You do not have permission to delete messages in this group
Copy link
Report message
Show original message
Either email addresses are anonymous for this group or you need the view member email addresses permission to view the original message
to persianebooks
داستان شاه و گیلدا، حكایت دختری دبیرستانی است كه به خاطر قدرتطلبی و جاهطلبی پدرش، طعمه محمدرضا پهلوی میشود و یكی از پرحادثهترین داستانهای هزار و یك شب دربار پهلوی را رقم میزند. شاه گیلدا را به خاطر رنگ موهایش كه طلایی رنگ بود، طلا صدا میزد و این دختر با نام طلا هم در تاریخ ایران شناخته میشود...
یك فریاد تلخ... و صدای بمبی كه در نتیجه برخورد شیئی با سنگ ها به گوش می رسید. و صدای پنجره ها كه با یكدیگر برخورد می كردند. و بعد سكوت مطلق، سكوت مرگباری كه ابدا شایسته روزهای زیبای تابستان نیست.عزرائیل قربانی خود را در یكی از محله های دوردست و ییلاقی تهران به نام دزآشوب پیدا كرده بود. او از دو سال قبل در این خانه دو طبقه تنها میزیست. ساكنین محله فرصت آشنایی با او را پیدا نكرده بودند ولی كلیه اهالی تهران از داستان عشق او اطلاع داشتند.
گیلدای زیبا معشوقه شاه بود. شایع است كه شاه گیلدا را كه بی اندازه به ثریا شباهت دارد عقد نموده بود. و بازهم می گویند زن جوان پسر دو ساله ای به نام دارا دارد.
مردم دزآشوب پس از آنكه جسد ساكن اسرارانگیز ویلا را بر روی سنگها یافتند گیج شدند و موضوع را به پلیس خبردادند. خبر مرگ گیلدا سه روز بعد تحت عنوان خودكشی در مطبوعات ایران منتشر شد. طبق این خبر گیلدا معتاد بوده و چون می دانستند نخواهد توانست خود را از این درد برهاند خودكشی كرده است. شاه از مرگ گیلدا كه با او دوستی خانوادگی داشته بسیار متاثر شده است.
این خبر مرگ گیلدا را اسرارآمیز تر كرد، همه میدانستند كه او تنها زندگی می كند ولی كسی باور نمیكرد كه معتاد باشد و صبح یك روز خود را از پنجره پائین بیاندازد.
آیا شاه پس از ترك معشوقه خود چون وجود او را خطرناك تشخیص داد اقدام به نابودی او نمود؟ آیا این یك هنرجدید ساواك بود؟ ویلای مزبور در محاصره پلیس بود ولی افراد كنجكاو علیرغم هر چیز اطراف خانه را بررسی می كردند. كسانی كه جنازه را دیده اند می گویند با لباس شب نبوده بلكه لباس تابستانی به تن داشته است، گیلدا در عین حال هیچ گونه نامه ای از خود به جا نگذاشته و اسرارش را با خود به گور برده بود.
شاید اگر گیلدا نمیمرد و در ویلای مزبور به زندگی خود ادامه میداد، عشق شاه را نیز فراموش می كرد. ولی مرگ اسرارآمیز زن جوان كارها را زیر و رو كرد. اكنون كلیه جهانیان ادعا می كنند شاه به وسیله ساواك دست خود را به خون آلوده است.
گفته می شود به دنبال اعتراض علیاحضرت شهبانو شاه معشوقه خود را رها كرده است. ادعا می شود اقدام گیلدا در مورد خرید لباسهایی نظیر لباسهای شهبانو در پاریس فرمان مرگ او را امضا كرده است، در عین حال بعضی ها عقیده دارند انتقال مركز ساواك به پاریس با مرگ گیلدا بی ارتباط نیست.
در این بین ادعای یكی از همسایگان گیلدا احتمال آن را كه ساواك در مرگ او دست داشته قوت می بخشد. نامبرده ادعا نموده دو هفته قبل دونفر سیباه پوش كه كیفی در دست داشته اند به ویلا آمده و اطراف آن را بررسی كرده اند، ضمنا نامبرده میگوید دیده است كه آن دو نفر از در عقب وارد ویلا شده اند.
اكنون در كاخ گلستان یك سكوت عمیق حكمفرما است. هم شاه و هم علیاحضرت شهبانو در این مورد سكوت اختیار كرده اند. ویلا دو طبقه گیلدا با خاطرات تلخ و شیرین او انباشته بود. گیلدای زیبا كه آخرین حرفش یك فریاد تلخ بود هیچگاه مستحق این فرجام بد نبود.