حقیقت، سیاست و منطق
گزارش شانزده موسسه امنیتی و اطلاعاتی آمریکا در خصوص برنامه هسته ای ایران اگر چه از طرف دولت و شخص رئیس جمهور یک پیروزی سیاسی برای حاکمیت سیاسی امروز ایران تلقی شد اما از نظر بسیاری از کارشناسان و مطلعین امربه مثابه مهر تاییدی بر فعالیتهای نظامی و اتمی ایران تا سال دو هزار و سه محسوب شد. گزارش مورد بحث فشار حملات لفظی و تدابیر تنبیهی شورای امنیت سازمان ملل را در خصوص ایران بشدت کاهش داد و دستگاه دیپلماتیک سیاست خارجی کشور را موقتاً از مخمصه بزرگی رهانید.
این گزارش امنیتی از صراحت خاصی برخوردار بود و عملاً شرایط درک بهتر همگان را از استقلال کاری دستگاهای امنیتی آمریکا از ساختار سیاسی موجود در این کشور را به نمایش گذاشت. اما آنچه این مقاله تلاش خواهد کرد که به آن دست یابد اهمیت حضورو یا عدم حضور عناصری از قبیل حقیقت، سیاست ومنطق در رفتار سیاسی حاکمیت کشورمان در مواجهه با موضوع هسته ای می باشد.
حقیقت. موضوعی است که عموماً درعالم سیاست کمیاب است و از دید بسیاری از سیاستمداران امروز دنیا، حقیتگویی کاری است دشوار و بعضاً بی حاصل، اما در مکاتب سیاسی مبتنی بر مذهب، رهبران سیاسی و مذهبی گفتار و رفتارشان باسنگ محک حقیقت بیشتر آشنا می شود. مقام رهبری مکرراً در خصوص ضد اسلامی بودن ساخت و ساز جنگ افزارهای هسته ای تاکید کردند و تمام مسئولین مکتبی و معتقد به ولایت بارها و بارها در خصوص فتوای رهبری سخن رانده اند اما متاسفانه این تاکیدات در شوق پیروزی حاصل از گزارش سازمان سیا و دیگر پانزده همکار امنیتی آن به کلی فراموش شد. شاید اگر بعد از سه روز بی توجه ای دولت و ریئس جمهور، تجربه و دقت سیاستمدار کهنه کاری چون ولایتی نبود که موجب بیداری کودکان سربه هوای دستگاه دیپلماسی کشور شود آن وقت ما و شما و جهان همچنان می توانستیم شاهد فرمایشات خنک بیشتر این آقایان باشیم. باور جامعه بین اللملل در توقف فعالیتهای نظامی هسته ای ایران همراه با پذیرش حقیقت تلخ دیگری شد که، حکایت از بی اعتباری فتوا و فرمایشات رهبر مذهبی و سیاسی ایران داشت.
سیاست. بررسی سیاستهای به کار گرفته شده در بحران هسته ای ایران، خود موضوعی است محتاج به تعامل بیشتر، که به طور حتم سالها کلاسهای درس سیاسی رها از تعصب و بی خردی می طلبد. این سیاههء کوتاه هرگز نمی تواند بیانگر تمام وقایع باشد. اما به طور مثال، تاکید عده ای از آقایان در خصوص همکاری تمام و کمال ایران با آژانس خود موضوعی است که هر روز در جراید و مطبوعات کشور و جهان ثبت می شود. این اظهارات اگر چه بخشی از سیاست دستگاه دیپلماسی محسوب می شود اما سئوال اینجاست که این سیاست در کدام حوزه به کار گرفته شده است؟ داخلی ومتناسب برای روحیه مردم ایران و یا راهگشا و فریبنده در گفتمان با جهان بیرون؟ آژانس مکرراً ادعای همکاری ایران را رد می کند و در تمام گزارشات خود، همکاری ایران را کافی و در خور رضایت آژانس ارزیابی نمی کند. تعیین سیاستهای کارگشا در حوزه سیاست خارجی با دعوا و تعویض مسئولین چه مقدار شرایط تحمیل سیاستهای ما را به جامعه جهانی موجب شده است؟
تغییر لاریجانی اهل حساب و کتاب و منطق و سیاست با فردی بی تجربه، گمنام و احساساتی چرا می بایست به روند پیچیده و بغرنج سیاست خارجی کشور ما کمک برساند؟ دنیا در مواجه با این تعویض نا بهنگام لزوماً چه امتیازی به ایران داد؟ آقایان حتماً مطلعند از اظهارات خصوصی آقای سولانا و می دانند که نتیجه تمام این چند مذاکره به سرپرستی جلیلی چیزی جز یک هیچ بزرگ نبوده است. اما آقای رئیس جمهور در پاسخ به این روند شکست خورده و بی نتیجه فرمودند "مذاکرات بسیار مثبت بوده است." باز هم سیاستی برای بازار داخل! و هیچ برای سیاست خارجی.
منطق. به سختی می شود باور کرد که رئیس جمهورایران این چنین بی توجه به فعالیتهای منطقه ای وزیر خارجه و دفاع و رئیس جمهور آمریکا فقط با چند کلمه شعار تکراری سعی در عادی جلو دادن اوضاع دارد. نگرانیهای جامعه جهانی امروز با حرکتی ذیرکانه می تواند عملاً برای همیشه برطرف شود. توان علمی ایران در غنی سازی تا سقف پنج درصد قطعی است و تحویل محموله های سوخت بوشهر نیز به سرانجام رسیده پس چرا باید نگران بی وفایی جامعه جهانی بود؟ ما با تعلیق غنی سازی عملاً چه چیزی را از دست می دهیم؟ مگر نمی توانیم دوباره شروع کنیم؟ چرا دنیا را برای هیچ و پوچ بر علیه خود بسیج کردیم؟ دنیا با تعلیق مجدد ایران می تواند به فهم بهتری از تاکیدات رهبری برسد و از طرف دیگر خلع سلاح می شود. در ضمن امکان چانه زنی برای دست یابی به امتیازات مهمتر بالا می رود. فشار اقتصادی بی دلیل بر شانه های ملت مرتفع می شود. و اگر جهان در مقابل با شروط مطرح و به حق ایران بی توجه ای نشان داد آنگاه فشار دادن دکمه ماشین غنی سازی چه زحمتی برای ما دارد؟
سید احمد طباطبایی
بیست و نهم دی ماه