با درود
اکثر افرادی که از من رنجیده اند ادعا دارند که من بایشان تهمت زده ام و جالب اینکه هیچکدام اعمالشان را انکار نمیکنند فقط سعی به توجیح
ان دارند. برای رفع هر گونه ابهام به لغت نامه دهخدا مراجعه میکنیم:
تهمت . [ ت ُ م َ ] (اِ) تُهَمَة. تُهمَة. گمان بد کردن ... این لفظ در فارسیان به سکون دوم مستعمل است و به لفظ کردن و انداختن و نهادن و زدن وبستن و برداشتن استعمال می یابد. (غیاث اللغات ). گمان بد بردن و گمان بد... (آنندراج ). گمان بد. (دهار).بوسین و نسبت گناه و منقصت و عیب به کسی که دارا نباشد و گمان بد. (ناظم الاطباء). دروغ . بهتان . افتراء.دروغ بستن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
دزد. [ دُ ] (ص ،اِ) ۞ ترجمه ٔ سارق است . (آنندراج ). سارق و کسی که می دزدد و دزدی می کند و راهزن و قطاع الطریق . (ناظم الاطباء). رباینده ٔ مال دیگران .که مال دیگران نهانی برگیرد و برد. آنکه به نهانی ، و در سفرها آشکار، مال دیگران برد. آنکه مالی بسرقت برد. آنکه پیوسته سرقت کند. (یادداشت مرحوم دهخدا). ابن الطریق . ابن اللیل . (مرصع). أصوس . أطلس . أقطع. اءُمرط. خِمعِ. دانِق . دائص . دِعبِل دَعبَلَة. (منتهی الارب ). سالوک . (ناظم الاطباء). شابرالمیزان . (منتهی الارب ). شَص ّ. (دهار). صافِر. صُعلوک . صِلت . طُمسُل . طمل . عادی . عمُروط. فَتّان . قُراضِب . قِرضاب . قِرضابة. قُرضوب . قُطرُب . قُطروب . لص [ ل ِ / ل َ / ل ُص ص ] . لَصت . هِطل . هَیْرُدان . (منتهی الارب )
پیشاپیش از یارانی که این صفات شامل حالشان نمیباشد پوزش میطلبم.
شاد و پیروز باشید
پاینده ایران وارتان
نيما غم دل گو كه غريبانه بگرييم سر پيش هم آريم ودوديوانه بگرييم
من از دل اين غاروتواز قله آن قاف از دل بهم افتيم و بجانانه بگرييم
دوديست دراين خانه كه كوريم زديدن چشمي بكف آريم و باين خانه بگرييم
آخر نه چراغيست كه خنديم بايوان شمعيم كه در گوشه كاشانه بگرييم
اين شانه پريشان كن كاشانه دلهاست يكشب به پريشاني از اين شانه بگرييم
من نيز چو تو شاعر افسانه خويشم بازآ بهم اي شاعر افسانه بگرييم
پيمان خط جام يكي جرعه به ما داد كز دور حريفان دو سر پيمانه بگرييم
برگشتن از آيين خرابات نه مرديست مي مرده بيا در صف ميخانه بگرييم
ازجوش وخروش غم وغمخانه خبرنيست با جوش و خروش غم و غمخانه بگرييم
با وحشت ديوانه بخنديم و نهاني در فاجعه حكمت فرزانه بگرييم
با چشم صدف خيز كه بر گردن ايام خر مهره به بينيم و به دردانه بگرييم
آئين عروسي و چك وچانه زدن نيست بستند همه چشم و چك و چانه بگرييم
بلبل كه نبوديم بخوانيم به گلزار جغدي شده شبگير به ويرانه بگرييم
پروانه نبوديم در اين مشعله باري شمعي شده در ماتم پروانه بگرييم
بيگانه كند در غم ما خنده ولي ما با چشم خودي در غم بيگانه بگرييم
بگذار بهذيان تو طفلانه بخندند
ما هم به تب طفل طبيبانه بگرييم
View=>Encoding=>Unicode(UTF-8)