AHMAD TABATABAEI

0 views
Skip to first unread message

alireza hoseini

unread,
Dec 8, 2007, 5:14:33 PM12/8/07
to

هفت تپه و صنعت تلخ شکر

 

تصمیمات اقتصادی دولت در سال هشتادو پنج در خصوص کاهش تعریفات گمرکی  وارادات کالاهایی چون  غله،مرغ، گوشت گاو و گوساله،میوه، نفت کوره و نهایتاً شکر موجب واردات بی حدو حصر شکر شد.

این تصمیم نسنجیده به گفتهء آقای سید حسین هاشمی ، ریس کمیسیون صنایع و معادن مجلس باعث شد تا در ظرف چهارده ماه، سه میلیون تن شکر که مصرف شش سال کشور می باشد وارد ایران شود. این واردات بی حساب و کتاب شرایط زندگی سی و پنج مجموعه صنعتی مرتبط با صنعت قندو شکر را به شددت به خطر ورشکستگی نزدیک کرد. خانم سهیلا جلو دارزاده عضو کمیسیون کار مجلس در تایید مطلب فوق اعلام کرد: " دولت چهل و هشت برابر بیشتر از حد نیاز کشور شکر وارد کرده است."

شکر تولیدی هفت تپه که تنها منبع مستقیم  درآمد پنج هزار نفر کارگر و کارمند می باشد به دلیل واردات شکر خارجی هرگز از طرف دولت  خریداری نشد. عدم پرداخت حقوق زحمتکشان هفت تپه برای ماه های متوالی شرایط اعتراضات و اعتصابات متعددی را ایجاد کرد. پلاکاردهای بسیاری با نوشته "ما گرسنه هستیم" بیانگر اوضاع وخیم ضعیف ترین قشر جامعه می بود که بعد از دوهفته تلاش شبانه روزی با دخالت بیش از هفتصد نفر از   نیروهای امنیتی و ضد شورش به انتها رسید.

 مدیریت کارخانه جات هفت تپه به وزارت اطلاعات سپرده شد و تمام حمل کنندگان پلاکاردهای "ما گرسنه هستیم" بازداشت شدند. این اعتراضات در شرایطی ادامه پیدا کرد که مسئولین امنیتی بارها یادآورعواقبی چون  زندان، تبعید، و حتی اعدام  شده بودند. زحمتکشان هفت تپه در اقدامی قانونی درصدد ارسال نامه ای به اتحادیه جهانی کارگران برآمدند و متذکر شدند که ما بعد از چهل و هفت سال اداره این صنعت به هیچ وجه نخواهیم گذاشت که دلالان حکومتی موجبات شکست و نابودی این صنعت حیاتی را فراهم سازند.

 نماینده مردم نیشابور در سال جاری رسماً از وزیر بازرگانی درخواست نمود تا در خصوص صدور مجوز ورود شکر به کشور تحقیقات لازم را بعمل آورد. لازم به توضیح است که طبق آمارهای بانک مرکزی، گمرک و وزارت بازرگانی،   ایران واردات خود را از کشور چین در سال جاری بیش از چهل و هفت درصد افزایش داده است. این واردات،  پایه های صنعت کشور را هدف گرفته است. رشوه های چنصد میلیون دلاری حاصل از خرید خارجی ، شیرینی تجارت شکر را بیش از پیش شیرین می نماید.

کارگران هفت تپه با معرفی  نقش فعال مافیای حکومتی در بازار آزاد، موجب شنیده شدن نام های آشنایی  چون رفیق دوست مدیر بنیاد نور، فرزندان آیت الله مشکینی، آیت الله واعظ طبسی، آیت الله مصباح یزدی در کنار مسئو لین سازمان اقتصادی سپاه پاسداران بیشتر از هر زمان  دیگر شدند. شرایط  ورود غیر قانونی اقلامی چون دارو، چای،موبایل،سیگار،و شکر از جمله فعالیتهای غیر قانونی سپاه و چند بنیاد دیگر است که رسماً توسط نزدیکان و معتمدین مقام رهبری اداره می شوند.

مشکینی قمی به عنوان چهارمین مرد ثروتمند ایران،  ثروتی  معادل سیصد میلیارد تومان را در سال هشتادودو از معاملات صنعت چاپ و پرینت و شکر محقق ساخت و بعد از مرگ تمام این تجارت انحصاری و مافیایی را به فرزندانش واگذار کرد. اما ثروت سلطان خراسان (واعظ طبسی )   تا سال هشتاد و دو دو برابر بیشتر از مشکینی برآورد شده است. این درآمد هفتصد میلیارد تومانی طبسی و پسران عمدتاً از محل تجارت شکر و املاک حاصل شده است. شرکتهای خارجی مستقر در دبی که طرف حساب با آستان قدس رضوی می باشند همگی متعلق به فرزندان سلطان بوده و سود حاصل از این تجارت انحصاری هرگز وارد چرخه اقتصادی کشور نمی شود.

روابط نزدیک رهبری با سلطان خراسان بر کسی پوشیده نیست. اما بعد از ازدواج یکی از پسرهای طبسی با دختر آقای خامنه ای این روابط بسیار جدی تر از گذشته ادامه پیدا کرده است. فساد مالی گسترده و زیان بی حدوحصر این تجارت انحصاری باعث انزوا و ورشکستگی بسیاری از فعالیتهای اقتصادی بخش خصوصی در کشور شده است که متاسفانه هرگز شکایت و اعتراض آنها به رهبری، پاسخی درپی نداشت.

قربانی کردن زندگی مردم عادی و خالی از  پشتوانه حکومتی بیش از هر چیزی شرایط پدیداری بحران های داخلی بوده و خواهد بود. سکوت و بی توجهی رهبری به ثروت اندوزی نزدیکان و خویشاوندان، شرعاً ،عرفاً و قانوناً ظلمی است ناروا در حق مردم . مطمئناً دوستان و همکاران آگاه و مدبر در ساختار حاکمیت با این اوضاع آشنا هستند.   این حقیر به موجب وظایف شرعی و ملی علی رغم میل باطنی موظف به طرح بعضی از مسائل می باشم. امید است که این وظیفه خطیر موجب رضایت  پروردگار و مردم شریف و نجیب سرزمین آبا و اجدادیم شود. درج این مقالات و اطلاعات محتوای آن را می بایست فقط در راه آگاه سازی مردم دانست و لا غیر، مواجههء روزانه با دردهای بی درمان مردم وجدان هر انسان آزاده ای را بدرد می آورد و اینجانب نتوانستم در مقابل شکایت وجدانم سکوت پیشه کنم.

سید احمد طباطبایی

پانزدهم آذر ماه یک هزارو سیصدو هشتاد و شش هجری شمسی                      

  

Reply all
Reply to author
Forward
0 new messages