مناقشات و مطالبات مرتبط با این حوزه جغرافیایی در غالب قرارداد رسمی
سال 1921مابین ایران و روسیه مورد توافق قرار گرفت و هر دو کشور پذیرفتند
مرز آبی و منافع محصور در این حوزه را مشترکاً و براساس سهم مساوی و
احترام متقابل بهره برداری کنند.
کشتیرانی، ماهیگیری، محیط زیست و منابع انرژی از مهمترین موضوعات مورد
بحث این حوزه استراتژیک می باشند. پیچیدگی سیاسی و ژئوپلتیک منطقه بسیار
بیشتر از آنچه می شنویم مورد توجه کارشناسان و استراتژیست ها می باشد.
روابط سرد و بسیار محدود دیپلماسی ایران در سالهای حکومت پهلوی با
همسایه ابر قدرت شمالی خود بدون شک یکی ازموفقترین الگوهای رفتارسیاسی
است که می توان در فرم تاریخی و دیپلماتیک سراغ گرفت.
هم زیستی با کشوری قدرتمند با توانمندی نظامی بسیار گسترده که اصولاً
پایبندی و احترام ویژه ای برای قراردادها و مناسبات بین اللمللی خود و
همسایگانش قائل نمی باشد، کاریست بسیار دشوار. ایجاد فضایی متعادل و بهره
جویی زیرکانه و سودمند از حمایتهای کشورهای غربی ،چون انگلستان و آمریکا
توانست دستگاه دیپلماسی خارجی رژیم پهلوی را از شر خطرات ناشی از همسایگی
با شوروی تا حد بسیار قابل توجهی برهاند.
ایران تنها شریک تاریخی روسیه در مالکیت دریا چهء مازندران محسوب می
شود، اما این شریک در مواجهه با تغییر فرم سیاسی همسایه شمالی خود،
ناگهان دچار استعصال و سردرگمی سیاسی شد. ایران نه آنقدر از لحاظ نظامی
توانمند بود تا در مواجه با تقسیمات جدید جغرافیایی همسایگان شمالی خود
بتواند تغییر گذار باشد و نه از حمایت استراتژیک آمریکا و انگلستان بهره
مند بود تا بتواند با چند مانور سیاسی این نابرابری جدید را پوشش دهد.
ایران یک شبه صاحب سه همسای دیگر شد و حالا می بایست با چهار کشور در
مرزهای شمالی خود همزیستی جدیدی را تجربه می کرد. آذربایجان، قزاقستان و
ترکمنستان وارثان جدید سفرهای نفتی مشترک مابین ایران و روسیه شدند که
امروزبا متوسط قیمت 40$ بالغ بر دوازده ترلیون دلار ارزش گذاری شده است.
غرب ستیزی دستگاه سیاسی امروز ایران، آنچنان دلچسب و خوشایند همسایگان
شمالی است که نمی توان در این مقاله آن را توضیح داد. قرارداد ما بین
ایران و روسیه بعد از تغیرات سیاسی و جغرافیایی روسیه بدون هیچ تلاش
دلسوزانه ای از طرف ایران، عملاً به فراموشی سپرده شد و موجبات قرارداد
روسیه، آذربایجان و قزاقزستان را در سال 2003 فراهم نمود. در این قرارداد
سه کشور فوق 64درصد از منابع و وسعت جغرافیایی دریاچه را بین خود تقسیم
کردند و 36 درصد دیگر را برای دو شریک دیگر یعنی ایران و تاجیکستان مقدر
نمودند. این قرارداد اگر چه از طرف ایران و تاجیکستان مورد توافق قرار
نگرفت اما عملاً زمینهء مناقشات سیاسی جدیدی را برای آینده ایران مهیا
ساخت.
نشست امسال تهران متاسفانه نه برای دفاع از حق تاریخی 50درصدی ایران بلکه
برای تثبیت سهم 15.5درصدی برگزار شد که تحقق آن هم هنوز در پرده ابهام
است. مجموع سیاستهای خارجی امروز ایران در مواجهه با جهان غرب شرایطی
تاریخی و بسیار مهیجی برای منفعت طلبی همسایگان شمالی ایران فراهم آورده
که روسیه مشخصاً بیشترین منافع استراتژیک را کسب خواهد کرد.
ایران در بی خردی اسلامگرایان افراطی در مقابله با غرب چنان منافع و
منابع حیاتی خود را حراج می کند که باورش هم برای آگاهان و مطلعین قابل
باور نیست. بیشترین سهم درآمدی ایران از منابع انرژی در نبردی بی معنی و
بسیار بی محتوا با غرب، یا در کیسه روسیه و چین مصرف می شود و یا از
وحشت رها شدن ازقلاب حمایتی دیپلوماتیک این دوکشور، خود سر از پا
نشانخته در حراج ثروت آیندگان پیشگام می شود.
مقامات ایرانی اگر چه با ایجاد سانسور، سرکوب و تحریف وقایع خبری، امروز
امکان بررسی و مداخله دیگر صاحبان اندیشه سیاسی را در کشور عملاً به صفر
رسانده اند اما از قضاوت تاریخ نمی توانند رهایی یابند. این انحصار
گرایی در اداره کشور همانگونه که شرایط بی خردی دستگاه حاکمه را فراهم
ساخته است ، موجبات ضعف اقتصادی ، اجتماعی و اخلاقی جامعه ایران را نیز
موجب شده. این ضعف عمومی در اندام جامعه کشور، شرایط بی اعتباری حاکمیت
را در عرصه درگیریهای استراتژیک بین اللمللی فراهم کرده است.
بخشش مرزو منافع ملی ایران در شمال کشور در مقطعی از تاریخ به انجام می
رسد که ایران در پی دستیابی به قدیمی ترین تکنولوژی هسته ای کشور روسیه
در مرز تحریمهای جهانی و برخورد نظامی قرار دارد. اصرار بی خردانهء
عده ای به اصطلاح ایئدولوگ بنیادگرا تمام شرایط انزجار را برای حکومت
مهیا ساخته است. سیاست خارجی امروز ایران به رهبری آقای خامنه ای نمی
بایست به منظور حفظ و تثبیت منافع ایدولوژیک عده ای اقلیتی، تاراج و
تخریب منافع بلند مدت ایران را برای دیگر کشورها مشروع و ممکن بسازد.
سید احمد طباطبایی
بیستم آبانماه هزارو سیصدو هشتادو شش هجری شمسی