اقتصاد خودمونی - غیر رسمی
در سیستمِ "دی" D ، یه فروشگاه اینجوریه: مثلا روی تالاب ساخته شده و هیچ خیابونی اونجا وجود نداره و
فروشنده سیار با قایق یا همون فروشگاه میاد پیش شما، یا ماهی رو صید میکنن و بعد دودی کردن با مختصری سود توی خیابون به فروش میرسه، یا استخراج مواد از زبالهدانیها، یا فروشندگان دورهگردی که دور هم جمع میشن و برای من تصور جایی از دنیاست که دقیقا همه چیز توش وجود داره،
حالا
معنی حقیقی سیستم"دی"
چیه؟ یک کسب و کارعمومیه که به طور سنتی بهش اقتصاد خودمونی، افتصاد غیر رسمی، اقتصاد زیر زمینی، یا بازار سیاه میگن. اما من اینطور تصور نمیکنم. من فکر میکنم بسیار مهمه که بدونیم چنین دریچهای کاملا بازه. و ماییم که باید اونو پیدا کنیم. همه اینها کاملا باز و آشکار اتفاق میافته و هیچ چیز زیر زمینی وجود نداره. این زیر زمینی بودن، در واقع پیشداوری ماست.
عبارت سیستم "دی" از مستعمره های پیشین فرانسه اومده. کلمهای در فرانسه هست به نام "دیبویادیز" به این معنی
که: متکی به خود باشیم٬ و مستعمره های سابق فرانسه اون رو تبدیل به سیستم "دی" برای اقتصاد متکی به خود یا اقتصاد "دی آی وای"(خودت انجامِش بده Do It Yourself) کردند.
اما دولت از اقتصاد دیآیوای متنفره و من فکر میکنم مشکل ما مشکل خیار شوره - تقلب کاریه! من دوستی داشتم که در کارخانه خیار شور کار میکرد و خیار ها از روی تسمه نقاله پایین میریختن و کارش این بود که اونایی رو که ظاهر خوبی نداشتن رو
برداره و تو صندوقی بندازه که برچسب "چاشنی" میخورن، خورد میشن، با سرکه مخلوط شده و برای مصارف سود آور دیگه استفاده میشن این اقتصاد خیارشوریه.
یه آمار جالب از مجله فاینانشیال تایمز اوایل امسال(2012): سیستم "دی" ارزش سالانه بالغ بر ۱/۵ تریلیون دلار داره که حجم عظیمی از پوله، درسته؟ این مقدار ۳ برابر تولید خالص ملی سویسه. پس پول خیلی زیادیه! ۱/۸ میلیارد نفر در سرتاسر دنیا در اقتصادی
کار میکنن که غیر معمول و غیر رسمیه. این عدد هم بزرگه و چه معنیای میتونه داشته باشه؟ خب، یعنی اگه اونا در یک سیستم سیاسی متحد قرار بگیرن یک کشور به نامِ "جماهیر متحد فروشندگان خیابانی "یو.اس.اس.آر" یا "بازارستان" میساختن که ارزش سالانه ۱۰ تریلیون دلار داره و دومین اقتصاد بزرگ دنیا بعد از ایالات متحده میشه. با وجود چنین تصویری از رشد اقتصاد، در ۱۵ سال آینده، اقتصادی نوظهور در کشورهای در حال توسعه خواهد بود که به راحتی ایالات متحده را پشت سر میذاره و بزرگترین اقتصاد جهان میشه.
پس مفهومش بسیار گستردهست چراکه این اقتصاد در جاییه که ۱/۸ تریلیون نفر در حال کار هستن، جایی که در اون میشه دنیایی مساواتطلب ایجاد کرد چراکه مردم به واقع میتونن پول در بیارن و زندگی کنن و موفق بشن،
چیز حیرت آور اینه که کسب و کارهای بزرگ به این تشخیص رسیدن، مثلا سوسیس گالا ساخت کمپانی جهانی "یو ای سی فود" که در سراسر آفریقا و خاور میانه فعاله، در
فروشگاهها به فروش نمیرسه. یو ایسیفود تشخیص داده که اگه در فروشگاهها باشه فروشی نخواهد داشت و محصولش تنها توسط یه بند از دستفروشان خیابانی به فروش می رسه که در ایستگاههای اتوبوس، خیابانهای پر ترافیک میچرخن و اون رو به عنوان خوراکی میفروشن و۴۰ ساله که از این طریق به فروش رسیده. این طرح کسب و کار برای یک شرکته!
یا در مورد پراکتر و گمبل: میدونید که آمارها همیشه نشون داده
که والمارت بزرگ ترین مشتری اونه. وال مارت به عنوان یک فروشگاه ٪۱۵ فروش پراکتر و گمبل رو در اختیار داره اما بزرگترین بخش بازار اونها چیزیه که اونها بهش میگن "فروشگاههای پر مشتری" که شامل کیوسکها و این فروشندگان سیار میشن که در سیستم "دی"، اقتصاد خودمانی قرار میگیره و پراکتر و گمبل تا ۲۰ % از درآمد خودشو از این بخش بازار تامین میکنه و این تنها بخشی از بازاره که در حال رشده. بنابراین پراکتر و گمبل میگه: " ما کاری نداریم که آیا یک فروشگاه به ثبت رسیده یا نه ما میخوایم محصول ما در اون فروشگاه عرضه بشه".
یا "ام تی ان" که یک اپراتور چند ملیتی آفریقای جنوبیه که در ۲۵ کشور فعاله، وقتی به نیجریه اومد نیجریهای که در آفریقا قدرتی محسوب میشه و از هر هفت آفریقایی یکی نیجریه ایه و هرکسی قصد داره بازار تلفن رو در نیجریه مال خودش کنه و وقتی امتیان وارد بازار شد میخواست فروش خدمات تلفنی رو همونطور که در آمریکا یا بریتانیا و یا در اروپا هست پیش بگیره، برنامههای ماهانه پر هزینه، شما گوشی رو میگیری بیش از اندازه
پول پرداخت میکنی، کمرت زیر بار هزینه ها میشکنه، اینجوری برنامه اونها با شکست مواجه شد و از بین رفت همه کشتی هاشون غرق شده بود ولی به یه برنامه جدید رسیدن: ما به شما گوشی نمیفروشیم برنامه های ماهانه هم به شما نمیفروشیم فقط کارت اعتباری به شما میفروشیم و این کارت اعتباری کجا فروخته میشه؟ در دکههای سیار توی همه خیابونها که بدون مجوزن و ثبت نشدن. اما امتیان بیشترین سود خودشو شاید ۹۰% سود خودشو از طریق فروش در سیستم "دی" ، "اقتصاد خودمانی" بدست میاره.
و گوشی ها از کجا میان؟ از گوانگژو، چین. و اگه به طبقات بالای فروشگاههای الکترونیکی قدیمی بریم گوانگژو داشاتو رو پیدا میکنیم که مرکز معاملات اجناس دست دومه، در حالی که گوشیها از اونجا به آفریقا فرستاده میشن، بیشتر گوشیها اصلا دست دوم نیستن! اسم به اشتباه انتخاب شده، بیشتر اونها "دزدی" هستن. یعنی گوشیها مارک دارن اما توسط شرکت تولید کننده اون مارک تولید نشدن.
آیا
جنبه های منفی هم برای سیستم "دی" وجود داره؟ خوب من اینطور حدس میزنم که مالکیت معنوی وجود نداره، درسته؟ ورساچه بدون حروف صدا دار، زومانی بجای آرمانی، اسگوووچی به جای گوچی و .. به این طریق محصولات در سرتاسر دنیا توزیع میشه،
حالا صاحبان این شرکت ها قصد دارند به این موضوع شکایت کنن، من نمیخوام صحت این شکایت رو زیر سوال ببرم، اوایل امسال ازبسیاری از تولید کنندگان مارک اصلی
پرسیدم که در باره این سرقت هنری چه عقیده ای دارن و اونها به من گفتن: "نباید از من نقل قول کنی، چون اگه از من نقل قول کنی، مجبورم بکشمت" اما اونها از این سرقت هنری به عنوان راهی برای بررسی بازار استفاده میکنن. تولید کننده کفش کتانی به من گفت که اگر ببینن که پوما تقلبی تولید میشه یا آدیداس تقلبی تولید میشه ولی مدلهای تقلبی کفش کتانی اونا تولید نمیشه، میفهمن یه جای کار میلنگه! پس واسه اونا بسیار مهمه که مسیر این سرقت هنری رو دنبال کنن. دقیقا به همین دلیل. در حالیکه کسانی که محصولات تقلبی رو میخرن، به هر حال مشتری اونا نیستن چراکه
مشتریهای اونها محصول اصلی رو میخوان.
حالا، یه مشکل دیگه وجود داره. توی سیستم D کسی مالیات پرداخت نمیکنه، درسته؟ از طرفی ما مردم معمولی رو سرزنش میکنیم که مالیاتشون رو پرداخت نمی کنن، اما توجه نمیکنیم که در سراسر دنیا بسیاری از حمایت های مالی وجود داره که شامل برخی از کسب و کارهای معتبر هم میشه، ساده بگم در دهه اول همین قرن میلیون ها دلار رشوه در هر روز پرداخت شده، درسته؟
در سرتا سر دنیا پس این چیزیه که در اقتصاد رسمی اتفاق میافته، در مقابل چیزی که در اقتصاد خودمانی اتفاق میافته، پس این اشتباه ِ که دیگران رو سرزنش کنیم و وقتی من راجع به این موضوع فکر میکنم اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه که در دولتها یک قرارداد اجتماعی بین مردم و دولت وجود داره و اگه دولتها شفاف نباشن مردم هم شفاف نخواهند بود.
میخوام حرفم رو اینطور به پایان ببرم که، چه
چیزهایی میتونه اصول سیستم "دی" باشه؟
اول، اینکه بدونیم که این بازار یک بازار مشارکتی در نظرگرفته میشه، و توسعه مشارکتی رویکرد رو به جلو داره.
دوم، حقایق نسبی هستن. پس اونچه حق بزرگ اتکا به نفس برای کاسبان این سیستمه، غیر مجاز و ناگوار برای سایرین محسوب میشه و ما باید بدونیم که تفاوت زیادی در چگونگی تعریف کردن چیزها و حقایق توسط مردم وجود داره.
و سوم، این که مبادله، اقتصادها رو جایگزین واحد های پولی مختلف میکنه. واحد های پولی جایگزین نیز بسیار مهم هستن، - مثل خریدن مایحتاج فقط به خاطر ظاهر خوبش.
در نهایت میگم این اقتصاد، نیروی خارق العاده ای در توسعه جهانی داره و لازمه که راجع بهش خوب فکر کنیم.
رابرت نیوویرد
ترجمه و ویرایش : مشاور راهبرد 2012