عليرضا ذيحق
داستان عاميانه ی آذربايجان
دانلود داستان عامیانه ی " جمشید شاه " برای موبایل
" شاهزاده جمشيد كه به حيلت و مكر برادران و خواهران ناتني اش، مورد غضب پدر تاجدارش محمدشاه قرار گرفته و از قصر رانده شده بود روزی شنيد كه پادشاه از بيماريِ لاعلاجي دچار رنج و محنت است و طبق خوابي كه ديده است چاره اش گوش سپردن به نواي پرنده اي ناياب است كه بدنش تركيبي از دختري مه روی و گنجشكي رام و خيال انگيز مي باشد. "