پيش نهاد!

6 views
Skip to first unread message

sepittr aseman

unread,
Feb 5, 2011, 1:40:13 AM2/5/11
to parsizaban
درود بر شما!
2 انديشه در سر دارم كه براي شما دوستان مي گويم

چندي بود كه مي انديشيدم كه دليل دوري و نا آشنايي ما با واژگان پارسي چيست؟؟
چيز هاي بسياري را بررسيدم
برخي از آن گناه ها به دوش ژدران و مادرانمان و رسانه و نويسندگان و
آموزگاران و دولت است
اما برخي نيز گناه خود ماست
باد هر چه كه تند بوزد باز هم درخت نبايد سر خم كند
اگر ما ارزش پارسي را چنان كه بايد مي دانستيم به سادگي تن به اين واژگان
بيگانه نمي داديم

گزشتگان بسيار با سخنان شاعران آشنا بودند
حافظ سعدي و شاهنامه را دست كم يك بار خوانده بودند

اما ما چه
مي انگارم كه هر روز از سروده هاي سخن سرايانمان بخشي را بگزينيم و به گروه بفرستيم
باشد كه زماني اندك بتوانيم واژه هاي پارسي را باز به ياد آوريم

براي امروز من از شاهنامه مي آغازم
داستان سياوش
بخش نخست

کنون ای سخن گوی بیدار مغز
یکی داستانی بیرای نغز
سخن چون برابر شود با خرد
روان سراینده رامش برد
کسی را که اندیشه ناخوش بود
بدان ناخوشی رای اوگش بود
همی خویشتن را چلیپا کند
به پیش خردمند رسوا کند
ولیکن نبیند کس آهوی خویش
ترا روشن آید همه خوی خویش
اگر داد باید که ماند بجای
بیرای ازین پس بدانا نمای
چو دانا پسندد پسندیده گشت
به جوی تو در آب چون دیده گشت
زگفتار دهقان کنون داستان
تو برخوان و برگوی با راستان
کهن گشته این داستانها ز من
همی نو شود بر سر انجمن
اگر زندگانی بود دیریاز
برین وین خرم بمانم دراز
یکی میوه‌داری بماند ز من
که نازد همی بار او بر چمن
ازان پس که بنمود پنچاه و هشت
بسر بر فراوان شگفتی گذشت
همی آز کمتر نگردد بسال
همی روز جوید بتقویم و فال
چه گفتست آن موبد پیش رو
که هرگز نگردد کهن گشته نو
تو چندان که گویی سخن گوی باش
خردمند باش و جهانجوی باش
چو رفتی سر و کار با ایزدست
اگر نیک باشدت جای ار بدست
نگر تا چه کاری همان بدروی
سخن هرچه گویی همان بشنوی
درشتی ز کس نشنود نرم گوی
به جز نیکویی در زمانه مجوی
به گفتار دهقان کنون بازگرد
نگر تا چه گوید سراینده مرد

اين هم نشاني وب گاه گنج ور براي دوستاني كه بخواهند دنباله داستان را
زودتر بخوانند
http://ganjoor.net/ferdousi/shahname/siavosh/sh1/

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages