در دفاع از این نظام گذرانده است و با منطق نظری و اعتقادی خود از کلیت نظام جمهوری اسلامی دفاع می‌کند، جز این نمی‌تواند بیندیشد و جز این نمی‌تواند بخواهد.

روزگاری دکتر علی شریعتی در باره اختلافات خود و روحانیت، مطالبی را گفته بود که هنوز هم برای ما موضوعیت دارد. وی گفته بود:

«اختلاف من با برخی از شخصیتهای مذهبی (روحانیون)، اختلاف پسری است با پدرش در درون خانواده و هر دو بر سر یک تعصب و آن مصلحت حفظ سلامت و حیثیت خانه و خانواده‌‌مان (مثلا” پسری تلاش می‌کند تا در خانه سیستم گرمایی شوفاژ را برقرار کند و پدر به کرسی عادت کرده و مخالفت می‌کند و حاضر نیست). این است که من لحظه‌ای از گفتن در برابر این نسل و این غرب مهاجم برای ماندن این خانه، خاموش نخواهم شد چون احساس خطر می‌کنم. اگر چند زمستان دیگر بگذرد و اگر زلزله‌ای دیگر آن را تکان دهد خانه فرو خواهد ریخت، بچه‌ها خواهند گریخت‌، پیرها و بیماران در زیر آوار آن خواهند مرد. دمی گریبان بزرگها و اولیای خانواده را رها نخواهم کرد؛ نه از کتکشان می‌ترسم و نه از نوازششان. گاه از سر و صدا می افتم اما اگر در زیر مشت و لگد پدران روحانی، خُرد و خمیر شوم شکایت بر بیگانه نخواهم برد. اختلاف‌ها، اختلاف بچه‌ها و بزرگ‌ها و در یک خانواده است. چه نامرد مردمی هستند که کشمکش خانوادگی را از حُرمت حریم خانواده به کوچه و بازار و بیگانه کشند». (گفتگوهای تنهایی، ص ۱۰ و ۲۲)

سخن خود را با موضعی مشابه از سوی مهندس میرحسین موسوی به پایان می‌برم. وی در بیانیه شماره ۹ بر همین نکته با این ادبیات تاکید می‌کند: «ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم، به زودی پشیمان خواهیم شد».

منبع:‌ وبلاگ نقد زمانه

بازداشت ابراهیم بابایى زیدى، فعال فرهنگی و جانباز دفاع مقدس

Posted: 09 Nov 2011 01:23 AM PST

ابراهیم بابایى زیدى، فعال فرهنگی و جانباز ۴۵ درصد دفاع مقدس، بازداشت و روانه زندان شد.

به گزارش کلمه، پس از چند روز بى خبرى از ابراهیم بابایى زیدى، طى تماسى که از زندان اوین با خانواده اش گرفته شد، به آنها اطلاع دادند که وی در تاریخ ۱۱ آبان ماه توسط وزارت اطلاعات بازداشت و پس از چند روز نگهدارى در بند ۲۰۹ زندان اوین روز شنبه ۱۴ آبان به بند ۳۵۰ منتقل شده است.

ابراهیم بابایى هجدهم دی ماه ۱۳۸۸ پس از حوادث روز عاشوراى آن سال دستگیر و پس از حدود ۱۰ ماه بازداشت، به قید وثیقه آزاد شد. شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب هم او را به اتهام اجتماع و تبانى، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومى و فرارى دادن متهم دیگری به نام امید شریف دانا، محاکمه و به ۶ سال و ۹ ماه حبس تعزیری و ۳ میلیون تومان جزای نقدی محکوم کرد.

این زندانی سیاسی در زمینه هاى فرهنگى و به ویژه در زمینه اشاعه سنت هاى باستانى ایران فعالیت می کرد.

درخواست انجمن مستندسازان سینمای ایران برای آزادی سه مستندساز زندانی

Posted: 09 Nov 2011 01:12 AM PST

همزمان با آغاز به کار جشنواره دولتی حقیقت که با تحریم فیلمسازان خارجی روبه‌رو شده، مستندسازان سینمای ایران خواستار تلاش برای آزادی سه مستندساز بازداشتی شدند.

به گزارش کلمه، کتایون شهابی، مجتبی میرطهماسب و مهران زینت بخش مستندسازانی هستند که هیات مدیره انجمن مستندسازان سینمای ایران در نامه ای به دبیر جشنواره سینما حقیقت که از مدیران دولتی است، خواستار تلاش برای آزادی آنها شده اند.

این مستندسازان به همراه ناصر صفاریان، هادی آفریده و محسن شهرنازدار نزدیک به دو ماه قبل بازداشت شدند و به رغم آزادی سه نفر اخیر، شهابی و میرطهماسب و زینت بخش همچنان زندانی هستند. این موضوع اعتراض سینماگران داخلی و خارجی را به دنبال داشته است.

نامه انجمن مستندسازان همزمان با آغاز به کار جشنواره بین المللی سینما حقیقت به عنوان تنها جشنواره مستند دولتی منتشر شده است. این جشنواره در حالی آغاز شده و تا ۲۱ آبان ادامه دارد، که ۲۹ فیلمساز خارجی که قرار بود فیلمهایشان در این جشنواره شرکت داشته باشد، در اعتراض به “دستگیری مستندسازان در ایران و اعمال فشار بر فیلمسازان”، حضور در این جشنواره را تحریم کرده اند.

این گروه از فیلمسازان خارجی دعوت شده به جشنواره مذکور، زندانی بودن مجتبی میرطهماسب، کتایون شهابی و مهران زینت بخش و تحت فشار بودن این افراد برای اعتراف را علت تحریم این جشنواره دولتی عنوان کرده اند.

برگزارکنندگان جشنواره فیلم آمستردام که مشهورترین جشنواره فیلم مستند اروپا محسوب می‌شود، در بیانیه‌ای در این باره نوشته است: «در شرایطی که شماری از فیلمسازان تحت فشار و بازجویی قرار گرفته‌اند و کسانی همچون جعفر پناهی و محمد رسول‌اف به زندان محکوم شده‌اند، حضور در این جشنواره به معنای تایید رفتار حکومت با هنرمندان خواهد بود.» معتبرترین جشنواره سینمایی اروپا از همه فیلمسازانی هم که فیلم هایشان در جشنواره سینما حقیقت پذیرفته شده، درخواست کرد که فیلم هایشان را از این جشنواره خارج کنند.

جشنواره سینمائی کراکوف نیز با ارسال نامه ای به مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در ایران اعلام کرد که هفت فیلم شرکت داده شده از سوی خود را از این جشنواره خارج می کند. در نامه این جشنواره آمده است: ما به عنوان همبستگی با فیلم سازان زندانی و اعلام مخالفت با شیوه برخورد دولت ایران در زمینه حقوق بشر، خواهان خروج فیلم هایمان از جشنواره بین المللی سینما حقیقت هستیم.

اما مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی که برگزار کننده این جشنواره دولتی است، اعلام کرده که با وجود انصراف این فیلمسازان، فیلم هایشان در بخش غیر رقابتی جشنواره نمایش داده می شود. مسئولان این مرکز گفته اند بازداشت چند نفر فیلمساز را دلیل موجهی برای پس گرفتن فیلم از جشنواره نمی دانند!

در نامه انجمن مستندسازان خطاب به شفیع آقامحمدیان، دبیر جشنواره سینما حقیقت، آمده است: همزمان با عید سعید قربان، خبر آغاز برگزاری “جشن بزرگ مستندسازان سینمای ایران” را منتشر کرده اید. ما امیدواریم و توقع داریم که با پیگیری شما در این روزها، به عنوان مسئول بخش مستند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مستندسازان همکارمان، کتایون شهابی، مجتبی میرطهماسب و مهران زینت بخش که بیش از پنجاه روز از دستگیری شان می گذرد آزاد شوند و جشن شما به جشن همه مستندسازان سینمای ایران بدل شود.

بعد از بازداشت این مستندسازان در ۲۶ شهریور ماه، برخی مقام‌های حکومتی اتهام آنها را پخش آثارشان از تلویزیون بی بی سی، ارتباط با شبکه های جاسوسی و اقدام علیه مصالح کشور عنوان کردند. وزارت اطلاعات با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد گروهی از فیلمسازان این کشور را به اتهام همکاری با بی بی سی فارسی بازداشت کرده‌ است. در آن بیانیه آمده بود: بازداشت شدگان “از طریق فعالیت‌های زیرزمینی و غیرقانونی در قبال دریافت وجوه کلان از مجاری پنهان و با روش‌های پیچیده پول‌شویی که معمولا مورد استفاده سرویس‌های جاسوسی می‌باشد، ماموریت‌های ضد ملی محوله از طرف ستاد ارتباطات پوششی و مرکز عملیات روانی سرویس اطلاعاتی انگلستان موسوم به بی‌بی‌سی را دنبال می‌کردند.”

موضوعی که واکنش سرویس جهانی بی بی سی را به دنبال داشت. بی بی سی اعلام کرد که آثار این افراد در جشنواره ها و سایر رویدادهای بین المللی به نمایش در آمده و این شبکه هم به شیوه رایج برای پخش در یک برنامه خاص فیلم های مستند، حق پخش این فیلم‌ها را خریداری کرده است.

این شبکه همچنین با صدور بیانیه ای اعلام کرد: هیچ کارمندی در ایران ندارد و کسی در این کشور با بی بی سی همکاری نمی کند. به گفته بی بی سی، این افراد مستندسازانی مستقل بوده اند و این رسانه آنها را در استخدام نداشته و آثاری که از آنان به نمایش گذاشته شده نیز به سفارش بی بی سی ساخته نشده بود.

انجمن مستندسازان سینمای ایران هم در همان زمان با صدور بیانیه ای از امنیتی شدن بازداشت مستند سازان انتقاد کرده و خواستار آن شده بود که “تا هنگامی که موضوع اتهام توسط دادگاه صالحه بررسی و رای صادر نشده است، از تکرار چنین اظهاراتی خودداری شود.”

شهادت ۳ ایرانی در سامرا بر اثر انفجار بمب

Posted: 09 Nov 2011 12:25 AM PST

مدیرکل‌ بین‌الملل و راهبری امور زیارتی سازمان حج و زیارت از شهادت ۳ زائر ایرانی بر اثر انفجار بمب در نزدیکی سامرا خبر داد.

حجت‌الاسلام مهدی شهسواری در گفت‌وگو با فارس با اعلام این خبر اظهار داشت: متاسفانه بر اثر انفجار یک بمب در مسیر بازگشت یکی از کاروان‌های زیارتی سازمان حج و زیارت از سامرا در منطقه المشاهده، ۳ نفر از زائران این کاروان به شهادت رسیدند.

وی با بیان اینکه این کاروان از استان گیلان بوده است، خاطرنشان کرد: بر اثر این انفجار، ۷ نفر از زائران این کاروان نیز مجروح شدند که ۳ نفر از زائران بر اثر شدت جراحات، تحت عمل جراحی قرار گرفتند.

مدیرکل‌ بین‌الملل و راهبری امور زیارتی سازمان حج و زیارت با اعلام اسامی شهدای این انفجار تروریستی به نامهای سید محمد علی فلاح‌حسینی، زهرا دقیقی و هدایت درویش‌وند، یادآور شد: در صورت امکان ترخیص مجروحان این حادثه، امروز این زائران به‌صورت هوایی به کشور انتقال خواهند یافت.

افزایش ۲۱ درصدی واردات بنزین به کشور

Posted: 09 Nov 2011 12:11 AM PST

واردات بنزین ایران در ماه اکتبر با رشد ۲۱ درصدی نسبت به ماه قبل از آن به ۶۳ هزار بشکه در روز رسید.

به گزارش رویترز به نقل از فعالان بازار نفت، ایران در ماه اکتبر، بیش از ۶۳ هزار بشکه در روز بنزین وارد کرده است که این رقم نسبت به ماه قبل از آن رشد ۲۱ درصدی داشته است.

ایران در ماه سپتامبر حدود ۵۲ هزار بشکه در روز بنزین وارد کرده بود. یک فعال نفتی در این باره گفت: طی دو ماه اخیر شاهد افزایش ورود محموله های بنزین به ایران در مقایسه با اوائل سال جاری میلادی بوده ایم.

این در حالی است که دولت احمدی نژاد ادعا می‌کند در واکنش به طرح تحریم فروش بنزین به ایران از سوی دولت های آمریکا و اروپا ظرفیت پالایشگاه ها را افزایش داده و با کاهش تقاضای داخلی توانسته نیاز خود به بنزین وارداتی را برطرف کند.

بهمنی به جای تأسف از بازداشت قائم‌مقام خود، از وقوع اختلاس متأسف باشد

Posted: 09 Nov 2011 12:08 AM PST

روزنامه تهران امروز در سرمقاله امروز خود با عنوان «سخنی با آقای رئیس کل» از موضع دیروز بهمنی انتقاد کرد. در بخشهایی از این سرمقاله آمده است:

*رئیس کل بانک مرکزی روز گذشته با اظهار تاثر و ناراحتی از دستگیری پورمحمدی قائم‌مقام سابقش بابت پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی گفت: «هجمه‌های وارده به بانک مرکزی بی‌انصافی است، بانک مرکزی نگران تحریم نیست بلکه نگران هجمه‌های داخلی است و اگر این بانک را تحت فشار قرار دهند کل نظام با مشکل مواجه می‌شود.»

*این اظهارات آقای رئیس‌کل شگفتی‌ کارشناسان را در پی داشت که آیا اساسا ایشان در جریان اختلاس یا به قول آقای وزیر اقتصاد، مفسده بزرگ اقتصادی صورت گرفته، هستند یا نه؟ چرا که اگر دانسته باشند که چه اتفاقی رخ داده ـ که طبیعتا می‌دانند ـ حتما آگاه هستند که قائم‌مقام ایشان از چه بابت در بازداشت به‌سر می‌برد. شگفت‌انگیز است که آقای رئیس‌کل بابت دستگیری قائم‌مقام خود که حداقل از منظر دستگاه‌های نظارتی و قضایی متهم در این پرونده است، متاثر شده ولی از وقوع اصل اختلاس و فاجعه رخ داده هیچ‌گونه اظهار تاسف و تاثری لااقل تاکنون نداشته است!

*خوب بود آقای رئیس‌کل از عملکرد شبهه‌برانگیز قائم‌مقام خود نیز اظهار تاثر یا تاسف می‌کرد و به‌گونه‌ای وانمود نمی‌کرد که انگار هیچ اتهامی متوجه قائم‌مقام ایشان نیست و بازداشت ایشان گویا بی‌دلیل بوده و با این سخن خود به دستگاه محترم قضا کنایه نمی‌زد.

*این اظهارات در حالی صورت می‌گیرد که کمیسیون اصل ۹۰ مجلس در بند هشتم از بخش پنجم گزارش مبسوطی که در مجلس نیز قرائت شد، به‌طور مشخص به قصور قائم‌مقام رئیس‌کل در پرونده بانک آریا و اختلاس بزرگ اذعان دارد و پیشنهاد استعفا یا عزل نامبرده را داده است. مردم می‌پرسند چطور گزارش نمایندگان محترم مجلس باعث تاثر آقای رئیس کل نشد ولی بازداشت کسی که در زیرمجموعه ایشان بوده، خاطر رئیس‌کل را مکدر کرده است؟ آقای رئیس کل در جای دیگری از سخنان خود گفته: «بانک مرکزی نگران تحریم نیست بلکه نگران هجمه‌های داخلی است.» ما هم اتفاقا با آقای رئیس کل هم‌عقیده‌ایم زیرا ما هم نگران تحریم نیستیم بلکه نگران سوءمدیریت اجرایی هستیم .

رابطه اخلاق و سیاست

Posted: 09 Nov 2011 12:04 AM PST

سعید حجاریان

آیا می‌شود هم وظیفه‌گرا بود، هم نتیجه‌گرا و هم فضیلت‌گرا؟ ابتدا لازم می‌دانم مقدمه‌ای درباره عاملان اجتماعی مکاتب اخلاقی توضیح دهم. ما سه نوع حامل داریم: موذن، روشنفکر و سیاستمدار. انسان‌ها در جامعه در عرصه‌های مختلف، نقش‌های متفاوتی دارند. یک فرد، جایی پدر خانواده یا معلم یا مراد است و جایی دیگر ممکن است روشنفکر و جایی دیگر سیاستمدار باشد. اخلاق در نقش‌های متفاوت، اشکال مختلفی به خود می‌گیرد. با تعدد نقش‌ها، انواع مختلف اخلاق رخ‌نمایی می‌کند. مثلا در اخلاق فضیلت، فاعل اخلاقی مهم است یعنی خصلت‌ها، خصوصیات، سجایا و مکارم فاعل اخلاقی در فضیلت‌گرایی اهمیت فراوانی دارد. مثلا وقتی انسان در نقش معلم یا مربی یا پدر یا مراد قرار می‌گیرد، منبع اخلاقی این نقش، اخلاق فضیلت است. اما هنگامی که انسان، روشنفکر است بحث اخلاق وظیفه‌گرایانه کانت مطرح می‌شود. اصولا مفهوم روشنفکری با دفاع «امیل زولا» از «دریفوس» یهودی که به جرم جاسوسی متهم شده بود، آغاز شد. آن زمان در فرانسه دفاع از یک جاسوس یهودی عمل نابهنجاری بود. امیل زولا می‌گفت: «من وظیفه دارم از این فرد دفاع کنم، نتیجه‌اش هرچه می‌خواهد باشد.» او کاری با نتیجه نداشت بلکه ایفای وظیفه را اصل می‌دانست. در واقع روشنفکر از موضع اخلاق وظیفه‌گرایانه به موضوع نگاه می‌کند. اخلاق روشنفکر، اخلاق کانتی است و به دنبال کشف حقیقت است. زمانی هم انسان، سیاستمدار است و می‌خواهد حداکثر خوشی را برای بیشترین مردم ایجاد کند یا بالعکس حداقل الم برای کمترین مردم، اینجا مصالح ملی و عمومی برایش مهم است و به تدریج مفهوم «مصلحت» مطرح می‌شود. برخلاف روشنفکر، برای سیاستمدار نتیجه مهم است و اینکه کم‌ضررترین راهکار و پرفایده‌ترین شیوه را که قابلیت اجرایی داشته باشد، شناسایی کند. پس انسان در نقش‌های مختلف انواع منابع اخلاق را تجربه می‌کند که کار بسیار دشواری هم هست. زیرا معمولا انسان‌ها تک‌منبعی هستند اما علی‌القاعده، جزو محالات نیست که یک انسان، در ایفای نقش‌های متنوع، به مکاتب مختلف اخلاقی پایبند باشد. برخی این شبهه را مطرح کرده‌اند که آیا برای یک سیاستمدار، اخلاق اساسا مطرح است یا خیر؟ پاسخ آن است که حتی ماکیاول به یک معنا نتیجه‌گرا و اخلاقی است. برای اینکه به شهریار می‌گوید هرکاری برای رسیدن به هدف کسب قدرت، رواست. از دید او مساله ‌اصلی کسب و حفظ قدرت است. ماکیاول خطاب به شهریار می‌گوید که دروغ بگو، ریا بکن، ادعای دینداری بکن اما سکولار باش. خشونت کن ولی به‌گونه‌ای جلوه بده که با مردم دوست هستی. چنین سفارش‌هایی می‌کند چون می‌خواهد شهریار را بخت‌یار کند و او را به نتیجه مطلوب برساند. دولت مدرن هم این‌گونه است. به تعبیر بنتام، دولت مدرن باید بیشترین شادی را برای بیشترین مردم فراهم کند. رورتی نیز معتقد است، دولت نباید دنبال فلسفه، ایدئولوژی، دین و… باشد چون اینها مانع رعایت مصالح عام توسط دولت می‌شود. البته در این میان، اپورتونیست‌ها هم دیدگاه خود را دارند. آنها می‌گویند سیاستمدار باید از همه چیز به سود خود استفاده کند. در میان افراد یادشده انسان با‌لطبع درمی‌یابد که می‌تواند رورتی و بنتام را اخلاقی بداند چون به دنبال منافع عمومی هستند. از منظری دیگر، پاسخ به این سوال هم تعیین‌کننده است که آیا انسان، موجودی خودخواه (Egoist) است یا دگرخواه (Altruist)؟

نگاه هابزی می‌گوید انسان‌ها ذاتا خودخواه هستند. نگاه لاکی، انسان‌ها را دگرخواه‌ می‌داند. خودخواهان، دنبال نهادهای کنترل اخلاقی و حقوقی در جامعه می‌روند. مثلا هابز موجود قدرتمندی به‌نام«لویاتان» را مطرح می‌کند که همه نهادهای اخلاقی و حقوقی را کنترل می‌کند، «لویاتان» منبع ارزش‌هاست. هرچه می‌گوید، همان ارزش است. اصلا منشا «لویاتان»، قرارداد اجتماعی است و براساس اختیار مردم، نهادها را بر عهده می‌گیرد. «لویاتان» آدمیان را تشویق کرده یا کیفر می‌دهد. در واقع، اخلاق هم کیفر دارد البته متفاوت با کیفر قانونی. مثلا کسی که بداخلاق است، بایکوت می‌شود. همین اخم جمعی کافی است تا انسان بداخلاق کیفر داده شود.

دگرخواهان برای خود، مباحث اخلاقی جداگانه‌ای دارند. از نظر اینان، انسان‌ها ذاتا نوع‌دوست هستند. اینها می‌گویند باید به وجدان اخلاقی مردم برگردیم. در هر دو دیدگاه، هم نهادها مهم‌اند و هم وجدان اخلاقی اما نگاهی که انسان را خودخواه می‌پندارد برای نهاد اصالت قایل است اما معتقدان به دگرخواهی بشر، اصالت را به وجدان اخلاقی می‌دهند؛ وجدانی که همان حس نوع‌دوستی است.

شاید بتوان گفت که اخلاق فضیلت به زمان حکمای یونان برمی‌گردد، افلاطون مدینه فاضله را منوط به اخلاق لیدر مدینه یا فیلسوف شاه می‌دانست. می‌گفت اگر او عادل و فاضل باشد ولی افراد مدینه منحط باشند، مدینه فاضل می‌شود. نتیجه‌گرایی عکس این را می‌گوید. کاری به لیدر ندارد. جامعه باید به‌قدری قوی باشد که لیدر حتی اگر فاضل هم نباشد، نتواند بداخلاقی کند. آدمی مثل نیکسون، با تقلب رییس‌جمهور آمریکا می‌شود. اما نهادی به نام رسانه او را کنار می‌گذارد. دو خبرنگار کشف می‌کنند که حزب جمهوری‌خواه با استراق سمع از حزب دموکرات، در رقابت تقلب می‌کند. نهادهای جامعه آنقدر قوی هستند که افشاگری دو خبرنگار موجب می‌شود تا نیکسونی که با بی‌اخلاقی به قدرت رسیده از سریر قدرت پایین کشیده شود. در جوامع دموکراتیک، جامعه مدنی قوی است و نهادها مورد حمایت جامعه هستند. برای جامعه قدرتمند اینکه رییس‌جمهور مستقر در قدرت، هنرپیشه هالیوود باشد یا استاد حقوق مهم نیست بلکه در این جامعه، اصل نهادها هستند. جوئل میگدل در کتاب خود با عنوان جامعه قوی و دولت ضعیف (Strong society and weak state) تاکید دارد اگر جامعه قوی باشد، عادل بودن یا نبودن لیدر، هراس‌برانگیز نیست زیرا نهادهای نیرومند در مواقع لازم، کژروی لیدر را تصحیح می‌کنند و حتی اگر ضرورت ایجاب کند او را به حاشیه می‌رانند. این دیدگاه، مخالف دیدگاه افلاطون است. بنابراین در اخلاق نتیجه‌گرایانه، سیاستمدار غیرفاضل هم مجبور به عمل اخلاقی است و اما توسط نهادها از میان برداشته می‌شود.

در جوامع دموکراتیک، دامنه مباحث گسترده و دربرگیرنده موارد مهم و متنوعی است مثلا بحث می‌شود که آیا حمله آمریکا به ویتنام یا عراق همسو با منافع ملی آمریکا و حقوق‌بشر بوده یا نبوده؟ آیا آنها حق داشتند این کار را بکنند یا نه؟ رییس‌جمهور با استناد به اختیارات قانونی خویش تاکید داشت قانون حق چنین کاری را به من داده است و منافع ملی ایجاب می‌کند این حمله را انجام دهم اما جامعه که نتیجه‌گرا بود، متقاعد نشد. جامعه با تکیه بر آمار بالای تلفات نظامیان آمریکا در ویتنام این سوال را پیش می‌کشید که در قبال این همه لطمه چه سود و نتیجه‌ای عاید آمریکا شده و آیا هزینه و فایده توجیه‌کننده جنگ است؟ هر روز جنازه می‌آورند و جنازه می‌برند. جامعه مقاومت کرد و در نهایت آمریکا نیروهایش را از منطقه بیرون کشید اما در عراق کاخ سفید پافشاری می‌کند که منافع ملی ایالات متحده اقتضا می‌کند که از عراق بیرون نیاییم، زیرا در صورت خروج کامل از عراق، القاعده این کشور را تسخیر می‌کند و عراق به پایگاه جدیدی برای به خطر انداختن منافع آمریکا تبدیل می‌شود. در نقطه مقابل، جامعه به رییس‌جمهور فشار می‌آورد که باید زودتر نظامیان آمریکایی خاک عراق را ترک کنند. البته آمریکا در عراق منافع بیشتری دارد نفت را استخراج می‌کند، سرمایه‌گذار آمریکایی در آنجا سرمایه‌گذاری کرده و منافع دیگری هم هست که باعث می‌شود خروج از عراق تدریجی باشد. برخلاف افغانستان که آمریکا می‌خواهد زودتر از آن سرزمین دربرود اما نمی‌تواند چون مسایل آنجا پیچیده‌تر است.

مساله مهم دیگر بحث حقوق‌بشر و منافع ملی است و اینکه کدام یک بر دیگری ارجح است و آیا می‌توان مثلا به خاطر منافع ملی، حقوق‌بشر را نقض کرد یا خیر؟ اخلاق وظیفه‌گرا، حقوق‌بشر را بر منافع ملی برتری می‌دهد. بنابراین، نقض حقوق‌بشر تحت هیچ شرایطی پذیرفته نیست اما اخلاق نتیجه‌گرا، اولویت را به منافع ملی می‌دهد و اگر شرایط اقتضا کند، اموری مانند نقض حقوق‌بشر هم توجیه‌پذیر می‌شوند. همچنین فرض کنید پرسیده شود آیا عملیات انتحاری برای ضربه زدن به منافع دشمن، اخلاقی است یا نه؟ پاسخ اخلاق نتیجه‌گرا به این پرسش، مثبت است.

اخلاق نتیجه‌گرا با حقوق‌بشر کاری ندارد؛ چه ایران، چه آمریکا و چه یک سازمان ایدئولوژیک، در این‌باره فرقی ندارند. مثلا زمانی ژاپنی‌ها، هواپیما را با مهمات پر می‌کردند و خلبان، آن را به‌عمد به کشتی آمریکایی می‌زد و خودش هم می‌مرد. اخلاق نتیجه‌گرا می‌گوید برای من منافع نظام مهم‌تر استم؛ حالا نظام هرچه هست فرقی نمی‌کند.

در چنین وضعیتی است که برخی با نگرانی پرسیده‌اند آیا پاکبازان دنیای سیاست می‌توانند بر دست‌های آلوده غلبه کنند و با حفظ اخلاق، وارد حوزه سیاست شوند یا نتیجه محتوم پایبندی به زیست اخلاقی، بریدن از سیاست و خانه‌نشینی است؟

پاسخ آن است که تا مرادمان از اخلاق، کدام اخلاق باشد؟ اخلاق نتیجه‌گرا حتما می‌تواند وارد سیاست شود. البته در دولت دموکراتیکی که دموکراسی اجازه نمی‌دهد دولت، حقوق‌بشر را زیر پا بگذارد و حتی ممکن است حقوق‌بشر در متن قانون گنجانده و عینا رعایت ‌شود.

مایکل والزر مقاله‎ای با عنوان دست‌های آلوده (dirty hands) نوشته است. بر این مقاله هم، نقدی نوشته شده با عنوان دست‌های زیاد (many hands). باید دقت کنیم که اخلاق متوجه فاعل انسانی است نه نهاد. شما نمی‌توانید بررسی کنید ببینید مثلا مجلس، اخلاقی عمل کرد یا نکرد. پلیس، اخلاقی عمل کرد یا نکرد. یا دولت، اخلاقی عمل کرد یا نکرد. باید بگوییم چه کسی و کدام فرد، اخلاقی عمل کرد یا نکرد؟ اخلاق مبتنی بر فرد است. در جامعه مشکلی مهم داریم و آن این است که نهادها، مسوولیت‌ها را به همدیگر پاس می‌دهند. این مشکل بزرگی است که نهادها مساله را گردن هم می‌اندازند. اینجا همان دست‌های زیاد پیش می‌آید «کی بود کی بود من نبودم» در میان دست‌های زیاد، مسوولیت‌های اخلاقی گم می‌شود و مساله لوث می‌شود و معلوم نمی‌شود مقصر چه کسی است؟

ما در عرصه سیاسی، یک فعل داریم و یک فاعل. فعل، غایت است و مقدمه فاعل. هر وقت فاعل را در نظر بگیریم می‌شود وظیفه و اگر غایت را در نظر بگیریم می‌شود نتیجه. باید برویم داخل مجلس و ببینیم کدام افراد چه رأیی داده‌اند. فرض کنیم طرحی را ۱۶ نفر امضا کرده‌اند باید بدانیم آن ۱۶ نفر چه کسانی بودند. نباید مساله را به نهاد مجلس تعمیم داد. کهریزک یک نهاد است باید داخل نهاد یعنی داخل کهریزک برویم و بگوییم این آقا و این آقا مسوول بودند. همه قانون، اخلاقی است اما همه اخلاق، قانون نیست. قانون نمی‌تواند برخلاف وجدان عمومی، وضع شود و اگر وضع شود، «قانون بد» تلقی می‌شود و هرچند قانون است، اما برخلاف وجدان عمومی است.

البته در وضع قانون با هدف مراعات اخلاق، نباید افراط کرد وگرنه فردا وضعیتی پیش می‌آید که برای صله رحم هم قانون بگذارند که مثلا اگر کسی نرفت عمه‌اش را ببیند او را بازداشت کنند که چرا عمه‌ات را ندیدی! این کار را در جوامع دیگر مثل پاکستان انجام داده‌اند. زمان «ضیاءالحق» نهادی درست کردند تحت عنوان «شرطه الخمیس»؛ این سیستم، با توجیهی همانند امر به معروف و نهی از منکر عمل می‌کرد منتها خیلی قدرتمند بود. طالبان هم، عینا این کار را کرد. می‌گفت مرغ‌ها را نگه دارید و خروس‌ها را بکشید تا این دو با هم بیرون نروند و مردم به هوس نیفتند. خیلی‌های دیگر هم این کار را کردند اما نتیجه نگرفتند و این تجربه‌ها بی‌نتیجه بود.

منبع: روزنامه شرق

احضار یک فعال کارگری برای اجرای حکم یک سال زندان

Posted: 08 Nov 2011 11:05 PM PST

علی نجاتی، فعال کارگری، برای گذراندن حکم یک سال حبس خود احضار شد.

بر اساس گزارش منابع کارگری، احضار این عضو هیات مدیره سندیکای کارگران هفت تپه با تهدید تلفنی وثیقه‌گذار وی همراه بوده است. علی نجاتی در حالی که به یک سال حبس محکوم شده است که یک دادگاه دیگر او را از همین اتهام تبرئه کرده است.

دادگاه در حالی او را برای اجرای حکم احضار کرده است که این فعال کارگری، در وضعیت جسمی مناسبی نیست. وی به تازگی یک عمل جراحی قلب را پشت سر گذاشته است و به تایید پزشک های معالج، او باید کاملا تحت مراقبت های پزشکی باشد.

سایت خبری تحلیلی کلمه

unread,
Nov 12, 2011, 1:07:55 AM11/12/11
to polic...@gmail.com

نامه‌ی دهم نوری‌زاد به رهبری: دزدان و قاچاقچیان کارکشته کجا، و همت‌ها و باکری‌ها و خوبان سپاه کجا؟

Posted: 11 Nov 2011 03:01 PM PST

محمد نوری زاد دهمین نامه خود را خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای منتشر کرد. او در بخشی از این نامه می‌نویسد: «ای عزیز، فریب این فربگان فرو مایه را نخوریم. نقاب اینان را اگر پس بزنیم می توانیم به چهره ی واقعی شان راه یابیم: چهره ی دزدان اموال مردم و قاچاقچیان کارکشته. با ریسمان اینان اگر به چاه جنگ داخل شویم، درنیمه راه، ما و شما را وا می نهند و با پولهای بالا کشیده به هرکجا گریز می کنند. اینان کجا و همت ها و باکری ها و خوبان سپاه کجا؟ چربی مال حرام از اینان، حرامیانی برآورده که حاضرند برای منافع شخصی شان به هر رفتار غیرانسانی دست بزنند.»

این جهادگر و مستندساز روایتگر دفاع مقدس که نامه خود را با عنوان «دزدان اطلاعات و دزدان سپاه» منتشر کرده، با اشاره به اسنادی که گفته می‌شود احمدی نژاد و نزدیکانش از وزارت اطلاعات دزدیده‌اند و با آنها به باج‌گیری از رهبری و دیگر سران نظام می‌پردازند، یادآور شده است: «برای احمدی نژاد، قدرو قیمتِ اسرار و اسناد برداشته شده از وزارت اطلاعات، همسنگ تریلیاردها پول و فرصتی است که او و اطرافیانش دراین مدت از هرکجای این مملکتِ بی بزرگتر بالا کشیده اند. اکنون این اوست که  با همین اسناد ربوده شده، انگشت صغیر و کبیر ما و شما را به زیر پتکِ زیرکیِ خود برده است. حالا دیگرفلان شخصیت برجسته ی کشور یا  فلان آیت الله پرطمطراق یا فلان آیت الله زاده ی پرنفوذ مگر می توانند به او چپ نگاه کنند؟ چپ نگاهش کنند، حیثیت آلوده و دروغین شان را با فشار یک دکمه برملا می کند. که: “اگر بنا بر غرق شدن من است، چرا همگی با هم غرق نشویم”؟ این کلاه گشاد، درست آن زمانی به سر برجستگان ما و ماموران بظاهر تیز هوش وزارت اطلاعات رفت،  که آنان با لذت و کیفوری، مستغرقِ شنودِ مکالماتِ خصوصیِ مردم بودند و خط قرمزهای امنیتی کشور را تا حدّ مسخره ی شرکت چند جوان در یک مجلس دعای کمیل تنزل داده بودند.»

وی همچنین با تاکید بر اینکه به زودی فیلم مورد اشاره در نهمین نامه خود به رهبری را ارسال خواهد کرد تا «مشاهده بفرمایید تا بدانید هیولاهای وزارت اطلاعات و سپاه تا کجاهای مرز حیوانیّت پیش می دوند، و همزمان، همه ی فضاحت های جاریِ خود را به اسم خودِ شما، آری به اسم خود شما سکه می زنند» همچنین نوشته است: «ماموران ما و شما در اطلاعات و سپاه،  که رفت و آمدها و تلفن های من و خانواده ام را تحت نظر اسلامیِ خود دارند، حتما شنود کرده و می دانند: بعد از انتشار نامه ی نهم، درمحله ی جماران تهران، رابطِ ایرانیِ یکی از کمپانی های معروف و شناخته شده ی فیلمسازی آمریکا، با من ملاقات کرد و مبلغ پنج میلیون دلار برای فیلم “محرمانه برای رهبرم” و مبلغ پانصد هزار دلار برای فیلمنامه اش  پیشنهاد داد. می دانید به او چه گفتم؟  گفتم: ” سپاس از پیشنهادتان، ما اما هدیه ای را که به کسی تقدیم کرده ایم، به هزار برابر قیمتش به دیگری نمی فروشیم. به او گفتم: من این فیلم را به نیت رهبرم ساخته ام و جز به او به احدالناسی نخواهم داد”.»

متن کامل این نامه را به نقل از وب‌سایت رسمی نوری‌زاد بخوانید:

 

به نام خدایی که دزدان را دوست ندارد

سلام به رهبر گرامی ما حضرت آیت الله خامنه ای

من با اجازه ی حضرتعالی تا روز انتخابات – اسفند ماه آتی – هفته ای یک نامه برای شما خواهم نوشت. گرچه خود می دانم این نامه ها آنجا بها دارند که توسط حضرت شما مورد اعتنا قرار گیرند. نیز این را می دانم که بهای واقعی این نامه های به هیچ گرفته شده، ثبت در سینه ی مردم ما و تارکِ تاریکِ تاریخِ این مرز و بوم است. اگر موافق باشید من برای هرنامه ای که برای شما می نگارم، یک عنوان خاص اختیار می کنم تا  نوشته ام از همان عنوان اصلی روح بگیرد. عنوان نامه ی دهم خود را ” دزدان اطلاعات و دزدان سپاه” نهاده ام. شاید به این دلیل که: قرار بود این دو دستگاه اسلامی و شیعی، جلوی دزدی ها را بگیرند نه این که خود بدان روی برند.

رهبرگرامی،

مرا در این قحطستان بزرگِ آرزوهای انقلاب، درمیان پاسداران  و بسیجیان، دوستانی است بس بزرگ که من جانم را فدای آنان می کنم. دوستانی که با ادب اند، فهیم اند، انسان اند، مردمی اند، واز شرمِ رنج های جاریِ مردم، روزی هزار بار می میرند و زنده می شوند. پاسداران و بسیجیانی که پاک اند، شریف اند، از مال دنیا به مختصری قناعت کرده اند، نه دزدند، ونه با دزدان داخل سپاه، شریک و همراه اند، بل بخاطر اعتراض های فراوان و فروخورده شان، اغلب منزوی و درحال دق کردن اند.

با اطمینان می گویم که در اطلاعات نیز، انسان های درستکار و فهیم و پاک فراوانند. عزیزانی که از کج رفتاری های همکارانشان می گدازند. مثلا ماموری که بازجوی اصلی و دیو صفتِ مرا کمک می کرد و دستیار او بود، همینگونه بود. انسان و با ادب. یکی دیگر که از من می خواست به او” دکتر” بگویم نیز با ادب و متفاوت بود. با این همه اما اراده ی این دو دستگاه نظامی و اطلاعاتی، بیش از آنکه در دست درستکاران باشد، دردست دیگرانی است که من بنا دارم در این نامه به تراشه ای از رفتار آنان اشاره کنم.

دریغ که جناب شما و خانواده ی محترمتان از آن روی که در محافظت شدید قوای امنیتی به سرمی برید، از برکات جاریِ برادران سپاه و سربازان گمنام امام زمان برخوردار نیستید. واین بی بهره گی شاید ما و شما را در دو سوی یک زندگیِ  نا متجانس نشانده است. مثلا درخانه ی شما ” شنود “ی درکار نیست تا اگر با تلفن از حال و روز دوستی و آشنایی و همسر شهیدی جویا می شوید، فردای همان روز، همان صحبت صمیمی را برای شما سند کنند و شما را در تنگنای  یک معامله ی ناخواسته قراردهند.

ویا درخانه ی شما دوربینی کار نگذاشته اند تا خصوصی ترین رفتار شما را، آنگاه که دستی به سرهمسر خویش می کشید یا از شنودن لطیفه ای غش غش می خندید یا چیزی می خورید و چیزی دود می کنید و چیزی را جابجا می کنید، همان ها را فیلم کنند و برای رسیدن به حاجت های سخیفشان، شما را به انتشار آن فیلم ها تهدید کنند.

یا شما درهمان خانه ی ساده ی خود – که من به سادگی اش ایمان دارم – خیالتان از بابت فرزندانتان آسوده است که صبح اگر بیرون می روند، حتما شامگاه همان روز به خانه باز می گردند. ومثلا درمیانه ی راه، همسر و دخترجوان شما را به زندان اوین فرا نمی خوانند تا پنج ساعت تمام، به اسم “پاره ای توضیحات”، خصوصی ترین مسائل خانوادگی را با همسرشما، و مسائل رختخوابی را با دختر شما درمیان بگذارند. درست همان کاری که سربازان گمنام امام زمان و برادران سپاهی با همسرمن و با دخترجوان من کرده اند. محض اطلاع جناب شما بگویم: معمول براین است که این مامورانِ شیعی ما، مخفیانه گفتگوهای خود با مطلعین و متهمین را ضبط می کنند. دستور فرمایید گفتگوی ضبط شده ی بازجوی هیولای مرا با دختر جوانم برای شما پخش کنند تا خود با دو گوش مبارکتان سخنان این هیولای جنسی و روانی را بشنوید تا به نمونه ای از برکاتِ جاریِ امثال او وقوف یابید.

رهبرگرامی،

درفهم من، دزدان اطلاعات و دزدان سپاه، دردو وجهِ همجوار قابل تعریف  اند. وقتی می گوییم : دزدان بانک یا دزدان اتومبیل، کنایه از آن قسم دزدانی داریم که در ربودنِ پول های بانک یا سرقت اتومبیل متبحرند. در دزدان اطلاعات و دزدان سپاه، قصدِ نخستِ من اشاره به دزدانی است که اطلاعات و سپاه کشورمان را زیر بغل زده و دزدیده اند. وگرنه با اعتنا به مختصاتی که ما از اطلاعات و سپاه در نظام دینیِ خویش تعریف کرده ایم،  این دو، سراپا درستی و هوشمندی و دوراندیشی و سرشار از خصلت های ناب انسانی و ایمانی اند و نمی توانند و نباید به انواع زشتی ها آلوده باشند و دست به غارتِ حیثیت و اموال مردم ببرند.

پس حتما یک جماعتی، چه از بیرون و چه از داخل، این دو دستگاه شایسته را دزدیده اند و آنها را به ریخت مطلوب خود آراسته اند. مثل همین کاری که آقای احمدی نژاد با جنازه ی وزارت اطلاعات کرد و درآن دوسه ماه سرپرستی اش، دست به اعماق واسرار این وزارتخانه برد و برای روزهای مبادای خود، اسناد و مدارکِ دلخواه را یکجا در چمدان مخصوصش ریخت و آن ها را به یک جای امن بُرد.

احمدی نژاد نیک می دانست  فضاحت های  سیاسی و پولی او خواه ناخواه آشکار خواهد شد.  و نیک تر می دانست اگر دستش از سند و مدرک تهی باشد، جماعت اشقیا جِرواجِرش می کنند و هرتکه اش را به یک برهوتِ پرت  پرتاب می کنند.

احمدی نژاد تاریخ مصرف داشت. این را خودش خوب می دانست. او می دانست که ما او را برکشیده ایم تا با اعتنا به روان نامتعادلش، برتابوت اصلاح طلبان میخ بکوبد. او باید از این ماموریت تکرار نشدنی، بار می بست و گودال شخصیت متزلزلش را با کیسه های بی زبان پولِ مردم پُر می کرد. کیسه هایی که می توانست  به قَدَرقدرتیِ اومنجر شود.

نیزاو می دانست تاریخ مصرفش به زودی  سرخواهد رسید و در یکی از سفرهای مکرراستانی به تیرغیبی ازپا درمی آید. ونیز می دانست رقیبِ صاحب سبک او در شگردِ خود کارآمد است و فی الفور از جنازه ی او هزار مجلس روضه و تجلیل برمی سازد و برای فرزند برومند سمنانیان گنبد و بارگاهی برمی افرازد. پس وی چه باید می کرد؟ من که می گویم: باید به او حق داد. شاید اگر ما نیز جای او بودیم، همین دزدی از وزارت اطلاعات را کم هزینه تر از سایر گزینه ها می یافتیم.

اسناد به غارت رفته از وزارت اطلاعات، گردنِ احمدی نژاد را دربزنگاه مرگ، از زیر تیغه ی گیوتین ما به در بُرد و بازی باخته را به نفع او رقم زد. اکنون، برگ های برنده  در دست اوست. او علیه هرکس که شما از او اسم ببرید سند دارد. از رییس مجلس و خاندان او گرفته  تا جنابان رضایی و قالیباف و یک به یک نمایندگان آلوده ی مجلس و آیت الله های صاحب نام و آقا زادگان خوش بر و روی و سرشناس.

برای احمدی نژاد، قدرو قیمتِ اسرار و اسناد برداشته شده از وزارت اطلاعات، همسنگ تریلیاردها پول و فرصتی است که او و اطرافیانش دراین مدت از هرکجای این مملکتِ بی بزرگتر بالا کشیده اند. اکنون این اوست که  با همین اسناد ربوده شده، انگشت صغیر و کبیر ما و شما را به زیر پتکِ زیرکیِ خود برده است. حالا دیگرفلان شخصیت برجسته ی کشور یا  فلان آیت الله پرطمطراق یا فلان آیت الله زاده ی پرنفوذ مگر می توانند به او چپ نگاه کنند؟ چپ نگاهش کنند، حیثیت آلوده و دروغین شان را با فشار یک دکمه برملا می کند. که: “اگر بنا بر غرق شدن من است، چرا همگی با هم غرق نشویم”؟

رهبرگرامی،

این کلاه گشاد، درست آن زمانی به سر برجستگان ما و ماموران بظاهر تیز هوش وزارت اطلاعات رفت،  که آنان با لذت و کیفوری، مستغرقِ شنودِ مکالماتِ خصوصیِ مردم بودند و خط قرمزهای امنیتی کشور را تا حدّ مسخره ی شرکت چند جوان در یک مجلس دعای کمیل تنزل داده بودند.

تجسم این که ماموران اطلاعاتی و سپاهی یک نظام شیعی، مانند دزدان و نابکاران، به حریم خصوصی مردم سرفرو برده باشند و همانند انسانهایی که از حداقل مراتب انسانی بی بهره اند، خصوصی ترین مکالمات روزمره خانواده ها را شنود و سند کنند و از لذت استماعِ مستمرِصحبتِ یک مرد با همسرش یا دو نفر که هفت پشت با هم غریبه اند، در پوست نگنجند، وتجسم این که همینان اموال بی زبان مردم را بدزدند و برای اقرار گرفتن از یک متهم، او را با ناسزاهای رکیک و چندش آور بنوازند و خود متهم را با شیوه های تلخ و ناگفتنی  بزنند و شکنجه کنند، و بالاتر از همه ی اینها، آدم بکشند،  بله آدم بکشند، تجسم یک چنین دنائت آشکار، ناممکنی است که در این دیارِ فلک زده، امکان و مظهریت یافته است.

آری، نه همه، اما جماعتی از ماموران وزارت اطلاعات ما، و جماعتی از پاسداران ما که اختیارات کلی این دودستگاه با آنان است، اینگونه اند. ما زحمت و درستی و درستکاری کارکنان و ماموران مومن و انسانِ این دو دستگاه را قدر می دانیم و همیشه ی خدا از آنان امتنان داریم. اما آنچه که من دراین نوشته بدان اعتنا بسته ام، حرامیان و دزدان سرِ گردنه ی اطلاعات و سپاهند. کسانی که اکسیژن خود را با شنود مکالمات  کاملا خصوصی مردم و با فرو شدن به حریم مطلق زندگیِ مردم فراهم می آورند. اینان متهم را در ورطه ای از هول و هراس، به سلول های تنگ انفرادی می افکنند و در همان ورطه،  او را به  گودالِ اقرار گیریِ هایی که با  تهدید و فحش و ارعاب و ضرب و شتمی سخت توفنده همراه است  فرو می اندازند.

این رویه ی متداول دستگاه اطلاعاتی و اخیرا سپاهی ما، از آن روی باور کردنی نیست که در نظام شیعی ما، فروشدن به  نکبت های اینچنینی، یک بی تعریف بزرگ، و اساسا  گناهی نابخشودنی است. گرچه بازجوی کودنِ من برای پاکسازی دستگاه خود از دنائت بازجویانی که برسر همسر سعید امامی فضاحت و اشمئزاز باریده بودند، گفت: آنها نفوذی خاتمی در وزارت اطلاعات بودند، اما آن سوتر از این سخن طنزِ بازجویِ بی سواد و بی ادب من، می شود با مرور آن فضاحت و اشمئزاز، به روان آلوده، و به بیماری های جنسی، وبه استعداد دستگاه اطلاعاتی ما در برآوردنِ یک چنین هیولاهایی یقین کرد. متاسفانه سپاه نیز از این نکبت مستمردور نماند و به آغوش هرزگی های سیاسی و اقتصادی و امنیتی فروشد و آنهمه اعتبار و سابقه و ارزش های نورانی اش را تباه ساخت، و با همه ی امیدهایی که برانگیخته بود، در زیر بغل دزدانِ صاحب شِگرد جا گرفت و به فهرست دزدان و دزدیده شدگان تاریخ سرزمین ما پیوست.

رهبرگرامی،

از دهان مبارک خود شما شنیدیم که روزی روزگاری به یک مرجع صاحب نام خبربردند: یک روحانی دزدی کرده و مردم او را دستگیر کرده اند. گفت: نگویید یک روحانی دزدی کرده، بل بگویید یک دزد به لباس روحانیت فرو شده و دزدی کرده. این حکایت، همان است که بعدها دستمایه ساخت فیلم “مارمولک” شد و از جانب آدمها و دستگاههای ذی نفوذ تحمل نشد. بله، درمورد سپاه  نیز معتقدم جماعتی، چه از داخل و چه از خارج، به لباس سپاهی و غیرسپاهی درآمدند و با ورود به تشکیلات این یادگارغبار گرفته ی سالهای انقلاب و جنگ، هویت ناب و بی بدیل آن را از بدنه اش جدا کردند و پوسته ی آن را در چمدان شخصیِ خود فشردند و این چمدان پراز اسلحه و اختیار را به دارایی های مطلق خود افزودند.

مگر می توان تجسم کرد که سپاهیان جبهه دیده و شهید دیده ی ما، از هزار اسکله ی بی نشان، شب و روز، مشغول قاچاق انواع کالاهایی باشند که مثلا رُژ لبِ بانوان یکی از آنها باشد؟  یا همین سپاه، آنچنان غلیظ، با مسائل اقتصادی و سیاسی و اطلاعاتی و امنیتی دربیامیزد که گویا اساسا ورود به  این حوزه های ممنوعه، جزیی از شاکله ی حتمی و هویتی او بوده است؟

این از معنا و وجه نخستِ دزدان اطلاعات و سپاه. وجه و معنای دیگر، به دزدی های رایج این دو دستگاه مربوط است. که البته روح این دو دزدی، یکی است و تنافری درمیانشان به چشم نمی خورد. دستگاههای اطلاعاتی و سپاهی ما که باید درهر تحرک و تصمیم و بیانیه شان، روح ظریف و حساس و شایستگی ها و بایستگی های شیعی و انسانی شان متجلی باشد، به آنچنان تناقضی ازعهد اولیه ی خویش درافتاده اند که دست هفتاد دستگاه پلید و کافر و خدا نشناس را از پشت بسته اند.  جوری که دزدان اطلاعات و دزدان سپاه، آن سوتر از دزدی های تریلیاردی شان، از اموالِ معمولِ مردمی که به اسم متهم  بازداشتشان می کنند نیز چشم برنمی گردانند.

همین اکنون، هزاران وسیله و ابزار و حتی هزاران دستگاه کامپیوتر خانگی و حرفه ای و هزاران آلبوم خصوصی و اثاثیه ی بی ربط مردم توسط دزدان اطلاعات و دزدان سپاه از خانه ها و دفاتر و انبارهای خانگی مردم برداشته و برده شده است و تاکنون بدانها باز گردانده نشده است.

طنزی که از آن ادا و اطوار قانون، و لابد مسلمانی مستفاد می شود این است که دزدان اطلاعات، به هنگام برداشتن اموال مردم، یک صورتجلسه ی سوری از لوازمِ برداشته شده تنظیم می کنند و از افراد حاضر در خانه یا محل کار می خواهند پای آن صورتجلسه ی دروغین را امضا کنند. صورتجلسه ای که یک نسخه  و یک برگ بیش نیست و دزدان اطلاعات جلوی چشمِ بُهت زده ی اهل خانه، آن یک نسخه را نیز با خود می برند.

دزدان سپاه اما ادا و اطوار مسلمانی خود را کامل تر کرده اند. این صورتجلسه را در دونسخه تنظیم می کنند و یک نسخه اش را به اهل خانه می دهند. صورتجلسه ای که هیچ اعتبار قانونی ندارد. وشما که مالباخته ی این معرکه اید، نه نام و نشانی از سپاه در برگه ی صورتجلسه می بینید و نه محل مراجعه ای و نه تلفنی برای پیگیری. از این دهشتناک تر وقتی است که لاشخورهای اطلاعات، درغیاب خانواده، آری درغیاب خانواده، آری در غیاب خانواده، به خانه ی متهم سیاسی داخل می شوند و هرآنچه را که سیرشان کند برمی دارند و می برند و هیچ رد و نشانه ای نیز بجز اموال ربوده شده، والبته میکروفن های سوزنیِ شنود، از خود بجای نمی گذارند. اطمینان دارم سخن این کمترین را باور خواهید فرمود. چرا که در قاموس مسلمانیِ ما، مسئول بالا دست هرتشکیلات نیز، درقبال اعمال نیک و بد کارکنان و مامورانِ آن دستگاه مسئول است.

داستان غمبار این دزدی ها و نامسلمانی ها درباره ی خود من نیز رخ داده است. دزدان اطلاعات بیش از دوسال است که چهار دستگاه کامپیوتر و آلبوم هایی از عکس های خانوادگی و کاملا خصوصی و لوازم دیگر مرا از خانه و محل کارم برداشته و برده اند و تا کنون پیگیری های من برای بازپس گرفتن آنها  بجایی نرسیده است. از دزدان سپاه بگویم: همانگونه که در نامه ی نهم برای جناب شما نوشتم، در خلوت و درسکوت خبری، برای آگاهی شخص شما، فیلمنامه ای از هرزگی های اطلاعات و سپاه و دستگاه قضایی پدید آوردم با نام ” محرمانه برای رهبرم”. و همان را با هزینه ی شخصی ام ساختم. درهشتادمین روز فیلمبرداری، دزدان سپاه به خلوت من داخل شدند و همه ی ابزار کاری و حرفه ای مرا، و آثار دیگری را که به خیال خامشان سند مجرمیت من بود، بارکردند و بردند.

اینجا نیز پیگیری های من برای بازپس گیری ابزار کارم بجایی نرسیده است. خنده دار این که به یکی از کارکنانِ دزدستانِ بزرگِ سپاه که با من تماس گرفته بود گفتم : دوست عزیز، وجهِ ریالیِ اجاره ی وسایلی که از من برداشته اید و برده اید روزانه یکصد هزار تومان است. وبه او گفتم: شما هرچه از کامپیوترو حافظه ی “هارد”های من می خواهید بردارید و خود این دستگاهها  را به من بازگردانید. که او مثل آدم های منگ به من گفت : عجب، ما فکر می کردیم این وسایل مال خودتان است. فکر نمی کردیم این ها را اجاره کرده باشید!

رهبرگرامی،

ماموران ما و شما در اطلاعات و سپاه،  که رفت و آمدها و تلفن های من و خانواده ام را تحت نظر اسلامیِ خود دارند، حتما شنود کرده و می دانند: بعد از انتشار نامه ی نهم، درمحله ی جماران تهران، رابطِ ایرانیِ یکی از کمپانی های معروف و شناخته شده ی فیلمسازی آمریکا، با من ملاقات کرد و مبلغ پنج میلیون دلار برای فیلم “محرمانه برای رهبرم” و مبلغ پانصد هزار دلار برای فیلمنامه اش  پیشنهاد داد. می دانید به او چه گفتم؟  گفتم: ” سپاس از پیشنهادتان، ما اما هدیه ای را که به کسی تقدیم کرده ایم، به هزار برابر قیمتش به دیگری نمی فروشیم. به او گفتم: من این فیلم را به نیت رهبرم ساخته ام و جز به او به احدالناسی نخواهم داد”.

من به زودی این فیلم را به همراه نامه ها برای جناب شما ارسال می کنم. آن را مشاهده بفرمایید تا بدانید هیولاهای وزارت اطلاعات و سپاه تا کجاهای مرز حیوانیّت پیش می دوند، و همزمان، همه ی فضاحت های جاریِ خود را به اسم خودِ شما، آری به اسم خود شما سکه می زنند.

دریغ که جناب شما را از طعم زندگی ما  نصیبی نیست. زندگی در ورطه ی شنودِ نامحرمانِ اطلاعات و سپاه، زندگی با مراقبانی که اندرونی شما را نیزمی کاوند، زندگی در گودال بیم وهول وهراس، زندگی با صحبت های درگوشی، و گوشی های مخفی شده در یخچال، رفت و آمدهای تحت نظر، آه، چه می  گویم؟ شما در رختخواب ودرکنار همسرتان غنوده اید، با این احساس که برادران گمنام و سپاهی ما به شما زل زده اند. راستی به ما می فرمایید ما با ظهورِاین انقلاب، به سمت کدامین مقصود خیز برداشته بودیم؟

بگذریم، متاسفانه در هروله ای که دزدان اطلاعات و دزدان سپاه مشغول آنند، وجه سومی نیز بر دزدی های آنان مترتب است. اینان، آن سوتر از دزدی اموال مردم، به یک دزدی رنج آور وخفت بار دیگر نیز دست برده اند که اگر دزدی اموال مردم را بشود به یک جوری مصالحه و جبران کرد، مرمت و بازآفرینیِ این دزدی اخیر با هزار ترفند ارضی و سماوی ممکن نیست. وآن: دزدی از اعتماد مردم است ودزدی از باورها و اعتقاد مردم. دراین میان، بدیهی است که نه اعتماد مردم را، ونه آن اسلام جِرواجِرنگون بخت را می توان به جایگاه اولیه اش باز بُرد.

اگر موافق باشید در حضور حضرت شما با خودِ این دزدان صاحب شگرد صحبت کنم. که: ای دزدان اطلاعات و ای دزدان سپاه، اموالی را که از زندگی مردم و از فرصت های خاص و از نفت دارو و مخابرات و اسکله های قاچاق و معدن و هزار جنس جوراجور و از هزار هزار پیمان  بدون مناقصه برداشته وبرمی دارید، گوارای وجودتان.  بردارید و بخورید و خوش باشید. اما شما را بخدا که نه، شما را به آن آرمان های سرنگون سالهای خوب عاشقی سوگند، بیایید و این ته مانده ی اعتقاد و اعتماد مردم را بیش از این مخراشید. اجازه بدهید یک ذره از اسلام و خدا و اخلاق ونور و اینجور چیزها برای نسل های بعدی ما بماند تا کورسویی از آن به روانِ خراش خورده ی مردم ما بتابد. بیایید و این یک تقاضای عاجزانه ی ما را اجابت فرمایید. اگر که هنوز باوری از خدا و پیغمبر و قرآن و شهید که نه، رطوبتی از انسانیت و آزادگی در شما باقی ست!

رهبرگرامی،

این روزها آمریکا و اسراییل و متحدان اروپایی شان  فرصتی یافته اند تا یکبار برای همیشه از شرّ ما خلاص شوند. آنان از احتمال یک برخورد نظامی با ما سخن می گویند. همان کاری که با صدام و قذافی کردند. هرچه باشد ما نیز مثل عراق و لیبی از جهل و از نفت سرشاریم و زمستان های سرد این روزها طمع گردنکشان بین المللی را برانگیخته است. هزینه ای می کنند و چند تا بمب و راکت می اندازند و با جابجا کردن آدمها، دست روی چاههای نفت ما می گذارند. کاسبی از این بالاتر؟ همان کاری که با عراق کردند. وهمان کاری که با لیبی می کنند.

مباد با اعتنا به همین پاسداران و اطرافیانی که من گوشه ای از خصوصیات آنان را برای آگاهی جناب شما ترسیم کردم، ما و شما تحریک شویم و برطبل جنگ بکوبیم و خود و مردم خود را به چالشی دراندازیم که ورود آن با ما باشد و خروجش اما با دیگران؟ دیگرانی که اتفاقا برای درهم پیچیدن طومار ما سالهاست چشم به راه یک چنین فرصتی هستند. مباد شعارهای پوک این جماعت در جناب شما شوری پدید آورد و ما وشما را برای برای برون رفت از اوضاع درهم پیچِ داخلی، دست بدامان جنگی کند که دود پایانش از همین اکنون درچشم ماست؟

اکنون ما و شما در داخل کشور به تنگنای معترضان، و دزدهای تریلیاردی دولتمردان، و آلودگی مجلسیان، و فَشَل شدن دستگاه قضایی مبتلاییم. واین یعنی ” تعطیلی روند کلی مملکت”. ورود به یک جنگ ناگهانی می تواند تا مدتی صدای معترضان ما را فرو بنشاند و برای ما و همین پاسداران و مامورانِ طرفدارِ ما فرصتی اضطراری پدید آورد تا هرسری را که به دیدنش متمایل نیستند به ساطور انتقام بسپرند و یک چند روزی نفس به راحت بکشند.

با شرمندگی می گویم: ای عزیز، فریب این فربگان فرو مایه را نخوریم. نقاب اینان را اگر پس بزنیم می توانیم به چهره ی واقعی شان راه یابیم: چهره ی دزدان اموال مردم و قاچاقچیان کارکشته. با ریسمان اینان اگر به چاه جنگ داخل شویم، درنیمه راه، ما و شما را وا می نهند و با پولهای بالا کشیده به هرکجا گریز می کنند. اینان کجا و همت ها و باکری ها و خوبان سپاه کجا؟ چربی مال حرام از اینان، حرامیانی برآورده که حاضرند برای منافع شخصی شان به هر رفتار غیرانسانی دست بزنند.

دوستانه بگویم که اینان، بقدر یک سال نوری با پاسداران سالهای عاشقی فاصله دارند. اگر درآن دفاع هشت ساله ما توانستیم تا خود خورشید سفر کنیم و سهمِ نورِ خود را از آسمان خدا ابتیاع کنیم، این به مدد مردانِ آسمانی سپاه، و جوانان و پیران پاکنهاد و برومند بسیج، و ارتشیان مومن و میهن دوست آن سالها بود. امروز همه ی آنان یا رفته اند یا منزوی اند یا از دست همین بظاهرپاسدارانِ مال مردم خور و قاچاقچی درحال دق کردن اند.  آن سوتر از اینان، مردم نیز آن مردم سابق نیستند. مردمان افسرده و پریشان و پراکنده ی امروز کجا و عاشقان و بهم پیوستگان دیروز کجا؟ بیایید و بجای تکیه به سلاح و پول و پاسداران فربه از مال حرام، به خدا و به مردم تکیه کنید. نوراینجاست. برکت اینجاست. و عاقبت بخیری نیز. والسلام

با احترام: محمد نوری زاد – هفدهم آبان ماه سال نود

آیت‌الله موسوی خوئینی‌ها: دیکتاتوری، جهنمی در این دنیاست که خود دیکتاتورها را هم احاطه می‌کند

Posted: 11 Nov 2011 11:29 AM PST

آیت‌الله موسوی خوئینی‌ها تصریح کرد که دیکتاتوری، عامل به وجود آمدن جهنمی است که دیکتاتورها را احاطه می‌کند؛ جهنمی در همین دنیا. وی خاطرنشان کرد: از حاکمان دیکتاتور جز خسارت وعقب ماندگی، فقر و فساد و زندان و شکنجه و پیدایش قلّه‌های ثروت و در کنار آن درّه‌های عمیق فقر و… چیزی حاصل نمی‌شود.

دبیرکل مجمع روحانیون مبارز در پاسخ به سؤال یکی از کاربران وب‌سایت خود که نظر ایشان را درباره کشته شدن دیکتاتور لیبی و پیروزی نهایی انقلاب لیبی را خواسته و پرسیده بود «چرا دیکتاتورها تزلزل جایگاه پوشالی خود را زمانی متوجه می شوند که خیلی دیر شده است؟» نوشت:

دیکتاتوری مهمترین عامل بوجود آمدن جهنّمی است که دیکتاتورها را احاطه میکند و این جهنّم از همین دنیا شروع میشود، دیکتاتورها حقائق و واقعیّات عالم حتی واقعیّات پیرامونی و نزدیک خود را آنگونه که هست نمی‌بینند بلکه آنگونه که خود می‌پسندند و مطابق تمایلات نفسانی و خصلتهای شیطانی آنان هست می‌بینند و زمانی چشم باز می‌کنند که دیگر دیر شده است ، فرعون مصر و دشمن پیامبر خدا- موسی بن عمران علیه السّلام- در حالی که غرق می‌شد گفت:«… آمَنتُ أنَّه لا إلهَ إلّا الَّذی آمَنَت به بَنو إسرائیل و أَنا مِنَ المُسلمین»:( إیمان آوردم که هیچ خدائی نیست جز همان که بنی إسرائیل بدان ایمان دارند و من از گردن نهادگانم» وبدیهی است که در چنین موقعیّتی نه خداوند و نه پیامبر او و نه مردم توبه و بازگشت دیکتاتوری چون فرعون را نپذیرند و از همین رو فرعون شنید که:(آلآنَ و قد عَصَیتَ قَبلُ و کُنتَ مِنَ المفسدین»( آیا اکنون؟ در حالی که پیش از این نافرمانی کردی و از تبهکاران بودی.)

از حاکمان دیکتاتور جز خسارت وعقب ماندگی، فقر و فساد و زندان و شکنجه و پیدایش قلّه‌های ثروت و در کنار آن درّه‌های عمیق فقر و… چیزی حاصل نمی‌شود و اگر مردم دیکتاتور زده بیدار شوند و راه بیداری در پیش گیرند، خداوند سقوط دیکتاتورها و غرق شدنشان در دریای بلا خیزی که خود خواسته‌اند را نشانه‌ای برای آیندگان قرار می‌دهد تا با امید به پروردگار به مقاومت و پایداری در برابر دیکتاتور‌ها ادامه دهند :« فالیوم نُنَجّیکَ بِبَدَنِک لِتَکونَ لَِمن خَلفَکَ آیةً و إنَّ کثیراً من الناس عن آیاتنا لغافلون»( بنا بر این امروز تو را با کالبد بی جانت بر ساحل می‌افکنیم تا برای آیندگان نشانه‌ای باشی و بی گمان بسیاری از مردم از نشانه‌های ما غافلند)۰

بانک مرکزی جهرمی را رسما متهم ردیف اول اختلاس دانست

Posted: 11 Nov 2011 08:28 AM PST

روابط عمومی بانک مرکزی در توضیحاتی مفصل به اظهارات و نامه‌های محمد جهرمی ـ مدیرعامل سابق بانک صادرات ـ‌ پاسخ داده و با تاکید بر اینکه مسئولیت سوءاستفاده مالی اخیر متوجه وی و بانک صادرات است، عنوان کرده “بانک صادرات ایران به عنوان اولین خطاکار و ناقض مقررات بوده و مسئولیت این تقصیر نابخشودنی که منجر به بروز فساد مالی اخیر شده است، متوجه مدیریت وقت بانک مذکور و شخص مدیرعامل به عنوان مدیر اجرایی هیأت مدیره است.”

به گزارش ایسنا در این پاسخ همچنین با اشاره به ایرادهایی که جهرمی از سیستم بانک مرکزی وارد کرده عنوان شده است: “ایراد مطروحه غیرکارشناسی و مبین عدم تخصص نویسنده نامه در حوزه پولی و بانکی بوده و نشان از آسیب‌شناسی ناصحیح ایشان از سوء استفاده اخیر در شبکه بانکی کشور دارد. ضمن اینکه این نحوه نامه‌نگاری به نوعی فرار رو به جلو تلقی می‌شود تا سوء مدیریت بیّن را از خود دور کند.”

روابط عمومی بانک مرکزی در جای دیگری از این پاسخ با بیان اینکه “بانک صادرات ایران که مسبب و آغازگر سوء استفاده اخیر در شبکه بانکی کشور بوده است، خود در ردیف اول اتهام قرار دارد” نوشته است: “طرح ادعای کلی مبنی بر مکاتبه با بانک مرکزی و عدم ارائه پاسخ از طرف این بانک، به معنای جریان‌سازی مدیرعامل محترم سابق بانک صادرات ایران علیه بانک مرکزی است.”

متن کامل توضیحات روابط عمومی بانک مرکزی که در پاسخ به نامه مدیرعامل سابق بانک صادرات ایران خطاب به رییس‌کل بانک مرکزی درباره سوء استفاده اخیر در شبکه بانکی کشور به شرح است:

« ۱٫ در رابطه با آسیب‌پذیر بودن نظام بانکی کشور به اطلاع می‌رساند؛ درجه آسیب‌پذیری هر سیستم به میزان کارائی و اثربخشی ابزارهای کنترل داخلی آن سیستم بستگی دارد. سیستم کنترل داخلی شامل کلیه اقداماتی است که برای حصول اطمینان نسبی از اجرای صحیح امور و مطابقت آن با مقررات و سیاست‌های مؤسسه تجاری صورت می‌گیرد. به عبارت دیگر، سیستم کنترل داخلی شامل سیاست‌ها و روش‌هایی است که به منظور محافظت از دارایی‌ها در برابر اتلاف، سوء‌استفاده و تقلب و نیز افزایش دقت و قابلیت اتکای مدارک حسابداری و قابلیت اعتماد گزارش‌های مالی، حصول اطمینان از رعایت خط‌ مشی‌ها، دستورالعمل‌ها و تصمیمات مدیریت در عمل، ارزیابی عملکرد کلیه قسمت‌های واحد تجاری و افزایش کارایی عملیات، طراحی و پیاده‌سازی می‌شود. حدود و وسعت اعمال کنترل‌های داخلی به اندازه، نوع فعالیت و سایر عوامل مؤثر در امور هر واحد تجاری بستگی دارد. طراحی و پیاده‌سازی سیستم کنترل داخلی متناسب با حجم فعالیت، امکانات و شرایط هر بانک از وظایف اصلی و اولیه مدیریت عامل همان بانک است. تاکنون هیچ‌یک از بانک‌های مرکزی کشورهای مختلف دنیا سیستم کنترل داخلی واحدی را برای تمامی بانک‌های فعال در آن کشور تهیه و ابلاغ نکرده‌اند.

 

وظیفه بانک‌های مرکزی، ارائه رهنمود لازم در ارتباط با چارچوب کلی کنترل داخلی بوده و این مورد نیز از سوی این بانک طی بخشنامه شماره مب/۱۱۷۲ مورخ ۱۳۸۶/۳/۳۱ به کلیه بانک‌ها ابلاغ شده است. بنابراین ریشه آسیب‌پذیری برخی بانک‌های کشور را می‌توان در نظام کنترل داخلی حاکم بر آن بانک‌ها جستجو کرد که این مهم نیز از وظایف اولیه و اصلی بالاترین مقام اجرایی آن بانک‌هاست. لذا مدیر سابق بانک صادرات باید به‌جای ریشه‌یابی غیرکارشناسانه که ناشی از عدم اطلاع کامل از وظایف قانونی بانک مرکزی است، به این سؤال مهم پاسخ دهند که در طول مدت تصدی ایشان در سمت مدیرعاملی بانک صادرات ایران به عنوان مقام مسئولی که اختیار و توان لازم را در خصوص طراحی و پیاده‌سازی کنترل داخلی کارا داشته‌اند، چه اقدام یا اقداماتی را برای تقویت کنترل داخلی بانک صادرات انجام داده‌اند؟ متأسفانه نه تنها شواهد موجود و فساد مالی اخیر بیانگر عدم اقدام مؤثر در این زمینه است، بلکه سیستم کنترل داخلی موجود نیز در طول این دوره به سمت وسوی اضمحلال حرکت کرده است.

 

2. درخصوص فقدان راهکارهای مناسب و اثربخش در کنترل تسهیلات اعطایی، باید توجه داشت که مدیرعامل و هیأت مدیره هر بانک در اعطای تسهیلات به اشخاص مختلف صاحب اختیار بوده و در قبال آن مسئولیت کلیه تصمیمات مأخوذه را بر عهده دارد. یکی از موضوعات بسیار مهم در کنترل تسهیلات اعطایی، موضوع اعتبارسنجی مشتریان است. در این مقوله نیز بانک مرکزی صرفاً سیاست‌های کلی را به بانک‌ها ابلاغ و از دخالت در امور داخلی آن‌ها خودداری می‌کند. زیرا در غیر این‌صورت این بانک متهم به دخالت در اختیارات و وظایف داخلی بانک‌های عامل می‌شود. بنابراین از آن‌جایی که بانک‌ها به‌صورت مستقیم با مشتریان خود سروکار دارند، موظفند مشتریان خود را اعتبارسنجی کرده و به هر یک از آنان متناسب با توان، حد اعتباری و کیفیت وثایق وی تسهیلات اعطاء نمایند. لذا احاله مسوولیت کم‌کاری و قصور به دیگران امری بسیار مذموم و غیراخلاقی است!

 

3. در ارتباط با فقدان سامانه کارآمد در بانک مرکزی، در شناسایی و نظارت بر تسهیلات کلان، جهت تنویر افکار عمومی و مزید اطلاع مسوولان ذی‌ربط و نویسنده نامه، بخشی از مقررات موجود در این زمینه که بیانگر وجود چنین سامانه‌هایی در بانک مرکزی است به شرح زیر ارائه می‌گردد:

 

به استناد مفاد بخشنامه‌های ابلاغی متعدد به شبکه بانکی کشور، ازجمله بخشنامه شماره طب/۲۹۱ مورخ ۱۳۸۶/۴/۳ و بخشنامه شماره ۹۰/۶۴۸۰۳ مورخ ۱۳۹۰/۳/۲۳، بانک‌ها موظفند؛ کلیه اطلاعات مربوط به تسهیلات و تعهدات خود را به سامانه بانک مرکزی ارسال نمایند.

 

طبق مفاد بخشنامه‌های شماره طب/۲۹۱ مورخ ۱۳۸۶/۴/۳، طب/۴۱۷ مورخ ۱۳۸۷/۵/۱۲ و شماره ۸۹/۸۴۳۹۸ مورخ ۱۳۸۹/۴/۲۲، بانک‌ها موظفند هنگام اعطای تسهیلات و یا گشایش اعتبار اسنادی، وضعیت اعتباری مشتری را از سامانه بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران استعلام نمایند.

 

بنابراین در رابطه با موضوع مورد بحث هم ضابطه لازم و هم سامانه فعال در خصوص اعلام و یا استعلام تسهیلات و تعهدات در بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. لیکن آن‌چه بسیار واجد اهمیت است، نادیده گرفتن این مقررات توسط بانک‌های ذی‌ربط از جمله بانک صادرات ایران است. متأسفانه در سوء استفاده اخیر،مدیریت وقت بانک صادرات، در طراحی سیستم کنترل داخلی مناسب و انتصاب افراد نالایق در سطوح میانی و عملیاتی مدیریت آن بانک، نه تنها در مرحله گشایش اعتبار اسنادی از سامانه اطلاعاتی بانک مرکزی استعلام نکرده، بلکه اطلاعات مربوط به اعتبارات اسنادی گشایش‌یافته را نیز به این سامانه ارسال ننموده است! لذا بانک صادرات ایران به عنوان اولین خطاکار و ناقض مقررات مذکور بوده و مسئولیت این تقصیر نابخشودنی که منجر به بروز فساد مالی اخیر شده است، متوجه مدیریت وقت بانک مذکور و شخص مدیرعامل به عنوان مدیراجرایی هیأت مدیره است.

 

4. درخصوص طراحی و تعبیه موارد امنیتی بر روی LC چند نکته مهم وجود دارد: اول؛ آیا اصولاً طراحی چنین موارد امنیتی که مدنظر جناب آقای دکتر جهرمی است در خصوص اعتبار اسنادی خارجی که اطمینان طرفین اعتبار کمتر است وجود دارد یا خیر؟ دوم؛ در صورت ضرورت وجود چنین موارد امنیتی، مسئولیت آن به عهده صادرکننده اسناد مذکور یعنی همان بانک‌های عامل است. سوم؛ مدیریت عالی بانک صادرات ایران با علم به عدم وجود چنین موارد امنیتی چگونه اجازه گشایش این حجم از اعتبار اسنادی داخلی در حوزه مدیریت تحت امر خود را دادند و چرا در این زمینه در زمان تصدی خود به عنوان مدیرعامل بانک صادرات ایران و یا عضو شورای پول و اعتبار، اقدامات مؤثری در جهت رفع این مشکل انجام نداده‌اند؟ چهارم؛ طراحی و چاپ اوراق با ضریب امنیتی بالا در مؤسسه‌ای که سیستم کنترل داخلی آن ضعیف است و بعضاً از کارکنان لایق و دارای صلاحیت حرفه‌ای و تخصصی در برخی لایه‌های آن استفاده نمی‌شود، عملاً کارایی لازم را نداشته و کارمندان ذی‌ربط سوءاستفاده کننده می‌توانند از اسناد مزبور نیز جهت تأمین مقاصد شخصی خود سوء‌استفاده نمایند.

 

با عنایت به کلیه موارد عنوان شده، ایراد مطروحه غیرکارشناسی و مبین عدم تخصص نویسنده نامه در حوزه پولی و بانکی بوده و نشان از آسیب‌شناسی ناصحیح ایشان از سوء استفاده اخیر در شبکه بانکی کشور دارد. ضمن اینکه این نحوه نامه‌نگاری به نوعی فرار رو به جلو تلقی می‌شود تا سوء مدیریت بیّن را از خود دور کند.

 

5. در بخشی از نامه به فقدان دستوالعمل جامع گشایش و تنزیل اعتبار اسنادی اشاره شده است. در این‌خصوص، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در راستای وظیفه قانونی خود در تدوین مقررات ناظر بر گشایش اعتبار اسنادی داخلی، حسب تصویب‌نامه شماره ۳۵۹۸۵/ت مورخ ۱۳۷۷/۶/۳ هیأت محترم وزیران، مقررات مربوط را تهیه و طی بخشنامه‌های شماره نت/۲۱۰۰ مورخ ۱۳۸۰/۵/۲۸ و شماره ۶۰/۱۲۹۸ مورخ ۱۳۸۵/۹/۱۴به شبکه بانکی کشور ابلاغ نموده است. رعایت الزامات مقرر در بخشنامه‌های فوق‌الذکر برای کلیه بانک‌های کشور ضروری و تخطی از مفاد آن‌ها تخلف محسوب می‌گردد. همچنین به استناد بند ۳ ماده ۳۴ قانون پولی و بانکی کشور، “آیین‌نامه موقت تنزیل اسناد و اوراق تجاری (خرید دین)” در جلسه مورخ ۱۳۶۱/۸/۲۶ شورای پول و اعتبار تصویب و پس از تأیید شورای محترم نگهبان به شبکه بانکی کشور ابلاغ شده است.

 

ضمناً، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران سایر بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌های لازم را نیز تهیه و به شبکه بانکی کشور ابلاغ نموده است. لیکن آنچه بسیار واجد اهمیت است، نادیده گرفتن مقررات ابلاغی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران توسط بانک‌های ذی‌ربط است. در فرآیند گشایش اعتبار اسنادی داخلی ـ ریالی علاوه بر ضوابط فوق، مواردی به شرح زیر باید رعایت گردد:

 

* کلیه بانک‌ها موظفند؛ تمامی رویدادهای مالی،تسهیلات اعطایی و تعهدات ایجادی را در دفاتر مالی خود ثبت نمایند. عدم ثبت اطلاعات اعتبارات اسنادی در سیستم مالی، منجر به عدم‌انعکاس اثرات این اعتبارات اسنادی در نسبت‌های احتیاطی بانک (نسبت کفایت سرمایه، تسهیلات و تعهدات کلان، طبقه‌بندی دارایی‌ها وذخیره‌گیری مربوط به آن) می‌شود.

 

* طبق مفاد آیین‌نامه تسهیلات و تعهدات کلان (موضوع بخشنامه شماره مب/۱۹۶۸ مورخ ۱۳۸۲/۱۱/۲۹)، با هدف پیشگیری از تمرکز منابع بانک‌ها حول یک یا گروهی از اشخاص مرتبط با یکدیگر و به تعبیری، احتراز از قرار گرفتن بانک‌ها در معرض ریسکی که عموماً از آن به عنوان ریسک تمرکز یاد می‌شود؛ حدودی در آیین‌نامه مذکور مقرر گردیده است که از طریق آن‌ها بانک‌ها مکلف می‌گردند اولاً( تسهیلات یا تعهداتی را که فراتر از حد مشخصی است،‌ به عنوان تسهیلات و تعهدات کلان شناسایی نموده و گزارش کنند) و ثانیاً فقط تا سقف مشخصی به اعطای این گونه تسهیلات و تعهدات بپردازند.

 

* علاوه بر حدود مقرر در آیین‌نامه تسهیلات و تعهدات کلان، بانک‌ها موظف شده اند تا طی سال ۱۳۸۹ مفاد تبصره (۱) ماده (۵) بسته سیاستی ـ نظارتی شبکه بانکی کشور در سال ۱۳۸۹ که اشعار می‌دارد: “خرید دین بر اساس اسناد تجاری واقعی، توسط مؤسسات اعتباری از واحدهای تولیدی تا سقف ۳۵ درصد ارزش فروش سال قبل که در صورت‌های مالی تأیید شده منعکس می‌باشد … .” را نیز رعایت نمایند.

 

* رعایت مفاد بخشنامه‌های مذکور در بند ۳ در رابطه با الزام بانک‌ها به ارسال کلیه اطلاعات مربوط به تسهیلات و تعهدات به سامانه بانک مرکزی و نیز استعلام وضعیت اعتباری مشتری از این سامانه هنگام اعطای تسهیلات و یا گشایش اعتبار اسنادی برای کلیه بانک‌ها الزامی است.

 

* به استناد مفاد بسته‌های سالیانه سیاستی نظارتی ابلاغی به شبکه بانکی کشور طی سال‌های ۱۳۸۷ الی ۱۳۹۰، از جمله تبصره ذیل ماده ۲۶ بسته سیاستی ـ نظارتی سیستم بانکی در سال ۱۳۸۷ و نیز تبصره ۳ ماده ۱۵ سیاست‌های پولی، اعتباری و نظارتی نظام بانکی کشور در سال ۱۳۹۰، بانک‌ها قبل از اعطای تسهیلات به مشتریان و یا ایجاد تعهدات برای آنان، مکلف به اعتبارسنجی مشتریان می‌باشند.

 

با عنایت به موارد عنوان شده و مستندات موجود، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران کاملاً به وظیفه قانونی خود مبنی بر تدوین و ابلاغ مقررات ناظر بر فرآیند گشایش و تنزیل اعتبار اسنادی داخلی ـ ریالی عمل نموده است. مدیر عامل سابق بانک صادرات ایران باید به این سوال مهم پاسخ دهند که ان بانک تا چه حدی خود را ملزم به رعایت مقررات مشروحه فوق نموده است؟ چنا‌نچه بانک صادرات ایران وفق مقررات ابلاغی از سوی بانک مرکزی عمل می‌نمود، آیا زمینه بروز چنین سوء استفاده بزرگی فراهم می‌گردید؟ مطمئناً بانک صادرات ایران همچنانکه مقامات عالی قضایی نیز اذعان داشتند به عنوان اولین خطاکار، با نقض ضوابط و مقررات جاری ، زمینه‌ساز وقوع این سوء استفاده بزرگ در شبکه بانکی کشور بوده و مدیرعامل سابق آن نیز بجای فرافکنی و گرفتن انگشت اتهام به‌سوی دیگران، باید در رابطه با عدم تبعیت بانک صادرات از دستورات بانک مرکزی پاسخگو باشد.

 

6. دربخشی از نامه به مقررات مناطق آزاد توسط بانک‌های تنزیل‌کننده اشاره شده است. در این رابطه شایان ذکر است؛ مفاد بخشنامه شماره مب/۱۳۴۷ مورخ ۱۳۸۶/۴/۱۰ که تصویر آن در بخش «مقررات نظارت» پایگاه اطلاع‌رسانی بانک مرکزی موجود است، به موضوع مصرف منابع در مناطق آزاد اشاره نموده و به نظر می‌رسد مدیرعامل سابق بانک صادرات ایران تعبیر نادرستی از بخشنامه مذکور دارند. طبق مقررات موجود، بانک‌ها مجاز نیستند منابع جمع‌آوری شده در مناطق آزاد را در خارج از مناطق (در سایر نقاط کشور) به مصرف برسانند. لذا ملاک اصلی برای اعطای تسهیلات، فعالیت اقتصادی تسهیلات‌گیرنده در منطقه آزاد می‌باشد. این‌که اسناد ارائه‌شده جهت تنزیل در چه محلی صادر شده باشد، به هیچ عنوان شاخص اعطاء یا عدم‌ اعطای تسهیلات نمی‌باشد. علیهذا ملاک عمل ، محل فعالیت گیرنده تسهیلات بوده و اگر در این راستا تخلفاتی از سوی بانک‌های تنزیل‌کننده صورت‌ گرفته باشد، نافی مسئولیت بانک صادرات ایران در صدور اسناد تعهد‌آور واهی نمی‌باشد. لذا اصلح آن بود که ایشان در تحلیل ارائه شده ضمن تکلیف ابلاغ ضوابط که وظیفه ذاتی این بانک است و اجرای صحیح ضوابط مذکور که وظیفه بدیهی بانکهای عامل است، قائل به تفکیک می‌شد.

 

7. در رابطه با فشار بی‌مورد توسط دستگاه‌های اجرایی و سایرین به بانک‌ها، شایان ذکر است موضوع مذکور توسط آقای جهرمی کاملاً صحیح بوده و متأسفانه در شبکه بانکی کشور مسبوق به سابقه می‌باشد. بانک‌ مرکزی جمهوری اسلامی ایران نیز بر این عقیده است که برخی امور در حیطه اختیار مدیر‌عامل و هیأت مدیره بانک‌ها بوده و ایشان موظفند متناسب با اختیارات مکتسبه نسبت به تصمیمات متخذه پاسخگو باشند و مسئولیت‌های مربوط به این موضوع را بپذیرند. نکته قابل توجه در این رابطه این‌که، موضوع عدم دخالت دستگاه‌های اجرایی و سایرین در امور داخلی و فرآیند تصمیم‌گیری بانک‌ها به عنوان یک قاعده و اصل کلی در هر زمانی صادق است و با تغییر سمت افراد ، این موضوع تغییر نمی‌کند. در زمان تصدی جناب آقای جهرمی به عنوان وزیر وقت کار، در خصوص اعطای تسهیلات به بنگاه‌های اقتصادی زودبازده که نتایج تحمیل آن بر اقتصاد و شبکه بانکی کشور در حوصله این مقال نیست ، قاعده موصوف به وضوح نقض شد؛ تا جایی فشارها بر شبکه بانکی کشور چنان ادامه یافت که منجر به مجادله بین ایشان و شبکه بانکی در محافل خبری و رسانه‌ها ‌گردید. حال جالب است که این اصل با تغییر سمت آقای جهرمی تغییر می‌یابد و وی که از مخالفین سرسخت این اصل بوده‌اند، هم‌اکنون پرچم‌دار دفاع از این اصل می شوند.

 

8. در حوزه عملیاتی چنان‌چه نظر آقای جهرمی مطابق واقع در نظر گرفته شود، این ابهام در اذهان شکل می‌گیرد که در مدت تصدی ایشان در بالاترین سمت اجرایی بانک صادرات ایران، تا چه اندازه ایشان این افراد را با نیروهای لایق و واجد صلاحیت جایگزین نمودند؟ قطعاً ایشان مطلع هستند که یکی از ارکان مهم سیستم کنترل داخلی بکارگیری کارکنان امین و دارای صلاحیت حرفه‌ای و تخصصی در سطوح مختلف است. اگر وی در این راستا توفیقی حاصل می‌نمودند، به احتمال بسیار زیاد هم‌اکنون شبکه بانکی کشور شاهد چنین سوء‌استفاده‌ای بزرگ نبود.

 

9. درقسمتی دیگر از نامه، به تذکرات کارشناسان بانک‌ها به بانک‌ مرکزی در جلسات ماهانه کمیسیون بانکی کشور و عدم پاسخ بانک مرکزی به مکاتبات مربوط به این تذکرات اشاره شده است. در این ارتباط چند مطلب قابل ذکر است: اول؛ همان‌گونه که فوقاً اشاره گردید، بروز سوء استفاده اخیر در شبکه بانکی کشور ناشی از نادیده گرفتن ضوابط توسط بانک‌ها و در رأس آن‌ها بانک صادرات ایران می‌باشد و به استناد موارد مشروحه، ضعف مقرراتی در این رابطه موضوعیت ندارد، دوم؛ با فرض محال وجود ضعف و خلاء در مقررات اعتبار اسنادی داخلی ـ ریالی، بانک صادرات ایران با علم به این ضعف‌ها و به‌طور آگاهانه اقدام به گشایش اعتبار اسنادی داخلی ـ ریالی نموده است. این بدان معناست که بانک صادرات ایران که مسبب و آغازگر سوء استفاده اخیر در شبکه بانکی کشور بوده است، خود در ردیف اول اتهام قرار دارد، سوم؛ طرح ادعای کلی مبنی بر مکاتبه با بانک مرکزی و عدم ارائه پاسخ از طرف این بانک، به معنای جریان‌سازی مدیرعامل محترم سابق بانک صادرات ایران علیه بانک مرکزی است.

 

شایسته است جناب آقای جهرمی که چند سال وزیر کار و امور اجتماعی بودند و چند سال هم به عنوان بالاترین مقام اجرایی بانک صادرات ایران فعالیت می‌نمودند، به‌طور مستند ادعاهای خود را مطرح و دقیقاً به نامه‌های ارسالی به بانک مرکزی اشاره نمایند و به مصداق البینه علی المدعی جناب جهرمی سند ارائه نمایند چه در غیر این صورت این بانک هم مدعی است که ده‌ها تذکر به شخص آقای جهرمی داده که ایشان ترتیب اثر نداده است. بدیهی است در غیر این صورت این بانک، حق اقدام قانونی علیه مشارالیه را برای خود محفوظ می‌داند چرا که عدم ذکر دقیق شماره و تاریخ مکاتبه با بانک مرکزی زمینه‌ساز ادعای جعلی دیگری علیه این بانک و هدایت اذهان عمومی به سمت و سوی ادعاهای واهی مطروحه است.

 

در پایان شایان ذکر است؛ ارائه پیشنهادهای اصلاحی از سوی مدیرعامل سابق یک بانک متخلف و ظاهر شدن وی به عنوان یک «منجی» هم شنیدنی و تأمل برانگیز است و هم مفهوم علاج بیماری پس از مرگ را در ذهن متبادر می‌کند. در مدت تصدی جناب آقای جهرمی به عنوان مدیرعامل بانک صادرات ایران و عضو شورای پول و اعتبار، این فرصت برای ایشان فراهم بود تا توصیه‌های خود را در واحدهای زیرمجموعه اجرایی و یا در شورای پول و اعتبار مطرح نمایند. در حال حاضر شایسته است، ایشان به‌جای تشویش اذهان عمومی، نگاهی به کارنامه چندساله خود در مناصب یادشده انداحته و نسبت به ریشه‌های سوء استفاده اخیر آگاهانه، صحیح و از روی انصاف قضاوت نماید.»

آخرین تصمیمات برای قیمت بنزین در زمستان امسال

Posted: 11 Nov 2011 08:20 AM PST

براساس اظهارات برخی از مسوولان به نظر می رسد آذرماه امسال، دور دوم هدفمندی یارانه ها در کشور اجرایی شود.

به گزارش خبرآنلاین براین اساس یکی از اساسی ترین مسایل مورد بحث تعیین وتکلیف وضعیت عرضه بنزین در کشوراست.در حال حاضر اگرچه بنزین با دو نرخ ۴۰۰ تومان(سهمیه بندی) و ۷۰۰ تومان (آزاد) عرضه می شود اما به نظر می رسد کارگروه طرح تحول اقتصادی خواب جدیدی برای بنزین سال ۹۱ دیده است.

در این میان حدس و گمان در خصوص قیمت بنزین در زمستان امسال در صورت اجرای قانون هدفمندی کاری دشوار است چرا که اگر دولت براساس قانون مصوب در مجلس سالانه ۲۰ درصد قیمت بنزین را افزایش می داد پیش بینی رقم مصوب در دور دوم هدفمندی کاری دشوار به نظر نمی رسید اما در شرایطی که دولت یکباره اقدام به افزایش چشمگیر قیمت بنزین کرد این احتمال تشدید یافته که زمستان امسال قیمت بنزین آزاد تا مرز هزار تومان افزایش یابد.این احتمال چندان غیر باور نخواهد بود چرا که در سال گذشته نیز در ابتدای اجرای قانون هدفمندی یارانه ها یکی از گزینه های دولت برای افزایش قیمت هر لیتر بنزین هزار تومان بود که مورد تایید کارشناسی برای سال اول قرار نگرفت.

با این حال احتمالی دیگر قوت گرفته که در آذر امسال شاهد تک نرخی شدن قیمت بنزین باشیم.

به گفته رئیس ستاد هدفمندی یارانه ها در حال حاضر تک نرخی شدن قیمت بنزین در دست بررسی است.براین اساس دولت دو راه حل برای تک نرخی کردن قیمت بنزین دارد.ابتدا حذف سهمیه ماهانه بنزین که در اینصورت نرخ بنزین تک رقمی خواهد شد و رقم ۴۰۰ تومان حدف و بنزین لیتری ۷۰۰ تومان عرضه می شود.

روش دیگر حذف سهمیه برخی از خودروها چون خودروهای شخصی و حفظ سهمیه خودروهای عمومی است که البته این روش می تواند بازار دلالی بنزین را رونق بخشد و مشکلات اجتماعی دیگری را به همراه داشته باشد.

با این حال آنچه در حال حاضر قابل پیش بینی است حذف بنزین ۴۰۰ تومانی است.اما اینکه چگونه این کار صورت می گیرد و یا بنزین آزاد نیز تا مرز هزار تومان افزایش خواهد یافت باید منتظر تصمیم کارگروه طرح تحول اقتصادی ماند.

شلیک گلوله پلاستیکی و گاز اشک‌آور به سمت خانه یکی از رهبران مخالف حکومت بحرین

Posted: 11 Nov 2011 04:25 AM PST

در جریان یک تجمع اعتراضی که شامگاه پنجشنبه برگزار شد، ماموران امنیتی به سوی خانه شیخ علی سلمان، از رهبران مخالف، گلوله پلاستیکی و گاز اشک آور شلیک کرده اند.

به گزارش بی‌بی‌سی به نقل از مخالفان حکومت بحرین، این تجمع اعتراضی در یکی از روستاهای نزدیک منامه، پایتخت، برگزار شده بود اما هدف حمله پلیس ضد شورش قرار گرفت، هرچند مشخص نیست چه تعداد از تظاهرکنندگان زخمی شده اند.

علی سلمان که خانه او هدف حمله نیروهای امنیتی قرار گرفته، دبیرکل حزب الوفاق، بزرگترین حزب اپوزیسیون شیعه در بحرین است. او بارها تاکید کرده که مشکل بحرین، اختلاف شیعه و سنی نیست، بلکه دیکتاتوری و استبداد حاکم است.

تظاهرات اعتراضی بحرین حدود ۱۰ ماه قبل آغاز شد اما چند هفته بعد، نیروهای امنیتی این کشور با همکاری واحدهای اعزامی از چند کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، تحصن کنندگان در یکی از میدان های منامه را متفرق کردند.

به گفته مخالفان حکومت بحرین، اعتراضات پراکنده در این کشور همچنان ادامه داشته و با برخورد خشونت آمیز ماموران دولتی مواجه بوده است.

نمونه‌هایی از پاسخگویی پیامبر به معترضان و منتقدان

Posted: 11 Nov 2011 04:08 AM PST

کلمه – فرید خضرایی:

در حال حاضر کسانی خود را نماینده‌ی امام زمان تلقی می‌کنند و در این مقام حاضر به پاسخگویی به هیچکس نیستند. آنان برای عالم و آدم راهکار تعیین می‌کنند و درباره‌ی همه چیز اظهار نظر می‌کنند و خود را بی‌نیاز از پاسخگویی به همان مردمی می‌دانند که سرنوشت‌ بسیاری‌شان را تباه کرده یا دست‌کم روزگارشان را سیاه کرده‌اند؛ زیرا تورم، فساد، تبعیض، نابرابری، و ستمگری در کشور بیداد می‌کند اما کسی حق ندارد دم برآورد. مقام پیامبر اما نزد مسلمانان از مقام امام زمان (عج) بسیار بالاتر است چه رسد به مقام مدعیان نمایندگی امام زمان!

در نوبت قبلی از پاسخگو بودن پیامبر سخن گفتیم. در ادامه‌ی بحث از توزیع و تقسیم غنائم جنگ هوازن، اکنون نمونه‌هایی از رفتار حضرت را در مقابل منتقدانش ذکر می‌کنیم. گفتیم که بعد از تقسیم غنائم جنگ هوازن توسط پیامبر، افراد مختلفی به ایشان بخاطر تقسیم تبعیض‌آمیز غنائم اعتراض کردند و به مقاصد و مصالحی که پیامبر به عنوان فرستاده‌ی خدا و رهبر امت اسلامی در نظر داشت، توجه نکردند چون توجهشان صرفا به منافع خودشان متمرکز بود. در اینجا به ترتیب اعتراضات وارد شده به پیامبر و نحوه‌ی پاسخگویی پیامبر را بیان می‌کنیم تا امکان قضاوت برای مخاطبان گرامی فراهم آید.

۱) اعتراض عباس بن مرداس:

“و به عباس بن مرداس نیز چند شتر داد که چون دید کمتر از دیگران است زبان به گله و ایراد به رسول خدا (ص) گشود و از آن جمله چند شعر زیر را سرود: …” (ابن هشام عبدالملک ۱۳۸۵: ۳۰۹). ترجمه‌ی شعر عباس بن مرداس را مترجم سیره‌ی ابن اسحاق چنین آورده است: “غنائمی را که من روی اسب در بیابانهای هموار بدست آوردم و هنگام خواب مردم نخوابیدم، اکنون آن غنائم در دست عینیه بن حصن و اقرع بن حابس قرار گرفته! و در صورتی که من در جنگ از قوم خویش به خوبی دفاع کردم چیزی جز چند شتر کوچک و معدود به من داده نشد. با اینکه «حصن» پدر عینیه و «حابس» پدر اقرع بزرگتر از پدر من نبودند و خود من هم کمتر از آندو نیستم، (سپس رسول خدا (ص) را مخاطب قرار داده گوید:) و هر که را امروز تو پست و خوار کنی دیگر بلند نخواهد شد” (همان: ۳۱۵).

واکنش پیامبر به اعتراض عباس بن مرداس

پیامبر دستور داد رضایت او را جلب کنند: “رسول خدا (ص) که چنان دید فرمود: او را ببرید و زبانش را کوتاه کنید و به دستور آن حضرت مقداری دیگر به او دادند تا راضی شد، و مقصود رسول خدا (ص) نیز از کوتاه کردن زبان عباس بن مرداس همین بود (که او را راضی کنند)” (همان:‌۳۱۵).

۲) اعتراض به پیامبر به نفع قبیله‌ی غفار:

“ابن اسحاق از محمد بن ابراهیم تیمی نقل کند که مردی از اصحاب رسول خدا (ص) عرض کرد:‌ یا رسول الله به عینیه بن حصن و اقرع بن حابس به هر یک صد شتر دادی ولی به جعیل بن سراقه (یکی از بزرگان قبیلة غفار) هیچ ندادی؟

واکنش پیامبر به این اعتراض

پیامبر قبیله‌ی غفار را با ذکر سابقه‌شان در ایمان تکریم می‌کند و ناچار به توضیح می‌شود و منطق این نوع تقسیم غنائم را بیان می‌کند: “حضرت فرمود:‌ سوگند بدان که جان محمّد به دست او است جعیل بن سراقه به تنهائی (نزد من) بهتر است از تمامی روی زمین که همگی آنها مردمی چون عینیه بن حصن و اقرع بن حابس باشند ولی من این کار را کردم به خاطر آنکه دل آنها را بدست آورم تا اسلام آورند، و اما جعیل بن سراقه را به همان اسلامی که آورد واگذار می‌کنم” (همان: ۳۱۶-۳۱۵).

۳) نقد ذوالخویصره تمیمی به پیامبر

تمام افراد دیگری که به پیامبر اعتراض کردند احساس می‌کردند که حقشان ضایع شده است و بی‌جهت به دیگران برتری داده شده است اما آنان نادیده گرفته شده‌اند. در این میان کسی بود که عدالت او را مورد نقد قرار داد. او نمی‌گفت که حق من یا قبیله‌ام ضایع شده است بلکه می‌گفت رفتار پیامبر عادلانه نبوده است: “از عبدالله بن عمرو بن عاص حدیث شده که در آن روز مردی از بنی تمیم به نام ذوالخویصره به نزد رسول خدا (ص) آمده گفت: یا محمّد من امروز تقسیم تو را دیدم. رسول خدا (ص) فرمود: خوب، چگونه دیدی؟ گفت: عدالت را مراعات نکردی!” (همان: ۳۱۶).

واکنش پیامبر به نقد ذوالخویصره

“رسول خدا (ص) خشمناک شده فرمود: وای بر تو اگر عدل و داد در نزد من نباشد چه کسی خواهد بود! عمر بن خطاب برخاسته گفت: یا رسول الله او را نکشم؟ فرمود: نه. او را واگذار که به زودی پیروانی پیدا خواهد کرد که در دین تعمق کنند تا جائی که بالاخره از دین بیرون روند هم‌چنان که تیر از (بدن) شکار خارج شود” (همان: ۳۱۶).

این ذوالخویصره همانی است که بعدها رئیس فرقه‌ی خوارج می‌شود و در جنگ نهروان به دست علی مرتضی (ع) کشته می‌شود. چون غرض‌ورزانه و از موضع دینی و اخلاقی به پیامبر انتقاد می‌کند، و نه از موضع استیفای حقوق خود و قبیله‌اش، پیامبر خشمگین می شود. این بدان معنی است که او خود را کاتولیک‌تر از پاپ نشان می‌دهد! عمر بن خطاب که مطابق معمول (آنطور که تواریخ اسلامی مرتب تکرار می‌کنند) زودخشم است و می‌خواهد به شمشیر متوسل شود و منتقد مغرض را بکشد، با مخالفت پیامبر روبه‌رو می‌شود. بنابراین، پیامبر با چنین منتقدی مدارا می‌کند و او را مثل برخی از حاکمان اسلامی که خود را جانشین پیامبر یا نایب امام زمان می‌دانند، به زندان نمی‌فرستد، وی را تبعید و تعزیر هم نمی‌کند. فقط خشمگین می‌شود و بعد مدارا می‌کند.

۴) شکوه و شکایت انصار از نوع تقسیم غنائم توسط پیامبر

یکی از گروههای مهمی که به نحوه‌ی تقسیم غنائم جنگ حنین اعتراض کرد، گروه انصار بود؛ یعنی گروهی از بهترین یاران پیامبر: “چنانچه گفته شد رسول خدا (ص) غنائم حنین را میان قریش و قبائل عرب تقسیم کرد و به انصار چیزی نداد. از این رو مردم مدینه از آن حضرت گله‌مند شدند و ابتداء حسان بن ثابت در این باره اشعاری گفت، و سپس سایر انصار زبان به ایراد گشودند تا جایی که یکی از آنها گفت: رسول خدا چون به قوم و قبیلة خود رسید ما را فراموش کرد! از این رو سعد بن عباده (رئیس خزرجیان یا انصار) به نزد آن حضرت آمده عرض کرد: یا رسول الله از این تقسیمی که شما کردی و این غنائم را میان قوم خود تقسیم کردی و به هر یک از بزرگان قبائل عطایای بسیاری دادی ولی به انصار چیزی ندادی. اینان از شما گله‌مند شده و نزد خود خیالهائی کرده‌اند! رسول خدا (ص) فرمود: تو در این باره چه فکر می‌کنی؟ عرض کرد: من هم از همان قوم خود هستم” (همان:‌۳۱۷).

واکنش پیامبر به شکوه و شکایت انصار

پیامبر دریافت که انصار از بی‌توجهی پیامبر به آنان در تقسیم غنائم دلشکسته شده‌اند. لذا باز هم ناچار شد منطق خود را در تقسیم تبعیض‌آمیز غنائم توضیح دهد و دل یاران وفادارش را بدست آورد و رضایت آنان را جلب کند و نیز جلوی سوءاستفاده‌ی فرصت‌طلبان احتمالی را از نارضایتی مردمان بگیرد:

“رسول خدا (ص) فرمود: پس قوم خود را در این [جا] جمع کن. سعد بن عباده برفت و آنها را در آنجا جمع کرد. چند تن از مهاجرین را نیز رسول خدا (ص) اجازه داد در آن انجمن حاضر شوند ولی گروه دیگری را که خواستند وارد آنجا شوند اجازه نداد و چون همة آنها آمدند سعد بن عباده به نزد رسول خدا (ص) برخاست و به نزد ایشان آمده پس از حمد و ثنای الهی فرمود: ای گروه انصار این چه گفتاری است که از طرف شما به گوش من رسیده، و چه گله‌ای است که از من دارید؟ آیا هنگامی که من به نزد شما آمدم گمراه نبودید پس خدا شما را هدایت کرد؟ و آیا فقیر نبودید خدا شما را بی‌نیاز کرد؟ و آیا با هم دشمن نبودید و خدا دلهای شما را با هم دوست کرد؟

آن‌ها پاسخ دادند: «چرا یا رسول الله، این منت و فضل خدا و رسولش بود که بر ما عطا شد». رسول خدا (ص) فرمود: ای گروه انصار چرا به من پاسخ نمی دهید؟ گفتند: چه پاسخی بدهیم ای رسول خدا؟‌ این منتی است که خدا و رسولش بر ما دارند.

فرمود: به خدا شما می‌توانستید بگوئید -و اگر هم می‌گفتید راست گفته بودید و شما را تصدیق می‌کردند- (می‌توانستید بگوئید): تو هم وقتی به سوی ما آمدی که دیگران تکذیبت کرده بودند و ما تو را تصدیق کردیم، و مردم دست از یاریت برداشته بودند و ما یاریت کردیم، و آواره بودی ما تو را پناه دادیم، و فقیر بودی ما تو را همانند خود قرار داده با تو مواسات کردیم؟

ای گروه انصار آیا به خاطر مختصر گیاه‌سبزی از مال دنیا که من خواستم به وسیلة آن دل جمعی را بدست آورم تا (بلکه بدین وسیله) اسلام آورند در دل خویش از من گله‌مند شدید در صورتی که من شما را به همان (نعمت) اسلامتان واگذاشتم. ای گروه انصار آیا خوشنود نیستید که مردم از اینجا با گوسفند و شتر بروند و شما با رسول خدا به منازل خود بازگردید. سوگند به آنکه جانم بدست او است اگر موضوع هجرت در کار نبود من خود یکی از انصار بودم. و اگر مردم به راهی روند و انصار راه دیگری را در پیش گیرند من به همان راه انصار می‌روم. (آن‌گاه دست به دعا برداشته گفت:) خدایا انصار و فرزندان انصار و فرزندان فرزندان انصار را رحمت کن. انصار که این سخنان را از رسول خدا (ص) شنیدند گریستند چندان که ریشهای آنها تر شد و گفتند: به همین راضی هستیم که رسول خدا بهره و سهم ما باشد” (همان: ۳۱۸-۳۱۷؛ آکولاد افزوده‌ی ماست).

 

نتیجه‌گیری

مواردی از نقد و اعتراض به پیامبر را در یک ماجرا ملاحظه کردیم و حوصله‌ی وسیع پیامبر را که جز یک موردی که در آن خشمگین شد اما مانع از این شد که خشمشان به خشونت منتهی شود، و در بقیه‌ی موارد حوصله کرد. در تمام موارد با معترضان و منتقدان مورد بحث مدارا نمود و در اغلب موارد مذکور کوشید نظرشان را به طریق محبت‌آمیز جلب کند. از این ماجرا (ماجرای تقسیم غنائم در جنگ با حنین که در واقع جنگ با قوم هوازن و همپیمانانش بود) می‌توان نتایج زیر را اخذ کرد:

۱) مردم حق داشتند حقوق خود را از پیامبر (رسول خدا و نیز حاکم اسلامی وقت) آشکارا و صریح طلب کنند. شعر به عنوان نوعی بیان شفاهی تأثیرگذار، مهمترین رسانه‌ی آن دوران بود و آنان می‌توانستند اعتراضشان را به صورت شعر جار بزنند.

۲) مردم حق داشتند به مخالفت، اعتراض، و انتقاد علیه تصمیمات پیامبر (یعنی رسول خدا و حاکم اسلامی وقت) بپردازند و احدی حق نداشت حق مخالفت، اعتراض و انتقاد مردم را از آنان بستاند و مخالفان، معترضان و منتقدان را با به‌کارگیری یکی از اشکال خشونت (زندان، حصر، اعدام، تبعید، شکنجه، برکناری از کار، محرومیت‌های اجتماعی، تعزیر و غیره) سرکوب کند.

۳) پیامبر از پاسخگویی به مردم در قبال تصمیماتش خودداری نکرد و لازم دید به معترضان و مخالفان و منتقدان پاسخ دهد. اگر چه ممکن است پاسخ ایشان همه را قانع نکرده باشد، اما آن بزرگوار تلاش کرد رضایتشان را جلب کند و دلشان را به دست آورد. پیامبر لازم دید دلایل تصمیمش را به مردم توضیح دهد و سعی کرد با توضیحاتش مردم را قانع کند. او مردم معترض را به بی‌بصیرتی محکوم نکرد.

۴) برخی از مردم در اعتراض به پیامبر از شیوه‌ی مناسبی استفاده نکردند و حتی راه او را سد کردند و ردایش را گرفتند، اما پیامبر علیه آنان خشونت به کار نبرد و با آنان سخن گفت و مدارا کرد.

۵) پیامبر به عنوان رسول خدا و حاکم اسلامی، حق دخل و تصرف در حقوق مردم را نداشت و وقتی که این کار را نه برای منافع شخصی و مقاصد شخصی‌اش بلکه با هدف تقویت اسلام و جامعه‌ی اسلامی کرد، با کلی اعتراض مواجه شد و ناچار گردید پاسخگو باشد. لازم است توجه داشته باشیم که تازه این اموال جزو املاک مردم مسلمان نبود بلکه از طریق جنگی که پیامبر رهبریش کرده بود حاصل شده بود!

۶)‌ پیامبر نه تنها مالک جان و مال و ناموس مردم نبود و بر آنها ولایت نداشت (به معنایی که امروز حضرات در توجیه سلطه‌ی خویش به کار می‌برند و نه به معنای ولایت معنوی و دینی که دلالت بر دوستی و پیوند تعالی‌بخش دارد) بلکه عملا به نظارت مردم بر تصمیمات خویش درباره‌ی امور جامعه و مسائل مشترک و خیر همگانی تن داد. توجه داشته باشیم که در عصر پیامبر گروههای ثانویه (نظیر حزب و تشکل و انجمن و باشگاه و غیره) وجود نداشت بلکه گروههای اولیه‌ی مبتنی بر پیوند خویشاوندی یا دینی نظیر قبائل، اقوام، و جمعیتهایی دین‌بنیاد متکی بر خویشاوندی و یا متکی بر هم‌محله‌ای بودن نظیر مهاجران و انصار وجود داشت و پیامبر خود را در قبال آنها موظف به پاسخگویی می‌دانست.

 

قسمت‌های پیشین:

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

دین در عرصه عمومی

Posted: 11 Nov 2011 03:26 AM PST

علیرضا علوی تبار

مدعیان می‌گویند حضور دین در عرصه عمومی منجر به خشونت و بی‌مدارایی شده و به تشدید تضادهای اجتماعی منجر می‌گردد

گفته می‌شود که بدون تمییز حوزه عمومی (public sphere) از حوزه خصوصی (private sphere) تحقق دموکراسی امکان ندارد. به علاوه گفته می‌شود که ایمان دینی و باورها و گرایش‌های دینی باید به حوزه خصوصی تعلق گرفته و محدود شود. مدعیان می‌گویند حضور دین در عرصه عمومی منجر به خشونت و بی‌مدارایی شده و به تشدید تضادهای اجتماعی منجر می‌گردد و در نهایت نیز به نفی دموکراسی می‌انجامد.(۱)

ارزیابی این ادعا پیش از هرچیز به تعریف حوزه عمومی و خصوصی و درک معیارهای تمایز آنها از یکدیگر وابسته است. نخست می‌کوشیم تا در مورد تمایز این دو حوزه از یکدیگر بحث کنیم و سپس به ارزیابی ادعای مطرح شده در فوق بپردازیم.

در سنت لیبرالی زندگی انسان‌ها در چند حوزه مختلف مورد توجه قرار می‌گیرد: حوزه خصوصی، جامعه مدنی، ‌حوزه عمومی و حکومت(۲) در بحث‌ها و گفت‌وگوهای مطرح شده درباره این حوزه‌های مختلف، مفهوم جامعه مدنی، حوزه عمومی و حکومت، روشن‌تر از مفهوم حوزه خصوصی است. مطابق برخی از تحلیل‌ها رابطه این حوزه‌ها را در قالب یک هرم و به صورت زیر می‌توان نشان داد:

حوزه‌‌های مختلف زندگی

حکومت

حوزه عمومی

جامعه مدنی

حوزه خصوصی

برخی از صاحبنظران (مانند هابرماس)، حوزه عمومی را گاه بخشی از جامعه مدنی و گاه فضایی میان حکومت و جامعه مدنی می‌دانند(۳) مطابق تعاریف موجود «جامعه مدنی»‌ عبارت است از «شبکه‌ای از انجمن‌های داوطلبانه مستقل از حکومت که افراد از طریق متشکل شدن در آنها منافع و علائق و سلیقه‌های خود را دنبال می‌کنند.»(۴)

در مورد حوزه عمومی نیز تعاریف مختلفی ارائه شده است. گفته‌اند که حوزه عمومی، حوزه‌ای است که محل بحث و گفت‌وگو و رسیدن به وفاق سیاسی و اجتماعی است. برخی برای تحقق حوزه عمومی شرایط بیشتری قائل شده‌اند و گفته‌اند حوزه عمومی یعنی حوزه‌ای که در آن افراد بتوانند در شرایطی آزاد و برابر و فارغ از تفاوت‌های طبقاتی، قدرتی و جنسی درباره مسائل مهم سیاسی جامعه گفت‌وگو کنند و نظراتشان را به آنان که در رأس قدرتند ـ به‌ویژه حکومت ـ برسانند. هابرماس حوزه عمومی را فضایی می‌داند که در آن خودارتباطی تحقق پیدا می‌کند و مردم از طریق مشارکت در آن، سرنوشت خود را تعیین می‌کنند.

تعریف حوزه خصوصی با ابهام بیشتری مواجه است. آن را مترادف با حوزه‌ای گرفته‌اند که در آن امکان تصمیم‌گیری جمعی و به شیوه‌ای دموکراتیک وجود ندارد و مربوط به جنبه‌هایی از زندگی می‌شود که لزوما با معیارهای عقلانی، تصویر و تعریف نمی‌شوند.

شیلا بن حبیب حوزه خصوصی را شامل موارد زیر می‌داند(۵):

الف ـ حیطه ایمان دینی و وجدان اخلاقی،

ب ـ حیطه مبادله کالا و روابط اقتصادی،

پ ـ حیطه روابط شخصی و عاطفی و جنسی و سلیقه‌ای.

در تعریف حوزه خصوصی به‌طور معمول بر این نکته تأکید می‌شود که قلمرو خصوصی افراد شامل خاطرات، روابط، مایملک و دنیاهایی است که هیچ‌کس به هر دلیل حق ورود به آنها را ندارد. استقراء تعاریف موجود در زمینه حوزه خصوصی کمک زیادی به درک مرزهای این حوزه از حوزه عمومی نمی‌کند. برای درک بهتر این تمایز به چند نکته باید توجه کرد.

نکته اول: تمایز میان حوزه عمومی و حوزه خصوصی به مقدار زیادی بستگی به قراردادهای اجتماعی دارد. هر حیطه‌ای که براساس قرارداد اجتماعی به فرد واگذار نشده باشد جزء گستره عمومی قرار می‌گیرد. به‌طور مثال اولویت‌های مصرفی و انتخاب‌های اقتصادی اگرچه در برخی از تعابیر در حوزه خصوصی قرار می‌گیرند اما قواعد حقوقی حاکم بر مناسبات اقتصادی از قلم و حوزه خصوصی خارج شده و در قلمرو حوزه عمومی قرار گرفته است. بنابراین حتی همه روابط اقتصادی را نیز نمی‌توان در حوزه خصوصی قرار داد.

نکته دوم: تلاش‌هایی که برای تعریف حوزه خصوصی و تمییز آن از حوزه عمومی صورت گرفته است، به‌طور عمده شیوه استقرایی را دنبال کرده‌اند و از دادن معیار و ضابطه عام در این زمینه خودداری کرده‌اند. اما از خلال تعاریف ارائه شده می‌توان برخی معیارهای تصریح نشده در این زمینه را استخراج کرد. اگر حوزه‌های مختلف زندگی را به عنوان حوزه‌های تصمیم‌گیری تعریف کنیم، می‌توانیم معیارها را به‌صورت زیر مورد بررسی قرار دهیم.

۱ـ محدوده تأثیرگذاری تصمیم‌گیری: اگر تصمیمی که اتخاذ می‌شود تنها سرنوشت و زندگی خود فرد یا فرد یا افرادی را که به‌طور مشخص با او توافق کرده و حق چنین تصمیم‌گیری را به او واگذار کرده‌اند، تحت‌تأثیر قرار دهد، این تصمیم‌گیری در حوزه خصوصی صورت گرفته است.در صورتی‌که تصمیم‌گیری فرد سرنوشت دیگری را که حق چنین تصمیم‌گیری را به او واگذار نکرده‌اند تحت‌تأثیر قرار دهد، این تصمیم‌گیری بایستی در حوزه عمومی تلقی گردد.

۲ـ شیوه تصمیم‌گیری: اگر تصمیم‌گیری و انتخاب از طریق گفت‌وگو و بر مبنای معیارهای عقلانی (حسابگرانه) صورت بپذیرد یا امکان به‌کارگیری چنین شیوه‌هایی برای تصمیم‌گیری وجود داشته باشد، ما در حوزه عمومی قرار داریم. اما اگر انتخاب‌ها نمی‌توانند به‌صورت گفت‌وگو و عقلانیت انجام گیرند، ما در حوزه خصوصی قرار گرفته‌ایم.

۳ـ امکان توافق: حوزه‌هایی که می‌توان در آنها به توافق جمعی دست یافت و بر مبنای نظر اکثریت تصمیم‌گیری کرد، حوزه عمومی‌اند. حوزه‌هایی که در آنها وفاق جمعی ممکن نیست و از این‌رو شهروندان باید ‌آزادانه زندگی را که می‌پندارند شایسته آنهاست اختیار کنند،‌ حوزه خصوصی محسوب می‌شود.

اگرچه معیارهای فوق تصریح شده یا نشده برای متمایز ساختن حوزه خصوصی از حوزه عمومی به‌کار می‌روند، اما دقت در آنها نشان می‌دهد که فاقد توانایی برای مرزبندی مشخص میان این حوزه‌ها می‌باشند. در نهایت اگر بخواهیم جمع‌بندی داشته باشیم و قدری از ابهام موجود بکاهیم، باید بگوییم که حوزه خصوصی مربوط است به «درونیات افراد (باورها، گرایش‌ها، سلیقه‌ها، اولویت‌های مصرفی و…) و روابط توافق شده میان آنها با افرادی که مجاز به چنین توافقی بوده و توافق آنها معتبر است.»

به‌طور مثال برقراری رابطه جنسی با کودکان حتی اگر با توافق با آنها همراه باشد به دلیل اینکه آنها مجاز به چنین توافقی نبوده و توافق آنها (کودکان) معتبر نیست، در این حوزه قرار نمی‌گیرد. اگر تعریف فوق مورد پذیرش قرار گیرد، بخش عمده‌ای از رفتارهای آدمیان و روابط میان آنها در محدوده غیرخصوصی واقع می‌شود.

نکته‌ای که در تعریف حوزه خصوصی و جداسازی آن از حوزه‌های دیگر (جامعه مدنی، حوزه عمومی و حکومت) باید مورد توجه قرار گیرد، هدف فیلسوفان لیبرال از چنین جداسازی است. هدف آنها از چنین جداسازی محدود کردن «قدرت حکومت» بود. مسئله اصلی لیبرال‌ها عبارت است از محدود کردن قدرت اجباری حکومت، چه دموکراتیک و چه غیردموکراتی(۶). جدایی حوزه خصوصی و جامعه مدنی از حکومت از نظر لیبرال‌ها یکی از شرایط ضروری ایجاد آزادی است. آنان معتقدند که در رابطه میان این بخش‌ها، نفوذ حکومت هرچه کمتر و محدودتر باشد وسعت آزادی‌ها به همان اندازه گسترده‌تر خواهد بود.

از نظر فیلسوفانی چون جان‌لاک، انسان ذاتا موجودی غیرسیاسی و غیراجتماعی است. از این‌رو اگر انسان‌ها گردهم می‌آیند و تشکیل جامعه می‌دهند نه برحسب فطرت اجتماعی‌شان بلکه به دلیل ضرورت ناشی از حفظ حیات فردی و دوری جستن از «وضع جنگ» است. تشکیل جامعه و حکومت برای حفظ حقوق و آزادی‌های فردی صورت می‌گیرد، اما می‌دانیم که دامنه این حقوق و آ‌زادی‌ها در جامعه نسبت به وضع طبیعی محدودتر است چراکه افراد برای برقراری زندگی جمعی و حکومت مجبورند از بخشی از حقوق و آزادی‌هایشان صرف‌نظر کنند و آن را به جامعه واگذارند. واضح است که در چنین وضعی رابطه معکوس میان میزان اقتدار حکومتی و حقوق آزادی‌های فردی وجود دارد. حکومت شرط لازم است. مطلوب‌ترین جامعه آن است که قدرت حکومت در آن به حداقل در حد ضرورت، محدود شده باشد.(۷)

حال که کم‌وبیش مفهوم حوزه خصوصی و انگیزه‌های جدا کردن آن از حوزه عمومی و حکومت مشخص گردید، می‌توان به پرسش دیگری پرداخت: ‌انتقال دین به حوزه خصوصی به چه معناست و تا چه حد امکانپذیر است؟ با توجه به مباحث پیشگفته در زمینه حوزه خصوصی، می‌توان گفت که خصوصی شدن دین می‌تواند به چند معنای زیر به ‌کار برده شود:

الف ـ تقلیل دادن دین به یک وضعیت وجودی که نقش آن تنها تنظیم رابطه انسان با خودش و با خداست. در این تعبیر «دین» به «ایمان» تحویل می‌گردد و گوهر ایمان نیز نوعی «اعتماد و عشق» دانسته می‌شود. ایمان در این تعبیر اگرچه شخصیت فرد مومن را دگرگون می‌سازد و با تحولی وجودی به او وجودی تازه می‌بخشد اما محدوده تنظیم‌کنندگی و جهت‌دهی آن تنها به رابطه میان انسان با خودش و با خدایش خلاصه می‌شود. رهنمودهای دین در این تعبیر «عبادات» و «اخلاقیات شخصی» (آنچه گاه در تعابیر اسلامی به قلب سلیم تعبیر می‌شود) خلاصه می‌شود و روابط میان انسان‌‌ها را به نهادهای دیگری وامی‌گذارد.

ب ـ باورهای دینی را غیرقابل گفت‌وگوی جمعی و عقلانی دانستن.

در میان دین‌شناسان دیدگاهی را داریم که به ایمان‌گرایی (fidism) مشهور است. ایمان‌گرایی دیدگاهی است که نظام‌های اعتقادات دینی را موضوع ارزیابی و سنجش عقلانی نمی‌داند.(۸) اما دیگرانی نیز هستند که هرگونه بحث عقلانی و انتقادی و فلسفی را مورد موضوعات دینی ناممکن می‌دانند. آنها پرسش را با بینش دینی مغایر می‌دانند(۹)

از دیدگاه این گرایش «دین‌خویی» یعنی «هنر نیندیشیدن» دین در این نگاه مانع هرگونه رویش و پرورش بر ضد بنیادها و ارزش‌های خود می‌گردد و هر مقابله‌ای را اگر بتواند در نطفه می‌کشد(۱۰) همانطور که می‌بینیم هم از موضع دینی و هم از موضع ضددینی می‌توان به غیرعقلانی و غیراندیشگی بودن بینش‌های دینی حکم کرد.

برخلاف آنچه ممکن است در نگاه نخست به نظر آید، هریک از تعابیر پیشگفته با مشکلات بسیار زیادی مواجه هستند.

لازم است بر این نکته تاکید شود که به هر حال عمومی و خصوصی در رابطه با انسان است که مطرح می‌شود و شاید بهترین راه برای تفکیک عمومی از خصوصی رفتن به سراغ انسان و ساحت‌های مختلفش باشد. براساس یکی از تقسیم‌بندی‌ها می‌توان ساحت‌های وجودی انسان را به صورت زیر نشان داد(۱۱):

ساحت‌های وجودی انسان

ساحت‌های انفسی (ذهنی)

ساحت‌های آفاقی (عینی)

۱) شناختی، عقیدتی

۲) احساسی، عاطفی، هیجانی

۳)ارادی

۴) گفتاری

۵) رفتاری

تمام ساحت‌های انفسی انسان (شناخت‌ها، عقاید، احساسات، عواطف، خواسته‌ها) در حوزه خصوصی قرار می‌گیرند. اما تنها بخش‌هایی از ساحت‌های آفاقی انسان در حوزه خصوصی قرار می‌گیرند که: تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر دیگران نداشته باشند یا اگر تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر دیگران دارند با توافق آنها (که فرض می‌شود صلاحیت توافق را دارند) تحقق می‌یابند. گفته شد که طرفداران «خصوصی‌سازی دین» (انتقال دینداری و دین‌باوری به حوزه خصوصی) در دفاع از دیدگاه خود به دو دلیل استناد می‌کنند: یکم دینداری یک «وضعیت وجودی» است، دوم امکان گفت‌وگوی جمعی و عقلایی در مورد آموزه‌های دینی وجود ندارد. به گمان ما هیچ‌کدام از دو دلیل صحیح نیست. در زیر می‌کوشم تا دلایل خود را برای این ادعا ارائه نمایم.

الف) ایمان و دین. یکی از قوی‌ترین استدلال‌ها به نفع خصوصی‌سازی دینداری متعلق به ویلیام جیمز است.(۱۲) از نظر جیمز دین پدیده‌ای است کاملا روانشناختی. دین امری است که فقط به قلمرو روان آدمی تعلق دارد و از این‌رو، یکسره شخصی و درونی است. به علاوه همان‌طور که گفته شده قلمرو روان آدمی حداقل سه محدوده بزرگ دارد. یکی محدوده شناختی و عقیدتی (که جایگاه افکار، عقاید، شناخت‌ها، استدلال‌ها، نظریه‌پردازی‌هاست)، دیگری محدوده احساسی، عاطفی و هیجانی (که جایگاه لذت‌ها، رنج‌ها، خوشایندها و بدآیندها و پسندها و ناپسندها و احساس‌ها و عواطف است) و سوم محدوده ارادی (که جایگاه خواست‌ها و اراده‌ها و تصمیم‌هاست). جیمز دین را متعلق به ساحت احساسی ـ عاطفی ـ هیجانی آدمی می‌داند و آن را نوعی احساس یا نوعی «حال» می‌داند.

به نظر می‌رسد که دیدگاه جیمز در مورد دین دو اشکال عمده دارد. نخست اینکه «دین» را مترادف با «ایمان» می‌گیرد و دیگری اینکه در تحلیل ایمان نیز تقلیل‌گراست.

باید میان «دین» و «ایمان» تمایز قائل شد. هم ایمان و هم دین حول محور رابطه انسان و خداوند شکل می‌گیرند. اما در مقام مقایسه ایمان بیشتر «درونی»، «فردی» و «فراتاریخی» است. در حالی‌که دین «بیرونی»، «جمعی» و «تاریخی» است. دینداری علاوه بر برخورداری از «ایمان» نیازمند نوعی تعهد نسبت به یک سنت دینی و دغدغه موزون کردن حیات دینی با کانون یک سنت دینی خاص است. فرد دیندار می‌کوشد تا یافته‌های دینی خود را در سطوح مختلف (تجربه دینی، نظری و عملی) با صورت مکتوب تجربه وحیانی (متن مقدس) و شخصیت کانونی دین (پیامبر) موزون سازد. در حوزه هر دینی مجموعه‌ای متراکم از تجربه‌ها،‌ معارف و آزموده‌های بشری شکل می‌گیرد که به آن «سنت دینی» می‌گویند. اگر شخصی دغدغه موزون کردن زندگی دینی خود را با کانون این سنت دینی خاص از دست بدهد از قلمرو آن دین خارج می‌شود، اما لزوما از ساحت دین به طور کلی خارج نمی‌شود. اگر «تجربه دینی» را محور اصلی دین فرض کنیم. تجربه دینی نوعی ادراک و شناخت بی‌واسطه و غیراستنتاجی از خداوند یا امر منسوب به خداوند است که به دگرگونی عمیق وجودی شخص ادراک‌کننده منتهی می‌گردد. تجربه دینی تنها وجه شناختی و ادراکی ندارد و در انسان شور و عاطفه بسیار عمیق و دگرگون‌کننده برمی‌انگیزد. همین دگرگونی عمیق درونی است که بسترساز ایمان می‌شود. ایمان عبارت از دلبستگی همراه با نوعی آگاهی است که گاه به امور محسوس و گاه به امور غیرمحسوس تعلق می‌گیرد. ایمان به معنای تصدیق و اطمینان است که امنیت و آرامش دل را در پی دارد.(۱۳)

ایمان عمیق دینی همواره متکی بر نوعی تجربه (شناخت بی‌واسطه و غیراستنتاجی) دینی است. در حالی‌که دین عبارت است از «آمیزه‌ای از تجربه دینی و تفسیر و تعبیر آن تجربه در قالب آموزه‌های نظری و عملی»(۱۴). دین از خلال آموزه‌های عملی‌اش (آموزه‌های اخلاقی و فقهی) با جهان بیرون از انسان مرتبط می‌گردد. از این‌رو دین از شیفتگی قلب که حاصل نوعی معرفت آمیخته با حب و علاقه است، فراتر می‌رود و با ساحت آفاقی انسان (علاوه بر ساحت انفسی‌اش) ارتباط پیدا می‌کند. به علاوه خود ایمان را نیز نمی‌توان صرفا پدیده‌ای احساسی، عاطفی و هیجانی تلقی کرد. در درون ایمان عنصر «شناختی» نیز حضور دارد. ایمان به معنایی که می‌شناسیم به معنای باور به درستی برخی از گزاره‌ها در مقایسه با گزاره‌های مخالف است. مثلا گزاره «خدا وجود دارد». به علاوه در درون ایمان عنصر «ارادی» نیز هست. اراده مؤمنانه زیستن، مبنای بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها و اقدام‌های مؤمنان است. همین عناصر شناختی و ارادی است که ایمان را از صورت امری کاملا فردی خارج می‌کند و آن را با حوزه غیرخصوصی مرتبط می‌سازد.

به طور کلی باید توجه داشت که «اراده مؤمنانه زیستن» هم می‌تواند به زندگی فردی (تحول وجودی و دگرگونی شخصیتی) و هم به زندگی جمعی (روابط میان افراد و خط‌مشی‌گذاری‌های عمومی) تسری پیدا کند و دلیل منطقی برای محدود کردن دین به حالات درونی و شخصی وجود ندارد.

ب) امکان گفت‌وگوی جمعی و عقلایی در مورد آموزه‌های دینی: امکان گفت‌وگو درباره آموزه‌های دینی و نقد آنها امروز یکی از باورهای اصلی نواندیشان دینی است. حتی در میان جریان‌های سنتی نیز ابعادی از این باور مورد پذیرش قرار گرفته است و سنت‌گرایان بیشتر به دلایل سیاسی و اجتماعی (و نه معرفتی) با آن مخالفت می‌کنند. این امکان بر مبنای دو پایه اصلی توجیه شده و مدلل گشته است. به آنها اشاره می‌کنیم.

یکم. تفکیک «دین» از «معرفت دینی». نواندیشان دینی با تکیه بر آثار و خواص و علائم این دو به تفکیک آنها اقدام می‌کنند. دین خالی از اختلاف، تعارض و تناقض است در حالی‌که معرفت دینی (دین‌شناسی) آکنده از این امور است: دین حق است و معرفت دینی آمیخته به حق و باطل. دین کامل است و معرفت دینی ناقص. آنچه هر یک از دین‌شناسان ارائه می‌کنند نوعی «معرفت دینی» است و معرفت دینی امری زمینی، بشری، متغیر، ناقص و نیازمند بازنگری، پیرایش و اصلاح و بازسازی دائمی است. هیچ‌یک از دین‌شناسان نمی‌توانند ادعا کنند که فهم آنها از دین قدسی، آسمانی، ثابت، ابدی و منزه از عیب و نقص است. گفت‌وگو درباره دین در واقع گفت‌وگو در مورد معرفت دینی است و از همین رو مجاز است و می‌توانند کاملا موضعی انتقادی داشته باشد.

دوم. نسبت میان تجربه دینی (و جهانی) و الهیات. نظام باورهای دینی حاصل تعامل «عقل» و «تجربه دینی» است. وحی نوعی تجربه دینی است و برای ارائه یک نظام الهیاتی بر مبنای تجربه دینی در سطوح مختلف بایستی از عقل بشری (شناخت‌های معتبر و ارزش‌های مقبول عصر) کمک گرفت. هنگامی که می‌خواهیم از «داده‌های وحیانی» یک نظام الهیاتی (مجموعه‌ای از گزاره‌های مرتبط و سازگار که ناظر به تجربه دینی‌اند) استخراج کنیم، این کار را تحت تاثیر عقل بشری خویش انجام می‌دهیم. در مرحله بعد که اقدام به «فهم و تفهیم» این نظام الهیاتی می‌کنیم باز در تعامل با عقل بشری خویشیم. و در نهایت نیز به هنگام دفاع، مقایسه و ارزیابی و تعیین اعتبار این نظام در مقایسه با نظام‌های مخالف و رقیب برمی‌آییم باز متاثر از عقل بشری هستیم. از این‌رو نظام‌های الهیاتی را نمی‌توان مقدس فرض کرد. از نظر یک دیندار خداوند است که محل وثوق و اعتماد ماست و نه دستگاه‌های فکری که پرورده‌ایم. گفت‌وگوی جمعی و انتقادی به دینداران کمک می‌کند تا همه تصاویر نابجا و نارسایی را که از خداوند و غالبا در قیاس به نفس ساخته‌اند، کنار بگذارند. از این‌رو بحث و گفت‌وگوی جمعی درباره دین نه‌تنها ممکن (مجاز) بلکه ضروری است و در یک جامعه دینی مدرن و دموکراتیک از آن دفاع می‌شود.

حضور دموکراتیک دین در حوزه عمومی

تاکنون تلاش شد تا نشان داده شود که دلیل قانع‌کننده‌ای برای انتقال کامل دین و دینداری به حوزه خصوصی وجود ندارد. ویژگی‌های دین و معرفت دینی به گونه‌ای است که آنها را به حوزه‌ای فراتر از حوزه خصوصی تسری می‌دهد و حضور آنها را در حوزه‌های غیرخصوصی موجه می‌سازد. در ادامه می‌کوشیم تا به حضور دین در حوزه‌های غیرخصوصی و شرایط چنین حضوری نگاهی داشته باشیم.

در جامعه مدنی: پرسش این است که آیا دینداران می‌توانند (مجازند) انجمن‌های داوطلبانه مستقل از حکومت تشکیل داده و از طریق آنها و به‌گونه‌ای مسالمت‌آمیز دلبستگی‌های دینی و اجتماعی خود را دنبال کنند؟ تجربه کشورهای دموکراتیک که حکومتی فرادینی دارند نشان‌دهنده امکان فعالیت چنین انجمن‌هایی است. اما اگر از زاویه دینداران به موضوع نگاه کنیم آنها در چه حالتی حضور در میان شبکه‌ای از انجمن‌های داوطلبانه مستقل از حکومت را خواهند پذیرفت؟ شرط اول آن است که آنها از واقعیت تنوع و چندگونگی زندگی در دنیای مدرن آگاهی یابند. تنوع و چندگونگی دیدگاه‌ها، باورها، سلیقه‌ها، منافع و دلبستگی‌ها ویژگی نازدودنی جهان مدرن است. شرط اول، درک این واقعیت است. شرط دوم به رسمیت شناختن چندگونگی است. نکته مهم این است که برای تحقق شرط دوم لازم نیست تا دینداران باورها و رفتارهای دیگران را «صادق» و «اخلاقی» بدانند. کافی است که آنها «حق»‌ داشتن باورهای غلط و رفتارهای غیراخلاقی را برای دیگران به رسمتی بشناسند. منظور از «حق»‌ در اینجا پذیرش حرمت نهادن به حق انتخاب دیگران است. دینداران می‌توانند در فضای جامعه مدنی حداکثر تلاش خود را برای ترویج و تبلیغ باورها و رفتارهای مورد قبول خود بنمایند و در عین حال از «فضیلت مدارا»‌ برخوردار باشند. فضیلت مدارا حرمت نهادن به کرامت انسان‌ها به مثابه فاعلان مختار و اخلاقی است. دینداران در جهان جدید باید آزادی و انتخاب افراد را به رسمیت بشناسند بدون آنکه لازم باشد اختیار و انتخاب آنها را در موردی خاص به دیده قبول بنگرند. پذیرش اصل‌ «کرامت انسان» و پیامدهای منطقی آن می‌تواند مبنای قدرتمندی برای آراسته شدن به فضیلت مدارا باشد. باید توجه داشت که شکل‌گیری و گسترش و ژرفایابی نهادهای مدنی به معنای پدید آمدن «جامعه آرمانی» ‌نیست. جامعه مدنی با ایجاد قدرت همسنگ مانع یکه‌تازی حکومت می‌شود و مردم را در اداره امور عمومی؛ آنهم به گونه‌ای مسالمت‌آمیز، مشارکت می‌دهد. در جامعه‌ای برخوردار از نهادهای مدنی توسعه‌یافته تلاشی همه‌جانبه برای حل مشکلات جامعه و دستیابی به بهبود همه‌جانبه در آن جریان می‌یابد. برای نهادهای مدنی دینی، حضور در جامعه تازه آغاز تلاش همه‌جانبه است.

در حکومت و دولت: آیا دین می‌تواند با روشی مسالمت‌آمیز و به گونه‌ای که ناقض دموکراسی نباشد در حکومت و دولت حضور داشته باشد؟ برای پاسخ به این پرسش به چند نکته اشاره می‌کنیم.

نکته اول: نهاد دین باید از نهاد حکومت مستقل باشد. منظور از نهاد دین، نهادی است که کارکرد و نقش اصلی آن در جامعه «پژوهش و آموزش آموزه‌های دینی، تبلیغ و ترویج آنها و اجرای شعایر و مناسک دیدنی است.» در جوامع مسیحی نهاد دین یعنی کلیسا.

اما در جامعه‌ای چون جامعه ایران نهاد دین مجموعه‌ای است از «حوزه‌های علمیه»، «مساجد»، «حسینیه‌ها و تکیه‌ها». اما حکومت به «ساخت قدرت مسلط» در جامعه مربوط می‌شود. نهادهای حکومتی «قدرت» ‌را تولید کرده، توزیع و اعمال می‌کنند. حکومت در قالب نهادها و سازمان‌های اداری، سیاسی، قضایی و نظامی فعلیت می‌یابد. وقتی از استقلال نهاد دین از نهاد حکومت سخن می‌گوییم، معنای سخن ما این است که حکومت حق ندارد جهت و محتوای پژوهش‌ها و آموزش‌های دینی را براساس مصالح سیاسی خود تعیین کند. به علاوه حق ندارد ترویج و تبلیغ آموزه‌های دینی و اجرای شعایر و مناسک دینی را در جهت توجیه مشروعیت خویش یا توجیه خط‌مشی‌های خویش جهت داده و آنها را با منافع و مصالح خود کنترل نماید. در نقطه مقابل استقلال نهاد قدرت نیز باید از نهاد دین حفظ شود. معنای این سخن آن است که حضور در نهادهای دینی هیچ حق ویژه‌ای برای نقش داشتن در نهاد قدرت برای افراد ایجاد نمی‌کند.

تصمیم‌گیری و اقدام در نهاد قدرت تابع قواعد و سازوکارهای خاص خویش است، از این‌رو هر تصمیمی باید مراحل و فرآیند‌های خاص خویش را در نهادهای قدرت طی کرده و آنگاه به مرحله اجرا درآید. تصمیمی که در نهاد دین گرفته می‌شود بدون طی مراحل و فرآیندهای ضروری در نهاد قدرت، برای حکومت فاقد اعتبار است در حالی‌که برای دینداران و در حوزه خصوصی آنها معتبر است.

نکته دوم: یکی از پایه‌های دموکراسی (مردم‌سالاری) «برابری سیاسی شهروندان» است. هر شهروند بالغی با هر شهروند بالغ دیگری برای مشارکت در فرآیند تصمیم‌گیری عمومی و انتخاب مسئولان سیاسی از حق مساوی برخوردار است. این حق مستقل از دین، مذهب، ایدئولوژی، جنس، قومیت و موقعیت اقتصادی و اجتماعی افراد است. اگر حضور دین در حکومت به این معنا باشد که در سیاست برای پیروان یا مفسران یک دین یا مذهب امتیاز ویژه‌ای در مقایسه با پیروان و مفسران ادیان و مذاهب و ایدئولوژی‌های دیگر قائل شویم، این حضور با دموکراسی مغایر است. یکی دیگر از پایه‌های مردم‌سالاری پذیرش «حاکمیت مردم» است. به این معنا که بپذیریم مردم حق نصب، نقد و عزل حکومت را دارند و قدرت نهایی تصمیم‌گیری عمومی، مشروعیت‌بخشی به حکومت و نظارت بر آن به همه شهروندان بالغ جامعه واگذار شود. اگر حضور دین در حکومت به معنای این باشد که حکومت مشروعیت خود را از منبعی غیر از شهروندان می‌گیرد این نیز با مردم‌سالاری ناسازگار است. البته می‌توان وضعیتی را تصور کرد که در آن حق حکومت در اصل از آن خداوند و معصومان تلقی شود و در دوران غیبت معصوم این حق به مردم تفویض گردد. در این صورت در واقع در دوران غیبت اصل حاکمیت (به معنای مشروعیت‌بخشی به حکومت) برای مردم به رسمیت شناخته شده است.

مطابق با قواعد مردم‌سالاری قوانین و مقررات اداره امور عمومی باید بر مبنای خواست و توافق اکثریت به مرحله اجرا درآید. در این صورت تغییر خواسته‌ها و دیدگاه‌های اکثریت می‌تواند به تغییر و دگرگونی قوانین و مقررات منجر گردد. البته این دگرگونی نمی‌تواند به نقض حقوق اساسی اقلیت (مانند آزادی بیان و تشکل‌یابی و…) بیانجامد. اگر حضور دین در حکومت به معنای تقدس بخشیدن (فوق چون و چرا قرار دادن) به قوانین و مقررات حاکم و آنها را غیرقابل تغییر دانستن باشد، این نیز با مردم‌سالاری مغایرت دارد.

نکته سوم: پرسش این است که برای آنکه دینداران بدون آنکه قواعد مردم‌سالاری را نقض کنند، دینداری خود را در عرصه عمومی وارد سازند، چه باورهایی باید داشته باشند و چگونه عمل کنند؟ در نکته قبل به مواردی که باید از آنها پرهیز شود اشاره شد. اینک می‌توان به وجه مثبتی از این حضور اشاره کرد.

نقش دین در خط‌مشی‌گذاری عمومی

دولت در مقایسه با مفهوم انتزاعی‌تر حکومت، مفهومی ملموس‌تر است. در نظام‌های حکومتی که در آنها تفکیک قوا پذیرفته شده است، عنوان دولت اغلب به «قوه مجریه» و در برخی از موارد به قوه «مجریه» و «مقننه» با هم اطلاق می‌شود. نکته مهم این است که کارکرد و نقش اصلی دولت در دنیای جدید «خط‌مشی‌گذاری عمومی» (public policy making) است (آشوری، ۱۴۱:۱۳۷۰)

منظور از «خط‌مشی عمومی» (public policy) «قواعد و رهنمودهای کلی است که توسط مراجع ذیصلاح در یک کشور وضع شده و جهت‌گیری‌های کلی اقدامات و فعالیت‌های بخش عمومی را تعیین نموده و از این طریق موسسات عمومی را هدایت می‌کنند.» منظور از «خط‌مشی‌گذاری عمومی» نیز فرآیند «شکل‌گیری»، «اجرا» و «ارزیابی» خط‌مشی‌های عمومی است. به‌طور کلی خط‌مشی‌گذاری عمومی طی چند مرحله تحقق می‌یابد (الوانی و شریف‌زاده، ۱۳۷۹:۱۱):

۱ـ شناخت، درک و بیان مشکل (یا مسئله) عمومی، ۲ـ ارجاع و طرح مسئله در سازمان‌ها و موسسات دولتی، ۳ـ شکل‌گیری، تهیه و تدوین خط‌مشی عمومی، ۴ـ قانونی کردن و مشروعیت‌بخشی به خط‌مشی عمومی، ۵ـ ابلاغ و اجرای خط‌مشی عمومی و ۶ـ ارزیابی خط‌مشی عمومی اجرا شده.

این مراحل شش‌گانه به نوعی تفصیل‌یافته همان سه جزء «شکل‌گیری»، «اجرا» و «ارزیابی» است. می‌توان ادعا کرد که «دین» می‌تواند به گونه‌ای موجه در تمامی این مراحل نقش ایفا نماید. برای روشن شدن این ادعا توجه به چند نکته ضروری است.

یکم. برخی از متفکرین مسلمان محور اصلی آموزه‌های دینی را «عبادت و پرستش خداوند و خودداری از پرستش چیز یا کس دیگری غیر از او» و توجه به مسئله «آخرت» می‌دانند (بازرگان، ۱۳۷۷: ۴۴-۸۴). حتی اگر نظر این متفکران را هم بپذیریم می‌توانیم در مورد لزوم توجه به شریعت در این دنیا استدلال کنیم. توضیح آنکه انسان پیامد و برآیند اعمال خویش را در درازمدت، از جمله به لحاظ تاثیری که محتمل است بر حیات اخروی او بگذارد، نمی‌داند. لذا از این جهت نیازمند شریعت است تا دست‌کم اعمال، برنامه‌ها، روش‌ها و نهادهایی را که تاسیس می‌کند بر شریعت عرضه کند تا حکمی از احکام آن را نقض نکند. درست است که شریعت نیامده تا به تمامی نیازهای انسان پاسخ گفته و او را از منابع دیگر بی‌نیاز نماید. اما به دلیل پیشگفته شریعت می‌بایست به عنوان یکی از معیارهای سلوکی آدمی و یکی از پایه‌های نظم اجتماعی مورد توجه قرار گیرد (احمدی، ۱۳۸۴: ۴۳۵). انسان دیندار در حوزه عمومی و رفع نیازمندی‌های مدنی خود باید بکوشد تا رفتار او مغایرت قطعی با احکام قطعی شریعت پیدا نکند.

به بیان دیگر اگر نیازهای انسان را به‌طور اجمالی به نیازهای فردی (نیازهایی که انسان مستقل از روابطش با دیگران آنها را احساس می‌کند) و نیازهای اجتماعی (نیازهای برآمده از مناسبات فرد با دیگران)، نیازهای مادی (نیازهایی که برآورده نشدن‌شان موجب نقصان، رنج و ضرر جسمی است) و نیازهای معنوی (برآورده نشدن‌شان ذهن یا روال آدمی را دچار مشکل می‌کند)، نیازهای دنیوی (پیش از مرگ) ونیازهای اخروی (پس از مرگ) تقسیم کنیم (احمدی، ۱۳۸۴: ۳۱۵). خط‌مشی‌گذاری عمومی به گونه‌ای می‌تواند تحت تاثیر انواع گوناگون نیازهای ما قرار گیرد. در واقع مشکل هنگامی ایجاد می‌شودکه انسان احساس می‌کند یکی از نیازهای اساسی‌اش برآورده نشده است. همین تنوع نیازها حضور دین را در کنار سایر منابع در تلاش برای رفع نیازها موجه می‌سازد.

دوم. اجرای خط‌ مشی‌های عمومی به ‌شدت تحت تاثیر «اخلاق کارگزاران دولت» قرار می‌گیرد. اجرای خط‌مشی‌های عمومی مستلزم «تخصیص منابع» و «هزینه کردن منابع» است. کارگزاران دولت باید بر مبنای مصلحت و خیر عمومی و با نادیده گرفتن منافع و مصالح شخصی و گروهی خود اقدام به اجرای خط‌مشی‌های مختلف نمایند. از این‌رو میزان پایبندی آنها به معیارهای اخلاقی نتایجی مهم در جریان اجرای خط‌مشی‌ها خواهد گذاشت.

دین از راه‌های گوناگونی می‌تواند به اخلاقی شدن و اخلاقی ماندن انسان‌ها کمک کند. تصحیح نگرش آدمی به دنیا، بیان صور غیبی و نتایج اخروی اعمال، پیوند زدن مفاهیم اخلاقی به مفاهیم دینی، ارائه الگوهای اخلاقی، تاکید بر نظام اخلاقی عالم، انسان‌شناسی و تصحیح تصویر آدمی از خود، عبادت، تعلیم و تربیت اخلاقی، معرفی خدا به عنوان ناظر آرمانی و مهار و تعدیل خودخواهی و خودگروی انسان‌ها از مهم‌ترین راه‌های این یاری هستند (فنایی، ۱۳۸۴: ۱۸۸). این خدمات البته با استقلال اخلاق از دین وقتی تقدم اخلاق بر دین سازگار و قابل جمع است. تلاش برای اخلاقی‌تر کردن کارگزاران حکومت یکی از مجاری ایفای نقش دین در خط‌مشی‌گذاری عمومی است.

سوم. برای مقابله با هر مشکل عمومی خط‌مشی‌های عمومی متفاوتی پیشنهاد می‌شود. از جنبه نظری تفاوت این خط‌مشی‌ها از یکسو به توصیف و تبیینی برمی‌گردد که افراد از مشکل (مسئله) دارند و از سوی دیگر ریشه در ارزش‌ها و هنجارهای مورد قبول آنها دارد. با تغییر توصیف و تبیین ما از واقعیت یا تغییر هنجارها و ارزش‌های ما در آن زمینه تجویز و خط‌مشی پیشنهادی ما نیز تغییر خواهد کرد. می‌توان در مورد خط‌مشی‌ها و پایه‌های نظری آنها بحث و گفت‌وگو کرد، اما در نهایت نمی‌توان مطمئن شد که در جریان این گفت‌وگو همه صاحبنظران و عقلا را قانع کرده و به نتیجه واحدی خواهیم رساند. در نهایت همیشه عنصری از «انتخابی» بودن در هر خط‌مشی پیشنهادی حفظ می‌شود. اگر مسئله «منافع» و «دلبستگی‌ها» را نیز بر اختلاف‌های نظری بیفزاییم، درخواهیم یافت که دستیابی به توافق تا چه میزان دشوار خواهد شد. آموزه‌های دینی ـ منظور آموره‌های عملی است ـ در انتخاب از میان گزینه‌ها نقش ایفا می‌کند. در نظام‌های مردمسالار رابطه‌ای انداموار میان اجزای حکومت با نهادهای مدنی وجود دارد. به گونه‌ای که علایق و دلبستگی‌های عمومی توسط کارگزاران حکومتی نمایندگی شده و تصریح و یکپارچه می‌شوند. در جامعه‌ای که بخشی از مردم به‌طور عمیق باورهای دینی و دلبستگی‌های دینی دارند طبیعی است که وجود گرایش دینی در میان کارگزاران حکومتی نیز مشاهده گردد. هر چقدر دینداران یک جامعه بیشتر و متشکل‌تر باشند، در شرایط دموکراتیک، تاثیر بیشتری بر انتخاب خط‌مشی‌ها و راهبردهای عمومی خواهند داشت. این تصور که در یک فرآیند دموکراتیک، دولتی به قدرت برسد که دین را داور خط‌مشی‌های انتخابی خود می‌داند و از ارزش‌ها و احکام دینی برای طراحی خط‌مشی‌ها الهام گیرد، تصوری واقع‌بینانه و ممکن است. به بیان دیگر با توجه به مباحث پیشگفته، شکل‌گیری «دولتی دینی در چارچوب حکومتی ملی» کاملا ممکن و مجاز است. روشن است که چنین دولتی همان‌طورکه طی یک فرآیند دموکراتیک به قدرت می‌رسد می‌تواند طی یک فرآیند دموکراتیک نیز از قدرت کنار رود. دولت دینی مطابق تعریف این متن دولتی است که خط‌مشی‌گذاری عمومی (شکل‌گیری، اجرا و ارزیابی) در آن با الهام از ارزش‌ها و آموزش‌های دینی صورت می‌گیرد و هیچ خط‌مشی را که مغایرت قطعی با احکام قطعی شریعت داشته باشد پیشنهاد نمی‌کند. بنابراین دینداران می‌توانند در چارچوب یک «حکومت ملی» (حکومت مبتنی بر ملت) و به گونه‌ای دموکراتیک از ایجاد یک «دولت دینی» دفاع کنند.

چهارم. مهم‌ترین گام برای حضور دموکراتیک دین در عرصه عمومی، درک مفهوم «ملت» و پذیرش لوازم و احکام خاص آن در فقه سیاسی است. در فقه سیاسی موجود اغلب مرز و تمایز میان مفاهیم «امت»، «دارالاسلام» و «ملت» مورد بی‌توجهی قرار گرفته و احکام آنها به یکدیگر تعمیم داده می‌شود. واقعیت موجود در جهان ما این است که ما با مجموعه‌ای از حکومت‌های مبتنی بر ملت (nation-state) مواجهیم. ملت در مفهوم مدرن آن زمانی شکل می‌گیرد که دو شرط لازم فراهم آید. نخستین شرط تکوین حکومت ملی است. در واقع ملت مجموعه کسانی هستند که در درون یک نظام سیاسی والاتر از قوم و قبیله (حکومت ملی) زندگی می‌کنند. شرط دوم به رابطه افراد ملت با سرزمین و محدوده جغرافیایی که در آن زندگی می‌کنند مربوط می‌شود. افراد ملت نسبت به سرزمین خود «مالکیت مشاع» دارند. این مالکیت مشاع به آنها حق می‌دهد که بر ملک خویش «تسلط» داشته باشند و آن را براساس حقوق ناشی از مالکیت مشاع اداره نمایند. روشن است که ملت‌ها با تعریف فوق براساس اشتراک در باورهای دینی تکوین نمی‌یابند. همان‌طور که به تعبیر علامه مطهری «سرمایه‌داری صنعتی» در رأس مسائل مستحدثه اقتصادی قرار دارد و بدون بحث اجتهادی در مورد آن نمی‌توان مسائلی چون بانک و بیمه و چک و سفته را مورد بررسی قرار داد، «ملت» و مفهوم «حکومت مبتنی بر ملت» نیز در رأس مسائل مستحدثه فقه سیاسی قرار دارد و بدون اجتهاد در مورد آن نمی‌توان در مورد سایر مسائل سیاسی به بحث فقهی پرداخت.

طی این مجموعه از نوشته‌ها تلاش شد تا نشان داده شود که دلیل موجهی برای محدود کردن حوزه ایفای نقش دین به حوزه خصوصی وجود ندارد و می‌توان با برخی نواندیشی‌های نظری زمینه را برای حضور دموکراتیک دین در عرصه عمومی فراهم ساخت.

منابع

۱ـ علی میرسپاسی، «دموکراسی یا حقیقت»، تهران، طرح نو، ۱۳۸۱، فصل دوم.

۲ـ محمدرضا نیکفر، «خشونت، حقوق‌بشر، جامعه مدنی»، تهران، طرح نو، ۱۳۷۸، صفحه۱۷۲٫

۳ـ حسینعلی نوذریف «بازخوانی هابرماس»، تهران، نشرچشمه، ۱۳۸۱، صفحه۴۴۰٫

۴ـ مجید محمدی، «جامعه مدنی، به منزله یک روش»، تهران، نشر قطره، ۱۳۷۶، صفحه۸٫

۵ـ منبع شماره۱ ـ صفحه۵۰٫

۶ـ نوربرتو بوبیو، «لیبرالیسم و دموکراسی»، ترجمه بابک گلستان، تهران، نشر چشمه، صفحه۲۵٫

۷ـ موسی تقی‌نژاد، «جامعه مدنی»، تهران، طرح نو، ۱۳۷۷، صفحه۴۵٫

۸ـ مایکل پترسون و دیگران، «عقل و اعتقاد دینی»، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، تهران، طرح نو، ۱۳۷۶، صفحه۷۸٫

۹ـ آرامش دوستدار، «ملاحظات فلسفی»، تهران، آگاه، ۱۳۵۹، صفحه۱۸٫

۱۰ـ آرامش دوستدار، «درخشش‌های تیره»، کلن، ‌اندیشه آزاد، ۱۳۷۰٫

۱۱ـ فنایی، ابوالقاسم، (۱۳۸۹)، «اخلاق دین‌شناسی»، تهران: نگاه معاصر.

۱۲ـ تیلور، چارلز، (۱۳۸۷)، «تنوع دین در روزگار ما»، مترجم مصطفی ملکیان، تهران: نشر شور.

۱۳ـ منتظری، حسینعلی، (۱۳۸۵)، «اسلام دین فطرت»، تهران: نشر سایه.

۱۴ـ فنایی، ابوالقاسم، (۱۳۸۵)، «دین در ترازوی اخلاق»، تهران: صراط.

منبع: شهروند امروز

سهم ایران را چه شد؟ / شعری از یک زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین

Posted: 11 Nov 2011 02:44 AM PST

یکی از زندانیان سیاسی حامی جنبش سبز که این روزها در بند ۳۵۰ زندان اوین محبوس است، با توجه به حال و هوای سیاسی ایران، خاورمیانه و بهار عربی که این روزها منطقه را دربر گرفته، شعری سروده است که آن را از پشت دیوارهای بلند اوین به ملت سبز ایران تقدیم کرده است:

 

ای دریغ از یک شکفتن، باغ و بستان را چه شد؟
غنچه ها پژمرده گشتند غنچه زاران را چه شد؟

صد هزاران شاخه پژمرد اشک و آهی برنخاست
«عندلیبان را چه پیش آمد، هزاران را چه شد» (حافظ)

آبشاران را چه رفت و باد و باران را چه شد؟

یک نفس راحت نمی آید ز عمق جان برون
جان ز تنهایی به لب آمد جانان را چه شد؟

صیحه ی جغد ناله ی بلبل بلند در آسمان
بیشه ها را برگرفته بیشه زاران را چه شد؟

از سواران ظفرمند هیچکس آگه نشد
اسبها در خون فتاده تک سواران را چه شد؟

آه و حسرت شد نصیبم باز در فصل بهار
این بهار دیگران است سهم ایران را چه شد؟

در سکوت سرزمینم گرگ ها زوزه کشان
نعره های شادمان میگساران را چه شد؟

چهره های مردمانش درهم و افسرده است
خنده ای بر لب نیاید خنده رویان را چه شد؟

شهر خامش در رگ هر برگ تو خون خزان
فصل سرما جاودان نیست گو بهاران را چه شد؟

زندانی جنبش سبز ملت ایران
پاییز – بند ۳۵۰ زندان اوین

سقوط ایران در رتبه‌بندی جدید «شاخص رفاه»

Posted: 11 Nov 2011 02:42 AM PST

اگرچه بنا بر اعلام سازمان ملل متحد ایران جزو کشورهای با شاخص توسعه انسانی بالا محسوب می‌شود، اما بر اساس گزارش لگاتوم، ایران از نظر شاخص رفاه که صرفا رفاه اقتصادی هم نیست و کیفیت زندگی مردم و سطح عمومی رفاه آنها را نیز شامل می‌شود، تنزل داشته است.

به گزارش فارس، تازه‌ترین گزارش سازمان ملل در ارزیابی شاخص توسعه انسانی، از جایگاه هشتاد و هشتم ایران در بین ۱۸۷ کشور جهان خبر داده بود؛ رتبه‌ای که در مقایسه با رتبه‌بندی منتشر شده در سال ۲۰۱۰ که ایران را در رده هفتادم معرفی کرده بود، بیانگر نزولی ۱۸ پله‌‌ای بود؛ هرچند در گزارش امسال، رتبه‌بندی سال گذشته نیز مورد تجدید نظر قرار گرفته و رتبه سال گذشته ایران ۸۷ عنوان شده است.

شاخص توسعه انسانی بر اساس معیارهایی چون امید به زندگی، کیفیت نظام آموزشی، درآمد واقعی و درآمد سرانه ملی محاسبه می‌شود و رقمی از صفر تا یک را در بر می‌گیرد که هر چه این رقم بیشتر باشد دلالت بر وضعیت بهتر از نظر توسعه انسانی دارد.

در همین حال به نظر می‌رسد بنا بر گزارش لگاتوم رتبه ایران از نظر شاخص رفاه نیز کاهش یافته است. موسسه مطالعاتی لگاتوم با انتشار گزارشی اعلام کرد، ایران در میان ۱۱۰ کشور جهان از نظر «شاخص رفاه» با سقوط ۵ پله‌ای نسبت به سال قبل در جایگاه نود و هفتم جهان قرار گرفته است؛ بنا بر این گزارش، کشورهایی که در راس رتبه‌بندی شاخص رفاه لگاتوم قرار دارند کشورهایی هستند که علاوه بر داشتن تولید ناخالص داخلی بالا دارای شهروندانی شاد، سالم و آزاد هستند. لگاتوم همچنین کشورهای مختلف را بر پایه فاکتورهای تشکیل‌دهنده شاخص رفاه از جمله وضع اقتصاد، کارآفرینی، نحوه اداره حکومت، آموزش، بهداشت، امنیت و ایمنی، آزادی فردی و سرمایه اجتماعی رتبه‌بندی کرده است.

رتبه نهم ایران در خاور میانه

بر اساس این گزارش، ایران با نزول ۵ پله‌ای نسبت به سال قبل در رتبه ۹۷ جهان از نظر شاخص رفاه قرار گرفته است. ایران در سال گذشته رتبه ۹۲ و در سال ۲۰۰۹ نیز رتبه ۹۳ را در شاخص رفاه به دست آورده بود. به این ترتیب رتبه ایران فقط از ۱۳ کشور؛ یعنی کشورهای روآندا، کامرون، اوگاندا، زامبیا، کنیا، موزامبیک، نیجریه، سودان، یمن، پاکستان، اتیوپی، زیمبابوه و جمهوری آفریقای مرکزی بالاتر بوده است. همچنین در این گزارش رتبه ایران از نظر اقتصادی ۷۶، کارآفرینی ۸۸، آموزش ۶۴، بهداشت ۶۱، ایمنی و امنیت ۱۰۰ اعلام شده است. در میان کشورهای منطقه نیز ایران در جایگاه مناسبی قرار ندارد و در میان آنها رتبه نهم را به خود اختصاص داده است. کشور امارات با رتبه ۲۷ جهانی مقام اول منطقه را به لحاظ شاخص رفاه به خود اختصاص داده است و پس از آن کویت با رتبه ۳۵ و عربستان سعودی با رتبه ۴۹ در مقام دوم و سوم منطقه قرار گرفته‌اند. اردن ۶۵، ترکیه ۷۵، سوریه ۸۱، لبنان ۸۲ و مصر با جایگاه جهانی ۸۹ بالاتر از ایران در منطقه قرار دارند و پس از ایران نیز یمن با رتبه جهانی ۱۰۶ و پاکستان ۱۰۸ در مقام آخر منطقه قرار می‌گیرند.

نروژ در صدر کشورهای جهان

در میان کشورهای جهان نروژ دارای بیشترین رفاه شناخته شده است و رتبه اول جهانی را به خود اختصاص داده است. پس از این کشور به ترتیب دانمارک و استرالیا در رتبه‌های دوم و سوم قرار گرفته‌اند. نیوزیلند، سوئد، کانادا، فنلاند، سوئیس و هلند نیز رتبه‌های چهارم تا نهم را به خود اختصاص داده‌اند و در این میان ایالات‌متحده آمریکا در این رده‌بندی رتبه ۱۰ و بالاتر از کشورهای اروپایی مثل انگلیس، آلمان و فرانسه قرار گرفته است. در میان ۱۱۰ کشور جهان، جمهوری آفریقای مرکزی نیز در انتهای این رده‌بندی قرار دارد و زیمبابوه و اتیوپی نیز به ترتیب رتبه‌های ۱۰۹ و ۱۰۸ را به خود اختصاص داده‌اند.

تنها حاصل اجرای هدفمند‌کردن یارانه‌ها در بخش نان، تا ۳۰۰ درصد افزایش قیمت آن است

Posted: 11 Nov 2011 02:36 AM PST

یکی از اهداف هدفمند‌کردن یارانه گندم، آرد و نان ارتقاء کیفیت نان بود که با گذشت نزدیک به ۱۱ ماه هنوز این اتفاق نیفتاده است.

به گزارش فارس، طرح ارتقاء کیفی نان که شش ماه پیش مراحل اجرایی خود را آغاز کرد هنوز به نتیجه مورد نظر نرسیده و واحدهای نانوایی سطح شهر به دلیل ساختار‌ سنتی که دارند هنوز نتوانسته‌اند با رویه جدید خود را تطبیق دهند و تنها حاصل اجرای قانون هدفمند‌کردن یارانه‌ها در بخش نان افزایش ۱۰۰ تا ۳۰۰ درصدی قیمت نان است.

یکی دیگر از اهداف اجرای این قانون رقابتی شدن بازار نان بوده است که به دلیل قیمت‌گذاری‌های دولتی هنوز این اتفاق نیفتاده است و علی‌رغم تمام وعده و وعید‌هایی‌ که مسئولین دولتی می‌دهند شاهد این موضوع نبوده‌ایم.

به نظر می‌رسد وزارت ‌صنعت، معدن و تجارت که متولی اصلی بخش گندم، آرد و نان کشور است باید در این خصوص چاره اساسی بیندیشد و به جای اجرای مانور‌های رسانه‌ای با رویکردی کارشناسانه ساختار تولید نان کشور را به سمتی پیش ببرد که شاهد حداقل ضایعات و همچنین افزایش کیفیت نان باشیم.

عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس؛ قطعه‌سازانی که یا دلال و تاجر شدند، یا نابود

Posted: 11 Nov 2011 02:28 AM PST

عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس با بیان اینکه بسیاری از قطعه‌سازان داخلی به واردات قطعه از چین مشغول شدند، گفت: بر اثر بی‌توجهی‌های دولت به صنعت قطعه‌سازی کشور، هم‌اکنون بخش چشمگیری از قطعه‌های خودروهای ایرانی در دو کشور چین و ترکیه تولید می‌شود.

سیدمهدی صادق در گفت‌وگو با خانه ملت گفت: صنعت قطعه‌سازی ایران در سال‌های گذشته رشد بسیار چشمگیری داشت و به رتبه‌ مطلوبی در سطح جهان از نظر کیفیت رسید.

نماینده مردم آستانه اشرفیه و بندر کیاشهر در مجلس شورای اسلامی افزود: این صنعت اگرچه با اختلاف زمانی بسیاری از صنعت خودروسازی در ایران پا گرفت، ولی به سرعت رشد خود را آغاز کرد و از نظر کیفی، گوی سبقت را از صنعت خودروسازی ربود.

وی با بیان اینکه برخلاف خودروسازان، قطعه‌سازان ایرانی در مسیر رشد و توسعه درجا نزدند، گفت: کیفیت بسیار خوب قطعه‌های ساخت داخل و همکاری گسترده با کارخانه‌های معتبر خودروسازی جهان فرصت بسیار خوبی را برای این صنعت در کشور ایجاد کرده بود که متأسفانه این فرصت با بی‌توجهی‌های دولت به‌تدریج از بین رفت.

صادق تصریح کرد: بی‌توجهی به پرداخت به موقع بدهی‌ها و معوقه‌های قطعه‌سازان از سوی خودروسازان داخلی، افزایش روزافزون تورم و هزینه‌های تولید، عدم حمایت دولت از این صنعت و واردات و قاچاق گسترده برخی از قطعات به کشور، قطعه‌سازی ایران را ضعیف و مستأصل کرده است.

وی ادامه داد: هم‌اکنون متأسفانه بسیاری از قطعه‌سازان داخلی به واردات قطعه از چین روی آوردند که این فاجعه‌ای برای صنعت قطعه‌سازی کشور است.

این عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس هشتم با بیان این‌که هم‌اکنون چین و ترکیه سازندگان قطعه برای خودروهای ایرانی هستند، گفت: ورود قطعات چینی برای خودروهای ساخت داخل و عرضه گسترده این قطعات در نمایندگی‌ها و تعمیرگاه‌های معتبر به وضوح نشان می‌دهد که صنعت قطعه سازی کشور نیز همچون بسیاری از صنایع دیگر در چنبره واردات کالا از چین در حال نابودی است.

اگر این روزها سوار تاکسی شده باشید و از شانس شما راننده تاکسی از سختی‌های روزگار کلافه نباشد و با خوش‌رویی با شما برخورد کند، اندکی بعد قفل دلش باز خواهد شد و گلایه و شکوه کردن را آغاز می‌کند که به‌طور حتم یکی از درد و دل‌هایش، وضعیت نامطلوب و شاید بسیار بد بازار قطعات خودرو است؛ قطعاتی که این روزها چشم بادامی‌ها و یا همان شهروندان ببر بیدار شده آسیا – چین – به ساختنشان برای خودروهای ایرانی و یا همان ملی ما، مشغول هستند.

قطعاتی که در بسته‌بندی‌های ایرانی و کاملا با نشان (برند) معروف و خاصی در بازار به فروش می رسد، ولی عملا در کشور چین ساخته می‌شود و در گوشه بسیاری از آنها عبارت ساخت چین حک شده است.

نکته جالب همه درد و دل‌های رانندگان تاکسی از نبود قطعات ایرانی در بازار و وجود مدل‌های مختلف قطعات چینی با قیمت‌های درجه‌بندی شده در بازار حکایت دارد؛ قطعاتی که روزی قطعه‌سازان ایرانی با افتخار تولید می‌کردند و کارخانه‌های بزرگی همچون پژو و رنو برای خریدشان هیچ تردیدی به خود راه نمی‌دادند.

اینکه امروز قطعه‌های خودروهای ایرانی در دو کشور چین و بعضا ترکیه تولید می‌شود و با بسته‌بندی کاملا ایرانی در اختیار مشتریان قرار می‌گیرد و اینکه سرنوشت قطعه‌سازان ایرانی در طول این چند سال چه بوده است و کارگران و نیروی کار آنها هم‌اکنون به چه کاری مشغول هستند را به‌طور حتم باید از مسئولان پرسید.

سید محمد خاتمی: جنگ هم زندگی انسان‌ها در آتش قهر خود می‌سوزاند و هم طبیعت پاک را به مخاطره می‌اندازد

Posted: 11 Nov 2011 02:25 AM PST

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در پیامی به پنجمین همایش روز جهانی مقابله با آثار جنگ بر محیط زیست که روز چهارشنبه در تهران برگزار شد، تاکید کرد: همان گونه که پویایی و آفرینندگی و زیبایی زندگی آدمی بسته به رابطه صلح آمیز انسان با انسان است، طراوت و بخشندگی طبیعت نیز در گرو رابطه صلح آمیز انسان با طبیعت قرار دارد. چنانکه این هر دو (انسان و طبیعت) از جنگ و آثار شوم آن آسیب و زیان می بینند.

وی افزود: جنگ و درگیری های خونین نه تنها زندگی انسان ها را در آتش قهر خود می سوزاند، که طبیعت پاک و گستره دراز دامن محیط زیست را هم آلوده می کند و به مخاطره می اندازد.

متن کامل این پیام بدین شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

همان گونه که پویایی و آفرینندگی و زیبایی زندگی آدمی بسته به رابطه صلح آمیز انسان با انسان است، طراوت و بخشندگی طبیعت نیز در گرو رابطه صلح آمیز انسان با طبیعت قرار دارد. چنانکه این هر دو (انسان و طبیعت) از جنگ و آثار شوم آن آسیب و زیان می بینند. جنگ و درگیری های خونین نه تنها زندگی انسان ها را در آتش قهر خود می سوزاند، که طبیعت پاک و گستره دراز دامن محیط زیست را هم آلوده می کند و به مخاطره می اندازد.

نیازی نیست در زشتی ستیز و جنگ و آثار مخرب آن، سخن را به درازا کشاند؛ که کوهها و دشت ها و دریاها و شهرها و روستاهای فراوانی در زیباترین مناطق جهان به دنبال جنگ های ویرانگر و در موقعیت های منازعه آمیز منطقه ای و جهانی به نابودی کشانده شده اند و نیز صدها میلیون کشته و زخمی از جنگ ها به جا مانده اند. این همه گواه روشن و حجت موجهی است بر پلیدی جنگ.

متاسفانه در دوران معاصر، خاورمیانه و غرب آسیا بیشترین سهم را در تعداد و ابعاد جنگ ها و درگیری های مسلحانه داشته اند. هنوز فلسطین از اشغال نظامی و سیاسی رنج می برد و آثار شوم جنگ های پیشین، از مین گذاری ها تا استفاده از سلاح های شیمیایی و خسارت هایی که به حیات انسانی و محیط زیست در ایران، عراق ، افعانستان ، کویت و … وارد آمده و می آید، قابل مشاهده است. همچنانکه خاورمیانه غربی و شمال آفریقا با تهدیدهای جدی در این زمینه روبرو هستند.

خوشبختانه در کشور ما مطالعات جدی در این عرصه صورت گرفته است که امید می رود بازتاب خود را در زمینه های حقوقی و اجرایی پیدا کند. پژوهش ها نشان می دهد که محو مین های مرزی نیاز به حرکت ملی (و حتی بین المللی) برای پاکسازی دارد و برای پیگیری این مهم باید محیط زیست و حفظ طبیعت در عرصه نظر و عمل مورد توجه جدی قرار گیرد. سازمان ملل متحد نیز اقدام های مناسبی در روند مطالعه و انتشار گزارش ها نسبت به آثار جنگ بر طبیعت کشورهای مختلف داشته که لازم است مورد استفاده و اهتمام صاحب نظران و علاقمندان قرار گیرد. آنچه در این چشم انداز می تواند و باید مهم قلمداد شود ایفای نقش تشکل ها و نهادهای مدنی و اندیشمندان و صاحب نظران است که به رغم امکانات اندک دارای تاثیرهای فراوان ملی، منطقه ای و بین المللی است.

تلاش های مرکز صلح و محیط زیست، به خصوص اندیشه و عمل سرکار محترم خانم دکتر معصومه ابتکار را در این زمینه ارج می گذاریم و امید داریم استمرار این مهم و گسترش دامنه آن بتواند آثار مخرب جنگ را بر محیط زیست و جامعه انسانی کاهش دهد و اهتمام به صلح مبتنی بر عدالت را افزون سازد.

سید محمد خاتمی
آبان ماه یکهزار و سیصد و نود

برای تنهایی مصطفای اوین



Posted: 11 Nov 2011 02:14 AM PST

کلمه – بیتا موحد:

در حالی که یک سال از روزه اعتراضی سیدمصطفی تاج زاده می گذشت در یک اقدام ناگهانی این زندانی سیاسی ممنوع الملاقات شد تا تاوان مضاعف حبس در حبس را برای روشنگری هایش بپردازد. 


مصطفی تاجزاده از همان سالهای جوانی مهندسی را با سیاست پیوند زده بود. آن زمان که رفته بود تا در امریکا تحصیل کند و با تشکیل انجمن اسلامی و پیوستن به گروه فلق که بعدها جزیی از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شد، در کمیته استقبال امام خمینی نقشی گرفت و به جای تحصیل مشق سیاست کرد. 


با دولت میرحسین موسوی به میدان سیاست عملی آمد و دست تقدیر او را در معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد نشاند و بعدها بود که معاون امور بین الملل وزارتی شد که سیدمحمد خاتمی وزیرش بود. وقتی خاتمی را تاب نیاوردند و ردای وزارت را بر تن میرسلیم کردند، تاج زاده به همراه او به کتابخانه ملی رفت تا زمانی که “دوم خرداد” رسید در امور فرهنگی مشغول بود و در این میان با تحصیل در رشته علوم سیاسی به مبانی نظری سیاستی که در عمل آموخته بود، پرداخت.

خرداد پرحادثه او را از درس و کتاب باز داشت و باز به صحنه سیاست آمد و در کسوت معاون سیاسی وزارت کشور، افتخار برگزاری اولین انتخابات شوراها را که سالها مغفول مانده بود در کارنامه خود نشاند. این بار هر چند وزیر کشور ، عبدالله نوری را باز عذر خواستند، اما تاج زاده ماند تا در کنار موسوی لاری بتواند مبانی “جامعه مدنی” را که سیدخندان وعده داده بود، پی ریزی کند. “احمد جنتی” که نقشی اساسی در کور کردن همه راههای رسیدن به دمکراسی در کشور دارد، این بار نیز با شکایت از این عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی او را از همه مناصب دولتی محروم کرد و تنها چیزی که خاتمی توانست به این “یار همراه و قدیمی” عرضه کند، مشاورت بود و بس. تاج زاده با رفتن خاتمی از پاستور دیگر سمتی نداشت و میزگردها و مقالات و بحثهای گاه و گاهش چاشنی همه تلخی های دولت نهم می شد.

وقتی ایران همه سبز می شد باز تاج زاده در کسوت یک کنشگر و فعال سیاسی همه تلاشش را داشت تا این بار از تنور داغ انتخابات “نانی” بیرون آید که مردم خود گذاشته اند. اما شبانگاهان که تاج زاده را به همراه خیلی های دیگر به حبس بردند، معلوم شد که این سالها برادران چه تلاشی در عرصه سیاست داشته اند و چگونه همه مجاری منتهی به صندوق رای را شناسایی کرده اند و چگونه توانسته اند رای ملتی آزاد را بربایند و با لباس تزویر و دروغ دیگری را از صندوق بیرون بیاورند و از ترس رسوایی همه آنان را که شاید می توانستند نقشی داشته باشند در آرام کردن آتشی که آنان افروخته بودند راهی زندان کنند.

و تاج زاده به زندان رفت. ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ به جرمی نکرده. اگر او ده سال پیشتر در اعتراض به شورای نگهبان که هفتصد هزار رای ماخوذه در تهران را باطل کرده و نتیجه انتخابات را تغییر داده بود، شاکی بود و از سخنگوی شورای نگهبان به “عدالتخانه ولی امر” شکایت برده بود. اینک او حتی فرصت نکرده بود، نتایج انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری را بازنگری کند. 


چهار ماه در انفرادی بود و نه ماه در حبسی بی مرخصی. تا سرانجام پیروزمندانه از دروازه های اوین گذشت. در همان زمانی که حکمش را دادند در دادگاهی که هیچگاه به دفاع بر نخاست. برای برقراری “عدالت ولایی” او هم متهم شد به اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام، مثل همه دوستان به شش سال حبس و ده سال محرومیت از فعالیت در احزاب و مطبوعات محکوم. 


اما تاج زاده نیازی به فعالیت مطبوعاتی و حزبی ندارد. چرا که وقتی “زندانی سیاسی” هستی بازتاب نوشتارها و کنشهای حتی فردیت آنچنان بازتابی دارد که دیگر نمی توانند جلودارش شوند و ترا جریمه دیگری کنند. وقتی هم در حبسی هم محروم از فعالیت. شاید آخرین حربه شان باشد که ممنوع الملاقات کنند. اما مگر نکرده بودند. چهار ماه انفرادی.

یک سال که از حبسش گذشت در نامه ای به افکار عمومی برخلاف خیلی هم که از مردم بریده بودند به خطاهایش اعتراف کرد و گفت که او هم “متهم” است در برابر نسلی که امروز هیچ از انقلاب و آرمانهایش نمی داند. نوشته اش را به “ندا” شهید جنبش سبز تقدیم کرد. همو که هنوز حاکمیت برای دلایل شهادت مظلومانه اش بر سنگفرش خیابان “سناریو” می نویسد. 


او برای نسل سومی ها که هیچ نمی دانند از نظام ارزشی که منجر به تاسیس “جمهوری اسلامی” شد شهادت می دهد “نظامی که ما برای برپایی آن انقلاب کردیم و به قانون اساسی آن رأی دادیم، غیر از نظام نظامیانی است که می‌کوشند آن را ملک طلق خویش نمایند و در عرصه سیاست برای خود جایگاهی همانند فرماندهان دخالتگر ارتش ترکیه و پاکستان قائل شوند.”

تاج زاده خود را در پیشگاه نسل جوان متهم می داند و عذر تقصیر می خواهد از ظلمی که به مهندس بازرگان رفت و سحابی. آنچه در دادگاههای انقلاب رخ داد و هتک حرمتی که از آیت الله شریعتمداری شد. او خود را مقصر می داند که با سکوتش این اعمال را تایید و نهادینه کرده و اینک در این عرصه خودسازی و خودیابی که در اوین یافته باور همیشگی خود را وا می گوید که “اگر خود را طرفدار آرمان‌های انقلاب اسلامی می دانیم و اگر مدعی دفاع از گفتمان «تعیین سرنوشت این نسل به دست همین نسل» هستیم، ‌باید شرایط تحقق عملی کلام رهایی‌بخش نوفل لوشاتو و بهشت زهرا را فراهم کنیم.”

او می داند که آن شعارها، حامل پیام رهایی بخشی و آزادی بود که در دل جوانان آن زمان نشست و پدران و پسران را همگام به خیابانها آورد. اما تاج زاده که خود هنوز باور دارد به آن آرمانها و شعارها نمی تواند از “تاریخ تلخی” که در این سه دهه شکل گرفت به آسانی بگذرد و می خواهد برای ” انتقال صفحات درخشان تجربه بزرگ نسل انقلاب به نسل کنونی” تکلیف را را با” لکه‌های تاریک تاریخ” روشن شود. او می داند که اگر آن لکه‌ها کنار بروند، برای درخشش جنبه‌های مثبت انقلاب و حماسه‌های فراموش ناشدنی آن مجال فراهم خواهد شد.

تاج زاده در این دو سال و پنج ماهی که در حبس بوده از هر فرصتی برای روشنگری استفاده کرده است. نامه هایش که همه می شود بیانیه هایی برای حقانیت “گفتمان نوفل لوشاتو”، افشاگری هایش از سردار مشفقها، گفت و گوهایش در گپهای دوستانه ای که در فرصت اندک مرخصی های خود از اوین دارد. حتی در حبس هم آرام و قرار ندارد این سید پنجاه و پنج ساله. هنوز جنب و جوش همان بیست و دو سالگی خود را دارد که پرواز می کرد از کالیفرنیا به پاریس. می رفت که تحقق آرمان پدرانش را در سیما و کلام “امامی” ببیند که می گفت “میزان رای مردم است”. 


مصطفا، برگزیده است چه فخری او را گزیده باشد چه زندانبان. هر دو می دانند چه گوهری ربوده اند. کسی که حتی در زندان بشارت می دهد ملت را به فجر سپیدی که از راه می رسد و راهکار “دوشنبه های اعتراضی” را می دهد. چه او نیک می داند “اقتدارگرایان از هیچ چیز به اندازه اجتماعات مدنی” نمی هراسند. او باید ممنوع الملاقات شود. چرا که “نظام” آنقدر شکننده است که حتی کلمات از زندانی که کلیدش هم در دست زندانبان است، آرامشش را بر هم می زند.

مصطفاهای این ملت خواب از دیکتاتور ربوده اند. آرامشش را گرفته اند. در سیاهی شب می ربایند. به حبسشان می برند. محرومشان می کنند. اما افاقه نمی کند. گویی نمی دانند که این حبسها و حصرها ملت را بیدارتر می کند. گویی نمی دانند که این نشانه عجز “نظام” است که “گفت و گو” نمی کند. 

”اگر منطق داشتید صحبت می کردید، مباحثه می کردید.” *

* صحیفه نور. جلد هفتم. صفحه ۱۸۳

همسر سیامک قادری، روزنامه‌نگار زندانی: وقتی از شکنجه‌ی همسرم برای مسئولان گفتم، فقط مسخره‌ام کردند

Posted: 11 Nov 2011 02:04 AM PST

کلمه – سارا پردیس:

سیامک قادری، روزنامه نگار زندانی، یکی از زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین است که در مدت یک سال و نیم از بازداشتش حتی یک روز هم از مرخصی استفاده نکرده است. وی مرداد‌ماه سال ۸۹ بازداشت شد و به اتهام تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به چهار سال حبس تعزیری محکوم شد.

یکی از اتهامات اصلی این روزنامه نگار، راه‌اندازی و نوشتن وبلاگ” ایرنای ما “بوده است. وبلاگی که او در آن به برخی عملکردها و اقدامات مسوولان خبرگزاری دولتی ایرنا انتقاد کرده و همچنین درباره جنبش سبز و رهبرانش مطالبی را در این وبلاگ نوشته بود.

همسر آقای قادری از آخرین وضعیت این زندانی و مشکلات خود به عنوان همسر یک زندانی سیاسی و تنها فرزندش سخن می گوید. او همچنین تاکید می کند که همسرش در مدت بازجویی در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات بارها توسط بازجویانش شکنجه شده است، اما مسوولان هرگز به شکایت او و همسرش در این باره توجهی نشان ندادند.

گفت‌وگوی کلمه با فرزانه میرزاوند، همسر سیامک قادری، را در ادامه می خوانید:

 

از آخرین وضعیت روحی و جسمی همسرتان آقای سیامک قادری برایمان بگویید.

خدا را شکر، حال ایشان خوب است و به جز دلتنگی برای خانواده مشکل دیگری ندارند. همسرم اکنون در بند ۳۵۰ به سر می برد.

کمی هم از زمانی بگویید که ایشان در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات و در سلول انفرادی نگهداری می شدند. ظاهرا مدت زمان زیادی از ایشان بی خبر بودید؟

حتی یادآوری روزهای در بند بودن همسرم در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات برایم بسیار سخت و آزار دهنده است. ایشان مدت ۳۴ روز در یکی از سلولهای انفرادی این بند تحت بازجویی های سخت با چشم بند و توام با ضرب و شتم، تهدید و اعتراف گیری اجباری قرار داشت؛ به طوری که در یکی از همین بازجویی ها از شدت ضربه ی سیلی که بازجو به او می زند، با صندلی به زمین پرت می شود و البته هنوز هم از آسیبی که به همین دلیل به گردنش رسیده است رنج می برد.

در این باره به هیچ یک از مقامات قضایی شکایت نکردید؟

من به خاطر این فشارها و تخلفات دیگر به هر جایی که فکرش را بکنید مراجعه کردم و این نکات را به مسوولان یادآور شدم، اما وقتی از شکنجه و ضرب و شتم همسرم می گفتند اما آنها فقط مرا مسخره کردند. حتی همسرم روز دادگاه به قاضی پرونده این مساله رایادآور شد، اما ایشان بدون توجه به این اظهارات، رای را بر مبنای اعترافات اجباری و دروغین که با فشار از همسرم اخذ شده بود صادر کردند و هرگز گفته های ما مورد بررسی قرار نگرفت. من حتی نامه ی مفصلی به کمیسیون حقوق بشر اسلامی نوشتم و از شکنجه شدن همسرم گفتم اما تنها پاسخ آنها به من این بود درخواست شما ثبت شد، اما تاکنون هیچ نتیجه ای نگرفته ایم. به هر حال ایشان مدت نه ماه را در بند ۲۰۹ و تحت این فشارها گذراندند. بازجویان مدام به همسرم می گفتند اگر مصاحبه تلویزیونی نکنی، تو را به بند عمومی منتقل نمی کنیم. اما همسرم زیر بار مصاحبه نرفت و سرانجام بعد از مدت زمانی طولانی به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.

اتهام اصلی آقای قادری هم مانند بسیاری از زندانیان سیاسی و روزنامه نگاران تبلیغ علیه نظام است، آیا همین موضوع موجب اخراج دائمی ایشان از خبرگزاری ایرنا شد؟

بله، ایرنا با استناد به همین اتهامات با عجله و در حالی که هنوز پرونده ایشان در دادگاه انقلاب در دست بررسی بود، ایشان را که همیشه خبرنگاری منتقد بود، بعد از ۱۸ سال سابقه کار رسما اخراج کرد. البته با توجه به اینکه شاکی پرونده همسرم، آقای جوانفکر مشاور احمدی نژاد است و این کارشان اصلا تعجب آور نیست.

آیا سرانجام حکم زندان آقای قادری تایید شد؟ چون تا جایی که به خاطرم می آید در مصاحبه های قبلی تان گفته بودید همسرتان بدون حکم تایید شده در زندان به سر می بردند و هیچ حکمی به ایشان ابلاغ نشده است.

بله، حدود دو هفته پیش حکم دادگاه تجدید نظر به ایشان ابلاغ شد و چهار سال حبس تعزیری تایید شد که البته ایشان همان جا تقاضای اعاده دادرسی کردند، هر چند نتیجه از همین الان برای ما مشخص است.

آقای قادری حدود یک سال ونیم است که زندانی است و در این مدت اصلا از حق مرخصی استفاده نکرده. آیا ایشان نیز مانند سایر زندانیان سیاسی بدون هیچ دلیل مشخصی از مرخصی محروم شده اند؟

در پاسخ به این سوال باید بگویم که من اطلاعی ندارم که آیا بالاخره ایشان می توانند از مرخصی استفاده کنند یا نه، اما مخالفت اخیر دادستان کم کم ذهنیت ما را به این سمت پیش می برد که تمام این تصمیم گیری ها و حتی حکم ناعادلانه سه سال حبس برای اجتماع و تبانی و یک سال حبس برای اقدام تبلیغی و نشر اکاذیب از روی حب و بغض و ناشی از همان اختلاف دیدگاه عمیقی است که به همان زمانی که آقای جعفری دولت آبادی دادستان تهران و آقای قادری با هم همکار بودند باز می گردد.

چطور می شود این مساله را توجیه کرد که وقتی آقای جعفری دولت آبادی ۸ ماه پیش شرایط سیامک را از زبان من بدون ذکر نام او شنید، در پاسخ من گفت ایشان را مستحق دریافت مرخصی می داند و با اشاره به سرباز جلوی در گفت: برگه تقاضای مرخصی را در اختیار ایشان بگذارید. اما وقتی من شروع به نوشتن درخواست مرخصی کردم، دادستان از من اسم زندانی را پرسید و ناگهان با شنیدن نام سیامک قادری برآشفته شد و گفت: “نه! نه! ننویس برای او زوداست که بیاید بیرون.” به خصوص وقتی به یاد می آورم که دادستان چه کیفرخواست سنگینی مبنی بر ۲۰ سال محرومیت از حرفه خبرنگاری، ۲۰ سال مممنوعیت خروج از کشور و گذراندن دوره محکومیتش در زندان ایرانشهر و… برای همسرم در خواست کرده بودند این فکرم بیشتر تقویت می شود که برخوردهای دادستان ناشی از کینه شخصی است.

پس آقای قادری محرومیت از حرفه روزنامه نگاری و تبعید را هم در حکم خود دارد؟

نه، خوشبختانه برخلاف میل دادستان هیچکدام تایید نشد.

وضعیت خود شما به عنوان همسر یک زندانی سیاسی این روزها چگونه است و چه مشکلاتی دارید؟

فقط می توانم بگویم شرایط سختی است که کوچک ترین و کم اهمیت ترین آنها مشکلات مالی است، گاهی دست و پنجه نرم کردن با این شرایط آنقدر سخت است که از خدا فقط توان مقابله با این مشکلات را می طلبم. به خصوص درباره پسرم که مدام دلتنگ پدرش است.

فرزندتان در چه شرایطی به سر می برد؟

علی پسر صبور و درونگرایی است اما به تازگی به ویژه از مهر ماه که به دلیل بازگشایی مدارس کمتر از قبل می تواند به دیدن پدرش بیاید، گاهی بهانه تراشی های عجیبی می کند. یک روز چیزی گفت که به شدت دلم را به درد آورد، گفت کم کم دارم قیافه پدر را فراموش می کنم چون به قول خودش تازگی ها وقتی خواب او را می بیند چهره اش را نمی تواند واضح ببیند. بعد ازاین ماجرا بود که تصمیم گرفتیم عکسی از او را روی در یخچال بزنیم تا همیشه جلوی چشم باشد.

علی به خصوص وقتی شنید که پدرش تقاضای مرخصی کرده، هر شب پنهانی دو رکعت نماز حاجت می خواند. خیلی دل خوش بود که این اتفاق بیفتد. می گفت حتی اگر یک روز هم بابا به مرخصی بیاید کلی برنامه دارم. تا چند روز به او نگفتم که با مرخصی پدرش مخالفت شده. وقتی قضیه را شنید، ساعتها خودش را در اتاق حبس کرد. به هر حال شرایط خوبی نیست. او نوجوان است و نیازهای خاص سن خودش را دارد. من شاید مادر خوبی برای او باشم اما به طور حتم نمی توانم نقش پدر را هم برایش ایفا کنم.

شنیدیم که مسوولان از آقای قادری خواسته اند برای آزادی زودتر از موعد حکمش درخواست عفو بنویسد، ولی ایشان این کار را نکرده اند. درست است؟ چرا؟

بله، زمانی که حکم قطعی همسرم را به او ابلاغ کردند از او خواسته اند که درخواست عفوی را برای درج در پرونده اش بنویسد، اما او معتقد است جرمی مرتکب نشده که به خاطرش طلب بخشش کند. جدای از این، بخشش در دین ما عملی پسندیده و زیباست اما در کدامیک از این متون اسلامی آمده که برای بخشیدن نیاز به درخواست کتبی است؟ مگر اینکه فرض کنیم که عمل بخشودگی برای تبلیغات باشد و نه جلب رضایت پروردگار.

به عنوان همسر یک زندانی سیاسی حتما در این مدت رنج های فراوان دیده اید اما همیشه در رنج ها هم زمان های خوبی هست. شیرین ترین خاطره تان را برایمان بگویید؟

هرچه فکر می کنم نمی توانم خاطره ای مشخص به یاد بیاورم . اما من هم مثل شما معتقدم که در هر مصیبتی رحمتی هست. شاید بتوانم بالندگی فکری و تغییر نگرشی را که در این مدت برایم ایجاد شده بهترین اتفاقی که در این مدت افتاده بدانم.

خودتان از مسوولان قضایی چه درخواستی دارید؟

هیچ درخواستی از مسئولان ندارم. سکان زندگی ما در دستان توانمند دیگری است.

بازداشت سه درویش دیگر از گناباد

Posted: 11 Nov 2011 12:16 AM PST

در ادامه فشارها بر دراویش گنابادی ساکن در کوار فارس، طی دو روز اخیر سه تن دیگر از پیروان این مسلک عقیدتی بازداشت شدند.

تارنمای مجذوبان نور گزارش داده است که نیروهای امنیتی و لباس شخصی ۱۹ آبان ماه با تفتیش و بازرسی منزل علی جان دهقان و یحیی دهقان از دراویش گنابادی ساکن کوار آنها را بدون ارائه حکم قانونی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.

این ۲ درویش پدر و برادر مهدی دهقان هستند که در روز گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود.

نیروهای امنیتی و لباس شخصی روز ۱۸ آبان ماه با تفتیش و بازرسی منزل مهدی دهقان یکی از دراویش گنابادی ساکن کوار٬ وی را بدون ارائه حکم قانونی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل کردند.

بر پایه این گزارش بازرسی و تفتیش منزل شخصی این درویش همراه با اعمال خشونت و ایجاد رعب و وحشت برای خانواده وی همراه بوده است.

در طی یک ماه گذشته چهار تن از دراویش گنابادی ساکن در کوار بازداشت شده اند، که این ها از نیمه شهریور ماه سال جاری آغاز و از اوایل آبان ماه شدتی دوباره یافته است

حکومت مردمسالار راهکار مبارزه با فساد

Posted: 11 Nov 2011 12:05 AM PST

علی مزروعی

رخداد اختلاس بزرگ بانکی، که مبلغش بین ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ میلیارد تومان اعلام شده، بار دیگر توجه همگان را به مبارزه با مفاسد اقتصادی جلب کرده است، و البته همه دولتمردان حاکم از صدر تا ذیل بر این موضوع تاکید و تصریح دارند که باید آنچنان با این فساد برزگ برخورد شود که دیگر اتفاق نیافتد!

در عین حال همین مقامات اذعان دارند که اگر در گذشته به مبارزه با مفاسد اقتصادی بها داده می شد شاهد اینگونه اختلاس نجومی نمی شدیم گویا فراموش کرده اند که احمدی نژاد در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری نهم و دهم مبارزه با مفاسد اقتصادی را به عنوان اصلی ترین شعار خود برگزیده بود و تقریبا همه دولتها و دولتمردان قبلی را به فساد و ناکارآمدی متهم کرد هرچند هیچگاه در برابر انتقادات و ابهاماتی که پیرامون عملکرد مالی دولت و اطرافیانش مطرح شده، تاکنون پاسخگو نبوده است، و اینکه عملکرد دولت احمدی نژاد و درآمد افسانه ای نفت چه تاثیری در رشد شاخص های فساد داشته و اساسا در چه شرایطی فساد گسترش می یابد و برای جلوگیری از فساد چه راهکارهایی باید پیگیری شود سوالاتی است که در این مقاله تلاش می شود بدانها پرداخته شود.

ابتدا به این موضوع پرداخته می شود که چرا در این دولت فساد بر پایه گزارش ها و آمار انتشار یافته افزایش داشته است؟ برپایه گزارش سالانه ۲۰۰۹ سازمان شفافیت بین الملل « شاخص فساد » در ایران که در اغاز دولت احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ برابر ۲٫۹ بوده در سال ۱۳۸۸ به ۱٫۸ کاهش یافته و رتبه ایران را در رده بندی جهانی دهها پله پائین آورده است بگونه ای که در این سال تنها ده کشور دیگر به لحاظ فساد وضعیتی بدتر از ایران درجهان داشته اند و رخداد اختلاس کم سابقه اخیر حاکی از رتبه بدتری می باشد. از اینرو باید زمینه های گسترش فساد در دولت احمدی نژاد را مورد توجه قراد داد و برشمرد . قطعا سیاست های این دولت و رفتارها و عملکرد شخص رئیس آن به گونه ای بوده است که خود به خود فساد را در کشور گسترش داده است. این زمینه ها عبارتند از:

۱- قانون گریزی، ۲- انحلال شوراهای عالی تصمیم گیری و سازمان مدیریت و برنامه ریزی، ۳- تغییرات گسترده و پیاپی مدیران بدون توجه به شایسته سالاری و حذف افراد متخصص وبا تجربه بدلایل سیاسی و عقیدتی، ۴- سرکوب جامعه مدنی (احزاب، تشکلهای صنفی و مطبوعات)، ۵- نظامی سازی اقتصاد ذیل عنوان خصوصی سازی، ۶- تغییر شکل بودجه و ۷- ادبیات احمدی نژاد و سیاستهای اشتباه و غیرکارشناسی اقتصادی دولتش.

این زمینه ها به گسترده شدن دخالت دولت در همه امور شهروندان و نظارت گریز شدن آن منجر شده است. البته این رخداد در کنار مجلسی که راه یافته گانش از فیلتر شورای نگهبان رد شده اند، و اگر هم هر از گاهی بدلیل فشار افکارعمومی صداهایی از درونش شنیده می شود با اندک تشری از موضع خود عقب نشینی می کند، و نیز قوه قضائیه ای که عملا استقلالی در ایفای وظیفه خطیر نظارتی خود ندارد و تمام توان و نیروی خود را متوجه منتقدان وضع موجود کرده است، کشور را در وخیم ترین شرایط از لحاظ فساد پذیری و فساد جویی قرار داده است.

روشن است هر قدر که فساد و شاخص های فساد پذیری در کشوری بالا رود امکان یافتن کسب و کار نیز در آن سخت می شود و فعالان اقتصادی با دشواری های بیشتری مواجه می شوند. در این شرایط بخش خصوصی به عنوان موتور محرکه شکوفایی اقتصادی و توسعه پایدار ریسک ورورد به بازار و سرمایه گذاری را نمی کند و در نتیجه نرخ رشد اقتصادی و تولید ناخالص ملی کاهش و نرخ های تورم و بیکاری افزایش می یابد. نرخ رشد متوسط سالانه اقتصادی ۴درصد،تورم ۱۵٫۲ درصد و بیکاری ۱۳٫۶در صدی در سال ۱۳۸۹ با درآمد ۴۴۲ میلیارد دلاری نفت طی همین مدت خود بهترین شاهد و دلیل براین موضوع است و اینکه چگونه منابع خدادادی و کمیاب کشور به هرز رفته است.

فساد باعث بی اثر شدن طرح های توسعه ای، تغییر جهت برنامه ها، اتلاف منابع و سرمایه ها، محدود شدن فعالیت اقتصادی در قشری خاص، افزایش ضریب جینی و سرانجام گسترش فقر و شکاف طبقاتی می شود.بواسطه همین است که روز به روز در کشور به انبوه بیکاران اضافه شده و نارضایتی های عمومی هم به دلیل مشکلات اقتصادی و هم به دلیل ناکارآمدی نظام در رفع مشکلات عمومی مردم افزایش یافته وگسترش نارضایتی های عمومی دامن زده است. از اینرو بسیاری از کشورها مبارزه با فساد را به عنوان بخش اصلی برنامه های توسعه ای پایدار خود قرار داده اند چراکه بدون مبارزه با فساد دستیابی به توسعه پایدار امکان پذیر نیست.

بر اساس نظریه قدرت و حرص و طمع که مشتاق حسین خان پژوهشگر و استاد اقتصاد دانشگاه لندن مطرح نموده است یکی از دلایل اصلی فساد حرص و طمع ماموران دولتی است که این اختیار و قدرت را دارند که به شهروندان پیشنهاد پاداش داده و یا در امور آنها اخلال ایجاد نمایند. این افراد کسانی هستند که نه به درستی کنترل می شوند و نه به خاطر قانون شکنی شان مجازات مناسبی متحمل می شوند.از اینروتنها راهکار مبارزه با فساد تن دادن به یک نظام مردمسالار و دموکراتیک با همه لوازم آن است. فقط یک حکومت مردمی و دموکراتیک می تواند مدعی مبارزه با فساد باشد و مردم می توانند به آن اعتماد کنند و در راه مبارزه با فساد یاریش دهند. در چنین حکومتی:

۱ – قانون به معنای واقعی حاکمیت می یابد و روابط بین دولت و مردم تنها بر مبنای مواد قانونی از پیش تعیین شده تعریف می گردد.

۲- اصل بدیهی استقلال قوا به رسمیت شناخته می شود و دولت به خود اجازه نمی دهد در امورات و حوزه های خارج از تحت مسئولیت خود مداخله نماید. قوه مقننه برآمده از رای مردم و قوه قضائیه به درستی و در کمال استقلال وظایف خود را به انجام می رسانند و بر دولت و بخش های فساد خیز به درستی نظارت می کنند.

۳- دولت از لحاظ ساختاری کوچک خواهد شد و فضای کسب و کار بروی بخش خصوصی گشاده می شود و بخش های تصدی گری و اقتصادی دولتی در یک فضای رقابتی به بخش خصوصی واگذار می گردد وازدست اندازی نظامیان بر امور اقتصادی جلوگیری می شود.

۴ – مداخلات دولت در امورات شهروندان به کمترین میزان خود رسیده و روال پیچیده اداره کشور بگونه ای ساده و الکترونیکی می شود که دولتیان از کمترین امکان برای سوء استفاده از موقعیت خود برخوردار باشند.

۵ – شفافیت عملکرد و تصمیم گیری دولت به بالاترین میزان خود می رسد و امکان رانت خواری به شدت کاهش می یابد.

۶ – رسانه های آزاد، مطبوعات مستقل، احزاب و منتقدان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دائما موقعیت و عملکرد دولت را رصد می کنند و در صورت بروز کمترین خطایی با اعلام آن به افکار عمومی به سرعت از گسترش فساد جلوگیری می کنند.

۷ – مشارکت شهروندان به گونه ای که به اعمال اراده ملی منجر شود و نیز امکان اظهار نظر آزاد بیابند، بالا می رود.

۸ – دولت برای جلب نظر مردم مجبور به در پیش گرفتن سیاست هایی می شود که بیشترین اجماع را در بین مردم ایجاد کند و در نتیجه سطح رفاه و رضایتمندی عمومی بالا می رود و در چنین شرایطی امکان فساد پذیری خود بخود پایین می اید.

حال سئوال این است که آیا به رغم هم تاکیدات و تصریحاتی که برای مبارزه با فساد توسط مقامات حاکم برکشور می شود اینها چقدر حاضرند به چنین الزاماتی دراین باره گردن نهند و آنها را اجرایی سازند؟ مشکل اصلی همین جاست و اینکه در سایه حاکمیت اقتدارگرایانه جز افزوده شدن بر تاریکخانه های فساد انتظاری نمی توان داشت و تجربه شش سال جز اینرا نشان نمی دهد. جنبش سبز اعتراضی به نادیده گرفتن رای مردم و در واقع جمهوریت نظام و مردمسالاری بود که در بطن و متن خود مبارزه با فساد از هرنوعش را فریاد می زد و یقینا مبارزه با فساد فقط در یک حکومت مردمی و دموکراتیک معنا و مفهوم و نتیجه دارد و نه در یک حکومت استبدادی و اقتدارگرایانه. تجربه های جهانی در این باره به اندازه کافی درس آموز است و نگاه به کشورهایی که در انتهای رتبه بندی «شاخص فساد» قرار گرفته اند بخوبی همبستگی فساد اقتصادی با استبداد سیاسی را نشان می دهد و اینکه در نظام های استبدادی هیچ امیدی به مبارزه با فساد نمی توان داشت.

منبع: نوروز

رحیمی: نرخ بیکاری در کشور تک رقمی است

Posted: 10 Nov 2011 11:58 PM PST

محمد رضا رحیمی در گفت‌وگوی زنده تلویزیونی با مردم چهارمحال و بختیاری درباره وضعیت اشتغالزایی استان چهار محال و بختیاری مدعی شد: در سال ۸۹سهم استغال‌زایی این استان ۱۴٬۰۰۰ فرصت شغلی بود که با تلاش استاندار و مسوولان، این رقم به ۲۳ هزار و ٬۴۷۰ فرصت شغلی افزایش یافت.

به گزارش فارس، وی اظهار کرد: در سال ۹۰ تعهد استان چهارمحال و بختیاری ۲۸ هزار و ۱۰۰ فرصت شغلی است که طی ۷ ماهه امسال ۱۹٬۰۰۰ فرصت شغلی ایجاد شده و تا پایان سال تعهد استان تکمیل می‌شود.

رحیمی همچنین افزود: باید برای ایجاد ۴۰٬۰۰۰ فرصت شغلی با توجه به ظرفیت استان چهار محال و بختیاری تلاش و برنامه‌ریزی کرد تا از سایر استان‌ها نیروی کار به این استان مهاجرت کند.

وی گفت: با تحقق ۲٬۵۰۰٬۰۰۰ شغل در سال جاری می‌توان نرخ بیکاری را در کشور تک‌رقمی کرد که در سال‌های گذشته این نرخ پایین‌تر از ۱۰ درصد نیامده است.

رحیمی مدعی شد: اکنون نیز نرخ بیکاری در کشور تک رقمی است اما به علت حضور ۳٬۰۰۰٬۰۰۰ میهمان خارجی در ایران بخشی از اشتغال کشور در اختیار این افراد است و ما وظیفه داریم بر اساس تعالیم اسلام به این افراد پناه دهیم.

قیمت تخم‌مرغ همچنان ۲۵۰ تومان/ تنظیم بازار جواب نداد

Posted: 10 Nov 2011 11:53 PM PST

سیاست‌های تنظیم بازار وزارت جهاد کشاورزی و وزارت صنعت، معدن و تجارت در خصوص تعدیل قیمت تخم‌مرغ هنوز پاسخ نداده است و قیمت هر عدد تخم‌مرغ ۲۵۰ تومان عرضه می‌شود.

به گزارش خبرآن لاین، در خرده‌فروشی‌های سطح شهر تهران قیمت هر عدد تخم‌مرغ همچنان ۲۵۰ تومان است و سیاست‌های تنظیم بازار دو وزارتخانه جهاد کشاورزی و صنعت تأثیری در تعدیل قیمت تخم‌مرغ نداشته است.

بنابر این گزارش، وزارت صنعت، معدن و تجارت بودجه تنظیم بازار در سال ۹۰ را که بیش از هزار میلیارد تومان است هنوز دریافت نکرده است و محمد‌علی ضیغمی معاون بازرگانی داخلی این وزارتخانه همچنان معتقد است که با مدیریت و هماهنگی بین تشکل‌ها می‌توان بازار را تنظیم کرد.

فوت یکی دیگر از دانش آموزان حادثه چابهار

Posted: 10 Nov 2011 11:44 PM PST

“برهان الدین بلیده” دانش آموز مصدوم حادثه خوابگاه چابهار که ۶۰ درصد دچار سوختگی شده بود بعداز ظهر پنجشنبه در بیمارستان شهید مطهری تهران درگذشت.

به گزارش مهر، روز چهارشنبه چهارم آبان ماه ، در یکی از اتاقهای خوابگاه شبانه روزی دانش آموزی دبیرستان وابسته به دانشگاه علوم دریانوردی چابهار واقعه آتش سوزی رخ داد که طی آن دو دانش آموز به نام های “قاسم حیرتی و قنبر قریب” در همان روز فوت و سه تن دیگر آسیب جدی دیدند.

پس از انتقال زمینی سه دانش آموز مصدوم با آمبولانس به زاهدان و سپس تهران، هر سه آنها در بیمارستان “شهید مطهری” بستری شدند که به فاصله کمتر از دو روز “فرشید درزاده” دانش آموزی که ۹۰ درصد دچار سوختگی شده بود، جان باخت.

“خالد بلیده” پدر دانش آموز”برهان الدین بلیده” امروز پنجشنبه در گفتگو با خبرنگار مهر گفت فرزندش که دچار ۶۰ درصد سوختگی شده بود، دقایقی پیش تسلیم مرگ شد.

از واقعه آتش سوزی خوابگاه مدرسه شبانه روزی چابهار هم اکنون “جمال رئیسی” زنده مانده است.

سایت خبری تحلیلی کلمه

unread,
Nov 13, 2011, 1:02:17 AM11/13/11
to polic...@gmail.com

دلنوشته‌ی مادر علی پور‌سلیمان، معلم زندانی، به فرزند دربندش: باورم نمی‌شود با یک معلم چنین کرده باشند

Posted: 12 Nov 2011 09:38 AM PST

مادر علی پور‌سلیمان، معلم زندانی، در دلنوشته ای خطاب به فرزند دربندش می نویسد: روزی که وسایلت را از دادسرا تحویل گرفتند و لباس خونی ات را دیدم آن روز دیگر حال خود را نفهمیدم. آیا به راستی با یک آموزگار این کشور چنین کرده اند؟ شنیدم که تو را با چوبدستی کتک زده اند تا جایی که تو نیمه جان بر زمین افتاده ای هنوز هم نمی توانم باور کنم با یک معلم با یک انسان چنین رفتار کرده اند.

علی پور‌سلیمان، معلم زندانی و عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران، دارای فوق لیسانس مدیریت آموزشی است. او یازدهم خرداد ماه امسال دستگیر شد و مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت. وی ابتدا به بند دو الف و سپس به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد. دادگاه انقلاب این فعال صنفی را به یک سال حبس محکوم کرده است.

وی سالها در مدارس تهران به تدریس مشغول بوده است. همچنین مقالات، یادداشت ها، مقاله ها و مصاحبه های متعددی در روزنامه ها و سایت های اینترنتی از او منتشر شده است. اتهام این فعال صنفی، تبلیغ علیه نظام از طریق انتشار مطلب در وبلاگ سخن معلم و ارسال نامه محمد داوری به دبیرکل سازمان ملل متحد، عنوان شده است. پورسلیمان در اسفند ۱۳۸۵ نیز به دلیل حضور در تجمع های اعتراضی معلمان دستگیر شد که منجر به صدور یک سال حبس برای وی و نیز تبعیدش به شهرستان شهریار شد.

به گزارش کلمه، مادر این معلم زندانی که از روزهای ابتدایی شروع سال تحصیلی تا الان انتظار آزادی فرزندش را کشیده اما این چشم انتظاری اش نتیجه ای در پی نداشته، در دلنوشته ای خطاب به فرزندش از دلتنگی هایش نوشته است:

 

علی فرزندم

پسرم حالا نزدیک به دو ماه کامل از بازگشایی مدارس می گذرد اما تو هنوز نیامده ای. نمی دانم چرا آنقدر به بازگشایی مدارس و آزادی تو مطمئن بودم. آخر علی جان هر وقت اول مهر می شد با اینکه بیش از ۲۰ سال است که معلمی می کنی باز هم شوق رفتن به مدرسه و کلاس سراسر وجودت را فرا می گرفت.

هیچ وقت روزی را که برای اولین بار قرار بود سر کلاس بروی فراموش نمی کنم تا صبح بیدار بودی و از شوق خواب به چشمانت نمی آمد. اما حالا پشت میله های زندانی و هر بار تو را می بینم می پرسم آیا جای پسرم اینجاست یا کلاس درس، و اینهاست که مرا رنج می دهد و نه دوری از تو.

هیچگاه از یاد نمی برم که دغدغه همیشگی تو مسایل آموزش و پرورش بود در مهمانی ها و هر جا که پا می داد از مشکلات درس و مدرسه و سیستم آموزشی کشور می گفتی. یادم است با چه غصه ای از نامناسب بودن ساختمان های مدارس کشور می گفتی و نگران بودی برای کودکانی که باید در این مدارس درس بخوانند. مدام می گفتی اگر زلزله ای شود این ساختمانهای نیمه خراب بر سر کودکان معصوم فرو می ریزند.

یک روز به خانه آمدی در حالی که از فرط ناراحتی نمی توانستی سخن بگویی. وقتی علت را پرسیدم با اکراه گفتی: «امروز یکی از بچه های کلاسم حال خوبی نداشت، وقتی از او پرسیدم صبحانه خورده ای؟ او جواب داد نه، و بعد فهمیدم او یک روز کامل است غذا نخورده است.» تو آن روز ناهارت را به آن دانش آموز دادی اما فکرش یک دم رهایت نمی کرد. تو همیشه برای بچه های کلاست نگران بودی، برای یکی که پدر و مادرش از هم جدا شده بودند و برای دیگری که یتیم بود آن قدر که می گفتم کمی هم به خودت فکر کن. اما نمی شد تو دانش آموزانت را مثل فرزندانت می دانستی.

اری پسرم تو می توانستی مثل خیلی های دیگر بدون توجه به دور و برت زندگی کنی. اما این کار را نکردی و امروز به جای اینکه تو را تشویق کنند، به زندان انداخته اند. به کدامین گناه؟ هرگز نفهمیده ام. هر روز از خود می پرسم آیا سزای این همه خدمت و دوندگی و دلسوزی این است؟

کجای این کار عدالت است؟ روزی که وسایلت را از دادسرا تحویل گرفتند و لباس خونی ات را دیدم آن روز دیگر حال خود را نفهمیدم. آیا به راستی با یک آموزگار این کشور چنین کرده اند؟ شنیدم که تو را با چوبدستی کتک زده اند تا جایی که تو نیمه جان بر زمین افتاده ای هنوز هم نمی توانم باور کنم با یک معلم با یک انسان چنین رفتار کرده اند.

من به جز گریه کردن و دعا کاری از دستم برای تو برنمی آید اما بدان آنها را که این گونه با تو رفتار کرده اند نیز به خدا واگذار کرده ام و هر روز و هر شب برای شان مجازاتی در خور رفتارشان از خداوند منان طلب می کنم. آزادی تو و همه زندانیان سیاسی دعای هر روز و هر شب مادرت است.

مادر علی پورسلیمان

نگرانی از وضعیت زندانیان سیاسی رجایی شهر

Posted: 12 Nov 2011 09:10 AM PST

در پی وقوع انفجار در مرکز نظامی بیدگانه ، از سوی برخی خانواده های زندانیان سیاسی رجایی شهردر این رابطه ابراز نگرانی شد.

به گزارش حرس، خانواده‌های زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر به شدت نگران حال و وضعیت عزیزان خود هستند. اخبار متناقضی که از صبح امروز -شنبه- منتشر می‌شود، این نگرانی‌ها را بیشتر کرده است.

گفتنی است از صبح امروز خانواده های زندانیان رجایی‌شهر تمام تلاش خود را کردند که خبری از داخل زندان و از مسئولین زندان بگیرند اما تا کنون به درخواست آنها پاسخی داده نشده و این نگرانی‌ها را افزایش می‌دهد. خانواده ها سعی کردند با بهداری و مدیریت زندان تماس بگیرند اما آنان هیچ پاسخی نداده‌اند. خانواده‌ها خواستار انتقال عزیزانشان به مکانی امن هستند.

مسئول روابط عمومی سپاه: تعداد کشته‌ها ۲۷ نفر نبود، ۱۷ نفر بود/ فکس ناخوانا بود

Posted: 12 Nov 2011 09:06 AM PST

لحظاتی پیش سردار رمضان شریف، مسئول روابط عمومی سپاه، به خبرنگار بخش خبری بیست و سی گفت: تعداد صحیح کشته‌های حادثه امروز، ۱۷ نفر بوده است.

به گزارش خبرنگار کلمه، سردار شریف در توضیح اینکه چرا پیش‌تر و در ساعات قبل تعداد کشته‌ها را ۲۷ تن اعلام کرده بود، ناخوانا بودن فکس دریافتی از محل حادثه را دلیل این امر اعلام کرد و بابت اشتباه خود پوزش خواست.

خبرگزاری فارس هم چند دقیقه بعد در گزارشی نوشت:

مسئول سازمان جهاد خودکفایی سپاه در پی انفجار در یکی از پادگان ها در حوالی تهران به شهادت رسید. به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، در پی وقوع انفجار در یکی از پادگان های سپاه در حوالی تهران، سردار حسن تهرانی مقدم از فرماندهان سپاه به شهادت رسید.

سردار مقدم به عنوان پژوهشگر دانشگاه امام حسین(ع) و مسئول سازمان جهاد خودکفایی سپاه بود که در دوران خدمت خود خدمات ارزشمندی بجای گذاشت. بنا بر این گزارش، در پی انفجار یکی از پادگان های سپاه در حوالی تهران، تعداد ۱۷ نفر از رزمندگان سازمان جهاد خودکفایی به شهادت رسیده و ۱۶ نفر دیگر نیز مجروح شدند.

آقای قاضی‌القضات! دروغ جرم است؟ / علی اصغر شفیعیان

Posted: 12 Nov 2011 08:06 AM PST

علی اصغر شفیعیان در وبلاگ خود در مطلب با عنوان «دو کلمه با قاضی القضات» نوشت:

حضرت آقای صادق لاریجانی! حالا که خودتان اخطار کرده اید «به این‌ها که زبان در کام بکشند و بیش از این رَطب و یابس نبافند»، آیا جمله ی «احمدی نژاد دروغ می گوید» جرم است؟ چه کسی در این جمله مجرم است: گوینده ی آن جمله یا احمدی نژاد؟

ریاست محترم دستگاه عدلیه ی اسلامی! «رطب و یابس بهم بافتن»، یعنی حرف درست و نادرست را به هم آمیختن. رسما خودتان «اینها» را چنین آدمهایی خوانده اید، آیا اجازه هست بگوییم که قبل از اخطار شما؛ در این سالها اصلاح طلبانی که درباره ی آقای احمدی نژاد از صفات خلافگو، مستبد و بی لیاقت استفاده کرده اند، مجرم تلقی شده اند، جرمشان زدن اتهام به ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران بود!

حالا کار به جایی رسیده که خودی های شما نیز می گویند «احمدی نژاد دروغ می گوید». منوچهر متکی اصولگرا، وزیر خارجه ی دولت اول آقای احمدی نژاد می گوید که «شایسته ی جایگاه ریاست جمهوری نیست که در اظهارات ۲۰ سطری ایشان، ۲۴ نکته خلاف واقع، ناروا و یا ادعای نادرست وجود داشته باشد». و حتی سخنگوی دستگاه قضا نیز گفته: «آقای رئیس جمهور گفته اند که من به اژه ای فلان حرف را زده ام و ایشان به من فلان حرف را پاسخ داد که کاملا کذب است».

شاید طبیعی این بود که از شما بخواهیم با اینهایی که امروز باور کرده اند «احمدی نژاد دروغ می گوید»، همان شود که با دوستان ما شد، اما خیر، لطفا امروز با خود آقای احمدی نژاد برخورد حقوقی کنید که مرتکب دروغ شده است و آبروی نظامی را می برد که پسوند اسلامی دارد. و نیز باید از آنهایی که گفتند و حرفشان شنیده نشد یا مجرم شناخته شدند عذرخواهی شود.

البته آقای محسنی اژه ای پیشنهاد مناظره با آقای احمدی نژاد را داده است تا به او پاسخ بگوید؛ اما ضمن استقبال برای برگزاری مناظره هایی با ایشان، یادآور می شود که آقای احمدی نژاد در مناظره های انتخاباتی سال ۸۸ در پاسخ به پرسش آقای کروبی درباره ی دروغ هاله ی نور که به آقای آیت الله جوادی آملی گفته بود، با اعتماد به نفس کامل گفت: «بابا ما هاله مون کجا بود؟»!

اگر آن زمان اصولگراها به جای تعصب در دفاع از کاندیدای جناحی، در مقابل چنان دروغ های فاحشی می ایستادند، امروز دروغ اینچنین عادی نمی شد تا حتی دفتر رهبری هم مجبور باشد چند وقت یک بار اطلاعیه بدهد که همین اصولگرایانِ حاکم و رسانه های آنان درباره ی شخص اول مملکت دروغ نگویند. وای به حال مخالفان و منتقدان سیاسی که سالهاست روزانه از سوی رسانه های رسمیِ مملکت مانند کیهان به آنها دروغ بسته می شود و پناهی هم ندارند.

قاضی القضات! امروز همان روز است، همانی که گفته اید «اگر روزی ضرورت اقتضا کرد، برای مردم شریفمان باز خواهم گفت تا بدانند چه کسانی مشغول طراحی‌های خاص هستند». به جای این سخنرانی ها و یکی به دو کردن ها و شبهِ گروکشی ها، پرونده ی ۳۲۰ میلیارد تومانی شهرداری دوره ی آقای احمدی نژاد را در دادگاه بررسی کنید، پرونده ی اتهامات معاون اول رییس جمهور وخیابان فاطمی را به جریان بیاندازید، افشاگری های بیشتر پیشکش.

هر چند ما از افشاگری های دستگاه قضایی در این سالها خاطرات خوبی نداریم، دوستان و همفکران ما در تلویزیون بی آبرو شدند، بعد که موضوع جریان انحرافی اصولگرایان مطرح شد می فرمایند که نباید متهمان در تلویزیون و رسانه ها بی آبرو شوند! با این حال، برای بازگرداندن اعتماد مخالفان به عدلیه و نظام، امیدواریم که مصلحت امروز شما، عمل به قانون باشد، نه سیاست.

راه رفع تهدیدات خارجی، جلب اعتماد تعداد بیشتری از مردم در داخل است. خوشبختانه دولتِ معجزه ی هزاره ی سومِ اصولگرایان، بعد از قهر ۱۱ روزه، از دید خود آنها هم به جریان انحرافی کشیده شده؛ پس تعارف را با کسانی که از «ملت ایران» دم می زنند ولی با ملت صادق نیستند، کنار بگذارید، وگرنه تبعات ادامه ی عوام فریبی ها، دامن کل نظام را می گیرد.

مگر نمی گویند که ۲۴ میلیون نفر در سال ۸۸ به آقای احمدی نژادِ به اصطلاح اصولگرا رای داده اند؟ اگر اصولگرایان امروز بعد از دو سال و نیم به اشتباه خود پی برده اند، دستگاه قضایی و همین مجلس اصولگرا بر طبق قانون می توانند به تخلفات گفتاری و عملکردی دولت رسیدگی و احمدی نژاد را برکنار کنند. هر زمان جلوی ضرر گرفته شود، استفاده است و ملت ۷۵ میلیونی از آن استقبال خواهد کرد.

پی نوشت ۱:

اظهارات علاءالدین بروجردی درباره نماینده اصولگرایی که دو بار سوگند دروغ خورد

پی نوشت ۲:

ابوالفضل قدیانی از مبارزان دوران ستمشاهی و از فعالان اصلاح طلب، چند ماه پیش قبل از بازگشت به زندان اوین گفته بود: «احمدی نژاد دروغگو، ریاکار، مستبد، قانون گریز و قانون ستیز است و اینها صفات حقیقی اوست. اینها را در دفاعیه ام و در دادگاه گفتم. من به احمدی نژاد فحش ندادم فقط صفات های او را برشمردم و مواردی که من گفتم توهین نبوده، انتقاد بوده است».

قیمت امروز دلار: ۱۳۴۲ تومان/ رانت هر دلار: ۲۶۰ تومان

Posted: 12 Nov 2011 08:02 AM PST

با رسیدن فیمت دلار به ۱۳۴۲ تومان، رانت هر دلار ۲۶۰ تومان شد.

به گزارش خبرآنلاین، در پایان معاملات امروز بازار آزاد ارز تهران، هر دلار آمریکا در ادامه روند صعودی خود در برابر ۱۳۴۲ تومان معامله شد. امروز هر یورو هم ۱۸۵۸ تومان فروخته شد. هر پوند انگلیس هم ۲۱۹۰ تومان مبادله شد.

امروز نرخ رسمی هر دلار، ۱۰۸۲ تومان بود. بدین ترتیب تفاوت نرخ بانکی و بازار آزاد به ۲۶۰ تومان رسید. نرخ رسمی یورو و پوند هم امروز به ترتیب ۱۴۷۸ و ۱۷۳۹ تومان بود.

شعر/ آن روز همه باز دگر بار بخندیم

Posted: 12 Nov 2011 08:01 AM PST

باز بخندیم

آن روز که با یار وفادار بخندیم
کی‌ می‌رسد از راه که بسیار بخندیم

از دیدنِ آن روزِ طربناک، همه شهر
سرمست می و بادهٔ دیدار بخندیم

ناباور و خندان و سبکبال در آن روز
دیوانه صفت بر سر بازار بخندیم

با آمدن روز خوش و فرّخ موعود
بر رفتن این شام و شب تار بخندیم

چون قافلهٔ پیکِ بهاری رسد از راه
مستانه به فکر عبث خار بخندیم

ای دل مخور اندوه که یک روز سبکبار
بر ماتم پار و غم پیرار بخندیم

امروز همه رنج و تعب در پی و پیش است
آن روز همه باز دگر بار بخندیم

احمد نیکبخت – مهر ۱۳۹۰

تعلیق فعالیت هیات سوریه در اتحادیه عرب/ ۱۴ کشته دیگر نتیجه ی اعتراض ها به بشار اسد

Posted: 12 Nov 2011 07:40 AM PST

اتحادیه عرب اعلام کرد تا زمانی که سوریه طرح اعراب را برای توقف سرکوب مرگبار مخالفان سیاسی اجرا نکند، هیئت سوری حق حضور در نشستهای اتحادیه عرب را نخواهد داشت.

به گزارش منابع رسمی، این تصمیم در نشست امروز وزیران خارجه دولتهای عضو اتحادیه عرب در قاهره گرفته شد. این جلسه پس از آن برگزار می شود که دولت بشار اسد در دوم نوامبر طرح پیشنهادی اتحادیه عرب برای پایان دادن به مناقشه خونین هشت ماهه سوریه را پذیرفت، اما همچنان به کشتار معترضان در شهرهای مختلف ادامه داد.

از روز گذشته نیز تظاهرکنندگان در راهپیمایی های خود خواهان تعلیق عضویت سوریه در اتحادیه عرب شدند.

هنگام ورود وزرای خارجه عرب به مقر این سازمان در قاهره نیز حدود یکصد معترض همین درخواست را تکرار کردند. آنها پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آن نوشته شده بود: “آزادی برای مردم سوریه” و “رهبران عرب آشغال اند”. این مخالفان همچنین علیه حکومت بشار اسد شعار می دادند.

بنا به برخی گزارشها، چندین کشور از جمله مصر مخالف تعلیق کامل عضویت سوریه در اتحادیه عرب هستند.

یکی از دستیاران نبیل العربی، دبیرکل اتحادیه عرب، اعلام کرد که مساله سوریه “پیچیده” است و تلاش می شود بین دیدگاه های مختلف این سازمان که ۲۲ عضو دارد، زمینه مشترکی به دست آید.

هر چند تصمیم امروز فعالیتهای سوریه در اتحادیه عرب را متوقف می کند، ولی خدشه ای به عضویت آن که می توانست ضربه نمادین نیرومندی به بشار اسد باشد، وارد نمی کند.

بنا به گزارشها، وزرای خارجه اتحادیه عرب در جلسه امروز تحریمهایی دیپلماتیک و اقتصادی نیز علیه سوریه وضع کرده اند. بعلاوه قرار شده است که اتحادیه عرب به رایزنی با مخالفان سیاسی بشار اسد ادامه دهد و برای پایان دادن به این مناقشه، با سازمان ملل متحد گفتگو کند.

وزیر خارجه قطر اعلام کرد که از اعضای اتحادیه عرب خواسته شد که سفرای خود را از دمشق فرا بخوانند.

به گفته او، ۱۸ کشور به تعلیق فعالیتهای هیات سوریه رای مثبت دادند، ولی لبنان، سوریه و یمن رای منفی دادند و عراق نیز رای ممتنع داد.

در حالی که تنها ۱۲ روز از ماه نوامبر می گذرد، به نظر می رسد که این ماه، خونین ترین ماه طی قیام هشت ماهه سوریها باشد.

گزارش شده است که بیش از ۲۵۰ نفر تاکنون در ماه نوامبر کشته شده اند.

شدت سرکوب در شهر حمص بیشتر است، زیرا نیروهای بشار اسد می ترسند این شهر به یک بنغازی در سوریه تبدیل شود.

در فوریه گذشته که مردم لیبی در بنغازی قیام کردند، این شهر شرقی را به پایگاهی برای تصرف کل کشور و پایان دادن به چهار دهه حکومت دیکتاتورشان تبدیل کردند.

سارا لی ویلسون، مدیر بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر، گفته است که وضعیت شهر حمص در روزهای اخیر، منعکس کننده “بی رحمی حکومت سوریه است.”

خانم ویلسون گفته است که اتحادیه عرب در جلسه ای که قرار است برای بررسی ادامه خشونت در سوریه تشکیل دهد، دولت این کشور را به دلیل زیر پا گذاشتن توافق هفته گذشته با این اتحادیه تحت فشار بیشتری قرار دهد.

سرکوب مرگبار مخالفان، محکومیت بین المللی را برای بشار اسد و حکومت به همراه داشته، ولی به نظر می رسد هنوز او زمام امور را کاملا در دست دارد.

کشته شدن حداقل ۱۴ نفر در سرکوبهای پس از نماز جمعه سوریه

فعالان سوریه می گویند در جریان اعتراضات ضد حکومتی پس از نماز جمعه در سراسر این کشور حداقل ۱۴ نفر توسط نیروهای امنیتی کشته شده اند.

این خشونتها ساعاتی پس از آن رخ داد که یک سازمان مدافع حقوق بشر، دولت سوریه را به جنایت علیه بشریت متهم کرد و خواستار حمایت اتحادیه عرب و تعلیق عضویت این کشور شد.

دیده بان حقوق بشر با انتشار اسنادی در مورد برخورد ارتش سوریه با معترضان در شهر حمص، عملکرد دولت سوریه را مصداق “جنایت علیه بشریـت” و قابل پیگرد بین المللی دانسته و خواستار تشدید فشار بین المللی علیه حکومت این کشور شده است.

گروه ناظران حقوق بشر سوریه که در لندن مستقر است گزارش کرده نیروهای امنیتی روز جمعه ۱۰ نفر را در شهر حمص کشته شده اند. یکی از آنها سربازی بود که به مخالفان پیوسته بود.

سه نفر دیگر نیز در شهر جنوبی درعا کشته شده اند.

گزارش هایی نیز از خشونت و دستگیری های گسترده در دمشق، پایتخت، منتشر شده است.

 

به گزارش خبرگزاری فرانسه، شهرهای مختلف سوریه این جمعه نیز مانند جمعه های گذشته شاهد تظاهرات گسترده بر ضد رژیم بشار اسد بود، که از سوی معترضان جمعۀ “تعلیق عضویت” (از اتحادیه عرب) نامیده شده بود.

بر اساس گزارش ها، در تیراندازی ماموران دولتی پنج نفر در شهرهای مختلف سوریه کشته شدند.

مخالفان رژیم سوریه اعلام کردند تظاهرات خود را با شعار “جمعه تعلیق عضویت” سوریه در اتحادیه عرب برگزار کردند.

به گزارش العربیه، مخالفان تظاهر کنندگان خواستار طرد نماینده رژیم بشار اسد از اتحادیه عرب شده اند.

مخالفان می گویند از زمان پذیرش طرح اتحادیه عرب از سوی بشار اسد تاکنون ۲۶۶ نفر از معترضان به دست نیروهای نظامی سوریه کشته شدند.

از سوی دیگر ولید معلم وزیر خارجه سوریه در نامه ای خطاب به دبیر کل اتحادیه عرب نوشته است که دولت این کشور اکثر بندهای طرح پیشنهادی اتحادیه عرب را طی یک هفته به اجرا خواهد گذاشت .

به گزارش دیده بان حقوق بشر روز پنجشنبه نیز دهها تن در اثر گلوله باران محله های مسکونی حمص توسط ارتش سوریه کشته شدند و این عملیات همچنان ادامه دارد.

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد هم پیشتر شمار کشته شدگان اعتراضات سیاسی در سوریه طی حدود هفت ماه گذشته را بیش از ۳۵۰۰ تن گزارش کرده است.

در مقابل، دولت سوریه گفته است که عملیات ارتش این کشور با هدف سرکوب “گروه های مسلح تبهکار” و تندروهای اسلامگرا صورت گرفته و افزوده است که مخالفان مسلح رژیم، تا کنون صدها تن از نظامیان و ماموران پلیس را کشته اند.

به گزارش خبرگزاری آلمان، سازمان دیده بان حقوق بشر، با اشاره به کشتار دست‌کم ۷۰۰ نفر در شهر حمص توسط نیروهای دولتی سوریه، بازداشت صدها تن دیگر و شکنجه آنها رفتار حکومت سوریه را را جنایت علیه بشریت دانست.

آخرین آمار رسمی کشته‌های انفجار امروز: ۲۷ نفر // اصلاحیه: ۱۷ نفر؛ فکس ناخوانا بود!

Posted: 12 Nov 2011 07:32 AM PST

مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که تعداد کشته‌های حادثه انفجار امروز به ۲۷ تن رسیده است.

سردار سرتیپ دوم پاسدار رمضان شریف، در مصاحبه تلفنی با بخش خبری ۱۸:۳۰ شبکه تهران سیمای جمهوری اسلامی، با اشاره به حادثه انفجار زاغه مهمات در غرب تهران اظهار داشت: مقارن ساعت۳۰/۱۳ امروز، در پی تلاش برای جابجایی مهمات و تجهیزات جهت اجرای ماموریت های محوله جاری، متاسفانه در اثر این حادثه ناگوار۲۷ تن از پاسداران انقلاب شهید و ۱۶ نفر نیز زخمی شدند. وی افزود: حال تعدادی از مجروحان این حادثه وخیم گزارش شده است.

روند خبرهای اعلام شده از ظهر امروز تا الان را در اینجا می‌توانید پیگیری کنید.

اصلاحیه: سردار رمضان شریف، مسئول روابط عمومی سپاه، به خبرنگار بخش خبری بیست و سی گفت: تعداد صحیح کشته‌های حادثه امروز، ۱۷ نفر بوده است. وی در توضیح اینکه چرا پیش‌تر و در ساعات قبل تعداد کشته‌ها را ۲۷ تن اعلام کرده بود، ناخوانا بودن فکس دریافتی از محل حادثه را دلیل این امر اعلام کرد و بابت اشتباه خود پوزش خواست.

بازداشت مسعود پدرام، فعال ملی مذهبی، در تهران

Posted: 12 Nov 2011 07:25 AM PST

صبح امروز، شنبه، دکتر مسعود پدرام، نویسنده و فعال ملی – مذهبی بازداشت شد.

به گزارش کلمه، مسعود پدرام، دانش آموخته ی ارشد علوم سیاسی و پژوهشگر اجتماعی توسط دائره اجرای احکام دادگاه انقلاب اسلامی تهران، بازداشت شد.

پدرام، عضو شورای فعالان ملی مذهبی ایران، در جریان بازداشت فله ای نیروهای ملی مذهبی در اسفندماه ۱۳۷۹، بیش از ۳ ماه در سلول های انفرادی بازداشتگاه عشرت آباد سپاه پاسداران بود. وی بعد از ۵ ماه حبس، به قید وثیقه آزاد شد. پرونده وی همچون پرونده دیگر فعالان ملی مذهبی از آن هنگام تاکنون، در دادگاه تجدیدنظر مفتوح بوده است.

وی در دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد در سال ۱۳۸۱ به ۴ سال زندان و ۵ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده بود.

این حکم در دادگاه تجدیدنظر متوقف ماند؛ و نتیجه ی این دادگاه هیچ گاه به پدرام و دیگر متهمان پرونده (ازجمله مرحوم مهندس عزت الله سحابی، زنده یاد هدی صابر، حبیب الله پیمان، محمد ملکی، محمد بسته نگار، رضا رییس طوسی و حسین رفیعی) اعلام نشد.

این پرونده ۱۵ متهم داشت. دکتر علیرضا رجایی، یکی دیگر از متهمان این پرونده نیز شش ماه پیش بازداشت شد و هم اینک در بند ۳۵۰ اوین محبوس است.

مسعود پدرام، نویسنده و پژوهشگر سیاسی حامی جنبش سبز، در ماه های اخیر، مورد احضار و تهدید مکرر نهادهای امنیتی قرار گرفته بود، تا این که امروز شنبه بازداشت و به اوین منتقل شد.

در لیست آثار این نویسنده کتاب هایی چون: «روشنفکران دینی و مدرنیته در ایران پس از انقلاب» و «سپهر عمومی روایتی دیگر از سیاست: نظریات آرنت و هابرماس» و مترجم کتاب «زندگی و زمانه دموکراسی لیبرال» به چشم میخورد. از وی مقالات متعددی در نشریات داخلی کشور در تبیین آراء یورگن هابرماس و هانا آرنت و مفهوم «سپهر عمومی» منتشر شده است.

احمد توکلی: سخنان احمدی‌نژاد کذب محض و تأسف‌آور است

Posted: 12 Nov 2011 07:24 AM PST

پس از اژه‌ای و متکی، احمد توکلی سومین چهره جناح اصولگراست که سخنان احمدی‌نژاد را کذب می‌خواند.

توکلی که ظاهرا امروز از سفر به عراق و زیارت عتبات بازگشته، با انتشار بیانیه‌ای اظهارات محمود احمدی نژاد درباره دعوت توکلی از وی برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ را تکذیب کرد و با تاسف آور خواندن سخنان رئیس دولت، نوشت:

این سخن کذب محض است. نه احمدی نژاد در سه ماه قبل از انتخابات به منزل من آمده بود و نه چنین حرفی از من صادر شد. سه ماه قبل از انتخابات می‌شود ۳ فروردین یعنی ایامی که من خودم نامزد فعالی بودم، و میثاق چند نفره را به امضای آقایان احمدی‌نژاد، قالیباف و رضایی رسانده بودم و خودم نیز پای آن را امضا کرده بودم.

۱۱ اردیبهشت برای تشویق دیگر امضا کنندگان جهت کنار رفتن به نفع آقای دکتر قالیباف -که تا آن موقع به نظر می‌رسید رای بیشتری دارد- انصراف دادم و روز ۱۳ اردیبهشت در مرکز پژوهش‌ها از احمدی نژاد که به دعوت بنده از راه فرودگاه در بازگشت از ایلام مستقیماً به آنجا آمده بود، خواستم حکمیت آقای دکتر حداد عادل را بپذیرد، و به میثاق فیما بین وفادار بماند و وقتی که آقای احمدی نژاد حکمیت را نپذیرفت و نقض میثاق کرد، از دیگری حمایت کردم.

با این اوصاف چگونه می‌توانم اوائل فروردین ماه چنین حرفی زده باشم؟ اولین باری هم که آقای احمدی نژاد به منزل ما آمد ۸ تیرماه ۸۴ یعنی ۵ روز بعد از رای گیری بود؛ آنهم برای استماع پیشنهاد بنده در بکارگیری سه نامزد دیگر- آقایان لاریجانی، قالیباف و رضایی- در دولت.

آن سه برادر هم حضور داشتند. اگر آقای احمدی نژاد چنین حرفی زده باشد، کاملا کذب است.‬

ادامه ی درگیری ها در یمن؛ بیش از ۴۰ کشته و ده ها زخمی

Posted: 12 Nov 2011 07:09 AM PST

نیروهای نظامی هوادار علی عبداله صالح روز جمعه، با بمباران «میدان آزادی» در شهر تعز در جنوب صنعا، دست‌کم ۱۱ تن از مخالفان را کشته و ۳۰ نفر دیگر زخمی کرده‌اند‌. این کشتار هم‌زمان با تلاش هیت سازمان ملل در ترغیب صالح برای برکناری از سمتش صورت گرفته است.

میلیون‌ها یمنی در ۳۶ میدان در سراسر کشورشان دیروز در جمعه موسوم به «عدم اعطای مصونیت به قاتل» علیه دیکتاتوری صالح تظاهرات کردند و مزدوران دیکتاتور نیز شهروندان استان تعز را به خاک و خون کشیدند.

به گزارش الجزیره، نیروهای نظامی از بامداد روز جمعه با گلوله تانک و خمپاره مناطق اطراف میدان آزادی در شهر تعز را هدف قرار دادند.

شاهدان عینی گفته‌اند که نیروهای صالح به مناطق مسکونی الروضه و الموشکی در شهر تعز که یکی از مناطق مهم تجمع مخالفان رییس جمهوری یمن به‌شمار می‌آید را بمباران کردند. ‏

نیروهای امنیتی صالح دیروز بدون توجه به حرمت ادای نماز جمعه و بدون احترام به اصول انسانی، میدان الحریه در تعز را با سلاح سنگین هدف قرار دادند.

شهر تعز روز جمعه و برای روز دوم بطور پیاپی شاهد بمباران شدید و سنگین نیروهای صالح بود و علاوه بر میدان الحریه، محله های “الروضة” و “زید” نیز مورد هدف موشکی قرار گرفتند که طی آن ۱۵ تن از جمله ۳ کوک و ۴ زن کشته و بیش از ۵۰ نفر زخمی شدند.

مزدوران صالح حتی طبقات بالایی یک بیمارستان را هدف قراردادند که طی آن ۵ تن کشته شدند. یک منبع پزشکی تأکید کرد در جریان درگیری های امروز دهها نفر دیگر زخمی شدند.

این در حالی است که جمال بن عمر فرستاده سازمان ملل برای رسیدن به راه حلی مسالت‌آمیز جهت برون رفت از بحران کنونی یمن که از ابتدای سال ۲۰۱۱ برای برکناری صالح از سوی کشورهای عضو شورای خلیج پارس آغاز شده است‌، وارد صنعا‌ پایتخت این کشور شد و قرار است با نمایندگان دولت و مخالفان به گفت‌وگو بنشیند.

شیخ “سلطان السامعی” رئیس همایش عمومی برای سازماند‌هی‌ انقلاب در میدان “الحریة” در تعز، و نماینده پارلمان یمن در گفت‌وگو با روزنامه اماراتی “الخلیج” گفت که از “جمال بن عمر” فرستاده دبیرکل سازمان ملل که اکنون در این کشور به سر می‌برد، می‌خواهد تا از استان تعز دیدار و از میزان جنایات صالح و ارتش او علیه شهروندان این استان آگاه شود.

وی افزود که مزدوران صالح در این استان “هار” شده‌اند و به همین دلیل دست به جنایات وحشتناکی علیه شهروندانی می شوند که مطالبات خود مبنی بر سرنگونی نظام حاکم را بطور مسالمت آمیز دنبال می‌کنند.

سامعی با اشاره به جنایت دیروز نیروهای صالح در تعز گفت: «تنها کشتار دیروز زنان و هدف قرار دادن صفوف نماز جمعه در این استان دلیلی کافی برای محاکمه دیکتاتور در عرضه بین‌المللی به عنوان یک جنایتکار جنگی است.»

دیده بان حقوق بشر یمن خواستار دخالت جامعه بین‌الملل شد

دیده‌بان حقوق بشر یمن از جامعه بین‌الملل خواست تا برای متوقف کردن جنایات صالح در شهر تعز و هدف قرار دادن شهروندان بی دفاع و منازل مسکونی در یمن وارد عمل شود.

این سازمان با صدور بیانیه‌ای اسامی قربانیان دیروز استان تعز را اعلام کرد.

علی عبدالله صالح، رئیس جمهور یمن، طی روزهای گذشته، در گفت‌وگو با سفیر ایالات متحده در این کشور، مجددا وعده داد که با پذیرش طرح پیشنهادی کشورهای عربی از قدرت کناره‌گیری کند، اما وی با دستور کشتار مخالفین، وعده های خود را عملی نکرده است.

صالح در سال ۱۹۷۸ مقام ریاست جمهوری یمن شمالی را به دست آورد و از زمان وحدت یمن شمالی و یمن جنوبی در سال ۱۹۹۰ تا کنون هم رئیس جمهوری یمن متحد بوده است.

وی اوایل تابستان امسال، با انفجار بمبی در مسجد کاخ ریاست جمهوری مورد سوء‌قصد قرار گرفت، اما از این ترور جان سالم به در برد و تنها به دلیل شدت جراحات برای معالجه به ریاض، پایتخت عربستان سعودی، رفت، سفری که معترضان یمنی را برای مدتی کوتاه به کناره‌گیری او امیدوار کرد، اما بازگشت ماه گذشته او از عربستان، یمن را به صحنه خشونت‌هایی بدل کرد که باعث شده است خبرگزاری‌های خارجی آن را پس از لیبی «طولانی‌ترین و خونین‌ترین قیام‌ها» از زمانی بنامند که بهار عربی در آغاز ژانویه سال جاری آغاز شده است.

پیش‌بینی یک کارشناس: ورشکستگی شرکت‌های هواپیمایی ایران

Posted: 12 Nov 2011 07:03 AM PST

یک کار‌شناس صنعت هواپیمایی گفت: در صورت انعقاد قرارداد با شرکت هواپیمایی قطر شرکت‌های هواپیمایی ایران ورشکست می‌شوند.

مجتبی قرائیان در گفت‌و‌گو با ایلنا با انتقاد ازانعقاد قرارداد ایران با شرکت هواپیمایی قطر گفت: ایران با رویکردی بلند مدت نسبت به انعقاد قرارداد با شرکت هواپیمایی جدید اقدام می‌کند غافل از اینکه امریکا شرکت جدید را نیز تحریم خواهد کرد.

وی با اشاره به اعمال سیاست‌های تحریم علیه ناوگان هوایی ایران از سوی کشور آمریکا اظهار داشت: با اعمال سیاست‌های تحریم توسط این کشور از دو هفته پیش تا کنون رزویشن پرواز شرکت‌های هواپیمایی خارجی از جمله ماهان با مشکل مواجه شده است از این رو ایران برای رفع مشکلات تحریم با شرکت هواپیمایی قطر قراردادی را مبنی بر در اختیار داشتن کلیه پروازهای داخلی و خارجی در ایران منعقد خواهد کرد.

وی با بیان این شرکت هواپیمایی کلیه پروازهای خارجی خود را با ۲۵ درصد افزایش در ایران انجام خواهد داد تصریح کرد: پیش بینی می‌شود درصورت انعقاد این قرارداد در دی ماه سال جاری کلیه شرکت‌های هواپیمایی داخلی وخارجی با ریزش ۵۰۰ هزار نفری نیروی کار فعالیت خود را متوقف کنند.

وی با اشاره به مشکلات فعلی شرکت‌های هواپیمایی در ایران افزود: در حال حاضر شرکت‌های هواپیمایی خارجی درایران برای تامین سوخت و قطعه با مشکلات عدیده‌ای مواجه هستند این در حالیست که شرکت هواپیمایی قطر بر خلاف شرکت‌های هواپیمایی ایرانی از منابع مالی دنیا بهره برداری می‌کند.

این کار‌شناس صنعت هواپیمایی با بیان اینکه انعقاد قرارداد ایران با شرکت هواپیمایی قطر با رویکردی سیاسی انجام می‌شود گفت: در صورت انعقاد این قرارداد پیش بینی می‌شود فعالیت شرکت هواپیمایی قطر در ایران با اعمال سیاست‌های تحریم مجدد از جانب آمریکا در ایران متوقف شود. این در حالیست که اعمال سیاست‌های تحریم علیه شرکت هواپیمایی جدید زمانی صورت خواهد گرفت‌که کلیه شرکت‌های هواپیمایی در ایران ورشکست شده‌اند و هیچ شرکتی توان انجام پروازهای داخلی و خارجی را نخواهد داشت.

هواشناسی: موج جدید بارش برف و باران در راه است

Posted: 12 Nov 2011 06:34 AM PST

سازمان هواشناسی کشور در اخطاریه‌ ویژه‌ای نسبت به آب‌گرفتگی معابر در حداقل شش استان کشور و کاهش ۸ درجه‌ای هوا تا روز دوشنبه هشدار داد.

به گزارش ایسنا، بر این اساس از عصر شنبه ابتدا در استان گیلان و طی روز یکشنبه در استان‌های گیلان و مازندران و پس از آن گلستان به سبب بارش شدید باران آب‌گرفتگی معابر عمومی پیش‌بینی می‌شود که شدت فعالیت این سامانه در روز یکشنبه به استان‌های گیلان و غرب مازندران محدود می‌شود.

از عصر شنبه تا عصر دوشنبه در استان اردبیل مناطق مرتفع البرز و برخی نقاط شمالی استان‌های آذربایجان شرقی و غربی به سبب بارش برف اختلال در تردد رخ خواهد داد.

بر اساس پیش‌بینی سازمان هواشناسی کشور از عصر شنبه تا روز دوشنبه دریای خزر نیز به سبب وزش باد مواج پیش‌بینی شده است که دمای هوا طی روزهای یکشنبه و دوشنبه در نیمه‌های شمالی کشور به ویژه سواحل دریای خزر بین سه تا هشت درجه کاهش یافته و پس از آن در روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه به همین میزان افزایش خواهد یافت.

بر اساس نقشه‌های پیش‌یابی هواشناسی سامانه بارشی روی دریای سیاه به دو بخش شمالی و جنوبی تبدیل شده و بخش شمالی این سامانه به تدریج طی روزهای شنبه تا سه‌شنبه در نوار شمالی کشور و بخش جنوبی آن طی روزهای سه‌شنبه تا پنج‌شنبه در نیمه جنوبی فعال خواهد بود.

بیشترین فعالیت بخش شمالی سامانه طی روزهای یکشنبه و دوشنبه و در سواحل جنوبی دریای خزر و بیشترین فعالیت بخش جنوبی سامانه طی روزهای چهارشنبه و پنجشنبه در زاگرس مرکزی و جنوب غرب خواهد بود. بر این اساس در مناطق یاد شده بارش باران و برف، گاهی وزش باد و بتدریج کاهش دما پیش‌بینی می‌شود.

سازمان هواشناسی کشور همچنین در روز یکشنبه آسمان تهران را نیمه‌ابری تا ابری همراه با بارش پراکنده گاهی همراه با وزش باد پیش‌بینی می‌شود که حداقل و حداکثر دمای تهران در این روز به ۵ و ۱۳ درجه سانتیگراد بالای صفر می‌رسد. همچنین در روز دوشنبه نیز آسمان پایتخت نیمه ابری تا ابری همراه با بارش پراکنده خواهد بود که حداقل و حداکثر دمای تهران در این روز به ۴ و ۱۲ درجه سانتیگراد بالای صفر می‌رسد.

آتش‌ سوزی بزرگ در یک واحد صنعتی در زرندیه

Posted: 12 Nov 2011 04:55 AM PST

مدیر ستاد بحران شهرستان زرندیه از وقوع یک آتش سوزی بزرگ در یک واحد صنعتی در این شهرستان خبر داد.

به گزارش فارس، سید علی زمانی اظهار داشت: ساعت ۱۰صبح امروز کارخانه شاهین سما واحد فرآوری مواد روغنی، تولید گریس و روغن در این شهرستان دچار سانحه آتش‌سوزی شد که مهار این آتش بیش از چهار ساعت به طول انجامید.

وی تصریح کرد: در حال حاضر آتش‌سوزی در این واحد کاملا مهار شده و خوشبختانه این حادثه خسارت مالی نداشت.

جمعی از اساتید و دانشجویان سبز‌اندیش: در روز دوشنبه ۷ آذر روزه‌ی سیاسی می‌گیریم

Posted: 12 Nov 2011 04:33 AM PST

جمعی از اساتید و دانشجویان حامی جنبش سبز در حمایت از مواضع و پیشنهاد سید مصطفی تاجزاده با صدور بیانیه ای، دعوت به برگزاری مراسم روزه سیاسی کردند. متن این بیانیه بدین شرح است:

 

و کسانی که گفتند تنها پروردگار ما خداوند است و در این راه استقامت ورزیدند همانا رستگار شدند

۱ – هم میهنان گرامی، اینک که با گذشت نردیک به ۳۰ ماه از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری دهم که با دخالتهای مستقیم رهبران نظام، نیروهای امنیتی و نظامی و عناصر به اصطلاح خودسر لباس شخصی که کشور را به ورطه نابودی مطلق کشانده و با سرعت هرچه تمام تر به پرتگاه فروپاشی اجتماعی اقتصادی رهنمون می شود و با نگاه به موضع گیری و صحبتهای ناصواب مسوولین سیاسی و امنیتی که کشور را در بزنگاه یک جنگ نابرابر و ناخواسته که پایانی جز خرابی و ویرانی باقی زیر ساختهای به جا مانده از قبل را نیز نداشته و پس از سالها باعث دخالت مستقیم بیگانگان در سرنوشت کشورمان را نخواهد داشت. قرار می دهند.

۲ – با توجه به حصر و بازداشت غیر قانونی و غیر شرعی رهبران جنبش سبز ملت ایران آقایان مهندس موسوی و مهدی کروبی و همینطور اسارت و گرونگانگیری گروهی از بهترین نخبگان کشور در حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و دانشجویان سرفراز جنبش های دانشجویی در زندانهای مخوف و سیاه استبدادی

۳ – با نگاه به مفاسد گسترده اقتصادی و متعدد دولت و عدم وجود مجلس توانمند و مستقل در جهت برخورد قاطع با شریانهای فساد، فرافکنی های متعدد مسوولین و گردن کشیهای ناصواب و دروغ های خنده آوراز جمله در بزرگترین پرونده فساد اقتصادی ایران از آغاز تا به اکنون

۴ – با توجه به عدم توجه و پاسخگویی دولت مستقر به خواست و نیازهای به حق دانشجویان و ایجاد سوانح متعدد در دانشگاه ها، خوابگاه و مراکز دانشگاهی و همینطور ادامه طرح غیر شرعی و انسانی تفکیک جنسیتی دانشجویان که مخالف نص صریح منویات امام راحل عظیم الشان می باشد

در پاسداشت یاد شهید ندا آقا سلطان که با چشمان نگران و سرشار از امید خود هنوز به ما با اضطراب می نگرد، بر آن شدیم تا در تاریخ دوشنبه هفتم آذرماه در کلیه واحدها و مراکز دانشگاهی سراسر کشور اعم از دولتی و یا غیر دولتی اقدام به برگزاری مراسم روزه سیاسی نماییم و صد البته که در هنگامه افطار این روز با فضیلت مراسم پر فیض دعا و مناجات جهت رهایی کشورمان از ظلم، مشکلات و خطر درگیری نظامی، همینطور برای سلامتی رهبران در حصر جنبش وآزادگان در اسارتمان بر گزار خواهد گردید.

به ملت شریف و هموطنان عزیزمان متذکر می گردد که کلیه وعده های غذایی این روز در حرکتی نمادین به افراد بی بضاعت و مستمندان کشورمان تقدیم خواهد گردید که در این روزها ثانیه به ثانیه برتعدادشان افزون می گردد.

خواهشمند است هموطنان و دانشجویان گرامی تمامی تصاویر ویدیو ها و گزارشهای خبری خود را به صفحه مختص خبر رسانی دوشنبه های اعتراض (در سایت فسی بوک) ارسال نموده تا با بازنشر و خبر رسانی مستمر هموطنان مان در پهنه گیتی را مطلع و همراه نماییم.

در پایان متذکر می گردد که برنامه های اعتراضی روز پر شکوه ۱۶ آذر که با ایام سوگواری سالار شهیدان و آزادی خواهان قرین گردیده است متعاقبا اعلام خواهد گردید.

جمعی از اساتید و فعالین دانشجویی و دانشجویان جنبش راه سبز امید ملت ایران

دبیرکل حزب اسلامی کار: شورای نگهبان از وظایف قانونی خود خارج شده است

Posted: 12 Nov 2011 04:17 AM PST

پنجمین کنگره سراسری حزب اسلامی کار روز پنجشنبه با حضور برخی فعالان سیاسی اصلاح‌طلب از جمله فخرالسادات محتشمی‌پور، سهیلا جلودارزاده و محمد سلامتی و با سخنرانی علیرضا محجوب و حسین کمالی برگزار شد.

به گزارش ایلنا،‎ در این مراسم حسین کمالی، دبیرکل حزب اسلامی کار با اشاره به اینکه شورای نگهبان از وظایف قانونی خود خارج شده است، گفت: طبق قانون اساسی، شورای نگهبان وظیفه نظارت بر انتخابات را برعهده دارد تا انتخابات درست انجام‌ شود و رای‌گیری صحیح صورت گیرد، این نظارت برای این است که دستگاه‌های اجرایی به حقوق رای‌دهندگان و کاندیدا‌ها تعدی نکنند. وظیفه شورای نگهبان این است که اگر کسانی نامزد شدند و در صحنه انتخابات حضور پیدا کردند و حقوق‌شان رعایت نشد، بتوانند نزد شورای نگهبان شکایت کنند و تظلم خود را به شورای نگهبان ارایه دهند.

وی گفت: شورای نگهبان براساس قانون مصوب مجلس باید به این مسائل رسیدگی کند، اینکه عنوان می‌شود شورای نگهبان باید تایید صلاحیت بکند تا کسی کاندیدا بشود یا نه مرز‌ها را به هم زده است، در حقیقت شورای نگهبان وظیفه دارد فقط به شکایت افراد رسیدگی کند و نظارت بر صحنه انتخابات وظیفه دیگر شورای نگهبان است.

کمالی با اشاره به اینکه اکنون شورای نگهبان خودش به مرکز گزینش تبدیل شده است، گفت: این شورا تصمیم‌ می‌گیرد که چه کسی به عنوان کاندیدا در انتخابات شرکت بکند یا نکند و این اشکال ایجاد‌ می‌کند چه درباره ریاست‌جمهوری و چه درباره مجلس. درست‌تر این بود که شورای نگهبان تنها به وظیفه نظارتی خود عمل ‌می‌کرد. این مساله باعث ‌می‌شود افراد از حقوق سیاسی محروم شوند.

کمالی در بخش دیگری از سخنانش افزود: هر دولتی که قدرت را به دست‌ می‌گیرد نباید سایرین را نادیده بگیرد و کسانی که مسوولیت‌ می‌پذیرند باید قبول کنند که زمانی خودشان صاحب قدرت نبودند و این توقع را داشتند افرادی که اداره امور را به دست دارند مراعات کنند تا آنها نیز بتوانند در سیاست‌های جامعه نقش داشته باشد، باید بدانیم فردایی هم وجود دارد و هیچ‌وقت هیچ قدرتی ثابت نبوده است.

وی افزود: این نیست که همیشه کسی در قدرت باشد و برای دیگران تعیین تکلیف کند، زمانی که این افراد از قدرت کناره ‌می‌گیرند پس باید طوری عمل کنند تا جای انتقادی از آنها باقی نماند.

وی تاکید کرد: برای دفاع از انقلاب نیازمند وحدت هستیم و برای وحدت باید اعتدال را رعایت کنیم.

دبیرکل حزب اسلامی کار با اشاره به اینکه اصلاح‌طلبی را با تند خویی‌، بدگویی‌، برخورد و انتقاد‌های دشمنان متفاوت می‌دانیم، گفت: باید در هر حال سازنده باشیم حتی با کسانی که با آنها رابطه خوبی نداریم، اصلاح‌طلبی نمی‌تواند همراه با خشونت و تخریب باشد زیرا دیگر اصلاح‌طلبی نیست. اصلاح‌طلب به دنبال آبادانی و سازندگی است، وقتی که جامعه از لحاظ فکری قدرتی را پذیرفته باشد خشونت معنی نخواهد داشت.

کمالی گفت: برای حفظ انقلاب اسلامی و دستیابی به نتایج مورد نظر آن باید از تمام ظرفیت‌های موجود استفاده کرد، برخی از اقلیت‌های قومی در اداره امور خواسته یا ناخواسته مشارکت نداشتند مانند اقلیت اهل سنت. این افراد برای امنیت کشور مفید هستند و باید کشور را از خود بدانند.

امام جمعه تهران: سیمی که از مقام معظم رهبری به امام زمان وصل شد، آتش فتنه ۸۸ را خاموش کرد

Posted: 12 Nov 2011 04:04 AM PST

کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران گفت: حکومت به قدری مهم است که بی‌توجهی به آن، بی‌توجهی به اساس دین است و اهمیت حفظ نظام از فروع دین بیشتر است که تضمین بقا می‌باشد و حکم حاکم اسلامی حکم نفسی و صنفی نیست بلکه از عصمت برمی‌خیزد.

به گزارش مهر، صدیقی در نشست جبهه پایداری انقلاب اسلامی، همچنین ضمن اشاره به جریان هجدهم تیر ۷۸ و فتنه ۸۸ اظهار داشت: در این دو دوره اتصال به امام زمان و سیمی که از مقام معظم رهبری به ایشان وصل شد آن‌چنان بر جامعه تاثیر گذاشت که آرامش را به دل مومنان بازگرداند و رعب و وحشت را در دل فتنه‌گران انداخت و آتش را خاموش کرد.

وی افزود: در فتنه ۸۸ که جزء پیچیده‌ترین فتنه‌های تاریخ انقلاب بود ارتباط معنوی عبد صالح و انسان شایسته‌ای است که در برابر خدا تسلیم است و مردم و ولایت را برای خود نمی‌خواهد یعنی عاشق ولایت نیست، بلکه از باب تکلیف مسوولیت بر عهده گرفته و تا جان دارد این سنگر را حفظ می‌کند و همین مساله بود که جامعه را حفظ کرد در حالی که آن کس با رای مردم انتخاب می‌شود چه تضمینی دارد باقی بماند، اما ولایت فقیه تضمین الهی، عرفانی و فقهی دارد.

مهدی کوچک زاده نماینده تهران هم در این نشست به حمایت از صادق محصولی عضو دیگر جبهه پایداری پرداخت و با اشاره به برخی مسائل مطرح شده درباره سرمایه محصولی گفت: ما در جبهه پایداری اهل تبعیت از اصول هستیم و کسانی که اینگونه صحبت می کنند براوردشان از سرمایه مالی محصولی برگرفته از اخباری است که در رسانه ها منتشر می شود. بنده بر اساس داشته های خود با محصولی کار می کنم و این افتخاری است برای ما.

وی همچنین درباره طرح سؤال از احمدی نژاد هم با حرام دانستن این سؤال و تعبیر کردن آن به گرفتن وقت مجلس، ادعا کرد که احمدی نژاد بارها این سؤال ها را در سخنان متعددی پاسخ داده است.

بسیاری از صاحبنظران در سالهای اخیر هشدار داده اند که سوء استفاده های اینچنین از اعتقادات دینی مردم، نتیجه ای جز دین گریزی جوانان نخواهد داشت؛ سوء استفاده هایی که نمونه ای از ان را در ادعای امام جمعه منصوب رهبری درباره ارتباط وی با امام زمان، و یا ادعای حرام بودن سؤال از احمدی‌نژاد می‌ توان دید.

هرچند از تفکری که حفظ نظام و بقای حکومت را مهمتر از اساس دین می‌داند، بعید هم نیست که دین را بازیچه هرگونه قدرت طلبی خود قرار دهد.

مسجدجامعی: گردش اطلاعات آزاد‌تر باشد، وقایعی مثل اختلاس اخیر پیش نمی‌آید

Posted: 12 Nov 2011 03:47 AM PST

وزیر فرهنگ و ارشاد دولت اصلاحات گفت: اگر تعامل میان بخش‌های مختلف جامعه ایجاد بیشتر شود می‌تواند به تعادل بخشی در حوزه فکر‏، سیاست و… با مشارکت همه گروه‌ها منجر شود.

احمد مسجد جامعی در گفت‌و‌گو با ایلنا، درباره ضرورت شنیدن صداهای مختلف در جامعه، گفت: ‌رویکرد مناسب در مواجهه با دیدگاهای مختلف باید به گونه‌ای باشد که صدای گروه‌ها و اندیشه‌های مختلف شنیده شود، چرا که این مسیر موجب اعتلای نگرش ما به مسائل مختلف در اداره کشور می‌شود.

مسجد جامعی اظهار داشت: باتوجه به اینکه در کشورمان سطح سواد افزایش یافته است و به موازات آن به تعداد دانشگاه‌ها نیز افزوده شده است به ایجاد ظرفیت‌های جدیدی در کشور منجر شده است که اگر دیالوگ لازم میان این ظرفیت و هویت‌های جدید ایجاد شود می‌تواند به وحدت و نزدیکی بیشتر این بخش‌ها بینجامد.

عضو شورای شهر تهران تاکید کرد: یکی از نتایج این تعامل ایجاد تعادل در حوزه فکر، سیاست و… با مشارکت همه گروه‌ها و بخش‌های جامعه است.

احمد مسجد جامعی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ضرورت افزایش نظارت عمومی بر اداره کشور، گفت:‌ هر چقدر نظارت عمومی را بیشتر کنیم می‌تواند به آرامش بیشتر جامعه کمک کند و این مسئله از انباشت خواسته‌ها و مطالبات مردمی که ممکن است به صورت نامتعارف پیگیری و مطالبه شود جلوگیری می‌کند.

وی اظهار داشت: تا همین چند سال قبل فضای رسانه‌ای کشور متاثر از بولتن‌های محرمانه‌ای بود که در فضاهای خاصی منتشر می‌شد، اما طی‌‌‌ همان سال‌ها به این نتیجه رسیدیم که سیاست‌هایی را در راستای محدود سازی حوزه محرمانه به نفع حوزه عمومی دنبال کنیم و در همین مسیر تعداد خبرگزاری‌ها بیشتر شد.

وزیر فرهنگ دولت سید محمد خاتمی تاکید کرد: هر چقدر جریان اطلاع رسانی و گردش اطلاعات آزاد‌تر و حضور خبرنگاران در حوزه‌های مختلف بیشتر شود از آسیب هایی مثل اختلاس ۳ هزار میلیاردی اخیر مصون خواهیم بود و این مسئله از طرفی می‌تواند به طراوت خبری کمک بیشتری کند.

مسجدجامعی ادامه داد: ما نباید مردم را نامحرم تلقی کنیم و افزایش خبرگزاری‌ها در چند سال قبل باعث شد مبدا و منشا جریان های خبری در کشور قرار بگیرد و این مسئله در ‌‌‌نهایت به افزایش حوزه نظارت عمومی منجر شد.

روایت تلخ حال و روز مردم شرق هرمزگان/ نماینده میناب: مردم در سال فقط ۱۰ روز آب دارند

Posted: 12 Nov 2011 03:44 AM PST

نماینده میناب، رودان و جاسک در مجلس گفت: با توجه به جمعیت ۴۵۰ هزار نفری شرق استان هرمزگان هنوز در این منطقه هیچگونه شهرک صنعتی و یا کارخانه مشاهده نمی‌شود، ضمن اینکه مشکلات حمل‌ونقل ریلی و زیر ساختی نیز با وجود قول‌های مسئولان به نتیجه‌ای نرسیده و تمام کارهای عمرانی رها شده است.

سیدعلی میر خلیلی در گفت‌وگو با قانون، با اعلام این مطلب اظهار داشت: معاون اول سابق رییس جمهور و همچنین وزیر راه و ترابری سابق مصوب کرده بودند که شهرستان‌های میناب، رودان و جاسک را به لحاظ راه و زیر ساخت‌های مربوط به آن و نیز نفت و گاز تامین کنند اما متاسفانه یا این کارها بسیار کند پیش می‌رود یا متوقف می‌شوند. در واقع شرق استان هرمزگان را می‌توان به فراموشکده تشبیه کرد.

وی ادامه داد: در این منطقه حدود ۵۰۰ کیلومتر مرز دریایی وجود دارد که می‌تواند در رشد و توسعه بازرگانی در منطقه بسیار موثر باشد اما متاسفانه هیچگونه ساماندهی‌ای در این خصوص از سوی مسئولان انجام نشده است و سرمایه عظیم و ارزشمندی که می‌تواند به کشور سرازیر شود بدون هیچ توجهی بر باد می‌رود.

نماینده میناب، رودان و جاسک تصریح کرد: متاسفانه شهرستان‌های ما در وضعیت بسیار نامطلوبی قرار دارند و با خشکسالی‌ای که منطقه را تحت تاثیر قرار داده این وضعیت بدتر شده است. کشاورزان این منطقه بسیار در رنج و زحمت هستند و هیچگونه امکانات رفاهی ندارند. در بخش کشاورزی در شهرستان‌های میناب، رودان و جاسک نه تنها کاری انجام نشده است بلکه زمین‌ها و باغ‌ها هم از بین رفته و مردم بسیاری بیکار شده‌اند. دولت هم در خصوص این ضرر و زیان‌ها ۲۴ میلیارد تومان خسارت برای مردم منطقه در نظر گرفت اما فقط چهار میلیارد آن را پرداخت کرد. تاسف بارتر اینکه کشاورزان برای حمل محصولات خود هیچگونه استطاعت مالی ندارند و کرایه حمل بار آنقدر زیاد است که از خود محصول گرانتر تمام می‌شود.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در ادامه با اشاره به تسهیلاتی که بانک‌ها به کشاورزان داده‌اند به قانون گفت: کشاورزان با کمک تسهیلات بانکی مزارع و باغ‌های خود را راه‌اندازی کرده‌اند اما پس از آن تمام هستی آنها از بین رفت در نتیجه دیگر توانایی بازپرداخت وام برای کشاورزان مقدور نبود و بانک‌ها نیز این قشر محروم را تحت فشار قرار دادند و بدهی‌های معوق را در بدترین شرایط زندگی از آنها مطالبه کردند.

میرخلیلی افزود: وضعیت صیادان نیز در این منطقه بسیار تاسف‌بار است. مسئولان به صیادان این منطقه قول داده بودند که دو هزار مجوز صیادی برای آنها صادر خواهد شد اما این قول هم مانند سایر تعهدات انجام نشد و با گران شدن بنزین کسانی که مجوز نداشتند دیگر نتوانستند به صیادی بروند. قابل توجه است که هر مجوزی که برای یک قایق یا لنج صادر می‌شود می‌تواند باعث اشتغال ۱۰ نفر شود که این اتفاق هم با بی‌توجهی مسئولان محقق نشد.

نماینده میناب، رودان و جاسک با بیان اینکه در کنار این همه مشکلات، مردم منطقه آب شرب ندارند، گفت: متاسفانه در روستاهای شهرستان‌های ما مردم در سال فقط ۱۰ روز آب دارند و در بقیه موارد مردم مجبور هستند آب مورد نیاز خود را در بازار سیاه و آن هم از طریق تانکرهای آبی که وضعیت سلامت آب در آنها اصلا مشخص نیست تامین کنند. این در حالیست که مردم این روستاها با سد میناب تنها ۲۰ کیلومتر فاصله دارند اما آب سد به خود آنها نمی‌رسد و به شهرهای بزرگی مانند بندرعباس انتقال می‌یابد و این در حالیست که در برخی مناطق، مردم به علت بی‌آبی جان خود را از دست می‌دهند. ما نمی‌گوییم از آب استفاده نکنند اما بهتر است نیم‌نگاهی هم به لب‌های تشنه مردم روستایی بیندازند.

این نماینده مجلس در ادامه تصریح کرد: ما نمی‌خواهیم خدمات دولت را زیر سوال ببریم اما کارهایی که در اینجا انجام شده است نه در شأن مردم این منطقه است و نه در حد توانایی دولت. وقتی هم که در صحن تذکر می‌دهیم دولتی‌ها می‌گویند که تذکرات شما وارد نیست و حتی به خودشان زحمت یک بار بازدید را هم نمی‌دهند. آیا میناب، رودان و جاسک قسمتی از ایران نیست؟ چرا دولت توجهی به مردم این مناطق نمی‌کند؟ آیا آب شرب بندرعباس باید به قیمت از دست رفتن میناب حفظ شود؟

میرخلیلی ادامه داد: نبود شغل و امکانات باعث شده است تا برخی از مردم برای امرار معاش به قاچاق روی بیاورند. اگر مسئولان امکانات حلال را فراهم کنند دیگر چه نیازی است که مردم مسلمان به راه‌های حرام روی بیاورند؟

دستمزد فعلی کارگران با تورم موجود همخوانی ندارد

Posted: 12 Nov 2011 03:37 AM PST

دبیر اجرایی خانه کارگر یزد گفت: آنچه به عنوان دستمزد در شورای عالی کار تصویب شده است، نسبت به تورم موجود و هزینه بالای زندگی همخوانی ندارد.

علی دهقانی در گفت و گو با ایلنا، دستمزد فعلی کارگران را ناکافی دانست و افزود: جامعه کارگری با دریافت حداقل دستمزد در مقایسه با تورم موجود در اقتصاد از اداره زندگی و هزینه‌های آن ناتوانند.

وی با بیان اینکه بیشتر کارگران از این حداقل دریافتی محروم هستند ادامه داد: از مسئولین خواستاریم در جهت تعیین حداقل دستمزد کارگران با در نظر گرفتن رقم واقعی تورم مبلغ فوق را افزایش دهند.

این فعال کارگری با اشاره به مشکلات اقتصادی کارگران تاکید کرد: کارگران با دغدغه‌های موجود از اداره زندگی روزمره خود وا مانده‌اند.

مصباح یزدی: امروز نماد اسلام، شخص مقام معظم رهبری است!

Posted: 12 Nov 2011 03:36 AM PST

محمدتقی مصباح یزدی ادعا کرد: امروز نماد اسلام شخص مقام معظم رهبری است.

به گزارش مهر، این عضو مجلس خبرگان رهبری صبح امروز در دیدار با فرمانده سپاه علی بن ابیطالب(ع) و جمعی از فرماندهان و سپاهیان استان قم تصریح کرد: امروز نماد اسلام شخص مقام معظم رهبری است و اگر به هر نحوی تضعیف شود مطمئنا حرکتی شیطانی برای تضعیف اصل اسلام است ولو اینکه به نام اسلام صورت گیرد.

وی افزود: اگر این نماد باشد می‌تواند هسته و محتوا را حفظ کند وگرنه اگر نماد از بین برود هسته هم دوام نخواهد آورد.

مصباح یزدی تأکید کرد: خداوند عملا در این سالها نشان داده است که چه بلاها و فسادهایی از سر امت اسلامی و جامعه و اسلام جهانی به برکت وجود رهبر معظم انقلاب اسلامی دفع شده است.

وی با بیان اینکه امروز فهم عمومی مردم بالاتر از خواص است افزود: مردم مطالب را دقیقتر و عمیقتر می‌فهمند اما نباید دشمن را دست کم گرفت تا فتنه‌ها و وسوسه‌ها که هر روز به شکل جدیدی ارایه می‌شود اثر نکند.

این عضو مجلس خبرگان رهبری بیان داشت: اگر کسانی از پرداختن به ظواهر انتقاد می‌کنند و می‌گویند تابع علی باشید کافی است این وسوسه شیطان است و اگر بخواهیم مغز را حفظ کنیم باید پذیرایی، شادی و چراغانی و … داشته باشیم.

وی اضافه کرد: اگر این نمادها از بین برود کار به جایی می‌رسد که در دولت اسلامی از بودجه بیت المال برای چهارشنبه سوری بودجه گذاشته می‌شود ولی برای این اعیاد بودجه اختصاص نمی‌دهند.

آیت الله مصباح افزود: اینها نفوذ فرهنگ شیطانی و بیگانه است که آرام آرام روح اسلام و معنویت و تشیع را در جامعه از بین می‌برد و امروز هم این خطر به بهانه اینکه همه بشر باید تکامل داشته باشد و تنها مسلمان نیستند که باید تکامل یابند صورت می‌گیرد و هدف اصلی آنها حذف اسلام است

عضو جامعه مدرسین حوزه همچنین بیان داشت: ولایت عمقی دارد که به خدا متصل می‌شود و اگر نماد و سطح را حفظ کردیم می‌توانیم عمق را هم حفظ کنیم.

مصباح یزدی تأکید کرد: یکی از دام‌های شیطان این است که گرایش‌های متصوفه را ترویج می‌کنند که ظاهر خیلی مهم نیست و باید به باطن پرداخت و وقتی شما واصل شدید نیازی به عبادت ظاهری نیست که همه اینها مقدمه حذف اسلام است.

سه روایت فاطمه آلیا از انفجار ظهر امروز

Posted: 12 Nov 2011 03:25 AM PST

یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با تایید انفجار ظهر امروز در طراف تهران اعلام کرد این انفجار تلفات جانی نداشته است.

فاطمه آلیا در گفت‌و‌گو با ایلنا با اعلام این خبر گفت: طبق جزئیاتی که به ما اعلام شده است، انفجار در کارخانه‌ای نزدیکی کرج، انفجار در یک پادگان نظامی و همچنین انفجار در یک پمپ گاز سی ان جی، سه روایتی است که درخصوص انفجار امروز وجود دارد.

وی تاکید کرد: درحال حاضر افراد مسئول درحال بررسی طبیعی یا غیر طبیعی بودن این حادثه هستند!!

نماینده تهران در مجلس هشتم درخصوص برنامه کمیسیون امنیت ملی در این زمینه گفت: امروز برنامه‌ای برای بررسی این حادثه نداریم، اما فردا صبح با تشکیل جلسه هیئات رئیسه کمیسیون ابعاد مختلف این انفجار مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در صورت لزوم از افراد مسئول برای پاسخگویی در این زمینه دعوت خواهیم کرد.

نماینده شهریار: دو انفجار در زاغه مهمات یک پادگان نظامی در حوالی ملارد شهریار

Posted: 12 Nov 2011 02:30 AM PST

حسین گروسی، نماینده شهریار و شهر قدس، درباره حادثه انفجار امروز در حوالی تهران، از انفجار امروز در پادگان نظامی در روستای «بیدگنه» از توابع شهرستان ملارد در استان البرز خبر داد و گفت: هنوز برآورد دقیقی از تلفات جانی و خسارت‌های مالی این حادثه در دسترس نیست؛ کمیته بحران برای رسیدگی به علت‌های این حادثه تشکیل شده است.

حسین گروسی در گفت‌وگو با خبرگزاری خانه ملت، لحظاتی پیش با تأیید خبر دو انفجار پی‌درپی در حوالی شهر قدس از توابع شهریار در استان البرز گفت: شدت دو انفجار به حدی بود که صدای مهیب و لرزش آن شیشه برخی ساختمان‌های در نزدیکی محل حادثه را شکسته و مردم را شهریار و شهر قدس را وحشت‌زده کرده است.

نماینده شهریار و شهر قدس در مجلس شورای اسلامی افزود: انفجار امروز در پادگان نظامی در روستای بیدگنه از توابع شهرستان ملارد در استان شهریار اتفاق افتاده است که در آن بخش چشمگیری از زاغه مهمات منفجر شده است.

گروسی تصریح کرد: هنوز برآورد دقیقی از جزئیات حادثه، تلفات جانی و خسارت‌های مالی این حادثه در دسترس نیست؛ کمیته بحران برای رسیدگی به علت‌های این حادثه تشکیل شده است

امروز (شنبه ۲۱ آبان) در حدود ساعت یک بعد از ظهر دو انفجار به‌نسبت شدید در حوالی شهر قدس و ملارد از توابع شهریار در استان البرز سراسر استان تهران را لرزاند.

به گفته شاهدان عینی از نزدیکی محل انفجار، شدت انفجار به حدی بود که شیشه‌های ساختمان دانشگاه شهر قدس فرو ریخته و دود غلیظ و سفیدی آسمان را فرا گرفته است.

همچنین به گفته این شاهدان، دود برخاسته به آسمان از دو محل دور از هم مشاهده می‌شود و صدای دو انفجار با فاصله کمتر از یک دقیقه شنیده شده است.

شدت انفجار به حدی بوده است که حتی لرزش آن در شرقی‌ترین نقاط تهران هم احساس شده است.

من آمده ام تا سحر ساحران را خنثی کنم…

Posted: 12 Nov 2011 02:22 AM PST

کلمه – بیتا موحد:

موسوی چه می گفت که حصر تنها راهکار حاکمیت برای خاموشی اش شد؟ مگر واگویی شعارها و آرمانهای انقلاب اسلامی “جرم” بود که سزایش دیوار بود و حبس؟ چه شد که کلام نخست وزیر بحرانی ترین روزهای این مرز و بوم آنچنان بر “نظام!” گران آمد که چاره ندید جز نرساندن این پیام؟ عصاره این پیامها و بیانیه ها چه بود که حاکمیت را به تنگ آورده بود؟

میر دربند امروز ما تنها روایتگر سالهایی بود که “دوران طلایی” می خواندش. همان سالهایی که باعث طعنه و کنایه برخی‌ها شده در فراسوی مرزها. دوره ای که موسوی داستانش را می گوید برای نسل سومی ها آنقدر بیگانه است که به افسانه می ماند.

موسوی هرچند خود را “بلیغ” نمی داند در این واگویی آرمانها ولی باور دارد که “پیام اصیل انقلاب” آنچنان دلنشین بوده است برای این نسل سومی ها که آنها را باز به هیجان آورد و صحنه های سه دهه پیش را بازسازی کرد.

موسوی برای نسلی که دست پرورده دستگاه آموزشی و تبلیغات حاکمیت کنونی بوده است، تنها داستان آن آرمانی را می گفت که “کرامت انسانها” را به ارمغان آورده بود. او سختی ها و درشتی های راه را هنوز از یاد نبرده بود و چه کسی می توانست بهتر از او بگوید آنچه در این سه دهه بر این آرمانها رفت.

این راهبر جنبش مردمی سبز، خود را “پیرو” مردمی می داند که “رنگ سبز” را به عنوان نماد برگزید. او بر خود می بالد از “نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قریب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشیند میوه‌هایش شبیه به هم است.”

چه کسی می توانست بهتر از نخست وزیر دوران سختی ها و شیرینی ها دفاع مقدس بگوید که “جمهوریت نظام به مسلخ” کشیده خواهد شد و اینان می خواهند در عمل “ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت” را به اثبات برسانند.

موسوی بود که نیک می دانست دستاورد یک انتخابات مهندسی شده چه کسانی را خشنود می کند “یک دسته آنان که از ابتدای انقلاب در مقابل امام صف‌آرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان ‌دانستند” همان ها که عرصه بر مردم تنگ کرده اند و ” به گمان باطل خود می‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند”. و دسته دیگری که سه دهه است در بزنگاه این ملت کمین کرده اند تا “با ادعای دفاع از حقوق مردم” دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت بدانند و فاتحه دین را بخوانند.

میر در بند چون از “هنر شگرف امام” در باطل کردن “سحر دوگانه‌‌انگاری‌های” اسلامیت و جمهوریت مطلع بود باید به حصر می رفت چرا که می خواست با تکیه بر راه او تلاش ساحران را خنثی کند.

او می خواست تا یک بار دیگر مردم را که امید از خانه دلهایشان رخت بربسته بود به “انقلاب اسلامی آن گونه که در اندیشه شهید بهشتی بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد”، دعوت کند، اما سارقان آرمانهای این ملت موسوی را تاب نیاوردند. چه پیامش به دل می نشست و جماعتی را با خود دنبال می کرد.

موسوی شاهدی بود در دادگاه تاریخ این ملت که بگوید” آنچه اینان می کنند نه اسلام است و نه جمهوری اسلامی.” او می خواست رساتر بگوید که “عقب‌ماندگی، فقر، فساد و بی‌عدالتی سرنوشت ما نیست.

موسوی پیشترها دیده بود در این صحنه آرایی که هدفی بیشتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت است. او به چشم دل دیده بود که اینان با به یغما بردن آرمانهای امام و انقلاب و می خواهند “نوع جدیدی از زندگی سیاسی” را به مردم تحمیل کنند.

مهندس معماری که “طراحی اسلامی” را در دنیای مدرن در ساختمانهای شهرمان برای جهانیان به تصویر کشیده و حسینه ارشادش شده بود سمبل “اسلام رحمانی” از طاغوت تا ولایت، در کلامش این بار آمده بود تا بگوید طعم شیرین آن “حیات طیبه” چه بود که سرمایه های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم آن گذاشته شد.

موسوی آمده بود تا روح پرسشگری در این نسل را بار دیگر زنده کند و به این پرسش که آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌کردیم؟ پاسخ دهد که “نه” چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست.

در زمانه ای که گذار از سنت به مدرنیسم به شکاف نسلها دامن بیشتری می زند، او آمده بود تا نشان دهد می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست.

او که به یاد داشت جماعتی را که “عرضه اداره کردن یک نانوانی” را ندارند آمده بود تا بیاد آورد هشدارها را در باره این جماعت که بر همه مسندهای قدرت اینک سوار شده اند و “قلب آرمان” می کنند و پوستین وارونه به تن “جمهوری اسلامی”.

میر دربند که تنگ نظری های متحجران را که خون به دل امامش کرده بود هنوز نتوانسته بود از خاطر ببرد آمده بود تا درباره تحجر باز بگوید.

بارها گفت و کسی نشنید که “گریز از قانون به استبداد می‌انجامد.”

اینک موسوی در میان ما نیست. ماههاست که به‌جز چند پیام کوتاه امیدبخش، چیز دیگری از او شنیده نشده است. اما آنچه موسوی در بحبوحه آتش و خون نوشت آنقدر حکیمانه است که می تواند نقشه راه سبزها برای این “مسیر زندگی جدید” باشد.

موسوی که از هیچ چیز به اندازه رذالت دروغگویی رنج نمی برد، پدرانه، برادرانه و خیرخواهانه خواسته بود “نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند.

و این ملت بار دیگر پرچم آرمانهای بلند انقلاب را از دست کذابان خواهد ستاد و به وارثان صادقش خواهد سپرد. الیس صبح بقریب؟

نامه ای به محمدرضا مقیسه، بازمانده ی شهدای هفتم تیر

Posted: 12 Nov 2011 02:10 AM PST

یکی از همرزمان محمد رضا مقیسه در نامه ای خطاب وی می گوید: میگفتی میرحسین را بر همان منش و روش میبینم و از مرحوم عالی نسب نقل میکردی زمانی که در سال ۷۶ به ایشان اصرار می کردند که با مهندس موسوی بر سر حضور در انتخابات صحبت کنند ایشان می گفتند بگذارید میرحسین ذخیره این انقلاب باقی بماند. و تو میرحسین را ذخیره انقلاب می دانستی برای روزهایی که دروغ و تهمت و ناراستی سرتاپای جامعه را گرفته بود.

محمدرضا مقیسه، روزنامه‌نگار و سردبیر مجله بیست ساله‌ها و عضو کمیته پیگیری امور بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان پس ازانتخابات است.

وی مهرماه سال ۸۸ بازداشت و به اتهام فعالیت در کمیته بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران از سوی قاضی صلواتی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب استان تهران به ۶ سال زندان محکوم شد.

در این نامه که به امضای یک دوست و همراه سبز رسیده، آمده است: یادم می آید بعد از جنگ در کاروان راهیان نور به روایت جنگ و فتح برای نسل جوان می پرداختی و امروز نیز در پشت میله های قفس استبداد دینی برای نسل سبز ایران عزیزمان روایت فتحی دیگر را شروع کرده ای.

محمد رضا مقیسه هم اکنون در بند ۳۵۰ اوین دوران محکومیت خود را می گذراند، در بخشی دیگر از این نامه در اینباره آمده است: هم بندانت نقل می کنند که در زندان سفره داری میکنی، به حال و روز دیگران رسیدگی میکنی، جوانان را یاری می دهی، اگر کسی گرفتاری مالی داشته باشد دستگیرش می شوی و همه اینها را حمل بر احسان و لطف و بزرگواریت می کنند و من به آن ها می گفتم مقیسه ای که ما میشناختیم غیر از این نبود. مقیسه ما اگر این کارها را انجام ندهد وجود خود را مضر می داند. زندان در رویه های رفتاری او هیچ خللی ایجاد نکرده است.

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر برادر عزیز

امروز که این نامه را برایت می نویسم یک سالی می شود از بار دومی که به زندان رفتی. بار اول در ۲۲ مهرماه ۱۳۸۸ پس از مصاحبه دادستان کل کشور بازداشت شدی و بار دوم برای اجرای حکم در ۸ آبان ۱۳۸۹ به زندان فراخوانده شدی. اکنون ۲سال است که تو ناجوانمردانه در حبسی و ما همچنان ناباورانه به نظاره ایستاده ایم.

باورمان نمی شود، نظامی که روزگاری برایش انقلاب کردی و روزگاری در دفاعش به جبهه شتافتی اینچنین تو را در بند بخواهد. اما این را یقین داریم که تو بر مبنای همان آرمان ها که انقلاب کردی و جنگیدی، امروز در صحنه ایستاده ای و راه سبز امید را امتداد راه سرخ شهادت و جنگ می دانی و همچنان بر همان عهدی که با خمینی کبیر و بهشتی عزیز بستی استواری.

همیشه و حتی در همین آخرین باری که به مرخصی آمده بودی به ما میگفتی من هنوز هم حاضرم بر سر همان آرمان ها جان بدهم و حتی با قاطعیتی که از ایمانت لبریز می شد میگفتی من بازمانده قافله شهدای هفتم تیر و دفاع مقدسم. ترس از مرگ برای ما ننگ است و به یاد شهید عزیزمان بهشتی میگفتی ما راست قامتان همیشه تاریخیم.

امروز تو اثبات کردی که با آن شهدا نسبتی داشتی و مرید مکتب مرادمان بهشتی عزیز هستی. میگفتی میرحسین را بر همان منش و روش میبینم و از مرحوم عالی نسب نقل میکردی زمانی که در سال ۷۶ به ایشان اصرار می کردند که با مهندس موسوی بر سر حضور در انتخابات صحبت کنند ایشان می گفتند بگذارید میرحسین ذخیره این انقلاب باقی بماند. و تو میرحسین را ذخیره انقلاب می دانستی برای روزهایی که دروغ و تهمت و ناراستی سرتاپای جامعه را گرفته بود.

یادم می آید بعد از جنگ در کاروان راهیان نور به روایت جنگ و فتح برای نسل جوان می پرداختی و امروز نیز در پشت میله های قفس استبداد دینی برای نسل سبز ایران عزیزمان روایت فتحی دیگر را شروع کرده ای.

اینقدر می دانم که به راهت ایمان داری برادر و همین ایمانت در ذهن ما، چهره ای استوار و مصمم از تو ساخته است. هم بندانت نقل می کنند که در زندان سفره داری میکنی، به حال و روز دیگران رسیدگی میکنی، جوانان را یاری می دهی، اگر کسی گرفتاری مالی داشته باشد دستگیرش می شوی و همه اینها را حمل بر احسان و لطف و بزرگواریت می کنند و من به آن ها می گفتم مقیسه ای که ما میشناختیم غیر از این نبود. مقیسه ما اگر این کارها را انجام ندهد وجود خود را مضر می داند. زندان در رویه های رفتاری او هیچ خللی ایجاد نکرده است.

از هم بندیانت شنیدم که در مقابل مقامات زندان که تو را دعوت به نوشتن توبه نامه و تقاضای عفو کرده اند لبخندی زده ای و گفته ای به مسئولان بگوئید درخواست عفو بنویسند تا ما رسیدگی کنیم و این همه نشان از این می دهد که پروژه زندان و تواب سازی و نمایش های مضحک اعتراف را به سخره گرفته ای و آزادگی ات را با آزادی به دست ظالمان معاوضه نمی کنی. اجرکم عندالله برادر.

محکم و استوار مثل همیشه برقرار باش برادر سبز ما و درس استقامت و آزادگی بده که خداوند به تو و به خانواده ات اجر مجاهدت در راه خدا را عطا خواهد کرد.

ان الذین قالوا ربنا اللّه ثم استقاموا فلا خوف عـلیـهـم و لا هـم یـحزنون.

به امید ایرانی آباد، آزاد و سربلند

رطوبت و ترکهای متعدد، تخت جمشید را در معرض ریزش قرار داده است

Posted: 12 Nov 2011 12:55 AM PST

ترکهای متعددی که در تخت جمشید ایجاد شده، این بنا را در معرض ریزش و آسیب جدی قرار داده است.

به گزارش مهر، آسیب‌های دیگری همچون رطوبت نیز این بنا را تهدید می‌کند اما ترکهایی که اکنون در این بنای جهانی دیده می‌شود نگرانی دوستداران میراث فرهنگی را شدت بخشیده است.

محمد اسدپور، مدیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی مرودشت، می‌گوید ترک سنگ‌ها تخت جمشید را در معرض خطر ریزش قرار داده است.

به گفته وی در دروازه ملل ستونهایی وجود دارد که این ستون‌ها ترکهای تازه‌ای خورده است. به مرور زمان سنگ‌ها تحت تاثیر فرسایش و بارانهای اسیدی، شرایط آب و هوایی و مرور زمان دچار فرسایش می‌شوند اما طی مدت اخیر به دلیل کنترل نکردن از سوی مسئولان و متخصصان این ترک‌ها روز به روز بیشتر شده است.

مدیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی مرودشت تصریح می‌کند که هر گردشگری بخواهد بازدیدی از نقاط مختلف این مجموعه داشته باشد به راحتی می‌تواند این ترک‌ها را مشاهده کند.

به گفته او در دیواره‌های دروازه ناتمام ترکهایی دیده می‌شود که آجرهای آن قابل مشاهده است و علاوه بر این کاخ صدستون نیز ترکهای زیادی برداشته است.

این فعال میراث فرهنگی تاکید می‌کند که ترک‌های دیواره کاخ موزه به حدی شدید است که باعث انحنای یک ستون شده است.

به گفته وی اگر این روند ادامه داشته باشد در آینده‌ای نه چندان دور با فروپاشی نمای کنونی رو به رو خواهیم بود و اگر این ترک‌ها به صورت گسل و شکاف باشد و یکی از کاخ‌ها تخریب شود، دیگر نمی‌توان کاری انجام داد.

مدال طلا برای کیانوش رستمی، وزنه‌بردار ایرانی

Posted: 12 Nov 2011 12:53 AM PST

کیانوش رستمی، وزنه‌بردار ایرانی، روز جمعه در رقابت های‌وزنه برداری قهرمانی جهان در پاریس، در وزن ۸۵ کیلوگرم صاحب مدال طلا شد.

به این ترتیب، تیم ملی وزنه برداری کشورمان با کسب ۱۴۲ امتیاز در مجموع دو دوره رقابت های وزنه برداری جهان در آنتالیا (۲۰۱۰) و پاریس (۲۰۱۱) به کسب شش سهمیه کامل المپیک ۲۰۱۲ لندن نزدیک تر شده است.

سعید محمدپور، محمدرضا براری، سجاد انوشیروانی و بهداد سلیمی نیز دیگر وزنه برداران ایرانی هستند که در این دوره از مسابقات حضور دارند و هنوز روی تخته نرفته اند.

هفتاد و نهمین دوره رقابت های وزنه‌برداری جهان و انتخابی بازی های المپیک ۲۰۱۲ لندن از شنبه گذشته در شهر پاریس در جریان است و تا روز یکشنبه ادامه خواهد یافت.

به بی‌خردی خاتمه دهید

Posted: 12 Nov 2011 12:52 AM PST

کلمه – بامداد راد:

پس از گمانه‌زنی‌هایی که در مورد گزارش تازه‌ی رییس آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای درباره‌ی پرونده‌ی ایران صورت می‌گرفت، به‌تازگی و با درز فحوای موضوع اصلی این گزارش، معلوم شد گام نهایی درباره‌ی پرونده‌ی هسته‌ای ایران در حال برداشته‌شدن است؛ رسانه‌های محافظه‌کار آمریکایی فاش ساخته‌اند در گزارش تازه‌ی آژانس، به‌طور مفصل موضوع حرکت برنامه‌ی هسته‌ای ایران به‌سوی کاربردهای نظامی مطرح و به آن پرداخته شده‌است.

از زمانی که برنامه‌ی هسته‌ای ایران محل گفت‌وگو قرار گرفت، اسراییل که یکی از بزرگ‌ترین زرادخانه‌های هسته‌ای جهان را در اختیار دارد، همواره به پشت‌گرمی آمریکا از گزینه‌ی حمله‌ی نظامی به ایران سخن رانده‌است. البته در شرایطی که هرازچندگاهی ایران دست به آزمایش موشک‌های دوربردی می‌زند که توانایی هدف‌گرفتن اسراییل را دارند و حتی یکی از فرماندهان ارشد سپاه از این سخن می‌گوید که ایران می‌تواند از سمنان اسراییل را هدف قرار دهد، در کنار چالش‌های دیرین ایران و اسراییل که در طول دوره‌ی حکم‌رانی احمدی‌نژاد تیره‌تر هم شده‌است، اسراییل را هم درباره‌ی امنیت خود نگران‌تر کرده است؛ هرچند این به‌هیچ‌وجه به این معنا نیست که اسراییل حق دارد به ایران حمله کند، صرف‌نظر از این‌که اسراییل اساساً کشوری متجاوز است.

حال، آن‌چه اسراییل آن را مصرانه دنبال می‌کرد تحقق بیش‌تری یافته‌است؛ گزارشی که منتشر شده است، مدعی است برنامه‌ی هسته‌ای ایران چندان هم صلح‌آمیز نیست و بنابراین برای «جهان» خطرناک است و باید با آن رویارو شد. اسراییل می‌تواند یک‌بار برای همیشه، شر کشور بزرگ و قدرت‌مندی را که بیش از سه دهه است از نابودی‌اش سخن می‌راند و یکی از اصلی‌ترین شعارهایش در جریان مقاومت در برابر عراق این بود که «راه قدس از کربلا می‌گذرد» و بخشی از عملیات‌هایش را در راستای تحقق همین شعار طرح‌ریزی می‌کرد، خلاص شود. از همین رو، چگالی اظهارنظر در این راستا که تنها راه مقابله با جمهوری اسلامی رویارویی نظامی‌ست از سوی مقامات اسراییل در چند روز اخیر به‌شدت بالا رفته‌است و هم‌زمان با آن، تمهیدات امنیتی و نظامی لازم نیز برای این امر در حال پیش‌بینی‌ست.

از سوی دیگر، آمریکا نیز لا اقل در ظاهر به این حمله مایل است و گرچه امکان مخالفت دولت آمریکا با این حمله وجود دارد، این جنگ می‌تواند با توجه به آن‌چه از تاریخ می‌دانیم، داروی اقتصاد بیمار آمریکا باشد. بحران بازارهای مالی که چندی‌ست گریبان آمریکا را گرفته و به هیچ صراطی مستقیم نیست که هیچ، موج تازه‌ی آن با درگیری اروپا در این بحران و احتمال ورشکستگی یونان در راه است، آن دردی‌ست که درمانش یک جنگ است؛ نظیر همان بحران فراگیری که در سال ۱۹۲۹ -دقیقاً نظیر حالا- وال‌استریت را فلج کرد و تا آغاز جنگ جهانی دوم ادامه یافت و با آغاز جنگ به رونق انجامید. در کنار این، نباید از توجه به سخنان هیلاری کلینتون -وزیر امور خارجه‌ی آمریکا- غافل شد که به‌تازگی گفته‌است: (نقل به مضمون) «ایرانیان در صورت بروز اعتراضاتی دیگر، از جامعه‌ی جهانی یاری بخواهند».

یک. ایران نه عراق است، نه افغانستان و نه حتی لیبی (پیش‌تر اشاره کرده‌ام چرا «ایران لیبی نیست») و واقعیت‌هایی وجود دارد که ثابت می‌کند ایران باتلاق عظیمی برای متجاوزان خواهدبود:

  • نیروی دریایی ایران به‌شدت «نامتعارف» است؛ به این معنا که گرچه توان رویارویی با مثلاً ناوهای قدرت‌مند و پیش‌رفته‌ی آمریکایی را ندارد، اما به‌راحتی توان ایجاد اخلال طولانی‌مدت را در تنگه‌ی راهبردی هرمز دارد. این موضوع سبب می‌شود صادرات نفت خلیج فارس با بحران عمده‌ای مواجه شود که حل آن چندان ساده نخواهدبود؛ به عبارت دیگر، بیش از دوسوم تولید نفت دنیا تا مدت نامعلومی معلق خواهدشد. این‌جاست که مسئله‌ی دیگری رخ می‌نماید و آن، لزوم پیش‌بینی منابع دیگر برای تأمین نفت است؛ آیا یکی از دلایل حمله‌ی ناتو به لیبی و عدم هیچ‌گونه مداخله‌ای در سوریه می‌تواند همین باشد؟
  • ایران گرچه نیروی هوایی چندان کارآمدی ندارد، اما از توان موشکی نسبتاً خوبی برخوردار است. ایران دست‌کم به‌راحتی می‌تواند پایگاه‌های آمریکایی منطقه را با موشک‌های کوتاه و میان‌برد خود مورد حمله قرار دهد و حتی شاید قادر باشد با استفاده از موشک‌های دوربرد خود نه‌تنها اسراییل که شرق اروپا را نیز هدف قرار دهد. ایران اخیراً از روسیه پارازیت‌انداز سیار خریداری کرده؛ ابزاری که احتمالاً برای مقابله با رادار سپر دفاع ضد موشکی ناتو، که اخیراً ترکیه با استقرار آن در خاکش موافقت کرده‌است، بسیار کارا خواهدبود.
  • از هم‌پیمانان منطقه‌ای چون حماس در فلسطین و حزب‌الله در لبنان به این خاطر که توان‌شان چندان قابل محاسبه نیست صرف‌نظر می‌کنم، این دو گروه شاید بتوانند برای اسراییل مشکل ایجاد کنند ولی در نهایت تأثیر چندانی بر روند نبرد نخواهندگذاشت. به همین دلیل هم‌پیمان مزوری چون هوگو چاوز در ونزوئلا نیز نخواهدتوانست آن نقشی را که احتمالاً از سرمایه‌گذاری در این کشور مدنظر بوده، ایفا کند. با این همه، این‌ها نیز به‌نوبه‌ی خود می‌توانند به‌دلیل ضعف‌شان نسبت به دشمن، جنگ را گسترده‌تر کنند، ساده این‌که «بالاتر از سیاهی رنگی نیست»، یا آن‌طور که علی‌اکبر صالحی -وزیر امور خارجه‌ی ایران- اظهار کرده: «مرگ یک‌بار، شیون هم یک‌بار».

دو. طرح احتمالی آمریکا و اسراییل برای حمله به ایران به این شکل خواهدبود که به‌صورت محدود به تأسیسات هسته‌ای ایران یورش برده و در ادامه با توجه به ریزش مشروعیت نظام و نارضایی گسترده ، نظام سرنگون شده و امکان مقاومت را از دست بدهد. چنین طرحی ضمن آن‌که بسیار ساده‌اندیشانه است، به دلیل شور وطن‌پرستی ایرانی اساساً نشدنی‌ست.

این شور که در جنگ تحمیلی خود را نمایاند و یکی از عوامل پایداری ایرانیان در برابر حمله‌ی عراق به پشتیانی کشورهای دیگر جهان بود، با ملی‌گرایی روشن‌فکرانه تفاوت‌های عمده‌ای دارد؛ از جمله این‌که به هیچ ترتیبی خود را به بحث‌هایی چون «استبداد داخلی بهتر است یا آزادی خارجی» آلوده نمی‌کند و در برابر تجاوز خارجی، همانند تمام نمونه‌های تاریخ پربار این سرزمین، تمام اقوام و زبان‌ها و ادیان ایرانی را چنان به هم وصل می‌کند که به هیچ ترتیبی امکان گسستن آن وجود ندارد. به همین دلیل، تا حدود زیادی یقین دارم که در صورت وقوع چنین حمله‌ای، حتی درصد بالایی از مخالفان نظام برای حفظ مملکت -و نه حاکمیت کنونی جمهوری اسلامی- وارد عرصه‌ی مقاومت خواهندشد.

سه. حمله به ایران به آن سادگی و کوچکی که جنگ‌افروزان گمان می‌کنند نخواهدبود. شخصاً حتی احتمال دخالت چین و روسیه را نیز دور از ذهن نمی‌دانم، به این خاطر که رقابت میان شرق و غرب عالم به‌طور فزاینده‌ای بالا رفته و همین امر -نظیر وضعیتی که در آستانه‌ی جنگ جهانی دوم وجود داشت- زمینه‌ی بروز تنش را فراهم می‌کند. چنین مسئله‌ای البته نبرد را به‌شکلی غیر قابل پیش‌بینی و کنترل درخواهدآورد که حتی تصورش هم برای من شدیداً وحشت‌آور است.

از سوی دیگر، این حمله نمی‌تواند نقش نجات‌بخشی را که جنگ جهانی دوم برای اقتصاد بحران‌زده‌ی آمریکا ایفا کرد، ایفا کند. در آن جنگ، آمریکا به‌دلیل فاصله از میدان نبرد دخالت چندانی در جنگ نداشت و در نتیجه آسیبی هم از آن ندید. جنگ جهانی دوم برای آمریکا یک موهبت بود، موهبتی که باعث شد این کشور که از جنگ جان سالم به‌در برده‌بود، در قالب طرح‌های بازسازی اروپا اقتصاد ویران خود را سامان دهد و رشد خیره‌کننده‌ای را تجربه کند. این شرایط اکنون وجود ندارد؛ در جنگ احتمالی، آمریکا یکی از طرفین دعواست و طبعاً شرایط کاملاً متفاوت است.

چهار. آن‌چه به ذهن می‌رسد همان چیزی‌ست که هر عقل سلیمی به آن حکم می‌دهد؛ آرامش ملت‌ها نباید با بی‌خردی دولت‌ها برهم بخورد و جان میلیون‌ها انسان بی‌گناه با مخاطره مواجه شود. این بی‌خردی در هر دو سو دیده می‌شود؛ هم طرف ایرانی که خیال می‌کند با تکیه بر آن‌چه دارد می‌تواند «حماسه‌آفرینی» کند، هم طرف آمریکایی-اسراییلی که گمان می‌کند می‌تواند کار را به‌شکل قابل پیش‌بینی و ساده‌ای جمع کند و غافل از آن است که ایران با همه‌جای دنیا فرق دارد و معلوم نیست حتی پرتاب یک موشک به یکی از تأسیسات هسته‌ای ایران، چه نتایج فاجعه‌آمیزی به‌بار بیاورد.

سرک کشیدن به حریم خصوصی مردم یا خیانت برخی مسوولان در امانت؟

Posted: 12 Nov 2011 12:46 AM PST

تلفن همراهتان زنگ می‌خورد، در آن سوی خط بازاریاب یک شرکت به ظاهر خصوصی استکه هم نام شما را می‌داند و هم اطلاعات کاملی از خودروی شما دارد! متجاوزی که با لحن مودبانه، می‌کوشد شما را به خرید یک محصول مجهول ترغیب کند و از تهدید شما هم ابایی ندارد.

در حالی که حفظ حریم خصوصی، یکی از مصادیق حقوق شهروندی و احترام گذاشتن به آن، یکی از اصول اولیه شهروندی است، امروزه این حریم توسط برخی افراد و شرکت‌های سودجو مورد تعرض قرار می‌گیرد و خصوصی‌ترین اطلاعات شخصی مردم که در اختیار نهادهایی همچون ناجا، بیمه و کارخانه‌های خودروسازی است، به برخی افراد غیرمرتبط واگذار می‌شود.

داستان از هنگامی شروع شد که با آغاز هدفمندسازی یارانه‌ها، بنزین گران و مصرف بهینه آن، دغدغه روزمره مردمی شد که خاطره خوبی از تورم ناشی از افزایش قیمت این کالا نداشتند؛ تهدیدی که از چشم سودجویان بهترین فرصت به نظر می‌رسید؛ افرادی از بخش خصوصی که گویا چندان مستقل هم نیستند!

پشت پرده این رخدادهای تلخ که پیشتر هم به اشکال گوناگون رخ داده، شرکتی است که موفق شده اختراع قرن را به نام خود ثبت کند؛ اختراعی که متخصصان بزرگ دنیای خودرو موفق به کشفش نشده‌اند و تنها به ذهن این دوستان رسیده است و شاهد این ادعا، شکل فروش محصول خلق شده است؛ «قطعه کاهش دهنده مصرف سوخت خودرو».

به تازگی برخی از مالکان خودرو با تماس‌هایی روبه‌رو شده‌اند که در آن، یکی از بازاریابان شرکت مذکور، تلاش دارد با به‌کارگیری سیاست تهدید و تشویق، محصولی را به آن‌ها عرضه کند که کاربردش کاهش مصرف سوخت است؛ بازاریابانی که علاوه بر دانستن شماره تلفن و تلفن همراه مالک خودرو، نام مالک و اطلاعات فنی خودروی وی را هم دارند و چه بسا اگر برخی قیود محدودشان نمی‌کرد، به جزییاتی اشاره می‌کردند که همه انگشت به دهان بمانند!

نکته اینجاست که به این هم بسنده نمی‌کنند و از اجباری شدن نصب محصولشان روی همه خودرو‌ها و در آینده نزدیک خبر داده و می‌گویند: «فروش قطعه کاهش دهنده سوخت برای شما دارای تخفیف خاص بوده و اگر خریداری نکنید، خودروی شما متوقف خواهد شد و در آینده با اجباری شدن این طرح، باید قطعه را با سه برابر قیمت تهیه کنید»؛ تهدید خام دستانه‌ای که ریشه در جای دیگری دارد.

آمار را زیربنای توسعه پایدار می‌دانند؛ عاملی بسیار مهم که دستمایه همه برنامه ریزی هاست و شاید در این راستا باشد که قرار شده سرشماری سراسری نفوس و مسکن به جای هر ده سال، هر پنج سال یک بار برگزار شود؛ اما گویا این ضرورت به خوبی برای برخی روشن نشده است؛ آن دسته از مسئولینی که به راحتی اعتماد عمومی جامعه را به چالش می‌کشند و با خیانت در امانتی که در دست دارند، حریم خصوصی مردم را به سخره می‌گیرند و آمار گرفته شده از مردم را در اختیار سودجویانی می‌‌گذارند که در خوش بینانه‌ترین حالت، قصد سوءاستفاده مالی از این اطلاعات را دارند.

روی سخن با نهادهای مسئول است؛ کسانی که در مسند امور هستند و به خوبی می‌دانند که واگذاری اطلاعات شخصی مردم به افراد غیر مسئول، تخلفی نابخشودنی است که بر امنیت اخلاقی جامعه هم تأثیر خواهد گذاشت. خود را به جای شهروندی گذارید که در مواجهه با مأمور سرشماری، تماس‌های‌ گاه و بیگاه افرادی را به ‌یاد می‌آورد که به اطلاعات شخصی‌اش دسترسی دارند و تلاش دارند درباره یک محصول، اصطلاحا وی را «پرزنت» کنند.

افرادی که‌ گاه قرار است منزل وی را در فلان طبقه از ساختمان واقع در بهمان منطقه بیمه کنند، ‌گاه قرار است با چاپ نام و آدرس محل کسب و کار وی در یک کتاب خاص، به کسب و کارش رونق ببخشند و‌ گاه قرار است، مصرف بنزین خودرویش را به هر کلکی کم کنند. اگر در اینچنین شرایطی قرار بگیرید، به چه امیدی در ارایه آمار دقت به خرج خواهید داد؟

منبع: تابناک

حاجی بابایی: آموزش و پرورش را به‌گونه‌ای متحول می‌کنم که مردم لذت ببرند

Posted: 12 Nov 2011 12:39 AM PST

وزیر آموزش و پرورش گفت:« آموزش و پرورش را در دو سال طوری متحول خواهم کرد،که مردم لذت ببرند.»

“حمید رضا حاجی بابایی” در گفتگو با ایلنا در مورد تعیین تکلیف معلمان حق التدریسی گفت: «اینها نه معلمان حق التدریس بلکه شرکتی هستند چرا که شرکت‌های طرف قرارداد با آموزش و پرورش که وظیفه آنها ارائه نیروهای خدماتی برای جارو کردن مدرسه بود برخلاف قانون، تعدادی معلم دربین آنها به عنوان نیروهای خدماتی به کار گرفتند که این خود به معنای خدشه‌دار کردن جایگاه معلم بود.»

 معلمان شرکتی کارمندان آموزش وپرورش نبودند

وی با بیان اینکه این معلمان کارمندان ما نبودند بلکه کارمندان همان شرکت‌هایی هستند که به کل منحل شده‌اند ،افزود:« پیش از زمان وزارت من کمیسیون آموزش و تحقیقات چندین نامه در این زمینه داده بود و بعد از آن دیوان محاسبات و سازمان بازرسی کل کشور این اقدام را تخلف دانسته بودند.»

وزیر آموزش و پرورش با یادآوری برگزاری آزمون برای استخدام معلمان شرکتی تصریح کرد: «ما در ۳ رشته بهداشت، ابتدایی و استثنایی از آنها آزمون گرفتیم که برخی از آنها نتوانستند نمره قبولی را کسب کنند.»

حاجی بابایی در مورد تعیین تکلیف معلمان شرکتی که در آزمون استخدامی پذیرفته‌ نشده‌اند، گفت: «ما که نمی‌توانستیم برای ۱۱۶ رشته آزمون برگزار کنیم نیاز ما تنها در آن سه رشته مذکور بود.»

 مطالعه نکردن معلمان دلیل یادنگرفتن دانش آموزان

وی در ادامه در پاسخ به این پرسش که کیفیت آموزشی با اجرای طرح تعطیل پنج شنبه‌ها رو به کاهش است،افزود:« یعنی پنج‌شنبه که دانشگاه‌ها تعطیل است دانشجویان سواد ندارند.»

وزیر آموزش و پرورش خاطرنشان کرد:« یکی از دلایلی که تاکنون دانش آموزان خوب درس را یاد نمی‌گرفتند این بود که معلمان برخلاف استادان دانشگاه ۶ روز هفته را مشغول کار بودند و دیگر فرصتی برای مطالعه نداشتند که یافته‌های خود را به دانش آموزان منتقل کنند.»

وزیری هستم که می‌خواهم پژوهنده تحول بدهم

حاجی بابایی جایگاه معلم را پژوهشگری و نه همچون یک کارمند دانست و افزود:« استاد دانشگاه در طول سال ۶۸ روز تدریس و ۳۰۰ روز مطالعه می‌کند این درحالی است که معلم ۶ روز تدریس می کند و تنها یک روز برای استراحت دارد .»

وی با تاکید بر اینکه من وزیری هستم که می خواهم پژوهنده تحول بدهم افزود: «تنها با نگاه پژوهشگری به معلم است که پژوهنده تولید می‌شود.»

کیفیت آموزشی ایران، ضعیف تر از کشورهای پیشرفته نیست

وزیر آموزش و پرورش از تعطیل حوزه‌های علمیه در روزهای پنج‌شنبه یاد کرد و افزود: «این از بعد دینی و اسلامی و از بعد جهانی نیز درهیچ یک از کشورهای پیشرفته دنیا ،دانش آموز ۶ روز درس نمی‌خواند و از همین رو با اجرای طرح تعطیل پنج شنبه درصدد اصلاح این وضعیت هستیم .»

وی در پاسخ به سوال دیگر مبنی بر اینکه مقایسه سیستم آموزشی ایران با کشورهای پیشرفته درست نیست زیرا که کیفیت آموزشی ایران، بسیار ضعیف تر از کشورهای پیشرفته است گفت:« اصلا این طور نیست زیرا ما معلمان قوی تر و دانش آموزان هوشیارتری داریم امابرنامه‌ریزی هایمان غلط است.»

مدرسه محل نگهداری دانش آموزان نیست

حاجی بابایی تصریح کرد:« یکی از اشتباهات این است که مدرسه محل نگهداری دانش آموزان شده است به ما می‌گویند با تعطیل پنج‌شنبه‌ها فرزندان ما را چه کسی باید نگه دارد این در حالی است که در دنیا این طور نیست و مدرسه تنها محلی برای یادگیری دانش است.»

وی در پایان خاطرنشان کرد:« ما هیچ چیزی از کشورهای پیشرفته دنیا کم نداریم وبرخی برنامه‌ریزی های اشتباه هم که وجود داشته است هم اکنون درحال اصلاح آنها هستیم.»

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages