
شیوه ای تازه برای دسترسی به سایت بی بی سی از ایران
در این بخش نسخه کامل برنامه چشم انداز بامدادی رادیو فارسی بیبیسی، شامل مجموعهای از اخبار، گزارش و تحلیل به صورت پادکست برای دانلود و اشتراک در اختیار شما قرار می گیرد.
lotf-ali-khan.info و 102103.info
ولسوال شیگل ولایت کنر گفته است که در یک عملیات ناتو علاوه بر اعضای مهم گروه طالبان یازده کودک نیز کشته شده اند. وزارت امور داخله افغانستان نیز خبر داده است که در یک عملیات نیروهای ناتو در ولایت شرقی کنر دو فرمانده محلی طالبان کشته شده اند.
غلامرضا مصباحی مقدم، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس ایران گفته که رشد اقتصادی ایران صفر یا زیر صفر است و از فرصتها در اقتصاد به درستی استفاده نشده، برای همین هم مجلس مخالف اجرای مرحله دوم برنامه حذف یارانههاست.
جان کری، وزیر خارجه آمریکا که به ترکیه سفر کرده در جمع خبرنگاران خواستار عادی سازی روابط ترکیه و اسرائیل شده است. ترکیه و اسرائیل از جمله مهم ترین متحدان آمریکا در منطقه به شمار میروند.
علاالدین بروجردی، میگوید که به دیپلمات عربستان سعودی، که تصادف رانندگی مرگباری با یک شهروند ایرانی داشت، اجازه خروج از ایران داده نشده است. مقامهای ایرانی میگویند این وابسته سفارت عربستان سعودی در حال مستی رانندگی میکرد.
دولت اسرائیل بار دیگر بر بی نتیجه بودن مذاکره با ایران تأکید کرده و خواستار تعیین ضرب الاجل برای حکومت این کشور شده است، اما دولت آمریکا میگوید که به رغم ناکامی مذاکرات اخیر، به تلاش دیپلماتیک برای حل بحران اتمی ایران پایبند است.
علی اکبر ولایتی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایران میگوید ائتلاف سهگانهای که عضو آن است، قصد ندارد با ائتلاف دیگر اصولگرایان به نام ائتلاف پنجگانه ادغام شود. به گفته آقای ولایتی، نامزد نهایی این گروه با توجه به دیدگاه رهبر انتخاب میشود.
علیرضا کرمیخیرآبادی، زندانی امنیتی که به جرم هواپیماربایی در زندان رجایی شهر کرج زندانی بود، مدتی پس از انتقال به بیمارستان امام خمینی تهران به دلیل "اختلال تنفسی" جان باخت.
پیکر عسل بدیعی، بازیگر سینما و تلویزیون ایران امروز یک شنبه ۱۸ فروردین پس از اهدای اعضای بدن وی از مقابل تالار وحدت تهران تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
مقامات برگزاری انتخابات در پاکستان حضور پرویز مشرف، رهبر نظامی پیشین این کشور را در انتخابات عمومی آینده تایید کردهاند. این اقدام در حالی صورت میگیرد که آقای مشرف با اتهام نقض قانون در کشور روبروست.
سال هاست که کره شمالی به صورت مشکل آزاردهنده ای برای آمریکا درآمده است و باراک اوباما رئیس جمهوری کنونی آمریکا نیز در رفع این مشکل و مذاکره با کره شمالی یا محدود کردن برنامه هستهای این کشور موفقیتی نداشته است.
در سال ۱۳۰۴ قمری، کتابی در تهران منتشر شد به نام «تادیب النسوان» به قلم نویسندهای ناشناس که همانگونه که از نامش پیدا بود، ادعای تعلیم و تربیب زنان را داشت.
اعتراضها علیه حکومت بشار اسد به بحرانی پیچیده در سوریه تبدیل شده که بازیگران مختلف داخلی و خارجی دارد. این مجموعه نگاهی است به بازیگران مختلف و مواضع آنها.
شیوه ای تازه برای دسترسی به سایت بی بی سی از ایران:
شرکت سایفون به تازگی پروژه ای آزمایشی را برای دسترسی کاربران داخل ایران به سایت فارسی اجرا کرده است.
برنامه کم حجمی که سایفون ارائه کرده، روی سیستم های عامل ویندوز و اندروید قابل نصب و استفاده است.
مراحل نصب برنامه:
ا. ایمیلی به این نشانی بفرستید: down...@psiphon3.com
۲. لازم نیست که در قسمت موضوع (subject) یا داخل ایمیلتان متنی نوشته شود. تنها کافی است ایمیلی خالی به نشانی down...@psiphon3.com ارسال کنید.
۳. پس از ارسال این ایمیل، یک پیام خودکار به شما ارسال می شود که در آن، لینک هایی برای دریافت برنامه به زبان های مختلف وجود دارد. شما باید روی لینک مربوط به زبان فارسی کلیک کنید. فایل مربوط به برنامه همچنین به این ایمیل پیوست خواهد بود که می توانید آن را در رایانه خود ذخیره و سپس اجرا کنید.
۴. مرحله آخر، کلیک کردن روی آن لینک و اجرای برنامه است.
۵. وقتی که برنامه بسته می شود، ارتباط با سایفون به طور خودکار قطع خواهد شد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/services/2012/12/121210_psiphon_windows_android.shtml
برنامه رادیویی چشم انداز بامدادی بی بی سی فارسی، هر روز صبح از ساعت ۲:۳۰ تا ۴:۳۰ به وقت گرینویچ و ۷ تا ۹ صبح به وقت تهران و کابل، از سایت فارسی بی بی سی، فرکانس های پخش ماهواره ای تلویزیون فارسی بی بی سی، فرکانس رادیویی ۱۱۷۲۷ عمودی بر روی ماهواره هاتبرد، و نیز امواج کوتاه و متوسط رادیویی پخش می شود.
پادکست چشم انداز بامدادی یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۲، برابر با ۷ آوریل ۲۰۱۳ میلادی را از این لینک دانلود کنید:
http://downloads.bbc.co.uk/podcasts/worldservice/jjn/jjn_20130407-0443a.mp3
برای دانلود کردن قسمتهای پیشین این برنامه اینجا را کلیک یا به صفحه زیر مراجعه کنید:
http://www.bbc.co.uk/podcasts/series/jjn
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/institutional/2011/04/000001_dawn_podcast.shtml
فيلتر شکن برای دسترسی به متن و تصاوير وبسايت فارسی بیبیسی
فيلتر شکن برای تماشای برنامه های تلويزيون فارسی بی بی سی به صورت آنلاين
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/tv/2009/12/091224_bbcpersian_proxy.shtml
مقام های محلی در ولسوالی/شهرستان شیگل ولایت کنر در شرق افغانستان میگویند که در یک عملیات مشترک نیروهای امنیتی افغان و نیروهای خارجی دست کم یازده مخالف مسلح دولت به شمول فرماندهان محلی طالبان کشته شده اند.
عبدالظاهر، ولسوال شیگل ولایت کنر گفت که در این عملیات، خانه علیخان یک فرمانده محلی طالبان، بمباردمان شد و بر علاوه اعضای مهم گروه طالبان،یازده کودک نیز در این حادثه قربانی شدند.
شاهدان عینی گفتهاند که اجساد ده کودک را دیده اند که تظاهرکنندگان خشمگین آنها را روی شانه های خود به مقر ولسوالی شیگل انتقال میدادند.
مقام های محلی به خبرنگاران گفته اند که کودکان کشته شده، فرزندان طالبان مسلح بودند و در خانه هایی نگهداری میشده اند که از آن نیروهای امنیتی هدف حمله و شلیک قرار گرفته اند.
یک مقام محلی در کنر گفت که طالبان از این کودکان به عنوان سپر انسانی استفاده کرده اند.
ولسوال شیگل افزود که در عملیات ناتو، ۶ زن نیز زخمی شده و آنها به بیمارستان مرکزی اسعدآباد کنر منتقل شده اند. او گفت که خانه علیخان پیشتر از این از سوی فرماندهان محلی طالبان از جمله قاری حنیف به عنوان قرارگاه استفاده شده است.
در همین حال واصف الله واصفی سخنگوی والی کنر گفت که این عملیات روز گذشته، شنبه ۱۷ حمل/فروردین توسط نیروهای امنیتی افغان و به همکاری ناتو سازماندهی شد که در نتیجه آن یازده عضو گروه طالبان کشته و بیش از ده تن دیگر زخمی شدند.
آقای واصفی گفت که در این عملیات چهار افسر اداره امنیت ملی نیز زخمی شده اند که وضعیت آنها وخیم گزارش شده است. همچنین گزارش شده که یک سرباز آمریکایی هم در عملیات روز گذشته در کنر جان باخته است.
نیروهای بینالمللی یاری امنیتی یا آیساف گفته اند که در این عملیات یک کارمند غیرنظامی آمریکایی کشته شده و نیروهای هوایی آنها به درخواست قوای ایتلاف، در عملیات سهم گرفتند.
دین آینرت، یک سخنگوی آیساف گفت: "ما میدانیم که چندین شورشی کشته شدهاند. ما همچنین اطلاع داریم که در این حمله غیر نظامیان زخمی شده اند، اما به تازگی اتهام کشته شدن غیر نظامیان نیز مطرح شده است. آیساف موضوع تلفات غیر نظامیان را بسیار جدی میگیرد و در حال حاضر مشغول بررسی جزییات بیشتر این حادثه هستیم."
وزارت امور داخله افغانستان نیز با پخش خبرنامهای از کشته شدن ۶ تن به شمول دو فرمانده طالبان در روستای "سنو دره" از مربوطات ولسوالی شیگل ولایت کنر خبر داده اند.
وزارت داخله میگوید که در این عملیات دو فرمانده طالبان به نام های گلرئوف و علیخان به همراه چهار همکار دیگرشان کشته شده اند. وزارت داخله تایید میکند که در این رویداد سه پسر علیخان فرمانده طالبان محلی نیز کشته شده اند.
در خبرنامه وزارت داخله آمده است که این دو فرمانده محلی طالبان بیشتر فعالیت های هراس افگنی را سازماندهی می کرده اند که با کشته شدن آنها وضعیت امنیت ولسوالی شیگل کنر بهبود خواهد یافت.
ولایت کنر در شرق کشور از ولایاتی نا امنی است که افغانستان را از طریق خط دیورند با پاکستان وصل میکند.
غلامرضا مصباحی مقدم رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس ایران گفته که رشد اقتصادی ایران صفر یا زیر صفر است و "ما نتوانستیم از فرصت ها در اقتصاد به درستی استفاده کنیم".
به گزارش خبرگزاری فارس، آقای مصباحی مقدم در نشست اتاق بازرگانی ایران گفته که شرایط برای اجرای قانون هدفمندی یارانه ها فراهم نیست و مجلس مخالف اجرای فاز دوم آن است.
آقای مصباحی مقدم تاکید کرده که این "به معنای آن نیست که این قانون اجرا نمی شود، بلکه اگر نرخ تورم به نرخ تک رقمی نزدیک شود فاز دوم اجرا خواهد شد."
اجرای برنامه هدفمند کردن یارانه ها از زمستان سال ۱۳۸۹ با هدف حذف سوبسیدها از اقتصاد شروع شد و دولت با حذف بخشی از یارانهها، ماهی ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان به ازای هر نفر به خانواده ها پرداخت می کند.
در طول اجرای برنامه حذف یارانه ها، تورم به شدت افزایش پیدا کرد و نرخ رسمی آن در پایان سال از مرز ۳۱ درصد نیز فراتر رفت در حالی که آقای مصباحی می گوید که مرحله اول برنامه حذف یارانه ها در شرایطی اجرا شد که نرخ تورم در کشور ۱۱ درصد بود.
آقای مصباحی مقدم می گوید که مجلس مخالف اجرای مرحله دوم حذف یارانهها ست چرا که شرایط اجرای این قانون در سال جاری "مساعد نیست" و مجلس در صورتی موافق اجرای مرحله دوم این برنامه خواهد بود که "تورم تک رقمی شده، ثبات اقتصادی ایجاد شود و نگرانی مردم کاهش یابد."
مخالفت با شروع مرحله دوم حذف یارانهها
این سخنان درحالی مطرح می شود که دولت محمود احمدی نژاد ماههای پایانی خود را سپری می کند و در آخرین بودجه سالانه خود، بودجه برنامه حذف یارانه ها را در سال جاری دو برابر پیش بینی کرده است.
لایحه بودجه امسال به دلیل تاخیر طولانی دولت، هنوز تصویب نشده و مجلس تنها بودجه ای برای سه ماه اول سال تصویب کرده است، ولی برخی نمایندگان از هم اکنون مخالفت خود را با اجرای مرحله دوم برنامه حذف یارانه ها اعلام کرده اند.
سال گذشته نیز دولت اصرار داشت مرحله دوم برنامه حذف یارانه ها را اجرا کند و بودجه ای ۱۳۵ هزار میلیارد تومانی را درخواست کرده بود که مجلس آن را به حدود نصف (۶۶ هزار میلیارد تومان) کاهش داد.
امسال نیز دولت دوباره بودجه اجرای این برنامه را ۱۲۰ هزار میلیارد تومان پیش بینی کرده است.
رشد شتابان تورم و تنگ تر شدن حلقه تحریم های بین المللی فشار زیادی بر اقتصاد ایران وارد کرده است به گونه ای که قیمت ها در داخل به سرعت در حال افزایش است و از سوی دیگر به دلیل محدودیت های مالی و تجاری، دولت قادر نیست برای کنترل قیمت ها همانند گذشته کالا وارد کند.
مهدی غضنفری، وزیر صنعت، معدن و تجارت میزان درآمدهای ارزی سال گذشته را ۵۰ میلیارد دلار برآورد کرده و گفته که این رقم نصف میزان پیش بینی شده بود است.
ایران پیش از این روزانه به طور میانگین حدود دو و نیم میلیون بشکه نفت صادر می کرد، اما بعد از تنگ تر شدن حلقه تحریم ها، برخی گزارشها نشان می دهد که صادرات نفت ایران هم نصف شده است.
آقای مصباحی می گوید که در بودجه سال گذشته "فروش نفت روزانه دو میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه لحاظ شده بود، ولی امسال یک میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه لحاظ شده است."
کاهش درآمدهای ارزی به افزایش شدید قیمت ارزهای خارجی و کاهش ارزش ریال منجر شده است.
گزارش رسمی از وضعیت رشد اقتصادی ایران منتشر نشده است.
آخرین گزارش بانک مرکزی درباره رشد اقتصادی مربوط به تابستان سال ۱۳۹۰ است که رشد اقتصادی ایران در آن ۳.۴ درصد اعلام شده است در حالی که هم اکنون به گفته رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، صفر یا زیرصفر است.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/business/2013/04/130407_l01_economy_iran_mesbahi.shtml
جان کری، وزیر خارجه آمریکا که به ترکیه سفر کرده خواستار عادی سازی روابط ترکیه و اسرائیل شده است.
آقای کری این سخنان را در حالی بیان کرد که باراک اوباما دو هفته پیش توانست نخست وزیر اسرائیل را به عذرخواهی از ترکیه متقاعد کند و آقای اردوغان نیز این عذرخواهی را پذیرفت.
ترکیه و اسرائیل از جمله مهم ترین متحدان آمریکا در منطقه به شمار می روند.
آقای کری در سخنان امروز خود گفت: "ما خواستار عادی سازی روابط بین دو کشور( ترکیه و اسرائیل) هستیم که نقشی مهم در برقراری ثبات در خاورمیانه و روند صلح دارند."
روابط بین ترکیه و اسرائیل در پی حمله نیروهای اسرائیلی به کشتی های حامل کمک های انساندوستانه ترکیه به غزه در سال ۲۰۱۰ میلادی تیره شد.
آقای کری در جریان این سفر از تلاش های ترکیه مبنی بر اعمال فشار بر دولت بشار اسد، رئیس جمهور سوریه و ارائه کمک های بشر دوستانه به پناهجویان سوری تقدیر کرد.
گفته شده وزیر خارجه آمریکا در تلاش است تا ترکیه را به ادامه پذیرش پناهجویان سوری در خاک این کشورتشویق کند.
به گفته سازمان ملل، از بیش از یک میلیون پناهجوی سوری که به کشورهای همسایه گریخته اند، تقریبا ۲۵۰ هزار نفر از آنها در ترکیه به سر می بردند.
به گفته ژیار گل، خبرنگار بی بی سی فارسی در ترکیه، یکی دیگر از اهداف سفر آقای کری، عادی سازی رابطه ترکیه با عراق است.
این دو کشور در حال حاضر از روابط خوبی برخوردار نیستند، و در گذشته نوری مالکی، نخست وزیر عراق و رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه یکدیگر را دیکتاتور خطاب کرده بودند.
جان کری همچنین تلاش می کند ترکیه را در مذاکرات صلح بین اسراییل و فلسطینیان همراه کند و از رابطه خوب آقای اردوغان با رهبران حماس برای پیشبرد صلح استفاده کند.
احتمالا آقای اردوغان ماه آینده از نوار غزه دیدار خواهد کرد و این احتمالا بخشی از توافقات ترکیه و اسرائیل هنگام عذرخواهی آقای نتانیاهو بوده است.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130407_l31_kerry_turkey_israel.shtml
علاالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، گفته است که به دیپلمات عربستان سعودی، که تصادف رانندگی مرگباری با یک شهروند ایرانی داشت، اجازه خروج از ایران داده نشده است.
مقامهای ایرانی میگویند این وابسته سفارت عربستان سعودی در تهران در حال مستی رانندگی میکرده و به دلیل سرعت غیر متعارف و عدم تعادل، در مسیر شرق به غرب اتوبان ارتش، تصادف کرده است. در این حادثه، یک شهروند ایرانی جان خود را از دست داده است.
آقای بروجردی گفته است: "تخلفات دیپلمات عربستانی مضاعف است. اولاً چندین بطری مشروب در داخل ماشین این كارمند مشهود بود كه چند تا از آنها هم باز بوده و براساس تستی كه پلیس انجام داده وی در حال مستی این كار را انجام داده است."
او افزوده: "تا روشن شدن تكلیف و استیفای حقوق خانواده شهروند ایرانی از خارج شدن این دیپلمات از كشور ممانعت شده است."
آقای بروجردی همچنین گفته ایران خواهان بررسی حادثهای است که در فرودگاه جده به مرگ دو زائر ایرانی منجر شده است.
امروز حسن قشقاوی، معاون کنسولی و پارلمانی وزیر خارجه، و امیر عبداللهیان، معاون عربی و آفریقای وزیر خارجه، در مجلس ایران حاضر شده و توضیحاتی به نمایندگان مجلس ایران دادهاند.
آقای قشقاوی گفته است: "دیپلمات خاطی عربستانی همچنان در کشور حضور دارد و از کشور خارج نشده است."
روابط میان ایران و عربستان سعودی در ماههای اخیر تنشآمیز بوده و دو طرف انتقادهای تندی را علیه هم مطرح کردهاند.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130407_l45_iran_saudi_diplomat.shtml
دولت اسرائیل بار دیگر بر بی نتیجه بودن مذاکره با ایران تأکید کرده و خواستار تعیین ضرب الاجل برای حکومت این کشور شده است، اما دولت آمریکا میگوید که به رغم ناکامی مذاکرات اخیر، به تلاش دیپلماتیک برای حل بحران اتمی ایران پایبند است.
یووال اشتاینیتس، وزیر امور استراتژیک اسرائیل امروز یکشنبه ۱۸ فروردین از آمریکا و کشورهای غربی خواست که با تعیین ضرب الاجلی کوتاه مدت برای ایران، مانع از آن شوند که این کشور مثل کره شمالی به یک تهدید اتمی تبدیل شود.
او گفت: "نه تحریم کافی است نه مذاکره. وقت آن رسیده که برای خطر نظامی ایران خط قرمز تعیین شود، یک خط قرمز کاملا واضح از طرف جامعه جهانی، آمریکا و کشورهای غربی".
همزمان جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا که به ترکیه سفر کرده است، گفت که دولت باراک اوباما با وجود شرایط پیچیده ای که درپیش بودن انتخابات ریاست جمهوری ایران برای مذاکرات اتمی ایجاد کرده است، قصد دارد به این مذاکرات ادامه دهد.
او در عین حال تأکید کرد که روند مذاکرات نمی تواند برای همیشه ادامه یابد.
او گفت که تلاش دیپلماسی کار دشواری است و نیاز به صبر دارد.
دور اخیر مذاکرات هسته ای ایران و کشورهای گروه ۱+۵ دیروز در آلماتی قزاقستان بدون نتیجه به پایان رسید در حالیکه به گفته کاترین اشتون، رئیس مذاکره کنندگان ۱+۵، مواضع طرفین "فاصله زیادی" با یکدیگر داشت.
یووال اشتاینیتس که مسئول امور ایران در دولت اسرائیل است، در واکنش به این مذاکرات به رادیو ارتش اسرائیل گفت: "ما از اول هم هشدار داده بودیم، از نحوه انجام این مذاکرات معلوم است که این نقشه ای است برای خریدن وقت. ایرانیها در حالیکه اورانیوم غنی می کنند راه خود را با گفتگو و خنده به سمت بمب اتمی باز میکنند. ما موضع کاملا روشنی در این باره داشته ایم و دنیا هم به تدریج دارد متوجه آن میشود."
او وضعیت ایران را با نمونه کره شمالی مقایسه کرد و گفت: "فکر میکنم آنچه در حال حاضر در کره اتفاق می افتد به همه نشان میدهد که متوقف کردن فعالیتهای هسته ای ایران چقدر فوریت دارد."
"جامعه بین المللی به کره شمالی فرصت داد تا به سلاح هسته ای دست پیدا کند و این کشور حالا کره جنوبی، ژاپن و حتی آمریکا را به استفاده از آن تهدید میکند. تصور کنید اگر در دو سال آینده رژیم تندرو افراطی تهران به سلاح هسته ای دست پیدا کند چه اتفاقی برای اسرائیل و اروپا و آمریکا و کل دنیا خواهد افتاد."
"ما فکر می کنیم بدون یک تهدید قابل توجه و ملموس - از جمله یک برنامه زمان بندی کوتاه - محال است که ایران برنامه هسته ای اش را کنار بگذارد."
آقای اشتاینیتس بدون اینکه درباره این ضرب الاجل توضیح بیشتری بدهد فقط اشاره کرد که مهلت ایران نباید بیشتر از "چند هفته یا چند ماه" باشد.
بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل که از دوستان نزدیک اشتاینیتس است پیشتر نیمه سال ۲۰۱۳ را ضرب الاجل ایران دانسته بود، هرچند بعدا شماری از مقامات اسرائیلی بطور غیر رسمی گفتند که این طرح کنار گذاشته شده است.
گفته می شود که دولت آمریکا در مورد اقدامات یک جانبه احتمالی علیه ایران به اسرائیل هشدار داده است.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130407_me_israel_iran_deadline_nuclear.shtml
علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر ایران و نامزد انتخابات ریاست جمهوری میگوید ائتلاف سهگانهای که او عضو آن است، قصد ندارد با ائتلاف دیگر اصولگرایان به نام ائتلاف پنجگانه ادغام شود.
آقای ولایتی در یک مصاحبه مطبوعاتی در جمع خبرنگاران گفته است ائتلاف سهگانه برنامهای برای اجماع با ائتلاف پنچگانه اصولگرایان ندارد.
ائتلاف سه گانه به نام 'ائتلاف پیشرفت' یا ائتلاف ۱+۲ متشکل از علی اکبر ولایتی (مشاور ارشد رهبر ایران و وزیر خارجه دولتهای میرحسین موسوی و اکبر هاشمی رفسنجانی)، غلامعلی حداد عادل (رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس نهم) و محمدباقر قالیباف (شهردار تهران) است.
بعضی تحلیلگران سیاسی پیشبینی میکنند در صورتی که اصولگرایان با یک چهره شاخص واحد در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۱۳۹۲ شرکت نکنند، ممکن است آرای آنها در مقابل آرای نامزد جناح رقیب شکسته شود.
علی اکبر ولایتی، از ائتلاف سهگانه پیشرفت، امروز ۱۸ فروردین، در جمع خبرنگاران گفته است این ائتلاف رأس خاص و رهبر ندارد و نفر نهایی نامزد انتخابات ریاست جمهوری این ائتلاف با توجه به دیدگاه رهبر ایران و با تشخیص سه عضو ائتلاف مشخص میشود.
مشاور ارشد امور بینالملل رهبر ایران وعده داده است که این ائتلاف سهگانه، قدرتمندترین دولت پس از انقلاب را تشکیل خواهد داد.
به گفته آقای ولایتی، قرار است افراد مختلف در زمینههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی معرفی شوند تا به گفته او "مردم بدانند قرار است به یک تیم قوی شناخته شده رأی بدهند".
مشاور رهبر ایران میگوید کشور در "تک سلیقهای اداره شدن" پیشرفتی ندارد و باید به صورت جمعی اداره شود.
او در پاسخ به این سوال که "چرا یکی از سه نامزد ائتلاف سهگانه بیش از دو نفر دیگر تبلیغ میکند" گفته است، افراد در روشهای تبلیغ آزادند، اما "هر سه نفر به ائتلاف پایبند هستند".
ائتلاف پنج در آستانه انتخاب
محمدرضا باهنر، عضو ائتلاف پنجگانه اصولگرایان هم چند روز پیش در جمع خبرنگاران درباره نامزد اصلی این ائتلاف گفته بود، ملاک این گروه بیشتر نظرسنجیهاست و ائتلاف پنجگانه سعی میکند قبل از آغاز ثبت نام به یک رأی واحد برسد.
ائتلاف پنجگانه اصولگرایان را محمدرضا باهنر (نایب رئیس دوم مجلس نهم)، منوچهر متکی (وزیر خارجه سابق در دولت محمود احمدینژاد)، یحیی آلاسحاق (رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران)، مصطفی پورمحمدی (رئیس سازمان بازرسی کشور و وزیر کشور سابق در دولت محمود احمدینژاد) و محمدحسن ابوترابی فرد (نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی ایران در دوره نهم) تشکیل میدهند.
این ائتلاف به تازگی اعلام حضور کرده است.
یکی از خبرنگاران از آقای باهنر، عضو ائتلاف پنجگانه پرسیده بود "اگر اکبر هاشمی رفسنجانی یا محمد خاتمی در انتخابات شرکت کنند، آیا اصولگرایان برای شکسته نشدن آرا، از نامزد واحد حمایت میکنند؟"
مشاور ارشد رهبر ایران در پاسخ گفته بود که به دنبال "مدیریت واحد بر اصولگرایان" است اما بر اساس مقتضیات زمان تصمیم میگیرد.
آقای باهنر پیشتر گفته بود که محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی در صورت شرکت در انتخابات طبق نظرسنجیها رأی بالایی دارند اما "رأی منفی" آنها هم بالاست.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130407_l57_irelex_velayati_candidates.shtml
علیرضا کرمیخیرآبادی، زندانی امنیتی که به جرم هواپیماربایی در زندان رجایی شهر کرج زندانی بود، مدتی پس از انتقال به بیمارستان امام خمینی تهران به دلیل "اختلال تنفسی" جان باخت.
یکی از بستگان این زندانی با تائید این خبر به بیبیسی فارسی گفت: "پزشکان دلیل مرگ را اختلال تنفسی عنوان کردند... اما نمیدانیم واقعیت دارد یا نه؟"
به گفته این شخص، آقای خیرآبادی به غیر از ناراحتی قلبی مشکل خاص دیگری نداشت و هفته گذشته نیز در ملاقات با خانواده خود "سالم و سرحال" بوده است.
آقای کرمی خیرآبادی از کارمندان سابق شرکت نفت بود که به دلیل هواپیما ربایی ابتدا به اعدام و سپس به حبس ابد محکوم شده بود.
وی در سال ۱۳۸۷ از زندان رجایی شهر در نامه ای سرگشاده نوشت که وزارت اطلاعات ایران بارها او را به اتهام هواداری از برادرش عبدالرضا کرمی خیرآبادی، از اعضای سازمان مجاهدین خلق، در گچساران بازخواست کرده و او بارها هر گونه ارتباط با برادرش را تکذیب کرده است.
او در بخشی از نامه خود نوشته بود: "رفتاری با من داشتند که مصداق بارز قصاص قبل از جنایت می باشد. من جان خود و فرزندانم را در خطر می دیدم و آنها آنقدر مرا شکنجه کردند که لاجرم برای نجات خود و خانواده ام اقدام به فرار با هواپیمای فوکر ۲۷ متعلق به شرکت ملی نفت ایران نمودم."
پس از هواپیماربایی،دولت عراق آقای کرمی را به دولت اردن تحویل داد و بنا بر آنچه او در نامه خود نوشته است، دولت اردن وی را تحویل دولت ایران داد.
این زندانی از آن زمان تا پیش از مرگ به مدت بیش از یک دهه از زندگی خود را در زندان اوین و رجایی شهر گذراند.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130407_nm_prisoner_hospital_prison.shtml
پیکر عسل بدیعی، بازیگر سینما و تلویزیون ایران امروز (یک شنبه ۱۸ فروردین) پس از اهدای اعضای بدن وی از مقابل تالار وحدت تهران تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
خانم بدیعی در دهم فروردین به دلیل وخامت اوضاع جسمی به بیمارستان منتقل شد و پس از مرگ او در بیمارستان لقمان اعلام شد که براساس خواسته این بازیگر اعضای بدن او به بیماران نیازمند اهدا خواهد شد.
به گفته مجید درگاهی، مسئول هماهنگ کننده تیم پیوند اعضا بیمارستان مسیح دانشوری، علت مرگ این بازیگر پارگی عروق مغزی و به دنبال آن خونریزی مغزی بوده است.
امید قبادی، معاون مرکز فرآهم آوری اعضای پیوندی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در خصوص اهدای اعضای این بازیگر به خبرگزاری مهر گفته است: "قلب مرحوم خانم بدیعی توسط تیم جراحی قلب دکتر ماندگار به یک بیمار نیازمند پیوند میشود، دو ریه وی در بیمارستان مسیح دانشوری به عنوان تنها مرکز پیوند ریه کشور پیوند میشود و اقدامات لازم برای پیوند ریهها در این بیمارستان آغاز شده است. این عمل حدود ۷ ساعت طول میکشد. کبد و لوزالمعده وی نیز برای پیوند به شیراز ارسال میشود و کلیههای او نیز در دو بیمارستان در تهران برای پیوند فرستاده شده است. بقیه اعضای وی مانند قرنیه و تاندونها نیز برای فراهم آوری به بانک نسوج ارسال میشود تا در آینده به بیماران نیازمند پیوند شود."
پدر عسل بدیعی: من حالا هفت فرزند دارم
شاهرخ بدیعی، پدر این بازیگر، در سخنرانی کوتاهی در مراسم تشییع پیکر فرزندش گفت دخترش که با فیلم 'بودن و نبودن' کار خود را در سینما آغاز کرد به تبع این بازی در چنین فیلمی روش انسانی اهدای عضو را پیشه کار خود قرار داد.
او گفت: "میدانید که با مرگ عسل چه حادثهای بر ما رخ داده است، اما اجزای بدن او امروز در وجود ۷ بیمار نیازمند جای گرفته است و من حالا هفت فرزند دیگر دارم. این برای من افتخار است."
غزل بدیعی، خواهر این بازیگر نیز دست نوشته خواهرش را که در نخستین روزهای سال نو نوشته شده بود برای حضار خواند: "سال ۹۲ شد و در این گذر عمر چیزی قسمت همه ماست. حالا ۳۶ سالم است، دهه ۳۰ هم گذشت با سرعت مثل همه چیز همچون دهه ۲۰ شش سال را در رکود بودم. حالا می توانم مسلط باشم. ضعف درونی ام رنگ باخته است. اشتباه زیاد کردهام. اشتباه زیاد دیدهام، اشتباه ارزش دادم و اشتباه بیارزش کردم اما مهر خدا خواست که هنوز سالمم، توانمندم، ریشه دارم، جوانم، زیبایم، پسری دارم، عشق و مهر، خانوادهای مثل گوهر ناب و دوستانی مثل برگ گل و دنیایی که هر روزش واقعه است. حالا انرژی خفتهای دارم برای رسیدن به زندگی. تمام توانم امسال بر این است که شگفتی بیافرینم، شگفتیای که پسرم "جانیار" و خانوادهام به آن افتخار کنند. من می دانم امسال سال من است."
جانیار عرب نیا، فرزند این بازیگر نیز که به همراه پدرش فریبرز عرب نیا (همسر سابق عسل بدیعی) به پشت میکروفن آمد، در حالی که اشک میریخت گفت: "او همه کار برای من کرد و حالا او را از همیشه بیشتر دوست دارم و دلم برایش تنگ میشود."
براساس گزارش خبرگزاریها از ایران در مراسم خاکسپاری این بازیگر، بسیاری از بازیگران سینما و تلویزیون از جمله مهتاب کرامت، مریلا زارعی، جمشید گرگین، بهزاد فراهانی، رویا تیموریان و صدها نفر از مردم حضور داشتند.
عسل بدیعی نخستین بار در سال ۱۳۷۵ در فیلم "بودن یا نبودن" کیانوش عیاری ایفای نقش کرد و پس از آن در فیلم های دستهای آلوده (سیروس الوند)، هفت پرده (فرزاد مؤتمن)، از صمیم قلب (بهرام کاظمی)، شمعی در باد (پوران درخشنده)، پروانهای در مه (محمدجواد کاسهساز)، سربلند (سعید تهرانی) و روز هشتم (تلویزیونی - مهدی کرم پور) بازی کرد.
این بازیگر سینما ایران ۳۶ ساله و متولد سال ۱۳۵۶ بود.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130407_nm_actress_badie_funeral.shtml
مقامات برگزاری انتخابات در پاکستان حضور پرویز مشرف، رهبر نظامی پیشین این کشوررا در انتخابات عمومی آینده تایید کردهاند. این اقدام در حالی صورت میگیرد که آقای مشرف با اتهام نقض قانون در کشور روبروست.
گفته شده که مقامات برگزاری انتخابات نامزدی آقای مشرف را از شهر چیترال در شمال پاکستان که در نزدیکی مرز افغانستان واقع است، پذیرفتهاند.
آقای مشرف که در پی کودتایی در سال ۱۹۹۹ میلادی به مدت ۹ سال زمام امور را در پاکستان به دست گرفت، در ماه گذشته میلادی پس از ۴ سال تبعید خود خواسته به کشور بازگشت.
رئیس جمهور سابق پاکستان پس از بازگشت به کشور قول داد که در انتخابات پارلمانی که قرار است ۱۱ مه برگزار شود، شرکت کند.
پیشتر تلاش های آقای مشرف برای کاندیداتوری از دو شهر دیگر از جمله کراچی، به دلیل اتهاماتی نظیر نقض قانون و اخراج قضات ارشد، رد شده بود.
رئیسجمهور پیشین پاکستان قصد دارد در انتخابات آینده این کشور حزب خود، مسلم لیگ (شاخه مشرف) را رهبری کند.
افضل آقا از مقامات وابسته به حزب آقای مشرف رد درخواست های او را تصمیمی جانبدارانه توصیف کرد و گفت که خواستار بازنگری در این تصمیم ها شده اند.
از زمان کناره گیری آقای مشرف از قدرت در سال ۲۰۰۸ میلادی، از نفوذ او کاسته شده و او با اتهاماتی در داخل کشور روبرو است.
سال هاست که کره شمالی به صورت مشکل آزاردهنده ای برای آمریکا درآمده است و باراک اوباما رئیس جمهوری کنونی آمریکا نیز در رفع این مشکل و مذاکره با کره شمالی یا محدود کردن برنامه هستهای این کشور موفقیتی نداشته است.
در سال جاری میلادی به چند دلیل تهدید های کره شمالی شدت بیشتری داشته است.
کیم جونگ-اون رهبر جدید کره شمالی هنوز باید موقعیتش را در داخل کشورش تحکیم بخشیده و قدرت خود را منسجم کند.
کره جنوبی نیز به تازگی رئیس جمهوری جدیدی انتخاب کرده است. پارک گئون-های، اولین رئیس جمهوری زن کره جنوبی است و تردیدی نیست که رهبر کره شمالی می خواهد قدرت او را نیز محک بزند.
واکنش آمریکا در برابر تحولات اخیر در کره شمالی تقریبا مانند موارد مشابه گذشته است ومقامات این کشور با الفاظ متفاوت، موضع واشنگتن در برابر اقدامات کره شمالی را تکرار کرده وخاطرنشان می کنند که این اقدامات کمکی به این کشور نکرده و بر انزوایش خواهد افزود. به این ترتیب می توان نتیجه گیری کرد که چشم انداز راه حل های جدیدی دیده نمی شود.
دلایل منطقی متفاوت
در دوره ریاست جمهوری بیل کلینتون، دولت آمریکا به منظور کاهش نگرانی های پیونگ یانگ و رفع تنش، چندین بار مانورهای نظامی مشترک با کره جنوبی را لغو کرد.
ولی در این اواخر، دولت آمریکا در برابر تشدید لفاظی های کره شمالی، با نمایش قدرت واکنش نشان داده است.
پس از طوفان بیست نوبت تهدید در طول تنها چند هفته، دولت اوباما بمب افکن های رادارگریز خود را برفراز شبه جزیره کره به پرواز درآورد.
این کار همچنین برای کاهش فشار بر کره جنوبی و جلوگیری از اقدام یک جانبه این کشور برای نشان دادن ضرب شصت به همسایه شمالی اش بود.
ولی هر تلاشی از جانب آمریکا و جامعه بین المللی برای جوابگو بودن پیونگ یانگ، از جمله اعمال تحریم ها، موجب افزایش رفتارهای نامعقول کره شمالی می شود.
البته دولت آمریکا همواره به اقدامات پیونگ یانگ برای جلب توجه وقعی ننهاده و با عزم راسخ به مانورهای نظامی ادامه داده است. ولی از آنجا که کره شمالی با دید متفاوتی به ماجرا نگاه می کند، این مانورها موجب خشم بیشتر این کشور می شود.
مقامات کره شمالی به مانورهای نظامی دفاعی همسایه جنوبی خود با آمریکا، به عنوان تمرینات نظامی بالقوه تهاجمی نگاه می کنند. تحلیلگران می گویند مقامات کره شمالی معتقدند که تسلیحات هسته ای آنان تنها چیزی است که کشورشان را از حمله آمریکا مصون نگاه می دارد.
ماموریت های پنهانی
باراک اوباما در آغاز اولین دوره ریاست جمهوری خود گفت اگر دشمنان آمریکا تمایل داشته باشند مشت گره خورده خود را بازکنند، آمریکا حاضر است دست خود رابه سوی آنان دراز کند.
ولی تلاش ها برای از سرگرفتن گفتگوهای شش جانبه که در سال ۲۰۰۹، متوقف شد تا کنون به نتیجه نرسیده است.
از سوی دیگر با توجه به رفتار پیونگ یانگ، برای باراک اوباما مشکل است که شجاعت نشان داده و به طور علنی با مقامات کره شمالی مذاکره کند زیرا این خطر وجود دارد که منتقدینش او را برای این که تهدیدها را پذیرفته و به حکومت کیم جونگ-اون مشروعیت داده ملامت کنند.
مقامات دولت آمریکا در سال ۲۰۱۲ به طور مخفیانه به کره شمالی رفتند تا رهبر جدید این کشور را ترغیب کنند که سیاست خارجی خود را معتدل تر کند.
یکی از این سفرها درآوریل سال ۲۰۱۲ بود. ریاست هیئت آمریکایی در این سفر با جوزف دو ترانی، بود که کارشناس امور کره شمالی است و در آنموقع رئیس مرکز ملی مبارزه با تکثیر هسته ای آمریکا بود.
او که اکنون رئیس ائتلاف اطلاعات و امنیت ملی است که یک گروه صنعتی است، این موضوع را که ماموریت رفتن به پیونگ یانگ را داشته در گفتگو با بی بی سی تایید نکرد ولی در باره لزوم دیپلماسی صحبت کرد و به طور ضمنی گفت که کره شمالی دست رد به سینه سیاست کنونی آمریکا زده است. آقای دو ترانی، اضافه کرد که آمریکا خیلی خوب با وضعیت برخورد می کند و این به عهده کره شمالی است که موانع را از سر راه بردارد.
سیاست آمریکا در قبال کره شمالی، ناشی از حمایت آمریکا از ژاپن و کره جنوبی و تلاش برای نشان دادن این است که آمریکا همچنان خود را متعهد به پشتیبانی از متحدینش در برابر کره شمالی می داند.
دیپلماسی با کره شمالی عمدتا از طریق مذاکرات ۶ جانبه صورت می گیرد که ژاپن، چین، کره جنوبی و روسیه نیز در آن شرکت دارند.
همواره در پایان هر دور مذاکره، از خلع سلاح هسته ای به عنوان هدف نهایی نام برده می شود. ولی نگرانی های کره شمالی، اعم از این که موجه باشد یا نه، غالبا موجب کاهش اهمیت اصل مذاکرات می شود.
در طول چهار سال گذشته، سیاست آمریکا در قبال کره شمالی را لی میونگ باک، رئیس جمهور سابق کره جنوبی دیکته می کرد که موضع انعطاف ناپذیری در برابر کره شمالی داشت.
ولی کریستوفر نلسون، یک کارشناس قاره آسیا خاطرنشان می سازد در حالی که رهبر جدید کره جنوبی به لفاظی های همسایه شمالی خود پاسخ محکمی داده، همچنین نشان داده در صورتی که کره شمالی مایل به از سرگیری مذاکره با این کشور باشد، ذکر خلع سلاح هسته ای به عنوان هدف نهایی، الزامی نیست.
آقای نلسون گفته بود از اظهارات هیئت نمایندگی کره شمالی در سازمان ملل متحد چنین برمی آمد که پیونگ یانگ، اکنون آماده گفتگوست.
اگر چه این موضوع هنوز کاملا روشن نشده، بعید به نظر می رسد که آمریکا در حال حاضر به طور علنی مایل به انعطاف پذیرتر کردن سیاست خود در قبال کره شمالی باشد.
در شرایط کنونی، فرصت های زیادی برای بررسی راه های دیپلماتیک درارتباط با مشکل کره شمالی وجود دارد.
وزیر خارجه کره جنوبی به واشنگتن سفر کرده و جان کری، در اولین سفر خود به منطقه خاور دور به عنوان وزیر خارجه آمریکا، از کره جنوبی، چین و ژاپن بازدید کرده و بر تعهد دولت آمریکا از حمایت از متحدینش تاکید کرده است.
همچنین قرار است خانم پارک، رئیس جمهوری جدید کره جنوبی درماه مه با باراک اوباما در واشنگتن ملاقات و گفتگو کند.
در سال ۱۳۰۴ قمری، کتابی در تهران منتشر شد به نام «تادیب النسوان» به قلم نویسندهای ناشناس که همانگونه که از نامش پیدا بود، ادعای تعلیم و تربیب زنان را داشت.
از محتوای کتاب برمیآمد که نویسنده، همچون بسیاری از مردان همعصر خود، از سرکشی و نافرمانی روزافزون زنان طبقه مرفه شهرنشین نگران و ناراحت است و به این وسیله خواسته تا هم ناراحتی خود را ابراز نماید و هم –شاید- گامی اصلاحی در جهت تربیت آنان بردارد.
آن زمان، بیش از هفتاد سال از نخستین تماسهای جدی ایرانیان با غرب و اروپا میگذشت، یعنی زمانی که در پی شکستهای متوالی ایران از روسیه تزاری، نه فقط پای مستشاران و آموزگاران فرانسوی و انگلیسی و اتریشی و بلژیکی به ایران گشوده شد، بلکه با فرستادن چهار محصل ایرانی به اروپا (توسط عباسمیرزا شاهزادهٔ خوشنام ایرانی در سال ۱۲۳۰ قمری) باب ارسال دانشجو به اروپا نیز باز شد. همچنین دهها سال بود که از تاسیس مدرسه دارالفنون و انتشار روزنامه در ایران میگذشت.
اکنون در حرم ناصرالدینشاه و اندرونی بعضی بزرگان، زنان نه فقط با سواد که حتی آشنا با زبانهای اروپایی پیدا میشدند و زمزمهٔ آزادیخواهی در میان نخبگان شنیده میشد. از خلال معدود خاطرات رجال سیاسی، سیاحان، دیپلماتها و بعضا بانوان ایرانی (نظیر تاجالسلطنه دختر ناصرالدینشاه) برمیآید که در همان دوران، یعنی دهههای منتهی به انقلاب مشروطه، زنان ایرانی –دست کم در سطح اعیان و اشراف- برای خود جمعهای خصوصی و جلساتی داشتند که در آنها زمزمهٔ احقاق حقوق زنان (هرچند در سطحی بسیار نازل نسبت به مردان و نیز نسبت به مطالبات امروزی زنان) جریان داشت.
در چنان روزگاری نوشته شدن اثری چون تادیب النسوان که بیش از هر چیز از نگرانی مردان برای به خطر افتادن جایگاه مطلقا فرادستشان نشان داشت، جای تعجب نیست؛ اما آنچه در جواب این اثر نوشته شد بهتبرانگیز است.
معایبالرجال
معایب الرجال، کتابی که سالها در کتابخانه مجلس خاک میخورد و سرانجام به همت دکتر حسن جوادی و همکارانش در سال ۱۹۹۲/۱۳۷۱ در آمریکا به چاپ رسید، همان پاسخی بود که در سال ۱۳۱۲ قمری در پاسخ به تادیب النسوان به چاپ رسید.
نام نویسنده، بیبی فاطمه (معروف به بیبی خانم) استرآبادی بود که با زبانی گزنده، رک و طنزآمیز، پاسخ کوبندهای به هرکس که با چنان امر و نهیهای تحقیرآمیزی در صدد تادیب زنان ایرانی برآید داده بود.
این شیوه از همان مقدمه و حتی در توضیح انتخاب این نام برای کتاب هم بهچشم میخورد: «الحاصل این کمینه خود را قابل تادیب کردن رجال ندانسته لهذا جواب کتاب تادیبالنسوان را گفته و معایبشان عیان شود. شاید دست از تادیب کردن نسوان بردارند و در پی تادیب و تربیت خود برآیند.» (ص ۹۹)
تادیب النسوان که به قلمی ناشناس (احتمالا از شاهزادهای قجری) نوشته و از فصولی چون «در سلوک و رفتار زن، در حفظ زبان، در گله کردن، در قهر کردن، در راه رفتن و حرکات در مجلس، آداب غذاخوردن و لباس پوشیدن...» تشکیل شده بود پاسخی یافت با کتابی که از معرفی کامل نویسنده شروع میشد، با شرح طریقهٔ زنداری مردان و اِشکال بر تکتک فصول کتاب تادیبالنسوان ادامه مییافت، به توصیف دقیق مجالس شرابخواری و قمار و «چرس و بنگ و واپور» و شرح گفتگوی اجامره و الواط میرسید و سرانجام با داستان تلخ زندگی زناشویی نویسنده پایان مییافت.
خود کتاب از چند جهت بسیار قابل توجه و ستایش برانگیز است. اول آنکه در دوران ناصرالدین شاه در جهت احقاق حقوق زنان (جنبشی که بعدها نام جنبش فیمینیستی بر خود گرفت) نوشته شد، موضوعی که تا دهها سال بعد و حتی پس از دوران مشروطه مسکوت و حتی برای آزادیخواهان هم حساسیتبرانگیز بود.
دیگر آنکه در آن، زبان کوچه و بازار بکار رفته بود که در آن دوران نادر بود و تا حدودی ناپسندیده برای یک متن ادبی. این امر تا آنجا بود که هرچند رکیکنویسی و هزالی در ادبیات ایران قدمتی دیرینه داشت، اما حتی امثال عبید و سعدی و سوزنی نیز که هزلیات رکیک آنها در ادبیات فارسی ماندگار شده، زبان مردم کوچه و بازار را در این قبیل آثار خود بکار نمیبردند، چه رسد به آنکه زنی با اسم و رسم معلوم، صحنههایی بعضا خلاف عفت عمومی را با ادبیاتی کوچه بازاری به تحریر درآورد:
«یکی گوید به کمربند حر، به قبر علی وقتی من حسنبند و پابند خاور سیبیلوی جنده بودم و در خاطرخواهی چنان بودم که در تمام شهرها شهرت و آوازه بلند کرده بودم که همه مشتیان شهر و رفقای همسر شنیده و فهمیده بودند. آنچه پیدا میکردم از پی دل شیدا خرج آن لوند پابهوا مینمودم. آخر آن بیغیرت ما را ول کرد رفیق عباس داش علی شد. دیگری گوید برادر ریشت را در خون و سبیلت را در کون که من از تو بیشتر خرج کردهام و صدمه خوردهام و لذتی نبردهام. مدت شش ماه پسر جعفر لختی را میخواستم و جرات گفتگو را نداشتم تا بهزار زحمت و مرارت با هم جور کردیم مدتی بخور رنگ میکردیم تا شبی در بغل هم تنگ خوابیدیم...» (مجلس اجلاس الواط و اوباش. ص ۱۷۴)
در بررسی جنبههای مختلف این اثر پژوهندگان و طنزپردازان متعددی همچون دکتر حسن جوادی (به فارسی و انگلیسی)، رویا صدر، ابراهیم نبوی و عمران صلاحی آثار بلند و کوتاهی نوشتهاند با اینحال به نظر میرسد که حق مطلب درباره بیبیخانم و این اثر، بسیار بیشتر از اینهاست.
معایب الرجال نه فقط یک اثر فمینیستی قوی در دورانی است که در ایران - بلکه در بسیاری از کشورهای صنعتی نیز- حقوق زنان بحثی نو و بعضا جزو تابوها بود و نه فقط یک اثر طنزآمیز و آیرونیک بسیار قوی در ادبیات دوران گذار (از کلاسیک به مدرن) ایران است، که از بُعد سیاسی نیز قابل توجه است. اثریست که به وضوح گفتمان دستوری، تادیبی و حتی اخلاقی از بالا به پایین، یعنی اساس یک نظام استبدادی را به چالش و استهزا میکشاند.
همچنین- احتمالا- نخستین اثری در ادبیات فارسی است که در آن زنی به شرح بیوگرافی و زندگی زناشویی خود میپردازد و از گوشهای از مناسبات خود با شوهرش –موسیخان وزیری، یک نظامی ارشد با درجه میرپنجی- پرده برمیدارد. کاری که در اتوبیوگرافینویسی و ریشههای آن در سنت انتقادی مدرن ریشه دارد و در ادبیات کلاسیک ایران سنتی نادر محسوب میشده است.
افزون بر اینها نباید فراموش کرد که بیبیخانم –فارغ از ارزش نویسندگی این کتاب- خود شخصیتی منحصر بفرد در میان زنان ایرانی داشته و دارد: مادرش معلم خصوصی در حرمسرای ناصرالدین شاه بود، خودش به دستور و حمایت مستقیم شخص شاه به تحصیل مشغول شد، در نوزده سالگی و علیرغم مخالفت نزدیکانش با موسیخان که از دو سال پیش عاشق او بود ازدواج کرد، مادر کلنل علینقلی وزیری (موسیقیدان شهیر) و حسینعلی وزیری (نقاش زبردست) است و چند تن از دخترانش که با نظارت و اصرار او در مدارس آمریکایی تهران تحصیل کرده بودند جزو نخستین آموزگاران ایرانی مدارس نوین دخترانه در ایران بودند.
همین دختران بودند که در بزرگترین کوشش بیبیخانم در آموزش و پرورش زنان ایرانی، یعنی تاسیس نخستین مدرسه نسوان (دبستان دوشیزگان) به او کمک کردند. کاری که البته از سوی قشر وسیعی از جامعه، حتی بعضی از پیشگامان نهضت مشروطه هم جفای بسیار دید؛ از بیاعتنایی و تمسخر تا فاحشه خطاب کردن او و دخترانش و آتش زدن مدرسه، که در واقع خانهٔ شخصی او و شوهرش بود. برخی از علمای وقت، از جمله سید علی شوشتری، هم کم نگذاشته حکم به تکفیر وی دادند. خود او سالها قبل نوشته بود «در این زمان که مردم ایران را صفات رذیله پستتر از بهیمه نموده آن صفات اکثر در این قسم از مردان موجود است و خصایل حمیدهشان مفقود.» (ص ۱۱۷)
* تمام شماره صفحات مربوط است به کتاب «رویایی زن و مرد در عصر قاجار، دو رساله تادیب النسوان و معایب الرجال»، بکوشش دکتر حسن
جوادی، منیژه مرعشی، سیمین شکرلو، چاپ اول، بهار ۱۳۷۱/۱۹۹۲، کالیفرنیا
** به نسخهٔ خطی کتاب معایبالرجال در سایت دانشگاه هاروارد میتوان از طریق
این لینک دسترسی داشت.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/arts/2013/04/130407_l10_mf_bbkhanoom.shtml
بشار اسد
بشار اسد رئیسجمهور و رهبر حزب بعث سوریه است.
او سومین فرزند حافظ اسد، رئیسجمهور سابق سوریه است و پیش از رسیدن به ریاستجمهوری به عنوان چشمپزشک فعالیت میکرد.
بشار اسد پس از به قدرت رسیدن اعلام کرد که قصد دارد دست به اصلاحاتی بزند. در این راه او برخی سیاستهای آزادسازی اقتصادی را اجرا کرد و همچنین زندان امنیتی بدنام مزه را تعطیل کرد.
پس از مرگ حافظ اسد و در نخستین سال حکومت پسرش بشار، گشایشی کمسابقه در فضای سیاسی سوریه رخ داد که به "بهار دمشق" مشهور شد.
در سال ۲۰۰۱ و در جریان بهار دمشق هزار نفر از روشنفکران سوریه بیانیهای نوشته و به سیاست تکحزبی در این کشور اعتراض کردند.
عمر بهار دمشق چندان طولانی نبود و دستگاههای امنیتی به سرکوب مخالفان پرداختند، با این حال گروههای دموکراسیخواه و منتقد حکومت در این دوره رشد چشمگیری کردند که با سرکوب از میانرفتنی نبود.
بشار اسد و رژیم او متهمند که در سال ۲۰۰۵ در سوءقصد به رفیق حریری، نخستوزیر پیشین لبنان و از چهرههای منتقد نفوذ سوریه در لبنان، دست داشتهاند.
بشار اسد پس از آغاز اعتراضات وسیع علیه حکومت در سال ۲۰۱۱ بارها قول اصلاحات اساسی داده، اما در عمل به سرکوب سخت مخالفان پرداخته است.
ارتش سوریه
فرماندهی نیروهای مسلح سوریه به عهده رئیسجمهور، بشار اسد، است.
در سوریه پسران با رسیدن به ۱۸ سالگی به خدمت سربازی یک سال و نیمه میروند.
سوریه پس از استقلال شاهد چندین کودتای نظامی بوده و ارتش به طور سنتی یکی از قدرتمندترین بازیگران عرصه سیاسی سوریه است. همسایگی با اسرائیل به این مساله دامن میزند.
حضور چندساله نظامیان سوری در لبنان، که از زمان جنگ داخلی لبنان آغاز شد، یکی از مسائل بحثانگیز لبنان و همچنین خاورمیانه بود. نظامیان سوریه پس از حدود سه دهه و در سال ۲۰۰۵ لبنان را ترک کردند.
سوریه علاوه بر نیروهای نظامی متعارف (زمینی، هوایی، دریایی و پدافندی) واحدهای شبهنظامی و داوطلب نیز دارد.
از زمان آغاز اعتراضات علیه بشار اسد ارتش سوریه در کنار نیروهای امنیتی سهم عمده را در سرکوب مخالفان داشته است.
گذشته از تلفات درگیریهای نظامی، حملهای به مرکز امنیت ملی سوریه در دمشق ضربه سنگینی به ارتش سوریه زد. در این حمله داوود راجحه، وزیر دفاع، جاسم فریج، رئیس ستاد مشترک، حسن ترکمانی، وزیر دفاع پیشین و آصف شوکت شوهر خواهر بشار اسد کشته شدند.
در عین حال بسیاری از سربازان، افسران و حتی فرماندهان ارشد ارتش با سرپیچی از دستورات به صف مخالفان پیوستهاند. سربازان و افسرانی که به بشار اسد پشت کردهاند واحدهایی نظامی تشکیل دادهاند که در قالب "ارتش آزاد سوریه" با هم هماهنگ میشوند.
شبیحه
مخالفان بشار اسد میگویند که علاوه بر نیروها و ماموران رسمی، گروهی از افراد لباسشخصی هم در سرکوبها دست دارند.
آنها این گروهها را "شبیحه" مینامند. کلمهای که معنای دقیقی ندارد و هم به شبح شباهت دارد و هم در تداول به معنی "اوباش" است.
گفته میشود که اعضای شبیحه از میان علویان سوریه هستند، اقلیتی که حدود ۱۰درصد جمعیت سوریه را تشکیل میدهند. خانواده اسد نیز، که در چهار دهه اخیر بر سوریه حکم راندهاند، علوی هستند.
مخالفان حکومت سوریه میگویند که شبیحه برای ارعاب و وحشتآفرینی دست به اقداماتی وحشیانه میزند. از جمله کارهایی که به آنها نسبت داده میشود کشتار حوله است که در آن ۱۰۸ نفر، از جمله ۴۹ کودک، کشته شدند.
ائتلاف ملی سوریه
ائتلاف ملی برای نیروهای مخالف و انقلاب سوریه، یا آن طور که به صورت خلاصه جا افتاده "ائتلاف ملی سوریه" ائتلافی از گروههای مختلف مخالف بشار اسد است.
این ائتلاف پاییز سال گذشته در دوحه قطر تشکیل شد. دبیر کل آن مصطفی صباغ، تاجری است که گفته میشود ارتباطاتی قوی با حکومت قطر دارد.
احمد معاذ الخطیب، رئیس مستعفی این ائتلاف، دانشآموخته زمینشناسی و امام جماعت پیشین مسجد بنیامیه در دمشق بوده و به عنوان اسلامگرایی میانهرو شناخته میشود.
آقای خطیب در ماه مارس ٢٠١٣ به طور غیرمنتظره از مقام خود استعفا داد. او در توضیح این استعفای اعتراضی گفت که میخواهد با آزادی بیشتری فعالیت کند، کاری که برایش با داشتن یک مقام رسمی ممکن نیست.
٢٢ نفر از ۶۳ عضو ائتلاف ملی سوریه، از اعضای شورای ملی سوریه هستند.
شورای ملی سوریه خود ائتلافی از هفت گروه مخالف است و برهان غلیون از چهرههای قدیمی مخالفان ریاست آن را بر عهده دارد.
کشورهای بسیاری، از جمله کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و فرانسه ائتلاف ملی سوریه را به رسمیت شناختهاند و در نشست ماه مارس اتحادیه عرب، معاذ الخطیب نماینده این ائتلاف بر کرسی سوریه نشست.
ارتش آزاد سوریه
ارتش آزاد سوریه عمدهترین گروه نظامی مخالفان بشار اسد است و از شورای ملی سوریه و ائتلاف ملی سوریه حمایت میکند.
این نیروی نظامی از سربازان و افسرانی که از ارتش سوریه گریخته و به مخالفان پیوستهاند و همچنین جنگجویان داوطلب تشکیل شده است. گردانهایی مجزا واحدهای عملیاتی این نیرو را تشکیل میدهند که در قالب شورای عالی نظامی با یکدیگر هماهنگ میشوند.
شورای عالی نظامی سرتیپ سلیم ادریس را به فرماندهی ارتش آزاد برگزیده و با وجود این که سرهنگ ریاض اسعد، فرمانده پیشین این ارتش، عنوان خود را حفظ کرده، دیگر قدرت اجرایی زیادی ندارد و سلیم ادریس این نیرو را رهبری میکند.
ارتش آزاد سوریه درگیریهای متعددی با نیروهای بشار اسد داشته است.
این نیرو چند بار گروههایی از شهروندان ایرانی را، با ادعای عضویت آنها در سپاه پاسداران ایران، به گروگان گرفته است.
این نیرو مانند نیروهای وفادار به بشار اسد متهم به ارتکاب جنایات جنگی است.
جبهه نصرت
جبهه نصرت گروهی متشکل از مخالفان مسلح اسلامگرا است و به عنوان "سازمانیافتهترین، تهاجمیترین و موفقترین" نیروی نظامی مخالفان شناخته میشود.
بسیاری جبهه نصرت را یک گروه اسلامگرای افراطی میداند که در پی تاسیس حکومتی اسلامی است.
جبهه نصرت آنقدرها درباره فعالیتهای خود سر و صدا نمیکند، اما خود فعالیتهایش به اندازه کافی پر سر و صدا است. حملههای انتحاری، یکی از تاکتیکهای مورد استفاده این گروه است.
درباره این گروه، از جمله راجع به سوابق رهبرش ابومحمد جولانی، اطلاعات زیادی در دست نیست. برخی آن را به ارتباط با القاعده متهم میکنند و ایالات متحده این گروه را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داده است.
کردها
با آغاز اعتراضات علیه بشار اسد و تضعیف تدریجی حکومت مرکزی، مساله کردهای سوریه هم، که نزدیک به ۱۰درصد جمعیت ۲۲ میلیونی این کشور را تشکیل میدهند، پر رنگ شده است.
نیروهای مسلح کرد، که در قالب تیپهای دفاعی خلق فعالیت میکنند، از آغاز بحران بر سر کنترل مناطقی در شرق و شمال شرقی سوریه با ارتش سوریه و ارتش آزاد درگیریهایی داشتهاند.
عمدهترین گروه کرد حزب اتحاد دموکراتیک است که به پکک نزدیک است.
با وجود این که این حزب از مخالفان بشار اسد است، مخالفان غیر کرد آن را به همکاری با حکومت متهم میکنند.
مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق، از کردهای سوریه حمایت میکند. او البته گفته که اقلیم کردستان در امور داخلی سوریه دخالت نمیکند.
شبکههای مدنی
اعتراضات علیه بشار اسد در آغاز عمدتا مدنی و مسالمت جویانه بود.
تداوم تظاهرات گسترده سوریهای معترض، به رغم سرکوب شدید و خونبار، تا مدتها تعجب و حتی احترام بسیاری را برانگیخته بود.
پس از مرگ حافظ اسد و در نخستین سال حکومت پسرش بشار، گشایشی کمسابقه در فضای سیاسی سوریه رخ داده بود که به "بهار دمشق" مشهور شد.
شکوفایی فضای سیاسی تا جایی بود که در سال ۲۰۰۱ و در جریان بهار دمشق هزار نفر از روشنفکران سوریه بیانیهای نوشته و به سیاست تکحزبی در این کشور اعتراض کردند.
هرچند که بشار اسد تلاش کرد دوباره فضای سیاسی را تحت کنترل در آورد، اما فعالان و شبکههای مدنی در این مدت قدرت گرفتند.
چندی پس از آغاز قیام و با تشدید خشونت و غلبه مبارزه مسلحانه به اعتراض مسالمتجویانه، بحران سوریه بیشتر و بیشتر شکل جنگ داخلی به خود گرفت.
با این حال هنوز شبکههای بسیاری از فعالان مدنی وجود دارند که در تلاشند به شیوههای غیرمسلحانه اوضاع سوریه را تغییر دهند. البته به دلیل وخامت اوضاع و همچنین ماهیت فعالیت این گروهها، کارهای آنها توجه کمتری را جلب میکند.
ایران
ایران مهمترین متحد منطقهای، و در کنار روسیه مهمترین متحد جهانی حکومت بشار اسد است. در جریان جنگ ایران و عراق سوریه عملا تنها کشور عرب همپیمان ایران بود.
در خاورمیانه عمدتا تحت کنترل حکومتهای سنی مذهب، ایران و سوریه، در کنار عراق، تنها حکومتهای غیر سنی هستند. (هرچند علویان سوریه گاه شیعه مذهب معرفی میشوند در این زمینه توافق کاملی از سوی مسلمانان و روحانیون مسلمان وجود ندارد.)
ایران سوریه را یکی از مهمترین متحدان خود علیه اسرائیل تلقی میکند.
ایران متهم است که با ارسال سلاح و کمکهای مالی از بشار اسد حمایت میکند. علاوه بر این مخالفان بشار اسد بارها گفتهاند که نیروهای سپاه پاسداران ایران و نیروهای شبهنظامی بسیج ایران در سرکوب مخالفان اسد دست دارند.
ایالات متحده ایران را متهم میکند که به بهانه ارسال کمکهای انساندوستانه پول و سلاح به سوریه میفرستد و آمریکا بر همین مبنا عراق را تحت فشار گذاشته که هواپیماهای ایرانی را که از آسمان عراق به سوریه میروند بازرسی کند.
مخالفان سوری بارها اتباع ایرانی را با ادعای عضویت آنها در سپاه پاسداران به گروگان گرفتهاند.
زمستان گذشته یکی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، سرتیپ حسن شاطری، در مسیر دمشق به بیروت کشته شد. او مسئول ستاد بازسازی جنوب لبنان بود، اما ارتش آزاد سوریه ادعا کرده بود که این ستاد پوششی برای مداخلات سپاه پاسداران در لبنان و سوریه بوده است.
مقامهای مختلف ایرانی به دفعات تاکید کردهاند که اتحاد استراتژیکشان با حکومت سوریه جایگاهی کانونی در سیاستهایشان دارند.
روسیه
سوریه در دوران جنگ سرد متحد جدی اتحاد جماهیر شوروی بود و پس از فروپاشی شوروی روابط حکومت دو کشور علیرغم فراز و نشیبهایی همچنان دوستانه ماند.
روسیه در بندر طرطوس، در غرب سوریه، پایگاه نظامی دریایی دارد که تنها پایگاه نظامی این کشور در خارج از محدوده بلوک شرق سابق به شمار میرود.
روسیه همچنین حجم انبوهی سلاح و تجهیزات نظامی به سوریه میفروشد.
با وخیم شدن شرایط سوریه برخی کشورها قصد داشتهاند که با تصویب قطعنامههایی در شورای امنیت سازمان ملل حکومت اسد را تحت فشار بگذارند. روسیه، در کنار چین، دو بار این قطعنامهها را وتو کرده است.
مخالفان اسد در سوریه، کشورهای عرب و قدرتهای غربی، حمایت روسیه از بشار اسد را یکی از مهمترین دلایل بقای حکومت اسد و پیچیدهتر شدن بحران میدانند.
روسیه میگوید که با مداخله در امور داخلی کشورها، از جمله در سوریه، مخالف است و این خود مردم سوریه هستند که باید درباره سرنوشتشان به توافق برسند، روندی که به گفته روسیه با دخالت قدرتهای جهانی ممکن نیست.
تاکنون چند بار تلاشهایی برای مذاکره روسیه و مخالفان بشار اسد در جریان بوده تا راههایی همچون تشکیل دولت آشتی ملی برای حل بحران سوریه باز شود. اما این تلاشها تاکنون نتیجهای نداده است.
چین هم مواضعی مشابه روسیه داشته، اما در بحران سوریه چندان فعالانه ایفای نقش نکرده است.عربستان سعودی
در دهههای گذشته مناسبات میان عربستان سعودی و سوریه آنقدرها دوستانه نبوده است.
حضور نظامی سوریه در لبنان، که سه دهه به طول انجامید، و حمایت این حکومت از گروه شیعه حزبالله لبنان در مقابل طیفهای دیگر که به عربستان سعودی نزدیکتر هستند، از جمله دلایلی است که عربستان سعودی را به حمایت از مخالفان بشار اسد ترغیب کرده است.
علاوه بر این عربستان سعودی نفوذ ایران در سوریه را تهدیدی علیه منافع خود در منطقه میداند و تضعیف حکومت بشار اسد، همپیمان ایران، به منزله تضعیف این رقیب منطقهای نیز هست.
عربستان سعودی از آغاز بحران سوریه با جدیت از مخالفان حکومت حمایت کرده و تاکید کرده که خواهان برکناری بشار اسد است.
این کشور سفارتخانه خود در دمشق را تعطیل کرده است.
گفته می شود که مخالفان مسلح بشار اسد از تسلیحاتی که ارتش عربستان سعودی سفارش داده استفاده میکنند.
عربستان سعودی به همراه دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، ائتلاف ملی سوریه را به عنوان نماینده مشروع مردم سوریه به رسمیت شناخته است.
البته عربستان سعودی در حمایت از مخالفان اسد محتاط بوده که تشدید بحران به گسترش درگیریهای فرقهای در منطقه نینجامد.
قطر
قطر امیرنشین کوچکی در حاشیه خلیج فارس است، با جمعیتی کمتر از دو میلیون نفر، اما درآمدهای هنگفت نفتی و گازی: درآمد سرانهای معادل ۱۰۰ هزار دلار.
شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی، امیر قطر، از زمان به قدرت رسیدن نقش این کشور کوچک را به شکل چشمگیری در مناسبات منطقهای پررنگ کرده است.
شبکه تلویزیونی الجزیره، که با سرمایه اولیه اعطایی امیر قطر در دوحه تشکیل شده، در پوشش رسانهای اخبار تحولات کشورهای عربی در دو سال اخیر نقش مهمی ایفا کرده است. این شبکه سهم عمدهای در بازتاب فعالیتهای مخالفان بشار اسد داشته است، و البته میگوید که رسانهای مستقل و غیرسیاسی است.
قطر اولین کشوری بوده که به صراحت از اعزام نیروهای نظامی برای مقابله با حکومت بشار اسد دفاع کرده است.
ائتلاف ملی سوریه با حمایتهای قطر و در این کشور تشکیل شد.
قطر به همراه دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، ائتلاف ملی سوریه را به عنوان نماینده مشروع مردم سوریه به رسمیت شناخته است.
حمایت این کشور از مخالفان بشار اسد تا جایی بوده که سفارتخانه سوریه در دوحه قطر را به ائتلاف ملی سوریه واگذار کرده است.
ترکیه
طولانیترین مرز زمینی ترکیه، مرز این کشور با سوریه است. ترکیه به دلیل حمایت سوریه از ناراضیان کرد ترکیه و پکک و همچنین موضع این کشور در قبال مساله ارامنه منتقد این کشور بود.
البته مناسبات دو کشور در اواخر دهه ۱۹۹۰ بهبود یافت. با این حال ترکیه پس از آغاز قیام در سوریه به حمایت جدی از مخالفان بشار اسد پرداخت.
ترکیه به ارتش آزاد سوریه، نیروی نظامی متشکل از سربازان و افسران سابق ارتش سوریه که به مخالفان پیوستهاند، اجازه داده که مقر خود را در ترکیه قرار دهد.
بسیاری از سربازان و افسران فراری به ترکیه گریختهاند. علاوه بر این یکی از مقرهای اصلی ائتلاف ملی سوریه، بزرگترین گروه مخالفان بشار اسد، در استانبول است.
تابستان گذشته پدافند هوایی سوریه یک جنگنده فانتوم ترکیه را مورد هدف قرار داد که به سقوط این جنگنده و مرگ خلبانانش انجامید.
چند ماه بعد هم حمله خمپارهای از سوریه به یک شهر مرزی ترکیه به کشته شدن پنج شهروند ترکیه، از جمله سه کودک، منجر شد. ترکیه این حمله را با حمله توپخانهای به سوریه پاسخ داد.
تنش میان سوریه و ترکیه به حدی بالا رفته بود که در مقطعی بیم بروز جنگ میان دو کشور میرفت.
ترکیه همچنین درخواست کرده که موشکهای پاتریوت ناتو برای مقابله با حملات موشکی احتمالی سوریه در خاک ترکیه مستقر شوند.
ایالات متحده
ایالات متحده از زمان استقلال سوریه اغلب با حکومت این کشور مشکلاتی داشته است. نزدیکی به اتحاد جماهیر شوروی، ضدیت با اسرائیل و بعدتر همپیمانی با ایران از جمله دلایلی است که موجب نارضایتی واشنگتن از سیاستهای دمشق بوده است.
هرچند که سوریه در بیرون راندن عراق از کویت با ایالات متحده همراه شد و در اواخر دهه نود برخی مواضعش را به ترتیبی تعدیل کرد که مورد استقبال آمریکا قرار گرفت، آمریکاییها همچنان با تردید به حاکمان دمشق مینگریستند.
سوءقصد به رفیق حریری، نخستوزیر پیشین لبنان و از چهرههای طرفدار غرب، سوریه را دوباره در کانون سوءظن قرار داد.
ایالات متحده در چند دور به اعمال تحریمهای اقتصادی علیه سوریه دست زده است. تحریمهایی که با اوجگیری اعتراضات علیه بشار اسد، در سال ۲۰۱۱ با صدور فرمان بلوکه کردن همه داراییهای حکومکت سوریه توسط اوباما به اوج خود رسیدند.
آمریکا از آغاز قیام سوریه حمایت وسیعی از مخالفان کرده و از روشهای گوناگون سعی کرده که حکومت بشار اسد را تحت فشار بگذارد.
با تداوم بحران سوریه آمریکا تصمیم گرفته است که حمایتهای موثرتری از مخالفان بشار اسد به عمل بیاورد.
روزنامه والاستریت ژورنال به تازگی گزارش داده که عملیات سازمان سیا در سوریه، به منظور تقویت گرایشهای نزدیک به آمریکا در میان مخالفان، بالا رفته است.
بریتانیا و فرانسه
بریتانیا و فرانسه پس از جنگ جهانی اول درباره کنترل بخشهایی از خاورمیانه با یکدیگر توافق کردند و به این ترتیب سرزمینهای فلسطینی و اسرائیل فعلی تحت حاکمیت بریتانیا و سوریه کنونی تحت کنترل فرانسه قرار گرفتند.
پس از استقلال سوریه، هر دوی این کشورها انتقادهایی به سیاستهای حاکمان دمشق داشتهاند و با آغاز قیام علیه حکومت سوریه بریتانیا و فرانسه عمدهترین کشورهای اروپایی هستند که فعالانه از مخالفان بشار اسد حمایت میکنند و خواهان برکناری او هستند.
هم بریتانیا و هم فرانسه ائتلاف ملی سوریه را به عنوان تنها نماینده مشروع مردم سوریه به رسمیت شناختهاند.
بریتانیا و فرانسه با جدیت به دنبال لغو تحریم ارسال سلاح به سوریه هستند و میخواهند اتحادیه اروپا را برای موافقت با این امر مجاب کنند.
بریتانیا اعلام کرده است که خودروهای زرهی و تجهیزات نظامی دفاعی و غیرکشنده در اختیار مخالفان بشار اسد قرار میدهد.
البته در بریتانیا و فرانسه نگرانیهایی در این باره وجود دارد که مبادا سلاحهای ارسالی به دست گروههای جهادی و اسلامگرای افراطی بیفتد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130404_l45_syria_players.shtml
1. وارد ایمیلی شوید که می خواهید اخبار بی بی سی را از طریق آن دریافت کنید
2. ایمیلی به نشانی majo...@lists.bbc.co.uk بفرستید، و در بخش موضوع کلمه subscribe persian-htm را قرار دهید.
3. یک ایمیل مبنی بر تایید اشتراکتان از طرف BBCPersian.com دریافت می کنید.
4. مراحل گفته شده را دنبال کنید تا اشتراکتان تایید شود.
بی بی سی نشانی ایمیل شما را تنها برای مصارف اداری فقط تا زمانی که شما مشترک اخبار بی بی سی هستید، ذخیره خواهد کرد. ایمیل شما به اشخاص یا نهادهای دیگر داده نخواهد شد.
اگر تا 24 ساعت ایمیلی مبنی بر تایید اشتراکتان دریافت نکردید، فیتلر اسپم (هرزنامه) خود را بررسی کنید. اگر ایمیل بی بی سی را نیافتید با یک نشانی ایمیل دیگر برای اشتراک اقدام کنید.
1. وارد ایمیلی شوید که اخبار بی بی سی را از طریق آن دریافت می کنید
2. ایمیلی به نشانی majo...@lists.bbc.co.uk بفرستید، و در بخش موضوع کلمه unsubscribe persian-htm را قرار دهید.
3. یک ایمیل مبنی بر تایید لغو اشتراکتان از طرف BBCPersian.com دریافت می کنید.
4. مراحل گفته شده را دنبال کنید تا اشتراکتان لغو شود.
ما از پیشنهادها و انتقادهای شما استقبال می کنیم.، همچنین از درخواست های شما برای کمک و راهنمایی. نظرهای خود را به per...@bbc.co.uk بفرستید و در قسمت موضوع ["Feedback and support"] بگذارید.
Copyright BBC 2013
شیوه ای تازه برای دسترسی به سایت بی بی سی از ایران
در این بخش نسخه کامل برنامه چشم انداز بامدادی رادیو فارسی بیبیسی، شامل مجموعهای از اخبار، گزارش و تحلیل به صورت پادکست برای دانلود و اشتراک در اختیار شما قرار می گیرد.
مارگارت تاچر، نخستوزیر پیشین بریتانیا، درگذشت. خانم تاچر از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۰ نخستوزیر بریتانیا بود.
خانم تاچر در سال ۱۹۸۴ ذکاوت دیپلماتیک خود را نشان داد. او پیش از اینکه میخائیل گورباچف رهبری حزب کمونیست شوروی را بدست گیرد، در لندن با او ملاقات کرد. تاچر درباره رهبر جدید شوروی گفت: "من آقای گورباچف را دوست دارم. ما میتوانیم با هم تعامل کنیم."
مارگارت تاچر یکی از تاثیر گذارترین سیاستمداران قرن بیستم بود
انقلاب، جنگ، گروگانگیری در سفارت آمریکا در تهران، گروگانگیری در سفارت ایران در لندن و صدور فتوای قتل سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی، همه در دورهای اتفاق افتاد که مارگارت تاچر نخستوزیر بریتانیا بود. او یازده سال در این سمت باقی ماند.
در پی ادامه بارندگی در جنوب و جنوب شرقی ایران، معاون عمرانی استانداری کرمان اعلام کرد که تاکنون ۱۴ نفر مفقود شدهاند. شمار افرادی که از این سیلاب خسارت دیدهاند به دو هزار و ۳۶۲ نفر رسیده است.
علمای دینی افغانستان برای اولین بار به گونه جمعی با حمایت از قطعنامه سومین اجلاس استانبول موسوم به "همکاری های اسلامی برای آینده صلح آمیز افغانستان" حملات انتحاری و خشونت در افغانستان را حرام دانستند.
دادگاه عالی پاکستان دستور داده تا ژنرال پرویز مشرف، رئیس جمهور سابق در دادگاه حضور یابد. ژنرال مشرف گفته که پس از مشورت با وکلایش در این مورد که آیا شخصا در دادگاه حاضر می شود و یا از طریق وکلایش به اتهامات پاسخ می دهد، تصمیم گیری می کند.
مسکو از دولت آلمان خواسته زنان برهنهای را که هنگام حضور ولادمیر پوتین رییس جمهور روسیه در یک نمایشگاه تجاری در هانوفر آلمان به نبود دمکراسی در روسیه اعتراض کردند مجازات کند. کرملین این زنان را اوباش لقب داده است.
محققان آمریکایی در تحقیقی که در مجله نیچر مدیسین به چاپ رسانده اند میگویند ماده ای به نام کارنیتین که در گوشت قرمز وجود دارد، به قلب انسان آسیب می رساند.
پیوند گلمرادزاده، پژوهشگر و محقق سرشناس تاجیک یکشب هفتم آوریل (هجدهم فروردین) در سن ۵۷ سالگی در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان درگذشت.
تلویزیون دولتی سوریه از انفجاری در منطقه تجاری و شلوغ دمشق خبر داده که در آن دستکم ۱۵ نفر کشته و ۴۷ نفر زخمی شدهاند. نخستوزیر سوریه این بمبگذاری را محکوم کرده و گفته این حمله، واکنشی به 'موفقیتهای اخیر ارتش سوریه' بوده است.
نبش قبر پابلو نرودا شاعر بزرگ شیلی و برنده جایزه نوبل امروز انجام میشود تا علت مرگ او مشخص شود. دستیار او مدعی شده نرودا به مرگ طبیعی نمرده بلکه به دستور ژنرال آگوستو پینوشه، دیکتاتور وقت شیلی کشته شده است.
فدراسیون فوتبال انگلستان می گوید هیچ شواهدی مبنی بر اینکه ریو و آنتون فردیناند هدف شعارهای نژادپرستانه هواداران تیم ملی انگلستان قرار گرفته اند پیدا نشده است.
اهدای عضو از آن دسته مسائلی است که هر از گاهی در فضای مجازی داغ میشود. این بار مرگ عسل بدیعی و اهدای اعضایش پس از مرگ باعث شد تا این موضوع دوباره مورد توجه کاربران فضای مجازی قرار بگیرد.
شیوه ای تازه برای دسترسی به سایت بی بی سی از ایران:
شرکت سایفون به تازگی پروژه ای آزمایشی را برای دسترسی کاربران داخل ایران به سایت فارسی اجرا کرده است.
برنامه کم حجمی که سایفون ارائه کرده، روی سیستم های عامل ویندوز و اندروید قابل نصب و استفاده است.
مراحل نصب برنامه:
ا. ایمیلی به این نشانی بفرستید: down...@psiphon3.com
۲. لازم نیست که در قسمت موضوع (subject) یا داخل ایمیلتان متنی نوشته شود. تنها کافی است ایمیلی خالی به نشانی down...@psiphon3.com ارسال کنید.
۳. پس از ارسال این ایمیل، یک پیام خودکار به شما ارسال می شود که در آن، لینک هایی برای دریافت برنامه به زبان های مختلف وجود دارد. شما باید روی لینک مربوط به زبان فارسی کلیک کنید. فایل مربوط به برنامه همچنین به این ایمیل پیوست خواهد بود که می توانید آن را در رایانه خود ذخیره و سپس اجرا کنید.
۴. مرحله آخر، کلیک کردن روی آن لینک و اجرای برنامه است.
۵. وقتی که برنامه بسته می شود، ارتباط با سایفون به طور خودکار قطع خواهد شد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/services/2012/12/121210_psiphon_windows_android.shtml
برنامه رادیویی چشم انداز بامدادی بی بی سی فارسی، هر روز صبح از ساعت ۲:۳۰ تا ۴:۳۰ به وقت گرینویچ و ۷ تا ۹ صبح به وقت تهران و کابل، از سایت فارسی بی بی سی، فرکانس های پخش ماهواره ای تلویزیون فارسی بی بی سی، فرکانس رادیویی ۱۱۷۲۷ عمودی بر روی ماهواره هاتبرد، و نیز امواج کوتاه و متوسط رادیویی پخش می شود.
پادکست چشم انداز بامدادی دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۲، برابر با ۸ آوریل ۲۰۱۳ میلادی را از این لینک دانلود کنید:
http://downloads.bbc.co.uk/podcasts/worldservice/jjn/jjn_20130408-0447a.mp3
برای دانلود کردن قسمتهای پیشین این برنامه اینجا را کلیک یا به صفحه زیر مراجعه کنید:
http://www.bbc.co.uk/podcasts/series/jjn
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/institutional/2011/04/000001_dawn_podcast.shtml
فيلتر شکن برای دسترسی به متن و تصاوير وبسايت فارسی بیبیسی
فيلتر شکن برای تماشای برنامه های تلويزيون فارسی بی بی سی به صورت آنلاين
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/tv/2009/12/091224_bbcpersian_proxy.shtml
مارگارت تاچر، نخستوزیر پیشین بریتانیا، در سن ۸۷ سالگی به دنبال سکته مغزی درگذشت.
خانم تاچر از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۰ نخستوزیر بریتانیا بود.
مارگارت تاچر اولین و تنها نخستوزیر زن بریتانیا بود. او رهبر حزب محافظهکار بریتانیا بود و به "بانوی آهنین" شهرت داشت.
برای خانم تاچر تشییع جنازهای همتراز دایانا، همسر سابق ولیعهد بریتانیا، و ملکه مادر (مادر ملکه الیزابت) برگزار خواهد شد. پرچم بریتانیای محل اقامت نخستوزیر نیز به احترام او به حالت نیمهافراشته درمیآید.
دیوید کامرون، نخستوزیر بریتانیا که سفر خود به اسپانیا را پس از شنیدن خبر مرگ خانم تاچر نیمهکاره گذاشته، گفته است: "ما یک رهبر بزرگ، یک نخست وزیر بزرگ و یک بریتانیایی بزرگ را از دست دادیم."
بانوی آهنین
آقای کامرون به بیبیسی گفت: "واقعیت این است که رهبری کشور ما تنها کار مارگارت تاچر نبود، او کشور ما را نجات داد."
یکی از سخنگویان کاخ باکینگهام هم گفته که ملکه الیزابت پیامی خصوصی برای همدردی با خانواده خانم تاچر خواهد فرستاد.
کاخ سفید در بیانیهای خانم تاچر را یکی از "قهرمانان بزرگ آزادی و رهایی" خوانده و گفته: "آمریکا یاری راستین را از دست داد."
شیمون پرز، رئیسجمهور اسرائیل هم در پیامی که به این مناسبت داده خانم تاچر را "دوست واقعی اسرائیل" خوانده است.
اد میلیبند، رهبر حزب کارگر بریتانیا، عمدهترین مخالف دولت حاکم بریتانیا، گفته است: "حزب کارگر با بیشتر آنچه او انجام داده بود مخالف است و او همیشه چهرهای بحثبرانگیز خواهد ماند. اما میتوان ضمن مخالفت، احترامی عمیق به دستاوردهای سیاسی او و شخصیت قدرتمندش بگذاریم."
نیک کلگ، معاون نخستوزیر بریتانیا و رهبر حزب لیبرال دموکرات، که در ائتلاف با حزب محافظهکار کابینه کنونی را تشکیل میدهند، گفته است: "شاید مارگارت تاچر در دوران خود بر سر سیاستهایش اختلاف نظر بسیاری ایجاد کرده بود، اما همه در تصدیق شخصیت قدرتمند او همرای هستند."
مارگارت تاچر پس از به قدرت رسیدن به سیاستهای تقویت بازار آزاد و همچنین مقابله با اتحادیههای کارگری پرداخت.
رویارویی نظامی بریتانیا و آرژانتین بر سر جزایر فالکلند در دوره نخستوزیری او اتفاق افتاد.
او در سال ۱۹۸۴ از سوءقصدی که جمهوریخواه ایرلند علیهش انجام داد جان سالم به در برده بود.
خانم تاچر در سالهای اخیر دچار بیماری آلزایمر شده بود.
او نزدیکترین متحد رونالد ریگان، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده به شمار میآمد. رونالد ریگان هم در سالهای آخر عمر به آلزایمر دچار شده بود.
بسیاری این دو را به چشم چهرههای کلیدی که در افول کمونیسم نقش داشتند میشناسند.
آقای ریگان در ماجرای فالکلند جانب بریتانیا را گرفته بود.
مارگارت تاچر از تحریم ایالات متحده علیه ایران، که پس از حمله به سفارت آمریکا و گروگانگیری وضع شدند، حمایت کرده بود.
همچنین در دوره او روابط ایران و بریتانیا به دنبال فتوای آیتالله خمینی برای قتل سلمان رشدی، نویسنده کتاب آیات شیطانی، قطع شد.
مارگارت تاچر در زمان نخستوزیری خود در کنار ایالات متحده از مجاهدین افغان، که علیه نیروهای شوروی میجنگیدند، حمایت میکرد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130408_l45_margaret_tatcher.shtml
این روزها به سختی میتوان درک کرد که چرا در دهه ۱۹۸۰ بارونس تاچر در میان مردمان کشورهای اروپای شرقی، که برای رهایی از حاکمیت
کمونیسم تقلا میکردند، تا آن حد جذاب بود.
او بهخاطر مخالفت آشتیناپذیرش با کمونیسم به "بانوی آهنین" ملقب شد. من در یک روز ماه نوامبر ۱۹۸۸ در لهستان به روشنی محبوبیت او را بهچشم دیدم. در آن زمان دولت لهستان با دشواری سعی میکرد توازنی میان وفاداری به مسکو و اعطای آزادی بیشتر به مردم برقرار کند.
تشویق جمعیت
در اولین روز دیدار تاچر از لهستان، وویشک یاروزلسکی، رئیس جمهوری این کشور، در حالی که طبق معمول عینک آفتابی بر چشم داشت، او را به بازدید از صخره گدانسک برد.
این صخره جاییست که بمباران آن در سال ۱۹۳۹ توسط آلمان، نقطه شروع جنگ جهانی دوم بود. البته در آن زمان شهر گدانسک بنام آلمانی دانتزیگ حوانده میشد.
این دیدار با رعایت نزاکت و آداب دیپلماتیک برگزار شد، اما در آن اثری از صمیمیت، نزدیکی ذهنها و لبخند نبود. نقطه مقابل آن، زمانی بود که تاچر برای بازدید از کارگاههای کشتیسازی گدانسک رفت.
این کارگاهها محل رشد و قدرت گرفتن جنبش همبستگی لهستان (سولیدارنوسک) بود. خانم تاچر در حالی که لخ والسا، رهبر جنبش همبستگی
کنارش بود، به گرمی مورد استقبال کارکنان زحمتکش کارگاههای کشتیسازی قرار گرفت.
کارگران میدانی را که در آن بنایی برای یادبود یکی از کشتهشدگان اعتراضات کارگری برپا شده بود، پر کردند، و علاوه بر آن روی بام
ساختمانها، دیوارها، تیرهای چراغ برق و خودروها هم نشسته بودند. سر و صدا فوقالعاده زیاد بود و تاچر تنها با صورتی خندان به
تماشا ایستاده بود.
او برای آن کارگران نماد آزادی بود. فاصله زیادی بین این برخورد و تلخی حاکم بر روابط میان تاچر و معدنچیان بریتانیایی، که چند سال قبل از او شکست خورده بودند، وجود داشت.
یکی دو سال بعد، در ارمنستان، که آن زمان یکی از جمهوریهای اتحاد شوروی بود، صحنههای مشابهی دیدم. ارمنستان در سال ۱۹۸۸ زلزله
شدیدی را تجربه کرده بود.
دولت بریتانیا در قالب کمکهایش به زلزلهزدگان، یک مدرسه ضد زلزله در شهر لنیناکان (گیومری امروزی) ساخت. این مدرسه بنام لرد
بایرون نامگذاری شد که احترام زیادی برای ارمنیان قائل بود.
ساختمان این مدرسه بسیار زیبا بود و در میان خرابههای دستنخورده ساختمانهای اطراف بسیار بهچشم میآمد. خانم تاچر این مدرسه را افتتاح کرد. جمعیت استقبالکننده از او آنقدر عظیم بود که یکی از همراهان او بهمن گفت فکر میکند در هیچیک از سفرهای بینالمللی او، چنین جمعیتی برای دیدنش جمع نشده باشد.
خانم تاچر برای آنها نشانی از یک زندگی بهتر بود. آنها به مشکلات روزافزون او در بریتانیا کاری نداشتند.
آنها هم مثل کارگران کارگاههای کشتیسازی در گدانسک، او را کسی میدانستند که در مقابل رهبرانشان ایستاده و نشان داده که راه
دیگری هم وجود دارد.
اولین باری که خانم تاچر در عرصه بینالمللی بطور جدی عرض اندام کرد، زمانی بود که نظامیان حاکم بر آرژانتین ناگهان به مجمعالجزایر فالکلند حمله کردند. بریتانیا از قرن نوزدهم این مجمعالجزایر را اشغال کرده بود، اما آرژانتین همواره ادعای مالکیت آن را داشت.
هیأت حاکمه نظامی آرژانتین از این حمله خشنود بود. رهبر این هیأت، ژنرال لئوپولدو گالتیری، از بالکن کاخ کازا روزادا در بوئنوس آیرس به ابراز احساسات هوادارانش پاسخ میداد. اما در همین حال مارگارت تاچر خشمگین ناوگان نظامیاش را به فالکلند گسیل داشت.
جنگ فالکلند خونین بود.
خلبانهای جسور نیروی هوایی آرژانتین مرتب به کشتیهای نیروی دریایی سلطنتی حمله میکردند و لحظات پراضطرابی را ایجاد کردند. اما وقتی پرچم بریتانیا دوباره بر فراز پورت استنلی به اهتزاز در آمد، موقعیت مارگارت تاچر بهعنوان رهبری مصمم، که قصد داشت اهمیتش را به جهانیان نشان دهد، تثبیت شد.
رابطه ویژه
دو عامل به او در یافتن جایگاهی تاریخی کمک کردند. اولین عامل اتحاد او با یار نزدیکش، رونالد ریگان بود که در سال ۱۹۸۰ به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شد.
دومین عامل تغییرات گستردهای بود که در اتحاد شوروی در حال وقوع بود. نظام حکومتی شوروی به احتمال زیاد دیر یا زود فرو میریخت، اما خانم تاچر و آقای ریگان هم این کشور را تحت فشار گذاشتند و احتمالا فروپاشی آن را تسریع کردند.
خانم تاچر در سال ۱۹۸۴ ذکاوت دیپلماتیک خود را نشان داد. او پیش از اینکه میخائیل گورباچف رهبری حزب کمونیست شوروی را بدست گیرد،
در لندن با او ملاقات کرد. تاچر درباره رهبر جدید شوروی گفت: "من آقای گورباچف را دوست دارم. ما میتوانیم با هم تعامل کنیم."
کار مشترک آنها اوراق کردن کمونیسم بود.
اما سیاست خارجی خانم تاچر بدون مشکل نبود. شاید بزرگترین مشکل او آفریقای جنوبی، و بهخصوص مقاومت او با وضع مجازات علیه دولت اقلیت سفید این کشور بود.
این موضع باعث بروز برخی شکافها در نشستهای اتحادیه کشورهای مشترکالمنافع شد. در نشست سال ۱۹۸۷ در ونکوور کانادا، میشد احساس نفرت همتایان خانم تاچر نسبت به او را احساس کرد.
او طبق معمول واکنش نشان داد، و به دو نفر از مقامات ارشد بریتانیا دستور داد کانادا را بهخاطر افزایش حجم تجارتش با آفریقای جنوبی شدیدا مورد حمله قرار دهند. کاناداییها از این روش برخورد شوکه شدند. خانم تاچر هم بهنوبه خود از اینکه دیگران "دارویی را که خود تجویز میکنند" نمیخورند، ابراز تعجب کرد.
اروپا
در یک کنفرانس مطبوعاتی، و در پاسخ به سوالی درباره تهدید کنگره ملی آفریقا (حزب مخالف رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی) به اقدامات تلافیجویانه علیه شهروندان بریتانیایی، خانم تاچر اعلام کرد که چنین کاری "ویژه سازمانهای تروریستی" است. در نتیجه جای تعجب ندارد که نلسون ماندلا رهبر محبوب او در آفریقای جنوبی نبود.
او در جامعه اروپا هم دوستان اندکی داشت، که علتش "روی میز کوبیدنها" و اصرارش به گرفتن تخفیف در میزان کمکهای بریتانیا به بودجه این سازمان بود.
او ته دلش مایل نبود اتحاد بریتانیا با اروپا بیش از حد قوی شود.
تاچر اعتقاد داشت که فلسفه بازار آزاد نقش بریتانیا – و خود او – را در جهان تعریف کرده است.
او تا آخرین روزهای حکومتش محکم بر عقایدش ایستاده بود، و جورج بوش پدر، رئیس جمهوری آمریکا و جانشین رونالد ریگان، را راهنمایی میکرد. در نشستی که اندکی پس از حمله صدام حسین به کویت در تابستان سال ۱۹۹۰ برگزار شد، تاچر گمان کرد که شاید آقای بوش در پاسخ به این حمله مردد باشد. آنجا بود که به بوش گفت "تردید بهخود راه ندهد"، چه درست و چه غلط، خودش هم هیچگاه چنین نکرد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130114_an_thatcher_obit_world.shtml
مارگارت تاچر یکی از تاثیر گذارترین سیاستمداران قرن بیستم بود.
میراث سیاسی مارگارت تاچر بر سیاست نخست وزیرانی که پس از وی در بریتانیا به قدرت رسیدند، چه از حزب محافظه کار و چه از حزب کارگر تاثیر بسیار داشت. در عین حال دوران نخست وزیری یازده ساله وی بیش از هر چیز به خاطر سیاست های رادیکال و روش برخورد تند و ستیزه جویانه وی به یادها مانده است.
در طول مدتی که وی ریاست دولت بریتانیا را برعهده داشت هزاران تن از شهروندان عادی این کشور از طریق خرید مسکن دولتی صاحب ملک شدند، و هزاران نفر دیگر با خرید سهام شرکت های دولتی بزرگی مثل شرکت گاز و شرکت تلفن که توسط وی خصوصی شدند، به قشر سهامداران و طرفداران بازار آزاد پیوستند.
اما بی اعتنایی و مخالفت وی با روشهای سیاسی تفاهم آمیز او را به یک رهبر اختلاف برانگیز بدل کرده و میزان مخالفت با سیاست ها و روش حکومتگری وی در نهایت به شورش علیه وی در حزب حاکم محافظه کار و ناآرامی در سطح جامعه بریتانیا منجر شد.
مارگارت هیلدا تاچر در ۱۳ اکتبر سال ۱۹۲۵ در شهر گرانتهام در ناحیه لینکولنشایر متولد شد. پدر او آلفرد رابرتس بقال و مادر وی خانه دار بود.
پدر وی پیرو کلیسای پروتستان انجیلی، مبلغ مذهبی و در عین حال عضو شورای شهر بود. او در شکل گیری شخصیت و سیاست هایی که خانم تاچر در دوران حکومت خود در پیش گرفت تاثیر تعیین کننده ای داشت.
مقام وزارت
مارگارت تاچر بعدها در مورد پدرش گفته بود:"من تقریبا همه چیز را مدیون پدرم هستم. آنچه که من به آن اعتقاد دارم تماما اصولی است که وی در دوران پرورش به من آموخته بود.»
او در رشته علوم طبیعی در دانشکده سامرویل دانشگاه آکسفورد تحصیل کرد و سومین زنی بود که ریاست انجمن محافظه کاران در این دانشگاه را برعهده گرفت.
پس از پایان تحصیلات به ناحیه کالچستر نقل مکان کرده و در یک شرکت تولید مواد پلاستیکی مشغول به کار شده و همزمان فعالیت های سیاسی در سازمان محلی حزب محافظه کار را آغاز کرد.
در سال ۱۹۴۹ او از سوی سازمان محلی حزب محافظه کار به عنوان نامزد انتخابات پارلمانی برای حوزه انتخابی شهر کنت معرفی شد. او در انتخابات سراسری سالهای ۱۹۵۰ و ۱۹۵۱ از همین حوزه شرکت کرد ولی در هر دو مورد شکست خورد.
با این همه وی توانست بخش چشمگیری از آراء حزب کارگر که در این حوزه انتخابی اکثریت را داشت به خود جلب کرده و در آن زمان به عنوان جوان ترین نامزد انتخابات پارلمانی در حزب محافظه کار از سوی رسانه ها مورد توجه فراوان قرار گرفت.
مارگارت در سال ۱۹۵۱ با یک تاجر به نام دنیس تاچر ازدواج کرد و همزمان تحصیلات خود را در رشته حقوق آغاز کرد. در سال ۱۹۵۳ با موفقیت به درجه وکالت ارشد رسید و همزمان فرزندان دو قلوی وی به نام های مارک و کارول متولد شدند.
او یک بار دیگر در انتخابات سراسری سال ۱۹۵۵ شرکت کرد اما این بار نیز شکست خورد. بالاخره در سال ۱۹۵۹ او توانست از حوزه انتخابی فینچلی که در آن زمان از مناطق تحت کنترل حزب محافظه کار بود به پارلمان بریتانیا راه یابد.
به فاصله دو سال خانم تاچر در کابینه دولت حزب محافظه کار به مقام معاونت وزیر انتصاب شد و در پی شکست انتخاباتی این حزب در سال ۱۹۶۴ وی در کابینه در سایه عهده دار مقام وزارت شد.
فرصت طلبی حریص
در سال ۱۹۶۵ به هنگام کناره گیری الک داگلاس هوم از رهبری حزب محافظه کار، مارگارت تاچر به نفع نامزدی ادوارد هیث برای این مقام رای داد و به عنوان پاداش در کابینه سایه این حزب مسئولیت وزارت مسکن و املاک به وی سپرده شد.
او کارزار بسیار فعالی را برای فروش خانه های دولتی به مستاجران به راه انداخت و همواره یکی از منتقدان سرسخت دولت حزب کارگر در زمینه افزایش مالیات بود.
زمانی که ادوارد هیث در سال ۱۹۷۰ به مقام نخست وزیری رسید او به مقام وزیر آموزش و پرورش ارتقاء یافته و سیاست اصلی وی کاهش چشمگیر هزینه های این وزارتخانه بود.
یکی از پیامدهای این سیاست قطع شیر رایگان برای دانش آموزان بین سنین ۷ تا ۱۱ سال بود. این اقدام باعث شد که حزب رقیب و برخی مطبوعات به شدت خانم تاچر را زیر حمله گرفته و به وی لقب " شیر دزد" دادند. این عبارت در زبان انگلیسی برای افرادی به کار برده می شود که در هر فرصتی سعی می کنند از شرایط به بهترین نحوه بهره برداری یا سوء استفاده کنند.
البته خانم تاچر در مباحث درونی کابینه با این اقدام مخالف بوده و بعدها در خاطرات خود نوشت:"من از این موضوع یک درس با ارزش گرفتم. من به خاطر دستاورد سیاسی بسیار ناچیزی یک حس تنفر بسیار عمیق و گسترده را دامن زدم. "
با توجه به این که در آن سالها تعداد کمی از زنان موفق در یک چنین سطوحی از فعالیت سیاسی قرار داشتند حدس و گمان هایی در مورد احتمال نخست وزیر شدن مارگارت تاچر در سطح رسانه ها مطرح شد. یک سیاستمدار زن دیگر نیز به نام شرلی ویلیامز از حزب کارگر چنین موقعیتی پیدا کرده بود که وزیر کابینه بود.
البته خانم تاچر یک چنین فرضیاتی را رد می کرد و در یک مصاحبه تلویزیونی گفت که بعید می داند در دوران زندگی وی زنی بتواند در بریتانیا به مقام نخست وزیری برسد.
دولت محافظه کار ادوارد هیث عمر چندانی نداشت. در پی بحران نفت در سال ۱۹۷۳ دولت وی مجبور شد تحت تاثیر کاهش فعالیت های صنعتی روزهای کار در هفته را به سه روز تقلیل دهد و همزمان با اعتصاب های کارگری گسترده ای مواجه شد. دولت محافظه کار بالاخره در ماه فوریه سال ۱۹۷۴ سقوط کرد.
خانه دار- سیاستمدار
با رفتن حزب محافظه کار به موضع اپوزیسیون و تشکیل دولت در سایه، این بار مقام وزارت محیط زیست به خانم تاچر سپرده شد. وی که به شدت از چرخش ادوارد هیث و رها کردن اصول سیاست اقتصادی محافظه کاران خشمگین بود در انتخابات سال ۱۹۷۵ برای تعیین رهبر جدید حزب در مقابل رییس سابق خود کاندید شد.
وقتی که مارگارت تاچر به دفتر کار ادوارد هیث رفت تا تصمیم خود را به او اطلاع دهد ادوارد هیث حتی سر خود را بلند نکرد و فقط گفت:" شما شکست می خورید. روز خوشی داشته باشید."
اما در کمال تعجب همگان در اولین دور رای گیری خانم تاچر بر ادوارد هیث پیروز شد و بنابراین وی از مقام رهبری حزب استعفا داد. در دور دوم رای گیری مارگارت تاچر بر ویلی وایتلاو پیروز شد و به این ترتیب اولین زنی شد که در تاریخ بریتانیا به رهبری یکی از احزاب سیاسی اصلی رسید.
او با سرعت به بیان دیدگاههای خود پرداخت و بنابراین از همان زمان میزان نفوذ و تاثیر گذاری خود را نشان داد. در جریان یک سخنرانی در سال ۱۹۷۶ او به شدت از اختناق حاکم بر اتحاد شوروی انتقاد کرد . یکی از روزنامه های شوروی در واکنش وی را " بانوی آهنین" لقب داد که مایه مسرت شخصی خانم تاچر بود.
مارگارت تاچر با رفتن در قالب یک زن خانه دار- سیاستمدار که به خوبی می داند تورم چه فشاری به خانواده های معمولی وارد می کند ، اتحادیه های کارگری بریتانیا را که در آن زمان قدرت فراوانی داشتند و با راه انداختن اعتصاب های متعدد بخشی از صنایع کشور را تعطیل کرده بودند ، به چالش کشید. این دوره بحرانی در سال ۱۹۷۹ با عنوان " زمستان نارضایتی" معروف شده است.
همزمان با تضعیف بیشتر دولت حزب کارگر به نخست وزیری جیمز کالاهان، حزب محافظه کار در یک کارزار تبلیغاتی گسترده پوسترهایی را چاپ و نصب کرد که شعار اصلی آن این بود:"کارگر کار نمی کند". اشاره آن به ناتوانی حزب کارگر بود.
جیمز کالاهان در ۲۸ مارس ۱۹۷۹ نتوانست از پارلمان رای اعتماد بگیرد. دیدگاههای صریح خانم تاچر در میان بسیاری از رای دهندگان بریتانیایی طرفدار پیدا کرد و در انتخابات سراسری حزب محافظه کار به پیروزی رسیده و خانم تاچر نخست وزیر شد.
در دوران نخست وزیری خانم تاچر مصمم بود تا از طریق کاستن از نقش دولت و تقویت بخش خصوصی وضعیت نابسامان اقتصاد بریتانیا را ترمیم کند.
کاستن از تورم هدف اصلی و کوتاه مدت دولت قرار گرفت و با سرعت بودجه و طرحهای بسیار رادیکالی برای کاستن از میزان مالیات و میزان هزینه های دولت به اجرا گذاشته شد.
لوایح قانونی جدیدی برای کاستن از قدرت و ستیزه جویی اتحادیه های کارگری در پارلمان به تصویب رسید، صنایع و موسسات بزرگ دولتی خصوصی شدند وبه مستاجران خانه های دولتی اجازه داده شد تا این خانه ها را بخرند.
تحت تاثیر این تغییرات میلیونها نفر از مردم بریتانیا که تا آن زمان در بازار مالی و اقتصاد کشور مایملک و نقشی نداشتند توانستند صاحب خانه شده و یا سهام شرکت دولتی خصوصی شده را بخرند.
سیاست های پولی دولت مارگارت تاچر بخش تجاری و موسسات مالی لندن را به یکی از فعالترین مراکز مالی جهان بدل کرد. الگوهای قدیمی تولید و صنایع از کار افتاده که بسیاری آن را مسبب وضعیت اقتصادی بد کشور می دانستند، رها شده و به جای آن جستجو و تلاش برای ساختن یک بریتانیای جدید و قابل رقابت با دیگران به جریان افتاد. بر اثر این جابجایی ها در الگوی تولید، میزان بیکاری به بیش از سه میلیون نفر رسید که در مقایسه با تعداد نیروی کار بریتانیا در آن زمان رقم بالایی بود.
جنگ در جزایر فالکلند
بخش چشمگیری از نمایندگان حزب کارگر در پارلمان در مورد پیامدهای سیاست های خانم تاچر نگران بودند و در برخی از شهرهای بزرگ بریتانیا نیز اعتراض به این سیاست ها به حد شورش و ناآرامی رسیده بود.
اما نخست وزیر حاضر به عقب نشینی نبود. او در سخنرانی خود خطاب به کنفرانس سالانه حزب محافظه کار در سال ۱۹۸۰ گفت:"خطاب به کسانی که منتظر هستند تا آن جمله مورد علاقه روزنامه ها، یعنی چرخش در سیاست، را در مورد من بشنوند فقط همین یک جمله را می گویم که اگر می خواهید شما می توانید بچرخید ولی این بانو اهل چرخیدن نیست."
در اواخر سال ۱۹۸۱ میزان محبوبیت وی به ۲۵ درصد تنزل پیدا کرده بود. این نازل ترین میزان محبوبیتی بود که تا آن زمان برای یک نخست وزیر ثبت شده بود. ولی در همان مدت کوتاه وی توانسته بود مسیر اقتصاد کشور را دگرگون کند.
از اوایل سال ۱۹۸۲ اقتصاد بریتانیا به سمت احیا گام برداشت و به موازات آن موقعیت و محبوبیت خانم تاچر در میان رای دهندگان نیز بهبود یافت.
محبوبیت وی در آوریل سال ۱۹۸۲ به خاطر واکنش قاطعانه به اشغال جزایر فالکلند توسط آرژانتین به اوج خود رسید.
مارگارت تاچر به سرعت یک نیروی عملیاتی را توسط ناوگان نیروی دریایی به منطقه اعزام کرد و پس از یک درگیری کوتاه و تسلیم شدن نیروهای آرژانتینی این جزایر باز پس گرفته شدند.
پیروزی در جنگ فالکلند و همزمان بروز اختلافات شدید در حزب رقیب یعنی حزب کارگر که آن دوره رهبر آن مایکل فوت بود، پیروزی مجدد حزب محافظه کار با آرای بسیار زیاد در انتخابات سراسری سال ۱۹۸۳ را تضمین کرد.
بهار سال بعد اتحادیه سراسری کارگران معادن بریتانیا بدون آنکه از پیش در میان اعضا خود رای گیری کند یک اعتصاب سراسری را فراخواند.
مارگارت تاچر مصمم بود که در برابر این قدرت نمایی اتحادیهها عقب نشینی نکند. برخلاف سالهای نخست وزیری ادوارد هیث و بحرانی که وی در سال ۱۹۷۳ با آن مواجه شد، حکومت مارگارت تاچر قبل از آغاز اعتصاب توانسته بود مقدار زیادی ذغال سنگ در انبارهای نیروگاههای برق ذخیره کند.
دور سوم نخست وزیری
درگیری های خشونت آمیزی بین پلیس و کارگران اعتصابی روی داد ولی در ماه مارس بالاخره این اعتصاب شکست خورد . این حوادث روند تلاش صنعت ذغال سنگ را در بریتانیا تسریع کرد و بسیاری از خانواده های کارگران این صنعت از نظر اقتصادی آنچنان آسیب دیدند که هیچگاه نتوانستند خود را احیا کنند.
در مواجه با بحران ایرلند شمالی نیز مارگارت تاچر یک سیاست سختگیرانه را در پیش گرفت و اعتصاب غذای زندانیان وابسته به ارتش سری جمهوری خواه ایرلند شمالی را سرکوب کرد. منتقدان خانم تاچر و حتی وحدت طلبان میانه رو ایرلند شمالی، معتقدند که این روش ها باعث شد که بسیاری از جوانان جامعه کاتولیک ایرلند شمالی به خشونت روی بیاورند.
با وجودی که مارگارت تاچر با شرکت دادن نمایندگان دولت جمهوری ایرلند سعی کرد از خشونت و تنش های قومی در ایرلند شمالی بکاهد ولی مذاکرات صلح تحت تاثیر سماجت و مخالفت وحدت طلبان تندرو به شکست انجامید.
در اکتبر سال ۱۹۸۴ بمبی که ارتش سری جمهوری خواه ایرلند شمالی در محل کنفرانس سالیانه حزب محافظه کار در شهر برایتون کار گذاشته بود باعث مرگ چهار نفر و مجروح شدن عده زیادی از جمله یک عضو کابینه شد.
مارگارت تاچر در سخنرانی که چند ساعت بعد از وقوع انفجار ایراد کرد، به روش همیشگی خود واکنشی بسیار قاطع نشان داد و گفت :" این حمله به شکست انجامید. تمام اقدامات تروریستی برای نابود کردن دمکراسی به شکست خواهد انجامید."
هدف اصلی در سیاست خارجی مارگارت تاچر احیای جایگاه و موقعیت ویژه بریتانیا در عرصه روابط بین المللی بود. وی معتقد بود که دولت های قبلی از حزب کارگر این مسئله را نادیده گرفته اند.
رونالد ریگان رییس جمهور وقت آمریکا برای این منظور یک همکار و همفکر بسیار مناسب بود. رونالد ریگان نیز با بسیاری از الگوها اقتصادی و سیاسی مارگارت تاچر موافق بود. مارگارت تاچر حتی با میخاییل گورباچف رهبر اصلاح طلب اتحاد شوروی توانست روابط بسیار خوبی برقرار کند. در یک جمله بسیار مشهور خانم تاچر گفت:"ما می توانیم با هم کار کنیم."
همزمان حزب کارگر که در این سالها به رهبری نیل کینوک فعالیت می کرد هنوز نتوانسته بود خود را از بحران و اختلافات درونی سالهای قبل نجات دهد. بنابراین مارگارت تاچر به شکل بی سابقه ای در انتخابات سراسری سال ۱۹۸۷ نیز به پیروزی رسید و برای سومین بار نخست وزیر بریتانیا شد.
یکی از اولین اقدامات وی معرفی یک مالیات جدید بود. مالیات ثابتی که فارغ از سطح درآمد و یا میزان املاک، از ساکنان هر منزل مسکونی دریافت شده و برای هزینه های شهرداری های محلی و امور شهری مصرف می شود.
خیانت با لبخند
معرفی این مالیات جدید که در زبان انگلیسی " پل تکس" نامیده می شود یکی از خشونت بارترین شورش ها و ناآرامی های خیابانی در تاریخ معاصر بریتانیا را به دنبال داشت. برخی از نمایندگان حزب محافظه کار در پارلمان معتقد بودند که معرفی این مالیات باعث سقوط دولت خواهد شد ولی به خوبی می دانستند که تا وقتی که مارگارت تاچر رهبر حزب و نخست وزیر است امکان ندارد این سیاست را تغییر دهد.
در سال ۱۹۸۹ رهبری خانم تاچر بر حزب محافظه کار توسط یکی از نمایندگان کمتر شناخته شده این حزب در پارلمان به چالش کشیده شد. خانم تاچر به سهولت در این رقابت به پیروزی رسید ولی این چالش در حقیقت نمادی بود از افزایش شدید نارضایتی از سیاست های خانم تاچر در میان سیاستمداران حزب محافظه کار و نمایندگان آن حزب در پارلمان.
در نهایت این مسئله اروپا و چگونگی برخورد دولت بریتانیا با بازار مشترک اروپا بود که سقوط مارگارت تاچر را در پی آورد.
مارگارت تاچر پس از بازگشت از یک جلسه سران کشورهای عضو بازار مشترک در شهر رم که اختلافات شدیدی در آن بروز کرده بود، در مخالفت شدید با سران سایر کشورهای اروپای غربی حاضر نشد با تفویض اختیارات بیشتر به مجامع تصمیم گیری بازار مشترک موافقت کند. این موضع گیری خشم و انزجار بسیاری ازسیاستمداران حزب محافظه کار را برانگیخت.
خانم تاچر گفت: "موسیو دلورس ، رییس کمیسیون در کنفرانس مطبوعاتی خود اعلام کرد که می خواهد پارلمان اروپا نهاد دمکراتیک جامعه اروپا باشد. وی می خواهد که کمیسیون قوه مجریه و شورای وزیران هم حالت مجلس سنا را داشته باشد. پاسخ من این است: نه ، نه ، نه!»
جفری هاو یکی از سیاستمداران ارشد حزب محافظه کار توسط مارگارت تاچر از مقام وزارت خارجه برکنار شد. وی که به این خاطر از نخست وزیر کینه به دل گرفته بود از موقعیت استفاده کرد و همزمان با استعفا از کابینه در یک نطق بسیار تند علیه خانم تاچر، خواستار آن شد که رهبری وی به چالش کشیده شود.
روز بعد مایکل هسلتاین یکی دیگر از چهره های مهم حزب محافظه کار، خود را برای رهبری حزب نامزد کرد. مارگارت تاچر با به دست آوردن دو رای کمتر از میزان لازم ناگزیر شد در دور دوم با رقبای خود مبارزه کند ولی اعلام کرد که با تمام قدرت به این مبارزه ادامه خواهد داد.
اما به دنبال توصیه گروهی از همکاران نزدیک که به وی گفتند در صورت شرکت در دور دوم رای گیری بازنده خواهد شد، مارگارت تاچر در اولین جلسه کابینه استعفای خود را اعلام کرد. بعدها او در مورد این حوادث با تلخی چنین یاد کرد:« درست مثل خیانت با لبخندی بر صورت بود.»
جان میجر به عنوان جانشین مارگارت تاچر برگزیده شد و نخست وزیر به جایگاه نمایندگان حزب محافظه کار در پارلمان تنزل یافت. بالاخره در انتخابات سراسری سال ۱۹۹۲ که باز هم با وجود همه پیش بینی ها حزب محافظه کار به قدرت رسید مارگارت تاچر از نمایندگی در مجلس عوام استعفا داد.
میراث
مارگارت تاچر در سال ۱۹۹۵ با دریافت نشان افتخار گارتر به مقام بارونس که حکم یک جایگاه اشرافی را دارد ارتقا یافت و برآن اساس به عضویت مادام العمر مجلس اعیان بریتانیا درآمد.
پس از استعفا از مجلس عوام وی همچنان در عرصه سیاست فعال ماند، دو جلد کتاب خاطرات خود را به رشته تحریر درآورد، علیه پیمان ماستریخت به شدت فعالیت می کرد و سیاست قومیت زدایی صربستان در بوسنی را محکوم کرد.
او از نامزدی ویلیام هیگ در سال ۱۹۹۷ برای رهبری حزب محافظه کار علنا حمایت کرد ولی در دوره بعدی انتخابات رهبری این حزب از ایان دانکن اسمیت پشتیبانی نکرد.
در سال ۲۰۰۱ به دنبال وخامت وضعیت جسمی اش مارگارت تاچر ناگزیر شد از فعالیت های خود بکاهد. به دنبال چند حمله قلبی خفیف پزشکان وی را از سخنرانی منع کرده و به نظر می رسید که وی به نسبت قبل بسیار ضعیف و رنجورتر شده است.
در سال ۲۰۰۸ دخترش گفت که مارگارت تاچر از سال ۲۰۰۲ از اختلال حافظه نیز رنج می برده است.
در سال ۲۰۰۳ دنیس همسر مارگارت تاچر در سن ۸۸ سالگی درگذشت . خانم تاچر وی را یک تکیه گاه محکم و همیشگی توصیف کرد و به شکلی بسیار پراحساس به وی ادای احترام کرد. خانم تاچر در بخشی از صحبتهای خود به این مناسبت گفت:" نخست وزیری یک شغل انفرادی و تنها است، به عبارتی باید چنین باشد. نمی توان در میان جمعیت و در شلوغی رهبری کرد. اما در کنار دنیس من هیچگاه تنها نبودم . چه مردی، چه همسری و چه دوستی."
یکسال بعد نیز مارگارت تاچر برای شرکت در مراسم تدفین همکار سیاسی خود رونالد ریگان که در ماه ژوئن ۲۰۰۴ در واشنگتن برگزار شد به آمریکا سفر کرد.
مجسمه برنزی خانم تاچر در محوطه مجلس عوام بریتانیا نصب شده است و این اولین باری است که از یک نخست وزیر در دوران حیات خود به چنین شکلی تقدیر می شود.
خانم تاچر چند بار دیگر به خانه شماره ده خیابان داونینگ که محل کار و زندگی نخست وزیران بریتانیا است بازگشت. آخرین موارد به دعوت گوردن براون نخست وزیر سابق و دیوید کامرون نخست وزیر فعلی برای صرف چای بود.
معدود سیاستمدارانی توانسته اند در دوران حکومت خود یک چنین تسلط و احاطه کاملی داشته باشند و معدود سیاستمدارانی تا این حد احساسات شدید را در میان موافقان و مخالفان خود برانگیخته اند.
از نگاه مخالفان خانم تاچر سیاستمداری بود که مناسبات بازار آزاد را بر هر عرصه دیگری از حیات اجتماعی ارجح می دانست و به راحتی حاضر بود که جمعیت وسیعی از مردم کشور در شکل بیکاری و یا ناآرامی های اجتماعی قربانی سیاستهای وی شوند.
مدافعان وی به خاطر کوچک کردن بدنه و محدود کردن اختیارات گسترده دولت، کاهش نفوذ و قدرت اتحادیه های کارگری و احیا موقعیت بریتانیا در سطح جهان مارگارت تاچر را تقدیر می کنند.
ولی مهمتر از همه مارگارت تاچر یک سیاستمدار با اعتقاداتی بسیار محکم بود که چه بد و چه خوب از این اعتقادات کوتاه نمی آمد. این خصیصه وی که اعتقادات درست و عمیق را هیچگاه نباید فدای توافق و مصلحت کرد مهمترین نقطه قوت و در عین حال بزرگترین ضعف وی بود.
شاید این بخش از مصاحبه وی در سال ۱۹۸۷ به طور خلاصه و به خوبی فلسفه مارگارت تاچر را بیان کند.
" به نظر من برای دوره طولانی بسیاری از مردم عادت کرده اند چنین فکر کنند که گویا دولت مسئول حل مشکلات آنهاست. اگر کسی مشکل مالی دارد به این فکر می کند که از دولت وام بلاعوض بگیرد. اگر کسی مشکل مسکن دارد فکر می کند که دولت باید به او خانه بدهد. آنها مشکل خود را روی دوش جامعه می اندازند و این جامعه واقعا کیست؟ یک چنین چیزی تحت عنوان جامعه وجود خارجی ندارد. آنچه که وجود دارد تک تک افراد، زن یا مرد و خانواده ها هستند. و هیچ حکومتی نمی تواند کاری بکند مگر از طریق همین مردم. و مردم نیز در درجه اول برای حل مشکلات باید به خود و دیگران متکی باشند."
" این وظیفه ماست که امور خودمان را حل و فصل کنیم و به دیگران هم کمک کنیم. زندگی یک مشغله دو طرفه است ولی متاسفانه مردم به شدت به مسئله حقوق خود عادت کرده اند بدون آنکه به تعهدات و مسئولیت های خود بیاندیشند."
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/110523_an_margaret_thatcher_obit.shtml
انقلاب، جنگ، گروگانگیری در سفارت آمریکا در تهران، گروگانگیری در سفارت ایران در لندن و صدور فتوای قتل سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی، همه در دورهای اتفاق افتاد که مارگارت تاچر نخستوزیر بریتانیا بود. او یازده سال در این سمت باقی ماند و روزهایی پرتنش با ایران را تجربه کرد.
دوران نخست وزیری خانم تاچر با سالهای طوفانی پس از انقلاب در ایران آغاز شد و تا پایان جنگ ایران و عراق و درگذشت آیت الله خمینی ادامه یافت.
سفر به تهران و دیدار با شاه در واپسین ماه ها
سفر خانم تاچر به عنوان رئیس وقت حزب محافظه کار بریتانیا به تهران در بهار ۱۳۵۷ شاید از آخرین دیدارهای یک سیاستمدار بریتانیایی از ایران چند ماه پیش از سقوط شاه باشد.
روزنامه تلگراف در پاییز سال ۱۳۸۷ سندی از آرشیو ملی بریتانیا منتشر کرد که میگوید سفر خانم تاچر به ایران و دیدارش با شاه یکی از نخستین نمادهای پراهمیت حضور او در صحنه سیاسی و دیپلماتیک به عنوان رهبر حزب محافظه کار بریتانیا بود.
در کتاب خاطرات مارگارت تاچر (ترجمه فریدون دولتشاهی انتشارات روزنامه اطلاعات) از او نقل شده که پیش از اینکه نخستوزیر بریتانیا شود، چند سفر سیاسی خارجی از جمله به شوروی، آمریکا، آلمان، ایران و اسرائیل کرده بود. «در این سفرها سعی داشتم از نزدیک با مردم عادی برخورد کنم که این کار تقریبا در این سفرها میسر میشد.»
دیدار با شاه در کاخ نیاوران تهران از مهمترین برنامههای خانم تاچر در ایران بود.
دو نفر از نمایندگان مجلس عوام و آنتی پارسونز خانم تاچر را در دیدار با شاه همراهی میکردند. پارسونز در کتاب خاطرات دو سفیر (ترجمه محمود طلوعی، نشر علم) مینویسد که تاچر در ملاقات با شاه درباره فروش تسلیحات نظامی، تاسیس صنایع نظامی در نزدیکی اصفهان و استقرار تأسیسات بندری در بندر عباس مذاکره کرد.
پارسونز مینویسد که خانم تاچر به شاه گفت: «خریدهای نظامی ایران باعث به وجود آمدن هزاران شغل در صنایع بریتانیا شده و به مبارزه با بیکاری در این کشور کمک شایانی کرده است.»
آنتونی پارسونز در دوره نخست وزیر خانم تاچر مشاور او در امور خارجی و نماینده بریتانیا در سازمان ملل شد.
از دیدارهای ظاهرا متنوع خانم تاچر در ایران، ملاقات او با هوشنگ انصاری، رئیس هیات مدیره و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران بوده است.
یک گفتوگوی صریح در شرکت ملی نفت ایران
قباد فخیمی از مدیران نفتی وقت ایران که بر اساس کتابش «سیسال نفت ایران» در دیدار خانم تاچر و هوشنگ انصاری حضور داشته، نوشته است که این ملاقات در اداره مرکزی شرکت ملی نفت در خیابان تخت جمشید سابق (طالقانی فعلی) تهران انجام شد.
او مینویسد: «با وجود اینکه در جلسات ملاقاتهای تشریفاتی از این قبیل مطالب کلی مورد مذاکره قرار میگیرد... از همان ابتدای جلسه، انصاری تمام هوش و ذکاوت خود را به کار گرفت و نهایت سعی را به عمل آورد تا از دهان مارگارت تاچر حداقل برای یکی از مواردی که شرح میدهد پاسخی مثبت و آفرینی بشنود؛ ولی توفیق یارش نشد. تاچر صریح گفت شما کشوری نه کشاورزی و نه صنعتی هستید. از یک طرف از شرکت های خارجی برای سرمایهگذاری در ایران و انتقال تکنولوژی دعوت میکنید و از طرف دیگر با قانون واگذاری ۴۹ درصد سهام کارخانجات به کارگران همه آنها را فراری میدهید. شما نه کاپیتالیست هستید و نه سوسیالیست، شما در حقیقت نمیدانید چه میخواهید. تاچر این حرفها را با لبخند میگفت که کدورتی از خود به جای نگذارد.»
آقای فخیمی مینویسد که حرف آخر خانم تاچر – اینکه ایران نمیداند چه میخواهد - شاه بیت مذاکرات جلسه بود: «در تمام مدت جلسه مطالب مورد نظر را به وضوح، با قدرت و در عین حال با شیرینی و لبخند ارایه مینمود که کدورتی از خود به جای نمیگذاشت؛ به طوری که در پایان جلسه در چهره همه شرکتکنندگان به نظر میرسید که: جانا سخن از زبان ما میگویی.»
مارگارت تاچر در مدت اقامت چند روزهاش در ایران به شهرهای اصفهان و شیراز هم سفر کرد.
بر اساس اسناد آرشیو ملی بریتایا، دیوید اوون، وزیر خارجه بریتانیا، شخصا از آنتونی پارسونز، سفیر وقت بریتانیا در تهران خواسته بود که آرایشگری در اختیار خانم تاچر قرار گیرد چرا که او نگران مدل موهایش در ضیافت رسمی شام شاه در روز ۲۹ آوریل (۹ اردیبهشت ۱۳۵۷) بوده است.
یک سال بعد از این دیدار در تهران، خانم تاچر دیگر نخست وزیر بریتانیا شده بود، اما شاه که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم میکرد در جزایر باهاما در پی درمان بیماری پیشرفته خود بود.
یک سال بعد از دیدار با شاه در کاخ نیاوران: به بریتانیا نیا
اسناد آرشیو ملی بریتانیا میگوید که در این زمان، مارگارت تاچر دنیس رایت، دیپلمات بریتانیایی را که پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ علیه مصدق مامور بازگاشیی سفارت بریتانیا در تهران شده بود را با نام مستعار ادوارد ویلسون نزد شاه فرستاد تا به او بگوید دولت بریتانیا علاقه ای به سفر او ندارد و از پذیرفتن شاه سابق عملا معذور است.
سقوط شاه و روی کار آمدن حکومتی انقلابی و ضد غرب در ایران، آغاز طوفانی بود که مدیریت رابطه با ایران را در شرایطی که به روز به روز سختتر میشد، دشوارتر میکرد.
اسناد دیگری از آرشیو ملی بریتانیا که سه سال پیش همزمان با اسناد بنیاد مارگارات تاچر منتشر شده بود، نشان میداد که جیمی کارتر در نخستین روزهای نخست وزیر خانم تاچر از او خواسته بود که با ارسال پیامی خصوصی به مقامهای ایران از سلامت یهودیان ایرانی اطمینان حاصل کند، اما بر اساس این اسناد، خانم تاچر این درخواست را با استناد به نظر سفارت بریتانیا در تهران رد کرد.
خانم تاچر گفته بود که سفارت بریتانیا معتقد نیست که یهودیان در ایران در خطر پیگرد سازمان یافته هستند و «دخالت بریتانیا ممکن است وضعیت آنها را ناامنتر کند.»
کاهش فعالیت در تهران، گروگانگیری در لندن
سند دیگری مربوط به درخواست جیمی کارتر از ماراگارت تاچر در ارتباط با ایران ۱۰ روز پس از بحران اشغال سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی است. این سند میگوید که آقای کارتر در روز ۱۴ نوامبر ۱۹۷۹ (۲۳ آبان ۱۳۵۸) در پیامی از خانم تاچر خواسته بود که بریتانیا واکنشی قویتر به ماجرای اشغال سفارت آمریکا نشان دهد تا حکومت ایران تحت فشار قرار گیرد.
جیمی کارتر در این پیام مشخصا پیشنهاد کرده بود که بریتانیا تعداد دیپلماتهای خود را در تهران کاهش دهد.
جواب یک هفته بعد خانم تاچر نشان میدهد که گرچه بریتانیا تعدادی از کارکنان خود از ایران را خارج کرده اما حاضر به همراهی علنی بیشتر با آمریکا در آن شرایط بحرانی نشده بود: «بریتانیا در شرایط فعلی مصلحت نمیداند که به این اقدام (خروج کارکنان سفارت از ایران) بار سیاسی بدهد اول به دلیل اینکه نمیدانیم تاثیرش بر ایرانیها چقدر است و دوم اینکه خطر انتقامجویی را متوجه کارکنان باقی مانده در ایران میکند.»
با این حال فعالیت عادی سفارت بریتانیا در تهران در سال ۱۳۵۸ عملا متوقف شده بود. حادثه دیگری در لندن در اوایل دوره نخست وزیری خانم تاچر به عمق بدبینیها و گرفتاری دو کشور افزود.
در فروردین ماه سال ۱۳۵۹ سفارت ایران در لندن مورد حمله گروهی قرار گرفت که خود را اعضای «نهضت انقلاب دموکراتیک برای آزادی عربستان» میخواندند و تقاضایشان خودمختاری استان نفت خیز خوزستان در جنوب ایران بود.
مهاجمان با تصرف شش روزه ساختمان سفارت، اقدام به گروگانگیری ۲۰ نفر از حاضران کردن که دو نفر از دیپلماتهای ایرانی طی آن کشته شدند. آن حادثه با دستور مارگارت تاچر مبنی بر حمله مأموران نیروی ویژه به ساختمان سفارت و کشته شدن پنج گروگانگیر پایان گرفت.
حدود شش ماه پس از آن صدام حسین، رهبر وقت عراق تهاجمی را به ایران آغاز کرد که به جنگی هشت ساله ختم شد.
از دیدگاه بریتانیا، نزدیک شدن به روزهای همکاری گسترده نظامی و سیاسی با ایران انقلابی که تمام قراردادها و همکاریهای سیاسی – نظامی دوران شاه با غرب را ملغی کرده بود، در سالهای جنگ ممکن نبود و ایران هم تمایلی به آن نداشت.
گرچه انقلابیون ایران سر سازگاری با محمد مصدق نخست وزیر ملی گرای ساقط شده در کودتای سال ۱۳۳۲ را نداشتند، اما خاطره دخالت بریتانیا در کودتای ۲۸ مرداد، دلیل خوبی برای نشان دادن سابقه دخالت بریتانیا در ایران از نظر رهبران جمهوری نوپای اسلامی بود.
جنگ هشت ساله و آیههای شیطانی
نگرانی از احتمال تأثیر انقلاب ایران بر کشور نوپای امارات متحد عربی که پیش از تاسیس تحت قیمومیت بریتانیا بود و سرایت احتمالی ناآرامیها به آن سوی آبهای خلیج فارس و کشورهای عربستان سعودی، قطر، کویت، بحرین و عمان، غرب را ترغیب به تقویت بنیه نظامی کشورهای منطقه و استقرار جنگ افزارها و شناورهای نظامی بیشتر در خلیج فارس کرد.
همزمان با این حمایت، تحریم فروش سلاح به ایران، تا پیش از انقلاب یکی از بزرگترین مشتریان تسلیحات و جنگ افزارهای سنگین ساخت بریتانیا بود، دلیل دیگری شد برای خصومت بیشتر مقام های ایرانی با غرب، به خصوص بریتانیا و آمریکا.
روابط دیپلماتیک ایران و بریتانیا تا پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق که در سال ۱۳۶۷ پایان گرفت، در پایینترین سطح باقی ماند، اما اوضاع پس از پذیرش آتش بس از سوی ایران و پایان جنگ برای مدتی آرام و روابط دیپلماتیک ایران و بریتانیا دوباره از سرگرفته شد.
اما این بازگشایی هم دیری نپایید. به دنبال انتشار رمان «آیههای شیطانی» نوشته سلمان رشدی، نویسنده هندی تبار اهل بریتانیا، آیت الله خمینی فتوایی برای قتل او صادر کرد و نهادهای حکومتی هم برای قاتل او جایزهای تعیین کردند.
روابط دو کشور در آخرین ماههای نخست وزیری مارگارت تاچر و واپسین هفتههای حیات آیت الله خمینی به شدت تیره شد و مجلس ایران رای به قطع روابط دو کشور داد. این وضعیت کم و بیش تا اوایل دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی ادامه پیدا کرد.
دوره نخست وزیری مارگارات تاچر سالهای دست و پنجه نرم کردن او با بحرانهایی بود که در بسیاری مواقع ایران در یک سر آن قرار داشت.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130408_l23_thatcher_iran_uk_shah.shtml
در پی ادامه بارندگی در جنوب و جنوب شرقی ایران،معاون عمرانی استانداری کرمان از مفقود شدن ۱۴ نفر خبر داد. به گفته محمدجواد کمیاب، این به معنای مرگ مفقودشدگان نیست.
آقای کمیاب، به خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) گفته است "تعداد افرادی که از این سیلاب خسارت دیدهاند به دو هزار و ۳۶۲ نفر رسیده است."
معاون عمرانی استانداری کرمان، با اعلام اینکه در حال حاضر راه ارتباطی ۱۶۷ روستا در سطح استان قطع است، گفت: "دسترسی به این روستاها که در بیشتر در جیرفت، ریگان، بردسیر، فاریاب، قلعه گنج و رودبار قرار دارند، مشکل است."
براساس گزارش سازمان هواشناسی ایران، بارندگی در این منطقه تا فردا ادامه خواهد داشت و همین مسئله باعث افزایش نگرانیها در خصوص افزایش تخریب و احتمال تلفات جانی شده است.
ارگ بم آسیب دید
بارندگی شدید سبب شده، بخشهایی از بزرگترین بنای خشتی جهان، ارگ بم نیز آسیب ببیند.
به گزارش خبرگزاری مهر، دیواره های و باروهای ارگ در قسمت خارجی آسیب دیده و سر دیوارهها به دلیل شدت بارندگی دچار خیس خوردگی و ریزش شده اند.
به گفته کارشناسان بیشترین خطر در حال حاضر ارگ تاریخی راین را تهدید می کند زیرا به دلیل بارندگیهای بی سابقه که طی 10 سال گذشته بی نظیر بوده است خندق بزرگ اطراف ارگ مملو از آب شده و این نگرانی وجود دارد که بخشهایی از باروی این ارگ تاریخی ریزش کند.
دومین ارگ خشتی جهان در معرض خطر
همچنین مسئولان میراث فرهنگی استان کرمان امروز اعلام کردند که این بارندگی باعث ایجاد خسارت در قسمتهای مختلفی از ارگ تاریخی راین (دومین ارگ خشتی جهان) شده و این ارگ در معرض خطر است.
محمد مهدی افضلی، مدیر روابط عمومی میراث فرهنگی کرمان با بیان اینکه در اطراف ارگ تاریخی راین خندقی از دوران قدیم وجود دارد، گفت: "در حال حاضر آب ناشی از بارندگی در این خندق جمع شده است که میتواند باعث نشست و یا تخریب احتمالی سایر قسمتها شود."
ارگ تاریخی راین بعد از ارگ بم بزرگترین بنای خشتی جهان است که در فاصله ۱۰۰ کیلومتری مرکز استان کرمان و در شهر راین واقع شده است.
آثار تاریخی ریگان از دیگر آثار باستانی است که در سیل کرمان آسیب دیده است.
محمدصادق داد اللهپور، معاون فرماندار ریگان گفته است که در اثر بارندگی تنها اثر ثبت شده ریگان به نام "مقبره شاه خورشید ریگان" دچار خسارت شده است.
داداللهپور گفت: "چهار اثر تاریخی دیگر نیز که در حال ثبت ملی هستند، شامل سردرب وزیری، برج و باروهای شهر قدیم ریگان، قلعه سنگ آباد و قلعه دهگود نیز دچار خسارت شدند که نیاز به بازسازی ومرمت دارند."
به گفته مقامهای محلی پس از ۱۳ سال در این منطقه بارندگی شده و کشاورزان از بارش شادمان هستند.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130408_nm_flood_kerman.shtml
علمای دینی افغانستان برای اولین بار به گونه جمعی با حمایت از قطعنامه سومین اجلاس استانبول موسوم به "همکاری های اسلامی برای آینده صلح آمیز افغانستان" حملات انتحاری و خشونت در افغانستان را حرام دانستند.
در نشست امروزی علمای دینی افغانستان که به هدف حمایت از فیصله های اجلاس استانبول برگزار شده بود، روحانیون و ملاهای افغان تاکید کردند که ادامه خشونت و جنگ در افغانستان هیچ گونه توجیه ندارد و "استفاده سوء از نصوص شرعی برای توجیه عملیات انتحاری" غیرمشروع است.
در سومین نشست استانبول علمایی از کشورهای مختلف دنیا شرکت کردند و قطعنامهای ۱۱ مادهای را صادر کردند.
در قطعنامهای که از سوی این سازمان در ۱۵ حوت/اسفند (۵ مارس ۲۰۱۳) در شهر استانبول ترکیه صادر شد، ادامه جنگ و هراس افگنی در افغانستان حرام عنوان شد و تاکید شد که حملات انتحاری در افغانستان ناروا است.
پیش از این شماری از نهادهای جامعه مدنی، علمای دینی را به خاموشی در امر محکومیت عملیات انتحاری و خشونت در افغانستان متهم میکردند. ناظران به این باور اند که علما از ترس جان خود نمیتوانند به راحتی عملیات انتحاری را در افغانستان محکوم کنند.
هفته پیش شورای عالی صلح نیز گفت که علاقمندان صلح در افغانستان تهدید و یا کشته میشوند.
در پایان نشست علما و روحانیون در کابل که از سوی اجلاسی به نام همکاری های اسلامی برای آینده صلح آمیز افغانستان برگزار شده بود، اعلامیه ای ۱۴ مادهای در حمایت از قطعنامه استانبول صادر شد.
در این اعلامیه آمده است که حضور علمای جهان اسلام در اجلاس استانبول نشان داد که "علمای جهان اسلام در قبال مشکلات افغانستان بی تفاوت نبوده و خواهان بهبود وضعیت مردم افغانستان و ترقی هرچه بیشتر تمدن والای اسلام و رسیدن به عدالت و صلح می باشد."
روحانیون و ملاهای افغانستان که امروز در این نشست اشتراک کردند، برعلاوه تایید فیصله های اجلاس استانبول از سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی و سازمان ملل متحد خواستند که افغانستان را برای رسیدن به صلح کمک و کشورهای منطقه به ویژه پاکستان را برای کمک صادقانه تشویق کند.
در این نشست، روحانیون افغان، اعضای شورای عالی صلح افغانستان، خطیبان مساجد ولایات و همچنین اعضای جامعه مدنی حضور داشتند.
معصوم استانکزی، رئیس دبیرخانه شورای عالی صلح افغانستان برگزاری چنین نشست هایی را برای رسیدن به صلح مهم خواند و گفت که تلاش های دولت افغانستان برای مذاکرات رو در رو با مخالفان مسلح و رسیدن به صلح همچنان ادامه خواهد یافت.
آقای استانکزی روی موانع ایکه فرا راه روند صلح وجود دارد تمرکز کرد و گفت که افغانستان با مشکلات پیچیدهای برای دست یافتن به صلح مواجه است.
رئیس دبیرخانه شورای عالی صلح گفت" :با وجودی که دولت موانع عمده رسیدن به صلح را بر طرف کرده است اما حلقاتی در داخل و بیرون از افغانستان تلاش می کنند که جنگ افغانستان را به نفع خود ادامه بدهند."
او گفت هرچند میدانند که صلح یک جانبه ممکن نیست اما دست از تلاش نخواهند کشید.
نهاد همکاری های اسلام برای آینده صلح آمیز افغانستان تاکنون سه نشست را در هماهنگی با علمای جهان اسلام برگزار کرده است.
نخستین اجلاس این گروه در نوامبر سال ۲۰۱۱ میلادی و نشست دوم در ژوئن ۲۰۱۲ در کابل برگزار شد.
مسئولان این اجلاس میگویند با توجه به اینکه علمای جهان اسلام نتوانستند بنابر تهدیدهای امنیتی در اجلاس کابل شرکت کنند، آنها نشست سوم را در مارس ۲۰۱۳ در استانبول ترکیه سازمان دادند.
سازماندهان اجلاس امروز در کابل می گویند از آن جایی که اکثر ملاهای افغانستان نتوانستند در اجلاس استانبول شرکت کنند، امروز در کابل گردهم آمدند و قطعنامه کنفرانس استانبول را تایید کردند.
در اجلاس مشترک علما که ماه گذشته در استانبول برگزار شده بود، نمایندگان از بیش از پنجاه کشور و سازمان اسلامی شرکت کرده بودند.
دادگاه عالی پاکستان دستور داده تا ژنرال پرویز مشرف، رئیس جمهور سابق به اتهام خیانت به کشور در دادگاه حضور یابد.
دادگاه عالی همچنین از آقای مشرف خواسته تا از کشور خارج نشود و به مقامات دستور داده تا نام او را درفهرست ممنوع الخروج ها قراردهند.
قرار است دادگاه آقای مشرف روز سه شنبه ( ۹ آوریل) تشکیل شود.
اتهامات وارده به آقای مشرف به قضایای سال ۲۰۰۷ میلادی مربوط می شود که در کشور وضعیت فوق العاده اعلام کرد و همچنین تعدادی از قضات را برکنار و دستگیر کرد.
آقای مشرف در حالی به دادگاه احضار شده که روز گذشته اخباری مبنی بر تایید کاندیداتوری او از شهر چیترال در شمال پاکستان منتشر شد.
او که از سال ۱۹۹۹ و به دنبال کودتایی زمام امور را در پاکستان بدست گرفت در سال ۲۰۰۸ مجبور به کناره گیری از قدرت شد.
بازگشت پس از ۴ سال
آقای مشرف سپس در تبعیدی خود خواسته مدتی در دوبی و لندن زندگی کرد تا این که دو هفته پیش، پس از گذشت ۴ سال به کشور بازگشت.
ژنرال مشرف گفته که پس از مشورت با وکلایش در این مورد که آیا شخصا در دادگاه حاضر می شود و یا از طریق وکلایش به اتهامات پاسخ می دهد، تصمیم گیری می کند.
او همچنین گفته است که اقداماتش در سال ۲۰۰۷ میلادی از ضروریات وقت کشور بوده و وی آن را در راستای تحکیم دموکراسی انجام داده است.
به گفته محمد وزیری خبرنگار بی بی سی فارسی در اسلام آباد اگر او در این اتهامات مجرم شناخته شود با حکم اعدام و یا حبس ابد روبروست.
خبرنگار ما می گوید به هر صورت رای این دادگاه و دادگاه های دیگر علیه او در چند پرونده دیگر از جمله کودتای سال ۱۹۹۹ ، پرونده کشته شدن بی نظیر بوتو نخست وزیر سابق پاکستان، کشته شدن اکبر خان بوگتی از رهبران بلوچ و همچنین عملیات در مسجد سرخ در اسلام آباد می تواند بر امیدهای آقای مشرف برای شرکت در انتخابات تاثیر مستقیم بگذارد.
نامزدی او در چند حوزه انتخاباتی رد شده اگر چه او می تواند درخواست تجدید نظر بدهد.
هر چند با نامزدی او در حوزه انتخاباتی چیترال موافقت شده، اما این موافقت بدلیل آن است که هنوز به گفته مقامات چیترال هیچ رایی علیه آقای مشرف صادر نشده است.
انتخابات سراسری پاکستان قرار است در ۱۱ مه سال جاری برگزار شود.
این اولین بار در تاریخ پاکستان است که یک دولت غیر نظامی که از طریق انتخابات بر سر کار آمده است دوره پنج ساله قانونی خود را طی می کند.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130408_l31_pakistan_musharraf_.shtml
مسکو از دولت آلمان خواسته سه زنی را که هنگام حضور ولادمیر پوتین رییس جمهور روسیه در یک نمایشگاه تجاری در هانوفر آلمان بدون لباس به نبود دمکراسی در روسیه اعتراض کردند مجازات کند. کرملین این زنان را اوباش لقب داده است.
این سه زن که عضو یک گروه فعال حقوق زنان به نام "فمن" هستند، موفق شده بودند خود را به نزدیکی ولادمیر پوتین و آنگلا مرکل صدراعظم آلمان برسانند اما بسرعت توسط پلیس دستگیر و از محل دور شدند.
دمیتری پسکوف سخنگوی کرملین این زنان را "اوباش معمولی" خواند و خواستار "تنبیه" آنان در همه جای دنیا شد.
اما این تنها اعتراضی نبود که دیروز موقع بازدید پوتین از نمایشگاه انجام گرفت. گروهی دیگر از معترضان هم با لباس زندان و پلاکاردهایی که روی آن نوشته شده بود "ترور سیاسی را متوقف کنید" به فشارهای سیاسی در روسیه اعتراض کردند.
آنگلا مرکل در سخنرانی خود در همان نمایشگاه گفت روسیه به یک "جامعه مدنی فعال" نیاز دارد و از پوتین خواست به آزادی عمل سازمانهای غیر دولتی(NGO) توجه بیشتری نشان دهد. این درخواست اشاره ای بود به موج بازرسیهای اخیرا دولت روسیه از سازمانهای غیردولتی خارجی که اعتراضهای بسیاری را برانگیخت.
پوتین اما در سخنرانی خود فقط به قدرت اقتصادی روسیه اشاره کرد و اینکه این کشور "با وجود نابسامانی و بحران اقتصادی جهانی توسعه مثبتی" داشته است.
مرکل قول داده بود که در ملاقات با پوتین "موضوعات مورد مناقشه" را با او در میان بگذارد. مرکل زیر فشار است که درباره فشار مسکو به سازمانهای غیردولتی خارجی و حمایت روسیه از دولت بشار اسد واکنش نشان دهد.
بعلاوه کرملین عملکرد آلمان را در موضوع ورشکستگی قبرس بشدت زیر سوال برده و از آن انتقاد کرده بود.
در حالیکه سفر پوتین به آلمان و هلند، بزرگترین شرکای تجاری روسیه، با اهداف تجاری و اقتصادی انجام گرفت اما بشدت تحت تاثیر موضوعات سیاسی قرار گرفته است. آلمان و هلند به نفت و گاز و بازار روسیه نیازمند هستند اما به نحوه برخورد این کشور با ناراضیان سیاسی انتقاد دارند.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130408_me_putin_germany.shtml
محققان آمریکایی در تحقیقی که در مجله نیچر مدیسین (Nature Medicine) به چاپ رسانده اند میگویند ماده ای به نام کارنیتین که در گوشت قرمز وجود دارد، به قلب انسان آسیب می رساند.
آنها میگویند گوشت قرمز در روده انسان توسط نوعی باکتری تجزیه شده و همین، آغاز سلسله مراتبی است که به افزایش میزان کلسترول و احتمال بیشتر بیماری قلبی می انجامد.
همزمان، متخصصان تغذیه هشدار میدهند که افرادی که از مکملهای حاوی کارنیتین استفاده میکنند نیز، در معرض خطر قرار دارند.
تاثیر منفی چربی اشباع شده و مواد نگهدارنده در گوشتهای فرآوری شده برای انسان، قبلا هم بارها مطرح شده بود.
اما این کل داستان نیست.
دکتر استنلی هیزن، محقق مقاله اخیر به بیبیسی میگوید: "کلسترول و چربی اشباع شده در گوشتهای کم چرب قرمز کمتر وجود دارند، بنابراین باید مورد دیگری باشد که در بالا بردن میزان بیماریهای قلبی دخالت داشته باشد."
در بریتانیا، دولت توصیه میکند که افراد روزانه بیش از ۷۰ گرم گوشت قرمز و فرآوری شده استفاده نکنند.
باکتریهای روده
آزمایشها بر روی انسان و موش نشان داده است که نوعی باکتری که در روده وجود دارد، میتواند کارنیتین را ببلعد.
بعد از آن کارنیتین تبدیل به گازی میشود که آن نیز در کبد به ماده ای به نام تی ام ای او (TMAO) مبدل میشود.
این تحقیقات نشان داد که ماده تی ام ای او در انباشته شدن چربی در رگها که به بیماری قلبی و مرگ می انجامد، نقش چشمگیری دارد.
دکتر هیزن میگوید ماده تی ام ای او معمولا نادیده گرفته میشود.
او گفت: "این ماده، محصول زائد است، اما تاثیر زیادی بر متابولیسم کلسترول و تجمع آن در عروق دارد. تحقیق ما نشان میدهد که استفاده کمتر از گوشت قرمز برای سلامت انسان بهتر است."
وی در ادامه گفت: " من خودم قبلا در هفته پنج روز گوشت قرمز میخوردم، اما حالا این مقدار را به یک بار در هر دو هفته کاهش داده ام."
آقای هیزن میگوید یک راه دیگر برای جلوگیری از آثار استفاده مدام از گوشت قرمز، مصرف ماستهای پروبیوتیک است.
این ماستها میزان باکتریها را در روده تغییر میدهند و در تئوری، کاهش تعداد باکتریها به سلامت کمک میکنند.
افراد گیاهخوار به طور طبیعی میزان کمتری از این باکتری را نسبت به دیگران در بدن خود دارند.
ویکتوریا تیلور، متخصص تغذیه در موسسه قلب بریتانیا، میگوید: "این تحقیق جزییات تازه زیادی را درباره تاثیرات مصرف گوشت قرمز بر سلامت قلبی انسان مطرح میکند. با این وجود، نتایج لزوما باعث تغییر در میزان پیشنهادی مصرف گوشت نخواهد شد، اما باعث میشود که اگر گوشت قرمز زیاد مصرف میکنیم، به فکر یافتن جایگزین باشیم."
کاترین کالینز، متخصص تغذیه در بیمارستان سنت جورج میگوید: "استدلالها در این تحقیق بسیار متقاعد کننده هستند، اما می دانیم که مصرف چند وعده غذایی گوشت قرمز در هفته، خطراتی برای قلب ندارد."
وی در ادامه گفت که نیازی برای تغییر الگوی مصرف مواد غذایی مدیترانه ای نمی بیند. الگوی مدیترانه ای شامل مقدار کمی گوشت قرمز، ماهی، لبنیات، الکل، حبوبات، سبزیجات، میوه، نان سبوس دار و چربیهای اشباع نشده است.
با این حال او نسبت به استفاده مکملهای ال-کارنیتین، لکتین، کولین و یا بتائین، در افرادی که گیاهخوار نیستند، هشدار داد.
وی گفت: "تحقیقات نشان داده است که در موارد استفاده این مکملها برای تقویت مغز و یا افزایش متابولیسم چربی، تاثیرات منفی آن بر عروق بیشتر از فوائد آن است."
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/science/2013/04/130408_u06_red_meat_damages_heart.shtml
پیوند گلمرادزاده، پژوهشگر و محقق سرشناس تاجیک یکشب هفتم آوریل (هجدهم فروردین) در سن ۵۷ سالگی در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان درگذشت.
آقای گلمرادزاده استاد دانشگاه ملی تاجیکستان بود. او بر اثر سکته قلبی درگذشت. پیکر او بعد از ظهر روز دوشنبه در قبرستان منطقه چارتوت شهر دوشنبه به خاک سپرده شد.
به گفته قرانشاه شریفزاده، استاد دانشگاه ملی و از دوستان آقای گلمرادزاده، او از بیماری قلبی گهگاهی شکایت کرده، اما در روزهای اخیر وضع سلامتیاش خوب بود و روز یکشنبه ۷ آوریل، در چند مراسمی در شهر دوشنبه شرکت داشت.
مسئولان دانشگاه ملی، دانشمندان و دوستان پیوند گلمرادزاده در مراسم تشییع جنازهاش از او به عنوان محقق پرکار و استاد باتجربه نام بردند.
در این گردهمایی تأکید شد، که آقای گلمرادزاده ظرف بیش از ۳۰ سال فعالیت در دانشگاه ملی تاجیکستان چندین کتاب و مقالات علمی نوشت و همچنین برگردان آثار ادیبان قرن بیست تاجیک، نظیر عبدالرئوف فطرت و سیدرضا علیزاده را انجام داد.
آقای گلمرادزاده از جمله، در مقاله "زبان فارسی: قالبهای شوروی و تفکر قالبی" که سال گذشته در سایت بخش فارسی بی بی سی منتشر شده بود، خوانندگان را به وضع دشوار زبان فارسی تاجیکی در دوران پس از انقلاب اکتبر یا کمونیستی در دهه ۱۹۲۰ و محدودیتهای فراوان در راه استفاده از این زبان در بخش آموزش و پرورش و مطبوعات آشنا کرده بود.
او از قول صدرالدین عینی، ادیب و پژوهشگر برجسته ادبیات نوین دوران شوروی تاجیکستان درباره وضع ناگوار زبان فارسی نوشته بود: "بعد از انقلاب اکتبر در ترکستان و بخارا حکومتهای شورایی از بس که به نام ازبک تأسیس یافت، روزنامهها، فرمانها، دستورالعملها، کتابهای مکتبی و کتابهای سیاسی همه به زبان ازبکی نشر شدند، قوم تاجیک که صاحب مدنیت قدیمه و دارای ادبیات نفیسه بود، از ادبیات نو انقلابی، از مکتبهای شورایی و از گزارش احوال داخلی و خارجی و از تربیت سیاسی و بالجمله، از تمام میوههای انقلاب محروم ماند."
همچنین، تغییر الفبای فارسی تاجیکان در آخر سالهای ۲۰ سده ۲۰ به خط لاتین و سپس، سیریلیک را سیاست دیرینه حکومتداران وقت روس خانده
بود، "ملی سازی هدف و مقصدهای معین داشت و تیشه به ریشه فرهنگ هزارساله تاجیک محسوب مییافت."
به گفته دانشمندان تاجیک، آقای گلمرادزاده در معرفی "بخارای شریف"، نشریه نخستین به زبان فارسی تاجیکی در بخارا در اوایل صده ۲۰ میلادی به جامعه تاجیکستان نقش مهم داشته است.
حاصل عزم و تلاشهای پیوند گلمراد بود که ۱۱ مارس، روز چاپ شماره نخستین روزنامه "بخارای شریف" روز مطبوعات تاجیک اعلام شد.
او سال ۱۹۹۷ نشریه تعلیمی دانشکده روزنامهنگاری و ترجمانی «قلم» و بهار همان سال به مقصد "سرسبزی بوستان فرهنگ تاجیک، راهنمایی
مردم علم دوست و فرهنگ پسند به این بوستان"، گاهنامه علمی و ادبی و فرهنگی «گل مراد» را تأسیس کرده بود.
پیوند گلمرادزاده ۲۰ ژانویه سال ۱۹۵۶ در روستای اوخم ناحیه فاریش ازبکستان به دنیا آمده و در دهه ۱۹۷۰ از دانشگاه ملی تاجیکستان
فارغ شده بود.
او مدتی به عنوان خبرنگار در رادیو تاجیکستان فعالیت کرده و سپس، به تحقیقات علمی مشغول شد. آقای گلمرادزاده سالهای طولانی در دانشکده روزنامه نگاری دانشگاه ملّی فعالیت کرده و در دو دوره مسئولیت ریاست این دانشکده را به عهده داشت.
از پیوند گلمرادزاده ۷ فرزند، کتب و مقالات متعدد در باره تاریخ مطبوعات تاجیک، وضع فعلی رسانهها و اصولهای خبرنگاری باقی مانده است.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130408_rm_mm_gulmurod_death.shtml
تلویزیون دولتی سوریه میگوید "در انفجار انتحاری یک خودرو در قلب پایتخت دستکم ۱۵ نفر کشته و ۴۷ نفر زخمی شدند."
وائل الحلقی، نخستوزیر سوریه این بمبگذاری را محکوم کرده است. او گفته است این بمبگذاری واکنشی به "موفقیتهای ارتش" در درگیریهای داخلی سوریه بوده است.
به گفته وائل الحلقی، با وجود این حمله، ارتش سوریه در نهایت پیروز خواهد شد.
بر اساس گزارشها این بمب نزدیک یک ساختمان اقتصادی دولتی و یک مدرسه در دمشق منفجر شده است.
بعد از انفجار صدای شلیک رگبار گلوله شنیده شد و ستونهای دود اطراف محل انفجار را فرا گرفت.
تلویزیون دولتی سوریه تصویر خرابیهای گسترده و خودروهای سوخته را در اطراف محل انفجار نشان داده است.
مهرداد فرهمند خبرنگار بیبیسی فارسی در لبنان میگوید به نظر میرسد انگیزه بمبگذاری بیشتر ناامن نشان دادن فضای داخل شهر دمشق است.
به گفته خبرنگار بیبیسی، در حال حاضر درگیری میان مخالفان مسلح دولت و ارتش در اطراف شهر دمشق جریان دارد، اما نقاط مرکزی شهر همچنان در کنترل دولت است.
بمبگذاری قبلی که با خودرو انجام شد، ۲۱ فوریه (سوم اسفند ۱۳۹۱) در یک ایست بازرسی نزدیک مرکز فرماندهی حزب حاکم بعث صورت گرفت. در این انفجار، به گفته رسانههای دولتی سوریه، ۵۳ نفر جان خود را از دست دادند.
دستکم ۷۰ هزار نفر از زمان شروع اعتراضها -حدود دو سال پیش- علیه حکومت بشار اسد کشته شدهاند.
مخالفان مسلح دولت میگویند که ارتش با "به کارگیری سلاحهای شیمیایی" سعی دارد از نفوذ مخالفان به پایتخت سوریه جلوگیری کند.
همزمان با این انفجار در دمشق، بان کیمون دبیرکل سازمان ملل متحد امروز اعلام کرده است که بازرسان سازمان ملل در قبرس منتظر دریافت اجازه ورود به سوریه هستند تا تحقیق کنند آیا در سوریه از سلاحهای شیمیایی استفاده شده است یا نه.
آقای بان میگوید باید هرچه زودتر و بدون قید و شرط تحقیق درباره گزارشهای منتشر شده درباره استفاده از سلاحهای شیمیایی آغاز شود.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130408_l57_syria_blast.shtml
نبش قبر پابلو نرودا شاعر بزرگ شیلیایی و برنده جایزه نوبل امروز دوشنبه (۱۹فروردین) انجام می شود تا علت مرگ او مشخص شود. دستیار او مدعی شده نرودا به مرگ طبیعی نمرده بلکه به دستور ژنرال آگوستو پینوشه دیکتاتور وقت شیلی کشته شده است.
نرودا در باغ خانه مورد علاقه اش، ایسلا نگرا، در ساحل اقیانوس آرام در کنار همسر و منبع الهام شاعرانهاش، ماتیلده اوروتیا دفن شده است.
او در ۲۳ سپتامبر ۱۹۷۳، ۱۲ روز بعد از کودتای ژنرال پینوشه درگذشت و گواهی فوت، علت مرگ او را سرطان پروستات ذکر کرده است، علتی که در چهار دهه گذشته از سوی همه پذیرفته شده بود.
اما مانوئل آریا، دستیار شخصی او میگوید شاعر بزرگ شیلی به علت یک تزریق کشنده در بیمارستان در گذشته است.
آرایا معتقد است نرودا تصمیم داشت به مکزیک برود و یک مبارزه جهانی علیه دیکتاتوری نظامی پینوشه را رهبری کند. آرایا به بی بی سی گفت: "من نظرم را درباره این تا آخر عمر عوض نخواهم کرد."
"نرودا به قتل رسیده. آنها نمی خواستند نرودا از شیلی برود بنابراین او را کشتند."
نظر آرایا جدی گرفته شد و یک قاضی پس از تحقیقات به این نتیجه رسید که دلایل برای صدور دستور نبش قبر کافی هستند.
سرطان یا مسمومیت
متخصصان پزشکی قانونی که این نبش قبر را انجام میدهند به دنبال دو نکته اصلی هستند:
اول اینکه آیا آثار سرطان در استخوان های نرودا دیده میشود یا نه. اگر چنین باشد نشان میدهد سرطان نرودا پیشرفته بوده و به گواهی فوت اعتبار بیشتری میدهد هر چند آن را قطعی نمیکند.
دوم اینکه به دنبال نشانه های سم بگردند تا صحت مدعای آرایا بررسی شود.
البته پس از گذشت ۴۰ سال اعضا و بافتهای نرم جسد از بین رفته است.
دکتر پاتریسیو باستوس مدیر پزشکی قانونی شیلی، نهادی دولتی که بر نبش قبر و آزمایشهای بعد از آن نظارت خواهد کرد، میگوید "گذشت زمان کار ما را مشکل میکند."
"اما از طرف دیگر پیشرفت تکنولوژی در ۳۰ یا ۴۰ سال گذشته به ما کمک میکند."
کلودیا گاریدو-واراس مردم شناس و دندانپزشک قانونی می گوید با وجود گذشت ۴۰ سال، هنوز هم با بررسی های سم شناختی می توان به نکات بسیاری رسید.
"اگر سمی در کار بوده شناسایی آن بستگی به نوع سم، مقدار و دفعاتی که استفاده شده دارد."
شواهد
نرودا در بیمارستان سانتا ماریا در سانتیاگو پایتخت شیلی بستری بوده اما سوابق و مدارک پزشکی او در این بیمارستان وجود ندارد و این کار متخصان پزشکی قانونی را دشوارتر میکند.
بر اساس آنچه روزنامه ها در آن زمان نوشته اند بیمارستان در نشریه پزشکی خود علت مرگ را نارسایی قلبی ذکر کرده بوده است.
اما بیمارستان می گوید هیچ ردی از آن نشریه ندارد و در گواهی فوت شاعر بزرگ شیلی هم چیزی از نارسایی قلبی به میان نیامده است.
چندماه پیش از مرگ نرودا، رسانه های شیلی از عمل جراحی بر روی او در بیمارستانی دیگر خبر داده بودند، اما در آن بیمارستان هم هیچ ردی از سوابق پزشکی او باقی نمانده.
قاضی تحقیق درباره علت مرگ نرودا، سوابق پزشکی او را حتی در فرانسه هم جستجو کرده چرا که نرودا در اوایل دهه ۷۰ میلادی بعنوان سفیر شیلی در پاریس زندگی میکرده است، البته در آنجا هم چیزی پیدا نشده است.
با توجه به جایگاه نرودا بعنوان برنده جایزه نوبل و دیپلمات عالی رتبه، آرایا و حزب کمونیست شیلی میگویند فقدان سوابق پزشکی او بسیار شک برانگیز است .
تزریق مرموز
با وجود گذشت زمان آرایا می گوید به خوبی به یاد میآورد در روزهای بعد از کودتا چه اتفاقاتی افتاد.
او میگوید نرودا ۱۹ سپتامبر ۱۹۷۳ در بیمارستان بستری شد در حالی که قرار بود ۲۴ سپتامبر به مکزیک پرواز کند.
"صبح روز ۲۳ سپتامبر من و ماتیلده به ایسلا نگرا رفتیم تا بعضی از وسایل شخصی او را برداریم."
"آنجا که بودیم نرودا از بیمارستان به ما زنگ زد."
"او گفت زود برگردید اینجا. وقتی خواب بودم دکتری آمد و به شکمم یک آمپول زد."
آرایا میگوید او و ماتیلده فوری به طرف بیمارستان راه افتادند، او به خاطر میآورد که "نرودا ساعت ده و نیم همان شب فوت کرد."
ماتیلده همسر نرودا که در سال ۱۹۸۵ از دنیا رفت، همیشه میگفت شوهرش به علت سرطان نمرده اما هیچوقت علنی، مرگ او را قتل قلمداد نکرد.
بنیاد پابلو نرودا که نظارت بر میراث او را به عهده دارد اصرار دارد که نرودا به علت سرطان درگذشته است اما میگوید با نبش قبر و آزمایش های بعد از آن همکاری خواهد کرد.
تاریخ مبهم
شاید اگر هر کشور دیگری بود به سادگی میشد ادعایی مثل ادعای قتل نرودا را نادیده گرفت اما تاریخ معاصر شیلی پر از مرگ های مشکوک است.
در سال ۲۰۰۹، شش نفر در ارتباط با مرگ ادواردو فری مونتالوا رییس جمهوری سابق شیلی دستگیر شدند.
آقای مونتالوا در دوران اوج حکومت پینوشه، در همان بیمارستان نرودا برای یک جراحی معمولی بستری شده بود اما از زیر عمل زنده بیرون نیامد.
حکم قاضی این پرونده این بود که آقای مونتالوا با تالیوم و گاز خردل مسموم شده بود.
در دسامبر ۲۰۱۰، برای بررسی علت مرگ خوزه توها، وزیر کشور شیلی در سال ۱۹۷۴، دستور نبش قبر داده شد.
ارتش در آن زمان گفته بود آقای توها در رختکنی در بیمارستان خود را دار زده است. اما اکتبر پارسال قاضی به این نتیجه رسید که او را خفه کرده بودند.
نتیجه تحقیقات تیم پزشکی قانونی چندماه دیگر روشن میشود، نتیجه ای که با توجه به جایگاه نرودا به عنوان یکی از بزرگان ادبیات آمریکای لاتین، انعکاسی جهانی خواهد داشت.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130408_me_neruda_exhumation.shtml
فدراسیون فوتبال انگلستان می گوید هیچ شواهدی مبنی بر اینکه ریو و آنتون فردیناند هدف شعارهای نژادپرستانه هواداران تیم ملی انگلستان قرار گرفته باشند، پیدا نشده است.
دیدار بین تیم ملی انگلستان و سان مارینو در چهارچوب مسابقات حذفی جام جهانی، جمعه شب ۲۲ مارس ۲۰۱۳ ، با نتیجه هشت بر صفر به نفع انگلستان به پایان رسید.
بعد از مسابقه بعضی از رسانه ها گزارش کردند که هوادارن تیم انگلستان علیه این دو برادر که عضو تیم هستند، شعارهای نژادپرستانه سر دادند.
نهاد ضدنژاد پرستی در اروپا درباره این موضوع به فیفا شکایت کرد. اما در حالی که فدراسیون فوتبال گزارش ها را رد نمی کند، در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که نتوانسته شواهدی در این باره پیدا کند.
آدریان بوینگتون، یکی مدیران فدراسیون فوتبال انگلستان گفته است: "ما همه تصاویر ویدیویی ضبط شده از شب مسابقه را بازنگری کرده ایم. می خواهم این نکته را تاکید کنم که خبرنگارانی که موضوع سردادن شعارهای نژادپرستانه را گزارش دادند، کارشان را با حسن نیت انجام داده اند. آنها مشخصا شعارهایی شنیده اند. اما ما از صداهایی که در ویدیوها ضبط شده و به گوش می رسد نتوانستیم تشخیص دهیم که محتوای این شعارها دقیقا چه بوده است."
در عین حال ریو فردیناند، مدافع منچستریونایتد در مورد این ادعاها واکنش نشان داده است.
او در صفحه توییتر خود نوشته است: "همه جور شعارها و شوخی ها از سوی هواداران را می توان پذیرفت ولی نژاد پرستی شوخی نیست؛ آن هم از سمت هواداران تیم خودت؟ واقعا جالب است."
او در ادامه نوشته است: "بیایید بحث را باز نکنیم و فکر کنیم که شاید این هم شوخی بوده. حالا بعد از تحقیقات همه چیز مشخص خواهد شد. همیشه تعدای از اقلیت تماشاچی ها هستند که همه چیز را برای بقیه خراب می کنند."
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/sport/2013/04/130408_l43_ferdinand_racism.shtml
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-130408_blog_organ_donation.shtml
شیوه ای تازه برای دسترسی به سایت بی بی سی از ایران
در این بخش نسخه کامل برنامه چشم انداز بامدادی رادیو فارسی بیبیسی، شامل مجموعهای از اخبار، گزارش و تحلیل به صورت پادکست برای دانلود و اشتراک در اختیار شما قرار می گیرد.
زلزلهای به بزرگی ۶.۱ ریشتر در استان بوشهر دهها کشته و صدها زخمی برجا گذاشته است. مقامهای ایران میگویند که به نیروگاه اتمی بوشهر خسارتی وارد نشده است.
اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ایران برخی اظهار نظرهای داخلی درباره بحران کره شمالی را "نابخردانه" توصیف کرده و درباره پیامدهای آن برای ایران هشدار داده است.
بان کی مون دبیرکل سازمان ملل هشدار داد بحران شبه جزیره کره ممکن است از کنترل خارج شود. او از پیونگ یانگ خواست از "جنگ لفظی تحریک آمیزی" که در پیش گرفته دست بردارد و به همکاری با کره جنوبی در مجتمع صنعتی مشترک دو کشور ادامه دهد.
به دنبال بازرسی دولت عراق از یک فروند هواپیمای ایرانی که از آسمان این کشور در حال عبور به مقصد سوریه بود، سخنگوی وزارت خارجه ایران به این اقدام اعتراض کرده است.
جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا در بیت المقدس با بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل دیدار کرد و گفت که ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد و سلاح هستهای هم نخواهد داشت.
وزیر تجارت افغانستان اعلام کرد برای تاجرانی که در دو سال آینده در این کشور سرمایه گذرای کنند، دولت امتیازات ویژه در نظر خواهد گرفت. تا دو سال آینده نیروهای خارجی از افغانستان خارج خواهند شد. این موضوع سبب کاهش سرمایه گذاری در افغانستان شده است.
رهبران احزاب سیاسی افغانستان از حامد کرزی رئیس جمهوری این کشور خواستند که بجای چانه زنی بر سر انتخاب رئیس کمیسیون انتخابات این کشور، روند تصویب قانون انتخابات و قانون تشکیلات و صلاحیتهای کمیسیون مستقل انتخابات را تسریع کند.
بازگشت آب به زاینده رود همچنان موضوعی برای شادی مردم اصفهان است. مخاطبان نوبت شما این عکسها را برای برنامه فرستادهاند.
وزارت کشور بریتانیا دوباره به دانشگاه متروپولیتن لندن اجازه داده دانشجوی غیراروپایی بپذیرد. مجوز این دانشگاه هشت ماه پیش بدلیل عدم رعایت مقررات لغو شد اما با اصلاحاتی که این دانشگاه انجام داده برای یک دوره آزمایشی اجازه پیدا کرده دانشجوی خارجی بپذیرد.
لحظه به لحظه با فوتبالهای امروز
شنبه شب، ورزشگاه ۱۶ هزار نفری گلوبه استکهلم میزبان مهمترین رویداد جهانی در مسابقات «هنرهای رزمی ترکیبی» بود. ورزشی پرطرفدار در جهان که ترکیبی از کشتی آزاد و فرنگی، بوکس، جوجیتسو، کیک بوکسینگ و چند رشته دیگر است.
شیوه ای تازه برای دسترسی به سایت بی بی سی از ایران:
شرکت سایفون به تازگی پروژه ای آزمایشی را برای دسترسی کاربران داخل ایران به سایت فارسی اجرا کرده است.
برنامه کم حجمی که سایفون ارائه کرده، روی سیستم های عامل ویندوز و اندروید قابل نصب و استفاده است.
مراحل نصب برنامه:
ا. ایمیلی به این نشانی بفرستید: down...@psiphon3.com
۲. لازم نیست که در قسمت موضوع (subject) یا داخل ایمیلتان متنی نوشته شود. تنها کافی است ایمیلی خالی به نشانی down...@psiphon3.com ارسال کنید.
۳. پس از ارسال این ایمیل، یک پیام خودکار به شما ارسال می شود که در آن، لینک هایی برای دریافت برنامه به زبان های مختلف وجود دارد. شما باید روی لینک مربوط به زبان فارسی کلیک کنید. فایل مربوط به برنامه همچنین به این ایمیل پیوست خواهد بود که می توانید آن را در رایانه خود ذخیره و سپس اجرا کنید.
۴. مرحله آخر، کلیک کردن روی آن لینک و اجرای برنامه است.
۵. وقتی که برنامه بسته می شود، ارتباط با سایفون به طور خودکار قطع خواهد شد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/services/2012/12/121210_psiphon_windows_android.shtml
برنامه رادیویی چشم انداز بامدادی بی بی سی فارسی، هر روز صبح از ساعت ۲:۳۰ تا ۴:۳۰ به وقت گرینویچ و ۷ تا ۹ صبح به وقت تهران و کابل، از سایت فارسی بی بی سی، فرکانس های پخش ماهواره ای تلویزیون فارسی بی بی سی، فرکانس رادیویی ۱۱۷۲۷ عمودی بر روی ماهواره هاتبرد، و نیز امواج کوتاه و متوسط رادیویی پخش می شود.
پادکست چشم انداز بامدادی سهشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۲، برابر با ۹ آوریل ۲۰۱۳ میلادی را از این لینک دانلود کنید:
http://downloads.bbc.co.uk/podcasts/worldservice/jjn/jjn_۲۰۱۳۰۴۰۸-۰۴۴۷a.mp۳
برای دانلود کردن قسمتهای پیشین این برنامه اینجا را کلیک یا به صفحه زیر مراجعه کنید:
http://www.bbc.co.uk/podcasts/series/jjn
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/institutional/2011/04/000001_dawn_podcast.shtml
فيلتر شکن برای دسترسی به متن و تصاوير وبسايت فارسی بیبیسی
فيلتر شکن برای تماشای برنامه های تلويزيون فارسی بی بی سی به صورت آنلاين
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/tv/2009/12/091224_bbcpersian_proxy.shtml
در زلزلهای که ساعت ۱۶:۲۲ دقیقه امروز به وقت ایران، استان بوشهر را لرزاند، تا کنون دستکم ۳۷ نفر کشته و ۸۵۰ نفر زخمی شدهاند.
استانداری بوشهر خبر داده است ۳۰ نفر از کشتهها از زیر آوارهای شهر شنبه بیرون کشیده شدند.
به گزارش استانداری بوشهر، ۷۵۰ زخمی زلزله از بیمارستان مرخص شدهاند.
به گفته مقامهای ایران دستکم ۷۰۰ واحد ساختمانی به طور کامل خراب شده است.
مرکز ژئوفیزیک دانشگاه تهران بزرگی زلزله امروز، ۲۰ فروردین را ۶.۱ ریشتر و مرکز آن را شهر کاکی در این استان گزارش کرده است.
آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران و همینطور محمود احمدینژاد، رئیسجمهوری وقوع زلزله را تسلیت گفتهاند. در استان بوشهر سه روز عزای عمومی اعلام شده است.
مردم نگران راهی مناطق زلزلهزده شدند
بر اساس گزارشها، بیشترین میزان تخریب و خسارت در سه روستای شنبه، باغان و سنا روی داده است.
سایتهای خبری محلی استان بوشهر، درباره وضعیت شهر شنبه گزارش کردهاند که این شهر خسارت زیادی دیده و مردم مشغول بیرون آوردن بازماندگان از زیر آوار هستند.
شاپور رستمی، معاون عمرانی استاندار بوشهر هم گفته است با توجه به وسعت منطقه، امکان خسارت زیاد وجود دارد.
آقای رستمی میگوید جمعیت کاکی حدود ۶۰ هزار نفر است و در کل، با محاسبه روستا و شهرهای اطراف حدود ۱۰۰ هزار نفر تحت تاثیر زلزله قرار گرفتهاند.
مجید یکی از ساکنان منطقه کاکی درباره وضعیت این شهر هنگام زلزله میگوید: "همه در خواب بودیم که خانه مثل گهواره لرزید، از خانه بیرون آمدیم و دیدیم کوهی که در اطراف خانه قرار گرفته، ریزش کرده، همه فریاد میزدند، صحنه وحشتناکی بود، زلزله حدود ۱۰ تا ۱۲ ثانیه طول کشید."
تاکنون هفت گروه امدادی با سگهای زنده یاب به مناطق زلزله زده فرستاده شدهاند.
یک شاهد عینی عصر روز سهشنبه به خبرنگار ما گفت که جادهها به سمت مناطق زلزلهزده بسیار شلوغ و پرترافیک است.
مقامهای استانی بوشهر از مردم خواستهاند به سمت مناطق زلزلهزده حرکت نکنند.
سازمان انتقال خون بوشهر اما از مردم این استان خواسته است که برای اهدای گروههای خونی کمیاب به این سازمان کمک کنند.
این زلزله در عمق ۱۲ کیلومتری زمین اتفاق افتاده است.
مرکز زمینشناسی آمریکا بزرگی زلزله را ۶.۳ ریشتر در فاصله ۸۹ کیلومتری جنوب شرقی بندر بوشهر در جنوب ایران گزارش کرده است.
مهدی زارع، معاون پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی در گفتوگو با ایسنا، کانون زلزله را نزدیک گنبد نمک جاشک و گسل برازجان اعلام کرده است.
به گزارش مرکز لرزهنگاری ایران، تا کنون دستکم ۱۴ پس لرزه با بزرگی بیش از ۴ ریشتر منطقه را لرزانده است. بزرگی دو پس لرزه ۵ و همچنین ۵.۳ ریشتر بوده است.
'نیروگاه بوشهر آرام است'
تأسیاست اتمی بوشهر در فاصله ۹۱ کیلومتری مرکز زلزله قرار دارد.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی میگوید ایران درباره این زلزله به مرکز اورژانس و حوادث آژانس انرژی اتمی گزارش داده است.
در گزارش ایران به آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفته شده که "این حادثه هیچ آسیبی به نیروگاه اتمی بوشهر نزده و هیچ مورد تشعشع مواد رادیواکتیو دیده نشده است".
آژانس بینالمللی انرژی اتمی میگوید با توجه به این گزارش و همچنین بزرگی زلزله، اطلاعات و گزارشهای بیشتری از ایران درخواست نکرده است.
یکی از مقامهای شرکت اتماستروی اکسپورت، پیمانکار روسی نیروگاه اتمی بوشهر هم به خبرگزاری ریانووستی روسیه گفته است "لرزهها در سایت اتمی نیروگاه بوشهر احساس شد، اما کارمندان به کار عادی خود ادامه دادند".
محمود جعفری، مجری طرح نیروگاه اتمی بوشهر هم به ایرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران گفته است که زمین لرزه هیچ مشکلی برای نیروگاه بوشهر ایجاد نکرده است.
فریدون حسنوند، استاندار بوشهر هم میگوید: خسارتی به نیروگاه بوشهر وارد نشده و اوضاع بسیار آرام است.
این زلزله در کشورهای جنوبی خلیج فارس نیز احساس شده است. به گزارش خبرگزاری رویترز پس از زلزله مراکز اداری در پایتخت بحرین و قطر تعطیل شده است.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130409_l57_iran_bushehr_earthquake.shtml
اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ایران گفته های برخی از مقام ایران درباره بحران کره شمالی را "نابخردانه" توصیف کرده و درباره پیامدهای آن هشدار داده است.
آقای هاشمی رفسنجانی روز سه شنبه بیشتم فروردین به مناسبت سال جدید خورشیدی با دبير و اعضاي كميسيونها و كميتههای مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدار و در جمع آنها سخنرانی کرده است.
بر اساس گزارش رسانه های ایران، آقای هاشمی رفسنجانی در سخنرانی خود "از اظهارات نابخردانه و غیرکارشناسی برخی افراد در زمینه مسائل خارجی ابراز تعجب" کرده است.
در متن مخابره شده از سخنرانی آقای هاشمی رفسنجانی مشخص نیست اشاره او به گفته های چه مقام یا مقام هایی است، اما ایسنا خبرگزاری دانشجویان ایران اظهارات مسعود جزایری معاون ستاد کل نیروهای مسلح ایران را منتشر کرده که در آن از اقدامات روزهای اخیر کره شمالی به طور تلویحی تمجید شده است.
آقای جزایری گفته "ملت و دولت کره شمالی که همواره هدف تهدید، زورگویی و زیادهخواهیهای آمریکا و نظام سلطه قرار دارند، تلاش برای ارتقای توان بازدارندگی و نمایش قدرت دفاعی خود در برابر دشمن را حق طبیعی خود میدانند."
معاون ستاد کل نیروهای مسلح ایران ابراز امیدواری کرده که کره شمالی "با مدیریت هوشمندانه از فرصتسازی برای تحکیم حضور آمریکا و تقویت مواضع نظامی و دفاعی واشنگتن در منطقه راهبردی شرق آسیا جلوگیری کند."
او خطاب به کره جنوبی و ژاپن گفته است: "در صورت عدم تغییر در سیاستهای خود در قبال آمریکا ممکن است دچار تبعات منفی ناشی از بیثباتسازی منطقه و بر هم خوردن توازن و ثبات اقتصادی خود شوند."
رهبر کره شمالی در واکنش به مانور نظامی مشترک کره جنوبی و آمریکا، به واحدهای ارتش دستور آماده باش نظامی جهت حمله به خاک کره جنوبی را داده و در عین حال ایالات متحده را به حمله اتمی تهدید کرده اند.
بخشی از تمرین های مانور دوره ای آمریکا و کره جنوبی، پرواز یک فروند هواپیمای بمب افکن قادر به حمل بمب اتمی بود که کره شمالی آن را نشانه آمادگی آمریکا و کره جنوبی برای حمله نظامی به کره شمالی توصیف کرده است.
اکبر هاشمی رفسنجانی روز سه شنبه از اظهارات "نابخردانه و ابراز خوشحالی" برخی از مقام های ایرانی درباره این انتقاد کرده و گفته "اظهارنظرها و تبلیغات رسانههای غربی نشان میدهد که بزرگنمایی و پر و بال دادن به اقدامات کره شمالی برای بزرگنمایی و چند برابر کردن خطر هستهای جمهوری اسلامی ایران برای منطقه و جهان بوده است."
آقای هاشمی رفسنجانی هشدار داده که همین موضوع "میتواند زمینه تشدید فشارهای بیشتر بر کشور را فراهم کند."
کشورهای غربی و عمدتا ایالات متحده آمریکا، ایران و کره شمالی را به همکاری های نظامی و اتمی و تلاش برای تولید و تکثیر سلاح های کشتار جمعی متهم کرده اند که ایران قویا آن را رد می کند.
بان کی مون دبیرکل سازمان ملل هشدار داده که بحران شبه جزیره کره ممکن است از کنترل خارج شود.
او از پیونگ یانگ خواسته از "جنگ لفظی تحریک آمیزی" که در پیش گرفته دست بردارد و به همکاری با کره جنوبی در مجتمع صنعتی مشترک دو کشور ادامه دهد.
آقای بان کی مون پیش از انتخاب به عنوان دبیرکل سازمان ملل، وزیر خارجه کره جنوبی بود.
او امروز سه شنبه (۲۰ فروردین) در رم به خبرنگاران گفت:" اگر به دلیل اشتباه محاسبه یا خطای قضاوت کوچکترین حادثه ای رخ دهد، ممکن است اوضاع از کنترل خارج شود."
او همچنین مجتمع صنعتی کائسونگ را " یکی از موفقترین پروژه های همکاری بین دو کره" خواند و خواستار بازگشایی آن شد. آقای بان گفت" این همکاری نباید تحت تاثیر ملاحظات سیاسی قرار گیرد. این مجتمع نهادی کاملا اقتصادی است."
در روزهای اخیر، نظامیان کره شمالی مانع از ورود شهروندان کره جنوبی شاغل در مجتمع کائسونگ شدند و امروز هم کارکنان اهل کره شمالی بر سر محل کار خود حاضر نشدند.
مجتمع صنعتی کائسونگ که در سال ۲۰۰۴ راه اندازی شد با حمایت دولت کره جنوبی و به منظور فراهم کردن زمینه اشتغال برای نیروی کار کره شمالی تاسیس شده و بیش از یکصد شرکت کره جنوبی در آن سرمایه گذاری کرده اند.
شمار شهروندان کره شمالی شاغل در این مجتمع به بیش از پنجاه هزار نفر می رسد و از این طریق، سالانه حدود ۹۰ میلیون دلار ارز خارجی نصیب کره شمالی می شود.
هشدار به خارجی ها
کره شمالی علاوه بر قطع کامل همکاری تولیدی با کره جنوبی، به خارجیان ساکن کره جنوبی هشدار داده است آماده "تخلیه" آن کشور باشند.
روز سه شنبه، ۱۹ فروردین (۹ آوریل)، خبرگزاری رسمی کره شمالی متن اطلاعیه نهادی موسوم به "کمیته آسیا و اقیانوس آرام "را منتشر کرد که در آن به خارجیان مقیم کره جنوبی هشدار داده است که در صورت بروز جنگ در منطقه، ادامه حضور در کره جنوبی می تواند به آنان آسیب برساند.
در این اطلاعیه آمده است که "به تمامی سازمانها، شرکتها و جهانگردان خارجی در کره جنوبی اعلام میشود که باید تمهیدات لازم برای تخلیه آن کشور را فورا مورد بررسی قرار دهند."
این خبرگزاری همچنین اظهارات کیم یانگ گون، دبیر کمیته مرکزی حزب کارگران جمهوری دموکراتیک کره - حزب حاکم بر آن کشور - را هم منتشر کرده که در آن امده است که تمامی شهروندان کره شمالی شاغل در منطقه صنعتی مشترک با کره جنوبی از این منطقه "تخلیه شده اند."
کیم یانگ گون مقامات دولتی کره جنوبی و "به خصوص محافظه کاران" در آن کشور را متهم کرده است که با همکاری ایالات متحده به اقداماتی جهت زمینه سازی آغاز جنگ علیه کره شمالی دست زده اند.
دبیرکل حزب کارگران کره گفته است که "جنگ افروزان کره جنوبی" هشدارهای مکرر کره شمالی را نادیده گرفته و به اهانت به شرافت خلق کره ادامه می دهند و به ترتیب، مشخص کرده اند که در نظر دارند مجتمع صنعتی را به محلی برای آغاز جنگ علیه کره شمالی تبدیل کنند.
وی با ابراز تاسف از اینکه مجتمع صنعتی کائسونگ که "می بایست در خدمت تفاهم، اتحاد، صلح و وحدت ملی باشد به جبهه رویارویی بین هموطنان و جنگ علیه شمال تبدیل شده" افزوده است که در شرایط کنونی، این تاسیسات "به چیزی کمتر از هیچ" مبدل شده و در نتیجه، اتخاذ تدابیری در این زمینه ضرورت یافته است.
این تدابیر شامل خروج تمامی کارکنان کره شمالی از این منطقه و تعلیق موقت فعالیت آن است تا در این فرصت، کره شمالی بتواند این موضع را بررسی کند که آیا "جنگ افروزان" کره جنوبی در صدد برآمده اند که از آن به عنوان مرکزی برای جنگ افروزی استفاده کنند یا نه.
این اطلاعیه، ظاهرا در تلاش برای وادار کرده مقامات کره جنوبی به پذیرش خواسته های کره شمالی، با این جملات پایان می یابد که "چگونگی تحولات در روزهای آینده به طور کامل به رویکرد مقامات کره جنوبی بستگی دارد."
ادامه بحران
بحران کنونی در شبه جزیره کره از ماه گذشته و در واکنش به مانورهای مشترک کره جنوبی و ایالات متحده شدت گرفت. واحدهایی از ارتش آمریکا از زمان ترک مخاصمه در جنگ کره در سال ۱۹۵۳ در کره جنوبی مستقر بوده اند و در سال های اخیر، به طور مرتب مانورهای مشترکی را با نیروهای کره جنوبی اجرا کرده اند.
در سال جاری، این مانورها در حالی آغاز شد که کره شمالی پیشتر به دلیل نقض قطعنامه های شورای امنیت در مورد منع فعالیت های هسته ای و موشکی، با تشدید تحریم های بین المللی و همچنین دور جدید تحریم های یکجانبه ایالات متحده مواجه شده بود.
مقامات کره شمالی بخشی از تمرین های این مانور، از جمله پرواز یک فروند هواپیمای بمب افکن قادر به حمل بمب اتمی بر فراز خاک کره جنوبی را تحریک آمیز و نشانه آمادگی ایالات متحده و کره جنوبی برای حمله نظامی به شمال توصیف کردند.
در واکنش به این مانور، کیم جونگ اون، رهبر آن کشور، به واحدهای ارتش دستور آماده باش نظامی جهت حمله به خاک کره جنوبی را داده و مقامات کره شمالی ایالات متحده را به حمله اتمی تهدید کرده اند.
براساس گزارش های رسانه های خبری کره شمالی، ظاهرا در آن کشور هم شرایط فوق العاده برقرار شده و تلویزیون کره شمالی به پخش تصاویری از تظاهرات خشم آلود مردم علیه اهانت کره جنوبی و آمریکا به رهبر و شرافت ملی کشور خود و اطلاعیه هایی حاکز از آمادگی واحدهای ارتش و شهروندان برای "مقابله با تهاجم خارجی" ادامه داده اند.
به منظور القای وضعیت بحرانی در منطقه، وزارت خارجه کره شمالی به سفارتخانه های خارجی توصیه کرد که به منظور حفظ جان کارکنان خود در برابر حملات قریب الوقوع خارجی، آماده تخلیه آنان باشند هر چند کمتر سفارتخانه ای این هشدار را جدی گرفته است.
با وجود تلاش مقامات و رسانه های کره شمالی برای القای اینکه جنگ در شبه جزیره کره اجتناب ناپذیر است، بسیاری از ناظران خارجی معتقدند که اقدامات دولت آن کشور عمدتا مصرف داخلی داشته و هدف از آن، ارائه تصویری از کیم جونگ اون به عنوان یک رهبر قاطع و انعطاف ناپذیر است.
همچنین، در مورد توانایی نظامی کره شمالی برای به اجرا گذاشتن تهدیداتی مانند حمله اتمی به خاک ایالات متحده تردید جدی وجود دارد هر چند اقداماتی محدود نظامی علیه هدف هایی متعلق به کره جنوبی نا محتمل نیست.
در عین حال، ناظران گفته اند که با توجه به شرایط داخلی کره شمالی، بعید است که رهبران آن کشور مایل باشند با درگیر کردن کشورشان در یک جنگ گسترده، موقعیت حکومت خود را به مخاطره اندازند.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130409_me_banki_moon_nk_uncontrolable.shtml
به دنبال بازرسی دولت عراق از یک فروند هواپیمای ایرانی که از آسمان این کشور در حال عبور به مقصد سوریه بود، سخنگوی وزارت خارجه ایران به این اقدام اعتراض کرده است.
رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران ضمن ابراز "ناخرسندی" از اقدام عراق گفته که ایران ارسال کمک های دارویی و غذایی به سوریه را ادامه خواهد داد.
هواپیمای بازرسی شده متعلق به خطوط هوایی شرکت ماهان ایر و باری بوده است.
بر اساس گزارش ها از این هواپیما خواسته شد در فرودگاه بغداد به زمین بنشیند.
به گفته رئیس سازمان هواپیمایی عراق، پس از بازرسی، مشخص شد این هواپیما حامل تجهیزات پزشکی است و به آن اجازه پرواز به سوریه داده شد.
دولت عراق کمتر از دو هفته پیش اعلام کرده بود بازرسی از هواپیماهای ایرانی را که از طریق آسمان این کشور عازم سوریه هستند، افزایش خواهد داد.
سخنگوی نخست وزیر عراق گفته بود"به دلیل دریافت اطلاعات زیادی در مورد نقل و انتقال سلاح، ما بازرسیهای خود را افزایش داده ایم."
به گفته مقام های عراقی، این کشور از ماه اکتبر سال گذشته (حدود ۶ ماه پیش) تاکنون هیچ هواپیمای ایرانی را بازرسی نکرده بود.
بازرسی از هواپیماهای ایرانی در پاییز سال گذشته ناخشنودی ایران را به دنبال داشت و سخنگوی وزارت خارجه ایران این رفتار را عملی غیردوستانه از سوی عراق توصیف کرد.
به نظر می رسد که پس از هشدارهای مکرر ایران در آن زمان، عراق بازرسی از هواپیماهای ایرانی را متوقف کرد.
با این همه آمریکا طی این مدت بارها از عراق خواسته بود این بازرسی ها را از سر بگیرد.
جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، در اولین روزهای سال جاری خورشیدی از عراق به دلیل آن که نظارت کافی بر هواپیماهای ایرانی ندارد، انتقاد کرده بود.
مقام های آمریکایی ماه ها است عراق را متهم میکنند که بر پرواز هواپیماهای ایرانی بر فراز عراق نظارت کافی ندارد. آمریکا از عراق خواسته است تا هواپیماهای ایرانی را بدون برنامه ریزی قبلی بازرسی کند.
جان کری وزیر امور خارجه آمریکا امروز سه شنبه (۲۰ فروردین) پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در بیت المقدس، درباره برنامه هسته ای ایران گفت: "ایران نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند و به سلاح هستهای هم دست نخواهد یافت."
وزیر امور خارجه آمریکا که پس از این دیدار اسرائیل را ترک کرد، درباره صلح فلسطین و اسرائیل و برنامه اتمی ایران با نتانیاهو گفتگو کرد.
جان کری همچنین آخرین تحولات هسته ای در ایران را "غیرسازنده" عنوان کرد.
به گفته آقای کری، اقدام های صورت گرفته اگر تهدید هم فرض نشود، باز سوال برانگیز است.
این صحبتها در همان روزی مطرح شد که محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران دستور آغاز به کار معدن اورانیوم ساغند و مجتمع تولید کیک زرد "شهید رضایینژاد" اردکان را صادر کرد.
آغاز بهره برداری از این دو طرح تنها چند روز پس از برگزاری دور اخیر مذاکرات اتمی ایران با قدرت های جهانی اعلام می شود که در شهر آلماتی قزاقستان برگزار شد و بدون نتیجه مشخص پایان یافت.
جان کری درباره برنامه هسته ای ایران گفت که آمریکا مصمم است مانع دستیابی ایران به سلاح هسته ای شود و تاکید کرد اوباما "بلوف نمی زند".
"ما جدی هستیم، ما برای مذاکره آماده ایم اما مذاکرات نمی تواند بی پایان و بی حد و مرز باشد. مذاکرات نمی تواند بهانه ای باشد برای اینکه راههای دیگر برای حل مسئله هسته ای کنار گذاشته شود."
بنیامین نتانیاهو هم گفت که ایران "از مذاکرات، برای پیشبرد برنامه هسته ای خود استفاده می کند."
"ایران نباید برنامه تولید سلاح هسته ای را دنبال کند و ما نباید اجازه دهیم ایران این کار را با بی اعتنایی به جامعه بین المللی ادامه دهد."
چاک هیگل وزیر دفاع آمریکا هم در ماه جاری میلادی برای دیدار با موشه یعلون وزیر دفاع اسرائیل به این کشور سفر خواهد کرد.
او در این سفر درباره برنامه هسته ای ایران و تامین بودجه برای سیستم دفاع ضد موشکی اسرائیل با همتای خود مذاکره می کند.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130409_me_kerry_iran_nuclear.shtml
انوارالحق احدی وزیر تجارت و صنایع افغانستان میگوید که دولت افغانستان برای کسانی که در دو سال آینده در افغانستان سرمایه گذاری کنند، امتیازات ویژهای را در نظر دارد.
آقای احدی این سخنان را در کنفرانس صنایع ملی افغانستان که در هرات در غرب افغانستان برگزار شده بود، اظهار داشت.
نمایشگاهی از تولیدات داخلی هرات نیز بزگزار شده بود و صاحبان صنایع برگزاری این نمایشگاه را فرصت خوبی برای جذب سرمایهگذاری و توجه دولت به بخش تولیدی خواندند.
وزیر تجارت و صنایع در این کنفرانس گفت: "حکومت به این فکر است که مالیات را کمتر کند. حکومت به این فکر است که پارکهای صنعتی را بیشتر کند و از تعرفه حمایتی برای تقویت صنایع استفاده کند."
تلاش دولت برای جلب سرمایه گذاریهای بیشتر در افغانستان در حالی صورت میگیرد که در سالهای اخیر به دلیل بدتر شدن وضعیت امنیتی و آغاز روند خروج نیروهای خارجی از افغانستان، فعالیتهای تجاری در افغانستان کم شده است.
بازرگانان میگویند که آنان برای ادامه و توسعه سرمایه گذاریهایشان نیاز به سهولتهای بیشتر و اطمینان از ثبات وضعیت سیاسی در افغانستان دارند.
این در حالی است که اکنون نیز بازرگانان افغان با مشکلات زیادی رو به رو هستند.
عبدالکریم شیرزاد نماینده اتحادیه صنعتگران هرات می گوید دهها کارخانه در شهرک صنعتی هرات، به دلیل عدم حمایت دولت، ورشکست شده اند.
او افزود که دولت باید برنامههای حمایتی برای تقویت صنایع را به گونهای تنظیم و اجرا کند که سرمایه گذاران بتوانند روی پای خود بایستند و تولیدات آنها توان رقابت با کالاهای وارداتی را پیدا کند.
در یازده سال گذشته، سرمایه گذاری مجموعی در افغانستان به بیش از ۷.۶ میلیارد دلار میرسد. اکنون در تمام افغانستان ۱۲۲۰ کارخانه تولیدی کوچک وجود دارد.
دولت افغانستان در یک دهه گذشته با اعمار جادهها سعی کرده است تجارت و ترانزیت را تقویت کرده و درآمد خود را نیز از این طریق افزایش دهد.
اما این اقدام دولت به زیان سرمایه گذاران داخلی و سرمایه گذاران کوچک در عرصه تولیدی، منجر شده است.
شورای همکاری احزاب و ائتلافهای سیاسی افغانستان خواستار تسریع در روند قانون انتخابات، تشکیلات و صلاحیتها(اختیارات) کمیسیون مستقل انتخابات و کمیسیون سمع شکایت انتخاباتی شدند.
در نشست روز سهشنبه طاهر ظاهر به نمایندگی از این احزاب سیاسی به رسانهها گفت که از شورای ملی افغانستان میخواهیم که این قوانین را به زودترین وقت ممکن تصویب کند.
شورای همکاری احزاب و ائتلافهای سیاسی متشکل از ۲۲ حزب و ائتلاف سیاسی و از جمله، جبهه ملی، ائتلاف ملی، حزب حق و عدالت، افغان ملت، حزب وحدت اسلامی ملت و حزب اسلامی است.
آقای ظاهر افزود که احزاب سیاسی، برگزاری انتخابات عادلانه را بدون موجودیت کمیسیون بیطرف امکان پذیر نمیدانند و می خواهند که روند انتخاب اعضای این کمیسیون، براساس طرح قانون تشکیلات و صلاحیتهای کمیسیون مستقل انتخابات باشد.
در پیش قانون "تشکیلات و صلاحیت ها(اختیارات) کمیسیون انتخابات، تشکیل کمیته گزینش پیشنهاد شده است.
این کمیته که قرار است از نمایندگان احزاب سیاسی و نهادهای مدنی تشکیل شود، باید رئیس کمیسیون انتخابات را، گزینش کنند.
هدف اصلی پیشنهاد چنین کمیته ای، جلوگیری یاز نفوذ دولت و رئیس جمهوری بر کمیسیون انتخابات است.
قانون"تشکیل وصلاحیت های کمیسیون انتخابات" در مجلس نمایندگان تصویب شده اما مجلس سنا به دلیل عضویت دو خارجی در کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی، و نحوه گزینش اعضاء اصلی کمیسیون انتخابات اعتراض داشته و تا کنون آن را تصویب نکرده است.
دو عضو خارجی که بعنوان عضو کمیسیون رسیدگی به شکایت های انتخاباتی، پیشنهاد شده، قرار است از سوی سازمان ملل متحد به عنوان عضو این کمیسیون معرفی شوند.
احزاب سیاسی پس از آن به تصویب قانون انتخابات تاکید کردند که حامد کرزی از آنها برای مشورت و رای زنی برای تعیین رئیس جدید کمیسیون انتخابات، دعوت کرده بود.
مدت کاری فضل احمد معنوی رئیس کنونی کمیسیون انتخابات، به زودی به پایان می رسد.
طاهر ظهیر، با اشاره به این مساله گفت رئیس جمهورافغانستان نباید بدون اعتنا و مشورت با احزاب سیاسی، درصدد انتخاب رئیس جدید کمیسیون انتخابات افغانستان باشد.
ظاهر دعوت رئیس جمهور از نهادها، احزاب سیاسی و افراد صاحب نفوذ کشور به ارگ ریاست جمهوری را یک عمل فرا قانونی خوانده و تلاش رئیس جمهور برای تعیین رئیس کمیسیون انتخابات اعتراض کرد.
دعوت رئیس جمهور
دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری افغانستان با نشر خبرنامهای اعلام کرد که صبح امروز حامد کرزی به منظور مشورت در زمینه انتخاب رئیس کمیسیون انتخابات، نشست مشورتی با رهبران جهادی، مشاوران ریاست جمهوری، هیات اداری دو مجلس، نهادهای مدنی، احزاب سیاسی و مخالفان دولت افغانستان داشته است.
در این نشست کرزی از شورای ملی افغانستان خواستار تصویت قانون تشکیلات و صلاحیتهای کمیسیون انتخابات نیز شده است.
در این فهرست ریاست جمهوری نام سران مخالفین دولت افغانستان از جمله عبد الله عبدلله، احمد ضیا مسعود، محمد محقق، حنیف اتمر و فیض الله ذکی دیده میشود که همگی در جبهه نیروهای مخالف دولت افغانستان قرار دارند.
واکنش ائتلاف ملی
سید آقا فاضل سانچارکی سخنگوی ائتلاف ملی افغانستان نیز در صفحه فیسبوک خود نوشته است که نشست مشورتی کرزی با شکست روبرشد.
آقای سانچارکی نوشته است که حامد کرزی به دلیل عدم حضور رهبران اپوزیسیون، قادر به تصمیم گیری در مورد ریاست کمسیون انتخابات نشد.
"ارگ" صفحه رسمی فیسبوک دفتر ریاست جمهوری نیز عکسی از نشست امروز آقای کرزی با شماری از رهبران جهادی را منتشر کرده است. در فیسبوک ارگ همچنین فهرست کامل کسانی که به این نشست فراخوانده شده بودند، منتشر شده است.
در صفحه فیسبوک "ارگ" همچنین آمده است که در جلسه آقای کرزی با رهبران جهادی بر تسریع روند تصویب قانون انتخابات و قانون تشکیل و صلاحیت های کمیسیون انتخابات، تاکید شده و تصمیم گرفته شد که رئیس کمیسیون انتخابات پس از تصویب این قوانین، مشخص شود.
افغانستان تاکنون قانون انتخاب ندارد و چهار انتخابات در یک دهه گذشته، براساس قانونی برگزار شدند که بر اساس یک "حکم تقنینی" حامد کرزی نافذ شده بود.
رئیس جمهوری افغانستان حق دارد در مواردی که قانونی وجود ندارد، "حکم تقنینی" صادر کند.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/afghanistan/2013/04/130409_k05_eliction_parties.shtml
.بازگشت آب به زاینده رود همچنان موضوعی برای شادی مردم اصفهان است. مخاطبان بیبیسی فارسی این عکسها را که روایتگر روز و شب آبگیری دوباره زاینده رود هستند، برای نوبت شما فرستادهاند
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/interactivity/2013/04/130409_zayanderood_ugc.shtml
وزارت کشور بریتانیا دوباره به دانشگاه متروپولیتن لندن اجازه داده دانشجوی غیراروپایی بپذیرد.
مجوز این دانشگاه هشت ماه پیش بدلیل عدم رعایت مقررات لغو شد اما وزارت کشور امروز (سه شنبه ۲۰ فروردین) اعلام کرد با اصلاحاتی که این دانشگاه انجام داده برای یک دوره آزمایشی یکساله اجازه دارد تعداد محدودی دانشجوی خارجی بپذیرد.
پس از اینکه سال گذشته مجوز دانشگاه متروپولیتن (لاندن مت) لغو شد صدها دانشجوی خارجی با مشکل تحصیلی مواجه شدند و نتوانستند در دوره های تحصیلی شرکت کنند.
وزارت کشور بریتانیا که نحوه پذیرش و سیستم اداری این دانشگاه را ناقض قوانین مهاجرت و ویزا دانسته بود، در شش ماه گذشته بر کار این دانشگاه نظارت کرده و پس اصلاحاتی که به عمل آمده، برای یک دوره آزمایشی مجوز پذیرش دانشجوی خارجی (ویزای موسوم به "رده چهار") را به دانشگاه داده است.
مارک هارپر وزیر مهاجرت بریتانیا گفت: "این به نفع خود دانشجویان خارجی است که تمام نهادها وظایف خود در قبال قوانین مهاجرت را جدی بگیرند و نشان دهند که از مقررات پیروی می کنند."
"ما با کارکنان دانشگاه همکاری نزدیکی داشتیم تا مطمئن شویم استانداردهای دانشگاه بهتر شده است."
"در نتیجه دانشگاه اکنون به استاندارد مورد نظر رسیده و ما می توانیم دوباره به آن مجوز بدهیم."
این مجوز برای یک دوره یکساله آزمایشی صادر شده و در این مدت دولت عملکرد دانشگاه را زیر نظر خواهد داشت و صدور پذیرش برای دانشجویان غیر اروپایی هم بصورت محدود انجام خواهد شد.
در این مدت دانشگاه فرصت دارد که نشان دهد می تواند استانداردها را در درازمدت حفظ کند و به موقعیت سابق خود بعنوان "نهاد کاملا مورد اعتماد" برگردد.
لغو مجوز
اداره مرزبانی بریتانیا (نهاد مسئول ویزا و مهاجرت در وزارت کشور) سال گذشته پس از بررسی وضعیت اقامت صد و یک دانشجوی دانشگاه متروپولیتن، به ۲۶ مورد تخلف رسید. این دانشجویان بدون آنکه اجازه اقامت در بریتانیا داشته باشند، در دانشگاه مشغول تحصیل بودند.
بر این اساس اداره مرزبانی اعلام کرد دانشگاه متروپولیتن وظایف خود را انجام نمی دهد و مجوز صدور پذیرش (ویزای رده چهار) آن را لغو کرد.
لغو مجوز یک دانشگاه بریتانیایی برای پذیرش دانشجوی خارجی اتفاقی بی سابقه بود و اعتراض اتحادیه های دانشجویی را برانگیخت. موسسات آموزشی عالی هم آن را باعث رویگردانی دانشجویان خارجی از دانشگاههای بریتانیا دانستند.
دانشگاه مترو پولیتن این ارزیابی را "قانع کننده" ندانست و به دادگاه شکایت کرد. قاضی شکایت را وارد ندانست اما به دانشگاه اجازه داد درخواست بازنگری قضایی کند.
این بازنگری در ماه اکتبر (شش ماه دیگر) انجام خواهد شد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130409_me_metropolitan_licence.shtml
(این صفحه به روز میشود)
۲۱:۴۴با سلام و پوزش برای مشکل فنی که در صفحه اینترنتی لحظه به لحظه بوجود آمد، گزارش بازی استقلال و الهلال را در این صفحه پی میگیریم.
۲۲:۴۵ دقیقه ۴۵ : استقلال با نتیجه یک بر صفر از الهلال در ورزشگاه آزادی عقب است.
-نواف الشاکر در دقیقه ۳۵ روی اشتباه مدافعان استقلال در دفع توپ، با ضربه شوتی سنگین توپ را وارد درازه استقلال کرد.
ترکیب استقلال: مهدی رحمتی، امیرحسین صادقی، پژمان منتظری، علی حمودی، حنیف عمرانزاده، جواد نکونام، خسرو حیدری، جیلوید ساموئل، مجتبی جباری، آرش برهانی و فرزاد حاتمی.
استقلال در حال حاضر با هفت امتیاز در صدرنشین گروه چهارم مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا است و العین امارات، الهلال و الریان در رده های دوم تا چهارم قرار دارند.
بر اساس گزارش رسانههای داخلی ایران، بیش از سی هزار نفر از هواداران استقلال برای تماشای این بازی به ورزشگاه آزادی رفتند.
۲۲:۰۰ بازی در نیمه دوم آغاز شد.
۲۲:۰۹ تعویض برای استقلال هاشم بیک زاده در نیمه دوم برای استقلال وارد زمین شده است.
۲۲:۱۴ فرزاد حاتمی در فضای پشت مدافعان الهلال حرکت میکند ولی داور حرکت او را آفساید تشخیص میدهد.
۲۲:۱۶ داور به سلطان البیشی کارت زرد نشان می دهد
۲۲:۱۷ استقلال در این دقایق کاملا تهاجمی بازی میکند، این تیم روی حرکت های ایمان موسوی و فرزاد حاتمی صاحب موقعیت خوبی شده است.
۲۲:۱۸ فرزاد حاتمی از پشت محوطه جریمه با یک نیم چرخش ضربه آرامی را به سمت دروازه الهلال می زند که دروازهبان این تیم به راحتی توپ را در اختیار میکند.
۲۲:۲۱ الهلال در حالی که استقلال به سمت دروازه این تیم حمله میکند در ضد حمله بسیار خطرناک هستند.
۲۲:۲۲ گل برای استقلال که داور قبل به ثمر رسیدن آن آفساید بازیکنان استقلال را اعلام می کند.
۲۲:۲۴ اعلام خطای پرتاب اوت دستی که توپ در یک رفت و برگشت به الشهرانی رسید و او هم با شوتی خرناک مهدی رحتمی را به واکنش وا می دارد.
۲۲:۲۷ ضد حمله برای الهلال که اشهرانی در شرایطی ایده آل توپ را به بالای دروازه استقلال می زند.
۲۲:۲۹ کارت زرد برای فرزاد حاتمی به خاطر خطای او بر روی بازیکنان الهلال
۲۲:۳۱ تعویض برای استقلال، سیاوش اکبرپور به جای فرزاد حاتمی به بازی آمد.
۲۲:۳۳ شوت ایمان موسوی از پشت محوطه جریمه به اختلاف از بالای دروازه به بیرون میرود.
۲۲:۳۴ حرکت هاشم بیک زاده از کناره زمین و سانتر او روی دروازه نتیجهای برای استقلال ندارد.
۲۲:۳۶ کارت زرد برای سیاوش اکبرپور به خاطر درگیری اش با بازیکن الهلال در کنار زمین
۲۲:۳۷ داور بازی را پس از پرتاب یک نارنجک دستی متوقف کرده است.
۲۲:۴۰ بازی پس از چند دقیقه توقف، با اجازه داور از سر گرفته میشود.
۲۲:۴۱ یک موقعیت خطرناک دیگر برای الهلال که مهدی رحمتی ضربه بازیکن این تیم را به زیبایی دفع میکند.
۲۲:۴۵ کمتر از پنج دقیقه به پایان بازی باقیمانده و استقلال همچنان یک بر صفر از الهلال عقب است.
۲۲:۴۶ حرکت خطرناک کیم یون سو در پشت محوطه جریمه و خطای بازیکنان استقلال روی او که باعث میشود داور ضربه آزاد به نفع این تیم اعلام کند.
۲۲:۴۸ ضربه کاشته بازیکنان الهلال به دیوار دفاعی استقلال برخورد می کند بر میگردد.
۲۲:۵۰ ضربه سر خطرناک سیاوش اکبرپور با فاصله کمی از کنار دروازه الهلال به بیرون میرود.
۲۲:۵۲ داور چهارم پنج دقیقه وقت اضافه را نشان میدهد.
۲۲:۵۳ مصدومیت بازیکن الهلال باعث میشود بازی در وقت های اضافه دو دقیقه متوقف شود.
۲۲:۵۵ تماشاگران خطاب به امیر قلعه نوعی خواستار حضور فرهاد مجیدی مصدوم در بازی هستند.
۲۲:۵۷ استقلال بعد از چند کرنر روی دروازه الهلال در نهایت یک بر صفر در مقابل نماینده عربستان در تهران شکست میخورد.
۲۲:۵۸ پایان بازی استقلال و الهلال در چارچوب مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا با نتیجه یک بر صفر به سود الهلال
۲۳:۱۱ از دقایقی دیگر بازی برگشت رئال مادرید و گالاتاسرای در استانبول آغاز میشود و در بازی دیگر امشب در ورزشگاه وست فالن دورتموند با هواداران پر شور خود میزبان مالاگا است.
۲۳:۱۲ترکیب گالاتاسرای: موسلرا، ریهرا، گوکهان، سمیح، ابوئه، ملو، سلجوق، اسنایدر، آلتینتوپ، دروگبا، اوموت.
_ ترکیب رئال مادرید: لوپز، اسین، واران، پهپه، کوئنترائو، مودریچ، خدیرا، دیماریا، اوزیل، رونالدو، ایگواین.
۲۳:۱۶ رئال مادرید در بازی رفت سه بر صفر در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو نماینده ترکیه را شکست داد.
۲۳:۱۸ دو بازی گالاتاسرای و رئال مادرید و بوروسیا دورتموند و مالاگا آغاز شد
۲۳:۲۰ موقعیت خطرناک برای هیگوائین که در برگست در شرایطی که دروازهبان گالاتاسرای به بیرون آمده بود، رونالدو توپ را با اختلاف کمی به بیرون زد.
۲۳:۲۲ مالاگا در ورزشگاه وست فالن بازی را بهتر از دورتموند میزبان آغاز کرده، حرکات ایسکو و خواکین خطرناک است.
۲۳:۲۴ امشب و در استانبول و دورتموند دو تیم به مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا راه خواهند رفت.
۲۳:۲۶ گل برای رئال مادرید در دقیقه ۷
کریستیانو رونالدو روی پاس عرضی سامی خدیرا در محوطه شش قدم با یک بغل پا اولین گل رئال مادرید را وارد دروازه گالاتاسرای میکند.
زمان به خاطر بازی استقلال به وقت تهران بود و از این قسمت گزارش و با توجه به بازیهای لیگ قهرمانان اروپا، زمان مندرج به وقت تابستانی لندن خواهد بود.
۲۰:۰۶
نمایی از ورزشگاه وست فالن دورتموند پیش از آغاز بازی مالاگا و بوروسیا دورتموند
۲۰:۰۷ اولین موقعیت جدی مسابقه برای دورتموند در وست فالن، رابرت لواندوفسکی روی پاس زیبای ماریو گوتزه از راه دور ضربه شوتی به سمت دروازه مالاگا میزند که توپ با اختلاف کمی به بیرون میرود.
۲۰:۱۱ گل برای مالاگا در دقیقه ۲۵ بازی
خواکین با عبور از مدافع مستقیم خود از پشت محوطه جریمه و با پای چپ توپ را به گوشه راست دروازه دورتموند میفرستد. نتیجه یک بر صفر به سود مالاگا
۲۰:۱۷ موقعیت عالی برای آنخل دی ماریا که موسلرا دروازهبان گالاتاسرای به واکنشی عالی مانع از گلزنی بازیکن آرژانتینی رئال میشود.
۲۰:۲۲ تعویض اجباری برای رئال مادرید، مایکل اسین به خاطر مصدومیت زمین را ترک میکند و جای خود را به آلبالوا می دهد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/sport/2013/04/130409_live_esteghlal_madrid.shtml
شنبه شب، ورزشگاه ۱۶ هزار نفری گلوبه استکهلم میزبان مهمترین رویداد جهانی در مسابقات «هنرهای رزمی ترکیبی» بود.
ورزشی پرطرفدار در جهان که ترکیبی از کشتی آزاد و فرنگی، بوکس، جوجیتسو، کیک بوکسینگ و چند رشته دیگر است. به همین خاطر برخی چهرههای صاحب نام کشتی جهان نیز در سطح اول این رشته ورزشی فعالیت میکنند.
کنی ماندی قهرمان المپیک سئول و رقیب امیررضا خادم در فینال وارنا ۱۹۹۱، مو لاوال از آمریکا رقیب امیر گنجی در جام جهانی کشتی آزاد ۲۰۰۷، دانیل کورمایر از آمریکا رقیب علیرضا حیدری در نیویورک ۲۰۰۳ و المپیک آتن، خوئل رومهرو از کوبا (قهرمان ۱۹۹۹ جهان)، همچنین آلکسیس ویلا از کوبا که قهرمان ۴۸ کیلوی کشتی آزاد جهان بود و ایلیر لطیفی از سوئد، فقط تعدادی از دوبنده پوشان سابق هستند که در این رشته فعال شدهاند.
جردن باروز ستاره المپیک لندن در ۷۴ کیلوگرم و رقیب صادق گودرزی نیز پس از المپیک بعدی قصد دارد در این رشته به میدان بیاید.
در استکهلم، سیزده مبارزه برگزار شد و نفرات پیروز هرکدام صدها هزار دلار دریافت کردند. به بازندهها هم جوایز نقدی تعلق گرفت. بلیتهای گرانقیمت ورود به ورزشگاه، از یک ماه قبل نایاب شده بود. حضور چنین جمعیتی در سوئد برای مسابقات سالنی کم سابقه است.
بازی حیثیتی سوئد و دانمارک در مسابقات هندبال قهرمانی ۲۰۱۱ جهان به میزبانی این کشور ۱۲ هزار تماشاچی داشت.
در یکی از جدالها مایکل جانسون ۲۶ ساله از آمریکا مقابل رضا مددی ۳۴ ساله و ایرانی مقیم سوئد قرار گرفت. او از نوجوانی به سوئد مهاجرت کرده اما با نام ایران در مسابقات شرکت میکند.
در مراسم وزن کشی که خود هزاران تماشاچی داشت، فقط مراسم معارفه جانسون و مددی به جنجال کشیده شد و جانسون با کف دست، رقیب خود را هل داد.
ویدئوهایی از تمرینات مشترک جانسون با مایک تایسون افسانه بوکس در یوتیوب موجود است. او در ۱۰ مسابقه آخر خود هفت پیروزی داشته. جانسون که شش پیروزیاش ناک اوت بوده، تمرینات کشتیاش را هم زیر نظر کنی ماندی از ستارههای کشتی آزاد جهان در دهه های ۸۰ و ۹۰ میلادی پیگیری کرده که دارنده یک طلا و یک نقره المپیک و یک طلا و یک نقره جهان است.
اما حتی آموزههای کنی ماندی هم مانع از زیر یک خمهای استادانه مددی در راند دوم و سوم مسابقه نبود. در حالی که جانسون در راند اول میدانداری کرده بود، در دو راند بعدی بلافاصله پس از آغاز مبارزه، پای خود را اسیر دستهای مددی میدید و خاک میشد.
کلاف در هم پیچیدهای از بوکس، کشتی و جوجیتسو در وضعیت خاک هم تداوم داشت. نبردی تمام عیار که سرانجام وقتی مددی سر و گردن رقیب را گرو گرفت، جانسون با کف دست به پای او کوبید که علامت تسلیم و پذیرش شکست، با نتیجه ناک اوت است.
گزارشگر آمریکایی مسابقه به سوابق قهرمانی مددی در رشته کشتی نیز اشاره کرد. او پس از پیروزی، از روی رینگ پرید و در آغوش هوادارانش قرار گرفت.
هیجان مسابقه، هنرنمایی مددی و واکنش کاملاً متفاوت تماشاگران سوئدی به این مسابقه باعث شد او غیر از جایزه نقدی مسابقه، پاداش ۶۰ هزار دلاری «برترین مبارزه شب» را هم نصیب خود کند.
هر کدام از مبارزین در این مسابقات، با تشریفات و نورپردازی ویژه به روی رینگ میآمدند. ضمن معرفی آنها توسط گوینده ورزشگاه، موزیک مورد علاقهشان نیز در سالن پخش میشد. موسیقی قهرمان ایرانی نیز ایرانی بود. آهنگ لیلا با صدای سروش.
رضا مددی که در جام تختی با محسن پودنکی قهرمان سابق ایران کشتی گرفته است، شب قبل از مسابقهاش از بیماری او مطلع شد. پس از اعلام مکرر مسئولان ورزش درباره اعزام قهرمان سابق کشتی فرنگی ایران به خارج از کشور برای پیگیری روند درمان و محقق نشدن وعدهها، همسر پودنکی از قطع امید پزشکان خبر داد.
رضا مددی پیش از مسابقهاش به خبرنگاران گفت: نذر میکنم در صورت پیروزی، بخشی از پاداشم را با محسن پودنکی، دوست و رقیب دیروزم قسمت کنم. فردای روز مسابقه اما پودنکی چشم از جهان فروبست. با اینحال مددی میگوید آنچه میخواستم به محسن تقدیم کنم، سهم خانوادهاش است.
مددی طی سه سال گذشته در سوئد برنده جایزه «مبارز مردم» شده که از بین قهرمانان کل رشتههای رزمی و با رای شهروندان سوئدی انتخاب میشود. او سابقه غلبه بر قهرمانانی مثل اوریل گاست از اسپانیا، ریمون یارمان از هلند، کارلو پارتر از برزیل، ریک کلمنتی (آمریکا) و یوسلاندی ایزکوئردو (کوبا) را نیز دارد.
با توجه به روش تنظیم جدول مسابقات و برپایی رقابتها در این رشته که بی شباهت به بوکس حرفهای نیست، پیروزی مددی مقابل جانسون بر اهمیت و میزان جوایز مسابقه بعدی او نیز خواهد افزود.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/sport/2013/04/130409_l56_madadi_rostampour.shtml
شیوه ای تازه برای دسترسی به سایت بی بی سی از ایران
در این بخش نسخه کامل برنامه چشم انداز بامدادی رادیو فارسی بیبیسی، شامل مجموعهای از اخبار، گزارش و تحلیل به صورت پادکست برای دانلود و اشتراک در اختیار شما قرار می گیرد.
وزرای امور خارجه کشورهای عضو گروه ۸ در لندن در خصوص بحران کره، اوضاع سوریه و همچنین مسئله خشونت جنسی علیه زنان در مناطق جنگی گفتگو کرده اند. وزیر خارجه بریتانیا گفته است خشونت جنسی علیه زنان نباید به عنوان یک ابزار جنگی مورد استفاده قرار گیرد.
محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران که به سمنان سفر کرده، گفته است "یک عده میگویند که نظر رهبری این است که این شخص بیاید و آن شخص نیاید، به شما چه مربوط است؟ این مردم هستند که باید تصمیم بگیرند، همه سلایق باید بیایند."
محمدتقی مصباح یزدی از روحانیون حامی رهبر جمهوری اسلامی، در باره انتخابات آینده ریاست جمهوری گفته که باید 'چیزی که سبب پیشرفت، پیاده شدن احکام و مسائل اسلامی میشود برای ما مهم باشد و مسائل اقتصادی در درجه دوم باید در نظر گرفته شود.'
حسن روحانی، نماینده رهبر ایران در شورای عالی امنیت ملی، برای نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری پیش رو اعلام آمادگی کرده است. او گفته باید دولتی سر کار بیاید که "ملی بیاندیشد نه حزبی. معتدل باشد، کار آمد باشد."
تنها مدال آور تاریخ دو و میدانی ایران در مسابقات جهانی و المپیک میگوید: «در هیچ کدام از رقابتهای ملی و انفرادی شرکت نخواهم کرد و در بازیهای همبستگی کشورهای اسلامی و مسابقات قهرمانی آسیا نیز حضور نخواهم یافت.»
این روزها ویدئویی در اینترنت در حال دست به دست شدن است که ظاهرا لحظه انفجار منجر به مرگ شیخ محمد بوطی را در مسجدی در دمشق نشان میدهد. این ویدئو سوالات زیادی را درباره مرگ شیخ محمد بوطی مطرح میکند.
کمیسیون تلفیق مجلس ایران کلیات لایحه بودجه سال ۱۳۹۲خورشیدی را که از سوی دولت به مجلس ارسال شده بود رد کرده و برای رای گیری، به جلسه علنی مجلس بازگردانده است. در صورتی که جلسه علنی نیز کلیات لایحه را رد کند، دولت موظف به اصلاح و ارسال مجدد لایحه بودجه است.
عراق یک هواپیمای ایرانی راهی سوریه را برای اطمینان از عدم حمل تسلیحات بازرسی کرده و از آن جایی که بار این هواپیما تنها اجناس غیرنظامی بوده مقامهای عراقی به آن اجازه دادهاند که از آسمان این کشور به سوریه پرواز کند.
نامزد یکی از احزاب سکولار پاکستان در شهر حیدرآباد به ضرب گلوله مهاجمان مسلح کشته شده است. انتخابات پارلمان فدرال و پارلمانهای ایالتی پاکستان اوایل ماه آینده برگزار میشود و ترور این نامزد انتخاباتی باعث تشدید نگرانی در مورد امنیت انتخابات شده است.
دو سال بعد از سرنگونی زین العابدین بن علی در تونس، بسیاری از زنان از اینکه می توانند آزادانه با پوشش اسلامی از جمله نقاب در انظار عمومی ظاهر شوند خوشحالند اما بعضی دیگر نگران از دست دادن آزادی های خود هستند.
فیلیپ راث، از بزرگ ترین نویسندگان آمریکایی، در گفت و گو با یک نشریه فرانسوی گفته است که در سه سال گذشته هیچ چیز تازه ای ننوشته و دیگر هیچ رمانی نخواهد نوشت.
لیگ برتر انگلستان در فصل ۲۰۱۳-۲۰۱۲ از فن آوری خط دروازه چشم شاهین استفاده خواهد کرد. وظیفه آماده سازی و تامین این فن آوری به شرکت بریتانیایی چشم شاهین واگذار شده است.
دو روز پس از زلزله شدید در استان بوشهر، همچنان امدادرسانی به زلزله زدگان در مناطق مختلف ادامه دارد.
پس از شکست استقلال مقابل الهلال،تراکتور سازی تبریز و سپاهان اصفهان هم مقابل الشباب و الاهلی عربستان مغلوب شدند. شانس سپاهان و تراکتور سازی برای صعود به مرحله بعد با این دو شکست سخت شد.
در حالی که حدود دو ماه به انتخابات ریاست جمهوری دور یازدهم ایران مانده است، چهرههای تازهای برای نامزدی ابراز آمادگی کرده اند.
اشکان دژاگه بازیکن تیم فولهام لیگ برتر انگلستان، پس از مصدومیت در بازی دو هفته قبل مقابل کویینز پارک رنجرز باید مچ پایش تحت عمل جراحی قرار گیرد و به این ترتیب سه ماه از فوتبال دور خواهد بود.
شیوه ای تازه برای دسترسی به سایت بی بی سی از ایران:
شرکت سایفون به تازگی پروژه ای آزمایشی را برای دسترسی کاربران داخل ایران به سایت فارسی اجرا کرده است.
برنامه کم حجمی که سایفون ارائه کرده، روی سیستم های عامل ویندوز و اندروید قابل نصب و استفاده است.
مراحل نصب برنامه:
ا. ایمیلی به این نشانی بفرستید: down...@psiphon3.com
۲. لازم نیست که در قسمت موضوع (subject) یا داخل ایمیلتان متنی نوشته شود. تنها کافی است ایمیلی خالی به نشانی down...@psiphon3.com ارسال کنید.
۳. پس از ارسال این ایمیل، یک پیام خودکار به شما ارسال می شود که در آن، لینک هایی برای دریافت برنامه به زبان های مختلف وجود دارد. شما باید روی لینک مربوط به زبان فارسی کلیک کنید. فایل مربوط به برنامه همچنین به این ایمیل پیوست خواهد بود که می توانید آن را در رایانه خود ذخیره و سپس اجرا کنید.
۴. مرحله آخر، کلیک کردن روی آن لینک و اجرای برنامه است.
۵. وقتی که برنامه بسته می شود، ارتباط با سایفون به طور خودکار قطع خواهد شد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/services/2012/12/121210_psiphon_windows_android.shtml
برنامه رادیویی چشم انداز بامدادی بی بی سی فارسی، هر روز صبح از ساعت ۲:۳۰ تا ۴:۳۰ به وقت گرینویچ و ۷ تا ۹ صبح به وقت تهران و کابل، از سایت فارسی بی بی سی، فرکانس های پخش ماهواره ای تلویزیون فارسی بی بی سی، فرکانس رادیویی ۱۱۷۲۷ عمودی بر روی ماهواره هاتبرد، و نیز امواج کوتاه و متوسط رادیویی پخش می شود.
پادکست چشم انداز بامدادی پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۲، برابر با ۱۱ آوریل ۲۰۱۳ میلادی را از این لینک دانلود کنید:
http://downloads.bbc.co.uk/podcasts/worldservice/jjn/jjn_۲۰۱۳۰۴۰۸-۰۴۴۷a.mp۳
برای دانلود کردن قسمتهای پیشین این برنامه اینجا را کلیک یا به صفحه زیر مراجعه کنید:
http://www.bbc.co.uk/podcasts/series/jjn
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/institutional/2011/04/000001_dawn_podcast.shtml
فيلتر شکن برای دسترسی به متن و تصاوير وبسايت فارسی بیبیسی
فيلتر شکن برای تماشای برنامه های تلويزيون فارسی بی بی سی به صورت آنلاين
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/tv/2009/12/091224_bbcpersian_proxy.shtml
وزرای امور خارجه کشورهای عضو گروه ۸ در لندن در خصوص بحران کره، اوضاع سوریه و همچنین مسئله خشونت جنسی علیه زنان در مناطق جنگی گفتگو کرده اند.
ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا و میزبان اجلاس گفته است که خشونت جنسی علیه زنان نباید به عنوان یک وسیله جنگی مورد استفاده قرار گیرد و خواستار تعقیب قضایی افرادی شد که از تجاوز به عنوان یک ابزار جنگی استفاده می کنند.
وزرای خارجه هشت کشور صنعتی جهان گفته اند ۳۵ میلیون دلار برای مقابله با خشونت جنسی علیه زنان در مناطق جنگی هزینه خواهد کرد.
ویلیام هیگ همچنین گفته است که مسئله تحقیقات هسته ای ایران نیز در دستور کار اجلاس خواهد بود.
دیگر موضوعات دستور کار این اجلاس، اوضاع سومالی، برمه و امنیت شبکه اینترنت است.
گروه ۸ کشور صنعتی شامل کشورهای آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، کانادا و روسیه است.
ژاپن پیشتر خواستار همبستگی و موضع گیری مشترک در خصوص بحران کره شده بود. کره شمالی اخیرا کره جنوبی، ژاپن و آمریکا را به حمله نظامی تهدید کرده است.
وزرای خارجه هشت کشور صنعتی توسعه تکنولوژی نظامی هسته ای در کره شمالی را محکوم کردند و از آن کشور خواستند که از "اقدامات تحریک آمیز" خودداری کند.
سرگئی لاورف، وزیر امور خارجه روسیه دیروز در ملاقات با جان کری، همتای آمریکایی خود در لندن گفته بود روسیه با آمریکا در خصوص کره شمالی اختلاف نظر ندارد.
با این که کره شمالی تهدید به حمله هسته ای کرده است، کشورهای غربی می گویند آن کشور هنوز توان فنی کاهش حجم بمب هستهای برای جای دادن آن در کلاهک یک موشک را ندارد.
بحران سوریه
بر خلاف مسئله کره شمالی، در خصوص بحران سوریه وحدت نظر وجود ندارد.
حمایت غرب از شورشیان مسلح سوریه حمایتی آشکار بوده است اما اینک بزرگترین گروه مسلح شورشی موسوم به جبهه نصرت که یک گروه تندرو سلفی است، با سازمان القاعده اعلام همبستگی کرده است.
ویلیام هیگ که در گذشته به مسلح کردن شورشیان سوری اصرار داشت، اینک گفته است که بریتانیا متعهد به یافتن یک راه حل سیاسی برای بحران سوریه است.
تخمین زده شده است که از آغاز شورشهای سوریه در بهار ۲۰۱۱، بیش از ۶۰ هزار نفر جان خود را از دست داده اند.
وزرای خارجه هشت کشور صنعتی جهان در نشست لندن در خصوص اجلاس ناموفق گروه ۱+۵ با ایران در آلماتی (قزاقستان) نیز گفتگو خواهند کرد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130411_em-g8-london.shtml
محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران که به سمنان سفر کرده، گفته است "یک عده میگویند که نظر رهبری این است که این شخص بیاید و آن شخص نیاید، به شما چه مربوط است؟ این مردم هستند که باید تصمیم بگیرند، همه سلایق باید بیایند."
آقای احمدی نژاد، به نقل از آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران گفته است که "همه کسانی که صلاحیت دارند باید بیایند و ملت انتخاب کنند" و اضافه کرده که "برخی باید مراقب باشند که سخنانی نگویند که مردم را بیانگیزه و یا مایوس کنند."
به گفته رئیس جمهور ایران به "لحاظ سیاسی حضور مردم دوای مشکلات امروز کشور است و یک مشارکت گسترده و نزدیک به ۵۰ میلیون می تواند همه معادلات داخلی و بینالمللی را بر هم بزند."
با توجه به اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، هواداران آیتالله خامنهای نگرانیهایی درباره انتخابات پیش رو دارند.
آنان از سویی نارضایتی خود را از فعالیت احتمالی اصلاحطلبان در انتخابات مطرح کردهاند و از سوی دیگر درباره ایجاد تنش از طرف نزدیکان محمود احمدینژاد ابراز نگرانی کردهاند. به ویژه آنها درباره نامزدی احتمالی اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر پیشین آقای احمدینژاد، هشدار میدهند.
آقای احمدینژاد در ماههای گذشته بارها نسبت به احتمال اعمال سلیقه بخشهایی از نهادهای حکومتی در انتخابات هشدار داده است.
مواضع او به نگرانیهایی در میان هواداران آقای خامنهای انجامید تا جایی که یکی از فرماندهان سپاه پاسداران درباره احتمال عدم برگزاری انتخابات توسط دولت هشدار داده بود.
سرتیپ محمدعلی آسودی، معاون فرهنگی و تبلیغات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اخیرا گفته است که "فتنهای عمیقتر و گستردهتر از فتنه ۸۸ در پیش داریم و فتنهها در انتخابات ۹۲ قبل از انتخابات است. به شکلی که برخی میگویند اگر اینچنین نشود، انتخابات را برگزار نمیکنند و آن را تحریم میکنند."
آقای احمدینژاد در سخنانش امروز خود در سمنان دوباره تاکید کرده که "مبادا عدهای این طرف و آن طرف پیدا شوند و خود را مالک کشور و آقا بالا سر مردم بدانند و بخواهند به جای آنها تصمیم بگیرند."
یازدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری ایران نزدیک به دو ماه دیگر یعنی ٢٤ خرداد ماه برگزار میشود ولی هنوز نامزدهای اصلی انتخابات مشخص نشده اند.
"جنگ تمام عیار تحریم"
آقای احمدی نژاد تحریمهای بینالمللی علیه ایران را "یک جنگ تمام عیار و اعلام نشده" توصیف کرده و گفته است "ما باید مدل اقتصادیمان را تغییر دهیم چرا که مدل اقتصادی ما به گونهای است که دشمن میتواند روی آن اثر بگذارد."
در یک سال گذشته، شدت گرفتن تحریمهای خارجی علیه برنامه های هستهای ایران، باعث کاهش قابل توجه در فروش نفت و مشکلاتی عمده در راه دریافت عواید ارزی حاصله از صادرات شده است.
این وضعیت به کمبود شدید ارزی در داخل، سقوط ارزش پول ملی در برابر ارز خارجی و تورم کم سابقه در ایران منجر شده است. اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها هم به دلیل افزایش بهای اقلام اساسی و توزیع پول نقد، به عنوان یکی دیگر از عوامل اصلی تشدید تورم مطرح بوده است.
آقای احمدینژاد از کسانی انتقاد کرده که به گفته وی از روز اول در مقابل برنامه حذف یارانهها فشار آوردند و مشکلات تحریمها را به اجرای طرح هدفمندی یارانه ها نسبت دادند.
به گفته وی، مخالفان ادامه اجرای طرح یارانهها میگویند که این "طرح شکست خورده و به ضرر ملت ایران بوده است" و وقتی می خواهیم آن را اجرا کنیم "از طرفی میگویند که بد بوده و از این طرف میگویند که تبلیغاتی بوده است."
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130411_l01_ir92_ahmadinejad.shtml
در حالی که گروههای سیاسی در ایران یکدیگر را به مسئولیت ایجاد شرایط دشوار اقتصادی متهم می کنند، محمدتقی مصباح یزدی از روحانیون حامی آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی، در باره انتخابات آینده ریاست جمهوری گفته است که "باید چیزی که سبب پیشرفت، پیاده شدن احکام و مسائل اسلامی میشود برای ما مهم باشد و مسائل اقتصادی در درجه دوم باید در نظر گرفته شود."
با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری، تعداد زیادی از چهره های سیاسی عمدتا نزدیک به محافظه کاران، نامزدی خود را برای انتخابات اعلام کرده و مهمترین هدف خود را سامان بخشیدن به وضعیت اقتصادی اعلام کرده اند.
در یک سال گذشته، تحریمهای بین المللی باعث کاهش فروش نفت شده و درآمدهای ارزی به شدت کاهش پیدا کرده است و این مسئله به کمبود شدید ارزی در داخل، سقوط ارزش پول ملی در برابر ارز خارجی و تورم کم سابقه در ایران منجر شده است.
به گزارش خبرگزاری فارس آقای مصباح یزدی که در جمع مبلغان و دانشجویان و رابطان جبهه پایداری سخن می گفت، تاکید کرده که "انتخابات امسال دو قطبی نیست بلکه تنها رقابت بین اصولگرایان است، البته طرف مقابل فعال است و به راه خود دلبستگی دارد ولی چندان رقابت دو قطبی نیست."
به گفته این روحانی ساکن قم، "در انتخابات سالهای گذشته یک نوع شرایط دو قطبی پدید میآمد که در این حوزه یک یا دو نفر نماینده مردم متدین و اصولگرا بودند و در برابر یک نفر نماینده گروه مقابل بود که دلبستگی چندانی به ارزشهای اسلامی نداشتند."
آقای مصباح یزدی انتخابات آینده را صحنه رقابت بین اصولگرایان می داند و تاکید کرده که " احتمال اینکه اصولگرایان متحد شوند و کاندیدای واحدی را معرفی کنند بسیار ضعیف است."
آقای مصباح تاکید کرده که بعد از انتخابات ریاست جمهوری چهار سال پیش "شرایط مناسبی برای اصحاب فتنه وجود ندارد و آنها بسیار تلاش کردند با پوششهایی کاندیدای خود را انتخاب کنند زیرا همان اندازه که کاندیدایی را معرفی کنند برای آنها پیروزی است و تنها نگران هستند شورای نگهبان صلاحیت آنها را رد کند."
هواداران آیتالله خامنهای، رهبران مخالفان دولت در جریان انتخابات ریاست جمهوری چهار سال پیش را "سران فتنه" می خوانند و بارها نسبت به احتمال تکرار ناآرامیهای مشابه سال ٨٨، هشدار داده اند.
آقای مصباح یزدی روز گذشته در دیدار با اعضای شورای مرکزی حزب موتلفه گفته بود که اصلاح طلبان شانسی برای برنده شدن ندارند و "در موقعیتی هستند که چه کسی را انتخاب کنند که رد صلاحیت نشود، سران آنها که قطعاً رد صلاحیت میشوند."
مشخصات نامزد 'اصلح'
آقای مصباح یزدی از حامیان سرسخت محمود احمدی نژاد بود اما بعدها از وی فاصله گرفت و اکنون در صف منتقدان وی قرار دارد.
محافظه کاران منتقد دولت، آقای احمدی نژاد و همکارانش را متهم می کنند که در حال آماده شدن برای معرفی نامزدی از سوی دولت هستند و در ماههای اخیر با استفاده از امکانات دولتی در مناسبت های مختلف مشغول تبلیغات انتخاباتی زودهنگام هستند.
محافظه کاران منتقد دولت، از نزدیکان آقای احمدی نژاد به عنوان "حلقه انحرافی" نام می برند و معتقدند که آنها قصد دارند زمینه را برای ریاست جمهوری اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر سابق آقای احمدی نژاد در انتخابات خرداد ماه آینده آماده کنند.
آقای مصباح یزدی بر شناخت فرد اصلح تاکید کرده و در مورد فرد مناسب برای انتخاب به سمت ریاست جمهوری گفته، اول باید توجه شود که چه کسی دلبستگی بیشتری به "ارزشهای اسلامی" دارد و دوم این که این فرد چه اندازه از ولی فقیه تبعیت می کند.
محمد مصباح یزدی در سخنان خود به ارزیابی تحولات اخیر در منطقه نیز پرداخته و گفته است: "با وجود آنکه مسلمانان کشورهای افغانستان، عراق، سوریه و مصر فعالیت زیادی داشتهاند ولی هیچ کدام موفق نشدهاند و انقلاب مصر به دلیل محروم بودن از نعمت ولی فقیه ۳۵ سال تأخیر افتاده است."
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130411_l45_mesbah_ir92_election.shtml
حسن روحانی، نماینده رهبر ایران در شورای عالی امنیت ملی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و مذاکرهکننده ارشد پیشین ایران در پرونده هستهای، امروز، ۲۲ فروردین، برای نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری پیش رو اعلام آمادگی کرده است.
آقای روحانی که در جمع هوادارانش سخن میگفت، ضمن انتقاد از عملکرد دولت کنونی گفته است برای رفع مشکلات جاری باید رئیسجمهوری بر سر کار بیاید که "ملی بیاندیشد نه حزبی. معتدل باشد، کار آمد باشد، بینالملل شناس باشد، مسئولیت پذیر و پاسخگو باشد."
او گفته است: "روزگار روزگار فداکاری است. بیایید آبروها را هزینه کنیم."
در سخنرانی اعلام نامزدی حسن روحانی برخی از وزرا و مسئولان سابق دولتی چون علی یونسی، اکبر ترکان، فاطمه هاشمی، محمدباقر نوبخت و حسن غفوریفرد حضور داشتهاند.
حسن روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز، از تشکلهای روحانیان محافظهکار در ایران، و از چهرههای نزدیک به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است. سرپرستی مذاکرات هستهای ایران مهمترین مسئولیت آقای روحانی به شمار میرود.
برخی از هواداران آیتالله علی خامنهای معتقدند که موضع ایران در مذاکرات دوره آقای روحانی به اندازه لازم محکم نبوده است. او در گفتگویی که امروز با وبسایت خبرآنلاین داشت، از شیوه خود در پیش بردن مذاکرات دفاع کرده و گفته است: "اولین دستاورد ما این بود که کشور را از جنگ دور کردیم."
آقای روحانی در این مصاحبه همچنین مواضع خود را به اکبر هاشمی رفسنجانی و علیاکبر ناطق نوری، رئیس پیشین مجلس ایران نزدیک دانسته است.
حسن روحانی درباره احتمال نامزدی محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی گفته است که بعید میداند آنها اعلام نامزدی کنند.
انتخابات ریاستجمهوری ایران ۲۴ خرداد ماه انجام میشود.
تنها مدال آور تاریخ دو و میدانی ایران در مسابقات جهانی و المپیک میگوید: «در هیچ کدام از رقابتهای ملی و انفرادی شرکت نخواهم کرد و در بازیهای همبستگی کشورهای اسلامی و مسابقات قهرمانی آسیا نیز حضور نخواهم یافت.»
احسان حدادی خواستار پرداخت هزینه مسافرتهای ورزشیاش شده اما شورای برون مرزی وزارت ورزش و جوانان، سفر او به آمریکا برای انجام تمرینات و شرکت در مسابقات جایزه بزرگ را تایید نکرده. به این ترتیب، مخارج حضور ستاره ورزش ایران در آمریکا به عهده خودش خواهد بود.
حدادی گفته است تا زمانی که تمام پولهایم پرداخت نشود در هیچ کدام از رقابتهای ملی شرکت نمیکنم.
او در المپیک لندن در مرحله مقدماتی با اولین پرتاب به فینال راه یافت و پس از رابرت هارتینگ آلمانی صاحب گردن آویز نقره شد که نخستین مدال المپیک ایران در رشتههایی غیر از کشتی آزاد، کشتی فرنگی، وزنه برداری و تکواندو بود.
حدادی حالا تمرینات پرفشار را در ایالت ویرجینیا سپری میکند و ۲۴ می - سوم خرداد در کالیفرنیا مسابقه دارد. یازدهم خرداد هم لیگ الماس در آمریکا پیگیری خواهد شد.
حدادی که قبل از المپیک هم از منتقدان مسئولین ورزش بود، پس از المپیک به روزنامه همشهری گفت: «هیچ کس خبر نداشت روز عید نوروز تک و تنها در آلمان دستم را جراحی کرده و هزینههای سنگینش را هم پرداختم. اما بعد از آن خیلیها گفتند حدادی دیگر نمیتواند مسابقه بدهد، این مدال ثابت کرد خیلیها حرف بیراه میزنند!»
حدادی در سیزدهمین دوره رقابتهای قهرمانی جهان به میزبانی کره جنوبی و در ورزشگاه ۶۷ هزار نفری دایگو، مدال برنز پرتاب دیسک را گرفت که نخستین مدال تاریخ دو و میدانی ایران در مسابقات جهانی محسوب میشود.
موفقترین دو و میدانیکار تاریخ ایران در رقابتهای قهرمانی آسیا چهار مدال طلا در کره جنوبی، اردن، چین و ژاپن به گردن آویخته و دو طلای بازیهای آسیایی در دوحه و گوانگجو گرفته.
طلای جوانان آسیا، قهرمانی ۲۰۰۴ جوانان جهان در ایتالیا، نایب قهرمانی جام جهانی، همچنین دو مدال نقره و برنز از جام بینقارهای نیز در کارنامه افتخارات او درج شده.
او نیز مانند سایر قهرمانان المپیک، پاداش دولت ایران به مدال آوران المپیک را ناچیز دانسته و میگوید: "با این پولی که دادند خرج بنزین و چند تا سفر خارجیام درمی آید! تازه دوستان اعلام کردند پاداش طلا که ۲۰۰ سکه است را به احسان میدهیم، اما فقط ۱۵۰ سکه دادند!"
به گفته رکورددار پرتاب دیسک آسیا، غیر از پاداش ۵۰ میلیون تومانی و اهدای خودرو از مدیرعامل یکی از باشگاهها، «همه آنهایی که قول زمین، ماشین و سکه دادند، هیچ کدام از وعدههایشان را عملی نکردند. کلاً از آدمهای دروغگو بدم میآید. خیلی از آنهایی که دم از دوست داشتن ایران و ایرانی میزنند، دروغ میگویند.»
رییس فدراسیون دو و میدانی ایران در واکنش به اظهارات احسان حدادی، از آییننامهای صحبت کرده است که به کمک هزینههای دوومیدانیکاران احتصاص دارد. افشین داوری به ایسنا گفته این نتیجه ۱۴ جلسه مشترک با افراد مختلف است و او امیدوار است بتواند قدم مثبتی در راه پیشرفت دو و میدانی باشد.
متولی دو و میدانی ایران با اشاره به «شرایط سخت اقتصادی» و قرار گرفتن در اقتصاد مقاومتی، درباره اعزام تیم ملی به مسابقات غرب آسیا گفت:" کار سختی است و باید در این سختیها ساخته شویم. کشور ما تاکنون مراحل سختی را با سربلندی پشت سر گذاشته و این مشکل را هم حل میکند. باید عاقلانه عمل کنیم."
افشین داوری درباره وضعیت احسان حدادی گفت: "یکی از اهداف حدادی در آمریکا پیدا کردن مربی است. او با اشمیت که نایب قهرمان المپیک است صحبت کرده. حالا منتظریم به ایران برگردد و تمام جوانب را بررسی کنیم تا بتوانیم بهترین تصمیم را بگیریم."
حدادی در آمریکا با صراحت اعلام کرده در مسابقات ملی از جمله بازیهای غرب آسیا شرکت نخواهد کرد اما افشین داوری میگوید مسابقههای غرب آسیا برای ایران اهمیت فراوانی دارد.
حدادی قبل از سفر به آمریکا به ایسنا گفته بود: "چرا مسئولان ورزش در حالی که باید حامی قهرمانان باشند این طور رفتار میکنند؟ نمیخواهم در ناراحتی حرفهای تندی بزنم، اما این رفتار درست نیست."
این روزها ویدئویی در اینترنت در حال دست به دست شدن است که ظاهرا لحظه انفجار منجر به مرگ شیخ محمد رمضان سعید البوطی را در مسجدی در دمشق نشان میدهد. این ویدئو سوالات زیادی را درباره مرگ شیخ محمد بوطی مطرح میکند؛ مردی که برای بینندگان تلویزیون سوریه بعد از بشار اسد آشناترین چهره بود.
حکومت سوریه مرگ او را بطور وسیعی در رسانههای دولتی پوشش داد. پوشش این حادثه از هر یک از اتفاقات دو سال اخیر بهمراتب بیشتر بود. در روایت رسمی گفته شد که شیخ با وجود داشتن محافظان بسیار بدست یک بمبگذار انتحاری کشته شده است. در این انفجار شدید حدود ۵۰ نفر از شاگردان شیخ البوطی و نوه او هم کشته شدند، و عده زیادی هم بشدت مجروح شدند.
اما ویدئوی منتشر شده این روایت را تأیید نمیکند، و صحت و واقعی بودن ویدئو هم تابحال بطور جدی مورد تردید قرار نگرفته است.
نور شدید، صدای مهیب و دود
در این کلیپ ویدئویی، شیخ بوطی در مسجد ایمان در مرکز دمشق نشسته، و آنطور که بنظر میرسد، برای طلبهها سخنرانی میکند. در میان صحبت او، انفجار کوچکی در جلوی میز او انجام میشود. در نتیجه انفجار نوری شدید و صدایی مهیب ایجاد میشود و دود فضا را فرا میگیرد. اما انفجار آنقدر قوی نیست که به میز آسیبی برساند یا دوربین را تکان بدهد.
بعد از سه ثانیه دود تا اندازهای پراکنده میشود و بیننده میتواند شیخ را ببیند که به کناری افتاده و سرش را محکم گرفته است. او به زحمت صاف مینشیند و عمامهاش را روی سرش میگذارد. هنوز مقداری دود در هوا هست، ولی هیچ جراحت مشخصی دیده نمیشود. شیخ آنقدر قدرت دارد که بدون استفاده از دستانش راست بنشیند، و با دستانش مشغول درست کردن عمامهاش است. در این لحظه – و در حالی که تنها پنج ثانیه از انفجار گذشته – مردی با لباسهای تیره به شیخ نزدیک میشود و دید دوربین را کور میکند. بنظر میرسد که او با شیخ کاری میکند و سپس او را به پهلوی راست میخواباند. شیخ کناری افتاده و بیحرکت است. مرد بعد از تنها پنج ثانیه از کادر دوربین خارج میشود و دیگر در تصاویر دیده نمیشود.
بعد پنج مرد دیگر به طرف میز میروند و شیخ را بالا میکشند. حالا دیگر شیخ نمیتواند درست حرکت کند و از دهانش و زخمی که در سمت چپ سرش ایجاد شده، خون زیادی میرود. ویدئو در اینجا – و بعد از ۲۹ ثانیه – تمام میشود. صدای شیخ به درستی قابل شنیدن نیست، اما در لحظه انفجار او میگوید: "مسألهای نیست . . ." و ناگهان صدای انفجار شنیده میشود. اتفاقات بعدی در سکوت میافتند و تنها صدای خشخش خفیفی بهگوش میرسد. این ویدئو جنبههای نگرانکننده و عجیب زیادی دارد، و سوالات بیجواب بسیاری ایجاد میکند.
بدون سراسیمگی و هرج و مرج
در این میان چند نکته روشن است: فردی که در ویدئو دیده میشود شیخ البوطی است. او در حال سخنرانی است و ۲۹ ثانیه بعد یا مرده، و یا جراحات مرگباری برداشته است.
اما شیخ چطور به این حال افتاده است؟ روشن است که خود انفجار درجا شیخ را نکشته است. او ممکن است در نتیجه انفجار جراحاتی برداشته، و قدری گیج و متزلزل شده بوده باشد، اما هنوز توان حرکت داشته است.
انفجار چندان شدید نبود. میز او و کتابها و کاغذهای روی آن صدمه چندانی ندیدند. اگر بمب زیر میز کار گذاشته شده بود و شیخ بعد از انفجار جراحات داخلی برداشته بود، میز باید متلاشی میشد. بنظر میرسد که انفجار جلوی میز، و با قدری فاصله از آن روی داده، و مردانی که بعد از انفجار بهطرف شیخ رفتند، ظاهرا در کمال آرامش و بدون دردسر از محوطه جلوی میز گذشتند، و بهیچ وجه سرآسیمه و مضطرب بنظر نمیرسیدند.
در حرکات آنها و همچنین مردی که لباس تیره بر تن داشت و اول به سراغ شیخ رفت، نوعی حس هماهنگی عجیب دیده میشود. آنها بیاعتنا به اطراف و حرفهای بنظر میرسند. در این صحنه از سرآسیمگی و هرج و مرجی که معمولا بعد از انفجارهای بزرگ در جاهای شلوغ دیده میشود، هیچ اثری نیست. خیلی چیزها به مردی که لباس تیره بر تن دارد بستگی دارد، اما معلوم نیست او دقیقا چه کرده است. البته روشن است که او برای رساندن کمکهای اولیه بهطرف شیخ نرفته است. او به طرف دیگر میز نمیرود تا به شیخ کمک کند. از همان جلوی میز به او نزدیک میشود، با او کاری میکند، او را به پهلو میخواباند و بعد از صحنه خارج میشود. از پشت سر بنظر نمیآید که او گلولهای به شیخ شلیک کرده، یا او را با چاقو زده باشد. شاید چیزی به او خورانده یا تزریق کرده باشد. اگر این طور باشد، کارش را در کمال آرامش و حرفهایگری انجام داده است.
چیزی که روشن است این است که همزمان با دور شدن مرد، شیخ در حال احتضار است. مردان دیگری که بعد از او وارد صحنه میشوند، هیچ تلاشی برای کمک به شیخ یا رسیدگی به جراحاتش نمیکنند. آنها فقط او را بلند میکنند و به کناری میکشند.
گزارشهای متضاد
رسانههای دولتی اعلام کرده اند که حدود ۵۰ نفر دیگر هم در این انفجار کشته شده اند، و در کمال تعجب سازمان دیدبان حقوق بشر سوریه (که به مخالفان حکومت نزدیک است) هم این ارقام را تأیید میکند. اما با توجه شواهد موجود در ویدئو، تصور اینکه چنین انفجار کوچکی این همه تلفات بهبار آورده باشد، بسیار سخت است.
از این ویدئو این طور برمیآید که شیخ تنها قربانی حمله بوده، چرا که مردانی که ظرف تنها چند ثانیه به سراغ او میروند، از همان سمتی میآیند که انفجار روی داده است. در روز حادثه، تلویزیون سوریه تصاویری از وقایع بعد از انفجار نشان داد که عمدتا از پلکان ورودی یا بیرون مسجد گرفته شده بودند. در تصاویر گرفته شده از داخل مسجد مقداری آوار دیده میشود، اما نه آنقدر که از آسیب جدی به ساختمان یا بهراه افتادن حمام خون حکایت کند. در واقع صحنه یک انفجار قوی در فضایی بسته که باعث مرگ ۵۰ نفر بشود، باید جور دیگری باشد.
روایت حکومت سوریه از ماجرا این بود که انفجار کار یک بمبگذار انتحاری بوده که توانسته به حلقه طلبههای حاضر در سخنرانی شیخ بوطی نفوذ کند. اما در ویدئو چند مرد دیده میشوند، که یک نفرشان کت و شلوار به تن دارد. این مردان با همکاری هم بهسرعت پیکر شیخ را بیرون میبرند، و بنظر میرسد با مرد تیرهپوشی که قبلا از صحنه خارج شد، هماهنگ هستند.
از این شواهد شاید بتوان نتیجه گرفت که قتل شیخ کار حکومت سوریه بوده است. مخالفان حکومت بلافاصله بعد از حادثه این اتهام را متوجه حکومت کردند و این ویدئو را بهعنوان سند ادعایشان مطرح کردند. اما حکومت چرا باید یک روحانی کهنسال و مورد احترام را که در همه احوال در کنار حکومت ایستاده و شورشیان را تروریست و مزدور خوانده، بهقتل برساند؟ حکومت و مخالفان هر دو این جنایت را محکوم کرده اند. معاذ الخطیب، رهبر ائتلاف مخالفان حکومت سوریه، درباره این ویدئو گفت: "روشن است که این اقدام جنایتی عمدی و سنگدلانه است. خدا قاتلان او را مجازات کند!"
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130411_an_syria_bouti_death.shtml
کمیسیون تلفیق مجلس ایران کلیات لایحه بودجه سال جاری را رد کرده و برای رایگیری به جلسه علنی مجلس ارسال داشته است.
به گزارش خبرگزاری مجلس - خانه ملت - غلامرضا تاجگردون، نایت رئیس اول کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس با اعلام این خبر، گفته است که کمیسیون تلفیق پس از شنیدن نظر نمایندگان، کلیات بودجه سال ۱۳۹۲ را به رای گذاشت که این کلیات تصویب نشد.
به گفته آقای تاجگردون، در رایگیری کمیسیون تلفیق مجلس پیرامون کلیات لایحه بودجه سال جاری، ۲۲ تن از نمایندگان رای موافق و ۲۲ نماینده دیگر رای مخالف دادند و به این ترتیب، کلیات بودجه به تصویب نرسید. برای تصویب کلیات بودجه، رای نصف به علاوه یک نمایندگان حاضر لازم بوده است.
براساس قانون آییننامه داخلی مجلس، کلیات لایحه بودجه برای بررسی و رایگیری بار دیگر به صحن علنی مجلس باز گردانده میشود.
در صورتیکه نمایندگان به کلیات لایحه رای موافق بدهند، این کلیات برای بررسی مجدد در کمیسیون تلفیق مطرح میشود و در غیر اینصورت، برای اصلاحات مورد نظر مجلس، به دولت بازگردانده خواهد شد.
در پی رد کلیات لایحه بودجه، منابع خبری جمهوری اسلامی اظهارنظر تعدادی از نمایندگان را در مورد علت مخالفت کمیسیون تلفیق گزارش کردند.
به گزارش خیرگزاری مهر، محمدعلی عبداللهزاده، نماینده طبس، از جمله دلایل رد کلیات لایحه را تکیه بر درآمدهای نفتی، تلاش دولت برای اجرای کامل قانون هدفمندی یارانهها، نگاه انقباضی نسبت به تولید و "سیاست غلط ارزی" عنوان کرده است.
وی افزوده است که "در سال جاری، باید مشخصه اصلی بندهای بودجه، استراتژی در مقابل تحریمها باشد در حالیکه لایحه بودجه تقدیمی دولت دارای چنین ویژگی نبود."
از بیش از یک سال پیش، تحریمهای خارجی علیه برنامه هستهای جمهوری اسلامی شدت گرفته و باعث کاهش قابل توجه در فروش نفت و مشکلات عمده در راه دریافت عواید ارزی حاصله از صادرات شده است.
این وضعیت به کمبود شدید ارزی در داخل، سقوط ارزش پول ملی در برابر ارز خارجی و تورم کم سابقه در ایران منجر شده است. اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها هم به دلیل افزایش بهای اقلام اساسی و توزیع پول نقد، به عنوان یکی دیگر از عوامل اصلی تشدید تورم مطرح بوده است.
مسئول مشکلات اقتصادی؟
برخی از مخالفان محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری، گفتهاند که دولت میبایست با اتخاذ تدابیری، مانع از بروز عواقب ناشی از تحریم خارجی می شد و دولت را مسئول شرایط اقتصادی کنونی دانسته اند. گفته میشود که سیاست هستهای ایران توسط آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، تعیین میشود و انتساب بحران اقتصادی کنونی به ناتوانی دولت احتمالا با هدف سلب مسئولیت از رهبر جمهوری اسلامی در این زمینه صورت گرفته است.
براساس قانون آیین نامه داخلی مجلس، دولت موظف است لایحه بودجه سالانه را تا اواسط آذرماه سال قبل برای بررسی و تصویب به مجلس ارسال کند اما بودجه سال جاری تا بیست روز مانده به پایان سال به مجلس نرسید.
به دلیل کمبود وقت برای بررسی این لایحه، مجلس به منظور تامین نیازهای مالی دولت تا زمان تصویب و ابلاغ قانون بودجه سال جاری، بودجه سه دوازدهم را برای سه ماهه اول سال تصویب کرد.
با رد کلیات لایحه بودجه در کمیسیون تلفیق، این احتمال وجود دارد که تصویب و ابلاغ قانون بودجه سال جاری بیش از آنچه که انتظار می رفت به طول انجامد و این احتمال را مطرح کرده است که شاید دولت باز هم به تصویب بودجه چند دوازدهم نیاز داشته باشد.
در عین حال، خبرگزاری ایسنا به نقل از نایب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس گفته است که اگر لایحه بودجه در صحن علنی مجلس رای نیاورد و برای اصلاحات به دولت بازگردد و دولت بتواند اصلاحات مورد نظر را تا موعد مقرر انجام دهد، به تصویب دوباره بودجه چند دوازدهم نیازی نخواهد بود. در غیر اینصورت، مجلس باید در مورد تصویب یک بودجه چند دوازدهم دیگر اقدام کند.
براساس قانون آیین نامه داخلی مجلس، پس از تقدیم لایحه بودجه سالانه، نمایندگان ده روز فرصت دارند تا پیشنهادهای خود را به کمیسیونهای تخصصی مجلس، که هرکدام وظیفه رسیدگی و پیگیری بخشی مشخص از بودجه را نیز برعهده دارد، ارسال کنند.
این کمیسیونها پس از بررسی پیشنهادهای نمایندگان، نظرات خود را به کمیسیون تلفیق ارائه میدهند و این کمیسیون نیز موظف است گزارش نهایی خود را با توجه به این پیشنهادها تهیه و برای بررسی به جلسه علنی مجلس ارسال کند.
در جلسه علنی، پس از بررسی و تصویب کلیات لایحه بودجه، روند بررسی ردیفهای بودجه همراه با اظهارنظر و پیشنهاد نمایندگان در مورد آنها آغاز می شود و تا بررسی و تصویب لایحه بودجه ادامه می یابد.
انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری ایران در ۲۴ خردادماه برگزار می شود و دولت بعدی نیز کار خود را از اواسط مردادماه آغاز خواهد کرد.
لازم به یادآوری است که در فروردین سال گذشته نیز کلیات لایحه بودجه در کمیسیون تلفیق رد شد اما نمایندگان یک روز بعد در جلسه علنی به آن رای موافق دادند.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/business/2013/04/130411_l03_budget_bill_rejected.shtml
علی الموسوی، مشاور رسانهای نوری المالکی، نخستوزیر عراق، اعلام کرده که این کشور صبح امروز یک هواپیمای ایرانی راهی سوریه را برای اطمینان از عدم حمل تسلیحات بازرسی کرده است.
از آن جایی که بار این هواپیما تنها اجناس غیرنظامی بوده مقامهای عراقی به آن اجازه دادهاند که از آسمان این کشور به سوریه پرواز کند.
آقای موسوی گفته: "یک هواپیمای ایرانی دیگر امروز مورد بازرسی قرار گرفته. این هواپیما از تهران راهی دمشق بود و ما در آن چیزی به جز البسه و تجهیزات غیرنظامی نیافتیم."
پیشتر نیز طی این هفته، یک هواپیمای ایرانی در عراق بازرسی شده بود.
ایالات متحده آمریکا میگوید ایران از هواپیماهایی که به عنوان ارسال کمک انساندوستانه به سوریه میفرستد برای رساندن سلاح به حکومت بشار اسد، که درگیر جنگی با مخالفان است، استفاده میکند.
به دنبال درخواست ایالات متحده از عراق، این کشور بازرسی هواپیماهای ایرانی را از سر گرفته است.
بازرسی این هواپیماها اعتراض مقامهای ایرانی به عملکرد عراق را برانگیخته است. با این حال به گفته رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه ایران، ایران به ارسال کمکهای انساندوستانه به سوریه ادامه خواهد داد.
حکومت ایران از آغاز بحران سوریه به حمایت جدی از بشار اسد پرداخته است اما حضور نظامی خود در مناقشه سوریه را رد میکند.
یکی از نامزدهای انتخابات پارلمانی پاکستان ترور شده است.
روز پنجشنبه، ٢٢ فروردین (١١ آوریل)، حزب نهضت متحده قومی - ام کیو ام - اعلام کرد که فخرالاسلام، از رهبران شاخه محلی حزب در شهر حیدرآباد، در جنوب پاکستان، به ضرب گلوله چند فرد مسلح به قتل رسیده است.
فخرالاسلام نامزد این حزب در انتخابات پارلمانی بود و به نظر می رسد مهاجمان مسلح که بر موتور سیکلت سوار بودند، مشخصا با هدف ترور او عملیات خود را اجرا کردند.
حزب نهضت متحده قومی، از احزاب سکولار و آزادیخواه پاکستان است و در دولت ائتلافی این کشور عضویت دارد.
اخیرا گروه طالبان پاکستانی اعلام کرد که اعضای این حزب و سایر تشکیلات سکولار پاکستان "هدف هایی مشروع" برای حملات این گروه اسلامگرا هستند.
بروز خشونت در جریان مبارزات انتخاباتی در پاکستان غیرعادی نیست و فخرالاسلام، نامزد چهل و شش ساله نهضت متحده قومی، نخستین فردی است که در جریان مبارزات جاری انتخاباتی جان خود را از دست می دهد.
رای گیری در انتخابات پارلمان فدرال و پارلمان های ایالتی پاکستان برای روز ١١ ماه مه - یک ماه دیگر - برنامه ریزی شده و ترور فخرالاسلام، که نامزد نمایندگی پارلمان ایالت سند بود، به نگرانی در مورد تشدید خشونت در جریان انتخابات دامن زده است.
حیدرآباد پس از کراچی، دومین شهر بزرگ ایالت سند است.
حزب نهضت متحده قومی گفته است که هدف مهاجمان، برهم زدن نظم و آرامش و اخلال در جریان آزاد رای گیری در انتخابات بوده است.
در پی ترور فخرالاسلام، نخست وزیر پاکستان دستور داد تا اقدامات امنیتی گسترده تری برای حفاظت از نامزدهای انتخاباتی به عمل آید.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130411_l03_pakistan.shtml
دو سال بعد از سرنگونی زین العابدین بن علی در تونس، بسیاری از زنان از اینکه می توانند آزادانه با پوشش اسلامی از جمله نقاب در انظار عمومی ظاهر شوند خوشحالند اما بعضی دیگر نگران از دست دادن آزادی های خود هستند.
به دیدن اریجه ناصر رفته ام که از میان لایه های پارچه ای سیاه که به دور صورتش پوشیده با من روبوسی می کند.
این دانشجوی ۲۲ ساله زبان انگلیسی بعد از انقلاب به خواست خود تصمیم گرفت تا صورتش را با نقاب (برقع) بپوشاند و تنها چشمانش پیدا باشد.
او می گوید: "وقتی در خیابان راه می روم احساس می کنم یک شاهزاده هستم. قبل از انقلاب، پوشش اسلامی ممنوع بود اما حال ما راحت تر می توانیم به فعالیت های مذهبی خود ادامه دهیم."
خانم ناصر و بسیاری دیگر از تونسی های محافظه کار از آزادی که بعد از انقلاب تونس نصیبشان شده بهره برده اند.
حزبی که در راس حکومت است، با داشتن اکثریت کرسی های پارلمان، باعث شده که سیاست های سکولار رژیم پیشین که سرسختانه اعمال می شد، رها شود و زنان با حجاب و مردان ریش دار در خیابان های تونس به وفور دیده شوند.
این پدیده جدید بسیاری از زنان تونسی را نگران کرده است.
در تظاهراتی که اخیر در یکی از خیابان های مرکزی تونس برگزار شد، ۸۰۰ نفر با سر دادن شعارهایی علیه حزب حاکم، خواهان کشوری سکولار شدند.
چند زن میانسال دست دختران نوجوانی را که در پیاده روها تظاهرات را مشاهده می کردند، می کشیدند و می گفتند "بیایید، این به آینده شما هم مربوط است."
لینا بن مهنی، وبلاگ نویس، به دور از جمعیت تظاهر کننده و در حالیکه پرچم تونس را روی شانه هایش انداخته بود توضیح داد: " تونس در جهان عرب همیشه جزو کشورهایی به حساب می آمده که در زمینه حقوق زنان پیشرو بوده است. اما حالا حقوق ما در خطر افتاده است."
او در ادامه گفت: "قبل از انقلاب ما خواهان حقوق بیشتر بودیم اما حالا فقط می خواهیم حقوقی را که داشتیم حفظ کنیم."
اعتراض عریان
در تونس تحت رهبری زین العابدین بن علی، زنان از آزادی های بیشتری از خواهران خود در سایر کشورهای اسلامی برخوردار بودند.
آنها دارای حق طلاق هستند و چند همسری ممنوع است. البته طبق قانون مردان از ارث بیشتری نسبت به زنان برخوردارند.
دولت جدید به رهبری جنبش نهضت اسلامی این حقوق را از بین نبرده است.
سعید فرجانی، یکی از اعضای ارشد جنبش نهضت گفت که این حزب "نمی خواهد شیوه زندگی را به مردم تحمیل کند. ما می خواهیم از آزادی دفاع کنیم."
این حزب مجبور شد در پی مخالفت و اعتراض به یکی از مفاد پیش نویس قانون اساسی در مورد حقوق زن کوتاه بیاید.
در پیش نویس قانون اساسی بر اساس ایدئولوژی این حزب از واژه "مکمل" در خصوص رابطه بین زن و مرد در خانواده استفاده شده بود. اما بعد از واکنش شدید گروه های فعال حقوق زنان این کلمه به "تساوی" تغییر یافت.
آقای فرجانی گفت: "ما هم از حقوق این دختر که با نیم تنه برهنه دست به تظاهرات زده است دفاع می کنیم، هم از حقوق زنانی که نقاب بر چهره می زنند."
منظور او از دختر نیمه برهنه، امینه دختر ۱۹ ساله تونسی است.
امینه در فیس بوک صفحه ای به راه انداخته است به نام جنبش بین المللی زنان فمینیست و عکسی از خود با نیم تنه عریان در این صفحه منتشر کرده و روی سینه خود به عربی نوشته است: " بدن من متعلق به من است نه آبروی دیگری."
اعضای حزب نهضت، بر خلاف محافظه کاران دیگر تونسی آشکارا با فعالیت های امینه مخالفت نکردند.
یکی از روحانیون سلفی خواسته است که امینه را شلاق بزنند و او را سنگسار کنند.
کشف مجدد مذهب
بسیاری از زنان تونسی احساس می کنند که حقوق آنها در معرض خطر است.
آمنه جلالی، رئیس دیده بان حقوق بشر در تونس گفت: "وضعیت زنان در حال حاضر، با گذشت دو سال از فروپاشی رژیم سابق، دارای تضاد است."
او افزود که از نظر قوانین موجود موقعیت زنان تغییری نکرده است اما "در اعماق جامعه تغییرات بزرگی در حال شکل گیری است."
خانم جلالی می گوید: "تعداد افراطگرایان بیشتر شده است. تعداد گروه های موسوم به سلفی که اصولا دیدگاه های مذهبی خود را بر جامعه تحمیل می کنند نیز رو به افزایش است. به نظر من این تغییرات تاثیر بزرگی بر زنان خواهد گذاشت."
البته هنوز هم تونس نسبت به سایر کشورهای همسایه خود، لیبرال تر است. بسیاری از زنان بی حجابند و مقامات حزب نهضت و حتی بعضی از روحانیون با زنان دست می دهند.
اما تعداد زنان با حجاب رو به افزایش است. همچنین مردانی که ریش بلند می گذارند، لباس های بلند یکسره می پوشند و روی سرشان عرقچین می گذارند.
بعضی از زنان می گویند که بیش از پیش برای استفاده از پوشش اسلامی تحت فشارند و مردها می گویند بارها از طرف محافظه کاران به آنها گفته شده که استفاده از مشروبات الکلی را کنار بگذارند.
شیخ محمد منصف ناصر، معلم مدرسه و امام یکی از مساجد محلی در شهر قفصه گفت که از زمان انقلاب شاهد گرایش بیشتری به اسلام بوده است.
او می گوید: "مردم مجددا دارند دین خود را کشف می کنند. هنگام نماز جماعت صبحگاهی تنها یک ردیف نمازگزار به مسجد می آمدند اما حال بین ۵ تا ۶ ردیف که بیشتر آنان را جوانان تشکیل می دهند برای نماز خواندن می آیند."
"سلفی ها را بدنام کرده اند"
بسیاری از سکولارها این را نتیجه تاثیر و نفوذ کشورهای دیگر از جمله عربستان سعودی و قطر می بینند.
اما به عقیده آقای ناصر نگرانی زنان سکولار و لیبرال از دو چیز نشات می گیرد. یکی آنکه مردم عادت به دیدن "مسلمانان واقعی" در تونس را ندارند. دیگر آنکه بخشی از گروه های موسوم به سلفی که در اینجا به آنها "جهادی" هم می گویند، سلفی های "علمی" را بدنام کرده اند.
جمال بوثوری یک از روحانیون سلفی با گفته های آقای ناصر موافق است.
این روحانی ۲۳ ساله می گوید رسانه ها مشکل بین زنان و اسلام گرایان محافظه کار را دو چندان برابر نشان می دهند.
او می گوید: "مردم در تونس همیشه درباره این مسئله صحبت می کنند اما آنها در اشتباهند."
به عقیده او :"نگرانی زنان در تونس بیشتر به خاطر عدم آگاهی آنها در مورد ایدئولوژی ماست. بعضی از سلفی ها هم ما را بدنام کرده اند."
او افزود: "رابطه ما با زنان بر اساس احترام بنا شده است و احترامی که هر زن برای وظایف خود در زندگی اش قائل است."
آقای بوثوری افزود: "ما امروزه در مورد وظایف زن و مرد گیج شده ایم."
البته همین اظهارات است که موجب نگرانی بسیاری از زنان تونسی شده است.
در میان مخالفان حزب نهضت یک باور ریشه دوانده است که این حزب به پنهانی با سلفی ها کار می کند و در ارتباط است.
آقای فرجانی سعی کرد از نگرانی های آنها بکاهد: "نهضت معتقد است که تا زمانی که مردم صلح و آرامش را حفظ کنند می توانند، آزادی بیان داشته باشند و هر آنچه می خواهند ستایش کنند. می توانند نقاب به صورت بزنند یا در ساحل بیکینی بپوشند. فقط شیوه زندگی خود را نباید به دیگران تحمیل کنند.
برای سمیرا علوی، معلم در شهر کسرین و بسیاری از زنان مشابه او، اینها ادعاهایی پوچ بیش نیست.
او می گوید: "حزب نهضت دو رو است. ما نمی دانیم کدام حرف های آنها را باید باور کنیم. آنها از مذهب به عنوان یک ویترین استفاده می کنند. اما وقتی پای حقوق زنان به میان می آید، داستان فرق می کند. ما می خواهیم پیشرفت کنیم نه پس رفت."
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130411_an_tunisia_bikini_niqab.shtml
مارس امسال فیلیپ راث، نویسندهی آمریکایی هشتاد سالگیاش را پشت سر گذاشت. راث در شهر کارگرنشین نیوآرک، بزرگترین شهر ایالت نیوجرسی و در نزدیکی نیویورک، در یک خانوادۀ یهودی به دنیا آمد. پدربزرگ و مادربزرگ او از یهودیان اروپای شرقی بودند که به آمریکا مهاجرت کرده بودند. نیوآرک چهرههای شناخته شدۀ بسیاری در عرصههای مختلف هنری اعم از ادبیات و معماری و سینما و موسیقی را عرضه کرده است که پاول استر یکی دیگر از آنها است. اما شهرت این شهر بیشتر به خاطر حضورش در بسیاری از کتابهای راث است.
راث میگوید: «من حافظۀ این شهرم». شهر نیوآرک با دعوت از مهمانانی از سراسر دنیا شب هشتادمین سال تولد نویسندهاش را جشن گرفت و راث که همیشه از چنین مجالسی گریزان بود، در آن شرکت کرد. هشت سال پیش در اکتبر ۲۰۰۵ نیز میدانی در نیوآرک را به نام راث نامگذاری شد.
فیلیپ راث اکتبر سال ۲۰۱۲ اعلام کرد که نوشتن را برای همیشه کنار گذاشته است و کاری نمیکند مگر مطالعه و کمک به زندگینامهنویسش برای نوشتن زندگینامه. کار دیگرش هم رمانی است که از طریق ایمیل با یک کودک هشت ساله مینویسد.
این رماننویس آمریکایی با پنجاه سال قلم زدن در هفت روز هفته، صبحها از ساعت نُه تا پنج بعدازظهر، بیش از سی اثر انتشار داده است. کمتر جایزۀ ادبی معتبر آمریکایی یا بینالمللی است که به راث که سالهای بسیاری را به تنهایی و با ماشین تحریراش در خانهای جنگلی انزوا گزید و نوشت، تعلق نگرفته باشد. با وجود آن که سالها گمانهزنی در مورد دادن جایزۀ ادبی نوبل به او جریان داشت، اما این تنها جایزۀ مهمیست که هنوز نصیب او نشده است.
راث پنج سال پیش در گفتگویی با روزنامه دی تسایت آلمان گفته بود: «بدترین زمان، فاصله نوشتن بین دو کتاب است. وقتی مینویسم، زندهام. اما وقتی نمینویسم، مثل اتوموبیلی هستم که چرخهایش در برف گیر کرده باشد.»
راث معتقد است: «به نظر من نوشتن تلاشی است برای بازتاب دادن حقیقت شخصت انسان و وقایع انسانی.»
آثار
نخستین مجموعه داستان راث «خداحافظ کلمبو» را که تصویری از جامعۀ آمریکایی – یهودی در نیویورک است، در ۲۶ سالگی او و در سال ۱۹۵۹ منتشر و با استقبال منتقدین و خوانندگان روبرو شد و سال بعد یکی از معتبرترین جایزههای ادبیات آمریکا را برای او به ارمغان آورد. رمان سوم راث «شکایت پورتنوی» که در سال ۱۹۶۹ او را به شهرت جهانی رساند، مونولوگ یک یهودی آمریکایی است که پیوند بین سکس و احساس گناه را بازمینماید.
این کتاب اعترافات یک روشنفکر یهودی شیفتۀ سکس است روی کاناپۀ روانکاوش که در آن به جزییات روابط و خیالبافیهای جنسیاش میپردازد. این کتاب راث با زبانی روشن و در عین حال رکیک در مورد سکس باعث سروصدای بسیاری شد، چنان که عدهای آن را پورنوگرافیک دانستند. بسیاری شخصیت این کتاب الکساندر پورتونی را همان فیلیپ راث میدانند. برخی منتقدان به ستایش این کتاب نشستند و برخی دیگر آن را بیارزش خواندند. منتقدان یهودی یک بار دیگر او را به عدم وفاداری به یهودیت و یهودی ستیزی متهم کردند. اما «شکایت پورتنوی» به صدر لیست کتابهای فروش آمریکا صعود کرد و تا سال ۲۰۱۲ در سراسر جهان شش میلیون نسخه از آن به فروش رسید. این رمان در سال ۱۹۷۱ با کارگردانی ارنست لمان و با شرکت ریچارد بنجامین و کارن بلاک دستمایۀ فیلمی با همین عنوان قرار گرفت.
"ننگ بشر" نیز عنوان یکی دیگر از رمانهای اوست که بر اساس آن فیلمی در سال ۲۰۰۳ به کارگردانی روبرت بنتون و با بازی نیکول کیدمن و آنتونی هاپکینز و اِد هریس ساخته شد. کارگردان زن اسپانیایی ایزابل کواکست در سال ۲۰۰۸ از اثر دیگر راث «حیوان در حال مرگ» فیلمی ساخت با عنوان "مرثیه".
'سکس اعتراض به مرگ است'
شخصیتهای آثار راث اغلب مردانی یهودی و متعلق به طبقۀ متوسط رو به پاییناند، مکان آثار او اغلب شهر محل تولدش و حاصل تجربههای او از زندگی و دو ازدواجی است که به جدایی کشیده شد. در بسیاری از داستانهای راث مردها در برابر جهانی که از آمدهاند، در برابر هویت خود یعنی یهودیت دست به شورش میزنند و میکوشند با فتح زنها و جهان، به سنتها و آیینها و آموزههای خانوادگی – دینی خود پشت پا بزنند.
منتقدان آثار راث متفقالقولاند که وقایع زندگی راث در اغلب آثار او بازتابی انکارناپذیر مییابد، به عبارت دیگر آثار راث غالبا بازتاب بیوگرافی خود اوست، امری که راث همیشه و با شدت تمام با آن مخالف بوده است. او همچنین این ادعا را که شخصیتهای آثارش خود او هستند، رد میکند و مینویسد، کتابهایش «نامههایی پیچیده و جعلی به خودند که به آن داستان میگویند.»
کتابهای راث مملو است از پرداختن به مسائل جنسی انسان یهودی - آمریکایی چرا که راث اعتقاد دارد «سکس اعتراض به مرگ است.»
برخی از منتقدان معتقدند راث در بسیاری موارد چون فاصله گرفتن از سنتهای دینی، تجربۀ زندانی شدن توسط پدر و مادر، و زندگی در سایۀ یهودیت پیوندی ناگسستنی با کافکا دارد، امری که خود راث نیز به آن اذعان دارد و همواره با احترام زیادی از کافکا یاد میکند.
شاید بتوان راث را وقایعنگار زندگی روشنفکران یهودی آمریکا، وقایعنگار آمریکای واقعی و توصیفگر تاثیرات اجتنابناپذیر خانواده و دین و سکس در سرنوشت آدمی دانست و مهمترین درونمایۀ آثار او را در میل جنسی، یهودیت، خدا، آمریکا، عشق و پیری و مرگ خلاصه کرد. راث جایی گفته است: «از مرگ نوشتن، راه یافتن به زندگی است.»
با تمام این احوال بسیاری از منتقدان ادبیات، او را یکی از آمریکاییترین، پیرترین و مردترین نویسنده آمریکایی میشناسند. راث در رمانهایش آن گونه که همسر دومش، کلیر بلوم، در خاطراتش مینویسد، زنباره و معشوقی وفادار، یهودی و ضدخدا، کمونیست و لیبرال است اما همواره فیلیپ راث باقی مانده است.
نیویورک مگزین به تازگی در یک همهپرسی از سی تن از همکاران جوان خود پرسید آیا فیلیپ راث را بزرگترین نویسنده در قید حیات آمریکا میدانند. ۷۷ درصد پاسخها به این پرسش بله بود و در پاسخ به این پرسش که آیا راث از زنها متنفر است، ۱۷ درصد پاسخ مثبت دادند، ۳۰ در صد منفی و ۵۲ درصد اظهار بیاطلاعی کردند.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/arts/2013/04/130411_l41_book_philip_roth_80th.shtml
لیگ برتر انگلستان در فصل ۱۴-۲۰۱۳ از فن آوری خط دروازه "چشم شاهین" استفاده خواهد کرد.
در فن آوری چشم شاهین، هفت دوربین هر کدام از دروازهها را تحت پوشش خود دارند و حرکت توپ را دقیقا زیر نظر میگیرند.
بر اساس گفته ارایه کنندگان این تکنولوژی: "چشم شاهین دقت میلی متری دارد و اطمینان می دهد که بازپخش تصاویر تلویزیونی نمی تواند تصمیم گرفته شده را رد کند."
فدراسیون فوتبال انگلستان این فن آوری را برای مسابقه جام خیریه که پیش از آغاز لیگ برتر برگزار میشود در در ورزشگاه ومبلی نصب خواهد کرد.
همه بیست رئیس هیئت مدیره باشگاه های لیگ برتر، در جلسه روز پنج شنبه به استفاده از فن آوری خط دروازه رای دادهاند.
چشم شاهین با سیستم ردیابی توپ، بیشتر برای استفاده در ورزشهایی مثل تنیس و کریکت شناخته شده است. در مدل فوتبالی این فن آوری، اگر توپ از خط دروازه عبور کرد، ساعتی که روی مچ داور بسته شده با لرزش و همین طور علایم نوری داور را در کمتر از یک ثانیه از گل شدن توپ مطلع میکند.
کارهای اجرایی آماده سازی این فن آوری برای مسابقات فوتبال در حال انجام است. نصب این سیستم برای ۱۷ باشگاه لیگ برتری که در خطر سقوط قرار ندارند و سه تیم دیگری که پیش بینی میشود به لیگ برتر صعود کنند، شش هفته به طول خواهد انجامید.
فشار برای معرفی این فن آوری پس از گل فرانک لمپارد به آلمان در جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی که داور اروگوئهای بازی متوجه عبور توپ از خط دروازه نشد، افزایش پیدا کرد.
پیش از این، اتحادیه بورد بین المللی فوتبال (IFAB) در زوریخ استفاده از دو فن آوری "چشم شاهین" و "داورگل" را تایید کرده بود.
پس از این تصمیم، لیگ برتر انگلستان اعلام کرده بود که خواستار استفاده هر چه زودتر از این فن آوری است.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/sport/2013/04/130411_l56_goal_line_premier_league.shtml
عکسها از کیهو، از کاربران بیبیسی
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130411_nm_earthquake_booshehr.shtml
پس از شکست استقلال مقابل الهلال،تراکتور سازی تبریز و سپاهان اصفهان هم مقابل الشباب و الاهلی عربستان مغلوب شدند. شانس سپاهان و تراکتور سازی برای صعود به مرحله بعد با این دو شکست سخت شد.
سپاهان اصفهان هم به قصد جبران نتیجه بازی رفت و باخت چهار بر دو در فولاد شهر به ریاض رفت بود.
زرد پوشان سپاهان در شروع بازی حملات مختلفی را روی دروازه الاهلی انجام داد ولی نتوانست روی این فرصت ها به گل برسد.
سپاهان می توانست در دقیقه ۱۱ به گل برسد ولی شوت امید ابراهیمی روی ارسال محمد رضا خلعتبری با فاصله کمی از بالای دروازه به بیرون رفت.
پس از حملات دقایق ابتدایی، الاهلی بازی را در اختیار گرفت و موقعیتهایی را هم روی دروازه سپاهان بوجود آورد.
مصطفی البساس در دقایق پایانی نیمه اول روی پاس عمقی برونو سزار گل اول الاهلی را وارد دروازه سپاهان کرد.
در نیمه دوم سپاهان با دو تعویض سعی داشت تا تک گل خورده را جبران کند ولی پنج دقیقه از نیمه دوم نگذشته بود که زننده گل اول الاهلی یعنی مصطفی البساس با شوتی از فاصله ۲۰ متری دروازه تیم مهمان را برای بار دوم باز کرد.
پس از این گل الاهلی بازی را در کنترل خود گرفت و حملات دیگری را روی دروازه سپاهان صورت داد. روی یکی از همین موقعیت ها الاهلی پس از تکل ایران نژاد روی بازیکنش در محوطه جریمه یک پنالتی به دست آورد و برونو سزار هم این پنالتی را به راحتی تبدیل به گل سوم الاهلی کرد.
سپاهان در ادامه با گل جالوویچ در دقیقه ۸۲ اختلاف را کم کرد ولی گل دقیقه ۹۱ بدر الخمیس روی ضد حمله باعث شد نتیجه مشابه بازی رفت تکرار شود و سپاهان در نهایت چهار بر یک مغلوب الاهلی شد.
پس از این بازی الاهلی ۱۲ امتیازی شد و صعود خود را به مرحله بعدی قطعی کرد. سپاهان هم با سه امتیاز در رتبه سوم جدول گروه سوم لیگ قهرمانان آسیا قرار گرفت.
سپاهان برای صعود به مرحله بعدی باید دو بازی باقیمانده اش را مقابل النصر دوبی و الغارفه قطر با پیروزی به پایان ببرد.
پیش از این بازی، تراکتورسازی تبریز با توجه به باخت هفته گذشته در ریاض مقابل الشباب، قصد داشت در بازی خانگی و در حضور بیش از ۵۰ هزار تماشاگر آن شکست را جبران کند.
تونی اولیویرا با قرار دادن جواد کاظمیان و مهدی سید صالحی در خط حمله تراکتور سازی ترکیبی تهاجمی را به زمین فرستاده بود.
در مقابل الشباب با دفاع منطقی مانع از حرکت و بازیسازی بازیکنان تراکتور سازی شد. در نیمه اول علیرغم اینکه تراکتور سازی بازی را در اختیار داشت نتوانست موقعیت خطرناکی روی دروازه الشباب بوجود بیاورد.
در نیمه دوم هم مثل چهل و پنج دقیقه نخست با وجود اینکه تراکتور سازی توپ را در اختیار داشت نمیتوانست از دفاع تیم مهمان عبور کند.
یک ساعت از بازی گذشته، اولیویرا ابولقاسم دهنوی را وارد زمین کرد تا بلکه بتوان با حضور او دروازه الشباب را باز کند ولی حملات بی هدف این تیم راه به جایی نبرد.
در مقابل و در دقیقه ۸۴ مسابقه الشباب روی ضد حمله توسط لوکاس سباستین تک گل سه امتیازی را وارد دورازه تراکتور سازی کرد.
پس از این مسابقه و با توجه به تساوی دو تیم دیگر گروه یک لیگ قهرمانان آسیا یعنی الجیش قطر و الجزیره امارات، تراکتور سازی به رده سوم جدول این گروه سقوط کرد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/sport/2013/04/130410_l56_teractor_alshabab_defat.shtml
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130411_ir92_pic_election.shtml
اشکان دژاگه، هافبک تیم فوتبال فولهام، به خاطر مصدومیت رباط مچ پا، بازیهای تیم ملی ایران در مقدماتی جام جهانی برزیل و همچنین بقیه مسابقههای باشگاهش در این فصل را از دست داد.
مچ پای هافبک ایرانی فولهام باید برای درمان آسیب دیدگیاش، هفته آینده جراحی شود. مارتین یول سرمربی تیم فولهام درباره مصدومیت او گفته است:
"اشکان دژاگه باید برای درمان آسیب دیدگی رباط مچش هفته آینده جراحی شود و فکر می کنم او مابقی مسابقات فصل را از دست خواهد داد."
دژاگه که یکی از اصلی ترین بازیکنان تیم ملی ایران در رقابتهای مقدماتی جام جهانی برزیل بوده است، دو هفته پیش در جریان مسابقه فولهام مقابل کوئینز پارک رنجرز، بر اثر خطای کریستوفر سامبا مدافع حریف مصدوم شد و نتوانست به بازی ادامه دهد.
تیم ملی ایران در رقابتهای مقدماتی جام جهانی برزیل سه مسابقه مهم در پیش دارد و برای صعود باید حداقل در دو بازی پیروز شود.
ایران روز سه شنبه ۱۴ خرداد با قطر در دوحه، ۲۱ خرداد با لبنان در ورزشگاه آزادی و ۲۸ خرداد با کره جنوبی در سئول بازی خواهد کرد.
در حال حاضر ایران با هفت امتیاز در رده سوم گروه A و بعد از تیمهای ازبکستان و کره جنوبی قرار دارد.
از هر گروه دو تیم اول و دوم به طور مستقیم به جام جهانی صعود خواهند کرد و برنده تیمهای سوم دو گروه آسیا با تیم پنجم آمریکای جنوبی برای کسب سهمیه پنجم جام جهانی برزیل بازی خواهد کرد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/sport/2013/04/130411_l56_ashkan_dejagah_injurey.shtml
شیوه ای تازه برای دسترسی به سایت بی بی سی از ایران
در این بخش نسخه کامل برنامه چشم انداز بامدادی رادیو فارسی بیبیسی، شامل مجموعهای از اخبار، گزارش و تحلیل به صورت پادکست برای دانلود و اشتراک در اختیار شما قرار می گیرد.
بر اساس نتایج یک تحقیق جدید، اضافه وزن در ناحیه شکم خطر ابتلا به بیماریهای کلیوی را افزایش میدهد. محققان گفتهاند در میان افرادی که در ناحیه شکم اضافه وزن دارند، حتی آنهایی که فشار خون طبیعی دارند، فشار خون در کلیهها بیش از حد متعارف است.
مادر ستار بهشتی، وبلاگنویسی که در زندان درگذشت، اظهارات وزیر کشور ایران در مجلس را غیرواقعی خواند. گوهر عشقی میگوید برخلاف گفتههای وزیر کشور، از حکومت کمک مادی و معنوی دریافت نکرده و فقط خواستار محاکمه عادلانه است.
او در طول سالهای فعالیت خود حدود ۳۰ عنوان کتاب نوشت که از رؤیای پادشاهی تا زندان رضاشاهی، تیمورتاش در صحنه سیاست ایران، خاطرات حاج عزالممالک اردلان، خاندانهای حکومتگر ایران، داور و عدلیه و ذکاءالملک فروغی از جمله آنهاست.
رمان کلنل نوشته محمود دولت آبادی با ترجمه تام پتردیل جزو ده نامزد جایزه "بهترین کتاب ترجمه" در آمریکا اعلام شد. "کلنل" نوشته محمود دولت آبادی، سرگذشت افسری از "ارتش شاهنشاهی ایران" است که زندگی او و خانوادهاش در مقطع انقلاب ضدسلطنتی سال ۱۳۵۷ مرور میشود.
انفجار چند بمب در مساجدی در شهرهای بغداد و کنعان در استان دیاله به کشته شدن دست کم ۱۱ نفر و مجروح شدن بیش از ۳۰ نفر منجر شده است. گفته شده حملات شهر کنعان در زمانی که نمازگزاران در حال ترک مسجد بودند، رخ داد.
عمرالبشیر، رئیس جمهور سودان که برای اولین بار از زمان استقلال سودان جنوبی به این کشور سفر کرده از عادی شدن و همکاری بین دو کشور خبر داده است.
مقامات دولتی در ابتدا در مصاحبههای خود گفته بودند که جامعه جهانی ۱۰۰ میلیون دلار و یا ۲۰۰ میلیون دلار برای بازسازی غزنی کمک میکنند. نامگدازی غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، یک تجلیل معنوی از این شهر بود و کمک مادی را به همراه نداشت.
در نتیجه حمله موشکی مخالفان دولت به یک پاسگاه مرزی نیروهای ارتش افغان ۱۳ سرباز ارتش کشته شدند. پلیس کنر میگوید که دست کم بیست موشک از سوی مخالفان مسلح دولت به یک پاسگاه مرزی نیروهای ارتش در ولسوالی مروره این ولایت اصابت کرد. درگیری اکنون پایان یافته است.
براساس قرعهکشی مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا، بارسلونا و رئال مادرید امکان دارد در فینال این رقابتها در ورزشگاه ومبلی لندن با هم روبرو شوند.
در پایان نشست اجلاس وزیران دارایی کشورهای عضو حوزه یورو در دوبلین، پایتخت جمهوری ایرلند، اعلام شد که این کشورها با برنامه اعطای کمک مالی برای حل بحران بانکی قبرس موافقت کرده اند و این برنامه پس از تصویب پارلمانهای ملی، به اجرا گذاشته خواهد شد.
با پیگیری گروه بازیابی اموال ربوده شده توسط رهبران سابق عرب، یک بانک لبنانی موجودی حساب متعلق به همسر زین العابدین بن علی، رئیس جمهوری سابق تونس را که در سال ٢٠١١ سرنگون شد، به دولت کنونی آن کشور بازگردانده است.
لپ تاپی که از خانه ای در شمال لندن به سرقت رفته، حالا سر از تهران در آورده است. ماجرا از آنجا شروع شد که پیش از سرقت، بر روی این لپ تاپ اپلیکیشن ضدسرقتی به نام هیدن نصب شده بود که به مالک آن امکان می داد رد لپ تاپ از دست دادهاش را دنبال کند.
بیش از ۴۵۰ کودک نیجریهای در چهارسال گذشته بر اثر آلودگی به سرب از دنیا رفتهاند. عملیات جداسازی طلا با کمک سرب باعث شده خاک بعضی روستاهای شمالی نیجریه به سرب آلوده شود.
اعتراف به احساس تنها بودن میتواند کار سختی باشد، ولی از هر ۱۰ بریتانیایی، یک نفر انسان تنهایی است. این تنها مشکل سالمندان نیست: تنهایی در میان جوانان نیز رو به افزایش است. آیا ما همه محکوم به تنهایی هستیم؟
جان کری، وزیر خارجه آمریکا در سئول گفت که کشورش کره شمالی را به عنوان قدرتی هستهای نمی پذیرد. وزیر خارجه روسیه هم گفته است که از پیشنهاد سوئیس در مورد میزبانی نشستی با شرکت همه کشورهای درگیر در برنامه هسته ای کره شمالی استقبال می کند.
وبسایت واحد مرکزی خبر وابسته به سازمان رادیو و تلویزیون دولتی ایران گزارش کرده است که خبرنگار شبکه خبر این سازمان در سوریه در جاده فرودگاه بین المللی دمشق، پایتخت سوریه، هدف سوء قصد افراد مسلح قرار گرفته و زخمی شده است.
ماه گذشته بیش از چهل نفر در جریان خشونت های مذهبی بین مسلمانان و بودائیان در شهر میکتیلا، از شهرهای مرکزی برمه کشته شدند.
گفت و گوی عنایت فانی با دکتر جان سونسون- رایت ، استاد دانشگاه کمبریج انگلستان و پژوهشگر مسائل خاور دور در انستیتوی سلطنتی مطالعات بین المللی موسوم به چتهم هوس.
نامه ای از لندن (۳۳۷) ۱۲ آوریل ۲۰۱۳
شیوه ای تازه برای دسترسی به سایت بی بی سی از ایران:
شرکت سایفون به تازگی پروژه ای آزمایشی را برای دسترسی کاربران داخل ایران به سایت فارسی اجرا کرده است.
برنامه کم حجمی که سایفون ارائه کرده، روی سیستم های عامل ویندوز و اندروید قابل نصب و استفاده است.
مراحل نصب برنامه:
ا. ایمیلی به این نشانی بفرستید: down...@psiphon3.com
۲. لازم نیست که در قسمت موضوع (subject) یا داخل ایمیلتان متنی نوشته شود. تنها کافی است ایمیلی خالی به نشانی down...@psiphon3.com ارسال کنید.
۳. پس از ارسال این ایمیل، یک پیام خودکار به شما ارسال می شود که در آن، لینک هایی برای دریافت برنامه به زبان های مختلف وجود دارد. شما باید روی لینک مربوط به زبان فارسی کلیک کنید. فایل مربوط به برنامه همچنین به این ایمیل پیوست خواهد بود که می توانید آن را در رایانه خود ذخیره و سپس اجرا کنید.
۴. مرحله آخر، کلیک کردن روی آن لینک و اجرای برنامه است.
۵. وقتی که برنامه بسته می شود، ارتباط با سایفون به طور خودکار قطع خواهد شد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/services/2012/12/121210_psiphon_windows_android.shtml
برنامه رادیویی چشم انداز بامدادی بی بی سی فارسی، هر روز صبح از ساعت ۲:۳۰ تا ۴:۳۰ به وقت گرینویچ و ۷ تا ۹ صبح به وقت تهران و کابل، از سایت فارسی بی بی سی، فرکانس های پخش ماهواره ای تلویزیون فارسی بی بی سی، فرکانس رادیویی ۱۱۷۲۷ عمودی بر روی ماهواره هاتبرد، و نیز امواج کوتاه و متوسط رادیویی پخش می شود.
پادکست چشم انداز بامدادی جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۹۲، برابر با ۱۲ آوریل ۲۰۱۳ میلادی را از این لینک دانلود کنید:
http://downloads.bbc.co.uk/podcasts/worldservice/jjn/jjn_۲۰۱۳۰۴۰۸-۰۴۴۷a.mp۳
برای دانلود کردن قسمتهای پیشین این برنامه اینجا را کلیک یا به صفحه زیر مراجعه کنید:
http://www.bbc.co.uk/podcasts/series/jjn
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/institutional/2011/04/000001_dawn_podcast.shtml
فيلتر شکن برای دسترسی به متن و تصاوير وبسايت فارسی بیبیسی
فيلتر شکن برای تماشای برنامه های تلويزيون فارسی بی بی سی به صورت آنلاين
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/tv/2009/12/091224_bbcpersian_proxy.shtml
بر اساس نتایج یک تحقیق منتشر شده در آمریکا، داشتن اضافه وزن در ناحیه شکم خطر ابتلا به بیماریهای کلیوی را افزایش میدهد.
خطر وجود اضافه وزن (یا ذخیره چربی بدن) در ناحیه شکم به جای ذخیره آن در ناحیه لگن و ران در افزایش احتمال ابتلا به بیماریهای قلب و عروق قبلا برای پزشکان شناخته شده بود.
اما تحقیق اخیر که نتایج آن در نشریه انجمن آمریکایی کلیه شناسی منتشر شد، علائم مشکلات کلیوی را در افرادی که اضافه وزن در ناحیه شکم دارند، نشان داده است.
متخصصان در بریتانیا نیز میگویند مردم باید از کلیههای خود مراقبت بیشتری بکنند.
تحقیقی که در آمریکا منتشر شد، توسط یک گروه پژوهشگر در مرکز پزشکی دانشگاه خرونینگن هلند انجام شد.
آنها بیش از ۳۰۰ نفر را که از وزن مناسب برخوردار بوده یا اضافه وزن داشتند، مورد مطالعه قرار دادند و دیدند که حمل چربی اضافه بدن در ناحیه شکم، کارایی کلیهها را کم میکند و با کاهش جریان خون در کلیهها سبب میشود فشار خون در کلیهها بالا برود.
ارجان کواکرناک، سرپرست گروه محققان، گفته است در میان افرادی که در ناحیه شکم اضافه وزن دارند، حتی آنهایی که فشار خون طبیعی دارند، فشار خون در کلیهها بیشتر از حد نرمال یا متعارف است.
این افراد میتوانند از روشهای هدفمند، مثل کاهش مصرف نمک یا استفاده از داروهای خاص برای کاهش فشار خون داخل کلیه استفاده کنند.
در همین حال، یک سخنگوی موسسه تحقیقات کلیه بریتانیا گفته است نتیجه تحقیقات اخیر نشان میدهد که رابطه گستردهتری میان چاقی مفرط و بیماری کلیوی وجود دارد و باید برای آگاهی رسانی عمومی در این خصوص، تلاش بیشتری انجام شود.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130412_em-bodyfat-kidneydisease.shtml
مادر ستار بهشتی، وبلاگنویسی که در زندان درگذشت، اظهارات وزیر کشور ایران در مجلس را غیرواقعی خوانده است.
گوهر عشقی در نامهای که در سحام نیوز (وبسایت نزدیک به مهدی کروبی) منتشر شده، خطاب به مردم گفته است از حکومت درخواست کمک ندارد و فقط خواستار رسیدگی قانونی به پرونده مرگ پسرش است.
خانم عشقی در نامهاش نوشته که او و خانوادهاش تهدید شدهاند.
سهشنبه ۲۰ فرودین، مجلس ایران، وزیر کشور را برای توضیح درباره علت مرگ ستار بهشتی احضار کرد.
مصطفی محمدنجار، وزیر کشور در پاسخ به سوال نمایندگان مجلس گفته بود برای کاهش ناراحتی خانواده ستار بهشتی کمکهای مادی و معنوی لازم را انجام داده و از ابتدا پرونده را پیگیری کرده است.
خانم عشقی، مادر ستار بهشتی دریافت کمک از دولت را تکذیب کرده و گفته "شاید جناب وزیر پیشنهاد ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیونی دیه را کمک مادی و تهدید و فحاشی و ضرب و شتم من و دختر و پسرانم را که همگی از آل سادات هستند دلجویی معنوی میدانند."
وزیر کشور ایران همچنین گفته بود که "ستار بهشتی برای فعالان سیاسی معاند نظام و عوامل خارج از کشور، خبرهایی غلط و کذب از اوضاع سیاسی کشور ارسال و خوراک رسانهای برای آنها فراهم میکرده است."
مادر ستار بهشتی در پاسخ وزیر کشور این اتهام را رد میکند و میگوید بارها تأکید کرده فرزندش "به طور انفرادی و مستقل دردهای جامعه را آنگونه که بود مطرح میکرد تا شاید گوش شنوایی برای این مشکلات بیاید."
گوهر عشقی بعد از مرگ ستار بهشتی بارها در مصاحبههای مختلف تأکید کرده است که از "خون پسرش" نمیگذرد.
او در پیامی ویدئویی به مناسبت نوروز، گفته بود حاضر است از جان فرزند دیگرش بگذرد اما به پرونده ستار در دادگاهی عادلانه رسیدگی شود.
ستار بهشتی، کارگر مقیم رباط کریم در جنوب تهران بود.
بعد از مرگ ستار بهشتی و انتقاد شدید بعضی نمایندگان مجلس از شیوه بازجویی او، رئیس پلیس فتا (پلیس سایبری) برکنار شد.
او در آخرین روزهای زندگی خود در زندان، در نامهای نوشته بود که "با مشت و لگد، بسته شدن به میز و ضربههای لگد به سر" بازجویی شده است.
علی مطهری از نمایندگان تهران در مجلس، مرگ ستار بهشتی در زندان را "سوء تدبیر" و "آسیب به نظام اسلامی" توصیف کرده و گفته بود "رفتار خشونت آمیز در زندان" که منجر به مرگ او شده، مصداق "شکنجه" است.
در جلسه توضیح به مجلس، سه شنبه گذشته، مصطفی محمدنجار، وزیر کشور گفته بود که پرونده در قوه قضاییه در حال پیگیری است.
آقای محمدنجار در پاسخ به گفتههای نماینده مجلس که خواستار عذرخواهی از خانواده ستار بهشتی شده بود، افزود: "عذرخواهی ساده چه مشکلی را حل میکند، شاید لازم باشد فراتر عمل شود و اگر ثابت شود تخلفی صورت گرفته با متخلف و مقصر برخورد لازم صورت گیرد."
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130412_l57_sattar_beheshti_mother.shtml
باقر عاقلی، نویسنده و مورخ تاریخ معاصر ایران بر اثر ایست تنفسی و قلبی درگذشت.
به گزارش خبرگزاری مهر، آقای عاقلی در سالهای گذشته مبتلا به آلزایمر شده بود.
مجموعه دوجلدی روزشمار تاریخ ایران و مجموعه سه جلدی رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران از آثار شاخص اوست.
او در طول سالهای فعالیت خود حدود ۳۰ عنوان کتاب نوشت که از رؤیای پادشاهی تا زندان رضاشاهی، تیمورتاش در صحنه سیاست ایران، خاطرات حاج عزالممالک اردلان، خاندانهای حکومتگر ایران، داور و عدلیه و ذکاءالملک فروغی از جمله آنهاست.
باقر عاقلی در سال ۱۳۰۸ متولد شد، در سال ۱۳۲۷ از مدرسه دارالفنون دیپلم ادبی گرفت و در سال ۱۳۳۸ موفق به دریافت مدرک دکترای علوم سیاسی از دانشگاه تهران شد.
او در سال ۱۳۴۰ بانک رفاه کارگران در اصفهان را تاسیس کرد و در سال ۱۳۴۹ مدیرعامل شرکت واحد اتوبوسرانی شد.
آقای عاقلی علاوه بر تالیف کتاب، مقاله های تاریخی متعددی در دایره المعارف های فارسی و مطبوعات ایران هم منتشر کرد.
پیکر باقر عاقلی روز جمعه در در قطعه نامداران قبرستان بهشت زهرا در تهران به خاک سپرده خواهد شد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/arts/2013/04/130412_l41_book_bagher_agheli_dies.shtml
رمان "کلنل" نوشته محمود دولت آبادی با ترجمه تام پتردیل جزو ده نامزد جایزه "بهترین کتاب ترجمه" در آمریکا اعلام شد.
"کلنل" (با عنوان اصلی زوال کلنل) سرگذشت افسری از "ارتش شاهنشاهی ایران" است که زندگی او و خانوادهاش در مقطع انقلاب ضدسلطنتی سال ۱۳۵۷ مرور میشود.
محمود دولتآبادی این رمان را در سالهای ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۴ به نگارش در آورده و سپس در سالهای بعد چند بار در آن بازنگری کرده است.
"کلنل" در کنار ۹ رمان و ۶ مجموعه شعر، نامزدهای جایزه بهترین کتاب ترجمه در آمریکا را تشکیل می دهد. به گفته برگزارکنندگان جایزه "بهترین کتاب ترجمه"، هدف از این جایزه، توجه دادن بیشتر به کتابهایی است که به غیر از زبان انگلیسی نوشته شده و خوانندههای آمریکایی ممکن است بی اعتنا از کنار آنها بگذرند.
رمانی از هرتا مولر (با عنوان فرشته گرسنگی) برنده جایزه نوبل ادبی، و همچنین رمانی از میخاییل شیشکین، نویسنده سرشناس روسی (با عنوان پر سیاوشان -Maidenhair) از دیگر نامزدهای این جایزه است.
جایزه بهترین کتاب ترجمه که از پروژه های مورد حمایت شرکت آمازون است، به نویسنده اصلی و مترجم کتاب برنده هر یک مبلغ ۵ هزار دلار اهدا می کند.
ممنوعیت انتشار کلنل به زبان مادری
در سال ۲۰۱۲ رمان "زوال کلنل" در کنار ۱۱ رمان از ژاپن، چین، هند، پاکستان، کره جنوبی و بنگلادش از بین ۹۰ اثر نامزد دریافت جایزه ادبی آسیایی "من" بریتانیا ۲۰۱۲ ذکر شد، اما به فهرست نهایی نامزدهای این جایزه راه نیافت.
ترجمه این رمان به زبان های دیگر از جمله فرانسوی، ایتالیایی، انگلیسی و عبری منتشر شده است اما مقامهای وزارت ارشاد تاکنون از صدور مجوز چاپ متن اصلی آن به زبان فارسی خودداری کرده اند.
بهمن دری، معاون وقت فرهنگی وزارت ارشاد، در آبان سال گذشته گفته بود: "این کتاب چون در خارج از کشور منتشر شده است، ضرورتی ندارد در ایران منتشر شود، البته یک نسخه از کتاب را به من هم دادهاند که بخوانم."
با این حال، او در دی ماه همان سال گفته بود با اینکه رمان "زوال کلنل" کتاب خوبی است که "نویسنده اش با چیره دستی نوشته ولی روایت تازهای را از اتفاقات قبل و بعد از انقلاب اسلامی ارائه داده که ممکن است تاثیرگذاری آن نامطلوب باشد و نکاتی را به همراه دارد که باید بر سر آنها مذاکراتی صورت گیرد."
اما محمود دولت آبادی در واکنش به این اظهارات آقای دری به بی بی سی فارسی گفته بود:" این کتاب اثر نامطلوب بر جامعه ایران نخواهد گذاشت، چون جامعه ما جامعه زنده ای است و لزوما همه افراد روایت رسمی از قبل و بعد از انقلاب ندارند، این یک روایت دیگر است که یک نویسنده ایرانی به طور منصفانه بیان کرده است."
با این همه او تاکید کرده بود که آماده است در مورد "زوال کلنل" با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مذاکره کند؛ اما چنین اتفاقی رخ نداد و در حالی که کتاب همچنان منتظر مجوز انتشار بود، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پروانه انتشار نشر چشمه، ناشر اصلی آثار محمود دولت آبادی را به حالت تعلیق درآورد و به این ترتیب نه تنها رمان "زوال کلنل"، بلکه دیگر آثار او نیز امکان انتشار نیافتند.
انفجار چند بمب در مساجدی در شهرهای بغداد و کنعان در استان دیاله به کشته شدن دست کم ۱۱ نفر و مجروح شدن بیش از ۳۰ نفر منجر شده است.
گفته شده حملات شهر کنعان، واقع در ۷۵ کیلومتری شمال پایتخت، در زمانی که نمازگزاران سنی مذهب در حال ترک مسجد عمربن عبدالعزیز بودند، رخ داد.
به گفته یکی از نمازگزاران، حدود ۲۵۰ نفر در حال ترک این مسجد بودند که بمبی در نزدیکی در ورودی منفجر شد.
یکی از شاهدان عینی به خبرگزاری رویترز گفته است که پلیس از این مسجد محافظت نمیکرد.
بعقوبه دیگر شهر عراق هم طی هفته گذشته صحنه انفجار چند بمب بود که در جریان آن حدود ۲۰ نفر کشته شدند.
گزارش ها از بالابودن تنش ها بین شیعیان و سنی ها ساکن در عراق حکایت دارد.
اکثریت مسلمانان سنی مذهب عراق از این که توسط دولت شیعه تحت رهبری نوری مالکی، نخست وزیر، به حاشیه رانده شده اند، شاکی هستند.
در هفته های اخیر بیش از ۱۱ نامزد انتخابات پارلمانی به ضرب گلوله کشته شدند.
هر چند از میزان خشونت ها در عراق در مقایسه با سال های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ میلادی به میزان زیادی کاسته شده، اما بمبگذاری در این کشور همچنان امری عادی است.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130412_l31_iraq_bombing.shtml
عمرالبشیر، رئیس جمهور سودان که برای اولین بار از زمان استقلال سودان جنوبی به این کشور سفر کرده از عادی شدن و همکاری بین دو کشور خبر داده است.
آقای بشیر در سخنانی در جوبا، پایتخت سودان جنوبی، گفته است: "این دیدار نشان دهنده آغاز همکاری و عادی شدن روابط بین دو کشور است."
سلوا کی یر، رئیس جمهور سودان جنوبی هم گفته است که موافق ادامه گفتگو بین دو کشور برای حل تمامی مشکلات فیمابین است.
رئیس جمهور و تعدادی از وزرای سودان جنوبی در فرودگاه از آقای بشیر استقبال کردند.
این دو کشور در اواخر سال گذشته میلادی و در پی استقلال سودان جنوبی در سال ۲۰۱۱ ، بر سر مناقشات فیمابین تا آستانه جنگ پیش رفتند.
تلاشهای اقتصادی
استقلال سودان جنوبی که در پی دهه ها جنگ داخلی صورت گرفت، مسائل مهم غیرقابل حلی را برجای گذاشت.
با توجه به این که سودان جنوبی در زمان استقلال، سه چهارم از نفت سودان را تولید میکرد، برسر نحوه پرداخت نفت صادراتی سودان جنوبی از طریق سودان، مشاجراتی بین دو کشور درگرفت.
در اوج بحران بین دو کشور در سال گذشته سودان تمامی تولید نفت خود را متوقف کرد که این مسئله اقتصاد دو کشور را بشدت تحت تاثیر قرار داد.
تولید نفت در ماه جاری میلادی و پس از آن که دو کشور در ماه گذشته در آدیس آبابا، پایتخت اتیوپی به توافق رسیدند، بار دیگر از سر گرفته شد.
براساس این توافقنامه دو کشور همچنین پذیرفتند تا نیروهای خود را از نواحی مرزی خارج کنند.
به گفته تحلیلگران هنوز رهبران سودان و سودان جنوبی باید در مورد مالکیت منطقه مرزی ابیی و دیگر مناطق مورد مناقشه به توافق برسند.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130412_l31_sudan_bashir_southsudan.shtml
شش سال پیش وقتی اعلام شد که شهر غزنی در سال ۲۰۱۳ میلادی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام نامگذاری خواهد شد، دولت افغانستان تلاش کرد سیمای این شهر را تغییر دهد و آن را تا روزی که رسما چنین اسمی رویش گذاشته می شود، تا حدودی بازسازی کند. گزارشهایی در مورد حمایت های مالی برای بازسازی این شهر منتشر شد و انتظارات اهالی غزنی و در مجموع شهروندان افغان را بالا برد.
اما بعد از گذشت سه سال، تغییر قابل ملاحظه ای در این شهر رونما نشد و این مساله انتقادهای زیادی را برانگیخت و سوالاتی را در مورد منابع مالی که برای بازسازی این شهر گزارش شده بود، مطرح کرد. اما حالا وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان می گوید، خبری از کمک های قابل ملاحظه برای بازسازی غزنی نبوده و پیشنهاد نامگذاری آن به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، بیشتر یک تجلیل و قدردانی از گذشته این شهر بوده است.
محمود کوچی گزارشگر بی بی سی در کابل در مصاحبه ای با سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات وفرهنگ افغانستان، سوالات و انتقادهای مطرح در این زمینه را با او در میان گذاشته و نخست از او پرسیده است: چطور شد که شهر غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام نامگذاری شد؟
یک موسسه به نام آیسسکو که مرکزش در شهر تنجه مراکش است و دکتر عبد العزیز شهروند عربستان این موسسه را رهبری میکند هر سال سه شهر از میان شهرهای ممالک اسلامی را به این نام انتخاب میکنند. یک شهر از شمال آفریقا، یک شهر از جهان عرب و یک شهر از آسیایی مرکزی و جنوبی.
امسال در بخش آسیای جنوبی نوبت به ما رسیده است. اعضای این موسسه شهرهای مختلف را میبیند، شهری که از نظر علم و فرهنگ و هنر در گذشته اهمیت داشته آن شهر را پایتخت فرهنگی جهان اسلام اعلام می کنند و در حقیقت این کار به معنی تجلیل و قدردانی معنوی است.
گفته می شود که در حدود ۱۳۰ میلیون دلار بودجه برای بازسازی شهر غزنی اختصاص داده شده بود که تاکنون ۳۰ میلیون برای بازسازی بناهای تاریخی مصرف شده است. بقیه این پول کجا شد؟
اصلا سوء تفاهم رخ داده، مقامات دولتی در ابتدا در مصاحبههای خود گفته بودند که جامعه جهانی ۱۰۰ میلیون دلار و یا ۲۰۰ میلیون دلار برای بازسازی غزنی کمک میکنند.
نامگدازی غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام، یک تجلیل معنوی از این شهر بود و کمک مادی را به همراه نداشت.
فقط دولت افغانستان ۱۰ میلیون دلار را برای بازسازی غزنی اختصاص داده بود.
اول تصور شده بود که ۱۰۰ و ۲۰۰ میلیون دلار می آید و آرزوهای بزرگ وجود داشت که استدیوم و فرودگاه ساخته شود، بعدا دیدم که هیج چیزی نیست.
ولی در غزنی دوستان آمریکایی و پولندی/لهستانی، مبالغی را برای ساخت جاده ها و امثال آن مصرف کردند. دانشگاه آخن آلمان نیز مبلغ یک میلیون و پنج صد هزار یورو را صرف بازسازی دیوارهای قدیمی شهر غزنی کرد.
گفته میشود که دیوارهای بالا حصار در حال فروریزی است، بازسازی ظاهری آن نمیتواند زیاد دوام بیاورد، نمیشد این ۱.۵ میلیون یورو را برای بازسازی آثار تاریخی دیگر به مصرف رساند؟
خوب این هم مهم است و بناهای تاریخی دیگر هم مهم است. و این دیوار جزء هویت اصلی غزنی بوده و از دوران بسیار کهن باقی مانده ماننده اند.
قرار بود ۳۲ اثر تاریخی ترمیم شود ولی اکنون کمتر از ۳۰ مورد ترمیم شده، دلیل اصلی این تاخییر در روند بازسازی چه بوده است؟
بله، اکثریت این بناها ترمیم شده و یک تعداد از اینها (بناها) برای ترمیم مدت زمانی بیشتر از یک سال را نیاز دارد.
یکی از موارد بازسازی شده قصر شریف خان می باشد که گفته می شود اصالت تاریخی آن از دست رفته؟
تمام فعالیتها در غزنی زیر نظر وزارت اطلاعات و فرهنگ انجام میشود و شرکتهای طرف قرار داد با شیوه کار و بازسازی بناهای تاریخی آشناست. هر شرکت ساختمانی که نمیتواند به این کاراقدام کند و چند شرکتی که این کار را میکنند در این زمینه تجربه و مهارت لازم را دارند.
برای معرفی شهر غزنی باید کتابهایی چاپ میشد تا غزنی معرفی می شد؟
ما ۲۲ عنوان کتاب درباره غزنی به چاپ رساندهایم که در تاریخ وزارت اطلاعات و فرهنگ در یک زمینه این تعداد کتاب چاپ نشده و این کتابها به زبانهای رسمی افغانستان و تعدادی به زبانی انگلیسی چاپ شده اند.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/afghanistan/2013/04/130412_k05_ghazni_2013.shtml
در نتیجه حمله موشکی مخالفان دولت به یک پاسگاه مرزی نیروهای ارتش افغان ۱۳ سرباز ارتش کشته شدند.
پلیس کنر میگوید که دست کم بیست موشک از سوی مخالفان مسلح دولت به یک پاسگاه مرزی نیروهای ارتش در ولسوالی ناری این ولایت اصابت کرده است.
نیروهای ارتش ملی کنترول محل را در دست دارند و درگیری پایان یافته است.
گزارش شده است که مخالفان دولت برای مدت کوتاهی کنترل این پاسگاه را به دست داشتند، و بعدا نیروهای امنیتی افغان با رسیدن سربازان تازه نفس توانستند کنترل پاسگاه را دوباره بدست گیرند.
مقامات محلی می گویند که اجساد ۱۳ سرباز کشته شده نیز توسط هلی کوپترهای ارتش ملی افغانستان از محل انتقال داده شد است. گفته می شود که در این پاسگاه ۱۸ سرباز ارتش ملی مستقر بوده اند که ۵ نفر آنان در زمان حادثه در این پاسگاه حضور نداشتهاند.
این پاسگاه از اهمیت ویژهای برای ارتش ملی افغانستان مستقر در این ولسوالی برخوردار است. به همین دلیل دو واحد ارتش ملی افغانستان در نزدیکی این پاسگاه قرار دارند.
عبدالحبیب سیدخیل، فرمانده پلیس کنر، در صحبت با بیبیسی، حمله مخالفان مسلح به پاسگاه ارتش در کنر را "وحشتناک" توصیف کرد.
فرمانده پلیس کنر گفته است که در این درگیری سه عضو گروه طالبان کشته شده و سه تن دیگر از مهاجمان زخمی شده اند.
او گفت که اخیرا فعالیت های مسلحانه در بخش هایی از کنر به ویژه در ولسوالی های مروره و ناری که در نزدیکی مرز پاکستان قرار دارند، بیشتر شده است و شاخههای محلی گروه القاعده و طالبان حملاتی را در این ولایت راه اندازی میکنند.
مقام های ارتش در شرق کشور هم این خبر را تایید میکنند و میگویند که در گیری مسلحانه میان سربازان ارتش و گروه های مخالف مسلح همچنان ادامه دارد.
گروه طالبان مسئولیت این حمله را به عهده گرفته و گفته اند که تلفات سنگینی را به نیروهای ارتش افغانستان وارد کرده اند.
کنر در شرق کشور از ولایت های نا آرامی است که با پاکستان مرز مشترک دارد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/afghanistan/2013/04/130412_k03_ana_casualties.shtml
بر اساس قرعه کشی مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا، بارسلونا با بایرن مونیخ و رئال مادرید با بوروسیا دورتموند روبرو خواهند شد.
مرحله رفت این رقابتها در تاریخ ۲۳ و ۲۴ آوریل و دور برگشت یک هفته بعد و در روزهای ۳۰ آوریل و اول مه برگزار میشود.
همچنین قرعه کشی رقابتهای لیگ اروپا هم امروز برگزار شد و بر این اساس چلسی روز ۲۵ آوریل، در دور رفت مرحله نیمه نهایی در سوئیس مقابل بازل قرار خواهد گرفت.
در دیگر مسابقه مرحله نیمه نهایی لیگ اروپا، فنرباغچه ترکیه میزبان بنفیکا پرتغال خواهد بود. مرحله برگشت رقابتهای لیگ اروپا روز ۲ مه انجام خواهد شد.
چلسی که دیشب علیرغم باخت مقابل رابین کازان روسیه در مجموع دو بازی رفت و برگشت پنج بر چهار این تیم را شکست داد و به همراه بنفیکا، فنرباغچه و بازیل دور نیمه نهایی لیگ اروپا صعود کرد.
در قرعهکشی مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا هر کدام از نمایندههای اسپانیایی و آلمانی با یکدیگر روبرو خواهند شد و به این ترتیب امکان دارد فینال لیگ قهرمانان اروپا در ومبلی یک بازی تمام اسپانیایی و یا آلمانی باشد.
رئال مادرید پس از آنکه باعث حذف منچستریونایتد در بازی برگشت شد، با پیروزی پنج بر سه در دو بازی رفت و برگشت مقابل گالاتاسرای به نیمه نهایی لیگ قهرمانان صعود کرد.
بارسلونا، دیگر تیم اسپانیایی حاضر در مرحله نیمه نهایی، با حذف پاری سن ژرمن به جمع چهار تیم برتر اروپا پیوست.
بایرن مونیخ، قهرمان این فصل بوندس لیگا که در مرحله یک هشتم نهایی آرسنال را از دور این رقابتها حذف کرده بود، در دور یک چهارم در دو بازی رفت و برگشت چهار بر صفر یونتووس را شکست داد.
بوروسیا دورتمند تیم چهارم حاضر در مرحله نیمه نهایی هم دو گل در وقتهای اضافه مالاگا را در ورزشگاه خانگی خود شکست داد و به مرحله بعد راه یافت.
دورتموند در مرحله گروهی این فصل لیگ قهرمانان اروپا، با رئال مادرید روبرو شده بود که بازیکنان یورگن کلوپ دو بر یک رئال را در ورزشگاه وست فالن شکست دادند و در بازی برگشت در سانتیاگو برنابئو ۲-۲ با این تیم مساوی کردند.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/sport/2013/04/130412_l56_champion_league_draw.shtml
کشورهای حوزه یورو بسته نجات مالی قبرس را تصویب کردند.
وزیران دارایی هفده کشور عضو حوزه یورو - پول واحد اروپایی - که در اجلاسی در دوبلین، پایتخت ایرلند، شرکت دارند، با صدور بیانیهای در روز جمعه، ٢٣ فروردین (١٢ آوریل)، موافقت خود را با اعطای کمک مالی پیش بینی شده به منظور رفع بحران بانکی قبرس اعلام کرده اند.
در این بیانیه آمده است که کشورهای عضو تصمیم گرفتند بسته کمک مالی به جمهوری قبرس را بر اساس توافقنامه ٢٥ مارس با آن کشور مورد قبول قرار دهند و این توافقنامه پس از تصویب در پارلمانهای این کشورها، به اجرا گذاشته می شود.
روز گذشته به نقل از رئیس جمهور قبرس گزارش شده بود که آن کشور خواستار دریافت کمک مالی بیشتری از اتحادیه اروپا خواهد شد اما در پایان جلسه دوبلین اعلام شد که درخواست قبرس صرفا شامل تسریع در اجرای توافقنامه قبلی بوده و درخواست دریافت پول بیشتر صحت نداشته است.
در روزهای اخیر، گزارشهایی انتشار یافته بود حاکی از این که هزینه نجات سیستم بانکی قبرس که قبلا حدود ١٧ میلیارد یورو تخمین زده شده بود، در عمل به بیش از ٢٣ میلیارد یورو خواهد رسید و حدود شش میلیارد یورو اضافی باید از سوی دولت قبرس تامین شود.
رسانههای قبرس گفته بودند که این اطلاعات از یک گزارش محرمانه دولتی به بیرون درز کرده است.
براساس توافق قبلی قبرس با کشورهای حوزه یورو و صندوق بین الملل پول، دولت این کشور کمکی به میزان حدود ده میلیارد یورو دریافت می کند و ناگزیر است خود نیز حدود شش میلیارد یورو را هم از طریق صرفه جویی و سایر اقدامات، ازجمله وضع مالیات بر سپردههای بانکی تامین کند.
در واکنش به گزارش نیاز دولت به تامین شش میلیارد یورو دیگر، شماری از نمایندگان پارلمان قبرس فشار مالی بیشتر در داخل را غیرقابل قبول دانستند و گفتند که با هر نوع اقدام دولت در این زمینه مخالفت خواهند کرد. ظاهرا خبر درخواست رئیس جمهور برای دریافت کمک بیشتر از اتحادیه اروپا براساس این گزارش ها انتشار یافته بود.
پرتغال، ایرلند و اسلوانی
براساس توافقنامه قبلی قبرس و اتحادیه اروپا، قرار است که دولت قبرس از طریق دریافت مالیات از سپردههای بانکی بیش از یکصد هزار یورو، افزایش مالیات بر شرکتها و فروش مقادیری از ذخایر طلای آن کشور، منابع لازم برای نجات بانکی را تامین کند.
بخش دیگری از توافقنامه کشورهای اروپایی و قبرس شامل "اصلاح ساختار" شبکه بانکی آن کشور است که از نظر بانک مرکزی حوزه یورو، در سال های اخیر به نحوی غیرمتعارف رشد کرده بود.
در سال ٢٠١١ ارزش داراییهای بانکی قبرس به حدود هشت برابر درآمد ملی این جزیره بالغ می شد.
رشد غیرعادی بخش بانکی قبرس عمدتا ناشی از سپردهگذاری شهروندان خارجی، ازجمله ثروتمندان روسی بوده که به منظور گریز از پرداخت مالیات، پول خود را به قبرس منتقل می کردند.
کشورهای اروپایی همچنین نسبت به سوء استفاده از شبکه بانکی قبرس برای پولشویی ابراز نگرانی کرده بودند.
به گفته برخی کارشناسان، بحران بانکی قبرس و نحوه مقابله با آن فشار قابل توجهی را به اقتصاد این کشور وارد می کند و پیش بینی شده است که اقتصاد قبرس طی دو سال آینده، حدود ١٢ درصد رشد منفی خواهد داشت.
وزیران دارایی کشورهای حوزه یورو در اجلاس دوبلین درخواستهای پرتغال و ایرلند برای تمدید مهلت وام دریافتی از سایر کشورها را هم مورد بررسی قرار می دهند و احتمالا با این درخواست ها موافقت خواهند کرد.
پیش از آغاز به کار اجلاس، گزارش هایی مطرح شده بود حاکی از اینکه کشور اسلوانی نیز ممکن است با وضعیتی مانند قبرس مواجه باشد و خواستار دریافت کمک مالی شود؛ اما سخنگوی اجلاس دوبلین گفته است که موضوع اسلوانی در این اجلاس مطرح نخواهد شد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/business/2013/04/130412_l03_cyprus_dublin.shtml
بخشی از داراییهای رئیس جمهوری برکنار شده تونس به آن کشور بازگردانده شده است.
دفتر ریاست جمهوری تونس اعلام کرده است که دولت لبنان مبلغ بیست و هشت میلیون و هشتصدهزار دلار موجودی حساب بانکی متعلق به خانواده زین العابدین بن علی، رئیس جمهوری سابق آن کشور را به دولت تونس تحویل داده است.
براساس این گزارش، چکی به این مبلغ توسط علی بن فطیس المری، حقوقدان قطری و مامور ویژه سازمان ملل برای بازیابی اموال ربوده شده، به منصف مرزوقی، رئیس جمهوری تونس تسلیم شد.
ظاهرا این مبلغ در حسابی متعلق به لیلا طرابلسی، همسر آقای بن علی، نزد یک بانک لبنانی موجود بود و دولت لبنان طبق درخواست گروه بازیابی اموال ربوده شده توسط رهبران سابق کشورهای عربی آن را به تونس بازگردانده است.
سازمان ملل علی بن فطیس المری را مامور کرده تا دارایی های رهبرانی را که در جریان بهار عربی سرنگون شده اند در نقاط مختلف جهان شناسایی کند و به این کشورها بازگرداند.
کشف موجودی بانکی خانم بن علی در لبنان و بازگرداندن آن به تونس، اولین مورد از تلاش آقای المری است که به نتیجه می رسد.
حرکت اعتراضی موسوم به بهار عربی ابتدای سال ۲۰۱۱ با برگزاری تظاهرات اعتراضی در تونس آغاز شد و در مدتی کوتاه، به حکومت بیست و سه ساله زین العابدین بن علی پایان داد.
کنارهگیری "دیکتاتور غربگرا"
چند هفته پس از آغاز تظاهرات، آقای بن علی، که از او به عنوان یک دیکتاتور طرفدار غرب نام برده میشد، از مقام خود کناره گیری کرد و همراه خانوادهاش، به خارج گریخت.
مخالفان زین العابدین بن علی اعضای خانواده و خویشان او، از جمله همسرش را به ثروت اندوزی متهم کرده و گفته اند که طی بیست و سه سال حکومت بن علی، این افراد با سوء استفاده از موقعیت، ثروت های هنگفتی کسب کردند و به خارج انتقال دادند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، ظاهرا زین العابدین بن علی و همسرش در حال حاضر در عربستان سعودی به سر می برند و برادر لیلا طرابلسی که ثروت هنگفتی به دست آورده و در کشورش تحت پیگرد است، از کانادا درخواست پناهندگی کرده است.
مقامات قضایی تونس تعداد دیگری از بستگان رئیس جمهوری سابق را هم که از کشور گریخته اند، به فساد مالی متهم کرده و در صدد یافتن و بازگرداندن دارایی های آنان هستند.
دولت تونس با مشکلات مالی مواجه است و برخی نمایندگان پارلمان آن کشور دولت کنونی را به تعلل و کم کاری در کشف و بازگرداندن اموال مقامات سابق متهم کرده اند.
منصف مرزوقی، رئیس جمهوری، اخیرا در مصاحبهای گفت که مقامات رژیم سابق آن کشور در طول بیست و سه سال زمامداری بن علی، با سوء استفاده از موقعیت خود، اموالی به ارزش پانزده میلیارد دلار را ربودند و به خارج منتقل کردند.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130412_l03_ben_ali_tunisia.shtml
لپ تاپی که از خانه ای در شمال لندن به سرقت رفته، حالا سر از تهران در آورده است.
ماجرا از آنجا شروع شد که پیش از سرقت، بر روی این لپ تاپ (مک بوک پرو اپل) اپلیکیشن ضدسرقتی به نام هیدن (Hidden) نصب شده بود که به مالک آن این امکان را می داد رد لپ تاپ از دست داده اش را دنبال کند.
با آنکه این لپ تاپ به همراه چند وسیله دیگر از جمله یک آیپد در ماه فوریه از خانه 'دام دل تورتو' در شمال لندن دزدیده شد، اما تا ماه گذشته خبری از آن نبود تا اینکه روز ۲۳ مارس این اپلیکشین محل وجود لپ تاپ را به آقای دل تورتو اطلاع داد.
کاربرد این اپلیکیشن به گونه ای است که به محض استفاده از کامپیوتر و وصل شدن به اینترنت، از طریق دوربین آن، عکس هایی را به تناوب برای مالک آن می فرستد.
این گونه بود که آقای دل تورتو مطلع شد که لپ تاپش به تهران برده شده و از طریق عکسهایی که دریافت کرده بود متوجه شد که کامپیوترش در حال حاضر در اختیار دختر جوانی است.
با این حال آقای دل تورتو در وبلاگی که در آن ماجراهای دزدیده شدن لپ تاپش و سفر ۵ هزار کیلومتری آن را به تهران مینویسد، گفته است که تقریبا مطمئن است که دزدان لپ تاپش ارتباطی با این دختر و یا خانواده او ندارند و احتمالا آنها لپ تاپ را به صورت قانونی خریدهاند.
او در وبلاگ "لپ تاپ دام در ایران" نوشته است که پس از اینکه این اطلاعات را دریافت کرده، آن را در اختیار پلیس لندن قرار داده، اما پلیس به او گفته چون ایران خارج از حوزه قضایی بریتانیاست، چندان نمی توان امیدی به بازپس گرفتن لپ تاپ داشت.
عکس های دختری که لپ تاپ را در اختیار دارد، همچنین نقشه و اطلاعات محل سکونت او در برخی از روزنامه ها و وب سایت های خبری بریتانیایی منتشر شد. هر چند تعدادی از آنها پس از چندی به دلیل حفظ حریم خصوصی، عکسهای او را به صورت شطرنجی در آوردند.
این منابع خبری تصاویر و اطلاعات منتشرشده را از وبلاگ آقای دل تورتو برداشته اند.
بعد از انتشار این خبر در رسانه ها، آقای دل تورتو همه اطلاعات و عکس ها را از وبلاگش پاک کرد.
او در وبلاگش نوشته که این وبلاگ را صرفا برای مطلع کردن دوستانش بهروز میکرده و اصلا فکر نمیکرده این ماجرا با چنین وسعتی منتشر شود.
با این حال آقای دل تورتو در تازه ترین پست وبلاگ خود نوشته است که با مالکان جدید لپ تاپ در تماس بوده و آنها مایلند که این کامپیوتر را به او برگردانند.
او در ادامه نوشته است با توجه به خطایی که در خصوص انتشار ماجرای دزدیده شدن لپ تاپش و انتقال آن به تهران کرده است و همینطور اشتباه در حفظ حریم خصوصی مالکان جدید لپ تاپ، تصمیم گرفته است به عنوان عذرخواهی، از پس گرفتن لپ تاپش صرف نظر کند.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/science/2013/04/130412_l51_macbook_iran.shtml
بیش از ۴۵۰ کودک نیجریهای در چهارسال گذشته بر اثر آلودگی به سرب از دنیا رفتهاند.
سازمان پزشکان بدون مرز، که یک نهاد غیردولتی کمکهای بهداشتی است دولت نیجریه را متهم کرده است که به موقع از مرگ و میر کودکان جلوگیری نکرده است.
هزاران کودک دیگر که به سرب آلوده شدهاند، در ایالت شمالی "زمفره" تحت درمان هستند.
خاک ایالت زمفره در شمال نیجریه، ذخایر غنی طلا دارد.
روستاییان نیجریه از مواد سربی بسیار سمی برای جدا کردن طلا از خاک استفاده میکنند.
روش آنها برای جدا کردن طلا ابتدایی و غیرعلمی است و همین باعث میشود در جریان عملیات جداسازی طلا، خاک اطراف محل زندگی روستاییان به سرب آلوده شود.
فقط در یکی از روستاهای "زمفره"، نیمی از کودکان زیر شش سال به سرب آلوده شده و تحت درمان هستند.
در این روستا، طرح جایگزینی خاک آلوده در حال اجراست، اما تکمیل این طرح و درمان روستاییان با مشکل مواجه شده است.
سازمان پزشکان بدون مرز میگوید دولت نیجریه دانشمندان و پزشکان را به منطقه نفرستاده است.
زکریا مواطیه از سازمان پزشکان بدون مرز میگوید این سازمان قصد دارد ادامه طرح پاکسازی و مسائل اداری مربوط به آن را به مسئولان دولتی تحویل دهد، اما هیچ پرستار و پزشکی به منطقه اعزام نشده است.
دولت نیجریه در پاسخ گفته است هر کاری از دستش برآمده انجام داده، اما روستاییان به طور غیرقانونی به استخراج طلا ادامه میدهند.
آلودگی به سرب باعث فلج، صدمه مغزی و مرگ کودکان نیجریه میشود.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130412_l57_nigeria_gold_lead.shtml
اعتراف به احساس تنها بودن میتواند کار سختی باشد، ولی از هر ۱۰ بریتانیایی، یک نفر انسان تنهایی است. این تنها مشکل سالمندان نیست: تنهایی در میان جوانان نیز رو به افزایش است. آیا ما همه محکوم به تنهایی هستیم؟
جان دان، شاعر قرن هفدهم میگوید: "هیچکس یک جزیره نیست، تنها برای خودش؛ هر کسی بخشی از یک قاره است، بخشی از کل."
برخی به دنبال انزوا هستند، ولی عده کمی هستند که تنهایی را خود انتخاب میکنند.
تنهایی نه تنها ما را غمگین میکند، که برای ما مضر هم هست. تنهایی میتواند باعث کاهش اعتماد به نفس و افزایش مشکلات روانی مانند افسردگی، فشار عصبی و اضطراب شود.
مطالعات مختلف نشان میدهد که از هر ۱۰ نفر از ما یکی تنهاست، ولی یک گزارش منتشر شده بوسیله "موسسه سلامت روانی" ادعا میکند که تنهایی در میان جوانان نیز رو به افزایش است.
در همین حال تغییرات اجتماعی، مانند افزایش زندگیهای تک-نفره و موج اقبال به شبکههای اجتماعی در کنار افزایش سن جمعیت، در حال تغییر دادن چهره روابط انسانی است.
پس آیا میتوان گفت که زندگی مدرن ما را تنهاتر میکند؟
به گفته میشل میچل، مدیر خیریه "ایج یو کی"، مردم به دلایل مختلفی احساس تنهایی میکنند، ولی معمولاً حوادث مهم زندگی نقش مهمی در آن دارند.
او میگوید: "دلیلش میتواند مشکلات سلامتی، بیماری، پول، مستقل شدن فرزندان، احساس جدایی از خانواده، دوستان و جامعه، مرگ دوستان، کمبود دسترسی به حمل و نقل، احساس بیهودگی، مشکلات کاری یا طلاق باشد. این حالت بیشتر وقتی اتفاق میافتد که افراد انگیزه و احساس مفید بودن را از دست میدهند."
او می افزاید: "سوگواری هم مسأله مهمی است: از دست دادن همسر میتواند تأثیر واقعاً مخربی بر دید افراد نسبت به جهان داشته باشد."
پَم که شوهر خود را چهار سال پیش از دست داده، همین احساس را دارد.
او میگوید: "مردهای دیگری را میبینی که آنها هم تنها هستند. ولی این چیزی نیست که من دنبالش هستم. دنبال چه چیزی هستم؟ من دنبال شوهرم هستم و هیچوقت پیدایش نخواهم کرد."
هرچند که میتوان سوگواری و بیماری را اجتنابناپذیر دانست، به نظر میرسد که جامعه مدرن احساس تنهایی را تشدید کرده است.
دکتر اندرو مک کالاک، مدیر اجرایی مؤسسه سلامت روانی، ادعا میکند که با اینکه مدارک تاریخی مبنی بر افزایش احساس تنهایی (که موضوعی انتزاعی است) وجود ندارد، نشانههای جامعه شناسانه ای در این باره وجود دارد.
او می گوید: "دادهها نشان میدهد که شبکههای اجتماعی کوچکتر شدهاند و نقش خانواده در محیط اجتماعی نسبت به ۵۰ سال پیش کاهش یافته است."
او می افزاید: "دلیلش بد یا نامهربان بودن خانوادهها نیست، بلکه فاصله جغرافیایی، مشکلات در ازدواج، افزایش مسئولیت ها و ساعات کاری، باعث آن میشود."
احتمالاً پیرزنهای تنها، شناخته شده ترین نوع این افراد هستند. پنجاه سال پیش، مردم تمایل بیشتری به زندگی در کنار والدین سالمندشان داشتند، ولی مسافرت و موقعیت های شغلی باعث جابهجایی و نقل مکان افراد بیشتری شده است.
سال گذشته، خیریه "دبلیو آر وی اِس" هشدار داد که بیش از ۳۶۰ هزار فرد سالمند در بریتانیا احساس تنهایی میکنند، چرا که فرزندانشان از آنها خیلی دور هستند و "وقت نمیکنند آنها را ببینند."
این احساسی است که آلیس ۹۴ ساله از یورکشایر، تا قبل از پیوستن به یک برنامه حمایتی، از آن رنج میبرد. او میگوید که دختر و نوه اش همیشه "خیلی سرشان شلوع است" و او شدیداً احساس انزوا میکرده است. ولی حالا اندرو ۴۴ ساله، هفتهای یک بار او را به خرید میبرد.
او میگوید: "او به من احساس خواسته شدن میدهد. او واقعاً برای من ارزشمند است. بدون او از دست میروم، واقعاً می گویم!"
تأثیرات تنهایی محدود به احساسات نیست. مطالعات نشان میدهد که انزوای اجتماعی با افزایش میزان مرگ و میر در میان سالمندان مرتبط است و تنهایی "قاتل مخفی" سالمندان است.
ولی آقای مک کالاک میگوید که تنهایی از مرزهای "سنی و طبقاتی" فراتر میرود. جوانی که تازه از دبیرستان به دانشگاه رفته و پیدا کردن دوست های جدید برایش سخت است، والدین مجرد که منزوی شدهاند و یا کسی که از شغل یا تحصیلات محروم است، هر سه به یک میزان در معرض این مشکل قرار دارند.
برای لوسی ۳۰ و چند ساله از بیرمنگام، طلاق (که نرخش چهار برابر ۵۰ سال پیش است) عاملی کلیدی بوده است.
او میگوید: "با اینکه دور و برم پر از آدم بود، اما هیچکدام از افرادی که میشناختم در حال از سر گذراندن تجربهای مشابه من نبود."
رفتن به جلسات گروه درمانی به او کمک کرد تا زندگیاش را از نو بسازد، ولی او میگوید که هنوز هم وقتی که همسر سابقش آخر هفتهها دخترش را با خود میبرد، او احساس پوچی میکند.
او میگوید: "زندگی شلوغ من در رفت و آمد بین کار و وقت گذراندن با فرزندم کوچکم میگذرد. وقتی ناگهان دوباره تنها میشوم، شوک بزرگی به من وارد میشود. افکار منفی به سراغم میآید و احتیاج پیدا میکنم که حواسم را از اضطراب و نگرانی ناشی از تنهایی پرت کنم."
گفته میشود که افزایش زندگی تک-نفره هم بر این موضوع تأثیر داشته است.
به گزارش «او اِن اِس» در بریتانیا و ولز، نسبت بزرگسالانی که تنها زندگی میکنند، بین سالهای ۱۹۷۳ و ۲۰۱۱، تقریباً دو برابر شده و از ۹ درصد به ۱۶ درصد رسیده است.
از این ۱۶ درصد، ۲۸ درصد بین ۳۵ و ۵۴ سال سن دارند، ولی یک مطالعه نشان میدهد که افراد در سن اشتغال که تنها زندگی میکنند، خطر افسردگی را در خود (در مقایسه با کسانی که با خانواده خود زندگی میکنند) تا ۸۰ درصد افزایش میدهند.
شبکههای اجتماعی اینترنتی نیز، به خاطر کاهش دادن تماس رو در رو و منزوی تر کردن انسانها، مورد حمله قرار گرفتهاند. با این حال خانم میچل میگوید که آنها میتوانند به تماس افراد با یکدیگر نیز کمک کنند.
ولی اگر جامعه مدرن ما را تنهاتر میکند، برای مقابله با آن چه کاری از دست ما برمیآید؟
خانم میچل میگوید که ما نیاز به سرمایهگذاری بیشتری در مددکاری اجتماعی، مانند برنامههای حمایتی داریم که بر داوطلبان تکیه میکند. چرا که بخشی از یک شبکه اجتماعی بودن، مانند عضویت در یک کلوپ پیادهروی یا کلیسای محلی، میتواند به رفع احساس تنهایی کمک کند.
با این حال او میگوید ما مسئولیم که "با دیدی بازتر و خلاقانهتر به راههای مقابله با یکی از بزرگترین مشکلات اجتماعی عصر خود بیاندیشیم."
او میگوید: "یک گروه در جزیره وایت، یک بانک زمان راه اندازی کردهاند که خیلی خوب کار میکند. مردم مهارت ها و داراییهای خود را با یکدیگر به اشتراک میگذارند. بازاریابی همتا-به-همتا (شبکه ای) در سایتهایی مثل eBay هم رشد زیادی داشته است و بعضی از مردم، برای تعطیلات، خانه خود را برای یک هفته با یکی دیگر تعویض میکنند. باید بتوانیم کاری شبیه به اینها بکنیم."
آقای مک کالاک هم موافق است که نوآوری نقشی کلیدی دارد. او میگوید: "مردم میتوانند به جای تنها زندگی کردن، گروهی تشکیل دهند و با هم، یک خانه بخرند. یکی از دوستان من دارد در سنین پیری همین کار را میکند؛ مثل یک مینی-بنگاه اقتصادی."
با این حال او میگوید که ما به یک تغییر فرهنگی بزرگ هم نیاز داریم، تا مردم به بهبود زندگی سایر افراد جامعه خود بیشتر اهمیت بدهند.
او میگوید: "یک مشکل فلسفی وجود دارد: میتوان گفت که جامعه بیش از اندازه فردگرا و مادی شده است. حتی حداقلی از رفتار اجتماعی، مانند سلام کردن یا احوالپرسی، میتواند تأثیر مثبتی داشته باشد."
هنوز هم بخشی از جامعه با تعصب به پدیده تنهایی نگاه میکند. مشاوره روانی میتواند به رفع این مشکل کمک کند.
خانم میچل معتقد است که ما به زودی شاهد یک نقطه عطف تاریخی خواهیم بود.
او میگوید: "فکر میکنم به گذشته نگاه کنیم و بگوییم "چطور اجازه دادیم چنین اتفاقی بیافتد؟". مثل حالا که به گذشتهای نگاه میکنیم که در آن، کودکان در ۱۲ سالگی به سر کار میرفتند: "وضعیت فعلی مشکلی بنیادین دارد."
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130412_an_magazine_lonliness.shtml
جان کری، وزیر خارجه آمریکا که به کره جنوبی سفر کرده، گفته است که کشورش کره شمالی را به عنوان قدرتی هستهای نمی پذیرد. آقای کری ضمن غیرقابل پذیرش دانستن تهدیدهای اخیر کره شمالی تاکید کرده که آمریکا در صورت نیاز از متحدانش دفاع خواهد کرد.
در همین حال سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه گفته است که از پیشنهاد سوئیس در مورد میزبانی نشستی با شرکت همه کشورهای درگیر در برنامه هستهای کره شمالی استقبال می کند.
وزیرخارجه سوئیس در جریان کنفرانسی پیشنهاد داد تا نشستی در مورد برنامه هسته ای کره شمالی در ژنو برگزار شود که متعاقب آن آقای لاوروف گفت در صورتی که کره شمالی موافقت کند که با روسیه، ژاپن، کره جنوبی، آمریکا و چین وارد مذاکره شود، این کشور هم از برگزاری چنین نشستی استقبال می کند.
سوئیس همچنین برای حل بحران در شبه جزیره کره پیشنهاد داده بود که بین کره شمالی و آمریکا میانجیگری کند.
کره شمالی در هفته های اخیر به طور مکرر کره جنوبی و آمریکا را تهدید به جنگ کرده است.
در همین حال چین گزارشهای منتشره درباره استقرار نیروهای نظامی این کشور در مرز مشترک با کره شمالی را تکذیب کرد.
خبرگزاری شین هوا به نقل از یکی از مقامات وزرات دفاع چین انتشار چنین گزارش هایی را نادرست خوانده است.
این مقام وزارت دفاع چین تاکید کرده که کشورش به حفظ صلح و ثبات در منطقه شمال شرق آسیا پایبند است.
از زمان بروز تنش های اخیر در شبه جزیره کره، چین به عنوان تنها متحد کره شمالی بارها از تمامی طرفها خواسته تا به بحران در این شبه جزیره پایان دهند.
قرار است آقای کری بعد از کره جنوبی از کشورهای چین و ژاپن هم دیدار و با مقامات آن کشورها مذاکره کند.
انتظار می رود آقای کری در جریان تور آسیایی خود از چین بخواهد تا از نفوذش برای جلوگیری از اقدامات کره شمالی استفاده کند.
'تجهیز موشک های میانبرد به کلاهک های هستهای'
براساس یکی از گزارش های محرمانه آمریکا که به بیرون درز کرده، کره شمالی قادر است موشک های میانبرد را به کلاهک های هسته ای مجهز کند.
روز گذشته (پنج شنبه ۱۱ آوریل) یکی از نمایندگان جمهوریخواه کنگره در یک جلسه پرسش و پاسخ بخشی از یک گزارش سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا را قرائت کرد که بیانگر توانایی موشک های میانبرد کره شمالی به حمل کلاهک هسته ای بود.
کره شمالی تاکنون چندین موشک هسته ای را آزمایش کرده است.
به رغم برخورداری کره شمالی از توانایی تولید سلاح هسته ای، کارشناسان بر این باورند که این کشور فاقد دانش تولید تسلیحات اتمی قابل نصب بر روی موشک های دوربرد است.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130412_l31_northkorea_crisis.shtml
یک خبرنگار ایرانی در اثر اصابت گلوله در سوریه زخمی شده است.
به گزارش واحد مرکزی خبر، ظهر روز پنجشنبه، دیروز، محسن خزایی، خبرنگار شبکه خبر سازمان صدا و سیما، هنگام عبور از جاده فرودگاه دمشق هدف تیراندازی افراد مسلح قرار گرفت و زخمی شد.
در این گزارش آمده است که "تروریستها با کمین در جاده فرودگاه بینالمللی دمشق و شلیک به خودرو شبکه خبر در سوریه، او را از ناحیه شکم زخمی کردند."
مقامات و رسانههای دولتی ایران، به تبعیت از مقامات و رسانههای دولتی سوریه، مخالفان حکومت آن کشور را "تروریست" مینامند.
به گزارش واحد مرکزی خبر، آقای خزایی پس از انتقال به یک مرکز درمانی و مداوای زخم سطحی، مرخص شد و حال عمومی او "خوب و رضایت بخش" توصیف شده است.
این گزارش یادآور شدهاست که در ماه مهر سال گذشته، مایا ناصر، خبرنگار پرس تی وی - شبکه تلویزیون ماهوارهای انگلیسی زبان دولت ایران - بر اثر اصابت گلوله "تروریستها" در مرکز دمشق جان خود را از دست داد.
اشاره این خبرگزاری به حادثه تیراندازی در برابر ستاد مشترک ارتش سوریه در ماه سپتامبر سال گذشته است که در جریان آن، مایا ناصر، خبرنگاری سوری شبکه پرس تی وی، مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
در این حادثه، حسین مرتضی، مدیر دفتر و خبرنگار تلویزیون العالم - تلویزیون ماهوارهای عرب زبان متعلق به دولت ایران - در سوریه هم زخمی شد و بعدا برای درمان به ایران انتقال یاقت.
واحد مرکزی خبر در گزارش خود میافزاید که در سوریه "خبرنگاران از جمله هدف های مستقیم گروههای تروریستی هستند و تاکنون دهها خبرنگار در درگیریهای دو ساله سوریه ربوده، کشته و زخمی شدهاند."
از زمان آغاز اعتراضات سیاسی در سوریه، دولت آن کشور محدودیتهای شدیدی را علیه فعالیت خبرنگاران خارجی در آن کشور وضع کرده و خبرنگارانی که همچنان در سوریه باقی مانده اند، از امکان پوشش خبری آزادانه برخوردار نیستند.
دولت سوریه اعتراضات و ناآرامیهای آن کشور را به برخی رسانههای خارجی نسبت می دهد.
در حال حاضر، خبرنگاران خارجی مجاز به فعالیت آزادانه در سوریه معمولا وابسته به رسانههایی هستند که دیدگاههای دولت آن کشور را منعکس می کنند.
در جریان ناآرامیهای سوریه، جمهوری اسلامی ایران از معدود کشورهای حامی حکومت بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه بوده است و به همین دلیل نیز، هدف انتقاد و حتی خصومت مخالفان او قرار گرفته است.
پیش از این، گزارشهایی از حمله به اتوبوسهای حامل زائران ایرانی و ربوده شدن چند شهروند این کشور توسط گروههای مسلح سوری انتشار یافته است.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130412_l03_irib_syria_shooting.shtml
ماه گذشته بیش از چهل نفر در جریان خشونت های مذهبی بین مسلمانان و بودائیان در شهر میکتیلا، از شهرهای مرکزی برمه کشته شدند.
در نگاه اول چنین به نظر می رسد که این شهر قربانی یک فاجعه طبیعی شده است. تمام یک محله به تلی از خاک تبدیل شده و خانه های آجری و سیمانی ویران شده اند.
بعد از آن متوجه سوراخ های گلوله هایی می شوید در دیوارهایی که هنوز فرو نریخته اند و به این نتیجه می رسید که این ویرانی به دست بشر صورت گرفته نه طبیعت؛ و خشم مردم موجب این فاجعه شده است.
خانواده ها وصاحبان مغازه هایی که در این ساختمان ها زندگی می کردند اکنون ناپدید شده اند. تنها کسانی که دیده می شوند ماموران نظافت شهر هستند که در خرابه ها در جستجوی اشیاء به جا مانده هستند.
در حقیقت یک جامعه مسلمان که به چند نسل قبل بازمی گردد، به کلی محو شده است.
کمی دورتر از مرکز شهر، مردم توقف می کنند تا قطعه ای از زمین را که سیاه شده نگاه کنند. این محلی است که بیست پسر بچه مسلمان را از مدرسه ربوده و به آنجا آورده و پس از قطعه قطعه کردن آنان، اجسادشان را به نفت آغشته کرده و آتش زده اند. هنوز قطعات استخوان های سوخته در کنار لنگه کفش های بی صاحب در میان خاکسترها دیده می شود.
شهر میکتیلا، در ظاهر آرام و با نظم به نظر می رسد. سربازها که قرار است کمتر در خیابان های برمه جدید دیده شوند، دوباره به خیابانها بازگشته اند. مقررات منع رفت و آمد شبانه هنوز رعایت می شود.
ولی اتفاقاتی که درماه مارس رخ داد، نماینده میکتیلا در پارلمان برمه را تکان داده است.
وین هتین، نماینده پارلمان از حزب لیگ ملی برای دموکراسی، شخصی است که شجاعت خود را ثابت کرده و به دلیل وفاداری اش به خانم آنگ سن سوچی و لیگ ملی برای دموکراسی، بیست سال را در زندان گذرانده است.
او که افسر سابق ارتش است، خشونت های زیادی را مشاهده کرده ولی پس از دیدن واقعه ماه گذشته هنوز سر خود را با ناباوری تکان می دهد.
او می گوید: "هشت پسربچه در مقابل چشمان من کشته شدند. من سعی کردم جمعیت را متوقف کنم و به آنها گفتم به خانه هایشان برگردند ولی آنها مرا تهدید کردند و پلیس هم مرا به کناری کشید. من نمیدانم چرا پلیس هیچ کاری نکرد. شاید برای این است که تجربه کافی ندارند و نمی دانند چه دستوری باید بدهند."
وین هتین، در ادامه سخنان خود می گوید هزاران نفر هورا می کشیدند. وقتی یک نفر به قتل می رسید فریاد خوشحالی سر می دادند با صدای بلند می گفتند: " دیروز آنها راهب ما را کشتند؛ ما باید آنها را بکشیم."
وین هتین، می افزاید زنان، راهبان بودایی و جوانان در میان جمعیت بودند و او از مشاهده این منظره منزجرکننده شرمگین شده است.
حدود سی درصد مردم میکتیلا، مسلمانند. آنها در کسب و کار مهارت دارند و صاحب بسیاری از مغازه های شهر هستند.
ولی اکنون آنان به چادرهای موقتی منتقل شده اند که به وسیله نیروی پلیس به شدت محافظت می شود.
درخواست ما برای این که وارد چادرها شده و با مردم صحبت کنیم مودبانه رد شد. ما می توانستیم کمک هایی را که تحویل داده می شد ببینیم. نمایندگان سازمان های کمک کننده بین المللی هم اکنون از این چادرها بازدید کرده اند ولی شرایط بسیار دشوار است و از تسهیلات بهداشتی خبری نیست.
دلایل خشم و نفرت بیش از حد
ماجرا در بیستم ماه مارس از یک مغازه طلا فروشی شروع شد که صاحبش مسلمان بود. گفته می شود یک زوج بودایی برای فروش جواهرات خود به این مغازه رفته بودند. مشاجره ای که بر سر قیمت جواهر شروع شده بود به زد و خورد منجر شد.
پس از آن به یک راهب بودایی حمله شد. وی متعاقبا در بیمارستان درگذشت. به نظر می رسد که خبر مربوط به این حمله سبب شد که با بمب به تمام محله های مسلمان نشین حمله شود.
در این مورد که خشونت ها تا چه اندازه خودجوش بود، عقاید متفاوت است و معلوم نیست آیا نیرویی در خارج این خشونت ها را برنامه ریزی کرده بود یا نه.
ولی آنچه که در پشت این مناقشه وجود دارد، ترس و نفرتی است که این روزها به طور آشکار در سراسر برمه نسبت به مسلمانان ابراز می شود.
یکی از سرشناس ترین کسانی که یک چنین احساسی را بیان می کند، آشین ویراتو، یک راهب بودایی ۴۵ ساله است که در شهر مندلی، زندگی می کند.
آشین در سال ۲۰۰۳، به جرم تحریک خشونت علیه مسلمانان به زندان افتاد. سال گذشته او در چارچوب بخشودگی گروهی زندانیان، آزاد شد.
در ماه ژوئن گذشته که خشونت های فرقه ای در ایالت راخین، شروع شد او تظاهراتی در حمایت از بودائیان راخین به راه انداخت و متن سخنرانی هایی را چاپ و پخش کرد. این سخنرانی ها نشان دهنده بیگانه ستیزی ترسناک برمه بود.
او موافقت کرد که با من در صومعه ماسویین، در مندلی که محل زندگی اش بود ملاقات کند. آشین ویراتو، که به آرامی و نرمی صحبت می کند شنونده را به خود جذب می کند و بسیاری از طرفدارانش حس احترام آمیخته به ترسی نسبت به او دارند.
هنگامی که با او ملاقات کردم به تازگی از رانگون بازگشته بود. دولت برمه او را برای شرکت در جلسه رهبران مذهبی که هدف از آن کاهش تنش های فرقه ای بود، دعوت کرده بود.
او گفت که قبول کرده لحن سخنرانی های خود علیه جامعه مسلمانان را که ۸ تا ۹ درصد جمعیت برمه را تشکیل می دهند، تا حدودی معتدل تر کند ولی به نظر می رسد ابراز خصومت وی علیه مسلمانان، تغییری نکرده است.
آشین به من گفت: "ما راهبان بودایی بیش از حد انعطاف پذیر هستیم و غرور میهنی نداریم. مسلمانان در داد و ستد مهارت دارند و کارهای ساختمانی و حمل و نقل ما را به دست گرفته اند ولی حالا دارند احزاب سیاسی ما را هم در دست می گیرند. اگر این وضع ادامه پیدا کند کشور ما شبیه افغانستان یا اندونزی خواهد شد."
وی مردان مسلمان را متهم می کند که به زنان بودایی تجاوز می کنند و از ثروت خود برای اغوای زنان بودایی و ترغیب آنان به ازدواج استفاده می کنند و بعد از ازدواج، زنانشان را در خانه زندانی می کنند.
آشین، بودایی های سراسر برمه را ترغیب می کند که مسلمانان را تحریم کنند و سر و کاری با آنان نداشته باشند.
به همین جهت طرفداران او در میان مغازه داران مندلی، برچسب هایی را توزیع می کنند که روی آن عدد "۹۶۹" که سمبل آموزه های آیین بودایی است، چاپ شده.
وقتی با یک کارمند آژانس معاملات ملکی محلی در بازار اصلی شهر راه می رفتم، او با غرور به من نشان داد که تمام دکه های بازار به جز یک دکه، این برچسب را نصب کرده بودند. تنها یک دکه متعلق به یک زن مسلمان محجبه دیده می شد که حتی یک مشتری هم نداشت.
این زن به من گفت: " من یک زن کاسب هستم و نمی خواهم خودم را درگیر این مسائل کنم. شاید آنها از نحوه لباس پوشیدن من خوششان نمی آید."
بدبینی فرقه ای در برمه سابقه طولانی دارد و در دوره رژیم نظامی این کشور این بدبینی ها مانند آتش زیر خاکستر وجود داشته و گاهی منفجر شده بود.
ولی حالا در جو تازه آزادی، که تصور می شد برمه را به سمت یک آینده بهتر و مهربان تر حرکت دهد، این بدبینی و بی اعتمادی ها آشکارتر شده و به شدت در حال گسترش است.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130412_an_burma_violences.shtml
گفت و گوی عنایت فانی با دکتر جان سونسون- رایت ، استاد دانشگاه کمبریج انگلستان و پژوهشگر مسائل خاور دور در انستیتوی سلطنتی مطالعات بین المللی موسوم به چتهم هوس.
ژست پرخاشگرانۀ گویندگان تلویزیون کرۀ شمالی که انگار با بییندگانشان سر دعوا دارند و رژۀ سربازانی که بیشتر به رقص رباط ها شبیه است ظاهرا قرار بود نمایش ارادۀ قوی و آمادگی جنگی مردم و ارتش جمهوری دمکراتیک خلق کره باشد ولی اسباب انبساط خاطر همه شده بود و کسی تهدیدهای رهبران این کشور را جدی نمی گرفت تا یکی دو روز اخیر که سران این کشور دست به نقل و انتقالهای موشکهای دوربرد زدند و به خارجی ها گفتند از کرۀ جنوبی خارج شوند چون جانشان در خطر است. آنوقت بود که در کرۀ جنوبی درجۀ هشدار خطر بالا رفت و در توکیو موشکهای ضد موشک پاتریوت مستقر شد. حالا تهدید های رهبران کره به حملۀ اتمی به آمریکا بیشتر و مستمر تر شده.
چقدر خطر جنگ جدی ست ؟
بدون شک، با توجه به توانایی نظامی متعارف و اتمی کره شمالی، با وضعیت خطرناکی روبرو هستیم. اما باید توجه داشت که خیابانهای سئول آرام هستند، و به نظر من مردم عادی کره جنوبی احساس نمیکنند که در وضعیت اضطراری قرار دارند. اونها احتمال حمله مستقیم کره شمالی را چندان جدی نمیگیرند و با یک ارزیابی منطقی فکر میکنند که این کار برای رهبران کره شمالی به منزله خودکشی ملی است. برای همین هم فضا قدری سوررئالیستی است. چون در طرف دیگر هم دولت کره جنوبی را داریم که طبیعتا نگران حمله موشکی از سواحل شرقی کره شمالی است، و اوضاع را بدقت زیر نظر دارد. همانطور که شما گفتید، دولت ژاپن هم در قلب توکیو سامانه شلیک موشکهای پاتریوت مستقر کرده، و خطر حمله موشکی از جانب کره شمالی را نسبتا جدی گرفته است.
بله، ولی در عین حال بنظر نمیرسد که آمریکاییها و بریتانیاییها چندان موضوع را جدی گرفته باشند. وزیر خارجه بریتانیا گفته که اوضاع آنقدرها که مردم فکر میکنند هم خطرناک نیست. دلیلش چی است؟
من فکر میکنم دولتهای غربی در اینجا خط مهم و ظریفی را کشیده اند؛ آنها نشان داده اند که قدرت بازدارندگی کافی دارند. در هفتههای اخیر آمریکا و کره جنوبی مانورهای مشترکی برگزار کردند. بدون شک هدف از این مانورها این بوده که به پیونگ یانگ فهمانده شود که هرگونه اقدام تحریک آمیز نظامی با پاسخ نظامی متناسب از جانب آمریکا و کره جنوبی روبرو میشود. اما در عین حال نباید بنظر بیاید که دارند واکنشی افراطی و از سر عصبانیت نشان میدهند. ما قبلا دیده ایم که پیونگ یانگ تلاش میکند این چرخه اقدامات تحریک آمیز را ادامه بدهد، و هدفش این است که شهروندان عادی کره جنوبی را دچار ترس و بیاعتمادی کند، و البته پیونگ یانگ مسلما به دنبال این است که آمریکاییها را وادار کند که مستقیما با این کشور گفتگو کنند، آنهم نه فقط درباره مسائل هستهای، بلکه در مورد طیف وسیعی از مسائل، از نیروهای مسلح به سلاحهای متعارف گرفته تا انعقاد یک معاهده صلح. کره شمالی به روشنی به دنبال این است که جایگاهش به رسمیت شناخته شود.
پس در این صورت، بنظر شما هدف اصلی این اقدامات تحریک آمیز وادار کردن آمریکا به نشستن بر سر میز مذاکره است، اما کره شمالی در این مذاکره دقیقا به دنبال چه است؟
این سوال خیلی مهمی است و جواب دادن به آن بسیار سخت. فکر میکنم کره شمالی در وهله اول به دنبال کمکهای اقتصادی است. انها سابقه این را دارند که بخاطر وادار کردن طرف مقابل به کمک، کارهای تحریک آمیز انجام بدهند. اما مسأله کلیتر جایگاه سیاسی کره شمالی است. پیونگ یانگ میخواهد به عنوان یک بازیگر مهم شناخته شود، و دستور کار و زمان مذاکرات با طرف مقابل را تعیین کند. دولت اوباما سیاست موسوم به "صبر استراتژیک" را در پیش گرفته، و تا موقعی که کره شمالی به روشنی نشان ندهد که حاضر است دست کم برنامه هسته ای را متوقف – و نهایتا به کلی تعطیل - کند، واشنگتن به وضوح نشان داده که به هیچ وجه حاضر نیست اقدامی انجام دهد که به نوعی پاداش دادن به اقدامات تحریک آمیز کره شمالی تلقی گردد.
آیا آقای کیم جونگ اون حقیقتا اداره امور را در دست دارد، یا این که رهبران نظامی هستند که قدرت واقعی را در اختیار دارند؟
بنظر من جواب مطمئن دادن به هر گونه سوالی درباره اوضاع سیاسی داخلی کره شمالی کار واقعا سختی است. ولی اگر یک سال گذشته را ملاک قرار بدهیم، میبینیم که قدرت کیم جونگ اون بسیار سریع تثبیت شد، و در جریان به قدرت رسیدن او هماهنگی خاصی دیده میشد و مقامات کره شمالی او را رهبر بلا منازع کشور معرفی میکردند. با نگاه به هر سه بازوی دولت کره شمالی، یعنی ارتش، حزب کمونیست و دستگاه حکومت، میبینیم که کیم جونگ اون در موقعیت مستحکمی قرار دارد. در چند ماه اخیر شاهد بودیم که کیم جونگ اون سعی کرده با انجام برخی اقدامات تسلطش را – به خصوص بر ارتش – نشان دهد. اما هیچوقت نمی شود به آسانی فهمید که چقدر از این ژستها واقعی هستند و چقدرشان برای مصرف خارجی هستند. ارتش همیشه در سیاست کره شمالی بازیگر مهمی بوده است، به خصوص در دهه 1990، و به نوعی در مرکز حکومت این کشور قرار دارد. به همین دلیل هم این گونه اقدامات نظامی و یا تهدید به انجام آنها، یکی از راههای تقویت موضع ارتش هستند، و به همین خاطر بعضیها معتقدند که همه ماجراهای اخیر با این هدف طراحی شده که اقتدار سیاسی کیم جونگ اون را نسبت به ژنرالهایش تثبیت کند.
اگر این طور باشد و رهبر کره شمالی همه این کارها را با هدف تقویت اعتبار و اقتدار سیاسی اش کرده باشد، آیا بنظر شما در این کار موفق بوده؟
فکر میکنم فعلا بله. یکی از مسائل موجود در این بحران این است که کره شمالی علاوه بر چالش استراتژیکی که برای همسایگانش ایجاد میکند، به دنبال تضمین رفاه شهروندانش است. حدود یک هفته پیش در یکی از جلسات حزب کارگران کره شمالی اعلامیه ای صادر شد که در آن بر حفظ سرمایههای هسته ای کشور تأکید شده بود. اما در عین حال در این اعلامیه به ضرورت گسترش تواناییهای اقتصادی کشور هم پرداخته شده بود. این برای رهبران کره شمالی چالش بسیار جاه طلبانه ای است. تصمیم پیونگ یانگ مبنی بر ممنوعیت موقت دسترسی به مجتمع صنعتی کیسونگ (Kaesong Industrial Complex) بخشی از برنامه این کشور برای افزایش فشارها و تهدیدها بر همسایگانش است. اما توانایی ادامه این وضعیت در دراز مدت تحتالشعاع مجموعه این اهداف اقتصادی قرار میگیرد و بنظر من، اگر کیم جونگ اون نتواند به وعدههای اقتصادی عمل کند، حفظ موقعیتش در ساختار رهبری کره شمالی سختتر میشود.
بنظر میرسد که چینیها از تهدیدات کره شمالی ناراضی هستند. نقش چینیها در این بین دقیقا چیست؟ انها تا چه حد روی کره شمالی نفوذ دارند؟
چین نفوذ بسیار زیادی روی کره شمالی دارد و تنها متحد این کشور است. چین حدود 80 درصد سوخت و انرژی کره شمالی را تأمین میکند. چین سرمایهگذاری زیادی هم در کره شمالی انجام میدهد و برای مثال سعی کرده استخراج منابع زیرزمینی این کشور را توسعه دهد. در نتیجه چین تنها کشوری است که از اهرمهای اقتصادی و سیاسی لازم برای اعمال فشار به رهبران کره شمالی برخوردار است. مطمئنا در جریان هستید که علاوه بر رهبران عالی رتبه چین، مردم عادی این کشور هم از شرایط فعلی ناراضی هستند، و از تداوم این اقدامات تحریک آمیز نگرانند. مطابق گزارشها، در فضای مجازی چین نگرانیهایی درباره خطر تشعشعات هستهای ناشی از آزمایش دو ماه پیش کره شمالی – و همچنین آزمایشهای احتمالی در آینده - مطرح شده. اما بنظر من باید مواظب باشیم که در مورد میزان فشاری که دولت چین واقعا حاضر است بر کره شمالی بیاورد اغراق نکنیم. این هم دلایل خودش را دارد؛ اِعمال ِ فشار زیاده از حد ممکن است حکومت کره شمالی را بیثبات کند. نگرانی چینیها این است که این فشارها باعث فروپاشی نظام سیاسی کره شمالی شود، و در نتیجه آن سیل پناهجویان از مرز دو کشور به چین سرازیر شود. علاوه بر ان، چنین اتفاقی یک خلاء ژئوپلیتیکی استراتژیک ایجاد میکند که توسط آمریکا و متحدش – کره جنوبی – پُر خواهد شد، و ایجاد چنین وضعیتی یک چالش استراتژیک واقعی برای منافع چین خواهد بود. به این دلایل بنظر من بعید است که دولت چین حاضر باشد فشار معناداری به کره شمالی بیاورد.
اگر هدف اصلی کره شمالی این است که آمریکا را وادار به مذاکره کند، بنظر شما واکنش دولت اوباما چه باید باشه؟
دولت اوباما در یک سال گذشته چند بار ابراز تمایل کرده که فرستادگانی به کره شمالی بفرستد و این کشور را به اصطلاح "سر ِ عقل بیاورد". اما بنظر من، در این میان جنبه عمومی دیپلماسی آمریکا خیلی مهم است. آمریکا نمیخواهد اینطور بنظر بیاید که دارد به کره شمالی به خاطر اقدامات تحریک آمیزش جایزه میدهد. در عرصه سیاست داخلی آمریکا هم، کنگره – و به خصوص مجلس نمایندگان که جمهوریخواهان در ان اکثریت دارند – دوست ندارند آمریکا کاری کند که کوتاه امدن در مقابل کره شمالی به حساب بیاید. علاوه بر این، آمریکاییها خیلی از رفتار کره شمالی شاکی هستند. با الگویی که کره شمالی در پیش گرفته، آمریکاییها باید مرتبا به پیونگ یانگ بروند و بر سر توافقات قبلی مذاکره کنند. در نتیجه آمریکا از اینکه بنظر بیادد به چنین الگویی تن داده، اکراه دارد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130412_l93_north_korea_threat.shtml
کانالی که شما در تلویزیون گرفته اید، دارد یک فیلم سینمایی نشان می دهد که موضوعش اختلاف دو تا باند مافیایی توی آمریکاست، چنان اختلافی که هر دو باند تصمیم به نابودی کامل همدیگر گرفته اند.
می بینید اینجا و آنجا افرادی از هر دو باند دارند به طرز فجیع و وحشتناکی کشته می شوند. یک نفر از باند اوّل، اتومبیلش را ده قدم پایین تر از در خانۀ یک نفر از باند دوّم پارک کرده است و خودش، توی تاریکی شب، پشت اتومبیلش انتظار می کشد. همینکه یارو دم در با زنش خدا حافظی کرد و بچّۀ شیرخوره اش را توی بغل زنش بوسید و راه افتاد، هنوز زنش تو نرفته و در را نبسته، آن یکی از پشت اتومبیل خودش می پرد جلو و کاردش را تا دسته فرو می کند توی قلب یارو. بعد هم به سرعت برق کارد را از سینۀ یارو می کشد بیرون و همینکه یارو با یک نالۀ دردناک افتاد کف پیاده رو، خم می شود و با همان کارد سر یارو را می برد و می گذارد روی سینه اش و بدو می نشیند توی اتومبیلش و می زند به چاک.
همۀ این ماجرا در فاصله ای صورت می گیرد که زن یارو، بچّه به بغل، خودش را می رساند به شوهرش، ببیند چه اتّفاقی برایش افتاده است. شما دست روی چشمهاتان می گذارید و قلبتان از وحشت و نفرت به تاپ تاپ می افتد. بلند بلند می گویید:
«لعنت به این جانیهای قسی القلب خدا نشناس بی دین و ایمان! شیطان هم از اینها گریزان است!» من این حرفهای شما را می شنوم، امّا چیزی نمی گویم.
شما که تا اینجای فیلم را دیده اید، حالا به تماشاتان ادامه می دهید که ببینید چی به سر این جانی قسی القلب خدا نشناس بی دین و ایمان می آید تا دلتان خنک بشود.
یک دقیقه بعد می بینید یارو اتومبیلش را جلوی یک کلیسا نگهداشت، آمد بیرون، رفت توی کلیسا، جلو مجسّمۀ عیسای مصلوب زانو زد و شروع کرد به دعا خواندن. بر می گردید و با حیرت به من نگاه می کنید و می گویید:
«می شود باور کرد؟ این جانی بدتر از حیوان درنده چه طور می تواند پایش را توی کلیسا بگذارد؟ چه طور می تواند اسم خدا را به زبان بیاورد؟ بروند جنایتهاشان را بکنند و دیگر اقّلاً کاری به کار خدا نداشته باشند! گفتم، شیطان هم از اینها گریزان است!»
من همان طور ساکت به شما نگاه می کنم. شما تاب نمی آورید و می گویید: «این باندهای مافیایی بیشترشان یا همه شان اصلشان ایتالیایی است، و تازه کاتولیک دو آتشه هم هستند. نمی دانم چه طور می توانند با این همه دزدی و فساد و کثافتکاری و جنایت، بازهم توی کلیسا زانو بزنند، دعا بخوانند و روی سینه شان صلیب بکشند؟»
من که گوشم به شماست، بازهم ساکت به شما نگاه می کنم و سرم را تکان می دهم. شما می گویید: «انگار هر کدام از اینها دو تا آدم است و این دوتا باهم هیچ رابطه ای ندارند. هرکدام کار خودش را می کند و در عین حال با هم کنار می آیند.»
در این موقع توی فیلم، یارو که توی کلیسا از گناه پاک شده است، حالا سبکروح دارد از پلّه های جلو کلیسا می آید پایین تا با وجدان راحت برود پیش زن و بچّه اش، که یکدفعه، دو نفر از شیشۀ جلو اتومبیلی که از راه می رسد، در یک نیش ترمز به رگبار گلوله اش می بندند و می زنند به چاک.
شما نفسی به راحت می کشید و می گویید: «به جزاش رسید!»
و من باز همان طور ساکت به شما نگاه می کنم.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/arts/2013/04/130412_l93_letter_from_london_337.shtml
شیوه ای تازه برای دسترسی به سایت بی بی سی از ایران
در این بخش نسخه کامل برنامه چشم انداز بامدادی رادیو فارسی بیبیسی، شامل مجموعهای از اخبار، گزارش و تحلیل به صورت پادکست برای دانلود و اشتراک در اختیار شما قرار می گیرد.
محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی استعفای سلام فیاض، نخست وزیر این تشکیلات را پذیرفته است. اختلافات میان محمود عباس و سلام فیاض اخیرا شدت گرفته بود.
جواد فاضل لنکرانی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که یک تشکیل مذهبی محافظه کار در ایران است، از وضعیت جاری در کشور انتقاد کرده و به طور تلویحی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران را مسئول آن دانسته است.
گفتهها و شنیدهها؛ ۶۱ روز تا انتخابات ریاست جمهوری
روزنامه بهار از رسانه های نزدیک به اصلاح طلبان خبر داده که نعیمه اشراقی (نوه آیت الله خمینی) و محسن هاشمی (فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی) از جمله شناخته شدهترین نامزدهای احتمالی اصلاح طلبان در انتخابات شورای شهر تهران هستند.
دولت آمریکا اعلام کرد سه شرکت کشتیرانی بینالمللی را که دو سال قبل به دلیل کمک به جریان انتقال نفت ایران تحریم کرده بود، از فهرست تحریمها خارج کرده است. این سه شرکت (متعلق به سنگاپور، موناکو، و لیبریا) متعهد شدهاند دیگر در چنین فعالیتهایی مشارکت نکنند.
صدها نفر از مخالفان سیاستهای مارگارت تاچر، نخست وزیر سابق بریتانیا در مرکز لندن تجمع کردند و شعارهایی علیه او سر دادند. حضور پلیس و نیروهای امنیتی در این منطقه محسوس است.
در آستانه مسابقات فرمول یک، هزاران بحرینی با ریختن به خیابانهای منامه، و مناطق دیگر، خواهان اصلاحات دموکراتیک شدند. پلیس بحرین با گاز اشکآور و بمب صوتی به پراکندن تظاهرکنندگان پرداخت.
قاضی که قرار بود امروز به تقاضای تجدیدنظر حسنی مبارک، رئیس جمهور سابق مصر رسیدگی کند، از رسیدگی به این پرونده انصراف داده است. آقای مبارک در ژانویه سال جاری نسبت به صدور حکم حبس ابد تقاضای تجدید نظر کرده بود.
پاپ فرانسیس، رهبر جدید کلیسای کاتولیک، گروهی از روحانیون برجسته را برای مشاوره درباره اصلاح ساختاری واتیکان انتخاب کرده است. از انجام آخرین تغییرات ساختاری عمده در واتیکان نزدیک به ۵۰ سال میگذرد.
در حالی که چین بر حل صلح آمیز تهدیدات کره شمالی تاکید می کند، آمریکا با هر گونه مذاکره ای با کره شمالی تا توقف فعالیت های هسته ای آن کشور مخالفت کرده است.
بنظر میرسد که بهار عربی از کنار عربستان سعودی گذشته باشد. با اینکه انتقادهایی زیادی به وضعیت حقوق بشر در این کشور مطرح شده، و نرخ بیکاری رو به افزایش است، خاندان سلطنتی حاکم قدرت را بطور مطلق در اختیار دارد.
دولت افغانستان قرار است شهرک ویژهای برای اقلیتهای سیک و هندو این کشور در شهر کابل بسازد. خانم انار کلی هنریار، نماینده اقلیت سیک در مجلس سنای افغانستان، در جریان جشن ویساک در کابل صحبت میکرد.
شهر غزنی در جنوب افغانستان طی مراسمی ویژه رسما به عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن جهان اسلام در سال ۲۰۱۳ نامگذاری شد. سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی کشورهای اسلامی (آیسسکو) در سال ۲۰۰۷ غزنی را به عنوان مرکز فرهنگ و تمدن جهان اسلام در سال ۲۰۱۳ انتخاب کرده بود.
نامگذاری غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی اسلام در آسیا در سال ۲۰۱۳، موضوع مهم برای غزنی، مردم افغانستان و جامعه ملل که سهمی در اشتراکات فرهنگی دارند از اهمیت بالایی برخوردار است.
امور جنسی بیهیچ شک و شبههای جایگاه تعیینکنندهای در تاریخ ایران داشته است و به علاوه نمیتوان بدون توجه به موضوع روابط همجنسگرایانه صرفاً درباره جنسیت و حقوق زنان، به ویژه حقوق آنها در چارچوب ازدواج، سخن گفت.
بیش از ۷۰ ماسک متعلق به یک قبیله بومی آمریکایی در یک حراجی در پاریس فروخته شد که یک خریدار، تنها برای یکی از آنها مبلغ ۱۶۰ هزار یورو پرداخت. وکلای قبیله هوپی گفتند این ماسکهای 'مقدس' دزدیده شدهاند و از برگزارکنندگان خواسته بودند که حراجی را لغو کنند.
گوگل این اختیار را به کاربرانش میدهد که درباره سرنوشت اطلاعات خود پس از مرگشان، یا عدم فعالیت آنلاین طولانی مدت، تصمیم بگیرند و بگویند آیا باید این اطلاعات پس از یک دوره زمانی مشخص پاک شود و یا این که امکان دسترسی به آنها به فردی دیگر منتقل شود.
شیوه ای تازه برای دسترسی به سایت بی بی سی از ایران:
شرکت سایفون به تازگی پروژه ای آزمایشی را برای دسترسی کاربران داخل ایران به سایت فارسی اجرا کرده است.
برنامه کم حجمی که سایفون ارائه کرده، روی سیستم های عامل ویندوز و اندروید قابل نصب و استفاده است.
مراحل نصب برنامه:
ا. ایمیلی به این نشانی بفرستید: down...@psiphon3.com
۲. لازم نیست که در قسمت موضوع (subject) یا داخل ایمیلتان متنی نوشته شود. تنها کافی است ایمیلی خالی به نشانی down...@psiphon3.com ارسال کنید.
۳. پس از ارسال این ایمیل، یک پیام خودکار به شما ارسال می شود که در آن، لینک هایی برای دریافت برنامه به زبان های مختلف وجود دارد. شما باید روی لینک مربوط به زبان فارسی کلیک کنید. فایل مربوط به برنامه همچنین به این ایمیل پیوست خواهد بود که می توانید آن را در رایانه خود ذخیره و سپس اجرا کنید.
۴. مرحله آخر، کلیک کردن روی آن لینک و اجرای برنامه است.
۵. وقتی که برنامه بسته می شود، ارتباط با سایفون به طور خودکار قطع خواهد شد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/services/2012/12/121210_psiphon_windows_android.shtml
برنامه رادیویی چشم انداز بامدادی بی بی سی فارسی، هر روز صبح از ساعت ۲:۳۰ تا ۴:۳۰ به وقت گرینویچ و ۷ تا ۹ صبح به وقت تهران و کابل، از سایت فارسی بی بی سی، فرکانس های پخش ماهواره ای تلویزیون فارسی بی بی سی، فرکانس رادیویی ۱۱۷۲۷ عمودی بر روی ماهواره هاتبرد، و نیز امواج کوتاه و متوسط رادیویی پخش می شود.
پادکست چشم انداز بامدادی شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۲، برابر با ۱۳ آوریل ۲۰۱۳ میلادی را از این لینک دانلود کنید:
http://downloads.bbc.co.uk/podcasts/worldservice/jjn/jjn_20130413-0236a.mp3
برای دانلود کردن قسمتهای پیشین این برنامه اینجا را کلیک یا به صفحه زیر مراجعه کنید:
http://www.bbc.co.uk/podcasts/series/jjn
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/institutional/2011/04/000001_dawn_podcast.shtml
فيلتر شکن برای دسترسی به متن و تصاوير وبسايت فارسی بیبیسی
فيلتر شکن برای تماشای برنامه های تلويزيون فارسی بی بی سی به صورت آنلاين
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/tv/2009/12/091224_bbcpersian_proxy.shtml
محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی استعفای سلام فیاض، نخست وزیر این تشکیلات را پذیرفته است.
وفا، خبرگزاری رسمی فلسطینی گفته است که آقای عباس از سلام فیاض خواسته تا زمان تشکیل دولت جدید به کار خود ادامه دهد.
محمود عباس تا چند روز آینده نخستوزیر جدید دولت خودگردان فلسطینی را معرفی خواهد کرد.
او برای پذیرش این استعفا چند روز صبر کرد.
اختلافات میان محمود عباس و سلام فیاض اخیرا شدت گرفته بود.
این اختلافات به خصوص پس از کنارهگیری وزیر دارایی دولت خودگردان فلسطینی و تفاوت دیدگاههای این دو در مورد سیاستهای اقتصادی بیش از پیش شده بود.
سلام فیاض با کنارهگیری نبیل قسیس، وزیر دارایی موافقت کرده بود اما محمود عباس از او دوباره خواست تا به کار خود ادامه دهد.
این امر به گفته کارشناسان، به چالش گرفتن اختیارات نخست وزیر در امور اداره دولت بود.
موافقت آقای عباس با این استعفا در حالی صورت گرفته که جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا در سفر اخیرش به منطقه سعی کرد تا میان این دو آشتی ایجاد کند.
سلام فیاض ۶۱ ساله از سال ۲۰۰۷ تا کنون نخست وزیر مناطق فلسطینی بوده است. او از نظر گرایشات سیاسی، مستقل بود و به هیچ یک از جناحهای سیاسی فلسطینی تعلق نداشت.
جواد فاضل لنکرانی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که یک تشکیل مذهبی محافظه کار در ایران است، از وضعیت جاری در این کشور انتقاد کرده و به طور تلویحی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران را مسئول آن دانسته است.
او فرزند محمد فاضل لنکرانی، یکی از مراجع تقلید شیعه قم است که در سال ۱۳۸۶ درگذشت. خبرگزاری خانه ملت وابسته به مجلس ایران از عنوان "آیت الله" برای جواد فاضل لنکرانی استفاده کرده است.
به گزارش خبرگزاری خانه ملت، آقای فاضل لنکرانی در دیدار با علی لاریجانی رئیس مجلس گفته "اگر شورای نگهبان دو دوره قبل [سال ۱۳۸۴] در انتخابات ریاست جمهوری به وظیفه خود درست عمل می کرد، وضعیت کشور اینگونه نبود."
در این دوره محمود احمدی نژاد که شهردار تهران بود با حضور در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری که برای اولین بار به دور دوم کشیده شد در رقابت با اکبر هاشمی رفسنجانی، پیروز انتخابات و رئیس جمهور ایران شد.
جواد فاضل لنکرانی در دیدار با علی لاریجانی، نماینده قم و رئیس مجلس ایران این انتقادات را مطرح کرده است.
آقای فاصل لنکرانی گفته "اکنون شاهد هستیم عده ای تلاش می کنند تا نقش مراجع و روحانیت را در امور کشور به بهانه اینکه برای حفظ شأن روحانیت نباید آنها در امور سیاسی نظر دهند کمرنگ کنند و می گویند مراجع ساکت باشند در حالی که روحانیت به ویژه مراجع عالیقدر همواره در رأس قرار دارند و همیشه در کنار مردم بوده و صدای آنها بوده اند."
اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که عمده آنها زمانی از حامیان محمود احمدی نژاد محسوب می شدند، در ماه های اخیر انتقادات صریحی از آقای احمدی نژاد کرده اند.
محمد یزدی، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در جریان حضور آقای احمدی نژاد در مراسم وداع با پیکر هوگو چاوز، رئیس جمهور درگذشته ونزوئلا و در آغوش گرفتن مادر آقای چاوز به تندی از او انتقاد کرده بود.
آقای یزدی گفته بود "امام زمان که ایشان سخنان خود را با نام آن حضرت شروع و ختم میکند در این کشور یک نایب زنده، حاضر، مدیر و مدبر دارد که تصمیمگیرنده است، کسی نمیتواند بگوید تابع امام زمان هستم ولی از نظرات ولی فقیه بالفعل تبعیت نکند. . . تصمیم ایشان تصمیم امام زمان است."
منظور آقای یزدی از نایب امام زمان در حال حاضر آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران است.
آقای یزدی گفته بود "اظهار نظرهایی که ایشان [محمود احمدی نژاد] داشته و دارند گاهی منشأ نگرانیهایی است که حتی دوستان و علاقمندان را نگران میکند و در این زمینه در حوزههای علمیه و جامعه مدرسین در این خصوص بحث شده و نگرانیهایی مطرح شده است."
آقای احمدی نژاد چه در زمانی که شهردار تهران بود و چه پس از آغاز دوران ریاست جمهوری اش، خود را یکی از معتقدان جدی بازگشت نزدیک امام دوزادهم شیعیان نشان داده است.
اغلب سخنرانی های او در محافل داخلی و مجامع جهانی با ذکر و دعایی درباره ظهور امام زمان و به زبان عربی بوده است. برخی از روحانیون محافظه کار در ایران گفته های آقای احمدی نژاد درباره امام دوازدهم را موجب بی توجهی به روحانیون و ولی فقیه تعبیر کرده اند که مطابق تعابیر رسمی در ایران، جانشین امام غایب شیعیان است.
یک سال پیش هم با افزایش میزان تورم و آغاز گرانی های کم سابقه در ایران، شماری از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در نامه ای به امضای محمد یزدی رئیس این شورا از محمود احمدی نژاد، خواسته بود که "ضمن تبادل نظر با کارشناسان اقتصادی جلوی گرانیها و افزایش قیمتهای موجود را بگیرد تا به خواستههای مردم شریف جامعه عمل پوشانده شود."
ابوترابی فرد: هیچکس به اندازه من بر امور کشور تسلط ندارد
محمد حسن ابوترابی فرد نایب رئیس مجلس که خود را برای ریاست جمهوری نامزد کرده در اصفهان گفته که "هیچ کدام از کاندیداهای ریاست جمهوری به اندازه من بر امور کشور تسلط و آگاهی ندارند."
به گزارش خبرگزاری فارس آقای ابوترابی فرد در پاسخ به سئوالی مبنی بر این که برخی می گویند که آیت الله بهجت به خواب شما آمده اند و شما را از کنار کشیدن از صحنه انتخابات منع کرده اند، گفت که "من این مسئله را شنیده بودم این یک بد اخلاقی سیاسی است."
آقای ابوترابی فرد همراه با محمدرضا باهنر، منوچهر متکی، یحیی آل اسحاق و مصطفی پورمحمدی اعضای یک ائتلاف پنج نفره از اصولگرایان هستند. هر پنج نفر برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری اعلام نامزدی کردهاند.
باهنر: مصلحت نیست هاشمی کاندیدا شود
محمد رضا باهنر نایب رئیس دیگر مجلس و عضو ائتلاف پنج نفره گفته که "هاشمی مصلحت نیست کاندیدا شود و کاندیدا شدن او یکی از بزرگترین اشتباهات سیاسی او خواهد بود."
به گزارش خبرگزاری فارس آقای باهنر گفته که "اگر هاشمی و خاتمی تائید صلاحیت شوند به طور قطع ترکیب زمین بازی انتخابات عوض میشود."
آقای باهنر تاکید کرده که "در جریان فتنه، هاشمی سکوت معناداری همراه با رضایت داشته و به نوعی می توان گفت هاشمی یک پدیده است."
آقای باهنر در نشست دیگری با حضور اعضای حزب موتلفه در خراسان گفت "(حسن) روحانی اگر چه وابستگی به اصلاح طلبان نداشته، لیکن جریان اصلاح طلب تلاش می کند تا وی را به عنوان هاشمی دیگر وارد عرصه انتخابات کند."
شورای نگهبان: تخلفات تبلیغاتی زودرس کاندیداها را رصد می کنیم
علیرضا نیلچی مدیر کل امور انتخابات شورای نگهبان به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته که "شورای نگهبان تخلفات تبلیغاتی زودرس کاندیداها را رصد می کند و این موارد در بررسی صلاحیت ها مد نظر قرار گیرد."
شورای نگهبان ناظر انتخابات ریاست جمهوری است و بر اساس قانون، شورای نگهبان صلاحیت نامزدهای انتخابات را تائید می کند و نتیجه انتخابات نیز با تائید شورای نگهبان قانونی است.
گرامی: ردصلاحیت آدمهای خدمتگزار معنا ندارد
محمدعلی گرامی استاد حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرگزاری ایلنا در پاسخ به اظهار نظر برخی از اصولگرایان تندرو که معتقدند محمد خاتمی باید رد صلاحیت شود، گفت: اگر سابق افراد نشان داده که آدمهای خدمت گذاری هستند، رد صلاحیت معنا ندارد.
آقای گرامی گفت "کسی که به عنوان رئیس جمهور انتخاب می شود نباید به دنبال اختلاف انداختن در جامعه و رعایت نکردن مباحث اخلاقی و خدشه دار کردن وحدت جامعه باشند."
حداد عادل: من هاشمی بودم نامزد نمی شدم
غلامعلی حداد عادل رئیس پیشین مجلس که نامزد ریاست جمهوری است در پاسخ به این سئوال که گفته شده است که آقای هاشمی در روزهای نزدیک به ثبت نام کاندیداتوری خود را اعلام خواهد کرد توصیه شما به ایشان چیست گفت: "وصیه باید زمانی صورت گیرد که طرف مقابل حاضر به شنیدن آن باشد و به آن توجه کند."
بنابر گزارش خبرگزاری مهر آقای حدادعادل که در نشست خبری خبرگزاری فارس شرکت داشت به خبرنگاران گفته که "اگر من در سن و سال هاشمی بودم نامزد نمی شدم."
آقای حداد عضو ائتلاف سه نفرهای است که در آن محمدباقر قالیباف شهردار تهران و علی اکبر ولایتی مشاور بین الملل رهبر ایران در آن عضو هستند.
این نماینده مجلس همچنین از برنامه ریزی دولت احمدی نژاد برای برگزاری مراسم تشکر از دست اندرکاران سفرهای نوروزی در ورزشگاه ۱۰۰ هزار نفری آزادی گفته که "این را خلاف شعارهای صرفه جویی دولت می دانم. فکر می کنم اگر ۱۰۰ هزار نفر هر نفری ۵۰۰ هزار تومان هزینه بر دوش ملت بگذارند برای آمدن به تهران و اقامت در این شهر این یک رقم بالایی می شود احتیاجی نیست برای تشکر از دست اندرکاران سفرهای نوروزی یک چنین لشکر کشی صورت بگیرد."
توفیقی: نظر خاتمی این است که سخت است بیاید
جعفر توفیقی (وزیر علوم در دولت خاتمی) و رییس ستاد انتخاباتی محمدرضا عارف درباره این که اصلیترین رقیب اصلاحطلبان در انتخابات آینده چه کسانی هستند، گفته: "اگر جریان دولت وارد انتخابات شود، اصلیترین رقیب اصلاحطلبان خواهد بود."
روزنامه بهار به نقل از آقای توفیقی در خصوص حضور خاتمی در انتخابات نوشته "پیشبینی سختی است، ایشان هر دو گزینه را بررسی میکنند، اینکه خودشان بیایند یا به عنوان رهبر اصلاحطلبان از شخص دیگری حمایت کنند. خود ایشان هم نظرشان این است که در شرایط فعلی سخت است که بیایند."
محسن رضایی: من ائتلاف همه برای هم را ترجیح می دهم
محسن رضایی، فرمانده سابق سپاه پاسداران و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در خراسان گفته که رابطه ای با سپاه ندارد: " از سپاه استعفا دادم و دست خالی بیرون آمدم."
آقای رضایی که دو دوره قبل نامزد ریاست جمهوری بوده، گفت که چهار سال آینده "جزو سخت ترین سالهای پیش رو" است و موفقیت بعد از انتخابات از موفقیت در هنگام انتخابات اهمیت بیشتری دارد و "من ائتلاف همه برای هم را ترجیح می دهم."
بنابر گزارش خبرگزاری فارس او گفته که "ائتلافهای کنونی را سرآغاز اختلافات جدید میدانم که در آینده کشور برای ما مشکل ساز خواهد شد."
اصولگرایان در چند ائتلاف جداگانه فعال هستند اما محسن رضایی در هیچ ائتلافی حضور ندارد.
ائتلاف ۱+۲متشکل از علی اکبر ولایتی، غلامعلی حداد عادل و محمدباقر قالبیاف است و ائتلاف ۵ نفره از محمدرضا باهنر، منوچهر متکی، یحیی آل اسحاق، مصطفی پورمحمدی و محمدحسین ابوترابی فرد تشکیل شده است. گروهی از حامیان سابق آقای احمدی نژاد نیز در جبهه پایداری عضو هستند و گفته می شود که دولت نیز نامزد خود را در انتخابات ریاست جمهوری خواهد داشت.
پور محمدی: هیچکس حق ندارد انتخابات را مهندسی کند
مصطفی پور محمدی، رئیس سازمان بازرسی نیز که نامزدی خود را برای ریاست جمهوری اعلام کرده گفته که هیچکس حق ندارد که انتخابات را مهندسی کند.
به گزارش خبرگزاری مهر آقای پور محمدی در مشهد گفته که "رهبر معظم انقلاب فرمودند که هیچکس حق ندارد انتخابات را مهندسی و از امکانات و ظرفیت دولت به منظور تاثیر گذاری بر انتخابات هزینه کند چرا که در حقیقت این مردم هستند که انتخابات را مهندسی و رقم می زنند."
در اواخر سال گذشته علی سعیدی، نماینده رهبر ایران در سپاه پاسداران، گفته بود که این نیروی نظامی "چارچوبها و معیارها" را در انتخابات تبیین میکند اما تاکید کرده بود که "این به معنای دخالت در انتخابات نیست بلکه وظیفه ذاتی ما مهندسی معقول و منطقی انتخابات است."
این سخنان با واکنش های متعددی از سوی گروههای سیاسی و دولت محمود احمدی نژاد روبه رو شد.
لنکرانی: شورای نگهبان در سال ۸۴ به وظیفه اش درست عمل نکرد
جواد فاضل لنکرانی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در دیدار با علی لاریجانی، رئیس مجلس گفت که "اگر شورای نگهبان در انتخابات سال ۸۴ درست عمل می کرد وضعیت کشور این گونه نبود."
خانه ملت، وبسایت وابسته به مجلس از قول آقای لنکرانی نوشته که "عده ای تلاش می کنند تا نقش مراجع روحانیت را در امور کشور به بهانه اینکه برای حفظ شان روحانیت نباید آنها در امور سیاسی نظر دهند، کمرنگ کنند و می گویند مراجع ساکت باشند در حالی که روحانیت به ویژه مراجع عالیقدر همواره در راس قرار دارند و همیشه در کنار مردم بوده و صدای آنها بوده اند."
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130413_ir92_61_dayto.shtml
روزنامه بهار که از رسانه های نزدیک به جریان اصلاحات در ایران است در شماره شنبه بیست و چهارم فروردین به نقل از منابع غیر رسمی از از جمعبندی اصلاحطلبان برای حضور در این دوره از انتخابات شوراها خبر داده است.
بر اساس گزارش این روزنامه، نعیمه اشراقی (نوه آیت الله خمینی) و محسن هاشمی (فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی) از جمله شناختهشدهترین نامزدهای احتمالی اصلاح طلبان در انتخابات شورای شهر تهران هستند.
جواد اطاعت (از مدیران وزارت کشور در دوره محمد خاتمی)، مهدیحجت (معاون وزارت مسکن در دوره محمد خاتمی)، سهیلا جلودارزاده (از نمایندگان دوره هشتم مجلس شورای اسلامی)، محمد باقرنوبخت (دبیرکل حزب اعتدال و توسعه)، محمدجواد حقشناس (از چهره های حزب اعتماد ملی به دبیرکلی مهدی کروبی)، مرتضیحاجی (وزیر آموزش و پرورش دولت خاتمی) و مرتضی بانک (معاون وزارت امور خارجه در دوره کمال خرازی) هم از دیگر نامزدهای احتمالی اصلاح طلبان در انتخابات شورای شهر محسوب می شود.
هادی ساعی (عضو سابق تیم ملی تکواندو و از اعضای فعلی شورای شهر تهران)، معصومه ابتکار، احمد مسجدجامعی (هر دو عضو کابینه محمد خاتمی و از اعضای فعلی شورای شهر تهران) در فهرست احتمالی که روزنامه بهار منتشر کرده، حضور دارند.
روزنامه بهار در گزارش خود گفته است که در فهرست اصولگرایان مهدی چمران (رئیس فعلی شورای شهر تهران و از هواداران محمدباقر قالیباف شهردار تهران) و حسن بیادی (عضو فعلی شورا) و چهره هایی از نزدیکان محمدرضا باهنر (نایب رئیس مجلس شورای اسلامی ) حضور خواهند داشت.
این روزنامه از قول "محافل خبری" نوشته که هدیه تهرانی (بازیگر سینما) حمید استیلی، و علی دایی (از فوتبالیست های سابق تیم ملی) حسین رضازاده (قهرمان سابق وزنه برداری جهان) تعدادی از نامزدهای مورد نظر دولت محمود احمدی نژاد برای ورود به شورای شهر تهران هستند.
چهارمین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا قرار است همزمان با انتخابات ریاست جمهوری ایران در روز جمعه ۲۴ خرداد برگزار شود.
این دوره از انتخابات شوراها با تاخیری حدودا دو ساله برگزار می شود.
بنابر مصوبه مجلس ایران در تابستان سال ۱۳۸۹، انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات شوراهای شهر و روستا همزمان برگزار می شود.
ثبتنام از نامزدهای چهارمیندوره انتخابات شوراهای شهر و روستا از دوشنبه ۲۶ فروردین آغاز میشود و به مدت چهار روز هم ادامه خواهد داشت.
رسیدگی و بررسی صلاحیت نامزدهای انتخابات شوراها بر خلاف نامزدهای دیگر انتخابات در ایران بر عهده شورای نگهبان نیست و هیاتی متشکل از نمایندگان مجلس بر آن نظارت دارند.
انتخابات شوراها به دلیل کثرت کرسی های نمایندگی در شهرها و روستاهای ایران بیشترین تعداد نامزدهای نمایندگی را دارد.
شوراهای شهر و روستا در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پیش بینی شده بود اما انتخابات آن با ۲۰ سال تاخیر در اسفند ۱۳۷۷ توسط دولت محمد خاتمی برگزار شد و نخستین دوره شوراها در بهار سال ۱۳۷۸ آغاز شد.
اولین دوره انتخابات شوراها در تهران با پیروزی اصلاح طلبان همراه بود اما در دورههای دوم و سوم آن اصولگرایان برنده انتخابات شدند.
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور فعلی ایران توسط شورای شهر دوم تهران به عنوان شهردار پایتخت انتخاب شد و دو سال پس از آن با پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴، جانشین محمد خاتمی شد.
دولت آمریکا اعلام کرده است سه شرکت کشتیرانی بینالمللی را که دو سال قبل به دلیل کمک به جریان انتقال نفت ایران تحریم کرده بود، از فهرست تحریمها خارج کرده است.
وزارت امور خارجه آمریکا روز جمعه اعلام کرد تحریم های اعمال شده علیه این سه شرکت (متعلق به سنگاپور، موناکو، و لیبریا) پس از آن لغو شد که این شرکتها متعهد شدند دیگر در چنین فعالیت هایی مشارکت نکنند.
آنها در سپتامبر سال ۲۰۱۰در معاملهای دخالت داشتند که طی آن نفتکشی به ارزش بیش از هشت و نیم میلیون دلار برای شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی خریداری شده بود.
بنا بر اطلاعیه وزارت خارجه آمریکا این سه شرکت در ماه مه سال ۲۰۱۱ تحریم شدند و از آن زمان، برای آنکه نشان دهند فعالیت هایشان در راستای قوانین تحریمی آمریکاست، دست به اقدامات قابل توجهی زدهاند.
بنابر گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، در فهرست اولیه تحریمها، از یک شرکت اسرائیلی نیز در این معامله نام برده شده بود اما این شرکت هر گونه دست داشتن در آن را تکذیب کرد. پس از آن، وزارت خارجه آمریکا با اصلاح فهرست تحریمها تصریح کرد که شرکت اسرائیلی در معامله خرید نفتکش برای ایران دخالت نداشته است.
علاوه بر آمریکا، سازمان ملل و کشورهای غربی نیز شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی را تحریم کردهاند.
سازمان ملل در سال ۲۰۱۰ با تصویب قطعنامه ۱۹۲۹ تحریم هایی علیه ایران اعمال کرد که محدودیتهایی علیه کشتیرانی جمهوری اسلامی نیز در آن در نظر گرفته شد.
اتهام کشتیرانی جمهوری اسلامی مشارکت در حمل اسلحه و محموله های نظامی به ویژه مرتبط با برنامه هسته ای ایران است و بنابر قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل، دولت ها می توانند در صورتی که به محموله یک کشتی ایرانی شک کنند، آن را بازرسی کنند.
بنابر این قطعنامه، کشورها می توانند بر اساس قوانین بین المللی کشتی ها را در آب های آزاد بازرسی، توقیف و در صورت لزوم بار آنها را نابود کنند.
محدودیت هایی که برای کشتیرانی جمهوری اسلامی وضع شده به گونه ای است که به کشورها اجازه می دهد حتی از تحویل سوخت یا خدمات دیگر به کشتی های ایرانی خودداری کنند.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130413_l20_sanctions_ships.shtml
صدها نفر از مخالفان سیاستهای مارگارت تاچر، نخست وزیر سابق بریتانیا در میدان ترافالگار در مرکز لندن تجمع کردند و شعارهایی علیه او سر دادند.
مارگارت تاچر، نخستوزیر پیشین بریتانیا، روز دوشنبه، ۸ آوریل در سن ۸۷ سالگی به دنبال سکته مغزی درگذشت.
معترضان که در میان آنها دانشجویان، مخالفان سرمایهداری و معدنکاران سابق دیده میشدند، در این میدان از مرگ نخست وزیر سابق بریتانیا ابراز شادمانی کردند.
پلیس و نیروهای امنیتی همراه با پلیس لباس شخصی در این میدان حضور گستردهای دارد.
میدان ترافالگار لندن در سال ۱۹۹۰ صحنه ناآرامیهای گستردهای در اعتراض به وضع مالیاتهای جدید توسط دولت خانم تاچر بود.
خبرگزاری آسوشیتدپرس میگوید معترضان به سیاستهای خانم تاچر از سالها پیش وعده داده بودند که در اولین شنبه پس از مرگ او در میدان ترافالگار در مرکز لندن جمع خواهند شد.
این خبرگزاری گفته که گروهی از این معترضان به نوشیدن شامپاین پرداخته و آواز خواندهاند.
این افراد همچنین به نحوه برگزاری مراسم تدفین خانم تاچر اعتراض کردهاند.
برای خانم تاچر تشییع جنازهای همتراز دایانا، همسر سابق ولیعهد بریتانیا، و ملکه مادر (مادر ملکه الیزابت) برگزار خواهد شد.
مراسم تدفین با تشریفات نظامی در کلیسای جامع پولس لندن برگزار خواهد شد و قرار است ملکه بریتانیا نیز در آن شرکت کند.
مارگارت تاچر اولین و تنها نخستوزیر زن بریتانیا و رهبر حزب محافظهکار بریتانیا بود و به "بانوی آهنین" شهرت داشت.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130413_an_thatcher_demo.shtml
در آستانه مسابقات فرمول یک گراند پری، هزاران بحرینی با ریختن به خیابانهای منامه، و مناطقی دیگر، خواهان اصلاحات دموکراتیک شدند.
پلیس بحرین با گاز اشکآور و بمب صوتی به پراکندن تظاهرکنندگان پرداخت.
مخالفان در بحرین قصد دارند از مسابقات فرمول یک به عنوان فرصتی برای نشان دادن اعتراض خود استفاده کنند.
وبسایت گروه وفاق، از عمدهترین گروههای شیعه مخالف، میگوید که در برخورد پلیس با تظاهرکنندگان یک پسر بچه ۱۴ ساله به شدت زخمی شده است.
تظاهرکنندگان شعارهایی نظیر "نه به دیکتاتوری"، "دموکراسی حق ما است" و "مرگ بر رژیم" سر دادند.
گروههای حقوق بشری میگویند از فوریه ۲۰۱۱ که اعتراضات علیه حکومت بحرین آغاز شده، ۸۰ نفر کشته شدهاند.
سال گذشته نیز مسابقات فرمول یک بحرین به فرصتی برای نمایش مخالفت معترضان تبدیل شده بود. برخی خواهان لغو این مسابقات بودند،
با این حال این مسابقات برگزار شد.
حکومت بحرین برای سرکوب مخالفان در اوج اعتراضات از نیروهای امنیتی و نظامی عربستان سعودی کمک گرفت.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130413_l45_bahrain_unrest.shtml
قاضی دادگاهی که قرار بود امروز حسنی مبارک، رئیس جمهور سابق مصر را در قاهره محاکمه کند، از رسیدگی به این پرونده انصراف داد.
براساس گزارشهای دریافتی، دقایقی پس از این که آقای مبارک با برانکارد به دادگاه منتقل شد، مصطفی حسن عبدالله، قاضی دادگاه اعلام کرد که این محاکمه را به دادگاهی دیگر ارجاع داده است.
قاضی دادگاه در توضیح علت این تصمیم گفته است از آن جایی که در بررسی این پرونده احساس "نگرانی" میکند، ترجیح میدهد که این پرونده را به دادگاه تجدید نظر در قاهره ارجاع بدهد.
اعلام این خبر باعث بروز تشنج در صحن دادگاه شد.
خبرنگار بی بی سی میگوید از آنجا که گمانه زنی هایی مبنی بر این که مصطفی حسن عبدالله نمیتواند در روند رسیدگی بیطرف عمل کند، وجود داشت، بعضی از مقامات دادگاه انتظار داشتند که او رسیدگی به این پرونده را به دادگاه دیگری ارجاع دهد.
آقای مبارک در ژوئن سال گذشته به اتهام سوءاستفاده مالی و صدور دستور کشتار تظاهرکنندگان در جریان اعتراضات مصر محاکمه و به حبس ابد محکوم شد.
اما حسنی مبارک با طرح این موضوع که در جریان محاکمه اش قوانین رعایت نشده، علیه این حکم تقاضای تجدید نظر کرد و در ژانویه سال جاری دستور محاکمه مجدد او صادر شد.
تلویزیون دولتی مصر تصاویری از آقای مبارک را در حالی که با برانکارد به دادگاه آورده شد، نشان داده است.
قرار است جمال و علاء دو پسر آقای مبارک و حبیب العدلی، وزیر کشور سابق هم که با اتهاماتی مشابه روبرو هستند بار دیگر محاکمه شوند.
حبیب العدلی هم در جریان محاکمه سال گذشته به اتهام مشارکت در کشتار معترضان مصری به حبس ابد محکوم شد.
در جریان اعتراضات سال ۲۰۱۱ میلادی که به برکناری حسنی مبارک از ریاست جمهوری مصر منجر شد، دست کم ۸۵۰ نفر کشته شدند.
حسنی مبارک ۸۴ ساله که از نظر جسمانی در شرایط نامساعدی بسر می برد، در حال حاضر در یک بیمارستان نظامی در قاهره بسر میبرد.
آقای مبارک در جریان محاکمه اولش که ۱۰ ماه طول کشید، با برانکارد حضور یافت.
خانواده های معترضانی که در جریان اعتراضات سال ۲۰۱۱ کشته شدند از این که رئیس جمهور سابق مصر در مورد دستور کشتار معترضان محکوم شناخته نشد، ابراز نگرانی کرده اند.
خبرنگار بی بی سی معتقد است اخبار مربوط به محاکمه مجدد حسنی مبارک تحت الشعاع بی ثباتی سیاسی و نا امنی در کشور قرار گرفته است.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130413_l31_egypt_hosni_mubarak.shtml
پاپ فرانسیس، رهبر جدید کلیسای کاتولیک، گروهی از روحانیون برجسته را برای مشاوره درباره اصلاح ساختاری واتیکان انتخاب کرده است.
از انجام آخرین تغییرات ساختاری عمده در واتیکان نزدیک به ۵۰ سال میگذرد.
او هشت اسقف و کاردینال را برای این امر انتخاب کرده که تنها یکی از آنان هماکنون در واتیکان مقامی رسمی دارد.
ساختار اداری کلیسای کاتولیک، که آن را کوریا میخوانند، به دلیل ملاحظهکاری در برخورد با آزار جنسی کودکان توسط کشیشها با انتقادات زیادی مواجه بوده است.
یکی از دغدغههای کاردینالهایی که ماه گذشته پاپ فرانسیس را انتخاب کردند همین ناتوانیها در مقابله با بحرانهای کلیسا بود.
مطابق آنچه واتیکان اعلام کرده، ایده تشکیل گروه مشاوره از جلسههایی که کاردینالها پبش از انتخاب پاپ فرانسیس داشتند به ذهن او رسیده است.
رسوایی آزار و سوءاستفاده جنسی از کودکان، مشکلات مالی و درز اخبار سری کلیسا از جمله مسائلی بود که در دوره پاپ بندیکت برای کلیسای کاتولیک پیش آمد.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130413_l45_pope_vatican_reform.shtml
آمریکا و چین میگویند قصد دارند با همکاری یکدیگر شبه جزیره کره را "عاری از سلاح های هستهای" کنند.
در همین رابطه جان کری، وزیر خارجه آمریکا گفت که دو کشور موافقت کردند تا در مورد اتخاذ اقداماتی در این باره گفتگوهای بیشتری انجام دهند.
مسئول سیاست خارجی چین هم گفته است که بحران کره شمالی باید از طریق گفتگو و به روش صلح آمیز حل و فصل شود.
این در حالی است که آمریکا تا توقف فعالیتهای هستهای از سوی کره شمالی، با هرگونه مذاکره ای با آن کشور مخالف است.
جان کری در جریان تور آسیایی اش که از روز گذشته به کره جنوبی آغاز شد، گفت که چین، از متحدان نزدیک کره شمالی، باید از هر گونه اهرمی برای تحت فشار قرار دادن کره شمالی استفاده کند.
آقای کری از رهبران آن کشور همچنین خواست تا از نفوذ خود بر کره شمالی برای کاهش تنش های منطقهای استفاده کنند.
آقای کری در جریان دیدارش از چین با شی جین پینگ، رییس جمهور و ونگ ایی، وزیر خارجه دیدار و گفتگو کرد.
وزیر خارجه آمریکا در دیدار با رهبر چین گفت که جهان در "زمانی بحرانی" قرار دارد.
وزیر خارجه آمریکا در این دیدار از برنامه هستهای ایران، اوضاع سوریه، خاورمیانه و وضعیت اقتصادی در سراسر جهان به عنوان موضوعات چالش برانگیزی یاد کرد که ضرورت دارد کاری در مورد آن انجام شود.
آقای کری ضمن تاکید بر این که چین نفوذ زیادی بر کره شمالی دارد از آن کشور خواست تا از اهرم های موجود استفاده کند.
کره شمالی اخیرا در پاسخ به تحریمها علیه کشورش و همچنین مانور نظامی مشترک آمریکا و کره جنوبی، این دو کشور را به جنگ تهدید کرده است.
سفر چهار روزه آقای کری به کشورهای آسیایی در حالی صورت گرفته که گمانه زنی هایی در این مورد که کره شمالی خود را برای آزمایش موشکی جدیدی آماده می کند، وجود دارد.
در یکی از گزارش های محرمانه آمریکا که به بیرون درز کرده، آمده بود که کره شمالی قادر است موشک های میانبرد را به کلاهکهای هستهای مجهز کند، اما کارشناسان بر این باورند که این کشور فاقد دانش تولید تسلیحات اتمی قابل نصب بر روی موشک های دوربرد است.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130413_l31-kerry_china_northkorea.shtml
به نظر میرسد که بهار عربی از کنار عربستان سعودی گذشته باشد. با اینکه انتقادهایی زیادی به وضعیت حقوق بشر در این کشور مطرح شده، و نرخ بیکاری رو به افزایش است، خاندان سلطنتی حاکم قدرت را بطور مطلق در اختیار دارد. در اولین سفرم به این کشور بعد از ۹ سال نشانههای ظریفی از تغییر مشاهده کردم.
در ریاض اواخر بعد از ظهر است، یعنی تقریبا همان ساعتی از روز که ۹ سال پیش به ما حمله شد.
موقع پیاده شدن از هواپیما در فرودگاه فوق مدرن پایتخت سعی میکنم به این موضوع فکر نکنم. از همین ابتدا تفاوت محسوسی با دفعه قبلی که به اینجا آمده بودم، احساس میکنم. در سالن استقبال از مسافران چندین کافیشاپ زنجیرهای بینالمللی وجود دارد و مسافران غربی شلوار کوتاه بهپا دارند. حتی یکی از مأموران گمرک لبخند به لب داشت. شورشهای مرگباری که در اواسط دهه ۲۰۰۰ جان عده بسیاری را در این کشور گرفت، سرکوب شده، و پیکارجویان کشته، دستگیر یا به بیابانهای یمن رانده شده اند.
موقعی که تاکسی من به محله تجاری ریاض رسید، هوا تاریک شده بود. در آنجا به بقیه اعضای تیمم ملحق شدم. در این محله برج معروف فیصلیه قرار دارد. این آسمانخراش که بهشکل رواننویس طراحی شده، و به یکی از علائم مشخصه این شهر مدرن تبدیل شده است.
در زیر برج تابلوی نئونی فروشگاه هاروی نیکولز بهچشم میخورد. در داخل بازارچه سیستم تهویه مطبوع مشغول به کار است و زوجهای سعودی قدمزنان از کنار بوتیکهای مارکهای معروف مد و لباس زیرهای توری و ظریف رد میشوند. در عکسهای ویترین یکی از مغازهها صورت مانکنها شطرنجی شده است. این کار برای جلب نظر روحانیون سختگیر کشور انجام میشود که نمایش تصویر چهره انسان را حرام میدانند.
کلیت این صحنه در مقیاسی کوچک نشاندهنده تناقضات موجود در این کشور است. عربستان سعودی که بزرگترین تولید کننده و صادرکننده نفت در جهان است، در پول غوطه میخورد. اما این کشور هنوز نتوانسته به اندازه کافی برای شهروندانش شغل ایجاد کند. حاکمان موروثی و غیرمنتخب عربستان از یک سو باید خواسته نیروهای مترقی و تجدد خواه کشور – مبنی بر بیشتر نزدیک شدن به بقیه جهان - را برآورده کنند، و از سوی دیگر، باید رضایت محافظهکاران مذهبی را که بشدت نسبت به هرگونه تغییری بدبین هستند، جلب کنند.
دیگر همه میدانند که ملک عبدالله کهنسال طرفدار لغو ممنوعیت رانندگی زنان است، اما از واکنش روحانیون به چنین اقدامی واهمه دارد. در عربستان همه قدرت در اختیار خاندان آل سعود است، اما این کشور چطور تا به اینجا در مقابل نیروی سرکش بهار عربی مقاومت کرده است؟ یکی از دلایل عمده آن پول است. دو سال پیش، وقتی روسای جمهوری نهچندان محبوب مصر و تونس سرنگون شدند، پادشاه عربستان با سرعتی شگفتانگیز دست بکار شد و چندین میلیارد دلار دیگر برای ارائه خدمات رفاهی به شهروندان در نظر گرفت. منتقدان میگویند او صرفا وفاداری شهروندان را با پول خریده است، اما واقعیت امر پیچیدهتر از این است.
با وجود همه انتقاداتی که مردم عربستان به فساد مالی و اسراف حکومتشان دارند، آنطور که من متوجه شدم، بیشتر شهروندان علاقه فوقالعادهای به پادشاهشان دارند.
ملک عبدالله یکی از معدود پسران بازمانده ملک عبدالعزیز بن سعود (بنیانگذار کشور) و رئیس قویترین قبیله کشور است. شهروندان سعودی از این بیم دارند که در صورت سرنگونی خاندان آل سعود، آشوب و هرج و مرج کشور را فرا گیرد. آنها وقتی به آن سوی مرز با سوریه نگاه میکنند و آنچه در این کشور میگذرد را میبینند، بر خود میلرزند.
ترس از حکومت هم عامل مهمیست. تظاهرات خیابانی در عربستان اکیدا ممنوع است، و اگر کسی در باره جایگزینی سلطنت مطلقه با حکومت مشروطه سلطنتی و برپایی پارلمان منتخب صحبت کند، فورا به دردسر میافتد. اما حالا منفذ جدیدی برای بروز نارضایتیهای شهروندان سعودی پیدا شده، که ظاهرا دولت قادر به کنترل آن نیست. این منفذ شبکههای اجتماعی هستند.
شهروندان سعودی در توییتر، فیسبوک و یوتیوب نظراتشان را چنان بهصراحت بیان میکنند که چند سال پیش قابل تصور هم نبود. در این ابراز نظرها رگههای پررنگی از طنز هم دیده میشود که برای این کشور بهظاهر عبوس قدری دور از انتظار است.
در یک استودیو فیلمسازی در ریاض با فهد البتیری آشنا شدم. این جوان ۲۷ ساله در آمریکا تحصیل کرده، و در ویدئو کلیپهای کوتاه و پرکنایهاش با زبان طنز به بیمعنایی زندگی روزمره و اتفاقات آن میپردازد. او در حالی که پیراهنی گشاد بر تن و کفشهایی مارکدار بهپا دارد، یکی از کلیپهایش درباره فساد مالی را به من نشان میدهد.
او در این ویدئو به مسخره میگوید: "ای تبهکارها! وقت خاموش کردن چراغهاست. کمیته مبارزه با فساد دارد میآید که دستگیرتان کند." سپس شعلههای قلابی صفحه را در برمیگیرند و صدای یک انفجار شنیده میشود. بعد فهد توضیح میدهد که از نظر او کمیته مبارزه با فساد در مبارزه با فساد واقعی بشدت نا کارآمد است.
در کشوری که در آن سینما وجود ندارد، شهروندان برای تماشای انواع و اقسام فیلمها روی یوتیوب حرص و ولع زیادی دارند. نمایشهای فهد البتیری در اینترنت بیش از ۵۰ میلیون بیننده دارند، و حتی بعضی از شاهزادگان حاکم هم این ویدئوها را تماشا میکنند.
این در واقع نسخه عربستانی بهار عربی است. بجز اعتراضات گاه به گاه اقلیت شیعه در استان شرقی، که آنهم با خشونت سرکوب میشود، عربستان از موج خشونت مرگباری که بخش بزرگی از خاورمیانه را در نوردیده، در امان بوده است، و در عوض گسترش سریع نقد و بحث آزاد و طنز در اینترنت را تجربه میکند.
حکومت مادامی که کسی به اسلام یا پادشاه توهین نکند، و اعتراضات اینترنتی به خیابانهای کشور سرازیر نشود، آنها را تحمل میکند. اما اگر دامنه اعتراضات به خیابانها کشیده شود، و پلیس با جمعیت قابل توجهی از معترضان سنی مذهب (اکثریت جمعیت کشور) روبرو شود، تعادل ظریف موجود میان حاکم و شهروندان در معرض امتحان سختی قرار خواهد گرفت.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/world/2013/04/130413_an_saudi_arab_spring_gardner.shtml
دولت افغانستان قرار است شهرک ویژهای برای اقلیتهای سیک و هندوی این کشور در شهر کابل بسازد.
انار کلی هنریار، نماینده اقلیت سیک در مجلس سنای افغانستان، در جریان جشن ویساک در کابل صحبت میکرد.
خانم هنریار به بیبیسی گفت که به دلیل مشکلاتی که این اقلیتها در اجرای مراسم مذهبی بخصوص سوزاندن مردگان خود داشته اند، دولت امتیازات ویژهای را برای آنان در نظر گرفته است.
به گفته خانم هنریار، مشکلات اجتماعی از دیگر چالشهاییست که اقلیتهای سیک و هندو در افغانستان با آنها روبرو هستند. نظر به گفتههای خانم هنریار، هنوز هم کودکان این اقلیتها در مکاتب/مدارس از سوی هم کلاسیهای خود مورد تبعیض قرار میگیرند.
اخیرا دو مکتب برای کودکان سیک و هندو در کابل ایجاد شده است.
روز شنبه جشن 'ویساک' در کابل بود. جشن ویساک تجلیل زادروز گرو نانک، آخرین رهبر سیکها، که همه ساله در ماه حمل/فروردین در افغانستان برگزار میشود.
از گذشتهها جشن ویساک عمدتا در شهر جلال آباد در شرق افغانستان از سوی اقلیتهای هندو و سیک برگزار می شد.
در جریان جنگهای داخلی از افغانستان شمار زیادی از اقلیت های سیک و هندو این کشور را ترک کردند.
گفته میشوددر حال حاضر نزدیک به سه هزار سیک و هندو در بخش های مختلف افغانستان زندگی میکنند.
در قانون اساسی افغانستان برای اقلیت های سیک و هندو یک کرسی پارلمان اختصاص داده شده است.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/afghanistan/2013/04/130413_k05_afghan_wesak_indo.shtml
شهر غزنی، در جنوب افغانستان طی مراسمی ویژه رسما به عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن جهان اسلام در آسیا، در سال ۲۰۱۳ میلادی، نامگذاری شد.
غزنی در سال ۲۰۰۷، از سوی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی کشورهای اسلامی (ایسسکو) به عنوان مرکز فرهنگ و تمدن جهان اسلام برای سال ۲۰۱۳، انتخاب شد.
مخدوم رهین، وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان، در این مراسم گفت که این تصمیم سبب گسترش روابط نیک میان کشورهای اسلامی خواهد شد.
آقای رهین هچنین گفت که جشن نامگذاری غزنی می تواند "زمینه خوبی برای به نمایش گذاشتن تصویر واقعی از دنیای اسلام به جهانیان باشد و پیام صلح خواهانه اسلام را به جهانیان برساند."
در این مراسم محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران نیز حضور داشت. آقای حسینی پیشنهاد "خواهرخواندگی" میان شهرهای غزنی و نیشابور ایران را مطرح کرد و گفت کشورش برای معرفی تمدن غزنی به جهانیان کمک میکند.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران گفت رابطه خواهرخواندگی این دو شهر می تواند در آشنایی بیشتر فرهنگیان ایرانی و افغان با میراث فرهنگی دو کشور موثر باشد.
موسی اکبرزاده، والی غزنی، نامگذاری این شهر به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام را، یک افتخار تاریخی خواند.
آقای اکبرزاده تاکید کرد که این جشنواره فرصتی است تا زمینه برای برگزاری کنفرانس های بزرگ اسلامی در افغانستان فراهم شود.
والی غزنی افزود: "مردم دنیا فکر نکنند که مردم افغانستان تنها جنگ را یاد دارند، جنگ را دیگران به ما صادر کردند، ما به دیگران فرهنگ صادر کردیم و دیگران متاسفانه در مقابل به ما جنگ فرستادند."
عباس صدری نماینده آیسسکو که در این مراسم شرکت داشت گفت که همکاری این با دولت افغانستان برای حفظ تمدن باستان به سال ۲۰۱۳ محدود نیست و قرار است با وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان برای اجرای چندین پروژه، قراردادهایی را امضاء کنند.
مطالعه اندیشههای اسلامی در افغانستان، ظرفیت سازی در مدیریت موزهها و همچنین بلند بردن ظرفیت روابط عمومی برای جلب گردشگران در غزنی جزء برنامه های مشترک سازمان آیسسکو و دولت افغانستان است.
در این مراسم شمار زیادی از داخل و خارج افغانستان شرکت کرده بودند.
حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان و هیچ یک از دو معاونش در این مراسم حضور نداشتند.
آیسسکو همه ساله شماری از کشور ها را به عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن جهان اسلام انتخاب میکند.
در سال ۲۰۱۳ شهر غزنی در افغانستان، شهر مدینه در عربستان و شهر کانو در نیجریه عنوان پایتخت فرهنگی اسلام را گرفته اند.
قرار است تا شش ماه دیگر برنامه دیگری در ماه میزان/مهر امسال با حضور تعداد زیادی از مهمانهای خارجی پس از تکمیل آمادگی ها برای گشایش مرکز ثقافت اسلامی در غزنی برگزار شود.
نامگذاری غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی اسلام در آسیا در سال ۲۰۱۳، موضوع مهم برای غزنی، مردم افغانستان و جامعه ملل که سهمی در اشتراکات فرهنگی دارند از اهمیت بالایی برخوردار است.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر به چشم میخورد که به پرسشهای پیش آمده جواب بگوید.
پرسشهای مانند اینکه آیسیسکو روی کدام دلیل غزنی را به این عنوان مفتخر ساخته است؟ یعنی غزنی از چه ویژگیهای برخوردار بوده است تا در مرکز توجهات جهان اسلام قرار بگیرد؟ همچنین، این موضوع مشخصا برای غزنی و یا به طور کلی برای افغانستان چه اهمیت خواهد داشت؟
غزنی مرکز توجه جهان اسلام
یکی از دلایلی که غزنی را در مرکز توجه جهان اسلام قرار داده است، اهمیت تاریخی- فرهنگی غزنی است. چون غزنی در دوره امپراتوریهای غزنوی و تیموری، در گسترش و انتقال علوم، معارف و فرهنگ اسلامی نقش بزرگی بازی کرده است.
به نظر میرسد این تصمیم در واقع ارجگذاری به جایگاه فرهنگی و تاریخ درخشان غزنی است.
معرفی غزنی به عنوان پایتخت تمدن جهان اسلام تصامیم بعدی ملی و بینالمللی را نیز به دنبال داشته است.
به طور مثال اعضای سازمان ایکو با اشتراک وزیران فرهنگ و اعضای بلند رتبه کشورهای عضو در کابل، به طور عمده روی بازسازی غزنی بحث کردند تا غزنی آن آمادگی را داشته باشد که با چهره بازسازی شده از مهمانان خود استقبال کند.
بازسازی غزنی درواقع بازسازی هویت جمعی مردم افغانستان و همچنین بازسازی مشترکات فرهنگی ملل جهان است. دولت افغانستان نیز همواره روی بازسازی غزنی و آمادگی پذیرایی از روز بزرگداشت همت گذاشته است.
وسعت ظرفیتهای فرهنگی و فکری غزنی نه تنها اهمیت بومی داشته و دارد بلکه بخشی از تاریخ پر افتخار نظامهای سیاسی در سطح دنیاست.
نظام سیاسی یا سرزمینی که روزی فرهنگ و تمدن اسلامی را در سرزمینهای دیگر انتقال داد، اکنون فرصت یافته است تا به عنوان میراث مشترک ملل دنیا غنا و ژرفای فرهنگی و تاریخی خویش را بنمایاند.
عصر غزنویان عصر رشد فرهنگ بوده است. شهر غزنی در این دوره هزار باب مکتب داشته است. بزرگان فلسفه و علم، دانشمندان، نویسندگان و شاعران بزرگی چون ابوریحان بیرونی، حکیم ابوالقاسم فردوسی، ابوالفضل بیهقی، عبدالحی گردیزی، حکیم ابوالمج مجدود بن آدم سنایی، هجویری، مسعود سعد سلمان، عنصری و فرخی سیستانی در آن زمان در شکوفایی و رونق فرهنگی سهم بسزایی ایفا کرده اند.
کتابهای مال الهند، کشف المحجوب و آثار الباقیه هم یادگار این دوره تاریخی فرهنگی است.
غزنی فرهنگ و معارف اسلامی را در عصر محمود سبکتگین تا پنجاب و لاهور و هندوستان انتقال داده است. از شکوه و اوج عظمت تاریخی این دیار نزدیک به ۴۰ بنای تاریخی به یادگار مانده است.
شهر غزنی قدمت ده هزار ساله دارد. از این دوره ده هزار ساله عصر غزنویان و تیموریان برای جهان اسلام از اهمیت خاص برخوردار است و از نظر فرهنگی و علمی جایگاه رفیع دارد.
سالیان متمادی این شهر عالمان و ادیبان برجسته را تحویل جامعه بشری داده و برغنای علمی و ادبی افزوده است. هریک از شاهکارهای ادبیات فارسی مانند شاهنامه، تاریخ بیهقی، تاریخ گردیزی، حدیقه الحقیقه سنایی، دیوان عنصری و دیوان فرخی تحت حمایت غزنویان در غزنی پدید آمده است.
برجسته کردن شکوه تاریخی غزنی در زمانی که افغانستان درگیر بدترین شکل نابسامانی های تاریخی جنگ و تروریست است برای مردم جهان این مسئله را خاطر نشان خواهد کرد که مردم این دیار دارای تاریخ غنی هستند.
سرزمینی که روزگاری مهد آفرینش و مرکز فرهنگ، علوم و معارف بوده است، اگر فرصت بالندگی پیدا کند و از چنگال جنگ و تروریسم رهایی یابد میتواند نقش بسزایی در توسعه فرهنگ و معارف و علوم بازی کند.
اهمیت دیگر موضوع در این است که توجهات نظام سیاسی افغانستان و مراجع بینالمللی را در یک اجماع عام فراخواهد خواند. بدین معنا که جامعه ملل در یک دیدگاه مشترک به میراث مشترک جهانی اهتمام خواهد گذاشت.
تمرکز روی این دیدگاه مشترک به آبادسازی و بازسازی شهر غزنی کمک خواهد کرد.
اهمیت اقتصادی
از ارزش اقتصادی غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام نیز نباید چشم پوشید. بازسازی مراکز و مشترکات فرهنگی غزنی و تمرکز روی غزنی به عنوان میراث مشترک بشری جایگاه گردشگری غزنی را بیشتر مورد توجه قرار خواهد داد.
در اثر این توجه جاذبههای گردشگری غزنی سهمی در شکوفایی اقتصاد افغانستان، انکشاف صنایع دستی و بخش خصوصی، بهبودی اقتصاد و معیشت مردم ایفا خواهد داشت.
غزنی متعلق به تمام ملل جهان است. جزو داراییهای معنوی و مادی نه تنها جهان اسلام بلکه بشریت است. چون فرهنگ و داراییهای معنوی و مادی را نمیتوان منحصر به سرزمین خاص و کشور خاص و مردم خاص دانست.
داراییهای فرهنگی و هریک از آفریدهها و تولیدات فرهنگی و فکری مال مشترک همه ملل جهان است. اگر آیسیسکو به چنین تصمیمی اقدام کرده است یقینا روی تعلق غزنی به تمام جهان است.
فقط این نکته قابل توجه است که دورههای درخشان تاریخی غزنویان و تیموریان و نوع حکومتداری، گسترش فرهنگی و حمایت منابع بشری فرهنگی و جذب و حمایت آنان، چه پیامی برای نظام سیاسی کنونی افغانستان و سیاستگذاران امروز افغانستان خواهد داشت.
حکومت کنونی افغانستان از تجربیات تاریخی و دیرینگی فرهنگی غزنه چه تجربهای برای توسعه فرهنگی در نظر خواهد گرفت؟ بعلاوه شرکای فرهنگی غزنه یعنی جهان اسلام در استمرار حمایت، نگهداری، حفاظت و مرمت و بازسازی غزنه چقدر اهتمام خواهد گذاشت؟
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/arts/2013/04/130412_k05_ghazni_2013_payam.shtml
چند سال پیش در کنفرانسی که درباره زنان خاورمیانه در بلاژیو ی ایتالیا برگزار شده بود، مردمشناسی از من پرسید: « مورخ جنسیت دقیقاً چگونه در رشتهاش تحقیق می کند؟» این پرسش با توجه به خاستگاه نسبتاً جدید رشته تاریخ جنسیت در خاورمیانه، منطقی بود. پاسخ کوتاه این است که چون تعداد مدارک تاریخی که مستقیماً به موضوعات زنان بپردازند انگشتشمارند، پس تاریخ جنسیت در خاورمیانه عمدتا بازخوانی متون موجود است و مسئلهاش این است که نویسندگان آن متون چگونه مفهوم مردانگی و زنانگی را در زمانه خویش تعریفکرده اند.
در عین حال مورخ باید چشمان تیزی برای دیدن سکوتها و شکافها در گزارشهای تاریخی داشته باشد که شاید حاکی از اطلاعات بسیاری باشند. مورخ همچنین باید رویکردی میانرشتهای داشته باشد تا بتواند دگرگونیهای ظریفی را که بر نقشهای جنسی وارد شدهاند و در گزارشهای تاریخی بازتاب نیافتهاند، را ثبت کند.
پرداختن به شعر، داستانهای کوتاه، رمان، داستانهای مصور، سینما و نیز آثار انسانشناسان، جامعهشناسها، منتقدان ادبی و اقتصاددانان منطقه میتوان نتایج زیادی در برداشته است.
شاید اگر فرآیندهایی که منجر به نوشتن این کتاب شده است برای خواننده توضیح داده شود بهتر بتوان به این پرسش پاسخ داد و نیز جهتگیری تئوریک این کتاب را روشن ساخت.
در ابتدا امیدوار بودم پویشهای اساسی جنسیتی انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ و دوران پس از آن را توضیح بدهم و در این مورد به آثار مهم الیز سناساریان (۱۹۸۲)، پروین پایدار (۱۹۹۵) و از همه جدیدتر حمیده صدقی (۲۰۰۷) درباره تاریخ زنان و سیاستهای جنسیتی سده بیستم متکی بودم.
اما پس از ارائه چند سمینار در دانشگاه پوردو درباره نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت، میشل فوکو، فیلسوف پساساختارگرای فرانسوی، نظریه معاصر فمینیستی و نیز همکاری در تألیف کتاب فوکو و انقلاب ایران (۲۰۰۵) با کوین آندرسن، درک و تصور من از این کتاب گسترش یافت.
مورخان خاورمیانه در ایالات متحده بهندرت دیدگاههای مکتب فرانکفورت را در ارتباط با خانواده و سرشت اقتدارگرایانه به کار میبرند. میشل فوکو به شاخه متفاوتی از نظریه انتقادی تعلق دارد، اما او نیز درباره اثرات مدرنیته بر خانواده نظریهپردازی کرده است.
فوکو برخلاف بیشتر اعضای مکتب فرانکفورت که کم و بیش با روحیهای غیرانتقادی از نظرات فروید دربارهی سکسوالیته و مدرنیته پیروی میکردند، همجنسگرایی را بهاندازهی دگرجنسگرایی در مرکز توجه قرار داد و بینشهای نوینی درباره امور جنسی را مطرح کرد.
با آن بینشهایی که فوکو فرآهم کرد میتوان حملهای که در جریان آزادی جنسی اوایل سده بیستم – که دربارهاش بسیار هم گزاف گفته شده است – به همجنسگرایی شد را بهتر توضیح داد. صرفنظر از موافقت یا مخالفت با دیدگاههای کلی فوکو درباره مدرنیته، نمیتوان از سهم عظیم او در درک ما از امور جنسی مدرن تقدیر نکرد.
اما پیامدهای مدرنیته برای جنسیت و امورجنسی در خاورمیانه چه بوده است که حتی وقتی از اروتیسم همجنسگرایانهای که در فرهنگ پیشامدرن آن منطقه فراگیر بوده است سخن بگوییم برچسب «شرقگرایی» میخوریم؟
بیش از پیش متوجه شدم که امورجنسی بیهیچ شک و شبههای جایگاه تعیینکنندهای در تاریخ ایران داشته است و به علاوه نمیتوان بدون توجه به موضوع روابط همجنسگرایانه صرفاً درباره جنسیت و حقوق زنان، به ویژه حقوق آنها در چارچوب ازدواج، سخن گفت.
انتشار کتاب شاهدبازی در ادبیات فارسی اثر سیروس شمیسا (۲۰۰۲)، که به مناسبات همجنسگرایانه در ادبیات فارسی میپردازد، بهانهای به من داد تا از این زاویه به سراغ برخی از آثار کلاسیک فارسی میانه بروم، و آنها را با گوشه چشمی به تفسیرهای دانشپژوهانهای که بر صوفیگری شده است - خصوصأ تفسیرهای آنماری شیمل (۱۹۷۵) و جولی اسکات میثمی (۱۹۸۷) - بازخوانی کردم.
با توجهی که به مناسک معاشقه مردان در ادبیات فارسی کرده بودم، با درک و شناخت جدیدی از مفهوم فوکویی «اخلاقیات عشق» از این گشت و گذار بیرون آمدم. همچنین به این نتیجه رسیدم که عشق صوفی که همیشه به واسطه تساهل مذهبی و قومیاش و گسست آن از راستآیینی ستوده میشده است، میتواند متضمن «اخلاقیات جدید عشق» نیز باشد.
به نظر میرسد که این سنت ادبی/فلسفی خودش را از همجنسگرایی مرسوم و تعریفشده خاورمیانه/جهان اسلام و نظم اجتماعی شدیدا سلسلهمراتبیاش جدا کرده و در آرزوی دستیابی به عشقی (همجنسگرایانه و) نوین و متقابلانهتر است.
بسیاری از آثار ادبی سده بیستم، به ویژه از دوره تعیینکننده دهه ۱۹۲۰ تا دهه ۱۹۴۰، را بازخوانی کردم تا مفهوم عشق در ادبیات فارسی مدرن را پیگیری کنم. یکی از دغدغههای عمده نویسندگان این عصر آرمان «ازدواج مبتنی بر تفاهم» بوده است.
برخی، مانند بزرگ علوی ازدواج مبتنی بر تفاهم را تجلیل میکردند، اما میدانستند که این نوع ازدواج لزوما برای زنان شادکامی بیشتری فراهم نخواهد کرد. عدهای دیگر، مانند صادق هدایت، از دست رفتن دنیایی افسوس میخورند که در آن امور جنسی فرم مدرن خود را هنوز پیدا نکرده بود و دگرجنسگرایی هنوز به معنای مدرن جا نیافتاده بود.
قرائت چند کتاب جدید درباره همجنسگرایی در خاورمیانه، از جمله برخی از آثار منتشرنشده اورت روسون (که لطف کرد و در اختیارم گذاشت) مرا دلگرم و مطمئن کرد که در مسیر درستی حرکت میکنم.
خالد الرویهب (۲۰۰۵)، والتر آندروز و مهمت کالپاکلی (۲۰۰۵) مدعی هستند که بین جداسازی جنسیتی و اروتیسم همجنسگرایانهای که در خاورمیانه اسلامی شایع است ارتباط معنیداری وجود دارد و نشان دادند که نیاز به دوستی محرک این روابط جنسی بوده است و نه نبودِ رابطه جنسی. هر دو اثر یادشده ابعاد آرمانی و خشونت آمیز روابط همجنسگرایی را مورد توجه قرار دادهاند.
افسانه نجمآبادی نگرشی کمتر انتقادی به همجنسگرایی مرسوم در ایران سده نوزدهم دارد و قبول ندارد که بین جداسازی جنسیتی و همجنسگرایی ارتباطی وجود دارد. اما در اثر جدیدش، او نیز خواست زنان برای ازدواجهای مبتنی بر تفاهم را با کردارهای همجنسگرایانه مردان مربوط میداند (۲۰۰۵، ۸).
اواخر سده نوزدهم، روشنفکرانی مانند میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی آغازگران مباحثاتی درباره دگرجنسگرایی هنجاری و ازدواج مبتنی بر تفاهم بودند.
در نظریههای اخیر امورجنسی، امورجنسی هنجارین مناسبات دگرجنسگرایانه را به عنوان تنها رفتار جنسی درست و سالم میپذیرد (و مناسبات همجنسگرایانه را مردود میداند).
در سده بیست و یکم، مفاهیم دگرجنسگرایی هنجارین سرکوبگرانه تلقی میشوند. با این همه، مدافعان حقوق زنان در ایران و خاورمیانه در اوایل سده بیستم این مسئله را به نحو متفاوتی درک میکردند. آنها دگرجنسگرایی هنجارین را پیشرفت میدانستند چون اعتقاد داشتند که در دگرجنسگرایی هنجارین مرد واقعا عاشق زن خواهد بود، و همسرش را دیگر صرفاً بهعنوان وسیلهای برای تولید مثل تلقی نخواهد کرد.
مطبوعات لیبرال و چپگرا، در جریان انقلاب مشروطه، از ازدواج مبتنی بر تفاهم دفاع میکردند، نه از دگرجنسگرایی هنجارین. این تقکر جدید بهتدریج از شمال و غرب بر ایران تاثیر گذاشت؛ روشنفکران مدرنتر شیعه آذری، در منطقه قفقاز روسیه، به ویژه روزنامه ملانصرالدین (چاپ تفلیس)، به انتقاد گسترده از همجنسگرایی پرداختند. این روزنامه فکاهی مصور که در میان روشنفکران ایرانی و نیز مردم عادی دستبهدست میشد، به دلیل داستانهای مصورش بهشدت در منطقه محبوب بود. دلیل دیگر معروفیت آن روزنامه، طرفداریاش از ازدواج مبتنی بر تفاهم و مخالفتاش با کودکبارگی و لواط بود.
برای بررسی جزییات مربوط به خردهفرهنگِ همجنسگرایی در ایران، به فعالان دگرباش (مردان و زنان همجنسگرا و دوجنسگرا و دگرجنسگونه) در داخل و خارج از ایران مراجعه کردم. پس از دار زدن دو نوجوان در ملاعام در مشهد در تابستان ۲۰۰۵ به اتهام همجنسگرایی، به بحث با سردبیران ماها (یکی از نخستین مجلات الکترونیکی جامعه دگرباش ایرانی) و سایر اعضای این جامعه پرداختم. همچنین مطالب روزنامههایی مانند هومن، چراغ و همجنسِ من را خواندم که نقش زیادی در روشنکردن کردارهای همجنسگرایی و دگرجنسگرایی در جامعه معاصر ایران داشتهاند.
هنگامی که یک سری مقاله درباره رشد دمکراسی در ایران مدرن تهیه می کردم ، متوجه شدم در سده بیستم تغییرات فرهنگی بنیادینی در کشور رخ داده است.
ایران در مورد مفاهیم عدالت اجتماعی، پاکدامنی، بزرگسالی و کارگزاری، در پیوند با جنسیت و امور جنسی، نه یک بلکه چندین تغییر پارادیمی را از سر گذرانده است. در همان حال، بیش از حد کلیتگویی است که بگوییم ایران مدرن آنچنان تغییر کرده است که مفاهیم قدیمیتر عدالت، پاکدامنی و بزرگسالی را دور انداخته و مفاهیم یکسره تازهتری را جای آنها نشانده است.
تا حدی تحتتاثیر اثر مهم ماری دوگلاس، پاکدامنی و خطر ([۱۹۶۶] ۲۰۰۲)، شروع کردم درباره تغییر پارادیمی پیرامون پاکدامنی بیاندیشم. به ماهیت این تغییر ــ از مفاهیم مذهبی/آیینی پاکدامنی تا مفاهیم مدرن بهداشت ــ و پیامدهایی که بر پیکره زنان دارد علاقهمند شده بودم. تغییر پارادیمی دوم به سن و بزرگسالی مربوط بود.
در گذشته، دختران در جوانی و اغلب در سن بلوغ یا پیش از آن ازدواج میکردند، همجنسگرایی مرسوم عبارت بود از رابطه جنسی پسری بالغ و گاهی کوچکتر با مردان بالغ. نگرشهای اجتماعی درباره سن مناسب برای رابطه جنسی حدود دهه ۱۹۳۰ تغییر کرد؛ سن قانونی ازدواج برای دختران تا پانزدهسالگی افزایش یافت در حالیکه رابطه جنسی مردان بالغ با پسران ممنوع شد.
تغییر پارادیمی سوم مربوط به مفهوم عدالت اجتماعی بود. در ایران قبل از دوران مدرن همانند جوامع اروپایی یونانی ـ رومی یا قرون وسطایی، عدالت توزیعی معیارهای متفاوتی را برای گروههای اجتماعی متفاوت به کار میبرد تا سلسلهمراتب اجتماعی حفظ شود. برعکس، عدالت مدرن خواهان آن است که با مردمِ طبقات، گروههای قومی و جنسیتهای متفاوت رسماً به عنوان افرادی برابر برخورد کند.
اینکه میباید با شهروندان (مذکر) ایرانی، صرفنظر از جایگاه اجتماعی یا مذهب ایشان، به نحو برابری در پیشگاه قانون برخورد کرد، اینکه قطع عضو کیفری وحشیانه و غیرانسانی است، اینکه ایران باید قاطعانه به پیمانهای بینالمللی ضدبردهداری بپیوندد و اینکه قانون باید به نحو یکدستی در شهرها و قصبات به کار بسته شود، همگی اصولی بودند که در جریان انقلاب مشروطه مطرح شدند.
با این همه، قانون خانواده، از جمله حقوق زنان در ازدواج و طلاق و ارث و حضانت کودک، همچنان بر مبنای مفهوم قدیمی عدالت تعریف شدند. تمایز میان ایدهآلهای مدرن و پیشامدرن (متکی بر شریعتِ) عدالت همچنان درونمایهای پایدار در مبارزات برای حقوق زنان هستند.
این موضوعات توجه مرا به مقوله طبقه اجتماعی جلب کرد. برخی از ما که به مطالعه تاریخ فرهنگی روی آوردهایم گرایش داریم مقوله طبقه را دستکم بگیریم. اینکه جوامع اسلامی همجنسگرایی حرام می دانستند اما روابط نیمهپنهان مردـپسر را تحمل میکردند، موضوعی تأییدشده است. اما این روابط بسیار متنوع بودند و، مانند دنیای یونانیـرومی، درجات تفاوت طبقاتیای که بین پسر و مرد وجود داشت اغلب میزان آشکاربودن این روابط را تعیین میکرد.
همین موضوع در مورد نهاد ازدواج موقت نیز صادق است. چنانکه شهلا حائری در تحقیق پیشگامانه خود نشان داده، ازدواج موقت صرفا مفری برای لذت جنسی نبوده است؛ ازدواج موقت، علاوه بر آن، وسیلهای برای دور زدن افتراق اجتماعی شمرده میشده است (حائری ۱۹۸۹).
اما مسائل طبقاتی نیز عنصر مهمی در نهاد ازدواج موقت بازی می کردند. همسران موقت برای تجار بازاریای که این زنان را در خدمت خود نگه میداشتند منبع درآمد سودآوری شمرده میشدند. مردان بلندپایه که کودک باره بودند یا ازدواج موقت میکردند، تنها زمانی با ازدواج موقتی دخترانشان یا روابط جنسی پسرانشان موافقت میکردند که شرکای مذکر آتی آنها از جایگاه اجتماعی بالاتری برخوردار باشند. نهاد بردگی نیز تاثیرات عمیقی بر آداب و رسوم جنسی و جنسیتی داشت چرا که روابط ارباب-برده تمامی مناسبات اجتماعی دیگر، به ویژه مناسبات مربوط به ازدواج را تحت تاثیر قرار میداد.
اسناد ازدواج و طلاق و گزارشهای پلیس که منصوره اتحادیه و دانشجویش، الهام ملکزاده لطف کردند و از تهران برایم فرستادند، حوزه دیگری از تحقیق درباره مفهوم کارگزاری در ایران قرن نوزدهم را برایم گشود. از سوی دیگر من نیز در بحر خاطرات بیشمار مربوط به حرمسراها و نیز شرح و توصیف مسافران اروپایی که به انگلیسی، فرانسه و چندتایی هم به آلمانی نوشته شده بود فرو رفتم.
توقع داشتم درخاطرات اروپاییها منحصرانه با دیدگاههای شرقگرایانه درباره انفعال و سلطهپذیری زنان ایرانی روبرو شوم. بیگمان مطالب فراوانی از این دست وجود داشت. اما در میان آثار پزشکان دربار و زنان مسافر چندین شرح متفاوت کشف کردم که شگفتانگیز بود.روایتهای یادشده، اسناد دربار، و گزارشهای پلیس موارد زیر را ثبت کرده بودند؛ مقاومت زنان در نهاد ازدواج، سودمندی حجاب در مواجهههای مخفیانه جنسی، کثرت دوختن پرده بکارت و سقط جنین، و رجوع زنان به پلیس برای کنترل شوهران زن آزار.
در دیداری از ایران در بهار ۲۰۰۵ متوجه شدم تغییرات چشمگیری در اخلاقیات جنسی مردم روی داده است، و پی بردم که این مردم بیسروصدا در حال حرکت به سوی یک انقلاب جنسی هستند. این انقلابی بود که در پس حجاب و درهای بسته رخ میداد و، همانطورکه اریکا فریدل، ماری هگلاند و ثریا ترمینه در تحقیق قومنگارانه خود در روستاها نشان دادهاند، در جوامع روستایی نیز در سطوح مختلفی اتفاق افتاده است.
دیری نپایید که گروهی از فمینیستهای شجاع ایرانی که به مجله آنلاین زنستان وابسته بودند، کارزار یک میلیون امضا را آغاز کردند و خواستار حقوق قانونی برای زنان در ازدواج و خانواده شدند. دولت کوشید با آزار و اذیت و بگیرو ببند، به این کارزار و سایر تلاشهای فمینیستی اخیر پایان دهد. زنستان بسته شد و سردبیرانش مجبور شدند که این کارزار را از طریق تارنماهای اینترنتی دیگری انجام دهند.
در ژانویه ۲۰۰۸ مجله فمینیستی پرتیراژ زنان نیز پس از شانزدهسال انتشار به دلیل اینکه وضعیت زنان ایران را «سیاه» نشان داده و «تهدیدی برای امنیت روانی جامعه» است بسته شد.
کتاب حاضر به این فمینیستهای شجاع و دیگر زنان مبارز ایران که در جنبش سبز با شهامت بسیار در صف اول مبارزات شرکت کردند تقدیم میگردد با این امید که برای کوششهایشان بستر تاریخی فراهم آورد. آنچه در ادامه میآید عمدتاً داستان گفته نشده انقلاب ناتمام جنسی ایران است، این در حالی است که هنوز داریم به صدای زنان و مردان جوان ایرانی گوش میدهیم؛ صدایی که - حتی بههنگام نوشتهشدن این کلمات – دارد تاریخ را میسازد.
بسیاری از مطالعات مربوط به ایرانِ قرن نوزدهم تصویر اجتماعی آشفتهای را ترسیم کردهاند و به طرحهای امپریالیستی، توطئههای حاکمان قاجار، یا فقر و گرسنگی و بهداشت نامناسب تودهها پرداختهاند. با تمرکز بر تحول نهاد ازدواج، به چشمانداز دیگری میرسیم.
نظام اجتماعی ایرانِ قاجار، سلسلهمراتبی انعطافناپذیر داشت که ساختارهای طبقاتی و قومی و مذهبی در آن کاملأ آشکار و حتی غیر قابل عبور بودند. به همین روال درباره تکالیف خانواده الگویی تثبیتشده داشت. باورهای مذهبی، پایه ارزشهای مشترک را تشکیل میداد.
بسیاری از مردم آن نوع امنیتی را میپسندیدند که نسبی است و سرچشمهاش هویتهای جمعی است. ازدواج تقریباً امری همگانی بود و خانوادهها و جوامع را متحد میکرد. والدین برای پسر یا دختر خود همسری مییافتند و وسایل ازدواج آنها را تأمین میکردند. عروس جوان در زمان بلوغ یا پیش از آن، نزد خانواده داماد میرفت و با آنها زندگی میکرد. مادرشوهر نیز در آنجا به او میآموخت که چگونه همسر و مادر باشد.
در جهانی که دختران و پسران و زنان، زنای محارم و آزار جنسی و تجاوز را غالبأ در سکوت تحمل میکردند و یا در خفا مقاومت میکردند، جرایم گزارششده ناچیز بود. تکهمسری، برای اکثریت وسیع جوامع شهری و روستایی و قبیلهای هنجار بود. اما در میان طبقات بالاتر و مرفه تر جامعه، چندزنی و رفیق پسرداشتن امری متداول بود.
در میان نخبگان شهری این دوره، سه نوع رابطه جنسی قانوناً مجاز و بین زن و مرد وجود داشت: نکاح یا ازدواج رسمی؛ صیغه یا ازدواج موقت و متعه بردهها. نکاح معمولاً بین مرد و زنی که جایگاه اجتماعی کموبیش برابری داشتند منعقد میشد.
زن در ازدواج نکاح، زن عقدی نامیده میشد. هدف از برقراری نکاح، دائمیبودن {ازدواج} بود اما شوهر میتوانست با طلاق به آن خاتمه دهد.
صیغه – که نهادی شیعی است - قراردادِ ازدواجی تجدیدشونده بود که برای مدتی معین از چند ساعت تا نود و نه سال جاری میشد. هدف از صیغه برقراری رابطه جنسی برای کسب لذت بود و اغلب بین زنی از طبقات پایین و مردی با موقعیت اجتماعی بالاتر برقرار میشد. زنی که ازدواج صیغه میکند را «صیغه» مینامیدند.
این نهاد با معشوقه داری اروپایی فرق دارد؛ فرزندان حاصل از ازدواج صیغه، مشروع بودند و ارث میبردند، گرچه پدر میتوانست به آسانی منکر پدری خود شود (حائری ۱۹۸۹). سومین شکل رسمی رابطه زن و مرد، خرید یا بهارث بردن برده مونث بود. زن برده که فرزند ارباب را حامله میشد به عنوان خدمتکار/متعه در خانه کار میکرد، گرچه با مرگ ارباب معمولاً آزاد میشد. اگر ارباب، فرزندان حاصل از این رابطه را به رسمیت میشناخت آنگاه آنها آزاد و مشروع میشدند. هر سه شکل این روابط جنسی دگرجنسگرایانه، در حرمسرای نخبگان رایج بود.
جایگاه زن عقدی نسبتاً ثابت بود. در سی/چهلسالگیاش میتوانست مادر چند بچه بزرگ و حتی رئیس خانواده باشد. با این همه، این ازدواج های ترتیب داده شده توسط والدین و تعدد زوجات و نفوذ خانواده گسترده اغلب باعث میشد که پیوندهای عاطفی زن عقدی و شوهرش تضعیف شوند.
طلاق در خانوادههای تهیدست روستایی و شهری بهندرت اتفاق میافتاد، اما در میان طبقات متوسط و بالای شهری امری پذیرفته به شمار میرفت. با این وجود چون ازدواج پیوندهای اجتماعی بین دو خانواده را مستحکم میکرد و مرد را - در صورت طلاقدادن زن - مکلف به پرداخت مالی میکرد، طلاق امر دشواری بود. ازدواج مجدد زن مطلقهای که از اقشار بالای اجتماع بود، توجیهپذیر بود و بدنامی اندکی را به همراه داشت.
نبود وسایل جلوگیری از حاملگی، حاملگیهای چندباره، و نرخ بالای مرگ و میرِ اطفال، زن را دیر یا زود خسته و بیتوان میکرد. علاوه بر آن، هنجارهای اجتماعی زن را تشویق میکرد تا دلبستگیهای اروتیکی که به شوهرش دارد را به حداقل برساند و به وظایف مادری و سایر تکالیف خانوادگی توجه بیشتری نشان دهد؛ همین امر موجب میشد که عزت و احترام و اقتدار بیشتری برای او به ارمغان آید.
در خانوادههای نخبگان، گرچه کار جسمانی به میزان کمتری بود، اما موانع موجود بر سر ایجاد و حفظ روابط مستحکم زناشویی بهمراتب سرسختتر بود. از آنجائی که شرع و عرف به مرد حق طلاق و تعدد زوجات را میداد٬ زن و شوهر در روابط مشترکشان سرمایه گذاری عاطفی مستحکمی نمی کردند. این واقعیت که کودکان حاصل از تمامی وصلتهای چندهمسری (و تمامی زادوولد ناشی از ازدواج موقت یا متعه برده) از حقوق ارث رسمی برخوردار باشند نیز پیوندهای بین شوهر و همسر عقدیش را تضعیف میکرد (هاجسن ۱۹۷۴، I: ۳۴۱).
در مجموع این امتیازات مردانه، تعهدات عاطفی زن به شوهرش را کاهش میداد. غالبا احساسات عاشقانه زن به شوهرش در طول زمان به دلبستگیهای نزدیک با پسرش تغییر شکل پیدا میکرد. به همین ترتیب، دسترسی سهل و ساده شوهر به زنان دیگر و حضور مادرشوهر در خانه موجب میشد تعهد مرد برای شادکامی همسرش کاهش یابد.
با این همه، دختران و زنان همیشه تسلیم این فشارها نمیشدند. در این دوره، «امتناعی بزرگ» یا مقاومت وسیع زنان نسبت به روابط مرد سالای وجود نداشت، اما بنا بر توصیف درخور جیمز اسکات، «سلاحهای» کوچکتر و بیشماری در دسترس «ضعیفان» بود که در زندگی روزمره از آنها استفاده میکردند (اسکات ۱۹۸۵).
زنان جوان در مقابل انتخاب خواستگاران توسط والدین خود مقاومت میکردند و میکوشیدند تا حدودی بر این فرایند اعمال نفوذ کنند. زنان، به کمک قابلههای کاردان و دلالهای روابط جنسی، مخفیانه پرده بکارت خود را میدوختند یا سقط جنین میکردند و برای مشکل عقیم بودن شوهران خود راهحلهای پزشکی و جادویی و حتی غیرقانونی جستجو میکردند.
زنان در رختخواب، آشپزخانه، و مدیریت عمومی خانواده و کودکان، تا حدی کنترل خود را اعمال میکردند. نفوذ آنها خود را بهشکل لطفکردن یا دریغکردن نشان میداد. زن حتی با اینکه مجبور بود به خواست شوهرش برای نزدیکی جنسی تن دردهد، اما میتوانست در رختخواب با سردی به این وظیفه تن دهد. زن با ترتیب دادن مهمانی متعدد٬ پخت و پز٬ تمیزکردن دقیق خانه و نیز با کسب اطلاعات گسترده درباره خویشاوندان شوهر، قدر و منزلت خود را افزایش دهد.
بههنگام بروز خشونتهای خانگی، اغلب به خویشاوندان، همسایهها و حتی به پلیس مراجعه میکرد. زن وقتی پا به سن میگذاشت ارتباطهای اروتیکاش با شوهر کاهش پیدا میکرد، و بهعنوان بانوی خانه مهارتهایاش در امور منزل افزایش مییافت، و مجموعه این دو امر باعث میشد که بر اعتبارش نزد مادرشوهر (که دیگر به سلطهی اروتیک عروس بر پسرش حسادت نمیکرد) افزوده شود.
اغلب پیوندهایی که زن با مادرشوهر و خواهرانِ شوهر ایجاد میکرد مرد را میان زنان قدرتمندِ خانواده منزوی میساخت. و راه دیگر آن بود که زن رابطهاش را با خانوادهای که خواهرشوهرش با آنها وصلت کرده بود تقویت کند و توازنی را در خانه خود ایجاد کند. اگر تلاشهای وی برای کنترل شوهرش شکست میخورد، میتوانست گاهی با اقدام به خودکشی در مقابل تصمیم شوهرش برای ازدواج با زنی دیگر مقاومت کند و مانع از ازدواج دوم او گردد.
در مجموع، زن کمتر بر رابطه عاطفی با شوهرش سرمایهگذاری میکرد و بیشتر به رابطه با فرزندان و خویشاوندان خود و خویشاوندان همسرش توجه نشان میداد. هنگامی که سالخوردهتر میشد، میتوانست به مادرسالاری قدرتمند بدل شود و بر زندگی پسران و عروسانش کنترل اعمال کند، و از اینطریق اقتدار فزایندهای را بر شوهر سالخوردهاش داشته باشد.
جامعه سده نوزدهم ایران با تعاریف یا حساسیتهای امروزی روابط همجنسگرایانه همساز نبود. گرچه از لحاظ قانونی همجنسگرایی ممنوع بود اما این نوع رابطه جنسی رواج داشت و شور و تمنای همجنسگرایانه مقبول بود. اینکه مردی عاشق پسر جوانی شود کرداری شناختهشده بود، منتها عشاق میبایست ملاحظهکار میبودند و قواعد معینی را رعایت میکردند.
در طبقات بسیاربالای اجتماع نیازی به این ملاحظه کاری نبود، نخبگان مذکر شهری اغلب این قواعد را زیر پا می گذاشتند. در دربار سلطنتی، در میان مقامات دولتی و تاجران ثروتمند و روحانیون، پسران جوان را به رفیقی میگرفتند. این رفتار، گسترده بود و عموما رسمی متعارف شمرده میشد. اما روابط نزدیک همجنسگرایانه بین مردان بالغ و آزاد، کمتر مورد بحث قرار میگرفت یا بروز پیدا میکرد.
در میان زنان متاهل، روابط همجنسگرایانهای که به عقدهای خواهری معروف بود، اغلب از لحاظ فرهنگی کرداری شناختهشده بود. گرچه ما درباره رابطه جنسی همجنسگرایانه زنان اطلاعات اندکی در اختیار داریم، اما میدانیم که در این نوع معاشقهها هدیه ردوبدل میشد، با یکدیگر به زیارتگاهها سفر میکردند و رابطه عاطفی بین دو طرف تقویت میشد.
در حالی که انتظار میرفت مردم طبقات متوسط سلسله مراتبهای اجتماعی انعطافناپذیر را رعایت کنند، اما در طبقات بالای اجتماع هر دو پیوند همجنسگرایانه و دگرجنسگرایانه امکان داشت که ناقض نظم اجتماعی باشند. کنیزی که پسر میزایید میتوانست به زن صیغهای ارتقا مقام یابد. صیغهی سُوگُلی گاه به مقام زن عقدی نائل میشد و پسرِ صیغهایِ محبوب نیز میتوانست در دربار سلطنتی به منصب بالایی دست یابد.
عرف و رسوم جنسیتی و جنسی در نتیجه رویاروییهای ممتد با امپراتوری عثمانی و روسیه و اروپای غربی، ظهور اصلاحات دمکراتیک، و ناسیونالیسم مدرن، تغییر کرد.
در اوایل سده بیستم، تجارت برده خارجی محدود شد و انقلاب مشروطه نیز بساط حرمسرا را برچید. بسیاری از مجلات ایرانی و بسیاری از انجمنهای زنان به نفع حقوق زنان دست به کارزار زدند، گرچه در جریان انقلاب صریحترین مدافع اخلاقیات جنسیتی و جنسی جدید یعنی مجله ملانصرالدین در خارج از کشور در تفلیس (گرجستان کنونی) انتشار مییافت.
این مجله که نشریهای مربوط به مهاجرین آذری/ایرانی بود، از ازدواج مبتنی بر تفاهم حمایت میکرد و از روابط جنسی با کودکان صغیر، از جمله رسمِ ازدواج با کودکان، مخالفت می کرد. این مجله همچنین بین نارضایتی مردان از افزایش حقوق اجتماعی زنان و اکراه مردان با ملغی شدن فضاهای جداگانه مردان ارتباط معنیداری میدید.
ملا نصرالدین نخستین نشریه در جهان شیعه بود که بر هنجارهای نوین دگرجنسگرایانه صحه گذاشت. پس از چند دهه، سایر روشنفکران ایرانی نیز - ابتدا در بین مهاجرین و بعدها درون ایران – برنامهای را که ملا نصیرالدین باب کرده بود پیگیرانه ادامه دادند.
ایران در اواخر دهه ۱۹۳۰، همزمان که روند مدرنشدن را طی میکرد، وجود پلیس برای عملیکردن اقدامات انضباطی جدید در مورد پیکر مردان و زنان استفاده کرد؛ پس از آنکه دولت به کشف حجابِ زنان فرمان داد، این فرایند شتاب گرفت. پیکر زنان، محلی برای مناقشات سیاسی و فرهنگی شد و این موضوع زمانی بغرنجتر شد که زنان بدنبال کشف حجاب در معرض نگاه خیره عمومی و آزار و اذیت جنسی قرار گرفتند.
اصلاحات، در این دوره، بر مسایل بهداشتی و تندرستی نیز تاثیرات مهمی گذاشت. در پرتو علوم جدیدی که توضیحاتی مبتنی بر میکروب و بیماری را ارائه میدادند، مناسک قدیمی طهارت که خصوص برای مردان و زنان فضاهای جداگانه ای ملزوم میساخت نیز مورد تفسیر تازهای قرار گرفت.
وقتی توجیهات مذهبی جهت جداسازی جنسیتی تضعیف شد و دولت زنان را به مشارکت عمومی بیشتر تشویق کرد، سلسلهمراتبهای اجتماعی سستترشدند. هنگامی که قوانین مدنی جدید سن قانونی ازدواج برای دختران را به پانزدهسالگی رساند و نیز تحت تاثیر افکار و علوم جدید سلسلهمراتبهایی که موجب تقویت جداسازی جنسیتی میشدند به کنار نهاده شدند، زنان ایرانی توانستند از طریق مدارس و باشگاهها و سایر نهادهای مدنی ابراز وجود کنند.
روشنفکران عمده این عصر، مانند احمد کسروی، گفتمانهای هنجاری جدیدی را درباره رابطه جنسی و ازدواج مطرح کردند. اگرچه ازدواجها هنوز توسط والدین ترتیب داده میشد و مستلزم تایید آنها بود، اما جوانان شهری طبقه متوسط جدید ازدواج مبتنی بر تفاهم را ترجیح میدادند.
به تدریج رسم (داشتن چند زن عقدی) و همجنسگرایی سنتی به مقدار زیادی منسوخ شد، و تکهمسری صرفا دگرجنسگرایانه بدل به هنجار جدیدی شده بود. جوامع شهری ایران، همانند غرب، مناسبات کودکبارگی را کمتر از گذشته میپذیرفت.
دوجنسگرایی نسبتا آشکار در میان مردان و زنان طبقات متوسط و بالا کمتر متداول شد. افراد طبقات بالا، از جمله نسل جدیدی از مردان خاندان پهلوی، حتی تعدد زوجات را کنار گذاشتند. گرچه طبقات متوسط سنتی، یعنی بازاریان و خانوادههای روحانیون و رهبران قبایل، هنوز چندین زن میگرفتند اما تعداد زنان آنان معمولا بیش از دو فقره نمیشد.
ایران از ۱۹۴۱ تا ۱۹۵۳ پس از خودکامگی پهلوی، یکدوره از آزادی نسبی سیاسی را تجربه کرد؛ متفقین رضا شاه پهلوی را به خلع و پسر جوانش، محمدرضا، بر سلطنت نشاندند و انواع احزاب سیاسی ظهور یافتند.
متعاقباً مبارزه برای ملیکردن صنعت نفت به رهبری نخستوزیر محمد مصدق و جبهه ملی، ایران را در مقابل بریتانیا قرار داد. با این همه، مسایل جنسیتی دقیقا زیر این کشمکشهای سیاسی واقتصادی جریان داشت.
گاهنامههای آن دوران نشان میدهند که مبارزه برای حق رای زنان در این سالها بهشدت بحثانگیز بود و در جبهه ملی شکاف انداخت. شاید اگر قدرتهای غربی اجازه میدادند مصدق پروژههای دوگانه استقلال ملی و اصلاحات اجتماعی را عملی سازد، این مسائل نیز به نحو مسالمتآمیزی حل و فصل میشد. در عوض، کودتای انگلیسی/آمریکایی در ۱۹۵۳ جنبش دمکراتیک را نابود کرد و محمدرضا شاه پهلوی به قدرت بازگشت.
گرچه شاه دمکراسی را با بیرحمی بسیار درهم کوبید، اما به حمایت از روند مدرنیزاسیون جنسیتی ادامه داد. در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، در میان طبقات جدید متوسط شهری ازدواج مبتنی بر تفاهم و خانواده هستهای رفتهرفته جایگزین وصلتهای فرمایشی و چندهمسری رسمی شد.
علاوه بر این، نفوذ خانواده گسترده بر خانواده هستهای کاهش یافت. مردان جوان در انتخاب شریک زندگی خود نقش قاطعانهتری را ایفا میکردند و زنان جوان شهری نیز بهتدریج همین رویه را پی گرفتند. نسل نوظهوری از زنان تحصیلکرده، مانند اساتید دانشگاه و قانونگذار و اعضای مجلس و رهبران سازمان زنان ایران - که مورد حمایت دولت بودند - برای تصویب قوانین جدیدی که به زنان حقوق مادی چشمگیرتری اعطا میکرد به کارزار پرداختند.
سازمان زنان ایران در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ کمک کرد تا نهاد ازدواج اصلاح شود و تا حدی سقط جنین را نیز قانونی ساخت. این سازمان همچنین کمک کرد تا قوانینی تصویب شود که به زنان حقوق بیشتری در زمینه طلاق میداد و حقوق یکجانبه مردان در طلاق و حضانت بچه را نیز محدود میکرد. تعدد زوجات رسما محدود شد و تابع اجازه همسرِ نخست شد. ظهور سبک زندگی مدرن همجنسگرایانه (gay) در بخشهای کوچکی از نخبگان شهری نیز موجب تشویش اجتماعی شد.
این تغییرات چشمگیرتر از تغییراتی بود که در اروپا روی داده بود، شاید به این دلیل که در طی مدت نسبتا کوتاهتری - حدود هفتاد سال - به وقوع پیوست. رواج سهگانه ازدواج تکهمسری و منع روابط سنتی همجنسگرایی و نیز ازدواج مبتنی بر تفاهم در نیمه نخست سده بیستم، و تغییرات چشمگیری که پس از ۱۹۶۰ در جایگاه زنان و در قوانین ازدواج و طلاق رخ داد، لرزههای شدیدی را در بافت اجتماعی به وجود آورد. نتایج این لرزهها در دههی ۱۹۷۰ کاملا هویدا شد.
در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۵۰ انتقاد روشنفکران ایرانی از جهان غرب گسترش یافت و علت اصلی این انتقادات کودتای ۱۹۵۳ بود که حکومت ملی مصدق را با پشتیبانی CIA سرنگون کرد. اما این مخالفتها تنها به دلایل سیاسی نبودند بلکه در اضطراب جامعه ایران نسبت به بسط فرهنگ مدرن غربی نیز ریشه داشتند.
از ابتدای سده بیستم، طرفداران مدرنیته در رابطه با حقوق زنان در ایران به نوعی قرارداد اجتماعی جدیدی را مطرح کرده بودند. طرفداران مدرنیته وعده داده بودند که چنانچه خانوادهها با افزایش فرصتهای آموزشی دخترانشان موافقت کنند، این حقوق جدید بههیچوجه در تضاد با سلسلهمراتبهای مرسوم جنسیتی و روابط سنتی خانوادگی قرار نخواهد گرفت.
زنان بهطور ضمنی وعده داده بودند که حتی اگر نقشهای فعال تری در جامعه ایفا کنند باز هم همسران و مادران و دختران دلسوز باقی بمانند. با ورود جامعه شهری و صنعتی و شرکت فعال زنان در مدارس و سازمان های اجتماعی٬ جامعه ایران از نظر فرهنگی به دو بخش کاملأ متفاوت تقسیم شد. چنانکه نیکی کدی خاطرنشان کرده بود، ایران در اواسط سده بیستم ملتی «دوفرهنگی» شده بود و طبقات متوسط به زحمت حرف هممیهنان مذهبیتر و محافظهکارتر خود را درک میکردند. (کدی ۲۰۰۳، ۱۰۲).
شهرنشینهای مدرن نیز گمان میکردند که دیر یا زود بقیه جامعه نیز به آنان خواهد پیوست. این شکاف فرهنگی، اخلاقیات جنسی جامعه ایرانی را نشانه رفت؛ در میان زنان همچون مردان یک شکاف فرهنگی ایجاد کرد.
زنان طبقات متوسط و تحصیلکرده از آموزههای مدرنیته و جامعه مصرفگرا پیروی میکردند؛ دانشگاه میرفتند، کار میگرفتند، نقش فعالی در انتخاب همسر خود داشتند، و وارد ازدواجهای مبتنی بر تفاهم می گشتند. هنگامی که ازدواجشان شکست میخورد درخواست طلاق میکردند و، از آنجا که دادگاهها حضانت کودک را به مادر اعطا کرده بودند، این زنان در بسیاری از موارد حضانت فرزندشان را بر عهده می گرفتند.
زنان طبقات متوسطِ قدیم همچنان حجاب داشتند، بهندرت دانشگاه میرفتند، و پیش از پایان دبیرستان ازدواجهای فرمایشی میکردند. برخی از ایشان زن دوم عقدی یا صیغه شوهرانشان را تحمل میکردند، و بهندرت درخواست طلاق میدادند. در خانوادههای گسترده ایشان، ازدواج هنوز نهادی برای تولید مثل بود و نه نزدیکی عاطفی و ارضای جنسی زن.
در اواخر دهه ۱۹۷۰، واکنش شدیدی علیه اصلاحات جنسیتی بخشهای مدرنشدهتر جامعه به وجود آمد. گروه های چپ که منتقد خودکامگی پهلوی و امپریالیسم غربی و مصرفگرایی بودند به جبهه اسلامگرایان محافظهکار در تظاهرات ضدرژیم پیوستند. این جناحهای متضاد نه تنها بر سر موضوعات گسترده سیاسی بلکه در انتقادهای خویش از هنجارهای جنسی زنان شهری مدرن نیز تا حدی متحد شدند. اتحاد فکری این دو گروه بر سر موضوعات فرهنگی خصوصا مخالفت با آزادی های زنان در جامعه مدرن، انقلاب اسلامی را امکانپذیر کرد.
آیتالله روحالله خمینی که در عراق و سپس برای مدتی کوتاه در فرانسه در تبعید بود، با بهرهبرداری از این اوضاع و احوال موفق شد رهبری سراسری انقلاب را به دست گیرد و در سال ۱۹۷۹ جمهوری اسلامی را تشکیل دهد. دیری نپایید که سیاستهای واپسگرایانه فرهنگی در دستور کار قرار گرفت: رژیم کوشید قانون شریعت را از نو برقرار سازد و مکانهای عمومی را از نو زنانه/مردانه کند.
علاوه بر این، همه اصلاحاتی که در ازدواج و طلاق صورت گرفته بود و به نفع زنان بود را لغو کرد، سن ازدواج را برای دختران به نُهسالگی کاهش داد، سیاستِ ازدیاد فرزند را در پیش گرفت، اشتغال زنان را محدود کرد، و حجاب را برای تمام زنان اجباری ساخت. وقتی هم که حکومت شروع به اعدام همجنسگرایان کرد، همین تساهل مدرنی که در اجتماعات نخبگان درمورد سبک زندگی همجنسگرایانه مدرن به وجود آمده بود نیز، نابود شد.
با این همه، ایران پس از انقلاب اسلامی به اخلاقیات جنسی و جنسیتی اوایل سده بیستم بازنگشت؛ همه والدین به کردارهای مربوط به ازدواج کودکان رجعت نکردند؛ سن میانگین زنان در ازدواجِ نخست، که در ۱۹۷۶ به نوزدهسالگی رسیده بود، همچنان بالا میرفت. اگرچه زنان محدودیتهای زیاد اجتماعی-سیاسی-حقوقی روبرو شدند، اما نه وادار شدند که از مکانهای عمومیای مانند مساجد و مدارس و خیابانها و ادارات بیرون روند و نه ایران به بیسوادی بازگشت.
عملأ، نرخ باسوادی پس از انقلاب افزایش چشمگیری پیدا کرد. رژیم به کارزار سوادآموزی و بهداشت عصر پهلوی ادامه داد؛ مردم با شورواشتیاق بیشتری به استقبال این کارزارهای حکومت اسلامی میرفتند، چراکه حکومت اسلامی محصول خیزشی عمومی بود. حکومت جدید حتی قانون اساسی جدیدی را نوشت که یکی از ویژگیهای شاخصِ دولتـملتِ مدرن است.
قانون اساسی جمهوری اسلامی، قدرتِ بیمانند به روحانیت شیعه اعطا کرد. مبارزه هفتادساله میان شاه و مجلس و روحانیون، به پیروزی قاطع روحانیون انجامیده بود؛ جمهوری اسلامی نیز نوع جدیدی از دینسالاری را خلق کرد٬ جایگاه شاه را حذف کرد و بخش اعظم قدرت مجریه را به ولی فقیه (که نخستینشان آیتالله خمینی بود) سپرد.
علاوه بر این، ولی فقیه بسیاری از قدرتهایی که پیشتر در دست مجلس بود را از آن خویش کرد. نهادهای نظارتی حکومت جدید تنها افرادی را به رسمیت میشناختند که اصول جمهوری اسلامی را قبول داشتند و اذعان به طرفداری از خمینی میکردند. فقط گروههایی که چنین میکردند میتوانستند در فرایند سیاسی شرکت کنند. وقتی جنگ ایران-عراق (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ )آغاز شد، این تغییرات نیز تشدید گشت.
پس از ۱۹۷۹، دولت در حوزه امور جنسیِ زنان و کارکردهای تولیدمثلی، به مردان قدرت بیشتری اعطا کرد. به نام حفظ شرافت زنان و ملت، مردانِ درتمامی طبقات اجتماعی از طریق ازدواج رسمی، و گاهی هم خارج از آن، به رابطه جنسی آسانتری دسترسی پیدا کردند. به همین ترتیب، در جمهوری اسلامی، مناسبات جنسی همجنسگرایانهای که بین مردان بزرگسال و جوانان در محیطهای تفکیکدادهشده و تکجنسیتی زنانه/ مردانه روی میداد نادیده گرفته میشد. این در حالی بود که ادعا میشد هویتهای آشکارِ مردان و زنانِ همجنسگرا، مجازات مرگ به همراه دارد.
دولت همچنین کوشید تا از روند مدرنِ عشق و ازدواج را معکوس کند. معاشرت های آشکار و عشقنوازیهای علنی در خیابان و مکان های عمومی، حتی بین زوجات جوان، میتوانست موجب دستگیرشدنشان شود. آنکسانی که مقررات مربوط به حجاب یا سایر قراردادهای مربوط به نظمِ متکی بر جداسازی جنسیتی را نقض میکردند به دست پاسداران مجازات میشدند.
طلاقهای یکجانبه و مرد-محور(طلاق شرعی) از نو برقرار شد. حکومتِ نوینِ دینسالار، در جریان جنگ ایران و عراق و پس از آن، مشوقِ چند همسری و ازدواج موقت شد و آنها را بهعنوان راهحلهایی برای مشکل بیوههای جنگ و سربازان معلول جنگی ترویج میکرد؛ تعدد زوجات و ازدواج موقت برای کسانی که در اثر مقررات سفتوسختِ حاکم بر ملاقاتهای جنسی تحت فشار بودند روزنه ای میگشود.
فیلسوف فرانسوی میشل فوکو به ما میگوید در اروپا در قرن هجدهم گفتمانی فراگیر درباره روابط جنسی متداول شد. این گفتمان فراگیر انقلابی در اخلاقیات سرکوبگرانه و پاکدینگرایانه مربوط به انگلستانِ ویکتوریایی بوجود آورد.دولت خود را درگیر پیشپا افتادهترین موضوعات جنسیت و امورجنسی (از ازدواج و باروری گرفته تا رفتار جنسی) کرده و روزافزون بر امورجنسی کنترل داشت.
چنانکه فوکو ــ که این دخالت دولت در امورجنسی را شکلی از «حکومت بر رفتار» نامید ــ و محققان فمینیست اخیر نشان دادهاند؛ برخی از رادیکال ترین دگرگونی ها در روابط جنسی و ازدواج تحت عنوان مبارزه برای پاکدامنی جنسی در عصر ویکتوریا شکل گرفت . چنین دیدگاههایی تئوریکی میتوانند ما را یاری دهند تا تغییراتِ شاخصهای اقتصادی و جامعهشناختی ایران پس از انقلاب، از جمله نرخِ سوادآموزی، مرگومیر کودکان و نرخ باروری را مفهومپردازی کنیم.
یقینا جمهوری اسلامی در حقوق زنان و حقوق همجنسگرایان و حقوق بشر پسرفتی بسیار گسترده داشته است. اما سیاستهایی را نیز به وجود آورده که مستقیما بر رفتار جنسی شهروندانش تاثیر گذاشته است و نمیتوان این سیاست ها را رفتاری سنتی دانستشان.
در حقیقت، جناحهای گوناگون رژیم از آنچه شاید بتوان یک اقتصاد نوینِ جنسی نامید، فعالانه بهرهبرداری کردهاند. تاثیرات این اقتصاد نوین مبهم است. قوانین ملازم آن، بسیاری از حقوق پایهای زنان در ازدواج و طلاق را نفی کرده اما موجب شده است که دولت با هدف پیشبرد سوادآموزی و بهداشت، و بهبود برخی زیرساختارها (که به نفع تهیدستان شهری و روستایی بوده است) به برخی از اهداف خود دست یابد.
بسیاری از سنتهایی که دولت برقرار کرده، در واقع به نوعی «سنتهای ابداعی» هستند؛ همان اصطلاحی که واضعش اریک هابسبام است. سه نمونه از این سنتهای ابداعی در ذیل ارائه میشود:
در ابتدای سدهی بیستم، عرف و رسوم اجتماعی، مذهب، طبقه، و قومیت بود که نوع لباس بیرونی زنان را تعیین میکرد. طبقات پایینتر و بسیاری از زنان غیرمسلمان حجابهای بازتری داشتند، در حالی که زنان شهری طبقات بالاتر کاملا حجاب میگرفتند.
به این ترتیب، حجابداشتن نشانهای طبقاتی و اجتماعی بود؛ زنان محترمتر و خانوادههایشان حجاب را رعایت میکردند تا خود را از ردههای پایینتر متمایز کنند. دولت برای یک دوره کوتاه بین ۱۹۳۶ و ۱۹۴۱ کشف حجاب را تحمیل کرد.پلیس به تمامی زنان شهری دستور داد حجابهای خود را بردارند و آنها را تشویق کرد لباسها و کلاههای اروپائی بپوشند.
نمونه دوم، قتلهای ناموسی است. گزارشهای پلیس و منابع دیگر نشان میدهند که قتلهای ناموسی در ایرانِ پیشامدرن نادر بوده و معمولا به کردها و عربهای حاشیه ایران محدود بوده است. بسیاری از خانوادهها مسایل ناموسی را از طریق دوختن پرده بکارت، سقط جنین، یا ازدواج شتابزده حلوفصل میکردند. شوهر و خانواده معمولا چنین مسائلی ( مانند روابط خارج از ازدواجِ زنان متاهل) را در خلوت حل میکرد تا آبروی خود را در جامعه از دست ندهد. گهگاه روحانیون یا خود جامعه پیشقدم میشدند و فاحشهای یا فرودستی که مرزهای جنسی را نقض کرده بود را اعدام میکردند.
اما دولت اسلامی پس از ۱۹۷۹ نوع جدیدی از «قتل ناموسی» را تثبیت کرد؛ در این نوع از قتلها، خود دولت بود که فتوای قتل را صادر میکرد و به اجرا میگذاشت، نه پدر یا برادر یا جامعه. نهتنها در ایران، حتی در جهان اسلام هم بیسابقه بود که دولتْ زنِ شهری طبقه متوسط را به دادگاه بکشاند و، بهرغم مخالفت و اعتراضِ شدیدِ خانواده یا جامعه، وی را به اتهامِ زنا اعدام کند.
نمونه سوم، اعدام همجنسگرایان است. روابط همجنسگرایانه در ایران پیشامدرن، بهرغمِ ممنوعیتهای مذهبی، کنشی مرسوم بود. لواط زمانی مجازات میشد که بزه تکرار شود و چهار شاهدِ مرد و بالغ شهادت دهند، و تازه حتی در آن شرایط نیز فردی که دست به عمل لواط زده بود میتوانست توبه کند [و خود را از مجازات برهاند]. مواردی که عملا در جوامع شهری و طبقه متوسط به پلیس گزارش میشد شامل فحشای مردان در مناطق مسکونی و کودکبارگی بود و نه لواط.
با این همه، جمهوری اسلامی سنتهای یادشده را زیرپا گذاشت و شروط مذهبی لازم برای شهادت را نیز نادیده گرفت. حکومت، روابط همجنسگرایانهای که در مدارسِ علوم دینی و بازار رواج داشت را نادیده میگرفت و گهگاه جوانان شهری همجنسگرا را، بهصرفِ ارائه تنها یک گزارش از آنان یا پس از معاینه پزشکی، تحت پیگرد قرار میداد. پس از ۲۰۰۵، یعنی در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، دولت سیاست جدیدی را آغاز کرد؛ حال پلیس، فعالانه در اتاقهای گفتگوی اینترنتی همجنسگرایان شرکت میکرد و آنها را به دام میانداخت.
واکنشِ زنان شهری ایرانی به انقلاب ۱۹۷۹ متفاوت بود. زنان مدرنِ طبقات متوسط مدرن شهری و طبقات بالا در مقابل محدودیتهای جدیای که رژیم اسلامی بر زندگی آنان تحمیل کرده بود مقاومت کردند. برخی از کشور فرار کردند و هماینک بخش چشمگیری از مهاجران ایرانی در شهرهایی مانند لندن، پاریس، وین، فرانکفورت، تورنتو، لوسآنجلس، سان فرانسیسکو و شیکاگو را این زنان تشکیل میدهند.
اما، زنان طبقات متوسط سنتیْ با ایدئولوژی محافظهکارانه فرهنگیِ انقلاب همدلی داشتند و برخی هم در اجرای سیاستهای آن ایدئولوژی به حکومت کمک کردند. رژیم با بهرسمیتشناختن و یارانهدادن به خانوادههای سربازان جنگی و شهدا توانست نیروی بیشتری از زنان و مردان برای خود دستوپا کند.
نکته تناقضآمیز اینجاست؛ اغلبِ زنان این طبقه سنتی که به سازمانهای اسلامی پیوستند در واقع میخواستند خود را از سختگیریهای خانواده پدرسالار رها سازند. این زنان به نهضت مبارزه با بیسوادی و تأمین بهداشت پیوستند و داوطلب انجام برنامههای بازسازی شدند، در سازمانهای نظامی امدادیای ثبتنام کردند که به امور جنگی یاری میرساند یا عضو گروههای امر به معروف زنان میشدند، گروههایی که بر زندگی زنان و مردانی که جهتگیریهای مدرن داشتند نظارت میکردند.
در دهه ۱۹۹۰، نسلی از زنان اسلامی پدیدار شدند که فارغالتحصیل دانشگاه بودند. برخی از ایشان خویشاوندانِ مردانِ اسلامگرای عالیرتبه بودند؛ عدهای دیگر با نظامیانِ کهنهکار و شهیدان ارتباط خانوادگی داشتند یا که خود در جنگ شرکت کرده بودند. میتوان آنان را «طبقه جدید» اسلامگرا دانست که با . . . در اتحاد شوروی نیز مشابهتهایی دارد (جیلاس ۱۹۸۳).
با ازدیاد امکانات فرهنگی٬ آموزشی٬ و شغلی برای این قشر از زنان به تدریج آنها نیز برخی معیارهای دنیای مدرن را پذیرا شدند. دیری نگذشت که زنانِ متعلق به بخشهای اجتماعی محافظهکار فرهنگی در سنین بالاتری از گذشته ازدواج کردند. شمار ازدواجهای سنتی میان آنان کاهش یافت و شمار ازدواجهای مبتنی بر تفاهم رشد کرد، و آن شکاف گسترده فرهنگیای که در دهه ۱۹۷۰ درمورد مسایل جنسیتی وجود داشت کاهش یافت.
دولت، در دهه ۱۹۹۰، در واکنش به ازدیاد جمعیت، مردم را به پیشگیری از بارداری و داشتن خانوادههای کوچکتر تشویق کرد؛ نتیجهی این سیاست یک سری بازکردهای غیر مترقبه بود. دولت بدون اینکه کوچکترین انعطافی درباره مسایل مربوط به حقوق زنان نشان دهد، در کنار کارزارهای سوادآموزی و بهداشت، برنامه تنظیم خانواده جامعی در روستاها و شهرها به اجرا در آورد.
همسرانِ آینده، در کلاسهای تنظیم خانواده، آموزش جنسی میدیدند و تشویق میشدند که زادوولد خود را به دو فرزند محدود سازند. برنامه تنظیم خانواده، با ثبتنام دهها هزار داوطلبِ زن بهعنوان مشاور و قراردادن رایگان وسایل جلوگیری از آبستنی در اختیار زوجها، در کاهش عمدهی نرخ باروری تاثیر داشت.
این کارزارِ کنترل موالید نشان داد که دولت میتواند درباره امورجنسی گفتمانی تقریبا لیبرال و مداراگر اتخاذ کند تا به اهداف خود در مورد کنترل جمعیت برسد. اما همین دولت، در مورد سایر مسایلِ جنسیتی،کماکان سیاستی سختگیرانه و پدرسالارانه پیش گرفت.
برخی از اصلاحاتی که در دوران پهلوی در مورد سن قانونی ازدواج برای دختران، چندهمسری، حق ارث نابرابر، خشونت خانوادگی، و طلاق انجام شده بود معلق باقی ماند یا که متوقف و معکوس شد. رژیم درباره این مسایل اغلب قرائت زنستیزانهای از اسلام انتخاب کرد و بر این نکته تاکید ورزید که این تنها تفسیر درست از شریعت است.
در واکنش به این سختگیریها و پس از رواج آرمانهای لیبرال در دههی ۱۹۹۰ در ایران، برخی اقشار اجتماع دست به مبارزه برای دست یابی به یک جامعه مداراگر زدند. نویسندگان، روزنامهنگاران، وکلا، هنرمندان، موسیقیدانان، طراحان مد، هنرپیشهها، کارگردانان سینما، دانشجویان دانشگاهها، و زنان خانهدار به فعالان جنبش اصلاحات بدل شدند.
اصلاحطلبان از پیشینههای بسیار متفاوت اجتماعی و مذهبی برخوردار هستند. برخی از آنها همان اسلامگرایانِ چپگرایی بودند که در انقلاب نقش داشتند، در جنگ شرکت کردنده بودند، در کارزارهای سودآموزی و بهداشت و سازندگی و تنظیم خانواده نیز سهیم بودند. بسیاری از مردم از دولتِ دینسالار و خساراتهای ناشی از جنگ ایران و عراق (که طی آن تقریبا یک میلیون نفر در دو طرف کشته یا زخمی شده بودند) ناراضی بودند.
اسلامگرایان اصلاحطلب و اپوزیسیون سکولار گاهی به توافقی موقت میرسیدند و برای نیل به آرمانی مشترک متحد میشدند. نیروی جوان، که در برابر محدودیتهای دولتِ دینسالار و پاسداران اخلاق بیطاقت شده بودند و تحت تاثیر شبکههای تلویزیونی ماهوارهای و اینترنت قرار داشتند، روزافزون به سازمانهای جدید اصلاحطلب پیوستند و آن سازمانها تقویت شدند.
در دهه نخستِ سده بیستویکم، نهاد ازدواج دستخوشِ تغییرات قطعیای شده بود؛ شوهران و همسران با توقعات بالاتری که درباره رفاقت و صمیمیت پیدا کرده بودند ازدواج میکنند، البته امیدهایی که اغلب برآورده نمیشد. این توقعاتِ بالا بهنوبه خود در افزایش ازدواجهای ناکام و میزان طلاق نقش داشته است.
اگرچه محدودیت های زنان در گرفتن طلاق همچنان وجود داشت در نبودِ اصلاحات حقوقیای که به زنان حقوق بیشتری در چارچوب خانواده ببخشد، و نیز نبودِ اصلاحات اقتصادیای که زنان را از نظر مالی مستقل از پدران و شوهرانشان سازد، مشکلات اجتماعی در میان زنان و دختران افزایش یافته است؛ از سال ۲۰۰۰، صدها هزار زن جوان از خانه فرار کردهاند، اما اغلب کارشان به حلقههای فحشا در داخل کشور یا تجارت جنسی خلیج فارس ختم شده است. اعتیاد به مواد مخدر، رفتار خطرناک جنسی در میان جوانان شهری و میزان خودکشی در میان زنان روستایی فقیر نیز رو به افزایش است.
امروزه ما شاهد بیداری جنسیای هستیم که به تدریج با گنجینه غنی مذهبی و فرهنگی و اجتماعی ملت ایران واقف گشته و تلاش دارد تا با تلفیق این اصول با جهان مدرن رژیم دینسالار را به چالش کشد و جامعهای دمکراتیکتر بر پا سازد.
برخلاف مبارزات غرب، که جنبشهای فمینیستی از جوامع دمکراتیک پدیدار شدند و کوشیدند تا حقوق محدودی که دولتهای لیبرالدمکراتیک به زنان داده بودند را گسترش دهند، مبارزات در ایران در نظامی اقتدارگرا انجام میشود که هنوز اصول بدیهی یک دولت دموکراتیک را نپذیرفته است.
سینمای ایران، مجلات اینترنتی زنان، فمینیستهای سکولار و مسلمان، مدافعان حقوق زنان در مناصب گوناگون دولت، فعالان حقوق بشر، و طرفداران سبک زندگی مدرن همجنسگرایانِ ، همگی در گفتمان جدیدِ جنسیت و امور جنسی و مدرنیته نقش دارند.
این گفتمانهای جدید از مجادلات قدیمی و دروندینی و تقسیمات ایدئولوژیکی بین غرب و خاورمیانه، فراتر رفته است. گفتمانهای یادشده طرفدار مناسبات جنسیتی مساواتطلبانه، اصلاحات فراگیر در ازدواج و قانون خانواده و قرائتهای لیبرالی از قوانین اسلام هستند. همچنین خواهان برقراری رابطه جدیدی با دنیای بیرون و پدیده پیچیده مدرنیته هستند.
جامعه ایران به مرحله حساسی در انقلاب جنسی نزدیک میشود، انقلابی که بیش از صد سال پیش آغاز شده است.
*ترجمه فارسی مقدمه تاریخ سیاست جنسی در ایران مدرن، نوشته ژانت آفاری برای اولین بار در بی بی سی فارسی منتشر شده است.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/iran/2013/04/130410_l44_afary_sexual_politics.shtml
بیش از ۷۰ ماسک متعلق به یک قبیله بومی آمریکایی در آریزونا روز جمعه، ۱۲ آوریل، در یک حراجی در پاریس فروخته شد که یکی از خریداران، تنها برای یکی از آنها مبلغ ۱۶۰ هزار یورو پرداخت. این رقم سه برابر بیشتر از تخمین اولیه بود.
این ۷۰ ماسک مجموعا به مبلغ ۹۳۰ هزار یورو فروخته شد. حراج پس از آن صورت گرفت که تلاش ها برای متوقف کردن آن از نظر قانونی، ناکام ماند.
وکلای قبیله هوپی (Hopi) از برگزارکنندگان این حراجی خواسته بودند که آن را لغو کنند. آنها می گفتند این ماسک ها احتمالا از مردم این قبیله دزدیده شده است.
به گفته آنها این ماسک ها برای مردم قبیله هوپی مقدس است و خدایان، آنها را متبرک کرده اند.
با این حال برگزارکنندگان این حراجی می گفتند که این ماسک ها پیش از این خرید و فروش شده و از نظر قانونی هیچ مشکلی در خرید و فروششان وجود نداشته است.
آنها می گفتند که جلوگیری از این حراجی ممکن است این شائبه را به همراه بیاورد که اینها جزو هنرهای بومی باستانی قرار می گیرند و در این صورت ممکن است موزه های فرانسه، مجموعه ماسک ها را از آنها بگیرند.
این ماسک ها و صورتک های مرموز، از چوب، چرم، موی اسب و پر ساخته شده اند و گمان می رود که متعلق به یک قبیله کوچ نشین در شمال آریزونا در سال های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ میلادی باشند.
از سال ۱۹۹۰ فروش صنایع دستی مقدس سرخپوستان در آمریکا غیرقانونی شده است ولی این قانون، فروش این گونه اشیاء در خارج از آمریکا را دربرنمی گیرد.
در حراجی روز جمعه، تعدادی از معترضان چندین بار روند فروش را مختل کردند. پس از آنکه ماسک "مادر کلاغ" فروخته شد، یکی از معترضان فریاد زد: "اینها مقدس هستند."
یکی از مسئولان این حراجی گفته است که یکی از این ماسکها را موسسه ای خریداری کرده تا به مردمان قبیله هوپی برگرداند.
کلکسیونر این مجموعه که حاضر به افشای نامش نیست، به خبرگزاری رویترز گفته است: "یک روز، ممکن است بعضی از اینها را پس بدهم. ولی اگر کلکسیونرهای قرن نوزدهم نبودند و تلاش های آنها در حوزه فرهنگ شناسی و قوم سنجی نبود، اکنون اطلاعات اندکی درباره هوپی ها وجود داشت."
دو موزه در آریزونا و افراد قبیله هوپی خواستار لغو این حراجی شده بودند.
همچنین رابرت ردفورد، هنرپیشه آمریکایی، از حامیان این قبیله ۱۸۰۰۰ نفری، که خود را "دوست نزدیک" آنها خوانده، پیش از حکم دادگاه درباره فروش این ماسکها در بیانیه ای نوشت که "این ماسک ها فقط و فقط به هوپی تعلق دارد."
او نوشت: "حراج کردن این اشیاء به نظر من توهین به مقدسات است- جرمی که پیامدهای اخلاقی بزرگی به همراه دارد."
دادخواهی در این زمینه را سازمان سروایوال اینترنشنال آغاز کرد که از حقوق مردم قبیله نشین دفاع می کند.
چارلز ریوکین، سفیر آمریکا در فرانسه، هم درباره این حراج گفته بود که "خیلی نگران" است.
اما سرانجام دادگاهی در پاریس حکم به برگزاری این حراج داد و اعلام کرد که ممنوع کردن فروش این آثار توجیه قانونی ندارد چرا که یک کلکسیونر فرانسوی در طول ۳۰ سال اقامتش در آمریکا آنها را به صورت قانونی خریداری کرده است.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/arts/2013/04/130413_l41_masks_france_auction.shtml
گوگل این اختیار را به کاربرانش میدهد که درباره سرنوشت اطلاعات خود پس از مرگشان، یا عدم فعالیت آنلاین طولانی مدت، تصمیم بگیرند و بگویند آیا باید این اطلاعات پس از یک دوره زمانی مشخص پاک شود و یا این که امکان دسترسی به آنها به فردی دیگر منتقل شود.
کاربران گوگل این اختیار را درباره اطلاعات ایمیلها، فعالیتهایشان در شبکه اجتماعی گوگلپلاس و دیگر حسابهای گوگلشان پیدا خواهند کرد.
گوگل اولین شرکتی است که درباره چنین موضوع حساسی اقدامی این چنینی میکند.
این شرکت در وبلاگ خود نوشته: "امیدواریم این امکان جدید به شما اجازه دهد زندگی دیجیتال پس از مرگتان را، به طریقی امن که حوزه خصوصیتان را حفظ کند، برنامهریزی کنید. امیدواریم این امکان پس از درگذشت شما، زندگی را برای عزیزانتان آسانتر کند."
این امکان گوگل به ترتیبی است که کاربران میتوانند تعیین کنند پس از ۳، ۶، ۹ و یا ۱۲ ماه عدم فعالیت آنلاین اطلاعاتشان پاک شود و یا این که این دسترسی به این اطلاعات به فرد مشخصی واگذار شود.
البته گوگل گفته پیش از هر اقدامی، به کاربران در این باره اطلاعات کافی داده خواهد شد.
شرکتهای دیگر هم تلاش کردهاند تدابیری برای مساله اطلاعات کاربران پس از مرگشان در نظر بگیرند. به عنوان مثال فیسبوک این امکان را به کاربران میدهد که حساب کاربریشان به صورت "یادبود" در بیاید.
از دست ندهیدhttp://www.bbc.co.uk/go/wsy/pub/email/ft/-/persian/science/2013/04/130413_l45_google_data_after_death.shtml