دوست گرامی بنده هرگز اهل کپی پیست کردن نبوده و نمیباشم اما نمیدانم گاهی چرا
وادار میشوم از نقل برخی استفاده کنم که بجز رضایت صاحب نقل خود نیز این کار
را پسندیده نمیدانم
چندی پیش دو بار امیر علیزاده در همین گروه نوشته بودند بیمار تا زمانی بیماری
خود را باور نکند، هرگز نمیتواند به درمان بیندیشد.
یک معلول و یک شهروند هم تا زمانی حق و حقوق خود را نشناسند همانند آنست که
فردی فریاد بزند من گم شده ام! من گم شده ام. در حالی که مکانی که قصد رفتن
دارد یا در مقابل یا پشت سرش میباشد.
مشکلات هم از طرف معلولان و هم مسئولان به قدری زیاد است که انسان نمیداند از
کجا شروع کند و در چه راستایی بنویسد.
بنده هم همانند همه دوستان نابینا در ایران و خارج هم دارای مشکلات میباشم ولی
هرگز صبر نمیکنم دیگران برای رفع مشکلاتم بکوشند که در رفع شدن یا نشدنش هم
آنان را مقصر بدانم.
بلکه خود اقدام میکنم و آنان را وادار به انجام وظایفشان میکنم.
اگر برای کاری به سازمان یا ارگانی مراجعه میکنم، سعی میکنم مدارکم تکمیل،
اطلاعاتم کامل و با رعایت سلسله مراتب قانونی پیش بروم که شخص طرف مقابل حتی
بخاطر یک امضا یک هفته اسیرم نکند.
آموختم اگر قصد دارم یک یا دو عدد نان بگیرم، در صف نانوایی ایستاده و بر حق
خود قانع باشم و انتظار این را نداشته باشم که حسن یا حسینی نوبت خود را به من
بدهد که نتوانم از عهده مسائل بعدیش هم خارج شوم.
یاد گرفتم اگر قصد خرید چیزی را کردم، قبل هزینه کردن درمورد آن محصول تحقیق
کنم تا بعدها افسوس از دست دادن پولم را نخورم.
یاد گرفتم اگر از ارگان یا سازمانی خواستم وامی بگیرم، قبل گرفتار کردن خود به
بازپرداخت آن بیندیشم که بعدها بخاطر چند ریالی در مقابل دیگران بی اعتبار و
رسوا نشوم.
متاسفانه همانطور که روز گذشته گفته شد بسیاری از همنوعانمان به راحت طلبی عادت
کردند و همین کار آنها باعث میشود افراد فعالی چون شما و دوستانتان نیز کاری از
پیش نبرید.
این مطلب کوتاه را هم بنویسم و نامه تمام.
چندی پیش بخاطر پیگیری کار دوستی به اداره ای مراجعه کرده بودم که متوجه شدم
عزیز نابینایی هم از طرف یکی از نمایندگان مجلس برای کار به آن اداره معرفی شده
است.
مسئول کار گزینی از این دوستمان سوال کرد شما با لیسانسی که دارید بجز کار
اپراتوری چه کار دیگری بلد هستید که ما در یکی از شرکتهای زیر مجموعه مشغولتان
کنیم.
عزیز نابینای ما گفتند: نمیدانم کاری باشد که بتوانم انجام بدهم. فرقی هم
نمیکند چه کاری هست.
میبخشید دوست عزیز! تایپ و شماره کردن نامه بلدید؟
خیر متاسفانه فقط کمی بلدم با کامپیوتر کار کنم.
خب کار حساب داری هم که نمیتوانید، خدمات و آبدار خانه هم که هیچ
کار روابط عمومی میتوانید انجام دهید؟
نمیدانم اگر سخت نباشه شاید بتونم انجام بدم. اما اگه کار ساده تری باشه ممنون
میشم.
آقای مسئول تبسمی کردند و با لحنی تحقیر آمیز گفتند:
والله با هنری که شما دارید تنها کار ساده برازنده ما برایتان جایگاه جناب مدیر
عامل هست که اونم باز دارای سختیهایی مثل امضا کردن نامه، کنترل شرکتهای زیر
مجموعه و نظارت به کار پرسنل و از این قبیل مسائل
حال این یکی از دوستان لیسانس ما بود که به این گونه توان خود را نشان داد. اگر
سر همین نخ را بگیریم مشخص میشود آخر راه به کردستان میرسد یا هندوستان.