بيوگرافي مهدي سلوكي

6 views
Skip to first unread message

M.Amin

unread,
Apr 24, 2013, 1:43:14 PM4/24/13
to گروه گوگل
بيوگرافي مهدي سلوكي

 
برای دیدن تصویر در اندازه واقعی 560x320px و28کیلوبایت روی این نوار کلیک کنید.


مهدي سلوكي در 14 خردادماه سال 1361 در اصفهان به دنيا آمد، پدرش افسر نيروي هوايي ارتش و اصالتا تهراني است، زماني كه مهدي به دنيا آمد، سرهنگ سلوكي مامور به خدمت در پايگاه هشتم شكاري نيروي هوايي در اصفهان بود و به همين دليل شناسنامه اش را در اصفهان گرفتند پس از پايان ماموريت پدر به همراه خانواده به تهران بازگشت و در محله نارمك تهران سكني گزيد.
مادر او اصالتا اراكي است، فرزند اول خانواده محمد در سوم اسفندماه سال 1358 به دنيا آمد، او مجري شبكه تهران است. خانواده سلوكي ها اصيل و متعصب و مذهبي اند. پدر و مادر هر دو تحصيلكرده و اهل فرهنگ و هنر بودند.





 

دوران كودكي مهدي مثل بقيه پسر بچه ها، به شيطنت گذشت، در مجتمع مسكوني پايگاه هشتم شكاري مهدي اغلب اوقات با همراهي برادرش مشغول بازي هاي كودكانه بود.
مهرماه سال 1367، مهدي به كلاس اول رفت، از آنجا كه محمد در كلاس پنجم همان دبستان درس مي خواند، ديگر بچه هاي مدرسه حريف شيطنت هاي او نمي شدند. مهدي بسيار باهوش و با استعداد و پرحافظه بود، اما به خاطر همان شيطنت ها فرصت كمتري براي درس خواندن مي گذاشت و هميشه شب امتحان براي نمره زحمت مي كشيد! برادرش هم به او كمك مي كرد و اين روال در دوران راهنمايي هم ادامه داشت تا اين كه وارد دبيرستان شد. مهدي هنرستان و رشته گرافيك را برگزيد در حالي كه در كودكي خود و خانواده اش آرزوي مهندسي، خلباني و پزشكي داشتند. او در هنرستان مالك اشتر تهران، درس خواند و در همين مقطع هم بود كه جذب كار هنري و تلويزيوني شد تا آنقدر سرش شلوغ شود كه
ديگر زياد به درس ها نرسد. البته مسير آينده اش را هم انتخاب كرده بود و گرافيك ديگر به كارش نمي آمد. او سال 79 ديپلم گرافيكش را گرفت و ديگر تمام وقت روي كار هنري و حرفه اي زوم كرد و انرژي گذاشت.
پس از پايان دوران خدمت سربازي و در شرايطي كه چند مجموعه بازي كرد و چند برنامه را به عنوان مجري در كارنامه داشت، احساس كرد كه در دانشگاه بايد شركت كند، به همين دليل براي كنكور خواند و در رشته بازيگري دانشگاه آزاد اراك قبول شد، منتهي حجم بالاي كار و كمبود وقت اجازه داد، او تا ليسانس پيش برود. گفتني است مهدي سلوكي نقاشي چيره دست است.
درباره او مي گويند: هميشه معلم ها و ناظم ها از دستش شاكي بودند و هر روز يك جاي بدنش درد مي كرد تا اجازه بگيرد و به منزل برود! ديگر همه دستش را خوانده بودند، اما مهدي آنقدر طبيعي نقش بازي مي كرد كه اصلا جرقه بازيگر شدنش هم توسط يكي از معلمان زده شد و روزي به او گفت: تو بهتر است بروي هنرپيشه شوي!

مهدي از كودكي نقاش قابلي بود تا جايي كه نزديكانش وقتي مي خواستند در هنر براي او آينده اي تصور كنند، او را در جايگاه يك نقاش حرفه اي و مشهور مي ديدند. عشق به نقاشي باعث شد او پس از دوره راهنمايي قيد دبيرستان و
خلباني و پزشكي را زده و وارد هنرستان گرافيك شود. زماني كه ماجراي بازيگر شدنش پيش آمد، هنوز نقاشي هنر اول مهدي بود و تا قبل از پخش مجموعه نرگس مهدي نيز در تمام مصاحبه هايش رسما مي گفت كه بازيگري نه شغل اول اوست و نه عشق و هنر اول و هميشه تاكيد داشت كه نقاشي را ترجيح مي دهد اما امروز ديگر چنين نيست. مهدي حتي تجربه برگزاري نمايشگاه نقاشي را هم با يكي از دوستانش دارد؛ چندي پيش نمايشگاهي به نام «سحرآميز» برگزار شد. مهدي در ميان ساير هنرها به خطاطي هم مسلط است اصلا خط خوش در خانواده سلوكي ها ارثي است و پدر و برادرش هم بسيار خوش خط هستند.
رانندگي پشت فرمان اتومبيل به همان اندازه كه براي مهدي جذابيت تفريحي دارد، براي خانواده و دوستدارانش نگران كننده است چون او عاشق سرعت بوده و حتي در زندگي خصوصي هم معمولا با سرعت تصميم گرفته و عمل مي كند! البته مهدي راننده ماهر و باتجربه اي است، اما به دليل همين سرعت به طور متوسط هرماه تصادفي مي كند و هرگز كسي اتومبيل او را سالم نديده! (اولين ماشين او رنوي سفيد بود، بعد پرايد خريد و حالا 206 سبز دارد)...
او عاشق پرسپوليس و رئال مادريد است، از بازي برزيل هم خوشش مي آيد، بهترين بازيكن فعلي ايران را علي كريمي و جهان را رونالدينيو مي داند. او بهترين فوتباليست هاي تاريخ ايران و جهان را، احمدرضا عابدزاده و مارادونا مي داند... بهترين دوست ورزشي اش «علي انصاريان» است. بهترين شهر ايران را شيراز و بهترين مقصد براي سفر را شمال مي داند... بهترين رنگ از نظر او قرمز است




نكته هايي در مورد مهدي سلوكي

مهدي فرزند دوم یک خانواده ی ۴ نفره است.

يک برادر بزرگتر از خودش به نام محمد داردکه او هم در عرصه ي هنر فعاليت ميکند.

پدرش تهراني است و ليسانس الکترونيک داردو سرهنگ نيروی هوايي است و

مهدی از نظر قيافه به پدرش شبيه است.

مادرش ديپلمه و خانه دار است و اصلیت اراکی دارد.

مهدی به دلیل شغل پدرش در جلفای اصفهان به دنيا امدو تا ۴ سالگی در انجا زندگی میکردند.

اسم "مهدی" را پدربزرگش به دليل علاقه اي که به امام زمان (عج) داشت روی او گذاشت.

دوران ابتدايي را در مدرسه اي در نارمک و راهنمايي را در مدرسه ي شهيد فهميده و

دبيرستان را در مدرسه ي مالك اشتر گذراند در ( رشته ي گرافيک) .

ورزشهاي تکواندو . پينگ پنگ. فوتبال (دروازه بان). اسکي.شنا. بدنسازي و ....

تجربه کسب کرده است و هم اکنون در تيم فرياد هنرمندان فعاليت دارد.

از سال 76 وارد عرصه ي بازيگري شد و در کليپ گنجشک و ماه بازي کرد .

بعد از اون دربرنامه های نيم رخ . اسم رمز. اقاي رئيس جمهور . طعم جواني .

اميد هاي ايران. با بچه هاي ايران . پلک . پاتک و .....در نقش مجري يا مجري بازيگر و

در سريالهاي چراغهاي خاموش .روشنايي دشت.درخت سيب . بوي غريب پاييز.

تب سرد .باجناقها .غريبانه و در فيلم گلهاي شب بو بازي کرد.

او غير از بازيگري در زمينه ي نقاشي به سبک رئال و سورئال نيز مهارت دارد و

تا کنون چند بار با دوستان نمايشگاه نقاشي بر پا کرده اند .

شغلهاي ديگري را غير از بازيگري به طور جدي دنبال نکرده ولي مدتي

با برادرش دفتر مونتاژ فيلم داشتند مدتي هم کارهاي تبليغاتي در زمينه ي

حضور چهره هاي مشهور در مجالس و مراسم شرکت هاي بزرگ انجام ميدادند .

او در نواختن گيتار مهارت دارد و در کلاسهاي اواز نيز شرکت کرده است .

در تابستان 84 دوران سربازي را تمام کرد .

بدقولي از خصوصيات منفي و مهرباني و خوش اخلاقي از خصوصيات مثبت اوست .

كودكي

وي در مورد كودكي خود مي گويد: دوران كودكي ام را خيلي دوست داشتم، همان طور كه مي دانيد در اصفهان به دنيا آمدم، اما پس از مدتي به تهران آمديم و بزرگ شده محله نارمك هستم و در اين بين چندين مرتبه ديگر به خاطر شغل پدرم به اصفهان رفتيم، البته پيش از به دنيا آمدن من، خانواده ام در تهران زندگي مي كردند، دوران كودكي ام مثل ساير پسر بچه ها به بازيگوشي مي گذشت، در كودكي آرزو داشتم خلبان شوم، نقاشي را هم خيلي دوست داشتم، استعداد زيادي داشتم، سعي مي كردم تحصيلاتم را در اين زمينه ادامه دهم، اما نشد.
يكي از خاطرات با مزه من در كودكي يا شايد نوجواني مربوط مي شود به ۱۲ سالگي ام، كه روي سي و سه پل در حال دوچرخه سواري با يك موتور تصادف كردم و بيهوش شدم، بنده خدا پدر و مادرم تا دو روز از من بي خبر بودند و به تمام بيمارستان هاي شهر اصفهان سرك كشيدند تا اين كه مرا پيدا كردند.

بهترين مشوق هايم

بدون اغراق پدر و مادرم اولين مشوق هاي من بودند، آنها با فعاليت من در زمينه هنر هميشه موافق بودند و هيچ گاه مرا منع نكردند. و هميشه دوستان خوبي براي من بودند، در زندگي شخصي ام پدر و مادرم جزو بهترين دوستان من بودند و مي باشند. هم چنين تنها برادرم محمد... (گفتني است كه خانواده سلوكي از همين دو پسر تشكيل شده است).

خاطرات

ايفاي هنر هميشه داراي خاطرات خوب و بد است، يعني دنياي هنر بدون خاطره معنايي ندارد، مهدي سلوكي در مورد اين خاطرات مي گويد: «فكر كنم مربوط به همين سريال چراغ هاي خاموش بود، ما در آن سريال روزي ۷، ۸ ساعت بايد جلوي دوربين بازي مي كرديم. در آن زمان موتوري زير پايم بود كه با آن به منزل مي رفتم، يك روز كه از صحنه فيلم برداري برمي گشتم، با پژو تصادف كردم و يك هفته كار خوابيد يك بار هم در سه صحنه روشنايي دشت، موتوري به من زد و فيلم برداري نيمه تمام ماند. در همان سريال يك بار هم هنگامي كه هوا بسيار سرد بود، داخل آب افتادم، خاطره اي بسيار زيبا بود كه هميشه در ذهن من مي ماند».

آرزوهاي خوب

«بزرگترين آرزويم در زمينه كاري ام مي باشد كه دوست دارم آدم موفقي در جامعه شوم، سعي كردم بيشتر خودم الگو باشم تا اين كه الگويي براي خود انتخاب كنم، دوست دارم آدمي باشم كه با بقيه فرق داشته باشم».
از نگاه مهدي سلوكي رمز موفقيت چيست؟
«فكر كنم اين بود كه نصيحت ها و راهنمايي هاي پدر و مادرم را با آغوشي باز پذيرفتم و هم چنين برادر بزرگترم را البته در زمينه هنري هم نبايد راهنمايي هاي «كاظم بلوچي» كارگردان چراغهاي خاموش را ناديده گرفت كه كمك هاي شاياني به من كرد. اما به طور كلي از نظر من انساني موفق است كه اطلاعات عمومي بالايي در همه زمينه ها داشته باشد.

هنر، استعدادي ذاتي است

هنر، از نگاه مهدي سلوكي چيست؟
«هنر يك نوع استعداد ذاتي در انسان است، كه در اكثر آدم ها وجود دارد و انسان ها هر يك به نوعي در خود استعدادهايي دارند كه بايد آنها را شناخته و سپس پرورش دهند».
آيا خود او هم به كارهاي هنري مي پردازد؟
«همان طور كه گفتم به نقاشي علاقه زيادي دارم، از اين رو بعضي اوقات كارهاي گرافيكي انجام مي دهم، با يكي از دوستانم گالري نقاشي برگزار كرديم، به نام «گالري سحرآميز»، كه انواع و اقسام نقاشي هاي رنگ روغن، نقاشي روي پوست و هم چنين نقاشي هاي رئال در آن به نمايش گذاشتيم، البته با كمك دوستان...» فكر مي كنيد كه مهدي سلوكي به جز هنر بازيگري به كاري مي پردازد؟
«با برادرم دفتر مونتاژ فيلم داريم كه از اين كار بسيار راضي هستيم».

پرسپوليسي ام

خيلي عجيب است، معمولا" هنرمندان بيشتر نمي گويند كه طرفدار چه تيمي هستند، اما مهدي سلوكي عكس ديگر همكارانش عمل كرد: «طرفدار دو آتيشه پرسپوليسم، بهترين بازيكنان ايراني هم به نظر من علي كريمي و احمدرضا عابدزاده هستند، از تيم هاي خارجي هم طرفدار رئال مادريد هستم».
و حال در زمينه هنر: «بهترين فيلم به نظر من رنگ خدا است و بهترين فيلم خارجي، جنايت و مكافات، بهترين سريال: شب دهم، بهترين بازيگر مرد و زن ايراني: محمدرضا فروتن و كتايون رياحي و از خارجي ها، بايد به تام كروز و نيكول كيدمن اشاره كنم. بهترين كارگردان ايراني، مسعود كيميايي و كارگردان خارجي مارتين اسكورسيزي است .
Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages