Fw: *ادبستان کاوه آهنگر* آخرین سخنان حمزه وصولی پور در گروه

0 views
Skip to first unread message

hamid jallayerian

unread,
Aug 6, 2007, 5:18:46 PM8/6/07
to Hamzeh Vosolipor, Group kave ahangar, darvi...@yahoo.co.in, ab13...@yahoo.com, persis...@googlegroups.com
بادرود به دوست نازنین وبقیه دوستان عزیز
این سروده ایرج میرزا را تقدیم میکنم
شادباشید

 

فتنه هــــا در سردین و وطنست        این دو لفظ است که اصــل فتنست

صحبت دین و وطـــن یعنی چـه        دین تو موطـــن من یعنـــی چـه

همه عالم همه کس راوطـن است         همه جا موطــن هرمرد و زن است

چیست درکلّه تو این دوخیــــال         که کند خــــون مرا بر تو حــلال

----- Forwarded Message ----
From: Hamzeh Vosolipor <pans...@yahoo.com>
To: Adabestan-K...@yahoogroups.com
Sent: Monday, August 6, 2007 10:36:58 PM
Subject: *ادبستان کاوه آهنگر* آخرین سخنان حمزه وصولی پور در گروه

خداباماست 
 
با درود بر دوستان
 
باید بگوید که  بالاخره آنچیزی که انتظارش را داشتم اتفاق افتاد و یک پان ترک خود را نشان داد و طی یک رایانامه  ادعاهای پوچ خود را دوباره تکرار نمود.
 
می پردازیم به این رایانامه و جوابیه آن عزیز پان ترک
 
با درود به دوستان گرامی
در طی یکی دو هفته در گروه گفتمان ها بیشتر پیرامون قومیتها در ایران بوده است که برخی از دوستان دیدگاههای شگفتی ابراز کرده اند (انگار که داروخانه ای است و هر کسی نسخه ای پیچیده است)برخی گفته اند که تورک ها ایرانی نیستند حتی یکی نیز شواهدی ژنتیک گفته دارد !!!یکی گفته که راضی نیست مردمانی از ایران جدا شوند و اگر کسی اهنگ جدایی در سر دارد از ایران بیرون رود !!! و ...در این نظرات به وضوح می توان بارقه های شووینیسم را دید .
 
ادعاهای پوچ در گرو آنکه کسی ناآگاه باشد شکل می گیرد: دوست عزیز پان ترک اینجا یک گروه برای بحث های سیاسی و مسائل روز ایران است و نه داروخانه، و کسی هم نسخه نمی پیچد نظر و مدارک ارائه می دهد.
یک حرف و یک بحث یک بار گفته می شود و دیگران با استناد به دانسته های خود و یا آگاهی های پیشین دیدگاه های خود را ارائه می دهند
در بحثهای گذشته  ما نگفتیم که ترک(تورک شما) ایرانی نیست بلکه عرض کردیم که آذربایجانی ها ترک نیستند تاکید می کنم"آذربایجانی ها ترک نیستند" و همون شخص دیگر که گفته بود دلایل ژنتیکی داره خودم بودم که (شما انگار درباغ نبودید و یک نفر را چند نفر می بینید) برای ادبستان کاوه فرستادم و به واقع و از طریق کاملا علمی ودانش علم ژنتیک این مسئله را  برای دوستان شکافتم که (شما رو نمی شه کاریش کرد ، چون دیگه حرف خودت رو می زنی)
اون یکی دیگه که شاید هم خودم باشم، گفته اند که راضی نیست مردمانی از ایران جدا شوند و اگر کسی اهنگ جدایی در سر دارد از ایران بیرون رود !!!  خب حرف حق رو زدند، چون اکثر اعضای این گروه کشورشون رو دوست دارن و حاضر به جدایی حتی یک وجب از این خاک نیستند.
دوستان لطفا به این جمله آخر دقت کنید:
 
در این نظرات به وضوح می توان بارقه های شووینیسم را دید .
 
این جمله بارها و بارها از سوی پان ترکها گفته شده، به گمانم این جماعت هر که را که عاشق ایران باشد (فارس) می دانند ، البته همانطور که قبلا نیز گفته شد ما فارس نداریم، بلکه فارس زبان داریم که در رده ترک زبان، کُرد زبان و غیره دسته بندی می شود. در کل اگر این موضوع را در کنار مسئله گویش ها و زبان های مختلف بگذاری و تمام جوانب و موارد مورد بحث را در نظر داشته باشیم و اگر دلایل اثبات شده ژنتیکی را نیز بدان اضافه کنیم به یک ملت واحد به نام ایرانی می رسیم که به مرور زمان و به خاطر بروز جنگهای بسیار و آمدن و رفتن حکومتهای مخلتف هم اکنون به زبانهای  گوناگون تکلم می کنند.
و در واقع همه یک ملت هستیم که باهم گره خورده وامروزه نیز بانام ایرانی در جهان شناخته می شویم.
 و باید این نکته را متذکر شوم که زبان فارسی به تنهایی در کشور ایران دارای 54 لهجه مختلف می باشد که از مشکلترین لهجه فارسی می توان به لهجه های سمنانی و یزدی اشاره کرد
 
 
همیشه شووینیستهای پارسی کوشیده اند برای ما تورک های ایران تاریخی مجعول و سراپا دروغ درست کنند در صورتی که تاریخ خودشان را ارتور کریستین سن و براون و... نگاشته اند ادبیات شان را فیتز جرالد و نیکلسون و ... تصحیح کرده اند
 
دوستان خواهش می کنم به این پاراگراف با تاملی ژرف بنگرید که چگونه و به راحتی ادعاهای پوچ خود را مطرح می کند ، اینکلمه  بسیار معروف است" شووینیستهای پارسی " این کلمه معروف را شما از زبان تمامی پان ترکها می توانید بشنوید و در تمامی وبلاگها و وبسایتهای پان ترک این کلمه یا به شکل فوق و یا به صورتهای "شئونیست فارس"،"شئونیست پارس"، "شوونیست پارس" که نمی دانیم این شونیستهای فارس کجا پنهان شده اند که از دید مردم غیر پان ترک کاملا مخفی مانده اند؛ می توانید مشاهده کنید.
در مصاحبه ای که "حسن ارک" شرور ترک گرا با "رادیو برابری" داشته ایشان اولا کلمه فوق را با تلفظ کاملا  اشتباه به صورت"شونِستی" با کسرت حرف "ی" بعد از "ن"بارها و بارها به زبان آورده اند و در ادامه بسیار جالب توجه بود که ایشان  این  جمله را به زبان می آوردن که:
"اینها شونست هایی هستند که هم ملت فارس رو به بند کشیدن و با به بند کشیدن ملت فارس ملتهای دیگر رو هم به بند کشیدن ، سعی می کنن بین ملتهای ایران که ترک، عرب  همگی باید برادرانه باهم باید زندگی کنن اینها رو سعی می کنن به جان هم بندازن بر علیه هم تحریک بکنن ، خودشون رو پشت ناسیونالیسم فارس پنهان کردن اینها ناسیونالیست فارس نیستن، شو!!! پان ایرانیستهای هستند که  ایدئولوژیشون معلوم نیست چیه، فقط می گن که ما ناسیونالیست فارس هستیم!!!!"
 
این تکه ای بود از سخنان کیف و کفش فروش پاساژ ضرغامی تبریز که حتی بلند نیست که  کلمه فوق رو درست تلفظ کنه ولی خودش رو فعال حقوق بشر و مبارز می دونه.
 
حال به اینجا بپردازی: کوشیده اند برای ما تورک های ایران تاریخی مجعول و سراپا دروغ درست کنند در صورتی که تاریخ خودشان را ارتور کریستین سن و براون و... نگاشته اند ادبیات شان را فیتز جرالد و نیکلسون و ... تصحیح کرده اند
خب باید بگم که قارداش  خیلی خوب خودت رو نشون دادی، اولا ایرانی ها (نه فارسها) لازم نیست برای ترکها تاریخ سازی کنن. چون به حد کافی تمام مردم جهان با پیشینه این قوم خوش نام!!! آشنا هستند . به گواه اسناد تاریخی ایرانی و یونانی ، می توان به یکی از افتخارات پادشاهان ترک ، یعنی حرمسراهای اشاره کرد که از پسرهای جوان و مردان خوش چهره تشکیل شده بود.
دوما، تمامی اسنادی که ما در این گفتمان ارائه دادیم همه شاهد هستند که به تمامی دارای مدارک معتبر و کاملا تاریخی بودند. و کمی انصاف می خواهد و وجدان آگاه که این وسط شما نداری.
در مورد  چهار نویسنده و محقق نامبره یه چیزی بپرسم خداوکیلی راستش رو بگو، از کجا کپی کردی ؟
دوستان یادتون هست در مورد تحریفهای تاریخی ایران صحبت کردیم؟ در مورد فردوسی، سومری ها،  رستم، و شعرای پارسی سرای ایرانی که همگی توسط این گروه تحریف شده و به نام خود ضبط شده اند.
چهار دانشمند نامبرده توسط وی از شرق شناسان و محققان برجسته بودند که، نظراتی و نوشته های در مورد تاریخ ایران و ادبیات پارسی و ایرانی دارند که ، امروزه بسیاری از دانشمندان و محققان ایرانی نیز نظرات ایشان را به صورت آشکارا رد می کنند، زیرا این چند تن نیز همانند سایر محققان معاصر و قرون گذشته تنها نظرات شخصی و مشاهداتی خود را مطرح کرده بودند
از محققان ایرانی که نظرات آرتور کریستین  را رد می کند می توان به آقای هوشنگ طالع  محقق برجسته کشورمان اشاره کرد.
ولی شما می توانید در وبسایتهای مختلف پان ترکی و جدایی طلب این اسامی را پیدا کنید که به دفعات تکرار شده است.
در ضمن متذکر شوم که اکثر تحقیقها در مورد خطه و زبان آذربایجان ، توسط خود دانشمندان و محققان آذری انجام شده و مثلا یک ایرانی فارس زبان شیرازی به ندرت دست به تحقیق بر روی مردمان این خطه می زند، زیرا  اولا شناخت بسیاری می خواهد و دوما ، خوشبختانه در ایران به واسطه گوناگونی فرهنگ ایرانی اکثر محققان ایرانی به معرفی و شناسایی فرهنگها و تاریخ شهر و دیار خود می پردازند که از خطه آذربایجان نیز می توان دانشمندان و محققانی را نام برد که سالهای بسیاری سعی در شاناسایی فرهنگ و قومیت مردم آذربایجان نموده اند، همانند شادروان احمد کسروی تبریزی، و یا استادان زبان فارسی همانند استاد قدرت الله جعفری.
و در خلاف ادعای ایشان می توان به داستان پیدایش پان ترکیسم و آغاز تحریفهای پان ترکی توسط چند یهودی اشاره نمود:
"صرف نظر از عوا مل طبیعی ، ازجمله همجواری عثمانی با اروپا، بسیاری بر این باورند که ملی گرایی ترک با کوشش های چند فرد اروپایی یهودی لااصل پدید آمد وگسترش یافت. نخستین فرد آرمینسن وامبری نام دارد.  وی بیش از دیگران در ایجاد ملی گرایی ترک و عرب نقش داشت. او فرزند یک روحانی یهودی مجارستانی و شخصیتی متنفذ ، مردم شناس و ترک شناس بود. سالهای زیادی را در سرزمین عثمانی و آسیای مرکزی گذراند و از دوستان نزدیک و  مشاوران سلطان عثمانی به شمار می رفت. او در باره لزوم احیای ملت ترک آثار زیادی منتشر کرد و پیرامون زبان و ادبیات ترک نیز به پژوهش پرداخت. آثار او مورد استقبال ترک های جوان قرار گرفت و آنان را به شوق آورد و در میهن پرستی دلگرم کرد.وامبری یکی از بخش های کتاب خود را با عنوان طرح هایی از آسیای مرکزی، که نخستین بار در سال 1868 منتشر شد، به تورانیان  اختصاص داد. او استدلال می کرد که همه گروه های ترک به یک نژاد  تعلق دارند. وامبری در کتاب خود به نام سفرهایی به آسیای مرکزی، نقشه امپراتوری پان ترکیسم را ترسیم کرد. کاملا آشکار بود که همه تلاش وامبری  مفهوم بندی کردن امپراتوری پان تورانی به منظور یک تحریک احساسات  ناسیونالیستی  در میان ترک های  امپراتوری عثمانی، قفقاز  و آسیای مرکزی علیه روسیه تزاری، رقیب اصلی امپراتوری انگلستان ، در بازی بزرگ در آسیا صورت گرفت.
دومین فرد لئون کاهون است که یک نویسنده یهودی فرانسوی بود . می توان گفت ولی طراح اندیشه پان ترکیسم  و برجسته ترین حامی آن است. وی بیشترین تاثیر را بر ضیاء گوک آلپ پدر اندیشه پان ترکیسم داشت.
وی در سال 1899 کتابی به نام "مقدمه ای بر تاریخ آسیا"   نوشت و در آن از برتری ترکان و برجستگی نژاد آنان در طول تاریخ سخن راند.
کتاب مزبور  در دهه اول قرن بیستم به زبان ترکی برگردانده شدو در نسخه های فراوان انتشار یافت. وی درکنار  تالیف کتاب و مقاله به ایجاد تشکل های ضد عثمانی از ترک های جوان در فرانسه مبادرت کرد. در واقع یکی از کسانی که اندیشه های وی درباره ملت  و تاریخ ترک تاثیر ژرفی بر تفکر سیاسی ترکیه باقی نهاد ، لئون کاهون بود.
متفکر بعدی آرتور لملی دیوید است. او یک یهودی انگلیسی بود که به ترکیه مسافرت کرد و کتابی به نام (( برسی های مقدماتی)) نوشت و در آن کوشید ثابت کند که ترکان دارای نژادی مستقل و برجسته اند و بر عرب ها و سایر ملل شرقی برتری دارند. کتاب وی ترک ها را متوجه ساخت که ملیت و موقعیتی مستقل دارند.
در سال 1896 نویسنده ای  دیگر  به نام علی ساوی جزوه ای کتابی منتشر شاخت که تقریبا از آثار دیوید برگرفته شده بود و از عظمتو شکوه افتخار آمیز گذشته ترک سخن می گفت. دیوید نخستین پژوهش نظام مند مربوط به عنصر ترکی را در ترکیه عثمانی ارائه کرد. کتاب دستور زبان ترکی حاوی یک نقشه جغرافیایی مناطق ترک زبان آناتولی، روسیه، بالکان و خاور میانه و نیز شرحی از وابستگی گویش های زبانی آنها  بود. هدف انتشار این کتاب ، تبلیغ اندیشه و وحدت ترک ها بود."
 
دوستان توجه داشته باشین که من در این متن بالا به خاطر یهودی ستیزی اینها رو ننوشتم و فقط به منظور اینکه دهان این افراد بی شرم بسته شود به مدارک بالا اشاره کردم.(پس دوستان مطالب بالا رو درست درک کنن)
و  در مورد افکار ایشان در مورد ایران و فارسها تا اینجا رو داشته باشید ، تا بقیشو بگم و دراینجا جای یک شعر خیلی خالیه که براتون می نویسم:
 
یک روز نویسید که زرتشت بود ترک
یک روز ببالید که از ماست نظامی
درآن همه اعصار کهن با لغت ترک
چیزی نشد اظهار ز مردان گرامی
هم زند و اوستاست کنون شهره ی آفاق
هم خمسه بود در کف هر عارف و عامی
زرتشت نظامی ز چه ترکی نسرودند؟
با آن همه دانشوری و نغز کلامی
یا دعوی بی جای شما جمله دروغ است
یا عار شمارید به خود ننگ عوامی
 
 
این گونه کارهای احمقانه که از زمان رضا شاه پهلوی اغاز شده است واینک نیز از سوی ناجمهوری اسلامی فاشیستی تقویت می شود تا بااستفاده از این فضای پراکندگی بهتر بتوانند خون مردم ستم دیده را بمکند این اندیشه های ابلهانه در میان اپوزیسیون نیز وجود دارد .
اما باید بنگارم که تنها یک نژاد وجود دارد و ان هم نژاد انسانی است و در گفتاری اخص ما ایرانی ها سالیان سال در کنار هم زیسته ایم در روزگار کارزار یار ویاور هم بوده ایم چه در انقلاب مشروطیت چه در خیزش سال پنجاه و هفت وچه پس از ان که سراسر کارزار بوده است .
 
خب همانطور که مشاهده می کنید این شخص سخنان خود را که تا چند  لحظه پیش رنگ  ناسیونالیستی ترکی(تورکی) داشته و حرف از تاریخ تحریف شده ترکان توسط فارسها می زد عوض کرده و ابتدا ول خواسته ها و حقوق تاریخی ایران و آذربایجان را طبق معمول به رضا شاه و جمهوری اسلامی پیوند می دهد،(زیرا کی از اینها بهتر) و می گوید که تنها یک نژاد  وجود دارد و آن هم نژاد انسانیست و اشاره می فرماید به  زندگی مسالمت آمیز، که باید گفت تا وقتی این تحریفها و خشونت ها که با نام هویت طلبی و با باطن پان ترکیستی(که دوستان با چند خط آن در این رایانامه آشنا شده اند)  وجود دارد زندگی مسالمت آمیز و آرام را باید به گور ببریم
 
پس از سرنگونی جمهوری پلید اسلامی این حق همه توده ها است که بتوانند به زبان و فرهنگ خود رفتار کنند و اگر هم خواستار جدایی و استقلال شدند این همه پرسی است که سرنوشت را تعیین می کند .
 
ستارخان(سردار ملی) در زمان مبارزه فرمود: هفت کشور را به زیر پرچم ایران خواهم آورد. 
این قسمت را با سخنان سردار ملی آغاز کردم که دوستان ببینند که مردم آذربایجان در همیشه تاریخ دل در گرو این خاک داشتند و خواهند داشت.
درمورد زبان نیز اشاره ای کوتاه کنم به اولین دوره مجلس شورای ملی که تمام نمایندگاه شهرهای مختلف ایران پس از اولین نشست مجلس و جلسات بعدی به تنظیم قانون اساسی بر پایه مسائل و منافع ملی و مصالح اسلامی پرداختند.
که به سه مورد خلاصه وار اشاره می کنم:
تصویب طرح، رنگ و نشان ملی ، پرچم ایران:
در سال 1284 خورشیدی که جنبش مشروطه را مظفر الدين شاه دستينه نهاد در متمم قانون اساسی شکل درفش به اين صورت آمده است:«الوان رسمی بيرق ايران، سبز، سفي دو سرخ و علامت شير و خورشيد است» در اين برگه تاريخی از کنار هم قرار گرفتن و اندازه رنگ ها و پهنای درفش سخن بميان نيامده. در مجلس يکم شماری روحانی بودند که به پيروی از دين اسلام نگاشتن نگاره ها را نا روا ميدانستند. گروهی نو انديش که شمارشان بسيار بود برآن شدند که نگذارند نازش های  فرهنگ گذشته پايمال شود. از جمله اينان شادروان ارباب کيخسرو و شاهرخ نماينده زرتشتيان بودند. با رايزنی برنامه ای حساب شده ريختند و در جلسه مجلس پس از سر آغازی شيوا گفتند: « همه ميدانيم که نود در سد ايرانيان مسلمانند. و رنگ سبز رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ دين است. پس بر بالای پرچم جای گيرد.زرتشتيان هزاران سال پشت اندر پشت در اين سرزمين زاده و زندگی کرده اند در قرآن نيز اشاره ای به اين دين شده. رنگ سپيد که رنگ ويژه کيش زرتشتی است و همچنين رنگ آشتی و پاکدلی است بپاس بزگداشت اين مردم آزاده در زير رنگ سبز جايگزين کنيم.به پاس خون شهيدان راه انديشه و باور بويژه فرزند علی و انقلاب مشروطه رنگ سرخ را در آن جای دهيم. هنگاميکه مجلس کاملا آماده شده سخن به نشان شير خورشيد ميکشد و گفته ميشود. انقلاب مشروطه در امرداد به پيروزی رسيد، ماه امرداد در برج اسد (شير) جای دارد، از سوی ديگر چون بيشتر مسلمانان ايرانی "شيعه" و پيرو علی هستند و شير همچنين پيشنامی از نام های علی است و او را "اسد الله" می خوانند بر اين پايه شير را هم که نشانه امرداد و هم نشانه پيشوای يکم است بيادگار به پرچم نقش کنيم. چون مشروطيت در ميانه امرداد به پيروزی رسيد و خورشيد در اين روز در اوج نيرو مندی و گرمای خود است پيشنهاد ميکنيم خورشيد را نيز بر پشت شير سوار کنيم که هم نشانه علی باشد هم نشانه امرداد و هم ياد آور روز چهاردهم امرداد وهم نشانه کهن ايرانيان. (نکته در خور توجه اينکه به «ميترا» وارتباط آن با خورشيد و مهر نشده تا مبادا روحانيان درون مجلس بر آشفته شوند.) زمانيکه ديدند زمينه مساعد است و مخالفی نيست گفتند حال که شير را نشانه علی دانستيم بايد " ذوالفقار" را نيز به دستش بدهيم. 
نمايندگان دور انديش با شتاب بر اساس اصل پنجم متمم قانون اساسی پيشنهاد و به تصويب رساندند. در اين برگه تاريخی اشاره ای به تاج در بالای شير و خورشيد نشده است. 
تصویب سرود ملی ایران:
در جای دیگر در متمم قانون اساسی ایران ، سرود ملی ایران را در سال 1284 خورشیدی، سرود"نام جاوید ای وطن" سروده ای از "ایرج ترقی" و با آهنگ سازی "موسیو لومر فرانسوی" به تصویب رسید
**تصویب زبان فارسی به عنوان زبان ملی و رسمی ایرانیان:
در مورد تصویب زبان ملی، تمامی نمایندگان شهرهای مختلف ایران (با زبانها و لهجه های متفاوت) با اکثریت آراء زبان فارسی رایج در پایتخت و شهرهای ایران را به واسطه آنکه تمامی اقوام و  گروه های مردم بدان آشنایی داشته و می توانند بدان تکلم کنند را به عنوان زبان ملی و رسمی اعلام نمودنده و تدریس به این زبان که به وسیله خط عام دبیره و دین دبیره نوشته می شد را در تمامی نقاط ایران اجباری دانستند.
که باز یادآور شوم که تمامی نمایندگان مردم ایران از شهرهای مختلف به این قانون رای مثبت دادند، از جمله تمامی نمایندگان شهرهای خطه آذربایجان.
 
همانطور که خود شاهد هستید ، تدریس زبان فارسی  نه تنها از زمان رضا شاه پهلوی در ایران رایج نشده بلکه، در روزهای  ابتدای شروع به کار مجلس شورای ملی در سال 1284 خورشیدی برابر با1905 میلادی (همزمان با استقلال پادشاهی نروژ از پادشاهی سوئد) به تصویب مجلس رسید.
وبرای آنکه یادآور آن روزهای خوش باشیم و یاد آن مردان بزرگ را گرامی داریم، باید اشاره شود که کشور ایران جزو اولین کشورهای جهان است که بعد از انقلاب مشروطه حق رای را به مردها اعطا کرد، که شایان ذکر است که در زمان  تصویب حق رای در ایران ، مردان انگلستان حق شرکت در انتخابات این کشور را نداشته و انتخابات شامل لُردها ، کنت ها، و سرمایه داران بلند پایه بود.
 
و در مورد جدایی و همه پرسی باید این نکته مهم را یاد آور شوم که آقای پان ترک، برای ایران تراژدی یوگسلاوی را در نظر گرفته و به امید آن هستند که  آذربایجان را همانند کوزوو و یا مونتنگرو از ایران جدا کنند ، که ابتدا به حق  فدرالیسم خود رسیدند و بعد شاهد استقلال مونتنگرو بودیم و حال کوزوو را شاهدیم که کاملا  اختیار خود را جدا از صربستان می داند و خواستار استقلال کامل است، در این مورد باید به خدمت ایشان عرض کنم که نه ایرانیان نژاد پرست هستن، و نه  ایران صربستان است که نسخه آن را برای ما بپیچید.
به طور خلاصه وار می توان روند تجزیه ایران را که توسط گروه های جدایی طلب و پان ترک مطرح می شود به صورت زیر نوشت که ابتدا از فدرالیسم شروع شده و به تجزیه کامل می انجامد:
در زیر سایه فدرالیسم اینگونه خواهد داشت:
1-     استقلال زبانی و تدریس زبان منطقه در مدارس و استفاده آن در ادارجات با نظارت دولت مرکزی
2-   بعد از چند سال که از نظر زبانی و فرهنگی استقلال کسب شد، ساز مخالف اینبار با اقتصاد و اعتراض به عقب ماندگی ایالاتی که دارای استقلال فرهنگی و زبانی هستند و کسب استقلال اقتصادی، البته در پول نفت و گاز باید مشترک بود!!!
3-    بعد از استقلال کامل اقتصادی و زبانی، دولت خودمختار یک رفراندوم و همه پرسی از مردم منطقه برای استقلال کامل و یا ماندن در کالبد ایران مطرح خواهد نمود که ، در صورت مثبت بودن همه پرسی، ایالت فوق بدون هیچ خون ریزی از ایران جدا خواهد شد.
 
نکته قابل توجه در مورد رفراندوم و همه پرسی:
در یک رفراندوم و همه پرسی در یک کشور ، تمامی مردم آن کشور باید شرکت کنند و این همه پرسی نمی تواند فقط برای یک ایالت و یا استان باشد زیرا آینده و مصالح ملت و وطن مطرح است، اما چندی پیش حسن شرفی، جانشین دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران، در مصاحبه خود با صدای آمریکا، به صورت کاملا آشکارا عنوان نمود که :"در بحث خودموختاری و جدایی ایالاتی که تحت ستم واقع شده اند، بحث رفراندوم و همه پرسی سراسری مطرح نمی باشد و فقط از مردم استانها و ایالات مورد بحث همه پرسی انجام خواهد شد."
البته این عقیده و گفته آقای شرفی از آنجا  سرچشمه می گیرد که اگر تمامی مردم ایران در این همه پرسی شرکت کنند و با آگاهی کامل از روند و نتیجه همه پرسی داشته باشند باید تجزیه ایران را درخواب ببینند.
پس دوستان خود شاهد باشید که این آقایان چگونه برای خود قانون ها و متمم ها می نویسند
به واقع یک نفر اهل مشهد آنقدر از آذربایجان سهم دارد که من از مشهد دارم و سهم هر دو ما در مورد خوزستان یکیست و باید گفت که علاوه بر مردم آذربایجان  تمام مردم ایران بر آن خطه حق و سهم دارند زیرا همه یک ملت واحد هستیم.
 
 
 
کشور کانادا کشوری دو زبانه است - انگلیسی و فرانسوی -پس از پایان جنگ جهانی دوم هنگامی که مارشال دوگل بدان کشور رفته بود شعار زنده باد کبک ازاد را سر داد و این نقطه شروعی شد برای اغاز جنبش استقلال خواهی کبک که در پی ان دولت به مردم فرانسوی زبان اجازه اموزش به زبان فرانسه راداد ودر ضمن زبان فرانسه نیز زبان رسمی ان کشور شد - به گونه ای که اینک کانادا دارای دو زبان رسمی است -ود ر دهه نود باز دولت رفراندومی در ایالت کبک ترتیب داد برای نظر خواهی در باره استقلال که مردم رای منفی دادند چون نیازی به استقلال نداشتند و به خواسته های خود رسیده بودند .
 
کشور کانادا و سوئیس دو مثال رایج در بین پان ترکها و قومیت گرایان هستند ، زیرا این دو کشور به شیوه فدرال چند زبانه اداره می شوند، با توجه به این نکته که فقط این دو کشور در بین کشورهای فدرال به این صورت اداره می شوند ، به شرح واقعیت های کبک می پردازم:
کانادا همانند بریتانیا و اسپانیا دارای یک سیستم فدرال میباشد. همانند اسکاتلند در بریتانیا و یا کاتالان و باسک در اسپانیا، ایالت کبک Quebec در کانادا نیز دارای یک پارلمان است. ایالت کبک یک ایالت Francophone یعنی فرانسوی زبان است. نفوذ جدایی طلبان فرانسوی زبان در این ایالت زیاد می باشد. حزب Parti Quebecois یک حزب راست نیمه فاشیستی بوده که در راستای جدایی این ایالت از کانادا تلاش دارد. این فعالیتها به جایی رسیده که در این ایالت، فروشگاهها اجازه داشتن تابلو به زبان انگلیسی را ندارند و فقط تابلوهای فرانسوی آزاد میباشند. در حالی که در ایالات دیگر کانادا که انگلیسی زبان میباشند، داشتن تابلو و یا اعلانات به زبان فرانسوی ممنوع نیست. این یک جو متزلزل در این ایالت فراهم آورده است. در حالی که کانادا پیشرفتهای اقتصادی زیادی را داشته، در ایالت کبک تعداد بیکارها بسیاربالاتر از میانگین بیکارهای کل کانادا میباشد. سرمایه داران به علت تزلزل سیاسی کبک علاقه ای به سرمایه گزاری در این ایالت را ندارند. با اینحال حزب Parti Quebecois به برنامه سیاسی خود ادامه میدهد و علت بیکاری در این ایالت را مربوط به جدا نشدن از کانادا میداند. با اینحال این حزب مایل است حتی بعد از جدا شدن از کانادا، دلار کانادا را به عنوان پول رایج حفظ کند! باید خاطر نشان کرد که تا به حال چند بار برای جدایی از کانادا رفراندم انجام شده که به موفقیت نرسیده است.
نکته: مقامات کانادایی ، بارها  اعتراض خود را نسبت نقش دولت فرانسه برای تجزیه این کشور به جامعه بین الملل ارائه داشته اند.
و در مثال دیگر داریم:
اسپانیا یک کشور به تمام معنی فدرال میباشد. نوع فدرالی که در اسپانیا وجود دارد از همه انواع فدرال در کشورهای دیگر شدیدتر است. دو قوم کاتالان و باسک از معدود اقوام غیر اسپانیایی این کشور هستند که مانند بخشهای دیگر اسپانیا به صورت خودمختار اداره میشوند. در حالی که در باسک گروه جدایی طلب ETA به هیچ نوع تساهل و تسامحی حاضر نیست، در کاتالان روی تنوع فرهنگی سرمایه گذاری میشود. در حالی که ETA، که اقلیتی ناچیز بیش نیست و خود را نماینده بلا منازع باسکها میداند و جدایی بی چون و چرای باسک را میطلبد، در کاتالان در چهارچوب زبان اسپانیایی و حدودات اسپانیا، با تلاشهای مشترک فرهنگی، پلی نه تنها میان اسپانیاییها بلکه میان تمامی ملل جهان میزنند. 2 سال پیش سازمان ملل متحد، شهر بارسلون را پایتخت فرهنگی دنیا لقب داد. این در حالیست که در منطقه باسک، مردم بومی باسک به علل فشارهای فیزیکی ETA از آنجا به دیگر شهرهای اسپانیا مهاجرت میکنند. در بارسلون سالی چندین ساختمان زیبا با آرشیتکتی استثنایی افتتاح میشوند که این شهر را زیباتر میسازند. ولی در باسک به علت ترس سرمایه گذاران از خشونت ETA ، هر روز بر تعداد بیکاران افزوده میشود. (این را در مناطق آذری نشین هم میبینیم: مهاجرت). در باسک اصولا فعالیت فرهنگی انجام نمیگیرد. هیچگونه فستیوال و جشنواره ای آنجا وقوع نپیوسته. ولی بارسلون پایتخت جشنواره های اسپانیاست. در باسک  ETA از مغازه داران باج میگیرد تا بتواند ترور و جدایی طلبی خود را ادامه دهد. در کاتالان به سرمایه داران تسهیلات مالیاتی میدهند. هفته ای نیست که در باسک مردم به خیابانها نریزند و بر علیه ETA تظاهرات نکنند. در کاتالون مردم به خیابانها میریزند تا از شهر خود در امتداد شب لذت ببرند.
نکته: اکثر کشورهای فدرال  همانند، روسیه، بریتانیا، ایالات متحده آمریکا، آلمان، اتریش،اکراین، و هند  یک زبان تدریس و استفاده می شود که در تمامی این کشورها ، یگانگی زبان نوعی اتحاد و پیشرفت فرهنگی محسوب می شود.
نتیجه گیری:
با توجه به مثالهای بالا، سیستم فدرال جلوی فعالیتهای جدایی طلبان را نمیگیرد. بلکه برعکس ایشان را جری تر مینماید. با توجه به مثالهای بالا میبینیم که خواسته ها و اعمال جدایی طلبان ضد و نقیض میباشند. هدف این گروهها از بین بردن نظم حاکم و به قدرت رسیدن اقلیت خود است و بس. اگر جدایی طلبان و قبیله پرستان برای یک سیستم فدرال جهت آزادی و دمکراسی در ایران "هارای هارای" هوار میکشند، پس دلیل جدایی طلبان در کشورهای کاملا دمکرات و آزاد و فدرالی مانند کانادا و اسپانیا دیگر چیست؟      چهره گانی (که اکنون خود را جوهرقانلی مینامد) از جدایی طلبان قبیله گرا و فاشیست ترکزبانان، بدون رودربایستی به این دلیل اشاره میکند:" ما از سیستم فدرال دفاع میکنیم، چرا که از فدرالیسم تا جدایی قدمی نیست."
باید توجه داشت که ایران، کانادا، سوئیس یا اسپانیا نیست. ملت ایران هیچگاه با آزادی معقول رودررو نبوده. تمرین دمکراسی ندارد. در استانهای غربی کشور روح قبیله گرایی و فئودالیسم عقب افتاده عجیبی حکمفرماست. مردم به خاطر فقر دست به هر ریسمان سیاه و سپیدی میزنند. البته این در مورد آذربایجان شرقی صدق نمیکند. این استان بعد از تهران ثروتمندترین استان ایران است(یعنی از بسیاری از استان های فارسی زبان دیگر نیز ثروتمند تر است). ولی اینجا قبیله گرایی و فئودالیسم در مغز مردم هنوز زنده است.
 
 
ما ایرانی ها بد بخت عادت کرده ایم که با تحکم دیکتاتور مابانه دستور دهیم وهرکه با مانیست برماست
ساغ اولا سیز و شانلی یاشیا سیز
تانری سیز
 
و در آخر اینکه علی آقا شما هر چی دلت می خواد خودت رو بدون، یک ایرانی بدبخت، یک ایرانی تورک بدبخت، یک ترک بدبخت، و یا هر چیز دیگه، ولی از طرف تمامی ایرانیان حرف نزن، چون ایرانی بودن مسولیت سنگینیست، و دوما این واژه بدبخت لایق همون کسانی است که شما ازشون پیروی می کنی ، نه ایرانی ها.
 
دوستان آذربایجان حق ماست، پاره تن ماست، و گوشه ای از وطن ماست که دل زمین خوانده می شود.
 
اشعار زیر را برای  تکمیل سخنانم به دوستان تقدیم می کنم:
 
نظامی می گوید:
((همه عالم تن است، ایران دل************ **نیست گوینده زیر غیاس خجل))
 
((ترکی صفتی وفای ما نیست************ ** ترکانه سخن سزای ما نیست
آن کز نسب بلند زاید ************ **اورا سخن بلند باید))

((به نفرین ترکان زبان برگشاد************ ** که بی فتنه ترکی زمادر نزاد))
 
خاقانی می گوید:
((آشنای دل بیگانه مشو************ **  آب و نان از در بیگانه مخور
نان ترکان مخور و بر سر خوان ************ ** با ادب نان خور و ترکانه مخور))
 
استاد شهریار می گوید:
تو همایون مهد زرتشتی  و فرزندان تو************ **  پور ایرانند و پاک آیین نژاد آریان
اختلاف لهجه ملیت نزاد بهر کس************ **  ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان
گر بدین منطق تورا گفتند ایرانی نه ای************ **  صبح را خوانند شام و آسمان را ریسمان
مادر ایران ندارد چون تو فرزند دلیر************ ** روز سختی چشم امید از تو دارد هم چنان
بی کس است ایران به حرف ناکسان از ره مرو ************ **  جان به قربان تو ای جانان آذربایجان
 
 
 
درخشید خورشید آزادگان*********ز بحرین تا آذرآبادگان
 
به ایران بیاندیشید دوستان، حکومتها رفتنی اند
آن چیز که می ماند وطن است وطن
 
ایران



Take the Internet to Go: Yahoo!Go puts the Internet in your pocket: mail, news, photos more.

__._,_.___

گروه ادبستان کاوه آهنگر
شما به دلیل این که عضو گروه ادبستان کاوه آهنگر هستید، این ایمیل را دریافت داشته اید

برای ورود به صفحه اصلی گروه به این آدرس مراجعه نمایید
http://groups.yahoo.com/group/Adabestan-Kaveh-Ahangar/

برای ورود به بخش فایل گروه به این آدرس مراجعه نمایید
http://groups.yahoo.com/group/Adabestan-Kaveh-Ahangar/files/

برای خروج از گروه به این آدرس مراجعه نمایید
Adabestan-Kaveh-A...@yahoogroups.com
Recent Activity
Visit Your Group
Yahoo! Avatars

Share Your Style

Show your face in

Messenger & more.

Yahoo! TV

"The 9"

Daily count down

of top Web finds.

Yoga Groups

Exchange insights

with members of

the yoga community.

.

__,_._,___



Park yourself in front of a world of choices in alternative vehicles.
Visit the Yahoo! Auto Green Center.
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages